نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.41K videos
93 files
9.12K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘نقش زلنسکی در شروع جنگ اوکراین
— سنجشِ مدعایِ چپ‌‌های غرب‌ستیز و ترامپیست‌ها
(۱/۲)
✍🏻 #شاهین_طهماسبی

🔹من همانطور که سیاست دشمنی جمهوری اسلامی با ابرقدرتی مثل آمریکا اشتباه می‌دانم، سیاست‌های اوکراینی‌ها در برابر همسایه بزرگ و قدرتمندشان روسیه را هم اشتباه می‌دانم. اوکراین نباید حساسیت‌های روسیه در مورد ناتو را نادیده می‌گرفت، به خصوص که حالا مشخص شده کشورهای غربی به اوکراین، فقط به عنوان ابزاری برای تضعیف و به فرسایش کشاندن روسیه نگاه می‌کرده‌اند، با این حال این سیاست هیچ ربطی به ولادیمیر زلنسکی رئیس جمهور فعلی اوکراین نداشته است.

🔹سابقه درخواست اوکراین برای عضویت در ناتو به بعد از انقلاب غربگرایانه نارنجی در سال ۲۰۰۴ برمی‌گردد. با این وجود، کشورهایی مثل آلمان و فرانسه هرگز به این درخواست روی خوش نشان ندادند. با روی کار آمدن یانوکوویچ رئیس جمهور طرفدار روسیه در ۲۰۱۰ این بحث عملاً کنار گذاشته شد تا انقلاب میدان و برکناری یانوکوویچ در سال ۲۰۱۴ که دوباره همه معادلات را تغییر داد. معترضان ضد روسی در اوکراین خواهان عضویت اوکراین در اتحادیه اروپا و ناتو بودند و روسیه هم در انتقام، دست به اشغال سریع کریمه و مناطقی در دونتسک و لوهانسک زد. در انتخابات همان سال، پترو پوروشنکو به ریاست جمهوری رسید، سیاستمدار باسابقه و به شدت غربگرایی که همکاری‌ها با غرب را افزایش داده و اقداماتی علیه نفوذ روسیه در اوکراین پیش گرفت. با تلاش‌های او بود که پارلمان اوکراین با اکثریت قاطع، تلاش برای عضویت در اتحادیه اروپا و ناتو را به قانون اساسی افزود.

🔹در مقابل، ولادیمیر زلنسکی که بدون سابقه سیاسی در سال ۲۰۱۹ به ریاست‌جمهوری رسید در ابتدا تلاش داشت تا نسبت به پوروشنکو رویکرد متعادل‌تری در برابر روسیه اتخاد کند و اختلافات را با مذاکره حل کند که این تلاش‌ها به نتیجه‌ای نرسید، بحران ذره ذره تشدید شد و در نهایت به حمله روسیه به اوکراین در ابتدای سال ۲۰۲۲ انجامید.

🔹هر کس که با تاریخ بحران اوکراین ذره‌ای آشنایی داشته باشد هیچ تردیدی به خود راه نمی‌دهد که برخلاف آنچه انزواگرایان کم‌سواد آمریکایی می‌گویند شروع جنگ اوکراین هیچ ارتباطی به زلنسکی و تصمیمات او نداشت، بلکه ناشی از تصمیم برنامه‌ریزی شده پوتین برای واکنش به تهدیدات ناشی از گسترش ناتو به شرق و تصمیم جمعی اوکراینی‌ها برای پیوستن به این روند بود و اساساً هیچ اهمیتی نداشت که چه شخصی در اوکراین رئیس جمهور است. کینه روس‌ها و طرفدانشان (چه ترامپیست‌ها و چه ارزشی‌ها) از زلنسکی هم واقعاً هیچ ارتباطی به اقدامات او قبل از جنگ اوکراین ندارد بلکه به رهبری موثر او در برابر تجاوز روسیه بازمی‌گردد، اویی که بر خلاف آنچه بسیاری از تحلیلگران درباره فرار سریع دلقک سابق پیش‌بینی می‌کردند تصمیم گرفت بماند و نماد مقاومت کشورش شود.

🔻نقدآگین:
خواندنِ برشی از مقالۀ «آنچه شما در مورد اوکراین می‌دانید، احتمالا اشتباه است»، منتشره در بلومبرگ، به‌عنوان پیوستِ مکمل این بحث البته بد نیست:
با توجه به اینکه انتظار می‌رود دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور منتخب، به سرعت تلاش کند تا پس از تصدی ریاست جمهوری به جنگ در اوکراین پایان دهد، می‌خواهم به رایج‌ترین افسانه بپردازم: همه این تقصیر غربِ متجاوز است.

طبق این روایت که به ویژه در کشورهای جنوب جهان طرفدارانی پیدا کرده است، روسیه نیز قربانی استعمار غرب است و دو تحریک ناروا، آن را به حمله به اوکراین سوق داد: گسترش خصمانه سازمان پیمان آتلانتیک شمالی به سمت شرق و در سال ۲۰۱۴، کودتایی که توسط سیا در کی‌یف طراحی شد و اقلیت قومی روس در این کشور را با «انقراض» تهدید می‌کرد.

این موضوع اهمیت دارد زیرا اگر این ادعا درست باشد، برای پایان دادن به خونریزی کافی است که غرب درِ ناتو را به روی اوکراین ببندد و ارسال سلاح به اوکراین را متوقف کند.
در غیر این صورت، این تصمیمات صرفا به کرملین در دستیابی به اهدافش در زمینه فتح ارضی کمک خواهد کرد و شعاعی گسترده‌تر برای بی‌ثباتی را نوید می‌دهد.

روسیه قربانی قدرت‌های استعماری غربی است
وقتی صحبت از استعمار می‌شود، روسیه به اندازه کافی غربی است. تاریخ آن سرشار از گسترش امپریالیستی بی‌امان و فوق‌العاده موفقی بوده است که با وقفه‌های کوتاهی از شکست نظامی و فروپاشی امپراتوری همراه بوده است. به همین دلیل است که اتحاد جماهیر شوروی یک ششم مساحت خشکی زمین را در اختیار داشت. این همان طریقی است که روسیه منطقه‌ای به وسعت مصر را در «معاهدات نابرابر» غرب با چین تصرف کرد (بریتانیا هنگ کنگ را به دست آورد).


(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘نقش زلنسکی در شروع جنگ اوکراین
— سنجشِ مدعایِ چپ‌‌های غرب‌ستیز و ترامپیست‌ها
(۲/۲)
این یک مشکل واقعی ایجاد می‌کند. از آنجا که امپراتوری‌های روسیه و شوروی پیوسته بودند – برخلاف امپراتوری بریتانیا، بعنوان مثال – اکثر روس‌ها واقعا مطمئن نیستند که مرزهای کشورشان باید در کجا باشد. همچنین برای آنها مشخص نیست که چرا افرادی که زبان روسی را به عنوان زبان اول خود صحبت می‌کنند می‌توانند چیزی غیر از روس باشند. در صورت شک، لطفاً مقاله طولانی را که ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور، در سال ۲۰۲۱ در مورد اوکراین نوشت و سپس در سال بعد به افسرانی که برای حمله فرستاد، ابلاغ کرد، بخوانید.

آنچه مردم گرجستان، مولداوی و اوکراین و همچنین کشورهای بالتیک و (به طور پنهانی) قزاقستان را نگران می‌کند این است که استقلال آنها که سرانجام در سال ۱۹۹۱ به دست آوردند، ممکن است فقط یک وقفه دیگر در این داستان توسعه‌طلبی روسیه باشد. دارایی‌های سابق که برای پیوستن به سازمان پیمان آتلانتیک شمالی تلاش می‌کردند، این کار را برای محافظت در برابر واکنش مسکو انجام دادند که می‌ترسیدند در نهایت اتفاق بیفتد، و این اتفاق افتاده است.

گسترش ناتو پوتین را مجبور به واکنش کرد
درست است که هنگامی‌که شوروی در حال مذاکره با واشنگتن دربارۀ اینکه آیا آلمان متحد می‌تواند در ناتو باقی بماند یا خیر بود، اطمینان‌های شفاهی داده شد که از این امر برای گسترش پیمان به سمت شرق به ضرر مسکو استفاده نخواهد شد.

🔻این تعهدات به اتحاد جماهیر شوروی داده شد، نه به روسیه. چرا این تمایز مهم است؟ (مسکو همان مسکو است). زیرا زمانی که مرزها تا ۱۳۰۰ کیلومتر (۸۰۸ مایل) جابجا می‌شوند، انتظارات امنیتی معقول نیز تغییر می‌کنند، و از آنجایی که وقتی مقامات آمریکایی و اروپایی این اطمینان‌های کتبی را به میخائیل گورباچف، رئیس‌جمهور سابق شوروی، می‌دادند، استونی، گرجستان، مولداوی یا اوکراین مستقلی با نگرانی‌های امنیتی خاص خود وجود نداشت. وقتی امپراتوری‌ها در هم می‌شکنند، نقشه‌ها و شرایط تغییر می‌کنند.

از بین رفتن اتحاد جماهیر شوروی، نیازمند پیمان‌ها و توافق‌نامه‌های جدیدی برای تطبیق با ظهور ۱۵ کشور جدید بود. یکی از آنها یادداشت تفاهم بوداپست در سال۱۹۹۴ بود که در آن فرانسه، روسیه، ایالات متحده و انگلیس حاکمیت و مرزهای موجود اوکراین (و به طور جداگانه بلاروس و قزاقستان) را در ازای تسلیم شدن کی‌یف از زرادخانه هسته‌ای خود تضمین کردند.

ترتیب جدید دیگر، قانون تاسیس ۱۹۹۶ در مورد روابط متقابل، همکاری و امنیت بین ناتو و فدراسیون روسیه بود. در این توافق، ناتو متعهد شد – از جمله موارد دیگر – که اعضای جدید بلوک سابق شوروی را با ایجاد زیرساخت‌های لازم برای تقویت متعارف در مواقع اضطراری، «به جای استقرار دائمی نیروهای رزمی قابل توجه اضافی»، ادغام کند. انباشت نیروها تحریک‌آمیز تلقی می‌شد؛ گسترش حمایت‌های ماده ۵، بدون تغییر وضعیت نیروهای ناتو، یک اقدام بازدارنده بود.

اینها «قوانین توافق‌شده» بین ناتو و روسیه بودند – نه اطمینان‌های شفاهی که به گورباچف، رهبر کشوری متفاوت، داده شده بود. ناتو تا زمانی که روسیه این کار را نکرد، به تعهدات خود پایبند بود. این پیمان تا قبل از الحاق کریمه توسط روسیه در سال ۲۰۱۴، هیچ پایگاهی در قلمرو اعضای جدید شرقی خود ایجاد نکرد، زمانی که نیروهای کوچک موسوم به «سیم خاردار» را در آنها چرخش داد. و نه، این کار را نکرد و هنوز هم هیچ پایگاه نظامی در اوکراین نساخته است. وقتی مقامات کرملین برای ارائه شواهد برای این ادعا زحمت می‌کشند، به مراکز آموزشی اشاره می‌کنند – مراکز آموزشی پایگاه‌های نظامی نیستند؛ سعی کنید از یکی از آنها حمله‌ای را آغاز کنید تا متوجه شوید چرا.

بله، رزمایش‌های مشترک ناتو وجود داشت (هرچند در مقیاسی بسیار کوچکتر از روسیه) و عناصر یک سیستم دفاع موشکی بالستیک در لهستان و رومانی مستقر شدند. با این حال، هیچ تهدید امنیتی واقعی برای قلمرو روسیه وجود نداشت که بتواند به هیچ وجه حمله به همسایه را توجیه کند.

پوتین فقط می‌خواهد اوکراین بی‌طرف باشد
[... ادامه و متن کامل اینجا ...]


@iranjanejahan

📻 دلقک: زلنسکی یا عبدالکریمی؟
📻 سقوط تا عمق ابتذال فلسفی
📻 آرایِ بیژن عبدالکریمی در ترازو
📕عبدالکریمی را چه شده‌؟!
📺 بانمک‌ترین حرف عبدالکریمی در مناظره
📕سقوط ج.ا سقوط روسیه و چین؟!
📕درک وارونۀ فیلسوف محور مقاومت از امر ملی
📕خودرادیکال‌پنداری با ذهنی بسیجی‌‌مآب!
📕انحطاط تا اسفل‌ سافلین
📕دوگانه‌سوزی روشنفکرنمایان: مورد بیژن عبدالکریمی

.


#بین‌الملل #روسیه



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘آلن واتس در برابر اسلام
— آرامش در سکوت یا هیاهو و قتال در پی کمال؟

✍🏻 #آنیچا_هدایت
(۱/۳)
🍁 واتس، این لائوتزویِ غربی، ما را به همان جایی می‌خواند که بوده‌ایم و نبوده‌ایم: لحظه. در نگاه او، حقیقت نه در کتاب‌ها و احکام، بلکه در همان چیزی است که زیرِ پای‌مان حس می‌کنیم، در بویِ خاکِ باران‌خورده، در چشمانِ کودکی که می‌خندد. او می‌گوید:
«هیچ مپویید، هیچ مجویید. حقیقت در همین‌جاست، در همین سکوتی که در ژرفایِ جان‌تان جا خوش کرده».

او ما را از تلاشِ بیهوده برایِ رسیدن به قله‌ای نامعلوم بازمی‌دارد و می‌گوید:
«تو خودت همان قله‌ای، ای انسان!».


💥 در سویِ دیگر، اسلام، این شترِ کینه‌توز و غران، انسان را به کاروانی می‌کشاند که مقصدی جز تباهی ندارد. این مکتب، انسان را از همین لحظۀ ساده و بی‌غش، به سوی آرمان‌هایی می‌راند که انسان، خویشتنِ خویش را در قمارِ رسیدن به آن‌ها، می‌بازد. چه باید کرد؟ باید از پیچ و خمِ شریعت و احکامِ خشنِ حجری - حجازی‌اش بگذری. و چه چیزی در این راه بدست می‌آوری؟ هیچ! تنها خود را درگیرِ متافیزیک و مفاهیمِ پیچیده‌ای می‌بینی که تو را از زندگیِ واقعی‌ات دور می‌کند و در آخر، تو را به یک «مجاهدِ مرگ‌پرست» تبدیل می‌کند. مجاهدی که باید با خود و جهان در ستیز باشد، و با هر که چون او نزیست، در قتال. در این راه، آرامش خاطر و سکون نفس، به یک خیانت و وسوسۀ شیطانی بدل می‌شود:
«کشتار (جهاد ابتدایی) بر شما مقرر شد، در حالی که برایتان ناخوشایند است. و چه بسا چیزی را ناخوش بدارید، در حالی که خیر شما در آن است؛ و چه بسا چیزی را دوست داشته باشید، در حالی که شر شما در آن است. و الله می‌داند و شما نمی‌دانید» (بقره، ۲۱۶).

«(این فرمان تقسیم غنایم)، همانند آن است که پروردگارت تو را به حق از خانه‌ات (به سوی جهادي ابتداییِ بدر) بیرون فرستاد، در حالی که گروهی از مؤمنان کراهت داشتند».

«آیا ندیدی کسانی را که به آنان گفته شد: 'دست از جنگ بکشید و نماز را برپا دارید و زکات بدهید.' اما چون دستور جنگ بر آنان نوشته شد، گروهی از ایشان، از مردم چنان ترسیدند که باید از الله می‌ترسیدند، یا حتی ترسی شدیدتر. و گفتند: 'پروردگارا! چرا قتال را بر ما واجب کردی؟ چرا ما را تا مدتی نزدیک به تأخیر نینداختی؟'» (نساء، ۷۷).

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، چرا وقتی به شما گفته می‌شود: 'در راه خدا به سوی جهاد ابتدایی حرکت کنید'، بر زمین سنگینی می‌کنید و تنبلی نشان می‌دهید؟ آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شده‌اید؟ در حالی که متاع دنیا در برابر آخرت، جز اندکی نیست» (توبه، ۳۸).

«اهل مدینه و بادیه‌نشینانی که در اطراف آن‌ها هستند، نباید از همراهی با پیامبر خدا سر باز زنند و نباید جان خود را از جان او عزیزتر بدارند؛ چرا که هیچ تشنگی و رنج و گرسنگی در راه خدا به آن‌ها نمی‌رسد، و هیچ قدمی در جایی که کافران را به خشم آورد برنمی‌دارند و از دشمن به هیچ غنیمتی نمی‌رسند، مگر اینکه به حساب عمل صالح برای آنان نوشته می‌شود.» (توبه، ۱۲۰).

«و کسانی که ایمان آورده‌اند، می‌گویند: 'چرا سوره‌ای دربارهٔ جهاد نازل نمی‌شود؟' اما هنگامی که سوره‌ای محکم نازل می‌شود و در آن سخن از جنگ به میان می‌آید، کسانی را که در دل‌هایشان بیماری است می‌بینی که مانند کسی که در حال غش کردن از مرگ است، به تو نگاه می‌کنند. پس مرگ برای آن‌ها سزاوارتر است» (سوره محمد، آیه ۲۰).


🔺موضوعِ قتال در قرآن، یک تقابلِ فلسفی عمیق میانِ گرایشِ فطریِ انسان به صلح و زندگی و دستوراتِ اسلامی برای جهاد و تعرض به دیگری‌های عقیدتی را نمایان می‌سازد. در حالی که انسانِ سالم و طبیعی، ذاتاً به آرامش و دوری از خشونت و آبادانی و عشق به شکوفاسازیِ زندگی تمایل دارد، این عباراتِ قرآن این تمایل را نه تنها یک ضعف، بلکه یک گناه یا بیماریِ قلبی معرفی می‌کنند.

🍁 فلسفهٔ واتس بر پذیرشِ بی‌قید و شرطِ لحظهٔ حال و رهایی از تلاش برای «بهبود» یا «تکامل» تأکید دارد. از دیدگاهِ او، حقیقت در «هستیِ بی‌هدفِ» هستی نهفته است، نه در رسیدن به یک مقصدِ بیرونی.

🔺آیات قرآنیِ مربوط به قتال، همچون آیهٔ ۲۱۶ بقره که می‌گوید:
«جنگ بر شما مقرر شد، در حالی که برایتان ناخوشایند است»

مستقیما با این فلسفه در تعارض‌اند. این آیات، کراهت فطریِ انسان (حتی گرفتارانِ فرقۀ اسلام) از کشتار و خشونت را یک نقص تلقی می‌کنند که باید با پذیرشِ یک تکلیفِ الهی بر آن فائق آمد. در این نگرش، آرامشِ درونی و میل به صلح، بعنوانِ «سنگینی بر زمین» یا «بیماری در دل» توصیف می‌شود که مانعِ رسیدن به کمال و پاداشِ نهایی است. از نگاهِ واتس، این رویکرد، انسان را در یک وضعیتِ دائمی از تعارضِ درونی قرار می‌دهد؛ چرا که او باید با طبیعتِ خود مبارزه کند تا به هدفی برسد که خارج از لحظهٔ حال قرار دارد. این چرخهٔ بی‌پایانِ تلاش و نبرد، در نگاهِ واتس، ریشهٔ اصلیِ رنج است.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
نقدآگین pinned «📺 هدفِ جهان چیست؟ 🎙#نیل_دگراس_تایسون 📺 نقد و بررسی مناظرۀ حسین کامکار با وریا امیری 📻 «برهان نظم» در ترازو 📻 بررسی مناظرۀ جردن پیترسون 📻 خدا، طراحی هوشمند و پیامبری 📺 آیا خدا واجب‌الوجود است؟ 📕نقد برهان نظم [بخش اول | بخش دوم و سوم] 📕اگر کسی خالق ما بوده،…»
نقدآگین pinned «🗡 بابِ جهاد در صحیح بخاری «قسم به آنکه جانم به دست اوست، اگر نبود اینکه جمعی از مؤمنین خوش ندارند، دوست داشتم که در راه (جهاد برای) خدا نه یک بار و دو بار، بلکه چندین بار کشته شوم و دوباره زنده گردم و باز کشته شوم». «به من دستور داده شده که با مردم بجنگم…»
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 خمینی: جنگ نباشد، انسان کسل و خمود می‌شود! (+)

🎙#امید_دانا

🔻روح‌الله خمینی:
جنگ وقتی که واقع می‌شود، انسان را از آن خستگی و از آن چیزهایی که سست می‌کند انسان را، از آن سستیها و خستگیها بیرون می‌آید و فعالیت می‌کند و جوهره انسان، که باید همیشه متحرک و فعال باشد، بروز می‌کند. در استراحت و در راحت و در این امور، انسان هی کسل می‌شود، هی خمود می‌شود، قوای انسان خمود می‌شود، خصوصاً آنهایی که به عیّاشی عادت دارند یا به رفاه عادت دارند، آنها دیگر بدتر خواهند شد.

لکن وقتی که جنگی در کار می‌آید و حماسه‌ای وجود پیدا می‌کند و تاریک می‌شود شب و روشن می‌شود روز و توپ انداخته می‌شود و اینها، انسان را از آن حال خمودی و از آن حال سستی بیرون می‌کند و انسان آن واقع خودش را، که فعال است و متحرک، آن واقع را بروز می‌دهد.


📕آلن واتس در برابر اسلام
— آرامش در سکوت یا هیاهو و قتال در پی کمال؟
🗡 بابِ جهاد در صحیح بخاری
📕جنگ برای چنین کسانی نعمت است؟

.


#نقد_اسلام #حکومت_اسلامی #آخوندیسم



🌾 @Naqdagin
📘آلن واتس در برابر اسلام
— آرامش در سکوت یا هیاهو و قتال در پی کمال؟

✍🏻 #آنیچا_هدایت
(۲/۳)
🔻همین رویکرد، در کلامِ برخی رهبرانِ اسلامی نیز بازتاب یافته است. برای مثال، روح‌الله خمینی می‌گوید:
«جنگ وقتی که واقع می‌شود، انسان را از آن خستگی و از آن چیزهایی که سست می‌کند انسان را، از آن سستیها و خستگیها بیرون می‌آید و فعالیت می‌کند و جوهره انسان، که باید همیشه متحرک و فعال باشد، بروز می‌کند. در استراحت و در راحت و در این امور، انسان هی کسل می‌شود، هی خمود می‌شود، قوای انسان خمود می‌شود، خصوصاً آنهایی که به عیّاشی عادت دارند یا به رفاه عادت دارند، آنها دیگر بدتر خواهند شد.

لکن وقتی که جنگی در کار می‌آید و حماسه‌ای وجود پیدا می‌کند و تاریک می‌شود شب و روشن می‌شود روز و توپ انداخته می‌شود و اینها، انسان را از آن حال خمودی و از آن حال سستی بیرون می‌کند و انسان آن واقع خودش را، که فعال است و متحرک، آن واقع را بروز می‌دهد».


🔺این نگاه، دقیقاً همان مسیری را طی می‌کند که آیاتِ قتال نشان داده‌اند: ستیز با طبیعتِ زندگی‌دوست و آرامش و صلح‌جوی انسان و برای رسیدن به اهدفِ سیاسی - ایدئولوژیکِ حکومتی بدون برنامه برای آبادانی و آرامش و رفاه و سعادتِ مردم.

🔺کارکردِ این به‌اصطلاح آیاتِ الاهی، نه در راستایِ رشدِ فردی، بلکه در جهتِ بسیجِ اجتماعی و تثبیتِ قدرت می‌باشد. آیاتِ قرآن با وعدهٔ پاداش‌هایِ مادیِ اخروی و دنیوی و تهدیدِ به مجازات، اعضایِ جامعهٔ دینی را به اطاعتِ بی‌چون‌وچرا از رهبران و شرکت در جنگ‌ها و فتوحات وامی‌دارند.

🔺
این آیات، صلح‌طلبی را از یک ارزشِ انسانی به نشانه‌ای از بزدلی و نفاق تنزل می‌دهند. این امر، جامعه را به دو دستهٔ کاملاً مجزا تقسیم می‌کند: مؤمنانِ حقیقی که از شهادت استقبال می‌کنند و افرادِ مردد یا منافق که از جنگ گریزان‌اند. چنین تفکیکی، زمینه را برای حذفِ فیزیکی یا اجتماعیِ مخالفان و دگراندیشان فراهم می‌آورد.

🔺انتقالِ تمرکز از درون به بیرون: این دیدگاه، رشدِ معنوی را از یک سفرِ فردیِ درونی به یک وظیفهٔ جمعیِ بیرونی و نظامی منتقل می‌کند. ایمان دیگر نه با سکون و مراقبه، بلکه با مشارکتِ فعال در تجاوز و غارت و کسبِ غنیمت سنجیده می‌شود. این امر، دین را از یک تجربهٔ فردیِ عرفانی به یک ابزارِ سیاسی برای گسترشِ قلمرو و کسبِ قدرت تبدیل می‌کند.

🍁 واتس، این پیرِ فرزانه، می‌آموزد که زندگی، همین‌قدر که هست، زیباست. او می‌گوید:
«از هر آرمان و ایدئولوژیِ لعنتی‌ای که دست و پایت را می‌بندد، رها شو، و در آغوشِ خودت آرام بگیر».

او می‌گوید:
«خودت باش، حتی اگر جهان تو را به صلیب کشد».


💥اسلام، این گرگِ گرسنه، انسان را به سویِ کمالی می‌راند که در واقع، تنها یک فریب است. «باید» بهشتی باشی، «باید» دنیایِ فانی را رها کنی. در این میان، انسان بندهٔ قوانینی می‌شود که روحش را در قفسی از ازلیّت به زنجیر می‌کشند؛ قوانینی که نابرابریِ زن و مرد را نه بر اساسِ عرف، که به نامِ وحی، مُهرِ تقدس می‌زنند. نیمی از انسان‌ها به «شیء و مملوکی مقدس» تبدیل می‌شوند و ارزشِ وجودی‌شان به نصف تقلیل می‌یابد.

🔺این گرگِ ایدئولوژی، حقِّ حیاتِ دیگری را نیز به یک بازیِ ظالمانه تبدیل می‌کند: یا دینِ ما را بپذیر، یا جزیه بده، یا کشته شو. در این میدانِ خونین، جایی برایِ ندایِ شفقت و انسانیت نیست؛ این ندا در برابرِ فرمانِ مقدسِ کشتار، خفه می‌شود.

🔺و در نهایت، روحِ انسان به اطاعتی کورکورانه تن می‌دهد، تا جایی که از چراغِ خردِ خود روی برمی‌گرداند. اینجاست که انسان در برابرِ قوانینی سر خم می‌کند که آنقدر بی‌رحمانه‌اند و حجری - حجازی که حتی خالقِ فرضی نیز از آن‌ها شرمسار می‌گردد.

🔺در این راه، انسان نه برایِ پذیرشِ جهان و خود و یافتنِ معنای زندگی و زندگی اصیل، بلکه برایِ تطابق با قوانینِ داعشی‌ای تلاش می‌کند که هر لحظه او را از اصلِ خویش و گوهر انسانی‌اش دورتر می‌سازد. انسانِ مسلمان، دائماً در جنگی درونی و بیرونی است؛ با نفس، با کافر، با هر که به او شبیهِ نیست. این مبارزه، لذتِ انسان‌بودن را از او می‌گیرد، و او را به «ماشین جنگی‌»ای بدل می‌کند که تنها برایِ یک هدفِ دور از دسترس، می‌کوشد: کمال. کمالی که جز در چارچوبِ تنگِ شرعِ داعشی - جهادیستیِ اسلام و دگم‌هایش تعریف نمی‌شود.

🔺انسان با غافل شدن از رقصِ شگفت‌انگیز و با شکوه‌ هستی، به ملال دچار می‌شود، آن‌گاه به دنبالِ یک سراب می‌دود، سرابی به نامِ «کمال». اما در این مسیر، ندایی فریبنده در گوشش نجوا می‌کند:
«تا به ما نپیوندی، راهی به آن نورِ دوردست نداری».


(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘آلن واتس در برابر اسلام
— آرامش در سکوت یا هیاهو و قتال در پی کمال؟

✍🏻 #آنیچا_هدایت
(۳/۳)
🔺این ندایِ فریب، انسان را با وعدهٔ بهشتی موعود، از زندگیِ حقیقی و از زیباییِ لحظه‌ها جدا می‌کند. به او می‌آموزد که آرامش و صلح، گناهی نابخشودنی‌ست، و روحش تنها در میدانِ جنگ، می‌تواند به کمالِ موهوم دست یابد. انسانِ جویایِ آرامش، با این فریب، به موجودی مهاجم تبدیل می‌شود که با هرآنچه که درونش از عشق و صلح و عواطف انسانی می‌گوید، می‌جنگد. شاید کلامی بهتر از سخن علی، این وضعیتِ مسخ و از خود بیگانگی وجودی توسط ایدئولوژی اسلام را توصیف نکند:
«همراه پیامبر، پدران و فرزندان و برادران و عموهای خود را می‌کشتیم و این کار چیزی جز ایمان، تسلیم، پایداری بر راه و صبر در برابر سختی به ما نمی‌افزود».


🔺این ایدئولوژیِ گرگ‌صفت، روحِ انسان را از جوهرِ خود تهی می‌سازد. در این مسیرِ فریب، روح، که باید آزادانه چون پرنده‌ای در آسمانِ بی‌کرانِ ادراک پرواز کند، در یک قفسِ آهنی به نامِ «اطاعت» به بند کشیده می‌شود. هر فکرِ آزاده، هر میلِ انسانی، و هر قطرهٔ شفقت، با قوانینی سفت و سخت و حجری، سرکوب می‌شود.

🔺و در نهایت، در اوجِ این فریب، به انسان وعدهٔ یک معاملهٔ بزرگ را می‌دهند؛ معامله‌ای که در آن
«الله جان‌ها و مال‌های مؤمنان را در ازای بهشت از آنان خریده است» (توبه، ۱۱۱).

این بزرگ‌ترین قمارِ تاریخ است: انسان، حقیقتِ ملموس و زندهٔ وجودش را نقد می‌دهد، در برابرِ وعده‌ای نسیه از حوریان و رودخانه‌هایی از شراب که شاید هرگز به آن‌ها نرسد. این معامله، نه یک تجارتِ رستگاری، بلکه یک فریبِ مهیب است که در آن، قربانیِ اصلی، نه دشمن، که خودِ انسان است. انسان، روحِ خود را در این قمارِ ایدئولوژیک می‌بازد و به جسدی متحرک با روحی تهی بدل می‌شود که به سویِ هیچ می‌رود.

🍁 واتس می‌گوید:
«باید از هر قید و بند اجتماعی/دینی بگذری تا به ذاتِ خودت برسی».

او می‌آموزد که انسان باید خود را از هر آنچه که اجتماع یا دینِ تحمیلی به او بسته، رها کند تا در دنیایِ درونِ خویش، آزادانه گام بردارد. این آزادی، نه در عصیان، که در رهایی از هر باید و نباید، تعریف می‌شود.

💥 اما اسلام، این ایدئولوژی زندان‌ساز، انسان را مجبور می‌کند که دائماً خود را با قوانینی تطبیق دهد که از سویِ یک نیرویِ ناشناخته بر او تحمیل شده‌اند. او به جایِ اعتماد به وجدان و خرد و احساساتِ انسانی خود، مجبور است به دنبالِ قوانینِ تاریخی و اصولِ کهنه‌ای باشد که شاید هیچ‌گاه او را به آرامش نرساند. در این راه، انسانِ مسلمان، به یک کمال‌گرا بدل می‌شود که هر روز از جهانِ واقعیِ خود، فرسنگ‌ها دورتر می‌گردد. اسلام، جز در چارچوبِ تنگِ شریعت و دگم‌هایش، هیچ کمالی را نمی‌شناسد و هر که بیرون از این چارچوب است را «دیگریِ نجس و گمراه و مشرک» و «دشمنِ» خود می‌پندارد که باید نیست و نابود شود، یا به خاکِ ذلت بیافتد و ضمن تحقیر شدنِ مکرر، «حقّ خونِ» خود و خانواده‌اش را بپردازد.

🔺این آیات به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که با محکوم کردنِ تمایلاتِ طبیعیِ انسان به صلح و آبادانی و رفاه و آرامش، از او «ابزاری مطیع» در خدمتِ یک ایدئولوژیِ «نهیلیستی- جهادیستی» بسازند. این رویکرد، در نهایت، به جایِ رهاییِ فردی، منجر به سلطهٔ ایدئولوژیک و تداومِ چرخه‌هایِ خشونت می‌شود.

🍁 واتس می‌گوید:
«زندگی را همچون رودخانه‌ای جاری ببین، بدونِ آنکه بخواهی آن را کنترل کنی».

او به ما می‌آموزد که تسلط بر دنیا، یک وهمِ مضحک است. تو نمی‌توانی رودخانه را متوقف کنی، تنها می‌توانی با آن جاری شوی.

💥 اما در اسلام، انسان برایِ یک «حیاتِ بهتر»، دائماً در تلاش است تا دنیا و دیگران را به تسخیرِ «ایدئولوژی / راه‌حل‌نهایی الله» درآورد. او در پیچیدگیِ قوانینی غرق می‌شود که با وجدان و عقلِ سلیم در تضادند. در نهایت، این تلاش به جهاد و قتال بدل می‌شود. جهادی برایِ از بین بردنِ هر آن کس که شبیه اوی «بی‌چهره و بی‌فردیت‌شده» نیست. این جنگ، انسان را از آرامشِ دل و سکونِ نفس دور می‌کند و او را به یک موجودِ در نگرانی و اضطرب دائمی تبدیل می‌کند.

🍁 و در پایان، واتس می‌گوید:
«زندگی را همان‌طور که هست بپذیر، نه آن‌طور که باید باشد»

او می‌گوید:
«تو به این دنیا نیامده‌ای که کامل شوی، بلکه آمده‌ای که زندگی را تجربه کنی»

در نگاه او، زندگی، یک سفر است، نه یک مسابقه.

💥 اما اسلام، انسان را به جهادی بی‌پایان برایِ رستگاریِ محتمل می‌خواند. سوژۀ مسلمان، نمی‌تواند زندگی را همان‌طور که هست، در آغوش بگیرد و از آن لذت ببرد. او به جهادی می‌رود که در آن، آرامش و سکونِ درونی، به امری غیرممکن بدل می‌شود. و سرانجام، قربانیِ ایدئولوژی‌ای می‌شود که او را از خویشتنِ خویش بیگانه می‌سازد، و در این میان، خود را در چنبرهٔ یک سرگشتگیِ بی‌پایان می‌یابد.

📺 معنای زندگی از نظر آلن واتس

.


#نقد_اسلام



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 اجرای چهار مضراب بیات اصفهان اثری از ابوالحسن صبا

🎼 با نوازندگی هنرمند چینی zhao zhuoquan با ساز چینی به نام پیپا


.


#نوا #موسیقی #موزیک #آهنگ #ترانه #ساز #چهار_مضراب #ابوالحسن_صبا



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 می‌تونی برگردی!
— نارنج و ترنج

🎙🎼 #نرگس_جاجرمی

.


#بوقت_آواز



🌾 @Naqdagin
نقدآگین pinned «📺 ۸ دلیل بر «اختراع سیاسی» بودن مسیح 🔻این ویدیو روایت سنتی از عیسی را به چالش می‌کشد و استدلال می‌کند که مسیحی که ما می‌شناسیم، یک شخصیت تاریخی نبوده، بلکه یک نماد سیاسی ساخته‌شده توسط امپراتوری روم برای کنترل اجتماعی و سرکوب شورش‌ها بود. این داستان، نه برای…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 ترکیب مذهب و سوسیالیسم (+)

🔸#نیما_قاسمی در این ویدیو به بررسی تقاطع خطرناک مذهب و سوسیالیسم، با استفاده از داستان #جیم_جونز و فرقه «معبد مردم» می‌پردازد.

🔸 او نشان می‌دهد که چگونه جونز از کودکی آشفته خود به عنوان یک واعظ کاریزماتیک استفاده کرد تا یک ایدئولوژی ترکیبی از مسیحیت و سوسیالیسم را ترویج دهد و پیروانش را به یک کمون در آمریکای جنوبی ببرد. این مسیر به فاجعه کشتار جونزتاون ختم شد که منجر به مرگ بیش از ۹۰۰ نفر گشت.

🔸همچنین، او با بررسی شباهت‌های این فرقه به جنبش‌های دیگر، از جمله سازمان مجاهدین خلق در ایران، خطرات افراط‌گرایی ایدئولوژیک و سوءاستفاده از باورهای مذهبی برای اهداف سیاسی را هشدار می‌دهد.

📺 رهبر فرقۀ بدنامِ آوم شینریکیو
📺 مجاهدین خلق بدون روتوش
📕جنون مقدس، از توکیو تا تهران
📕ذهنیت فرقه‌ای در پس ادیانِ سازمان‌یافته

.


#نقد_ادیان #نقد_چپ #چپ_ایرانی #سیاست



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘هیوم و نقد معجزات

✍🏻 #اشکان

🔘هیوم در بخش دهم، کتاب «کاوشی در خصوص فهم بشری » با نکته سنجی با دو شاخص به نقد معجزات می‌پردازد نخست رویکرد شناخت‌شناسانه و دیگری رویکرد روان‌شناختی. در ابتدا بهتر است که به تعریف معجزه از نگاه هیوم به پردازم.
او معجزه را اینگونه تعریف می‌کند:
"معجزه یعنی رویدادی که خلاف قاعده‌ی جاافتاده و همیشگی طبیعت رخ می‌دهد. یعنی بر خلاف چیزی که در همه‌ی اعصار، در همه‌ی سرزمین‌ها، همه‌ی انسان‌ها با مشاهده‌ی مستقیم تجربه کرده‌اند."
او می‌گوید اگر انسانی بی‌هیچ نشانه‌ی بیماری، ناگهان بمیرد، گرچه بسیار نادر است، اما چون نمونه‌هایش را دیده‌ایم، معجزه به‌حساب نمی‌آید. در واقع هیوم معجزه را پدیده‌ای می‌داند که بسیار عجیب باشد و به کلی بر خلاف جریان طبیعت شکل بگیرد. از این رو کسی که ادعا می‌کند که قانون طبیعت شکسته شده، بار اثبات روی دوشش سنگین‌تر از همه‌ی ادعاهای دیگری‌ست که می‌تواند داشته باشد. زیرا معجزه، یک رویداد کامل استثنایی‌ست که باید برهان مطلقاً نیرومندتری در اثباتش فراهم شود. به عبارتی بار اثبات معجزه بسیار سنگین است، به قولی ادعای بزرگ، شواهد بزرگی می‌خواهند.

🔴هیوم معتقد است: «تمام شناخت ما از جهان، به‌واسطه تجربه شکل می‌گیرد.»
بنابر این نه عقل پیشینی، نه وحی، نه ایمان، هیچ‌کدام نمی‌توانند چیزی درباره‌ی واقعیت به ما بگویند. مگر به اندازه‌ای که با تجربه‌ی ملموس و یکنواخت ما از طبیعت و جهان سازگار باشند.
به طور مثال اینکه «آتش می‌سوزاند» را، ما نه از کتاب مقدس فهمیده‌ایم و نه از عقل؛ بلکه از هزاران بار مشاهده این را دریافتیم . همین تجربه‌ی همیشگی و یکنواخت است که «قانون طبیعت» را می‌سازد. پس اگر در معجزه‌ای خلاف این تجربه ادعا شود، در واقع باید تجربه‌ی کل بشریت زیر سؤال برود و این خیلی محتمل تر و عقلانی‌تر است که به جای زیر سوال بردن تجربه بشری فرض کنیم اصلا معجزه‌ای از اساس رخ نداده.

🔘هیوم در بخش دیگر، پای روان‌شناسی را وسط می‌کشد. او اشاره دارد که انسان‌ها مجذوب شگفتی‌اند. ما دوست داریم چیزهای عجیب بشنویم. با وجود اینکه، ممکن است خودمان به آنها باور نداشته باشیم ، باز هم از نقل‌قول کردنشان لذت می‌بریم.
درباب روانشناختی نقل معجزات، هیوم به چند ویژگی اشاره دارد :
۱.حافظه ناقص

۲. خیال‌پردازی و توهم،

۳. قصد خیر اما بی‌دقتی (مثل کسی که از سر ایمان دروغ مصلحتی می‌گوید)

۴. نفع شخصی (موقعیت، شهرت، مال، تقدس)،

۵. عادت به بزرگ‌نمایی

۶. میل به شگفتی و جلب توجه

🟣با چنین فهرستی هیوم نتیجه می‌گیرد که نقل‌قول‌هایی که از معجزات شده اساسأ بی‌اعتبارند، چنان که ما انسان‌ها اشتباه می‌کنیم و خطای شناختی زیادی داریم. گاهی بهترین انسان‌ها نیز وقتی دچار هیجان دینی یا مذهبی می‌شوند، ممکن است چیزهایی را ببینند یا باور کنند که اساساً واقعیت ندارند. حتی بدتر از آن، مخاطبان نیز عقل‌شان را در برابر دین کنار می‌گذارند و با میل و شوق، دروغ را باور می‌کنند. هیوم تأکید دارد، معجزات ثبت‌شده در ادیان، یا توسط افراد معدود، در زمان‌های دور، یا در مکان‌های غیرقابل بررسی گزارش شده‌اند. در نتیجه باور معجزه هیچ توجیهی ندارد.

.


#فلسفیدن #نقد_ادیان


🌾 @Naqdagin | @fargasht22
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM