ادب‌سار
13.2K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
💠🔹 @AdabSar

در چامه‌ی کهن پارسی، واج‌های «خ، چ، گ» خشن به‌شمار می‌روند و به کار نبردن یا کمتر به کار بردن آن‌ها در سروده، نشانه‌ی هنر و زبردستی سراینده است. ولی حافظ این آیین (رسم) نانوشته را با سرودن بیتی بسیار زیبا با هفت «خ» به چالش کشید و نشان داد هنر و اشغ(عشق) می‌تواند همه‌ی خشونت‌ها را به نرمشی زیبا و دلبرانه دگرگون کند:

خیالِ خالِ تو با خود به خاک خواهم برد
که تا زِ خالِ تو خاکم شود عبیرآمیز!

#روز_حافظ
نویسنده و فرستنده #فاطمه_بشیری
برگردان شده به #پیام_پارسی

💠🔹 @AdabSar
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فسون سروده‌های حافظ در آب‌گونگی سخن اوست...

فسون و راز سخن خواجه در چیست؟ چرا همگان از سخن‌سنجان دانشگاه تا توده‌های مردم، او را گرامی می‌دارند؟
بسیارند کسانی که درمی‌مانند و نمی‌دانند که چه می‌بایَدِشان کرد و از این سخنور بی‌همال یاری می‌جویند.
این زمینه‌ای است بسیار فراخ. که اگر بخواهم آن‌ را در کوتاه‌ترین سخن بگنجانم، می‌توانم گفت که حافظ، سخن پارسی را به فرازنایی برده است که اندکی آنسوتر هنر خُنیا جای‌دارد، سخنِ حافظ، سخنی است که از کالبد می‌گریزد، لغزان و شناور است... به چشمه‌ای می‌ماند که دم‌‌به‌دم برمی‌جوشد.
این ویژگی را من آب‌گونگی می‌نامم...

این پیام زیبا را بشنوید.

#میرجلال_الدین_کزازی
#روز_حافظ #پیام_پارسی

⭐️ 📒 @AdabSar
🏴🇮🇷
به پاس سپارش روان‌شاد «محمدرضا شجریان» برای پیکرسپاری در آستان فردوسی توسی…

رفت خوش خنیاگرِ چالاک توس
واله‌ی چامه‌سرای پاک توس
گفت من چون خواستم در خاک خفت
پیکرم درافکنید در خاک توس!

#محمد_پوریان
#چکامه_پارسی
🏴🇮🇷 @AdabSar
👍1
🏴🇮🇷 @AdabSar

دل‌نوشته‌ای از #حسین_علیزاده در سوگ شجریان ۱۷ مهر ۱۳۹۹

«مهر با تو آمد،
مهر با تو رفت.
اما تو نمی‌روی ‌و
مهر با نام تو می‌ماند.
تو مهری و همه فصول مهربانی مهر تو
تو بزرگ بودی و بزرگ رفتی
اما چه کوچک،
کوچکانی که چشم و گوش بستند و سیاه ماندند
تو تا ابد خواهی ماند...
تو تا ابد خواهی خواند...»

🏴🇮🇷 @AdabSar
🏴🇮🇷 @AdabSar

خسرو آوازِ ایران، آسمانی می‌شود
#مهران_گلستانی_ماچک_پشتی

از کدامین کوی و بَر، آمد این پیک و پیام
خسروِ آوازِ ایران مرده است؟
از کدامین باد، از بادِ خزانِ نا به‌کام؟

ناجوانمردانه پرآوازه‌ی ایران فسرد
چنگِ بدآهنگِ گیتی، خشکنای‌اش را فشرد
اشک را بر دیده‌هامان گر نشاند
درد را گر در فراخِ سینه‌هایمان فشاند
هرگز آیا می‌شود خاموش هر آوازِ او؟
می‌شود آیا فراموش
هر انجام و هر آغازِ او؟

او بِیِک* چون عارفِ** آوازه‌خوان
دل به مهر
تن به خاکِ میهنِ پاک‌اش سپرده، داده جان!

نامِ فرزندانِ ایران را، به گلبانگ و به ناز
داد را در پرده‌ی بیداد می‌خواند به راز
«یاری اندر کس نمی بینیم یاران را چه شد»

پندِ حافظ آمد اندر گوشِ او
هوشِ خیام آمد اندر هُوشِ او
شورِ مولانا
در خروش و جوشِ او

سَد*** هزاران گل شکفت و بانگِ مرغی برنخاست
مرغِ شب آوازِ خود را خوانده باز
داد را در چاکنای‌اش کرده ساز
خسروِ آوازِ ایران، آسمانی می‌شود

یادش اندر یاد و اندر دل بمانَد آزگار
تا جهان پایاست وانگه نامِ نیک‌اش ماندگار...


📝 پی‌نوشت:
* بِیِک = اما
** فردید(منظور) در اینجا «عارف قزوینی» است.
*
** سد = صد. این واژه پارسی است و باید «سد» نوشته شود.

#چکامه_پارسی
🏴🇮🇷 @AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

🔻فوری = بی‌درنگ، شتابان

نمونه:
🔺پس از خواندن نامه، فوری حرکت کرد =
پس از خواندن نامه، بی‌درنگ راه افتاد

🔺به کمک فوری شما احتیاج دارد =
به کمک شتابان شما نیاز درد


🔻فی‌الفور= در دَم، بی‌دِرنگ، در زمان، هماندم، فِرز، زود، تند، با شتاب

نمونه:
🔺مریض را فی‌الفور به مریضخانه انتقال دادند=
بیمار را بی‌درنگ به بیمارستان بردند

🔺حرفش را زد و فی‌الفور رفت =
سخنش را گفت و زود رفت
سخنش را گفت و با شتاب رفت

🔺سوال را که شنید، فی‌الفور جوابش را گفت =
پرسش را که شنید، هماندم پاسخش را گفت
پرسش را که شنید، در زمان پاسخش را گفت

🔺یک نفر کاش همین‌لحظه همین‌جا فی‌الفور
برسد از ره و حال دل من خوب شود =
یک کسی کاش همین آن و همین‌جا در دَم
برسد از ره و ساز دل من کوک شود


🔻فوراً = بی‌درنگ، هماندم، در زمان، زود، در دَم، با شتاب

نمونه:
🔺فورا محل را ترک کرد =
هماندم از آنجا رفت

🔺جنگ قره‌باغ باید فوراً تمام شود =
جنگ قره‌باغ باید بی‌درنگ پایان یابد

🔺اردوغان: "گولن" باید فورا مسترد شود =
اردوغان: "گولن" باید در دم برگردانده شود

🔺لطفا فورا جواب دهید =
خواهشمند است زود پاسخ دهید

#مجید_دری
#پارسی_پاک #فوری #فورا #فی_الفور
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👍1
🍁 @AdabSar

سه تن آرزوی چیزی برند و نیابند:
مُفسدی که ثواب مصلحان چشم دارد و بخیلی که ثنای اصحابِ مروّت توقع کند و جاهلی که از سرِ شهوت و غضب و حرص و حسد برنخیزد و تمنّای آنش باشد؛ که جای او با جای نیک‌مردان برابر بُوَد.
«کلیله و دمنه‌ی نصرالله منشی، به کوشش دکتر محمدرضا برزگر خالقی، رویه: ۲۶۱»

🖋📖 #برگردان_به_پارسی

سه تن آرزوی چیزی برند و نیابند:
گناه‌کاری که پاداش نیکوکاران چشم دارد و بسته‌دستی که ستایشِ یاران جوان‌مردی بِیوسد و نادانی که از سرِ وَرَن و خشم و آزمندی و تنگ‌چشمی برنخیزد و خواهشِ آنش باشد؛ که جای او با جای نیک‌مردان برابر بُوَد.

#بلال_ریگی
@AdabSar 🍁
Forwarded from ادب‌سار
☀️🇮🇷 @AdabSar

🏵 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🏵 جشن رام‌روزی

🏵 بیست و یکم مهر در گاهشماری کهن ایران رام‌روز نام داشت و جشن رام‌روزی، جشنی وابسته به مهرگان در این روز برگزار می‌شد. زیرا مهرگان جشن بسیار بزرگی بود که گرچه روزهای برگزاری آن روشن است ولی به گفته‌ی ابوریحان بیرونی، سراسر مهر جشن و شادمانی برپا بود. همانگونه که امروز فروردین، کمابیش ماه جشن نوروز است و دیگر جشن‌های آن وابسته به نوروز هستند.

🏵 بر پایه‌ی گاهشمار سغدی که شش روز با گاهشمار یزدگردی دگرسانی(تفاوت) دارد، رام‌روز هم‌زمان با واپسین روز جشن مهرگان و به نوشته‌ی بیرونی، روزی بود که کاوه، این نماد میهن‌پرستی به همراه فریدون بر آژی‌دهاک(ضحاک) پیروز شدند و فریدون، آژی‌دهاک را در کوه دماوند به بند کشید. جشن پیروزی پرآوازه‌ی آن‌ها با جشن‌های مهرگان درآمیخت.

🏵 امروز بسیاری از کهن‌نگاران(مورخان)، فریدون شاهنامه را همان داریوش هخامنشی می‌دانند. بر پایه‌ی شاهنامه، فریدون تاگ(تاج) شاهی آژی‌دهاک را بر سر نهاد. آن روز، روزمهر از ماه مهر بود که جشن مهرگان برپا شد. در پی این رویدادها و جشن‌ها، ماه مهر نمادی برای امید به پیروزی نیکی بر بدی شد.

🏵 جشن‌های آیینی مهرگان در شش روز برگزار می‌شد. همانگونه که می‌دانیم مهرگان بسیار کهن است و پیشینه‌ای به اندازه‌‌ی پیدایش میتراگرایی و آیین مهرپرستی دارد. آیین مهرپرستی و ستایش ایزد مهر، آیینی در میان آریاییان نخستین و دودمان‌های هند و آریایی بود که سپس به اروپا نیز راه یافت. ایزد مهر پس از پیدایش کیش زرتشتی یکی از امشاسپندان یا فرشتگان برجسته بود.

🏵 روز نخست مهرگان، مهرگان کوچک و جشن مردم بود و روز ششم آن(رام‌روز) مهرگان بزرگ و جشن پادشاهان و فرمانروایان بود. این تنها روزی بود که شاهان و مردم می‌توانستند در کنار یکدیگر باده‌گساری کنند. میتراکانا یا مهرگان بزرگ، تنها روزی بود که شاهان هخامنشی با ردای ارغوانی می‌توانستند در برابر دیدگان مردم پایکوبی کنند(برقصند).

🏵 جشن مهرگان سرگذشتی پر رویداد و پر فراز و نشیب دارد. همچنین گفته می‌شود که مهرگان، جشن دلباختگان است. از آن رو که نخست، مهرگان جشن دوستی و پیمان و استوار ماندن بر پیمان‌ها بود و دوم، بر پایه‌ی افسانه‌ها و آنچه در نسک بندهش آمده، روزی بود که مشی و مشیانه، نخستین مرد و زن روی زمین، به گونه‌ی گیاه روییدند و در هم پیچیدند. آنان از پشت کیومرس بودند.

🏵 جشن رام‌روزی همچنین جشنی در ستایش ایزد رام بود. «رام»، ایزد شادمانی، آشتی و بخشنده‌ی چراگاه‌های فراخ بود. گفته می‌شود او به تن آدمی جان می‌بخشید.
ابوریحان بیرونی نام این جشن را «رام‌روچ» نوشته است. جشن رام‌روزی در سرزمین خوارزم بیشتر شناخته شده بود.
جشن مهرگان تا زمان تازش مغولان همچنان جشنی فراگیر بود ولی شوربختانه پس از آن کم‌فروغ و بی‌فروغ شد.

🏵 فرتور(عکس) پیوست: تندیس برنزی کاوه آهنگر است که در انباری شهرداری اسپادانا (اصفهان) نگهداری می‌شود. این تندیس شش و نیم گز(متر) است.
goo.gl/n32XEX

#پریسا_امام_وردیلو
____________
📚 برگرفته از:
۱- جشن‌های ایران باستان #محمد_حسین_موسوی
۲- جشن‌های فراموش شده‌ی ایران باستان #مریم_نوذری_تهرانی و #بهروز_بیگوند
____________
#جشن_های_ایرانی #جشن_مهرگان #مهرگان #جشن_رام_روز #جشن_رام_روزی

☀️🇮🇷 @AdabSar
@AdabSar

نرگسِ مردم‌فریبی داشت شبنم می‌فروخت
باهمان چشمی که می‌زد زخم مرهم می‌فروخت

زندگی چون برده‌داری پیر در بازارِ عمر
داشت یوسف را به مُشتی خاکِ عالم می‌فروخت

زندگی این تاجرِ طماعِ ناخن‌خشکِ پیر
مرگ را همچون شراب ناب کم‌کم می‌فروخت

در تمام سال‌های رفته بر ما روزگار
شادمانی می‌خرید از ما و ماتم می‌فروخت

من گلی پژمرده بودم در کنار غنچه‌ها
گل‌فروش ای کاش با آن‌ها مرا هم می‌فروخت

#فاضل_نظری
@AdabSar
💫

‏سرخی چشم کبوتر هیچ می‌دانی ز چیست

‏نامه‌ام می‌بُرد و بر حالِ دلم خون می‌گریست

#صائب_تبریزی
@AdabSar
💫

خاصیت نگاه تو ما را خراب کرد
این آفتاب غوره‌ی ما را شراب کرد

ديگر دلی نمانده که دلبر بخوانمت
هجرانِ روى تو دلِ ما را مذاب کرد

#محمد_سهرابی
@AdabSar
ادب‌سار
☀️🇮🇷 @AdabSar 🏵 آشنایی با جشن‌های ایرانی 🏵 جشن رام‌روزی 🏵 بیست و یکم مهر در گاهشماری کهن ایران رام‌روز نام داشت و جشن رام‌روزی، جشنی وابسته به مهرگان در این روز برگزار می‌شد. زیرا مهرگان جشن بسیار بزرگی بود که گرچه روزهای برگزاری آن روشن است ولی به گفته‌ی…
🌋 @AdabSar

۲۱ مهر، سالروز پیروزی کاوه‌ی آهنگر و فریدون دلیر بر ضحاک

فریدون یکی از منش‌مندترین استوره‌های ایران است. او پادشاه پیشدادی بود که بر بنیان شاهنامه فردوسی، پسر آبتین و از نژاد جمشید بود.
فریدون در اوستا پهلوانی است که سرشتی نیمه‌خدایی دارد و فرنام(لقب) او اژدهاکُش است. در شاهنامه، فریدون از نژاد جمشید است و پدرش از نابودشوندگان ضحاک. مادرش فرانک او را به دور از چشم ضحاک به یاری گاو ناموری به نام «بَرمایه» یا «پُرمایه» در بیشه‌ای پرورش می‌دهد. تا هنگامی که کاوه با مردمان به نزد فریدون می‌روند و وی را به رزم با ضحاک می‌کشانند او چرم‌ پاره‌ی کاوه را با پرنیان و زر و گوهر می‌آراید و آن را درفش کاویانی نام می‌نهد و به کین‌خواهی بر می‌خیزد.
برادران فریدون به فرمان او پیشه‌وران را وا می‌دارند که گرزی برای او فراهم کنند که بالای سر آن گاوی باشد. چون گرز گاوسر آماده می‌شود، فریدون به سوی کاخ ضحاک می‌رود. فرستاده‌ی ایزدی راز گشودن افسون‌های ضحاک را به فریدون می‌آموزد. سرانجام فریدون به کاخ وارد می‌شود و از شبستان ضحاک که خوب‌رویان در آنجا گرفتار هستند شهرنواز و آرنواز، دختران جمشید را رهایی می‌‌بخشد. در پایان، زمانی که با ضحاک روبرو می‌شود، گرز گاوسر را بر سر او می‌کوبد و چون پیک ایزدی او را از کشتن ضحاک باز می‌دارد، با بندی که از چرم شیر فراهم می‌کند دست و پای ضحاک را می‌بندد و در غاری در دماوند او را زندانی می‌کند. فریدون به یاری مردم و کاوه‌ی آهنگر در ۲۱ مهرماه بر تخت شاهی می‌نشیند و جشنی باشکوه برپا می‌کنند.

#بزرگمهر_صالحی
#جشن_های_ایرانی #جشن_رام_روزی #مهرگان

📚 باز خَن‌ها:
۱- تاریخ و استوره‌ها
۲- برداشتی آزاد از شاهنامه
🌋 @AdabSar
👍1
💠🔹 @AdabSar

ما همانیم که اندیشه‌های مایند.
اگر بدانم درباره‌ی چه می‌سَگالید، خواهم دانست چه کسی هستید.
این اندیشندگی شماست که شما را می‌سازد.
با دگرسانیِ مینیدن، می‌توانید زندگی‌تان را بِوَشتارید.
«از ماتیکان The quick and easy way to effective speaking» نوشته‌ی «دیل کارنگی»

📃 پی‌نوشت:
سگالیدن = فکر کردن
اندیشندگی = تفکر
دگرسانی = تغییر
مینیدن = فکر کردن
وَشتاریدن = تغییر دادن

#بلال_ریگی
#پیام_پارسی
💠🔹 @AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

🔻شانس = (واژه‌ای فرانسوی)، بخت
🔻شانسکی = بختکی

نمونه:
🔺ایران این مسابقه را شانسکی برد =
ایران این هم‌آورد را بختکی برد

🔺شانس با او یار بود =
بخت با او یار بود

#مجید_دری
#پارسی_پاک #شانس #شانسکی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
آواز زندگی را
با هر مرکبی که نوشتیم
بزدودش این پلیدک غدار بدگمان

وِمروز
آموختیم از تو
که با مرگی این‌چنین
آواز زندگی را
باید نوشت و
رفت
تا جاودان بماند در زیر آسمان...

#محمدرضا_شفیعی_کدکنی

🏴🇮🇷 @AdabSar
🌋 @AdabSar
روزگار وارونه گشت
رفت و گذشت

جز تباهانیدن و ویرانی و پوسیدگی
هیچ فرجامی نداشت.

سرزمینم خسته شد،
خسته از افسونگری و نارواگویی و ژاژ و خودنمایی و فریب!

سرزمینم خسته شد
از سیه‌پوشانِ بی‌نام و نشان

داسِ دُژخیمِ سپهر
پُشتِ شستِ دستِ من را
ریشِ ناسوری به رنگِ مرگ زد.

تا مبادا موج* خشمِ خامه‌ام
در غریوِ پرخروشِ چامه‌ام
کوشک‌شان آتش زند.

#بلال_ریگی
#چکامه_پارسی

*موج(تازی) = خیزاب(پارسی)

🌋 @AdabSar
از زیبایی‌های زبان پارسی...

@AdabSar
@AdabSar


بزرگی داد یک درهم گدا را
که هنگام دعا یاد آر ما را

یکی خندید و گفت این درهمِ خُرد
نمی‌ارزید این بَیع و شرا را

مکن هرگز به طاعت خودنمایی
بِران زین خانه نفسِ خودنما را

چه دادی جز یکی دِرهم که خواهی
بهشت و نعمتِ ارض و سما را

ز محتاجان خبر گیر ای که داری
چراغِ دولت و گنجِ غنا را

#پروین_اعتصامی
@AdabSar
💫

با آنکه همچو جام شکستم به بزم تو

باور نداشتم که چنین واگذاری‌ام

#سیمین_بهبهانی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫

می‌گریم از نبود تو هرچند واقفم
این رود پرخروش به مرداب می‌خورد

دیگر چقدر اشک بریزم به پای تو
عشقت برای من چقَدَر آب می‌خورد

#محمدامین_خلیلیان
@AdabSar