Forwarded from گفتوشنود
معجزهی نماز باران
کارتونیست: بهنام محمدی
goo.gl/Ai7EN5
سابقه برگزاری نماز باران همزمان با پیشبینی های بارش در سالهای اخیر امری تکراری است.
اینبار هم جمهوری اسلامی همزمان با پیشبینی ورود سامانه های بارشی از اوایل هفته بعد از غرب کشور ، برای جمعه اعلام برگزاری نماز باران کرده.
در سالهای اخیر، همزمانی برگزاری نماز باران با پیشبینی بارش، به روالی تکراری و ابزاری تبدیل شده است.
مسئولانی که خشکسالی را به بیحجابی و بیدینی مردم نسبت میدهند، اکنون از پیشبینیهای هواشناسی برای نمایشهای مذهبی بهرهبرداری میکنند. این رفتار، مصداق سوءاستفاده از باورهای دینی مردم برای پوشاندن ناکارآمدی در مدیریت منابع و بحران آب است.
#نماز_باران #خرافات #بحران_آب #دین_حکومتی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
معجزهی نماز باران
کارتونیست: بهنام محمدی
goo.gl/Ai7EN5
سابقه برگزاری نماز باران همزمان با پیشبینی های بارش در سالهای اخیر امری تکراری است.
اینبار هم جمهوری اسلامی همزمان با پیشبینی ورود سامانه های بارشی از اوایل هفته بعد از غرب کشور ، برای جمعه اعلام برگزاری نماز باران کرده.
در سالهای اخیر، همزمانی برگزاری نماز باران با پیشبینی بارش، به روالی تکراری و ابزاری تبدیل شده است.
مسئولانی که خشکسالی را به بیحجابی و بیدینی مردم نسبت میدهند، اکنون از پیشبینیهای هواشناسی برای نمایشهای مذهبی بهرهبرداری میکنند. این رفتار، مصداق سوءاستفاده از باورهای دینی مردم برای پوشاندن ناکارآمدی در مدیریت منابع و بحران آب است.
#نماز_باران #خرافات #بحران_آب #دین_حکومتی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍17❤1🕊1
Forwarded from گفتوشنود
دینداری و اسارت جاودانگی
چگونه میل به ماندن و جاودانگی میتواند آزادی انسان را محدود کند.
پیام همراهان
میل به جاودانگی، نیرویی بنیادین در انسان است که ریشه در اضطراب از مرگ دارد. وقتی انسان از محدودیت و فناپذیری خود آگاه میشود، به دنبال راههایی برای «ماندن» میگردد. این میل طبیعی است، اما اگر غیرفعال یا غیرآگاهانه دنبال شود، میتواند آزادی واقعی را محدود کند. افراد گاهی در دینداری، گاهی در شهرت، ثروت، علم یا حتی فرزندآوری تلاش میکنند که نام و اثر خود را باقی بگذارند.
راه دیگری نیز وجود دارد: به جای اصرار بر جاودانگی، میتوان تمرکز را روی مفید بودن و اثربخش بودن گذاشت. زندگی اصیل یعنی حضور کامل در لحظه، انجام کارهای ارزشمند و وفاداری به خود، بدون اینکه اضطراب ماندن در یادها زندگی را تحت تأثیر قرار دهد. وقتی ما مردهایم، تفاوتی ندارد که از ما یادی شود یا نه؛ آنچه مهم است، کیفیت و اصالت زندگی ماست.
پروژهٔ جاودانگی میتواند در مسیرهایی غیر از دینداری نیز تحقق یابد. علم، فلسفه، هنر، خدمات اجتماعی و کارهای رایگانبخشانه همه راههایی هستند که انسان میتواند تأثیر واقعی بگذارد، بدون گرفتار شدن در ایدئولوژی، خرافه یا شستشوی مغزی. اخلاقی زیستن، به ویژه یک اخلاق معنوی و سکولار، آزادی و معنا را همزمان با اثرگذاری فراهم میکند.
کسی که مرگ را پذیرفته و با اضطراب فناپذیری خود کنار آمده، دیگر نیازی به اصرار بر جاودانگی ندارد. او میتواند آزادانه، اصیل و اثرگذار زندگی کند. در پایان، یک پرسش تأملبرانگیز باقی میماند:
اگر کسی با اضطراب مرگ کنار آمده و زندگی اصیل و آزادانهای دارد، آیا هنوز به دین نیاز دارد؟
«فردا که ازین دیرِ فنا درگذریم
با هفتهزارسالگان سربهسریم»
#جاودانگی #دین #ایدئولوژی #آزادی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه میل به ماندن و جاودانگی میتواند آزادی انسان را محدود کند.
پیام همراهان
میل به جاودانگی، نیرویی بنیادین در انسان است که ریشه در اضطراب از مرگ دارد. وقتی انسان از محدودیت و فناپذیری خود آگاه میشود، به دنبال راههایی برای «ماندن» میگردد. این میل طبیعی است، اما اگر غیرفعال یا غیرآگاهانه دنبال شود، میتواند آزادی واقعی را محدود کند. افراد گاهی در دینداری، گاهی در شهرت، ثروت، علم یا حتی فرزندآوری تلاش میکنند که نام و اثر خود را باقی بگذارند.
راه دیگری نیز وجود دارد: به جای اصرار بر جاودانگی، میتوان تمرکز را روی مفید بودن و اثربخش بودن گذاشت. زندگی اصیل یعنی حضور کامل در لحظه، انجام کارهای ارزشمند و وفاداری به خود، بدون اینکه اضطراب ماندن در یادها زندگی را تحت تأثیر قرار دهد. وقتی ما مردهایم، تفاوتی ندارد که از ما یادی شود یا نه؛ آنچه مهم است، کیفیت و اصالت زندگی ماست.
پروژهٔ جاودانگی میتواند در مسیرهایی غیر از دینداری نیز تحقق یابد. علم، فلسفه، هنر، خدمات اجتماعی و کارهای رایگانبخشانه همه راههایی هستند که انسان میتواند تأثیر واقعی بگذارد، بدون گرفتار شدن در ایدئولوژی، خرافه یا شستشوی مغزی. اخلاقی زیستن، به ویژه یک اخلاق معنوی و سکولار، آزادی و معنا را همزمان با اثرگذاری فراهم میکند.
کسی که مرگ را پذیرفته و با اضطراب فناپذیری خود کنار آمده، دیگر نیازی به اصرار بر جاودانگی ندارد. او میتواند آزادانه، اصیل و اثرگذار زندگی کند. در پایان، یک پرسش تأملبرانگیز باقی میماند:
اگر کسی با اضطراب مرگ کنار آمده و زندگی اصیل و آزادانهای دارد، آیا هنوز به دین نیاز دارد؟
«فردا که ازین دیرِ فنا درگذریم
با هفتهزارسالگان سربهسریم»
#جاودانگی #دین #ایدئولوژی #آزادی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊10👍3
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی ایمان زیر ذرهبین واقعیتهای اجتماعی میرود…
در مناظرهای داغ در حیاط دانشگاه، کشیش کلیف ناکتل از وجود خدا میپرسد، اما دانشجوی جوان پاسخ را به سطحی بالاتر میبرد: «موضوع فقط خدا نیست؛ مسئله اینه که نهادهای دینی چه نقشی در رنج و سکوت جوامع ایفا میکنن.»
بحثی صریح درباره نقش کلیسا(نهادهای مذهبی)، سرکوب، دعا، اطاعت… و این سؤال مهم:
آیا دین به بهبود زندگی مردم کمک کرده، یا فقط آنها را به تحمل وضع موجود دعوت کرده؟
شما چه فکر میکنید؟
#مناظره #دین_و_جامعه #کلیسا #الهیات #خداناباور #ناباورمند #باورمند #کلیف_ناکتل #مذهب_و_قدرت #نقش_دین_در_جامعه #تفکر_نقادانه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
وقتی ایمان زیر ذرهبین واقعیتهای اجتماعی میرود…
در مناظرهای داغ در حیاط دانشگاه، کشیش کلیف ناکتل از وجود خدا میپرسد، اما دانشجوی جوان پاسخ را به سطحی بالاتر میبرد: «موضوع فقط خدا نیست؛ مسئله اینه که نهادهای دینی چه نقشی در رنج و سکوت جوامع ایفا میکنن.»
بحثی صریح درباره نقش کلیسا(نهادهای مذهبی)، سرکوب، دعا، اطاعت… و این سؤال مهم:
آیا دین به بهبود زندگی مردم کمک کرده، یا فقط آنها را به تحمل وضع موجود دعوت کرده؟
شما چه فکر میکنید؟
#مناظره #دین_و_جامعه #کلیسا #الهیات #خداناباور #ناباورمند #باورمند #کلیف_ناکتل #مذهب_و_قدرت #نقش_دین_در_جامعه #تفکر_نقادانه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤16👍10👌3
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انتشار چنین ویدیویی، که در آن نماینده ولیفقیه برای جلب ۳۰ میلیارد تومان بودجه مسجد با ادبیاتی مبتنی بر چاپلوسی از استاندار مازندران درخواست میکند، عمق فاصله میان اولویتهای رسمی و نیازهای واقعی جامعه را آشکار میسازد.
در شرایطی که کشور با کسری شدید بودجه عمرانی و بحرانهای جدی در بخش آموزش، بهداشت و زیرساختهای عمومی دستوپنجه نرم میکند، تخصیص چنین مبالغی به ساخت مسجد — آن هم با توجیهاتی شعاری درباره «طعم شیرین» نظام — پرسشبرانگیز است.
آیا در این وضعیت، ساخت مسجد واقعا ضرورتی برتر از کلاسهای استاندارد، آزمایشگاههای مجهز، امکانات پژوهشی یا حتی تعمیر مدارس فرسوده دارد؟
و آیا کارکرد و ساخت مسجد با چنین هزینههای گزاف توجیهی غیر از غارت منابع با نام دین دارد؟
#مسجد #ولی_فقیه #دین_حکومتی #فساد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
انتشار چنین ویدیویی، که در آن نماینده ولیفقیه برای جلب ۳۰ میلیارد تومان بودجه مسجد با ادبیاتی مبتنی بر چاپلوسی از استاندار مازندران درخواست میکند، عمق فاصله میان اولویتهای رسمی و نیازهای واقعی جامعه را آشکار میسازد.
در شرایطی که کشور با کسری شدید بودجه عمرانی و بحرانهای جدی در بخش آموزش، بهداشت و زیرساختهای عمومی دستوپنجه نرم میکند، تخصیص چنین مبالغی به ساخت مسجد — آن هم با توجیهاتی شعاری درباره «طعم شیرین» نظام — پرسشبرانگیز است.
آیا در این وضعیت، ساخت مسجد واقعا ضرورتی برتر از کلاسهای استاندارد، آزمایشگاههای مجهز، امکانات پژوهشی یا حتی تعمیر مدارس فرسوده دارد؟
و آیا کارکرد و ساخت مسجد با چنین هزینههای گزاف توجیهی غیر از غارت منابع با نام دین دارد؟
#مسجد #ولی_فقیه #دین_حکومتی #فساد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤10👎7
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انتشار چنین ویدیویی، که در آن نماینده ولیفقیه برای جلب ۳۰ میلیارد تومان بودجه مسجد با ادبیاتی مبتنی بر چاپلوسی از استاندار مازندران درخواست میکند، عمق فاصله میان اولویتهای رسمی و نیازهای واقعی جامعه را آشکار میسازد.
در شرایطی که کشور با کسری شدید بودجه عمرانی و بحرانهای جدی در بخش آموزش، بهداشت و زیرساختهای عمومی دستوپنجه نرم میکند، تخصیص چنین مبالغی به ساخت مسجد — آن هم با توجیهاتی شعاری درباره «طعم شیرین» نظام — پرسشبرانگیز است.
آیا در این وضعیت، ساخت مسجد واقعا ضرورتی برتر از کلاسهای استاندارد، آزمایشگاههای مجهز، امکانات پژوهشی یا حتی تعمیر مدارس فرسوده دارد؟
و آیا کارکرد و ساخت مسجد با چنین هزینههای گزاف توجیهی غیر از غارت منابع با نام دین دارد؟
#مسجد #ولی_فقیه #دین_حکومتی #فساد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
انتشار چنین ویدیویی، که در آن نماینده ولیفقیه برای جلب ۳۰ میلیارد تومان بودجه مسجد با ادبیاتی مبتنی بر چاپلوسی از استاندار مازندران درخواست میکند، عمق فاصله میان اولویتهای رسمی و نیازهای واقعی جامعه را آشکار میسازد.
در شرایطی که کشور با کسری شدید بودجه عمرانی و بحرانهای جدی در بخش آموزش، بهداشت و زیرساختهای عمومی دستوپنجه نرم میکند، تخصیص چنین مبالغی به ساخت مسجد — آن هم با توجیهاتی شعاری درباره «طعم شیرین» نظام — پرسشبرانگیز است.
آیا در این وضعیت، ساخت مسجد واقعا ضرورتی برتر از کلاسهای استاندارد، آزمایشگاههای مجهز، امکانات پژوهشی یا حتی تعمیر مدارس فرسوده دارد؟
و آیا کارکرد و ساخت مسجد با چنین هزینههای گزاف توجیهی غیر از غارت منابع با نام دین دارد؟
#مسجد #ولی_فقیه #دین_حکومتی #فساد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍15❤3🕊2
Forwarded from گفتوشنود
"بیخدایی" به مثابه تهدید؛
خداناباوران در جمهوری اسلامی از چه حقوقی محروم هستند؟
پیام همراهان
در جمهوری اسلامی، خداناباوری نه تنها یک باور شخصی بلکه وضعیتی تهدیدآمیز برای نظم ایدئولوژیک و مشروعیت نظام تلقی میشود. ساختار قدرت در این نظام بر پایه پیوند میان حاکمیت سیاسی و مشروعیت دینی شکل گرفته است و هر ایدهای که این پیوند را زیر سؤال ببرد—از جمله خداناباوری علنی—بهعنوان تهدید سیاسی و اجتماعی دیده میشود. در نتیجه، خداناباوران از حوزههای متعددی از حقوق فردی، مدنی و اجتماعی محروم میشوند.
♦️محرومیتهای قضایی و حقوقی
خداناباوران در قوانین رسمی جایگاهی مشخص ندارند. قانون اساسی تنها اسلام و سه دین رسمی (زرتشتی، مسیحی و یهودی) را به رسمیت میشناسد. خروج از اسلام یا بیدینی علنی ممکن است با استناد به مفاهیم فقهی مانند ارتداد یا عناوین کیفری همچون «توهین به مقدسات» و «تبلیغ علیه نظام» پیگرد شود. اعتبار شهادت در دادگاه، حقوق مربوط به ازدواج، طلاق، حضانت و ارث نیز در مواردی میتواند برای خداناباوران محدود باشد.
♦️محرومیتهای استخدامی و حرفهای
بسیاری از مشاغل دولتی و پستهای مدیریتی، ارتقای شغلی در نهادهای قضایی، آموزشی، نظامی و امنیتی، و حتی عضویت در هیئت علمی دانشگاهها، مشروط به «اعتقاد و التزام عملی به اسلام» است. این محدودیتها خداناباوران را مجبور به پنهانکاری یا محرومیت عملی از فرصتهای شغلی و علمی میکند.
♦️محرومیتهای مدنی و اجتماعی
خداناباوران حق تشکیل تشکل، فعالیت فرهنگی یا رسانهای علنی ندارند. بیان بیخدایی در رسانهها یا فضای عمومی ممکن است با سانسور، توقیف محتوا، محدودیت شغلی و حتی پیگرد امنیتی همراه باشد. در زندگی خصوصی نیز ممکن است با طرد خانوادگی، تهدید حضانت و فشار اجتماعی مواجه شوند.
♦️ریشهها و پیامدها
این محرومیتها ناشی از ترکیب سه عامل است: فقه رسمی، منطق ایدئولوژیک نظام و نگرانیهای امنیتی. تهدید خداناباوری از دید جمهوری اسلامی نه صرفاً اعتقادی، بلکه یک خطر برای مشروعیت و انسجام اجتماعی است. در نتیجه، خداناباوران عملاً در موقعیتی قرار میگیرند که نه تنها حقوق برابر ندارند، بلکه مجبور به سکوت، پنهانکاری و پذیرش محدودیتهای متعدد زندگی روزمره هستند.
این وضعیت نشان میدهد که «بیخدایی» در جمهوری اسلامی صرفاً یک باور شخصی نیست، بلکه یک چالش ساختاری برای حفظ نظم ایدئولوژیک و کنترل اجتماعی محسوب میشود.
#خداناباور #آتئیست #ناباورمند #فقه #اسلام #دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
"بیخدایی" به مثابه تهدید؛
خداناباوران در جمهوری اسلامی از چه حقوقی محروم هستند؟
پیام همراهان
در جمهوری اسلامی، خداناباوری نه تنها یک باور شخصی بلکه وضعیتی تهدیدآمیز برای نظم ایدئولوژیک و مشروعیت نظام تلقی میشود. ساختار قدرت در این نظام بر پایه پیوند میان حاکمیت سیاسی و مشروعیت دینی شکل گرفته است و هر ایدهای که این پیوند را زیر سؤال ببرد—از جمله خداناباوری علنی—بهعنوان تهدید سیاسی و اجتماعی دیده میشود. در نتیجه، خداناباوران از حوزههای متعددی از حقوق فردی، مدنی و اجتماعی محروم میشوند.
♦️محرومیتهای قضایی و حقوقی
خداناباوران در قوانین رسمی جایگاهی مشخص ندارند. قانون اساسی تنها اسلام و سه دین رسمی (زرتشتی، مسیحی و یهودی) را به رسمیت میشناسد. خروج از اسلام یا بیدینی علنی ممکن است با استناد به مفاهیم فقهی مانند ارتداد یا عناوین کیفری همچون «توهین به مقدسات» و «تبلیغ علیه نظام» پیگرد شود. اعتبار شهادت در دادگاه، حقوق مربوط به ازدواج، طلاق، حضانت و ارث نیز در مواردی میتواند برای خداناباوران محدود باشد.
♦️محرومیتهای استخدامی و حرفهای
بسیاری از مشاغل دولتی و پستهای مدیریتی، ارتقای شغلی در نهادهای قضایی، آموزشی، نظامی و امنیتی، و حتی عضویت در هیئت علمی دانشگاهها، مشروط به «اعتقاد و التزام عملی به اسلام» است. این محدودیتها خداناباوران را مجبور به پنهانکاری یا محرومیت عملی از فرصتهای شغلی و علمی میکند.
♦️محرومیتهای مدنی و اجتماعی
خداناباوران حق تشکیل تشکل، فعالیت فرهنگی یا رسانهای علنی ندارند. بیان بیخدایی در رسانهها یا فضای عمومی ممکن است با سانسور، توقیف محتوا، محدودیت شغلی و حتی پیگرد امنیتی همراه باشد. در زندگی خصوصی نیز ممکن است با طرد خانوادگی، تهدید حضانت و فشار اجتماعی مواجه شوند.
♦️ریشهها و پیامدها
این محرومیتها ناشی از ترکیب سه عامل است: فقه رسمی، منطق ایدئولوژیک نظام و نگرانیهای امنیتی. تهدید خداناباوری از دید جمهوری اسلامی نه صرفاً اعتقادی، بلکه یک خطر برای مشروعیت و انسجام اجتماعی است. در نتیجه، خداناباوران عملاً در موقعیتی قرار میگیرند که نه تنها حقوق برابر ندارند، بلکه مجبور به سکوت، پنهانکاری و پذیرش محدودیتهای متعدد زندگی روزمره هستند.
این وضعیت نشان میدهد که «بیخدایی» در جمهوری اسلامی صرفاً یک باور شخصی نیست، بلکه یک چالش ساختاری برای حفظ نظم ایدئولوژیک و کنترل اجتماعی محسوب میشود.
#خداناباور #آتئیست #ناباورمند #فقه #اسلام #دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤14👍6
Forwarded from گفتوشنود
جشن شکرگزاری (Thanksgiving)
جشن شکرگزاری که در چهارمین پنجشنبه ماه نوامبر برگزار میشود، فرصتی است برای گردهمایی خانوادهها و دوستان و جشن گرفتن به مناسبت برداشت محصول و شکرگزاری برای داشتهها؛ امسال این روز مصادف با ۲۷ نوامبر شده است.
ریشههای جشن شکرگزاری در آمریکای شمالی به دورانی که مردم با شکرگزاری به درگاه خداوند برای افزایش محصولات دعا میکردند بازمیگردد. در گذشته این جشن بیشتر از امروز شکل مذهبی داشت. هرچند امروز این جشن کمتر جنبهٔ مذهبی دارد و بیشتر یک تعطیلات فرهنگی است، ولی همچنان بسیاری از مردم این روز را به عنوان فرصتی برای شکرگزاری و سپاسگزاری از آنچه در زندگی دارند، گرامی میدارند.
از نظر سنتی، در این روز معمولا غذاهایی مثل بوقلمون، سیبزمینی پوره، سس کرنبری و پای کدوحلوایی سرو میشود. این غذاها نمادهایی از فصل پاییز و فراوانی نعمتها هستند. البته مراسم مذهبی هنوز در برخی کلیساها برگزار میشود، اما بخش اصلی جشن شکرگزاری بیشتر به گردهمایی خانوادگی و زمان سپری کردن با عزیزان تبدیل شده است.
در انجیل، تأکید فراوانی بر شکرگزاری و سپاسگزاری از خداوند برای نعمتها وجود دارد. برای مثال، در نامه اول به تسالونیکیان (۵:۱۸)، آمده است:
«در همه چیز شکرگزاری کنید، زیرا این است اراده خدا در مسیح عیسی برای شما.»
همچنین، در کتاب مزامیر، بارها از لزوم شکرگزاری به درگاه خداوند به خاطر نعمتها و رحمتهای او صحبت شده است. از این رو، گرچه جشن شکرگزاری بهطور خاص به عنوان یک روز مذهبی در کتاب مقدس ذکر نشده است، اما روح و مضمون آن با اصول مسیحیِ سپاسگزاری و قدردانی هماهنگ است.
به نظر میرسد که جشن شکرگزاری بیشتر از جشنهای برداشت محصول در اروپای قرون وسطی و بعدها به مهاجران اولیهٔ آمریکای شمالی انتقال پیدا کرده و تبدیل به یک تعطیلات خاص شده است. این جشنها از جشنهای سنتی برداشت محصول، که در فرهنگهای مسیحی و غیرمسیحی رایج بودهاند، تأثیر گرفتهاند و به این صورت با یک مضمون شکرگزاری در زمینهٔ برداشت محصول و نعمتهای طبیعی همراه شدهاند.
#مسیحیت #جشن #شکرگزاری #دین #آیین #رواداری #گفتگو_توانا
@dialogue1402
جشن شکرگزاری که در چهارمین پنجشنبه ماه نوامبر برگزار میشود، فرصتی است برای گردهمایی خانوادهها و دوستان و جشن گرفتن به مناسبت برداشت محصول و شکرگزاری برای داشتهها؛ امسال این روز مصادف با ۲۷ نوامبر شده است.
ریشههای جشن شکرگزاری در آمریکای شمالی به دورانی که مردم با شکرگزاری به درگاه خداوند برای افزایش محصولات دعا میکردند بازمیگردد. در گذشته این جشن بیشتر از امروز شکل مذهبی داشت. هرچند امروز این جشن کمتر جنبهٔ مذهبی دارد و بیشتر یک تعطیلات فرهنگی است، ولی همچنان بسیاری از مردم این روز را به عنوان فرصتی برای شکرگزاری و سپاسگزاری از آنچه در زندگی دارند، گرامی میدارند.
از نظر سنتی، در این روز معمولا غذاهایی مثل بوقلمون، سیبزمینی پوره، سس کرنبری و پای کدوحلوایی سرو میشود. این غذاها نمادهایی از فصل پاییز و فراوانی نعمتها هستند. البته مراسم مذهبی هنوز در برخی کلیساها برگزار میشود، اما بخش اصلی جشن شکرگزاری بیشتر به گردهمایی خانوادگی و زمان سپری کردن با عزیزان تبدیل شده است.
در انجیل، تأکید فراوانی بر شکرگزاری و سپاسگزاری از خداوند برای نعمتها وجود دارد. برای مثال، در نامه اول به تسالونیکیان (۵:۱۸)، آمده است:
«در همه چیز شکرگزاری کنید، زیرا این است اراده خدا در مسیح عیسی برای شما.»
همچنین، در کتاب مزامیر، بارها از لزوم شکرگزاری به درگاه خداوند به خاطر نعمتها و رحمتهای او صحبت شده است. از این رو، گرچه جشن شکرگزاری بهطور خاص به عنوان یک روز مذهبی در کتاب مقدس ذکر نشده است، اما روح و مضمون آن با اصول مسیحیِ سپاسگزاری و قدردانی هماهنگ است.
به نظر میرسد که جشن شکرگزاری بیشتر از جشنهای برداشت محصول در اروپای قرون وسطی و بعدها به مهاجران اولیهٔ آمریکای شمالی انتقال پیدا کرده و تبدیل به یک تعطیلات خاص شده است. این جشنها از جشنهای سنتی برداشت محصول، که در فرهنگهای مسیحی و غیرمسیحی رایج بودهاند، تأثیر گرفتهاند و به این صورت با یک مضمون شکرگزاری در زمینهٔ برداشت محصول و نعمتهای طبیعی همراه شدهاند.
#مسیحیت #جشن #شکرگزاری #دین #آیین #رواداری #گفتگو_توانا
@dialogue1402
❤15
Forwarded from گفتوشنود
آخور یا آخِر؟ مسئله مرجعیت شیعه!
جداییراه قم و نجف در نسبت دین و دولت
پیام همراهان
توصیه اخیر آیتالله علی سیستانی مبنی بر پرهیز مؤمنان از اقتدا به امامان جماعتی که از دولت حقوق میگیرند، بار دیگر تفاوت نگرش دو حوزه بزرگ شیعه، قم و نجف، را برجسته کرده است. سیستانی این توصیه را نه از باب طعن به عدالت روحانیان حقوقبگیر، بلکه برای مصون نگهداشتن جایگاه دینی از هرگونه دخالت دولت، امروز یا فردا، طرح میکند. این نگاه ادامه سنتی است که در نجف بر استقلال نهادی و مالی روحانیت تأکید میکند؛ سنتی که تجربه دخالت دولتها در امور دینی را خطری دائمی برای مرجعیت میداند.
در مقابل، ساختار روحانیت در ایران به دلایل تاریخی، فقهی و سیاسی با دولت گره خورده است. از عصر صفویه تا امروز، بسیاری از علما در ایران رابطهای نزدیک با حکومت داشتهاند و با استقرار جمهوری اسلامی این پیوند نهادمندتر شده است. بودجه سالانه برای امامان جماعت و جمعه، سازمانهای دینی وابسته به دولت، و نقش سیاسی مکرر خطبهها بر این رابطه مهر تأیید میزند. البته نباید این واقعیت پیچیده را به یکسانسازی فروکاست: در قم نیز طیفهایی وجود دارند که از حکومت فاصله گرفته یا منتقد آناند. اما ساختار کلی حوزه قم با دستگاه سیاسی جمهوری اسلامی پیوندی ناگسستنی پیدا کرده است.
در نجف نیز نمیتوان از «پرهیز مطلق از سیاست» سخن گفت. سیستانی در مقاطع حساس عراق، از سقوط صدام تا مقابله با داعش و بحرانهای سیاسی اخیر، نقشآفرینی داشته است. بااینحال، نوع سیاستورزی نجف محتاطانه، غیرنهادی و اخلاقمحور است؛ سیاستورزیای که برای حفظ فاصله با قدرت طراحی شده، نه برای ادغام شدن در آن.
همین تفاوت در «نوع نسبت با سیاست» است که توصیه اخیر سیستانی را مهم میکند. او یادآور میشود که رابطه مالی با دولت دیر یا زود استقلال دینی را تهدید میکند، حال آنکه در ایران این رابطه به بخشی از ساختار رسمی روحانیت تبدیل شده است.
در نهایت، مسئله نه یک دوگانه قطعی میان قم و نجف، بلکه پرسشی بنیادی درباره آینده مرجعیت شیعه است:
آیا دین میتواند در کنار دولت بایستد و همچنان مستقل بماند، یا استقلال دینی تنها با فاصلهگذاری سنجیده از قدرت حفظ میشود؟
#دین_حکومتی #حکومت_دینی #مرجعیت_شیعه #نجف #قم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
جداییراه قم و نجف در نسبت دین و دولت
پیام همراهان
توصیه اخیر آیتالله علی سیستانی مبنی بر پرهیز مؤمنان از اقتدا به امامان جماعتی که از دولت حقوق میگیرند، بار دیگر تفاوت نگرش دو حوزه بزرگ شیعه، قم و نجف، را برجسته کرده است. سیستانی این توصیه را نه از باب طعن به عدالت روحانیان حقوقبگیر، بلکه برای مصون نگهداشتن جایگاه دینی از هرگونه دخالت دولت، امروز یا فردا، طرح میکند. این نگاه ادامه سنتی است که در نجف بر استقلال نهادی و مالی روحانیت تأکید میکند؛ سنتی که تجربه دخالت دولتها در امور دینی را خطری دائمی برای مرجعیت میداند.
در مقابل، ساختار روحانیت در ایران به دلایل تاریخی، فقهی و سیاسی با دولت گره خورده است. از عصر صفویه تا امروز، بسیاری از علما در ایران رابطهای نزدیک با حکومت داشتهاند و با استقرار جمهوری اسلامی این پیوند نهادمندتر شده است. بودجه سالانه برای امامان جماعت و جمعه، سازمانهای دینی وابسته به دولت، و نقش سیاسی مکرر خطبهها بر این رابطه مهر تأیید میزند. البته نباید این واقعیت پیچیده را به یکسانسازی فروکاست: در قم نیز طیفهایی وجود دارند که از حکومت فاصله گرفته یا منتقد آناند. اما ساختار کلی حوزه قم با دستگاه سیاسی جمهوری اسلامی پیوندی ناگسستنی پیدا کرده است.
در نجف نیز نمیتوان از «پرهیز مطلق از سیاست» سخن گفت. سیستانی در مقاطع حساس عراق، از سقوط صدام تا مقابله با داعش و بحرانهای سیاسی اخیر، نقشآفرینی داشته است. بااینحال، نوع سیاستورزی نجف محتاطانه، غیرنهادی و اخلاقمحور است؛ سیاستورزیای که برای حفظ فاصله با قدرت طراحی شده، نه برای ادغام شدن در آن.
همین تفاوت در «نوع نسبت با سیاست» است که توصیه اخیر سیستانی را مهم میکند. او یادآور میشود که رابطه مالی با دولت دیر یا زود استقلال دینی را تهدید میکند، حال آنکه در ایران این رابطه به بخشی از ساختار رسمی روحانیت تبدیل شده است.
در نهایت، مسئله نه یک دوگانه قطعی میان قم و نجف، بلکه پرسشی بنیادی درباره آینده مرجعیت شیعه است:
آیا دین میتواند در کنار دولت بایستد و همچنان مستقل بماند، یا استقلال دینی تنها با فاصلهگذاری سنجیده از قدرت حفظ میشود؟
#دین_حکومتی #حکومت_دینی #مرجعیت_شیعه #نجف #قم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍14❤6
Forwarded from گفتوشنود
دین، باید اخلاقی شود یا اخلاق، دینی؟
از اطاعت تا خودآیینی: مسیر اخلاقی شدن دین در فلسفه کانت
پیام همراهان
بحث کانت درباره نسبت دین و اخلاق نه تلاشی برای نفی دین است و نه طرح بدیلی برای معنویتگریزی؛ بلکه کوشش او برای تعیین جایگاه مناسب دین در چارچوب عقل عملی است. کانت معتقد بود که اخلاق با تکیه بر خودآیینی، عقلانیت و اصل کرامت انسانی بنیانی مستقل دارد؛ بنابراین نمیتوان آن را مشتق یا وابسته به فرمان دینی دانست. اخلاق، اگر قرار باشد جهانشمول باشد، باید بر اصولی استوار شود که هر انسان عاقل بتواند آنها را بدون اتکا به مرجع بیرونی بپذیرد. از اینرو، کانت هشدار میدهد که دینی کردن اخلاق ممکن است آن را به اطاعتپذیری، جزماندیشی یا وابستگی به اقتدار بیرونی تقلیل دهد.
اما این استقلال اخلاق به معنای بینیازی کامل از دین نیست. کانت بهروشنی نشان میدهد که دین، در صورتی که «اخلاقی شود»، میتواند نقشی مهم در تقویت انگیزش اخلاقی و فراهم کردن افقی معنوی برای تلاش انسان ایفا کند. دینِ اخلاقی دینی است که اصول خود را با قانون اخلاق هماهنگ میسازد، نه آنکه اخلاق را تابع مناسک، هویتهای خاص یا ادعاهای انحصارگرایانه کند. در این معنا، دین نه رقیب اخلاق که «پشتیبان» آن است؛ اما تنها در صورتی که از صورتبندیهای اقتدارگرایانه و فرقهای فاصله گیرد.
کانت بهجای آنکه دین را منبع فرمانهای اخلاقی بداند، آن را نوعی پشتوانه معنوی و منبع امید میداند که نشان میدهد کوشش اخلاقی انسان بیهوده نیست و جهان میتواند با عدالت و معنا سازگار باشد. آموزههایی مانند پیشفرض وجود خدا، جاودانگی نفس یا عدالت نهایی، در نظر او فرضیات عملیاند؛ نه گزارههایی تجربی یا الزاماً فرقهای. این آموزهها زمانی ارزشمندند که به رشد خودآیینی، مسئولیت اخلاقی و انساندوستی کمک کنند. اگر دینی به تعصب، تبعیض یا نفی تکثر بینجامد، از دید کانت صورتِ نادرست—و حتی غیرضروری—دین است.
متأسفانه در برخی نظامهای دینی معاصر، از جمله جمهوری اسلامی ایران، استقلال اخلاق از دین به رسمیت شناخته نمیشود و پیام تلویحی این گفتمان آن است که کسی که دیندار نیست، اخلاقی هم نیست. بسیاری از نظریهپردازان اسلامگرا، از جمله مرتضی مطهری که از بنیانگذاران فکری جمهوری اسلامی به شمار میرود، اخلاق را بدون مرجع دینی ناممکن میدانند. چنین استبداد دینی، دقیقاً خلاف مسیر کانتی است: اخلاق را از خودآیینی و عقل مستقل تهی میکند و اطاعت دینی را جایگزین وجدان و کرامت انسانی میسازد.
بهاینترتیب، پرسش «دین باید اخلاقی شود یا اخلاق دینی؟» با رویکرد کانت پاسخی روشن مییابد: اخلاق، مستقل و اصل است؛ دین، اگر بخواهد معنادار و رهاییبخش باشد، باید با این اخلاق آزادانه و جهانشمول سازگار گردد.
#دین #اخلاق #کانت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
از اطاعت تا خودآیینی: مسیر اخلاقی شدن دین در فلسفه کانت
پیام همراهان
بحث کانت درباره نسبت دین و اخلاق نه تلاشی برای نفی دین است و نه طرح بدیلی برای معنویتگریزی؛ بلکه کوشش او برای تعیین جایگاه مناسب دین در چارچوب عقل عملی است. کانت معتقد بود که اخلاق با تکیه بر خودآیینی، عقلانیت و اصل کرامت انسانی بنیانی مستقل دارد؛ بنابراین نمیتوان آن را مشتق یا وابسته به فرمان دینی دانست. اخلاق، اگر قرار باشد جهانشمول باشد، باید بر اصولی استوار شود که هر انسان عاقل بتواند آنها را بدون اتکا به مرجع بیرونی بپذیرد. از اینرو، کانت هشدار میدهد که دینی کردن اخلاق ممکن است آن را به اطاعتپذیری، جزماندیشی یا وابستگی به اقتدار بیرونی تقلیل دهد.
اما این استقلال اخلاق به معنای بینیازی کامل از دین نیست. کانت بهروشنی نشان میدهد که دین، در صورتی که «اخلاقی شود»، میتواند نقشی مهم در تقویت انگیزش اخلاقی و فراهم کردن افقی معنوی برای تلاش انسان ایفا کند. دینِ اخلاقی دینی است که اصول خود را با قانون اخلاق هماهنگ میسازد، نه آنکه اخلاق را تابع مناسک، هویتهای خاص یا ادعاهای انحصارگرایانه کند. در این معنا، دین نه رقیب اخلاق که «پشتیبان» آن است؛ اما تنها در صورتی که از صورتبندیهای اقتدارگرایانه و فرقهای فاصله گیرد.
کانت بهجای آنکه دین را منبع فرمانهای اخلاقی بداند، آن را نوعی پشتوانه معنوی و منبع امید میداند که نشان میدهد کوشش اخلاقی انسان بیهوده نیست و جهان میتواند با عدالت و معنا سازگار باشد. آموزههایی مانند پیشفرض وجود خدا، جاودانگی نفس یا عدالت نهایی، در نظر او فرضیات عملیاند؛ نه گزارههایی تجربی یا الزاماً فرقهای. این آموزهها زمانی ارزشمندند که به رشد خودآیینی، مسئولیت اخلاقی و انساندوستی کمک کنند. اگر دینی به تعصب، تبعیض یا نفی تکثر بینجامد، از دید کانت صورتِ نادرست—و حتی غیرضروری—دین است.
متأسفانه در برخی نظامهای دینی معاصر، از جمله جمهوری اسلامی ایران، استقلال اخلاق از دین به رسمیت شناخته نمیشود و پیام تلویحی این گفتمان آن است که کسی که دیندار نیست، اخلاقی هم نیست. بسیاری از نظریهپردازان اسلامگرا، از جمله مرتضی مطهری که از بنیانگذاران فکری جمهوری اسلامی به شمار میرود، اخلاق را بدون مرجع دینی ناممکن میدانند. چنین استبداد دینی، دقیقاً خلاف مسیر کانتی است: اخلاق را از خودآیینی و عقل مستقل تهی میکند و اطاعت دینی را جایگزین وجدان و کرامت انسانی میسازد.
بهاینترتیب، پرسش «دین باید اخلاقی شود یا اخلاق دینی؟» با رویکرد کانت پاسخی روشن مییابد: اخلاق، مستقل و اصل است؛ دین، اگر بخواهد معنادار و رهاییبخش باشد، باید با این اخلاق آزادانه و جهانشمول سازگار گردد.
#دین #اخلاق #کانت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍14❤4
Forwarded from گفتوشنود
🔹️محمدعلی نادعلیزاده، مدیرعامل خبرگزاری دولتی ایسنا، گفت: «مسجد باید در همه زمینهها حضور داشته باشد. متأسفانه امروز شاهد هستیم در برخی مساجد فقط جمعی از سالمندان حضور دارند و جوانان کمتر دیده میشوند.»
او افزود: «این یک اشکال است که انشاءالله با همت کانونهای فرهنگی مساجد مرتفع میشود.»
نادعلیزاده اضافه کرد: «آمار حدود ۸۰ هزار مسجد در کشور، حتی اگر برخی تعطیل یا کمرونق باشند، یک سرمایه عظیم ملی است. وجود مکانی با حداقل امکاناتی مانند آب و برق رایگان، بهخصوص در مواقع بحران همانند دفاع مقدس ۱۲ روزه، بسیار تعیینکننده است.»
🔸️اظهارات اخیر مدیرعامل ایسنا درباره خالی ماندن مساجد از جوانان را نمیتوان صرفاً یک «اشکال» ساده دانست، بلکه باید آن را نشانه شکست یک سیاست چنددههای دید؛ سیاستی که با صرف هزینههای هنگفت، ایجاد زیرساختهای گسترده، اختصاص بودجههای کلان، و پیشبرد آموزشهای ایدئولوژیک دینی در مدارس، دانشگاهها، رسانهها و کانونهای فرهنگی اجرا شده است.
دهها نهاد رسمی و شبهدولتی مأمور «جذب جوانان به دین» بودهاند، اما نتیجه برعکس شده است: دینگریزی، بیاعتمادی و فاصلهگرفتن عمومی از نهادهای مذهبی، بهویژه در میان نسلهای جدید.
این واقعیت اجتماعی پیام روشنی دارد: مشکل از نبود «امکانات» یا کمبود «کانون فرهنگی» نیست؛ مشکل از رویکرد حکومتیای است که دین را به ابزار سیاست تبدیل کرده، آن را با اجبار، کنترل اجتماعی و نظارت ادغام کرده و ایدئولوژی را جایگزین معنویت کرده است.
جمهوری اسلامی با وجود ادعای تشکیل یک «حکومت دینی»، حتی در مهمترین هدف ادعایی خود—حفظ و تقویت باور دینی مردم—ناکام مانده است.
شکاف نسلی در نهادهای دینی، مسجدهای کمرمق، و گسترش بیاعتمادی عمومی نشان میدهد که این ساختار نه تنها موفق به جذب مردم نشده، بلکه خود به یکی از عوامل اصلی دینگریزی تبدیل شده است.
#دین_گریزی #حکومت_ایدئولوژیک #مسجد #معنویت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🔹️محمدعلی نادعلیزاده، مدیرعامل خبرگزاری دولتی ایسنا، گفت: «مسجد باید در همه زمینهها حضور داشته باشد. متأسفانه امروز شاهد هستیم در برخی مساجد فقط جمعی از سالمندان حضور دارند و جوانان کمتر دیده میشوند.»
او افزود: «این یک اشکال است که انشاءالله با همت کانونهای فرهنگی مساجد مرتفع میشود.»
نادعلیزاده اضافه کرد: «آمار حدود ۸۰ هزار مسجد در کشور، حتی اگر برخی تعطیل یا کمرونق باشند، یک سرمایه عظیم ملی است. وجود مکانی با حداقل امکاناتی مانند آب و برق رایگان، بهخصوص در مواقع بحران همانند دفاع مقدس ۱۲ روزه، بسیار تعیینکننده است.»
🔸️اظهارات اخیر مدیرعامل ایسنا درباره خالی ماندن مساجد از جوانان را نمیتوان صرفاً یک «اشکال» ساده دانست، بلکه باید آن را نشانه شکست یک سیاست چنددههای دید؛ سیاستی که با صرف هزینههای هنگفت، ایجاد زیرساختهای گسترده، اختصاص بودجههای کلان، و پیشبرد آموزشهای ایدئولوژیک دینی در مدارس، دانشگاهها، رسانهها و کانونهای فرهنگی اجرا شده است.
دهها نهاد رسمی و شبهدولتی مأمور «جذب جوانان به دین» بودهاند، اما نتیجه برعکس شده است: دینگریزی، بیاعتمادی و فاصلهگرفتن عمومی از نهادهای مذهبی، بهویژه در میان نسلهای جدید.
این واقعیت اجتماعی پیام روشنی دارد: مشکل از نبود «امکانات» یا کمبود «کانون فرهنگی» نیست؛ مشکل از رویکرد حکومتیای است که دین را به ابزار سیاست تبدیل کرده، آن را با اجبار، کنترل اجتماعی و نظارت ادغام کرده و ایدئولوژی را جایگزین معنویت کرده است.
جمهوری اسلامی با وجود ادعای تشکیل یک «حکومت دینی»، حتی در مهمترین هدف ادعایی خود—حفظ و تقویت باور دینی مردم—ناکام مانده است.
شکاف نسلی در نهادهای دینی، مسجدهای کمرمق، و گسترش بیاعتمادی عمومی نشان میدهد که این ساختار نه تنها موفق به جذب مردم نشده، بلکه خود به یکی از عوامل اصلی دینگریزی تبدیل شده است.
#دین_گریزی #حکومت_ایدئولوژیک #مسجد #معنویت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍17
Forwarded from گفتوشنود
گسست نسلی و دینگریزی
در سایه دین حکومتی
پیام همراهان
در جامعهای سنتی و سیاستزده مانند ایران، گسست نسلی و دینگریزی نتیجه فرآیندی طولانی و عمیق است؛ فرآیندی که از دل پیوند ناهمگون دین حکومتی، سنت فرهنگی و قدرت سیاسی سر برآورده است.
هنگامیکه دین در جایگاه ابزار مشروعیت سیاسی قرار میگیرد، اعتماد عمومی بهتدریج فرسوده میشود و نسلهای جوانتر دین رسمی را نه معنویت، بلکه ساختار کنترل و اجبار میبینند.
در چنین فضایی، رفتار و ناکارآمدی حکومت به نام دین ثبت میشود و این وضع، فاصله افراد با باورهای رسمی را افزایش میدهد.
در کنار این مساله، جامعه همچنان ریشه در سنت دارد اما نسل جدید با جهان مدرن و شبکههای جهانی پرورش یافته است.
این نسل پرسشگر و آگاه است و در برابر روایتهای تکصدایی و ایدئولوژیک مقاومت میکند.
همین تفاوت تجربه و جهانبینی میان نسلها، شکاف ارزشی و فرهنگی را عمیقتر میسازد.
از سوی دیگر، سیاستزدگی مفرط باعث شده همه چیز حتی ایمان شخصی رنگ و بوی سیاسی بگیرد.
آمیختگی دین و قدرت، دین را از حوزه خصوصی بیرون کشیده و آن را به ابزاری برای قانونگذاری، نظارت و سرکوب تبدیل کرده است؛ نتیجه اینکه دین از پناهگاه معنوی به مسالهای مناقشهبرانگیز بدل میشود.
با اینحال دینگریزی در ایران الزاما به معنای بیدینی نیست؛ اغلب نوعی اعتراض مدنی، فاصلهگیری از دین رسمی، یا جستوجوی معنویت شخصی خارج از چهارچوب حکومتی است.
بهاینترتیب، هرچه ساختار قدرت بیشتر بر نسخه خودساخنه و رسمی دین تاکید کند، جامعه بیشتر بهسوی معنویت فردی و دینگریزی اجتماعی حرکت میکند.
این روند نشان میدهد که گسست نسلی و دینگریزی نه پدیدههایی مقطعی، بلکه نشانههایی از دگرگونی عمیق در فهم دین و هویت در جامعهای تحت سلطه دین حکومتی است.
#دین_گریزی #گسست_نسلی #دین_حکومتی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در سایه دین حکومتی
پیام همراهان
در جامعهای سنتی و سیاستزده مانند ایران، گسست نسلی و دینگریزی نتیجه فرآیندی طولانی و عمیق است؛ فرآیندی که از دل پیوند ناهمگون دین حکومتی، سنت فرهنگی و قدرت سیاسی سر برآورده است.
هنگامیکه دین در جایگاه ابزار مشروعیت سیاسی قرار میگیرد، اعتماد عمومی بهتدریج فرسوده میشود و نسلهای جوانتر دین رسمی را نه معنویت، بلکه ساختار کنترل و اجبار میبینند.
در چنین فضایی، رفتار و ناکارآمدی حکومت به نام دین ثبت میشود و این وضع، فاصله افراد با باورهای رسمی را افزایش میدهد.
در کنار این مساله، جامعه همچنان ریشه در سنت دارد اما نسل جدید با جهان مدرن و شبکههای جهانی پرورش یافته است.
این نسل پرسشگر و آگاه است و در برابر روایتهای تکصدایی و ایدئولوژیک مقاومت میکند.
همین تفاوت تجربه و جهانبینی میان نسلها، شکاف ارزشی و فرهنگی را عمیقتر میسازد.
از سوی دیگر، سیاستزدگی مفرط باعث شده همه چیز حتی ایمان شخصی رنگ و بوی سیاسی بگیرد.
آمیختگی دین و قدرت، دین را از حوزه خصوصی بیرون کشیده و آن را به ابزاری برای قانونگذاری، نظارت و سرکوب تبدیل کرده است؛ نتیجه اینکه دین از پناهگاه معنوی به مسالهای مناقشهبرانگیز بدل میشود.
با اینحال دینگریزی در ایران الزاما به معنای بیدینی نیست؛ اغلب نوعی اعتراض مدنی، فاصلهگیری از دین رسمی، یا جستوجوی معنویت شخصی خارج از چهارچوب حکومتی است.
بهاینترتیب، هرچه ساختار قدرت بیشتر بر نسخه خودساخنه و رسمی دین تاکید کند، جامعه بیشتر بهسوی معنویت فردی و دینگریزی اجتماعی حرکت میکند.
این روند نشان میدهد که گسست نسلی و دینگریزی نه پدیدههایی مقطعی، بلکه نشانههایی از دگرگونی عمیق در فهم دین و هویت در جامعهای تحت سلطه دین حکومتی است.
#دین_گریزی #گسست_نسلی #دین_حکومتی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤9👍1
Forwarded from گفتوشنود
عید حنوکا (Hanukkah)
عید حنوکا، که به آن «جشن روشنایی» نیز گفته میشود، یکی از جشنهای مهم یهودیان است. این عید هشتروزه در ماه کسیلو (نوامبر یا دسامبر) در تقویم عبری برگزار میشود و یادآور معجزهای است که در قرن دوم پیش از میلاد در زمان شورش مکابیان رخ داد.
پیشینه تاریخی:
در قرن دوم پیش از میلاد، یهودیان تحت سلطه امپراتوری سلوکی بودند که تلاش داشت فرهنگ و مذهب یونانی را بر یهودیان تحمیل کند.
آنتیوخوس چهارم، پادشاه سلوکی، معبد مقدس یهودیان در اورشلیم را مورد بیحرمتی قرار داد و آن را به مرکزی برای پرستش خدایان یونانی تبدیل کرد.
- گروهی از یهودیان به رهبری یهودا مکابی علیه این حکومت شورش کردند و موفق شدند معبد را بازپس بگیرند.
پس از بازپسگیری معبد، یهودیان برای تطهیر و بازسازی آن اقدام کردند. یکی از مراسمهای اصلی روشن کردن چراغهای شمعدانی (مِنورا) در معبد بود. اما روغن خالص برای روشن کردن شمعدانی تنها به اندازه یک روز در دسترس بود. به لطف معجزه، این روغن برای هشت روز کامل شعلهور ماند، تا زمانی که روغن جدید تهیه شد.
روشن کردن شمعدان (حنوکیه):
حنوکیه، شمعدانی با نه شاخه است که در طول هشت شب جشن هر شب یک شمع آن روشن میشود. شاخه نهم، به نام «شَمَش» (خادم)، برای روشن کردن سایر شمعها استفاده میشود.
روشن کردن شمعها نماد پیروزی نور بر تاریکی و ایمان بر ناامیدی است.
دعاهای خاصی مانند «برکت نور» و سرودهایی که خداوند را برای معجزه و نجات سپاس میگویند، خوانده میشود.
غذاهای سرخشده مانند لاتکس (پنکیک سیبزمینی) و سوفگانیا (نوعی دونات پرشده با مربا) خورده میشوند، که یادآور روغن معجزهآسا هستند.
کودکان با «دریادل»، یک فرفره چهاروجهی که بر روی آن حروف عبری نوشته شده است، بازی میکنند. این حروف نماد عبارت «یک معجزه بزرگ آنجا رخ داد» هستند.
به کودکان هدایا یا پولی به نام «حنوکا گلت» داده میشود و خانوادهها در این ایام به نیازمندان کمک میکنند.
حنوکا نمادی از ایمان، مقاومت در برابر ظلم، و تجلیل از معجزات خداوند است. این جشن، یهودیان را به حفظ هویت و فرهنگ خود در برابر چالشها و تحولات تاریخی تشویق میکند.
تیم پژوهشی گفتوشنود این عید را به یهودیان جهان به ویژه هموطنان یهودی تبریک عرض میکند.
#رواداری #مدارا #دین #حنوکا
@dialogue1402
عید حنوکا، که به آن «جشن روشنایی» نیز گفته میشود، یکی از جشنهای مهم یهودیان است. این عید هشتروزه در ماه کسیلو (نوامبر یا دسامبر) در تقویم عبری برگزار میشود و یادآور معجزهای است که در قرن دوم پیش از میلاد در زمان شورش مکابیان رخ داد.
پیشینه تاریخی:
در قرن دوم پیش از میلاد، یهودیان تحت سلطه امپراتوری سلوکی بودند که تلاش داشت فرهنگ و مذهب یونانی را بر یهودیان تحمیل کند.
آنتیوخوس چهارم، پادشاه سلوکی، معبد مقدس یهودیان در اورشلیم را مورد بیحرمتی قرار داد و آن را به مرکزی برای پرستش خدایان یونانی تبدیل کرد.
- گروهی از یهودیان به رهبری یهودا مکابی علیه این حکومت شورش کردند و موفق شدند معبد را بازپس بگیرند.
پس از بازپسگیری معبد، یهودیان برای تطهیر و بازسازی آن اقدام کردند. یکی از مراسمهای اصلی روشن کردن چراغهای شمعدانی (مِنورا) در معبد بود. اما روغن خالص برای روشن کردن شمعدانی تنها به اندازه یک روز در دسترس بود. به لطف معجزه، این روغن برای هشت روز کامل شعلهور ماند، تا زمانی که روغن جدید تهیه شد.
روشن کردن شمعدان (حنوکیه):
حنوکیه، شمعدانی با نه شاخه است که در طول هشت شب جشن هر شب یک شمع آن روشن میشود. شاخه نهم، به نام «شَمَش» (خادم)، برای روشن کردن سایر شمعها استفاده میشود.
روشن کردن شمعها نماد پیروزی نور بر تاریکی و ایمان بر ناامیدی است.
دعاهای خاصی مانند «برکت نور» و سرودهایی که خداوند را برای معجزه و نجات سپاس میگویند، خوانده میشود.
غذاهای سرخشده مانند لاتکس (پنکیک سیبزمینی) و سوفگانیا (نوعی دونات پرشده با مربا) خورده میشوند، که یادآور روغن معجزهآسا هستند.
کودکان با «دریادل»، یک فرفره چهاروجهی که بر روی آن حروف عبری نوشته شده است، بازی میکنند. این حروف نماد عبارت «یک معجزه بزرگ آنجا رخ داد» هستند.
به کودکان هدایا یا پولی به نام «حنوکا گلت» داده میشود و خانوادهها در این ایام به نیازمندان کمک میکنند.
حنوکا نمادی از ایمان، مقاومت در برابر ظلم، و تجلیل از معجزات خداوند است. این جشن، یهودیان را به حفظ هویت و فرهنگ خود در برابر چالشها و تحولات تاریخی تشویق میکند.
تیم پژوهشی گفتوشنود این عید را به یهودیان جهان به ویژه هموطنان یهودی تبریک عرض میکند.
#رواداری #مدارا #دین #حنوکا
@dialogue1402
❤36💔3👍2
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رئیسجمهور تاجیکستان در سخنرانی در مجلس نمایندگان این کشور گفت که کشورش دو برابر بیشتر از دیگر کشورهای آسیای مرکزی مسجد ساخته و ساختوساز مسجد همینقدر بس است.
او افزود «مسلمانی ما را هیچکس نمیگیرد.»
امامعلی رحمان تاکید کرد که اکنون زمان آموختن علم، فراگیری هنر و بلندبردن سطح معرفتی ملت تاجیک فرا رسیده است.
آقای رحمان در ادامه سخنرانی خود گفت: «روی راست میگویم با خرافات دولت ترقی نمیکند.» و «ببینید که ملتهای دیگر به کجاها رسیده است و ما در کجا قرار داریم.»
در حالیکه رئیسجمهور تاجیکستان صراحتا اعلام میکند ساخت مسجد بیش از نیاز انجام شده و اولویت امروز کشورش «علم، هنر و ارتقای سطح معرفت» است، وضعیت ایران در مسیری معکوس حرکت میکند؛ جایی که حاکمان، با وجود بحرانهای عمیق در زیرساختهای حیاتی، نظام سلامت فرسوده، آموزش نابرابر، فقر فزاینده و کاهش رفاه عمومی، همچنان بخش قابلتوجهی از بودجه و منابع ملی را صرف ساخت مسجد، توسعه مراکز مذهبی و نهادهای ایدئولوژیک میکنند.
این رویکرد نهتنها پاسخگوی نیازهای واقعی جامعه نیست، بلکه فاصله میان دین و زندگی روزمره مردم را عمیقتر کرده است.
همانگونه که امامعلی رحمان تاکید میکند «با خرافات دولت ترقی نمیکند»، تجربه ایران نشان میدهد اصرار بر نمادسازی مذهبی بهجای سرمایهگذاری در انسان، دانش و رفاه، نه به تقویت ایمان میانجامد و نه به پیشرفت، بلکه به اتلاف ثروت ملی و فرسایش اعتماد عمومی منتهی میشود.
#دین_حکومتی #حکومت_ایدئولوژیک #عقلگرایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
او افزود «مسلمانی ما را هیچکس نمیگیرد.»
امامعلی رحمان تاکید کرد که اکنون زمان آموختن علم، فراگیری هنر و بلندبردن سطح معرفتی ملت تاجیک فرا رسیده است.
آقای رحمان در ادامه سخنرانی خود گفت: «روی راست میگویم با خرافات دولت ترقی نمیکند.» و «ببینید که ملتهای دیگر به کجاها رسیده است و ما در کجا قرار داریم.»
در حالیکه رئیسجمهور تاجیکستان صراحتا اعلام میکند ساخت مسجد بیش از نیاز انجام شده و اولویت امروز کشورش «علم، هنر و ارتقای سطح معرفت» است، وضعیت ایران در مسیری معکوس حرکت میکند؛ جایی که حاکمان، با وجود بحرانهای عمیق در زیرساختهای حیاتی، نظام سلامت فرسوده، آموزش نابرابر، فقر فزاینده و کاهش رفاه عمومی، همچنان بخش قابلتوجهی از بودجه و منابع ملی را صرف ساخت مسجد، توسعه مراکز مذهبی و نهادهای ایدئولوژیک میکنند.
این رویکرد نهتنها پاسخگوی نیازهای واقعی جامعه نیست، بلکه فاصله میان دین و زندگی روزمره مردم را عمیقتر کرده است.
همانگونه که امامعلی رحمان تاکید میکند «با خرافات دولت ترقی نمیکند»، تجربه ایران نشان میدهد اصرار بر نمادسازی مذهبی بهجای سرمایهگذاری در انسان، دانش و رفاه، نه به تقویت ایمان میانجامد و نه به پیشرفت، بلکه به اتلاف ثروت ملی و فرسایش اعتماد عمومی منتهی میشود.
#دین_حکومتی #حکومت_ایدئولوژیک #عقلگرایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌31❤13😍1💯1
Forwarded from گفتوشنود
ورق بزنید
۲۰ دسامبر زادروز عزیز نسین، نویسندهای جسور و دینناباور از ترکیه است که با طنز تلخ خود، رنجها و نابرابریهای جامعه را به چالش کشید.
او با قلمی آزاداندیش و نگاهی انتقادی، مرزهای سنت و عقیده را درنوردید و یادگاری ماندگار از مبارزه برای آزادی و عدالت بر جای گذاشت.
یادش گرامی باد.
مطالعه بیشتر در مورد او در سایت توانا
https://tavaana.org/aziz_nesin/
#عزیز_نسین #خداناباور #دین_ناباور #طنز #aziznesin #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
ورق بزنید
۲۰ دسامبر زادروز عزیز نسین، نویسندهای جسور و دینناباور از ترکیه است که با طنز تلخ خود، رنجها و نابرابریهای جامعه را به چالش کشید.
او با قلمی آزاداندیش و نگاهی انتقادی، مرزهای سنت و عقیده را درنوردید و یادگاری ماندگار از مبارزه برای آزادی و عدالت بر جای گذاشت.
یادش گرامی باد.
مطالعه بیشتر در مورد او در سایت توانا
https://tavaana.org/aziz_nesin/
#عزیز_نسین #خداناباور #دین_ناباور #طنز #aziznesin #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍10❤4
Forwarded from گفتوشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اخلاقیبودن و مذهبیبودن؛ نسبتی ناضروری
در بحث از نسبت اخلاق و مذهب، این پرسش مطرح میشود که آیا میتوان اخلاق را بدون وابستگی به مذهب تعریف کرد؟
برخی از افراد دیندار بر این عقیدهاند که ارزشهای اخلاقی، ریشه در باورهای دینی دارند و بدون آنها، نمیتوان به اخلاق واقعی دست یافت.
اما این دیدگاه تبعات ناگواری دارد.
یکی از مسائلی که هنگام گرهزدن اخلاق به مذهب پیش میآید، قضاوت نادرست درباره افراد غیرمذهبی است. اگر ما اخلاق را به مذهب مرتبط کنیم، به سادگی ممکن است افرادی که به هیچ دین یا مذهب خاصی پایبند نیستند، از دایره اخلاقی دور تلقی شوند. این میتواند عواقب اجتماعی جدی به همراه داشته باشد.
ضمن اینکه وجود مذاهب مختلف، خود یکی از دلایلی است که نمیتواند وابستگی دین به اخلاق را توجیه کند.
مطالعه بیشتر
https://dialog.tavaana.org/morality-religiosity/
#اخلاق #مذهب #دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در بحث از نسبت اخلاق و مذهب، این پرسش مطرح میشود که آیا میتوان اخلاق را بدون وابستگی به مذهب تعریف کرد؟
برخی از افراد دیندار بر این عقیدهاند که ارزشهای اخلاقی، ریشه در باورهای دینی دارند و بدون آنها، نمیتوان به اخلاق واقعی دست یافت.
اما این دیدگاه تبعات ناگواری دارد.
یکی از مسائلی که هنگام گرهزدن اخلاق به مذهب پیش میآید، قضاوت نادرست درباره افراد غیرمذهبی است. اگر ما اخلاق را به مذهب مرتبط کنیم، به سادگی ممکن است افرادی که به هیچ دین یا مذهب خاصی پایبند نیستند، از دایره اخلاقی دور تلقی شوند. این میتواند عواقب اجتماعی جدی به همراه داشته باشد.
ضمن اینکه وجود مذاهب مختلف، خود یکی از دلایلی است که نمیتواند وابستگی دین به اخلاق را توجیه کند.
مطالعه بیشتر
https://dialog.tavaana.org/morality-religiosity/
#اخلاق #مذهب #دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌9❤3
Forwarded from گفتوشنود
اپیکور، فیلسوف لذتگرای عقلانی یونان باستان، در نگاه خود به خدا کوشید یکی از عمیقترین سرچشمههای اضطراب انسانی را از میان بردارد.
او وجود خدایان را انکار نمیکرد، اما آنها را موجوداتی کامل، آرام و بینیاز میدانست که هیچ دخالتی در جهان و زندگی انسان ندارند.
از نظر اپیکور، خدایی که خشم میگیرد، پاداش میدهد یا مجازات میکند، خدایی ناقص است؛ زیرا دخالت در امور جهان مستلزم رنج، نگرانی و دلبستگی است.
بنابراین ترس از خدایان و داوری پس از مرگ، زاییده توهم انسانی است و نه واقعیت، و رهایی از این ترس شرط رسیدن به آرامش روانی است.
این نگاه در تقابل آشکار با فلسفه رواقی قرار دارد.
رواقیون به خدایی فعال و درونماندگار باور داشتند؛ خدایی که همان عقل کیهانی یا «لوگوس» است و سراسر جهان را بهصورت عقلانی و هدفمند اداره میکند.
در اندیشه رواقی، خدا از جهان جدا نیست، بلکه در ذات طبیعت و قانون آن حضور دارد و سرنوشت انسان نیز بخشی از همین نظم الهی است.
از این رو، انسان خردمند نه با فاصله گرفتن از خدا، بلکه با هماهنگ شدن با اراده و نظم او به آرامش میرسد.
در نگاه دینی، بهویژه در ادیان ابراهیمی، خدا شخصی، خالق، آگاه و ناظر است؛ خدایی که سخن میگوید، فرمان میدهد، داوری میکند و در تاریخ و زندگی فردی انسان دخالت دارد.
ایمان دینی معمولا با مفاهیمی چون مسئولیت اخلاقی، حسابرسی، پاداش و کیفر اخروی همراه است.
این تصویر از خدا دقیقا در نقطه مقابل اندیشه اپیکور قرار میگیرد، زیرا آنچه دین اغلب مایه معنا و هدایت میداند، اپیکور یکی از اصلیترین منابع ترس و ناآرامی انسان تلقی میکرد.
#اپیکور #خدا #رواقیون #دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
او وجود خدایان را انکار نمیکرد، اما آنها را موجوداتی کامل، آرام و بینیاز میدانست که هیچ دخالتی در جهان و زندگی انسان ندارند.
از نظر اپیکور، خدایی که خشم میگیرد، پاداش میدهد یا مجازات میکند، خدایی ناقص است؛ زیرا دخالت در امور جهان مستلزم رنج، نگرانی و دلبستگی است.
بنابراین ترس از خدایان و داوری پس از مرگ، زاییده توهم انسانی است و نه واقعیت، و رهایی از این ترس شرط رسیدن به آرامش روانی است.
این نگاه در تقابل آشکار با فلسفه رواقی قرار دارد.
رواقیون به خدایی فعال و درونماندگار باور داشتند؛ خدایی که همان عقل کیهانی یا «لوگوس» است و سراسر جهان را بهصورت عقلانی و هدفمند اداره میکند.
در اندیشه رواقی، خدا از جهان جدا نیست، بلکه در ذات طبیعت و قانون آن حضور دارد و سرنوشت انسان نیز بخشی از همین نظم الهی است.
از این رو، انسان خردمند نه با فاصله گرفتن از خدا، بلکه با هماهنگ شدن با اراده و نظم او به آرامش میرسد.
در نگاه دینی، بهویژه در ادیان ابراهیمی، خدا شخصی، خالق، آگاه و ناظر است؛ خدایی که سخن میگوید، فرمان میدهد، داوری میکند و در تاریخ و زندگی فردی انسان دخالت دارد.
ایمان دینی معمولا با مفاهیمی چون مسئولیت اخلاقی، حسابرسی، پاداش و کیفر اخروی همراه است.
این تصویر از خدا دقیقا در نقطه مقابل اندیشه اپیکور قرار میگیرد، زیرا آنچه دین اغلب مایه معنا و هدایت میداند، اپیکور یکی از اصلیترین منابع ترس و ناآرامی انسان تلقی میکرد.
#اپیکور #خدا #رواقیون #دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊3❤1
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شهره آغداشلو، هنرپیشه شهیر ایرانی، با انتشار ویدئویی در صفحه اینستاگرام خود، بار دیگر توجه افکار عمومی را به وضعیت فاطمه سپهری جلب کرده است؛ کنشگر متدین، منتقد صریح جمهوری اسلامی و علی خامنهای، همسر شهید و پایبند به اسلام.
آغداشلو پرسشی روشن و بیپرده را مطرح میکند؛ پرسشی نه خطاب به کارگزاران حکومت دینی و نه وابستگان نظام، بلکه خطاب به مسلمانان واقعی در ایران.
او میپرسد: فاطمه سپهری که نماز و روزهاش ترک نمیشود، حجابش پابرجاست و به «اسلام واقعی» پایبند است، اکنون کجاست؟
چرا باید در زندانهای مخوف جمهوری اسلامی باشد؟ چرا حکومتی که خود را اسلامی مینامد، از چنین زنی میترسد؟
و پرسش مهمتر این است: شما که خود را مسلمان میدانید، چرا دادخواه او نیستید؟ چرا حتی یک نامه در دفاع از او ننوشتید؟
اگر ظلم به یک زن مومن و همسر شهید شما را به واکنش وادار نمیکند، پس مرز دینداری کجاست؟
این پرسش، پرسشی صرفا سیاسی نیست؛ پرسشی اخلاقی و دینی است.
اکنون باید صریح پرسید:
فاطمه سپهری کجاست؟
و مهمتر از آن:
شما متدین به اسلام هستید یا متدین به
جمهوری اسلامی؟
#فاطمه_سپهری #شهره_آغداشلو #دین_حکومتی #گفتگو_توانا
آغداشلو پرسشی روشن و بیپرده را مطرح میکند؛ پرسشی نه خطاب به کارگزاران حکومت دینی و نه وابستگان نظام، بلکه خطاب به مسلمانان واقعی در ایران.
او میپرسد: فاطمه سپهری که نماز و روزهاش ترک نمیشود، حجابش پابرجاست و به «اسلام واقعی» پایبند است، اکنون کجاست؟
چرا باید در زندانهای مخوف جمهوری اسلامی باشد؟ چرا حکومتی که خود را اسلامی مینامد، از چنین زنی میترسد؟
و پرسش مهمتر این است: شما که خود را مسلمان میدانید، چرا دادخواه او نیستید؟ چرا حتی یک نامه در دفاع از او ننوشتید؟
اگر ظلم به یک زن مومن و همسر شهید شما را به واکنش وادار نمیکند، پس مرز دینداری کجاست؟
این پرسش، پرسشی صرفا سیاسی نیست؛ پرسشی اخلاقی و دینی است.
اکنون باید صریح پرسید:
فاطمه سپهری کجاست؟
و مهمتر از آن:
شما متدین به اسلام هستید یا متدین به
جمهوری اسلامی؟
#فاطمه_سپهری #شهره_آغداشلو #دین_حکومتی #گفتگو_توانا
👍48❤5👌3
Forwarded from گفتوشنود
🔴 بودجه اعلامی برخی از نهادهای مذهبی
🔸 مرکز خدمات حوزه های علمیه:
۱۶.۴۲ هزار میلیارد تومان
🔸شورای عالی حوزه های علمیه:
۷.۴۵ هزار میلیارد تومان
🔸 سازمان تبلیغات اسلامی:
۶.۷۷ هزار میلیارد تومان
🔸 شورای عالی انقلاب فرهنگی:
۱.۲۲ هزار میلیارد تومان
🔸 جامعة المصطفی العالمیه:
۱.۸۶ هزار میلیارد تومان
#بودجه #حکومت_دینی #دین_حکومتی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🔸 مرکز خدمات حوزه های علمیه:
۱۶.۴۲ هزار میلیارد تومان
🔸شورای عالی حوزه های علمیه:
۷.۴۵ هزار میلیارد تومان
🔸 سازمان تبلیغات اسلامی:
۶.۷۷ هزار میلیارد تومان
🔸 شورای عالی انقلاب فرهنگی:
۱.۲۲ هزار میلیارد تومان
🔸 جامعة المصطفی العالمیه:
۱.۸۶ هزار میلیارد تومان
#بودجه #حکومت_دینی #دین_حکومتی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔22❤4
Forwarded from گفتوشنود
در جمهوری اسلامی، ترویج خرافه و بدعت در دین به یکی از ابزارهای اصلی مهندسی ایمان و حفظ اقتدار سیاسی تبدیل شده است.
حاکمیت با دستکاری مفاهیم دینی و افزودن لایههایی از تقدسسازی حول رهبران و نهادهای حکومتی، نوعی «دین ایدئولوژیک» خلق کرده که با جوهره ایمان آزاد و آگاهانه تفاوت بنیادین دارد.
مراسمی مانند بزرگداشتهای حکومتی، روایتهای ساختگی از کرامت و معجزه، و تفاسیر جهتدار از متون دینی، نه برای تقویت معنویت، بلکه برای تثبیت مشروعیت قدرت بهکار گرفته میشوند.
این روند، مرز میان باور دینی و اطاعت سیاسی را عمداً مخدوش میکند تا مؤمن، ناخواسته، وفاداری به نظام را مترادف با وفاداری به خدا بپندارد.
از سوی دیگر، استفاده ابزاری از دین در جمهوری اسلامی نوعی کنترل اجتماعی مبتنی بر احساس گناه، ترس و امید به ثواب را ایجاد کرده است.
حکومت با بهرهگیری از نهادهای مذهبی، منابر، رسانهها و آموزش رسمی، ایمان مردم را از عرصه شخصی و اخلاقی به حوزه اطاعت سیاسی و ایدئولوژیک منتقل کرده است.
در این ساختار، دین نه زبان رهایی و اخلاق، بلکه سازوکاری برای بازتولید قدرت و سرکوب اندیشه انتقادی است.
چنین مهندسیای، در نهایت، نه ایمان را تقویت میکند و نه جامعه را معنویتر میسازد؛ بلکه تنها ابزاری است برای بازتولید سلطه، ایجاد انقیاد روانی و جلوگیری از شکلگیری تفکر مستقل و مسئولانه در میان شهروندان.
#مهندسی_ایمان #خرافات #دین_حکومتی #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در جمهوری اسلامی، ترویج خرافه و بدعت در دین به یکی از ابزارهای اصلی مهندسی ایمان و حفظ اقتدار سیاسی تبدیل شده است.
حاکمیت با دستکاری مفاهیم دینی و افزودن لایههایی از تقدسسازی حول رهبران و نهادهای حکومتی، نوعی «دین ایدئولوژیک» خلق کرده که با جوهره ایمان آزاد و آگاهانه تفاوت بنیادین دارد.
مراسمی مانند بزرگداشتهای حکومتی، روایتهای ساختگی از کرامت و معجزه، و تفاسیر جهتدار از متون دینی، نه برای تقویت معنویت، بلکه برای تثبیت مشروعیت قدرت بهکار گرفته میشوند.
این روند، مرز میان باور دینی و اطاعت سیاسی را عمداً مخدوش میکند تا مؤمن، ناخواسته، وفاداری به نظام را مترادف با وفاداری به خدا بپندارد.
از سوی دیگر، استفاده ابزاری از دین در جمهوری اسلامی نوعی کنترل اجتماعی مبتنی بر احساس گناه، ترس و امید به ثواب را ایجاد کرده است.
حکومت با بهرهگیری از نهادهای مذهبی، منابر، رسانهها و آموزش رسمی، ایمان مردم را از عرصه شخصی و اخلاقی به حوزه اطاعت سیاسی و ایدئولوژیک منتقل کرده است.
در این ساختار، دین نه زبان رهایی و اخلاق، بلکه سازوکاری برای بازتولید قدرت و سرکوب اندیشه انتقادی است.
چنین مهندسیای، در نهایت، نه ایمان را تقویت میکند و نه جامعه را معنویتر میسازد؛ بلکه تنها ابزاری است برای بازتولید سلطه، ایجاد انقیاد روانی و جلوگیری از شکلگیری تفکر مستقل و مسئولانه در میان شهروندان.
#مهندسی_ایمان #خرافات #دین_حکومتی #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💯10👍5❤1
Forwarded from گفتوشنود
ابو نوح و کشتی هایی که هنوز خریدار دارند
پیام همراهان
ابو نوح مردی از غناست که خود را پیامبر معرفی کرد و با بازخوانی داستان کهن نوح گفت طوفانی بزرگ در راه است و تنها راه نجات سوار شدن بر کشتی اوست. او از مردم کمک مالی گرفت برای ساخت کشتی نجات. طوفان نیامد اما روایت ادامه پیدا کرد. وعده به تعویق افتاد و در میان این تعلیق مقدس خبر خرید یک مرسدس بنز منتشر شد. قصه آشناست. فقط مکان و زمان عوض شده اند.
سوال اصلی این نیست که چرا ابو نوح دروغ گفت. سوال مهمتر این است که چرا هنوز این الگو جواب می دهد. چرا در قرنی که ماهواره ها مدار زمین را می شناسند و علم از ژن و کهکشان می گوید باز هم داستان مردی با کشتی چوبی می تواند جان و مال انسان ها را با خود ببرد.
نوح و کشتی نجات یک استعاره قدرتمند است. وعده رهایی در دل ترس. تقسیم جهان به غرق شدگان و برگزیدگان. انسان وقتی می ترسد منطق را کنار می گذارد و به کسی پناه می برد که می گوید راه خروج را بلد است. کشتی مهم نیست از چوب باشد یا از کلمات. مهم این است که امید را قاب می گیرد و ترس را جهت می دهد.
در جهانی پر از بحران جنگ فقر اقلیم و بی معنایی انسان مدرن بیش از آنکه عاقل تر شده باشد تنها تر شده است. و در این تنهایی هر کسی که با صدای بلند بگوید من نقشه دارم شنیده می شود. حتی اگر نقشه اش خیالی باشد.
اینجاست که پرسش بزرگ مطرح می شود. اگر با نگاهی شکاکانه به ابو نوح می خندیم آیا می توانیم با همان عینک به دیگر روایت های نجات هم نگاه کنیم. به ادیانی که قرن هاست کشتی می سازند و وعده طوفان و رستگاری می دهند. فرق کجاست. در قدمت داستان. در تعداد مسافران. یا فقط در این که به آن عادت کرده ایم.
شاید مسئله نه ابو نوح باشد و نه مردم ساده دل. مسئله نیاز عمیق انسان به معناست. و تا وقتی این نیاز بی پاسخ بماند کشتی ها یکی پس از دیگری ساخته می شوند. بعضی چوبی بعضی طلایی. و بعضی فقط با کلمه.
#نوح #کشتی_نوح #معنا #دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
ابو نوح و کشتی هایی که هنوز خریدار دارند
پیام همراهان
ابو نوح مردی از غناست که خود را پیامبر معرفی کرد و با بازخوانی داستان کهن نوح گفت طوفانی بزرگ در راه است و تنها راه نجات سوار شدن بر کشتی اوست. او از مردم کمک مالی گرفت برای ساخت کشتی نجات. طوفان نیامد اما روایت ادامه پیدا کرد. وعده به تعویق افتاد و در میان این تعلیق مقدس خبر خرید یک مرسدس بنز منتشر شد. قصه آشناست. فقط مکان و زمان عوض شده اند.
سوال اصلی این نیست که چرا ابو نوح دروغ گفت. سوال مهمتر این است که چرا هنوز این الگو جواب می دهد. چرا در قرنی که ماهواره ها مدار زمین را می شناسند و علم از ژن و کهکشان می گوید باز هم داستان مردی با کشتی چوبی می تواند جان و مال انسان ها را با خود ببرد.
نوح و کشتی نجات یک استعاره قدرتمند است. وعده رهایی در دل ترس. تقسیم جهان به غرق شدگان و برگزیدگان. انسان وقتی می ترسد منطق را کنار می گذارد و به کسی پناه می برد که می گوید راه خروج را بلد است. کشتی مهم نیست از چوب باشد یا از کلمات. مهم این است که امید را قاب می گیرد و ترس را جهت می دهد.
در جهانی پر از بحران جنگ فقر اقلیم و بی معنایی انسان مدرن بیش از آنکه عاقل تر شده باشد تنها تر شده است. و در این تنهایی هر کسی که با صدای بلند بگوید من نقشه دارم شنیده می شود. حتی اگر نقشه اش خیالی باشد.
اینجاست که پرسش بزرگ مطرح می شود. اگر با نگاهی شکاکانه به ابو نوح می خندیم آیا می توانیم با همان عینک به دیگر روایت های نجات هم نگاه کنیم. به ادیانی که قرن هاست کشتی می سازند و وعده طوفان و رستگاری می دهند. فرق کجاست. در قدمت داستان. در تعداد مسافران. یا فقط در این که به آن عادت کرده ایم.
شاید مسئله نه ابو نوح باشد و نه مردم ساده دل. مسئله نیاز عمیق انسان به معناست. و تا وقتی این نیاز بی پاسخ بماند کشتی ها یکی پس از دیگری ساخته می شوند. بعضی چوبی بعضی طلایی. و بعضی فقط با کلمه.
#نوح #کشتی_نوح #معنا #دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍21❤9