💫
در دفترِ دل ترانه هرروز بریز
بر ساغرِ لب بوسهی جانسوز بریز
باران و هوای سرد بهمنماه است
یک چایی داغ و دبش و لبدوز بریز
#مجتبی_باقی
@AdabSar
در دفترِ دل ترانه هرروز بریز
بر ساغرِ لب بوسهی جانسوز بریز
باران و هوای سرد بهمنماه است
یک چایی داغ و دبش و لبدوز بریز
#مجتبی_باقی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻انتقام= تاوانگیری، کینهتوزی، کینتوزی، کینخواهی، کینهکِشی، کینکِشی، کینجویی، کینهجویی، کین، کینه، کینتوخت، کینهگرفتن، خونخواهی، زَلیفَن
🔻انتقامآمیز= کینهآمیز
🔻انتقام پس دادن= به کیفر رسیدن
🔻انتقامجو= کینمَنِش، تاوانگیر، خونخواه، کینتوز، کینهکِش
🔻انتقامجویانه= کینهجویانه، کینجویانه، کینتوزانه، کینهتوزانه، کینهوَرانه، خونخواهانه
🔻انتقامجویی= کینوَری، تاوانگیری، خونخواهی، کینهکِشی
🔻انتقامکشنده= کینهکِشنده، کینهجو، خونخواه
🔻انتقامکشیدن= کینهتوختن، کینیدَن، کینهگرفتن، خونخواهی
🔻انتقامگرفتن= کینهتوختن، کینیدَن، کینهگرفتن، خونخواهی
🔻انتقامگیر= کینمَنش، تاوانگیر، خونخواه، کینتوز، کینهکِش
🔻الهه انتقام= ایزدبانوی کینخواهی، ایزدبانوی خونخواهی، ایزدبانوی دادگیری
🔻مُنتقِم= کینهکِش، کینهکِشنده، کینهتوز، کینهجو، کینهوَرز، کینهوَر، خونخواه، دادسِتان، دادگیر، سرزنشکننده
🔻منتقم حقیقی= کینهکِش راستین(خدا)
🔻منتقمین= کینهکِشان، کینهکِشَندِگان، کینهتوزان، کینهجویان، کینهوَرزان، کینه وَران، سرزنشکنندگان
✍نمونه:
🔺در عفو لذتیست که در انتقام نیست=
در بخشش خوشآمدیست که در کینخواهی نیست
🔺زین بیگنهِ برده از حوادث
صد کین و «زلیفن» خبر نداری #بهار
🔺پرستندهی آز و جویای «کین»
به گیتی ز کس نشنود آفرین #فردوسی
🔺دل «کینهوَر»شان به دین آورم
سزاوارتر زانکه کین آورم #فردوسی
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#انتقام #منتقم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻انتقام= تاوانگیری، کینهتوزی، کینتوزی، کینخواهی، کینهکِشی، کینکِشی، کینجویی، کینهجویی، کین، کینه، کینتوخت، کینهگرفتن، خونخواهی، زَلیفَن
🔻انتقامآمیز= کینهآمیز
🔻انتقام پس دادن= به کیفر رسیدن
🔻انتقامجو= کینمَنِش، تاوانگیر، خونخواه، کینتوز، کینهکِش
🔻انتقامجویانه= کینهجویانه، کینجویانه، کینتوزانه، کینهتوزانه، کینهوَرانه، خونخواهانه
🔻انتقامجویی= کینوَری، تاوانگیری، خونخواهی، کینهکِشی
🔻انتقامکشنده= کینهکِشنده، کینهجو، خونخواه
🔻انتقامکشیدن= کینهتوختن، کینیدَن، کینهگرفتن، خونخواهی
🔻انتقامگرفتن= کینهتوختن، کینیدَن، کینهگرفتن، خونخواهی
🔻انتقامگیر= کینمَنش، تاوانگیر، خونخواه، کینتوز، کینهکِش
🔻الهه انتقام= ایزدبانوی کینخواهی، ایزدبانوی خونخواهی، ایزدبانوی دادگیری
🔻مُنتقِم= کینهکِش، کینهکِشنده، کینهتوز، کینهجو، کینهوَرز، کینهوَر، خونخواه، دادسِتان، دادگیر، سرزنشکننده
🔻منتقم حقیقی= کینهکِش راستین(خدا)
🔻منتقمین= کینهکِشان، کینهکِشَندِگان، کینهتوزان، کینهجویان، کینهوَرزان، کینه وَران، سرزنشکنندگان
✍نمونه:
🔺در عفو لذتیست که در انتقام نیست=
در بخشش خوشآمدیست که در کینخواهی نیست
🔺زین بیگنهِ برده از حوادث
صد کین و «زلیفن» خبر نداری #بهار
🔺پرستندهی آز و جویای «کین»
به گیتی ز کس نشنود آفرین #فردوسی
🔺دل «کینهوَر»شان به دین آورم
سزاوارتر زانکه کین آورم #فردوسی
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#انتقام #منتقم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🌼🌺🌸🌺🌼🌺🌸🌺🌼🌺🌸🌺🌼
بپرسید ازو گفت: «خرسند کیست؟
به بیشی ز چیز آرزومند کیست؟»
چنین داد پاسخ که: «آنکس که مهر
ندارد برین گِردْگردان سپهر»
بدو گفت: «ما را که شایستهتر؟»
چنین گفت:«آنکس که آهستهتر»
بپرسید ازو گفت آهسته کیست
که بر تیز مردم بباید گریست؟
چنین داد پاسخ که:«از عیبجوی
نگر تا که پیچد سر از گفتوگوی
به نزدیک او شرم و آهستگی
خردمندی و رای و شایستگی
امید که در این هفته:
شوی بر تن خویشتن کامگار
دلت شاد گردد چو خرم بهار
#فردوسی
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdadSar
🌸🌼🌺🌼🌸🌼🌺🌼🌸🌼🌺🌼🌸
بپرسید ازو گفت: «خرسند کیست؟
به بیشی ز چیز آرزومند کیست؟»
چنین داد پاسخ که: «آنکس که مهر
ندارد برین گِردْگردان سپهر»
بدو گفت: «ما را که شایستهتر؟»
چنین گفت:«آنکس که آهستهتر»
بپرسید ازو گفت آهسته کیست
که بر تیز مردم بباید گریست؟
چنین داد پاسخ که:«از عیبجوی
نگر تا که پیچد سر از گفتوگوی
به نزدیک او شرم و آهستگی
خردمندی و رای و شایستگی
امید که در این هفته:
شوی بر تن خویشتن کامگار
دلت شاد گردد چو خرم بهار
#فردوسی
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdadSar
🌸🌼🌺🌼🌸🌼🌺🌼🌸🌼🌺🌼🌸
💫
دیگر سخن از عشق مگو یادم نیست
در سینه بهجز یک دل ناشادم نیست
چوُن گویمت ای دوست که حالم چوُن است؟
فریاد شدم، توان فریادم نیست
سراینده و فرستنده #پیرایه_یغمایی
@AdabSar
دیگر سخن از عشق مگو یادم نیست
در سینه بهجز یک دل ناشادم نیست
چوُن گویمت ای دوست که حالم چوُن است؟
فریاد شدم، توان فریادم نیست
سراینده و فرستنده #پیرایه_یغمایی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdadSar
✳️ بردباری ✳️
🔶فردوسی بزرگ
سرِ مردمی بردباری بود
چو تیزی کُند تن به خواری بود
🔸🔸🔸
دل و مغز را دور دار از شتاب
خرد با شتاب اندر آید به خواب
🔸🔸🔸
مدارا خرد را برادر بود
خرد بر سر دانش افسر بود
🔸🔸🔸
چو خواهی که تاج تو ماند بهجای
مبادی جز آهسته و پاکرای
🔸🔸🔸
ستون بزرگیست آهستگی
همان بخشش و داد و شایستگی
🔸🔸🔸
که تندی پشیمانی آرَد بهبار
تو در بوستان تخم تندی مکار
🔸🔸🔸
سبکسار تندی نماید نخست
به فرجام کار اندوه آرَد درست
🔸🔸🔸
نخستین به نرمی سخنگوی باش
به داد و به کوشش بیآهوی باش
چو کارَت به نرمی نگردد نکوی
درشتی و آنگاه پس رزمجوی
🔸🔸🔸
دگر گفت کز ما چه نیکوتر است
که بر دانش بِخردان افسر است
چنین داد پاسخ که آهستگی
کریمی و رادی و شایستگی
🔸🔸🔸
چو نیکو کنش باشی و بردبار
نباشی به چشم خردمند خوار
🔸🔸🔸
شتاب و بدی کار اهریمن است
پشیمانی و رنجِ جان و تن است
🔸🔸🔸
می لعل خور خون دلها مریز
تو خاکی، چو آتش مشو تندوتیز
که تیزی و تندی نیاید به کار
به نرمی برآید ز سوراخ مار
🔸🔸🔸
هر آنکس که او از گنهکار چشم
بخواباند و آسان فروخورده خشم
فزونيش هرروز افزون شود
شتاب آورد دل پر از خون شود
#فردوسی
#چکامه_پارسی
فرستنده #ناصر_منصوری
@AdadSar
🔷💠🔹🔹
@AdadSar
✳️ بردباری ✳️
🔶فردوسی بزرگ
سرِ مردمی بردباری بود
چو تیزی کُند تن به خواری بود
🔸🔸🔸
دل و مغز را دور دار از شتاب
خرد با شتاب اندر آید به خواب
🔸🔸🔸
مدارا خرد را برادر بود
خرد بر سر دانش افسر بود
🔸🔸🔸
چو خواهی که تاج تو ماند بهجای
مبادی جز آهسته و پاکرای
🔸🔸🔸
ستون بزرگیست آهستگی
همان بخشش و داد و شایستگی
🔸🔸🔸
که تندی پشیمانی آرَد بهبار
تو در بوستان تخم تندی مکار
🔸🔸🔸
سبکسار تندی نماید نخست
به فرجام کار اندوه آرَد درست
🔸🔸🔸
نخستین به نرمی سخنگوی باش
به داد و به کوشش بیآهوی باش
چو کارَت به نرمی نگردد نکوی
درشتی و آنگاه پس رزمجوی
🔸🔸🔸
دگر گفت کز ما چه نیکوتر است
که بر دانش بِخردان افسر است
چنین داد پاسخ که آهستگی
کریمی و رادی و شایستگی
🔸🔸🔸
چو نیکو کنش باشی و بردبار
نباشی به چشم خردمند خوار
🔸🔸🔸
شتاب و بدی کار اهریمن است
پشیمانی و رنجِ جان و تن است
🔸🔸🔸
می لعل خور خون دلها مریز
تو خاکی، چو آتش مشو تندوتیز
که تیزی و تندی نیاید به کار
به نرمی برآید ز سوراخ مار
🔸🔸🔸
هر آنکس که او از گنهکار چشم
بخواباند و آسان فروخورده خشم
فزونيش هرروز افزون شود
شتاب آورد دل پر از خون شود
#فردوسی
#چکامه_پارسی
فرستنده #ناصر_منصوری
@AdadSar
🔷💠🔹🔹
💫
میگفت:
وز هیبتِ قلم
فرعون اگر به تخت نلرزد
دیگـــــر جهانِ ما به چه ارزد؟
#حمید_مصدق
فرستنده #مهین_دری
@AdabSar
میگفت:
وز هیبتِ قلم
فرعون اگر به تخت نلرزد
دیگـــــر جهانِ ما به چه ارزد؟
#حمید_مصدق
فرستنده #مهین_دری
@AdabSar
@AdabSar
ای که هوای منی، بی تو نفس ادعاست
ذکر کمالات تو تذکرﺓالاولیاست
مثنوی معنویست قصهی ما که در آن
آخر هر ماجرا اول یک ماجراست
در صف قند و شکر زندگیام تلخ شد
قند من افتاده است، پس صف بوسه کجاست؟
بوسهی گرمی بده تا لبم اذعان کند
بین دو قطب رُخَت خط لبت استواست
باز هم افتاده در پیچ و خم قامتت
شکر خدا که دلم گم شده در راه راست
ای نه چنین نه چنان، در دل من همچنان
عشق زمینی بمان عشق هوایی هواست
#غلامرضا_طریقی
@AdabSar
ای که هوای منی، بی تو نفس ادعاست
ذکر کمالات تو تذکرﺓالاولیاست
مثنوی معنویست قصهی ما که در آن
آخر هر ماجرا اول یک ماجراست
در صف قند و شکر زندگیام تلخ شد
قند من افتاده است، پس صف بوسه کجاست؟
بوسهی گرمی بده تا لبم اذعان کند
بین دو قطب رُخَت خط لبت استواست
باز هم افتاده در پیچ و خم قامتت
شکر خدا که دلم گم شده در راه راست
ای نه چنین نه چنان، در دل من همچنان
عشق زمینی بمان عشق هوایی هواست
#غلامرضا_طریقی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
در کُرهای بادامی
حبابی گیر افتاده بود، بازی میکرد...
عقبتر که آمدم
چشمان مادرم بود...!
#فرنوش_حمیدی
@AdabSar
در کُرهای بادامی
حبابی گیر افتاده بود، بازی میکرد...
عقبتر که آمدم
چشمان مادرم بود...!
#فرنوش_حمیدی
@AdabSar
💫
در حنجرهام ترانهات گل کردهست
در باغ دلم جوانهات گل کردهست
بی تو نفسم مباد ای مایهی جان
از اشکِ دو دیده خانهات گل کردهست
سراینده و فرستنده #سیاوش_اهورا
@AdadSar
در حنجرهام ترانهات گل کردهست
در باغ دلم جوانهات گل کردهست
بی تو نفسم مباد ای مایهی جان
از اشکِ دو دیده خانهات گل کردهست
سراینده و فرستنده #سیاوش_اهورا
@AdadSar
🌬🌨 @AdabSar
❄️ آشنایی با جشنهای ایرانی
❄️ جشن میانهی زمستان
☃️💃 جشن میانهی زمستان، یکی از جشنهای بخشبندی موسم(فصل) و سال بود که ایرانیان در این روز برای گذراندن نیمی از زمستان سخت و نزدیک شدن به بهار دلانگیز پایکوبی میکردند.
در گذشتههای دور که هنوز گاهشمار روز و ماه نبود، ایرانیان برای بخشبندی سال، یک سال را به چهار موسم(فصل) بخش میکردند و هر موسم را با برگزاری جشنی در میانهی آن به دو بخش میکردند و این بخشبندی، راهکاری ساده ولی باریکبینانه برای شمارش روزها و آگاه شدن از آغاز و پایان سال بود. یکی دیگر از انگیزههای برگزاری جشنهای نیمهی بهار، تابستان، پاییز و زمستان این بود که کشاورزان و دامداران بتوانند برای کشتوکار خود برنامهریزی کنند. در گذشتههای دور به این جشنها گاهنباری میگفتند. پژوهشگران بر این باورند که جشنهای گاهنباری هشت جشن بودند. ولی موبدان ساسانی با دستبَری(تحریف) آیینهای کهن، دو جشن را زدودهاند تا جشنهای گاهنباری ششگانه شود و با شش گام آفرینش در باورهای مزدیسنایی و برخی از باورهای دینی نوساختهی این موبدان هماهنگ گردد. از سویی جشنها را دارای ریشهی دینی بنمایانند.
⛈💃 گروهی از پژوهشگران گفتهاند که سال گاهنباری از هنگام دگرگونی(انقلاب) تابستانی یا نخستین روز تابستان (بلندترین روز سال) آغاز میشد و پس از هفت پارهی زمانی (سه پایان موسم و چهار میانه) به آغاز سال پسین میرسید. پایان بهار یا آغاز تابستان مانند دیگر موسمها، دارای جشن گاهنباری نبود و جشن آغاز سال نو بهشمار میرفت.
❄️💃 با آنکه آیینهای این جشن فراموش شدهاند، مردمان استانها و روستاهای گوناگون با برگزاری آیینهایی، جشن میانهی زمستان را زنده نگاه میداشتند. نواختن ساز و سر دادن آواز، پایکوبی، پختن و خوردن آش، نیایش و شبنشینی بخشهایی از آیینهای گذشتههای نهچندان دور بود.
شاید بتوان گفت جشن بزرگداشت "پیرشالیار"(یا شهریار) در سرزمین کهن اورامانات کردستان، جشن "میرما" در تپورستان(مازندران) و اَپاختر(شمال) کوهستانهای هندوکش (استانهای تخار، بغلان و سمنگان)، نمونههایی به جا مانده از جشن میانه زمستان هستند. همچنین نیمهی زمستان، در برخی گاهشمارهای بومی، مانند گاهشمار "وهار کردی" که در لرستان، بختیاری و کردستان نشانههای آن تا به امروز مانده است، آغاز سال نو به شمار میرفت.
✍️ #پریسا_امام_وردی
#جشن_های_ایرانی #جشن_میانه_زمستان #بهمنگان
______
📖📖 برگرفته از:
۱- جشنهای فراموش شدهی ایران باستان #مریم_نوذری_تهرانی و #بهروز_بیگوند
۲- راهنمای زمان جشنها و گردهمایی ملی ایرانیان #رضا_مرادی_غیاث_آبادی
۳- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
🌬🌨 @AdabSar
❄️ آشنایی با جشنهای ایرانی
❄️ جشن میانهی زمستان
☃️💃 جشن میانهی زمستان، یکی از جشنهای بخشبندی موسم(فصل) و سال بود که ایرانیان در این روز برای گذراندن نیمی از زمستان سخت و نزدیک شدن به بهار دلانگیز پایکوبی میکردند.
در گذشتههای دور که هنوز گاهشمار روز و ماه نبود، ایرانیان برای بخشبندی سال، یک سال را به چهار موسم(فصل) بخش میکردند و هر موسم را با برگزاری جشنی در میانهی آن به دو بخش میکردند و این بخشبندی، راهکاری ساده ولی باریکبینانه برای شمارش روزها و آگاه شدن از آغاز و پایان سال بود. یکی دیگر از انگیزههای برگزاری جشنهای نیمهی بهار، تابستان، پاییز و زمستان این بود که کشاورزان و دامداران بتوانند برای کشتوکار خود برنامهریزی کنند. در گذشتههای دور به این جشنها گاهنباری میگفتند. پژوهشگران بر این باورند که جشنهای گاهنباری هشت جشن بودند. ولی موبدان ساسانی با دستبَری(تحریف) آیینهای کهن، دو جشن را زدودهاند تا جشنهای گاهنباری ششگانه شود و با شش گام آفرینش در باورهای مزدیسنایی و برخی از باورهای دینی نوساختهی این موبدان هماهنگ گردد. از سویی جشنها را دارای ریشهی دینی بنمایانند.
⛈💃 گروهی از پژوهشگران گفتهاند که سال گاهنباری از هنگام دگرگونی(انقلاب) تابستانی یا نخستین روز تابستان (بلندترین روز سال) آغاز میشد و پس از هفت پارهی زمانی (سه پایان موسم و چهار میانه) به آغاز سال پسین میرسید. پایان بهار یا آغاز تابستان مانند دیگر موسمها، دارای جشن گاهنباری نبود و جشن آغاز سال نو بهشمار میرفت.
❄️💃 با آنکه آیینهای این جشن فراموش شدهاند، مردمان استانها و روستاهای گوناگون با برگزاری آیینهایی، جشن میانهی زمستان را زنده نگاه میداشتند. نواختن ساز و سر دادن آواز، پایکوبی، پختن و خوردن آش، نیایش و شبنشینی بخشهایی از آیینهای گذشتههای نهچندان دور بود.
شاید بتوان گفت جشن بزرگداشت "پیرشالیار"(یا شهریار) در سرزمین کهن اورامانات کردستان، جشن "میرما" در تپورستان(مازندران) و اَپاختر(شمال) کوهستانهای هندوکش (استانهای تخار، بغلان و سمنگان)، نمونههایی به جا مانده از جشن میانه زمستان هستند. همچنین نیمهی زمستان، در برخی گاهشمارهای بومی، مانند گاهشمار "وهار کردی" که در لرستان، بختیاری و کردستان نشانههای آن تا به امروز مانده است، آغاز سال نو به شمار میرفت.
✍️ #پریسا_امام_وردی
#جشن_های_ایرانی #جشن_میانه_زمستان #بهمنگان
______
📖📖 برگرفته از:
۱- جشنهای فراموش شدهی ایران باستان #مریم_نوذری_تهرانی و #بهروز_بیگوند
۲- راهنمای زمان جشنها و گردهمایی ملی ایرانیان #رضا_مرادی_غیاث_آبادی
۳- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
🌬🌨 @AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻«سرطان» واژهای بیگانه است که در زبان پارسی به چند چم بهکار میرود:
- از بیماریها: Cancer، چَنگار، دُژبافت
- از جانوران: Crab، خرچنگ، کَرچنگ
- از ماهها: تیر
🔻سرطان بحری= خرچنگ دریایی
🔻سرطان نهری= خرچنگ رودی
🔻سرطان خون= Leukemia، خونچَنگار، چَنگارِ خون
🔻سرطانزا= چَنگارزا، مایهی دُژبافتی
🔻راسالسرطان= سر چَنگار
🔻غدهی سرطانی= تودهی چَنگاری
✍️نمونه:
🔺سرطان، تکثیر بیرویۀ سلولها به سبب جهش ژنتیکی و دستاندازی به بافتهای مجاور است که باعث اختلال در عملکرد آن بافت میشود=
چَنگار، افزونی بیرویهی یاختهها به رایَن جهش زَکَیکی و دستاندازی به بافتهای کناری است که مایهی آشفتگی در کارکرد آن بافت میشود
❗️چهارم فوریه، روز جهانی پیکار با چَنگار، گرامی باد!
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#سرطان #Cancer #Crab #Leukemia
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻«سرطان» واژهای بیگانه است که در زبان پارسی به چند چم بهکار میرود:
- از بیماریها: Cancer، چَنگار، دُژبافت
- از جانوران: Crab، خرچنگ، کَرچنگ
- از ماهها: تیر
🔻سرطان بحری= خرچنگ دریایی
🔻سرطان نهری= خرچنگ رودی
🔻سرطان خون= Leukemia، خونچَنگار، چَنگارِ خون
🔻سرطانزا= چَنگارزا، مایهی دُژبافتی
🔻راسالسرطان= سر چَنگار
🔻غدهی سرطانی= تودهی چَنگاری
✍️نمونه:
🔺سرطان، تکثیر بیرویۀ سلولها به سبب جهش ژنتیکی و دستاندازی به بافتهای مجاور است که باعث اختلال در عملکرد آن بافت میشود=
چَنگار، افزونی بیرویهی یاختهها به رایَن جهش زَکَیکی و دستاندازی به بافتهای کناری است که مایهی آشفتگی در کارکرد آن بافت میشود
❗️چهارم فوریه، روز جهانی پیکار با چَنگار، گرامی باد!
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#سرطان #Cancer #Crab #Leukemia
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
با آنکه بیدلیل رها میکنی مرا
آنقدر عاشقم که نمیپرسمت چرا
در پیچوتاب عشق به معنای هجر نیست–
رودی ز رود دیگر اگر میشود جدا
خون میخوریم در غم و حرفی نمیزنیم
ما عاشق توایم همین است ماجرا
خوش باد روح آنکه به ما کنایه گفت
گاهی به قدر صبر بلا میدهد خدا
حق با تو بود هرچه بکوشد نمیرسد
شیر نفسبریده به آهوی تیزپا
ای عشق ای حقیقت باورنکردنی
افسانهای بساز خود از داستان ما
#فاضل_نظری
@AdabSar
با آنکه بیدلیل رها میکنی مرا
آنقدر عاشقم که نمیپرسمت چرا
در پیچوتاب عشق به معنای هجر نیست–
رودی ز رود دیگر اگر میشود جدا
خون میخوریم در غم و حرفی نمیزنیم
ما عاشق توایم همین است ماجرا
خوش باد روح آنکه به ما کنایه گفت
گاهی به قدر صبر بلا میدهد خدا
حق با تو بود هرچه بکوشد نمیرسد
شیر نفسبریده به آهوی تیزپا
ای عشق ای حقیقت باورنکردنی
افسانهای بساز خود از داستان ما
#فاضل_نظری
@AdabSar
💫
در چشم پاکبین نَبُود رسم امتیاز
در آفتاب سایهی شاه و گدا یکیست
#صائب_تبریزی
فرستنده #مهین_دری
@AdabSar
در چشم پاکبین نَبُود رسم امتیاز
در آفتاب سایهی شاه و گدا یکیست
#صائب_تبریزی
فرستنده #مهین_دری
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
بگذار که تا مِی خورم و مست شوم
چون مست شوم به عشق پابَست شوم
پابست شوم بهکلی از دست شوم
اَر مست شوم نیست شوم هست شوم
#فروغی_بسطامی
@AdabSar
بگذار که تا مِی خورم و مست شوم
چون مست شوم به عشق پابَست شوم
پابست شوم بهکلی از دست شوم
اَر مست شوم نیست شوم هست شوم
#فروغی_بسطامی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
Forwarded from ادبسار
💫
پیش ما سوختگان مسجد و میخانه یکیست
حرم و دیر یکی، سبحه و پیمانه یکیست
این همه جنگوجدل حاصل کوتهنظریست
گر نظر پاک کنی کعبه و بتخانه یکیست
#عماد_خراسانی
@AdabSar
پیش ما سوختگان مسجد و میخانه یکیست
حرم و دیر یکی، سبحه و پیمانه یکیست
این همه جنگوجدل حاصل کوتهنظریست
گر نظر پاک کنی کعبه و بتخانه یکیست
#عماد_خراسانی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما به یادداشت https://t.me/AdabSar/12254
درود
با پوزش نکته ای را یاد آوری میکنم
امروزه گروهی پیگیرند که واژه های دخیل عربی را با حروف فارسی بنویسیم
نمونه عرب را ارب مینویسند
اینان نمیدانند که چه مشکلاتی به مشکلهای زبانی می افزایند
واژه ای که هزار سال با املایی خاص نوشته ومعنی شده در حافظه ویاد مردم رسوخ کرده
حال وقتی املا را عوض میکنیم معنا را چه کنیم
وقتی نو آموزی به واژه ارب برخورد میکند برایش نا آشناست به فرهنگ لغت نگاه میکند میبیند نوشته شده
ارب فلانا « با پوزش:» زد به فرج او
آیا معنی را درست فهمید؟
به راستی چه میخواهند بگویند
اول باید فرهنگ واژگانی با حرفهای فارسی:« املا» ترتیب دهند بعد به دنبال تغییر باشند
تامشکلی که برای دیگر کشورها پیش آمد برای ما پیش نیاید
بله دلیلشان برای واژه های دخیل غیر عربی درست است
سالها تدریس کردیم املای واژه ی فارسی ودخیل غیر عربی با واج وحرف فارسی
ولی در باره واژه های عربی کار به این سادگی نیست که با فارسی نوشتن آنها مشکل حل شود
خواهشمندم رنج بیشماری را که در ترویج فارسی وواژه سازی را تحمل میکنید با این پیامهای غیر علمی وکارشناسی نشده بی مزد نکنید
گستاخی من را با بزرگواری خود ببخشایید
بهتر است که مقاله ی غلط املایی که سالهای دور در کتابهای درسی بود بخوانند
اگر نمونه های دیگر خواستند به واژه نامه های عربی مراجعه کنند
شعری داریم که می گوید
انقلاب ادبی بر پا شد. ادبیات شلم شوربا شد
زبان وخط شوخی بردار نیست
از نگرش سالم وبدون غرض شما و زحمتی که میکشید بسیار سپاسگزارم
#محمدرضا_باستانی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما به یادداشت https://t.me/AdabSar/12254
درود
با پوزش نکته ای را یاد آوری میکنم
امروزه گروهی پیگیرند که واژه های دخیل عربی را با حروف فارسی بنویسیم
نمونه عرب را ارب مینویسند
اینان نمیدانند که چه مشکلاتی به مشکلهای زبانی می افزایند
واژه ای که هزار سال با املایی خاص نوشته ومعنی شده در حافظه ویاد مردم رسوخ کرده
حال وقتی املا را عوض میکنیم معنا را چه کنیم
وقتی نو آموزی به واژه ارب برخورد میکند برایش نا آشناست به فرهنگ لغت نگاه میکند میبیند نوشته شده
ارب فلانا « با پوزش:» زد به فرج او
آیا معنی را درست فهمید؟
به راستی چه میخواهند بگویند
اول باید فرهنگ واژگانی با حرفهای فارسی:« املا» ترتیب دهند بعد به دنبال تغییر باشند
تامشکلی که برای دیگر کشورها پیش آمد برای ما پیش نیاید
بله دلیلشان برای واژه های دخیل غیر عربی درست است
سالها تدریس کردیم املای واژه ی فارسی ودخیل غیر عربی با واج وحرف فارسی
ولی در باره واژه های عربی کار به این سادگی نیست که با فارسی نوشتن آنها مشکل حل شود
خواهشمندم رنج بیشماری را که در ترویج فارسی وواژه سازی را تحمل میکنید با این پیامهای غیر علمی وکارشناسی نشده بی مزد نکنید
گستاخی من را با بزرگواری خود ببخشایید
بهتر است که مقاله ی غلط املایی که سالهای دور در کتابهای درسی بود بخوانند
اگر نمونه های دیگر خواستند به واژه نامه های عربی مراجعه کنند
شعری داریم که می گوید
انقلاب ادبی بر پا شد. ادبیات شلم شوربا شد
زبان وخط شوخی بردار نیست
از نگرش سالم وبدون غرض شما و زحمتی که میکشید بسیار سپاسگزارم
#محمدرضا_باستانی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
ادبسار
🔷💠🔹🔹 @AdabSar #پرسش_و_پاسخ پرسش #محمدرضا_مظاهری درود از کوشش شما دوستان گرامی در راستای گسترش پارسی گویی سپاسگزاری میکنم. چرا نویسندگان بزرگوار ادبسار همچون جناب میلاد فرخ وند، واژه "عربی" را "اربی" می نویسند؟ به چه دلیلی درست آن"اربی"است؟ با سپاس فراوان…
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
با درود به شما بزرگوار
در بندِ آغازینِ #پرسش_و_پاسخ پیشین (https://t.me/AdabSar/12254)
گفتم که باید "نامهای" بیگانه را با واتهای پارسی بنویسیم و نه "وامواژگانِ" اربی را.
من نیز در سر ندارم در دورهای وامواژگانِ اربی را با واتهای پارسی بنویسیم که بخشی بزرگ از واژگانِ بهکاررونده در زبانِ پارسی استند؛ زیرا با بودنِ شمارِ بالای وامواژگان در زبانِ پارسی، این کار زیانهای بسیار در پی خواهد، اگرچه این کار از دیدِ زبانشناسی ناشدنی و نادرست نیست.
راهکارِ خردمندانه برای کاستن از واتهای بیگانه در نوشتارهای مان، همانا پارسینویسی و بینیاز کردنِ خود از کاربردِ وامواژگان است تا زمانی که شمارِ وامواژگان به کمترین اندازه برسد.
ولی دربارهی نامِ گروههای مردم و جایها که از اربی به پارسی اندر شدهاند با شما همداستان نیستم و باورمند ام که بهتر است آنها را با واتهای پارسی نوشت. واژهی "اَرَب" جدا از این هنجار نیست، ولی به هر روی "عرب" را نیز نادرست نمیتوانیم شمرد، زیرا در زبانشناسی یا سیاه یا سفید نداریم. بهتر آن است که گفته شود کدام ریخت درستتر است.
اگر ریختِ درست و پارسیِ برخی از واژهها در فرهنگهای پارسی به چِمارِ(معنی) خواستهشده یافت نمیشود، باید از روشِ پیشینیان خرده گرفت و نه از گرایشهای درستنویسی و سادهنویسی.
اگر برخی نمیتوانند از املا و دستورِ نوشتاریِ هزار سالِ پیش دوری گزینند، پس فرژایشِ هزار سالِ پیش را نیز کنار نگذارند. مگر زبان پویا نیست؟
پس یِک را یَک بخوانند.
خانِه را خانَه بخوانند و کمی پیشتر بروند و خانَگ بخوانند.
دربارهی این سخن:
{اول باید فرهنگِ واژگانی با حرفهای فارسی:« املا» ترتیب دهند بعد به دنبالِ تغییر باشند.}
با شما سراسر همداستان ام و بر دوشِ استادان و پژوهشگرانِ داناست که چنین واژهنامههایی بفراهمند(فراهم کنند) تا ما بتوانیم بهره برد. همچنین نیک است بدانید در واژهنامهی استاد "ابولقاسم پرتو" در زیرِ واژهی "عرب" چنین آمده است:
«اَرَب، تازیک، تاچیک، تاژیک (فرهنگ پهلوی)، تازی(برهان)»
بنگرید به: فرهنگِ واژهیاب- پوشینهی دو- رویهی ۱۱۴۸.
✍️ #میلاد_فرخ_وند
با بهره از رهنمودهای دوستِ گرامی، مهربان #بلال_ریگی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
با درود به شما بزرگوار
در بندِ آغازینِ #پرسش_و_پاسخ پیشین (https://t.me/AdabSar/12254)
گفتم که باید "نامهای" بیگانه را با واتهای پارسی بنویسیم و نه "وامواژگانِ" اربی را.
من نیز در سر ندارم در دورهای وامواژگانِ اربی را با واتهای پارسی بنویسیم که بخشی بزرگ از واژگانِ بهکاررونده در زبانِ پارسی استند؛ زیرا با بودنِ شمارِ بالای وامواژگان در زبانِ پارسی، این کار زیانهای بسیار در پی خواهد، اگرچه این کار از دیدِ زبانشناسی ناشدنی و نادرست نیست.
راهکارِ خردمندانه برای کاستن از واتهای بیگانه در نوشتارهای مان، همانا پارسینویسی و بینیاز کردنِ خود از کاربردِ وامواژگان است تا زمانی که شمارِ وامواژگان به کمترین اندازه برسد.
ولی دربارهی نامِ گروههای مردم و جایها که از اربی به پارسی اندر شدهاند با شما همداستان نیستم و باورمند ام که بهتر است آنها را با واتهای پارسی نوشت. واژهی "اَرَب" جدا از این هنجار نیست، ولی به هر روی "عرب" را نیز نادرست نمیتوانیم شمرد، زیرا در زبانشناسی یا سیاه یا سفید نداریم. بهتر آن است که گفته شود کدام ریخت درستتر است.
اگر ریختِ درست و پارسیِ برخی از واژهها در فرهنگهای پارسی به چِمارِ(معنی) خواستهشده یافت نمیشود، باید از روشِ پیشینیان خرده گرفت و نه از گرایشهای درستنویسی و سادهنویسی.
اگر برخی نمیتوانند از املا و دستورِ نوشتاریِ هزار سالِ پیش دوری گزینند، پس فرژایشِ هزار سالِ پیش را نیز کنار نگذارند. مگر زبان پویا نیست؟
پس یِک را یَک بخوانند.
خانِه را خانَه بخوانند و کمی پیشتر بروند و خانَگ بخوانند.
دربارهی این سخن:
{اول باید فرهنگِ واژگانی با حرفهای فارسی:« املا» ترتیب دهند بعد به دنبالِ تغییر باشند.}
با شما سراسر همداستان ام و بر دوشِ استادان و پژوهشگرانِ داناست که چنین واژهنامههایی بفراهمند(فراهم کنند) تا ما بتوانیم بهره برد. همچنین نیک است بدانید در واژهنامهی استاد "ابولقاسم پرتو" در زیرِ واژهی "عرب" چنین آمده است:
«اَرَب، تازیک، تاچیک، تاژیک (فرهنگ پهلوی)، تازی(برهان)»
بنگرید به: فرهنگِ واژهیاب- پوشینهی دو- رویهی ۱۱۴۸.
✍️ #میلاد_فرخ_وند
با بهره از رهنمودهای دوستِ گرامی، مهربان #بلال_ریگی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
هنوز میل تو بر قهرهای طولانیست؟
بس است جانِ من این شیوه نامسلمانیست
به وعدههای تو امیدوارم اما حیف
که عمر نوح ندارم، که آدمی فانیست
نه اینکه هیچ خرابم نکرد خندهی تو
ولی شرابِ لبت مثل قبل گیرا نیست
قلم به دست گرفتم ولی چه بنویسم
که شرحِ بیکسیام در خطوط پیشانیست
اگر که عشق نباشد هلاک خواهم شد
حیاتِ رود گرهخورده با پریشانیست
#حسین_دهلوی
@AdabSar
هنوز میل تو بر قهرهای طولانیست؟
بس است جانِ من این شیوه نامسلمانیست
به وعدههای تو امیدوارم اما حیف
که عمر نوح ندارم، که آدمی فانیست
نه اینکه هیچ خرابم نکرد خندهی تو
ولی شرابِ لبت مثل قبل گیرا نیست
قلم به دست گرفتم ولی چه بنویسم
که شرحِ بیکسیام در خطوط پیشانیست
اگر که عشق نباشد هلاک خواهم شد
حیاتِ رود گرهخورده با پریشانیست
#حسین_دهلوی
@AdabSar