ΑпτiгeligioпΑгcives
177 subscribers
107 photos
2 videos
42 files
58 links
✍🏼 Text channel: @AntiReligion

Scientific,
historical
philosophical
psychology
sociology and ...
.
.
.
Download Telegram
می گویند این #تناقض در اعماق #ناخوداگاه مرد نیز وجود دارد چون ما هیچگاه دقیقاً و حتماً پی نخواهیم برد که پدر واقعی فرزند ما چه کسی خواهد بود برای همین، در مرحله تصمیم گیری برای تولید مثل، ذاتاً #محافظه_کاری را ترجیح می دهیم.
برداشت عمومی #فروید از زن بیشتر از آنکه علمی باشد از دل افکارِ مذهبی دوره ویکتوریا در نیمه قرن 19 میلادی و باور یهودی – مسیحی اش نشات گرفته است. زنان از دید فروید، به خاطر نداشتن « آلت جنسی مردانه» همیشه ناکامل و در سایه وجود برتر مردان می توانند هویت یابند. او می گوید زنان نسبت به مردان به خاطر نداشتن #آلت_جنسی، حسادت می ورزند. حسادتی که هیچگاه سیراب نمی گردد و زمینه ساز بسیاری از عقده های روانی آنها است.

فروید می گوید مردانی که به عقده #فاحشه و #فرشته مبتلا هستند در حقیقت در حال بروز واکنشی هستند که ناشی از یک عقده ابتدایی تر به نام اودیپوس کمپلکس می باشد. طبق این نظر، نوزادان که تجربه عشق بی حد و حصر #مادر را دارند پس از آنکه وارد سالهای بعد از نوزادی می شوند از عشق بیکران مادر ( ارتزاق شیر از پستان و آغوش گرمِ مادر) محروم می گردند. اگر به آن، عدم توجه و غفلت بعضی از مادران به نیازهای عاطفی پسران شان را اضافه کنیم نتیجه اش این می شود که بعضی از پسران در دوران بزرگسالی به شکل خودخواهانه ایی انتقامش را از زنان زندگی یا جامعه خود می گیرند.
از دید این نوع مرد صدمه دیده، که فروید شناسایی کرده است، تنها راه حل، جداسازی هویت زنان به دو نوع زن متفاوت در ناخوداگاه اش است. به همین دلیل زنان برای آنها از طرفی مقدس و پاک و غیر جنسی می مانند ( بویژه آنکه در طی بروز #عقده_اودیپوس، پسران به پد خود به خاطر جذب عشق مادر، رشک می ورزند. ولی همان پسران در ضمن، احساس خود به مادران و عدم رضایت نسبت به پدر را هم گناهکارانه می دانند و هم از انتقام و تنبیه پدر ( ترس از اخته شدن) می ترسند. به همین دلائل، پسران ( و مردان در بزرگسالگی) به این نتیجه می رسند که تمایل خودخواهانه شان به مادر به عنوان یک موجود جنسی، نتایج خوبی نخواهد داشت. در این حالت است که نقش زن به عنوان فرشته را در ذهن خود می آفرینند.
فروید معتقد است حالت دومی که مردان فوق به ناگزیر تن می دهند پذیرش هویت دیگری برای زنان است که هوسبازی، جذبه جنسی و تخیلات جنسی با آنها، گناه آلود و مضر نیست. از این به بعد است که برای مردان صدمه دیده و دارای کمپلکس، اینگونه زنان مترادف با لذت جنسی بردن، هوس و تخیلات ممنوعه هستند ( فاحشه). این نوع مردان، در اصل، اعتمادی به زنان ندارند  چون از همان ابتدا می دانند که نمی توانند ثابت کنند آیا پدر فرزند خود هستند یا نه؟
اما چرا این #نظریه فروید در زندگی معاصر قابلیت تفسیر منطقی تری یافته است؟ عوامل زیادی دست به دست هم داده است تا ماجرای تفکر دوگانه فاحشه – فرشته همچنان روایت مورد قبول در نسل های جدیدتر مردان باشد. مهمترین شان تلاش و تحولی است که در 100 سال گذشته به کمک زنان برابرخواه و جامعه ایی که به دلائل مختلف به این برابرخواهی تن داد ایجاد شده است.
در جنگ جهانی دوم و حضور ناگزیر زنان در کار، مدیریت و آموزش جوامع صنعتی به آنها #قدرت، #استقلال و شعوری را ارزانی داشت که در درجه اول به آنها نشان داد که دیگر نباید به کنج #آشپزخانه ها برگردند.

دستاورد ناشی از تحولات جدید، به بازیابی هویتِ محدود نگاه داشته شده و کنترل شده زنان در تمام زمینه ها و از جمله کنترل جنسی شان انجامید. شعور و تحول در دنیای زنانه و اکتشافات علمی نظیر کشف کاندوم و گسترش سکولاریسم و شکستن #تابوی_طلاق، به زنان فرصت داد تا سیستم جنسیِ جهان را در هم بریزند.

زنان فرصت یافتند تا بدن خود را و نیاز جنسی خود را و لذت جنسی را کشف و تجربه کنند و از شبکه اعتقادات و ارزش های غیرواقعی قدیمی فاصله بگیرند. فرصت آشکاری که ناگزیر، به تصویر باستانی فرشته – فاحشه میدان تازه ایی داده است.
مردان کم کم یاد می گیرند که دیگر لازم نیست سرشان را همچون کبک به زیر برف بکنند و به انکار تحولات و تغییراتی که به زنان فرصت جدیدی از انسان کامل بودن ارزانی داشته بپردازند. مردان معاصر دنیا، از طریق بده بستان دنیای ارتباطات که همه جهان را عملا همچون یک دهکده به هم متصل کرده است شاهد شیوه جدیدی از حضور زنان در دنیای خود هستند که لاجرم قرار نیست به فاحشه و فرشته بودن سقوط یا ارتقا یابد.

زنان نه فاحشه هستند و نه فرشته، بلکه همچون هر انسانی تلفیقی از بدی ها و خوبی ها هستند.

🔚 پایان...

📎 #نظریه #فروید #فاحشه #فرشته #ناخوداگاه #زن #سکس #آلت_جنسی #مادر #عقده_اودیپوس #قدرت #استقلال #آشپزخانه #تابوی_طلاق
🗂 @AntiReligionArchives
📚 مقاله شماره: #سی_و_نه

📝 عنوان: روشنگری چیست؟

🆔 https://t.me/AntiReligionArchives/515
#روشنگری چیست؟

عصر جدید با شهامتِ #پرسیدن و #نقد کردن و طرح نو افکندن آغاز می‌شود. با بُروز آن جدید و قدیم در #فرهنگ بشری معنای بی‌سابقه‌ای می‌یابند. جدید آنی است که از #فکر برخیزد، طرح شفافی داشته باشد، با فکر دفاع‌پذیر باشد و قدیم آنی است که از گذشته مانده و حیثیت آن از حیثیت یک #سنت برخیزد.

انسان به خود می‌آید، جهان را از نو کشف می‌کند و بر آن می‌شود که طرح آن را از نو ریزد. آن نوخواهی‌ای را که با اراده‌ به طرحِ خردورزانه و آگاهانه‌ی جهان، جایگاه انسان در آن و تلاش برای نیک‌سامانی وی همراه است، روشنگری می‌نامیم. روشنگری به گفته‌ی یورگن هابرماس یک پروژه‌ی ناتمام است. تلاش برای پیشبرد آن ادامه دارد. این تلاش از قرن هجدهم آغاز شده است اما پیش از تجلی بارزش در قرنِ روشنگری با خودِ عصر جدید آغاز می‌شود و پیشقراولانی چون #گالیله، #دکارت و #مونتنی داشته است.
#روشنگری_کانتی

ایمانوئل #کانت نوشته‌ی کوتاه پرآوازه‌ای دارد به نام «در پاسخ به پرسشِ "روشنگری چیست؟"»

با خواندن صفحه‌ی آغازین این نوشته دوره‌ی قدیم را دوره‌ای می‌یابیم که انسان در آن #شجاعت ندارد خود نیروی فهم خویش را به کار گیرد. او به مثابه فرد نابالغی است که قیمی برایش تعیین کرده‌اند تا به جای او فکر کند و تصمیم بگیرد. دوره‌ی پیش-از-روشنگری دوره‌ی #قیمان است، دوره‌ی اولیاست، از جمله اولیای فقیه، زیر نامهایی چون پاپ، شیخ، مفتی، مرشد، کاهن و شَمَن.
#نابالغی_ناشی_از_کاهلی

به نظر کانت این "تن‌آسایی و ترسویی است که سبب می‌شود بخش بزرگی از آدمیان، با آنکه طبیعت آنان را دیرگاه است به بلوغ رسانیده و از هدایت غیر رهایی بخشیده، با رغبت همه‌ی عمر نابالغ بمانند، و دیگران بتوانند چنین ساده و آسان خود را به مقام قیم ایشان برکشانند."

کانت در توضیح این نظرش که #نابالغی از آسودگی‌خواهی برمی‌خیزد، می‌گوید: «تا کتابی هست که برایم اسباب فهم است، تا کشیش غمگساری هست که در حکم وجدان من است و تا پزشکی هست که می‌گوید چه باید خورد و چه نباید خورد و ... دیگر چرا خود را به زحمت اندازم؟»
#کاربرد_عقل_در_امور_همگانی

پس دعوت به روشنگری دعوت به #شجاعت است برای #اندیشیدن، نه اندیشیدن حسابگرانه برای پیشبرد منافع خویش، بلکه به گفته‌ی کانت در همانجا «کاربرد عقل خویش در امور همگانی به تمام و کمال». منظور از «امور همگانی» امور اجتماعی است. امروزه بر اثر پیشرفت آگاهی و دانش و رخنه‌ی علم و فناوری در زیست‌جهان، حتا فقیهان نیز با دانش‌اندوزی صرف مخالفتی ندارند. کاربست سودآور دانش برای فردِ خود و برای نظام به شدت تشویق می‌شود. آنچه برای اولیا وحشت‌انگیز است، نه کاربرد ساده‌ی عقل، بلکه کاربرد آن در امور همگانی است. در زمان کانت با این کار مخالفت می‌کردند، امروز نیز می‌کنند. کانت پس از فراخواندن به کاربرد آزادانه‌ی عقل در جامعه می‌نویسد: «اما از همه سو می‌شنوم که فریاد برمی‌دارند که عقل نورزید! نظامی می‌گوید: عقل نورزید! مشق بکنید! مدیر مالیه می‌گوید: عقل نورزید! پول بسُلفید! کشیش می‌گوید: عقل نورزید! ایمان بیاورید!»
#روشنگری_و_روشن‌نگری

به #کانت می‌شود انتقاد کرد که درست نیست که نابالغیِ فکری انسانها را فقط به تنبلیِ فکری و ‌آسایش‌طلبی آنان برگردانیم؛ نظام های سلطه ایجاب می‌کرده‌اند که انسانها هم در فکر و هم در عمل پیرو و فرمانبردار باشند؛ اولیا در این که توده‌ی عوام در #نابالغی_فکری به سر برند، منافعی داشته و دارند. بر این قرار ممکن است این تصور پدید آید که درک کانت از روشنگری محتاطانه است، محتاطانه است به این معنا که او زیر مفهوم روشنگری روشن‌نگری فردی را می‌فهمد. کانت ولی، همچنان‌که اشاره شد، آرمان روشنگری را در «آزادیِ کاربرد عقل خویش در امور همگانی به تمام و کمال»می‌بیند. او در مقاله‌ی «روشنگری چیست؟» با حمله به مقام های لشکری و کشوری و حکومتی و دینی به‌عنوانِ مانع‌های آگاهی و آزادی نشان می‌دهد از این مسئله غافل نیست که یک نظام سلطه پشتیبان و نگهبان نادانی و صغارت مردم و بهره‌گیرنده از آن است.
#تقصیر_ما

کانت چون به #آزادی انسان معتقد است، همه چیز را به نظام برنمی‌گرداند. او معتقد است که نظام حماقت‌پرور در نهایت ریشه در حماقتِ خود ما دارد، یعنی به اصطلاح "خلایق هر چه لایق". به همین جهت است که از نظر او کسی که منتقد وضعیت است و ادعای روشنگری دارد، باید پیشتر خود روشن‌نگر باشد.
#انقلاب_مترقی_و_انقلاب_ارتجاعی

#انقلاب به خودی خود مترقی نیست؛ ممکن است ارتجاعی نیز باشد. در #عصر_روشنگری انقلاب پیشرو انقلاب توأم با روشنگری است. به گفته‌ی کانت «با یک انقلاب شاید براندازی خودکامگی فردی و زورگویی آزمندانه و یا قدرت‌پرستانه به دست آید. اما اصلاح واقعی شیوه‌ی تفکر از آن برنمی‌آید و خامْ‌داوری‌های تازه در کنار خامْ‌داوری‌های کهن افزارِ راهبریِ توده‌ی عظیمِ اندیشه‌باختگان می‌شود.»
#بینش_و_منش_روشنگرانه

روشنگری نخست یک بینش و منش بود و سپس عنوان یک دوره‌ی تاریخی شد. بینش و منشِ روشنگرانه از عصر روشنگری فراتر رفت و جهانگیر شد. از این عنوان اکنون برای مشخص کردن دوره‌های تاریخی دیگری جز سده‌ی هجدهم نیز استفاده می‌شود. گاه به کسان دیگری نیز که از فرهنگ‌های دیگر و در دوره‌های تاریخی دیگری بوده اما بینش و منشی آن گونه داشته‌اند که با روشنگری اروپایی قرن هجدهم تجلی بارزی می‌یابد، روشنگر گفته می‌شود. مثال: از دوران #پریکلس در یونان می‌توانیم به عنوان روشنگری یونانی نام ببریم. پریکلس به دموکراسی #آتن تحکیم بخشید و نماد سیاست‌ورزی خوب از راه آگاهی و استدلال شد. عصر او عصر پاسداشت قانون و آگاهی است. از پیشینیان ما #محمد_زکریای_رازی شایسته‌ی عنوان روشنگر است. او منتقد دین بوده است. آگاهی او بر رابطه‌ی دین با جنگ و خشونت در مقامِ آگاهی روشنگران است. او یک مانع صلح را دسته‌بندی‌های مذهبی می‌دانسته است.
#انتقاد_از_دین

بینش روشنگری، بینش انتقادی است. سویه‌ی مهمی از #انتقاد روشنگرانه، انتقاد از دین است. فرهنگی که در آن انتقاد از #دین جای شایسته‌ی خود را پیدا نکرده باشد، هنوز در عصر پیش-از-روشنگری به سر می‌برد. این هیچ ربطی به آن ندارد که در آن مدرنیزاسیون تا چه حد پیشرفته باشد. دین در هر جامعه‌ای انبان اصلی پیش‌داوری‌ها، خرافه‌ها و بطور مشخص باورهایی است که میان دو جنس به لحاظ جنسیتشان و افراد به لحاظ اعتقادهایشان و بعضاً به‌خاطر نژاد یا شأن اجتماعی‌شان تبعیض ایجاد می‌کنند.
#خرافه‌_ستیزی

سویه‌ی دیگری از مقابله‌ی روشنگرانه با دین، دفاع از خرد و دانش در برابر خرافه و باورهای غلط سنتی بود. ماجرای #گالیله یکی از اولین برخوردهای بزرگ عصر جدید میان روشنگری تازه‌پا با یک نهاد دینی کهن است. #کلیسا گالیله را به محاکمه کشید چون او به این نظر علمی رسیده بود که زمین به دور خورشید می‌چرخد. روشنگری گام‌به‌گام خرافه‌زدایی کرد. به این خاطر بود که در اروپا دین مجبور شد قلمرو خود را از نو تعریف کند. بدون روشنگری، دین در همه‌ی امور دخالت می‌کرد، از پزشکی گرفته تا نجوم، از امور خصوصی گرفته تا امور عمومی.
#روشنگری_عمومی_و_حوزه‌ای

روند روشنگری را هم حرکتی عمومی یعنی در کل اجتماع در نظر می‌گیرند و هم در حوزه‌ای معین. در ایران، به‌عنوانِ نمونه، می‌توانیم حوزه‌ای چون پزشکی و بهداشت را در نظر گیریم و با خرسندی از روشن‌گشتگی عموم در این حوزه سخن گوییم. ملاها هم دیگر به دستاوردهای روشنگری بهداشتی و پزشکی ارج می‌نهند. آیت‌الله‌ها وقتی مریض می‌شوند به جای بستن خود به ضریح حضرت، به بهترین بیمارستانهای لندن متوسل می‌شوند.

روشنگران حوزه‌های دیگر موفقیت پزشکان را نداشته‌اند. هر چه به موضوع سلطه برخورد، با مقاومت بیشتری مواجه می‌شود. روشنگری در رابطه‌ی دو جنس به کندی پیش می‌رود، چون در این حوزه یکی از دیرپاترین و سخت‌جان‌ترین شکل‌های سلطه برقرار است.
#نقد_پیش‌داوری‌ها

شرط نخست روشن‌نگری کنار گذاشتن پیشداوری‌ها و جزمیات سنتی است، کنار گذاشتن همه‌ی آن چیزهایی است که #فرانسیس_بیکن از پیشاهنگان روشنگری بر آنها نام «بُت» نهاده بود. بت ها چهار دسته‌اند: بت های طایفه‌ای، که نوع بشر به آنها گرایش دارد و از کاهلی عمومی فکری و شتابزدگی در نتیجه‌گیری برمی‌آیند، بت های شخصی که در خصلت فردی ریشه دارند و مانع تفکر می‌شوند، اگر به خود نگرش انتقادی نداشته باشیم، بتهای بازار، که در جریان رابطه‌های انسانی و بر بستر زبان به‌عنوانِ وسیله‌ی اصلی ارتباط در #جامعه شکل گرفته و #قداست می‌یابند و سر انجام بت های نمایشی، که خاستگاه و پرورشگاه آنها صحنه‌های بازیِ سنت های جهان‌بینی است.