نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.15K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📗آخوندیسم و معضلِ کندی و کودنیِ مقلد
(۲/۲)
✍🏻 #علیرضاموثق

🍂 حال باید پرسید، محمد بن سلمان کدام‌یک از این خطوط قرمز را نداشت که توانست حکمرانی‌اش را به الگویی برای بخشی از مردم ایران بدل کند؟

🍂 بن‌ سلمان، فاقدِ اولین خط قرمز است؛ چون از غرب و آمریکا، ترسِ هیستیریکِ بلادلیل ندارد و بقا و استمرارِ حکومتش را وابسته به ترس و دشمنی نامعقول و غیرعادی و شعاری با غرب، نمی‌بیند؛ برخلافِ آخوندها که پس از شورش انقلابی ۵۷، با تکیه بر موجِ جریان‌های چپ‌زده و غرب‌ستیز، بعد از قرن‌ها آرزویِ تشکیل حکومتی شیعی، به‌شکلی معجزه‌گون و غیرقابل تصور، به خدایِ موعودشان (قدرت) رسیدند. اگر غرب‌ستیزی و آمریکاستیزیِ بیمارگونِ متأثر از چپ‌ها نبود، ما امروز، از نظرِ اقتصاد و وضع معیشت عمومی و آمار مهاجرت و جذب توریسم و امثالهم، حداقل در سطحِ یک کشورِ نرمال آسیایی، مثل ترکیه و مالزی و امارات بودیم.

🍂 بن سلمان، به‌صورتِ طیفی، دارای دومین خط قرمز است؛ یعنی استبداد و حذف و سرکوبِ نیروهای غیرخودی در یک نظام سلطنتی؛ اما علی‌الظاهر، حذفِ غیرخودی‌ها در عربستان، با تنش‌‌ها و و جنگ و جدال‌های خونینِ خیابانیِ کمتری روبروست؛ به‌خاطر دچار نشدن عربستان به معضلِ پیتزایِ قرمه‌سبزیِ «دموکراسیِ اسلامی»، یا همان ایدۀ متوهمانۀ جمع کردنِ «جمهوریت با اسلامیت»، با تمسک به خط قرمز چهارم (شورای نگهبان)؛ نظامِ سیاسیِ در اسم جمهوری، اما تحتِ زعامتِ مطلقِ ولیِ فقیه(!).

🍂 «حجاب اجباری» هم که گویا اخیرا، حتی در مدینه (شهر حکمرانی پیامبر اسلام)، مثل سایر شهرهای عربستان، برچیده‌ شده‌است، اما در ایران، به‌مثابه مهمترین رکنِ ابزارِ سرکوبِ بخش مدرنِ جامعه عمل می‌کند؛ چرا که اگر از فردا حجاب آزاد شود، بلافاصله، حتی از سوی قشر ولایی سؤال طرح خواهد شد که نقشِ آخوندها و ولی فقیه در صدر این سلسه مراتبِ قدرت چیست؟ انقلاب ۵۷ چه دستاورد مشخص و محسوسی، جز روسری کشیدن بر سر زنان، با برکشیدنِ یک حاکمِ شرعِ شلاق‌بدستِ عبوس به بالاترین مقام سیاسی داشته‌است؟ و اگر فاقد همین روسری-با-توسری هم بشود، جز خسران و عقب‌گردهای فاجعه‌بارِ اقتصادی-سیاسی-فرهنگی، چه ماحصل و دستاورد محسوسی داشته؟ البته صرفا برای قشر خاصی از مسلمینِ داعشی که با دیدنِ زنانِ بی‌حجاب در خیابان‌ها و سینماها در دوران پهلوی، دچار انواعِ تنش‌های حادِ روانی-هویتی می‌شدند و به‌صرفِ بقای همین قانونِ داعشیِ حجاب اجباری، خودشان را گول می‌زدند و می‌زنند که باید هنوز هم حامی چنین حکمرانیِ فشل و فاسدی بمانند؛ چرا که حداقل در این مورد، پاسدارِ شریعتِ اسلام مانده‌است.

🍂 باری! حقیقتِ امر این است که آخوندها، از صدر تا ذیل‌شان، از قشری‌ترین، و به‌لحاظ عقلی و عاطفی و اخلاقی، عقب‌مانده‌ترین لایۀ اجتماعی بوده و هستند. در انقلاب ۵۷، یک فاجعۀ تاریخی خلق شد؛ زیرا این عقب‌مانده‌های وجودی که بدون قدرتِ سیاسی نیز یک آفتِ بالفعلِ اجتماعی برای جهانِ جدید و برای بسطِ آزادی و حقوق بشر و عدالت و دموکراسی بودند، به ابزارِ قدرت سیاسی نیز مجهز شدند، و ما را با وجود پیشتازیِ تاریخی در جنبشِ مشروطه‌خواهی، به مردمانی دچارِ حسرتِ حاکمانِ امارات و عربستان سعودی بدل کردند.


#حکومت_اسلامی #آخوندیسم #زنان

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
🎧 فلسفۀ #اسپینوزا، جلسه هشتم
— متن‌خوانی «کتاب اخلاق» اسپینوزا

🎙دکتر #محمدتقی_طباطبایی

❓فرق تصویر و تصور چیست؟

🔸نگریستن به طبیعت همچون یک امر غایی، نگریستن به خداوند همچون جوهر نامتناهی، که شبیه پادشاهی‌ست که «ارادۀ آزاد» دارد و از انجام کارهایش غایت و غرضی دارد، ولو به نفع خودش نباشد، چنین موجودی، در واقع بر قدرتش حد خواهد خورد و نامتناهی نخواهد بود؛ اسپینوزا نشان داد که چگونه این خطای معرفتیِ «غایت‌انگاری» در انسان شکل گرفته‌است

🔸ارادۀ آزاد یعنی نامتعین، حالتی که قبل از انتخاب وجود دارد، و اسپینوزا باور دارد که چیزی به نام ارادۀ نامتعین نداریم، و ممکن نیست چیزی در جهان متناهی باشد، اما نامتعین باشد؛ اراده هم اگر موجودی در جهان است به حالت فکر، به‌ضرورت متناهی‌ست

🔸آنچه که ما حس می‌کنیم هنوز تصمیم‌مان مشخص نشده‌است و از آن ارادۀ آزاد را برداشت می‌کنیم، از این روست که خودآگاهی ندارید به اینکه چه چیز باعث میلتان شده‌است و چه چیز آن نهایتا شکل نهایی آن را معین خواهد کرد

🔸خطای «غایت‌انگاری»، این توهم را در انسان پدید می‌آورد: «ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند/ تا تو نانی به کف آری...»

🔻نظم و بی‌نظمی و نظریات علمی و نسبتشان با فلسفه

🔸در نسبت ذات و چیز، تقدم و تاخر در میان نیست

🔻واقعیت و نسبتش با کمال

🔸بر اساس نظم طبیعت، وجود انسان هیچ ضرورتی ندارد، مگر پس از وقوعش؛ در ذات طبیعت خبری از ذات انسان نیست. امکان فراروی از سوبژکتیویسم در فلسفۀ اسپینوزا به‌میزان بالایی وجود دارد؛ چون انسان را هیچ وقت معیار قرار نمی‌دهد؛ گرچه دائم برای انسان می‌اندیشد و مهمترین موضوع برای او انسان است، اما برای اندیشیدن به انسان، بر روی تصورات انسانی تکیه نمی‌کند، بلکه بر امر نامتاهی تکیه می‌کند و اونتولوژیک بحث می‌کند

🔸ما فقط دو صفت بُعد و فکر از خدا (امر مطلق/وجود) را می‌توانیم بشناسیم و این دو صفت متناهی در عین حال، همتای همند و موازی

🔻توضیحاتی دربارۀ صفت «فکر» و «بُعد» و خدا به‌مثابه شیء متفکر


#درسگفتار #فلسفیدن #هستی‌کاوی

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 اهمیت ملال، سکوت و ژرف‌اندیشی

🍂 ملال را می‌توان نوعی حس «بی‌تابی»، «بی‌قراری» یا «بی‌حوصلگی» ناشی از یکنواختی زندگی دانست. احتمالاً همۀ ما ملال را احساسی منفی می‌دانیم و اصلاً از اینکه باید چنین احساسی را تجربه کنیم گله‌مندیم، اما در واقع، ملال فراخوانی‌ست برای دست به کار شدن و عمل کردن، و آنچه مهم است، نحوۀ پاسخ‌گویی به این فراخوان است.

🍂 ما می‌توانیم روی این احساس سرپوش بگذاریم و خودمان در اینترنت و شبکه‌های اجتماعی غرق کنیم یا به دنبال هیجان‌ها و محرک‌ها برویم، اما در نهایت، این‌ کارها یا پرمخاطره‌اند، یا بی‌ارزش یا کم‌دوام. باید بیاموزیم که هرچند توانمندی‌ها و امکاناتمان محدود است، اما نباید مغلوب شرایط شویم و تا جایی که می‌توانیم، زمام امور زندگی خود را در دست بگیریم.

🍂 ریچ رول یکی از ورزشکاران دویِ فرا-استقامتی دنیاست که گذشتۀ بسیار تاریکی را پشت سر گذاشته‌. او که تا سن ۴۰ سالگی به اعتیاد شدید الکل و اضافه‌وزن دچار بود، در این سن تصمیم به تغییر زندگی‌اش گرفت و به طور جدی وارد مسیر تحول شد.

#تجربه_زیسته #زیست‌روان
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘مناسک، قدیم و جدید
(۱/۲)
✍🏻 #جناب_گاو

🍂 در قرن گذشته، و به‌خصوص نیم قرن‌اخیر، فُرم‌ها و صورت‌های مذهبی در دنیای شیعه چنان عوض شدند که شاید اگر یکی از مردگانِ ۱۰۰سال پیش سر از قبر برآرد و به آنها بنگرد، وحشت‌زده گردد! خیلی‌هایش جلوی چشم خود ما اتفاق افتاد. تعدادی را می‌شمارم:

۱- واعظ و قاریِ قرآن و نوحه‌خوان در خواندن‌های خود در دنیای قدیم، بسیار تابعِ چارچوب‌های سنتی بودند. تقریباً تمام خواندن‌ها در چارچوب دستگاه‌های موسیقی سنتی صورت می‌گرفت. شاهدش هم آنکه چند نفر از بهترین خوانندگان دوره‌ی پهلوی، از خاندانِ واعظان بودند (مثل تاج اصفهانی). حتی قرآن‌خوانی نیز کاملاً همینگونه بود، گرچه تنوع بسیار زیاد محلی وجود داشت و همه‌ی قرائت‌ها مثل امروز با لحن خاص عربی نبود (چنانچه هنوز مثلا در ترکیه اینگونه است). صحو و هوشیاری و عدم بروز احساسات فردگرایانه در فُرم خواندن، شاخصه‌ی همه‌ی خواندن‌ها بود. با غلبه‌ی روحیه‌ی مدرن اینها همه تغییر کردند.

۲- شاید تاثیرگذارتر از بلندگو در تغییر مناسک و محیط‌های مذهبی نبود! بلندگو واعظ و نوحه‌خوان را از یک محدودیت و سختی همیشگی آزاد کرد، و آنها را از نگرانی در مورد اینکه صدایشان شنیده شود رهاند. تاثیر چنین چیزی، شگرف‌تر از آن بود که در وهله‌ی اول به نظر می‌رسید. حالا دیگر واعظ و قاری‌ و نوحه‌خوان، خیلی راحت می‌توانستند آن جور که دلشان می‌خواست صدایشان را بکشند و بچرخانند، با لحن‌های مختلف بازی کنند، و هر چه بیشتر احساسات شخصی‌شان را وارد کنند.

🍂 کم‌کم با ورود اسپیکر و امکاناتی مثل اکوی صدا و بعداً امکاناتی چون میکس آواها، این امکان به وجود آمد که فضای مسجد، مثل کاباره شود! و وقتی امکانش آمد، تحقق پیدا کرد! دیگر حالا خواننده (که الان دیگر موجود معمولاً ریاکار و مزوری بود که «مداح» نام داشت و از قید هر سنتی آزاد بود) می‌توانست با استفاده از صدای بلندِ بلندگو بر جمع تسلط یابد. خیلی زود سروکلۀ انواع موسیقی‌های پاپ و رپ و مانند آن در مراسم عزاداری پیدا شد.

🍂 البته نکته‌ی دیگری که به این مسأله، کمک کرد تعطیلی کنسرت‌ها و موسیقی‌ها در فضای بعد از انقلاب و تلاش برای کنترل فرهنگی بود؛ امری که موجب شد تمام هیجانات جوانان و انحرافات زمانه، روانه‌ی تنها راهی که برایش باقی گذاشته بودند شوند، یعنی مراسم مذهبی. حاصلش این شد که بعضی از بدترین و شیطانی‌ترین الحان و موسیقی‌ها که در هیچ کاباره‌ای در زمان شاه وجود نداشت، سروکله‌اش در انواع مراسم مذهبی پیدا شد.

۳- خواندنِ مناجات‌هایی مثل کمیل و ابوحمزه به‌صورت دسته‌جمعی، شاید حدود یک قرن بیشتر سابقه نداشته باشد. در نیم قرن اخیر نیز این خواندن توأم شد، با لحن هرچه بیشتر احساسی‌خواندن آن، و اراجیف‌بافتن در میان دعا (اراجیفِ به‌اصطلاح «عرفانی» و غیر آن). یادم است که در دوره‌ی دبیرستان که اولین بار با این پدیده‌ی اراجیفِ به‌شدت احساسی مواجه شدیم، با رفقای مذهبی خود تحیرزده به هم نگاه می‌کردیم که «آخر این یعنی چه؟!».

🍂 هر مراسمی، حالا یا باید سانتی‌مانتال و پراحساسات باشد یا پر ادا و پر ادعا. هرچیزی باید «حال بدهد»، و اگر حال دهد همه‌جور بدعت و دلقک‌بازی رواست، و اگر حال ندهد، یعنی مثلا ساده و سنگین و خاضعانه باشد، به‌درد نمی‌خورد! چرخش تاکید بر نماز جماعت و مراسم نسبتاً ساده و «تکراری» هر روزه (مثل تعقیبات نماز)، به خواندن هر هفته‌ی مثلاً دعای کمیل هم در همین راستا بود.

🍂 یادم می‌آید که یک آخوند پیر کاملاً سنتی در فامیل داشتیم (خدایش بیامرزاد که مردی بسیار نیک بود!) که، برعکس جو زمانه، ما را از خواندن زیاد دعای کمیل نهی می‌کرد (چون معتقد بود که بدون کسب فضائل لازم و آمادگی نفسانی، زیاد خواندن این‌گونه دعاها، می‌تواند برعکس، موجبِ خودبینی و پرمدعایی شود).

۴- استفاده از مسجد برای عزاداری سیدالشهدا امری متاخر است (شاید از اواخر قاجار). قبل از آن، عزاداری در تکیه و حسینیه انجام می‌شد، و نه در مسجد. بعد از انقلاب هم که مساجد جولانگاه جوجه‌کمونیست‌های مسلمان و پایگاه‌های بسیج شد. ابایی هم نداشتند که در مسجد، که تصویر انسان و حیوان در آن حرام (یا شدیداً مکروه) است، قاب‌های بزرگ مسئولین را نصب کنند.

(ادامه دارد)

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @jenabegav
📘مناسک، قدیم و جدید
(۲/۲)
✍🏻 #جناب_گاو

۵- با غلبه‌ی بلندگو و اسپیکر، و با استفاده‌ی روزافزون از مساجد برای عزاداری‌ها و ختم‌ها، مساجد از معابدی با آرامش و سلامِ خداوندی، تبدیل به مکان‌هایی پرهمهمه و شلوغ و پراضطراب شد. نه فقط از لحاظ صوتی، بلکه از لحاظ بصری و با انواع و اقسام بَنر و تابلو و پارچه و دسته‌گل طبیعی و مصنوعی و ...، «استفاده‌ی سیاسی» از مساجد نیز به این امر بسیار دامن زد. همه هم فراموش کردند که در مسجد، وجود عکس افراد حرام یا لااقل مکروه است. اگر به مساجد اهل سنت یا به مساجد قدیمی‌تر خودمان که گرفتار این مسئله نشدند، رفته باشید، تفاوت را خیلی راحت احساس خواهید کرد. تا دوران بچگی ما، مسجد، همچون قرآن، احترامی بسیار بیشتر از الان داشت.

۶- در بچگی ما، یعنی قبل و اوایل انقلاب، قرآن به‌شدت حرمت داشت. یادم می‌آید که هرگاه قرآن از تلویزیون پخش می‌شد، باید پاهای خود را جمع می‌کردیم و ساکت می‌نشستیم، ولی در چند دهه‌ی گذشته، بس که بی‌وقت و باوقت، همه‌جا قرآن پخش شد، کم‌کم حساسیت‌ها و حرمت‌گذاشتن‌ها از دست رفت.

۷- تقریباً چیزی از مناسک نبود که سالم بماند! از تکبیر سیاسی و «مرگ بر این و آن» گفتن بعد از نماز جماعت (و در خیلی جاها آن را جزو تکبیر آخر نماز کردن!!)، تا احساسی کردن حتی نماز جماعت و گریه‌های ریاکارانه (چیزی که دوربین فیلمبرداری هم به آن دامن زد)، تا تغییر فُرم مناسکی چون نماز عید فطر (که در بچگی ما با تکبیر عید شروع می‌شد، ولی الان با انواع و اقسام زیارت‌ها و گریه‌های «عرفانی»، آن هم پشت میکروفون و در روز عید!). اهمیت‌ها هم‌ شیفت پیدا کرد: مثلاً عید قربان تا صد سال پیش مهم‌ترین عید اکثر ایرانیان بود، ولی الان آنقدر بی‌اهميت شده که افرادِ حتی مذهبی به زحمت آن را تبریک می‌گویند.

۸- عزاداری در شیعه در ابتدا فقط برای امام حسین بوده‌است، و نه برای پیامبر یا هیچ‌کدام از ائمه‌ی دیگر. عزاداری برای حضرت علی متاخر است (شاید از زمان قاجار)، و برای ائمه‌ی دیگر حتی جدیدتر! بیهوده نیست که به غیر از امام حسین، تاریخ فوت پیامبر یا هیچ‌کدام از امامان دیگر ما، به صورت دقیق شناخته شده نیست. تا زمان نوجوانی ما، با اینکه در محیطی به‌شدت شیعی و مذهبی‌ بزرگ شدیم، خیلی سال‌ها اصلاً متوجه نمی‌شدیم که وفات حضرت فاطمه رسیده‌است. چیزی به اسم ایام فاطمیه وجود نداشت.

۹- زیارت عاشورا برای روز عاشورا بود! کم‌کم در دهه‌ی اول محرم هم خوانده شد، و ناگهان تبدیل شد به مناسکی هر هفته‌ای! حتی در مراسم عید فطر و قربان! از ابلهانه‌ترین کارها این بود که بعضی حتی در مراسم حج، و حتی در حین طواف کعبه، آن را یا زیارت جامعه را می‌خواندند (در حالی که به موثق‌ترین زیارت شیعه که «زیارت امین‌الله» است آن چنان توجهی نشد!). نیز شروع کردند زیارت عاشورا را در مراسم تدفین و در مراسم ختم بخوانند.

۱۰- تغییرات مراسم ختم منحصر به این‌ نبود. در قدیم، مراسم ترحیم برای مردگان این‌گونه بود که در مسجد، قرآن‌ها را روی رحل‌ها در مسجد می‌چیدند و مردم یکی‌یکی می‌آمدند و به‌صورت مجزا و انفرادی، قرآنی یا فاتحه‌ای می‌خواندند و می‌رفتند. با آمدن بلندگو، رسم شد که قاری‌ بیاید و پشت بلندگو قرآنی بخواند. بعداً کم‌کم بعضی اشعار موعظه‌آمیز و کمی روضه‌خوانی هم اضافه شد. در ابتدا قرآن‌خوانی‌ها معمولاً با لحن و آهنگ درست، اشعار معمولاً از شعرای بزرگ چون سعدی بود، ولی با سرعتی زیاد همه چیز در دو-سه دهه، چنان منحط شد که وضعیت امروز را داریم: اسپیکرهایی که گوش را کر می‌کند، لحن‌های مشمئزکننده جدید  قرائت قرآن که بیشتر به انکرالاصوات می‌ماند، احساسات‌بازی خنک و احمقانه، و فضایی که وهنِ مسجد و قرآن و مفهوم عمیق و مومنانه‌ی مرگ است!

۱۱- بدتر از همه‌ی این امور ظاهری و بیرونی، کیفیت دینداران و متولیان دین بود که دچار زوالی بی‌مانند شد. از ریاکاران و مزوران که بگذریم، دینداری خیلی عمیق‌تر و اخلاقی‌تر گذشتگان (که در بچگی هنوز نمونه‌های زنده‌ی آن را می‌دیدیم) جای خود را به سطحی بودن، پرسروصدا بودن و بهانه‌ی دینی تراشیدن برای هر عمل غیر اخلاقی داد.

🍂 گفتن مطالب بی‌محتوا و شاعرانه و سانتی‌مانتال و چرت (به‌خصوص اگر در جهت برندینگ «branding» شیعه باشد) تقریبا تنها چیزی شده که بسیاری از آخوندهای این روزها بلدند (به غیر مطالب سیاسی که داستان خودش را دارد)؛ مثلاً گفتن جملاتی چون «عید فطر، متعلق به امام حسین است»  و یا «عید غدیر مظلوم است» و سایر چرندیات ناهنجار و بی‌محتوا که بسیاری مساجد شیعه را در خود گرفته‌است.

🍂 متأسفانه مذهب شیعه به‌عنوان روش زندگی و عبادت رو به زوال گذاشت (لااقل در مناسک جمعی و محیط اجتماعی‌اش)، و جایش را ملغمه‌ای از کمونیسم و ناسیونالیسم و سانتی‌مانتالیسم منحط و مسموم و برندسازی بی‌محتوا گرفت.


#نقد_فرهنگ #حکومت_اسلامی

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @jenabegav
📘ویران کن تا بسازی!

✍🏻 #جناب_گاو

🍂 این نگرش مدرن که شما راحت، هر چیزی را خوشت نیامد، می‌توانی بزنی پاره کنی و ویران کنی، و چیزی بهتر از آن بر روی ویرانه‌اش بنا کنی، ذهنیتی‌ست که من آن اندازه که در ایرانیان دیده‌ام، در بقیه‌ی اقوام به این شدت ندیده‌ام‌. نه فقط در بین سکولارها و روشنفکران چپ ایرانی، بلکه در میان اکثریت قریب به‌اتفاق جماعت "مذهبی" نیز. در میان مذهبی حکومتی که این دیدگاهی کاملاً غالب است. نمونه‌هایش در مورد مناسک دینی را چند بار اشاره کرده‌ایم.

🍂 در محله‌ی قدیمی‌مان، مسجدی بود که، در کنار یک‌ گنبد زشت سیمانی جدید با فضای نسبتاً جادار زیرش، شبستانی داشت قدیمی‌تر و از دوره‌ی قاجار، و با قوس‌های مختص آن زمان. با اینکه در زمره‌ی میراث فرهنگی شهر ثبت شده بود، مومنین محل، یک شب توطئه کردند و آب را به بنای خشت و گلی بستند تا ویران شد! به‌جایش هم دادند یک معمار مدرن، طرحی مدرن زد که به هیچ روی ربطی به پیشینه‌ی معماری سنتی نداشت. کل هدف این بود که فضای جادارتری را برای مردم در مواقع نماز جماعت مهیا کنند، ولی این عقل را نداشتند که وقتی خودت می‌زنی چنین بی‌محابا گذشته‌ات را ویران می‌کنی، و آنچنان رابطه‌ی بصری و حیاتی خود را با سنت گذشته می‌بری، چرا باید از نسل جدید توقع داشته باشی که به داشته‌های تو توجهی داشته باشد؟ تو برای او همان گذشته‌ای هستی که خودت راحت ویرانش کردی، پس چرا از او توقع داری از تو رد نشود و کلاً دین و آیین تو را کنار نگذارد؟!

🔻و این در مورد همه چیز است:

❓منطق قدیمی بازار را دوست نداری؟
❌ بزن جرش بده و سیستم جدیدی تعریف کن!

❓به نظرت روال و جریان طبیعی آبها و رودها غلط است؟
❌ سد بساز و مطابق نظرت درستش کن!

❓مردم در خوزستان آن طور که تو می‌خواهی کشاورزی نمی‌کنند؟
❌ با زور و پول دولتی زمین‌هایشان را بگیر و طرح توسعه صنعت نیشکر راه بینداز و ان را بر محیط آنجا اجبار کن و در ضمن خود را هم قهرمان توسعه بساز!

❓مردم مدرنیته نمی‌خواهند؟
❌ به زور مدرن‌شان کن!

❓از عشایر خوشت نمی‌آید و از آنها دلخوری؟
❌ به زور و بدون توجه به عوارض انسانی و محیط زیستی به زور یکجانشین‌شان کن!

❓از سیستم فئودالی مالکیت زمین خوشت نمی‌آید؟
❌ راحت است، اعلی‌حضرت! بزن این سیستم قدیمی را ظرف دو سال با حکم همایونی "اصلاحات ارضی" نابود کن، تا همان سال بعدش کشور محتاج گندم وارداتی شود (و حتی به این نکته هم توجه نکن که وقتی سیستم را سوسیالیستی کردی، پادشاهی خودبه‌خود بی‌معنا می‌شود).

❓وسط کویر به اندازه‌ی کافی صنعتی نیست؟
❌ آب از اینجا و آنجا ببر (بدزد) و صنعتی‌اش کن!

❓این طرف البرز به اندازه‌ی شمال آن سرسبز نیست؟
❌ بزن کوه‌ها را بتراش تا ابرها این طرف هم بیاید (طرح احمدی‌نژاد! باورتان می‌شود؟!).

❓‌جوان‌ها جذب مناسک قدیمی نمی‌شوند؟
❌ رپ و پاپ و هِوی‌متال داخلش کن تا جذب شوند.....
🔺و مهم‌تر از همه: دین سنتی را کنار بگذار و ملغمه‌ای التقاطی و ترکیبی شترگاوپلنگ از افکار چپ و اِخوانی و شیعه‌ی غالی و باطنی‌گرایی انحرافی و فرقه‌ای درست کن، و آن را به عنوان دین رسمی ترویج بده. در سکوت تقریباً کامل مراجع سنتی!

❓شاید بپرسید "اگر مذهبی‌های ما اینگونه راحت از سنت‌ها می‌گذرند، پس آن همه تاکید بر حجاب چه؟!"
🔺تاکید مذهبی‌های ما بر حجاب، مثل ایرانی‌های مهاجرت کرده‌است که در خارج، همه چیز ایرانی را کم‌کم کنار می‌گذارند، مگر قرمه‌سبزی را! و همان قرمه‌سبزی می‌شود کل هویت ایرانی‌شان و رابطه‌شان با "فرهنگ ایرانی". دقیقاً همان در مورد قشر مذهبی و حجاب اتفاق افتاده‌است. از صورت‌ها و فُرم‌های دینی، بیرونی‌ترین چیز را که از قضا مورد تایید ایدئولوژی اِخوانی است را گرفته‌اند و به آن چسبیده‌اند.


#نقد_فرهنگ
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @jenabegav
📺 روانکاویِ «ذهنِ خرافه‌گرا»

🎙دکتر #محمدرضا_ابراهیمی

🔸خرافه‌گرایی و ساختارِ مبتنی بر هذیانات آلوده به خرافات، در جامعۀ ایرانی از ارج و قرب و منزلت بالایی برخوردار است و گاه به‌اشتباه، افرادِ بیمار و آسیب‌دیده و درگیر با این هذیانات وهمی ناخودآگاه را بعنوان افرادی خاص و برگزیده و معنوی در نظر می‌گیرند و متاسفانه، هذیانات و درگیری‌های ذهنی و تراوشات آلودۀ فکری آنها، جریان‌های واقعی در جامعه می‌سازد که چه بسا، فجایعی نیز در عمل خلق می‌کند.

🔸این افراد بعضا صاحب قدرت هم هستند، و نگاه هذیانی چنان در آنان رخنه کرده‌است که تصمیمات سیاسی و اجتماعی را نیز بنا به همین اوهام می‌گیرند و مملکت را دچار تنش و زوال بیشتر می‌کنند.

1️⃣ مهمترین مشخصه‌شان این است که افکارشان فاقد عمق است. در سطحی از جریان فکری‌ای قرار دارند که فاقد هر نوع پیچیدگیِ مفهومی‌ست. با هیچ معیار عقلانی نمی‌توان سخنانشان را سنجید و راستی‌آزمایی کرد.

2️⃣ دومین ویژگی، اصرار متعصبانه بر صحت باورهای ذهنی‌شان و بی‌توجهی به واقعیت‌های نقیض است؛ چرا که عادت کرده‌اند برای رهایی از رنج‌ها، به این مکانیزم دفاعیِ افکار سطحی و خرافی پناه ببرند تا از فروپاشی روانی خود جلوگیری کنند؛ امر مشابهی که در اسکیزوفرن‌ها و دیلوژن دیسوردرها و شخصیت‌های دارای آی‌کیو و ای‌کیوی پایین نیز قابل مشاهده است.

🔸هر چه سطوح آسیب روانی فرد عمیق‌تر باشد، سطحِ ادعاهای خرافی و توهم‌آلود فرد جهت جستن نوعی فرار از مواجهه با واقعیت‌ها نیز بیشتر می‌شود و دردسرهای حاصله نیز بیشتر.

🔸استفاده از افکار و عقاید خرافی و عجیب و غریب و متوهمانه و آلوده به هذیان، در واقع نوعی دفاع است که با درگیر کردن دیگران با طرح آن، فرد بدنبال تسکین خود می‌گردد. این افراد تلاش بسیاری می‌کنند که دیگران را نیز از هذیان‌ها و خرافات و اوهامِ خود آگاه کنند. در مجالس می‌کوشند بحث را باز کنند و کرامات و امور عجیب و غریب و خارق‌العاده می‌گویند و در واقع، بخشِ هیجانی و خرافی و بخشی که مستعد شنیدن این سخنان است و ارضای زودگذر به آدم‌ها می‌دهد، در دیگران تحریک می‌کنند و بنحوی دیگران را نز درگیر هذیان‌های خود می‌کنند. این افراد مثل جزامی‌هایی هستند که سعی می‌کنند بیماری خود را به دیگران نیز منتقل کنند تا دیگران به آنها به چشم بیمار نگاه نکنند.

🔸هنگامی در این افراد خطر را جدی‌تر می‌بینیم که دور هم جمع شوند و کلونی تشکیل دهند و ساختارهای فرقه‌ای و محفل و هیئت تشکیل دهند و پناه ببرند به شاش شتر و حلقۀ کیهانی و ورد و... و افراد ساده‌لوح را به خود جلب کنند.

3️⃣ مقاومت در برابر تغییر و جزم و جمود حداکثری، یکی از ویژگی‌های این افراد است و خودشیفتگی مذهبی که جز خودشان کسی را قبول ندارند.

4️⃣ این جریانات به‌شدت ضد توسعه و پیشرفت هستند

5️⃣ نگاه صفر و صد و سیاه و سفید به مقولات و افراد از ویژگی دیگر این افراد است

6️⃣ زمان برای این افراد، به خاطر آسیب خاصی که در دورانی از گذشتۀ خود دیده‌اند، ایستاده‌است

🔸پناه بردن به خرافات، یک دفاع قدرتمند روانی در مقابل استرس‌های معمول زندگی‌ست

7️⃣ افکار عقل‌ستیزانه، همراه با نفی و انکارِ مدرنیته، انکار پزشکی مدرن، روان‌شناسی مدرن، علوم انسانی مدرن و علم مدرن، از ویژگی‌های این اذهان است؛ هرچند خودشان از مدرن‌ترین ابزارها برای نشر این افکار وهم‌آلود و خرافی استفاده می‌کنند

🔸خرافه‌گرایی، نوعی سرپوش گذاشتن بر حسّ حقارت بنیادین در این افراد است

🔸حتی در میان دکتر، مهندس‌ها و استادان دانشگاه نیز می‌توان این بیماران خرافاتی را به بسیاری دید در فضای جامعۀ ما، که در موقع تبیین و توجیه پدیدارها، از یک بچۀ دبستانی نیز کمتر می‌فهمند

🔺به‌شدت مراقب بچه‌های خود باشید. برای بچه‌های خود داستان‌های خرافی و جن و پری نگویید. از همان ابتدا با واقعیت‌ها روبرویشان کنید و شرایطی را مهیا کنید که واقعیت‌ها را لمس کنند. نگذارید کنار افراد بیمار و آلوده به خرافات باشند؛ چرا که ویروس بیماری را در کودکی به اینها وارد می‌کنند و وقتی بزرگ می‌شوند، افراد آسیب‌دیده‌ای می‌شوند که، به‌شکل وسواس و افسردگی و دیگر اختلال‌ها خود را نشان خواهد داد.


#زیست‌روان #آخوندیسم #حکومت_اسلامی

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @DrEbrahime
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 اظهار نظر عجیب کارشناس ترکی در رابطه با تحرکات اخیر غرب در دریای سرخ

🍂 گویا این کارشناس قبلا گفته بود که اعراب به ترکیه پول خواهند داد تا ایران را درگیر جنگ بکند و جنگ غزه با اسرائیل را نیز پیش‌بینی کرده‌بود و بستن تنگۀ باب‌المندب توسط یمن را نیز پیش‌بینی کرده‌بود.

🍂 همچنین مدتی‌ست که کشیش‌های اوانجلیست فارسی‌زبان، به‌اسم به‌اصطلاح «نبوت‌های کتاب مقدس‌»، بر روی موضوعِ جنگِ نزدیک با ایران، تبلیغاتِ عوام‌فریبانۀ گسترده‌‌ای می‌کنند.


#خبر_نقدآگین #سیاست

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂 پراکسیس قرار است تا با همراهی ریدر مالیکس، فیلسوف و استاد دانشگاه اُسلو، دربارهٔ «تاثیر کانت در انقلاب فرانسه»، متکی بر کتاب «Kant and the French Revolution»، در روز ۲۸ دی‌ماه، ساعت ۱۹ به وقت ایران، در پلتفرم گوگل میت، کنفرانسی را برگزار ‌کند.

🍂 کتابِ «Kant and the French Revolution» در سال ۲۰۲۲، توسط انتشارات دانشگاه کمبریج منتشر شد. مالیکس در این اثر قصد دارد تا با ریشه‌یابی جایگاه انقلاب فرانسه در اندیشهٔ کانت، مفاهیمی حول محور بحثِ «جمهور جمعیِ اخلاقی» را مورد بررسی قرار دهد.

🔻علاقه‌مندان جهتِ ثبت‌نام می‌توانند با آیدی زیر در تلگرام در ارتباط باشند:
‏ @praxispress


#خبر_نقدآگین

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 معضل عددخوانیِ دکترهای رانتی

🍂 این تازه مرحلۀ دبستان و عددخوانی‌ست که هنوز این شش‌کلاسه‌هایِ رانت‌خوار و نفرت‌انگیز رد نکرده‌اند؛ در تحلیلِ مسائلِ کلان و پیچیدۀ جهان مدرن، مثلِ فلسفۀ اخلاق و حقوق و سیاست و دین‌شناسی و علوم انسانی، و مقولاتِ فرهنگی و نحوۀ مواجۀ صحیح در این عرصه، و امنیت ملی و توسعه و لوازمش، و نظم بین‌الملل و زبان صحیحِ دیپلماسی که هر بار، هزینه‌ای نو برای این مردم مستضعف نتراشد، که جای خود دارد! حیف که یک عبید زاکانی‌ نیست تا امثال این زاکانی‌ها را با کلماتی متناسب بنوازد.

🍂 چه هزینه‌های سنگین و غیرقابل جبرانی، صرفا به‌‌خاطر محور بودنِ شعارهای پامنبری و ایدئولوژیِ کمونیستی-شیعیِ ولایت مطلقۀ فقیه (تحت تأثیر ایدۀ غالب زمانه: ضرورتِ دیکتاتوریِ طبقۀ برگزیدۀ پرولتاریا، پیش از رسیدن به مرحۀ موعود آرمانی) و تفیتش‌ِ عقیدتی-سیاسی در گزینش‌ ادارات و شورای نگهبان، و فیلترِ نخبگان و صدور مفت و مجانی‌شان به غرب و بالا کشیدنِ پخمگانِ کودن و بی‌سواد و متظاهر و شارلاتان، که به کشور وارد نشده؟ با فرضِ محالِ وجود خدایی متشخص، خدا هم از محاسبه‌اش ناتوان است!

✍🏻 #علیرضاموثق


#حکومت_اسلامی
➖➖➖

🌾 @Naqdagin