زندانیان سیاسی وجدانهای بیدار جامعهاند
✍️حسین رونقی
در ساختارهای امنیتی حکومتهایی مانند جمهوری اسلامی، زندان تنها یک ابزار تنبیهی نیست، بلکه بخشی از یک فرآیند مستمر برای فرسایش جسم، روان و جایگاه اجتماعی فرد است. اخیرا گفتمانی ترویج میشود که با ادعای «واقعی نبودن» زندانیان آزاد شده، سعی در بیاعتبار کردن مبارزه و مقاومت مدنی دارد. گفتمانی که میگوید «زندانی واقعی رنگ آفتاب را نمیبیند»، نه یک توصیف واقعگرایانه، بلکه ابزاری هدفمند برای مهندسی افکار عمومی است. این روایت که از اتاقفکرهای نهادهای امنیتی برمیخیزد و برخی افراد ناآگاهانه با آنها همراه میشوند، همزمان چند هدف موازی از جمله بیاعتبار کردن مبارزه، شکستن همبستگی اجتماعی، و فرسایش روانی زندانیان آزادشده را دنبال میکند.
این گفتمان با القای این تصور که «زندانی واقعی کسی است که زیر شکنجه کشته شود یا هرگز آزاد نشود»، رنج و هزینهی صدها هزار زندانی سیاسی و عقیدتی را که زندان را تجربه کردهاند و امروز یا در زندان هستند یا آزاد شدهاند، کوچک و بیارزش جلوه میدهد. در چنین روایتی، زنده ماندن نه نشانهی مقاومت، بلکه مایهی تردید و اتهام تلقی میشود. تا نهتنها آنان که آزاد شدند، بلکه آنان که در زندان هستند را نیز با فشار بشکند و له کند.
«زندان و رنج زندانی با باز شدن در سلول پایان نمییابد»
برخلاف تصور عمومی، «زندان و رنج زندانی با باز شدن در سلول پایان نمییابد»، بلکه از شکلی به شکل دیگر تغییر میکند.
برای زندانیان سیاسی و عقیدتی، زندان یک مقطع زمانی محدود نیست؛ بلکه فرآیندی فرساینده است که آثار آن در چند سطح بروز میکند:
آسیبهای دوران بازداشت و حبس برای زندانیان سیاسی و عقیدتی، بخشی از یک فشار سیستماتیک و هدفمند است که صرفا به محرومسازی فیزیکی محدود نمیشود، بلکه روان و هویت فرد را نشانه میگیرد. «شکنجه سفید» از طریق نگهداری طولانیمدت در سلول انفرادی، قطع کامل ارتباط با جهان بیرون، و استفاده از نور مداوم یا محرومیت از نور طبیعی، به فروپاشی تدریجی ادراک زمان، خودآگاهی و تعادل روانی منجر میشود. همزمان، محرومیت عامدانه از درمان و استفاده ابزاری از سلامت جسمی، از جمله جلوگیری از اعزام به مراکز پزشکی، بهعنوان اهرمی برای فشار، تنبیه یا واداشتن فرد به سکوت به کار گرفته میشود. در کنار اینها، ترور شخصیت از طریق تحقیر، تهدید و اعمال فشار بر خانواده زندانی، تلاشی سازمانیافته برای درهم شکستن اراده فرد و القای احساس بیپناهی و بیارزشی است؛ روندی که هدف نهایی آن، تخریب کامل مقاومت روانی زندانی است.
زندانیان سیاسی پس از آزادی با مرگ مدنی مواجه میشوند.
پس از آزادی، زندان برای زندانی سیاسی یا عقیدتی پایان نمییابد، بلکه به شکلی دیگر ادامه پیدا میکند. بسیاری از آزادشدگان با اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) دستوپنجه نرم میکنند؛ کابوسهای مداوم، اضطراب مزمن، ترس از صداهای ناگهانی مانند زنگ تلفن یا در خانه، و وحشت دائمی از احضار دوباره، زندگی روزمره آنها را مختل میکند. همزمان، فضای امنیتی موجب انزوای اجتماعی میشود؛ اطرافیان از ترس پیامدهای امنیتی فاصله میگیرند و فرد آزادشده به نوعی «تبعید در وطن» دچار میشود. این وضعیت با محرومیت از حقوق شهروندی تکمیل میشود: ممنوعالخروجی، انسداد حسابهای بانکی، محرومیت از اشتغال و حذف تدریجی از حیات اجتماعی و اقتصادی، که میتوان آن را شکلی از مرگ دانست و آن را «مرگ مدنی» نامید.
فشار روانیِ مستمر، گاه از تجربه مستقیم زندان نیز فرسایندهتر است
آسیبهای ناشی از روایتهای امنیتی و اطلاعاتی (جنگ روانی) عمیق و گاهی کشنده است، هدف سرکوب نه جسم، بلکه روان، اعتبار و سرمایه اجتماعی زندانی است. نهادهای امنیتی با ترویج روایتهایی مانند «اگر مبارز واقعی بود، آزاد نمیشد»، آگاهانه بذر تردید و بیاعتمادی را در جامعه و میان نیروهای منتقد میکارند تا زندانی آزادشده را از حمایت اجتماعی محروم کنند. همزمان، این فضا در فرد نوعی «احساس گناه بازمانده» ایجاد میکند؛ احساسی که بهواسطه زنده ماندن یا آزادی در حالیکه دیگران هنوز در بندند شکل میگیرد و میتواند به عذاب وجدانی مزمن بدل شود. این فشار روانیِ مستمر، گاه از تجربه مستقیم زندان نیز فرسایندهتر است و کارکرد اصلی آن، خاموشسازی صدا و تخریب امکان بازگشت فعالانه فرد به عرصه عمومی و فعالیت مجدد است.
ادامه مطلب را در اسلایدها یا اینجا بخوانید.
#زندانی_سیاسی #آزادی #همبستگی #حسین_رونقی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
✍️حسین رونقی
در ساختارهای امنیتی حکومتهایی مانند جمهوری اسلامی، زندان تنها یک ابزار تنبیهی نیست، بلکه بخشی از یک فرآیند مستمر برای فرسایش جسم، روان و جایگاه اجتماعی فرد است. اخیرا گفتمانی ترویج میشود که با ادعای «واقعی نبودن» زندانیان آزاد شده، سعی در بیاعتبار کردن مبارزه و مقاومت مدنی دارد. گفتمانی که میگوید «زندانی واقعی رنگ آفتاب را نمیبیند»، نه یک توصیف واقعگرایانه، بلکه ابزاری هدفمند برای مهندسی افکار عمومی است. این روایت که از اتاقفکرهای نهادهای امنیتی برمیخیزد و برخی افراد ناآگاهانه با آنها همراه میشوند، همزمان چند هدف موازی از جمله بیاعتبار کردن مبارزه، شکستن همبستگی اجتماعی، و فرسایش روانی زندانیان آزادشده را دنبال میکند.
این گفتمان با القای این تصور که «زندانی واقعی کسی است که زیر شکنجه کشته شود یا هرگز آزاد نشود»، رنج و هزینهی صدها هزار زندانی سیاسی و عقیدتی را که زندان را تجربه کردهاند و امروز یا در زندان هستند یا آزاد شدهاند، کوچک و بیارزش جلوه میدهد. در چنین روایتی، زنده ماندن نه نشانهی مقاومت، بلکه مایهی تردید و اتهام تلقی میشود. تا نهتنها آنان که آزاد شدند، بلکه آنان که در زندان هستند را نیز با فشار بشکند و له کند.
«زندان و رنج زندانی با باز شدن در سلول پایان نمییابد»
برخلاف تصور عمومی، «زندان و رنج زندانی با باز شدن در سلول پایان نمییابد»، بلکه از شکلی به شکل دیگر تغییر میکند.
برای زندانیان سیاسی و عقیدتی، زندان یک مقطع زمانی محدود نیست؛ بلکه فرآیندی فرساینده است که آثار آن در چند سطح بروز میکند:
آسیبهای دوران بازداشت و حبس برای زندانیان سیاسی و عقیدتی، بخشی از یک فشار سیستماتیک و هدفمند است که صرفا به محرومسازی فیزیکی محدود نمیشود، بلکه روان و هویت فرد را نشانه میگیرد. «شکنجه سفید» از طریق نگهداری طولانیمدت در سلول انفرادی، قطع کامل ارتباط با جهان بیرون، و استفاده از نور مداوم یا محرومیت از نور طبیعی، به فروپاشی تدریجی ادراک زمان، خودآگاهی و تعادل روانی منجر میشود. همزمان، محرومیت عامدانه از درمان و استفاده ابزاری از سلامت جسمی، از جمله جلوگیری از اعزام به مراکز پزشکی، بهعنوان اهرمی برای فشار، تنبیه یا واداشتن فرد به سکوت به کار گرفته میشود. در کنار اینها، ترور شخصیت از طریق تحقیر، تهدید و اعمال فشار بر خانواده زندانی، تلاشی سازمانیافته برای درهم شکستن اراده فرد و القای احساس بیپناهی و بیارزشی است؛ روندی که هدف نهایی آن، تخریب کامل مقاومت روانی زندانی است.
زندانیان سیاسی پس از آزادی با مرگ مدنی مواجه میشوند.
پس از آزادی، زندان برای زندانی سیاسی یا عقیدتی پایان نمییابد، بلکه به شکلی دیگر ادامه پیدا میکند. بسیاری از آزادشدگان با اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) دستوپنجه نرم میکنند؛ کابوسهای مداوم، اضطراب مزمن، ترس از صداهای ناگهانی مانند زنگ تلفن یا در خانه، و وحشت دائمی از احضار دوباره، زندگی روزمره آنها را مختل میکند. همزمان، فضای امنیتی موجب انزوای اجتماعی میشود؛ اطرافیان از ترس پیامدهای امنیتی فاصله میگیرند و فرد آزادشده به نوعی «تبعید در وطن» دچار میشود. این وضعیت با محرومیت از حقوق شهروندی تکمیل میشود: ممنوعالخروجی، انسداد حسابهای بانکی، محرومیت از اشتغال و حذف تدریجی از حیات اجتماعی و اقتصادی، که میتوان آن را شکلی از مرگ دانست و آن را «مرگ مدنی» نامید.
فشار روانیِ مستمر، گاه از تجربه مستقیم زندان نیز فرسایندهتر است
آسیبهای ناشی از روایتهای امنیتی و اطلاعاتی (جنگ روانی) عمیق و گاهی کشنده است، هدف سرکوب نه جسم، بلکه روان، اعتبار و سرمایه اجتماعی زندانی است. نهادهای امنیتی با ترویج روایتهایی مانند «اگر مبارز واقعی بود، آزاد نمیشد»، آگاهانه بذر تردید و بیاعتمادی را در جامعه و میان نیروهای منتقد میکارند تا زندانی آزادشده را از حمایت اجتماعی محروم کنند. همزمان، این فضا در فرد نوعی «احساس گناه بازمانده» ایجاد میکند؛ احساسی که بهواسطه زنده ماندن یا آزادی در حالیکه دیگران هنوز در بندند شکل میگیرد و میتواند به عذاب وجدانی مزمن بدل شود. این فشار روانیِ مستمر، گاه از تجربه مستقیم زندان نیز فرسایندهتر است و کارکرد اصلی آن، خاموشسازی صدا و تخریب امکان بازگشت فعالانه فرد به عرصه عمومی و فعالیت مجدد است.
ادامه مطلب را در اسلایدها یا اینجا بخوانید.
#زندانی_سیاسی #آزادی #همبستگی #حسین_رونقی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊16💔7❤2👍2
Forwarded from گفتوشنود
در آستانه سال نو میلادی و جشن کریسمس زمانی که در بسیاری از نقاط جهان مردم گرد هم میآیند تا تولد عیسی مسیح را گرامی بدارند، به یاد بیاوریم که در ایران نوکیشان مسیحی (افرادی که انتخاب کردهاند به مسیحیت گرویده و آن را باور دارند) همچنان تحت فشار سیستماتیک و سرکوب قرار دارند.
مسالهای که نه بر مبنای جرم یا رفتار خشونتآمیز، بلکه صرفا بر اساس انتخاب عقیده و باور شخصی است.
آمارهای منتشرشده در این سالها و گزارشهای نهادهای حقوق بشری نشان میدهد که بسیاری از نوکیشان مسیحی در ایران به دلیل ایمان خود بازداشت، زندانی و به احکام سنگین محکوم شدهاند.
برای نمونه، پس از جنگ ۱۲روزه دستکم ۵۳ مسیحی و نوکیش در ۱۹ شهر تنها به خاطر گرویدن به مسیحیت یا فعالیتهای کلیسایی بازداشت شدند.
در موارد متعدد دیگر، گروههایی از نوکیشان مسیحی به احکام سنگین زندان محکوم شدهاند، چندین نفر از آنها تنها به دلیل حضور در جلسات کلیسای خانگی با برخورد قضایی و زندان مواجه شدهاند.
این سرکوبها در حالی اتفاق میافتد که آزادی انتخاب و تغییر دین، بهرغم پذیرش محدود ادیان رسمی در قوانین ایران، یک حق بنیادی در ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر و همچنین ماده ۱۸ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی است که به صراحت حق آزادی دین و باور را تضمین میکند و شامل انتخاب، گرویدن و ابراز آن میشود.
پیامدهای این فشارها فراتر از زندان است؛ خانوادهها از هم دور میافتند، افراد با محرومیتهای اجتماعی و اقتصادی روبهرو میشوند، بسیاری مجبور به مهاجرت برای حفظ امنیت و آزادی عقیده خود میشوند.
این در حالی است که اقوام مسیحی ایرانی، تاریخی طولانی از همزیستی مسالمتآمیز با دیگر ایرانیان داشتهاند، اما فشار ایدئولوژیک و حکومتی جمهوری اسلامی باعث شده که شمار قابل توجهی از آنها کشور را ترک کنند، در حالی که خواست اصلی تنها آزادی ایمان و آزادی زیستن مطابق با وجدان و باور شخصی است.
در این کریسمس، به یاد همه کسانی هستیم که برای باورشان هزینه دادهاند و یادآور حقوق انسانی جهانی باشیم که باید برای همه انسانها محترم شمرده شود.
#کریسمس #نوکیش_مسیحی #مسیحیان_ایران #آزادی_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مسالهای که نه بر مبنای جرم یا رفتار خشونتآمیز، بلکه صرفا بر اساس انتخاب عقیده و باور شخصی است.
آمارهای منتشرشده در این سالها و گزارشهای نهادهای حقوق بشری نشان میدهد که بسیاری از نوکیشان مسیحی در ایران به دلیل ایمان خود بازداشت، زندانی و به احکام سنگین محکوم شدهاند.
برای نمونه، پس از جنگ ۱۲روزه دستکم ۵۳ مسیحی و نوکیش در ۱۹ شهر تنها به خاطر گرویدن به مسیحیت یا فعالیتهای کلیسایی بازداشت شدند.
در موارد متعدد دیگر، گروههایی از نوکیشان مسیحی به احکام سنگین زندان محکوم شدهاند، چندین نفر از آنها تنها به دلیل حضور در جلسات کلیسای خانگی با برخورد قضایی و زندان مواجه شدهاند.
این سرکوبها در حالی اتفاق میافتد که آزادی انتخاب و تغییر دین، بهرغم پذیرش محدود ادیان رسمی در قوانین ایران، یک حق بنیادی در ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر و همچنین ماده ۱۸ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی است که به صراحت حق آزادی دین و باور را تضمین میکند و شامل انتخاب، گرویدن و ابراز آن میشود.
پیامدهای این فشارها فراتر از زندان است؛ خانوادهها از هم دور میافتند، افراد با محرومیتهای اجتماعی و اقتصادی روبهرو میشوند، بسیاری مجبور به مهاجرت برای حفظ امنیت و آزادی عقیده خود میشوند.
این در حالی است که اقوام مسیحی ایرانی، تاریخی طولانی از همزیستی مسالمتآمیز با دیگر ایرانیان داشتهاند، اما فشار ایدئولوژیک و حکومتی جمهوری اسلامی باعث شده که شمار قابل توجهی از آنها کشور را ترک کنند، در حالی که خواست اصلی تنها آزادی ایمان و آزادی زیستن مطابق با وجدان و باور شخصی است.
در این کریسمس، به یاد همه کسانی هستیم که برای باورشان هزینه دادهاند و یادآور حقوق انسانی جهانی باشیم که باید برای همه انسانها محترم شمرده شود.
#کریسمس #نوکیش_مسیحی #مسیحیان_ایران #آزادی_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔21❤2
Forwarded from گفتوشنود
چرا اسلامگرایان با برابری حقوقی میان زن و مرد مخالف هستند؟
اسلامگرایان با تفسیری که از دین ارائه میدهند، بر تفاوتهای جنسیتی تأکید میکنند و نقشهای محدود و از پیش تعیینشدهای را برای زنان قائل هستند. آنها معتقدند که زنان باید در حوزههای خاصی مانند خانواده و خانهداری متمرکز شوند و در نتیجه، از بسیاری از حقوق اجتماعی، سیاسی و فردی محروم میشوند.
این نگاه به زن، حقوق و آزادیهای برابر را به چالش میکشد و برابری میان زن و مرد را به عنوان تهدیدی برای نظام سنتی و مردسالارانه تلقی میکند.
تلاش برای حفظ قدرت و کنترل بر بدن و زندگی زنان، یکی از دلایل اصلی مخالفت اسلامگرایان با برابری حقوقی است. در این ایدئولوژی، زنان تحت سلطه مردان قرار میگیرند و آزادیهای آنها به شکلی سیستماتیک محدود میشود.
به نظر شما، چگونه میتوان با این نوع نگرشهای تبعیضآمیز مقابله کرد و راهحلهای موثر برای دستیابی به برابری حقوقی چیست؟
این برنامه را در همین راستا در وبسایت گفتوشنود از دست ندهید:
https://dialog.tavaana.org/say-listen-47/
#گفتگو_توانا #برابری_جنسیتی #حقوق_زنان #آزادی_انتخاب
@dialogue1402
اسلامگرایان با تفسیری که از دین ارائه میدهند، بر تفاوتهای جنسیتی تأکید میکنند و نقشهای محدود و از پیش تعیینشدهای را برای زنان قائل هستند. آنها معتقدند که زنان باید در حوزههای خاصی مانند خانواده و خانهداری متمرکز شوند و در نتیجه، از بسیاری از حقوق اجتماعی، سیاسی و فردی محروم میشوند.
این نگاه به زن، حقوق و آزادیهای برابر را به چالش میکشد و برابری میان زن و مرد را به عنوان تهدیدی برای نظام سنتی و مردسالارانه تلقی میکند.
تلاش برای حفظ قدرت و کنترل بر بدن و زندگی زنان، یکی از دلایل اصلی مخالفت اسلامگرایان با برابری حقوقی است. در این ایدئولوژی، زنان تحت سلطه مردان قرار میگیرند و آزادیهای آنها به شکلی سیستماتیک محدود میشود.
به نظر شما، چگونه میتوان با این نوع نگرشهای تبعیضآمیز مقابله کرد و راهحلهای موثر برای دستیابی به برابری حقوقی چیست؟
این برنامه را در همین راستا در وبسایت گفتوشنود از دست ندهید:
https://dialog.tavaana.org/say-listen-47/
#گفتگو_توانا #برابری_جنسیتی #حقوق_زنان #آزادی_انتخاب
@dialogue1402
🕊8❤3
Forwarded from گفتوشنود
هیچ چیز مثل آزادی نیست
پیام همراهان
هیچ چیز مثل آزادی نیست؛ مفهومی که تا زمانی که از ما دریغ نشود، قدر واقعیاش را درنمییابیم. زندگی در سایه حکومت دیکتاتوری یعنی نفسکشیدن در هوایی سنگین، جایی که سادهترین حقوق انسانی به امتیاز بدل میشود.
مردم ایران به خروش آمدهاند، نسلی که نمیخواهد در تاریکی بماند.
ایستادگی در برابر سرکوب، کاری دشوار و پرهزینه است؛ اما تاریخ نشان داده است که هیچ قدرتی نمیتواند اراده انسانها برای آزادی را بیپاسخ بگذارد.
همبستگی، نیرویی است که ترس را میشکند و امکان فردا آزاد را میسازد.
راه رسیدن به آزادی شاید طولانی و پرخطر باشد، اما هر گام، هر صدا و هر دست در دست دیگری، ما را یک قدم به جهانی نزدیک میکند که در آن زندگی ارزش زیستن دارد.
#اعتراضات_سراسری #همبستگی #آزادی #پایان_دیکتاتور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
هیچ چیز مثل آزادی نیست
پیام همراهان
هیچ چیز مثل آزادی نیست؛ مفهومی که تا زمانی که از ما دریغ نشود، قدر واقعیاش را درنمییابیم. زندگی در سایه حکومت دیکتاتوری یعنی نفسکشیدن در هوایی سنگین، جایی که سادهترین حقوق انسانی به امتیاز بدل میشود.
مردم ایران به خروش آمدهاند، نسلی که نمیخواهد در تاریکی بماند.
ایستادگی در برابر سرکوب، کاری دشوار و پرهزینه است؛ اما تاریخ نشان داده است که هیچ قدرتی نمیتواند اراده انسانها برای آزادی را بیپاسخ بگذارد.
همبستگی، نیرویی است که ترس را میشکند و امکان فردا آزاد را میسازد.
راه رسیدن به آزادی شاید طولانی و پرخطر باشد، اما هر گام، هر صدا و هر دست در دست دیگری، ما را یک قدم به جهانی نزدیک میکند که در آن زندگی ارزش زیستن دارد.
#اعتراضات_سراسری #همبستگی #آزادی #پایان_دیکتاتور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊4
Forwarded from گفتوشنود
پیوند نعیمی، شهروند بهایی ساکن کرمان، مربی و رفتارشناس سگ، روز ۱۸ دیماه حوالی ساعت ۱۴ در محل کار خود توسط مأموران وزارت اطلاعات بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد.
با گذشت ۱۴ روز از زمان بازداشت، همچنان هیچ اطلاعی درباره وضعیت جسمی و حقوقی او، محل نگهداری و اتهامات مطرحشده علیه این شهروند بهایی در دست نیست.
بر اساس گزارشها، ادامه بیخبری از سرنوشت پیوند نعیمی موجب افزایش نگرانی خانواده او شده و فشارهای روانی ناشی از این وضعیت به بیمار شدن والدینش انجامیده است.
بازداشت این شهروند بهایی در ادامه موج برخوردهای امنیتی با پیروان آیین بهایی در کرمان و دیگر شهرهای ایران صورت میگیرد؛ برخوردهایی که طی ماههای اخیر با بازداشتهای فلهای، نگهداری در مکانهای نامعلوم و عدم اطلاعرسانی رسمی درباره اتهامات همراه بوده است.
Peyvand Naeimi, a Baha’i Citizen and Dog Trainer arrested in Kerman
Peyvand Naeimi, a Baha’i citizen residing in Kerman and a dog trainer and behaviorist, was arrested on January 7 at around 2:00 p.m. at his workplace by agents of the Ministry of Intelligence and transferred to an undisclosed location.
Fourteen days after his arrest, there is still no information available regarding his physical condition, legal status, place of detention, or the charges brought against this Baha’i citizen.
#داستان_ما_یکیست #بهائیان_ایران #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پیوند نعیمی، شهروند بهایی ساکن کرمان، مربی و رفتارشناس سگ، روز ۱۸ دیماه حوالی ساعت ۱۴ در محل کار خود توسط مأموران وزارت اطلاعات بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد.
با گذشت ۱۴ روز از زمان بازداشت، همچنان هیچ اطلاعی درباره وضعیت جسمی و حقوقی او، محل نگهداری و اتهامات مطرحشده علیه این شهروند بهایی در دست نیست.
بر اساس گزارشها، ادامه بیخبری از سرنوشت پیوند نعیمی موجب افزایش نگرانی خانواده او شده و فشارهای روانی ناشی از این وضعیت به بیمار شدن والدینش انجامیده است.
بازداشت این شهروند بهایی در ادامه موج برخوردهای امنیتی با پیروان آیین بهایی در کرمان و دیگر شهرهای ایران صورت میگیرد؛ برخوردهایی که طی ماههای اخیر با بازداشتهای فلهای، نگهداری در مکانهای نامعلوم و عدم اطلاعرسانی رسمی درباره اتهامات همراه بوده است.
Peyvand Naeimi, a Baha’i Citizen and Dog Trainer arrested in Kerman
Peyvand Naeimi, a Baha’i citizen residing in Kerman and a dog trainer and behaviorist, was arrested on January 7 at around 2:00 p.m. at his workplace by agents of the Ministry of Intelligence and transferred to an undisclosed location.
Fourteen days after his arrest, there is still no information available regarding his physical condition, legal status, place of detention, or the charges brought against this Baha’i citizen.
#داستان_ما_یکیست #بهائیان_ایران #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔12❤3
Forwarded from گفتوشنود
سیاست جمهوری اسلامی در قبال آزادی باور و ادیان، همواره بر پایه سرکوب سیستماتیک، امنیتیسازی عقیده و حذف سازمانیافته اقلیتهای دینی استوار بوده است. این سرکوب نهتنها مستمر، بلکه در بزنگاههای سیاسی و اجتماعی بهطور محسوسی تشدید میشود؛ از خیزش «زن، زندگی، آزادی» پس از قتل مهسا امینی گرفته تا جنگ دوازدهروزه و موجهای اخیر اعتراضات سراسری. در چنین مقاطعی، حکومت با بهرهگیری از فضای امنیتی، فشار بر اقلیتهای دینی را افزایش داده و با پروندهسازی، بازداشت و اتهامات ساختگی، آنان را به ابزاری برای انحراف افکار عمومی و توجیه سرکوب گستردهتر جامعه تبدیل میکند.
اکانت رسمی وزارت خارجه ایالات متحده امریکا نوشت:
در پی اعتراضات اخیر، رژیم جمهوری اسلامی بار دیگر سرکوب خود علیه اقلیتهای دینی را تشدید کرده است. بهائیان، که تحتسختترین آزارهای مذهبی در ایران قرار دارند، به اتهامات دروغین جاسوسی و ارتباط با صهیونیسم بازداشت میشوند. این الگوی همیشگی رژیم است: هرگاه جمعیتی گسترده را سرکوب میکند، از این فرصت برای مقصر جلوه دادن بهائیان و دیگر اقلیتهای دینی، از جمله مسیحیان، یهودیان، زرتشتیان و سنی مذهبها، با استفاده از اتهامات بیاساس برای توجیه سرکوب بهره میبرد. این حملات سیستماتیک نقض آشکار حقوق بشر است. هیچکس فریب نمیخورد، ما میدانیم این بخشی از تلاش گستردهٔ رژیم برای ساکت کردن هر کسی است که از حکومت تبعیت نمیکند.
@usabehfarsi
#آزادی_دین #سرکوب_آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
اکانت رسمی وزارت خارجه ایالات متحده امریکا نوشت:
در پی اعتراضات اخیر، رژیم جمهوری اسلامی بار دیگر سرکوب خود علیه اقلیتهای دینی را تشدید کرده است. بهائیان، که تحتسختترین آزارهای مذهبی در ایران قرار دارند، به اتهامات دروغین جاسوسی و ارتباط با صهیونیسم بازداشت میشوند. این الگوی همیشگی رژیم است: هرگاه جمعیتی گسترده را سرکوب میکند، از این فرصت برای مقصر جلوه دادن بهائیان و دیگر اقلیتهای دینی، از جمله مسیحیان، یهودیان، زرتشتیان و سنی مذهبها، با استفاده از اتهامات بیاساس برای توجیه سرکوب بهره میبرد. این حملات سیستماتیک نقض آشکار حقوق بشر است. هیچکس فریب نمیخورد، ما میدانیم این بخشی از تلاش گستردهٔ رژیم برای ساکت کردن هر کسی است که از حکومت تبعیت نمیکند.
@usabehfarsi
#آزادی_دین #سرکوب_آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊7❤3💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام مجید فرنیا:
برای آزادی باید جان داد
مجید فرنیا، متولد ۱۳۵۸، روز ۱۸ دیماه در چالوس با شلیک نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی کشته شد.
او ساعاتی پیش از حضور در اعتراضات، ویدیویی ضبط کرده بود که اکنون بهعنوان پیام آخر او منتشر شده است. فرنیا در این ویدیو تاکید میکند که برای «آیندگان» و «آزادی» به خیابان میرود و با اشاره به هزینهای که آزادی دارد، میگوید دیر یا زود باید برای آن جان داد. او در بخش دیگری از این پیام، خطاب به پدر، مادر، خواهر و برادرش، از علاقه عمیق خود به خانواده سخن میگوید.
آی آزادی، چه جانها که در راهت نثار شد...
آزادی در تاریخ هیچ ملتی هدیه داده نشده، بلکه با جان انسانها به دست آمده است؛ با خون کسانی که پذیرفتند زنده نمانند تا حقیقت زنده بماند. در همه قرون، از دل تاریکترین استبدادها، انسانهایی برخاستند که دانستند بهای آزادی سنگین است، اما نبود آن سنگینتر. آنان رفتند تا راه بماند، جان دادند تا زندگی معنا پیدا کند، و نامشان تبدیل شد به ستونهای پنهانی تاریخ. آزادی بر شانههای همین جانها ایستاده است؛ جانهایی که سوختند، اما خاموش نشدند، و با رفتنشان به ما آموختند که آزادی نه یک آرزو، بلکه مسئولیتی است که نسل به نسل با فداکاری حفظ میشود.
با اینهمه هزینه که ملت ایران داده است، امید است که در فردای بعد از جمهوری اسلامی، مردم آگاهانه اجازه دیکتاتوری به هیچ حاکمی ندهند و آزادی پس از این رژیم جنایتکار را پاس بدارند. به امید آزادی
#مجید_فرنیا #آزادی #چالوس #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
برای آزادی باید جان داد
مجید فرنیا، متولد ۱۳۵۸، روز ۱۸ دیماه در چالوس با شلیک نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی کشته شد.
او ساعاتی پیش از حضور در اعتراضات، ویدیویی ضبط کرده بود که اکنون بهعنوان پیام آخر او منتشر شده است. فرنیا در این ویدیو تاکید میکند که برای «آیندگان» و «آزادی» به خیابان میرود و با اشاره به هزینهای که آزادی دارد، میگوید دیر یا زود باید برای آن جان داد. او در بخش دیگری از این پیام، خطاب به پدر، مادر، خواهر و برادرش، از علاقه عمیق خود به خانواده سخن میگوید.
آی آزادی، چه جانها که در راهت نثار شد...
آزادی در تاریخ هیچ ملتی هدیه داده نشده، بلکه با جان انسانها به دست آمده است؛ با خون کسانی که پذیرفتند زنده نمانند تا حقیقت زنده بماند. در همه قرون، از دل تاریکترین استبدادها، انسانهایی برخاستند که دانستند بهای آزادی سنگین است، اما نبود آن سنگینتر. آنان رفتند تا راه بماند، جان دادند تا زندگی معنا پیدا کند، و نامشان تبدیل شد به ستونهای پنهانی تاریخ. آزادی بر شانههای همین جانها ایستاده است؛ جانهایی که سوختند، اما خاموش نشدند، و با رفتنشان به ما آموختند که آزادی نه یک آرزو، بلکه مسئولیتی است که نسل به نسل با فداکاری حفظ میشود.
با اینهمه هزینه که ملت ایران داده است، امید است که در فردای بعد از جمهوری اسلامی، مردم آگاهانه اجازه دیکتاتوری به هیچ حاکمی ندهند و آزادی پس از این رژیم جنایتکار را پاس بدارند. به امید آزادی
#مجید_فرنیا #آزادی #چالوس #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔13👍10🕊4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
داریوش اقبالی، خواننده ایرانی، ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
«سالهاست که بهترین و دلیرترین فرزندان ایران در راه آزادی و رفاه و شادی، حبس و شکنجه و گلوله و مرگ را به جان خریدهاند.
ادامه راهی که کشتهشدگان و قربانیان جنبشهای آزادیخواهانه ایران آغاز کردند، بر عهده تک تک مردمی است که ایران را برای همه ایرانیان میخواهند و متحد، فارغ از هر زنده باد و مرده باد، در زير پرچم سه رنگ شير و خورشيد، ایران را به نقطه پایان ویرانی ۴۷ سالهاش میرسانند.
باشد که پس از اين خونبارترين شبهاى تاريخ ايران، درخشانترين روزهايش برسد.»
#نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴ #ایران #آزادی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
«سالهاست که بهترین و دلیرترین فرزندان ایران در راه آزادی و رفاه و شادی، حبس و شکنجه و گلوله و مرگ را به جان خریدهاند.
ادامه راهی که کشتهشدگان و قربانیان جنبشهای آزادیخواهانه ایران آغاز کردند، بر عهده تک تک مردمی است که ایران را برای همه ایرانیان میخواهند و متحد، فارغ از هر زنده باد و مرده باد، در زير پرچم سه رنگ شير و خورشيد، ایران را به نقطه پایان ویرانی ۴۷ سالهاش میرسانند.
باشد که پس از اين خونبارترين شبهاى تاريخ ايران، درخشانترين روزهايش برسد.»
#نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴ #ایران #آزادی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
👍33❤19🕊5💯1
Azadi
Jabeye Moosighi
ای فرزندان ما
لاله خونین در بادها
پرکشیدن از خاک از پیش ما
جاتون همین جاست تو سینه ی ما ..
#هنر_اعتراض #آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
لاله خونین در بادها
پرکشیدن از خاک از پیش ما
جاتون همین جاست تو سینه ی ما ..
#هنر_اعتراض #آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤6🕊3💔3
Forwarded from گفتوشنود
تداوم بازداشت ادیب شهبازپور؛ بیخبری خانواده از محل نگهداری و اتهامات
با گذشت نزدیک به دو هفته از بازداشت ادیب شهبازپور، شهروند ۳۰ ساله بهائی و ساکن کرمان، خانواده او همچنان از محل نگهداری و اتهام انتسابی علیه وی بیاطلاع هستند. پیگیریهای مکرر خانواده از نهادهای امنیتی و مراجع قضایی نیز بینتیجه بوده و به آنان اعلام شده که نامی با این مشخصات در مراکز مربوطه ثبت نشده است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، ادیب شهبازپور طی این مدت تنها چند تماس تلفنی بسیار کوتاه با خانواده داشته و صرفاً از سلامت جسمی خود خبر داده است. او مجرد و مربی تنیس است.
به گفته منابع مطلع، بازداشت این شهروند بهائی عصر دوشنبه ۲۹ دیماه حوالی ساعت ۱۵:۳۰ در مقابل منزل پدریاش صورت گرفته است. نیروهای امنیتی پس از بازداشت وی، به منزل خانواده یورش برده و وسایل شخصی از جمله تلفن همراه، لپتاپ و آیپد را ضبط کردهاند. مأموران سپس با مراجعه به منزل شخصی او در همان حوالی، این محل را نیز تفتیش و شماری از وسایل شخصی را ضبط کردند. پس از آن، ادیب شهبازپور به مکانی نامعلوم منتقل شده است.
این بازداشت در ادامه موج فزاینده سرکوب آزادی باور و فشار بر اقلیتهای مذهبی در ایران ارزیابی میشود؛ روندی که در سالهای اخیر بهطور ویژه جامعه بهائی را هدف قرار داده است. بازداشتهای خودسرانه، بیخبری خانوادهها از وضعیت بازداشتشدگان، ضبط اموال و محدودسازی معیشت و تحصیل بهائیان، از مصادیق تداوم این فشارها عنوان میشود.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
با گذشت نزدیک به دو هفته از بازداشت ادیب شهبازپور، شهروند ۳۰ ساله بهائی و ساکن کرمان، خانواده او همچنان از محل نگهداری و اتهام انتسابی علیه وی بیاطلاع هستند. پیگیریهای مکرر خانواده از نهادهای امنیتی و مراجع قضایی نیز بینتیجه بوده و به آنان اعلام شده که نامی با این مشخصات در مراکز مربوطه ثبت نشده است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، ادیب شهبازپور طی این مدت تنها چند تماس تلفنی بسیار کوتاه با خانواده داشته و صرفاً از سلامت جسمی خود خبر داده است. او مجرد و مربی تنیس است.
به گفته منابع مطلع، بازداشت این شهروند بهائی عصر دوشنبه ۲۹ دیماه حوالی ساعت ۱۵:۳۰ در مقابل منزل پدریاش صورت گرفته است. نیروهای امنیتی پس از بازداشت وی، به منزل خانواده یورش برده و وسایل شخصی از جمله تلفن همراه، لپتاپ و آیپد را ضبط کردهاند. مأموران سپس با مراجعه به منزل شخصی او در همان حوالی، این محل را نیز تفتیش و شماری از وسایل شخصی را ضبط کردند. پس از آن، ادیب شهبازپور به مکانی نامعلوم منتقل شده است.
این بازداشت در ادامه موج فزاینده سرکوب آزادی باور و فشار بر اقلیتهای مذهبی در ایران ارزیابی میشود؛ روندی که در سالهای اخیر بهطور ویژه جامعه بهائی را هدف قرار داده است. بازداشتهای خودسرانه، بیخبری خانوادهها از وضعیت بازداشتشدگان، ضبط اموال و محدودسازی معیشت و تحصیل بهائیان، از مصادیق تداوم این فشارها عنوان میشود.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔16🕊3❤2
Forwarded from گفتوشنود
کمیسیون آزادی مذهبی ایالات متحده: جمهوری اسلامی در جریان سرکوب اعتراضات، فشار بر اقلیتهای مذهبی را ادامه میدهد
رئیس کمیسیون آزادی مذهبی بینالمللی ایالات متحده اعلام کرد جمهوری اسلامی در جریان سرکوب اخیر اعتراضات مردمی، به سرکوب شدید اقلیتهای مذهبی نیز ادامه داده است.
ویکی هارتزلر، رئیس این کمیسیون دوحزبی که از سوی کنگره آمریکا منصوب میشود و مأموریت آن نظارت بر نقض آزادیهای مذهبی در جهان است، روز سهشنبه در گفتوگو با شبکه صدای آمریکا گفت بررسیهای این نهاد نشان میدهد تهران همچنان به اعمال فشار شدید علیه اقلیتهای مذهبی ادامه میدهد.
هارتزلر این اظهارات را در حاشیه نشست بینالمللی آزادی مذهبی در واشنگتن بیان کرد؛ همایشی سالانه که برگزارکنندگان آن به صدای آمریکا گفتهاند امسال حدود ۱۵۰۰ فعال از ۸۷ کشور در آن شرکت کردهاند.
او در این گفتوگو گفت: «آنچه حکومت بر مردم خود، از جمله اقلیتهای مذهبی، تحمیل میکند هولناک و بیرحمانه است.»
هارتزلر در ادامه افزود: «بهدلیل قطع اینترنت، دسترسی به اطلاعات دقیق بسیار دشوار است. اما ما معتقدیم که حکومت، مسیحیان، بهائیان و دیگر اقلیتهای مذهبی را در کنار سایر شهروندان سرکوب میکند. این موضوع بسیار نگرانکننده است.»
برگرفته از صدای آمریکا فارسی
#آزادی_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
رئیس کمیسیون آزادی مذهبی بینالمللی ایالات متحده اعلام کرد جمهوری اسلامی در جریان سرکوب اخیر اعتراضات مردمی، به سرکوب شدید اقلیتهای مذهبی نیز ادامه داده است.
ویکی هارتزلر، رئیس این کمیسیون دوحزبی که از سوی کنگره آمریکا منصوب میشود و مأموریت آن نظارت بر نقض آزادیهای مذهبی در جهان است، روز سهشنبه در گفتوگو با شبکه صدای آمریکا گفت بررسیهای این نهاد نشان میدهد تهران همچنان به اعمال فشار شدید علیه اقلیتهای مذهبی ادامه میدهد.
هارتزلر این اظهارات را در حاشیه نشست بینالمللی آزادی مذهبی در واشنگتن بیان کرد؛ همایشی سالانه که برگزارکنندگان آن به صدای آمریکا گفتهاند امسال حدود ۱۵۰۰ فعال از ۸۷ کشور در آن شرکت کردهاند.
او در این گفتوگو گفت: «آنچه حکومت بر مردم خود، از جمله اقلیتهای مذهبی، تحمیل میکند هولناک و بیرحمانه است.»
هارتزلر در ادامه افزود: «بهدلیل قطع اینترنت، دسترسی به اطلاعات دقیق بسیار دشوار است. اما ما معتقدیم که حکومت، مسیحیان، بهائیان و دیگر اقلیتهای مذهبی را در کنار سایر شهروندان سرکوب میکند. این موضوع بسیار نگرانکننده است.»
برگرفته از صدای آمریکا فارسی
#آزادی_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍13❤1🕊1
ایران در آستانه تحولی بزرگ ایستاده است
مردم این سرزمین با جانفشانی،رنج و خون خود صفحهای تازه در تاریخ گشودهاند؛ صفحهای که نوید فردایی بهتر،آزادتر و انسانیتر را میدهد. اما باید به یاد داشته باشیم که این آغاز راه است. برای رسیدن به مقصد، لازم است همان آیندهای که آرزویش را داریم، از همین امروز در رفتار و اندیشه خود زندگی کنیم.
ما ایرانی آزاد میخواهیم؛ ایرانی که در آن همه شهروندان، فارغ از زبان، قومیت، باور، مذهب و گرایش فکری، در کنار یکدیگر برای آبادانی میهن و شکوفایی استعدادهای مردمانش تلاش کنند. آیندهای که در آن کرامت انسان معیار باشد و هیچ ایرانی بهدلیل تفاوتهایش طرد نشود.
چنین فردایی تنها زمانی ممکن است که همبستگی را نه در شعار، بلکه در عمل بیاموزیم.
ثمردادن خونهایی که در راه آزادی و رهایی ایران ریخته شده، در گرو اتحاد همه نیروها و دلهای دلسوز این سرزمین است. همبستگی با پذیرش و مدارا شکل میگیرد، نه با دیگریسازی، نفرتپراکنی، تهدید و انگ زدن. هر سخن و رفتاری که بذر کینه بیفشاند، راه رسیدن به آزادی را طولانیتر میکند. امروز بیش از هر زمان دیگر به فرهنگی از گفتوگو، احترام متقابل و تحمل تفاوتها نیاز داریم.
زمان آن رسیده است که همه نیروهای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی، با هر دیدگاه و سلیقهای، برای شکلدادن به جبههای بزرگ از همبستگی ملی گام بردارند. جبههای که میتواند رنگارنگ باشد، اما بر سر حداقلهای روشنی چون آزادی، حاکمیت قانون، کرامت انسانی، حفظ تمامیت ارضی، جدایی دین از حکومت، حق انتخاب مردم و نفی هرگونه استبداد توافق کند. بهرسمیتشناختن یکدیگر نخستین گام بلوغ سیاسی ماست. بلوغی که باید به جهان نشان دهد ایرانیان توان همکاری برای ساختن آیندهای مشترک را دارند.
همبستگی یعنی همه با هم؛ نه «همه با من»، نه پیروی از یک فرد یا یک تفکر واحد. آینده ایران باید از فردمحوری به سیستممحوری گذر کند؛ به سوی نظمی که در آن هیچکس نتواند اراده شخصی خود را بر قانون و بر مردم تحمیل کند. تنها در چنین چارچوبی است که میتوان امید داشت آزادی پایدار بماند و چرخه استبداد تکرار نشود. جهانیان نیز زمانی بیش از پیش به ما اعتماد خواهند کرد که نشان دهیم بهجای قهرمانپرستی، به نهادها، قانون و مسئولیت جمعی باور داریم.
قدرت ما در همبستگی ماست. جمهوری اسلامی ممکن است سلاح، پول و رسانه داشته باشد؛ اما ما یکدیگر را داریم. ما مردم، امید و حقیقت را داریم و اینها سرمایهای است که از هر قدرت مادی ماندگارتر و تعیینکنندهتر است.
تظاهرات ایرانیان در سراسر جهان، این پیام را به ایرانیان داخل که گروگان یک حکومت تبهکار هستند میدهد که ما تنها نیستیم. نمایندگانی شایسته در خارج داریم که رنج ما را بیان میکنند، نام جاویدنامان را فریاد میزنند و از دنیا برای مردم ستمدیده ایران طلب یاری میکنند.
امروز جمع زیادی از مخالفان حکومت، در زندان هستند. آنها با وجود گرایشهای فکری متفاوت در کنار یکدیگر ایستادهاند و برای لغو اعدام، آزادی عقیده و باور و برقراری عدالت هزینه میدهند.
امیدوارم در فردای پس از جمهوری اسلامی، این زندانها و سیاهچالها تغییر کاربری پیدا کنند و هیچکس بهخاطر عقایدش به زندان نیفتد. امید دارم که ایرانی داشته باشیم که در آن آزادی به معنی واقعی کلمه یعنی آزادی مخالف من به رسمیت شناخته شود.
اگر امروز کنفرانس مونیخ نماینده یا نمایندگانی از اپوزیسیون را بهجای مسئولان جمهوری اسلامی دعوت میکند، این موضوع حاصل جانهایی است که در راه آزادی فدا شدهاند و از این رو شایسته است که در چنین فرصتی، یاد آن عزیزان گرامی داشته شود و اسناد جنایت علیه بشریت که توسط حکومت اعمال شده، به جهانیان ارائه شود.
شاهزاده رضا پهلوی؛ حضور شما در کنفرانس امنیتی مونیخ، در نقطهای که نگاه افکار عمومی جهان به آن دوخته شده و همزمان با برگزاری تظاهرات گسترده ایرانیان در ۱۴ فوریه - روز جهانی اقدام - اهمیتی تاریخی یافته است. این لحظه میتواند به فرصتی تعیینکننده برای رساندن یک پیام روشن به رهبران جهان بدل شود: دوران مذاکره و مماشات با این رژیم به پایان رسیده و ادامه آن دیگر ممکن و مشروع نیست. جهان باید صدای واقعی ایران را بشنود؛ صدای ملتی که ۴۷ سال در بند بوده اما هرگز تسلیم نشده است. آزادی فوری زندانیان سیاسی، توقف ماشین اعدام، حمایت عملی از خیزشهای مردمی و انزوای کامل ساختار سرکوب، حداقل اقداماتی است که میتواند راه پایاندادن به این چرخه رنج را هموار کند.
با ایمان به آیندهای روشن برای ایران، دست همبستگی به سوی همه فرزندان این سرزمین دراز میکنم. راه آزادی دشوار است، اما با هم میتوان آن را پیمود. آینده از آنِ ملتی است که کنار یکدیگر میایستند، نه در برابر هم.
زنده باد #همبستگی ملی
زنده باد #آزادی
پاینده ایران
#رضا_محمدحسینی
زندان قزلحصار کرج
#بیانیه
مردم این سرزمین با جانفشانی،رنج و خون خود صفحهای تازه در تاریخ گشودهاند؛ صفحهای که نوید فردایی بهتر،آزادتر و انسانیتر را میدهد. اما باید به یاد داشته باشیم که این آغاز راه است. برای رسیدن به مقصد، لازم است همان آیندهای که آرزویش را داریم، از همین امروز در رفتار و اندیشه خود زندگی کنیم.
ما ایرانی آزاد میخواهیم؛ ایرانی که در آن همه شهروندان، فارغ از زبان، قومیت، باور، مذهب و گرایش فکری، در کنار یکدیگر برای آبادانی میهن و شکوفایی استعدادهای مردمانش تلاش کنند. آیندهای که در آن کرامت انسان معیار باشد و هیچ ایرانی بهدلیل تفاوتهایش طرد نشود.
چنین فردایی تنها زمانی ممکن است که همبستگی را نه در شعار، بلکه در عمل بیاموزیم.
ثمردادن خونهایی که در راه آزادی و رهایی ایران ریخته شده، در گرو اتحاد همه نیروها و دلهای دلسوز این سرزمین است. همبستگی با پذیرش و مدارا شکل میگیرد، نه با دیگریسازی، نفرتپراکنی، تهدید و انگ زدن. هر سخن و رفتاری که بذر کینه بیفشاند، راه رسیدن به آزادی را طولانیتر میکند. امروز بیش از هر زمان دیگر به فرهنگی از گفتوگو، احترام متقابل و تحمل تفاوتها نیاز داریم.
زمان آن رسیده است که همه نیروهای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی، با هر دیدگاه و سلیقهای، برای شکلدادن به جبههای بزرگ از همبستگی ملی گام بردارند. جبههای که میتواند رنگارنگ باشد، اما بر سر حداقلهای روشنی چون آزادی، حاکمیت قانون، کرامت انسانی، حفظ تمامیت ارضی، جدایی دین از حکومت، حق انتخاب مردم و نفی هرگونه استبداد توافق کند. بهرسمیتشناختن یکدیگر نخستین گام بلوغ سیاسی ماست. بلوغی که باید به جهان نشان دهد ایرانیان توان همکاری برای ساختن آیندهای مشترک را دارند.
همبستگی یعنی همه با هم؛ نه «همه با من»، نه پیروی از یک فرد یا یک تفکر واحد. آینده ایران باید از فردمحوری به سیستممحوری گذر کند؛ به سوی نظمی که در آن هیچکس نتواند اراده شخصی خود را بر قانون و بر مردم تحمیل کند. تنها در چنین چارچوبی است که میتوان امید داشت آزادی پایدار بماند و چرخه استبداد تکرار نشود. جهانیان نیز زمانی بیش از پیش به ما اعتماد خواهند کرد که نشان دهیم بهجای قهرمانپرستی، به نهادها، قانون و مسئولیت جمعی باور داریم.
قدرت ما در همبستگی ماست. جمهوری اسلامی ممکن است سلاح، پول و رسانه داشته باشد؛ اما ما یکدیگر را داریم. ما مردم، امید و حقیقت را داریم و اینها سرمایهای است که از هر قدرت مادی ماندگارتر و تعیینکنندهتر است.
تظاهرات ایرانیان در سراسر جهان، این پیام را به ایرانیان داخل که گروگان یک حکومت تبهکار هستند میدهد که ما تنها نیستیم. نمایندگانی شایسته در خارج داریم که رنج ما را بیان میکنند، نام جاویدنامان را فریاد میزنند و از دنیا برای مردم ستمدیده ایران طلب یاری میکنند.
امروز جمع زیادی از مخالفان حکومت، در زندان هستند. آنها با وجود گرایشهای فکری متفاوت در کنار یکدیگر ایستادهاند و برای لغو اعدام، آزادی عقیده و باور و برقراری عدالت هزینه میدهند.
امیدوارم در فردای پس از جمهوری اسلامی، این زندانها و سیاهچالها تغییر کاربری پیدا کنند و هیچکس بهخاطر عقایدش به زندان نیفتد. امید دارم که ایرانی داشته باشیم که در آن آزادی به معنی واقعی کلمه یعنی آزادی مخالف من به رسمیت شناخته شود.
اگر امروز کنفرانس مونیخ نماینده یا نمایندگانی از اپوزیسیون را بهجای مسئولان جمهوری اسلامی دعوت میکند، این موضوع حاصل جانهایی است که در راه آزادی فدا شدهاند و از این رو شایسته است که در چنین فرصتی، یاد آن عزیزان گرامی داشته شود و اسناد جنایت علیه بشریت که توسط حکومت اعمال شده، به جهانیان ارائه شود.
شاهزاده رضا پهلوی؛ حضور شما در کنفرانس امنیتی مونیخ، در نقطهای که نگاه افکار عمومی جهان به آن دوخته شده و همزمان با برگزاری تظاهرات گسترده ایرانیان در ۱۴ فوریه - روز جهانی اقدام - اهمیتی تاریخی یافته است. این لحظه میتواند به فرصتی تعیینکننده برای رساندن یک پیام روشن به رهبران جهان بدل شود: دوران مذاکره و مماشات با این رژیم به پایان رسیده و ادامه آن دیگر ممکن و مشروع نیست. جهان باید صدای واقعی ایران را بشنود؛ صدای ملتی که ۴۷ سال در بند بوده اما هرگز تسلیم نشده است. آزادی فوری زندانیان سیاسی، توقف ماشین اعدام، حمایت عملی از خیزشهای مردمی و انزوای کامل ساختار سرکوب، حداقل اقداماتی است که میتواند راه پایاندادن به این چرخه رنج را هموار کند.
با ایمان به آیندهای روشن برای ایران، دست همبستگی به سوی همه فرزندان این سرزمین دراز میکنم. راه آزادی دشوار است، اما با هم میتوان آن را پیمود. آینده از آنِ ملتی است که کنار یکدیگر میایستند، نه در برابر هم.
زنده باد #همبستگی ملی
زنده باد #آزادی
پاینده ایران
#رضا_محمدحسینی
زندان قزلحصار کرج
#بیانیه
❤21👍10🕊1💔1