🔻فوتبال و فلسفه ورزی درباره مشاهیر
این روزها جام جهانی فوتبال به عنوان یک رویداد ورزشی در سطح جهانی در حال برگزاری است. در این رویداد نمایندگان ملت ها در فوتبال روبهروی هم قرار میگیرند و رقابت میکنند.
شاید برخی کشورها بعد از نیم قرن امکان حضور در این رقابتها را پیدا کرده باشند. شاید برخی همیشه در صدر بودند و ناگهان در ورزش غافلگیرانه فوتبال، جایگاه این نمایندهها تغییر کند، یکی صعود کند و دیگری حذف شود. اما همانطور که میدانید این فقط یک رویداد ورزشی نیست. بلکه به این ترتیب هر کشوری این فرصت را دارد تا در قالب یک تیم، حضورش را به نمایش بگذارد.
حس میهن دوستی و تعلق به یک جغرافیای خاص هم به موازات این رقابت، قابل ردیابی است؛ چون میهن دوستی فقط ناشی از متولد شدن در مختصات جغرافیایی خاص نیست. همه ما با مجموعهای از آنچه در یک فرهنگ خاص شکل میگیرد، متولد شده و رشد میکنیم. هیچکدام از ما امکان زیستن در یک بستر تهی و خنثی را نداریم، همه ما تاثیر میگذاریم و تأثیر میپذیریم. این جریان به خصوص از کوچکترین امور روزمره تا وضعیتهای مرزی و کلیدی را پوشش میدهد؛ نه یا بله گفتن به مرگ و زندگی، شکست یا پیروزی، حقیقت یا دروغ، شرمندگی یا افتخار، رو به میهن یا رو به دشمن و ...
چرا درباره این موضوع گفتگو کنیم؟
به دو دلیل:
۱. ما نیازمند تمرکز زدایی هستیم؛ تمرکززدایی به معنای فاصله گرفتن از عواطف و احساسات تکانشی و کنشهای شخصی شده خود و همزمان به بحث گذاشتن پرسشهایی در مورد اینکه چه چیزی درست یا نادرست است؟ هر جوابی که ما به این سوالها میدهیم باید در برابر یک مخاطب شایستهتر و بزرگتر و مخالفتهای جدید محک زده شود.
۲. این روزها تیم فوتبال به عنوان نماینده ملی ما در جام جهانی حضور دارد و هنوز بسیاری از ما نوعی سردرگمی را تجربه میکنیم:
پرسش ها:
آیا میتوانم از این تیم حمایت کنم؟ آیا حضور آنها برای ما و برای وطن است؟ آیا عملکرد فردی و جمعی تیم قابل تفکیک است؟ آیا خواستههاي من تحت تأثیر بازی رسانه، قدرت یا ایدئولوژی قرار گرفته؟ آیا باور من پیشاپیش مصادره و تلقین شده یا بعد از روندی که در بالا تعریف شد، انتخابش کردهام؟ چطور میتوانم در طرف ارزشهایم بایستم و همزمان جایی برای این افتخار پیدا کنم؟ آیا میتوانم از نمایندگی بازیکن ملی بودن و هواداری در برابر مصادره شدن، مراقبت کنم؟ چگونه میتوانم بدون احساس گناه، شادی و سوگواری را در کنار هم داشته باشم؟ آیا میتوانم ظرفیتهای متفاوت روانی و اجتماعی را برای کنش افراد به رسمیت بشناسم؟ چطور میتوانم از پیروزی تیم خوشحال باشم و همزمان ارزشها را نمایندگی کنم؟ این تیم چه پیشینهای دارد؟ چه پیامهایی را به من منتقل کرده؟ پیامهای ضمنی و صریح؟ چه امکاناتی برای انتقال پیام و نمایندگی وطنش دارد؟ نه فقط امکاناتی که من تصور میکنم، بلکه امکاناتی که در توان اعضا است؟ آیا میتوانم این فرصت را به خودم و قهرمانهای ملی بدهم؟ چه کسی از وضعیت فعلی منتفع میشود؟ آیا قهرمانها همه شبیه به هم هستند؟ آیا #سرمایههای_اجتماعی را میشود به سادگی بیارزش کرد؟ چگونه قهرمانها بهعنوان بازیگران اجتماعی میتوانند در برابر استعمار اندیشه و عملشان توسط سیستمهایی که با پول یا قدرت هدایت میشوند، مقاومت کنند؟ آیا اخذ نگرش اخلاقی کمکی میکند؟...
قهرمان ملی
گفتگو درباره قهرمانهای ملی از موضوعاتی است که در اجتماع پژوهشی کاربرد دارد، گفتگو درباره چهرههای ماندگار که برای یک ملت خاطره سازی میکنند. همینطور میتوانید مفاهیم مقابل آن را هم بررسی و روند قرار گرفتن در دو سر طیف را به بحث بگذارید.
برای این منظور میتوانید از جملات، آثار، حوادث مهم، فعالیتها، موضعگیریها و اندیشههای و... منسوب به این افراد یا نمونههای تاریخی جهانی که ورزش در خدمت اهداف یا افراد غیراخلاقی قرار گرفته است (مانند تیم فوتبال شالکه، المپیک و آلمان نازی) استفاده کنید. [قطعه پیشنهادی را در سایت ببینید.]
این تمرین علاوه بر اینکه مجموعهای از اهداف فبک نظیر تفکر نقادانه، خلاق، مراقبتی، مهارت های گفتگو و ... را پوشش میدهد، همزمان کارکرد مثبتی در هویت سازی و آشنایی با فرهنگ اصیل و ادای احترام به چهرههای ماندگار میهن خواهد داشت.
با #طرح_درس_مشاهیر، سرمایههای اجتماعی را به بچهها معرفی و سهمی کوچک به اندازه خودمان به میهن ادا کنیم.
#الهام_فخرایی
#فلسفه_ورزی_با_مشاهیر
پ.ن
این یادداشت لزوما برای آموزش یک طرح درس نیست، بلکه برای در میان گذاشتن ایده و پرسشهایی است که به خصوص در این روزها به دفعات با آن مواجهم، گرچه میتوانید و پیشنهاد میکنم حتما یک جلسه را به این موضوع اختصاص دهید.
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@Radiop4C
@RadioP4C
این روزها جام جهانی فوتبال به عنوان یک رویداد ورزشی در سطح جهانی در حال برگزاری است. در این رویداد نمایندگان ملت ها در فوتبال روبهروی هم قرار میگیرند و رقابت میکنند.
شاید برخی کشورها بعد از نیم قرن امکان حضور در این رقابتها را پیدا کرده باشند. شاید برخی همیشه در صدر بودند و ناگهان در ورزش غافلگیرانه فوتبال، جایگاه این نمایندهها تغییر کند، یکی صعود کند و دیگری حذف شود. اما همانطور که میدانید این فقط یک رویداد ورزشی نیست. بلکه به این ترتیب هر کشوری این فرصت را دارد تا در قالب یک تیم، حضورش را به نمایش بگذارد.
حس میهن دوستی و تعلق به یک جغرافیای خاص هم به موازات این رقابت، قابل ردیابی است؛ چون میهن دوستی فقط ناشی از متولد شدن در مختصات جغرافیایی خاص نیست. همه ما با مجموعهای از آنچه در یک فرهنگ خاص شکل میگیرد، متولد شده و رشد میکنیم. هیچکدام از ما امکان زیستن در یک بستر تهی و خنثی را نداریم، همه ما تاثیر میگذاریم و تأثیر میپذیریم. این جریان به خصوص از کوچکترین امور روزمره تا وضعیتهای مرزی و کلیدی را پوشش میدهد؛ نه یا بله گفتن به مرگ و زندگی، شکست یا پیروزی، حقیقت یا دروغ، شرمندگی یا افتخار، رو به میهن یا رو به دشمن و ...
چرا درباره این موضوع گفتگو کنیم؟
به دو دلیل:
۱. ما نیازمند تمرکز زدایی هستیم؛ تمرکززدایی به معنای فاصله گرفتن از عواطف و احساسات تکانشی و کنشهای شخصی شده خود و همزمان به بحث گذاشتن پرسشهایی در مورد اینکه چه چیزی درست یا نادرست است؟ هر جوابی که ما به این سوالها میدهیم باید در برابر یک مخاطب شایستهتر و بزرگتر و مخالفتهای جدید محک زده شود.
۲. این روزها تیم فوتبال به عنوان نماینده ملی ما در جام جهانی حضور دارد و هنوز بسیاری از ما نوعی سردرگمی را تجربه میکنیم:
پرسش ها:
آیا میتوانم از این تیم حمایت کنم؟ آیا حضور آنها برای ما و برای وطن است؟ آیا عملکرد فردی و جمعی تیم قابل تفکیک است؟ آیا خواستههاي من تحت تأثیر بازی رسانه، قدرت یا ایدئولوژی قرار گرفته؟ آیا باور من پیشاپیش مصادره و تلقین شده یا بعد از روندی که در بالا تعریف شد، انتخابش کردهام؟ چطور میتوانم در طرف ارزشهایم بایستم و همزمان جایی برای این افتخار پیدا کنم؟ آیا میتوانم از نمایندگی بازیکن ملی بودن و هواداری در برابر مصادره شدن، مراقبت کنم؟ چگونه میتوانم بدون احساس گناه، شادی و سوگواری را در کنار هم داشته باشم؟ آیا میتوانم ظرفیتهای متفاوت روانی و اجتماعی را برای کنش افراد به رسمیت بشناسم؟ چطور میتوانم از پیروزی تیم خوشحال باشم و همزمان ارزشها را نمایندگی کنم؟ این تیم چه پیشینهای دارد؟ چه پیامهایی را به من منتقل کرده؟ پیامهای ضمنی و صریح؟ چه امکاناتی برای انتقال پیام و نمایندگی وطنش دارد؟ نه فقط امکاناتی که من تصور میکنم، بلکه امکاناتی که در توان اعضا است؟ آیا میتوانم این فرصت را به خودم و قهرمانهای ملی بدهم؟ چه کسی از وضعیت فعلی منتفع میشود؟ آیا قهرمانها همه شبیه به هم هستند؟ آیا #سرمایههای_اجتماعی را میشود به سادگی بیارزش کرد؟ چگونه قهرمانها بهعنوان بازیگران اجتماعی میتوانند در برابر استعمار اندیشه و عملشان توسط سیستمهایی که با پول یا قدرت هدایت میشوند، مقاومت کنند؟ آیا اخذ نگرش اخلاقی کمکی میکند؟...
قهرمان ملی
گفتگو درباره قهرمانهای ملی از موضوعاتی است که در اجتماع پژوهشی کاربرد دارد، گفتگو درباره چهرههای ماندگار که برای یک ملت خاطره سازی میکنند. همینطور میتوانید مفاهیم مقابل آن را هم بررسی و روند قرار گرفتن در دو سر طیف را به بحث بگذارید.
برای این منظور میتوانید از جملات، آثار، حوادث مهم، فعالیتها، موضعگیریها و اندیشههای و... منسوب به این افراد یا نمونههای تاریخی جهانی که ورزش در خدمت اهداف یا افراد غیراخلاقی قرار گرفته است (مانند تیم فوتبال شالکه، المپیک و آلمان نازی) استفاده کنید. [قطعه پیشنهادی را در سایت ببینید.]
این تمرین علاوه بر اینکه مجموعهای از اهداف فبک نظیر تفکر نقادانه، خلاق، مراقبتی، مهارت های گفتگو و ... را پوشش میدهد، همزمان کارکرد مثبتی در هویت سازی و آشنایی با فرهنگ اصیل و ادای احترام به چهرههای ماندگار میهن خواهد داشت.
با #طرح_درس_مشاهیر، سرمایههای اجتماعی را به بچهها معرفی و سهمی کوچک به اندازه خودمان به میهن ادا کنیم.
#الهام_فخرایی
#فلسفه_ورزی_با_مشاهیر
پ.ن
این یادداشت لزوما برای آموزش یک طرح درس نیست، بلکه برای در میان گذاشتن ایده و پرسشهایی است که به خصوص در این روزها به دفعات با آن مواجهم، گرچه میتوانید و پیشنهاد میکنم حتما یک جلسه را به این موضوع اختصاص دهید.
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@Radiop4C
@RadioP4C
❤2👏2
🔻فوتبال و فلسفه ورزی درباره مشاهیر
آیا ورزش میتواند در خدمت اهداف یا افراد غیراخلاقی قرار بگیرد؟
قطعه پیشنهادی:
کوتسورا قبل از جنگ: «فوتبالیستهای آلمان باید پشت رهبرشان باشند. آلمان باید زندگی کند و ما همچنان به مبارزه ادامه خواهیم داد.»
کوتسورا بعد از جنگ: «ما فقط میخواهیم فوتبال بازی کنیم و سیاست و دین (یهود) برایمان اهمیتی ندارد.»
[متن کامل را در این لینک ببینید.]
#الهام_فخرایی
#فلسفه_ورزی_با_مشاهیر
پ.ن
پیش از هر موضعگیری دو دلیل ارائه شده را مرور کنید، اگر مایلید در تله گزارههای از پیش تعیین شده محصور نباشید.
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@Radiop4C
@RadioP4C
آیا ورزش میتواند در خدمت اهداف یا افراد غیراخلاقی قرار بگیرد؟
قطعه پیشنهادی:
کوتسورا قبل از جنگ: «فوتبالیستهای آلمان باید پشت رهبرشان باشند. آلمان باید زندگی کند و ما همچنان به مبارزه ادامه خواهیم داد.»
کوتسورا بعد از جنگ: «ما فقط میخواهیم فوتبال بازی کنیم و سیاست و دین (یهود) برایمان اهمیتی ندارد.»
[متن کامل را در این لینک ببینید.]
#الهام_فخرایی
#فلسفه_ورزی_با_مشاهیر
پ.ن
پیش از هر موضعگیری دو دلیل ارائه شده را مرور کنید، اگر مایلید در تله گزارههای از پیش تعیین شده محصور نباشید.
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@Radiop4C
@RadioP4C
👍2
سقف کوتاه خواسته های شریف
#یادداشت
زیاد شنیدیم و به پرسش و تحقیر بارها و اخیرا گفته شده که همه خواسته اینها همین بود که مثلا در سلف دانشگاه بدون تفکیک، غذا بخورند؟
بهعنوان فرصتی برای تامل و تمرین نقادانه اندیشی پاسخ میدهم:
هم میشود یک جواب بلند بالا به این پرسش نوشت و هم کوتاه
کوتاه را انتخاب میکنم:
سقف مطالبات کوتاه نیست، میزان مداخله در زیست خصوصی است که روز به روز بیشتر میشود و برای ابتداییترین امور و پیش پاافتادهترین موقعیتهای یک شهروند هم تصمیم میگیرد.
(بهویژه دانشجو، استاد و دانشگاه که نخبگی و اندیشه را نمایندگی میکنند.)
به نقض حقوق کوچک عادت نکنیم که حقوق بزرگتری مانند حق حیات و آزادی بیان به فراموشی سپرده نشود.
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#نقد_فرهنگی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
#یادداشت
زیاد شنیدیم و به پرسش و تحقیر بارها و اخیرا گفته شده که همه خواسته اینها همین بود که مثلا در سلف دانشگاه بدون تفکیک، غذا بخورند؟
بهعنوان فرصتی برای تامل و تمرین نقادانه اندیشی پاسخ میدهم:
هم میشود یک جواب بلند بالا به این پرسش نوشت و هم کوتاه
کوتاه را انتخاب میکنم:
سقف مطالبات کوتاه نیست، میزان مداخله در زیست خصوصی است که روز به روز بیشتر میشود و برای ابتداییترین امور و پیش پاافتادهترین موقعیتهای یک شهروند هم تصمیم میگیرد.
(بهویژه دانشجو، استاد و دانشگاه که نخبگی و اندیشه را نمایندگی میکنند.)
به نقض حقوق کوچک عادت نکنیم که حقوق بزرگتری مانند حق حیات و آزادی بیان به فراموشی سپرده نشود.
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#نقد_فرهنگی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍12
Forwarded from رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن) (الهام فخرایی)
🔻چطور اوباش مجازی ناکام می مانند؟
در گفتمان اینترنت، ترول یا اوباش مجازی، افرادی هستند که با رفتار مخرب به دنبال جلب نظر کاربرها، هستند. ایجاد تشنج، بیان مطالب تحریککننده و توهینآمیز، ارسال پیامهای خارج از موضوع با هدف تحریک سایر کاربرها به سمت احساسات دلخواه آنها، روش رایج ترول ها است.
ترول در فضای مجازی، معمولا فردی بی نام و نشان است که هویت اصلیاش را پنهان کرده و در یک جامعهی آنلاین، مانند انجمنهای گفتگو، اتاقهای گفتگو، وبلاگ، تالارها، وب نوشتها یا تارنماهای کاربر-محور پیام ارسال میکند.
تشخیص نهایی اینکه چه نوشتهای محصول ترول ها است و چه کاربری جزو اوباش اینترنتی محسوب میشود، معمولا دشوار نیست.
اما نکته مهم اینکه اوباشیگری اینترنتی یک رفتار است و اوباش اینترنتی هم لزوماً این رفتار را تمام مدت بروز نمیدهند. بنابراین "ترول" یک برچسب قطعی نیست، بلکه مقطعی و وابسته به موقعیت و نقشی که کاربر ایفا میکند، به کار میرود.
یکی از رایجترین شیوههای اوباشیگری در اینترنت، استفاده از مغالطه #حمله_به_شخص است. به این معنی که در بحث با کاربری دیگر به جای آنکه استدلال او را تحلیل و نادرستی اش را اثبات کنیم یا درستی نظر خودمان را نشان دهیم، نیت و شخصیت طرف مقابل را زیر سؤال برده یا با انگ زدن و فحاشی او را تحریک به مقابله به مثل کنیم.
نمونههای دیگری هم از اوباش اینترنتی وجود دارد که به صورت برنامهریزی شده و فرمایشی وارد عمل میشوند. هدف این گروه اشاعه اطلاعات اشتباه یا دیس اینفورمیشن به صورت نظام مند در حوزه ای خاص است. مهمترین ویژگی این دسته، گروهی عمل کردن است. به این معنا که به صورت جمعی و پیوسته، اخبار جعلی را متناسب با هدفی که منافعشان را تامین میکند، منتشر میکنند و در قالب گفتگو، صرفا به تکرار مدعا بدون ارائه استدلال میپردازند. این گروه خلاف قبلیها ممکن است، آداب ظاهری را رعایت کنند و حتی از کلمات و جملات شبه آکادمیک استفاده کنند. اما وجه اشتراک هر دو گروه در جهل و جعل آگاهانه، بیتوجهی و عدم تعهد به حقیقت است.
راهکار:
«اوباش را نادیده بگیرید!»
( Don't feed the troll)
اصطلاح شناخته شدهای که پیشنهاد میکند در مواجهه با اوباش اینترنتی، همه کاربرها مشارکتهای ترول را نادیده بگیرند.
اوباش اینترنتی با ایجاد تشنج و تحریک بقیه تلاش میکنند تا توجه و مخاطب جلب کنند، هدف اوباش، بحث سازنده یا نقد نیست. بنابراین با پاسخ دادن مؤدبانه، استدلال و درخواست توضیح نمیتوانید رفتار آنها را تغییر دهید، بلکه از لحاظ روانی و عملی به ادامه رفتار تشویق و منافعشان تامین میشود. درواقع آنها از راه فحاشی و اشاعه اخبار جعلی تغذیه میکنند!
نکته جالب اینکه در زبان و فرهنگ فارسی هم فارغ از فضای وب و گفتمان ترول، به خاموش ماندن در برابر این گروه توصیه شده است. بنابراین فرقی نمیکند که ترول با فعالیت یا فحاشی شما را ترغیب به مقابله میکند، در هر صورت آنها را نادیده بگیرید.
#الهام_فخرایی
📌لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم
پ.ن
برای مشاهده ویدئوی آموزشی مغالطه #حمله_به_شخص روی هشتگ کلیک کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
در گفتمان اینترنت، ترول یا اوباش مجازی، افرادی هستند که با رفتار مخرب به دنبال جلب نظر کاربرها، هستند. ایجاد تشنج، بیان مطالب تحریککننده و توهینآمیز، ارسال پیامهای خارج از موضوع با هدف تحریک سایر کاربرها به سمت احساسات دلخواه آنها، روش رایج ترول ها است.
ترول در فضای مجازی، معمولا فردی بی نام و نشان است که هویت اصلیاش را پنهان کرده و در یک جامعهی آنلاین، مانند انجمنهای گفتگو، اتاقهای گفتگو، وبلاگ، تالارها، وب نوشتها یا تارنماهای کاربر-محور پیام ارسال میکند.
تشخیص نهایی اینکه چه نوشتهای محصول ترول ها است و چه کاربری جزو اوباش اینترنتی محسوب میشود، معمولا دشوار نیست.
اما نکته مهم اینکه اوباشیگری اینترنتی یک رفتار است و اوباش اینترنتی هم لزوماً این رفتار را تمام مدت بروز نمیدهند. بنابراین "ترول" یک برچسب قطعی نیست، بلکه مقطعی و وابسته به موقعیت و نقشی که کاربر ایفا میکند، به کار میرود.
یکی از رایجترین شیوههای اوباشیگری در اینترنت، استفاده از مغالطه #حمله_به_شخص است. به این معنی که در بحث با کاربری دیگر به جای آنکه استدلال او را تحلیل و نادرستی اش را اثبات کنیم یا درستی نظر خودمان را نشان دهیم، نیت و شخصیت طرف مقابل را زیر سؤال برده یا با انگ زدن و فحاشی او را تحریک به مقابله به مثل کنیم.
نمونههای دیگری هم از اوباش اینترنتی وجود دارد که به صورت برنامهریزی شده و فرمایشی وارد عمل میشوند. هدف این گروه اشاعه اطلاعات اشتباه یا دیس اینفورمیشن به صورت نظام مند در حوزه ای خاص است. مهمترین ویژگی این دسته، گروهی عمل کردن است. به این معنا که به صورت جمعی و پیوسته، اخبار جعلی را متناسب با هدفی که منافعشان را تامین میکند، منتشر میکنند و در قالب گفتگو، صرفا به تکرار مدعا بدون ارائه استدلال میپردازند. این گروه خلاف قبلیها ممکن است، آداب ظاهری را رعایت کنند و حتی از کلمات و جملات شبه آکادمیک استفاده کنند. اما وجه اشتراک هر دو گروه در جهل و جعل آگاهانه، بیتوجهی و عدم تعهد به حقیقت است.
راهکار:
«اوباش را نادیده بگیرید!»
( Don't feed the troll)
اصطلاح شناخته شدهای که پیشنهاد میکند در مواجهه با اوباش اینترنتی، همه کاربرها مشارکتهای ترول را نادیده بگیرند.
اوباش اینترنتی با ایجاد تشنج و تحریک بقیه تلاش میکنند تا توجه و مخاطب جلب کنند، هدف اوباش، بحث سازنده یا نقد نیست. بنابراین با پاسخ دادن مؤدبانه، استدلال و درخواست توضیح نمیتوانید رفتار آنها را تغییر دهید، بلکه از لحاظ روانی و عملی به ادامه رفتار تشویق و منافعشان تامین میشود. درواقع آنها از راه فحاشی و اشاعه اخبار جعلی تغذیه میکنند!
نکته جالب اینکه در زبان و فرهنگ فارسی هم فارغ از فضای وب و گفتمان ترول، به خاموش ماندن در برابر این گروه توصیه شده است. بنابراین فرقی نمیکند که ترول با فعالیت یا فحاشی شما را ترغیب به مقابله میکند، در هر صورت آنها را نادیده بگیرید.
#الهام_فخرایی
📌لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم
پ.ن
برای مشاهده ویدئوی آموزشی مغالطه #حمله_به_شخص روی هشتگ کلیک کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍5
🔻آذرگان (جشنهاي ایرانی برای کودکان)
کودکان را با آیینها و رسوم میهنی آشنا کنیم
الهام فخرایی
چرا درباره آذرگان بخوانیم؟
در گذشته، ادبیات و هنر، فرصتهای وحدت بخش برای افراد یک جامعه را فراهم میکردند. اما در جامعه مدرن به جای رویکرد زیباییشناسی فوق، رسانهها و دولتها بر اساس تقاضاهای تعریف شده و منطق سود و زیان، تعیین ميکنند که چه چیزی باید جشن گرفته شود. این رویکرد مصرفگرایانه به فرهنگ منجر به توسعه صنعتی هنر و آیینهای تجاری شد. درحالی که فرهنگ اصیل میتواند به تعبیر مارکو #ایمنی_نمادین هم برای انسان و هم برای جامعه باشد، نه اینکه صرفا در خدمت یک سرگرمی صرف باشد (Markov, 2013).
جشنهای باستانی ایرانی نیز میتوانند همین کارکرد را داشته باشند. احیا و اجرای آنها ميتواند فرهنگ پویا و حیات بخش را به جامعه برگرداند و جانی تازه ببخشد.
چه وقت جشن آذرگان را برگزار کنیم؟
این جشن مطابق معمول در “روز” همنام ماه یعنی نهم آذرماه برگزار میشود و قدمت آن به دو هزار سال قبل برمیگردد. چرا آذرگان؟ آذر جشن یا آذرگان بر اساس نوشتههای “ابوریحان بیرونی” در ترجمه “آثار الباقیه”، به عنصر آتش اختصاص دارد و به نام فرشته نگهبان آتش، نامگذاری شده است (ص ۲۵۶). برای ایرانیهای باستان، عناصر چهارگانه طبیعت مهم و محترم بوده و آلوده کردن آب، خاک، هوا و آتش را کاری ناپسند میدانستند. از طرفی روز نهم هر ماه «آذر» یا «اَتر» به عنصر آتش اختصاص دارد.
با سرد شدن هوا در آذرماه، مردم روی بام خانهها آتش روشن میکردند و این نشانه آغاز “جشن آذرگان” بود. آنها عود و بوی های خوش استفاده میکردند و روز را با شادی، پایکوبی، نیایش و فراهم کردن خوراکیهای ویژه، جشن میگرفتند.
آیینها و فعالیتهای آموزشی: ... [ویژه کاربران دوره "طرحدرسهای جشنهای ایرانی برای کودکان و نوجوانان" ادامه مطلب را در این لینک بخوانید.]
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#کاوشگری_فرهنگی
#کاوشگری_تاریخی
#کاوشگری_طبیعی
#جشن_های_ایرانی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
کودکان را با آیینها و رسوم میهنی آشنا کنیم
الهام فخرایی
چرا درباره آذرگان بخوانیم؟
در گذشته، ادبیات و هنر، فرصتهای وحدت بخش برای افراد یک جامعه را فراهم میکردند. اما در جامعه مدرن به جای رویکرد زیباییشناسی فوق، رسانهها و دولتها بر اساس تقاضاهای تعریف شده و منطق سود و زیان، تعیین ميکنند که چه چیزی باید جشن گرفته شود. این رویکرد مصرفگرایانه به فرهنگ منجر به توسعه صنعتی هنر و آیینهای تجاری شد. درحالی که فرهنگ اصیل میتواند به تعبیر مارکو #ایمنی_نمادین هم برای انسان و هم برای جامعه باشد، نه اینکه صرفا در خدمت یک سرگرمی صرف باشد (Markov, 2013).
جشنهای باستانی ایرانی نیز میتوانند همین کارکرد را داشته باشند. احیا و اجرای آنها ميتواند فرهنگ پویا و حیات بخش را به جامعه برگرداند و جانی تازه ببخشد.
چه وقت جشن آذرگان را برگزار کنیم؟
این جشن مطابق معمول در “روز” همنام ماه یعنی نهم آذرماه برگزار میشود و قدمت آن به دو هزار سال قبل برمیگردد. چرا آذرگان؟ آذر جشن یا آذرگان بر اساس نوشتههای “ابوریحان بیرونی” در ترجمه “آثار الباقیه”، به عنصر آتش اختصاص دارد و به نام فرشته نگهبان آتش، نامگذاری شده است (ص ۲۵۶). برای ایرانیهای باستان، عناصر چهارگانه طبیعت مهم و محترم بوده و آلوده کردن آب، خاک، هوا و آتش را کاری ناپسند میدانستند. از طرفی روز نهم هر ماه «آذر» یا «اَتر» به عنصر آتش اختصاص دارد.
با سرد شدن هوا در آذرماه، مردم روی بام خانهها آتش روشن میکردند و این نشانه آغاز “جشن آذرگان” بود. آنها عود و بوی های خوش استفاده میکردند و روز را با شادی، پایکوبی، نیایش و فراهم کردن خوراکیهای ویژه، جشن میگرفتند.
آیینها و فعالیتهای آموزشی: ... [ویژه کاربران دوره "طرحدرسهای جشنهای ایرانی برای کودکان و نوجوانان" ادامه مطلب را در این لینک بخوانید.]
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#کاوشگری_فرهنگی
#کاوشگری_تاریخی
#کاوشگری_طبیعی
#جشن_های_ایرانی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍3❤2
پسری سنگ به دیوار دبستان می زد!
#یادداشت
(میتوانید فقط پینوشت را بخوانید. )
چشمم روی قفل در چوبی بزرگ قفل شده است. از در کوچکی وارد شدیم و ناگهان با فضای بزرگ پشت در غافلگیر شدیم.
حالا دارم به این فکر میکنم که پشت این در بزرگ چه خبر است. بعد فکر میکنم که نمی شود همه درها بسته بمانند یا دری هرگز حتی برای نیم نگاهی باز نشود و بعد بتوانیم به جایی وارد شویم.
می دانم، "در" قرار است روی چیزی بسته شود، اما هر "در" بسته ای هم بالاخره به روی چیزی دیگر گشوده شده یا می شود.
بعد هم برای اینکه بفهمیم تنگی و قبض "در" به بسط و فرح و گشودگی منتهی شده یا نه، باید حال قبل و بعدش را سنجید.
از آن مهمتر به نظر من، برای اینکه مطمئن باشیم همه چیز خوب پیش می رود، باید از تناسب تعداد درهای بسته مطمئن باشیم.
بعد یاد تعداد "نه" هایی میافتم که در طول یک روز، اجازه داریم به کودک بگوییم!
پ.ن
از این یادداشت قدیمی استفاده میکنم تا چندخطی درباره وضعیت به ظاهر متناقض #باختن و #شادمانی بنویسم:
وقتی روز بزرگداشت سعدی، در آرامگاه را میبندیم، بجای اینکه از حضور ایرانیان برای پاسداشت سعدی استقبال کنیم، وقتی برای تحویل سال، در آرامگاه فردوسی بسته میشود، وقتی ورود به مجموعه پاسارگاد ممنوع میشود که مبادا شخصیتی به نام کوروش تکریم شود یا تنگ نظرانه فلان برنامه منتخب مردمی متوقف میشود، وقتی از شبکه رسمی مصاحبه با دختران و پسران نوجوان آمریکایی پخش میشود که کنار هم قرار است بازی تیمشان را در استادیوم تماشا کنند، سرخوشانه می خندند و ما هم به نظرات آنها استناد میکنیم، در حالی که برای نوجوان خودمان اینها امور ممنوعه است ... و بقیه مثالهای فراوان که تجربه کرده ایم؛ درواقع داریم کودکی لجباز را بار می آوریم که یا رو در روی ما میایستد یا فرار میکند و مهمتر اینکه اقبالی به ما ندارد. از آن مهمتر حق با اوست.
پس شما دست روی هر چه بگذارید، از چشمش میفتد یا حداقل این طور نشان میدهد. حتی اگر عمیقا آن را بخواهد.
پس اگر باخت ولی جشن گرفت، از باخت خوشحال نیست؛ پیروزی اش را جشن گرفته؛ چون کسی که باخته شمایید. شما که شبیه در بسته هستید و او هم طرفش را خوب شناخته است.
چه کودک باهوشی!
این منطق درهای بسته و منطقه پرواز ممنوع تمام نشدنی است!
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#نقد_فرهنگی
#نقد_اجتماعی
#در_جهان_استعاره_ها
@RadioP4C
@RadioP4C
#یادداشت
(میتوانید فقط پینوشت را بخوانید. )
چشمم روی قفل در چوبی بزرگ قفل شده است. از در کوچکی وارد شدیم و ناگهان با فضای بزرگ پشت در غافلگیر شدیم.
حالا دارم به این فکر میکنم که پشت این در بزرگ چه خبر است. بعد فکر میکنم که نمی شود همه درها بسته بمانند یا دری هرگز حتی برای نیم نگاهی باز نشود و بعد بتوانیم به جایی وارد شویم.
می دانم، "در" قرار است روی چیزی بسته شود، اما هر "در" بسته ای هم بالاخره به روی چیزی دیگر گشوده شده یا می شود.
بعد هم برای اینکه بفهمیم تنگی و قبض "در" به بسط و فرح و گشودگی منتهی شده یا نه، باید حال قبل و بعدش را سنجید.
از آن مهمتر به نظر من، برای اینکه مطمئن باشیم همه چیز خوب پیش می رود، باید از تناسب تعداد درهای بسته مطمئن باشیم.
بعد یاد تعداد "نه" هایی میافتم که در طول یک روز، اجازه داریم به کودک بگوییم!
پ.ن
از این یادداشت قدیمی استفاده میکنم تا چندخطی درباره وضعیت به ظاهر متناقض #باختن و #شادمانی بنویسم:
وقتی روز بزرگداشت سعدی، در آرامگاه را میبندیم، بجای اینکه از حضور ایرانیان برای پاسداشت سعدی استقبال کنیم، وقتی برای تحویل سال، در آرامگاه فردوسی بسته میشود، وقتی ورود به مجموعه پاسارگاد ممنوع میشود که مبادا شخصیتی به نام کوروش تکریم شود یا تنگ نظرانه فلان برنامه منتخب مردمی متوقف میشود، وقتی از شبکه رسمی مصاحبه با دختران و پسران نوجوان آمریکایی پخش میشود که کنار هم قرار است بازی تیمشان را در استادیوم تماشا کنند، سرخوشانه می خندند و ما هم به نظرات آنها استناد میکنیم، در حالی که برای نوجوان خودمان اینها امور ممنوعه است ... و بقیه مثالهای فراوان که تجربه کرده ایم؛ درواقع داریم کودکی لجباز را بار می آوریم که یا رو در روی ما میایستد یا فرار میکند و مهمتر اینکه اقبالی به ما ندارد. از آن مهمتر حق با اوست.
پس شما دست روی هر چه بگذارید، از چشمش میفتد یا حداقل این طور نشان میدهد. حتی اگر عمیقا آن را بخواهد.
پس اگر باخت ولی جشن گرفت، از باخت خوشحال نیست؛ پیروزی اش را جشن گرفته؛ چون کسی که باخته شمایید. شما که شبیه در بسته هستید و او هم طرفش را خوب شناخته است.
چه کودک باهوشی!
این منطق درهای بسته و منطقه پرواز ممنوع تمام نشدنی است!
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#نقد_فرهنگی
#نقد_اجتماعی
#در_جهان_استعاره_ها
@RadioP4C
@RadioP4C
👍12👏2
یارانه خرید کتاب
یارانه کتاب به هر کد ملی ١٠٠ هزار تومان
با سیم کارتی که به نام شما ثبت شده است.
آدرس
🌐 ketab.ir
#منتشر_کنید
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
یارانه کتاب به هر کد ملی ١٠٠ هزار تومان
با سیم کارتی که به نام شما ثبت شده است.
آدرس
🌐 ketab.ir
#منتشر_کنید
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍1
🔻 چطور سرخپوست اندیشمندی باشیم؟
این یک تمرین است و نیازمند صرف ده دقیقه وقت؛ بعد از اینکه متن را خواندید به پرسش انتهای متن جواب دهید:
سرخپوستان از رئیس جدید پرسیدند: "آیا زمستان سختی در پیش است؟"
رییس جوان قبیله که نمیدانست چه جوابی بدهد گفت: "برای احتیاط بروید هیزم تهیه کنید."
سپس به سازمان هواشناسی زنگ زد:
"آیا امسال زمستان سردی در پیش است؟"
و پاسخ شنید: اینطور به نظر میآید.
پس رئیس دستور داد که بیشتر هیزم جمع کنند و بعد یک بار دیگر به سازمان هواشناسی زنگ زد: "شما نظر قبلیتان را تأیید می کنید؟"
و پاسخ شنید: "صد در صد."
رئیس دستور داد که همهی سرخپوستان، تمام توانشان را برای جمعآوری هیزم بیشتر به کار ببرند. سپس دوباره به سازمان هواشناسی زنگ زد:
"شما مطمئنید که امسال زمستان سردی در پیش است؟"
و پاسخ شنید: "بگذار اینطور بگویم؛ سردترین زمستان در تاریخ معاصر."
رئیس پرسید: "از کجا میدانید؟"
و پاسخ شنید: "چون سرخپوستها دارند دیوانهوار هیزم جمع میکنند!"
تمرین:
چه پرسشهایی پیشنهاد میدهید؟ چه ایدههایی با خواندن متن به ذهنتان رسید؟ در بخش کامنت بنویسید.
«سِه روز» اندران کار شد روزگار
کـه جوینـد زِ ایران یکی شهریار
فردوسی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#تمرین_فلسفیدن
#طرح_درس
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
این یک تمرین است و نیازمند صرف ده دقیقه وقت؛ بعد از اینکه متن را خواندید به پرسش انتهای متن جواب دهید:
سرخپوستان از رئیس جدید پرسیدند: "آیا زمستان سختی در پیش است؟"
رییس جوان قبیله که نمیدانست چه جوابی بدهد گفت: "برای احتیاط بروید هیزم تهیه کنید."
سپس به سازمان هواشناسی زنگ زد:
"آیا امسال زمستان سردی در پیش است؟"
و پاسخ شنید: اینطور به نظر میآید.
پس رئیس دستور داد که بیشتر هیزم جمع کنند و بعد یک بار دیگر به سازمان هواشناسی زنگ زد: "شما نظر قبلیتان را تأیید می کنید؟"
و پاسخ شنید: "صد در صد."
رئیس دستور داد که همهی سرخپوستان، تمام توانشان را برای جمعآوری هیزم بیشتر به کار ببرند. سپس دوباره به سازمان هواشناسی زنگ زد:
"شما مطمئنید که امسال زمستان سردی در پیش است؟"
و پاسخ شنید: "بگذار اینطور بگویم؛ سردترین زمستان در تاریخ معاصر."
رئیس پرسید: "از کجا میدانید؟"
و پاسخ شنید: "چون سرخپوستها دارند دیوانهوار هیزم جمع میکنند!"
تمرین:
چه پرسشهایی پیشنهاد میدهید؟ چه ایدههایی با خواندن متن به ذهنتان رسید؟ در بخش کامنت بنویسید.
«سِه روز» اندران کار شد روزگار
کـه جوینـد زِ ایران یکی شهریار
فردوسی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#تمرین_فلسفیدن
#طرح_درس
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍7
Forwarded from رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن) (پشتیبانی)
🔻 ثبت نام کوچینگ نوجوان برای زمستان
گروه سنی "سیزده تا هجده سال"
با طراحی اختصاصی ویژه هرنوجوان
آنلاین + غیر حضوری
برنامه ریزی برای رشد و توسعه فردی
ویژه نوجوان ها به مدت یک فصل
خصوصی/ عمومی
این دوره یک سرمایه گذاری ویژه برای رشد شخصیت #نوجوان ها است.
شروع دوره: دی ماه
چیزهایی که در مدرسه یاد نمی دهند ولی زندگی نوجوان را می سازد!
📌 نوجوان های دوره های قبلی امکان تمدید و ادامه دوره با محتوای جدید را دارید.
برای اطلاعات بیشتر درباره رزومه راهنما و ثبت نام پیام دهید به:
@Asist_RadioP4C
این دوره را به والدین معرفی و به نوجوان ها هدیه کنید. ساختن نیاز به زمان دارد، زودتر شروع کنیم!
#کوچینگ
#نوجوان_توانمند
#کوچینگ_نوجوان
#نقشه_راه_زندگی_من
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
گروه سنی "سیزده تا هجده سال"
با طراحی اختصاصی ویژه هرنوجوان
آنلاین + غیر حضوری
برنامه ریزی برای رشد و توسعه فردی
ویژه نوجوان ها به مدت یک فصل
خصوصی/ عمومی
این دوره یک سرمایه گذاری ویژه برای رشد شخصیت #نوجوان ها است.
شروع دوره: دی ماه
چیزهایی که در مدرسه یاد نمی دهند ولی زندگی نوجوان را می سازد!
📌 نوجوان های دوره های قبلی امکان تمدید و ادامه دوره با محتوای جدید را دارید.
برای اطلاعات بیشتر درباره رزومه راهنما و ثبت نام پیام دهید به:
@Asist_RadioP4C
این دوره را به والدین معرفی و به نوجوان ها هدیه کنید. ساختن نیاز به زمان دارد، زودتر شروع کنیم!
#کوچینگ
#نوجوان_توانمند
#کوچینگ_نوجوان
#نقشه_راه_زندگی_من
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👏1
🔻فرجام حکمرانی زور، زر و دروغ
چو سال اندر آمد به هفتاد و هشت
جهاندار بیدار بیمار گشت
بفرمود تا رفت شاپور پیش
ورا پندها داد ز اندازه بیش
بدو گفت کاین عهد من یاددار
همه گفت بدگوی را باددار
سخنهای من چون شنودی، بورز
مگر بازدانی ز ناارز، ارز
جهان راست کردم به شمشیر داد
نگه داشتم ارج مرد نژاد
چو کار جهان، مر مرا گشت راست
فزون شد زمین، زندگانی بکاست
ازان پس که بسیار بردیم رنج
به رنج اندرون گرد کردیم گنج
شما را همان رنج پیشست و ناز
زمانی نشیب و زمانی فراز...
نگهدار تن باش و آن خرد
چو خواهی که روزت به بد نگذرد
چو بر دین کند شهریار آفرین
برادر شود شهریاری و دین
نه بیتخت شاهیست دینی به پای
نه بیدین بود شهریاری به جای
دو دیباست یک در دگر بافته
برآورده پیش خرد تافته
نه از پادشا بینیازست دین
نه بیدین بود شاه را آفرین
چنین پاسبانان یکدیگرند
تو گویی که در زیر یک چادرند
نه آن زین، نه این زان بود بینیاز
دو انباز دیدیمشان، نیکساز
چو باشد خداوند رای و خرد
دو گیتی همی مرد دینی برد
چو دین را بود پادشا پاسبان
تو این هر دو را جز برادر مخوان
هرانکس که بر دادگر شهریار
گشاید زبان مرد دینش مدار
چه گفت آن سخنگوی با آفرین
که چون بنگری مغز دادست دین
سر تخت شاهی بپیچد سه کار
نخستین ز بیدادگر شهریار
دگر آنک بیسود را برکشد
ز مرد هنرمند سر درکشد
سه دیگر که با گنج خویشی کند
به دینار کوشد که بیشی کند
به بخشندگی یاز و دین و خرد
دروغ ایچ، تا با تو برنگذرد
رخ پادشا تیره دارد دروغ
بلندیش هرگز نگیرد فروغ
نگر تا نباشی نگهبان گنج
که مردم ز دینار یازد به رنج
اگر پادشا آز گنج آورد
تن زیردستان به رنج آورد
کجا گنج دهقان بود گنج اوست
وگر چند بر کوشش و رنج اوست
نگهبان بود شاه گنج ورا
به بار آورد شاخ رنج ورا
بدان کوش تا دور باشی ز خشم
به مردی به خواب از گنهکار چشم
هرانگه که خشم آورد پادشا
سبکمایه خواند ورا پارسا
وگر دشمن آید به جایی پدید
ازین کارها، دل بباید برید
درم دادن و تیغ پیراستن
ز هر پادشاهی سپه خواستن
به فردا ممان کار امروز را
بر تخت منشان، بدآموز را...
#شاهنامه_بخوانیم
پرسش های اصلی را درباره موضوعات و مفاهیم زیر مطرح کنید:
مفاهیم: دین، عدالت، پادشاهی، رنج، حق، راستی، برتری، خردمندی، طمع، زورگویی، دروغ، کشورداری، شهریاری، فلسفه سیاسی، کنشگری، راستی آزمایی ...
چرا فردوسی مغز دین را عدالت می داند؟
با سه عاملی که برای سقوط حکومت ها نام برده، موافقید؟ چرا؟ چه رابطه ای بین حکومت داری، ثروت و قدرت وجود دارد؟ (برای نوجوان ها میتوانیداز فلسفه سیاسی استفاده کنید.) رابطه بین خشم حکومت و اعمال قدرت بر رعیت چیست؟ چه دلیلی برای توصیه های فردوسی به وقت پدید آمدن دشمنی میتوانید پیشنهاد کنید؟ (درم دادن، تیغ پیراستن، سپه خواستن) چرا باید از این کارها دل برید؟ و ...
فردوسی
داستان پادشاهی اردشیر
برای توضیح درباره چگونگی کار با این متن، هشتگ #کاوشگری_ادبی و #فلسفه_سیاسی را در کانال جستجو کنید. در کاوشگری های فلسفی همیشه می توانید متن را با وقایع روز مرتبط کنید. متن در معنای فلسفی فقط نوشته و آنچه مکتوب شده نیست.
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
چو سال اندر آمد به هفتاد و هشت
جهاندار بیدار بیمار گشت
بفرمود تا رفت شاپور پیش
ورا پندها داد ز اندازه بیش
بدو گفت کاین عهد من یاددار
همه گفت بدگوی را باددار
سخنهای من چون شنودی، بورز
مگر بازدانی ز ناارز، ارز
جهان راست کردم به شمشیر داد
نگه داشتم ارج مرد نژاد
چو کار جهان، مر مرا گشت راست
فزون شد زمین، زندگانی بکاست
ازان پس که بسیار بردیم رنج
به رنج اندرون گرد کردیم گنج
شما را همان رنج پیشست و ناز
زمانی نشیب و زمانی فراز...
نگهدار تن باش و آن خرد
چو خواهی که روزت به بد نگذرد
چو بر دین کند شهریار آفرین
برادر شود شهریاری و دین
نه بیتخت شاهیست دینی به پای
نه بیدین بود شهریاری به جای
دو دیباست یک در دگر بافته
برآورده پیش خرد تافته
نه از پادشا بینیازست دین
نه بیدین بود شاه را آفرین
چنین پاسبانان یکدیگرند
تو گویی که در زیر یک چادرند
نه آن زین، نه این زان بود بینیاز
دو انباز دیدیمشان، نیکساز
چو باشد خداوند رای و خرد
دو گیتی همی مرد دینی برد
چو دین را بود پادشا پاسبان
تو این هر دو را جز برادر مخوان
هرانکس که بر دادگر شهریار
گشاید زبان مرد دینش مدار
چه گفت آن سخنگوی با آفرین
که چون بنگری مغز دادست دین
سر تخت شاهی بپیچد سه کار
نخستین ز بیدادگر شهریار
دگر آنک بیسود را برکشد
ز مرد هنرمند سر درکشد
سه دیگر که با گنج خویشی کند
به دینار کوشد که بیشی کند
به بخشندگی یاز و دین و خرد
دروغ ایچ، تا با تو برنگذرد
رخ پادشا تیره دارد دروغ
بلندیش هرگز نگیرد فروغ
نگر تا نباشی نگهبان گنج
که مردم ز دینار یازد به رنج
اگر پادشا آز گنج آورد
تن زیردستان به رنج آورد
کجا گنج دهقان بود گنج اوست
وگر چند بر کوشش و رنج اوست
نگهبان بود شاه گنج ورا
به بار آورد شاخ رنج ورا
بدان کوش تا دور باشی ز خشم
به مردی به خواب از گنهکار چشم
هرانگه که خشم آورد پادشا
سبکمایه خواند ورا پارسا
وگر دشمن آید به جایی پدید
ازین کارها، دل بباید برید
درم دادن و تیغ پیراستن
ز هر پادشاهی سپه خواستن
به فردا ممان کار امروز را
بر تخت منشان، بدآموز را...
#شاهنامه_بخوانیم
پرسش های اصلی را درباره موضوعات و مفاهیم زیر مطرح کنید:
مفاهیم: دین، عدالت، پادشاهی، رنج، حق، راستی، برتری، خردمندی، طمع، زورگویی، دروغ، کشورداری، شهریاری، فلسفه سیاسی، کنشگری، راستی آزمایی ...
چرا فردوسی مغز دین را عدالت می داند؟
با سه عاملی که برای سقوط حکومت ها نام برده، موافقید؟ چرا؟ چه رابطه ای بین حکومت داری، ثروت و قدرت وجود دارد؟ (برای نوجوان ها میتوانیداز فلسفه سیاسی استفاده کنید.) رابطه بین خشم حکومت و اعمال قدرت بر رعیت چیست؟ چه دلیلی برای توصیه های فردوسی به وقت پدید آمدن دشمنی میتوانید پیشنهاد کنید؟ (درم دادن، تیغ پیراستن، سپه خواستن) چرا باید از این کارها دل برید؟ و ...
فردوسی
داستان پادشاهی اردشیر
برای توضیح درباره چگونگی کار با این متن، هشتگ #کاوشگری_ادبی و #فلسفه_سیاسی را در کانال جستجو کنید. در کاوشگری های فلسفی همیشه می توانید متن را با وقایع روز مرتبط کنید. متن در معنای فلسفی فقط نوشته و آنچه مکتوب شده نیست.
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤2👍1
کوتاه نوشت
دار
یعنی درخت
درخت
یعنی زندگی ...
مفاهیم: مرگ، زندگی، مجازات، التیام، خشم، #سوگ، #فلسفه_سیاسی، کارکرد اجتماعی مجازات، #قانون، کارکرد اخلاقی مجازات، تلافی، روان جمعی، خشم جمعی، حقوق انسانی، حقوق شهروندی و ...
مباحث تکمیلی:
نظریات فوکو، دورکیم و ...
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#کاوشگری_فلسفی
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
دار
یعنی درخت
درخت
یعنی زندگی ...
مفاهیم: مرگ، زندگی، مجازات، التیام، خشم، #سوگ، #فلسفه_سیاسی، کارکرد اجتماعی مجازات، #قانون، کارکرد اخلاقی مجازات، تلافی، روان جمعی، خشم جمعی، حقوق انسانی، حقوق شهروندی و ...
مباحث تکمیلی:
نظریات فوکو، دورکیم و ...
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#کاوشگری_فلسفی
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
😢3👍1
رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن)
🔻 ثبت نام کوچینگ نوجوان برای زمستان گروه سنی "سیزده تا هجده سال" با طراحی اختصاصی ویژه هرنوجوان آنلاین + غیر حضوری برنامه ریزی برای رشد و توسعه فردی ویژه نوجوان ها به مدت یک فصل خصوصی/ عمومی این دوره یک سرمایه گذاری ویژه برای رشد شخصیت #نوجوان…
ظرفیت دوره عمومی: #تمام_شد
📌 دوره خصوصی: #تمام_شد
شروع دوره زمستان: (دی تا اسفند)
این فرسته جهت اعلام ظرفیت باقی مانده دوره به روزرسانی خواهد شد.
📌 نوجوان های دوره های قبلی امکان تمدید و ادامه دوره با محتوای جدید را دارید.
📌 شروع دوره بعدی هفته چهارم فروردین؛ در صورت تمایل میتوانید نامتان را برای ثبت در فهرست پیش ثبتنام به پشتیبان اطلاع دهید.
پشتیبانی:
@Asist_RadioP4C
#کوچینگ
#نوجوان_توانمند
#کوچینگ_نوجوان
#نقشه_راه_زندگی_من
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
📌 دوره خصوصی: #تمام_شد
شروع دوره زمستان: (دی تا اسفند)
این فرسته جهت اعلام ظرفیت باقی مانده دوره به روزرسانی خواهد شد.
📌 نوجوان های دوره های قبلی امکان تمدید و ادامه دوره با محتوای جدید را دارید.
📌 شروع دوره بعدی هفته چهارم فروردین؛ در صورت تمایل میتوانید نامتان را برای ثبت در فهرست پیش ثبتنام به پشتیبان اطلاع دهید.
پشتیبانی:
@Asist_RadioP4C
#کوچینگ
#نوجوان_توانمند
#کوچینگ_نوجوان
#نقشه_راه_زندگی_من
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
🔻داوری و قضاوت (عدالت، تلافی یا بخشش)
- حرف آخر را اول می نویسم:
عجالتا از حقوقدانها سوالی دارم:
حکم راهزنی قانون چیست؟ راهزنی قانون یعنی کسی که قانون را دور میزند، بیاعتبار میکند، به هیچ میانگارد... برای داشتن احساس امنیت در جامعه به داشتن قانون سنجیده و اطمینان به اجرای درست آن چه امتیازی میدهید؟
- از اول به آخر بخوانید:
[ قاضی و مستشار پیشین دیوان عالی کشور: در پرونده محسن شکاری، عناصر محاربه محرز نشده و مسلما حکم این پرونده، اعدام نبود. در این پرونده، عناصر محاربه محرز نشده و مشاهده نمیشود. بله، مواردی نظیر ارعاب و جرح را میبینیم که مجازات مربوط به خود را دارد ولی، مسلما حکم این پرونده، اعدام نبوده است. قاطعالطریق به فردی گفته میشود که دست به راهزنی از طریق انسداد راه مردم زده است. در حالی که در این مورد، اصلا شاهد راهزنی نبودهایم و این عنوان، اساسا بیربط به پرونده است. صدور چنین حکمی میتواند به این معنا باشد که دستگاه قضائی تا حدی تحت تاثیر جو سیاسی یا امنیتی قرار دارد. نباید اینگونه باشد. بخصوص که این مساله با جو ملتهب جامعه نیز همزمان شده است. هر کس حق دارد که وکیل انتخابی داشته باشد و غیر آن، خلاف عدالت است. منتها در فقرههای مربوط به سالب حیات، وکیل تسخیری تعیین میشود که در این مورد هم، وقتی متهم بتواند وکیل تعیینی داشته باشد، وکیل تسخیری معنی نخواهد داشت. صدور حکم این پرونده با این عجله برای شخص من قابل فهم نیست در خصوص سرعت رسیدگی به این پرونده نیز با مساله قابل تاملی مواجه هستیم. در این مساله که در آن با امر سالب حیات و جان یک انسان روبرو هستیم و حدی آمیختگی با مسائل سیاسی را نیز شاهد هستیم، صدور حکم با این عجله و شتاب برای شخص من قابل فهم نیست./امتداد]
شما چه فکر میکنید؟
شاید شما هم این جملات را شنیده باشید که "حرف همه یک جورهایی درست است" یا "نمیشه قضاوت کرد" و "ما که چیزی درباره جزئیات نمیدانیم."
نکته مهمی که باید در فهم این موضوع به آن توجه کنیم؛ تفاوت این جملات است:
"جزئیات را نمیدانیم."
"از قضاوت و مقایسه درباره جزئیات عاجزیم."
"این موضوع از فهم افراد مطلع و آگاه خارج است."
فهم ما میتواند از هر چیزی در حال تغییر و کاملتر شدن باشد، پس نمیشود بیجهت روی برداشتها پافشاری کرد (فیلسوفانهاندیشی و فلسفهورزی).
فهم در حال تغییر مجوزی برای بیقاعده عمل کردن نیست.
نمیشود که هر روز یک جور حکم کرد. نمیشود با ۱۰۰ مماشات کرد و ۱۰ را دار زد؟ نمیشود که در یک موقعیت واحد و از یک زاویه یکسان، امری هم درست باشد و هم نادرست. هم قابل بخشش باشد و هم غیرقابل بخشش. به خصوص قانون باید به گونهای تعریف شود که در تفسیر و اجرای آن، با شکافی به اندازه نفی و تأیید اصل حکم روبرو نباشیم.
از اینها که بگذریم وقتی قرار است درباره درستی و نادرستی امری داوری کنیم، نیاز داریم موضعمان را اعلام کنیم، حتی اگر این موضع نمیدانم باشد. در مرحله بعد نیاز داریم مقایسه کنیم، پرسش کنیم و از اهل فن توضیح بخواهیم تا در نهایت داوری ممکن باشد.
پس نمیشود از جزئیات قانون مطلع نبود.
نمیشود از قضاوت و مقایسه قانون و مصادیقش عاجز بود.
نمیشود قانون از فهم افراد مطلع و آگاه خارج باشد.
و بعد هم به این قانون متعهد ماند، چون در این صورت وجاهت قانون پیشاپیش زیر سوال میرود.
راه دور هم نرویم، از کوچکترین واحد جامعه شروع کنید. چند قانون ننوشته و نگفته را در خانه اجرا کنید. یکی را ببخشید و دیگری را با مجازاتهای لحظهای نامتناسب مجازات کنید و بعد ببینید چه اتفاقی میافتد؟
#الهام_فخرایی
#محسن_شکاری
#نقد_اجتماعی
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
- حرف آخر را اول می نویسم:
عجالتا از حقوقدانها سوالی دارم:
حکم راهزنی قانون چیست؟ راهزنی قانون یعنی کسی که قانون را دور میزند، بیاعتبار میکند، به هیچ میانگارد... برای داشتن احساس امنیت در جامعه به داشتن قانون سنجیده و اطمینان به اجرای درست آن چه امتیازی میدهید؟
- از اول به آخر بخوانید:
[ قاضی و مستشار پیشین دیوان عالی کشور: در پرونده محسن شکاری، عناصر محاربه محرز نشده و مسلما حکم این پرونده، اعدام نبود. در این پرونده، عناصر محاربه محرز نشده و مشاهده نمیشود. بله، مواردی نظیر ارعاب و جرح را میبینیم که مجازات مربوط به خود را دارد ولی، مسلما حکم این پرونده، اعدام نبوده است. قاطعالطریق به فردی گفته میشود که دست به راهزنی از طریق انسداد راه مردم زده است. در حالی که در این مورد، اصلا شاهد راهزنی نبودهایم و این عنوان، اساسا بیربط به پرونده است. صدور چنین حکمی میتواند به این معنا باشد که دستگاه قضائی تا حدی تحت تاثیر جو سیاسی یا امنیتی قرار دارد. نباید اینگونه باشد. بخصوص که این مساله با جو ملتهب جامعه نیز همزمان شده است. هر کس حق دارد که وکیل انتخابی داشته باشد و غیر آن، خلاف عدالت است. منتها در فقرههای مربوط به سالب حیات، وکیل تسخیری تعیین میشود که در این مورد هم، وقتی متهم بتواند وکیل تعیینی داشته باشد، وکیل تسخیری معنی نخواهد داشت. صدور حکم این پرونده با این عجله برای شخص من قابل فهم نیست در خصوص سرعت رسیدگی به این پرونده نیز با مساله قابل تاملی مواجه هستیم. در این مساله که در آن با امر سالب حیات و جان یک انسان روبرو هستیم و حدی آمیختگی با مسائل سیاسی را نیز شاهد هستیم، صدور حکم با این عجله و شتاب برای شخص من قابل فهم نیست./امتداد]
شما چه فکر میکنید؟
شاید شما هم این جملات را شنیده باشید که "حرف همه یک جورهایی درست است" یا "نمیشه قضاوت کرد" و "ما که چیزی درباره جزئیات نمیدانیم."
نکته مهمی که باید در فهم این موضوع به آن توجه کنیم؛ تفاوت این جملات است:
"جزئیات را نمیدانیم."
"از قضاوت و مقایسه درباره جزئیات عاجزیم."
"این موضوع از فهم افراد مطلع و آگاه خارج است."
فهم ما میتواند از هر چیزی در حال تغییر و کاملتر شدن باشد، پس نمیشود بیجهت روی برداشتها پافشاری کرد (فیلسوفانهاندیشی و فلسفهورزی).
فهم در حال تغییر مجوزی برای بیقاعده عمل کردن نیست.
نمیشود که هر روز یک جور حکم کرد. نمیشود با ۱۰۰ مماشات کرد و ۱۰ را دار زد؟ نمیشود که در یک موقعیت واحد و از یک زاویه یکسان، امری هم درست باشد و هم نادرست. هم قابل بخشش باشد و هم غیرقابل بخشش. به خصوص قانون باید به گونهای تعریف شود که در تفسیر و اجرای آن، با شکافی به اندازه نفی و تأیید اصل حکم روبرو نباشیم.
از اینها که بگذریم وقتی قرار است درباره درستی و نادرستی امری داوری کنیم، نیاز داریم موضعمان را اعلام کنیم، حتی اگر این موضع نمیدانم باشد. در مرحله بعد نیاز داریم مقایسه کنیم، پرسش کنیم و از اهل فن توضیح بخواهیم تا در نهایت داوری ممکن باشد.
پس نمیشود از جزئیات قانون مطلع نبود.
نمیشود از قضاوت و مقایسه قانون و مصادیقش عاجز بود.
نمیشود قانون از فهم افراد مطلع و آگاه خارج باشد.
و بعد هم به این قانون متعهد ماند، چون در این صورت وجاهت قانون پیشاپیش زیر سوال میرود.
راه دور هم نرویم، از کوچکترین واحد جامعه شروع کنید. چند قانون ننوشته و نگفته را در خانه اجرا کنید. یکی را ببخشید و دیگری را با مجازاتهای لحظهای نامتناسب مجازات کنید و بعد ببینید چه اتفاقی میافتد؟
#الهام_فخرایی
#محسن_شکاری
#نقد_اجتماعی
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍8👏2
موقت 🔻 تبلیغات
زیاد در مورد کلاس کودک و نوجوان پرس و جو می کنید
این پست برای دیده شدن کسب و کارهای فعال حوزه آموزش است. برای تبلیغ نیاز به شرایط خاصی ندارید. می توانید فقط در بخش کامنت محصول، خدمات و راه ارتباطی تان را معرفی کنید.
لطفا به عنوان مخاطب خودتان کیفیت محصول یا خدمات معرفی شده را بررسی و اطمینان حاصل کنید.
تا ساعت ۲۳.۳۰ امشب
در نظر داشته باشید که با حذف پست، نوشتههای شما حذف خواهد شد، پس حتما راه ارتباطی اعلام کنید.
@RadioP4C
زیاد در مورد کلاس کودک و نوجوان پرس و جو می کنید
این پست برای دیده شدن کسب و کارهای فعال حوزه آموزش است. برای تبلیغ نیاز به شرایط خاصی ندارید. می توانید فقط در بخش کامنت محصول، خدمات و راه ارتباطی تان را معرفی کنید.
لطفا به عنوان مخاطب خودتان کیفیت محصول یا خدمات معرفی شده را بررسی و اطمینان حاصل کنید.
تا ساعت ۲۳.۳۰ امشب
در نظر داشته باشید که با حذف پست، نوشتههای شما حذف خواهد شد، پس حتما راه ارتباطی اعلام کنید.
@RadioP4C
🔻فروپاشی دیوار برلین با خنده
(کتاب "خنده پایان یافته")
ماجرا از آنجا شروع شد که دو کارگر کارخانه کشتیسازی در آلمان شرقی بازداشت و به یک سال و نیم زندان محکوم شدند. جرمشان این بود که بین همکارانشان جوکی درباره رابطه استالین با مقامهای آلمان شرقی تعریف کرده بودند.
کتاب «خنده پایانیافته» درباره ابن جوک ها نوشته شده است که عمدتا به ۵ سال آخر موجودیت آلمان شرقی تا فروریختن دیوار برلین مربوط می شوند.
دیواری که #اریش_هونکر رهبر آلمان شرقی گفته بود تا صد سال دیگر پابرجا خواهد ماند، اما کمتر از ده ماه بعد فرو ریخت:
«همه آزمایشها را اول روی حیوانات انجام میدهند، ولی معلوم نیست که چرا برای آزمایش سوسیالیسم یک راست سراغ ما آمدهاند».
«به زودی کارتهای ملی بزرگتر میشود تا عکسهای چهره آویزان مردم در آن جا بشود»
«گورباچف و هونکر (رهبران شوروی و آلمان شرقی) پیش خدا میروند. گورباچف میپرسد: کی ما در تولید گندم خودکفا و بینیاز از واردات میشویم؟ خدا میگوید: سی سال دیگر. گورباچف میگوید: افسوس که به عمر من قد نمیدهد. بعد هونکر میپرسد: آلمان شرقی به لحاظ تکنولوژیک کی از غرب جلو میافتد؟ خدا کمی فکر میکند و میگوید: به عمر من قد نمیدهد.»
«اریش هونکر، رهبر آلمان شرقی میبیند که مردم در صف ایستادهاند. او هم در صف میایستد و از فرد جلویی میپرسد: این صف برای چیست؟ جواب میدهد: مردم میخواهند اجازه سفر بگیرند و از کشور #مهاجرت کنند. هونکر متوجه میشود که با ایستادن او در صف مردم پراکنده میشوند. میپرسد که حالا چرا یک دفعه صف به هم خورد؟ نفر جلویی میگوید: چون وقتی تو بروی دیگر لازم نیست ما برویم.»
«آن چیست که ۸۰ دندان و ۴ پا دارد؟ جواب: تمساح. آن چیست که ۸ دندان دارد و ۵۲ پا؟ جواب: هیئت سیاسی حزب» (کنایهای به پیری و کهولت اعضای هیئت سیاسی حزب حاکم)
«یک شهروند آلمان شرقی به اداره پست شکایت میکند که چرا میخواهند تلفن خانهاش را قطع کنند. پاسخ میشنود: «شما در گفتوگوی تلفنی به سازمان امنیت تهمت زدهاید که این سازمان تلفنهای شما را استراق سمع میکند».
«چرا مردم آلمان شرقی همیشه این قدر خسته هستند؟ جواب: چون چهل سال است که در راه "فتح قلهها" هستند و به آن نمیرسند».
فعالیت:
متن را به بحث بگذارید. در کاوشگریهای فلسفی همیشه میتوانید متن را با وقایع روز مرتبط کنید. متن در معنای فلسفی فقط نوشته و آنچه مکتوب شده نیست.
#الهام_فخرایی
کتاب: خنده پایانیافته
نویسندگان:
هانس ویلهلم زاور
هانس هرمان هرتله
📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#کاوشگری_تاریخی
#کاوشگری_فلسفی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
(کتاب "خنده پایان یافته")
ماجرا از آنجا شروع شد که دو کارگر کارخانه کشتیسازی در آلمان شرقی بازداشت و به یک سال و نیم زندان محکوم شدند. جرمشان این بود که بین همکارانشان جوکی درباره رابطه استالین با مقامهای آلمان شرقی تعریف کرده بودند.
کتاب «خنده پایانیافته» درباره ابن جوک ها نوشته شده است که عمدتا به ۵ سال آخر موجودیت آلمان شرقی تا فروریختن دیوار برلین مربوط می شوند.
دیواری که #اریش_هونکر رهبر آلمان شرقی گفته بود تا صد سال دیگر پابرجا خواهد ماند، اما کمتر از ده ماه بعد فرو ریخت:
«همه آزمایشها را اول روی حیوانات انجام میدهند، ولی معلوم نیست که چرا برای آزمایش سوسیالیسم یک راست سراغ ما آمدهاند».
«به زودی کارتهای ملی بزرگتر میشود تا عکسهای چهره آویزان مردم در آن جا بشود»
«گورباچف و هونکر (رهبران شوروی و آلمان شرقی) پیش خدا میروند. گورباچف میپرسد: کی ما در تولید گندم خودکفا و بینیاز از واردات میشویم؟ خدا میگوید: سی سال دیگر. گورباچف میگوید: افسوس که به عمر من قد نمیدهد. بعد هونکر میپرسد: آلمان شرقی به لحاظ تکنولوژیک کی از غرب جلو میافتد؟ خدا کمی فکر میکند و میگوید: به عمر من قد نمیدهد.»
«اریش هونکر، رهبر آلمان شرقی میبیند که مردم در صف ایستادهاند. او هم در صف میایستد و از فرد جلویی میپرسد: این صف برای چیست؟ جواب میدهد: مردم میخواهند اجازه سفر بگیرند و از کشور #مهاجرت کنند. هونکر متوجه میشود که با ایستادن او در صف مردم پراکنده میشوند. میپرسد که حالا چرا یک دفعه صف به هم خورد؟ نفر جلویی میگوید: چون وقتی تو بروی دیگر لازم نیست ما برویم.»
«آن چیست که ۸۰ دندان و ۴ پا دارد؟ جواب: تمساح. آن چیست که ۸ دندان دارد و ۵۲ پا؟ جواب: هیئت سیاسی حزب» (کنایهای به پیری و کهولت اعضای هیئت سیاسی حزب حاکم)
«یک شهروند آلمان شرقی به اداره پست شکایت میکند که چرا میخواهند تلفن خانهاش را قطع کنند. پاسخ میشنود: «شما در گفتوگوی تلفنی به سازمان امنیت تهمت زدهاید که این سازمان تلفنهای شما را استراق سمع میکند».
«چرا مردم آلمان شرقی همیشه این قدر خسته هستند؟ جواب: چون چهل سال است که در راه "فتح قلهها" هستند و به آن نمیرسند».
فعالیت:
متن را به بحث بگذارید. در کاوشگریهای فلسفی همیشه میتوانید متن را با وقایع روز مرتبط کنید. متن در معنای فلسفی فقط نوشته و آنچه مکتوب شده نیست.
#الهام_فخرایی
کتاب: خنده پایانیافته
نویسندگان:
هانس ویلهلم زاور
هانس هرمان هرتله
📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#کاوشگری_تاریخی
#کاوشگری_فلسفی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👏7👍2
رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن)
🔻 دختری که ماه را نوشید! الهام فخرایی وقتی رمان ” دختری که ماه را نوشید” را می خواندیم، همزمان داستان ضحاک ماردوش برایم تداعی می شد. شخصیت “گرلاند” بارن هیل و “ضحاک” #فردوسی ویژگی های مشترکی دارند. یکی کودکان را از خانواده هایشان جدا می کند، دیگری جوانان…
برای این روزها
وقتی رمان "دختری که ماه را نوشید" را می خواندیم؛ "اندوه خوار" برای من واژه کلیدی بود.
درباره "هیجانخواری" هم صحبت کردیم؛ ترکیبی که به موازات اندوهخواری میشود برای سایر هیجان ها به کار برد؛ وقتی به شکل افراطی و اغراق شده فقط از هیجان تغذیه میکنیم.
در #درمانگری شکستن چرخه هیجان صرف با فکر یک مرحله تعیین کننده است.
این روزها گمانم به این یادآوری نیاز داریم، البته مادامی که مرز پرهیز از "هیجانخواری" را با "تعهد به کنشگری" گم نکنیم.
خواندن این رمان را به بزرگسالان هم پیشنهاد میکنم.
#الهام_فخرایی
#یک_پیشنهاد
#یک_کتاب
#دختری_که_ماه_را_نوشید
پ.ن
گرچه غرق #سوگ و غم هر برزن است
گرچه خامش صحن باغ و گلشن است
گرچه سرو سرفراز كاشمر
از غمان لاله، سر بر دامن است
گرچه اينك بعد عيسي بر صليب
مريم اندر شهر و كوي و برزن است
باش تا بيني هماي سرنوشت
بال بگشوده ست بر ايران زمين
باش تا سرو قد رودابه ها
سركشد تا ماه تابان از زمين
باش تا بيني كه صد گردآفريد
بر نهد بر برق و توفان، برگ و زين
باش تا زيبائي و جنگاوري
در يكي پيكر شود با هم قرين
باش تا تاريخ بردارد خروش
اين شنيدي اينك، اي #ايران ببين ...
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
وقتی رمان "دختری که ماه را نوشید" را می خواندیم؛ "اندوه خوار" برای من واژه کلیدی بود.
درباره "هیجانخواری" هم صحبت کردیم؛ ترکیبی که به موازات اندوهخواری میشود برای سایر هیجان ها به کار برد؛ وقتی به شکل افراطی و اغراق شده فقط از هیجان تغذیه میکنیم.
در #درمانگری شکستن چرخه هیجان صرف با فکر یک مرحله تعیین کننده است.
این روزها گمانم به این یادآوری نیاز داریم، البته مادامی که مرز پرهیز از "هیجانخواری" را با "تعهد به کنشگری" گم نکنیم.
خواندن این رمان را به بزرگسالان هم پیشنهاد میکنم.
#الهام_فخرایی
#یک_پیشنهاد
#یک_کتاب
#دختری_که_ماه_را_نوشید
پ.ن
گرچه غرق #سوگ و غم هر برزن است
گرچه خامش صحن باغ و گلشن است
گرچه سرو سرفراز كاشمر
از غمان لاله، سر بر دامن است
گرچه اينك بعد عيسي بر صليب
مريم اندر شهر و كوي و برزن است
باش تا بيني هماي سرنوشت
بال بگشوده ست بر ايران زمين
باش تا سرو قد رودابه ها
سركشد تا ماه تابان از زمين
باش تا بيني كه صد گردآفريد
بر نهد بر برق و توفان، برگ و زين
باش تا زيبائي و جنگاوري
در يكي پيكر شود با هم قرين
باش تا تاريخ بردارد خروش
اين شنيدي اينك، اي #ايران ببين ...
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤2👏2👍1🙏1
🔻 موضوعات بحرانی و کودکان (۲)
(کودک در معنای حقوقی یونیسف 0 تا 18 سال را شامل می شود.)
در نظام آموزش نوین که البته قدمتش به 100 سال قبل برمیگردد و دهه به دهه پیشروتر شده است، به کودک و نوجوان زیر 18 سال نقش داده میشود و سعی می کنند با اقسام تجربه ها ارتباط این نسل را با جامعه پررنگ کنند.
بنابراین با توجه به اینکه آموزش نه برای آینده که برای زمان حال انجام میشود و با تاکید بر حقوق کودک و نه کوچک شماری، از همان ابتدا برای آنها نقشی فعال تعریف، تمرین و واگذار میشود.
در مقابل رویکرد سنتی، افراد زیر هجده سال را کودک (کوچک) میداند و تا سالها به حساب نمیآورد. بنابراین آنها فقط وقتی به اندازه کافی بزرگ شدند، اجازه و مجال کشف دنیای بیرون و نقشآفرینی را پیدا میکنند. این رویکرد شاید در نگاه اول مدافع کودک به نظر برسد، اما چه بسا این در حاشیه نگه داشتن، گاهی حقوق کودک را هم به انزوا ببرد و خودش تبدیل به یک مانع شود.
حالا اگر شما طرفدار رویکرد نوین هستید، احتمالا نوجوانهایی شبیه #گرتا_تنبرگ را تایید میکنید و شاید دلتان بخواهد فرزند شما هم همین مسیر را طی کند.
اما نکته مهم اینجاست که آگاهی دادن و کنشگری با وارد کردن کودک به فضای ناامن تفاوت دارد.
یکی از مهمترین و اصلیترین وظایف بزرگسال مراقب، فراهم کردن محیط امن برای کودک است تا به مثابه یک بذر بشکفد، رشد کند و ببالد. بنابراین به خطر انداختن کودک مثل این است که سرمایه وجودی اش را با دست خودمان نابود کنیم.
شاید بعضی بگویند که "خود بچه ها علاقهمند هستند که فلان تجربه را داشته باشند." اما این گزاره پذیرفتنی نیست. چون بخش زیادی از این علاقهمندی مسئولیتش مستقیما با بزرگترهاست، چرا؟
به این دلیل که میشود پرسید:
چرا بچه ها و بزرگترها علاقهمند نیستند که آب را درست مصرف کنند؟ شکار نکنند؟ محیط زیست را نابود نکنند؟ جنگل را آتش نزنند؟ از وسایل عمومی استفاده کنند؟ مصرف کاغذ را به حداقل ممکن برسانند؟ راستگو و اخلاق مدار باشند نه صرفا مناسک گرا؟ مصرف گرا نباشند؟ و... هزاران ارزش دیگر.
بنابراین روشن است که کنشگری یک ارزش است و میتواند واقعه را پیشاپیش با مطالبه علاج کند، اما حواسمان باشد که به اسم #کنشگری دنیای کودک را ناامن نکنیم و خودش معطل علاج نشود.
برای خواندن مطالب مرتبط روی هشتگ #موضوعات_بحرانی کلیک کنید.
#الهام_فخرایی
📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#مفاهیم_منفی
#والدگری
#تسهیلگری
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
(کودک در معنای حقوقی یونیسف 0 تا 18 سال را شامل می شود.)
در نظام آموزش نوین که البته قدمتش به 100 سال قبل برمیگردد و دهه به دهه پیشروتر شده است، به کودک و نوجوان زیر 18 سال نقش داده میشود و سعی می کنند با اقسام تجربه ها ارتباط این نسل را با جامعه پررنگ کنند.
بنابراین با توجه به اینکه آموزش نه برای آینده که برای زمان حال انجام میشود و با تاکید بر حقوق کودک و نه کوچک شماری، از همان ابتدا برای آنها نقشی فعال تعریف، تمرین و واگذار میشود.
در مقابل رویکرد سنتی، افراد زیر هجده سال را کودک (کوچک) میداند و تا سالها به حساب نمیآورد. بنابراین آنها فقط وقتی به اندازه کافی بزرگ شدند، اجازه و مجال کشف دنیای بیرون و نقشآفرینی را پیدا میکنند. این رویکرد شاید در نگاه اول مدافع کودک به نظر برسد، اما چه بسا این در حاشیه نگه داشتن، گاهی حقوق کودک را هم به انزوا ببرد و خودش تبدیل به یک مانع شود.
حالا اگر شما طرفدار رویکرد نوین هستید، احتمالا نوجوانهایی شبیه #گرتا_تنبرگ را تایید میکنید و شاید دلتان بخواهد فرزند شما هم همین مسیر را طی کند.
اما نکته مهم اینجاست که آگاهی دادن و کنشگری با وارد کردن کودک به فضای ناامن تفاوت دارد.
یکی از مهمترین و اصلیترین وظایف بزرگسال مراقب، فراهم کردن محیط امن برای کودک است تا به مثابه یک بذر بشکفد، رشد کند و ببالد. بنابراین به خطر انداختن کودک مثل این است که سرمایه وجودی اش را با دست خودمان نابود کنیم.
شاید بعضی بگویند که "خود بچه ها علاقهمند هستند که فلان تجربه را داشته باشند." اما این گزاره پذیرفتنی نیست. چون بخش زیادی از این علاقهمندی مسئولیتش مستقیما با بزرگترهاست، چرا؟
به این دلیل که میشود پرسید:
چرا بچه ها و بزرگترها علاقهمند نیستند که آب را درست مصرف کنند؟ شکار نکنند؟ محیط زیست را نابود نکنند؟ جنگل را آتش نزنند؟ از وسایل عمومی استفاده کنند؟ مصرف کاغذ را به حداقل ممکن برسانند؟ راستگو و اخلاق مدار باشند نه صرفا مناسک گرا؟ مصرف گرا نباشند؟ و... هزاران ارزش دیگر.
بنابراین روشن است که کنشگری یک ارزش است و میتواند واقعه را پیشاپیش با مطالبه علاج کند، اما حواسمان باشد که به اسم #کنشگری دنیای کودک را ناامن نکنیم و خودش معطل علاج نشود.
برای خواندن مطالب مرتبط روی هشتگ #موضوعات_بحرانی کلیک کنید.
#الهام_فخرایی
📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#مفاهیم_منفی
#والدگری
#تسهیلگری
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍6
🔻فرزندان ایران (گردآفریدها و سیاوشان)
قبلا در خواندن شاهنامه رسیدیم به آنجا که توران، سهراب را با سپاهی روانه کرد تا به ایران حمله کند، هژیر نگهبان دژ اسیر شد و دختری از ایران (#گردآفرید) لباس رزم پوشید:
چو آگاه شد دختر گژدهم
که سالار آن انجمن گشت کم
زنی بود برسان گردی سوار
همیشه به جنگ اندرون نامدار
کجا نام او بود گردآفرید
زمانه ز مادر چنین ناورید
چنان ننگش آمد ز کار هژیر
که شد لاله رنگش به کردار قیر
بپوشید درع سواران جنگ
نبود اندر آن کار جای درنگ
نهان کرد گیسو به زیر زره
بزد بر سر ترگ رومی گره
فرود آمد از دژ به کردار شیر
کمر بر میان بادپایی به زیر
به پیش سپاه اندر آمد چو گرد
چو رعد خروشان یکی ویله کرد
که گردان کدامند و جنگآوران
دلیران و کارآزموده سران
چو سهراب شیراوژن او را بدید
بخندید و لب را به دندان گزید
چنین گفت کامد دگر باره گور
به دام خداوند شمشیر و زور
بپوشید خفتان و بر سر نهاد
یکی ترگ چینی به کردار باد
بیامد دمان پیش گرد آفرید
چو دخت کمندافگن او را بدید
کمان را به زه کرد و بگشاد بر
نبد مرغ را پیش تیرش گذر
به سهراب بر تیر باران گرفت
چپ و راست جنگ سواران گرف
ت
نگه کرد سهراب و آمدش ننگ
برآشفت و تیز اندر آمد به جنگ...
برآشفت سهراب و شد چون پلنگ
چو بدخواه او چاره گر بد به جنگ
عنان برگرایید و برگاشت اسپ
بیامد به کردار آذرگشسپ ...
بزد بر کمربند گردآفرید
زره بر برش یک به یک بردرید ...
چو بر زین بپیچید گرد آفرید
یکی تیغ تیز از میان برکشید
بزد نیزهٔ او به دو نیم کرد
نشست از بر اسپ و برخاست گرد
به آورد با او بسنده نبود
بپیچید ازو روی و برگاشت زود
سپهبد عنان اژدها را سپرد
به خشم از جهان روشنایی ببرد
چو آمد خروشان به تنگ اندرش
بجنبید و برداشت خود از سرش
رها شد ز بند زره موی اوی
درفشان چو خورشید شد روی اوی
بدانست سهراب کاو دخترست
سر و موی او ازدر افسرست
شگفت آمدش گفت از #ایران سپاه
چنین دختر آید به آوردگاه ...
بدو روی بنمود و گفت ای دلیر
میان دلیران به کردار شیر
دو لشکر نظاره برین جنگ ما
برین گرز و شمشیر و آهنگ ما
بپای آورد زخم کوپال من
نراند کسی نیزه بر یال من
عنان را بپیچید گرد آفرید
سمند سرافراز بر دژ کشید ...
🔻و اما وصف #سیاوش از زبان تورانی ها (دشمن ایران):
ازین شاهزاده نگیرند باز
زگنج و ز رنج آنچ آید فراز
من ایدون شنیدم که اندر جهان
کسی نیست مانند او از مهان
به بالا و دیدار و آهستگی
به #فرهنگ و رای و به شایستگی
هنر با خرد نیز بیش از نژاد
ز مادر چنو شاهزاده نزاد
بدیدن کنون از شنیدن بهست
گرانمایه و شاهزاد و مهست ...
پ.ن
- متن کوتاه شده است.
- و چه خوب که هزاران سیاوش و گردآفرید در ایران داریم که میتوانند #میهن را به بهترین شکل نمایندگی کنند و مانا نگه دارند.
📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم
#کاوشگری_ادبی
#شاهنامه_بخوانیم
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
قبلا در خواندن شاهنامه رسیدیم به آنجا که توران، سهراب را با سپاهی روانه کرد تا به ایران حمله کند، هژیر نگهبان دژ اسیر شد و دختری از ایران (#گردآفرید) لباس رزم پوشید:
چو آگاه شد دختر گژدهم
که سالار آن انجمن گشت کم
زنی بود برسان گردی سوار
همیشه به جنگ اندرون نامدار
کجا نام او بود گردآفرید
زمانه ز مادر چنین ناورید
چنان ننگش آمد ز کار هژیر
که شد لاله رنگش به کردار قیر
بپوشید درع سواران جنگ
نبود اندر آن کار جای درنگ
نهان کرد گیسو به زیر زره
بزد بر سر ترگ رومی گره
فرود آمد از دژ به کردار شیر
کمر بر میان بادپایی به زیر
به پیش سپاه اندر آمد چو گرد
چو رعد خروشان یکی ویله کرد
که گردان کدامند و جنگآوران
دلیران و کارآزموده سران
چو سهراب شیراوژن او را بدید
بخندید و لب را به دندان گزید
چنین گفت کامد دگر باره گور
به دام خداوند شمشیر و زور
بپوشید خفتان و بر سر نهاد
یکی ترگ چینی به کردار باد
بیامد دمان پیش گرد آفرید
چو دخت کمندافگن او را بدید
کمان را به زه کرد و بگشاد بر
نبد مرغ را پیش تیرش گذر
به سهراب بر تیر باران گرفت
چپ و راست جنگ سواران گرف
ت
نگه کرد سهراب و آمدش ننگ
برآشفت و تیز اندر آمد به جنگ...
برآشفت سهراب و شد چون پلنگ
چو بدخواه او چاره گر بد به جنگ
عنان برگرایید و برگاشت اسپ
بیامد به کردار آذرگشسپ ...
بزد بر کمربند گردآفرید
زره بر برش یک به یک بردرید ...
چو بر زین بپیچید گرد آفرید
یکی تیغ تیز از میان برکشید
بزد نیزهٔ او به دو نیم کرد
نشست از بر اسپ و برخاست گرد
به آورد با او بسنده نبود
بپیچید ازو روی و برگاشت زود
سپهبد عنان اژدها را سپرد
به خشم از جهان روشنایی ببرد
چو آمد خروشان به تنگ اندرش
بجنبید و برداشت خود از سرش
رها شد ز بند زره موی اوی
درفشان چو خورشید شد روی اوی
بدانست سهراب کاو دخترست
سر و موی او ازدر افسرست
شگفت آمدش گفت از #ایران سپاه
چنین دختر آید به آوردگاه ...
بدو روی بنمود و گفت ای دلیر
میان دلیران به کردار شیر
دو لشکر نظاره برین جنگ ما
برین گرز و شمشیر و آهنگ ما
بپای آورد زخم کوپال من
نراند کسی نیزه بر یال من
عنان را بپیچید گرد آفرید
سمند سرافراز بر دژ کشید ...
🔻و اما وصف #سیاوش از زبان تورانی ها (دشمن ایران):
ازین شاهزاده نگیرند باز
زگنج و ز رنج آنچ آید فراز
من ایدون شنیدم که اندر جهان
کسی نیست مانند او از مهان
به بالا و دیدار و آهستگی
به #فرهنگ و رای و به شایستگی
هنر با خرد نیز بیش از نژاد
ز مادر چنو شاهزاده نزاد
بدیدن کنون از شنیدن بهست
گرانمایه و شاهزاد و مهست ...
پ.ن
- متن کوتاه شده است.
- و چه خوب که هزاران سیاوش و گردآفرید در ایران داریم که میتوانند #میهن را به بهترین شکل نمایندگی کنند و مانا نگه دارند.
📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم
#کاوشگری_ادبی
#شاهنامه_بخوانیم
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍5❤2
🔻چطور در بحران ها خوشبین باشیم؟
اینکه در بحران های اجتماعی به دیگری توصیه کنیم خوشبین باشد، قابل قبول و شدنی به نظر نمی رسد. پس چه راهکاری داریم؟ نوع خاصی از خوشبینی برای این موقعیت پیشنهاد می شود که در این ارائه در "شبکه مادران توانمند بدون مرز" به آن پرداخته شد.
خلاصه ارائه:
واژه کلیدی: خوشبینی تراژیک
ما میتوانیم در شرایط منفی، نوعی از خوشبینی را بازیابی کنیم که نه مثبت نگري اجتنابی باشد که اندوه را نادیده می گیرد و نه شکل افراطی نقطه مقابل آن باشد که در اندوه غرق شدن است. به این خوشبینی که رشد، درون شرایط منفی و پس از تجربه اتفاق می افتد، خوشبینی تراژیک گفته میشود.
انواع شرایط منفی و بحرانی:
شامل تجربه رنج، احساس گناه و مرگ است. گاهی شما هر سه را با هم تجربه می کنید.
راهکارها
۱. انجام کاری فعالانه
۲. داشتن یا ساختن تجربه در ارتباط با افراد دیگر (مثلاً عشق، آغوش، همدلی، دلداری و ...)
۳. رشد کردن از دل تجربه رنج
پیدا کردن معنا از هر نوع تراژدی:
۱. درد و رنج؛ آموختن از تجربه و یافتن معنا در آن
۲. احساس گناه؛ با قبول مسئولیت کارهایمان
۳. مرگ؛ با زندگی کردن
نظریه پردازها: فرانکل، پرلز، سلیگمن
#الهام_فخرایی
#سلامت_روان_در_بحران_اجتماعی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
اینکه در بحران های اجتماعی به دیگری توصیه کنیم خوشبین باشد، قابل قبول و شدنی به نظر نمی رسد. پس چه راهکاری داریم؟ نوع خاصی از خوشبینی برای این موقعیت پیشنهاد می شود که در این ارائه در "شبکه مادران توانمند بدون مرز" به آن پرداخته شد.
خلاصه ارائه:
واژه کلیدی: خوشبینی تراژیک
ما میتوانیم در شرایط منفی، نوعی از خوشبینی را بازیابی کنیم که نه مثبت نگري اجتنابی باشد که اندوه را نادیده می گیرد و نه شکل افراطی نقطه مقابل آن باشد که در اندوه غرق شدن است. به این خوشبینی که رشد، درون شرایط منفی و پس از تجربه اتفاق می افتد، خوشبینی تراژیک گفته میشود.
انواع شرایط منفی و بحرانی:
شامل تجربه رنج، احساس گناه و مرگ است. گاهی شما هر سه را با هم تجربه می کنید.
راهکارها
۱. انجام کاری فعالانه
۲. داشتن یا ساختن تجربه در ارتباط با افراد دیگر (مثلاً عشق، آغوش، همدلی، دلداری و ...)
۳. رشد کردن از دل تجربه رنج
پیدا کردن معنا از هر نوع تراژدی:
۱. درد و رنج؛ آموختن از تجربه و یافتن معنا در آن
۲. احساس گناه؛ با قبول مسئولیت کارهایمان
۳. مرگ؛ با زندگی کردن
نظریه پردازها: فرانکل، پرلز، سلیگمن
#الهام_فخرایی
#سلامت_روان_در_بحران_اجتماعی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤2🙏2
جشن های ایرانی؛ دیگان (یلدا)
از مجموعه "کودکان را با رسوم و آیین های میهنی آشنا کنیم."
جشن دیگان؛ جشن #امید
این جشن مطابق معمول در "روز" همنام ماه برگزار می شود و قدمت آن تقریبا به بیش از دو هزار سال قبل برمیگردد.
ازطرفی در هر ماه، سه روز به نام «دی» نامگذاری شده و به این ترتیب، در ماه دی سه جشن دیگان داریم که در هر سه خدای بزرگ مورد ستایش و نیایش قرار می گرفته و جشن برگزار می کردند.
" دی" در زبان پهلوی و اوستایی به معنای آفریننده است و اینکه سردترین ماه سال به نام خدای بزرگ نامگذاری شده بود تا یاد او در سرمای سخت #امیدبخش مردمان باشد.
شب یلدا:
یلدا به معنای زایش مهر است؛ مهر یا خور همانطور که در الباقیه ابوریحان بیرونی هم آمده به معنای خورشید است و از آنجا که دی ماه اولین روز زمستان است و از این به بعد روزها بلندتر و شب ها کوتاهتر می شوند، ایرانیان آخرین شب پاییز را به مناسبت پایان تاریکی جشن میگرفتند.
آیینها و فعالیتهای آموزشی:
برای آشنایی بیشتر، ابتدا ... [متن کامل را در اینجا بخوانید؛ ویژه کاربران دوره "طرحدرسهای جشنهای ایرانی برای کودکان و نوجوانان" ]
یادمان باشد هر کدام از این جشن ها بهانه ای است برای ارتباط، همدلی و یادآوری نیکی ها.
#الهام_فخرایی
📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#کاوشگری_فرهنگی
#کاوشگری_تاریخی
#کاوشگری_طبیعی
#جشن_های_ایرانی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
از مجموعه "کودکان را با رسوم و آیین های میهنی آشنا کنیم."
جشن دیگان؛ جشن #امید
این جشن مطابق معمول در "روز" همنام ماه برگزار می شود و قدمت آن تقریبا به بیش از دو هزار سال قبل برمیگردد.
ازطرفی در هر ماه، سه روز به نام «دی» نامگذاری شده و به این ترتیب، در ماه دی سه جشن دیگان داریم که در هر سه خدای بزرگ مورد ستایش و نیایش قرار می گرفته و جشن برگزار می کردند.
" دی" در زبان پهلوی و اوستایی به معنای آفریننده است و اینکه سردترین ماه سال به نام خدای بزرگ نامگذاری شده بود تا یاد او در سرمای سخت #امیدبخش مردمان باشد.
شب یلدا:
یلدا به معنای زایش مهر است؛ مهر یا خور همانطور که در الباقیه ابوریحان بیرونی هم آمده به معنای خورشید است و از آنجا که دی ماه اولین روز زمستان است و از این به بعد روزها بلندتر و شب ها کوتاهتر می شوند، ایرانیان آخرین شب پاییز را به مناسبت پایان تاریکی جشن میگرفتند.
آیینها و فعالیتهای آموزشی:
برای آشنایی بیشتر، ابتدا ... [متن کامل را در اینجا بخوانید؛ ویژه کاربران دوره "طرحدرسهای جشنهای ایرانی برای کودکان و نوجوانان" ]
یادمان باشد هر کدام از این جشن ها بهانه ای است برای ارتباط، همدلی و یادآوری نیکی ها.
#الهام_فخرایی
📌رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#کاوشگری_فرهنگی
#کاوشگری_تاریخی
#کاوشگری_طبیعی
#جشن_های_ایرانی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤1👍1🔥1