نقدآگین
12.2K subscribers
3.82K photos
3.36K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📕پیرامونِ «روشنفکرنما»
تجاوز به زبان و حکومت توتالیتر

✍️#مهدی_خلجی
(۲/۲)

بر این روی، معضل اصلی حتی وجود ایدئولوژی اسلامی نیست، بل‌که غیاب آن با حضور ولی فقیه است! در هر شرایطی رهبری قادر و مجاز است که نورافکن دشمن‌شناس خود را به باطن هر شهروندی بتاباند و او را این یا آن -نما تشخیص دهد و مستوجب عقاب و عذاب.

برگردیم به همین مثال «روشنفکرنما».
در زبان آیت الله خامنه‌ای معلوم نیست کدام‌یک خوب است و کدام‌یک بد؟!

هم به روشنفکری می‌تازد و هم به «روشنفکرنمایان»؛ در حالی که منطقاً وقتی کسی را «روشنفکرنما» می‌خوانیم یعنی ظاهر او را خوب می‌دانیم، و از روشنفکری تلقی مثبتی داریم.

اما چه چاره که قدرت مطلقه، منطق نمی‌شناسد؛ از تناقض‌گویی پروایی ندارد، و وجدان اخلاقی آن در برفابرف دیو سپید پای دربند به خوابی سنگین فرورفته است.



پی‌نوشت:

✍️#بهرام_بسطامی

باید به موارد مشترک متعدد اشتراک زبانی سلطنت‌طلبان و حکومت سلطانی اسلامی نیز دقت نمود.

من بسیار از زبان سلطنت‌طلبان، فحش و ناسزا و انگ‌های مطلق‌گرایانه نسبت به کلیت جریان روشنفکری (اعم از دینی، لیبرال، چپ) شنیده‌ام؛ درحالی که اکثرشان حتی یک کتاب آن‌ها را نمی‌توانند بخوانند، چه برسد به آنکه خوانده باشند؛ به همین خاطر در نقدشان جز دشنام به کلیت روشنفکری و یکسری اسم که در اینجا و آنجا خوانده‌اند، نمی‌بینید.

جالب آن است که این‌ها نیز مشابه سلطان کنونی کشور، به کلیت جریان روشنفکری همین پسوند تحقیریِ «روشنفکرنما» را می‌دهند. اینکه در موقعیت‌های مختلف، زبانِ به‌ظاهر اپوزسیون با قدرت سلطانی مستقر شباهت‌های جدی پیدا می‌کند، ابدا بی‌علت نیست.

هر دو با اندیشمندان علوم انسانی ایران و جهان، و جریان روشنفکری ستیز آشکار دارند تا از این بظاهر بی‌اعتبارسازی مغزهای اندیشه‌گر یک ملت، بتوانند سیاستمداران کم‌‌سواد و خودشیفته‌ی محبوب خود را دانای کل بشناسانند و مطلق و معصوم و بری از هر گونه خطای جدی جلوه‌ دهند و روزی به این طریق به آمال کودکی‌شان برسند؛ شاه و امامِ زمان ناجی که در صدر قرار می‌گیرد و ایران را برخلاف شاهِ کنونی (که مشکل اصلیش عضویت در «ژن/فرقه‌ای تبهکار» است و عدم عضویت در «ژن/فرقه‌ی برتر پهلوی»، یعنی یک تصور کاملا ارتجاعی و پیشامدرن از مقوله‌ی قدرت) به دروازه‌های تمدن بزرگ می‌رساند!

البته او فقط سلطنت می‌کند(!) و بر تخت خدایی جلوس می‌فرماید و سخنرانی می‌کند و نصیحت می‌کند و نماد وحدت ملت (در نظر اینان که با روشنفکران چنین برخورد می‌کنند: گله) می‌شود (ولو با سرکوبِ تمام عیار تمامی جریان‌ها و اقوام و افرادی که حالشان از او به هم می‌خورد یا او را لایق حتی مدیریت یک رستوران هم نمی‌دانند، و نتیجتا جزو ملت نیستند)، و ابدا حکومت نمی‌کند و در اجرائیات مداخله نمی‌کند (یعنی ادعای اولیه‌ی حتی خمینی در قبل رسیدن به قدرت و رهبر کنونی وقتی مساله رسیدگی به مسئولیت‌هایش در وضع کشور می‌شود).

در ذهن‌های سلطه‌طلب، هنوزم که هنوز است شاه مطلق است و بی‌ نقدهایی جدی، ولو در موضوع کودتایی که بیش از ۵۰ سال ما را در دامن غرب‌ستیزی و آمریکاستیزی کاریکاتوری، کور و ایران‌سوز، حتی بیش از چین و روسیه انداخت؛

سلطان/امام مطلق است، ولو آن سیاستمدار بیش از ۴۰ سال قبل تبدیل به فسیل شده باشد و قدرتی ظاهری نیز از او نمانده باشد، برای آن ارواح کوتوله، هنوز اربابی مطلق و معصوم است و ناجی‌ای تنها و تنها ناجی وطن.

ارواحی که بدون یک شاهِ و امامِ معصومِ بالای سر، خود را هیچ می‌دانند؛ هر چند در حقیقت هم هیچ‌اند، چون اصالت وجودیِ آن‌ها فکر و فردیتشان نیست، بلکه وجود آن شخصیت و خاندانی است که خود را در آن ذوب شده می‌بینند و تمامیت هویتشان را در نام او می‌یابند:
«من آنی هستم که شاهم آن ابرمرد و اسپرم‌های برتر و ژن‌های وحدت‌ساز او است».

و به همین خاطر هر جا صحبت کوچک‌ترین نقدی، ولو همدلانه بر آن امام معصوم و آریایی شده باشد، این بردگان شخصیتیِ ارباب سر می‌رسند و سطح سواد و ادبیات مشعشع خود و سیلی از مغالطات کودکانه‌شان را نمایان می‌کنند.

آن‌ها بردگان ابدی ارباب‌اند، ولو دین‌ستیز باشند و بظاهر شکلی مدرن بگیرند، حتی در نقد اسلام‌شان نیز جز نگاهی اهورا-اهریمنی و قومی-قبیلگی و نگاهی حقیرانه و مطلق‌گرا و پر از تهمت‌‌های سخیف جنسی و.. نمی‌بینید؛ درحالی که دین اجدادی را نیز مثل یک برده عَلم می‌کنند و جز زیبایی‌های غلو شده‌اش را بر نمی‌شمارند و از کورش و زرتشت چنان می‌گویند، که حداقل روشنفکر دینی (که او را تنها به ماله‌کش تقلیل می‌دهند و خدمات و هزینه‌های بسیارش در رشد و شکوفایی فکری جامعه را نمی‌بینند) نیز جرات نمی‌کند از علی و محمد چنین تصویر مطلق‌گرایانه‌ای بتراشد.



🌾@Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 آیا خدا در «سِفر پیدایش» واقعا خوب است؟ (Source)

🎙#جردن_پیترسون (زبان اصلی - بدون زیرنویس)

🔸آیا خدا در سفر پیدایش واقعاً خوب است؟ این داستان سؤالات پیچیده‌ای را دربارهٔ «آگاهی» و «نام‌گذاری» مطرح می‌کند.

🖊 #ترجمه #اختصاصی_نقدآگین را (اینجا) بخوانید

🗄پست مرتبط
📺 جایگاه باغ/بهشتِ عدن در تورات
📺 رازِ آفرینشِ جهان از دیدگاهِ اساطیر ایران
📺 آفرینشِ انسان در باورِ مانی
📻 آیا برای خوب بودن به خدا نیاز است؟
📻 اقتباس آدم و حوا از اساطیر در تورات و قرآن

.


#اسطوره‌شناسی #نقد_ادیان #کتاب_مقدس #بایبل #زبان #خلقت



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 چطور به بزرگترین اهداف خود برسیم؟ (+)
— تحلیل و خلاصۀ تدتاکِ آقای Stephen duneier


⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
00:00 مربع‌های کوچک
01:40 زندگی آقای Duneier
03:56 یاد-گرفتنِ زبانِ جدید
05:30 کم‌‌کردن وزن
06:24 شروعِ بافندگی
07:53 رکوردِ گینس

.


#تجربه_زیسته #خودشناسی #تد #ted #tedtalk #عادت #قدرت_عادت #هدف‌گذاری #موفقیت #مردان_موفق #یادگیری_زبان #آموزش_زبان #زبان_آلمانی #آلمانی #تنبلی #بافندگی #گینس #تمرکز #مطالعه



🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 سکوت‌های تاریخی (+) 🎙 #محسن_رنانی 🔸درآمدی که دیوید بکام برای انگلستان کسب می‌کند، ما از کل آثار باستانی‌مان نیز نمی‌توانیم بدست بیاوریم 🔸طرحِ نظر داریوش آشوری دربارۀ محدودیت‌های زبان فارسی 🔸با وجود آنکه جامعۀ ما در تمام انتخابات‌های بعد ۵۷، هیچ قصۀ…
📘نقدی بر سخنان محسن رنانی دربارۀ زبان فارسی
— بازۀ زمانی مورد نقد: 21:25 تا 35:05
✍🏻 #ناهید_زمانیان

خلق واژه نداشته‌ایم.... مفاهیم مدرن در زبان فارسی خلق نشده...

۳. اگر امروز فردوسی از خاک بیرون می‌آمد، شک نکنید که برای ارتباط با هموطنانش نیازمند مترجم می‌شد. معجزه‌ی زبان فارسی این است که به‌گونه‌ای رشد کرده که با وجود رشد و تحول، زبان هزار سال پیشِ خود را نیز می‌تواند بفهمد. این اتفاق به این دلیل است که زبان فارسی از دستور زبان خود تخطی نکرده و در عین‌حال، ‌پنجره‌هایش ر‌ا برای ورود مفاهیم و وام‌واژه‌ها، تا جایی‌که ممکن بوده، باز گذاشته است. در این وام‌واژه‌ها نیز تا جایی که امکان داشته، به هضم و ترجمه‌‌ی آنها مبادرت کرده است.

🍂 جناب رنانی اگر کمی به صحبت‌های خود توجه می‌کردند، متوجه می‌شدند که از کلماتی استفاده می‌کنند که در ادبیات کهن ما به هیچ عنوان به کار نرفته‌اند. همین نوشته‌‌ای که اکنون مشغول خوانش آن هستید، فاصله‌ی نوری با زبان کهن ما دارد، در حالی‌که شبیه به آن است؛‌ این یعنی معجزه‌ی زبان.

اگر مفاهیم مدرن داشتیم، اکنون برای دموکراسی و بوروکراسی واژه داشتیم...

۴. تعجب می‌کنم که واژه‌های مردم‌سالاری و دیوانسالاری به گوش ایشان نخورده‌است!

چرا نمی‌توانیم واژه‌ی دازاین را ترجمه کنیم؟ این از ضعف زبان ماست!

۵. قطعا جناب رنانی می‌دانند که " دازاین" یک واژه‌ی هایدگری است و به لحاظ دستوری، هم‌ردیف اسم خاص محسوب می‌شود. در انگلیسی هم ترجمه‌ی این واژه راحت نیست و اغلب با EXISTENCE تعریف می‌شود؛ حتی آلمانی‌زبان‌ها نیز برای فهم واژه‌ی "دازاین" مجبورند دست به دامان تفسیر ‌شوند.

برگرداندن واژه‌های انگلیسی به فارسی، خیانت به زبان فارسی است.

۶. بالاخره ما متوجه نشدیم زبان فارسی قابلیت ورود مفاهیم جدید را دارد یا نه؟! حالا که جناب رنانی معتقدند زبان فارسی ایستاست و چنین قابلیتی ندارد، نگران چه هستند؟! این نگرانی که نکند فرهنگستان دست به واژه‌سازی بزند از کجا می‌آید؟!

🍂 تمام زبان‌های دنیا با واژه‌سازی زنده می‌مانند. در کنار این مسئله که کاملا زبانشناسانه و علمی است، ساختن واژه‌های معادل، فهم ما را در دانش افزایش می‌دهد و به ما این امکان را می‌دهد که مسائل و مشکلات خود را بشناسیم.

🍂 ما حتی در حوزه‌ی سلامت شخصی‌مان به برگرداندن واژه بسیار نیازمندیم زیرا عام مردم می‌توانند با واژه‌های معادل، راحت‌تر مسائل جسمی خود را درک کنند. بعنوان مثال، واژه‌ی تخمک‌گذاری که ترجمه‌ی Ovulation است، فضای فهم بدنِ زنانه را برای زنان ایرانی بسیار آسان کرده‌است. بر این اساس، جلوگیری از رشد زبان، خیانت به انسانیت است.

چرا نمی‌گوییم " تلفنییدم"؟ عرب‌ها اسم تلفن را گرفتند و آن را تبدیل به فعل کردند..

۷. اگر قرار بود هر غیرمتخصصی بر ساختار زبان چنگ ببرد و به میل خود آن را تغییر دهد، امروز مسخره‌ی خاص و عام شده بودیم. هر زبانی ساختار دستوری خود را دارد. همین ساختار است که به زبان کمک می‌کند از علم فاصله نگیرد. ما در زبان محاوره نیز حد و حدودی برای تغییر ساختار داریم. زبان محاوره، زبان خودجوش مردم است و نمی‌توان به شکل دستوری با آن برخورد کرد؛ حتی عام مردم، که مطالعات زبانشناسی ندارند و ادعایی هم بر این موضوع ندارند، در ناخودآگاهشان می‌دانند که واژه‌ها هر چه خوش‌آواتر باشند، بیان، زیباتر و دلنشین‌تر می‌شود. واژه‌ی من‌درآوردیِ تلفنیدم با واژه‌ای هم‌قافیه می‌شود که به علت کریه بودنش، از بیان آن معذورم. دشمنی با زبان فارسی به جایی رسیده که هر سخن لغو و بیهوده‌ای را به جای این زبان فاخر ترجیح می‌دهند. این شکل از دشمنی، دشنه زدن بر قلب خود است.

🍂 متاسفانه در کمتر از ۱۵ دقیقه صحبت رنانی، بسیار بیشتر از چیزی که گفته شد، می‌توان اشتباه ساختاری مشاهده کرد. من به همین ۷ مورد بسنده می‌کنم و شما را به اندیشیدن دعوت می‌کنم.


.


#نقد_روشنفکران #زبان_فارسی #داریوش_آشوری #محسن_رنانی



🌾 @Naqdagin | @nahidestan
📘وقتی معنای بی‌کران، بهانۀ اعجاز می‌شود
— آیینۀ "هانسل و گرتل" بر توهم "نصّ مقدس"
(۲/۲)
✍🏻 #معین_ایقانی

◼️جزم‌اندیشی و انحصارطلبی: با این ادعا، درهای تفسیرهای نو یا نقدهای علمی-تاریخی بسته می‌شود؛ زیرا هرگونه تحلیلی خارج از چارچوب "اعجاز"، تلاشی برای نفی حقیقت مطلق (که پیشاپیش تعیین شده) تلقی می‌گردد. این، اندیشه را در زنجیر می‌کشد.

◼️گمراه کردن جان‌های تشنه: این ادعا، می‌تواند مردمان را به این پندار برساند که برای کشف حقیقت، نیازی به رنج تفکر نقادانه، سختی علم‌آموزی، یا کاوش بی‌پرده‌ی فلسفی نیست؛ چرا که تمامی حقیقت (با رموز و معانی پنهانش) از پیش در خزانه یک "نص مقدس" به ودیعه گذاشته شده است.

◼️گریز از رویارویی با واقعیت: اگر همه‌ی پاسخ‌ها و حکمت‌ها از پیش در متن نهفته باشند و تنها کلید "کشف" آن‌ها در دست باشد، این پندار، بهانه‌ای می‌شود برای عدم درگیری با پیچیدگی‌های واقعیت‌های علمی، اجتماعی، و فلسفی زمانه ما و فرار از مسئولیت فهم جهان در ابعاد بی‌کرانش.

◼️ایمن‌سازی باور در برابر خرد نقاد: ادعای اعجاز بر مبنای تفسیر، عملاً باورها را در برابر ترازوی خرد نقاد "ایمن" می‌کند. وقتی هر معنای عمیقی به "معجزه" نسبت داده شود، دیگر جایی برای سنجش عقلانی، پرسشگری و طلب شواهد باقی نمی‌ماند. این رویکرد، به جای تقویت ایمان آگاهانه، آن را به ابزاری برای سرکوب شک و گریز از مسئولیت فهم واقعی جهان تبدیل می‌کند؛ زیرا در این بازی، حقیقت تابعی از متنی مقدس می‌شود که دیگر نیازی به تأیید عقل و تجربه ندارد.

🔺قابلیت تأویل و استخراج معانی عمیق از متون، نه دلیل برای غلتیدن در توهمات، که نشانه‌ی زیباییِ بی‌پایانِ زبان و قدرتِ سحرانگیزِ ذهنِ انسان است. اما این ظرفیت ذاتی، هرگز نباید دستاویزی شود برای ادعاهای فراطبیعی که با هدف تحکیم قدرت یا مشروعیت‌بخشی به یک ایدئولوژی و دین و مذهب خاص، از آن بهره‌برداری می‌شود؛ زیرا در این راه، "حقیقت" قربانی "فریب" می‌شود.

🔸معنا، توهم یا قدرت؟

🍂 روان‌شناسی شناختی امروز هشدار می‌دهد که ذهن انسان، در بطنِ نیاز به نظم و معنا، گاه در جاهایی نیز معنا می‌بیند که هیچ نظم یا نیتی در آن نیست. پدیده‌ای به‌نام «توهم معنا» (apophenia) ما را وا می‌دارد تا در تودرتوی هر متن، قصری از راز بسازیم؛ حتی اگر چنین چیزی در واقعیتِ وجود نداشته‌باشد. پس شگفتیِ معنا نه الزاما از "قداست" متن، که گاه از گرایشِ ذهن ما به فریبِ معناخویی برخاسته‌است.

🍂 از سوی دیگر، پژوهش‌های تاریخی‌ـ‌متنی بر ما آشکار کرده‌اند که قرآن نیز، چونان دیگر متون کهن، در گفت‌وگویی دیرپای با سنت‌های اسطوره‌ای، دینی، و شعری زمانه‌ی خویش شکل گرفته‌است. زبانی‌ست در میان زبان‌ها؛ نه صدایی از فراسوی زمان، که پژواکی از درون آن؛ و البته نواقص و خرافات و خطاهای آن‌ها را نیز به ارث برده، یا بعضا تصحیح کرده یا افزوده‌است.

🍂 و از همه سهمگین‌تر آن‌که: مفهومی چون "اعجاز معنایی"، در تاریخ دیرپای خود، نه فقط مفهومی معرفت‌شناسانه، که ابزاری سیاسی برای مشروعیت‌بخشی به نهادهای قدرت و انحصار تفسیر بوده‌است. آن‌جا که متن را مطلق می‌کنند، مفسر را تافته‌ی جدا بافته می‌سازند، و هر نقدی را کفر می‌خوانند، قدرت در جامه‌ی قدسی رخ می‌نماید.

📺 کتاب ممنوعۀ «قرآن، کلام محمد»
📺 کتابِ «قرائت قرآن غیر دینی» اثر دکتر رضا آیرملو
📕فصاحتِ معیوب، تقدیسِ برده‌داری و حکمتِ فریبکار!
📺 کپی‌کاریِ خدا از خاخام‌ها؟!
📺 از اصحاب کهف تا برج بابل
📺 قرآن: تجربۀ نبوی یا کپی‌پیست‌هایی ناشیانه؟
📺 کمال حیدری: اشکالات صرف و نحوی قرآن - اعجاز ادبی (۴)
📺 معجزهٔ قرآن؟! (۳) (نقد ادبی بخشی از قرآن و ریشه‌های سریانی آن)
📺
اعجاز ادبی قرآن؟ (۲) نهج‌البلاغه پیروز تحدی‌ست
📺 اعجاز ادبی قرآن؟ (۱) - سبک قرآن
📻
واژگانِ پارسی و عبری در قرآن
📺
عرب‌زبانان قرآن را می‌فهمیدند/می‌فهمند؟!
📺
بی‌محتوایی و تکرار/حشو بسیارِ قرآن - اعجاز ادبی ۵
📗مرجع تقلید:‌ قرآن معجزه نیست و تحدی باطله
📺 آیت‌الله حیدری: قرآن ۱۰۲۴۳ اختلاف دارد
📺 کمال حیدری: «قرآن اصلی» دست ما نیست!
📓افسانۀ اسکندر در قرآن
📕مسیح در قرآن: خدایی که خدا نیست
📕قرآن از دیدگاه ریاضی
📕 تصورات خطای قرآن پیرامون انجیل و تورات
📕افسانهٔ عمر نوح؛ بدعاقبتی کپی‌کاران!
📕قرآن در ترازوی سوالات یهود
📕قرآن و همراهی با تحریفِ «پیش‌گویی اشعیای نبی» دربارۀ «تولد مسیح از باکره»

.


#فلسفیدن #نقد_ادیان #نقد_قرآن #نقد_اسلام
#هرمنوتیک #پدیدارشناسی #فلسفه #تفکر_انتقادی #زبان #معنا #آگاهی #خرد #حقیقت #ایدئولوژی #دین_و_فلسفه #نقد_دینی #ادبیات #اسطوره_شناسی #اعجاز #تفسیر_متن



🌾 @Naqdagin