🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــوســـیـــقـــی🎼

#_گروه_کوسیقی_پینگ_فلوید

▪️Pink Floyd _ Animals

#_ادامه_پست_قبلی

▪️جلد آلبوم

با کامل‌شدن آلبوم، کار بر روی طراحی جلد آلبوم آغاز شد. گروه طراحی هیپنُسیس، طراح جلد آلبوم‌های قبل گروه، سه پیشنهاد برای طرح جلدِ آلبوم ارائه کرده بود، یکی از این پیشنهادها این بود که یک بچه‌ی کوچک وارد اتاق‌خواب پدر و مادر خود می‌شود تا به رابطه‌ی جنسی میان آن‌ها پی ببرد: «مقاربت جنسی مانند جانوران!»

مفهوم نهایی برای طرح جلد که قدری غیرمعمول بود؛ توسط واترز طراحی شده بود که در زمانی که او نزدیک کلافم کامن زندگی می‌کرد و به‌طور مرتب از کنار نیروگاه بترسی، که در آن زمان به پایان عمر مفید خود نزدیک می‌شد، رفت‌وآمد می‌کرد. یک نما از این نیروگاه برای طرح جلد انتخاب شد. گروه به شرکت آلمانی، بالون فابریک، و هنرمند استرالیایی، جفری شاو، سفارش داد تا یک بالن خوک مانند (شناخته می‌شود به عنوان Algie) به طول ۳۰ فوت (۹٫۱ متر) را ایجاد کنند. بالون با گاز هلیم پر از باد شده بود و در ۲ دسامبر جهت مانور، به مکانِ مورد نظر آورده شد. صفی از افراد آموزش‌دیده و حرفه‌ای هم آماده بودند تا بالن از دستشان در نرود. شرایط جوّی مناسب نبود و کار در آن روز انجام نشد و مدیر پینک فلوید، استیو ارورک، از رزرو این افراد برای روز بعد غفلت کرده بود. بالون از مهارگاه رها و از دیدگان نیز محو گشت. سرانجام بالون در زمین یک کشاورز اهل کنت فرود آمد که به نظر خشمگین هم می‌آمد، زیرا موجب ترس گاو او شده بود.

تصویربرداری از بالون در روز سوم نیز ادامه یافت، اما عکس‌های قبلی‌تر از نیروگاه بهتر به نظر می‌رسید و در نهایت تصویری از یک خوک روی یکی از آن عکس‌ها منطبق شد.

در فیلم کوتاهی که توسط دنی بویل برای مراسم المپیک ۲۰۱۲ لندن ساخته شده بود، در قسمت‌هایی از آن یک خوک شناور بر بالای نیروگاه بترسی قابل مشاهده‌است.
▪️انتشار و بازخورد

آلبوم در ۲۳ ژانویه ۱۹۷۷ در بریتانیا؛ و در ۱۲ فوریه نیز در ایالات متحده منتشر شد. در بریتانیا به جایگاه دوم رسید و در ایالت متحده نیز به جایگاهی بهتر از سوم نرسید. آلبوم دو روز بعد از اعلام کپیتال ردیو نسبت به د پینک فلوید استوری و یک کنفرانس خبری که دو روز پیش‌تر برگزار شده بود؛ انتشار یافت.

پس از انتشار، منتقدین به بررسی آلبوم پرداختند. ان‌ام‌ئی آلبوم را افراطی، بی‌گذشت و بی‌رحم و شمایل‌شکن مطلق می‌دانست.
کارل دالاس، منتقد ملودی میکر، آلبوم را «چشش عذاب‌آور حقایق در رسانه در چند سال اخیر دانست، به شکل فزاینده‌ای خواب‌آور…» توصیف کرد.
فرانک رز از رولینگ استون آلبوم پینک فلوید در این سال را طعنه‌امیز و غم‌افزا می‌دید و پیامشان را هم خسته‌کننده و بی‌معنی می‌پنداشت؛ در مجموع هم آلبوم را نامطلوب ارزیابی کرد.

نیک میسن در سال ۲۰۰۴ در کتاب خودزندگی‌نامه خود پشت و رو می‌گوید: این آلبوم خشونت بسیار بیشتری نسبت به کارهای پیشین پینک فلوید دارد. او می‌گوید: «ممکن است این ویژگی به دلیل شرایط کاری شبیه به کارگری درون استدیو به وجود آمده باشد». او آلبوم را یک‌جور واکنش ناخودآگاه به اتهام‌هایی از سوی سبک پانک راک می‌دید که گروه‌هایی مانند پینک فلوید را با لقب «دایناسور راک» خطاب می‌کردند.

آلبوم جانوران گواهی چهاربار پلاتین را از آرآی‌اِی‌اِی دریافت کرده‌است.

انتشار مجدد
در ابتدا آلبوم توسط هاروست رکوردز در بریتانیا، و توسط کلمبیا رکوردز در ایالات متحده منتشر شد. جانوران سال ۱۹۸۵ در بریتانیا و ۱۹۸۷ در ایالات متحده در قالب لوح فشرده منتشر شد. در سال ۱۹۹۴، آلبوم به صورت لوح فشرده‌ی رمسترشده‌ی دیجیتالی و با طرح جلدی جدید بازانتشار یافت، همچنین نسخه‌ای محدود و رمستر شده در قالب وینیل در سال ۱۹۹۷ منتشر شد؛ نسخه‌ای از آلبوم در همان سال و در سالگرد انتشارِ آلبوم در ایالات متحده عرضه شد و به دنبال آن در سال ۲۰۰۰ نیز؛ آلبوم توسط کپیتال رکوردز دوباره منتشر شد.

آلبوم در «مجموعه‌های جعبه‌ای بدرخش، آهان، راستی و اکتشاف» نیز قرار گرفته‌است.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵

سروده زیبای #بابک_خرمدین🔥🕯🔥💚🤍❤️
از زنده‌یاد #سیاوش_کسرایی👍🕯🌹

دست‌هایش بسته بود از پشت
اما مشت جامه‌اش از جنس خون
و جامش از خم‌خانه‌ی #زرتشت
خسته تن، جان در خطر، آزرده دل خاموش
مهر را در سینه می‌پرورد
کینه را در خویشتن می‌کشت
ارغوان دیدگانش
با شفق‌ها و شقایق‌های میهن
گفتگو می‌کرد:
تیرباران نگاهش بارگاه معتصم را
زیر و رو می‌کرد
دل به فرمان دلیری داشت
ترس را بی‌آبرو می‌کرد
اهرمن از خشم می‌لرزید
دژ دل و دژ خو و دژ آهنگ
بانگ زد، با واژه‌هایی زشت و بی‌فرهنگ
ای سگ، ای زندیق
کامت چیست؟
ای موالی ای عجم
سودای خامت چیست؟
پس چرا از ما نمی‌ترسی؟
پس چرا بر خود نمی‌لرزی؟
بابک اما رای دیگر داشت
کشتی اندیشه در دریای دیگر داشت
در نگاهش مرگ آسان می‌نمود اما
زندگی در ذهن او معنای دیگر داشت
زیر لب نجوای دیگر داشت
زنده باید بود و شادی کرد
مام بوم خویش را باید نگهبان بود
با پیام راستی
با مردمان بایست رادی کرد
اهرمن فریاد زد:
افشین چه می‌گوید؟
و افشین، آه افشین، وای افشین
آن گنهکار پریشان روزگار
شرمسار از برگ برگ خونی تاریخ
آن همان آکنده از هر گند،
آن همان بی‌ریشه بی‌پیوند
شرمسار از کرده خود
سر به زیر افکند
اهرمن با تیز خندی گفت:
البابک هراسانا؟
و بابک آن گو نستوه
آن نستوه سبلان کوه
آن استوره بیگانه با اندوه
آن همان آیینه دار مزدک و مانی
خسته جان و مانده از نیرنگ و تزویر مسلمانی
چشم در چشم ستم فریاد زد:
بسیار آسانا !!
بار دیگر نعره زد تندیس استبداد
و پژواک خروشش رفت تا ژرفای عالم
که دستش را بزن، گرما
و دژخیم سیه بنیاد
همان مزدور ظلمت کامه بیداد
با یک ضربه از پهلو
چنان زد تا که خون فواره زد از پاره‌ی بازو
تهم دل درهم کشید ابرو
سهم دل خر خنده زد بر او
اختران کی می‌برند از یاد
آن شبی که شیون شمشیر
پیچید در بغداد
و بابک، آه بابک، باز هم بابک
تا نبیند اهرمن سرخی او را زرد
تا نخواند از نگاهش درد
تا نه پندارد که پایان یافت این آورد
چهره را با خون ناب و تابناکش
ارغوانی کرد
و آنگاه ...
تا نیافتد پیش پای اهرمن
خود را به پشت انداخت
چشم‌ها را بست
شهپر اندیشه را وا کرد
بال در بال همای عشق
گشت و گشت و گشت تا جان را
بر فراز قله سیمرغ پیدا کرد
هر طرف هر سو نگه افکند
یک‌سو #کورش #سیاوش #کاوه چون خورشید
سوی دیگر #رستم و #گردآفرید و #آرش و #جمشید
و با نورافکن امید
پیر توس و خیزش يعقوب را هم دید
و دیگر گاه‌...
بر لبانش خنجر لبخند
چشم در چشم هزاران بابک آزاد یا دربند
به آسودگی جان باخت
بابک اما خون بها پرداخت
و با این کارِ کارستان پرچم آزادگی را
بر بلند آسمان افراخت
او روانش را ز ننگ بندگی پرداخت
تا ز خشت جان پاک خویش
ایران ساخت
ایران ساخت
ایران ساخت.

بر روان و فروهر پاک #بابک_خرمدین❤️درود باد🌹🕯🌹

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵


شما هر دو دست و پای من بخواهید بریدن، و گونه‌ی مردم از خون سرخ باشد، و چون خون از تن برود، روی زرد شود... من روی خویش به خون سرخ کردم تا چون خون از تنم بیرون شود، نگویند که از بیم و ترس رویش زرد شد...
برشی از «سیاست‌نامه»

زادروز نمادین بابک خرمدین در روز دهم تیرماه برگزار می‌شود. در نوشته‌های گوناگون سال‌مرگ وی را در یکی روزهای ۱۴ دی، ۱۷ دی و ۲۱ دی می‌دانند.

واپسین سخن بابکِ سرفراز «پاینده ایران» بود. یاد و نامش گرامی و راهش پررهرو باد.


فرتور(عکس): دژ #بابک_خرمدین در کلیبر

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨

#_معرفی_هنرمند

#miles_johnston

مایلز جانسون در سال ۱۹۹۳ در بریتانیا متولد شد. چند سال اول از دوران کودکی در برونئی، زندگی کرد، و خودش آن سال‌ها را و فضای کودکی‌اش را بسیار با اهمیت می‌داند. او خویش را از ریاضیات، فیزیک، فلسفه، هنر و تمام جهان پیرامون، تاثیرپذیر می‌داند.
خودش می‌گوید:
"من همیشه احساس حسادت، ترس، و تنهایی‌ای درونی را الهام بخش به خود احساس کردم. ادامه‌ی دوره‌های مدرسه من در همپشایر انگلستان بود. پس از درگیر شدن در انجمن‌های هنری به عنوان یک نوجوان، به سوئد رفتم تا در سن ۱۸ سالگی در آکادمی هنرهای تجسمی سوئد تحصیل کنم. حالا من نیمه وقت به عنوان یک مدرس در همان مدرسه کار می‌کنم در حالی که در حال کار بر روی کار خودم نیز هستم. درون ما در لحظات حیاتی زندگی ما معنا می‌یابد. به جای تمرکز بر بازنمودهای ادبی جهان، من ویژگی‌های سورئال و انتزاعی ذهنیت‌مان را با هدف ایجاد آثاری با تشدید عاطفی عمیق نشان می‌دهم. من معتقدم که هنر جهان را به جایگاهی بهتر تبدیل می‌کند، و آدمی هنوز مسیری طولانی را برای شناخت درون خویش نپیموده است."

#_برگردان_سپیده_نازنینمان

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_یـــــــــادمــــــــان🙏

گوسفندها مثل پلنگ نعره نمی‌کشند ، مثل الاغ عرعر نمی‌کنند ، مثل شیر نمی‌غرند ،
مثل خرگوش نمی‌دوند ،
مثل ماهی زیرآبی نمی‌روند
و مثل اسب به سرعت فرار نمی‌کنند..
و شاید به همین دلیل است که همیشه به صورت " گله" هستند و یک " سگ" از آنها مراقبت می‌کند تا عاقبت خورده شوند.
سگ‌ها مواظب گوسفندها هستند، نمی‌گذارند گرگ‌های وحشی آنها را بخورد و مواظب‌اند که دزد آنها را نبرد و سرانجام قصاب ، آنها را بکشد.
سگ‌ها وفادارند ،
ولی نه ، به گوسفندها ،
بلکه به قصاب‌ها.
علت اینکه دموکراسی به درد گوسفندان نمی‌خورد این است که آنها یا باید به سگ رای بدهند ، یا به قصاب ،
در غیر این صورت باید خیانت کنند و به سوی گرگ بروند که او هم آنها را خواهد خورد.
حتی اگر مدرنیزه هم بشوند ،
فقط بطور مکانیزه کشته می‌شوند،
اگر دیندار هم بشوند، عید قربان قتل عام می‌شوند.
اعلام همبستگی میان گوسفندان تا وقتی ترس از گرگ و اعتماد به سگ و چاقوی قصاب است، بیهوده است، فقط باعث می‌شود کشتارگاه مکانیزه ساخته شود.
انتخابات برگزار شد، همه گوسفندان به *سگ* رای دادند ،
زیرا جز او کسی را نمی‌شناختند.
پشت سر هر گوسفند ناموفق،
یک گرگ است.
دموکراسی در " دنیای گوسفندها " ،
یعنی انتخاب یکی از این سه گزینه :
سگ... گرگ... یا قصاب!!؟؟
باید سعی کنیم از گوسفند بودن ، خارج شویم.
این کار با " مطالعه و مطالبه "
امکان پذیر است


#ابراهیم_نبوی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_کـــتـــاب_صـــوتـــی📚

#خداحافظ_گاری_کوپر
#رومن_گاری
ترجمه:بهمن بهفروزی
باصدای:مجتبی مسافری نژاد

گاهی یک نویسنده داستان و شخصیت‌هایش را چنان عمیق و زیبا بيان می‌کند که آن کتاب تبدیل به اثری ماندگار در ذهن خواننده می‌شود. کتاب خداحافظ گاری کوپر از آن دست کتاب‌های جذاب است که هرکسی باید حداقل یک بار لذت خواندن آن را تجربه کند. خداحافظ گاری کوپر یکی از مشهورترین کتاب‌های رومن گاری، نویسنده‌ فرانسوی است که «نشر نیلوفر» آن را در ایران منتشر کرده است. این رمان با جملات زیبا و هنرمندانه‌ فراوان و با طنز ظریفی که دارد خوانندگان خود را چنان به وجد آورده که عده‌ای رومن گاری را با «سلین» نویسنده‌ بزرگ فرانسوی مقایسه می‌کنند.
لنی، جوان آمریکایی بيست‌ويك ساله‌ای است که از ترس فراخوانده شدن براي خدمت در ارتش آمریکا در جنگ با ویتنام، کشورش آمریکا را ترک مي‌كند و به خانه‌ دوست روشن‌فکرش باگ مورن، در سويیس مي‌رود. به غیر از لنی جوانان دیگری هم به خانه‌ باگ آمدند که در داستان درباره‌ی آن‌ها مختصر توضیحی داده شده است. آن‌ها هم درست مانند لنی از يك واقعیت در زندگي خود فرار مي‌كنند.
کتاب خداحافظ گاری کوپر دو راوی دارد. در بخش‌هایی از داستان راوی یکی از ساکنان خانه‌ باگ است. نکته‌ جالب اين شخصيت، هویت پنهان آن است. او به غیر از لنی، تنها کسی كه در طول داستان درباره‌ افراد دیگر خانه صحبت می‌کند. بخش‌های دیگر داستان هم به شکل روایت سوم شخص و از زبان نویسنده تعریف می‌شوند. لنی به دنبال رهایی و آزادی است و بیش‌ترین چیزی که در این جهان باعث آرامش و رهایی او می‌شود اسکی روی ارتفاعات آلپ است. او از هر وابستگی بیزار است و می‌خواهد تعلقی به هيچ چیز نداشته باشد، حتی به وطنش که حالا از آن فرار کرده است. اما لنی او در اين فرار چندان هم موفق نيست. او عکسی از گاری کوپر دارد که سال‎ها پیش آن را باهم انداخته‌‌اند. دیدن این عکس لنی را به یاد وطنش آمریکا می‌اندازد. گاری کوپر برای او سمبل انسانی آزاد و رها است. او این عکس را پيش خود نگه داشته، اما دوستانش به لنی می‌گویند: «می‌دونی چیه لنی؟ بگذار برایت بگویم. از گاری کوپر دیگه خبری نیست. هیچ‌وقت هم دیگه پیداش نمی‌شه. آمریکایی خونسردی که محکم روی پاهاش وایساده بود و با ناکسا می‌جنگید و از حق دفاع می‌کرد و آخر سر هم پوزه‌ اشرار رو توی خاک می‌مالید. آمریکای حق و درستی، خداحافظ! حالا دوره‌ ویتنامه. دوره‌ شورش دانشگاه‌ها است، دوره‌ دیوار کشیدن دور سیاه محله‌ها است. چاو، خداحافظ گری کوپر!» ولی او با وجود این‌که از تاریکی دنیا خسته و آزرده است، درونش هنوز امیدی وجود دارد که با دیدن عکس گاری کوپر روشن می‌شود. آن‌چه در نهایت باعث نقطه‌ عطف داستان خداحافظ گاری کوپر می‌شود، آمدن عشقی است که ناگهان به زندگی لنی وارد می‌شود و در عین امیدبخشی می‌تواند تهدیدی برای آزادی او باشد.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵

#_جیغ؛ صدای همه‌مون تو تنهایی دنیا

✍🏻 مونک با تابلوی جیغ انگار حرف دل همه‌مونو زده. تو این اثر، یه ترس و اضطراب عمیق هست که هیچ‌کدوممون ازش در امان نیستیم. خطوط موج‌دار و رنگای قرمز و نارنجی، حس گرمای خفگی و تنش زندگیو تو صورت آدم می‌کوبه. مونک می‌گه: "یه روز داشتم تو غروب قدم می‌زدم، یه جیغ عجیب تو طبیعت پیچید. حس کردم دنیا هم داره داد می‌زنه."
📌 این تابلو فقط یه نقاشی نیست؛ نماده. نماد اضطراب، تنهایی و درگیریای ذهنی‌ای که از زمان مونک تا الان همه داریم باهاش دست‌وپنجه نرم می‌کنیم.من کاملاً موافق این اثرم. چون به‌جای اینکه قایمش کنی، می‌گه: "ترساتو فریاد بزن! اینم بخشی از خودته."


#_Zartosht

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵

‏۹ تا از زیبا ترین جمله های پائولو کوئیلو:

-هیچگاه نگذار زخم هایت،تورا به کسی که نیستی تبدیل کند.

-انسان بایدازگذشته رهاشود و ازمیان راههای که به او پیشنهاد می‌شود،بهترین را برگزیند.

-کشتی درساحل بسیارامن تراست،امابرای این ساخته نشده است.

-تنهایک چیزهست که برآورده شدن رویایی راناممکن میسازدوآن،ترس ازشکست است.

-اگردرزمان حال حضورداشته باشی،می توانی آن را بهترکنی و اگرحال را بهترکنی،آنچه از پس آن می آید بهتر خواهد شد.

-یک کودک می‌تواند سه چیز را به انسان بالغ بیاموزد: بدون دلیل شاد بودن، همیشه مشغول انجام کاری بودن و اعلام خواسته ی خویش با تمام قوا!

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚

ویلیام جیمز که درباره‌ی چگونگی تصمیم گیری بسیار اندیشیده، پنج نوع تصمیم را توصیف می کند که تلاش ارادی و عمدی تنها در دو نوع آن، یعنی اولی و دومی، دخیل است:

١. تصمیم منطقی. در این حالت دلایل مختلف موجود بر له و علیه یک مسئله‌ی مشخص را در نظر می گیریم و یکی از شق ها را به نتیجه می رسانیم. نوعی سنجش احتمال بُرد و باخت؛ این تصمیم را با حس آزادی و رهایی کامل اتخاذ می کنیم.

٢. تصمیم ارادی. تصمیم ارادی و پُر تکاپو با یک احساس «تلاش درونی» همراه است. یک «خیزش آهسته و حتمی اراده» . این نوع تصمیم نادر است؛ اکثر تصمیم های انسان بدون تلاش اتخاذ می شود .

٣. تصمیم سرگردان. در این نوع تصمیم، دلیل سرآمدی که ما را در جهتی خاص هدایت کند، وجود ندارد. عمل در هر جهتی خوب به نظر می رسد و تصمیم گیری خسته و درمانده‌مان می کند. به خود اجازه می دهیم اتفاقی و از بیرون به سویی متمایل شویم.

٤. تصمیم تکانه‌ای. احساس می کنیم قادر به تصمیم‌گیری نیستیم و تصمیم به اندازه‌ی نوع سوم اتفاقی به‌نظر می آید. ولی از درون هدایت می شود نه از بیرون. خود را در حالی می‌یابیم که خودبه‌خود و اغلب تکانه‌ای به عملی دست زدایم.

۵. تصمیم مبتنی بر تغییر چشم‌انداز. این نوع تصمیم اغلب ناگهانی و در نتیجه‌ی تجربه‌ای بیرونی یا تغییر درونی مهمی [مثل سوگ یا ترس] اتخاذ می شود که به تغییری اساسی در چشم‌انداز یا «تحولی درونی» منجر می شود. [این از همان نوع تصمیم هایی ست که در بیماران سرطانی اتفاق افتاد...]

پس «تصمیم» از دیدگاه جیمز به گستره‌ی وسیعی از فعالیت ها با تجربیات ذهنی مختلف اطلاق می شود که از لحاظ میزان تلاش، خردپذیری، خودآگاهی، تکانه‌گری و احساس مسئولیت با یکدیگر متفاوتند.


#کتاب: روان درمانی اگزیستانسیال
#نوشته: اروین د. یالوم
#صفحه: ٤٤٤ ، ٤٤۵

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚


🌾 علوفه حیوانات کم و کمتر می‌شد.
همه به جان هم افتاده بودند

حالا دیگر ادای احترام به یاد بودِ موسس مزرعه نه بخاطر احترام و اعتقاد که فقط از سر اجبار و ترس بود

گوسفندان بیشتری به کشتارگاه برده می‌شدند و صاحب مزرعه مدام از دسیسه‌های دشمنی خونخوار به نام "گرگ" به عنوان سرمنشا تمامی مشکلات سخن می‌گفت!

✍️ #_جورج_اورول

📚 #_قلعه_حیوانات

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚

فکر نمی‌کنم چیزی به اندازه خنده واگیر داشته باشد. غم و اندوه هم می‌تواند واگیر داشته باشد اما ترس چیز دیگریست، ترس نمی‌تواند به راحتی شادی و غم سرایت کند و این بسیار خوب است ما با ترس هایمان کمابیش تنهاییم.

📘دختر پرتقالی
#یوستین_گردر

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
و صد البته که وقتی اعراب حاکم به حاجی فیروز نگاه می‌کردند متوجه داستان پشت پرده حاجی فیروز نمی‌شدند و ایرانیان با خیال راحت در جلوی چشم اعراب مرگ خلیفه‌یشان عُمَر را جشن می‌گرفتند و می‌رقصیدند به ریش اعراب‌ و عُمَرشان می‌خندیدند.
از محبوبیت زیاد شخصیت حاجی فیروز در سرتاسر ایران که تا امروز هم به‌جا مانده است روشن می‌شود که فیروز نهاوندی به خاطر کشتن عُمَر در زمان خودش چه محبوبیت بزرگی میان ایرانیان داشته است و چقدر دل ایرانیان را شاد کرده است.
در نهایت باید گفت که #فیروز_نهاوندی یکی از بزرگ‌ترین #قهرمانان_ملی_ایران است و اگر در گذشته‌های دور نیاکان(:اجداد) ما از ترس اعراب مهاجم ناچار بودند شخصیت جدی فیروز نهاوندی را به‌صورت کمدی و دلقک دربیاورند. اینک وظیفه ملی ماست که پس از ۱۴۰۰سال دوباره این شخصیت ملی و قهرمان بزرگ کشورمان را از حالت طنز و دلقک خارج کنیم و به‌گونه یک #قهرمان_بزرگ_ملی مورد سپاس و بزرگداشت قرار دهیم.

#جشن_نوروز و #پاپا_نوروز💚🤍❤️

ویژگی‌های#پاپا_نوروز:
مو و ریش سپید بلند
کمربند ابریشمی آبی
گیوه تخت‌ نازک
شلوار کتان
کلاه نمدی
شال سپید
است.
او از میان کوه راه می‌افتد و عصا بدست می‌آید به‌سوی درواز شهر و روستا.
داستان پاپا نوروز و ننه سرما، از افسانه‌های نمادین گزار سال کهنه به سال نو است.
پیرمرد دانا پاپا نوروز به دیدار پیرزنی می‌رود به‌نام ننه سرما که به‌گونه‌ای بانوی پاپا نوروز شمرده می‌شود. بر پایه افسانه‌های گفتاری، ننه سرما در درازای سال تنها در این شب است که می‌تواند پاپا نوروز را ببیند. پس از این شب، ننه سرما، پاپا نوروز را وا می‌نهد و به راه خود می‌رود تا در سال آینده این دو باز در همین شب یکدیگر را دیدار کنند.
بازگفت دیگری از این داستان که می‌گوید ننه سرما، در نخستین روز بهار هر سال، چشم‌ به‌راه پاپا نوروز می‌شود تا او را ببیند هرآینه پیش از آمادن او از خستگی خوابش می‌برد و پس از بیدار شدن درمی‌یابد که پاپا نوروز آمده و رفته است.
عمو فیروز با گیوه بر پا و جامه سرخ بر تن و چهره‌ای سیاه شده و دایره‌ای در دست سروده و ترانه‌هایی را با واژگان شکسته در کوچه و خیابان می‌خواند.


#مهرداد_بهار، نویسنده و پژوهشگرِ ایرانی می‌نویسند:
عمو فیروز وابسته به جشن‌های #سیاوش است. گمان می‌رود که این چهره، برگرفته از یکی از استوره‌های تموز، ایزدِ کشاورزی و چارپایان، در میانرودان باستان باشد. چهره سیاه‌ شده عمو فیروز، گویای بازآمدنِ او از سرزمینِ مردگان است و جامه سرخِ او، نشان از خونِ سیاوش دارد. واژه سیاوش می‌تواند به معنیِ «مردِ سیاه» یا «سیاه‌رخ» باشد.

---

#کتایون_مزداپور استوره‌شناس و استاد زبان‌های باستانی می‌نویسند:
ترجمه لوحی اکدی تاییدی بر ایده و گفته مهرداد بهار است.
در آن لوح چنین آمده که دوموزی (شوهرِ ایزد تموز) در نیمی از سال با جامه سرخ و در حال نواختن دایره‌زنگی، دنبک، ساز و نی‌لبک، به دنیای زیر زمین رفته تا همسر خود را بازگرداند و این سرگذشت گویای آغاز دوباره باروری بر زمین است.

---

زنده یاد دکتر #ناصر_انقطاع نویسنده، پژوهشگر و مورخ ایرانی می‌نویسند:
فرق میان عمو نوروز و حاجی فیروز چیست؟
نخست اینکه عمو نوروز نادرست است و باید بابا(پاپا) نوروز گفت.
دوم اینکه واژه بابا در آغاز پاپا بوده است و پاپا در پارسی میانی و کهن در کاربرد پدر بزرگ به‌کار می‌رفت و هنگامی‌که تازیان مسلمان به ایران تاختند چون نمی‌توانستند بندواژه و وات «پ» را تلفظ کنند و به‌کار ببرند به‌جای پاپا بابا گفتند و ایرانی‌ها نیز بابا نوروز گفتند که دشواری چندانی ندارد.
ولی از آغاز زنجیره قاجاریان گروهی تازی پرداز از آن میان آخوندها گفتند: اگر بگوییم بابا نوروز اهانت به مادرانمان می‌شود باید عمو گفت!
این یک بهانه‌ی خنده‌آور و بی‌پایه‌ای است.
و اما درباره‌ی جدایی میان بابا نوروز و عمو فیروز.
پاپا نوروز نماد و پایه آیین نوروزی نماد خرد، مهربانی، پختگی، جاودانی و زندگی دراز است. به‌گفته‌ی دیگر ستون راستین آیین‌های نوروزی است.
همین واژه پاپا نوروز است که اروپاییان از ما گرفتند و پاپانوئل را ساخته و پدید آورده‌اند.
حاجی فیروز یکی از بخش‌های آیین بزرگ نوروزی ما شده که این نام حاجی فیروز پس از تاختن تازیان مسلمان به ایران پدید آمد زیرا رسم بَرده‌داری با اسلام به سرزمین‌مان ایران آمد.

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎


تمام زنان باید پوست کهنه و قدیمی خود را
که از روی ترس، سرکوب و فشار قرن‌ها به
تن کرده‌اند،کنار بزنند.

و قدرت‌های غریزی و خرد ناب‌شان را
بازیابند و چون درختان ریشه بدهند و
برخیزند.


✍️ #شارون_بلکی

#_مروری_بر_نقاشی_های_سیاه_قلم

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_تـــلــــنــــگــــر🗣


از ویژگی‌های عیدباستانی نوروز این است که:

✍️ نه کسی پشت بام یا بلندی میرود برای رویت هلال ماه چون آغاز سال به هفته روز ساعت و دقیقه و حتی ثانیه کاملا مشخص است لذا هیچکس دغدغه و نگرانی ندارد

در این عید هیچ حلالی حرام نمی‌شود و هیچ حرامی هم حلال
هیچ حیوانی هم سربریده نمی‌شود
این عید هیچ تشریفات خاصی هم ندارد که حلالی حرام شود و یا حرامی حلال

در این عید صله رحم به نحو احسن انجام شده هیچکس این عمل را برای ثواب بهشت یا ترس از جهنم و عذاب انجام نمی‌دهد

تمام انسان‌ها سعی می‌کنند پلیدی‌ها را از خود دور کنند نه بخاطر ثواب بلکه بعنوان نیاز رعایت می‌کنند بطوری که هیچ فقیه و دانشمندی بر آنها تکلیف نمی‌کند....

مهمتر از همه هیچ غنی بر فقیری برتری ندارد هرکس براساس حسن خلق و روابط انسانی با همدیگر ارتباط برقرار می‌کنند.

این عید ارتباط مستقیم با طبیعت دارد با ایمان و عقیده هیچکس در ارتباط نیست هیچ موردی بر هیچکس تحمیل نمی‌شود. می‌توانید خانه بنشینید یا مسافرت بروید یا به دامنه کوه و دشت و طبیعت پناه ببرید (بنام ایران، بنام مهربانی، بنام انسانیت)


❤️❤️

هر روزتان نوروز نوروزتان پیروز

#_Zartosht

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵

ترس دو معنی دارد:

همه چیز را فراموش و رها کن،
یا با همه چیز روبرو شو و رشد کن.

انتخاب با شماست

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚

🤩#کتاب
#pdf

▪️کتاب: جشن بز نر
▪️نویسنده: ماریوبارگاس یوسا
▪️ناشر: شرکت نشر قطره
▪️مترجم: جاهد جهانشاهی
▪️صفحه: ۵۸۶



« کتاب «سور بز»، رمانی نوشته ی ماریو بارگاس یوسا است که داستان پایان یک حکومت و تولد یک دموکراسی تحریف شده را روایت می کند. اورانیا کابرال که در تمام عمرش با احساسی از ترس و پوچی رو به رو بوده، به محل تولد خود، جمهوری دومینیکن بازمی گردد خود را دوباره در دل اتفاقات سال ۱۹۶۱ می یابد؛ زمانی که پایتخت هنوز شهر تروخیو نام داشت و یک پیرمرد، افسار زندگی سه میلیون انسان را در دست گرفته بود. رافائل تروخیو، دیکتاتوری فاسد که مردم کشورش به او لقب بز داده بودند، کشور را با باج گیری و خشونت اداره می کند. اما اوضاع دارد از کنترل تروخیو خارج می شود چرا که توطئه ای علیه او در حال شکل گیری است و نیروهایی انقلابی نیز شورش خود را بر علیه او آغاز کرده اند.
ماریو بارگاس یوسا برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال ۲۰۱۰
فیلمی بر اساس این کتاب در سال ۲۰۰۵ ساخته شده است. »

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
جشن بز نر.pdf
11.1 MB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚

🤩#کتاب
#pdf

▪️کتاب: جشن بز نر
▪️نویسنده: ماریوبارگاس یوسا
▪️ناشر: شرکت نشر قطره
▪️مترجم: جاهد جهانشاهی
▪️صفحه: ۵۸۶



« کتاب «سور بز»، رمانی نوشته ی ماریو بارگاس یوسا است که داستان پایان یک حکومت و تولد یک دموکراسی تحریف شده را روایت می کند. اورانیا کابرال که در تمام عمرش با احساسی از ترس و پوچی رو به رو بوده، به محل تولد خود، جمهوری دومینیکن بازمی گردد خود را دوباره در دل اتفاقات سال ۱۹۶۱ می یابد؛ زمانی که پایتخت هنوز شهر تروخیو نام داشت و یک پیرمرد، افسار زندگی سه میلیون انسان را در دست گرفته بود. رافائل تروخیو، دیکتاتوری فاسد که مردم کشورش به او لقب بز داده بودند، کشور را با باج گیری و خشونت اداره می کند. اما اوضاع دارد از کنترل تروخیو خارج می شود چرا که توطئه ای علیه او در حال شکل گیری است و نیروهایی انقلابی نیز شورش خود را بر علیه او آغاز کرده اند.
ماریو بارگاس یوسا برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال ۲۰۱۰
فیلمی بر اساس این کتاب در سال ۲۰۰۵ ساخته شده است. »

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵


#_ترس به شـما خواهد گفت؛ حتى فكرش‌ را هم نكن، همانجا كه هستى بمان، الان اصلا وقت مناسبى براى اين كار نيست. اما اينها دروغ‌هاى رنگارنگى هستند كه ترس را در مسند قدرت نگه داشته و شما را از حركت باز ميدارند. اينها دروغهايى هستند كه شـما را در حد متوسط نگه مى‌دارند و زندگى در ناكامى را برای‌تان تنظيم می‌كنند.
اين‌ها دروغ‌هايى هستند كه اگر قصد داريد آينده‌اى قابل پيش‌بينى را كنار بگذاريد، و به سـمت آينده‌اى غير قابل پيش‌بينى، اما بی‌نهايت زيبا پرواز كنيد، بايد با آنها مقابله كنيد.

#دبى_فورد

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم


💡نشانه های یک کشور اسلامی!


🔻وقتی که نمی‌توانی یک باغ آباد تو شهر خودت پیدا کنی ولی سر هر کوچه‌ای که نگاه می‌کنی یک مسجد می‌بینی، بدون که توی یک کشور اسلامی هستی.

وقتی می‌بینی که مردم با همه ظواهر و دنگ‌و‌فنگ مدرن‌شان، هنوز در قرون گذشته زندگی می‌کنند تعجب نکن، بدون که توی یک کشور اسلامی هستی.

وقتی می‌بینی که دین روی علوم کنترل دارد، مطمئن باش که توی یک کشور اسلامی هستی.

وقتی می‌بینی روحانیون را "عالم" و "دانشمند" خطاب می‌کنند شگفت‌زده نشو، تو توی یک کشور اسلامی هستی.

وقتی می‌بینی که حاکم کشور تبدیل شده به رهبری خدا مانند که هیچ وقت از مسند قدرت پایین نمی‌آید و هیچ کس هم حق ندارد از آن انتقاد کند دلخور نشو، تو توی یک کشور اسلامی هستی.

وقتی که می‌بینی عده زیادی عبودیت را به آزادی ترجیح می دهند، دل‌ت نسوزد، تو توی یک کشور اسلامی هستی.

وقتی می‌شنوی که روحانیون می‌گویند دموکراسی كفر است، ولی از هر فرصتی که دموکراسی فراهم کند استفاده می‌کنند تا قدرت و مقام بالاتری را قبضه کنند، تعجب نکن، تو توی یک کشور اسلامی هستی.

وقتی می‌بینی یک زن نصف یک مرد ارزش دارد یا حتی کمتر مبهوت نشو، تو توی یک کشور اسلامی هستی.

وقتی ترس و دهشت مدام در عمق چشم‌های مردم خانه کرده، خیالت تخت باشد، تو توی یک کشور اسلامی هستی.

✍️وجیهه الهویدر(نویسنده اهل عربستان سعودی)

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_نـــقـــاشـــی🎨

ماهیگیران می دانند دریا خطرناک و توفان سهمگین است، اما از دید آنها این دلایل هرگز برای ماندن بر روی خشکی کافی نیستند. آنها این فلسفه را برای آنهایی که دوستش دارند باقی می گذارند. بگذار توفان برخیزد، شب فرود آید - کدام یک بدتر است، خطر یا ترس از خطر؟ شخصا واقعیت را ترجیح می دهم؛ یعنی همان خطر.

— بخشی از نامه ی #ونسان_ونگوگ به برادرش تئو در سال ۱۸۸۲.

🎨 نقاشی: منظره دریایی نزدیک سنت ماریس دلامر — ۱۸۸۸، اثر ونسان ونگوگ

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity