🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔸یلدا
یلدا، هزارانساله جشنی آریایی
جشنی سپند و پرفروغ و گرم و زیبا
در آخرین شام بلند و سرد پاییز
یادآور استورههای مانده برجا
یلدا، نماد زایش مهرایزد نور
میترا، خجسته ایزدِ نور سحرگاه
آیین او مهر و وداد و عهد و پیمان
تابانفروغ مینوی، روشنگر راه
در شام یلدا سفرهای میگسترانم
از دانهها و میوههای سرخ و رنگین
چون تاج گلگون مینهم بر سفرهی خویش
دردانههای لعلفام نار شیرین
یک سرو زیبا در کنارش مینشانم
فرخنمادی از کهنآیین دیرین
وان سرو سبز و تازه را آرایه بخشم
با رشتههای نازک سیمین و زرین
سروی که در پندار ایرانی سپنتا
وز فتنهی باد خزانی بیگزند است
در شام یلدا تا طلوع صبح فردا
بر مجمر پُر آتشم عود و سپند است
در جمع یاران میبرم شب را بهپایان
شامی که گرم و شادمان و دلفروز است
از شادی فردا دلم در سینه لرزان
فردای یلدا نوبت خورشیدروز است
جشنی دگر در گردش گردونهی مهر
آغاز روز چیرگی بر تیرگیها
جشنی بهپاس اولین روز زمستان
روزی بهدنبال شب زیبای یلدا
✍پینوشت سراینده:
الف: «یلدا» واژه ای سریانی به چمِ(معنای) زایش است. شب زایش مهرایزد نور و روشنایی است. در آغازین شب زمستان و بلندترین شب.
ب: «میترا» مهرایزد نور و روشنایی و دشمن تیرگی و تباهی است. او ایزد عهد و پیمان، راستی و دادگستری و دشمن دروغ و پیمانشکنی است.
ج: «سرو» در فرهنگ ایرانی جایگاهی ویژه دارد. در آیین مهر و در باور مهریان، سرو درختی همیشه سرسبز است که در برابر سرما پایداری میکند. از اینروی مهریان در شب زایش مهر آنرا میآراستند و هدیهها در پایش مینهادند. در بالای آن ستارهای سیمین یا زرین به نشانهی ماه یا خورشید میگذاشتند و درخت را با رشتههای ابریشمین میآراستند. این آیین به شکل امروزین در شب زایش مسیح همچنان برگزار میشود..
د: «خورشیدروز» آغاز دیماه و نخستین روز زمستان را(خرمروز) یا (خورهروز) و یا (روز خورشید) مینامند و آنرا از آنِ اهورامزدا میدانند. زیرا از آن پس روزها به بلندی میگرایند و خورشید بر تیرگی چیره میشود.
یلدای زیبا بر همهی ایرانیان فرخنده باد.
#هما_ارژنگی
#یلدا
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔸یلدا
یلدا، هزارانساله جشنی آریایی
جشنی سپند و پرفروغ و گرم و زیبا
در آخرین شام بلند و سرد پاییز
یادآور استورههای مانده برجا
یلدا، نماد زایش مهرایزد نور
میترا، خجسته ایزدِ نور سحرگاه
آیین او مهر و وداد و عهد و پیمان
تابانفروغ مینوی، روشنگر راه
در شام یلدا سفرهای میگسترانم
از دانهها و میوههای سرخ و رنگین
چون تاج گلگون مینهم بر سفرهی خویش
دردانههای لعلفام نار شیرین
یک سرو زیبا در کنارش مینشانم
فرخنمادی از کهنآیین دیرین
وان سرو سبز و تازه را آرایه بخشم
با رشتههای نازک سیمین و زرین
سروی که در پندار ایرانی سپنتا
وز فتنهی باد خزانی بیگزند است
در شام یلدا تا طلوع صبح فردا
بر مجمر پُر آتشم عود و سپند است
در جمع یاران میبرم شب را بهپایان
شامی که گرم و شادمان و دلفروز است
از شادی فردا دلم در سینه لرزان
فردای یلدا نوبت خورشیدروز است
جشنی دگر در گردش گردونهی مهر
آغاز روز چیرگی بر تیرگیها
جشنی بهپاس اولین روز زمستان
روزی بهدنبال شب زیبای یلدا
✍پینوشت سراینده:
الف: «یلدا» واژه ای سریانی به چمِ(معنای) زایش است. شب زایش مهرایزد نور و روشنایی است. در آغازین شب زمستان و بلندترین شب.
ب: «میترا» مهرایزد نور و روشنایی و دشمن تیرگی و تباهی است. او ایزد عهد و پیمان، راستی و دادگستری و دشمن دروغ و پیمانشکنی است.
ج: «سرو» در فرهنگ ایرانی جایگاهی ویژه دارد. در آیین مهر و در باور مهریان، سرو درختی همیشه سرسبز است که در برابر سرما پایداری میکند. از اینروی مهریان در شب زایش مهر آنرا میآراستند و هدیهها در پایش مینهادند. در بالای آن ستارهای سیمین یا زرین به نشانهی ماه یا خورشید میگذاشتند و درخت را با رشتههای ابریشمین میآراستند. این آیین به شکل امروزین در شب زایش مسیح همچنان برگزار میشود..
د: «خورشیدروز» آغاز دیماه و نخستین روز زمستان را(خرمروز) یا (خورهروز) و یا (روز خورشید) مینامند و آنرا از آنِ اهورامزدا میدانند. زیرا از آن پس روزها به بلندی میگرایند و خورشید بر تیرگی چیره میشود.
یلدای زیبا بر همهی ایرانیان فرخنده باد.
#هما_ارژنگی
#یلدا
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
آخرین روز پاییز است
فصل عاشقانهها را گذراندیم
زیر بارانش راه رفتیم
چترهایمان را یکی کردیم
دست در دست هم مسیرهای یکنفره را دونفره پیمودیم!
آخرین روز پاییز است
فصل عاشقانهها را سپری کردیم
برای عاشقانههای بیشتر تلاش کردیم
گاهی با تقاطع نگاهی خندیدیم
گاهی با نگاهی سرد اشک ریختیم
گاهی دلمان دوستداشتنهای اجباری خواست
گاهی دلمان عشق خواست
دست خودمان نبود!
آخرین روز پاییز است
فصل عاشقانهها تمام شد
خاطراتت را ورق بزن
از صبح اولین روز مهر
خودت قاضی فصل عاشقانههایت باش
ببین مهری که گذشت را با چه مهری در دلت گذراندی
از کدامین روز آبان عاشق بودی و عاشق کردی
با شروع کدامین سرمای آذر سرد شدی!
آخرین روز پاییز است
فصل عاشقانهها تمام شد
دیگر در هیچکجای شهر برگهای زردی وجود ندارد که تداعی خاطرات شود
دیگر هیچکس چشمانتظار پشت شیشهها به بهانهی دیدن غروب آفتاب ساعتها منتظرت نمینشیند
دیگر سوز پاییزی باعث لرزش دستهایمان نمیشود
دیگر پاییز نیست
فصل عاشقانهها تمام شد!
آخرین روز پاییز است
جای شمردن جوجهها بنشین و بشمار
در این خزان
چند بار دلی را شکاندی
چندبار باعث اشکی بودی
چند بار دروغی گفتی!
اگر در شمردن به صفر رسیدی بدان
فصل عاشقانههایت به بهترین نحو سپری شد
بعد از همهی اینها
بنشین و با کسی که دوسش داری جوجههای آخر پاییزت را بشمار!
آخرین روز پاییز است
فصل عاشقانهها تمام شد
اگر همه چیز را فراموش کردهای
آرزو میکنم
امشب اسمم در فالت نباشد..!
#نرگس_حریری
#یلدا
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
آخرین روز پاییز است
فصل عاشقانهها را گذراندیم
زیر بارانش راه رفتیم
چترهایمان را یکی کردیم
دست در دست هم مسیرهای یکنفره را دونفره پیمودیم!
آخرین روز پاییز است
فصل عاشقانهها را سپری کردیم
برای عاشقانههای بیشتر تلاش کردیم
گاهی با تقاطع نگاهی خندیدیم
گاهی با نگاهی سرد اشک ریختیم
گاهی دلمان دوستداشتنهای اجباری خواست
گاهی دلمان عشق خواست
دست خودمان نبود!
آخرین روز پاییز است
فصل عاشقانهها تمام شد
خاطراتت را ورق بزن
از صبح اولین روز مهر
خودت قاضی فصل عاشقانههایت باش
ببین مهری که گذشت را با چه مهری در دلت گذراندی
از کدامین روز آبان عاشق بودی و عاشق کردی
با شروع کدامین سرمای آذر سرد شدی!
آخرین روز پاییز است
فصل عاشقانهها تمام شد
دیگر در هیچکجای شهر برگهای زردی وجود ندارد که تداعی خاطرات شود
دیگر هیچکس چشمانتظار پشت شیشهها به بهانهی دیدن غروب آفتاب ساعتها منتظرت نمینشیند
دیگر سوز پاییزی باعث لرزش دستهایمان نمیشود
دیگر پاییز نیست
فصل عاشقانهها تمام شد!
آخرین روز پاییز است
جای شمردن جوجهها بنشین و بشمار
در این خزان
چند بار دلی را شکاندی
چندبار باعث اشکی بودی
چند بار دروغی گفتی!
اگر در شمردن به صفر رسیدی بدان
فصل عاشقانههایت به بهترین نحو سپری شد
بعد از همهی اینها
بنشین و با کسی که دوسش داری جوجههای آخر پاییزت را بشمار!
آخرین روز پاییز است
فصل عاشقانهها تمام شد
اگر همه چیز را فراموش کردهای
آرزو میکنم
امشب اسمم در فالت نباشد..!
#نرگس_حریری
#یلدا
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
☀️☀️☀️☀️
@AdabSar
🌙نگاهی به پیدایش شب چله⭐️
در گذشتههای دور و بسیار دورتر از زمان زرتشت پیامبر، در ایران باستان، مردمانی که با دامپروری و کشاورزی زندگی خود را میگذراندند، با دوگانگیها و دشواریهای زیستبوم روبرو بودند.
سپیدی و سیاهی، خوبی و بدی، روشنی و تیرگی، دوستی و دشمنی، گذشت و کینه و... برخی از این دوگانگیها بودند.
در باور آنها آنچه برای زندگیشان خوب بود نشانهی خدای خوب و آنچه برای زندگیشان زیانآور بود نشانهی خدای بد شمرده میشد.
از این رو آنها روز و روشنایی که در آن بالندگی و کوشش بود، دوست داشتند و با فرارسیدن شب آتش میافروختند تا از روشنایی پاسداری کنند.
در شبهای دراز زمستان گرد هم میآمدند و آتش میافروختند و در درازترین شب سال، به انگیزهی اینکه از فردا دوباره روشنایی و روز درازتر خواهد شد، شادی میکردند.
در این شب میوههایی که نگهداری کرده بودند، آجیل و خوراکیهای دیگر فراهم میکردند و به پیشواز چلهی بزرگ میرفتند.
⛺️"چله" چیست؟
چلهی بزرگ از فردای یلدا آغاز شده و تا جشن سده (چهل روز) دنباله داشت. در چلهی بزرگ هوا بسیار سرد بود ولی با فرا رسیدن جشن سده(۱۰ بهمن) و پایان چلهی بزرگ، چلهی کوچک (چهل روز دوم) آغاز میشد و تا ۲۰ اسپند دنباله داشت. در چلهی کوچک از سرمای هوا به آرامی کاسته میشد. پس از چلهی کوچک نیز آب و هوا نوید فرا رسیدن گرما، بهار و شکفتن گلها را میداد.
🍎چرا رنگ سرخ؟
رنگ سرخ در آیین مهر، نشانهی فراز آمدن روشنایی و زایش شید(نور) است. همچنین میوههای سرخ، میوههایی هستند که بر پایهی دانش امروز ما دارای پاداُکسایِش*(آنتیاکسیدان) فراوانند و از تن آدمی در برابر بیماریها نگهداری میکنند.
📜یکی از آیینهای شب چله از دیرباز، داستانگویی دربارهی دلاوریهای پهلوانان میهن و سربلندیهای آنان بود. شب چله که با شادی و سرور همراه بود، تا سپیدهدم دنباله داشت تا بتوان زایش شید را پس از تاریکی و شبی سرد نگریست.
همچنین گرایش به شید و روشنایی میتواند نمادی از گرایش به آگاهی در ایرانیان باشد.
#فرهنگ_ایران
#یلدا
برداشت آزاد از نسکهای:
#از_نوروز_تا_نوروز
نویسنده #کورش_نیکنام
#گاهشماری_و_جشن_های_ایران_باستان
نویسنده #هاشم_رضی
پینوشت*: در بنمایهها برابر پارسی واژهی "آنتیاکسیدان" یافت نشد. واژهی "پاداُکسایِش" پیشنهاد ادبسار است.
goo.gl/dBV5km
☀️🔥☀️✨☀️💫
@AdabSar
🌙نگاهی به پیدایش شب چله⭐️
در گذشتههای دور و بسیار دورتر از زمان زرتشت پیامبر، در ایران باستان، مردمانی که با دامپروری و کشاورزی زندگی خود را میگذراندند، با دوگانگیها و دشواریهای زیستبوم روبرو بودند.
سپیدی و سیاهی، خوبی و بدی، روشنی و تیرگی، دوستی و دشمنی، گذشت و کینه و... برخی از این دوگانگیها بودند.
در باور آنها آنچه برای زندگیشان خوب بود نشانهی خدای خوب و آنچه برای زندگیشان زیانآور بود نشانهی خدای بد شمرده میشد.
از این رو آنها روز و روشنایی که در آن بالندگی و کوشش بود، دوست داشتند و با فرارسیدن شب آتش میافروختند تا از روشنایی پاسداری کنند.
در شبهای دراز زمستان گرد هم میآمدند و آتش میافروختند و در درازترین شب سال، به انگیزهی اینکه از فردا دوباره روشنایی و روز درازتر خواهد شد، شادی میکردند.
در این شب میوههایی که نگهداری کرده بودند، آجیل و خوراکیهای دیگر فراهم میکردند و به پیشواز چلهی بزرگ میرفتند.
⛺️"چله" چیست؟
چلهی بزرگ از فردای یلدا آغاز شده و تا جشن سده (چهل روز) دنباله داشت. در چلهی بزرگ هوا بسیار سرد بود ولی با فرا رسیدن جشن سده(۱۰ بهمن) و پایان چلهی بزرگ، چلهی کوچک (چهل روز دوم) آغاز میشد و تا ۲۰ اسپند دنباله داشت. در چلهی کوچک از سرمای هوا به آرامی کاسته میشد. پس از چلهی کوچک نیز آب و هوا نوید فرا رسیدن گرما، بهار و شکفتن گلها را میداد.
🍎چرا رنگ سرخ؟
رنگ سرخ در آیین مهر، نشانهی فراز آمدن روشنایی و زایش شید(نور) است. همچنین میوههای سرخ، میوههایی هستند که بر پایهی دانش امروز ما دارای پاداُکسایِش*(آنتیاکسیدان) فراوانند و از تن آدمی در برابر بیماریها نگهداری میکنند.
📜یکی از آیینهای شب چله از دیرباز، داستانگویی دربارهی دلاوریهای پهلوانان میهن و سربلندیهای آنان بود. شب چله که با شادی و سرور همراه بود، تا سپیدهدم دنباله داشت تا بتوان زایش شید را پس از تاریکی و شبی سرد نگریست.
همچنین گرایش به شید و روشنایی میتواند نمادی از گرایش به آگاهی در ایرانیان باشد.
#فرهنگ_ایران
#یلدا
برداشت آزاد از نسکهای:
#از_نوروز_تا_نوروز
نویسنده #کورش_نیکنام
#گاهشماری_و_جشن_های_ایران_باستان
نویسنده #هاشم_رضی
پینوشت*: در بنمایهها برابر پارسی واژهی "آنتیاکسیدان" یافت نشد. واژهی "پاداُکسایِش" پیشنهاد ادبسار است.
goo.gl/dBV5km
☀️🔥☀️✨☀️💫
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نام و واژهی «یلدا»
👩🏻👩🏻 یلدا؛
دختر سیاهموی بلندبالا...
یادگار نام وطن
میوهی پاییز ایران
عروس زمستان آمد
او را بر سر سفره مهر بنشانیم
و با نسل فردا پیوند زنیم...
☀️☀️ یلدا...
این واژهی خوشآوا که امروز در ادبسار(ادبیات) ایران با موی سیاه و بلند دختران همانندی میکند، نماد چشمبهراهی و بردباری برای پایان یافتن شب و فرا رسیدن خورشید، امید و روشنایی است.
باد آسایش گیتی نزند بر دل تنگ
صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود!
#سعدی
📚📚 ولی پیدایش و خاستگاه این واژه دیدگاههای گوناگونی را میان بزرگان زبان و ادب پارسی برانگیخته است.
goo.gl/9BQ8VG
🍉🍉 یلدا، واژهای سریانی است؟
پاسخ دهخدا، فریدون جنیدی و معین به این پرسش آری است. آنها میگویند واژهی "یلدا" سریانی و به چم زایش(میلاد) و زادروز(تولد) است. از این دید "میلاد" و "یلدا" همریشه هستند. جنیدی میگوید این جشن بزرگ را تنها باید شب چله بنامیم، زیرا "یلدا" سریانی یا تازی است.
سنایی میگوید "یلدا" نام یکی از یاران نزدیک عیسای پیامبر است ولی "پورداود" در "یشتها" میگوید این سخن، بنمایهای ندارد و چنین چیزی در جایی دیده نشده.
🍎🍎 دهخدا نوشته است چون شب یلدا را با زاده شدن عیسا یکی کردهاند، از این رو بدین نام نامیدهاند. باید نگر(توجه) داشت که جشن زایش(میلاد) که در روز ۲۵ دسامبر ترسایی(میلادی) است، بر پایهی پژوهشها، جشن پیدایش میترا (مهر) بوده که ترساییان(مسیحیان) در سدهی چهارم ترسایی آن را از پیشینهی ایران و زایش مهر(خورشید) وام گرفته و آن را برای نماد زادروز عیسا برگزیدند.
ابوریحان بیرونی نیز در نسک "آثارالباقیه" به این وامگیری باور دارد.
🔥🔥 ابوریحان بیرونی، شب چله یا یلدا را جشن ۹۰روز(۹۰ روز مانده به بهار و نوروز) نام گذاشته است.
امروز بسیاری از ایرانیان بر پایهی باور به سریانی بودن واژهی "یلدا" از بهکار بردن واژهی "یلدا" برای این شب میپرهیزند و آن را "شب چله" میخوانند.
به گمان، این دیدگاه درست است. ولی باورهای دیگری هم در بارهی واژهی "یلدا" داریم.
🍷🍷 یلدا، واژهای کهن و ایرانی است؟
در نَسک(کتاب) "بیست مقاله" نوشتهی حسن تقیزاده که احمد آرام آن را گردآوری کرده و از کارهای سترگ ایرانشناسی است، گفته شده که واژهی "یلدا" واژهای پهلوی است.
تقیزاده، داوخواهیها(ادعاها) دربارهی سریانی بودن واژهی "یلدا" را بیپایه میداند. وی باور دارد واژهی "یلدا"، گونهی دگردیس شدهی واژهی پهلوی "یاردا" است.
تقیزاده نوشته است در زبان پهلوی یا اوستایی بندواژهی(حرف) "ر" میتواند به "ل" دگردیس(تبدیل) شود، چنانکه واژهی پهلوی "هربرز" به "البرز" دگرگون شده است. از اینرو یاردا←یالدا←یلدا، به چم بخش کردن(تقسیم) سال و بزرگترین دگرگونی(انقلاب) زمستانی است.
🍇🍇 گیتی پورفاضل واژهی "یلدا" را واژهای اوستایی به چم "روشنایی سال" و محمد حیدری ملایری آن را بهجا مانده از زمان اشکانیان و آمیختهای از یل(پهلوان)+دا(روزگار) میداند. (گفتوگوی شاهین سپنتا با گیتی پورفاضل و محمد حیدری ملایری، تارنمای ایراننامه)
🧣🧣گفتنی است میرجلالالدین کزازی نیز در پیام شادباش خود، واژهی "یلدا" را برای این جشن بکار برده است.
⛔️⛔️ سه باور نادرست دربارهی "یلدا" که بنمایهی ارجدار(معتبر)ی ندارند:
⛔️👈 یلدا، واژهای مغولی است.
⛔️ 👈 "یلدا" در لری آمیخته از یل(بزرگ) + دا(مادر) است.
⛔️👈 "یلدا" نام آمیخته از یل(بزرگ)+دا/دی(رویش) است. به باور هخامنشیان در نخستین شب زمستان دانههای گیاهان در خاک جوانه میزنند و رویش آهستهی آنها آغاز میشود. به همین راین(دلیل)، نخستین ماه زمستان را "دی" مینامند.⛔️⛔️
📜📜 برای آشنایی با نام "میلاد" به این پیوندها بنگرید:
t.me/AdabSar/7635
t.me/AdabSar/7636
گردآوری و نگارش #پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#یلدا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نام و واژهی «یلدا»
👩🏻👩🏻 یلدا؛
دختر سیاهموی بلندبالا...
یادگار نام وطن
میوهی پاییز ایران
عروس زمستان آمد
او را بر سر سفره مهر بنشانیم
و با نسل فردا پیوند زنیم...
☀️☀️ یلدا...
این واژهی خوشآوا که امروز در ادبسار(ادبیات) ایران با موی سیاه و بلند دختران همانندی میکند، نماد چشمبهراهی و بردباری برای پایان یافتن شب و فرا رسیدن خورشید، امید و روشنایی است.
باد آسایش گیتی نزند بر دل تنگ
صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود!
#سعدی
📚📚 ولی پیدایش و خاستگاه این واژه دیدگاههای گوناگونی را میان بزرگان زبان و ادب پارسی برانگیخته است.
goo.gl/9BQ8VG
🍉🍉 یلدا، واژهای سریانی است؟
پاسخ دهخدا، فریدون جنیدی و معین به این پرسش آری است. آنها میگویند واژهی "یلدا" سریانی و به چم زایش(میلاد) و زادروز(تولد) است. از این دید "میلاد" و "یلدا" همریشه هستند. جنیدی میگوید این جشن بزرگ را تنها باید شب چله بنامیم، زیرا "یلدا" سریانی یا تازی است.
سنایی میگوید "یلدا" نام یکی از یاران نزدیک عیسای پیامبر است ولی "پورداود" در "یشتها" میگوید این سخن، بنمایهای ندارد و چنین چیزی در جایی دیده نشده.
🍎🍎 دهخدا نوشته است چون شب یلدا را با زاده شدن عیسا یکی کردهاند، از این رو بدین نام نامیدهاند. باید نگر(توجه) داشت که جشن زایش(میلاد) که در روز ۲۵ دسامبر ترسایی(میلادی) است، بر پایهی پژوهشها، جشن پیدایش میترا (مهر) بوده که ترساییان(مسیحیان) در سدهی چهارم ترسایی آن را از پیشینهی ایران و زایش مهر(خورشید) وام گرفته و آن را برای نماد زادروز عیسا برگزیدند.
ابوریحان بیرونی نیز در نسک "آثارالباقیه" به این وامگیری باور دارد.
🔥🔥 ابوریحان بیرونی، شب چله یا یلدا را جشن ۹۰روز(۹۰ روز مانده به بهار و نوروز) نام گذاشته است.
امروز بسیاری از ایرانیان بر پایهی باور به سریانی بودن واژهی "یلدا" از بهکار بردن واژهی "یلدا" برای این شب میپرهیزند و آن را "شب چله" میخوانند.
به گمان، این دیدگاه درست است. ولی باورهای دیگری هم در بارهی واژهی "یلدا" داریم.
🍷🍷 یلدا، واژهای کهن و ایرانی است؟
در نَسک(کتاب) "بیست مقاله" نوشتهی حسن تقیزاده که احمد آرام آن را گردآوری کرده و از کارهای سترگ ایرانشناسی است، گفته شده که واژهی "یلدا" واژهای پهلوی است.
تقیزاده، داوخواهیها(ادعاها) دربارهی سریانی بودن واژهی "یلدا" را بیپایه میداند. وی باور دارد واژهی "یلدا"، گونهی دگردیس شدهی واژهی پهلوی "یاردا" است.
تقیزاده نوشته است در زبان پهلوی یا اوستایی بندواژهی(حرف) "ر" میتواند به "ل" دگردیس(تبدیل) شود، چنانکه واژهی پهلوی "هربرز" به "البرز" دگرگون شده است. از اینرو یاردا←یالدا←یلدا، به چم بخش کردن(تقسیم) سال و بزرگترین دگرگونی(انقلاب) زمستانی است.
🍇🍇 گیتی پورفاضل واژهی "یلدا" را واژهای اوستایی به چم "روشنایی سال" و محمد حیدری ملایری آن را بهجا مانده از زمان اشکانیان و آمیختهای از یل(پهلوان)+دا(روزگار) میداند. (گفتوگوی شاهین سپنتا با گیتی پورفاضل و محمد حیدری ملایری، تارنمای ایراننامه)
🧣🧣گفتنی است میرجلالالدین کزازی نیز در پیام شادباش خود، واژهی "یلدا" را برای این جشن بکار برده است.
⛔️⛔️ سه باور نادرست دربارهی "یلدا" که بنمایهی ارجدار(معتبر)ی ندارند:
⛔️👈 یلدا، واژهای مغولی است.
⛔️ 👈 "یلدا" در لری آمیخته از یل(بزرگ) + دا(مادر) است.
⛔️👈 "یلدا" نام آمیخته از یل(بزرگ)+دا/دی(رویش) است. به باور هخامنشیان در نخستین شب زمستان دانههای گیاهان در خاک جوانه میزنند و رویش آهستهی آنها آغاز میشود. به همین راین(دلیل)، نخستین ماه زمستان را "دی" مینامند.⛔️⛔️
📜📜 برای آشنایی با نام "میلاد" به این پیوندها بنگرید:
t.me/AdabSar/7635
t.me/AdabSar/7636
گردآوری و نگارش #پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#یلدا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👍1
🌨⛅️🌤☀️
@AdabSar
🌨🌨 آشنایی با جشنهای ایرانی؛
چلهی بزرگ، چلهی کوچک، چارچار، سده، اهمن و بهمن، سیاه بهار و پیرزن!
واژگان زیبا و دوستداشتنی بالا، واژگانی هستند که برای بزرگان و سالخوردگان ما بسیار آشنا و با دل و جان آن دلبندان آمیخته شده، ولی در زمان ما ناشناخته ماندهاند.
🍉🍉 در گذشته، زمستان به چلهی بزرگ و چله کوچک بخشبندی میشد.
چلهی بزرگ از "آغاز دی تا دهم بهمن" به اندازهی چهل روز و چلهی کوچک از "یازدهم تا پایان بهمن" به اندازهی بیست روز بود و به همین شَوَند(دلیل) با نام چلهی کوچک و بزرگ نامیده میشد.
🔥🔥 فروشُدگاه(غروب) پایانی روز چلهی بزرگ، جشن سده برگزار میشد. مردم گرد هم میآمدند، شادی میکردند، آتش میافروختند و میخواندند:
"سده به سده، پنجاه به نوروز"
و اینگونه آمدن چلهی کوچک را جشن میگرفتند.
☃⛄️ این دو برادر (چلهی بزرگ و کوچک)، هشت روز(چهار روز آخر چلهی بزرگ و چهار روز نخست چلهی کوچک) در کنار همدیگر هستند که آن هشت روز را "چارچار" مینامند.
پس از "چارچار" نوبت به "اهمن و بهمن"، پسران پیرزن (ننه سرما) میرسد که خودی نشان دهند. ده روز آغاز اسپند(اسفند) را "اهمن" و ده روز دوم اسپند را "بهمن" میگویند. در این بیست روز شاید به اندازهی بارندگی باشد که این دو برادر به دو چله، کنایی بگویند:
"اهمن وبهمن، آرد كن سد من
روغن بیار ده من
هیزم بکن خرمن
عهدهی همه بامن"
🍎🍎 تا اینجا بیست روز از اسپند به نام "اهمن و بهمن" نامگذاری شدهاند و میماند ده روز پایان اسپند که پنج روز نخست آن(بیست تا بیست و پنجم) "سیاهبهار" نام گرفته:
"سیاه بهار شب ببار و روز بکار"
از این سروده پیداست که در این زمان، شبها بارندگی فراوان بود و روزها کشاورزان سرگرم به کشتوکار بودند. پنج روز پایان اسپند هم "پیرزن" نام گرفته است که در این روزها آسمان گاهی ابری، گاهی آفتابی، گاهی همراه با باد است و گاه از آسمان تغرسه (تگرگ) میبارد. آنها بر این باور بودند که گردنبند پیرزن پاره شده و دانههای آن به زمین میريزد!
فرستنده: #عباس_رضوی
#فرهنگ_ایران #یلدا #جشن_سده
@AdabSar
🍉🍎🔥☃
@AdabSar
🌨🌨 آشنایی با جشنهای ایرانی؛
چلهی بزرگ، چلهی کوچک، چارچار، سده، اهمن و بهمن، سیاه بهار و پیرزن!
واژگان زیبا و دوستداشتنی بالا، واژگانی هستند که برای بزرگان و سالخوردگان ما بسیار آشنا و با دل و جان آن دلبندان آمیخته شده، ولی در زمان ما ناشناخته ماندهاند.
🍉🍉 در گذشته، زمستان به چلهی بزرگ و چله کوچک بخشبندی میشد.
چلهی بزرگ از "آغاز دی تا دهم بهمن" به اندازهی چهل روز و چلهی کوچک از "یازدهم تا پایان بهمن" به اندازهی بیست روز بود و به همین شَوَند(دلیل) با نام چلهی کوچک و بزرگ نامیده میشد.
🔥🔥 فروشُدگاه(غروب) پایانی روز چلهی بزرگ، جشن سده برگزار میشد. مردم گرد هم میآمدند، شادی میکردند، آتش میافروختند و میخواندند:
"سده به سده، پنجاه به نوروز"
و اینگونه آمدن چلهی کوچک را جشن میگرفتند.
☃⛄️ این دو برادر (چلهی بزرگ و کوچک)، هشت روز(چهار روز آخر چلهی بزرگ و چهار روز نخست چلهی کوچک) در کنار همدیگر هستند که آن هشت روز را "چارچار" مینامند.
پس از "چارچار" نوبت به "اهمن و بهمن"، پسران پیرزن (ننه سرما) میرسد که خودی نشان دهند. ده روز آغاز اسپند(اسفند) را "اهمن" و ده روز دوم اسپند را "بهمن" میگویند. در این بیست روز شاید به اندازهی بارندگی باشد که این دو برادر به دو چله، کنایی بگویند:
"اهمن وبهمن، آرد كن سد من
روغن بیار ده من
هیزم بکن خرمن
عهدهی همه بامن"
🍎🍎 تا اینجا بیست روز از اسپند به نام "اهمن و بهمن" نامگذاری شدهاند و میماند ده روز پایان اسپند که پنج روز نخست آن(بیست تا بیست و پنجم) "سیاهبهار" نام گرفته:
"سیاه بهار شب ببار و روز بکار"
از این سروده پیداست که در این زمان، شبها بارندگی فراوان بود و روزها کشاورزان سرگرم به کشتوکار بودند. پنج روز پایان اسپند هم "پیرزن" نام گرفته است که در این روزها آسمان گاهی ابری، گاهی آفتابی، گاهی همراه با باد است و گاه از آسمان تغرسه (تگرگ) میبارد. آنها بر این باور بودند که گردنبند پیرزن پاره شده و دانههای آن به زمین میريزد!
فرستنده: #عباس_رضوی
#فرهنگ_ایران #یلدا #جشن_سده
@AdabSar
🍉🍎🔥☃
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻تَوأم= همراه، همزاد، همپا، با هم، جُنابِه
🔻تَوأمان= همزادان، جُنابِه، همراه با هم، با هم
🔻توأم با شک و تردید= گمانآمیغ، گمانآمیز
🔻تَوأمشدن= آمیختهشدن، یکیشدن، همراهشدن
🔻تَوأمکردن= آمیختهکردن، یکیکردن
🔻تَوائِم= همزادان، جُنابِگان
✍️نمونه:
🔺کار اصلاح و تربیت وقتی منجر به نتیجه خواهد شد که با اشتغال توأم باشد=
آموزش و پرورش هنگامی به بار مینشیند که با کارزایی همراه باشد
🔺تعداد طبیعی ضربان قلب در نوزادانِ توام، بین ۱۰۰bprm تا ۱۴۰bprm است=
شمار بهنجار تپش دل در نوزادانِ همزاد، میان 100bprm تا 140bprm است
🔺مقولات هویت و توسعه باید توامان مورد مطالعه قرار گیرد=
جُستارهای کیستی و پیشرفت باید همراه با هم بررسی شود
🔺توأمشدن علم و تجربهی هنرمند، به خلق آثار هنری معتبری منجر میشود=
آمیختهشدن دانش و کارآزمودگی هنرمند، به آفرینش کارهای ارزشمندی میانجامد
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#توأم #توام #توأمان #توامان #توائم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻تَوأم= همراه، همزاد، همپا، با هم، جُنابِه
🔻تَوأمان= همزادان، جُنابِه، همراه با هم، با هم
🔻توأم با شک و تردید= گمانآمیغ، گمانآمیز
🔻تَوأمشدن= آمیختهشدن، یکیشدن، همراهشدن
🔻تَوأمکردن= آمیختهکردن، یکیکردن
🔻تَوائِم= همزادان، جُنابِگان
✍️نمونه:
🔺کار اصلاح و تربیت وقتی منجر به نتیجه خواهد شد که با اشتغال توأم باشد=
آموزش و پرورش هنگامی به بار مینشیند که با کارزایی همراه باشد
🔺تعداد طبیعی ضربان قلب در نوزادانِ توام، بین ۱۰۰bprm تا ۱۴۰bprm است=
شمار بهنجار تپش دل در نوزادانِ همزاد، میان 100bprm تا 140bprm است
🔺مقولات هویت و توسعه باید توامان مورد مطالعه قرار گیرد=
جُستارهای کیستی و پیشرفت باید همراه با هم بررسی شود
🔺توأمشدن علم و تجربهی هنرمند، به خلق آثار هنری معتبری منجر میشود=
آمیختهشدن دانش و کارآزمودگی هنرمند، به آفرینش کارهای ارزشمندی میانجامد
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#توأم #توام #توأمان #توامان #توائم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
شب چله و یلدای بلند، فردایی به دنبال دارد که آن را خورشید روز یا خورهروز مینامند. جشن چیرگی بر تیرگی!
خجسته باد شید و روشنایی یاران.
#هما_ارژنگی
@AdabSar
🌤🌤🌤🌤
خجسته باد شید و روشنایی یاران.
#هما_ارژنگی
@AdabSar
🌤🌤🌤🌤
Forwarded from ادبسار
☀️🌾🌱🌲
@AdabSar
☀️یکم خورماه، روز آشتی و برابری☀️
🌤آغاز ماه دی، روز یکم دیماه، روز زایش دوبارهی خورشید پس از شب چله، "اورمزد روز"(روز خدا)، "خورروز" یا "خرمروز" نامیده میشد. همچنین ماه دی را "خورماه" مینامیدند. بر پایهی برخی گمانزدها، در سالهای ۳۶۲ تا ۴۴۰ خورشیدی به ماه دی "خورماه" میگفتند.
👫"خورروز" از "خورماه"(یکم دی)، روز برابری آدمیان بود. در اين روز شاهان و دیگر مردم پوشاک ساده میپوشيدند تا با یکدیگر يکسان باشند، شاهان با مردم دیدار و گفتگو میکردند و خوراک میخوردند. در این روز کسی به دیگری دستور نمیداد و کارها خودخواسته (داوطلبانه) انجام میشد.
🏳در "خورروز" جنگ، دشمنی و کشتار جانواران ناپسند بود. دشمنان ايران نیز این را میدانستند و در این روز آتشبس میشد و گاهی همين آتشبس کوتاه به آشتی پایدار میانجاميد.
🌾"خرمروز" به شَوَند(دلیل) همنامی روز با ماه که نام خداوند نیز بود، در ایران باستان جشن گرفته میشد.
پارسیان این روز را گرامی داشته و آنرا "دیدادار" جشن مینامیدند. همچنین باور داشتند که روز نخست دی، روز زایش دوبارهی خورشید است و زندگی روستاییان نیز روشنی تازه مییابد.
🌲در این روز ایرانیان در برابر درخت سرو میايستادند و پیمان میبستند كه تا سال پسین یک نهال سرو ديگر بکارند و اینگونه دلگرم به آیندهای روشن میشدند.
سرو در فرهنگ آریایی نماد ایستادگیست. پس از تازشهای پیدرپی به خاک و فرهنگ ایران، سرو اندکی خم شد، ولی نشکست.
📜در زبان اوستایی، واژهی "دی" از "دا" به چم دادن، ساختن و آفریدن و نام دادار و آفریدگار است که در نامههای اوستایی بهجای واژهی اهورامزدا بهکار میرفت.
💃گفتنی است ماه دی پس از فروردین دارای بیشترین آیینها و جشنها است.
goo.gl/iZQY6v
#فرهنگ_ایران
#دیگان
#یلدا
برداشت آزاد از نسک:
#بدانیم_و_سربلند_باشیم
نویسنده: #منوچهر_منوچهرپور
برداشت آزاد از سخنرانی:
#فریدون_جنیدی و #میرجلال_الدین_کزازی
در همایش "کاوشی در شب چله"
@AdabSar
☀️🌱🌾🌻
@AdabSar
☀️یکم خورماه، روز آشتی و برابری☀️
🌤آغاز ماه دی، روز یکم دیماه، روز زایش دوبارهی خورشید پس از شب چله، "اورمزد روز"(روز خدا)، "خورروز" یا "خرمروز" نامیده میشد. همچنین ماه دی را "خورماه" مینامیدند. بر پایهی برخی گمانزدها، در سالهای ۳۶۲ تا ۴۴۰ خورشیدی به ماه دی "خورماه" میگفتند.
👫"خورروز" از "خورماه"(یکم دی)، روز برابری آدمیان بود. در اين روز شاهان و دیگر مردم پوشاک ساده میپوشيدند تا با یکدیگر يکسان باشند، شاهان با مردم دیدار و گفتگو میکردند و خوراک میخوردند. در این روز کسی به دیگری دستور نمیداد و کارها خودخواسته (داوطلبانه) انجام میشد.
🏳در "خورروز" جنگ، دشمنی و کشتار جانواران ناپسند بود. دشمنان ايران نیز این را میدانستند و در این روز آتشبس میشد و گاهی همين آتشبس کوتاه به آشتی پایدار میانجاميد.
🌾"خرمروز" به شَوَند(دلیل) همنامی روز با ماه که نام خداوند نیز بود، در ایران باستان جشن گرفته میشد.
پارسیان این روز را گرامی داشته و آنرا "دیدادار" جشن مینامیدند. همچنین باور داشتند که روز نخست دی، روز زایش دوبارهی خورشید است و زندگی روستاییان نیز روشنی تازه مییابد.
🌲در این روز ایرانیان در برابر درخت سرو میايستادند و پیمان میبستند كه تا سال پسین یک نهال سرو ديگر بکارند و اینگونه دلگرم به آیندهای روشن میشدند.
سرو در فرهنگ آریایی نماد ایستادگیست. پس از تازشهای پیدرپی به خاک و فرهنگ ایران، سرو اندکی خم شد، ولی نشکست.
📜در زبان اوستایی، واژهی "دی" از "دا" به چم دادن، ساختن و آفریدن و نام دادار و آفریدگار است که در نامههای اوستایی بهجای واژهی اهورامزدا بهکار میرفت.
💃گفتنی است ماه دی پس از فروردین دارای بیشترین آیینها و جشنها است.
goo.gl/iZQY6v
#فرهنگ_ایران
#دیگان
#یلدا
برداشت آزاد از نسک:
#بدانیم_و_سربلند_باشیم
نویسنده: #منوچهر_منوچهرپور
برداشت آزاد از سخنرانی:
#فریدون_جنیدی و #میرجلال_الدین_کزازی
در همایش "کاوشی در شب چله"
@AdabSar
☀️🌱🌾🌻
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻مزید = فراوانی، بیشی، افزون، افزونی، مایهی افزونی، افزونیدن، برافزودن، افزودن، افزودنی، افزودهشده، بسیاری، بسیار
🔻مزید امتنان = سپاس فراوان، افزونی سپاسداری
🔻مزید بر علت = افزوده بر انگیزه، پیشآمدی فزونتر
🔻مزید کردن = برافزودن
🔻مزید مقدم = پیشوند، پیشآوند، پیشاوند
🔻مزید موخر = پسوند، پسآوند، پساوند
✍نمونه:
🔺...که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت #سعدی =
...که پرستشاش مایهی نزدیکی است و سپاسداریاش بَراَفزایندهی شِیدان
🔺موافقت شما موجب مزید امتنان خواهد بود =
همداستانی شما مایهی افزونیِ سپاسداری خواهد بود
پذیرش شما مایهی سپاس فراوان خواهد بود
🔺جهت مزید انتفاع، وزن جنس را تقلیل دادند =
برای افزونی سود، اندازهی کالا را کاهش دادند
برای بَرافزودن سود، از سنگینی کالا کاستند
🔺بعضی مزیدمؤخرها با صفت ترکیب میشوند و از آن اسم میسازند، مثل "سفیدی" =
برخی پسوندها با زاب میآمیزند و از آن نام میسازند، مانند"سپیدی"
🔺مخفیکاریاش هم مزید بر علت بود که بالاتفاق از او قطع امید کنند =
پنهانکاریاش هم افزوده بر انگیزه بود که همگی از او نومید شوند
🔺به تو در گریخت خاقانی و جان فشاند بر تو
اگرش مزید خواهی، بپذیر جان ما را #خاقانی =
به تو در گریخت خاقانی و جان فشاند بر تو
اگرش فزون بخواهی، بپذیر جان ما را
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#مزید
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻مزید = فراوانی، بیشی، افزون، افزونی، مایهی افزونی، افزونیدن، برافزودن، افزودن، افزودنی، افزودهشده، بسیاری، بسیار
🔻مزید امتنان = سپاس فراوان، افزونی سپاسداری
🔻مزید بر علت = افزوده بر انگیزه، پیشآمدی فزونتر
🔻مزید کردن = برافزودن
🔻مزید مقدم = پیشوند، پیشآوند، پیشاوند
🔻مزید موخر = پسوند، پسآوند، پساوند
✍نمونه:
🔺...که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت #سعدی =
...که پرستشاش مایهی نزدیکی است و سپاسداریاش بَراَفزایندهی شِیدان
🔺موافقت شما موجب مزید امتنان خواهد بود =
همداستانی شما مایهی افزونیِ سپاسداری خواهد بود
پذیرش شما مایهی سپاس فراوان خواهد بود
🔺جهت مزید انتفاع، وزن جنس را تقلیل دادند =
برای افزونی سود، اندازهی کالا را کاهش دادند
برای بَرافزودن سود، از سنگینی کالا کاستند
🔺بعضی مزیدمؤخرها با صفت ترکیب میشوند و از آن اسم میسازند، مثل "سفیدی" =
برخی پسوندها با زاب میآمیزند و از آن نام میسازند، مانند"سپیدی"
🔺مخفیکاریاش هم مزید بر علت بود که بالاتفاق از او قطع امید کنند =
پنهانکاریاش هم افزوده بر انگیزه بود که همگی از او نومید شوند
🔺به تو در گریخت خاقانی و جان فشاند بر تو
اگرش مزید خواهی، بپذیر جان ما را #خاقانی =
به تو در گریخت خاقانی و جان فشاند بر تو
اگرش فزون بخواهی، بپذیر جان ما را
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#مزید
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
«سرِ بردباران
نیاید به خشم
ز نابودنیها
بخوابند چشم
☘️🌺☘️
وگر بردباری
ز حد بگذرد
دلاور گمانی
به سستی برد
🌸🌷🌸
هرآنکس که باشد
خداوندِ گاه
میانجی خرد را
کند بر دو راه
🌻🍃🌻
نه سستی
نه تیزی
به کاراندرون
خرد باد
جان تورا رهنمون»
#فردوسی
🍂🌾🍂
با امید به هفتهای دلکش و بایسته
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
«سرِ بردباران
نیاید به خشم
ز نابودنیها
بخوابند چشم
☘️🌺☘️
وگر بردباری
ز حد بگذرد
دلاور گمانی
به سستی برد
🌸🌷🌸
هرآنکس که باشد
خداوندِ گاه
میانجی خرد را
کند بر دو راه
🌻🍃🌻
نه سستی
نه تیزی
به کاراندرون
خرد باد
جان تورا رهنمون»
#فردوسی
🍂🌾🍂
با امید به هفتهای دلکش و بایسته
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹