ادب‌سار
13.3K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
@AdabSar

چشمی که باز نیست به روی تو بسته بِه
دستی که دامن تو نگیرد شکسته بِه

بر خامشی قیامتِ کبری بلند شد
بنشین دَمی که فتنه‌ی محشر نشسته بِه

حرفی که دردِ عشق ندارد نهفته خوش
آهی که بی‌اثر بُود از دل نرسته بِه

جان را که نسبتی‌ست به شیرازه‌ی وجود
پیوند اگر به غیر تو باشد گسسته بِه

گر می‌رسد به خاطرت از خاطرم ملال
قاصد هلاک و بال کبوتر شکسته بِه

امشب سراغ نشئه «پری» می‌دهد به بزم
زاهد بیا که شیشه‌ی تقوا شکسته بِه

#پری_بدخشی
@AdabSar
💫

لعلِ شکربار یار خوش نمکین است

جان به فدای نمک اگر نمک این است

#آگاه_قاجار
@AdabSar
💫

با نی گفتم که بر تو بیداد ز کیست
بی هیچ زیان ناله و فریاد تو چیست

گفتا که ز شکری بریدند مرا
بی ناله و فریاد نمی‌دانم زیست

#مولوی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
با درود؛
یادداشتی که در پی می‌آید، یک هشدار شایان(مهم) برای سره‌گرایان و کوشندگان واژه‌گزینی است که همواره بایستگی(ضرورت)های پیچیده و مِهین(مهم) این کار را به یاد داشته باشند و به‌کار بندند تا واژگان جایگزین، گویای درون‌مایه‌ی آن بوده و در زبان پارسی ماندگار شوند.
بی‌شک همه‌ی پیام‌های رسیده‌ای که در اینجا همرسانی می‌شوند، دیدگاه ادب‌سار نیستند. 👇👇
✏️📒 @AdabSar
درود بر شما.

من با «سره‌نویسی»، به‌شیوه‌ی کنونی هم‌سو نیستم. باور دارم که باید در بارورتر کردن زبان پارسی کوشید. این بارورسازی از راه‌های گوناگونی انجام می‌گیرد. از بهره بردن از توانش‌های فراموش‌شده‌ی زبان‌های باستانی گرفته تا به‌کار بستن سنت درازآهنگ ادبی و خوانش کهن نوشتارها.
هرآینه، این بارورسازی فراروندی است دراز که هیچ‌گاه پایان نیافته و از تکاپو نمی‌افتد.
ولی باید میان نوشتارهای همگانی و تخصصی دگرسانی گذاشت. برای نمونه، چه کسی می‌تواند نوشتاری از هگل یا کانت را، بی‌از نادیده‌گرفتن مفهوم‌های بنیادین آن به پارسی سره برگرداند؟ در نگر داشته باشید، که می‌توان برای هر واژه‌ی بیگانه برابری پارسی یافت؛ ولی آیا می‌توان پیشینه‌ی آن واژه‌ی بیگانه را، ناگهانه به زبان پارسی پرتاب کرد؟ برای نمونه، برابر «رنسانس» می‌شود «نوزایش». از نگر دستوری هم نمی‌توان به این واژه خُرده گرفت. ولی آیا برابر یاد شده را توان کشیدن بار سنگین تاریخی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی‌ای که در ِپس واژه‌ی رنسانس نهفته است، دارد؟ آیا می‌توان بی‌از اشکال، واژه‌ی یونانی «فیلوسوفیا» را به «خردکامی» بازگرداند؟
افزون بر این، باید به آفرینش برابرهای زایا و کاربردی اندیشید که افزون بر حالت اسمی، بتوانند در حالت‌های صفت، قید، فعل و... به‌کار گرفته شوند.
در پایان، بر پایه‌ی ضرب‌المثل یونانی «σπευδε βραδεως» (آهسته/با احتیاط شتاب کن!) نباید در راه پارسی ساختن واژگان بیگانه، شتابی بیمارگون و بر پایه‌ی احساس‌های میهن‌پرستانه داشته باشیم. این فراروند، کاری است بسیار دشوار که باید در درازنای ده‌ها سال و با کوشش فراوان، هستی پذیرد.

فرستنده: #پوریا_معقولی
✏️📒 @AdabSar
ادب‌سار
شما بنویسید... این نوشته را به پارسی برگردانید و به این نشانی 👉 @New_View برای ما بفرستید تا در ادب‌سار همرسانی کنیم. 📖 ناظم‌الاسلام کرمانی می‌نویسد: میرزا حسن‌آقا، مدیر مدرسه‌ی رشدیه از اشخاص با حرارت و درست‌کار، به تهران آمد و تاسیس مدرسه رشدیه را…
۶- #مهدی_آذرحزین

میرزا حسن آقا، فرنشین آموزشگاه رشدیه از مردمان پرشور و درست‌کار به تهران آمد و آموزشگاه رشدیه را ساخت‌.
درست آن است که آموزشگاه‌های امروزی را این مرد، پایه‌گذاری کرده‌است.
در آغاز آمدنش، ورجاوندان و برخی مردم، او را همانند دین‌باخته، پلید می‌دانستند!
فریاد سپنتایان در انجمن‌ها بلند می‌شد که پسین زمان نزدیک شده است که گروهی بابی و بی‌دین می‌خواهند نویسه‌ی ما را دگرسان کنند؛ نبی را از کودکان بگیرند و نسک به آنان بیاموزند.
دیگر آن که به کودکان زبان بیگانه یاد داده است!
به هر روی نسکی از برخی از دانشمندان دینی گردآوری شد در وازدگی این گونه آموزشگاه‌ها و بی‌دین شمردن کارگزارانشان!

روزگارتان نگارین و مهرآیین

#پاسخ_شما
💬 @AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

#مد = Mode، رَوال، پسنده، نودَر
#مد_پرست = رَوالپَرست، نوخواه
#مدرن = نو، فرانو، رَوال، پسند، کنونی، نونیک، اکنونیک، نوین، امروزین
#مدرنیته = نوینمَندی
#مدرنیزاسیون = کنونِش، نوسازی، نوپردازی
#مدرنیزه = کنوناندن، نوکردن، جوان کردن
#مدرنیست = کنونگرا، نوخواه، نوگرای، نوین‌جو
#مدرنیسم = کنونگری، نوگرایی، نوجویی، نوین‌جویی
#مد_ساز = رَوالگر، نودَرساز
#پست_مدرن = پسانوین
#پست_مدرنیسم = پسانوین‌جویی
#پست_مدرنیست = پسانوین‌جو
#پست_مدرنیته = پسانوینمَندی

#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

بی‌جهت توسنِ کین تاخته‌ای یعنی چه
بی‌سبب تیغِ ستم آخته‌ای یعنی چه

قامتی را که قیامت ز قیامش باشد
از پی قتل من افراخته‌ای یعنی چه

آتشین زآتشِ مِی آن رخِ افروخته را
از پی سوختنم ساخته‌ای یعنی چه

نظر انداخته‌ای بر همه بی‌وجه مرا
بی‌گناه از نظر انداخته‌ای یعنی چه

باخته من به تو در نردِ محبت دل و تو
خصمِ جانِ منِ دلباخته‌ای یعنی چه

برده‌ای مهر و وفا ای بتِ بی مهر و وفا
صد رهم دیده و نشناخته‌ای یعنی چه

چون دلت آینه‌ی آن رخِ زیباست «رفیق»
زنگ زآیینه نپرداخته‌ای یعنی چه

#رفیق_اصفهانی
@AdabSar
💫

روی دل هر کسی به روی دگری‌ست

ماییم که بت‌پرستِ روی تو شدیم

#فخرالدین_عراقی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫

خسته‌ام دیگر ازین در قامتِ غم زیستن
با بهشتِ نسیه در نقدِ جهنم زیستن ‌

زندگانی نیست تمرینِ فراوان‌مُردن است
شرم می‌آید مرا زینگونه کم‌کم زیستن

#حسین_جنتی
فرستنده #مهین_دری
@AdabSar
ادب‌سار
📝 @AdabSar واژه‌سازی و ما بخش نوزدهم #بزرگمهر_صالحی واژه‌سازی آن بخش از دستگاه گردانش(صَرف) زبان است که نمایان کننده‌ی واژهای تازه است. از همين رو، بيش از هر بخش دیگر زبان، دستخوش دگرسانی و دگرگشت می‌شود و هماهنگ‌سازی زبان با اگره(شرط)های تازه بر دوش آن…
📝 @AdabSar
واژه‌سازی و ما
بخش بیستم
#بزرگمهر_صالحی

در زبان پارسی، ریشه‌گیری کرانمند به پویه است(اشتقاق محدود به فعل است). چنین است که از بن نام، تنها پویه ساخته می‌شود و آن با افزودن «یدن» است. «پناهیدن»، «گرانیدن»، «نغزیدن»، «پارسیدن»، «سرفیدن»، «چربیدن» و جز آن.

اینک چند نمونه:
از رقیب دیو سیرت به خدای خود «پناهم»
مگر آن شهاب ثاقب مددی دهد خدا را
حافظ

من ايدون «گمانم» كه تو رستمی
و یا آفتاب سپیده دمی
فردوسی

برافشاند اندر بر تخت خاک سیاه
«بنفريد» بر جان بدخواه شاه
فردوسی

دو تن با دو قوم [...] يكديگر را بنفرينند.

ساختن پویه از ریشه‌ی نام، بیش از آن که در فارسی دری رواگمند شود، در زبان پهلوی بسیار به‌کار رفته است. ولی پیش از پسوند «یدن» بیشتر «ین» به نام افزوده می‌شود. مانند: «آزار»، «آزارین»، «آزارینیدن». در همین نوشتار برای ریشه‌گیری پویه از نام، اين نمونه‌ها آمده است: آغازیدن، بوسیدن، توفیدن، ترسیدن، چربيدن، چرخيدن، دزديدين، رنجيدن، سزیدن، شكوهیدن، ستیزیدن، شوریدن، طبیدن، غریویدن، و گندیدن.

ولی برگرفتگی‌های کنونی از بن نام‌های عربی که در پارسی نیز به‌کار می‌روند فراوانند. برابر شیوه‌ی اين برگرفتگی در چارچوب پوییدن‌ها (اِفعال) انجام می‌گیرد. همچون «مرخم» ساخته از «رخام» و «موكب» و «مششدر» و «مقرنس».

اینک چند گواه:
نزدیک مسجد کلیسایی است عظیم به تکلف هم از سنگ ساخته و زمین کلیسا مرخم کرده به نقش‌های[...]
ناصرخسرو

بر یک نمط نماند کار بساط مملکت
مهره به دست ماند و خانه شود مششدر
خاقانی

فتنه می‌بارد از اين سقف مقرنس برخيز
تا به ميخانه پناه از همه آفات بريم
حافظ

ولی ریشه‌گیری از پویه کاری است رواگمند که در همه‌ی زبان‌های شناخته شده اینگونه است. همه‌ی بُنمایه‌های کنونی (ماده ماضی یا امر) که در مانک نام به‌کار می‌روند. مانند: گريز، دوخت، ناز، خرام، ایست، خرید، فروش، خروش، در زبان فرانسوی نیز رواگمند است. همچون cri از crier.
شاید بتوان نام ریشه‌ی (اسم مصدر) عربی را هم برگرفته‌ی نامی دانست. همچون: عطار، سلام و كلام كه نام ریشه‌اند از اعطاء، تسلیم و تکلیم.

دنباله دارد
#واژه_گزینی
📝 @AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

🔻تغذیه = Nutrition، خوردن، خوراندن، خورش‌دادن، خورندگی ، خوراک، خوراک‌دادن، خوارک‌دَهی، خوارک‌خوری، خوراک‌رسانی، خوالیدن، خوارتاری(پارسی پهلوی)

🔻سوءتغذیه = بدخواری

نمونه:
🔺سوءتغذیه عامل مرگ ۵۸٪ از کل مرگ‌ومیر در سال ۲۰۰۶ بوده است =
بدخواری مایه‌ی مرگ ۵۸٪ از همه‌ی مرگ‌ومیر در سال ۲۰۰۶ بوده است

🔺تغذیه‌ی رایگان در مدارس شروع شد =
خوراک‌رسانی رایگان در آموزشگاه‌ها آغاز شد

🔺غذای مناسب برای تغذیه دام و طیور چیست؟ =
خوراک پسندیده برای خوراک‌رسانی دام و پرندگان چیست؟

🔺تغذیه‌ی مناسبی نداشت =
خوراک درخوری نداشت
خوراک‌خوری درخوری نداشت

🔺از میوه‌جات تغذیه می‌کردند =
از میوه‌ها می‌خوردند

#مجید_دری
#پارسی_پاک #تغذیه #سوءتغذیه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺🌼🌸
🌼🌸
🌸
کسی را کجا* پیشرو شد هوا
چنان دان که رایش نگیرد نوا

اگر دوست یابد تو را تازه‌روی
بیفزایدش نازش و رنگ و بوی

تو با دشمنت رخ پر آژنگ دار
بداندیش را چهره بی‌رنگ دار

بکَش جان و دل تا توانی ز رَشک
که رشک آوَرَد گُرْم و خونین سرِشک

هر آن‌گه که رشک آوَرَد پادشا
نکوهش کند مردمِ پارسا
#فردوسى
_________
*کجا=که

و در این هفته:
ز یزدان و از ما بر آن‌کس درود
که تارش خرد باشد و داد پود

فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌸
🌼🌸
🌺🌼🌸
💫

دشمنِ دوست‌نما را نتوان كرد علاج

شاخه را مرغ چه داند كه قفس خواهد شد

#صائب_تبریزی
@AdabSar
💫

و من تو را به دلم قول داده‌ام لطفا
بمان که حرف مرا پیش دل دوتا نکنی

ای اتفاق قشنگی که دوستت دارم
روا نبود به این عشق اعتنا نکنی

#نرگس_کاظمی_زاده
@AdabSar
👍1
📜🖋 @AdabSar

🔅 سالگشت درگذشت «سیبویه» ایرانی که برای زبان اربی/عربی دستور زبان(صرف‌ونحو) نوشت
و نگاهی به جایگاه جهانی ادب پارسی

🖋 با نگاه به روزنگارهای جهانی، «سیبویهSibbuyeh» زبان‌شناس نامدار ایرانی در نخستین هفته‌ی ژانویه‌ی سال ۷۹۳ ترسایی در شیراز درگذشت. او زاده‌ی استان پارس بود. سیبویه نخستین کسی بود که برای زبان عربی دستور زبان نوشت و آواهای این زبان را سامان داد. نشانه‌های ــَــِـُـــــًــٍــٌ ساخته‌ی سیبویه است. این کار در زمان خود شاهکار بود و او را با نام «سیبویه نحوی» می‌خواندند. سیبویه به مانک(معنی) کسی است که بوی میوه‌ی سیب می‌دهد. بی کوشش او پیشرفت زبان عربی شایا(ممکن) نبود و این زبان به شیوه‌ی کنونی‌اش پایدار نمی‌ماند. همین یک رخداد پاسخی درخور به پارسی‌ستیزانی است که زبان تنومند، باستانی و ریشه‌دار پارسی را گویشی از زبان تازی می‌دانند.

🖋 هنگامی که از ادب‌سار(ادبیات) پارسی نام برده می‌شود فردید(منظور) همه‌ی آن چیزی است که ایرانیان و پارسی‌گویان سراسر جهان سروده و نگاشته‌اند و گستره‌ی آن سراسر سرزمین‌هایی است که فرهنگ ایرانی و زبان پارسی در آن‌ها روامند(رایج) بود. ادب کنونی ایران مرزهای فرهنگی گسترده در سراسر آسیای میانه، ایران خاوری، کشمیر، گاب‌گـَه(قفقاز) و ایران باختری گذشته را در بر می‌گیرد. می‌دانیم که تا سده‌ها زبان دربار پادشاهان هند و عثمانی و زبان ادب‌وران(ادیبان) و اندیشمندان هندی و روسیه‌ نیمروزی(جنوبی) پارسی بود.
«امیرخسرو دهلوی» و «محمد اقبال لاهوری» نمونه‌های برجسته‌ی آن هستند. پس از خودسالاری(استقلال) پاکستان، سرود میهنی این کشور به زبان پارسی بود.

🖋 اکنون در دانش‌نامه(دایره‌المعارف)ها، ادب پارسی با پشتوانه‌ی ادبی توانمند و نگارندگان و سرایندگانِ فَرینه(ممتاز)، گسترده‌ترین ادب‌سار در همه‌ی جهان شناخته شده است که با نگر(توجه) به اوستا، پیشینه‌ی آن بیش از سه‌هزار سال است. ادب‌ پارسی به‌ویژه در سده‌های میانی بالاترین تراز(سطح) در درازنای سده‌ها و هزاره‌ها است. ارزش هازه‌شناسی(جامعه‌شناسی) ادب پارسی در سده‌های میانی، در این است که آکنده از پند به همگان، از نوجوانان تا رامیاران(سیاستمداران) است. دیگر اینکه فراوانی چامه(شعر)های پارسی این زبان را که نشانه‌ی گستره‌ی اندیشه‌ی مردمانش است به «زبان چامه» نامور ساخته است. ما اکنون این جایگاه را وامدار سامانیان، فردوسی و سرایندگان سده‌ی نهم تا سیزدهم هستیم که خاستگاه بیشتر آنان ایران خورآیی(شرقی)، اَپاختر خورآیی(شمال شرقی)، آسیای میانه و پارس بود.

🖋 سرودگان پارسی بر خنیای ایرانی در میان کشورهای هنرخیز برتری بخشیده بودند. ادب و هنر مرزهای پیمانی را درمی‌نوردند تا گواه کیستی مردمان خود باشند. یک نمونه از آن در سده‌های گذشته برگردان کاووسنامه(قابوسنامه) است که یازده سده پیش از این به دست یک فرمانروای تبرستانی از دودمان زیاریان نوشته و به زبان‌های یونانی، هبرو، اسپانیایی، ایتالیایی، آلمانی، انگلیسی و فرانسوی برگردانده شد. ترزبان(مترجم) آن به زبان انگلیسی «سر توماس نورث» بود.

🖋 ترزبانی(ترجمه) ادبی در جهان ارب/عرب نیز با برگردان «کلیله و دمنه» از پارسی ساسانی به عربی و در سده هشتم ترسایی به دست «روزبه» انجام شد. روزبه را با نام ابن‌مقفع می‌شناختند. ولی شوربختانه با اینکه روزبه چنین کار ارزنده‌ای در کارنامه داشت، منصور عباسی دستور داد تا جان او را بستانند.


#روزشمار نیاکان
برداشت آزاد از تارنمای «امروز در تاریخ» #نوشیروان_کیهانی_زاده
بازنویسی و برگردان به #پیام_پارسی: ادب‌سار

📜🖋 @AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

🔻حد = مرز، کران، كرانه، اندازه، سومه، سامان، سامانه، کناره، سر، اندازه، پایان، پا، راس، زی(=حد شرعی، هر لغزشی که اسلام برای آن کیفری پیش‌بینی کرده)

نمونه:
🔺حد شرعی بر او جاری شد =
زی بر او روا داشته شد

🔺بیش از حد جسور است =
بیش از اندازه گستاخ است
بیش از اندازه بی‌باک است

🔺محبتش حدی ندارد =
مهربانی‌اش پایانی ندارد
مهربانی‌اش بی‌کران است

🔺تا حد مرگ مبارزه کرد =
تا مرز مرگ نبرد کرد
تا پای مرگ نَبَردید

🔺حد خودت را بشناس =
مرز خودت را بشناس


🚩 دنباله دارد

#مجید_دری
#پارسی_پاک #حد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

شبِ فراق سرآید به دیده آب مکن
تو هم به وصل رسی آنقدَر شتاب مکن

مگو که رفت و غم خود به یادگار گذاشت
هزار سلسله زآن موست پیچ و تاب مکن

به غارتِ دل من کم نمای جلوه نگار
خراب گشته دلم بیش از این خراب مکن

بهارِ عمر گذشت از نگاه تو ساقی
به حال من بنگر یادی از شباب مکن

به غیر دوست نبیند مگر دلم در خواب
نشین به خانه‌ی چشمم بگوی خواب مکن

شنیده‌ای تو ز رِندان که عشوه‌ی معشوق
ثواب هست ولیکن تو این ثواب مکن

بس است زلفِ پریشان برای تأدیبم
مکش تو شانه به گیسو به من عتاب مکن

نصیحتی کنم ار بشنوی تو از «رازی»
دلِ شکسته به دستت فتد جواب مکن

#رازی_زنجانی
@AdabSar
💫

خونِ من ریز و میندیش ز دیوانِ حساب

کآنچه در هیچ حسابی نبود خون من است

#یغمای_جندقی
@AdabSar
💫

این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت
چون آب به جویبار و چون باد به دشت

هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت
روزی که نیامده‌ست و روزی که گذشت

#خیام
@AdabSar