نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.42K videos
93 files
9.12K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 مناظرۀ قرن؛ قربانی کردن یعنی چه؟
— دور دوم مناظره، قسمت دوم

🎙 #سم_هریس و #جردن_پیترسون

🖊#ترجمه: حامد مقدسی (کانال HMD.ART.GROUP)


🗄پست مرتبط
📻 کتابِ صوتیِ «اسطورۀ قربانی
»
(یکم) (دوم) (سوم) (چهارم) (پنجم) (ششم) (هفتم) (هشتم) (نهم) (دهم) (یازدهم) (دوازدهم) (سیزدهم) (چهاردهم) (پانزدهم)

.


#مناظره #فلسفیدن #تفکر_انتقادی #نقد_ادیان #اندیشه #گفتگو #قربانی #اخلاق #اخلاقیات #فلسفه_اخلاق #فلسفه



🌾 @Naqdagin
📻 اسطورۀ قربانی (۱۶)
— قربانی انسانی

🎙سوسن آذیش

🔻فهرست مباحث طرح‌شده:
بخش اول: قربانی
نقش قربانی‌ها در زندگی سومریان
بابل
مصر



🗄پست مرتبط
📺 خدایان کباب‌خوار!
📻 تبارشناسی قربانی
📻 ۶) آیین‌های قربانی در ایران
📻 ۷) قیام اشو زرتشت علیه آئین‌های قربانی
📻 ۸) آئین های قربانی نزد مولوخ
📻 ۹) بایبل عبری و قربانی حیوانی و انسانی
📻 ۱۰) آئین‌های قربانی انسانی و اعراب



🌾 @Naqdagin
اسطورۀ قربانی ۱۶
@Naqdagin
🎧 اسطورۀ قربانی (۱۶)
— قربانی انسانی

✍🏻 #علی‌اصغر_مصطفوی

🔻فهرست مباحث طرح‌شده:
بخش اول: قربانی
نقش قربانی‌ها در زندگی سومریان
بابل
مصر



.




#کتاب_صوتی #نقد_ادیان #قربانی



🌾 @Naqdagin
📻 اسطورۀ قربانی (۱۷)
— قربانیان آئین وودو

🎙سوسن آذیش

🔸پادشاهی که دیوارهای قصرش را با خون قربانیانِ جادوی سیاه «وودو» رنگ‌ می‌کرد.



🌾 @Naqdagin
اسطورۀ قربانی ۱۷
@Naqdagin
🎧 اسطورۀ قربانی (۱۷)
— قربانیان آئین وودو

✍🏻 #علی‌اصغر_مصطفوی

🔸پادشاهی که دیوارهای قصرش را با خون قربانیانِ جادوی سیاه «وودو» رنگ‌ می‌کرد.


.




#کتاب_صوتی #نقد_ادیان



🌾 @Naqdagin
📻 اسطورۀ قربانی (۱۸)
— باده‌نوشیِ آئینی؛ صورت تعدیل‌یافتۀ خوردنِ خونِ قربانی

🎙سوسن آذیش




🌾 @Naqdagin
اسطورۀ قربانی ۱۸
@Naqdagin
🎧 اسطورۀ قربانی (۱۸)
— باده‌نوشیِ آئینی؛ صورت تعدیل‌یافتۀ خوردنِ خونِ قربانی

✍🏻 #علی‌اصغر_مصطفوی


.




#کتاب_صوتی #نقد_ادیان



🌾 @Naqdagin
نقدآگین
Photo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎙روایت یک دگرگونی
— مصاحبۀ اختصاصی نقدآگین با حجت‌الاسلام وحید هروآبادی

🔸کانالِ نقدآگین در چهارشنبۀ این هفته، گفتگویی با یک روحانیِ منتقد و خلع‌لباس‌شده خواهد داشت تا اندکی با تجربیات و سیر تحولی افکار او آشنا شویم.

🔻اگر با ایشان آشنا بوده‌اید، یا پرسشی با توجه به زندگی‌نامه و حوزۀ فعالیت ایشان دارید، می‌توانید سوال خود را به آیدیِ جناب اشکان ارسال کنید، تا بنا به تشخیص مصاحبه‌گر، در گفتگو طرح شود:

🆔 @sal_ashkan

🔸گفتگو به‌صورت زنده برگزار نخواهد شد؛ اما در اسرع وقت در تلگرام نقدآگین منتشر خواهد شد.


🔶 بیوگرافیِ مختصر

▪️تحصیلات: ۵ سال درس خارج فقه و اصول (اجتهاد) فوق‌لیسانسِ تاریخ انقلاب (بدون دفاع از پایان‌نامه)
▪️فعالیت رسانه‌ای-سیاسیِ معطوف به حقوق بشر؛ همچنین تجربۀ حبس و خلع لباس پس از فعالیت‌های سیاسیِ روشنگرانه در شبکه‌های اجتماعی.


#خبر_نقدآگین #مصاحبه


🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 گفتگوی ویژۀ ایران‌اینترنشنال با بهرام بیضایی

🔸بهرام بیضایی از تاثیرگذارترین نویسندگان و پژوهشگران حوزه ادبیات نمایشی است. در این گفت‌وگو او به اهمیت #صادق_هدایت و آثارش و نمایش داش آکل به روایت مرجان می‌پردازد.


🗄پست مرتبط
📺 آنچه صادق هدایت نگفت
📺گفت‌وگوی رادیو فردا با بهرام بیضایی دربارۀ «داش‌آکل به‌گفتۀ مرجان»
📺 برشی از اجرای قسمت اول نمایش

.


#مصاحبه #گفتگو #بهرام_بیضایی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اسلام و برده‌داری
@Naqdagin
🎧اسلام و برده‌داری (+)
— طبیعت و تکامل، مؤیدِ برده‌داری؟!

🎙 #فردزیلا و #شبگرد

🔸در این اپیزود، به بررسی دیدگاه‌های آخوند عباس فتحی، دربارۀ موضوع حساس و بحث‌برانگیزِ «برده‌داری در اسلام» پرداخته می‌شود. آیا محمد بن عبدالله، تقویت‌کنندۀ برده‌داری بود یا تعضیف‌کنندۀ آن؟ پس از مرگِ او، آمار بردگان و کنیزها کاهش یافت یا افزایش؟

🔸اسلام‌گرایان به‌طرز عجیبی، فجایعِ حاصل از برده‌داری در جهان اسلام را از دید عموم (از جمله خود مسلمانان) پنهان کرده‌اند. اگر مردم به عمق این مسائل پی ببرند، حس شفقت انسانی، آن‌ها را در مسیرِ جستجویِ حقیقت راهنما خواهد شد. بسیاری از مسلمانان سابق نیز به دلیل همین مسئلۀ برده‌داری اسلامی از دین اسلام روی‌گردان شده‌اند.


.




#روشنفکری_دینی #نقد_اسلام #مغلطجات #برده‌داری #اسلام#مغالطات #تاریخ_اسلام



🌾 @Naqdagin
📘نشیبی دراز است پیشِ فراز
(۱/۲)

«می‌ستاییم نخستین پیروان آیین کهن را؛ آنان را كه در خانمان‌ها و روستاها و دهستان‌ها و كشورها، به ایجاد خانه كامروا شدند، به ایجاد روستا كامروا شدند، به ایجاد دهستان كامروا شدند، به ایجاد كشور كامروا شدند، به ایجاد آیین راستی كامروا شدند، به آزادی روان كامروا شدند، به داشتن همه شادی‌ها كامروا شدند. می‌ستاییم ایـن زمین را؛ می‌ستاییم آن آسمان را؛ می‌ستاییم همه خوبـی‌هایی كه در ایـن میانه است؛ می‌ستاییم هر آنچه كه برازنده ستایش و شایسته نیایش است». (فروردین یشت، ۱۵۱-۱۵۲)


🍂 اگر «تاخت‌و‌تاز»، «تاژیکان» به «ایرانشهر» آغازِ یک «گسستِ بنیادین» در تاریخِ ایران نیست، پس چرا در وجدان «فردوسی» و نیز در وجدان نویسندۀ «بندهشن»، چونان سرآغاز یک «نشیب درازدامن» و یک دوران دیریاز «فروفتادگی و سرفکندگی» فهم می‌شود؟ چرا هر دوی این بزرگان، این یورش را سرآغاز چیرگی منطق «سخنان به‌کردار بازی» بر ایران می‌دانند؟ این پرسشی‌ست که خوانش تاریخی دکتر #شروین_وکیلی از نسبت ایران و اعراب (ویدیوی پیوست)، پاسخی بدان فراهم نمی‌آورد.

🍂 بدیهی‌ست که نمی‌توان ادعا کرد که همانندان فردوسی، نویسندۀ بندهشن و به طورکلی رگۀ شعوبی فرهنگ ایران، در اثر شبه‌دانش تولید‌شده توسط استعمارگران، به سخن‌گفتن از چنین «فروشدی» انگیخته شده‌اند. منطق «پایداری و ایستادگی فرهنگی» در برابر «امر جدید» عربی را نمی‌توان با منطق «پیوستگی تمدنی» ایرانیان و اعراب فروشکافی کرد.

🍂 ایرانی در برابر این «تازش»، که یورشی است به همه ارکان تمدنی ایران، واکنش‌های متفاوتی از خود بروز می‌دهد. برخی آنچنان که از درونمایه «قصۀ سنجان»*(ر.ک. ارجاعات) می‌فهمیم راه گریز در پیش می‌گیرند، برخی می‌مانند و پیکار می‌کنند، برخی راه سازش در پیش می‌گیرند، برخی به پیکار فرهنگی می‌گرایند و برخی ضمن سازش سعی می‌کنند زمام قدرت را در دست بگیرند و آیین و رسوم ایران را بر اعراب تحمیل کنند، برخی هم به وضعیت جدید تن می‌دهند. اما پیکاری درونی در هر دو رزمگاه، حتی تا به امروز نیز ادامه دارد. این پیکاری است در سپهر «روح» و به نوعی اسکیزوفرنی فرهنگی دامن زده است که «چندپارگی روانی و فرهنگی ایرانی»، یکی از پیامدهای شوم آن است.

🍂 حضور ایران قدیم در ایران جدید و رده‌برکشیدن آن در برابر امر جدید عربی، اگر از دیدگاهی پدیدارشناسانه بنگریم، نشان از آن دارد که با «تاخت‌و‌تاز تاژیکان» به ایرانشهر، «مسئله»ای پدیدار گشته که همچنان «حل‌نشده»، استوار بر سر جای خود برپاست. مسئلۀ تازش مغول به ایران با همه دهشت‌انگیزی و درهم‌کوبندگی آن، با شکست مغولان راه‌حل خود را یافت، اما مسئله سرفکندگی‌ای که با یورش اعراب و دست‌اندازی آنان بر ایرانشهر، به‌وجود آمد، هنوز حل نشده‌است، و منتظر پاسخی از جانب نسل‌های امروز و فرداست.

 🍂 حل این مسئله، طبعاً هیچ ربطی به نوعی پیکار «نژادپرستانه» ندارد؛ بلکه بحث بر سر ایده‌ها و الگوهای تمدن‌سازی است. در ذیل ایدۀ «کیانی» «جهان‌آرایی»، عرب هم سهمی در «گیتی‌فروزی» دارد و می‌تواند داشته‌باشد، اما ذیل نگارۀ قرآنی از انسان و ایده‌آل‌های انسان‌سازی آن، هر سرزمینی موجودیتش را وامدار سرسپردگی در برابر ایدۀ «امت واحده» است.

 🍂 بدین‌معنا، با قرآن، انسان بطورکلی «بی‌سرزمین» می‌شود و «سرزمین‌مندی» او فرع بر «عقیده‌مندی»اش. سرزمین قرآنی، سرزمینی است از آن «هم‌عقیدگان». از این رو، نابودی یا نیست‌شوندگی ایران یا هر سرزمین مفروضی شرط ورود در «مدینه» یا «سرزمین هم‌عقیدگان» (امت واحده) است. این ایده، در بنیاد خود، ایده‌ای «قبیله‌ای» و «عشیره‌ای»ست و آن را ضدیتی بنیادی با ایده کلی «جهان‌آرایی» ایرانی‌ست.

🔻ایده‌ای که مخاطب آن نه صرفاً «حزب گروندگان همعقیده چیرگی‌خواه» (المائده، ۵۶) که انسان‌های آبادگر همه سرزمین‌هاست. آنان که: «بزرگ‌تر، توانمندتر، دلیرتر، نیرومندتر، پیروزمندتر، درمان‌بخش‌تر و سودمندتر از آن‌اند که در سخن گفته آید» (فروردین یشت بند ۶۴)؛ آنان که بر آنند: «این سرزمین ما باید خرم گردد، باید بالنده شود». (همان، بند ۱۳۰)؛ آنان که «زیستن» را از این دریچه می‌نگرند:
«برای تندرستی، برای فرزندان نیک، هوشیار، دانا، سخن آرا و توانا، با چشم‌های درخشان و خویشتنداری دلاورانه از نیازمندی‌ها ... برای آگاهی از آینده و زندگی دورهنگام ... برای همه بهروزی‌ها، برای همه درمان‌ها ... و برای پایداری در برابر آزار ستمکاران و آزارپیشگان و زدارکامکان» (همان، بندهای ۱۳۳ تا ۱۳۵).


(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘نشیبی دراز است پیشِ فراز
(۲/۲)

🔻برای اینکه روشن شود به چه معنا، ایدۀ کلیِ «جهان‌آراییِ ایرانی»، پیوندی با «قبیله‌گرایی» ندارد و مخاطب آن نیک‌زنان و نیک‌مردانِ همۀ سرزمین‌ها، حتی سرزمین‌های دشمنان ایران است، بد نیست به این بند از فروردین یشت توجه کنیم و آن را با همۀ آیاتی در قرآن مقایسه کنیم که «به‌دوستی گرفتن» (المائده، ۵۱) و از درِ آشتی در آمدن با حتی برخی از خداپرستانِ «اهل کتاب» را نیز کاری ناشایست و ناروا جلوه می‌دهند:
«می‌ستاییم روان‌های نیک‌مردان سرزمین‌های «ایرانی» را، می‌ستاییم روان‌های نیک‌زنان سرزمین‌های «ایرانی» را؛ می‌ستاییم روان‌های نیک‌مردان سرزمین‌های «تورانی» را، می‌ستاییم روان های نیک‌زنان سرزمین‌های «تورانی» را؛ می‌ستاییم روان‌های راست‌مردان سرزمین‌های «سَئیریم» را، می‌ستاییم روان های راست‌زنان سرزمین‌های «سَئیریم» را» (فروردین یشت، بند ۱۴۳).


🔻به یورش اعراب به ایران بازگردیم و ببینیم نویسنده بندهشن این تاخت‌و‌تاز و فرجام آن را چگونه به تصویر می‌کشد:
«از آمدن تاژیکان به ایرانشهر و رواج‌بخشیدن ایشان دشدینی و دشخواهی را، از کیان نیکودینی و از دین برداران آزرم  فرابرده و گریزان شد و شود.

سخنان گاهان ژرف نابود و روش نیکوی چیزها - اندیشه نیکو، کردار راست و سخن چیمی  ـ از یاد و دانش مردم بِدَر شد.

بدزمانگی را، او نیز که از دوده بزرگان و کیان و دین برداران (بود) به آئین و منِش آن دشدینان آمیخت و برای نگهداشتن اورنگ خویش آن سخن، آئین پرستش و کرده بهدینان را به آهو و شرك داشت. او را نیز که به آموختن این فرهنگ و رازکامه بود امکان نبود که بتواند آن را از جای‌جای حتی به کوشش و رنج به سبب سهمگینی زمانه، از آن خویش کند» (بندهشن، مهرداد بهار، صفحه آغازین).


🔺و این «سهمگینی زمانه»، درست آن چیزی‌ست که هرکس بهره‌ای از «فرهنگ» و «دلی در گرو پاس‌داشت ایده‌های نیک پیشینیان» داشته‌باشد، بار کمرشکن آن را بر تن و جان خویش، حتی در ایران امروز نیز احساس می‌کند.

🔻رستم‌ فرخزاد که نمایندۀ وجدان ایرانی در مواجهه با این «امر جدید» است، سرآغاز و تاریخ دیریاز این فروفتادگی به مغاک سرفکندگی را این گونه نگارگری می‌کند:
شود خوار هرکس که‌هست ارجمند
فرومایه را بخت گردد بلند

پراگنده گردد بدی در جهان
گزند آشکارا و خوبی نهان

بهَر کشوری در ستمگاره‌ای
پدید آید و زشت پتیاره‌ای
***
چو  تخت  با  منبر  برابر  کنند
همه نام بوبکر و عمر کنند

تبه گردد این رنج‌های دراز
نشیبی درازست پیش فراز

نه  تخت و  نه‌ دیهیم  بینی  نه  شهر
ز اختر همه تازیان راست بهر

چو روز اندر آید به روز دراز
شود ناسزا شاه گردن‌فراز

بپوشد ازیشان گروهی سیاه
ز دیبا نهند از برِ سر کلاه

نه تخت و نه تاج و نه زرّینه‌کفش
نه گوهر نه افسر نه بر سر درفش

به رنج یکی دیگری برخورَد
به داد و به بخشش همی‌ننگرد
***
ز پیمان بگردند وز راستی
گرامی شود کژّی و کاستی

پیاده شود مردم جنگ‌جوی
سوار آنک لاف آرَد و گفت‌وگوی

کشاورز جنگی شود بی‌هنر
نژاد و هنر کمتر آید ببر

رباید همی این از آن آن ازین
ز نفرین ندانند باز آفرین

نهان بدتر از آشکارا شود
دل شاهشان سنگ خارا شود

بداندیش گردد پدر بر پسر
پسر بر پدر هم چنین چاره‌گر

شود بنده بی‌هنر شهریار
نژاد و بزرگی نیاید به کار

به گیتی کسی را نماند وفا
روان و زبان‌ها شود پر جفا

از ایران و از ترک و از تازیان
نژادی پدید آید اندر میان

نه دهقان، نه ترک و نه تازی بود
سخن‌ها به کردار بازی بود

همه گنج‌ها زیر دامن نهند
بمیرند و کوشش به دشمن دهند

بود دانشومند و زاهد به نام
بکوشد ازین تا که آید به کام

چنان فاش گردد غم و رنج و شور
که شادی به هنگام بهرام گور

نه جشن و نه رامش نه کوشش نه کام
همه چاره ورزش و ساز دام

پدر با پسر کینِ سیم آورد
خورش کشک و پوشش گلیم آورد

زیان کسان از پی سود خویش
بجویند و دین اندر آرند پیش

نباشد بهار و زمستان پدید
نیارند هنگام رامش نبید

چو بسیار ازین داستان بگذرد
کسی سوی آزادگی ننگرد

بریزند خون از پی خواسته
شود روزگار مهان کاسته



پی‌نوشت:
* «قصۀ سنجان» منظومه‌ای‌ست به پارسی، که داستان مهاجرت دشوار و غم‌انگیز گروهی از زرتشتیان ایران به هندوستان پس از فتح ایران توسط تازیان مسلمان است. این روایت حماسی، بعنوان تنها روایت موجود از مهاجرت پارسیان به هند، بی‌مانند است و عموماً نزد پارسیان هند به عنوان سند موثقی از تاریخ پیشینیان‌شان پذیرفته شده‌است.


.


#آینه_تاریخ #ایران #نقد_روشنفکران #نقد_فرهنگ #نقد_اسلام #زرتشتیان #قادسیه #فردوسی #شعوبیه



🌾 @Naqdagin