Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صدیقه وسقمی، اسلام پژوه؛
ممنوعیتها برای زنان از دیدگاه خامنهای ناشی میشود، فرمان دست اوست
صدیقه وسمقی، اسلام پژوه و حقوقدان در گفتوگو با یورونیوز فارسی به پرسشی درباره ممنوعیت آواز زنان ایران پاسخ داده است.
اینکه این ممنوعیت چه سند دینی و شرعی دارد و نزد روحانیون و مراجع دینی با چه تفسیری جایگاه محکمی یافته است.
#فقه_شیعه #حکومت_ایدئولوژیک #آواز_زنان #شرع #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
صدیقه وسقمی، اسلام پژوه؛
ممنوعیتها برای زنان از دیدگاه خامنهای ناشی میشود، فرمان دست اوست
صدیقه وسمقی، اسلام پژوه و حقوقدان در گفتوگو با یورونیوز فارسی به پرسشی درباره ممنوعیت آواز زنان ایران پاسخ داده است.
اینکه این ممنوعیت چه سند دینی و شرعی دارد و نزد روحانیون و مراجع دینی با چه تفسیری جایگاه محکمی یافته است.
#فقه_شیعه #حکومت_ایدئولوژیک #آواز_زنان #شرع #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍36👌1
Forwarded from گفتوشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حرام بودن آواز زنان از چه اصل فقهی نشأت میگیرد؟
اینهمه عناد با صدای زنان از کجا میآید؟
صدای زن؛ حرام یا بهانهای برای محدودیت؟
صدیقه وسمقی در گفتوگو با یورونیوز، از ریشههای فقهی و فرهنگی این ممنوعیت میگوید.
شما هم دیدگاههای خود را با ما به اشتراک بگذارید.
برگرفته از یورونیوز فارسی
#آواز_زنان #صدیقه_وسمقی #حقوق_زنان #فقه_و_آزادی #ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
حرام بودن آواز زنان از چه اصل فقهی نشأت میگیرد؟
اینهمه عناد با صدای زنان از کجا میآید؟
صدای زن؛ حرام یا بهانهای برای محدودیت؟
صدیقه وسمقی در گفتوگو با یورونیوز، از ریشههای فقهی و فرهنگی این ممنوعیت میگوید.
شما هم دیدگاههای خود را با ما به اشتراک بگذارید.
برگرفته از یورونیوز فارسی
#آواز_زنان #صدیقه_وسمقی #حقوق_زنان #فقه_و_آزادی #ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍25
Forwarded from گفتوشنود
صبح پنجشنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۴، فاطمه سلطانی، دختر ۱۸ ساله اهل اسلامشهر، در حالیکه آماده رفتن به محل کارش بود، با پدری روبهرو شد که نه از روی عصبانیت لحظهای، بلکه با نقشه قبلی آمده بود تا او را به قتل برساند. پدر خانواده، که بهخاطر خشونتهای مکرر، مادر، پسر و دخترش را از خانه بیرون کرده بود، با شمارهای که در اینستاگرام کاری فاطمه دیده بود، تماس ساختگی گرفت و خود را به جای مشتری جا زد. فاطمه، بیخبر از نقشه پدر، به محل کار رفت و لحظاتی بعد با ضربه چاقو، تعقیب با ماشین، پرتاب به درون جوی آب و سیزده ضربه دیگر جان باخت.
قوانینی که با تکیه بر فقه سنتی و برداشتهای تاریخی از متون دینی تدوین شدهاند، در مواردی چون فرزندکشی یا زنکشی، عملاً راه را برای شکلگیری نوعی مصونیت قضایی برای خشونتورزان درون خانواده هموار کردهاند. ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی، که پدر را از قصاص بابت قتل فرزند معاف میکند، نمونهای بارز از چنین قانونی است؛ قانونی که نه از عدالت، بلکه از یک خوانش خاص و محافظهکار از فقه تبعیت میکند. این نگاه، پدر را بهعنوان «مالک» جان فرزند تلقی میکند و نه شریک برابر در خانوادهای انسانی، و در نتیجه، قتل فرزند را نه جنایت کامل بلکه نوعی تخلف شخصی میبیند که تنها با دیه جبرانپذیر است.
حمایت قانون از چنین رویکردهایی، در عمل به نفی حق حیات و امنیت برای قربانیان خشونت خانگی میانجامد و به مردانی که در جایگاه پدر یا شوهر هستند، این پیام را میدهد که میتوانند بدون ترس از مجازاتهای جدی، تصمیمی مرگبار بگیرند. این قوانین، نهتنها با اصول جهانشمول حقوق بشر در تضاد هستند، بلکه با خودِ روح عدالتطلب و رحمانی دین نیز بیگانهاند. در نظامی که قانون به جای دفاع از جان بیدفاع، قاتل را مصون میدارد، نهتنها عدالت، بلکه کرامت انسانی نیز قربانی میشود. فاطمه سلطانی، تنها یکی از هزاران قربانی این بیعدالتی ساختاری است.
تصویر از صفحه ایکس آقای معین خزائلی، حقوقدان
#فقه_شیعه #حکومت_فقهی #فرزندکشی #زن_کشی #خشونت_خانگی #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
صبح پنجشنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۴، فاطمه سلطانی، دختر ۱۸ ساله اهل اسلامشهر، در حالیکه آماده رفتن به محل کارش بود، با پدری روبهرو شد که نه از روی عصبانیت لحظهای، بلکه با نقشه قبلی آمده بود تا او را به قتل برساند. پدر خانواده، که بهخاطر خشونتهای مکرر، مادر، پسر و دخترش را از خانه بیرون کرده بود، با شمارهای که در اینستاگرام کاری فاطمه دیده بود، تماس ساختگی گرفت و خود را به جای مشتری جا زد. فاطمه، بیخبر از نقشه پدر، به محل کار رفت و لحظاتی بعد با ضربه چاقو، تعقیب با ماشین، پرتاب به درون جوی آب و سیزده ضربه دیگر جان باخت.
قوانینی که با تکیه بر فقه سنتی و برداشتهای تاریخی از متون دینی تدوین شدهاند، در مواردی چون فرزندکشی یا زنکشی، عملاً راه را برای شکلگیری نوعی مصونیت قضایی برای خشونتورزان درون خانواده هموار کردهاند. ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی، که پدر را از قصاص بابت قتل فرزند معاف میکند، نمونهای بارز از چنین قانونی است؛ قانونی که نه از عدالت، بلکه از یک خوانش خاص و محافظهکار از فقه تبعیت میکند. این نگاه، پدر را بهعنوان «مالک» جان فرزند تلقی میکند و نه شریک برابر در خانوادهای انسانی، و در نتیجه، قتل فرزند را نه جنایت کامل بلکه نوعی تخلف شخصی میبیند که تنها با دیه جبرانپذیر است.
حمایت قانون از چنین رویکردهایی، در عمل به نفی حق حیات و امنیت برای قربانیان خشونت خانگی میانجامد و به مردانی که در جایگاه پدر یا شوهر هستند، این پیام را میدهد که میتوانند بدون ترس از مجازاتهای جدی، تصمیمی مرگبار بگیرند. این قوانین، نهتنها با اصول جهانشمول حقوق بشر در تضاد هستند، بلکه با خودِ روح عدالتطلب و رحمانی دین نیز بیگانهاند. در نظامی که قانون به جای دفاع از جان بیدفاع، قاتل را مصون میدارد، نهتنها عدالت، بلکه کرامت انسانی نیز قربانی میشود. فاطمه سلطانی، تنها یکی از هزاران قربانی این بیعدالتی ساختاری است.
تصویر از صفحه ایکس آقای معین خزائلی، حقوقدان
#فقه_شیعه #حکومت_فقهی #فرزندکشی #زن_کشی #خشونت_خانگی #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔28👍1
Forwarded from گفتوشنود
مدرس پژوهشگاه اندیشه اسلامی: نادیده گرفتن آثار مثبت روحانیت خلاف انصاف است
محمد ملکزاده، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی گفت: «نادیده گرفتن دستاوردها و خدمات و آثار مثبت مجموعه روحانیت و زیر سوال بردن آن، خلاف انصاف و واقعیتهای موجود جامعه است.»
او ادامه داد: «اعتماد مردم به روحانیت نسبت به قبل از انقلاب، افزایش داشته است.»
✅️مخاطبی برای ما نوشته:
دستاورد روحانیت کجاست؟ فقط فقر، تبعیض، ریا و سرکوب دیدهایم
آنچه ما از روحانیت در این سالها دیدهایم، چیزی جز فساد ساختاری، تحجر فکری، رانتخواری، ظلم سیستماتیک و انواع مفاسد اخلاقی، اجتماعی و سیاسی بهنام دین نبوده است. چگونه میتوان از "آثار مثبت روحانیت" سخن گفت، وقتی نتیجهی عملکرد آنها، اقتصاد فروپاشیده، جامعهای گرفتار فقر و نابرابری، جوانانی ناامید و فرهنگی دچار انحطاط است؟ وقتی نهاد دین در خدمت قدرت قرار گرفت و لباسی که باید مایهی هدایت باشد، ابزار سلطه و سرکوب شد، دیگر چه چیزی از دین باقی میماند جز ظاهرگرایی و ریا؟
حتی وضعیت دینداری مردم – به اذعان بسیاری از خود روحانیون – نسبت به پیش از انقلاب وخیمتر شده است؛ نه ایمان عمیقتر شده، نه اخلاق دینی رواج یافته. مردم دین را از دریچهی رفتار روحانیت دیدهاند و آنچه دیدهاند، باعث دوریشان شده است. حالا جای سوال است: آیا شما واقعاً دستاورد مثبتی به یاد دارید که امروز در زندگی مردم نمود پیدا کرده باشد؟ دستاوردی که مردم از آن سود برده باشند، نه طبقهای خاص در سایهی رانت و قدرت؟
#فقه_شیعه #آخوند #ریا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مدرس پژوهشگاه اندیشه اسلامی: نادیده گرفتن آثار مثبت روحانیت خلاف انصاف است
محمد ملکزاده، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی گفت: «نادیده گرفتن دستاوردها و خدمات و آثار مثبت مجموعه روحانیت و زیر سوال بردن آن، خلاف انصاف و واقعیتهای موجود جامعه است.»
او ادامه داد: «اعتماد مردم به روحانیت نسبت به قبل از انقلاب، افزایش داشته است.»
✅️مخاطبی برای ما نوشته:
دستاورد روحانیت کجاست؟ فقط فقر، تبعیض، ریا و سرکوب دیدهایم
آنچه ما از روحانیت در این سالها دیدهایم، چیزی جز فساد ساختاری، تحجر فکری، رانتخواری، ظلم سیستماتیک و انواع مفاسد اخلاقی، اجتماعی و سیاسی بهنام دین نبوده است. چگونه میتوان از "آثار مثبت روحانیت" سخن گفت، وقتی نتیجهی عملکرد آنها، اقتصاد فروپاشیده، جامعهای گرفتار فقر و نابرابری، جوانانی ناامید و فرهنگی دچار انحطاط است؟ وقتی نهاد دین در خدمت قدرت قرار گرفت و لباسی که باید مایهی هدایت باشد، ابزار سلطه و سرکوب شد، دیگر چه چیزی از دین باقی میماند جز ظاهرگرایی و ریا؟
حتی وضعیت دینداری مردم – به اذعان بسیاری از خود روحانیون – نسبت به پیش از انقلاب وخیمتر شده است؛ نه ایمان عمیقتر شده، نه اخلاق دینی رواج یافته. مردم دین را از دریچهی رفتار روحانیت دیدهاند و آنچه دیدهاند، باعث دوریشان شده است. حالا جای سوال است: آیا شما واقعاً دستاورد مثبتی به یاد دارید که امروز در زندگی مردم نمود پیدا کرده باشد؟ دستاوردی که مردم از آن سود برده باشند، نه طبقهای خاص در سایهی رانت و قدرت؟
#فقه_شیعه #آخوند #ریا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍16😍1
Forwarded from گفتوشنود
افلاطون، شاگرد برجسته سقراط، یکی از تأثیرگذارترین چهرهها در تاریخ فلسفه اخلاق است که راه استاد خود را در پیوند زدن اخلاق با گفتوگو و تفکر عقلانی ادامه داد. او در آثارش، بهویژه در «جمهوری»، اخلاق را نه صرفاً مجموعهای از هنجارهای رفتاری، بلکه بخشی از معماری کلان روح انسان و نظم کیهانی میدانست. از نظر افلاطون، عدالت، خیر و فضیلت، مفاهیمی بودند که باید از طریق تأمل عقلانی و تربیت درونی روح کشف و تحقق یابند، نه از راه تقلید یا اطاعت کورکورانه از رسوم جامعه.
نقش دیالوگ در فلسفه افلاطون اساسی است. او تقریباً تمامی آثار فلسفی خود را به صورت گفتوگوهای نمایشی میان شخصیتهای مختلف، بهویژه سقراط، نگاشت. این قالب نه تنها ادبیاتی زنده برای انتقال اندیشه بود، بلکه بازتابی از باور او به ماهیت پویای حقیقت و اخلاق بود؛ یعنی حقیقت از طریق تعامل و تبادل نظر، و نه از طریق دیکته کردن یا تلقین، به دست میآید. گفتوگوهای افلاطونی، مانند «فایدون» یا «کریتون»، نمایانگر تلاش برای کشف بنیادهای اخلاقی در بستری از پرسش، پاسخ و تأمل فلسفی هستند.
در مرکز فلسفه اخلاق افلاطون، مفهوم «خیر مطلق» (the Form of the Good) قرار دارد. او باور داشت که تمام فضیلتها از ادراک این خیر مطلق سرچشمه میگیرند و وظیفه فیلسوف، بهویژه در مقام حاکم یا معلم، هدایت روح انسان به سوی ادراک این خیر است. در نگاه او، اخلاق و سیاست از یکدیگر جدا نیستند، زیرا جامعه عادل زمانی شکل میگیرد که افراد آن بر اساس فضیلت تربیت شوند و حکمرانی در دست دانایان قرار گیرد. از این رو، تعلیم و تربیت اخلاقی برای افلاطون نه یک موضوع فرعی، بلکه محور اصلاح فرد و جامعه بود.
در نهایت، افلاطون با تأکید بر نقش عقل، گفتوگو و ادراک خیر در تحقق اخلاق، پایهای برای اخلاقیات فلسفی غرب گذاشت که تا قرنها بعد الهامبخش فلاسفه، متفکران دینی و حتی نظامهای آموزشی باقی ماند. او اخلاق را به جای امری صرفاً دینی یا قراردادی، به صورت پرسشی فلسفی در بطن هستی و شناخت انسان طرح کرد. این میراث افلاطونی، همچنان در فلسفه معاصر، تعلیم و تربیت و سیاستورزی اخلاقمحور، پژواک دارد.
#افلاطون #سقراط #دیالکتیک #دیالوگ #اخلاق #فلسفه #خیر_مطلق #فقه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
افلاطون، شاگرد برجسته سقراط، یکی از تأثیرگذارترین چهرهها در تاریخ فلسفه اخلاق است که راه استاد خود را در پیوند زدن اخلاق با گفتوگو و تفکر عقلانی ادامه داد. او در آثارش، بهویژه در «جمهوری»، اخلاق را نه صرفاً مجموعهای از هنجارهای رفتاری، بلکه بخشی از معماری کلان روح انسان و نظم کیهانی میدانست. از نظر افلاطون، عدالت، خیر و فضیلت، مفاهیمی بودند که باید از طریق تأمل عقلانی و تربیت درونی روح کشف و تحقق یابند، نه از راه تقلید یا اطاعت کورکورانه از رسوم جامعه.
نقش دیالوگ در فلسفه افلاطون اساسی است. او تقریباً تمامی آثار فلسفی خود را به صورت گفتوگوهای نمایشی میان شخصیتهای مختلف، بهویژه سقراط، نگاشت. این قالب نه تنها ادبیاتی زنده برای انتقال اندیشه بود، بلکه بازتابی از باور او به ماهیت پویای حقیقت و اخلاق بود؛ یعنی حقیقت از طریق تعامل و تبادل نظر، و نه از طریق دیکته کردن یا تلقین، به دست میآید. گفتوگوهای افلاطونی، مانند «فایدون» یا «کریتون»، نمایانگر تلاش برای کشف بنیادهای اخلاقی در بستری از پرسش، پاسخ و تأمل فلسفی هستند.
در مرکز فلسفه اخلاق افلاطون، مفهوم «خیر مطلق» (the Form of the Good) قرار دارد. او باور داشت که تمام فضیلتها از ادراک این خیر مطلق سرچشمه میگیرند و وظیفه فیلسوف، بهویژه در مقام حاکم یا معلم، هدایت روح انسان به سوی ادراک این خیر است. در نگاه او، اخلاق و سیاست از یکدیگر جدا نیستند، زیرا جامعه عادل زمانی شکل میگیرد که افراد آن بر اساس فضیلت تربیت شوند و حکمرانی در دست دانایان قرار گیرد. از این رو، تعلیم و تربیت اخلاقی برای افلاطون نه یک موضوع فرعی، بلکه محور اصلاح فرد و جامعه بود.
در نهایت، افلاطون با تأکید بر نقش عقل، گفتوگو و ادراک خیر در تحقق اخلاق، پایهای برای اخلاقیات فلسفی غرب گذاشت که تا قرنها بعد الهامبخش فلاسفه، متفکران دینی و حتی نظامهای آموزشی باقی ماند. او اخلاق را به جای امری صرفاً دینی یا قراردادی، به صورت پرسشی فلسفی در بطن هستی و شناخت انسان طرح کرد. این میراث افلاطونی، همچنان در فلسفه معاصر، تعلیم و تربیت و سیاستورزی اخلاقمحور، پژواک دارد.
#افلاطون #سقراط #دیالکتیک #دیالوگ #اخلاق #فلسفه #خیر_مطلق #فقه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍8
Forwarded from گفتوشنود
محمدتقی نقدعلی، نایب رییس کمیسیون قضایی مجلس با اشاره به دور جدید فشارها به دارندگان سگ، به سایت دیدهبان ایران گفت: «سگگردانی به عنوان تظاهر به امر حرام و ترویج سبک زندگی غربی و غیراسلامی طبق قانون قابل جرمانگاری است.» او افزود: «اساسا سگگردانی یک عمل غیرشرعی است.»
🔷️اظهارات محمدتقی نقدعلی درباره «سگگردانی» نهتنها پایهای شرعی مستند ندارد، بلکه خلاف سنت نبوی نیز هست. در منابع معتبر اسلامی هیچ روایت صریح و قابل اتکایی دال بر نجس بودن ذاتی سگها وجود ندارد؛ بلکه شواهد تاریخی و روایی نشان میدهد که در زمان پیامبر اسلام، سگها در اماکن عمومی و مسجد آزادانه رفتوآمد داشتند و پیامبر اسلام نیز چنین حضوری را نهی نکردهاند.
بنابراین، جرمانگاری سگگردانی با ادعای «تظاهر به حرام» نهتنها از منظر فقهی محل تردید جدی است، بلکه در تعارض با آزادیهای فردی و حقوق شهروندی نیز قرار دارد. این نوع رویکردها بیشتر بیانگر نگرانی از سبک زندگی مردم است تا دغدغهای واقعی نسبت به ارزشهای دینی.
#سگ #سگ_گرردانی #حرام #فقه_شیعه #حکومت_ایدئولوژیک #رواداری #گفتگو_توانا@Dialogue1402
🔷️اظهارات محمدتقی نقدعلی درباره «سگگردانی» نهتنها پایهای شرعی مستند ندارد، بلکه خلاف سنت نبوی نیز هست. در منابع معتبر اسلامی هیچ روایت صریح و قابل اتکایی دال بر نجس بودن ذاتی سگها وجود ندارد؛ بلکه شواهد تاریخی و روایی نشان میدهد که در زمان پیامبر اسلام، سگها در اماکن عمومی و مسجد آزادانه رفتوآمد داشتند و پیامبر اسلام نیز چنین حضوری را نهی نکردهاند.
بنابراین، جرمانگاری سگگردانی با ادعای «تظاهر به حرام» نهتنها از منظر فقهی محل تردید جدی است، بلکه در تعارض با آزادیهای فردی و حقوق شهروندی نیز قرار دارد. این نوع رویکردها بیشتر بیانگر نگرانی از سبک زندگی مردم است تا دغدغهای واقعی نسبت به ارزشهای دینی.
#سگ #سگ_گرردانی #حرام #فقه_شیعه #حکومت_ایدئولوژیک #رواداری #گفتگو_توانا@Dialogue1402
💔18👍4
Forwarded from گفتوشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دکتر صدیقه وسمقی: «جرمانگاری بَغی در قوانین جمهوری اسلامی با فقه شیعه همخوانی ندارد»
دکتر صدیقه وسمقی، اسلامپژوه منتقد حکومت، در یک فایل صوتی با نقد مفهوم «بَغی» در قانون مجازات اسلامی، آن را فاقد پشتوانه فقهی معتبر در سنت اسلامی دانست. او تأکید کرد که در جامعه قبیلهای صدر اسلام، واژه «بَغی» به معنای مخالفت با هنجارهای قبیله بود و به کسانی اطلاق میشد که ایجاد تشویش میکردند یا ساختارهای سنتی را به چالش میکشیدند. به گفته او، در زمان پیامبر اسلام، حتی مخالفانی که در جنگهای مسلحانه با مسلمانان میجنگیدند، هیچگاه با عنوان «باغی» یا «محارب» یا «مفسد فیالارض» شناخته نمیشدند.
وسمقی ادامه داد: «تا پیش از خلافت امام علی، این واژه در متون دینی برای مخالفان سیاسی به کار نرفته بود. نه درباره کسانی که علیه عثمان، خلیفه سوم، شورش کردند و او را به قتل رساندند، چنین تعبیری صورت گرفت و نه در سایر مقاطع. تنها در زمان علی است که برخی هواداران ایشان از این تعبیر استفاده کردند.»
او افزود که در فقه شیعه، عنوان «باغی» تنها درباره کسانی بهکار میرود که علیه امام معصوم قیام مسلحانه کنند، و از آنجا که در تاریخ، تنها یک امام معصوم (علی بن ابیطالب) حکومت کرده، این عنوان کاربرد محدودی در فقه شیعه دارد. در فقه اهل سنت نیز باغی کسی است که علیه حاکم اسلامی خروج کند، نه هر حاکمی.
وسمقی با انتقاد از گنجاندن این مفهوم در قانون مجازات جمهوری اسلامی گفت: «امروز این اصطلاح به کسانی اطلاق میشود که علیه اساس جمهوری اسلامی قیام کنند، در حالیکه این تطبیق، نه با فقه شیعه سازگار است و نه با مقتضیات دنیای امروز.»
او نتیجه گرفت که در شرایطی که آزادی و حق اعتراض از ارکان یک جامعه دموکراتیک است، کاربرد چنین مفاهیمی در قوانین کیفری، فاقد وجاهت شرعی و حقوقی است و تنها در راستای سرکوب مخالفان سیاسی مورد استفاده قرار میگیرد.
#فقه_شیعه #بغی #باغی #اسلام #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
دکتر صدیقه وسمقی: «جرمانگاری بَغی در قوانین جمهوری اسلامی با فقه شیعه همخوانی ندارد»
دکتر صدیقه وسمقی، اسلامپژوه منتقد حکومت، در یک فایل صوتی با نقد مفهوم «بَغی» در قانون مجازات اسلامی، آن را فاقد پشتوانه فقهی معتبر در سنت اسلامی دانست. او تأکید کرد که در جامعه قبیلهای صدر اسلام، واژه «بَغی» به معنای مخالفت با هنجارهای قبیله بود و به کسانی اطلاق میشد که ایجاد تشویش میکردند یا ساختارهای سنتی را به چالش میکشیدند. به گفته او، در زمان پیامبر اسلام، حتی مخالفانی که در جنگهای مسلحانه با مسلمانان میجنگیدند، هیچگاه با عنوان «باغی» یا «محارب» یا «مفسد فیالارض» شناخته نمیشدند.
وسمقی ادامه داد: «تا پیش از خلافت امام علی، این واژه در متون دینی برای مخالفان سیاسی به کار نرفته بود. نه درباره کسانی که علیه عثمان، خلیفه سوم، شورش کردند و او را به قتل رساندند، چنین تعبیری صورت گرفت و نه در سایر مقاطع. تنها در زمان علی است که برخی هواداران ایشان از این تعبیر استفاده کردند.»
او افزود که در فقه شیعه، عنوان «باغی» تنها درباره کسانی بهکار میرود که علیه امام معصوم قیام مسلحانه کنند، و از آنجا که در تاریخ، تنها یک امام معصوم (علی بن ابیطالب) حکومت کرده، این عنوان کاربرد محدودی در فقه شیعه دارد. در فقه اهل سنت نیز باغی کسی است که علیه حاکم اسلامی خروج کند، نه هر حاکمی.
وسمقی با انتقاد از گنجاندن این مفهوم در قانون مجازات جمهوری اسلامی گفت: «امروز این اصطلاح به کسانی اطلاق میشود که علیه اساس جمهوری اسلامی قیام کنند، در حالیکه این تطبیق، نه با فقه شیعه سازگار است و نه با مقتضیات دنیای امروز.»
او نتیجه گرفت که در شرایطی که آزادی و حق اعتراض از ارکان یک جامعه دموکراتیک است، کاربرد چنین مفاهیمی در قوانین کیفری، فاقد وجاهت شرعی و حقوقی است و تنها در راستای سرکوب مخالفان سیاسی مورد استفاده قرار میگیرد.
#فقه_شیعه #بغی #باغی #اسلام #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍21❤4👌2
Forwarded from گفتوشنود
🔷️ خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، درباره ممنوعیت خوانندگی زنان گفت: «در حال حاضر، در اجراهای کر یا کنسرتهایی که برگزار میشود، خانمها حضور دارند و همخوانی میکنند. اما اینکه یک خانم در جمعی که آقایان هستند بخواند، اجازه ندارد.»
او افزود: «ما در کشور جمهوری اسلامی زندگی میکنیم و در جمهوری اسلامی ملاک، مباحث شرعی است که باید در اسناد به آن توجه شود.»
او درباره تدوین سند حکومتی موسیقی اضافه کرد: «طبیعتا در سند موسیقی هم نمیتوانیم مجوزی در این باره صادر کنیم؛ چرا که در شورای انقلاب فرهنگی هم باید مبانی شرعی رعایت شود.»
‼️تفسیر دینی و نگاه ایدئولوژیکی که به آن استناد میشود، عملاً نیمی از جامعه یعنی زنان را از حق طبیعی و انسانی خود برای خلق و اجرای آثار هنری محروم میسازد. این ممنوعیت دگماتیسم نه تنها آزادی فردی و حق مشارکت هنری زنان را سرکوب میکند، بلکه کل جامعه را از تجربه، حظ فرهنگی حاصل از هنر آنان بیبهره میگذارد. محدود کردن هنر با چنین برداشتهای سختگیرانه، نه تنها تبعیضآمیز است، بلکه موجب فقر فرهنگی و کاستن از ظرفیتهای خلاقیت جمعی جامعه میشود.
#آواز_زنان #فقه_اسلامی #گفتگو_توانا
🔷️ خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، درباره ممنوعیت خوانندگی زنان گفت: «در حال حاضر، در اجراهای کر یا کنسرتهایی که برگزار میشود، خانمها حضور دارند و همخوانی میکنند. اما اینکه یک خانم در جمعی که آقایان هستند بخواند، اجازه ندارد.»
او افزود: «ما در کشور جمهوری اسلامی زندگی میکنیم و در جمهوری اسلامی ملاک، مباحث شرعی است که باید در اسناد به آن توجه شود.»
او درباره تدوین سند حکومتی موسیقی اضافه کرد: «طبیعتا در سند موسیقی هم نمیتوانیم مجوزی در این باره صادر کنیم؛ چرا که در شورای انقلاب فرهنگی هم باید مبانی شرعی رعایت شود.»
‼️تفسیر دینی و نگاه ایدئولوژیکی که به آن استناد میشود، عملاً نیمی از جامعه یعنی زنان را از حق طبیعی و انسانی خود برای خلق و اجرای آثار هنری محروم میسازد. این ممنوعیت دگماتیسم نه تنها آزادی فردی و حق مشارکت هنری زنان را سرکوب میکند، بلکه کل جامعه را از تجربه، حظ فرهنگی حاصل از هنر آنان بیبهره میگذارد. محدود کردن هنر با چنین برداشتهای سختگیرانه، نه تنها تبعیضآمیز است، بلکه موجب فقر فرهنگی و کاستن از ظرفیتهای خلاقیت جمعی جامعه میشود.
#آواز_زنان #فقه_اسلامی #گفتگو_توانا
👎29❤3
Forwarded from گفتوشنود
آیا میتوان مسلمان بود ولی فقهی زندگی نکرد؟
این پرسشی است که در پستهای قبلی طرح کردیم.
بسیاری از مردم دین و دینداری را امری شخصی و بینیاز به راهنمایی بیشتر از کتب مقدس و کلام خدا و پیامبر میدانند و برخی هم نیاز به راهنما و مرجعی برای تقلید را ضروری میدانند.
در این حال مسلمانانی هم هستند که فقه را مکمل و برخی هم آن را دکانی برای روحانیون و کسبه دین میخوانند.
با پاسخ برخی مخاطبان را مرور میکنیم.
شما هم دیدگاههای خود را با ما به اشتراک بگذارید.
#فقه_اسلامی #شریعت #اسلام #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
آیا میتوان مسلمان بود ولی فقهی زندگی نکرد؟
این پرسشی است که در پستهای قبلی طرح کردیم.
بسیاری از مردم دین و دینداری را امری شخصی و بینیاز به راهنمایی بیشتر از کتب مقدس و کلام خدا و پیامبر میدانند و برخی هم نیاز به راهنما و مرجعی برای تقلید را ضروری میدانند.
در این حال مسلمانانی هم هستند که فقه را مکمل و برخی هم آن را دکانی برای روحانیون و کسبه دین میخوانند.
با پاسخ برخی مخاطبان را مرور میکنیم.
شما هم دیدگاههای خود را با ما به اشتراک بگذارید.
#فقه_اسلامی #شریعت #اسلام #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊6👍2
Forwarded from گفتوشنود
موضوع «حرام دانستن آب لولهکشی» و «دوش حمام» از نمونههای واقعیِ واکنش متعصبانه روحانیت در برابر مظاهر مدرنیته در اواخر دوره قاجار و اوایل پهلوی است. این ماجرا بیش از هر چیز نشاندهنده شکاف عمیق میان نگاه سنتی فقهی و تغییرات تکنولوژیک زمانه بود.
در آغاز قرن چهاردهم هجری، وقتی نخستین لولهکشی آب در شهرهایی مانند تهران، تبریز و مشهد اجرا شد، شماری از روحانیان سنتی با آن مخالفت کردند. استدلالشان ساده اما ریشهدار در ذهنیت فقهی زمان بود: «آب لولهکشی از مسیر لولههای آهنی میگذرد و نجس میشود» یا «چون فشار پمپ مانع از جریان طبیعی آب است، دیگر آبِ کر محسوب نمیشود و وضو و غسل با آن باطل است».
نقل است که برخی از مراجع محلی حتی فتوا دادند که «غسل زیر دوش جایز نیست، زیرا بدن زیر جریان طبیعی آب قرار نمیگیرد، بلکه پاشیده میشود».
در روزنامههای دوران رضاشاه و خاطرات معاصران آمده است که بعضی از مردم، از ترس تکفیر یا انگ «کافر شدن»، تا مدتی از حمامهای دارای دوش یا آب لولهکشی استفاده نمیکردند.
روحانیان متنفذ در منابر هشدار میدادند که «این آبها به موتور و بخار بسته است، نه به رحمت خدا». اما کمکم با گسترش شهرها و فشار افکار عمومی، فتاوا تغییر یافت و همان روحانیان که روزی آن را «حرام» میدانستند، ناچار شدند تعبیر خود را «احتیاط در طهارت» بنامند تا از تکفیر خود مردم در امان بمانند.
این روایت، مانند داستان مخالفت با راهآهن، تلگراف، یا مدرسههای جدید، بازتاب همان ترسی است که همواره میان روحانیت سنتی و مفهوم «پیشرفت» فاصله انداخته است: ترس از دست رفتن اقتدار.
و اگر به روزگار کنونی بنگریم، هنوز همان روحیه در مخالفت با فناوریهای نو، اینترنت آزاد، هنر مدرن یا آموزش علمی مستقل ادامه دارد — فقط ابزارها تغییر کردهاند، نه ترسها.
#فتوا #روحانیت_شیعه #فقه #حرام #دگماتیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
موضوع «حرام دانستن آب لولهکشی» و «دوش حمام» از نمونههای واقعیِ واکنش متعصبانه روحانیت در برابر مظاهر مدرنیته در اواخر دوره قاجار و اوایل پهلوی است. این ماجرا بیش از هر چیز نشاندهنده شکاف عمیق میان نگاه سنتی فقهی و تغییرات تکنولوژیک زمانه بود.
در آغاز قرن چهاردهم هجری، وقتی نخستین لولهکشی آب در شهرهایی مانند تهران، تبریز و مشهد اجرا شد، شماری از روحانیان سنتی با آن مخالفت کردند. استدلالشان ساده اما ریشهدار در ذهنیت فقهی زمان بود: «آب لولهکشی از مسیر لولههای آهنی میگذرد و نجس میشود» یا «چون فشار پمپ مانع از جریان طبیعی آب است، دیگر آبِ کر محسوب نمیشود و وضو و غسل با آن باطل است».
نقل است که برخی از مراجع محلی حتی فتوا دادند که «غسل زیر دوش جایز نیست، زیرا بدن زیر جریان طبیعی آب قرار نمیگیرد، بلکه پاشیده میشود».
در روزنامههای دوران رضاشاه و خاطرات معاصران آمده است که بعضی از مردم، از ترس تکفیر یا انگ «کافر شدن»، تا مدتی از حمامهای دارای دوش یا آب لولهکشی استفاده نمیکردند.
روحانیان متنفذ در منابر هشدار میدادند که «این آبها به موتور و بخار بسته است، نه به رحمت خدا». اما کمکم با گسترش شهرها و فشار افکار عمومی، فتاوا تغییر یافت و همان روحانیان که روزی آن را «حرام» میدانستند، ناچار شدند تعبیر خود را «احتیاط در طهارت» بنامند تا از تکفیر خود مردم در امان بمانند.
این روایت، مانند داستان مخالفت با راهآهن، تلگراف، یا مدرسههای جدید، بازتاب همان ترسی است که همواره میان روحانیت سنتی و مفهوم «پیشرفت» فاصله انداخته است: ترس از دست رفتن اقتدار.
و اگر به روزگار کنونی بنگریم، هنوز همان روحیه در مخالفت با فناوریهای نو، اینترنت آزاد، هنر مدرن یا آموزش علمی مستقل ادامه دارد — فقط ابزارها تغییر کردهاند، نه ترسها.
#فتوا #روحانیت_شیعه #فقه #حرام #دگماتیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
1❤14👍7
Forwarded from گفتوشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔹️اظهارات محقق داماد درباره «جعلی بودن ریشههای حجاب اجباری» را میتوان تلاشی برای بازخوانی نسبت دین و حکومت در ایران دانست.
🔹️ او با استدلالی فقهی تأکید میکند که الزام حکومتی برای اجرای همه احکام شرع نه ممکن است و نه مشروع، و حجاب نیز از جمله احکامی است که ضمانت اجرایش در حوزه ایمان و وجدان فردی است، نه قانون و مجازات.
🔹️ این نگاه رویکرد به سنتی عقلگرایانه در فقه شیعه دارد که میان دین و قدرت سیاسی تفکیک قائل میشود و میکوشد از تحمیل دینی توسط حکومت پرهیز کند.
❓️اما پرسش مهم این است که چرا چنین صداهایی پس از چهار دهه سکوت یا همراهی نسبی حوزه و مراجع با سیاستهای حکومتی، اکنون بلند میشود؟
❗️منتقدان بر این باورند که این نوع مواضع بیش از آنکه برای دفاع از حقیقت دین باشد، تلاشی دیرهنگام برای فاصلهگیری از نظامی است که مشروعیت دینیاش در افکار عمومی به شدت فرسوده شده است.
🔹️جامعه امروز که هزینههای حجاب اجباری و سرکوب زنان را دیده، دیگر به آسانی نمیپذیرد که با چند جمله «فقهی-انتقادی» بتوان مسئولیت تاریخی نهاد دین در شکلگیری این وضعیت را نادیده گرفت.
#شریعت #فقه_شیعه #حجاب_اجباری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🔹️ او با استدلالی فقهی تأکید میکند که الزام حکومتی برای اجرای همه احکام شرع نه ممکن است و نه مشروع، و حجاب نیز از جمله احکامی است که ضمانت اجرایش در حوزه ایمان و وجدان فردی است، نه قانون و مجازات.
🔹️ این نگاه رویکرد به سنتی عقلگرایانه در فقه شیعه دارد که میان دین و قدرت سیاسی تفکیک قائل میشود و میکوشد از تحمیل دینی توسط حکومت پرهیز کند.
❓️اما پرسش مهم این است که چرا چنین صداهایی پس از چهار دهه سکوت یا همراهی نسبی حوزه و مراجع با سیاستهای حکومتی، اکنون بلند میشود؟
❗️منتقدان بر این باورند که این نوع مواضع بیش از آنکه برای دفاع از حقیقت دین باشد، تلاشی دیرهنگام برای فاصلهگیری از نظامی است که مشروعیت دینیاش در افکار عمومی به شدت فرسوده شده است.
🔹️جامعه امروز که هزینههای حجاب اجباری و سرکوب زنان را دیده، دیگر به آسانی نمیپذیرد که با چند جمله «فقهی-انتقادی» بتوان مسئولیت تاریخی نهاد دین در شکلگیری این وضعیت را نادیده گرفت.
#شریعت #فقه_شیعه #حجاب_اجباری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍14❤1👎1
Forwarded from گفتوشنود
"بیخدایی" به مثابه تهدید؛
خداناباوران در جمهوری اسلامی از چه حقوقی محروم هستند؟
پیام همراهان
در جمهوری اسلامی، خداناباوری نه تنها یک باور شخصی بلکه وضعیتی تهدیدآمیز برای نظم ایدئولوژیک و مشروعیت نظام تلقی میشود. ساختار قدرت در این نظام بر پایه پیوند میان حاکمیت سیاسی و مشروعیت دینی شکل گرفته است و هر ایدهای که این پیوند را زیر سؤال ببرد—از جمله خداناباوری علنی—بهعنوان تهدید سیاسی و اجتماعی دیده میشود. در نتیجه، خداناباوران از حوزههای متعددی از حقوق فردی، مدنی و اجتماعی محروم میشوند.
♦️محرومیتهای قضایی و حقوقی
خداناباوران در قوانین رسمی جایگاهی مشخص ندارند. قانون اساسی تنها اسلام و سه دین رسمی (زرتشتی، مسیحی و یهودی) را به رسمیت میشناسد. خروج از اسلام یا بیدینی علنی ممکن است با استناد به مفاهیم فقهی مانند ارتداد یا عناوین کیفری همچون «توهین به مقدسات» و «تبلیغ علیه نظام» پیگرد شود. اعتبار شهادت در دادگاه، حقوق مربوط به ازدواج، طلاق، حضانت و ارث نیز در مواردی میتواند برای خداناباوران محدود باشد.
♦️محرومیتهای استخدامی و حرفهای
بسیاری از مشاغل دولتی و پستهای مدیریتی، ارتقای شغلی در نهادهای قضایی، آموزشی، نظامی و امنیتی، و حتی عضویت در هیئت علمی دانشگاهها، مشروط به «اعتقاد و التزام عملی به اسلام» است. این محدودیتها خداناباوران را مجبور به پنهانکاری یا محرومیت عملی از فرصتهای شغلی و علمی میکند.
♦️محرومیتهای مدنی و اجتماعی
خداناباوران حق تشکیل تشکل، فعالیت فرهنگی یا رسانهای علنی ندارند. بیان بیخدایی در رسانهها یا فضای عمومی ممکن است با سانسور، توقیف محتوا، محدودیت شغلی و حتی پیگرد امنیتی همراه باشد. در زندگی خصوصی نیز ممکن است با طرد خانوادگی، تهدید حضانت و فشار اجتماعی مواجه شوند.
♦️ریشهها و پیامدها
این محرومیتها ناشی از ترکیب سه عامل است: فقه رسمی، منطق ایدئولوژیک نظام و نگرانیهای امنیتی. تهدید خداناباوری از دید جمهوری اسلامی نه صرفاً اعتقادی، بلکه یک خطر برای مشروعیت و انسجام اجتماعی است. در نتیجه، خداناباوران عملاً در موقعیتی قرار میگیرند که نه تنها حقوق برابر ندارند، بلکه مجبور به سکوت، پنهانکاری و پذیرش محدودیتهای متعدد زندگی روزمره هستند.
این وضعیت نشان میدهد که «بیخدایی» در جمهوری اسلامی صرفاً یک باور شخصی نیست، بلکه یک چالش ساختاری برای حفظ نظم ایدئولوژیک و کنترل اجتماعی محسوب میشود.
#خداناباور #آتئیست #ناباورمند #فقه #اسلام #دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
"بیخدایی" به مثابه تهدید؛
خداناباوران در جمهوری اسلامی از چه حقوقی محروم هستند؟
پیام همراهان
در جمهوری اسلامی، خداناباوری نه تنها یک باور شخصی بلکه وضعیتی تهدیدآمیز برای نظم ایدئولوژیک و مشروعیت نظام تلقی میشود. ساختار قدرت در این نظام بر پایه پیوند میان حاکمیت سیاسی و مشروعیت دینی شکل گرفته است و هر ایدهای که این پیوند را زیر سؤال ببرد—از جمله خداناباوری علنی—بهعنوان تهدید سیاسی و اجتماعی دیده میشود. در نتیجه، خداناباوران از حوزههای متعددی از حقوق فردی، مدنی و اجتماعی محروم میشوند.
♦️محرومیتهای قضایی و حقوقی
خداناباوران در قوانین رسمی جایگاهی مشخص ندارند. قانون اساسی تنها اسلام و سه دین رسمی (زرتشتی، مسیحی و یهودی) را به رسمیت میشناسد. خروج از اسلام یا بیدینی علنی ممکن است با استناد به مفاهیم فقهی مانند ارتداد یا عناوین کیفری همچون «توهین به مقدسات» و «تبلیغ علیه نظام» پیگرد شود. اعتبار شهادت در دادگاه، حقوق مربوط به ازدواج، طلاق، حضانت و ارث نیز در مواردی میتواند برای خداناباوران محدود باشد.
♦️محرومیتهای استخدامی و حرفهای
بسیاری از مشاغل دولتی و پستهای مدیریتی، ارتقای شغلی در نهادهای قضایی، آموزشی، نظامی و امنیتی، و حتی عضویت در هیئت علمی دانشگاهها، مشروط به «اعتقاد و التزام عملی به اسلام» است. این محدودیتها خداناباوران را مجبور به پنهانکاری یا محرومیت عملی از فرصتهای شغلی و علمی میکند.
♦️محرومیتهای مدنی و اجتماعی
خداناباوران حق تشکیل تشکل، فعالیت فرهنگی یا رسانهای علنی ندارند. بیان بیخدایی در رسانهها یا فضای عمومی ممکن است با سانسور، توقیف محتوا، محدودیت شغلی و حتی پیگرد امنیتی همراه باشد. در زندگی خصوصی نیز ممکن است با طرد خانوادگی، تهدید حضانت و فشار اجتماعی مواجه شوند.
♦️ریشهها و پیامدها
این محرومیتها ناشی از ترکیب سه عامل است: فقه رسمی، منطق ایدئولوژیک نظام و نگرانیهای امنیتی. تهدید خداناباوری از دید جمهوری اسلامی نه صرفاً اعتقادی، بلکه یک خطر برای مشروعیت و انسجام اجتماعی است. در نتیجه، خداناباوران عملاً در موقعیتی قرار میگیرند که نه تنها حقوق برابر ندارند، بلکه مجبور به سکوت، پنهانکاری و پذیرش محدودیتهای متعدد زندگی روزمره هستند.
این وضعیت نشان میدهد که «بیخدایی» در جمهوری اسلامی صرفاً یک باور شخصی نیست، بلکه یک چالش ساختاری برای حفظ نظم ایدئولوژیک و کنترل اجتماعی محسوب میشود.
#خداناباور #آتئیست #ناباورمند #فقه #اسلام #دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤14👍6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علیه فراموشی
روحالله خمینی: «مجازات "قطع دست" برای مجازاتشونده رحمت است»!
جمهوریاسلامی از ابتدا رحمت و مهربانی را طوری تعریف کرده که در آن سنگسار، شلاقزدن، قطع دست، اعدام در ملا عام و ... کاری رحمانی باشد!
چنین نگاهی است که در جمهوری اسلامی روند را به جایی رسانده که زندانیای همچون بکتاش آبتین را میکشند ولی دولت خود را در برابر قتل این شاعر مسئول نمیداند.
جان انسان ایرانی برای جمهوری اسلامی ارزان شده است.
#یاری_مدنی_توانا #یاری_حقوقی_توانا #خمینی #فقه #شلاق #قطع_دست
@Tavaana_TavaanaTech
روحالله خمینی: «مجازات "قطع دست" برای مجازاتشونده رحمت است»!
جمهوریاسلامی از ابتدا رحمت و مهربانی را طوری تعریف کرده که در آن سنگسار، شلاقزدن، قطع دست، اعدام در ملا عام و ... کاری رحمانی باشد!
چنین نگاهی است که در جمهوری اسلامی روند را به جایی رسانده که زندانیای همچون بکتاش آبتین را میکشند ولی دولت خود را در برابر قتل این شاعر مسئول نمیداند.
جان انسان ایرانی برای جمهوری اسلامی ارزان شده است.
#یاری_مدنی_توانا #یاری_حقوقی_توانا #خمینی #فقه #شلاق #قطع_دست
@Tavaana_TavaanaTech
❤12👍7💔5🕊3