Telegram
نقدآگین
📘حکومت دینی در گذر تاریخ؛ بنبستی تکراری +
🔻برای آنهایی که امیدوارند مجتبی مثل بنسلمان یهو تبدیل به یک حاکم مصلح بشود، میتوان نمونهای تاریخی آورد.
✝️ حکومت مستقیم رهبران دینی در سرزمینهای ایتالیایی رخ داده. این حکومت از قرون وسطی و زمان پاپ استفان دوم شروع شد. ماجراهای این دوره برای ما جالب و بسیار درسآموز است.
💰 این رهبران دینی در دوران حکومتشان از نفوذ مسیحیت در بین مردم اروپا استفاده کردند و پول زیادی به جیب زدند. وقوفات و عوارض دینی از کل اروپا به سمتشان سرازیر میشد. البته با آن پول هیچ کار مفید و قابل توجهی برای امپراتوری و سامان امور مردم نکردند، چون طبیعتاً هدفشان اینگونه مسائل نبود. پولهایشان را در مسیر اهداف دینی و بزعم خودشان، ارتقای جایگاه دین و کلیسا خرج میکردند.
🏰 اقدامات اصلی پاپها:
۱. تعداد زیادی مدرسه مذهبی و کلیسای فوقلوکس ساختند. این کارشان یک وجه مثبت داشت، چون این هزینههای هنگفت به توسعه هنر و معماری در اروپا کمک کرد.
۲. همه جا دادگاههای تفتیش عقاید دایر کردند. دانشمندان، کتابها و هر کسی را که رقیب کلیسا میدانستند، سوزاندند.
۳. ۲ قرن جنگ صلیبی را کش دادند و ملت را بدبختتر هم کردند.
۴. با انواع جنگهای مذهبی بین فرقههای مسیحی، برای چند دهه اروپا را به آتش کشیدند.
🔥 سقوط حکومت پاپها:
با رنسانس اروپایی، دشمنانشان زیاد شدند. هنری هشتم پادشاه انگلیس اولینشان بود. قرنها بعد، ناپلئون هم به آنها حمله کرد و قدرت نظامی کلیسا کاهش یافت.
🌟 در قرن نوزدهم، مردم مناطقی از ایتالیا که تحت سیطره آنها نبود، متحد شدند. جنبشی تشکیل دادند به نام «ریسورجیمِنتو» یعنی رستاخیز یا «دوباره برخاستن». این جنبش ملیگرایانه، مردم ایتالیا را وارث گذشته باشکوه امپراتوری روم باستان میدانست. میگفت مردم ایتالیا دوباره از خاکستر خودشان بلند میشوند و پا میگیرند.
👑 بعد، یک خاندان قدیمی اصیل ایتالیایی به نام «ساوی» را منبع اتحادشان کردند و یک پادشاهی تشکیل دادند. فرانسویها، آلمانیهای پروس و انگلیسیها که در حال سکولار شدن بودند، هر کدام به نحوی به آنها کمک کردند. حکومت پاپها در نهایت با فتح رم در قرن نوزدهم توسط ارتش پادشاهی ایتالیا به پایان رسید.
🔻ملاحظات نقدآگین
۱. حکومت پاپها در ایتالیا:
حکومت مستقیم پاپها در نواحی مختلف ایتالیا (بهویژه ایالات پاپی) از قرن ۸ میلادی آغاز شد و تا قرن ۱۹ ادامه داشت. ایالات پاپی شامل بخشهایی از ایتالیا میشد که بصورت مستقیم تحت سلطه دینی و سیاسی پاپهای کلیسای کاتولیک اداره میشدند.
۲. درآمدهای مذهبی و اهداف:
این حکومتها از درآمدهای حاصل از مالیات، نذورات و عوارض دینی از سراسر اروپا بهرهمند میشدند. پولها عمدتاً در جهت تقویت جایگاه کلیسا، ساخت کلیساها و مدارس مذهبی، و گاهی در جنگهای صلیبی و سایر اهداف دینی مصرف میشد.
۳. دادگاههای تفتیش عقاید:
دادگاههای تفتیش عقاید توسط کلیسا برای سرکوب بدعتگذاران و محافظت از خلوص عقاید مسیحیت ایجاد شد. این اقدامات، بهویژه در دوره قرون وسطی و رنسانس، به سرکوب دانشمندان، فیلسوفان و هنرمندان مخالف کلیسا منجر شد.
۴. جنگهای صلیبی و مذهبی:
جنگهای صلیبی (از قرن یازدهم تا سیزدهم) و جنگهای داخلی مذهبی در اروپا، از جمله جنگ سیساله (۱۶۱۸-۱۶۴۸)، از جمله تاثیرات منفی این حکومتها بود که منابع و نیروهای انسانی اروپا را تضعیف کرد.
۵. رنسانس و سقوط کلیسا:
جنبش رنسانس و عصر روشنگری موجب کاهش نفوذ کلیسا و افزایش تمایلات سکولار در اروپا شد. با این حال، حکومت مستقیم کلیسا تا قرن نوزدهم ادامه داشت و تنها با جنبش وحدت ایتالیا به پایان رسید.
۶. جنبش ریسورجیمِنتو و سقوط ایالات پاپی:
این جنبش در قرن نوزدهم، با هدف اتحاد ایتالیا و پایان دادن به حکومت ایالات پاپی، به موفقیت رسید. ارتش پادشاهی ایتالیا در سال ۱۸۷۰ رم را فتح کرد و حکومت سکولار جایگزین حکومت مذهبی شد.
🔍 حکومت دینی؛ از تاریخ تا امروز:
حکومت پاپها در قرون وسطی و ایالات پاپی در ایتالیا، نمونه بارزی از حکومتی است که تحت سیطره رهبران دینی قرار داشت. تجربه تاریخی این حکومت نشان میدهد که قدرتهای دینی اغلب بهجای اصلاحات، به دنبال حفظ وضع موجود و سرکوب مخالفان بودند.
📜 شباهتها با حکومتهای مذهبی معاصر:
شباهتهای عمیقی میان حکومتهای دینی گذشته و برخی حکومتهای مذهبی معاصر دیده میشود. وعدههای اصلاحات یا تغییر از درون چنین حکومتهایی اغلب غیرواقعی است. تاریخ نشان داده که رهبران این حکومتها بهندرت از قالب ایدئولوژیک خود خارج میشوند.
⚔️ درسهایی از جنبش ریسورجیمِنتو:
این جنبش نشان میدهد که تغییرات بنیادین، معمولاً از طریق جنبشهای مردمی و اتحاد ملیگرایانه امکانپذیر است. حمایت خارجی نیز میتواند به تسریع این تغییرات کمک کند، همانطور که در ایتالیا رخ داد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻برای آنهایی که امیدوارند مجتبی مثل بنسلمان یهو تبدیل به یک حاکم مصلح بشود، میتوان نمونهای تاریخی آورد.
✝️ حکومت مستقیم رهبران دینی در سرزمینهای ایتالیایی رخ داده. این حکومت از قرون وسطی و زمان پاپ استفان دوم شروع شد. ماجراهای این دوره برای ما جالب و بسیار درسآموز است.
💰 این رهبران دینی در دوران حکومتشان از نفوذ مسیحیت در بین مردم اروپا استفاده کردند و پول زیادی به جیب زدند. وقوفات و عوارض دینی از کل اروپا به سمتشان سرازیر میشد. البته با آن پول هیچ کار مفید و قابل توجهی برای امپراتوری و سامان امور مردم نکردند، چون طبیعتاً هدفشان اینگونه مسائل نبود. پولهایشان را در مسیر اهداف دینی و بزعم خودشان، ارتقای جایگاه دین و کلیسا خرج میکردند.
🏰 اقدامات اصلی پاپها:
۱. تعداد زیادی مدرسه مذهبی و کلیسای فوقلوکس ساختند. این کارشان یک وجه مثبت داشت، چون این هزینههای هنگفت به توسعه هنر و معماری در اروپا کمک کرد.
۲. همه جا دادگاههای تفتیش عقاید دایر کردند. دانشمندان، کتابها و هر کسی را که رقیب کلیسا میدانستند، سوزاندند.
۳. ۲ قرن جنگ صلیبی را کش دادند و ملت را بدبختتر هم کردند.
۴. با انواع جنگهای مذهبی بین فرقههای مسیحی، برای چند دهه اروپا را به آتش کشیدند.
🔥 سقوط حکومت پاپها:
با رنسانس اروپایی، دشمنانشان زیاد شدند. هنری هشتم پادشاه انگلیس اولینشان بود. قرنها بعد، ناپلئون هم به آنها حمله کرد و قدرت نظامی کلیسا کاهش یافت.
🌟 در قرن نوزدهم، مردم مناطقی از ایتالیا که تحت سیطره آنها نبود، متحد شدند. جنبشی تشکیل دادند به نام «ریسورجیمِنتو» یعنی رستاخیز یا «دوباره برخاستن». این جنبش ملیگرایانه، مردم ایتالیا را وارث گذشته باشکوه امپراتوری روم باستان میدانست. میگفت مردم ایتالیا دوباره از خاکستر خودشان بلند میشوند و پا میگیرند.
👑 بعد، یک خاندان قدیمی اصیل ایتالیایی به نام «ساوی» را منبع اتحادشان کردند و یک پادشاهی تشکیل دادند. فرانسویها، آلمانیهای پروس و انگلیسیها که در حال سکولار شدن بودند، هر کدام به نحوی به آنها کمک کردند. حکومت پاپها در نهایت با فتح رم در قرن نوزدهم توسط ارتش پادشاهی ایتالیا به پایان رسید.
🔻ملاحظات نقدآگین
۱. حکومت پاپها در ایتالیا:
حکومت مستقیم پاپها در نواحی مختلف ایتالیا (بهویژه ایالات پاپی) از قرن ۸ میلادی آغاز شد و تا قرن ۱۹ ادامه داشت. ایالات پاپی شامل بخشهایی از ایتالیا میشد که بصورت مستقیم تحت سلطه دینی و سیاسی پاپهای کلیسای کاتولیک اداره میشدند.
۲. درآمدهای مذهبی و اهداف:
این حکومتها از درآمدهای حاصل از مالیات، نذورات و عوارض دینی از سراسر اروپا بهرهمند میشدند. پولها عمدتاً در جهت تقویت جایگاه کلیسا، ساخت کلیساها و مدارس مذهبی، و گاهی در جنگهای صلیبی و سایر اهداف دینی مصرف میشد.
۳. دادگاههای تفتیش عقاید:
دادگاههای تفتیش عقاید توسط کلیسا برای سرکوب بدعتگذاران و محافظت از خلوص عقاید مسیحیت ایجاد شد. این اقدامات، بهویژه در دوره قرون وسطی و رنسانس، به سرکوب دانشمندان، فیلسوفان و هنرمندان مخالف کلیسا منجر شد.
۴. جنگهای صلیبی و مذهبی:
جنگهای صلیبی (از قرن یازدهم تا سیزدهم) و جنگهای داخلی مذهبی در اروپا، از جمله جنگ سیساله (۱۶۱۸-۱۶۴۸)، از جمله تاثیرات منفی این حکومتها بود که منابع و نیروهای انسانی اروپا را تضعیف کرد.
۵. رنسانس و سقوط کلیسا:
جنبش رنسانس و عصر روشنگری موجب کاهش نفوذ کلیسا و افزایش تمایلات سکولار در اروپا شد. با این حال، حکومت مستقیم کلیسا تا قرن نوزدهم ادامه داشت و تنها با جنبش وحدت ایتالیا به پایان رسید.
۶. جنبش ریسورجیمِنتو و سقوط ایالات پاپی:
این جنبش در قرن نوزدهم، با هدف اتحاد ایتالیا و پایان دادن به حکومت ایالات پاپی، به موفقیت رسید. ارتش پادشاهی ایتالیا در سال ۱۸۷۰ رم را فتح کرد و حکومت سکولار جایگزین حکومت مذهبی شد.
🔍 حکومت دینی؛ از تاریخ تا امروز:
حکومت پاپها در قرون وسطی و ایالات پاپی در ایتالیا، نمونه بارزی از حکومتی است که تحت سیطره رهبران دینی قرار داشت. تجربه تاریخی این حکومت نشان میدهد که قدرتهای دینی اغلب بهجای اصلاحات، به دنبال حفظ وضع موجود و سرکوب مخالفان بودند.
📜 شباهتها با حکومتهای مذهبی معاصر:
شباهتهای عمیقی میان حکومتهای دینی گذشته و برخی حکومتهای مذهبی معاصر دیده میشود. وعدههای اصلاحات یا تغییر از درون چنین حکومتهایی اغلب غیرواقعی است. تاریخ نشان داده که رهبران این حکومتها بهندرت از قالب ایدئولوژیک خود خارج میشوند.
⚔️ درسهایی از جنبش ریسورجیمِنتو:
این جنبش نشان میدهد که تغییرات بنیادین، معمولاً از طریق جنبشهای مردمی و اتحاد ملیگرایانه امکانپذیر است. حمایت خارجی نیز میتواند به تسریع این تغییرات کمک کند، همانطور که در ایتالیا رخ داد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘راز مخاطبان گستردۀ کارهای بیژن اشتری
✍🏻 #مهرپویا_علا
📚 تعدادی از کتابهای تاریخی که زندهیاد #بیژن_اشتری ترجمه کرده است، از جمله مهمترین کارهای پژوهشی در حوزهٔ خود به شمار میروند. برای مثال، کتاب مائو: داستان ناشناخته اثر جونگ چانگ و جان هالیدی، حاصل دستکم بیست سال کار پژوهشی کسی است که در آن جامعه زندگی کرده و تجربهٔ دست اولی از آن داشته است. بعضی از جملات این کتاب، مصداق این مثلاند که «آنچه از دل بر آید، لاجرم بر دل نشیند.» بنابراین، در کنار عواملی چون کیفیت بالای کارها، مداومت و تمرکز سیساله در انجام کار، میتوان گفت یکی از دلایل شمار بالای مخاطبان این ترجمهها حس آشنایی است که به خوانندۀ ایرانی منتقل میکنند.
📚 بعضیها تلاش مداوم بیش از سیسالۀ یک انسان را نادیده میگیرند. از زمانی که هنوز اینترنت و هوش مصنوعی رواج نیافته بود، این افراد خود را با این تصور راضی میکنند که چون ترجمههای زندهیاد اشتری مخاطب زیادی پیدا کردهاند، پس کتابهای عمیقی نیستند. البته، شماری از این آثار، مانند کارهای رابرت سرویس، حتی در کشور مبدأ یا دیگر کشورها هم با نفرتپراکنی و مانعتراشی مواجه شدهاند.
🚫 برای مثال، در آلمان تلاش کردند با فشار به ناشر، جلوی انتشار نسخۀ آلمانی کتاب تروتسکی اثر رابرت سرویس را بگیرند.
💡 سوسیالیسم از قرن بیستم به اینطرف، در بعضی جوامع به شدت، و در برخی دیگر با شدت کمتر، همان جایگاهی را پیدا کرد که نظامهای عقیدتی جهانگیر در گذشته داشتند.
🔥 رفتار کشیشانِ سوسیالیسم با آثار فرهنگی دگراندیش، از بسیاری جهات با رفتارهای گذشته نسبت به آثار کفرآمیز مقایسهپذیر است. در جوامعی که موفق به تشکیل حکومت شدند، دستگاه تفتیش عقاید و حذف آثار دگراندیشانه را به راه انداختند، چیزی شبیه به دستگاههای تفتیش عقاید ادیان جهانی در گذشته. تنها در چند جامعۀ غربی، به دلیل وجود نهادهای نیرومند مدافع آزادی، اعمال این سطح از سانسور دشوار بوده است. انقلابی که از حدود چهل سال پیش در حوزۀ فناوری ارتباطات، بهویژه در ایالات متحده، آغاز شد، سانسور کامل عقاید دگراندیشانه را تقریباً ناممکن کرده است.
🌐 امروز تنها کرۀ شمالی، با حذف کامل اینترنت، توانسته از ورود هرگونه عقاید مخالف با عقیدۀ رسمی جلوگیری کند.
🛑 بااینحال، گرایش انسان به کنترل حداکثری محیط پیرامونی خود همچنان پابرجاست. این تمایل تنها محدود به سوسیالیستها نیست. در نبود امکان سرکوب مستقیم، برخی به برچسبزنی، تحریف، تحقیر و شرمندهسازی مخاطبان آثار علمی یا فرهنگی روی میآورند.
🕊 در فلسفۀ حقوق لیبرالیسم، این شیوهها لزوماً غیرقانونی نیستند. لیبرالیسم این آزادی را به فرد میدهد که هر کتابی را بخرد یا نسوزاند، نخواند یا بخواند، یا حتی توصیه کند دیگران به آن توجه نکنند. این آزادی حتی به کسی اجازه میدهد که با خرید کتابی، آن را بسوزاند، چنانکه گروهی چنین رفتاری را با برخی ترجمههای زندهیاد اشتری انجام دادند.
🔎 بااینحال، بحث اخلاقی و فرهنگی نیز مطرح است. یکی از بنیانهای لیبرالیسم این است که انسانها دارای موهبت عقلاند و هرچند ممکن است دچار خطا شوند، در نهایت سره را از ناسره تشخیص میدهند.
🌾 @Naqdagin | @alamehrpouia
✍🏻 #مهرپویا_علا
📚 تعدادی از کتابهای تاریخی که زندهیاد #بیژن_اشتری ترجمه کرده است، از جمله مهمترین کارهای پژوهشی در حوزهٔ خود به شمار میروند. برای مثال، کتاب مائو: داستان ناشناخته اثر جونگ چانگ و جان هالیدی، حاصل دستکم بیست سال کار پژوهشی کسی است که در آن جامعه زندگی کرده و تجربهٔ دست اولی از آن داشته است. بعضی از جملات این کتاب، مصداق این مثلاند که «آنچه از دل بر آید، لاجرم بر دل نشیند.» بنابراین، در کنار عواملی چون کیفیت بالای کارها، مداومت و تمرکز سیساله در انجام کار، میتوان گفت یکی از دلایل شمار بالای مخاطبان این ترجمهها حس آشنایی است که به خوانندۀ ایرانی منتقل میکنند.
📚 بعضیها تلاش مداوم بیش از سیسالۀ یک انسان را نادیده میگیرند. از زمانی که هنوز اینترنت و هوش مصنوعی رواج نیافته بود، این افراد خود را با این تصور راضی میکنند که چون ترجمههای زندهیاد اشتری مخاطب زیادی پیدا کردهاند، پس کتابهای عمیقی نیستند. البته، شماری از این آثار، مانند کارهای رابرت سرویس، حتی در کشور مبدأ یا دیگر کشورها هم با نفرتپراکنی و مانعتراشی مواجه شدهاند.
🚫 برای مثال، در آلمان تلاش کردند با فشار به ناشر، جلوی انتشار نسخۀ آلمانی کتاب تروتسکی اثر رابرت سرویس را بگیرند.
💡 سوسیالیسم از قرن بیستم به اینطرف، در بعضی جوامع به شدت، و در برخی دیگر با شدت کمتر، همان جایگاهی را پیدا کرد که نظامهای عقیدتی جهانگیر در گذشته داشتند.
🔥 رفتار کشیشانِ سوسیالیسم با آثار فرهنگی دگراندیش، از بسیاری جهات با رفتارهای گذشته نسبت به آثار کفرآمیز مقایسهپذیر است. در جوامعی که موفق به تشکیل حکومت شدند، دستگاه تفتیش عقاید و حذف آثار دگراندیشانه را به راه انداختند، چیزی شبیه به دستگاههای تفتیش عقاید ادیان جهانی در گذشته. تنها در چند جامعۀ غربی، به دلیل وجود نهادهای نیرومند مدافع آزادی، اعمال این سطح از سانسور دشوار بوده است. انقلابی که از حدود چهل سال پیش در حوزۀ فناوری ارتباطات، بهویژه در ایالات متحده، آغاز شد، سانسور کامل عقاید دگراندیشانه را تقریباً ناممکن کرده است.
🌐 امروز تنها کرۀ شمالی، با حذف کامل اینترنت، توانسته از ورود هرگونه عقاید مخالف با عقیدۀ رسمی جلوگیری کند.
🛑 بااینحال، گرایش انسان به کنترل حداکثری محیط پیرامونی خود همچنان پابرجاست. این تمایل تنها محدود به سوسیالیستها نیست. در نبود امکان سرکوب مستقیم، برخی به برچسبزنی، تحریف، تحقیر و شرمندهسازی مخاطبان آثار علمی یا فرهنگی روی میآورند.
🕊 در فلسفۀ حقوق لیبرالیسم، این شیوهها لزوماً غیرقانونی نیستند. لیبرالیسم این آزادی را به فرد میدهد که هر کتابی را بخرد یا نسوزاند، نخواند یا بخواند، یا حتی توصیه کند دیگران به آن توجه نکنند. این آزادی حتی به کسی اجازه میدهد که با خرید کتابی، آن را بسوزاند، چنانکه گروهی چنین رفتاری را با برخی ترجمههای زندهیاد اشتری انجام دادند.
🔎 بااینحال، بحث اخلاقی و فرهنگی نیز مطرح است. یکی از بنیانهای لیبرالیسم این است که انسانها دارای موهبت عقلاند و هرچند ممکن است دچار خطا شوند، در نهایت سره را از ناسره تشخیص میدهند.
📕خاکسپاریِ توسعه: از سخنانِ میرباقری تا «ولایتِ مطلقۀ فقر»
.➖➖➖
#نقد_چپ #سیاست #لیبرالیسم
🌾 @Naqdagin | @alamehrpouia
Telegram
نقدآگین
📘خاکسپاریِ توسعه: از سخنانِ میرباقری تا «ولایتِ مطلقۀ فقر»
✍🏻 زندهیاد #بیژن_اشتری
🔍 ذات نظامهای استبدادی و ناسازگاری با توسعه
🔸ذات اکثر نظامهای استبدادی با رشد اقتصادی و توسعه و رفاه سازگار نیست. دلیلش هم ساده است: رشد اقتصادی جامعه میتواند پایههای…
✍🏻 زندهیاد #بیژن_اشتری
🔍 ذات نظامهای استبدادی و ناسازگاری با توسعه
🔸ذات اکثر نظامهای استبدادی با رشد اقتصادی و توسعه و رفاه سازگار نیست. دلیلش هم ساده است: رشد اقتصادی جامعه میتواند پایههای…
نقدآگین
📘پیوستِ ثروت با امامت: از واقفیه تا ولایت فقیه — نقش اقتصاد و سیاست در شکلگیری فِرَقِ مذهبی (۱/۲) 🍂 بهبهانۀ ویدیوی منسوب به «عزاداری و سینهزنی شیعیان واقفیه»، که البته بهنظر منقرض شدهاند، و شاید این انتساب پیج شیعۀ اثنیعشری خطا باشد، بد ندیدیم که چند…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from نقدآگین
Telegram
نقدآگین
📓«افسانۀ اسکندر» در قرآن
— فصل هشتم #کتاب «قرآن در بافت تاریخی آن» تألیف #گابریلسعید_رینولدز
✍🏻 نویسنده: #کوین_فنبلدل
🖌#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: #الف_میم؛ ویراستار: #محمود_کریمی
🍂 یکی از مسائلی که بهویژه پس از انتشار کتاب خوانش سریانی-آرامی قرآن از #کریستف_لوکزنبرگ، در آغاز سدۀ ۲۱، بسیار پرشور در میان قرآنپژوهان غربی مطرح شد، ارتباط قرآن با متون و ادبیات سریانی مسیحی است. این کتاب، که دستاورد همایشی در دانشگاه نوتردام در سال ۲۰۰۵ است، دربردارندۀ دوازده مقاله از پژوهشگران مشهور غربی در این زمینه است که نویسندگان در آنها، از جنبهها و با دیدگاههای گوناگون، دربارۀ خاستگاه ادبی قرآن در بافت سریانی سخن میگویند.
🍂 «افسانۀ اسکندر» سریانی که در ۶۳۰-۶۲۹ میلادی، بعنوان یک پروپاگاندای مذهبی - سیاسیِ باب میل هراکلیوس، بعد از جنگ مخرب با ایران، نوشته شدهاست، دو پیشگویی را بیان میکند:
اول، آمدنِ قریبالوقوع «آخرالزمان» در جنگ بزرگ میان مردمان جهان؛
دوم، «مسیحیان رومی» قبل از آمدن مسیح موعود، بر تمام جهان حکومت خواهند کرد.
🍂 این متن، قطعا بلافاصله بعد از منتشر شدنش، متنی شناختهشده بود؛ به این دلیل که چند متن دیگر که در قرن ۷ میلادی نوشته شده بودند، یا در واکنش به آن بودند، یا عناصری از آن را در داستان خود آوردهبودند. روایت عربی - قرآنی «ذوالقرنین» نیز این داستان را تکرار میکند، اما تنها شامل «پیشگویی اول» از میان دو پیشگویی است ، بههمراه بازگوییِ سفرهای اسکندر.
🍂 به نظر، نویسندۀ مقالۀ ترجمه شدۀ این کتاب، به وجودِ آشکار پیشگویی دوم در قرآن توجه نکردهاست. یکی از سورههای قرآن اساسا به نام «روم» است! هیچ سورهای از قرآن بهعنوان یک امپراتوری یا کشور دیگر، نظیر ایران نیست. اسم هیچ امپراتوریای جز امپراتوری روم در قرآن نیامدهاست. جالبتر اینجاست که بسیار هم مثبت با این امپراتوری مسیحی مشرک برخورد میشود. عبارات آغازینش نیز یکی از پیشگوییهای مشهور قرآن در نزد مفسران است که آن را بعنوان یکی از «معجزات قرآن» تلقی میکردند. و باز جالبتر این است که طبق قرآن، پیروزی روم (با مذهبِ مسیحیت تثلیثی و مشرک از نظر قرآنی که شرک، بالاترین گناه و تنها گناهِ غیرقابل بخشش است و الله، عذاب و شکنجههای ابدیاش را به اهل شرک، بطور خاص، وعده میدهد) بعد از شکستش، باعث «شادی مؤمنان» دانسته میشود و مفسران، مؤمنان را بهغلط، «مسلمانان موحد» که عقیدهای متضاد با مسیحیان رومی داشتند، دانستهاند. با خواندن این مقاله در مییابیم که شادی مؤمنان مسیحیِ تثلیثیِ رومی، بنا بر تصورشان از تحقق پیشگویی دومِ «افسانۀ اسکندر» سریانی و وعدۀ عیسی در انجیل و نزدیک شدن بازگشت عیسی بودهاست.
📍فهرست موضوعی:
بخش اول: مقایسه متن عربی با سریانی
بخش دوم: تطابق دقیق دو متن
بخش سوم: تعیین قدمت تاریخی و بافتار تاریخی «افسانۀ اسکندر» سریانی
بخش چهارم: ارتباط بین «افسانۀ اسکندر» و «ذوالقرنین» سورۀ کهف
بخش پنجم: ترجمۀ داستان از متن سریانی به عربی
بخش ششم: سیل ملتها و پیشگویی مسیح
بخش هفتم: زبان قرآن در داستان ذوالقرنین
نتیجهگیری
📖 تعداد صفحات: ۲۸
🗄پست مرتبط
📺 ذوالقرنین قرآن کپی نعل به نعل «رمانس اسکندر»
📺 پژوهشی در قرآن (۱۳)
📕طنابهای آسمانی و مرجعیت پیامبرانه
📕افسانۀ سُریانیِ دروازهی اسکندر
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— فصل هشتم #کتاب «قرآن در بافت تاریخی آن» تألیف #گابریلسعید_رینولدز
✍🏻 نویسنده: #کوین_فنبلدل
🖌#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: #الف_میم؛ ویراستار: #محمود_کریمی
🍂 یکی از مسائلی که بهویژه پس از انتشار کتاب خوانش سریانی-آرامی قرآن از #کریستف_لوکزنبرگ، در آغاز سدۀ ۲۱، بسیار پرشور در میان قرآنپژوهان غربی مطرح شد، ارتباط قرآن با متون و ادبیات سریانی مسیحی است. این کتاب، که دستاورد همایشی در دانشگاه نوتردام در سال ۲۰۰۵ است، دربردارندۀ دوازده مقاله از پژوهشگران مشهور غربی در این زمینه است که نویسندگان در آنها، از جنبهها و با دیدگاههای گوناگون، دربارۀ خاستگاه ادبی قرآن در بافت سریانی سخن میگویند.
🍂 «افسانۀ اسکندر» سریانی که در ۶۳۰-۶۲۹ میلادی، بعنوان یک پروپاگاندای مذهبی - سیاسیِ باب میل هراکلیوس، بعد از جنگ مخرب با ایران، نوشته شدهاست، دو پیشگویی را بیان میکند:
اول، آمدنِ قریبالوقوع «آخرالزمان» در جنگ بزرگ میان مردمان جهان؛
دوم، «مسیحیان رومی» قبل از آمدن مسیح موعود، بر تمام جهان حکومت خواهند کرد.
🍂 این متن، قطعا بلافاصله بعد از منتشر شدنش، متنی شناختهشده بود؛ به این دلیل که چند متن دیگر که در قرن ۷ میلادی نوشته شده بودند، یا در واکنش به آن بودند، یا عناصری از آن را در داستان خود آوردهبودند. روایت عربی - قرآنی «ذوالقرنین» نیز این داستان را تکرار میکند، اما تنها شامل «پیشگویی اول» از میان دو پیشگویی است ، بههمراه بازگوییِ سفرهای اسکندر.
🍂 به نظر، نویسندۀ مقالۀ ترجمه شدۀ این کتاب، به وجودِ آشکار پیشگویی دوم در قرآن توجه نکردهاست. یکی از سورههای قرآن اساسا به نام «روم» است! هیچ سورهای از قرآن بهعنوان یک امپراتوری یا کشور دیگر، نظیر ایران نیست. اسم هیچ امپراتوریای جز امپراتوری روم در قرآن نیامدهاست. جالبتر اینجاست که بسیار هم مثبت با این امپراتوری مسیحی مشرک برخورد میشود. عبارات آغازینش نیز یکی از پیشگوییهای مشهور قرآن در نزد مفسران است که آن را بعنوان یکی از «معجزات قرآن» تلقی میکردند. و باز جالبتر این است که طبق قرآن، پیروزی روم (با مذهبِ مسیحیت تثلیثی و مشرک از نظر قرآنی که شرک، بالاترین گناه و تنها گناهِ غیرقابل بخشش است و الله، عذاب و شکنجههای ابدیاش را به اهل شرک، بطور خاص، وعده میدهد) بعد از شکستش، باعث «شادی مؤمنان» دانسته میشود و مفسران، مؤمنان را بهغلط، «مسلمانان موحد» که عقیدهای متضاد با مسیحیان رومی داشتند، دانستهاند. با خواندن این مقاله در مییابیم که شادی مؤمنان مسیحیِ تثلیثیِ رومی، بنا بر تصورشان از تحقق پیشگویی دومِ «افسانۀ اسکندر» سریانی و وعدۀ عیسی در انجیل و نزدیک شدن بازگشت عیسی بودهاست.
📍فهرست موضوعی:
بخش اول: مقایسه متن عربی با سریانی
بخش دوم: تطابق دقیق دو متن
بخش سوم: تعیین قدمت تاریخی و بافتار تاریخی «افسانۀ اسکندر» سریانی
بخش چهارم: ارتباط بین «افسانۀ اسکندر» و «ذوالقرنین» سورۀ کهف
بخش پنجم: ترجمۀ داستان از متن سریانی به عربی
بخش ششم: سیل ملتها و پیشگویی مسیح
بخش هفتم: زبان قرآن در داستان ذوالقرنین
نتیجهگیری
📖 تعداد صفحات: ۲۸
🗄پست مرتبط
📺 ذوالقرنین قرآن کپی نعل به نعل «رمانس اسکندر»
📺 پژوهشی در قرآن (۱۳)
📕طنابهای آسمانی و مرجعیت پیامبرانه
📕افسانۀ سُریانیِ دروازهی اسکندر
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Forwarded from نقدآگین
Telegram
نقدآگین
📓«افسانۀ اسکندر» در قرآن
— فصل هشتم #کتاب «قرآن در بافت تاریخی آن» تألیف #گابریلسعید_رینولدز
✍🏻 نویسنده: #کوین_فنبلدل
🖌#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: #الف_میم؛ ویراستار: #محمود_کریمی
🍂 یکی از مسائلی که بهویژه پس از انتشار کتاب خوانش سریانی-آرامی قرآن از #کریستف_لوکزنبرگ، در آغاز سدۀ ۲۱، بسیار پرشور در میان قرآنپژوهان غربی مطرح شد، ارتباط قرآن با متون و ادبیات سریانی مسیحی است. این کتاب، که دستاورد همایشی در دانشگاه نوتردام در سال ۲۰۰۵ است، دربردارندۀ دوازده مقاله از پژوهشگران مشهور غربی در این زمینه است که نویسندگان در آنها، از جنبهها و با دیدگاههای گوناگون، دربارۀ خاستگاه ادبی قرآن در بافت سریانی سخن میگویند.
🍂 «افسانۀ اسکندر» سریانی که در ۶۳۰-۶۲۹ میلادی، بعنوان یک پروپاگاندای مذهبی - سیاسیِ باب میل هراکلیوس، بعد از جنگ مخرب با ایران، نوشته شدهاست، دو پیشگویی را بیان میکند:
اول، آمدنِ قریبالوقوع «آخرالزمان» در جنگ بزرگ میان مردمان جهان؛
دوم، «مسیحیان رومی» قبل از آمدن مسیح موعود، بر تمام جهان حکومت خواهند کرد.
🍂 این متن، قطعا بلافاصله بعد از منتشر شدنش، متنی شناختهشده بود؛ به این دلیل که چند متن دیگر که در قرن ۷ میلادی نوشته شده بودند، یا در واکنش به آن بودند، یا عناصری از آن را در داستان خود آوردهبودند. روایت عربی - قرآنی «ذوالقرنین» نیز این داستان را تکرار میکند، اما تنها شامل «پیشگویی اول» از میان دو پیشگویی است ، بههمراه بازگوییِ سفرهای اسکندر.
🍂 به نظر، نویسندۀ مقالۀ ترجمه شدۀ این کتاب، به وجودِ آشکار پیشگویی دوم در قرآن توجه نکردهاست. یکی از سورههای قرآن اساسا به نام «روم» است! هیچ سورهای از قرآن بهعنوان یک امپراتوری یا کشور دیگر، نظیر #ایران نیست. اسم هیچ امپراتوریای جز امپراتوری روم در قرآن نیامدهاست. جالبتر اینجاست که بسیار هم مثبت با این امپراتوریِ مسیحیِ مشرک برخورد میشود. عبارات آغازینش نیز یکی از پیشگوییهای مشهور قرآن در نزد مفسران است که آن را بعنوان یکی از «معجزات قرآن» تلقی میکردند. و باز جالبتر این است که طبق قرآن، پیروزی روم (با مذهبِ مسیحیت تثلیثی و مشرک از نظر قرآنی که شرک، بالاترین گناه و تنها گناهِ غیرقابل بخشش است و الله، عذاب و شکنجههای ابدیاش را به اهل شرک، بطور خاص، وعده میدهد) بعد از شکستش، باعث «شادی مؤمنان» دانسته میشود و مفسران، مؤمنان را بهغلط، «مسلمانان موحد» که عقیدهای متضاد با مسیحیان رومی داشتند، دانستهاند. با خواندن این مقاله در مییابیم که شادی مؤمنان مسیحیِ تثلیثیِ رومی، بنا بر تصورشان از تحقق پیشگویی دومِ «افسانۀ اسکندر» سریانی و وعدۀ عیسی در انجیل و نزدیک شدن بازگشت عیسی بودهاست.
📍فهرست موضوعی:
بخش اول: مقایسه متن عربی با سریانی
بخش دوم: تطابق دقیق دو متن
بخش سوم: تعیین قدمت تاریخی و بافتار تاریخی «افسانۀ اسکندر» سریانی
بخش چهارم: ارتباط بین «افسانۀ اسکندر» و «ذوالقرنین» سورۀ کهف
بخش پنجم: ترجمۀ داستان از متن سریانی به عربی
بخش ششم: سیل ملتها و پیشگویی مسیح
بخش هفتم: زبان قرآن در داستان ذوالقرنین
نتیجهگیری
📖 تعداد صفحات: ۲۸
#بازاندیشی #نقد_قرآن #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— فصل هشتم #کتاب «قرآن در بافت تاریخی آن» تألیف #گابریلسعید_رینولدز
✍🏻 نویسنده: #کوین_فنبلدل
🖌#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: #الف_میم؛ ویراستار: #محمود_کریمی
🍂 یکی از مسائلی که بهویژه پس از انتشار کتاب خوانش سریانی-آرامی قرآن از #کریستف_لوکزنبرگ، در آغاز سدۀ ۲۱، بسیار پرشور در میان قرآنپژوهان غربی مطرح شد، ارتباط قرآن با متون و ادبیات سریانی مسیحی است. این کتاب، که دستاورد همایشی در دانشگاه نوتردام در سال ۲۰۰۵ است، دربردارندۀ دوازده مقاله از پژوهشگران مشهور غربی در این زمینه است که نویسندگان در آنها، از جنبهها و با دیدگاههای گوناگون، دربارۀ خاستگاه ادبی قرآن در بافت سریانی سخن میگویند.
🍂 «افسانۀ اسکندر» سریانی که در ۶۳۰-۶۲۹ میلادی، بعنوان یک پروپاگاندای مذهبی - سیاسیِ باب میل هراکلیوس، بعد از جنگ مخرب با ایران، نوشته شدهاست، دو پیشگویی را بیان میکند:
اول، آمدنِ قریبالوقوع «آخرالزمان» در جنگ بزرگ میان مردمان جهان؛
دوم، «مسیحیان رومی» قبل از آمدن مسیح موعود، بر تمام جهان حکومت خواهند کرد.
🍂 این متن، قطعا بلافاصله بعد از منتشر شدنش، متنی شناختهشده بود؛ به این دلیل که چند متن دیگر که در قرن ۷ میلادی نوشته شده بودند، یا در واکنش به آن بودند، یا عناصری از آن را در داستان خود آوردهبودند. روایت عربی - قرآنی «ذوالقرنین» نیز این داستان را تکرار میکند، اما تنها شامل «پیشگویی اول» از میان دو پیشگویی است ، بههمراه بازگوییِ سفرهای اسکندر.
🍂 به نظر، نویسندۀ مقالۀ ترجمه شدۀ این کتاب، به وجودِ آشکار پیشگویی دوم در قرآن توجه نکردهاست. یکی از سورههای قرآن اساسا به نام «روم» است! هیچ سورهای از قرآن بهعنوان یک امپراتوری یا کشور دیگر، نظیر #ایران نیست. اسم هیچ امپراتوریای جز امپراتوری روم در قرآن نیامدهاست. جالبتر اینجاست که بسیار هم مثبت با این امپراتوریِ مسیحیِ مشرک برخورد میشود. عبارات آغازینش نیز یکی از پیشگوییهای مشهور قرآن در نزد مفسران است که آن را بعنوان یکی از «معجزات قرآن» تلقی میکردند. و باز جالبتر این است که طبق قرآن، پیروزی روم (با مذهبِ مسیحیت تثلیثی و مشرک از نظر قرآنی که شرک، بالاترین گناه و تنها گناهِ غیرقابل بخشش است و الله، عذاب و شکنجههای ابدیاش را به اهل شرک، بطور خاص، وعده میدهد) بعد از شکستش، باعث «شادی مؤمنان» دانسته میشود و مفسران، مؤمنان را بهغلط، «مسلمانان موحد» که عقیدهای متضاد با مسیحیان رومی داشتند، دانستهاند. با خواندن این مقاله در مییابیم که شادی مؤمنان مسیحیِ تثلیثیِ رومی، بنا بر تصورشان از تحقق پیشگویی دومِ «افسانۀ اسکندر» سریانی و وعدۀ عیسی در انجیل و نزدیک شدن بازگشت عیسی بودهاست.
📍فهرست موضوعی:
بخش اول: مقایسه متن عربی با سریانی
بخش دوم: تطابق دقیق دو متن
بخش سوم: تعیین قدمت تاریخی و بافتار تاریخی «افسانۀ اسکندر» سریانی
بخش چهارم: ارتباط بین «افسانۀ اسکندر» و «ذوالقرنین» سورۀ کهف
بخش پنجم: ترجمۀ داستان از متن سریانی به عربی
بخش ششم: سیل ملتها و پیشگویی مسیح
بخش هفتم: زبان قرآن در داستان ذوالقرنین
نتیجهگیری
📖 تعداد صفحات: ۲۸
#بازاندیشی #نقد_قرآن #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Forwarded from Anarconomy (Eric)
پس از فوت اسماعیل، نزد امام صادق علیه السلام رفتم. سمت راست امام، موسیبنجعفر نشسته بود. بر روی جنازهی اسماعیل پارچه ای انداخته بودند.
امام فرمود: زراره، برو و داود رقی و حمران و ابوبصیر را خبر کن بیایند. همزمان مفضلبنعمر نیز وارد شد. من رفتم و افراد نامبرده را خبر کردم. پیوسته افراد دیگری وارد منزل شدند تا این که به سی نفر رسیدیم.
آن گاه امام به داود فرمود: پارچه را از صورت ابراهیم کنار بزن. داود این کار را کرد. امام به او فرمود: ای داود، اسماعیل زنده است یا مرده؟
داود عرض کرد: ای مولای من، او مرده است.
امام از تک تک حاضران در مجلس خواست همین کار را بکنند و همه ی آنان نیز پاسخشان این بود که اسماعیل از دنیا رفته است. امام در پایان فرمود: خدایا گواه باش.
و دستور دادند که او را غسل بدهد و حنوط کنند و در کفن بپیچند.
سپس امام به مفضل فرمود کفن را از صورت اسماعیل کنار بزند. بعد فرمود: مرده است یا زنده؟
مفضل گفت: مرده است. امام فرمود: خدایا گواه باش.
پس از اینکه جنازه را در قبر گذاشتند، امام دوباره همین سوال را از همه ی حضار تکرار فرمود و همه گفتند: مرده است.
امام فرمود: خدایا شاهد باش. شما نیز گواه باشید که کسانی که دنبال باطل هستند به زودی شک و شبهه میکنند و می خواهند نور خدا را با دهانهایشان خاموش سازند. و به فرزندش موسی امام هفتم اشاره کرد و فرمود: اما خداوند نورش را کامل می کند، اگر چه مشرکان را خوش نیاید. وقتی اسماعیل دفن شد، امام فرمود: مرده ای که غسل و کفن شد و در این قبر به خاک سپرده شد، کیست؟ همه گفتند: اسماعیل.
امام گفت: خدایا گواه باش. آن گاه دست موسی علیه السلام را گرفت و فرمود: او حق است و حق با او و از اوست.
.
آیا این رفتار یک آدم نرماله؟
امام فرمود: زراره، برو و داود رقی و حمران و ابوبصیر را خبر کن بیایند. همزمان مفضلبنعمر نیز وارد شد. من رفتم و افراد نامبرده را خبر کردم. پیوسته افراد دیگری وارد منزل شدند تا این که به سی نفر رسیدیم.
آن گاه امام به داود فرمود: پارچه را از صورت ابراهیم کنار بزن. داود این کار را کرد. امام به او فرمود: ای داود، اسماعیل زنده است یا مرده؟
داود عرض کرد: ای مولای من، او مرده است.
امام از تک تک حاضران در مجلس خواست همین کار را بکنند و همه ی آنان نیز پاسخشان این بود که اسماعیل از دنیا رفته است. امام در پایان فرمود: خدایا گواه باش.
و دستور دادند که او را غسل بدهد و حنوط کنند و در کفن بپیچند.
سپس امام به مفضل فرمود کفن را از صورت اسماعیل کنار بزند. بعد فرمود: مرده است یا زنده؟
مفضل گفت: مرده است. امام فرمود: خدایا گواه باش.
پس از اینکه جنازه را در قبر گذاشتند، امام دوباره همین سوال را از همه ی حضار تکرار فرمود و همه گفتند: مرده است.
امام فرمود: خدایا شاهد باش. شما نیز گواه باشید که کسانی که دنبال باطل هستند به زودی شک و شبهه میکنند و می خواهند نور خدا را با دهانهایشان خاموش سازند. و به فرزندش موسی امام هفتم اشاره کرد و فرمود: اما خداوند نورش را کامل می کند، اگر چه مشرکان را خوش نیاید. وقتی اسماعیل دفن شد، امام فرمود: مرده ای که غسل و کفن شد و در این قبر به خاک سپرده شد، کیست؟ همه گفتند: اسماعیل.
امام گفت: خدایا گواه باش. آن گاه دست موسی علیه السلام را گرفت و فرمود: او حق است و حق با او و از اوست.
.
آیا این رفتار یک آدم نرماله؟
Telegram
نقدآگین
📘ابردروغِ غیبت یا کلاهبرداریِ هزارساله (۱/۳)
— گوسالۀ سامریای که آخوند را خدا کرد و جان و تن ایران را بلعید
🔶 از صدیقی تا امام صادق
🍂 خرافهٔ امام مخفی، در سرتاسر تاریخ شیعه، نهتنها ابزار تسکین ذهنهای مضطرب بوده، بلکه وسیلهای برای خالیکردن جیبها و قربانی کردن جوانیها (و عقب نگهداشتن جامعه در یک قرن اخیر) بودهاست. این افسانۀ رسوا، که در پس پردۀ مرگ امام یازدهم شکل گرفت، در حقیقت نسخهای هوشمندانه از یک تاکتیک سیاسی بود که برای حفظ قدرت فرقِ مختلف شیعه و تداوم سلطۀ طبقۀ روحانی طراحی شد. آیا حقایق تلختر از این نیست که سرزمین ما، سرنوشتش به دست دروغ و خرافهای بدین بزرگی سپرده شد؟
🔷 آغاز بحران: اسماعیل، بداء، و نخستین غیبت
🍂 در دل تاریک و پرآشوب سدۀ دوم هجری، جرقۀ نخستین باور به «امام غایب» نه با مرگ حسن عسکری، که پیشتر با مرگ—یا اختفای مشکوک— اسماعیل، فرزند بزرگتر امام جعفر صادق زده شد. خود جعفر صادق بارها اسماعیل را بهعنوان جانشین خویش معرفی کرده بود، اما ناگهان و بشکلِ مشکوکی اسماعیل در دوران حیات پدر، درگذشت—یا چنان وانمود شد که درگذشته است.
🔻اما اسماعیل که بود؟ چرا چنین نقشی سرنوشتساز در تاریخ تشیع یافت؟
🔍 شخصیت و جایگاه خاص اسماعیل بن جعفر
🍂 اسماعیل فرزند ارشد و محبوب امام صادق بود. او در مقاطعی رسماً به عنوان جانشین آینده معرفی شد و نزد بسیاری از یاران امام، امام آینده محسوب میشد. اما ویژگیهای شخصی و سیاسی او باعث شد تا به مرور، صادق از او فاصله بگیرد.
🍂 اسماعیل چهرهای کاریزماتیک، باهوش و فعال در فضای سیاسی عصر بود. برخی منابع از ارتباط او با جریانهای غالی همچون ابوالخطاب خبر میدهند. برخی تحلیلگران مدرن همچون رسول جعفریان و Heinz Halm معتقدند که او تمایلاتی به سمت انقلابگری یا پیوستن به قیامها علیه عباسیان داشته است؛ امری که هم برای خلافت و هم برای امام صادق دردسرساز میشد.
🔺اتهامات نزدیکی به غلات، احتمال طغیان سیاسی، و فشارهای عباسیان، همه در کنار هم ممکن است امام صادق را به یک تصمیم حساس کشانده باشند: پنهانسازی اسماعیل، وانمود به مرگ او، و تغییر مسیر امامت به سمت موسی کاظم.
🕵️♂️ تصمیم صادق: نجات جان یا حذف سیاسی؟
🔻دو روایت اساسی در تحلیل این اقدام وجود دارد:
۱. فرضیه نجات جان: جعفر صادق برای نجات اسماعیل از تهدید عباسیان، مرگ او را صحنهسازی کرد و به یک «دروغ مصلحتی» پناه برد که زمینهساز ابردروغهای مصلحتی بعدی شیعیان، خصوصا دربارۀ فرزند داشتنِ حسن عسکری و اینکه همسر او و مادر فرزند خیالیاش (شاهزادۀ مسیحیِ امپرتوری روم که بهشکلی افسانهوار و با انواع معجزات و زلزلههای حیرتآوری که محمد بن عبدالله نیز یکی از آنها را نشان ندادهبود، به نزد حسن عسکری کشیدهشد) با معجزهای دیگر، و بدون علائم بارداری و علیرغم علائم عقیمبودگیِ خودش، در نظارت شدید و مستمر حکومت وقت، بدنیا آمده، معجزهوار و مخفیانه نماز میت پدرش را خوانده و مخفیانه زیسته و نامههای غیبی نوشته و بعد هم همهچیز، خصوصا بحث شیرین و خوشمزۀ خمس را، به رهبران شیعه واگذار کرده و گهگاه دستگیری از گمشدگانِ معنوی و مادی و حتی راهگمکردگان (و این اخیرا رساندنِ تبلت و لبتاب به شیعیان) را بعهده گرفته، از حکومتهای دیکتاتوری حمایت ویژه کرده و به حمایت، تسلیم و سرسپردگی به آنها فراخوانده و همیشه هم ظهورش «بسیار نزدیک» معرفی شده تا مبادا شیعه از جایش تکان بخورد، و هوس شیعهگری بمعنای انقلابیگری و قیام یا حتی اعتراض به سرش بزند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— گوسالۀ سامریای که آخوند را خدا کرد و جان و تن ایران را بلعید
🔶 از صدیقی تا امام صادق
وقتی مرجع تقلید میگوید: “من از کجا بدانم امام زمان کجاست؟!
صدیقی و امام زمان خیالی بعنوان ناجی مفسدان اقتصادی
🔴 کرامات منقول صدیقی نزد دکتر خزعلی
🔻دکتر محسن خزعلی، فرزند ارشد و وصی آیتالله خزعلی:
♦️آقای صدیقی بقدری دروغ به امام زمان بسته که دیگر مراجع راهش نمیدهند!
♦️بارها مچش را گرفتهام و ایشان جلو جمع عذرخواهی کرده. یک مورد ایشان روی منبر به دروغ گفت: مرجع عالیقدر اعلم گفتند امام زمان خودشان زیر تابوت آیتالله خزعلی بودند!
♦️من در جلسهای که اعضای بنیاد غدیر و مسوولان آستان قدس آقای رئیسی بودند برای اینکه مچ ایشان را باز کنم گفتم: آن مرجع اعلم کیست؟
گفت: وحید خراسانی!
گفتم: اتفاقا ایشان برای تسلیت زنگ زدند، پرسیدم: حضرتعالی چنین چیزی به آقای صدیقی گفتید؟
گفتند اصلا. من از کجا بفهمم امام زمان کجایند؟!
ایشان سرش را پایین انداخت و دیگران هم نگاه تمسخرآمیزی به او انداختند!
♦️آقای صدیقی، شما متهم به کارچاقکنی و نجات قاچاقچی بزرگ چای و حامی فریدون احمدی و محمد عزیزی نماینده و پسرخالهات هستی که ۶۰۰۰ پراید را دولتی گرفتند و آزاد فروختند!
♦️چرا به دروغ میگویی من در جایی که خون صدیقه طاهره ریخته بود قسم دادم همان زمان امام زمان رفت بیت رهبری؟!
@dineaqlani
🍂 خرافهٔ امام مخفی، در سرتاسر تاریخ شیعه، نهتنها ابزار تسکین ذهنهای مضطرب بوده، بلکه وسیلهای برای خالیکردن جیبها و قربانی کردن جوانیها (و عقب نگهداشتن جامعه در یک قرن اخیر) بودهاست. این افسانۀ رسوا، که در پس پردۀ مرگ امام یازدهم شکل گرفت، در حقیقت نسخهای هوشمندانه از یک تاکتیک سیاسی بود که برای حفظ قدرت فرقِ مختلف شیعه و تداوم سلطۀ طبقۀ روحانی طراحی شد. آیا حقایق تلختر از این نیست که سرزمین ما، سرنوشتش به دست دروغ و خرافهای بدین بزرگی سپرده شد؟
🔷 آغاز بحران: اسماعیل، بداء، و نخستین غیبت
🍂 در دل تاریک و پرآشوب سدۀ دوم هجری، جرقۀ نخستین باور به «امام غایب» نه با مرگ حسن عسکری، که پیشتر با مرگ—یا اختفای مشکوک— اسماعیل، فرزند بزرگتر امام جعفر صادق زده شد. خود جعفر صادق بارها اسماعیل را بهعنوان جانشین خویش معرفی کرده بود، اما ناگهان و بشکلِ مشکوکی اسماعیل در دوران حیات پدر، درگذشت—یا چنان وانمود شد که درگذشته است.
🔻اما اسماعیل که بود؟ چرا چنین نقشی سرنوشتساز در تاریخ تشیع یافت؟
🔍 شخصیت و جایگاه خاص اسماعیل بن جعفر
🍂 اسماعیل فرزند ارشد و محبوب امام صادق بود. او در مقاطعی رسماً به عنوان جانشین آینده معرفی شد و نزد بسیاری از یاران امام، امام آینده محسوب میشد. اما ویژگیهای شخصی و سیاسی او باعث شد تا به مرور، صادق از او فاصله بگیرد.
🍂 اسماعیل چهرهای کاریزماتیک، باهوش و فعال در فضای سیاسی عصر بود. برخی منابع از ارتباط او با جریانهای غالی همچون ابوالخطاب خبر میدهند. برخی تحلیلگران مدرن همچون رسول جعفریان و Heinz Halm معتقدند که او تمایلاتی به سمت انقلابگری یا پیوستن به قیامها علیه عباسیان داشته است؛ امری که هم برای خلافت و هم برای امام صادق دردسرساز میشد.
🔺اتهامات نزدیکی به غلات، احتمال طغیان سیاسی، و فشارهای عباسیان، همه در کنار هم ممکن است امام صادق را به یک تصمیم حساس کشانده باشند: پنهانسازی اسماعیل، وانمود به مرگ او، و تغییر مسیر امامت به سمت موسی کاظم.
🕵️♂️ تصمیم صادق: نجات جان یا حذف سیاسی؟
🔻دو روایت اساسی در تحلیل این اقدام وجود دارد:
۱. فرضیه نجات جان: جعفر صادق برای نجات اسماعیل از تهدید عباسیان، مرگ او را صحنهسازی کرد و به یک «دروغ مصلحتی» پناه برد که زمینهساز ابردروغهای مصلحتی بعدی شیعیان، خصوصا دربارۀ فرزند داشتنِ حسن عسکری و اینکه همسر او و مادر فرزند خیالیاش (شاهزادۀ مسیحیِ امپرتوری روم که بهشکلی افسانهوار و با انواع معجزات و زلزلههای حیرتآوری که محمد بن عبدالله نیز یکی از آنها را نشان ندادهبود، به نزد حسن عسکری کشیدهشد) با معجزهای دیگر، و بدون علائم بارداری و علیرغم علائم عقیمبودگیِ خودش، در نظارت شدید و مستمر حکومت وقت، بدنیا آمده، معجزهوار و مخفیانه نماز میت پدرش را خوانده و مخفیانه زیسته و نامههای غیبی نوشته و بعد هم همهچیز، خصوصا بحث شیرین و خوشمزۀ خمس را، به رهبران شیعه واگذار کرده و گهگاه دستگیری از گمشدگانِ معنوی و مادی و حتی راهگمکردگان (و این اخیرا رساندنِ تبلت و لبتاب به شیعیان) را بعهده گرفته، از حکومتهای دیکتاتوری حمایت ویژه کرده و به حمایت، تسلیم و سرسپردگی به آنها فراخوانده و همیشه هم ظهورش «بسیار نزدیک» معرفی شده تا مبادا شیعه از جایش تکان بخورد، و هوس شیعهگری بمعنای انقلابیگری و قیام یا حتی اعتراض به سرش بزند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘ابردروغِ غیبت یا کلاهبرداریِ هزارساله (۲/۳)
— گوسالۀ سامریای که آخوند را خدا کرد و جان و تن ایران را بلعید
۲. فرضیه حذف سیاسی: جعفر صادق بهدلیل اختلاف دیدگاه عمیق با اسماعیل، او را کنار گذاشت تا امامت را به مسیر کمتنشتری منتقل کند.
🔺شواهدی همچون تاکید مکرر و عجیبِ صادق بر نشاندادن جنازه، باقیماندن جدیِ شایعۀ زندهبودن اسماعیل پس از مرگ پدر، و سردرگمی برخی یاران امام صادق و او، همه گواهی بر نوعی بحران درونی و تصمیمگیری غیرشفافاند.
🍂 پس از این رویداد، اختلافی جدی در میان شیعیان پدید آمد. برخی از مرگ او سر باز زدند و گفتند اسماعیل غایب شده و در آینده بازمیگردد. این نخستین بذر باور به «قائم» و «مهدی غایب» بود.
🔺برای «توجیه تغییر مسیر جانشینی»، مفهوم «بداء» مطرح شد: گفته شد که خداوند نظر خود را تغییر داده و موسی بن جعفر را جانشین کردهاست. اما این «بداء» بیشتر «ترفندی ایدئولوژیک» بود تا «آموزهای کلامی»، تلاشی برای «مهندسی ادامۀ زنجیره امامان».
🍂 همین دوگانگی موجب شکاف شد: گروهی که همچنان اسماعیل را قائم میدانستند، بعدها اسماعیلیه را شکل دادند—جریانی که حتی امپراتوری فاطمیان را بنیان نهاد. اما جریان اصلی که بعدها شیعه دوازدهامامی شد، بداء را پذیرفت و موسی کاظم را امام دانست.
🔺وقتی موسی کاظم نیز در زندان عباسیان درگذشت، بخشی از پیروانش به غیبت او معتقد شدند و «واقفیه» را پدید آوردند—نخستین شکل از «نیابت» و «استمرار امام ناپیدا».
🍂 از امام محمد باقر به بعد، نشانههای آمادهسازی ذهن جامعه برای پذیرش منجی غایب بهتدریج مشهود است. روایتهایی دربارۀ ظهور قائم، دشمنان آخرالزمانی، و سالهایی از اختفا، در منابع حدیثی ثبت شد. در دوران امام صادق، این روند شدت گرفت؛ در فضای پرآشوب رقابت با عباسیان و فرقههای متعدد، ایدۀ قائم غایب به ابزاری سیاسی و روانی بدل شد.
🔶 انشعاب تاریخی: از اسماعیلیه تا دوازدهامامی
🍂 بدین ترتیب، نخستین انحراف رسمی در زنجیره جانشینی صورت گرفت، و نخستین تجربۀ «غیبت» و «بازگشت آینده» در ذهن شیعه نهادینه شد. همین بذر بعدها به بار نشست و ایده امام غایب را در امام یازدهم تکرار کرد.
🔶 امام غایب یا توطئۀ ساده و سودمند؟
🍂 با مرگ حسن عسکری، سردمداران شیعه بهجای پذیرش فقدان جانشین، ایدۀ «فرزندی پنهان» را مطرح کردند. کودک ناپیدایی که به غیبت رفته و روزی بازمیگردد. این ایده، راهحلی برای بحران جانشینی و البته ابزاری طلایی برای «حفظ قدرت مالی و دینی» بود. از دل همین بحران، نهاد «نیابت اربعه در غیبت صغری» پدید آمد: چهار نفر که به نیابت از امام ناپیدا، خمس و وجوهات را جمعآوری میکردند و پاسخ مکتوب از غیب میآوردند. این روند، نخستین شکل سازمانیافتۀ «بهرهبرداری سیستماتیک» از ابردروغِ «امام غایب» برای «ابر-جیبزنی تاریخ» بود.
🍂 زمانی که حسن عسکری درگذشت و نشانی از فرزند جانشین نبود، سردمداران شیعه بهجای اعتراف به پایان خط، یک «راهحل طلایی» ابداع کردند: فرزندی که "غایب" است و روزی بازمیگردد. این ایده، نهتنها بحران رهبری را پوشاند، بلکه راهی برای ادامۀ کسب خمس و زکات از مردم ناآگاه باز کرد. اینگونه بود که امام غایب به گاو شیردهی تبدیل شد که از خرافه او هزاران حوزه و کاخ بنا شد، اما زندگی مردم همیشه از آن ضربه خورد، چه در بعد عقلانیت و آزادی فکری و وجدانی، چه در بعد مادی و اقتصادی و همگامی با پیشرفتهای زمانه که همیشه روحانیت با حرامسازی بهسان مانع عمل میکردند.
🔶 از امپراتوری روم تا جمهوری اسلامی
🍂 در مسیر تاریخ، منجیباوری به عنوان ابزاری برای تسخیر ذهنها و کنترل تودهها سابقهای بس طولانی دارد. این پدیده، بهویژه در دوران بحرانهای بزرگ، اوج میگیرد:
🔸بحرانهای قرن چهارم و پنجم میلادی (سقوط امپراتوری روم غربی):
🍂 در قرن چهارم میلادی و ادامه آن تا اوایل قرن پنجم میلادی، امپراتوری روم غربی با تهاجمات ویرانگر قبایل بربر (مانند ویزیگوتها، وندالها و بهویژه هونها تحت رهبری آتیلا) و همچنین فروپاشی داخلی مواجه شد. این دوران مملو از ناامنی، قحطی و کشتار بود که نهایتاً به سقوط امپراتوری روم غربی در سال ۴۷۶ میلادی انجامید.
🍂 در این بحبوحه، این باور میان رهبران مسیحی و حتی امپراتوران روم بهشدت رایج شد که این فاجعهها، نشانههای آخرالزمان و بازگشت قریبالوقوع عیسی مسیح برای نجات جهان هستند. مردم وحشتزده و سرخورده، بهجای مقابله عملی با این بحرانهای زمینی و بازسازی، به دعا و انتظار ظهور منجی روی آوردند. اگرچه روم غربی سقوط کرد، اما کلیسا با تقویت این باورهای آخرالزمانی و وعده نجاتی فرا-طبیعی، به بقای خود ادامه داد و نفوذش را در میان تودههای وحشتزده مستحکمتر کرد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— گوسالۀ سامریای که آخوند را خدا کرد و جان و تن ایران را بلعید
۲. فرضیه حذف سیاسی: جعفر صادق بهدلیل اختلاف دیدگاه عمیق با اسماعیل، او را کنار گذاشت تا امامت را به مسیر کمتنشتری منتقل کند.
🔺شواهدی همچون تاکید مکرر و عجیبِ صادق بر نشاندادن جنازه، باقیماندن جدیِ شایعۀ زندهبودن اسماعیل پس از مرگ پدر، و سردرگمی برخی یاران امام صادق و او، همه گواهی بر نوعی بحران درونی و تصمیمگیری غیرشفافاند.
🍂 پس از این رویداد، اختلافی جدی در میان شیعیان پدید آمد. برخی از مرگ او سر باز زدند و گفتند اسماعیل غایب شده و در آینده بازمیگردد. این نخستین بذر باور به «قائم» و «مهدی غایب» بود.
🔺برای «توجیه تغییر مسیر جانشینی»، مفهوم «بداء» مطرح شد: گفته شد که خداوند نظر خود را تغییر داده و موسی بن جعفر را جانشین کردهاست. اما این «بداء» بیشتر «ترفندی ایدئولوژیک» بود تا «آموزهای کلامی»، تلاشی برای «مهندسی ادامۀ زنجیره امامان».
🍂 همین دوگانگی موجب شکاف شد: گروهی که همچنان اسماعیل را قائم میدانستند، بعدها اسماعیلیه را شکل دادند—جریانی که حتی امپراتوری فاطمیان را بنیان نهاد. اما جریان اصلی که بعدها شیعه دوازدهامامی شد، بداء را پذیرفت و موسی کاظم را امام دانست.
🔺وقتی موسی کاظم نیز در زندان عباسیان درگذشت، بخشی از پیروانش به غیبت او معتقد شدند و «واقفیه» را پدید آوردند—نخستین شکل از «نیابت» و «استمرار امام ناپیدا».
🍂 از امام محمد باقر به بعد، نشانههای آمادهسازی ذهن جامعه برای پذیرش منجی غایب بهتدریج مشهود است. روایتهایی دربارۀ ظهور قائم، دشمنان آخرالزمانی، و سالهایی از اختفا، در منابع حدیثی ثبت شد. در دوران امام صادق، این روند شدت گرفت؛ در فضای پرآشوب رقابت با عباسیان و فرقههای متعدد، ایدۀ قائم غایب به ابزاری سیاسی و روانی بدل شد.
🔶 انشعاب تاریخی: از اسماعیلیه تا دوازدهامامی
🍂 بدین ترتیب، نخستین انحراف رسمی در زنجیره جانشینی صورت گرفت، و نخستین تجربۀ «غیبت» و «بازگشت آینده» در ذهن شیعه نهادینه شد. همین بذر بعدها به بار نشست و ایده امام غایب را در امام یازدهم تکرار کرد.
🔶 امام غایب یا توطئۀ ساده و سودمند؟
🍂 با مرگ حسن عسکری، سردمداران شیعه بهجای پذیرش فقدان جانشین، ایدۀ «فرزندی پنهان» را مطرح کردند. کودک ناپیدایی که به غیبت رفته و روزی بازمیگردد. این ایده، راهحلی برای بحران جانشینی و البته ابزاری طلایی برای «حفظ قدرت مالی و دینی» بود. از دل همین بحران، نهاد «نیابت اربعه در غیبت صغری» پدید آمد: چهار نفر که به نیابت از امام ناپیدا، خمس و وجوهات را جمعآوری میکردند و پاسخ مکتوب از غیب میآوردند. این روند، نخستین شکل سازمانیافتۀ «بهرهبرداری سیستماتیک» از ابردروغِ «امام غایب» برای «ابر-جیبزنی تاریخ» بود.
🍂 زمانی که حسن عسکری درگذشت و نشانی از فرزند جانشین نبود، سردمداران شیعه بهجای اعتراف به پایان خط، یک «راهحل طلایی» ابداع کردند: فرزندی که "غایب" است و روزی بازمیگردد. این ایده، نهتنها بحران رهبری را پوشاند، بلکه راهی برای ادامۀ کسب خمس و زکات از مردم ناآگاه باز کرد. اینگونه بود که امام غایب به گاو شیردهی تبدیل شد که از خرافه او هزاران حوزه و کاخ بنا شد، اما زندگی مردم همیشه از آن ضربه خورد، چه در بعد عقلانیت و آزادی فکری و وجدانی، چه در بعد مادی و اقتصادی و همگامی با پیشرفتهای زمانه که همیشه روحانیت با حرامسازی بهسان مانع عمل میکردند.
🔶 از امپراتوری روم تا جمهوری اسلامی
🍂 در مسیر تاریخ، منجیباوری به عنوان ابزاری برای تسخیر ذهنها و کنترل تودهها سابقهای بس طولانی دارد. این پدیده، بهویژه در دوران بحرانهای بزرگ، اوج میگیرد:
🔸بحرانهای قرن چهارم و پنجم میلادی (سقوط امپراتوری روم غربی):
🍂 در قرن چهارم میلادی و ادامه آن تا اوایل قرن پنجم میلادی، امپراتوری روم غربی با تهاجمات ویرانگر قبایل بربر (مانند ویزیگوتها، وندالها و بهویژه هونها تحت رهبری آتیلا) و همچنین فروپاشی داخلی مواجه شد. این دوران مملو از ناامنی، قحطی و کشتار بود که نهایتاً به سقوط امپراتوری روم غربی در سال ۴۷۶ میلادی انجامید.
🍂 در این بحبوحه، این باور میان رهبران مسیحی و حتی امپراتوران روم بهشدت رایج شد که این فاجعهها، نشانههای آخرالزمان و بازگشت قریبالوقوع عیسی مسیح برای نجات جهان هستند. مردم وحشتزده و سرخورده، بهجای مقابله عملی با این بحرانهای زمینی و بازسازی، به دعا و انتظار ظهور منجی روی آوردند. اگرچه روم غربی سقوط کرد، اما کلیسا با تقویت این باورهای آخرالزمانی و وعده نجاتی فرا-طبیعی، به بقای خود ادامه داد و نفوذش را در میان تودههای وحشتزده مستحکمتر کرد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📓«افسانۀ اسکندر» در قرآن
— فصل هشتم #کتاب «قرآن در بافت تاریخی آن» تألیف #گابریلسعید_رینولدز
✍🏻 نویسنده: #کوین_فنبلدل
🖌#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: #الف_میم؛ ویراستار: #محمود_کریمی
🍂 یکی از مسائلی که بهویژه پس از انتشار کتاب خوانش سریانی-آرامی قرآن از…
— فصل هشتم #کتاب «قرآن در بافت تاریخی آن» تألیف #گابریلسعید_رینولدز
✍🏻 نویسنده: #کوین_فنبلدل
🖌#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: #الف_میم؛ ویراستار: #محمود_کریمی
🍂 یکی از مسائلی که بهویژه پس از انتشار کتاب خوانش سریانی-آرامی قرآن از…
📘ابردروغِ غیبت یا کلاهبرداریِ هزارساله (۳/۳)
— گوسالۀ سامریای که آخوند را خدا کرد و جان و تن ایران را بلعید
🔸بحرانهای قرن هفتم میلادی (جنگهای امپراتوری بیزانس):
🍂 چند قرن بعد، در قرن هفتم میلادی، این بار امپراتوری روم شرقی (بیزانس) با بحرانی بزرگ مواجه شد. این دوران شاهد حملات ویرانگر ایران ساسانی (جنگهای خسرو پرویز و هراکلیوس) و سپس آغاز حملاتِ اعراب (احتمالا مسیحیانِ شرقیِ که بعد بعنوان مسلمان جا زدهشدند) بود. در این دوره نیز، داستانهای منجیباورانه و آخرالزمانی بار دیگر رونق گرفتند.
🔺🔺بعنوان نمونه، افسانهی اسکندر که در قالب سریانی منتشر شد، نوید آمدن منجی را میداد: نبردی آخرالزمانی که در آن رومیهای مسیحی پیروز میشدند و مسیح موعود بازمیگشت. هراکلیوس، امپراتور روم، از این داستانها و روایات آخرالزمانی بعنوان ابزاری قدرتمند برای بسیج تودهها، تقویت روحیه جنگی و مشروعیت بخشیدن به لشکرکشیهای خود علیه ایران و دیگر دشمنان استفاده کرد.
🔹ماهیت مشترک این افسانهها:
🍂 اما این افسانهها، چیزی بیش از یک روایت مذهبی ساده بودند؛ آنها ابزارهایی سیاسی و روانی در دست کلیسا و حاکمان برای تسخیر ذهنها و منحرف کردن توجه از واقعیتهای تلخ بودند. مردم عادی، به جای مقاومت واقعی در برابر مهاجمان یا بازسازی زیرساختهای فروریخته، به دعا و نذر روی آوردند تا منجی ظهور کند. اما نه عیسی بازگشت و نه امپراتوری روم (چه غربی و چه شرقی) از فروپاشی کامل نجات یافت. این تجربه تاریخی نشان میدهد که چگونه منجیباوری، در بزنگاههای تاریخی، میتواند به جای راهحل، به افیونی برای ملتها تبدیل شود.
🟩 اقتباس و استخدامِ ابزار سودمند منجیباوری در اسلام
🍂 همانگونه که افسانهی اسکندر، پیشبینی نبرد آخرالزمانی و بازگشت مسیح را مطرح کرد، روایات اسلامی نیز این الگو را تکرار کردند. داستان ذوالقرنین در سوره کهف، با کپی نعلبهنعل (با اندکی ویرایش) از «رمانس اسکندر»، نسخهای اسلامی از این افسانه را ارائه داد.
🔺🔺قرآن، در سورۀ روم، حتی پیروزی مسیحیان رومی بر ایران را جشن میگیرد؛ پیروزیای که در نگاه مفسران سریانی، گامی به سوی ظهور مسیح بود.
➕در این میان، امام زمان نیز به همین زنجیره اضافه شد: منجیای که در تاریخ گم شد، اما باور به ظهور قریبالوقوع او، همواره ابزار رهبران شیعه برای تسخیر ذهن و جیب مردم بودهاست.
🔶 از مشروطه تا خامنهای: تکرار یک سناریو
🍂 انقلاب اسلامی ایران نمونۀ بارز بهرهبرداری سیاسی از خرافه امام زمان بود. مردم، فریب شعارهایی را خوردند که از ظهور منجی سخن میگفت، اما آنچه بهدست آمد، چیزی جز تحمیل جهل نبود. خیابانهای ایران پر شد از جوانانی که با تفنگ و کتاب دعا، برای «حکومت مهدوی» میجنگیدند؛ حکومتی که جز تاریکی چیزی برای ملت به ارمغان نیاورد.
🍂 مشروطه، که میتوانست سرآغاز عصر جدیدی در ایران باشد، در سایۀ این خرافه که قرنها در ذهن مردم بزور شیعهشدۀ ایران تزریق شدهبود، شکستی سخت خورد. خرافهای که دروغهای شیرین به مردم میداد و عقل و آزادی را از آنان میگرفت. کشورهای مسلمانِ منطقه، که بدون بارِ این خرافۀ مضاعف و سنگین، مسیر پیشرفت را طی کردند، امروز فاصلهای فاحش با ایران یافتهاند.
🍂 در نظام انقلابی، علی خامنهای نمادی از استفاده مدرن از خرافه امام زمان است. با ادعای ارتباط با امام، او نهتنها قدرت مطلق را در دستان خود قبضه کرده، بلکه مصون از هر انتقاد و پرسشی شدهاست. ثروت عظیمی که زیر لوای این خرافه جمع شده، دیگر تنها خمس و زکات نیست؛ بلکه کل اقتصاد کشور است که در حلقوم نهادهای ناپاسخگوی زیرمجموعۀ او فرو میرود.
🍂 چه چیزی او را اینچنین توانا کرده است؟ باور به امام غایب، که نهتنها مشروعیت میدهد، بلکه هر انتقاد و اعتراضی را به کفر و طغیان نسبت میدهد. مردم امروز، زیر فشار اقتصادی و اجتماعی خرد شدهاند، اما باز هم صدای این خرافه بلند است: "منتظر باشید، منجی خواهد آمد!"
🔄 چرخۀ تکراریِ انحطاط را پایان دهیم
🍂 چه در امپراتوری روم و چه در ایران، باور به منجی بجای راهحلی واقعی، افیونی برای مردم بوده است. منجیباوری، اعم از عیسی یا امام زمان، هرگز راهی بسوی آزادی و رهایی باز نکرد، بلکه همیشه ابزاری برای قدرتطلبی و سرکوب باقی ماند. این چرخه، همواره عقل و عمل را به حاشیه رانده و جای آن را با توهم و انقیاد پر کردهاست.
🍂 خرافۀ امام زمان نهتنها خرد را از ایرانیان غارت کرد، بلکه جان و مال آنان را نیز به تاراج برد. ایرانی که باید به تمدنِ جهانی و بازی توسعه میپیوست، به انتظار پوچِ سازندۀ سوژۀ منزوی و ستیزهگر گرفتار شد. اما آیا وقت آن نرسیده که بیدار شویم؟ وقت آن نرسیده که بفهمیم هیچ منجیای در کار نبوده و نخواهد بود و این صرفا ما هستیم که باید ایران را بازپس گیریم و بسازیم؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— گوسالۀ سامریای که آخوند را خدا کرد و جان و تن ایران را بلعید
🔸بحرانهای قرن هفتم میلادی (جنگهای امپراتوری بیزانس):
🍂 چند قرن بعد، در قرن هفتم میلادی، این بار امپراتوری روم شرقی (بیزانس) با بحرانی بزرگ مواجه شد. این دوران شاهد حملات ویرانگر ایران ساسانی (جنگهای خسرو پرویز و هراکلیوس) و سپس آغاز حملاتِ اعراب (احتمالا مسیحیانِ شرقیِ که بعد بعنوان مسلمان جا زدهشدند) بود. در این دوره نیز، داستانهای منجیباورانه و آخرالزمانی بار دیگر رونق گرفتند.
🔺🔺بعنوان نمونه، افسانهی اسکندر که در قالب سریانی منتشر شد، نوید آمدن منجی را میداد: نبردی آخرالزمانی که در آن رومیهای مسیحی پیروز میشدند و مسیح موعود بازمیگشت. هراکلیوس، امپراتور روم، از این داستانها و روایات آخرالزمانی بعنوان ابزاری قدرتمند برای بسیج تودهها، تقویت روحیه جنگی و مشروعیت بخشیدن به لشکرکشیهای خود علیه ایران و دیگر دشمنان استفاده کرد.
🔹ماهیت مشترک این افسانهها:
🍂 اما این افسانهها، چیزی بیش از یک روایت مذهبی ساده بودند؛ آنها ابزارهایی سیاسی و روانی در دست کلیسا و حاکمان برای تسخیر ذهنها و منحرف کردن توجه از واقعیتهای تلخ بودند. مردم عادی، به جای مقاومت واقعی در برابر مهاجمان یا بازسازی زیرساختهای فروریخته، به دعا و نذر روی آوردند تا منجی ظهور کند. اما نه عیسی بازگشت و نه امپراتوری روم (چه غربی و چه شرقی) از فروپاشی کامل نجات یافت. این تجربه تاریخی نشان میدهد که چگونه منجیباوری، در بزنگاههای تاریخی، میتواند به جای راهحل، به افیونی برای ملتها تبدیل شود.
🟩 اقتباس و استخدامِ ابزار سودمند منجیباوری در اسلام
🍂 همانگونه که افسانهی اسکندر، پیشبینی نبرد آخرالزمانی و بازگشت مسیح را مطرح کرد، روایات اسلامی نیز این الگو را تکرار کردند. داستان ذوالقرنین در سوره کهف، با کپی نعلبهنعل (با اندکی ویرایش) از «رمانس اسکندر»، نسخهای اسلامی از این افسانه را ارائه داد.
🔺🔺قرآن، در سورۀ روم، حتی پیروزی مسیحیان رومی بر ایران را جشن میگیرد؛ پیروزیای که در نگاه مفسران سریانی، گامی به سوی ظهور مسیح بود.
➕در این میان، امام زمان نیز به همین زنجیره اضافه شد: منجیای که در تاریخ گم شد، اما باور به ظهور قریبالوقوع او، همواره ابزار رهبران شیعه برای تسخیر ذهن و جیب مردم بودهاست.
🔶 از مشروطه تا خامنهای: تکرار یک سناریو
🍂 انقلاب اسلامی ایران نمونۀ بارز بهرهبرداری سیاسی از خرافه امام زمان بود. مردم، فریب شعارهایی را خوردند که از ظهور منجی سخن میگفت، اما آنچه بهدست آمد، چیزی جز تحمیل جهل نبود. خیابانهای ایران پر شد از جوانانی که با تفنگ و کتاب دعا، برای «حکومت مهدوی» میجنگیدند؛ حکومتی که جز تاریکی چیزی برای ملت به ارمغان نیاورد.
🍂 مشروطه، که میتوانست سرآغاز عصر جدیدی در ایران باشد، در سایۀ این خرافه که قرنها در ذهن مردم بزور شیعهشدۀ ایران تزریق شدهبود، شکستی سخت خورد. خرافهای که دروغهای شیرین به مردم میداد و عقل و آزادی را از آنان میگرفت. کشورهای مسلمانِ منطقه، که بدون بارِ این خرافۀ مضاعف و سنگین، مسیر پیشرفت را طی کردند، امروز فاصلهای فاحش با ایران یافتهاند.
🍂 در نظام انقلابی، علی خامنهای نمادی از استفاده مدرن از خرافه امام زمان است. با ادعای ارتباط با امام، او نهتنها قدرت مطلق را در دستان خود قبضه کرده، بلکه مصون از هر انتقاد و پرسشی شدهاست. ثروت عظیمی که زیر لوای این خرافه جمع شده، دیگر تنها خمس و زکات نیست؛ بلکه کل اقتصاد کشور است که در حلقوم نهادهای ناپاسخگوی زیرمجموعۀ او فرو میرود.
🍂 چه چیزی او را اینچنین توانا کرده است؟ باور به امام غایب، که نهتنها مشروعیت میدهد، بلکه هر انتقاد و اعتراضی را به کفر و طغیان نسبت میدهد. مردم امروز، زیر فشار اقتصادی و اجتماعی خرد شدهاند، اما باز هم صدای این خرافه بلند است: "منتظر باشید، منجی خواهد آمد!"
🔄 چرخۀ تکراریِ انحطاط را پایان دهیم
🍂 چه در امپراتوری روم و چه در ایران، باور به منجی بجای راهحلی واقعی، افیونی برای مردم بوده است. منجیباوری، اعم از عیسی یا امام زمان، هرگز راهی بسوی آزادی و رهایی باز نکرد، بلکه همیشه ابزاری برای قدرتطلبی و سرکوب باقی ماند. این چرخه، همواره عقل و عمل را به حاشیه رانده و جای آن را با توهم و انقیاد پر کردهاست.
🍂 خرافۀ امام زمان نهتنها خرد را از ایرانیان غارت کرد، بلکه جان و مال آنان را نیز به تاراج برد. ایرانی که باید به تمدنِ جهانی و بازی توسعه میپیوست، به انتظار پوچِ سازندۀ سوژۀ منزوی و ستیزهگر گرفتار شد. اما آیا وقت آن نرسیده که بیدار شویم؟ وقت آن نرسیده که بفهمیم هیچ منجیای در کار نبوده و نخواهد بود و این صرفا ما هستیم که باید ایران را بازپس گیریم و بسازیم؟
.
#نقد_شیعه #امام_زمان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 فوایدِ امام زمان در عصرِ حاضر
— این حرفا مال پخش نیست!
🎙آیتالله #کمال_حیدری
🔸بعد چی کار میکنیم؟ آقا فلان کس گم شد، آقا امام زمان... [یک کاری براش پیدا کنیم دیگه آقا! آخه بیکار که نمیشه ولش کنیم!!... متوجهید یا نه؟] هی براش قصه بافتیم که این کارو میکنه، اون کارو میکنه! متوجهید آقا؟ که این مشکل و این قصهبافتنها از کجا آمد؟ که ما یک کاری برای امام زمان بتراشیم!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— این حرفا مال پخش نیست!
🎙آیتالله #کمال_حیدری
🔸بعد چی کار میکنیم؟ آقا فلان کس گم شد، آقا امام زمان... [یک کاری براش پیدا کنیم دیگه آقا! آخه بیکار که نمیشه ولش کنیم!!... متوجهید یا نه؟] هی براش قصه بافتیم که این کارو میکنه، اون کارو میکنه! متوجهید آقا؟ که این مشکل و این قصهبافتنها از کجا آمد؟ که ما یک کاری برای امام زمان بتراشیم!
فلان مساله شیخ مفید گیر کردهبود، براش نامه فرستاد!
تو رو حضرت عباسی، مشکل شیخ مفید که خانمی حامله بوده، چطور مشکل فقهیاش رو حل کنه مهمتره، یا اینکه هشتاد میلیون ایرانی شیعه در ایران با مشکل اقتصادی درگیرند؟!
میخواید چی جواب بدید شما شیعهها؟!
اگر امام زمان دلش برای یک فقیر فلانجا میسوزه، میره در خانش یهچیزی میده، الان ۳۰ میلیون مردم ایران زیر خط فقرند، به اینا نباید راهی نشون بده؟! هان؟! باید چی جواب بدیم؟ چه جوابی دارید بدید؟!
آقا میترسن ببیننش، بشناسننش بکشن! خب از اینترنت جواب بده! میشه یا نمیشه؟ بلد نیست آقا؟
📕غیبت: گوسالۀ سامریای که آخوند را خدا کرد
📕از نیابت امام تا مصونسازیِ تجاوز
📕پیوستِ ثروت با امامت: از واقفیه تا ولایت فقیه
📕«یک نگاه» کافیست یا «هزار و یک سند/واسطه» لازم؟
📕بودیست بودا را میکشد، شیعه مغزش را!
📻 پروسۀ تولید امام زمان
📻 سنگ محک مدعیان
📻 مهدویت در ترازو
📻 رهبر فراپیر مخفی
📺 علم غیب، دروغِ بزرگی جهت مردمفریبی و اهداف سیاسی-فرقهای
📺 روحانیت شیعه و فوکویاما
📺 قصۀ امام زمان و تحریفات
📺 مهدی قراره بیاد؟
📺 داستان امام زمان از تولد تا ظهور
📺 علامه طباطبایی/حیدری: امام نه این جمعه، هیچ جمعهای نخواهد آمد!
📺 کمال حیدری: خمس/ولایت فقها برمبنای «دروغ مصلحتیِ» غیبت صغری
📺 امام زمان یا غلو بزرگ؟
📺 امامت جایی در قرآن ندارد
📺 کمال حیدری: «قرآن اصلی» دست ما نیست!
📺 آیتالله حیدری: قرآن ۱۰۲۴۳ اختلاف دارد
📺 اشکالات صرف و نحوی قرآن
📺 کمال حیدری پاپ میشد اگر
📺 حصر آیتالله کمال حیدری
📺 کمال حیدری و سرکوبِ طباطبایی
.
#نقد_شیعه #امام_زمان #شاید_این_جمعه_بیاید #خرافات_شیعه #عقل_شیعه #بچه_شیعه #ولایت_فقیه #خمس
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧 مهدی در ترازو (۱)
— ریشهها، ابهامات و پرسشهای بیپاسخ
🔻در اپیزود پنجاهم از #نقدآگینگپ، به طرح خلاصۀ مباحث یک ویدیوی پربازدید کانال «امت تنویر» با عنوان «اشکالیات خرافه المهدی المنتظر (۱) » میپردازیم تا به سوالات زیر بیاندیشیم:
❓از سیر تاریخیِ ایدهی منجی در ادیان چه میدانیم؟ چرا در مهمترین متون دینی، به ویژه در قرآن، اشاره واضح و مستقیمی به این شخصیت دیده نمیشود؟ در حالی که به موضوعات بسیار کماهمیتتر اشاره شده است. آیا منطق و شواهد تاریخی با روایتهای مربوط به این منجی سازگار هستند؟ و اساساً، نقش اینگونه ایدههای منجیگرایانه در طول تاریخ و در دست سیاستمداران چه بوده است؟ چرا گفته میشود این منجی تنها با برخی رهبران و مراجع به اصطلاح "مجوس" (فارسیزبان) در ارتباط است و چرا وکلای او همواره ایرانی بودهاند یا در حوزۀ نفوذ ایران فعال بودند؟ ارتباط ساخت این بابانوئل شمشیر-به-دست صاحبِ قدرتهای ماورایی اما همیشه فراری و ترسو، با ایرانیان که بیشترین مرتبطان ادعایی او بودهاند، چه بوده و چگونه این دروغ و خودفریبیِ بزرگ، دامن ایرانیان را در قرن ۲۰ و ۲۱ گرفت؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— ریشهها، ابهامات و پرسشهای بیپاسخ
🔻در اپیزود پنجاهم از #نقدآگینگپ، به طرح خلاصۀ مباحث یک ویدیوی پربازدید کانال «امت تنویر» با عنوان «اشکالیات خرافه المهدی المنتظر (۱) » میپردازیم تا به سوالات زیر بیاندیشیم:
❓از سیر تاریخیِ ایدهی منجی در ادیان چه میدانیم؟ چرا در مهمترین متون دینی، به ویژه در قرآن، اشاره واضح و مستقیمی به این شخصیت دیده نمیشود؟ در حالی که به موضوعات بسیار کماهمیتتر اشاره شده است. آیا منطق و شواهد تاریخی با روایتهای مربوط به این منجی سازگار هستند؟ و اساساً، نقش اینگونه ایدههای منجیگرایانه در طول تاریخ و در دست سیاستمداران چه بوده است؟ چرا گفته میشود این منجی تنها با برخی رهبران و مراجع به اصطلاح "مجوس" (فارسیزبان) در ارتباط است و چرا وکلای او همواره ایرانی بودهاند یا در حوزۀ نفوذ ایران فعال بودند؟ ارتباط ساخت این بابانوئل شمشیر-به-دست صاحبِ قدرتهای ماورایی اما همیشه فراری و ترسو، با ایرانیان که بیشترین مرتبطان ادعایی او بودهاند، چه بوده و چگونه این دروغ و خودفریبیِ بزرگ، دامن ایرانیان را در قرن ۲۰ و ۲۱ گرفت؟
📕غیبت: گوسالۀ سامریای که آخوند را خدا کرد
📕از نیابت امام تا مصونسازیِ تجاوز
📕پیوستِ ثروت با امامت: از واقفیه تا ولایت فقیه
📕«یک نگاه» کافیست یا «هزار و یک سند/واسطه» لازم؟
📕بودیست بودا را میکشد، شیعه مغزش را!
📻 پروسۀ تولید امام زمان
📻 سنگ محک مدعیان
📻 مهدویت در ترازو
📻 رهبر فراپیر مخفی
📺 علم غیب، دروغِ بزرگی جهت مردمفریبی و اهداف سیاسی-فرقهای
📺 روحانیت شیعه و فوکویاما
📺 قصۀ امام زمان و تحریفات
📺 مهدی قراره بیاد؟
📺 داستان امام زمان از تولد تا ظهور
📺 فوایدِ امام زمان در عصرِ حاضر
📺 علامه طباطبایی/حیدری: امام نه این جمعه، هیچ جمعهای نخواهد آمد!
📺 کمال حیدری: خمس/ولایت فقها برمبنای «دروغ مصلحتیِ» غیبت صغری
📺 امام زمان یا غلو بزرگ؟
📺 امامت جایی در قرآن ندارد
📺 کمال حیدری: «قرآن اصلی» دست ما نیست!
📺 آیتالله حیدری: قرآن ۱۰۲۴۳ اختلاف دارد
📺 اشکالات صرف و نحوی قرآن
📺 کمال حیدری پاپ میشد اگر
.
#نقد_شیعه #امام_زمان #شاید_این_جمعه_بیاید #خرافات_شیعه #عقل_شیعه #ولایت_فقیه #خمس
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧 مهدی در ترازو (۲)
— چالشها و تناقضات
🔻در اپیزود پنجاهویکم از #نقدآگینگپ، به طرح خلاصۀ مباحث یک ویدیوی پربازدید کانال «امت تنویر» با عنوان «اشکالیات خرافه المهدی المنتظر (۲)» میپردازیم و به سوالات زیر میاندیشیم:
❓باور به مهدی منتظر، ستون فقرات اندیشه شیعه امامیه است، اما بررسی عمیق و نقادانه منابع تاریخی و روایی، ما را با انبوهی از سوالات و ابهامات اساسی روبرو میکند: از چالشهای هویتی و تناقضات عجیب در روایت ولادت، تا ابهامات مربوط به دلیل، مکان و ماهیت غیبت طولانی، و تناقضات جدی در مورد صفات، زمان و هدف ظهور نهایی؛ آیا روایتهای مربوط به مهدی منتظر، آنچنان که به نظر میرسند، مستحکم و بیاشکال هستند؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چالشها و تناقضات
🔻در اپیزود پنجاهویکم از #نقدآگینگپ، به طرح خلاصۀ مباحث یک ویدیوی پربازدید کانال «امت تنویر» با عنوان «اشکالیات خرافه المهدی المنتظر (۲)» میپردازیم و به سوالات زیر میاندیشیم:
❓باور به مهدی منتظر، ستون فقرات اندیشه شیعه امامیه است، اما بررسی عمیق و نقادانه منابع تاریخی و روایی، ما را با انبوهی از سوالات و ابهامات اساسی روبرو میکند: از چالشهای هویتی و تناقضات عجیب در روایت ولادت، تا ابهامات مربوط به دلیل، مکان و ماهیت غیبت طولانی، و تناقضات جدی در مورد صفات، زمان و هدف ظهور نهایی؛ آیا روایتهای مربوط به مهدی منتظر، آنچنان که به نظر میرسند، مستحکم و بیاشکال هستند؟
📕غیبت: گوسالۀ سامریای که آخوند را خدا کرد
📕از نیابت امام تا مصونسازیِ تجاوز
📕پیوستِ ثروت با امامت: از واقفیه تا ولایت فقیه
📕«یک نگاه» کافیست یا «هزار و یک سند/واسطه» لازم؟
📕بودیست بودا را میکشد، شیعه مغزش را!
📻 پروسۀ تولید امام زمان
📻 سنگ محک مدعیان
📻 مهدویت در ترازو
📻 رهبر فراپیر مخفی
📺 علم غیب، دروغِ بزرگی جهت مردمفریبی و اهداف سیاسی-فرقهای
📺 روحانیت شیعه و فوکویاما
📺 قصۀ امام زمان و تحریفات
📺 مهدی قراره بیاد؟
📺 داستان امام زمان از تولد تا ظهور
📺 فوایدِ امام زمان در عصرِ حاضر
📺 علامه طباطبایی/حیدری: امام نه این جمعه، هیچ جمعهای نخواهد آمد!
📺 کمال حیدری: خمس/ولایت فقها برمبنای «دروغ مصلحتیِ» غیبت صغری
📺 امام زمان یا غلو بزرگ؟
📺 امامت جایی در قرآن ندارد
📺 کمال حیدری: «قرآن اصلی» دست ما نیست!
📺 آیتالله حیدری: قرآن ۱۰۲۴۳ اختلاف دارد
📺 اشکالات صرف و نحوی قرآن
📺 کمال حیدری پاپ میشد اگر
.
#نقد_شیعه #امام_زمان #شاید_این_جمعه_بیاید #خرافات_شیعه #عقل_شیعه #ولایت_فقیه #خمس
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 ورژنِ اصلیِ قصۀ قربانی:) — این استندآپ قدیمی نمیشه:) @madfun_ir لوئیس سی.کی. (به انگلیسی: Louis C.K.)، با نام اصلی لوئیس زِکِلی (Louis Székely)، کمدین، نویسنده، کارگردان و بازیگر برجسته آمریکاییست که در ۱۲ سپتامبر ۱۹۶۷ در واشنگتن دیسی به دنیا آمد. پدر…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 ادامۀ دردسرِ زنان پس از مرگ🥹😆
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
ریشۀ اصطلاحِ «یا خراشی» به امام شیخ محمد الخراشی، اولین امام مسجد الازهر و یکی از برجستهترین علمای مسلمان، بازمیگردد. این شیخ به خاطر حمایتش از حقیقت و قدرت کلامش شناخته شده بود و بسیاری از مردم برای کمک به آنها و نجاتشان از لجاجت مقامات ارشد، به او مراجعه میکردند. کار به جایی رسید که فریاد کمک خواهی «یا خراشی»، به ندای مردمی تبدیل شد که از شیخ الازهر میخواستند در برابر بیعدالتی که با آن مواجه بودند، به آنها کمک کند. او خاطرنشان کرد که عبارت «یا خراشی» گواه قدرت الازهر و شیخ آن است.
📺 بهشت/جهنم اسلام یک، دو، سه
📺 حوریهای فابریکِ مستقر در بهشت!
📺 رد محمد/اسلام توسط توماس آکویناس
📺 خوانش سریانی و محو لاسوگاس قرآن
📕باکره؛ کدام باکره؟
.
#نقدخند #گزیدهفیلم #سریال_مصری #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘مشت آهنینِ چه کسی؟
💪 الگوی بنسلمانی کشورداری یعنی حکومت بر پایۀ زور. هیچ تفاوت معنیداری میان حکومت محمد بنسلمان در سعودی و حکومت عبدالفتاح سیسی در مصر وجود ندارد. هر دو سیاست خارجی نسبتاً معقولی دارند (روی قید نسبتاً تأکید دارم ولی این بحث را ادامه نمیدهم) و در داخل با مشت آهنین حکومت میکنند. کوچکترین اهمیتی برایشان ندارد که اکثریت کشور با فلان سیاست موافقند یا نه.
📜 خبری از یک مجلس معنیدار و دستگاه قضایی مستقل نیست. خبری از رسانههای مستقل و آزادی بیان نیست. خبری از اقتصاد بازار هم در بدنۀ اصلی اقتصاد و صنایع عمده نیست. فقط سیسی باید صد میلیون نفر را با درآمد کانال سوئز و گردشگری اهرام غذا بدهد، بنسلمان باید سیوپنج میلیون نفر را (که تازه نزدیک چهل درصدشان هم بومی نیستند و در نتیجه ادعای سیاسی و اقتصادی کمتری دارند) با درآمد بسیار گندهتر نفت و گردشگری خانۀ کعبه غذا بدهد. پس کار دومی سادهتر است. سیسی مثل بنسلمان پول زیاد ندارد تا بتواند شبها هنگام خواب برای ساختن یک جامعۀ مدرن نقشه بکشد. بااینهمه در طرز کشورداری هیچکس نمیتواند حتی یک تفاوت بنیادین میان این دو را ذکر کند. این یک مثال نقض نظریۀ نقش «اسپرم مرغوب» در سیاست است. اسپرم سیسی به اندازۀ اسپرم بنسلمان قدیمی و اشرافی نیست، ولی طرز کشوریداری او اگر از بنسلمان منطقیتر نباشد بدتر هم نیست.
🤔 مشکل این نظریهپردازان آن است که نمیخواهند بپذیرند یا شاید نمیخواهند اعتراف کنند که نظریهشان درواقع نه بر پایۀ مزخرفاتی مثل «خانواده اشرافی» بلکه بر پایۀ «زور» بنا شده است. یعنی اگر ما حرفها و تحلیلهای این عزیزان را دربارۀ مسائل گوناگون سیاسی بپذیریم منطقاً ناچاریم این را هم بپذیریم که میتوان با مشت آهنین و زور مردمی را خوشبخت کرد و گور بابای آزادی و دمکراسی. گاهی میگویند تا مدتی باید با زور جامعه را جلو برد بعد آزادی سیاسی خودبهخود دنبالش میآید. اولاً مصر که حتی از اواخر دوران ناصر خیلی از آن حرفهای تخیلی را کنار گذاشت و چند دهه است که دارد به همین شیوه اداره میشود پس چرا خبری از آزادی سیاسی نشد؟ ثانیاً اگر میتوان با زور جامعه را جلو برد پس اصلاً چه لزومی دارد که بعدش آزادی بیاید؟ وقتی چیزی جواب میدهد خب بگذار کارش را بکند. ثالثاً اگر میشود با زور مردمی را خوشبخت کرد قاعدتاً الان یک کشور فقیر هم نباید در جهان وجود میداشت یا دستکم وجود کشور فقیر در جهان باید استثناء میبود نه اینکه مانند امروز قاعده باشد؛ چون بسیار غیرمنطقی است که تصور کنیم پس از هفتاد سالی که از پایان عصر استعمار میگذرد و اکثر کشورهای سابقاً مستعمره در این مدت حکومتهای دیکتاتوری نظامی و تکحزبی داشتهاند چنین فرمول سرراست و سادهای به عقل هیچکدام از این دیکتاتورها نرسیده باشد.
📚 من اصراری ندارم وقتم را تلف کنم و کسی را قانع کنم که چراغ برداشته و دربهدر دنبال دلیل و شواهد برای توجیه دیکتاتوری میگردد و طوری حرف میزند که انگار امروز مشکل ما در ایران از دمکراسی است و باید قیام کنیم و دمکراسی را براندازیم تا خوشبخت شویم. پاسخ من به این افراد ساده و روشن است: اگر به فرض محال بپذیریم که رفاه شما منوط به آزاد نبود من است، پس گور پدر همۀ شما و رفاهتان.
💬 بحث من در اینجا چیز دیگری است. خانم فائزه رفسنجانی آمده و میگوید کسی قرار است برای ما نقش بنسلمان را ایفا کند. این حرف خانم رفسنجانی به انواع و اقسام نظریهپردازان اسپرم مرغوب و خون اشرافی و مشت آهنین و سنت و هواداران دودمانهای پادشاهی قدیم و جدید و... بر خورده است. اینکه اصلاً انتظار فائزه معقول باشد یا فقط یک ورژن تازه از رویای «ژاپن اسلامی» شدن دهۀ هفتاد است بماند. فقط تا همین حد بگویم که جابهجایی قدرت در ایران به این سادگی نخواهد بود. بحث اینجاست که چرا این حرف به حضرات بر میخورد؟ مگر شما غیر از این را ترویج میدهید و میخواهید؟ مگر بخش بزرگی از توان و تریبونی را که دارید صرف خوار و «فرعی» شمردن دمکراسی و حتی تخریب و تمسخر دمکراسیخواهان نمیکنید؟ چه فرقی میکند آن مشت آهنینی که قرار است بیاید و ما را توسعه دهد مال چه کسی باشد؟ اینجاست که نظریۀ شما آن اصل بنیادین خود را که انکارش میکنید به شما نشان میدهد: زور. مشت آهنین را کسی میکوبد که زور داشته باشد. بدون زور اسپرم مرغوب و خون اشرافی و سنت و خانواده اصیل و... روی هم دوزار نمیارزند. شما تنها کاری که کردید و میکنید این است که برای این زور مشروعیت فراهم میکنید. شما الگوی «بنسلمانی» را در اذهان عدۀ بیشتری از مردم جا میاندازید، ولی این را که چه کسی بیاید و این الگو را پیاده کند شما تعیین نمیکنید. چون شما زور ندارید، شما فقط قلم دارید ولی با قلمتان از آن چیزی که باید دفاع نکردید. این نقشی است که از شما در تاریخ باقی میماند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @alamehrpouia
💪 الگوی بنسلمانی کشورداری یعنی حکومت بر پایۀ زور. هیچ تفاوت معنیداری میان حکومت محمد بنسلمان در سعودی و حکومت عبدالفتاح سیسی در مصر وجود ندارد. هر دو سیاست خارجی نسبتاً معقولی دارند (روی قید نسبتاً تأکید دارم ولی این بحث را ادامه نمیدهم) و در داخل با مشت آهنین حکومت میکنند. کوچکترین اهمیتی برایشان ندارد که اکثریت کشور با فلان سیاست موافقند یا نه.
📜 خبری از یک مجلس معنیدار و دستگاه قضایی مستقل نیست. خبری از رسانههای مستقل و آزادی بیان نیست. خبری از اقتصاد بازار هم در بدنۀ اصلی اقتصاد و صنایع عمده نیست. فقط سیسی باید صد میلیون نفر را با درآمد کانال سوئز و گردشگری اهرام غذا بدهد، بنسلمان باید سیوپنج میلیون نفر را (که تازه نزدیک چهل درصدشان هم بومی نیستند و در نتیجه ادعای سیاسی و اقتصادی کمتری دارند) با درآمد بسیار گندهتر نفت و گردشگری خانۀ کعبه غذا بدهد. پس کار دومی سادهتر است. سیسی مثل بنسلمان پول زیاد ندارد تا بتواند شبها هنگام خواب برای ساختن یک جامعۀ مدرن نقشه بکشد. بااینهمه در طرز کشورداری هیچکس نمیتواند حتی یک تفاوت بنیادین میان این دو را ذکر کند. این یک مثال نقض نظریۀ نقش «اسپرم مرغوب» در سیاست است. اسپرم سیسی به اندازۀ اسپرم بنسلمان قدیمی و اشرافی نیست، ولی طرز کشوریداری او اگر از بنسلمان منطقیتر نباشد بدتر هم نیست.
🤔 مشکل این نظریهپردازان آن است که نمیخواهند بپذیرند یا شاید نمیخواهند اعتراف کنند که نظریهشان درواقع نه بر پایۀ مزخرفاتی مثل «خانواده اشرافی» بلکه بر پایۀ «زور» بنا شده است. یعنی اگر ما حرفها و تحلیلهای این عزیزان را دربارۀ مسائل گوناگون سیاسی بپذیریم منطقاً ناچاریم این را هم بپذیریم که میتوان با مشت آهنین و زور مردمی را خوشبخت کرد و گور بابای آزادی و دمکراسی. گاهی میگویند تا مدتی باید با زور جامعه را جلو برد بعد آزادی سیاسی خودبهخود دنبالش میآید. اولاً مصر که حتی از اواخر دوران ناصر خیلی از آن حرفهای تخیلی را کنار گذاشت و چند دهه است که دارد به همین شیوه اداره میشود پس چرا خبری از آزادی سیاسی نشد؟ ثانیاً اگر میتوان با زور جامعه را جلو برد پس اصلاً چه لزومی دارد که بعدش آزادی بیاید؟ وقتی چیزی جواب میدهد خب بگذار کارش را بکند. ثالثاً اگر میشود با زور مردمی را خوشبخت کرد قاعدتاً الان یک کشور فقیر هم نباید در جهان وجود میداشت یا دستکم وجود کشور فقیر در جهان باید استثناء میبود نه اینکه مانند امروز قاعده باشد؛ چون بسیار غیرمنطقی است که تصور کنیم پس از هفتاد سالی که از پایان عصر استعمار میگذرد و اکثر کشورهای سابقاً مستعمره در این مدت حکومتهای دیکتاتوری نظامی و تکحزبی داشتهاند چنین فرمول سرراست و سادهای به عقل هیچکدام از این دیکتاتورها نرسیده باشد.
📚 من اصراری ندارم وقتم را تلف کنم و کسی را قانع کنم که چراغ برداشته و دربهدر دنبال دلیل و شواهد برای توجیه دیکتاتوری میگردد و طوری حرف میزند که انگار امروز مشکل ما در ایران از دمکراسی است و باید قیام کنیم و دمکراسی را براندازیم تا خوشبخت شویم. پاسخ من به این افراد ساده و روشن است: اگر به فرض محال بپذیریم که رفاه شما منوط به آزاد نبود من است، پس گور پدر همۀ شما و رفاهتان.
💬 بحث من در اینجا چیز دیگری است. خانم فائزه رفسنجانی آمده و میگوید کسی قرار است برای ما نقش بنسلمان را ایفا کند. این حرف خانم رفسنجانی به انواع و اقسام نظریهپردازان اسپرم مرغوب و خون اشرافی و مشت آهنین و سنت و هواداران دودمانهای پادشاهی قدیم و جدید و... بر خورده است. اینکه اصلاً انتظار فائزه معقول باشد یا فقط یک ورژن تازه از رویای «ژاپن اسلامی» شدن دهۀ هفتاد است بماند. فقط تا همین حد بگویم که جابهجایی قدرت در ایران به این سادگی نخواهد بود. بحث اینجاست که چرا این حرف به حضرات بر میخورد؟ مگر شما غیر از این را ترویج میدهید و میخواهید؟ مگر بخش بزرگی از توان و تریبونی را که دارید صرف خوار و «فرعی» شمردن دمکراسی و حتی تخریب و تمسخر دمکراسیخواهان نمیکنید؟ چه فرقی میکند آن مشت آهنینی که قرار است بیاید و ما را توسعه دهد مال چه کسی باشد؟ اینجاست که نظریۀ شما آن اصل بنیادین خود را که انکارش میکنید به شما نشان میدهد: زور. مشت آهنین را کسی میکوبد که زور داشته باشد. بدون زور اسپرم مرغوب و خون اشرافی و سنت و خانواده اصیل و... روی هم دوزار نمیارزند. شما تنها کاری که کردید و میکنید این است که برای این زور مشروعیت فراهم میکنید. شما الگوی «بنسلمانی» را در اذهان عدۀ بیشتری از مردم جا میاندازید، ولی این را که چه کسی بیاید و این الگو را پیاده کند شما تعیین نمیکنید. چون شما زور ندارید، شما فقط قلم دارید ولی با قلمتان از آن چیزی که باید دفاع نکردید. این نقشی است که از شما در تاریخ باقی میماند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @alamehrpouia
Telegram
نقدآگین
📘سلام بر آمریکا!
— از "مرگ بر آمریکا" تا "سلام" بر روشناییای که قرنها با آن فاصله داریم!
🔸 برای جبران نیمقرن رسوایی مرگطلبی برای آمریکا و دیگر کشورها، و پاک کردن چهرۀ زامبیصفتانهای که از ایران در افکار عمومی جهان ساخته شده، شاید بد نباشد برای چند سالی این ذکرِ قدرشناسانه و عرزشیسوز، سرلوحۀ ما شود. به ویژه آنکه میدانیم: بیشترین آمار مهاجران ایرانی در جهان به آمریکا تعلق دارد. سالهاست که این کشور با آغوش باز، زمینۀ رشد و شکوفایی را برای ایرانیان فراهم کردهاست؛ حتی اغلب مسئولان همین "رهبرِ بهاصطلاح جبهۀ مقاومت" نیز فرزندانشان را برای تحصیل، کار و زندگی به آمریکا میفرستند!
🔸 اگر چنین حرکتهای اعتراضیای در ایران رخ میداد، چه بلایی سر معترضان میآمد؟ کافیست محسن شکاری را به یاد آوریم؛ صرفا برای اتهام بستن خیابان، او را اعدام کردند و "محارب" و "جنگکننده با الله و رسولش!" نامیدند. رهبر کشور نیز با حمایت علنی از این حکم، آشکارا در خون این جوان معترض و بیگناه شریک شد.
🔸 ما اهل مغلطههای کودکانۀ عرزشیها نیستیم که "مرگ بر آمریکا" را معادلِ "مرگ بر دولت آمریکا" جا میزنند، تا میان دولت دموکراتیک آمریکا و ملتش تفکیکی خیالی قائل شوند. این کار فقط برای تخفیف تصویر زامبیگونۀ خودشان در نزد خودشان است. به همین خاطر، هیچوقت بخاطر انواع گندکاری حکومت آخوندی نمیگوییم "مرگ بر ایران" یا حتی "مرگ بر آخوند" یا "مرگ بر اسلام". در عوض، سلام میفرستیم بر روشناییای که بهدرجات در دموکراسی آمریکا قابل رویت و الگوگیریست که ما به "نعمت" حکومتِ یک فرقۀ مذهبی و آخوندها، قرنها با آن فاصله داریم: #سلام_بر_آمریکا!
🔶برخورد قانونی با اعتراضات در آمریکا: از حمله به کنگره و تخریب تا انسداد معابر
📜 چارچوب حقوقی و قانونگذاری:
آمریکا با تاریخچهای قوی در حمایت از آزادی بیان و اعتراض مسالمتآمیز، قوانین متعددی برای تنظیم اعتراضات و برخورد با خشونت یا تخلفات مرتبط دارد. اصلاحیه اول قانون اساسی آمریکا به افراد حق اعتراض مسالمتآمیز میدهد، اما این حق مطلق نیست و محدودیتهایی دارد؛ بویژه زمانی که به تخریب اموال عمومی، خشونت، یا انسداد معابر منجر شود.
🏛 حمله به ساختمان کنگره: نمونهای از خشونت سیاسی:
🔻در ۶ ژانویه ۲۰۲۱، حمله به ساختمان کنگره توسط طرفداران دونالد ترامپ رخ داد که با واکنشهای قضایی و امنیتی شدیدی همراه بود. برخی از موارد قانونی که برای متهمان این رویداد مطرح شد عبارتاند از:
ورود غیرقانونی به اموال دولتی: ورود غیرمجاز به ساختمان کنگره میتواند بعنوان جرم تلقی شود، بویژه اگر به اموال دولتی آسیب وارد شده باشد.
خرابکاری و تخریب اموال دولتی: حملهکنندگان با اتهام تخریب اموال فدرال مواجه شدند که مجازات آن شامل جریمههای سنگین و حبس تا ۱۰ سال است.
🚧 بستن خیابان و انسداد معابر: حقوق اعتراض و محدودیتهای قانونی:
🔻بستن خیابانها یا اتوبانها به عنوان شکلی از اعتراضات مدنی، در قوانین ایالات متحده موضوع بحثبرانگیزی است و میتواند منجر به اتهامات زیر شود:
اختلال در نظم عمومی: این اتهام اغلب به معترضانی که خیابان یا بزرگراهها را مسدود میکنند وارد میشود. مجازات شامل جریمه مالی یا حبس کوتاهمدت است (معمولاً چند روز تا چند ماه بسته به ایالت).
ایجاد خطر برای سلامت عمومی: اگر انسداد معابر باعث تأخیر در خدمات اضطراری مانند آمبولانسها شود، اتهام به خطر انداختن جان افراد ممکن است مطرح شود که به مجازاتهای شدیدتری مانند حبس تا ۵ سال منجر میشود.
نقض مقررات ترافیکی: در برخی ایالتها، قوانین خاصی برای جلوگیری از انسداد بزرگراهها توسط معترضان وجود دارد و میتواند به جریمههای مالی یا دستگیری منجر شود.
🚓 تخریب ماشینهای پلیس: پیامدهای قانونی:
تخریب یا آسیب رساندن به ماشینهای پلیس (چه با سنگ، چه به روشهای دیگر) بعنوان جرم کیفری جدی تلقی میشود. اتهامات ممکن شامل موارد زیر است:
🪓خرابکاری و تخریب اموال عمومی: تخریب اموال عمومی مانند ماشینهای پلیس میتواند به حبس تا ۱۰ سال یا جریمههای مالی سنگین منجر شود.
خشونت علیه نیروهای دولتی: اگر این اقدام تهدیدی برای نیروهای پلیس حاضر در محل تلقی شود، ممکن است اتهامات دیگری مانند حمله به مأمور دولتی مطرح شود که بسته به شرایط میتواند به حبس طولانیمدت منجر شود.
🔥 آتش زدن پرچم آمریکا: برخورد قانونی:
آتش زدن پرچم آمریکا به عنوان یک عمل اعتراضی تحت حمایت اصلاحیه اول قانون اساسی قرار دارد و به طور کلی جرم محسوب نمیشود. اما در موارد خاص، اگر آتشسوزی به اموال عمومی آسیب برساند یا موجب خطر برای افراد دیگر شود، اتهاماتی نظیر ایجاد خطر عمومی ممکن است مطرح شود.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— از "مرگ بر آمریکا" تا "سلام" بر روشناییای که قرنها با آن فاصله داریم!
معترضان در جریان اعتراضات امروز اداره مهاجرت آمریکا در لسآنجلس، به سمت ماشینهای پلیس سنگ و آوار پرتاب میکنند.
🔸 برای جبران نیمقرن رسوایی مرگطلبی برای آمریکا و دیگر کشورها، و پاک کردن چهرۀ زامبیصفتانهای که از ایران در افکار عمومی جهان ساخته شده، شاید بد نباشد برای چند سالی این ذکرِ قدرشناسانه و عرزشیسوز، سرلوحۀ ما شود. به ویژه آنکه میدانیم: بیشترین آمار مهاجران ایرانی در جهان به آمریکا تعلق دارد. سالهاست که این کشور با آغوش باز، زمینۀ رشد و شکوفایی را برای ایرانیان فراهم کردهاست؛ حتی اغلب مسئولان همین "رهبرِ بهاصطلاح جبهۀ مقاومت" نیز فرزندانشان را برای تحصیل، کار و زندگی به آمریکا میفرستند!
🔸 اگر چنین حرکتهای اعتراضیای در ایران رخ میداد، چه بلایی سر معترضان میآمد؟ کافیست محسن شکاری را به یاد آوریم؛ صرفا برای اتهام بستن خیابان، او را اعدام کردند و "محارب" و "جنگکننده با الله و رسولش!" نامیدند. رهبر کشور نیز با حمایت علنی از این حکم، آشکارا در خون این جوان معترض و بیگناه شریک شد.
🔸 ما اهل مغلطههای کودکانۀ عرزشیها نیستیم که "مرگ بر آمریکا" را معادلِ "مرگ بر دولت آمریکا" جا میزنند، تا میان دولت دموکراتیک آمریکا و ملتش تفکیکی خیالی قائل شوند. این کار فقط برای تخفیف تصویر زامبیگونۀ خودشان در نزد خودشان است. به همین خاطر، هیچوقت بخاطر انواع گندکاری حکومت آخوندی نمیگوییم "مرگ بر ایران" یا حتی "مرگ بر آخوند" یا "مرگ بر اسلام". در عوض، سلام میفرستیم بر روشناییای که بهدرجات در دموکراسی آمریکا قابل رویت و الگوگیریست که ما به "نعمت" حکومتِ یک فرقۀ مذهبی و آخوندها، قرنها با آن فاصله داریم: #سلام_بر_آمریکا!
🔶برخورد قانونی با اعتراضات در آمریکا: از حمله به کنگره و تخریب تا انسداد معابر
📜 چارچوب حقوقی و قانونگذاری:
آمریکا با تاریخچهای قوی در حمایت از آزادی بیان و اعتراض مسالمتآمیز، قوانین متعددی برای تنظیم اعتراضات و برخورد با خشونت یا تخلفات مرتبط دارد. اصلاحیه اول قانون اساسی آمریکا به افراد حق اعتراض مسالمتآمیز میدهد، اما این حق مطلق نیست و محدودیتهایی دارد؛ بویژه زمانی که به تخریب اموال عمومی، خشونت، یا انسداد معابر منجر شود.
🏛 حمله به ساختمان کنگره: نمونهای از خشونت سیاسی:
🔻در ۶ ژانویه ۲۰۲۱، حمله به ساختمان کنگره توسط طرفداران دونالد ترامپ رخ داد که با واکنشهای قضایی و امنیتی شدیدی همراه بود. برخی از موارد قانونی که برای متهمان این رویداد مطرح شد عبارتاند از:
ورود غیرقانونی به اموال دولتی: ورود غیرمجاز به ساختمان کنگره میتواند بعنوان جرم تلقی شود، بویژه اگر به اموال دولتی آسیب وارد شده باشد.
خرابکاری و تخریب اموال دولتی: حملهکنندگان با اتهام تخریب اموال فدرال مواجه شدند که مجازات آن شامل جریمههای سنگین و حبس تا ۱۰ سال است.
🚧 بستن خیابان و انسداد معابر: حقوق اعتراض و محدودیتهای قانونی:
🔻بستن خیابانها یا اتوبانها به عنوان شکلی از اعتراضات مدنی، در قوانین ایالات متحده موضوع بحثبرانگیزی است و میتواند منجر به اتهامات زیر شود:
اختلال در نظم عمومی: این اتهام اغلب به معترضانی که خیابان یا بزرگراهها را مسدود میکنند وارد میشود. مجازات شامل جریمه مالی یا حبس کوتاهمدت است (معمولاً چند روز تا چند ماه بسته به ایالت).
ایجاد خطر برای سلامت عمومی: اگر انسداد معابر باعث تأخیر در خدمات اضطراری مانند آمبولانسها شود، اتهام به خطر انداختن جان افراد ممکن است مطرح شود که به مجازاتهای شدیدتری مانند حبس تا ۵ سال منجر میشود.
نقض مقررات ترافیکی: در برخی ایالتها، قوانین خاصی برای جلوگیری از انسداد بزرگراهها توسط معترضان وجود دارد و میتواند به جریمههای مالی یا دستگیری منجر شود.
🚓 تخریب ماشینهای پلیس: پیامدهای قانونی:
تخریب یا آسیب رساندن به ماشینهای پلیس (چه با سنگ، چه به روشهای دیگر) بعنوان جرم کیفری جدی تلقی میشود. اتهامات ممکن شامل موارد زیر است:
🪓خرابکاری و تخریب اموال عمومی: تخریب اموال عمومی مانند ماشینهای پلیس میتواند به حبس تا ۱۰ سال یا جریمههای مالی سنگین منجر شود.
خشونت علیه نیروهای دولتی: اگر این اقدام تهدیدی برای نیروهای پلیس حاضر در محل تلقی شود، ممکن است اتهامات دیگری مانند حمله به مأمور دولتی مطرح شود که بسته به شرایط میتواند به حبس طولانیمدت منجر شود.
🔥 آتش زدن پرچم آمریکا: برخورد قانونی:
آتش زدن پرچم آمریکا به عنوان یک عمل اعتراضی تحت حمایت اصلاحیه اول قانون اساسی قرار دارد و به طور کلی جرم محسوب نمیشود. اما در موارد خاص، اگر آتشسوزی به اموال عمومی آسیب برساند یا موجب خطر برای افراد دیگر شود، اتهاماتی نظیر ایجاد خطر عمومی ممکن است مطرح شود.
.
#سیاست #آمریکا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin