📘 غربزدگی: مفهومی برای دفن لیبرالیسم؟
آیا گفتمان آل احمد و شریعتی، راه بازگشت اسلامگرایی بود؟
🍂 این واقعیت که احیای جهانبینی اسلامی توسط شریعتی توانست بخشهای گستردهای از جامعه ایران را به انقلاب علیه حکومت پهلوی بسیج کند، پرسش مهمی را مطرح میکند: چرا مشروطهخواهان لیبرال در این دوره نتوانستند چنین تاثیری داشته باشند؟ چرا دیدگاه مذهبی، التقاطی و تا حدی عرفانی شریعتی بیشتر از یک برنامه سکولار و دنیوی در حمایت از حقوق برابر، حاکمیت قانون، تفکیک قوا، و استقلال ملی مورد توجه قرار گرفت؟
🍂 به هر حال، این فلسفه ضد مدرنیستی شریعتی نبود که الهامبخش پیروانش شد، روحانیون محافظهکار مدتها در سیاست ایران بهطور صریح با مدرنیته مخالفت کرده بودند. همچنین اینگونه نبود که محتوای افکار شریعتی برای مخاطبانش بهطور خاص منسجم باشد. علاوه بر این، استفاده شریعتی از مفاهیم مدرن از طیف وسیعی از نظریههای غربی فضایی وسیع برای تفسیرهای مختلف فراهم میکرد، بسته به پیشزمینه و علایق مخاطبانش.
🍂 بسیاری از پژوهشگران به استعدادهای خطابی و توانایی سخنوری شریعتی در انتقال ضرورت عمل و نیاز به بسیج سیاسی اشاره کردهاند. اما این مسئله بیشتر این پرسش را مطرح میکند که چرا قدرت اقناع او بر دیگران غلبه کرد؟ پاسخ، به باور من، در نیروی محتوایی خط مشی انتقادی همزمانی نهفته است که بهویژه علیه لیبرالها و لیبرالیسم به سبک غربی هدفگیری شده بود و با مردم درگیر در سراسر جهان پسااستعماری ارتباط بیشتری داشت. مهمترین نماینده این نقد در ایران جلال آل احمد بود، که مقالات جدلی او بیش از هر کس دیگری در بیاعتبار کردن و خنثی کردن جایگزینهای مشروطهخواهانه لیبرال نقش داشت.
🍂 گفتمان غربزدگی بهعنوان نقدی بر لیبرالیسم الهامگرفته از غرب، راه را برای احیای اسلامگرایی توسط شریعتی بهعنوان بازگشتی به یک «خود اصیل» هموار کرد.
از کتاب لیبرالیسم پنهان/ حسین بنایی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Bardiafrh
آیا گفتمان آل احمد و شریعتی، راه بازگشت اسلامگرایی بود؟
🍂 این واقعیت که احیای جهانبینی اسلامی توسط شریعتی توانست بخشهای گستردهای از جامعه ایران را به انقلاب علیه حکومت پهلوی بسیج کند، پرسش مهمی را مطرح میکند: چرا مشروطهخواهان لیبرال در این دوره نتوانستند چنین تاثیری داشته باشند؟ چرا دیدگاه مذهبی، التقاطی و تا حدی عرفانی شریعتی بیشتر از یک برنامه سکولار و دنیوی در حمایت از حقوق برابر، حاکمیت قانون، تفکیک قوا، و استقلال ملی مورد توجه قرار گرفت؟
🍂 به هر حال، این فلسفه ضد مدرنیستی شریعتی نبود که الهامبخش پیروانش شد، روحانیون محافظهکار مدتها در سیاست ایران بهطور صریح با مدرنیته مخالفت کرده بودند. همچنین اینگونه نبود که محتوای افکار شریعتی برای مخاطبانش بهطور خاص منسجم باشد. علاوه بر این، استفاده شریعتی از مفاهیم مدرن از طیف وسیعی از نظریههای غربی فضایی وسیع برای تفسیرهای مختلف فراهم میکرد، بسته به پیشزمینه و علایق مخاطبانش.
🍂 بسیاری از پژوهشگران به استعدادهای خطابی و توانایی سخنوری شریعتی در انتقال ضرورت عمل و نیاز به بسیج سیاسی اشاره کردهاند. اما این مسئله بیشتر این پرسش را مطرح میکند که چرا قدرت اقناع او بر دیگران غلبه کرد؟ پاسخ، به باور من، در نیروی محتوایی خط مشی انتقادی همزمانی نهفته است که بهویژه علیه لیبرالها و لیبرالیسم به سبک غربی هدفگیری شده بود و با مردم درگیر در سراسر جهان پسااستعماری ارتباط بیشتری داشت. مهمترین نماینده این نقد در ایران جلال آل احمد بود، که مقالات جدلی او بیش از هر کس دیگری در بیاعتبار کردن و خنثی کردن جایگزینهای مشروطهخواهانه لیبرال نقش داشت.
🍂 گفتمان غربزدگی بهعنوان نقدی بر لیبرالیسم الهامگرفته از غرب، راه را برای احیای اسلامگرایی توسط شریعتی بهعنوان بازگشتی به یک «خود اصیل» هموار کرد.
از کتاب لیبرالیسم پنهان/ حسین بنایی
.
#گزیدهکتاب #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Bardiafrh
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 پیامبران دروغین در طول تاریخ (+)
— چگونه مردم فریب خوردند؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چگونه مردم فریب خوردند؟
.
#نقد_ادیان#دینشناسی #تاریخ_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 خلاصۀ کتابِ «روانشناسی ملال» جیمز دانکرت (+)
— راهحل بیحوصلگی انسانها
🔸ملال، میتوانیم اسمش را تنبلی، بیمیلی و بیحوصلگی بگذاریم یا شاید برعکس، نوعی حس بیتابی و بیقراری برای پیدا کردن یک کار یا انجام کاری که مطمئن نیستیم بتواند رضایت ما را جلب کند.
🔸سالهای مدید، فلاسفه، مورخان و حُکما در پی درک مسئلۀ ملال بودهاند. اما علیرغم اینکه ملال امری بسیار شایع است، تاکنون جامعۀ علمی توجه نسبتاً کمی به آن داشته است. نویسندگان کتاب روانشناسی ملال تلاش کردهاند تا این روند را تغییر دهند و با کمک علم روانشناسی، ابعاد تاریک رویارویی انسان با ملال را برایمان روشن کنند.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
معرفی 00:00
مقدمه کتاب 02:12
فصل 1 - ملال، یا هر نام دیگری 09:07
فصل 2 - یک دنیای گُلدیلاکسی 08:35
فصل 3 - انگیزۀ تغییر 16:17
فصل 4 - ملال در طول زندگی 20:54
فصل 5 - یک تجربۀ پراهمیت 25:14
فصل 6 - اوجِ ملال 28:58
فصل 7 - در جستجوی معنا 31:45
فصل 8 -یک همهگیریِ در حال گسترش 35:02
فصل 9 - فقط با تمرکز تمام حرکت کن 38:03
نتیجهگیری 44:35
جملات پایانی 47:15
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— راهحل بیحوصلگی انسانها
🔸ملال، میتوانیم اسمش را تنبلی، بیمیلی و بیحوصلگی بگذاریم یا شاید برعکس، نوعی حس بیتابی و بیقراری برای پیدا کردن یک کار یا انجام کاری که مطمئن نیستیم بتواند رضایت ما را جلب کند.
🔸سالهای مدید، فلاسفه، مورخان و حُکما در پی درک مسئلۀ ملال بودهاند. اما علیرغم اینکه ملال امری بسیار شایع است، تاکنون جامعۀ علمی توجه نسبتاً کمی به آن داشته است. نویسندگان کتاب روانشناسی ملال تلاش کردهاند تا این روند را تغییر دهند و با کمک علم روانشناسی، ابعاد تاریک رویارویی انسان با ملال را برایمان روشن کنند.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
معرفی 00:00
مقدمه کتاب 02:12
فصل 1 - ملال، یا هر نام دیگری 09:07
فصل 2 - یک دنیای گُلدیلاکسی 08:35
فصل 3 - انگیزۀ تغییر 16:17
فصل 4 - ملال در طول زندگی 20:54
فصل 5 - یک تجربۀ پراهمیت 25:14
فصل 6 - اوجِ ملال 28:58
فصل 7 - در جستجوی معنا 31:45
فصل 8 -یک همهگیریِ در حال گسترش 35:02
فصل 9 - فقط با تمرکز تمام حرکت کن 38:03
نتیجهگیری 44:35
جملات پایانی 47:15
.
#زیستروان #خودشناسی #ملال #خلاصه_کتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 مصلح مسیحی پروتستان که پونصدسال پیش تفسیری از انجیل ارائه میداد که میدونست به خاطرش ممکنه تکفیرش کنند، به این فکر نمیکرد که اول باید بشینیم با همه علما مباحثه کنیم و بعد به یه جمعبندی برسیم بعد اون جمعبندی رو منتشر کنیم. چون تو ذهنش این جمله نقش بسته بود: «وقت نداریم».
🍂 بیش از پونزده ساله به هرکس که که ازم میپرسه چرا انقدر مینویسی، در حالت صحت و در حالت موت مینویسی، سرپا و نشسته و با دست بسته مینویسی، گفتم که «چون وقت ندارم». من سگ اون مصلح پروتستان هم نیستم، اما فهمیدم که چرا مهمه که بدونم وقت نداریم.
🍂 پونصدسال زمان زیادیه، انقدر که میتونه بینهایت بحث و مناظره رو در خودش جا بده. اما انسانی که واقف به فانی بودن خودشه اینجوری محاسبه انجام نمیده. اون افق رو اینطور میبینه که جای یک Statement خالیه، و من باید پرش کنم. اینکه غلط یا درسته یا چه ایراداتی داره رو آیندگان شخم خواهند زد و درمیاورند. من فقط باید در اسرع وقت بدم بیرون، چون، و این «چون» خیلی مهم است، خود این بیانیه یک حرکت است، و این حرکت در جنگی که در آن هستیم میتواند نتایج را تغییر دهد.
🍂 اینکه بگی «انجیل کافی است ما نیاز به آخوند نداریم» یک بیانیهست، اما بیرون دادنش یک حرکت جنگی بود، چون نوک سرنیزه رو به سمت آخوند قرار میداد. و کار خودش رو کرد، و خیلیها بابت این بیانیه خون دادند، و خون ریختند، و خیلی چیزها فروریخت، و خیلی چیزها بنیان نهاده شد، و امروز به تمدن غربی منجر شده، که پناهگاه انسانهاست. حتی برای اونهایی که بش فحش میدن.
🍂 اگر قائل باشی که در جنگیم، که هستیم، باید برای صدور بیانیه به اندازهی لحظهای هم درنگ نکنی. همونطور که یک سرباز در تاریکی اگه بدونه دشمن از جلو میاد، در تیراندازی صرفهجویی نمیکنه، و با همقطارش هم مشورت نمیکنه. بیانیه میتونه یک جمله باشه، میتونه یک استعفاء باشه، میتونه گفتن یه «به تو چه؟» باشه، میتونه بستن روسری به چوب و بالا بردنش باشه، میتونه جیغ زدن تو پیادهرو باشه، میتونه لو دادن طرز کار اشرار باشه، میتونه فروختن خود اشرار باشه، میتونه هر نوع عصیانگری باشه. مهم اینه که هرکس در هر موقعیتی در افق خودش جای چیزی رو خالی دید، پرش کنه.
🍂 الان کشور در وضعیتیه که حتی عوام بیسواد دارن از لفظ فروپاشی استفاده میکنند، و همیشه وقتی علائم هرج و مرج زیاد میشه، تقاضای عمومی برای یک «قلدر قابل» بیشتر میشه. ما امروز در وضعیتی هستیم که اگر اون قلدر قابل پیدا بشه، به درجهای از خدایی خواهد رسید که در تاریخ ایران بینظیر خواهد بود. دیگه صحبت رضاخان ۲ نیست، الان تخت قدرت و محبوبیت برای جمشید ۲ فراهم شده.
🍂 و دقیقا در چنین افقیه که جای «ما جنبه دموکراسی رو داریم» خالیه. بحث و مناظره و فلسفهبافی درباره اینکه آیا مردم ایران واقعا جنبهش رو دارند یا ندارند (که خودش یه سوال انحرافیه، چون هیچ انسانی فارغ از ملیت جنبهش رو نداره و فقط بش تن میده)، یک کار بیمعنیه.
🍂 ما باید بیتوجه به هر حرف و انتقادی این استیتمنت رو بندازیم جلو و اگه لازم شد بابتش خون بدیم. چون این کاریه که یک مصلح که میدونه فانیه انجام میده. چون میدونه که وقت نداریم.
✍🏻 #اریک
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @anarchonomy
🍂 بیش از پونزده ساله به هرکس که که ازم میپرسه چرا انقدر مینویسی، در حالت صحت و در حالت موت مینویسی، سرپا و نشسته و با دست بسته مینویسی، گفتم که «چون وقت ندارم». من سگ اون مصلح پروتستان هم نیستم، اما فهمیدم که چرا مهمه که بدونم وقت نداریم.
🍂 پونصدسال زمان زیادیه، انقدر که میتونه بینهایت بحث و مناظره رو در خودش جا بده. اما انسانی که واقف به فانی بودن خودشه اینجوری محاسبه انجام نمیده. اون افق رو اینطور میبینه که جای یک Statement خالیه، و من باید پرش کنم. اینکه غلط یا درسته یا چه ایراداتی داره رو آیندگان شخم خواهند زد و درمیاورند. من فقط باید در اسرع وقت بدم بیرون، چون، و این «چون» خیلی مهم است، خود این بیانیه یک حرکت است، و این حرکت در جنگی که در آن هستیم میتواند نتایج را تغییر دهد.
🍂 اینکه بگی «انجیل کافی است ما نیاز به آخوند نداریم» یک بیانیهست، اما بیرون دادنش یک حرکت جنگی بود، چون نوک سرنیزه رو به سمت آخوند قرار میداد. و کار خودش رو کرد، و خیلیها بابت این بیانیه خون دادند، و خون ریختند، و خیلی چیزها فروریخت، و خیلی چیزها بنیان نهاده شد، و امروز به تمدن غربی منجر شده، که پناهگاه انسانهاست. حتی برای اونهایی که بش فحش میدن.
🍂 اگر قائل باشی که در جنگیم، که هستیم، باید برای صدور بیانیه به اندازهی لحظهای هم درنگ نکنی. همونطور که یک سرباز در تاریکی اگه بدونه دشمن از جلو میاد، در تیراندازی صرفهجویی نمیکنه، و با همقطارش هم مشورت نمیکنه. بیانیه میتونه یک جمله باشه، میتونه یک استعفاء باشه، میتونه گفتن یه «به تو چه؟» باشه، میتونه بستن روسری به چوب و بالا بردنش باشه، میتونه جیغ زدن تو پیادهرو باشه، میتونه لو دادن طرز کار اشرار باشه، میتونه فروختن خود اشرار باشه، میتونه هر نوع عصیانگری باشه. مهم اینه که هرکس در هر موقعیتی در افق خودش جای چیزی رو خالی دید، پرش کنه.
🍂 الان کشور در وضعیتیه که حتی عوام بیسواد دارن از لفظ فروپاشی استفاده میکنند، و همیشه وقتی علائم هرج و مرج زیاد میشه، تقاضای عمومی برای یک «قلدر قابل» بیشتر میشه. ما امروز در وضعیتی هستیم که اگر اون قلدر قابل پیدا بشه، به درجهای از خدایی خواهد رسید که در تاریخ ایران بینظیر خواهد بود. دیگه صحبت رضاخان ۲ نیست، الان تخت قدرت و محبوبیت برای جمشید ۲ فراهم شده.
🍂 و دقیقا در چنین افقیه که جای «ما جنبه دموکراسی رو داریم» خالیه. بحث و مناظره و فلسفهبافی درباره اینکه آیا مردم ایران واقعا جنبهش رو دارند یا ندارند (که خودش یه سوال انحرافیه، چون هیچ انسانی فارغ از ملیت جنبهش رو نداره و فقط بش تن میده)، یک کار بیمعنیه.
🍂 ما باید بیتوجه به هر حرف و انتقادی این استیتمنت رو بندازیم جلو و اگه لازم شد بابتش خون بدیم. چون این کاریه که یک مصلح که میدونه فانیه انجام میده. چون میدونه که وقت نداریم.
✍🏻 #اریک
.
#ایران #سیاست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @anarchonomy
📘بیاحترامی به آرامگاه ساعدی؛ خشم یا تحریف؟!
(۱/۲)
✍🏻 #ناهید_زمانیان
🍂 بیاحترامی به آرامگاه اشخاص مذهبی و غیر مذهبی در تاریخ پس از اسلامِ ایران، دارای پیشینه است. از بیاحترامی به جسد کریمخان زند، تا از بین بردن مقبرهی بهاییان و شکستنِ هر سالهی سنگ قبر شاملو و... همگی نشانهی میزان نفرت ایرانیان نسبت به "دیگری" و گذشتهی خود است.
🍂 آرامگاه غلامحسین ساعدی نیز از این بلا به سلامت بیرون نیامد و پس از این اتفاق، شاهد پرخاشگری دو طیف راستگرا و چپگرا به یکدیگر بودیم. گرچه با وجود پیشینهای که گفته شد، به نظر میرسد هیاهوی مجاهدین خلق، که دست بر قضا پسر نرگس محمدی نیز در بین آنان دیده میشد، شک همگان را به این سو برد که این داستان به کلی ساختگی بوده است. همچنان که میدانیم، طیف چپگرا ید طولایی در داستانسرایی و خلق روایت دارد. از این منظر بعید به نظر نمیرسد که مجاهدین خلق برای عرض اندام دست به چنین کاری زده باشند.
🍂 اما فارغ از چرایی و چگونگی ماجرا، بتسازی از ساعدی از سوی اهالی ادبیات و اندیشه، با تحریفِ آنچه که او بوده است، به ما نشان میدهد که هنوز ادبیات در ایران فهم نشدهاست. در میان انبوهی از آرای ارائه شده در ارتباط با این موضوع از سوی اهالی ادبیات، هیچ پرسشی مبنی بر اینکه چرا یک نویسندهی ادبی در میان بخش اعظمی از ایرانیان اهل مطالعه مورد غضب قرار گرفتهاست، دیده نشد.
🍂 اما در این میان، نوشتهی ناصر فکوهی نمایندهی تام و تمام کجفهمی ادبیات در ایران بود. فکوهی آورده است که
علاوه بر این نظر عجیب، او بر این موضوع تاکید کرده است که
او میگوید
فکوهی نمیداند که این جریان، اتفاقا حاصل فقر و عدم قدرت مردمی است که خوب میدانند مسبب نابودی زندگیشان کمونیسم و فداییان خلق و مبارزات افرادی مانند ساعدی بود که خود به دامان همان دنیای سرمایهداری پناه بردند که آن را از مردم ایران ستاندند.
🍂 از سوی دیگر، فکوهی نمیداند که همین شعارهاست که وقتی به ادبیات پیوند میخورد، ساعدی را از ادیب به چریک سیاسی تبدیل میکند. این همان بیماری ادبیات است که هنوز هم دست از سر ما برنداشته.
🍂 ما میتوانستیم به جای این شکل از نظریهپردازیهای حزبی و سیاسی، پرسش خود را اینگونه مطرح کنیم که اگر آرامگاه صادق هدایت، که اتفاقا در همان پرلاشز و نزدیک به آرامگاه ساعدی قرار دارد، مورد بیاحترامی قرار میگرفت، چه طیفی از جامعه دچار خشم میشد؟! ناگفته پیداست که در این صورت، تقریبا همهی ایرانیانی که لااقل یکی از آثار او را خواندهاند، بر این ماجرا خشم میگرفتند و نهتنها مریم رجوی، بلکه هیچیک از نمایندگان اپوزیسیونها خود را صاحب تمام و کمال او نمیدانستند، زیرا صادق هدایت در خلق ادبی و داستانهایش معنا میشود. درست به همین دلیل است که هیچکس نمیتواند از این نویسنده بهرهبرداری سیاسی کند.
🍂 هدایت، با وجود آرای ضد دینیاش، در فرهنگی خلاصه میشود که " ایران" نامیده میشود. این مهمترین مشخصهی یک نویسندهی ادبیِ موفق است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #ناهید_زمانیان
🍂 بیاحترامی به آرامگاه اشخاص مذهبی و غیر مذهبی در تاریخ پس از اسلامِ ایران، دارای پیشینه است. از بیاحترامی به جسد کریمخان زند، تا از بین بردن مقبرهی بهاییان و شکستنِ هر سالهی سنگ قبر شاملو و... همگی نشانهی میزان نفرت ایرانیان نسبت به "دیگری" و گذشتهی خود است.
🍂 آرامگاه غلامحسین ساعدی نیز از این بلا به سلامت بیرون نیامد و پس از این اتفاق، شاهد پرخاشگری دو طیف راستگرا و چپگرا به یکدیگر بودیم. گرچه با وجود پیشینهای که گفته شد، به نظر میرسد هیاهوی مجاهدین خلق، که دست بر قضا پسر نرگس محمدی نیز در بین آنان دیده میشد، شک همگان را به این سو برد که این داستان به کلی ساختگی بوده است. همچنان که میدانیم، طیف چپگرا ید طولایی در داستانسرایی و خلق روایت دارد. از این منظر بعید به نظر نمیرسد که مجاهدین خلق برای عرض اندام دست به چنین کاری زده باشند.
🍂 اما فارغ از چرایی و چگونگی ماجرا، بتسازی از ساعدی از سوی اهالی ادبیات و اندیشه، با تحریفِ آنچه که او بوده است، به ما نشان میدهد که هنوز ادبیات در ایران فهم نشدهاست. در میان انبوهی از آرای ارائه شده در ارتباط با این موضوع از سوی اهالی ادبیات، هیچ پرسشی مبنی بر اینکه چرا یک نویسندهی ادبی در میان بخش اعظمی از ایرانیان اهل مطالعه مورد غضب قرار گرفتهاست، دیده نشد.
🍂 اما در این میان، نوشتهی ناصر فکوهی نمایندهی تام و تمام کجفهمی ادبیات در ایران بود. فکوهی آورده است که
" بیاحترامی به قبر ساعدی جرم تلقی میشود و قابل تعقیب قضایی است!"
علاوه بر این نظر عجیب، او بر این موضوع تاکید کرده است که
" این اتفاق حاصل تبدیل شدن پول و قدرت به ارزش در میان ایرانیان است!"
او میگوید
" تلاش ساعدی برای بیرون کشیدن مردمان این سرزمین از چنگال همین اوباشیگری بود!"
فکوهی نمیداند که این جریان، اتفاقا حاصل فقر و عدم قدرت مردمی است که خوب میدانند مسبب نابودی زندگیشان کمونیسم و فداییان خلق و مبارزات افرادی مانند ساعدی بود که خود به دامان همان دنیای سرمایهداری پناه بردند که آن را از مردم ایران ستاندند.
🍂 از سوی دیگر، فکوهی نمیداند که همین شعارهاست که وقتی به ادبیات پیوند میخورد، ساعدی را از ادیب به چریک سیاسی تبدیل میکند. این همان بیماری ادبیات است که هنوز هم دست از سر ما برنداشته.
🍂 ما میتوانستیم به جای این شکل از نظریهپردازیهای حزبی و سیاسی، پرسش خود را اینگونه مطرح کنیم که اگر آرامگاه صادق هدایت، که اتفاقا در همان پرلاشز و نزدیک به آرامگاه ساعدی قرار دارد، مورد بیاحترامی قرار میگرفت، چه طیفی از جامعه دچار خشم میشد؟! ناگفته پیداست که در این صورت، تقریبا همهی ایرانیانی که لااقل یکی از آثار او را خواندهاند، بر این ماجرا خشم میگرفتند و نهتنها مریم رجوی، بلکه هیچیک از نمایندگان اپوزیسیونها خود را صاحب تمام و کمال او نمیدانستند، زیرا صادق هدایت در خلق ادبی و داستانهایش معنا میشود. درست به همین دلیل است که هیچکس نمیتواند از این نویسنده بهرهبرداری سیاسی کند.
🍂 هدایت، با وجود آرای ضد دینیاش، در فرهنگی خلاصه میشود که " ایران" نامیده میشود. این مهمترین مشخصهی یک نویسندهی ادبیِ موفق است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘بیاحترامی به آرامگاه ساعدی؛ خشم یا تحریف؟!
(۲/۲)
✍🏻 #ناهید_زمانیان
🍂 در ادامه برای آنکه بدانیم ادبیات چیست و رماننویس و داستاننویس کیست، بد نیست نگاهی کوتاه به داستایوفسکی بیندازیم.
🍂 داستایوفسکی در عینحال که تعلقات مذهبی داشت، قمارباز حرفهای بود و مال و زندگی خود را بارها بر سر قمار باخت. به همین دلیل بود که تا پای جوخهی اعدام رفت و پس از آن به مدت چهار سال به سیبری تبعید شد. اما برای کدام یک از ما مهم است که این نویسنده چگونه زیسته است؟! ما داستایوفسکی را در آثارش میبینیم و همین نکتهی ظریف است که قضاوت ما را در مورد ادبیات در نقطهی درست قرار میدهد.
🍂 داستایوفسکی فارغ از دین و سیاست، به انسان پرداخته و از این زاویهی درست، مسائل سیاسی و اجتماعی جامعه را به او نشان داده است.
🍂 او در " یادداشتهای زیرزمینی" کارمند دولتِ بازنشستهای را به تصویر میکشد که از نظام بوروکراسی بیزار و درونش پر از نفرت و خشم است، در عینحال که حقیقتی یگانه را به ما میآموزد. این کارمند دونپایه به ما میگوید که انسان گاه به طرز خارقالعادهای دلدادهی رنج است.
🍂 داستایوفسکی در این داستان پیشرفت و ترقی را به پرسش میگیرد اما نه در آن شکل آرمانگرایانهی نویسندگان چپ ایرانی. او از ما میپرسد که آیا شادی یک توهم نیست، وقتی تنها موضوع رنج را تغییر میدهد؟ این نگاه آن چنان فلسفی است که نمیتوان آن را به هیچیک از نحلههای سیاسی و حزبی چسباند.
🍂 او میگوید ذات انسان اینگونه است که همزمان که به عدالت و برابری فکر میکند، در پستوی ذهن خود با فکر به خشونت و نابرابری دچار خلسهای ارضا کننده میشود. به تعبیری دیگر، او به لیبرالیسم هشدار میدهد که در کنار ایجاد رفاه و امنیت، باید واقعیت درونی انسان را بشناسد و بداند که میل به خشونت و روایتهای نابرابری ممکن است روزی مانند هیولا از دل جامعه بیرون بزند. آیا این همان مسئلهای نیست که انسان اروپایی امروز به آن دچار شده است؟!
🍂 در جنایات و مکافات نیز این مهم را یادآوری میکند که نه فقر، و نه حتی نخبه بودن به تنهایی دارای ارزش نیست و اگر شما، به عنوان خواننده، نسبت به انسان فقیر حس شفقت و همدردی میکنید، باید مراقب باشید که این شفقت نباید از آن جهت باشد که فکر کنید فقر معصومیت میآورد، بلکه از آن جهت باید با راسکولنیکف همذاتپنداری کنید که او نیز مانند شما یک انسان است؛ انسانی که فکر میکند بر ثروت دیگری حق تصاحب دارد.
🍂 در نهایت، وقت آن رسیده که بدانیم داستاننویسی که نمیداند هویت سیاسی و اجتماعی او باید تنها در فرم ادبیاش خلاصه شود، حتی زمانی که در خاک خفته است نیز برای جامعه مصیبت تلقی میشود.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nahidestan
(۲/۲)
✍🏻 #ناهید_زمانیان
🍂 در ادامه برای آنکه بدانیم ادبیات چیست و رماننویس و داستاننویس کیست، بد نیست نگاهی کوتاه به داستایوفسکی بیندازیم.
🍂 داستایوفسکی در عینحال که تعلقات مذهبی داشت، قمارباز حرفهای بود و مال و زندگی خود را بارها بر سر قمار باخت. به همین دلیل بود که تا پای جوخهی اعدام رفت و پس از آن به مدت چهار سال به سیبری تبعید شد. اما برای کدام یک از ما مهم است که این نویسنده چگونه زیسته است؟! ما داستایوفسکی را در آثارش میبینیم و همین نکتهی ظریف است که قضاوت ما را در مورد ادبیات در نقطهی درست قرار میدهد.
🍂 داستایوفسکی فارغ از دین و سیاست، به انسان پرداخته و از این زاویهی درست، مسائل سیاسی و اجتماعی جامعه را به او نشان داده است.
🍂 او در " یادداشتهای زیرزمینی" کارمند دولتِ بازنشستهای را به تصویر میکشد که از نظام بوروکراسی بیزار و درونش پر از نفرت و خشم است، در عینحال که حقیقتی یگانه را به ما میآموزد. این کارمند دونپایه به ما میگوید که انسان گاه به طرز خارقالعادهای دلدادهی رنج است.
🍂 داستایوفسکی در این داستان پیشرفت و ترقی را به پرسش میگیرد اما نه در آن شکل آرمانگرایانهی نویسندگان چپ ایرانی. او از ما میپرسد که آیا شادی یک توهم نیست، وقتی تنها موضوع رنج را تغییر میدهد؟ این نگاه آن چنان فلسفی است که نمیتوان آن را به هیچیک از نحلههای سیاسی و حزبی چسباند.
🍂 او میگوید ذات انسان اینگونه است که همزمان که به عدالت و برابری فکر میکند، در پستوی ذهن خود با فکر به خشونت و نابرابری دچار خلسهای ارضا کننده میشود. به تعبیری دیگر، او به لیبرالیسم هشدار میدهد که در کنار ایجاد رفاه و امنیت، باید واقعیت درونی انسان را بشناسد و بداند که میل به خشونت و روایتهای نابرابری ممکن است روزی مانند هیولا از دل جامعه بیرون بزند. آیا این همان مسئلهای نیست که انسان اروپایی امروز به آن دچار شده است؟!
🍂 در جنایات و مکافات نیز این مهم را یادآوری میکند که نه فقر، و نه حتی نخبه بودن به تنهایی دارای ارزش نیست و اگر شما، به عنوان خواننده، نسبت به انسان فقیر حس شفقت و همدردی میکنید، باید مراقب باشید که این شفقت نباید از آن جهت باشد که فکر کنید فقر معصومیت میآورد، بلکه از آن جهت باید با راسکولنیکف همذاتپنداری کنید که او نیز مانند شما یک انسان است؛ انسانی که فکر میکند بر ثروت دیگری حق تصاحب دارد.
🍂 در نهایت، وقت آن رسیده که بدانیم داستاننویسی که نمیداند هویت سیاسی و اجتماعی او باید تنها در فرم ادبیاش خلاصه شود، حتی زمانی که در خاک خفته است نیز برای جامعه مصیبت تلقی میشود.
.
#نقد_روشنفکران #نقد_چپ #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nahidestan
📘آیا از یک حمام خون در ایران جلوگیری کردیم؟
✍🏻 ریچارد تی. سیل
🔻خلاصۀ متن
🔸در اوایل ژانویه ۱۹۷۹، ژنرال رابرت هویسر به دستور رئیسجمهور کارتر به تهران رفت تا از بختیار، رئیس دولت موقت، حمایت کند و از وقوع یک کودتای نظامی جلوگیری کند.
🔸در آن زمان، ایران در حال فروپاشی بود و شاه محمدرضا پهلوی به شدت تحت فشار قرار داشت. هویسر به شاه اطلاع داد که باید کشور را ترک کند و هر گونه تلاش برای کودتا را متوقف کند.
🔸اما شواهد نشان میدهد که ماموریت او در واقع برای تسریع سقوط شاه بوده است. منابع اطلاعاتی آمریکا به این نتیجه رسیدند که حمایت از شاه دیگر امکانپذیر نیست و هویسر به ژنرالها هشدار داد که در صورت اقدام به کودتا، کمکهای آمریکا قطع خواهد شد.
🔸در پی این تحولات، شاه در ۱۶ ژانویه ۱۹۷۹ ایران را ترک کرد و در پی آن، ارتش به سرعت متلاشی شد. پس از سقوط دولت بختیار، بسیاری از فرماندهان نظامی اعدام شدند.
🔸برخی مقامات آمریکایی معتقدند که اگر هویسر به موقع وارد عمل نمیشد، ایران ممکن بود شاهد یک حمام خون واقعی باشد. در نهایت، این تحولات منجر به روی کار آمدن حکومت خمینی و تغییرات اساسی در ساختار سیاسی ایران شد.
🌐 مطالعهٔ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۱۳ دقیقه
🔖 ۲۵۸۲ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @daneshagahi_coj
✍🏻 ریچارد تی. سیل
🔻خلاصۀ متن
🔸در اوایل ژانویه ۱۹۷۹، ژنرال رابرت هویسر به دستور رئیسجمهور کارتر به تهران رفت تا از بختیار، رئیس دولت موقت، حمایت کند و از وقوع یک کودتای نظامی جلوگیری کند.
🔸در آن زمان، ایران در حال فروپاشی بود و شاه محمدرضا پهلوی به شدت تحت فشار قرار داشت. هویسر به شاه اطلاع داد که باید کشور را ترک کند و هر گونه تلاش برای کودتا را متوقف کند.
🔸اما شواهد نشان میدهد که ماموریت او در واقع برای تسریع سقوط شاه بوده است. منابع اطلاعاتی آمریکا به این نتیجه رسیدند که حمایت از شاه دیگر امکانپذیر نیست و هویسر به ژنرالها هشدار داد که در صورت اقدام به کودتا، کمکهای آمریکا قطع خواهد شد.
🔸در پی این تحولات، شاه در ۱۶ ژانویه ۱۹۷۹ ایران را ترک کرد و در پی آن، ارتش به سرعت متلاشی شد. پس از سقوط دولت بختیار، بسیاری از فرماندهان نظامی اعدام شدند.
🔸برخی مقامات آمریکایی معتقدند که اگر هویسر به موقع وارد عمل نمیشد، ایران ممکن بود شاهد یک حمام خون واقعی باشد. در نهایت، این تحولات منجر به روی کار آمدن حکومت خمینی و تغییرات اساسی در ساختار سیاسی ایران شد.
🌐 مطالعهٔ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۱۳ دقیقه
🔖 ۲۵۸۲ واژه
.
#آینه_تاریخ #تاریخ_معاصر #پهلوی #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @daneshagahi_coj
Telegraph
آیا از یک حمام خون در ایران جلوگیری کردیم؟
۱۲ ژانویه ۱۹۸۰ریچارد تی. سیل در حدود ۳ ژانویه ۱۹۷۹، ژنرال نیروی هوایی، رابرت ای. (داچ) هویسر، معاون فرماندهی کل نیروهای ایالات متحده در اروپا، به دستور مستقیم رئیس جمهور کارتر وارد تهران شد. در اواخر سال ۱۹۷۸، آشکار شده بود که ایران در حال فروپاشی است. مجموعهای…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 آرامگاه غریبترین شاهزادۀ ساسانی در میان کوهستانِ یزد (+)
🔸زیارتگاه پیر نارستان، پیر نارستانه یا پیر نارسون یکی از نیایشگاههای زرتشتیان محسوب میشود که در روستایی، بر بلندای کوه نارستانه قرار گرفتهاست.
🔸نارستانهمانگونه که از نامش برمیآید، یک انارستان بزرگ در پناه کوه بودهاست. روایت دیگری نیز وجود دارد که علت نامگذاری آن را واقعشدن این مکان بر بلندای کوه نارستانه میدانند.
🔸نارستانه اکنون آثاری از آسیاب دستی، چشمه آب، چند درخت انار و کاجهای کهن را در محوطه یک معبد و نیایشگاه مقدّس به خود اختصاص داده که در اطراف آن، خیلههای زرتشتیان قرار دارد.
🔸زرتشتیان در این منطقه به سبک معماری سنّتی و از خشت و گل حدود صد اتاق برای اسكان زائران ساختهاند و مگی نگاه ساده و احترامآمیز به تقدّس این منطقه دارند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸زیارتگاه پیر نارستان، پیر نارستانه یا پیر نارسون یکی از نیایشگاههای زرتشتیان محسوب میشود که در روستایی، بر بلندای کوه نارستانه قرار گرفتهاست.
🔸نارستانهمانگونه که از نامش برمیآید، یک انارستان بزرگ در پناه کوه بودهاست. روایت دیگری نیز وجود دارد که علت نامگذاری آن را واقعشدن این مکان بر بلندای کوه نارستانه میدانند.
🔸نارستانه اکنون آثاری از آسیاب دستی، چشمه آب، چند درخت انار و کاجهای کهن را در محوطه یک معبد و نیایشگاه مقدّس به خود اختصاص داده که در اطراف آن، خیلههای زرتشتیان قرار دارد.
🔸زرتشتیان در این منطقه به سبک معماری سنّتی و از خشت و گل حدود صد اتاق برای اسكان زائران ساختهاند و مگی نگاه ساده و احترامآمیز به تقدّس این منطقه دارند.
.
#ایران#ایرانشناسی #ایرانگردی #ساسانیان #زرتشتی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 قرآنِ مفقود شده
— آیا سورههایی از قرآن حذف شدهاند؟
🎙#عبدالله_هاشم
🔸در این کلیپ، عبدالله هاشم («قائم آل محمد» بنا به ادعای خودش و احمدالحسن) با استناد به احادیث رایج در کتب مرجعِ اهل سنت و شیعه، میکوشد اثبات کند قرآن موجود تحریف شده و ارجاعات متعدد به امامان شیعه و فاطمۀ زهرا، از قرآن حذف شدهاست. نکتۀ جالب، اغراق و دروغ تبلیغاتیِ مدعیِ «قائم و تجلی مهدی» بودن است که در این موضوعِ مشهور، یعنی احادیثِ «تحریف قرآن تا حد سوره»، میگوید ۹۹.۹۹ درصد مسلمان از آن بیاطلاعاند.
🔸عبدالله هاشم از جهت ارجاع، علمی فراتر از یک متکلم شیعه (یا همان اهل غلو و یا امامیه)، ندارد. برای نمونه، ارجاع او به احادیثی که مبتنی بر تحریف قرآن است، یک ارجاع شیعۀ سنتیست که از تحقیقات بازنگرانه دربارۀ قرآن و تاریخ اسلام بیاطلاع است؛ از جمله تحقیقات دربارۀ دلایل سیاسیِ ساخت برخی از این احادیث. برای نمونه میتوانید رجوع کنید به مصاحبۀ اختصای نقدآگین با دکتر محسن بنائی: سنجش تاریخنگاری اسلامی (جلسهٔ یکم: قسمت یکم، قسمت دوم| جلسه دوم: قسمت یکم، قسمت دوم)
🔸همچنین به یادداشت زیر رجوع کنید که یکی دیگر از ارجاعاتِ عبدالله هاشم است، یعنی حدیث مربوط به گمشدن آیات مربوط به سنگسار منسوب به عمر: تحریفِ شریعت در خدمتِ خشونت.
🔸به اینکه پروسۀ تالیف قرآن چند دهه طول کشیده و از چه متونی اقتباس شده و با مجموعی از نویسندگان/مترجمان طرفیم یا مولفی واحد، پیشتر پرداختهایم و به تحقیقات متعددی ارجاع دادهایم، و ایضا اینکه اساسا ادعای «عدم تحریف قرآن»، عقلا بسی ضعیف و مورد خدشه است [به پستهای مرتبط رجوعی کنید]؛ اما شیعه برای توجیهِ باورهای خاص و بدعتگرایانۀ خود، مثل هر فرقۀ دیگری، ناچار بودهاست به نصّ اصلی حملاتی غیرمستقیم کند یا دست به تفسیرهایی خلاف پسزمینۀ آیات بزند تا باورهای فرقۀ خود را موجه کند؛ این رویۀ هر انشعاب در دین و مذهب قدیمیست که در پست قبلی دربارۀ عبدالله هاشم دربارهاش صحبت کردیم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— آیا سورههایی از قرآن حذف شدهاند؟
🎙#عبدالله_هاشم
🔸در این کلیپ، عبدالله هاشم («قائم آل محمد» بنا به ادعای خودش و احمدالحسن) با استناد به احادیث رایج در کتب مرجعِ اهل سنت و شیعه، میکوشد اثبات کند قرآن موجود تحریف شده و ارجاعات متعدد به امامان شیعه و فاطمۀ زهرا، از قرآن حذف شدهاست. نکتۀ جالب، اغراق و دروغ تبلیغاتیِ مدعیِ «قائم و تجلی مهدی» بودن است که در این موضوعِ مشهور، یعنی احادیثِ «تحریف قرآن تا حد سوره»، میگوید ۹۹.۹۹ درصد مسلمان از آن بیاطلاعاند.
🔸عبدالله هاشم از جهت ارجاع، علمی فراتر از یک متکلم شیعه (یا همان اهل غلو و یا امامیه)، ندارد. برای نمونه، ارجاع او به احادیثی که مبتنی بر تحریف قرآن است، یک ارجاع شیعۀ سنتیست که از تحقیقات بازنگرانه دربارۀ قرآن و تاریخ اسلام بیاطلاع است؛ از جمله تحقیقات دربارۀ دلایل سیاسیِ ساخت برخی از این احادیث. برای نمونه میتوانید رجوع کنید به مصاحبۀ اختصای نقدآگین با دکتر محسن بنائی: سنجش تاریخنگاری اسلامی (جلسهٔ یکم: قسمت یکم، قسمت دوم| جلسه دوم: قسمت یکم، قسمت دوم)
🔸همچنین به یادداشت زیر رجوع کنید که یکی دیگر از ارجاعاتِ عبدالله هاشم است، یعنی حدیث مربوط به گمشدن آیات مربوط به سنگسار منسوب به عمر: تحریفِ شریعت در خدمتِ خشونت.
🔸به اینکه پروسۀ تالیف قرآن چند دهه طول کشیده و از چه متونی اقتباس شده و با مجموعی از نویسندگان/مترجمان طرفیم یا مولفی واحد، پیشتر پرداختهایم و به تحقیقات متعددی ارجاع دادهایم، و ایضا اینکه اساسا ادعای «عدم تحریف قرآن»، عقلا بسی ضعیف و مورد خدشه است [به پستهای مرتبط رجوعی کنید]؛ اما شیعه برای توجیهِ باورهای خاص و بدعتگرایانۀ خود، مثل هر فرقۀ دیگری، ناچار بودهاست به نصّ اصلی حملاتی غیرمستقیم کند یا دست به تفسیرهایی خلاف پسزمینۀ آیات بزند تا باورهای فرقۀ خود را موجه کند؛ این رویۀ هر انشعاب در دین و مذهب قدیمیست که در پست قبلی دربارۀ عبدالله هاشم دربارهاش صحبت کردیم.
🗄پست مرتبط
📕قرآن از دیدگاه ریاضی
📻 قرآن؛ ضعیفترین سند اسلامی
📻 آیا پیامبر اسلام وجود داشتهاست؟
📻 مؤمنان یا مسلمانان؟
📻 واژگانِ پارسی و عبری در قرآن
📺 پژوهشی در قرآن (۱۳)
📺 آیتالله کمال حیدری: قرآن ۱۰۲۴۳ اختلاف دارد
📺 اشکالات صرف و نحوی متعدد قرآن
📺 کمال حیدری: «قرآن اصلی» دست ما نیست رفقا!
📺 «محمد» نام واقعی پیامبر اسلام نبود
📺 محمد هرگز قرآن را تفسیر نکرد!
📺 کدام محمد؟ با استاد محمدالمسیح
📺 محمد نبی یا رهبری یهودی-نصرانی؟
📺 ذوالقرنین قرآن کپی نعل به نعل «رمانس اسکندر»
📺 مؤلفان قرآن («عیسی» و «انجیل» شهادتی بر عدم وحی)
📓«افسانۀ اسکندر» در قرآن
.
#نقد_شیعه #امام_زمان #بازنگری #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘قرآن از دیدگاه ریاضی
(۱/۲)
✍🏻 باربارا کوستر
🍂 از آغاز این سده، جهانِ اسلامشناسان دچار دگرگونی شده است. یک نورسیده[۲] که خود را کریستف لوکزنبرگ مینامد – نامی که یادی جسورانه از گئورگ کریستف لیشتنبرگ، روح عصیانگر روشنگری است – کتابی بنیان برانداز ارایه کرد مبنی بر این که بخشهای بزرگی از قرآن مسیحی بوده و اساساً به زبان سُریانی نوشته شده بودند.
🍂 اگر تاکنون اسلامشناسان در هماهنگی و سازگاری با سنت و پیشفرضهای علمای اسلامی پژوهشهای خود را پیش میبردند و بدون شک و تردید قرآن را به عنوان مهمترین متن به زبان عربی میدانستند، امروز نیز، اگرچه هنوز اکثریتِ اسلامپژوهان بر همین باور هستند، ولی دیگر نمیتوانند به آسانی از این چالش نوین شانه خالی کنند.
🍂 طبعاً این چالش آزاردهنده برای اسلامپژوهان سنتی کم نخواهد شد، زیرا یک صدا و نگاه دیگر به این مجموعه اضافه شده است؛ این نگاه نوین به ویژه آن کسانی را مورد خطاب قرار میدهد که با روشهای پژوهشی کلاسیکِ علوم انسانی مانند فلسفه و هرمنوتیک با احتیاط و فاصله برخورد میکنند و تأکیدشان بر سنجش و راستیآزمایی علمی میباشد. به کارگیری ریاضیات در قرآن پژوهشی که با اسلامشناسی و تاریخشناسی نیز گره خورده یک پدیدۀ نوین است.
🔻جی. جی. والتر، مهندس فرانسوی، متولد ۱۹۳۲، در سال ۲۰۱۳، به عبارتی در سن نسبتاً بالا، یک تز دکترا ارایه داد و خلاصهای از آن را تدوین کرد و به زبان انگلیسی در جلد نوین [جلد ۸] سلسله کتابهای گروه اناره که یک مجموعه از اسلامپژوهان با روش تاریخی – انتقادی را در برمیگیرد و کریستف لوکزنبرگ نیز به آن تعلق دارد، انتشار داد. بعضی از نتایج او را که در این جا بدون کم و کاست بازگو خواهم کرد، حتا کسانی را که به منتقدان دوآتشۀ قرآن تعلق دارند، شگفتزده خواهند کرد:
۱. والتر از روش «تحلیل دادههای متن»[۳] [ای تی دی] که ارتش و سازمانهای اطلاعاتی از آن استفاده میکنند، و امتحان خود را در تحلیل متون کلاسیک بخوبی پس داده است، بهره گرفته است. در متن خلاصهشده، والتر اشارههایی به مبانی ریاضی این روش میکند ولی تأکید خود را بر نتایج کارش میگذارد.
🍂 به وسیلۀ ای تی دی میتوان «هویت یک متن»[۴] را تعیین کرد. البته ابزارهایی مانند «واژهشناسی» که برای تفتیش ایمیلها به کار گرفته میشوند تا پیامهای مشکوک را فیلتر کنند، برای این کار کفایت نمیکنند. باید به لایۀ تکنگارهها[۵] وارد شد یعنی تعداد حروف و پیوند حروف با یکدیگر، ارقام، علائم نقطهگذاری و غیره تحلیل شوند.
🍂 برای نمونه یک متن از مارسل پروست از جملههای بسیار طولانی برخوردار است و تعداد نقطهها در پایان یک جمله[۶]، در این جا در هر هزار حرف، بسیار کمتر از هر نویسندۀ دیگر است. این تعدادِ کم نویسهوارهها یک «شاهد» است که پروست نویسندۀ آن سطور بوده است. اگر ما چندین نمونه از این «شواهد» داشته باشیم، در بهترین حالت سدها نمونه، آن گاه با قطعیت میتوان گفت که امضاء [هویت] این متن چیست. والتر میگوید امضاء یک متن به اصطلاح دی ان آ [DNA] آن متن است. با دی ان آ میتوان یک فرد را از انسانهای دیگر بازشناخت (طبعاً به جز چند قلوها) و با امضاء نیز میتوان نویسندۀ یک متن را تشخیص داد. بدین وسیله میتوان روشن کرد که احتمالاً چند نویسنده در نگارش یک متن سهیم بودهاند. حال به سراغ قرآن برویم.
🍂 فرای ایمان مسلمانان که قرآن را کلام مستقیم الله و محمد را اعلامگر آن میدانند، کارشناسان و غیرکارشناسان فراوانی وجود دارند که نه قرآن را کلام خدا میدانند و نه محمد را نویسندۀ آن. از دیدگاه اسلامشناسی رسمی، محمد بانی قرآن بوده و منتقدان اسلام نیز آن را به عنوان پیشفرض نقد خود قرار میدهند. این که محمد آورندۀ قرآن بوده هنوز مورد توافق اسلامشناسی رسمی است و برای منتقدان اسلام هم به عنوان یک پیشفرض [نقد] قرار میگیرد. حتا در این محافل هم قابل تصور نیست که به جز محمد کسی دیگر در نگارش قرآن سهیم بوده باشد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 باربارا کوستر
مترجم: #ب_بینیاز (داریوش)***
توضیحات: دکتر #محسن_بنائی
یک توضیح: پس از ترجمۀ این مقاله که در واقع معرفی یک کتاب به نام «نظریۀ کُد ریاضی»[۱] است، متوجه شدم که در این جا به برخی از مفاهیم تخصصی و کلیدی در فقه اسلامی اشاره شده است که روشن کردن آنها کمک بزرگی به درک این نوشتۀ کوتاه میکند.
از دوست عزیز و همکارم دکتر محسن بنائی (مزدک بامدادان) خواهش کردم که وظیفۀ نگارش این توضیحات را بر عهده بگیرد.
توضیحات کلامی که در زیرنویس آمدهاند با [مزدک بامدادان] مشخص شدهاند تا از مابقی که مستقیماً به ترجمه مربوط هستند تفکیک شوند.
🍂 از آغاز این سده، جهانِ اسلامشناسان دچار دگرگونی شده است. یک نورسیده[۲] که خود را کریستف لوکزنبرگ مینامد – نامی که یادی جسورانه از گئورگ کریستف لیشتنبرگ، روح عصیانگر روشنگری است – کتابی بنیان برانداز ارایه کرد مبنی بر این که بخشهای بزرگی از قرآن مسیحی بوده و اساساً به زبان سُریانی نوشته شده بودند.
🍂 اگر تاکنون اسلامشناسان در هماهنگی و سازگاری با سنت و پیشفرضهای علمای اسلامی پژوهشهای خود را پیش میبردند و بدون شک و تردید قرآن را به عنوان مهمترین متن به زبان عربی میدانستند، امروز نیز، اگرچه هنوز اکثریتِ اسلامپژوهان بر همین باور هستند، ولی دیگر نمیتوانند به آسانی از این چالش نوین شانه خالی کنند.
🍂 طبعاً این چالش آزاردهنده برای اسلامپژوهان سنتی کم نخواهد شد، زیرا یک صدا و نگاه دیگر به این مجموعه اضافه شده است؛ این نگاه نوین به ویژه آن کسانی را مورد خطاب قرار میدهد که با روشهای پژوهشی کلاسیکِ علوم انسانی مانند فلسفه و هرمنوتیک با احتیاط و فاصله برخورد میکنند و تأکیدشان بر سنجش و راستیآزمایی علمی میباشد. به کارگیری ریاضیات در قرآن پژوهشی که با اسلامشناسی و تاریخشناسی نیز گره خورده یک پدیدۀ نوین است.
🔻جی. جی. والتر، مهندس فرانسوی، متولد ۱۹۳۲، در سال ۲۰۱۳، به عبارتی در سن نسبتاً بالا، یک تز دکترا ارایه داد و خلاصهای از آن را تدوین کرد و به زبان انگلیسی در جلد نوین [جلد ۸] سلسله کتابهای گروه اناره که یک مجموعه از اسلامپژوهان با روش تاریخی – انتقادی را در برمیگیرد و کریستف لوکزنبرگ نیز به آن تعلق دارد، انتشار داد. بعضی از نتایج او را که در این جا بدون کم و کاست بازگو خواهم کرد، حتا کسانی را که به منتقدان دوآتشۀ قرآن تعلق دارند، شگفتزده خواهند کرد:
۱. والتر از روش «تحلیل دادههای متن»[۳] [ای تی دی] که ارتش و سازمانهای اطلاعاتی از آن استفاده میکنند، و امتحان خود را در تحلیل متون کلاسیک بخوبی پس داده است، بهره گرفته است. در متن خلاصهشده، والتر اشارههایی به مبانی ریاضی این روش میکند ولی تأکید خود را بر نتایج کارش میگذارد.
🍂 به وسیلۀ ای تی دی میتوان «هویت یک متن»[۴] را تعیین کرد. البته ابزارهایی مانند «واژهشناسی» که برای تفتیش ایمیلها به کار گرفته میشوند تا پیامهای مشکوک را فیلتر کنند، برای این کار کفایت نمیکنند. باید به لایۀ تکنگارهها[۵] وارد شد یعنی تعداد حروف و پیوند حروف با یکدیگر، ارقام، علائم نقطهگذاری و غیره تحلیل شوند.
🍂 برای نمونه یک متن از مارسل پروست از جملههای بسیار طولانی برخوردار است و تعداد نقطهها در پایان یک جمله[۶]، در این جا در هر هزار حرف، بسیار کمتر از هر نویسندۀ دیگر است. این تعدادِ کم نویسهوارهها یک «شاهد» است که پروست نویسندۀ آن سطور بوده است. اگر ما چندین نمونه از این «شواهد» داشته باشیم، در بهترین حالت سدها نمونه، آن گاه با قطعیت میتوان گفت که امضاء [هویت] این متن چیست. والتر میگوید امضاء یک متن به اصطلاح دی ان آ [DNA] آن متن است. با دی ان آ میتوان یک فرد را از انسانهای دیگر بازشناخت (طبعاً به جز چند قلوها) و با امضاء نیز میتوان نویسندۀ یک متن را تشخیص داد. بدین وسیله میتوان روشن کرد که احتمالاً چند نویسنده در نگارش یک متن سهیم بودهاند. حال به سراغ قرآن برویم.
🍂 فرای ایمان مسلمانان که قرآن را کلام مستقیم الله و محمد را اعلامگر آن میدانند، کارشناسان و غیرکارشناسان فراوانی وجود دارند که نه قرآن را کلام خدا میدانند و نه محمد را نویسندۀ آن. از دیدگاه اسلامشناسی رسمی، محمد بانی قرآن بوده و منتقدان اسلام نیز آن را به عنوان پیشفرض نقد خود قرار میدهند. این که محمد آورندۀ قرآن بوده هنوز مورد توافق اسلامشناسی رسمی است و برای منتقدان اسلام هم به عنوان یک پیشفرض [نقد] قرار میگیرد. حتا در این محافل هم قابل تصور نیست که به جز محمد کسی دیگر در نگارش قرآن سهیم بوده باشد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘قرآن از دیدگاه ریاضی
(۲/۲)
✍🏻 باربارا کوستر
🍂 والتر این هستۀ فکری اسلام را به عنوان پیشفرض میگیرد و بر آن میشود که آن را راستیآزمایی کند. ابتدا او در قرآن ۲۸ موضوع گوناگون تشخیص میدهد که البته به طور پراکنده و نامنظم در قرآن بدانها پرداخته میشود. در قرآن موضوعات عمدتاً به گونهای نامنظم و در هم ریخته مورد بحث قرار میدهند: یک ایده یا موضوع در سورهای آغاز میشود، سپس رها شده و به موضوعی دیگر پرداخته میشود. والتر همۀ این حوزههای موضوعی را در ستونهای جداگانه تقسیمبندی میکند به گونهای که سر آخر ۲۸ پودمان[۷] موضوعی باقی میماند که میبایستی مورد پژوهش قرار بگیرند.
🍂 در پس این یک فرض است که هر پودمان [موضوعی] نویسندگان متفاوتی دارد. او برای تحلیل این پودمانها آلگوریتمی به کار میبندد که ریاضیدانان مشخصاً برای این کار برنامهریزی کردهاند.
🍂 از ۲۸ پودمان، ۲۱ مورد آن از چنان سبکِ ویژهای برخوردار است که هر کدام از آنها به احتمالِ ۹۹.۹۹ درسد توسط یک نویسندۀ دیگر نوشته شده که با نویسندگان دیگر قرآن فرق میکند.
🍂 نویسندگان پنج پودمان از این ۲۸ تا، به احتمال ۹۹.۹۳ درسد از دیگر نویسندگان قرآن متفاوت است. یعنی میتوان از ۲۶ پودمان در میان این ۲۸ پودمان [موضوعی] یک امضاء تشخیص داده شود.
🍂 البته از این نمیتوان نتیجه گرفت که قرآن ۲۶ نویسنده داشته است. با یک ابزار ریاضی به نام «فاصله» [Distance]، شباهتِ پودمانها مورد بررسی قرار میگیرد. پس از این گام، یعنی یافتن شباهتها، ۱۹ پودمان موضوعی مستقل از یکدیگر باقی میمانند.
🍂 البته این امکان هم وجود که در این جا چندین نویسنده دربارۀ همین موضوعات نوشته باشند و امضاء یافت شده یک امضاء «ترکیبی» باشد. تشخیص هر آیه و نویسندۀ آن ناممکن است، زیرا برای شناسایی امضاء به تعداد معینی آیه، یعنی دست کم ده آیه، نیاز است. والتر به این نتیجه میرسد که ۹ تا از ۱۹ پودمان هر کدام یک نویسنده دارد ولی ده تای باقیمانده توسط چندین نویسندۀ، یعنی به صورت گروهی، نوشته شدهاند.کلاً طبق محاسبۀ والتر در نگارشِ قرآن دست کم ۳۰ نفر حداکثر ۱۰۰ نفر، ولی در محتملترین شکلش ۵۰ نویسنده، شرکت داشتهاند. بدین ترتیب، این برداشت که قرآن توسط فقط یک نفر نوشته شده است، اعتبار خود را از دست میدهد.
🌐 مطالعهٔ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۲۷ دقیقه
🔖 ۵۲۹۰ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻 باربارا کوستر
🍂 والتر این هستۀ فکری اسلام را به عنوان پیشفرض میگیرد و بر آن میشود که آن را راستیآزمایی کند. ابتدا او در قرآن ۲۸ موضوع گوناگون تشخیص میدهد که البته به طور پراکنده و نامنظم در قرآن بدانها پرداخته میشود. در قرآن موضوعات عمدتاً به گونهای نامنظم و در هم ریخته مورد بحث قرار میدهند: یک ایده یا موضوع در سورهای آغاز میشود، سپس رها شده و به موضوعی دیگر پرداخته میشود. والتر همۀ این حوزههای موضوعی را در ستونهای جداگانه تقسیمبندی میکند به گونهای که سر آخر ۲۸ پودمان[۷] موضوعی باقی میماند که میبایستی مورد پژوهش قرار بگیرند.
🍂 در پس این یک فرض است که هر پودمان [موضوعی] نویسندگان متفاوتی دارد. او برای تحلیل این پودمانها آلگوریتمی به کار میبندد که ریاضیدانان مشخصاً برای این کار برنامهریزی کردهاند.
🍂 از ۲۸ پودمان، ۲۱ مورد آن از چنان سبکِ ویژهای برخوردار است که هر کدام از آنها به احتمالِ ۹۹.۹۹ درسد توسط یک نویسندۀ دیگر نوشته شده که با نویسندگان دیگر قرآن فرق میکند.
🍂 نویسندگان پنج پودمان از این ۲۸ تا، به احتمال ۹۹.۹۳ درسد از دیگر نویسندگان قرآن متفاوت است. یعنی میتوان از ۲۶ پودمان در میان این ۲۸ پودمان [موضوعی] یک امضاء تشخیص داده شود.
🍂 البته از این نمیتوان نتیجه گرفت که قرآن ۲۶ نویسنده داشته است. با یک ابزار ریاضی به نام «فاصله» [Distance]، شباهتِ پودمانها مورد بررسی قرار میگیرد. پس از این گام، یعنی یافتن شباهتها، ۱۹ پودمان موضوعی مستقل از یکدیگر باقی میمانند.
🍂 البته این امکان هم وجود که در این جا چندین نویسنده دربارۀ همین موضوعات نوشته باشند و امضاء یافت شده یک امضاء «ترکیبی» باشد. تشخیص هر آیه و نویسندۀ آن ناممکن است، زیرا برای شناسایی امضاء به تعداد معینی آیه، یعنی دست کم ده آیه، نیاز است. والتر به این نتیجه میرسد که ۹ تا از ۱۹ پودمان هر کدام یک نویسنده دارد ولی ده تای باقیمانده توسط چندین نویسندۀ، یعنی به صورت گروهی، نوشته شدهاند.کلاً طبق محاسبۀ والتر در نگارشِ قرآن دست کم ۳۰ نفر حداکثر ۱۰۰ نفر، ولی در محتملترین شکلش ۵۰ نویسنده، شرکت داشتهاند. بدین ترتیب، این برداشت که قرآن توسط فقط یک نفر نوشته شده است، اعتبار خود را از دست میدهد.
🌐 مطالعهٔ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۲۷ دقیقه
🔖 ۵۲۹۰ واژه
.
#نقد_قرآن #بازنگری #تفکر_انتقادی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
قرآن از دیدگاه ریاضی
نویسنده: باربارا کوستر مترجم: ب. بینیاز (داریوش) توضیحات: دکتر محسن بنائی یک توضیح: پس از ترجمۀ این مقاله که در واقع معرفی یک کتاب به نام «نظریۀ کُد ریاضی»[۱] است، متوجه شدم که در این جا به برخی از مفاهیم تخصصی و کلیدی در فقه اسلامی اشاره شده است که روشن…