🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨

#Rob_Hefferan, 1968 | #Figurative #Realism #painter

#Hefferan was born in Warrington, #Cheshire in the north of England. He began drawing and painting as a small child. “I wanted to be an #artist for as long as I can remember”, says Rob. “I remember copying dinosaurs and #spaceships from pictures books and feeling frustration at the fact that I could not draw as well as the #illustrators from the books”.

#راب_هفران، 1968 | #فیگوراتیو #رئالیسم #نقاش
#هفران در وارینگتون، #چشایر در شمال انگلستان به دنیا آمد. او از کودکی شروع به طراحی و نقاشی کرد. راب می گوید: «تا زمانی که یادم می آید می خواستم #هنرمند باشم. به یاد دارم که دایناسورها و سفینه‌های فضایی را از کتاب‌های تصویری کپی کردم و از این که نمی‌توانم به خوبی #تصویرگران از کتاب‌ها نقاشی بکشم، احساس ناامیدی می‌کردم.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏

۱۷دیماه، سالروز درگذشت سالار زن ایرانی، #شاهدخت_اشرف_پهلوی در روزگاری که فمنیست های چپ در ضدیت با مدرنیته پهلوی زیر عبای خمینی سینه میزدند، او طلایه دار آزادی #زنان بود.

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

#جــــاویــــد_شــــاه

#جاويد_اعلیحضرت_رضا_شاه_پهلوى

#KingRezaPahlavi


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_ویـــــدئـــــو🎥

کیستی #مردم_آذرآبادگان💚
زبان #مردم_آذرآبادگان🤍
ریشه #نام_آذربایجان❤️

نام این استان پاره تن ایران را درست بنویسید.
واژه #آتور در زبان پهلوی، به چم(:معنی) #آتش است. (گونه پارسی آن #آذر است).
در اوستا به شکل «آتر» و در زند اوستا به شکل «آترس» آمده است و «آتورپات» به چم آتشبان و نگهبان آتش می‌باشد.
گان: پسوند مکانی است. به چم جایگاه. مانند: زنگان، سمنگان، گاوگان، دهخوارگان، ورزگان(ورزقان)، گلپایگان، گریگان، سیرگان و... همچنین است «آتورپاتگان» و شکل دگرگون شده آن «آذربایگان» که سرزمینی است، منتسب به آذر ( #آتش).
آتشکده‌های پرشمار در #آذربایگان، مانند آتشکده باکو، آتشکده آذرگشسب و آتشکده تبریز و غیره نیز این مهم را گوشزد می‌کنند.
واژه «آذربُد»(آتورپات) و پادگان(پاتگان) ریشه در «آتورپاتگان» پهلوی دارد، که در اثر کاربرد بسیار به آذرآبادگان بدل شده است.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم

کیستی #مردم_آذرآبادگان💚
زبان #مردم_آذرآبادگان🤍
ریشه #نام_آذربایجان❤️

نام این استان پاره تن ایران را درست بنویسید.
واژه #آتور در زبان پهلوی، به چم(:معنی) #آتش است. (گونه پارسی آن #آذر است).
در اوستا به شکل «آتر» و در زند اوستا به شکل «آترس» آمده است و «آتورپات» به چم آتشبان و نگهبان آتش می‌باشد.

گان: پسوند مکانی است. به چم جایگاه. مانند: زنگان، سمنگان، گاوگان، دهخوارگان، ورزگان(ورزقان)، گلپایگان، گریگان، سیرگان و... همچنین است «آتورپاتگان» و شکل دگرگون شده آن «آذربایگان» که سرزمینی است، منتسب به آذر ( #آتش).
آتشکده‌های پرشمار در #آذربایگان، مانند آتشکده باکو، آتشکده آذرگشسب و آتشکده تبریز و غیره نیز این مهم را گوشزد می‌کنند.

واژه «آذربُد»(آتورپات) و پادگان(پاتگان) ریشه در «آتورپاتگان» پهلوی دارد، که در اثر کاربرد بسیار به آذرآبادگان بدل شده است.

اعراب، چهار بندواژه و وات(:حرف )👈 گ - ژ - چ - پ را نمی‌توانستند بخوانند و تلفظ کنند. از این‌رو، «گ» را «ج» خوانده‌اند و «آذربایگان» را «#آذربایجان» نوشته‌اند.

تاریخ نگاران دوران #باستان، از جمله تاریخ نگاران یونانی و رومی، مانند «استرابون» و «گزنفون»، «پلیپ»، «دیودور سیسیلی» و دیگران نیز «آتورپاتن» نوشته‌اند.

بر پایه اسناد استوار تاریخی،
نگارش واژه «آذربایگان» با «ذ» درست است. همه تاریخ نگاران و جغرافی نویسان سده‌های نخستین اسلامی نیز، «آذربایجان» را با رسم الخط عربی با «ذ» و به شکل
«آذربایجان» نوشته‌اند.

ابن اثیر، یاقوت حموی، یعقوبی، مسعودی، طبری، الفخری و دیگران همگی
«آذربایجان» را با «ذ» نوشته‌اند. در هیچ‌یک از متون تاریخی «آذربایجان» با «ز» نوشته نشده است.

اما نوشتن آذربایجان با «ز» نخستین بار بدست چه کسی و با چه هدفی انجام شد؟

دستگاه‌های پانترکیسم ده‌ها سال است که کوشش می‌کنند تا #فرهنگ و #هویت و #ریشه آذربایجان و آران را جدا از فرهنگ و تاریخ #ایران‌زمین بشناسانند و در این راه به جعل‌های موزیانه و البته ناشیانه‌ی #تاریخی دست می‌زنند. از جمله #تراشیدن ریشه‌ای مغولی برای واژه کامل ایرانی #آذربایجان و پیوند دادن آن به ترک اغوزی.

نکته آخر و بویژه برای دوستانی که نادانسته و ناآگاهانه، این واژه را به شکل نادرست نگاشته و بدون داشتن دانش تاریخی و آگاهی بر خط و زبان پارسی کهن، گمان می‌برند، «ذ» حرف عربی است و پارسی نیست و ناخواسته با جعل جریان شوم پانیسم همراه شده‌اند، بدانید که حرف «ذ» با تلفظ نوک زبانی آن، یکی از حروف راستین زبان‌های باستانی ایران همچون #اوستایی بوده است.

✍️ فرهنگ موضوعی شاهنامه

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏

هفدهم دی‌ماه، سالروزبزرگ دلاور ایران‌زمین #بابک_خرمدین🔥🕯🔥🌹🕯🌹

خرم در زبان پارسی هر چيزی است كه خوشی و شادی و لذت را برای آدمی فراهم آورد.
اينكه بهار و باغ و بوستان را خرم گویيم به اين دليل است كه مايه‌ی شادی و نشاط‌ است.

واژه دین از دَینه اوستایی می‌باشد که به معنی دیدن و دانستن و فهمیدن است. و البته به معنی وجدان آدمی است.
خرم‌دين، و بگونه امروزی‌اش دين خرم، به معنای دينی است كه در کنار انسان ساز بودنش مايه‌ی شادی و خوشی مردمان شود.
تعريف دين به اين مفهوم در جای‌جای نسک گات‌های #اشوزرتشت آمده است.

نویسنده‌ی كتاب البد و التاريخ درباره پيروان اشوزرتشت مي‌گويند:
هرچه انسان خرمی بيشتری بخواهد اندوه اهريمن بيشتر می‌شود و اهريمن بيشتر درصدد جنگيدن با انسان برمی‌آيد. و در تعريف باورهای خرمدينان می‌نويسد كه آنها هرچه باعث شادی و لذت باشد و طبيعت انسان به آن علاقه داشته باشد و زيانی به كسی نرساند را مباح و روا می‌دانند.
نهضت حق طلبانه خرم دینان را می توان نهضتی بزرگ در تاریخ ایران دانست. زیرا روحیه ملی و ضد بیگانه را در ایران زمین گسترش داد.

معنی واژه #بابک در واژه نامه پهلوی - اوستایی استاد #بهرام_فره‌وشی از پاپک گرفته شده است که پدر عزیز و کوچک معنی می‌دهد. یکی از بزرگان سرزمین ایران از نیای ساسان نیز بوده است.

بابک از تبار ایرانی و محل زندگی‌اش آذرآبادگان ایران‌زمین بود.
جنبشی كه بابک در ایران آغاز كرد و رسمن نام جنبش خرم‌دينان برخود داشت، يک ايدیولوژی مشخصی را مطرح میكرد كه هدفش براندازی نهایی سلطه‌ی اعراب مسلمان در ایران و آزادی ایران و ایرانی و برقراری برابری و دادگری در ايران‌زمین و تأمين خوشی و آرامش برای همگان و بازگشت به بزرگی و شکوه ایران باستان بود.
ابن‌حزم می‌نويسد كه ايرانيان از نظر وسعت ممالک و فزونی نيرو بر همه‌ی ملت‌ها برتری داشتند. به همین جهت لقب آزادگان را ممالک دیگر برای ایرانیان برگزیدند.
چون دولت ساسانی بر اثر نبردهای طولانی با امپراتوری روم و هجوم تازیان برافتاد و اعراب مسلمان بر ایران مسلط گرديد اين امر بر ملت ایران گران آمد و خود را با مصيبتی تحمل‌نشدنی روبرو يافتند و برآن شدند كه با راه‌های مختلف به جنگ با اعراب برخيزند. از جمله رهبران آزادی بخش و ملی ایران می‌توان: سنباد، مقنع، استادسيس، بابک، مازیار و ديگران را نام برد.
اینک بخوانیم سخنان #پاپک_خرمدین دلاور مرد بی‌باک ایران‌زمین به هنگام کشته شدنش بدست خلیفه دد اهریمن مسلمین:

ایرانی هرگز زیر بار زور و ستم نخواهد رفت.

من نبردی را آغاز کرده‌ام که ادامه خواهد داشت.

من آموزش ستیز و نبرد را به جوانان ایران آموختم.

من درسی به جوانان ایران داده‌ام که هرگز آن‌را فراموش نخواهند کرد.

من لرزه‌ای بر پایه‌های حکومت اسلامی انداخته‌ام که دیر یا زود آن‌را سرنگون خواهد نمود.

گمان مبر که با کشتن من فریاد آزادی‌خواهی و ایستادگی ایرانیان را خاموش خواهی کرد، نه هرگز.

ایرانی پاک‌سرشت و آزاده هرگز در برابر دشمنان و ستمگران زانو نمی‌زند و چهره به خاک نمی‌ساید.

#باب_خرمدین بزرگ‌ترین و برجسته‌ترین پیکارجو و ستیزنده ایرانی در برابر تازیان متجاوز ستمگر مسلمان در ایران‌زمین بود.
باری،
هفتم ژانویه برابر با هفدهم دی‌ماه روز کشته و تکه‌تکه شدن #پاپک_خرمدین ایرانی بدست تازیان مسلمان متجاوز است.

هنگامی که معتصم عرب خلیفه‌ مسلمین دست راست پاپک خرمدین ایرانی را برید پاپک با دست دیگرش خون خویش را بر چهره‌اش مالید.
خلیفه تازی پرسید: چرا چنین کردی؟
پاپک خرمدین ایرانی پاسخ داد:
چون خون از تنم بیرون رود چهره‌ام به زردی گراید و آنگاه توی عرب گمان می‌کنی که من ایرانی ترسیده‌ام.

دلاوری، بی‌باکی جسارت، زیرکی، هوش و استعداد #پاپک_خرمدین بی‌تردید استثنایی و بی‌همتا بود.
آری،
بابک این دلاور مرد ایرانی ۲۲سال با اعراب مسلمان وحشی جنگید و سرانجام با نیرنگ و دسیسه افشین خودفروخته گرفتار شد.
هنگامی که افشین خواست آذرآبادگان را به سوی سامرا عراق ترک کند از بابک پرسید که آیا خواسته‌ای دارد یا نه؟
پاپک پاسخ داد:
می‌خواهم سرزمین و شهرم را ببینم.
افشین خائن در شب مهتابی بابک را با چند نگهبان به شهر بذ زادگاه پاپک فرستاد و اجازه داد که او به دور دیار خود بگردد.
مردان و زنان ایرانی که پاپک خرمدین را اسیر دیدند گریستند.

بابک خرمدین عشق والا و بزرگی به سرزمینش ایران داشت.
بر روان و فروهر پاک پاپک خرمدین درود باد🌹🕯🌹
.
بنمایه،
نسک(:کتاب) منم بابک، نوشته زنده یاد دکتر ناصر انقطاع🕯🌹

.
🟩 و بخوانیم بخشی از سروده‌های چکامه‌سرایان بزرگ برای بابک خرمدین:
وطن خرم ز دین #بابک پاک
که رنگین شد ز خونش چهره خاک
✍️بادکوبه‌ای
.
در پیش آن خلیفه‌ی نادان مسلمان زنازاده
برخیز و ببین که به پاپک چه‌ها شده
آزاده مرد خطه‌ی ایران ببین چگونه
قربانی خیانت افشین نادان، زپا شده
در پیش خصم شسته ز خونا به‌چهره خویش
سر از تنش رها نشده خود، رها شده
آزادگان ستاده بمی‌رند و جان دهند
بی‌دست و پا ببین که ز جان ایستاد شده.
✍️دکتر عدنان مزارعی.
.
از کوهسار پر از سبزه‌ی سهند
آمد به گوش خسته‌ی تاریخ این صدا
من بابکم سلاله و فرزند بابکان
جان می‌دهم که تا نشود کشورم فنا
خونش به پای خاک وطن ریخت، این عجب
بویش به‌جای مانده چو بوی اقاقیا.
✍️ دکتر همایونفر.
.
دست‌هايش بسته بود
از پشت اما مشت
جامه‌اش از جنس خون و جامش
از خم خانه‌ی زرتشت
آزرده دل جان در خطر خاموش
مهر را در سينه می‌پورد
هر نگاهش بارگاه معتصم تازی را
زيرو رو و تباه می‌كرد.
✍️سیاوش کسرایی
.
پسر گفتش ای پاپک نامجوی
يكی مشگلت می‌پرسم بگوی.
✍️بوستان سعدی
.
وز باب و ز مام خويش بر بودش
تا زو بر بود بابک و مامش.
✍️ناصر خسرو

هر دو را در جهان عشق طلب
پارسی بابک دان و تازی اَب.
✍️فرهنگ جهانگيری
.
تا میهن و تا عشق مرا آیین است
من مشرک و من کافر اگر این دین است
مرد است که با خون خودش رنگین شد
پیغمبر من #بابک_خرمدین است.
✍️ #بهروز_اميدی
.
#بابک ای شَه زاده‌ی مردانگی
در خور نامت بُود آزادگی
تو به راه میهنت جان داده‌ای
از برای این‌چنین آزاده‌ای
می‌پرستم، من بتت را نیک نام
می‌شتابم، سوی تو با لبیک تام
بابک ای آزاده‌ی دینُ شرف
ای امید ناامیدان با هدف
عدو را تو به جایش بنشاندهای
نام بهمن از ازل تو خوانده‌ای
جان خود بر کف نهادی زنده یاد
تا عدالت خواه عالم کی بیاد
تو تو گویم تا تو را از تو جویم
بوی توت بهشتی از تو بویم
ای خدا دادخواهان چین و چون شدند
نام بابک بردند از ...
✍️جواد اسدی
.
خونم گر به خاک وطن ریزد
دلم نلرزد به پای
به جهان داد خواهم ستاند
به مهر لب زنجیر دست
تنم گر ز تازیانه دو نیم شود
دلم ز ایران نشود جدا
گر ابن مقفع و #بابک_خرمدین و صباغ
به قتلگاه غیرت روانه شدند
شرمم باد گر توانم دریغ پیشه کنم
شاخه‌هایم رفت
میوه‌هایم رفت
تنه‌ی سترگم رفت
اما دل از آن خوش است
که ریشه‌ای دارم به زمین سخت استوار.

✍️شفیعی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_یـــــــــادمــــــــان🙏

هفدهم دی‌ماه، سالروزبزرگ دلاور ایران‌زمین #بابک_خرمدین🔥🕯🔥🌹🕯🌹

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵

سروده زیبای #بابک_خرمدین🔥🕯🔥💚🤍❤️
از زنده‌یاد #سیاوش_کسرایی👍🕯🌹

دست‌هایش بسته بود از پشت
اما مشت جامه‌اش از جنس خون
و جامش از خم‌خانه‌ی #زرتشت
خسته تن، جان در خطر، آزرده دل خاموش
مهر را در سینه می‌پرورد
کینه را در خویشتن می‌کشت
ارغوان دیدگانش
با شفق‌ها و شقایق‌های میهن
گفتگو می‌کرد:
تیرباران نگاهش بارگاه معتصم را
زیر و رو می‌کرد
دل به فرمان دلیری داشت
ترس را بی‌آبرو می‌کرد
اهرمن از خشم می‌لرزید
دژ دل و دژ خو و دژ آهنگ
بانگ زد، با واژه‌هایی زشت و بی‌فرهنگ
ای سگ، ای زندیق
کامت چیست؟
ای موالی ای عجم
سودای خامت چیست؟
پس چرا از ما نمی‌ترسی؟
پس چرا بر خود نمی‌لرزی؟
بابک اما رای دیگر داشت
کشتی اندیشه در دریای دیگر داشت
در نگاهش مرگ آسان می‌نمود اما
زندگی در ذهن او معنای دیگر داشت
زیر لب نجوای دیگر داشت
زنده باید بود و شادی کرد
مام بوم خویش را باید نگهبان بود
با پیام راستی
با مردمان بایست رادی کرد
اهرمن فریاد زد:
افشین چه می‌گوید؟
و افشین، آه افشین، وای افشین
آن گنهکار پریشان روزگار
شرمسار از برگ برگ خونی تاریخ
آن همان آکنده از هر گند،
آن همان بی‌ریشه بی‌پیوند
شرمسار از کرده خود
سر به زیر افکند
اهرمن با تیز خندی گفت:
البابک هراسانا؟
و بابک آن گو نستوه
آن نستوه سبلان کوه
آن استوره بیگانه با اندوه
آن همان آیینه دار مزدک و مانی
خسته جان و مانده از نیرنگ و تزویر مسلمانی
چشم در چشم ستم فریاد زد:
بسیار آسانا !!
بار دیگر نعره زد تندیس استبداد
و پژواک خروشش رفت تا ژرفای عالم
که دستش را بزن، گرما
و دژخیم سیه بنیاد
همان مزدور ظلمت کامه بیداد
با یک ضربه از پهلو
چنان زد تا که خون فواره زد از پاره‌ی بازو
تهم دل درهم کشید ابرو
سهم دل خر خنده زد بر او
اختران کی می‌برند از یاد
آن شبی که شیون شمشیر
پیچید در بغداد
و بابک، آه بابک، باز هم بابک
تا نبیند اهرمن سرخی او را زرد
تا نخواند از نگاهش درد
تا نه پندارد که پایان یافت این آورد
چهره را با خون ناب و تابناکش
ارغوانی کرد
و آنگاه ...
تا نیافتد پیش پای اهرمن
خود را به پشت انداخت
چشم‌ها را بست
شهپر اندیشه را وا کرد
بال در بال همای عشق
گشت و گشت و گشت تا جان را
بر فراز قله سیمرغ پیدا کرد
هر طرف هر سو نگه افکند
یک‌سو #کورش #سیاوش #کاوه چون خورشید
سوی دیگر #رستم و #گردآفرید و #آرش و #جمشید
و با نورافکن امید
پیر توس و خیزش يعقوب را هم دید
و دیگر گاه‌...
بر لبانش خنجر لبخند
چشم در چشم هزاران بابک آزاد یا دربند
به آسودگی جان باخت
بابک اما خون بها پرداخت
و با این کارِ کارستان پرچم آزادگی را
بر بلند آسمان افراخت
او روانش را ز ننگ بندگی پرداخت
تا ز خشت جان پاک خویش
ایران ساخت
ایران ساخت
ایران ساخت.

بر روان و فروهر پاک #بابک_خرمدین❤️درود باد🌹🕯🌹

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity