ادب‌سار
13.3K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
🌱
آمد سپهِ بهار و شد لشکرِ دی
بر شاخ نگر شکوفه چون افسرِ کی

زان پیش که خیلِ* دی رسد باز ز پی
در پایِ گل از دست مده ساغرِ می!

#میرزا_نصیرالدین_جهرمی_شیرازی
چارانه‌ی بهاریه

#چکامه_پارسی #نوروز
*در این سروده تنها واژه‌ی «خیل» پارسی نیست.

🌿 @AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🎁 پیشکشی به‌گوهر (اصیل) با بوی بهار برای شادیانه(عیدی) نوروز، ویژه‌ی دوستداران زبان پارسی و فرهنگ ایران.

🖋 با واژگان کمتر شنیده شده‌ی پارسی آشنا شوید: «دستان مستان»، با دستینه(امضا)ی سراینده

🖋 کزازی، پرچمدار و پیشرو در پاسداشت و پالایش زبان پارسی نوشته است:
این دفتر در بهاران فراپیش یاران نهاده می‌آید.
امیدم آن است که خوانندگان نمود و نشانی از خرمی‌های بهار را در آن بتوانند یافت و دمی چند از دژمی‌های روزگار دل بر کنار بتوانند داشت.
باشد که دستان مستان بهانه‌ای بهینه بتواند بود مستان فرهنگ و ادب ایران را در شکفتنی بهارآذین و دستان‌زنیی هَزارآیین. ایدون باد!

اندازه: رقعی (A5)
پوشینه(جلد): شومیز
چاپ: سیاه و سپید
برگ سپید هفتاد گرمی
سروده‌ها: ۷۰ رویه(صفحه)
دیباچه: یک رویه(صفحه)

بها: ۳۵ هزار تومان
برای خرید پیام دهید: @MajidDorri

📚 فروشگاه ادب‌سار
📚 @AdabSaar
ادب‌سار
🌷🪴 چرا نوروز جشن بزرگی است؟ در بخشی از نبیک(کتاب) «آیین مزدیسنا» چند رخداد درباره‌ی بزرگی #نوروز آمده که در آن‌ها افسانه و راستی آمیخته‌اند: - کیومرث، نخستین پادشاه پیشدادی در این روز زاده شد. - هوشنگ دومین پادشاه پیشدادی نیز در این روز زاده شد. - تهمورث…
☀️🌱
در افسانه‌های باستانی ایران، جشن #نوروز جشن ایزد باستانی رپیثوین بود. او بهار، گرما و شید(نور) را به زمین بازمی‌گرداند و یادآور رستاخیز است.

رپیثوین به چم(معنی) نیمه‌ی روز و ایزد رپیثوین، سرور گرمای نیمروز است. ایرانیان در روزهای پایانی زمستان و روزهای آغازین بهار با دیدن جوانه‌های سبز گیاهان و شکوفه‌های نورسته‌ی درختان در شگفت می‌شدند که چه رازی در زمین است که پس از آن سرمای کشنده، رویش دوباره‌ای آغاز می‌شود! از این‌رو افسانه‌ی ایزد رپیثوین را آفریدند.

بر پایه‌ی افسانه‌ها، پیش از تازش اهریمن و زمانی که خورشید و گرما همیشگی بودند، خورشید در آسمان و در پایگاه ریپیتون بود و این ایزد را سرور جهان آرمانی می‌خواندند. او نه تنها سرور جهان آغازین که سرور جهان پس از رستاخیز است زیرا جهان دوباره بازسازی می‌شود و این نمادی از پیروزی نیکی بر پلیدی است.

در باور پیشینیان «رپیتوین» که ایزد گرمی و نوشَوَندِگی است در جشن سده(پنجاه روز پیش از نوروز) به ژرفای زمین فرو می‌رود، در پنجاه روز زمین را از درون گرم می‌سازد و در آغاز بهار با پیروزی بر سرما بر زمین فراز می‌آید. در این هنگام با هفت سُرنا(سورنا، شیپور) بر گیتی می‌دمد و جان خفته‌ی جانداران را دوباره به زندگی برمی‌انگیزد. مردم نیز پیروزی‌اش بر اهریمن سرما را جشن می‌گرفتند.
این ایزد هفت ماه روی زمین است و پنج ماه به زیر زمین فرو می‌رود.


خوانش و نگارش: #پریسا_امام_وردیلو
برگرفته از: «پژوهشی در اساتیر ایران»، گزارش #مهرداد_بهار از نیپیک(کتاب) پهلوی «بندهش»
گاهشماری و جشن‎های ایران باستان #هاشم_رضی

فرتور: نگاره‌های نمادین ایزد جان‌بخش گیتی و جانداران
☀️🌱 @AdabSar

b2n.ir/Repithoin
🌿🦜
موسم گل آمد و هنگام مهر
دشت و دمن سبز و پر از شور گشت

چون رخ خورشید بیامد به پیش
از پی‌اش این دایره پُرنور گشت

بلبل و قمری چو به رقص آمده
بین همه‌جا هلهله و سور گشت

نغمه‌ی #نوروز همه سر دهیم
سردی و غم از بر ما دور گشت


سراینده و فرستنده #بابک_صرفه_جو

🌿 @AdabSar
ادب‌سار
🪶 واژگان پارسی در زبان عربی بَرَستوک = از پارسی پرستو بَرسیاووشان = از پارسی پرسیاووشان. گیاهی است پایا از تیره‌ی سرخس‌ها با ساقه‌های باریک و برگ‌های ریز که در جاهای گرم و نمناک می‌روید. در انگلیسی Adiantum capillus-veneris می‌گویند. بُرشُم = از پارسی برشم،…
⚓️ واژگان پارسی در زبان عربی

برکه = از پارسی پُرگَنه، مزد آسیابان
بَرمَک = از پارسی برمک، هیربُد آتشکده
برمَکان = از پارسی موی تن، در عربی جامه
بُرمه = از پارسی برمه، دیگ سنگی
بَرنامَج = از پارسی برنامه
بَرَنتی = از پارسی بر تنی، غرور و زشتخویی
بِرنج = از پارسی پرَنگ (فلز برنج)
بَرنجاسِفَ = از پارسی بَرَنجاسب، بو مادران، گیاهی است که گزندگان از آن بگریزند
بُرَد، فرَند = از پارسی برنگ، شمشیر گوهردار
بَرنِگان = از پارسی جامه و پوشاک مشکی
بَرنی = گونه‌ای از خرماهای خوب شهر بس‌ره (بصره)
بَرنیان = از پارسی پرنیان، ابریشم نرم
بَرَه = از پارسی بره، فربه، کالای نرم و زیبا
برواز = از پارسی فَرواز، فرآویز
بروانه = از پارسی پروانه پنکه و دیگر چیزها
بُرُج = از پارسی برُگ، دِژها، کوشک‌ها، ستاره‌ها
بُروجِرد = از پارسی بَروگِرد، پیروزگرد

⚓️ @AdabSar
دنباله دارد

📜 بازخن‌ها:
۱- فرهنگ دانشگاهی عربی - پارسی از المنجدالابجدی بیروت، ۱۹۸۷
۲- الکلمات الفارسیه فی‌المعاجم العربیه جهینه نصر، علی طلاس، ۲۰۰۳

فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی

⚓️ @AdabSar
🌅 @AdabSar
به‌نوروز نو شاهِ گیتی‌فروز
بر آن تخت بنشست پیروز روز
فردوسی (از شاهنامه‌ی بروخیم)

«جشن نوروز» در پارسی امروز به مانک روز نو و روز شادمانی همگانی و زُتانی (ملی) از واژه‌ی یسن/یسینَه اوستایی به یادگار مانده است. این واژه در پهلوی یَزشَن به مانک ستایش و پرستش است زیرا همه‌ی جشن روزها در ایران باستان دینی بوده است.(آرمان از دینی در اینجا نه اینکه خدایی باشند ولی با میانجیگری و برای توانایی‌های اهورایی بود. امروز این نماها رنگ باخته است.) برای ما بررسی این پدیده‌ی باستانی در این نوشتار کوتاه با همه‌ی نمودها و نمادهای نوروزی انجام‌پذیر نیست.
واژه‌ی نوروز، از پارسی میانه nwklwc (آوانویسی: nōgrōz) و برگرفته از زبان اوستایی است. نویسندگان، برابر اوستایی آن را navaka raocah گمان می‌‌کنند.

امروزه در پارسی این واژه در دو چَم به‌کار می‌رود:
۱- نوروز همگانی: روز آغاز ترازینه (اعتدال) بهاری،برابری شب و روز و آغاز سال نو
۲- نوروز ویژه: روز ششم فروردین با نام «روز خرداد»

ایرانیان باستان از نوروز به فرنام «ناوا سرِدا» به مانک سال نو یاد می‌کردند. مردمان ایرانی آسیای میانه مانند سغدیان و خوارزمیان، نوروز را نوسارد و نوسارجی به مانک سال نو می‌نامیدند.
در نوشته‌های گوناگون لاتین، بخش نخست واژه نوروز با نوشتار No, Now, Nov وNew Naw و بخش دوم آن به نمای Ruz, Rooz و Rouz نوشته شده است. در برخی از فتاده‌های (موارد) این دو بخش پشت سر هم و در برخی نیز جداگانه نوشته می‌شوند. در کشورهای گوناگون خوانش نوروز ناهمسان است. در شهر «لکنو» هند که هر ساله نوروز برگزار می‌شود و هفته‌نامه‌ای هم با نام نوروز دارد، آن را به نمایNauroz می‌خوانند که به گویش پارسی دری نزدیک است. به باور احسان یارشاطر، بنیادگذار دانشنامه‌ی ایرانیکا، نگارش این واژه در نویسه(الفبا)ی لاتین با نگاه به شیوه‌ی آواشناسی، به دیسه‌ی(شکل) Nowruz پیشنهاد می‌شود. این دیسه از واژه‌ی نوروز هم‌اکنون در نوشته‌های یونسکو و بسیاری از نوشته‌های رامیاری (سیاسی) به‌کار می‌رود.
نوروز در پارسی میانه /no:g ro:z/ بوده‌است. در ایران این واژه به نمای [nou̯ɾu:z] (در گفتار کوچه و بازار، [no:ɾu:z])، در افغانستان به نمای [næu̯ɾo:z] و در تاجیکستان به نمای[næu̯ɾʉz] یا [næu̯ɾɵz] خوانده می‌شود.
با اینکه در اوستا، کهن‌ترین نسک (کتاب) ایرانی نامی از نوروز نیست، ولی بیشتر گاهدادنویسان (مورخان) جمشید پادشاه پیشدادی را پایه‌گذار نوروز و آیین‌های نیکو دانسته‌اند.

پیدایش نوروز
با برپایی آیین‌های اندرگاه، پنجه‌وه، بهیزک، فرَوَهران، فروردگان، آفرینگان، گاهنبارهای ایرانی و گاهنبارهای مردمان دیگر و برابرکرد (مطابقت) آن‌ها با جشن‌های ششگانه‌ی گاهشمار نوروزی، پیشکشی‌ها، کِشت‌ورزی نوروزی، رامش‌ها و سرایش‌ها، برتری آن بر مهرگان، باردادن شاهان، نوروز همگانی و نوروز ویژه، گزاره‌ها و تازه‌ها به همراه ادبسار(ادبیات) نوروزی، گمانه می‌رود که این جشن بر پا گردیده است. پس از این روز سراسر جشن است. #نوروز در زبان عربی به ریخت پارسی آن و همچنین به گونه‌ی نیروز به‌کار رفته است. در سروده‌ای از ابونواس آمده است:
بحق المهرجان و نوک روز
و فرخروز و آبسال الکبیس

باز نمود این جشن در باور ایرانیان باستان بدین‌گونه است:
اهورامزدا پیش از پدید آوردن جهان گیتیک (مادی)، جهان مینوی را آفرید و در آن نماهای گوناگون جهان هستی را ساخت. اهورامزدا این جهان را به یاری شش مَهین فرشته می‌گرداند. پس از او امشاسپندان، فرَوَشی‌ها یا مینَوی‌ها نگهبان هستند. آنان بسیارند و سراسر آسمان ایران را این فرشتگان فرا گرفته‌اند.

نویسنده و فرستنده #بزرگمهر_صالحی

📚 بازخَن‌ها:
۱- نوروز و تاریخچه‌ی آن #پرویز_ذکایی
۲- الآثار و الباقیه برگردان #محمد_داناسرشت
۳- التفیهم #ابوریحان_بیرونی، ویرایش #جلاالدین_همایی
۴- شاهنامه‌ی بروخیم چاپ تهران

🌅 @AdabSar
ادب‌سار
☀️🌱 در افسانه‌های باستانی ایران، جشن #نوروز جشن ایزد باستانی رپیثوین بود. او بهار، گرما و شید(نور) را به زمین بازمی‌گرداند و یادآور رستاخیز است. رپیثوین به چم(معنی) نیمه‌ی روز و ایزد رپیثوین، سرور گرمای نیمروز است. ایرانیان در روزهای پایانی زمستان و روزهای…
🌿🌺
پیوند دادن جشن‌ها به بزرگان ایران کهن گریزناپذیر است و پیدایش #نوروز نیز در داستان‌ها با جمشید پیشدادی بیشترین پیوند را دارد.

در استوره‌ی جمشید و بر پایه‌ی آنچه در اوستا آمده، اهورامزدا جمشید را از آمدن زمستانی سخت آگاه کرد. به دستور اهورامزدا، جمشید مردم را در سه گام به سرزمین‌های گرم‌تر کوچ داد و توانست بستر و زمینه‌های خوبی برای زندگی و افزایش فرزندآوری فراهم کند.

در وندیداد نوشته شده که جمشید پیش از آن زمستان سخت سه بار و در سی‌سد(سیصد) سال توانست زمین را فراخ و بزرگ کند و سپس خداوند او را از فرا رسیدن سرمای سخت آگاه کرد و دستور داد یک دژ بسازد. دژی که جمشید ساخت سه بخش گوناگون داشت. سپس جفتی از بهترین آدمیان، جانوران و گیاهان را در آنجا نگاه داشت و آنان را از نیستی رهانید.

بر پایه‌ی بن‌مایه‌های هند و اروپایی، شگرد یا کوشش جمشید در راستای بازآفرینی نوسازی بود. این ویژگی با نوروز که زمان زندگی دوباره و نوآورانه‌ی زمین و پرهام(طبیعت) است، همانندی می‌کند.

شاید بتوان گفت در روزگاران دور، نوروز جشن رسیدن بهار بود که پس از آن زرتشت دوباره آن را اشویی(تقدس) بخشید و به دنبال آن افسانه‌ی جمشید برجسته شد.

یک برداشت نمادین از این افسانه‌ها این است که جمشید در روزگاری زرین(عصر طلایی) فرمانروای گیتی و پیشاهنگ(طلایه‌دار) نوسازی بوده است. همان روزگار زرینی که دوباره باز خواهد گشت. از این دید، نوروز یادبود روزگار زرین گذشته و مژده‌ی بازگشت روزگار زرین آینده است.


خوانش و نگارش #پریسا_امام_وردیلو
برگرفته از: اوستا به گزارش #جلیل_دوستخواه و جشن‌های ملی ایرانیان #رضا_دشتی

🌿🌺 @AdabSar

b2n.ir/f51260
🌳🌺
ای دوستان نوروزتان فرخنده و پیروز
هر روزتان زیباتر و پرگل‌تر از نوروز

در آسمان پر فروغ و آبی دل‌ها
خورشید مهر و دوستی تابنده و افروز!

#چکامه_پارسی #نوروز

فرتور: باغ شاهزاده ماهان، کرمان
🌳🌺 @AdabSar
🥀🌹
عید یا نوروز؟

سال گذشته از «نوروز» نوشتم و به قرینه‌ی عربی آن و «عید» نامیدن آن. آن را شروع دوباره یا «روز از نو» نامیدم و نوروز را نه روز نو، بلکه روز از نو و تکرار دوباره خواندم. چون عربی ان اعاده و عید از بازگشت و رجعت دوباره و تکرار حکایت می‌کرد!
از سال گذشته تاکنون بسیار فکر کردم که این قیاس به قرینه نمی‌تواند درست باشد و نباید آن را با قرینه عربی آن تفسیر و ‌معنا کرد و پی بردم‌ حداقل به دو دلیل این قیاس مع‌الفارق است.
- یکی اینکه نوروز قدمتی بسیار بیشتر از اعیاد عربی و عید آمدن برای اعراب دارد!
- دوم اینکه با منش ایرانیان چندان نمی‌تواند انطباق داشته باشد.

به هر جهت غوطه خوردم و غوطه خوردم تا یک‌باره به ذهنم آمد که بله درست‌تر همین فرق‌هاست و نه آن انطباق‌ها!
در واقع در اینجا و اکنون نوروز را عید خواندن نوعی الینه شدن فرهنگی و نوعی از خود بیگانگی برای فرهنگ ایرانی رخ داده است. عرب رجعت‌گرا آنچه خود می‌پنداشته را بر جشن فارسی بار کرده است! عید در عرب معنی رجعت به گذشته و اعاده به قبل و شروع دوباره و تکرار را دارد. لیکن نوروز پارسی نگاه به جلو و رو به آینده و نو شدن و نوگرایی دارد.
عید نگاه به سنت دارد و نوروز نگاه به نوگرایی و تجدد!
عید گذشته را ارج می‌نهد و نوروز آینده را گرامی می‌دارد!
عید از گذشته یاد می‌کند و تکرار مجدد گذشته، اما نوروز از نوگرایی و شروعی تازه!
بنا بر این تفاوت، عید با نوروز و جشن در جهت حرکت این دو واژه در دو سوی مخالف پیوستار زمان قرار دارد!
نوروز نو گراست و امیدبخش و آینده‌نگر، اما عید سنت‌گرا و گذشته‌نگر و تکرار مکررات!

بنابراین روا نیست که نوروز، عید نامیده شود. بلکه نوروز، نو روز و پارسی است و عید اعاده است و عربی!
به نظر می‌رسد عید در عربی پایان است و در پارسی آغاز! شاید از همین جهت است که عید فطر و قربان و… مراسم پایانی است و #نوروز مراسم آغاز!
تفاوت، تفاوت دو فرهنگ و دو رویکرد و دو نگاه به جهان و هستی در این دو مفهوم نهفته است: سنت و تجدد. سنت و تجددی که هرگز آشتی نکرده‌اند و به نظر می‌رسد هرگز این انشقاق به اتفاق نخواهد انجامید. گرچه در طول تاریخ با تفسیر و انطباق واژه‌ها سعی در آشتی دادن آن شده است اما هرگز این وصلت صورت نگرفته و انشقاق باقی است! شکاف و انشقاقی که منشا مشکلات ماست.

فرستنده: #داریوش_آریا
⬅️➡️ @AdabSar
ادب‌سار
⚓️ واژگان پارسی در زبان عربی برکه = از پارسی پُرگَنه، مزد آسیابان بَرمَک = از پارسی برمک، هیربُد آتشکده برمَکان = از پارسی موی تن، در عربی جامه بُرمه = از پارسی برمه، دیگ سنگی بَرنامَج = از پارسی برنامه بَرَنتی = از پارسی بر تنی، غرور و زشتخویی بِرنج = از…
🖌 واژگان پارسی در زبان عربی

بَروَق = از پارسی برواک یا برواق از گیاهان سریش‌دار
بُرهان = از پارسی پَرُوهان، برهان، نمودار، فرنود
بَرَهوت = از پارسی بیابان
بَرَی = از پارسی بریدن
بَرید = از پارسی برید، (بردن= پُست)
بَریشان = از پارسی پریشان
بَزًار = از پارسی بَرز فُروش
بَزاه = از پارسی بُزه، گوژپشتی یا سینه کفتری، در پارسی پستی و بلندی زمین
بُزد = از پارسی بُزداغ، ابزار پرداخت و زنگ‌زدایی مانند سوهان
بَزر، بُزور = از پارسی برز، برزها
بُزُر جسابور = از پارسی بزرگ‌شاهپور، یکی از روستاهای بس‌ره (بصره)

🖌 @AdabSar
دنباله دارد

📜 بازخن‌ها:
۱- فرهنگ دانشگاهی عربی - پارسی از المنجدالابجدی بیروت، ۱۹۸۷
۲- الکلمات الفارسیه فی‌المعاجم العربیه جهینه نصر، علی طلاس، ۲۰۰۳

فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی

🖌 @AdabSar
🍷
دانشی‌ترین گفتار درباره نوروز در شاهنامه‌ی فردوسی آمده است. بخش آغازین شاهنامه تاکنون استوره به‌شمار می‌رفت و به‌سان مردگان یونانی بدان می‌نگریستند. ولی این بخش دانشی‌ترین گفتارها درباره‌ی ایران باستان و پیش از جدا شدن تیره‌های گوناگون را به ما می‌دهد.»
این دیدگاه «فریدون جنیدی» درباره‌ی شاهنامه و آگاهی‌های شگرفی است که فردوسی از #نوروز به ما می‌دهد.

سر سال نو هرمز فروَدین
برآسوده از رنجْ تن، دل ز کین
بزرگان به‌شادی بیاراستند
می و جام و رامشگران خواستند

باستان‌شناسان ساخت سفال را بزرگ‌ترین دستاورد فرهنگی آدمی می‌دانند. پیش از سفال، پخت خوراک و نگهداری آب و نوشیدنی‌ها شدنی نبود. پس از ساخت سفال نگهداری میوه‌ها برای زمستان آغاز و آدمی به سوی ساخت «می» رهنمون شد.
شگفت آن‌که ساخت سفال و جام به ۸هزار سال پیش بازمی‌گردد. در همین زمان نخستین سازهای خنیا(موسیقی) پیدا شد و نوروز پدید آمد.
نوروز برترین جشن جهان و در پاسداشت دانش اَنگارش(ریاضی)، گاهشماری، اخترماری و خنیاست که با جام و می به جهان پیشکش شد و بزرگی‌اش در سایه‌ی سبزه و آرایش هفت‌سین گم شد.


🖋 برشی از نوشتار «درباره‌ی نوروز»، #فریدون_جنیدی

🍇 @AdabSar
☀️🕊

آمدت نوروز و آمد جشن نوروزی فراز
کامکارا کار گیتی تازه از سر گیر باز!
#منوچهری

#چکامه_پارسی #نوروز

🦋🌼 @AdabSar
💫🌗 به نام داور دادوَر

سخت‌گیری فرهنگستان در باره‌ی واژه‌های اروپایی‌تبار و هم‌زمان نادیده گرفتن زیان‌مندی وام‌واژه‌های عربی با این دستاویز که آن‌ها ریشه‌دار و دیرپا هستند، چندان پذیرفته نیست.
از خود می‌پرسم پالایش بخش بزرگی از وام‌واژه‌های عربی به‌ویژه آن دسته که به دیسه‌ی خوشه‌ای به زبان پارسی آمده‌اند و سازه‌های دستوری این زبان را نپذیرفته‌اند، رَوایش (توجیه) زبان‌شناختی دارد؟
ما امیدواریم که این واژه‌ها در دستور کار فرهنگستان برای پالایش نَهِش (قرار) بگیرند.

از اینکه فرهنگستان نام آوای انگلیسی کلیک را نپذیرفته و به جای آن نام آوای تلیک را برگزیده است، روشن می‌شود که جایگزین کردن همخوان «ت» را بجای «ک» درست ارزیابی کرده است. ولی جایگزینی «سامانه‌ی خورشیدی» را به‌جای «منظومه‌ی شمسی» روا نمی‌داند!

در این میان پَرژنی (نقدی) که به واژه‌ی سامانه شده، در زمینه‌ی برابرسازی برای دیگر برگرفته‌های واژه‌ی «سیستم» است. برای نمونه «سامانه» برای ریشه‌گیری systematic, systematically, systemize, systemization به شَوَند بودش (به دلیل وجود) پسوند «ـه»اش، توانایی برابرسازی‌های ساده‌(غیرمرکب) را از آن‌ها ندارد
ولی در واژه‌ی راژمان داریم:
Systematic راژمانی
Systematically راژمندانه
Systemize راژمان‌دار کردن
Systemization راژمان بخشی
و… پس از این پی می‌بریم که راژمان همه‌ی سازه‌های پنهان در واژگان «سیستم، سامانه و منظومه» را با خود ترابُرد(منتقل) می‌کند.
آن‌گاه چرایی‌اش در جان و همچنان پرسش‌برانگیز در اندیشه و روان‌ام چرخ می‌زند.

فرستنده #بزرگمهر_صالحی

بازخَن‌ها:
۱- فرهنگ آریانپور #منوچهر_آریانپور
۲- پسوندها و پیشوندها در زبان انگلیسی
۳- فرهنگ اختر فیزیک #محمد_حیدری_ملایری
۴- تارگاه فرهنگستان زبان و ادب پارسی

#پیام_پارسی
🌗💫 @AdabSar
گستره‌ی درازا در پهنای فرهنگ پارسی، جایی برای «وسعتِ طول در عرض» تازی نمی‌گذارد!
این‌گونه نیست؟

#وسعت = گستره
#طول = درازا
#عرض = پهنا

#مجید_دری
#پارسی_پاک
☀️🌳 @AdabSar
💐🌿🍃🌺🍃🌼🌾
🌿🌺🍂
🍃🍂
🌺
🍃
🌼
🦅 بهترین آرزوی شما برای سال ۱۴۰۰ چیست؟

ایرانیان بر پایه‌ی آیین کهن نوروزی، در آستانه‌ی سال نو برای خود و نزدیکانشان آرزوهایی می‌کنند. آرزوهایی مانند داشتن تندرستی، دیر زیوی(طول عمر)، چاره‌ شدن ناچاری‌ها و گرفتاری‌ها، پیروزمندی در کارها، دوری از گزندها و ...
شما در سال ۱۴۰۰ چه آرزویی برای مردمان دارید؟
آرزومندید سال ۱۴۰۰ چگونه سالی برای همگان باشد؟
هر آرزوی نیکویی را که دارید به پارسی و به نشانی‌های زیر بفرستید تا در ادبسار همرسانی شود.
@New_View
@MajidDorri
نوروز پیروز

🌼
🍃
🌺
🍂🍃
🌿🌺🍂
💐🌿🍃🌺🍃🌼🌾
1
ادب‌سار
🌿🌺 پیوند دادن جشن‌ها به بزرگان ایران کهن گریزناپذیر است و پیدایش #نوروز نیز در داستان‌ها با جمشید پیشدادی بیشترین پیوند را دارد. در استوره‌ی جمشید و بر پایه‌ی آنچه در اوستا آمده، اهورامزدا جمشید را از آمدن زمستانی سخت آگاه کرد. به دستور اهورامزدا، جمشید مردم…
💃🏻🪕
افسانه‌های شگفت‌انگیز درباره‌ی جمشید و پدید آمدن نوروز با یکی دو داستان پایان نمی‌یابد.

می‌گویند ابلیس فراوانی را از میان برده و مردم را بیمار و آزمند(حریص) کرده بود به‌گونه‌ای که هرچه خوراک می‌خوردند و می‌نوشیدند، سیر نمی‌شدند. ابلیس، باد را نیز نمی‌گذاشت بوزد تا درختان نرویند و جهان نابود شود. پس جمشید به دستور و راهنمایی خدا به سوی خانه‌ی ابلیس در نیمروز(جنوب) رهسپار شد. برخی می‌گویند به‌سوی اپاختر(شمال) رفت و دیرگاهی به‌اندازه‌ی سیزده زمستان آنجا ماند تا بتواند ترفند ابلیس را نابود کند. آن را به دوزخ(جهنم) نیز همانند کرده‌اند. آنگاه فراوانی و سیری به زندگی مردم بازگشت و از گرفتاری رهیدند. جمشید به میان مردم بازگشت و همزمان آفتاب تابید و مردم از تابش دو آفتاب در شگفت شدند. در این روز درختان و چوب‌های خشک نیز سبز شدند و مردم گفتند روزی نو رسیده است. پس مردم در تشتی جو کاشتند و از آن پس کاشتن هفت غله در نوروز در میان ایرانیان پایدار ماند.
در این روز جمشید دستور داد دخمه‌های کهنه را خراب کنند و دخمه‌های تازه نسازند و چون مرگ‌ومیر از میان مردم رفته است.

یک دیدگاه دیگر این است که جمشید دستور داد گوردخمه‌ها را ویران کنند و خاک را با مردار آدم و جانور نیالایند. پس مردگان را در دشت‌ها رها سازند تا خوراک جانوران شود و استخوان خشکیده‌ی آنان را در استودان(استخوان‌دان)هایی از سفال یا شکاف کوه‌ها پنهان کنند.
خداوند این دستور را پسندید و مردم سرزمین جمشید را از مرگ و بیماری رهانید و در این زمان، زمین سه‌برابر بزرگ‌تر شد.
به بالین تهمورس آمد دوان
مر آن مرده را پاک کرد آن زمان
پس آنگه ستودانش کرده بلند
نهاد اندرو آن شه دیو بند
بنای ستودان از آن روزگار
پدیدار گشت زان شهریار
تا اینکه آژی‌دهاک(ضحاک) خواهرزاده او پیدا شد و جم را کشت و بر کشورش چیره شد.

افسانه‌ی دیگر پیدایش دبیره به ‌دست جمشید است. پس از آن که وی توانست بنویسد، به مردم مژده داد که روش او خداوند را خشنود کرده و به پاداش آن، از این پس مرگ، سرما، گرما و رشک در میان مردم نخواهد بود.

روز ششم فروردین، نماد پایان یافتن روزهای شش‌گانه‌ی آفرینش و جشن #نوروز بزرگ در ایران باستان بود. بر پایه‌ی افسانه‌ها در این روز خداوند مشتری را آفرید و ۷۲ رویداد فرخنده در این روز رخ داد و جشن‌هایی چون هفدرو، اسپیدانوشت، امید، آغاز شهرمندی و… برپا شدند.


🖋 خوانش و نگارش: #پریسا_امام_وردیلو
برگرفته از: زین‌الاخبار #گردیزی، آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی و گاهشماری و جشن‌های ایران باستان #هاشم_رضی
b2n.ir/r91897

درباره‌ی جشن‌های بزرگ ششم فروردین بیشتر بخوانید:
t.me/AdabSar/16007
💐🌻🌺
🌻🌺
🌺
وُزان‌پس بر آن‌کس کنید آفرین
که از داد آباد دارد زمین

ز گیتی به یزدان پناهید و بس
که دارنده اوی‌ست و فریادرس

هر آن‌کس که بگزید فرمانِ ما
نپیچد سر از داد و پَیمانِ ما

بدو نیکوی‌هابر افزون کنیم
ز دل کینه و آز بیرون کنیم

هر آن‌کس که از داد بگریزد اوی
به پاداَفْرهِ ما بیاویزد اوی

گر ایدون که نیرو دهد کَردْگار
به کامِ دلِ ما رود روزْگار

برین نیکوی‌ها فزایش بود
شما را برِ ما ستایش بود
#فردوسى

امید که همواره:
همه گنجِ گیتی به چشمِ تو خوار
مبادا ز تو نامِ تو یادگار


فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💐
🌻💐
🌺🌻💐
🏕⛵️
در ایران، تنها سیزده به‌در نبود که مردم به گردش بهاری در دشت خوش آب‌وهوا می‌پرداختند. در سده‌هایی و در بخش‌هایی از ایران روزهایی از نوروز ویژه‌ی گردش بود و دیدوبازدید نوروزی در آن روزها انجام نمی‌شد.
شنبه‌گردش و نخستین چهارشنبه نوروز، روزهایی برای همین آیین بودند.
در این باره بیشتر بخوانید:
t.me/AdabSar/15986

همچنین در زمان باستان هر روز یا هر چند روز از نوروز آیین ویژه‌ای داشت که در گذر سده‌ها و هزاره‌ها رنگ باخت. این بخش‌بندی آیینی #نوروز را می‌توانید در این یادداشت بخوانید:
t.me/AdabSar/15979
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

#اصطلاح = زبانزد، سخنواره، گنج‌واژه (ضرب‌المثل)

یکی از جایگزین‌های واژه‌ی «اصطلاح» در پارسی «سخنواره» است. مانند «ماهواره» كه ماهی ساختگی است. چرا كه «واره» پسوندی است كه کِـهاد بر مِـهاد (فرع بر اصل) می‌سازد.
برای نمونه، ماهواره چیزی در پیوند با ماه و یا مانند آن است ولی خود آن نیست، همچنین است واژه‌ی «گوشواره».
پس از آنجایی كه «اصطلاح» به سخنی (یک یا چند واژه بهم بسته) می‌گویند كه جانشین یک سخن بنیادین است و یا یک سخن پیمانی (قراردادی) است، می‌توان به‌جای آن «سخنواره» گفت.

نمونه:
- زبانزدی است كه می‌گوید «سگ زرد برادر شغال است»!

- «زیره به كرمان بردن» نمونه‌ی یک سخنواره است كه فرنگی‌ها هم همین را دارند و می‌گویند «جغد به آتن بردن»!

- كج دار و مریز یک سخنواره است.
سخنواره‌ی «كج دار و مریز» از كجا آمده؟
«كج دار و مریز» دیگر سخنواره (مصطلح) شده. به این چم که سینی را کج نگه‌دار و به‌هوش باش که نریزد.

#مجید_دری
#پارسی_پاک #ضرب_المثل
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸