آرای عبدالکریمی در ترازو
@Naqdagin
🎧 آرایِ بیژن عبدالکریمی در ترازو (+)
🎙دکتر #محمدباقر_باقری
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙دکتر #محمدباقر_باقری
🗄پست مرتبط
📕روشنفکر و خُلق و زبانی بسیجیوار؟!
📕وقتی فیلسوف دچار ابتذال رسانه شود
📕عبدالکریمی را چه شده؟!
📕چپ محور مقاومتی و آرمانشهرش
📕سقوط ج.ا سقوط روسیه و چین؟!
📕زیستجهان یا برگشت به غار افلاطون؟
📕درک وارونۀ فیلسوف محور مقاومت از امر ملی
📕خودرادیکالپنداری با ذهنی بسیجیمآب!
📕باز هم روشنفکران را نمیبخشم!🥲
📕نظریهپرداز استبداد و ارتجاع
📻 عبدالکریمی و چپزدگی
📻 در ستایش سلحشوری
📻 حکمرانی بد و ۱۱ نقدِ جدید (نقد شمارۀ ۱۱ تا ۲۱) دکتر حسن محدثی
📻 حکمرانی بد و ۱۰ نقد دکتر حسن محدثی
📺 چرا عبدالکریمی رد داده؟
.
#نقد_روشنفکران #چپ_ایرانی #نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 علتِ غیبتِ دائمیِ امام زمان! (+) 🎙#زئوس 🗄پست مرتبط 📺 داستانِ امام زمان از تولد تا ظهور!! 📕مدعی نبوت/امامت را چگونه بسنجیم؟ 📻 مهدویت در ترازو 📻 رهبرِ فراپیرِ مخفی! 📺 قصۀ امام زمان و تحریفات شیعیان 📺 امام زمان ظهور کرد! 📺 قصۀ امام زمان و تحریفات شیعیان…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۵۰۰ سال دروغ
@Naqdagin
🎧دروغهای پانصد ساله (+)
— صفویه و تشیع و تحقیقاتِ احمد کسروی
🎙گفتگوی #نیما_قاسمی و #آرمین_نوابی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— صفویه و تشیع و تحقیقاتِ احمد کسروی
🎙گفتگوی #نیما_قاسمی و #آرمین_نوابی
🗄پست مرتبط
📺 دکتر محسن بنائی: سادات و جعل حدیث
📺 با وجود عرب بودن پيامبر، چرا عدۀ زيادی از ايرانيان «سيد» هستند؟
📺 لقب «سید» از کجا آمدهاست؟
📕سادات در ایران
📕سادات بهمثابه «نوادگان عباسیان» در یک آنالیز دی ان اس
.
#نقد_ادیان #نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نقدآگین
📺 بررسی گلادیاتور ۲ (+) 🔸در این ویدیو گلادیاتور یک و دو رو با هم مقایسه میشود. . #نقد_فیلم #گلادیاتور #فیلم #سینما #پیشنهاد_فیلم ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 معرفی و نقدِ «فیلم گلادیاتور ۲» (+)
🎙دکتر #شروین_وکیلی
🔸در این قسمت به نقد فیلم «گلادیاتور ۲» با بازی پاول مسکل و دنزل واشينگتن پرداختهام که ادامهایست از داستان فیلم «گلادیاتور ۱». هر دو فیلم، با کارگردانی ریدلی اسکات ساخته شدهاست.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
00:00 آنچه خواهید دید
00:59 مقدمه و معرفی فیلم
02:30 زمینه ساخت فیلم
04:50 داستان فیلم
10:50 نقد فیلم و دقت تاریخی
25:00 دفاع فیلم از مفهوم امپراتوری
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙دکتر #شروین_وکیلی
🔸در این قسمت به نقد فیلم «گلادیاتور ۲» با بازی پاول مسکل و دنزل واشينگتن پرداختهام که ادامهایست از داستان فیلم «گلادیاتور ۱». هر دو فیلم، با کارگردانی ریدلی اسکات ساخته شدهاست.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
00:00 آنچه خواهید دید
00:59 مقدمه و معرفی فیلم
02:30 زمینه ساخت فیلم
04:50 داستان فیلم
10:50 نقد فیلم و دقت تاریخی
25:00 دفاع فیلم از مفهوم امپراتوری
🗄پست مرتبط
📺 مقایسۀ گلادیاتور یک و دو
.
#نقد_فیلم#گلادیاتور #فیلم #سینما #پیشنهاد_فیلم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸رهبر هوشمند، عاقل و باشرف جمهوری اسلامی در حالی از امیر قطر دعوت میکند از ایران الگو بگیرد که این کشور ذرهبینی در جنوب ایران که فقط ۳۰۰ هزار شهروند دارد، تولید ناخالصش به حدود ۶۰ درصد ایران بزرگ رسیده، حجم صادراتش ۲۰ میلیارد دلار بیشتر از ایران است، با کمک گروههای سیاسی مورد حمایتش، دست ایران را از سوریه قطع کرده و خود بهجای ایران نشسته، بهجای تحمل خطر حمله و تحریم آمریکا، روابط استراتژیک با قدرت اول جهان برقرار کرده، میزبان بزرگترین پایگاه هوایی آمریکا در منطقه است، با چین و اروپا قراردادهای طولانیمدت صادرات گاز میبندد، پول ایران را هم بلوکه میکند و به ریش ایران میخندد.
🔸امیر کشوری که جام جهانی برگزار میکند و شهروندانش بالاترین سطح رفاه در جهان را دارند، حقیقتا نیازی به نصیحتهای پیرمرد خیالبافی که کشورش را به لبۀ پرتگاه نابودی کشانده، ندارد.
✍🏻 #شاهین_طهماسبی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @iranjanejahan
🔸امیر کشوری که جام جهانی برگزار میکند و شهروندانش بالاترین سطح رفاه در جهان را دارند، حقیقتا نیازی به نصیحتهای پیرمرد خیالبافی که کشورش را به لبۀ پرتگاه نابودی کشانده، ندارد.
✍🏻 #شاهین_طهماسبی
.
#حکومت_اسلامی #سیاست #خاورمیانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @iranjanejahan
📘خاکسپاری نصرالله و فصل جدیدِ حزبالله
✍🏻 #حامد_آئینهوند
🍂 مراسم تشیع و خاکسپاری پیکر حسن نصرا.. (دبیر کل پیشین حزبالله لبنان)، ۵ ماه پس از کشتهشدن وی در حملۀ هوایی اسرائیل به ضاحیه جنوبی در بیروت، درحالی برگزار شد که از نظم پیشین سیاسی در غزه، لبنان و سوریه خبری نیست.
🍂 به عبارت دیگر، طوفانی که حماس در اسرائیل ایجاد کرد، بیش از آنکه نظم سیاسی اسرائیل را به هم بریزد، وضعیتی ایجاد کرد که منجر به تغیرات بنیادی در نظم منطقه و دگرگونی شدید اوضاع در محور مقاومت شد.
🍂 اندکی پس از طوفانالاقصی، پاسداران و شبهنظامیان بسیجی در تعجیلی کودکانه، مشغول توزیع شربت و شیرینی در میادین تهران شدند، غافل از اینکه آنقدر حلوا از محور مقاومت خواهند خورد که در تاریخ کمنظیر باشد!
🍂 گفته میشد حماس با طوفانالاقصی درپی نابودی پیمان ابراهیم و کشیدن خط بطلانی بر عادیسازی روابط کشورهای عربی با اسرائیل و به ویژه مانعتراشی بر پیوستن عربستان سعودی بود. اگرچه عربستان عادیسازی روابط را منوط به شناسایی کشور مستقل فلسطینی کردهاست، اما سکوت دستهجمعی اعراب در برابر آنچه اسرائیل پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ در منطقه انجام داد، نشان میدهد پیمان ابراهیم، نهتنها پایان نیافته، بلکه با حضور مجدد ترامپ در کاخ سفید، جان تازهای خواهد گرفت.
🍂 اظهارات غریب ترامپ درباره ساکنان غزه، هر چند با مخالفت جهانی روبه رو شدهاست، اما اتفاقات قریب در پیش نشان خواهد داد که شاید اوضاع به دلبخواهی حداکثری ترامپ و نتانیاهو نشود، اما میشود مطمئن بود که حماس جایی در غزه پس از شروع بازسازی نخواهد داشت و با فشار ترامپ برای تصاحب غزه ، اعراب از جمله ساکنان غزه، به حاکمیت تشکیلات خود گردان به رهبری محمود عباس تن خواهند داد، که به گمان من، محتملترین گزینه ممکن خواهد بود. گزینهای که فرسنگها از آنچه جمهوری اسلامی در سر میپروراند فاصله دارد.
🍂 از سوی دیگر، ورود حزب ا.. لبنان به معرکه درگیری حماس و اسرائیل به قیمت جان نصرا... و بسیاری دیگر از اعضای حزب ا.. تمام شد و با فروپاشی رژیم اسد در سوریه و قطع روابط تهران – دمشق سوخترسانی مالی و تسلیحاتی تهران به حزب ا.. پایان یافتهاست. حزب ا.. نه تنها موقعیت پیشین خود در دولت لبنان را از دست داده است، بلکه فضای مانور سیاسی نیز دیگر مانند گذشته برایش فراهم نیست و لغو پروازهای بیروت تهران و بازرسی کامل وسایل دیپلماتهای ایرانی به خوبی نشان میدهد.
🍂 لبنان دیگر حیاط خلوت تهران محسوب نمی شود. لحن هشدار گونه جوزف عون رئیس جمهور لبنان در دیدار با عراقچی و قالیباف در مراسم خاکسپاری نصر ا...، مبنی بر اینکه لبنان از جنگهای دیگران خسته است، بهاین معناست که جمهوری اسلامی باید لبنان را به حال خود گذاشته و با خاکسپاری نصر ا.. رویا پردازیهای منطقهای خود را نیز به دست فراموشی بسپارد، اما آیا تهران که روزهای سختی را از سر گذرانده و رهبران مقاومت را یکی از پس دیگری به خاک سپردهاست، شکست را میپذیرد؟
🍂 راهیابی مجدد ترامپ به کاخ سفید برای محور مقاومت گران تمام شدهاست و برای تهران از همه بیشتر،شکست خودش را تحمیل کرده، بیآنکه کسی مسئولیتش را بپذیرد. در حالی که تا پیش از این، فرماندهان ارشد سپاه از عظمت ایران و نیروهای نیابتی در منطقه داد سخن میدادند، خامنهای بعد از سقوط اسد، به شکل رقتباری گفت جمهوری اسلامی نیروی نیابتی ندارد و در صورت لزوم، خودش وارد معرکه خواهد شد. اما صرف نظر از سخنرانیهای تبلیغی، واقعیتهای میدانی مثل «بستهبودن زمین و آسمان» چنانکه خامنهای در جریان سقوط اسد به آن معترف شد، و حالا فشار حداکثری و کاهش قدرت مالی جمهوری اسلامی، رسما فصل جدیدی را برای حزب ا.. به وجود آورده است. فصلی که دیگر نمیتواند هزینه از «پوشک تا موشک» نیروهای خود را از تهران تامین کند.
🍂 روشن است در غیاب تهران کشورهای عربی نیز به حزب ا.. کمکی نخواهند کرد. حزب ا.. در نهایت یا باید خلع سلاح را بپذیرد و وارد روند سیاسی شود یا امتناع کند و خلع سلاح شده و از مشارکت بهمثابه یک حزب سیاسی در لبنان نیز برکنار بماند و این چیزی جز تلاشی حزب ا.. پس از سالها تلاش غیر عقلانی برای نابودی اسرائیل نیست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @iranjanejahan
✍🏻 #حامد_آئینهوند
🍂 مراسم تشیع و خاکسپاری پیکر حسن نصرا.. (دبیر کل پیشین حزبالله لبنان)، ۵ ماه پس از کشتهشدن وی در حملۀ هوایی اسرائیل به ضاحیه جنوبی در بیروت، درحالی برگزار شد که از نظم پیشین سیاسی در غزه، لبنان و سوریه خبری نیست.
🍂 به عبارت دیگر، طوفانی که حماس در اسرائیل ایجاد کرد، بیش از آنکه نظم سیاسی اسرائیل را به هم بریزد، وضعیتی ایجاد کرد که منجر به تغیرات بنیادی در نظم منطقه و دگرگونی شدید اوضاع در محور مقاومت شد.
🍂 اندکی پس از طوفانالاقصی، پاسداران و شبهنظامیان بسیجی در تعجیلی کودکانه، مشغول توزیع شربت و شیرینی در میادین تهران شدند، غافل از اینکه آنقدر حلوا از محور مقاومت خواهند خورد که در تاریخ کمنظیر باشد!
🍂 گفته میشد حماس با طوفانالاقصی درپی نابودی پیمان ابراهیم و کشیدن خط بطلانی بر عادیسازی روابط کشورهای عربی با اسرائیل و به ویژه مانعتراشی بر پیوستن عربستان سعودی بود. اگرچه عربستان عادیسازی روابط را منوط به شناسایی کشور مستقل فلسطینی کردهاست، اما سکوت دستهجمعی اعراب در برابر آنچه اسرائیل پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ در منطقه انجام داد، نشان میدهد پیمان ابراهیم، نهتنها پایان نیافته، بلکه با حضور مجدد ترامپ در کاخ سفید، جان تازهای خواهد گرفت.
🍂 اظهارات غریب ترامپ درباره ساکنان غزه، هر چند با مخالفت جهانی روبه رو شدهاست، اما اتفاقات قریب در پیش نشان خواهد داد که شاید اوضاع به دلبخواهی حداکثری ترامپ و نتانیاهو نشود، اما میشود مطمئن بود که حماس جایی در غزه پس از شروع بازسازی نخواهد داشت و با فشار ترامپ برای تصاحب غزه ، اعراب از جمله ساکنان غزه، به حاکمیت تشکیلات خود گردان به رهبری محمود عباس تن خواهند داد، که به گمان من، محتملترین گزینه ممکن خواهد بود. گزینهای که فرسنگها از آنچه جمهوری اسلامی در سر میپروراند فاصله دارد.
🍂 از سوی دیگر، ورود حزب ا.. لبنان به معرکه درگیری حماس و اسرائیل به قیمت جان نصرا... و بسیاری دیگر از اعضای حزب ا.. تمام شد و با فروپاشی رژیم اسد در سوریه و قطع روابط تهران – دمشق سوخترسانی مالی و تسلیحاتی تهران به حزب ا.. پایان یافتهاست. حزب ا.. نه تنها موقعیت پیشین خود در دولت لبنان را از دست داده است، بلکه فضای مانور سیاسی نیز دیگر مانند گذشته برایش فراهم نیست و لغو پروازهای بیروت تهران و بازرسی کامل وسایل دیپلماتهای ایرانی به خوبی نشان میدهد.
🍂 لبنان دیگر حیاط خلوت تهران محسوب نمی شود. لحن هشدار گونه جوزف عون رئیس جمهور لبنان در دیدار با عراقچی و قالیباف در مراسم خاکسپاری نصر ا...، مبنی بر اینکه لبنان از جنگهای دیگران خسته است، بهاین معناست که جمهوری اسلامی باید لبنان را به حال خود گذاشته و با خاکسپاری نصر ا.. رویا پردازیهای منطقهای خود را نیز به دست فراموشی بسپارد، اما آیا تهران که روزهای سختی را از سر گذرانده و رهبران مقاومت را یکی از پس دیگری به خاک سپردهاست، شکست را میپذیرد؟
🍂 راهیابی مجدد ترامپ به کاخ سفید برای محور مقاومت گران تمام شدهاست و برای تهران از همه بیشتر،شکست خودش را تحمیل کرده، بیآنکه کسی مسئولیتش را بپذیرد. در حالی که تا پیش از این، فرماندهان ارشد سپاه از عظمت ایران و نیروهای نیابتی در منطقه داد سخن میدادند، خامنهای بعد از سقوط اسد، به شکل رقتباری گفت جمهوری اسلامی نیروی نیابتی ندارد و در صورت لزوم، خودش وارد معرکه خواهد شد. اما صرف نظر از سخنرانیهای تبلیغی، واقعیتهای میدانی مثل «بستهبودن زمین و آسمان» چنانکه خامنهای در جریان سقوط اسد به آن معترف شد، و حالا فشار حداکثری و کاهش قدرت مالی جمهوری اسلامی، رسما فصل جدیدی را برای حزب ا.. به وجود آورده است. فصلی که دیگر نمیتواند هزینه از «پوشک تا موشک» نیروهای خود را از تهران تامین کند.
🍂 روشن است در غیاب تهران کشورهای عربی نیز به حزب ا.. کمکی نخواهند کرد. حزب ا.. در نهایت یا باید خلع سلاح را بپذیرد و وارد روند سیاسی شود یا امتناع کند و خلع سلاح شده و از مشارکت بهمثابه یک حزب سیاسی در لبنان نیز برکنار بماند و این چیزی جز تلاشی حزب ا.. پس از سالها تلاش غیر عقلانی برای نابودی اسرائیل نیست.
.
#حکومت_اسلامی #سیاست #خاورمیانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @iranjanejahan
Telegram
نقدآگین
📺 نقد و بررسیِ «دربارۀ محمد و بودا» (۱/۲)
— سخنان بودیستِ ایرانی (#حامد_کاتوزی) در حضور استاد #مصطفی_ملکیان و دکتر اردبیلی
🍂 در این کلیپ، مقایسههای جالب و بعضا درستی انجام میشود، اما ناراحتکننده است که با وجود در دسترس بودن آسانِ منابع برای تحقیق، ایشان مقابل اساتیدِ اهل تحقیق و موشکافی چون ملکیان و دوربین قرار میگیرد، و کلیشههای آشکارا غلطی را تکرار میکند، و جهل خود را که بدان اذعان علنی نیز میکند، به حساب نبود منابع تاریخی دربارۀ ادیان سابق، و بودِ منابع تاریخی دربارۀ اسلام میگذارد.
🔺اگر فقط قرآن و اناجیل و بایبل عبری را مقایسه کنیم، میبینیم برخلاف کتب سابق، اساسا نام محمد ۴ بار بیشتر در قرآن نیامده، که همان نیز موضوع بحث است که آیا صفت بوده یا اسم شخص موجود در سیرهها؟ و هیچ اشارهای به تولد و جوانی محمد و حتی شغلش و مرگش و اسامی یاران/خاندان/همسرانش، نشده، یا نام اجداد او (که بحثی جدی در ادیان سامی بوده دربارۀ پیامبران) چون کتب قبلی بازگو نشده و تعیین. حتی اسم مکه، بعنوان زادگاه پیامبر و شهر مرکزی اسلام هم فقط یک بار آمده، و صورت دیگر آن بکه است، و توصیفاتی که دربارهاش ذکر شده، ارتباطی به آنچه در عربستان بوده و هست، ندارد. یا قبلۀ اول مسلمانان (مسجدالاقصی) نیز مشخص نشده دقیقا کجا بودهاست؟ خود این مبنایی شدهاست برای زیر سوال رفتنِ بنیادهای اسلام، چون قبلهبودن مکه یا آغاز شدن اسلام از عربستان، با تحقیقات بازنگرانۀ متاخر، و این یعنی، تشکیک اساسی در ابتداییات یک دین، که نظیرش دربارۀ عیسی لااقل مصداق ندارد.
❓آیا منظور از با «قابل اعتماد بودن» بهاصطلاح تاریخیست که دو سده بعد توسط کارمندان حکومت نوشته شده؟ و گزارشهای تاریخی همزمان نیز یا ساکت بودهاند، یا مواردی نقیض تاریخنگاری عباسی را ارائه کردهاند؟
🍂 عیسی مسیح لااقل از جهت مرگ و به صلیب کشیدهشدن، گویا شواهد تاریخی همزمان و مستقل دربارهاش وجود دارد، دربارۀ محمدی که از اتاق خواب تا نورهکشیدنش گزارش شده در تاریختراشیِ عباسی، حتی چنین گزارشهایی نیز وجود ندارد.
🍂 این تصور غالب که تاریخ اسلام بسیار روشن است؛ چراکه تاریخ اسلام پر از جزئیات است، سخت مخدوش شده؛ از جهت اعتبار، با شبهرمانی مواجهیم که دو سده بعد و زیر نظر حکام نوشته شده. وگرنه یک تاریخپژوه جدی اگر بخواهد به راستیآزمایی علمی و شکاکانۀ این تاریخ بپردازد، بخش بزرگی از آن دود میشود و به هوا میرود.
۲. گوینده «شب قدر» را به روشنشدگی بودایی مرتبط میکند و البته با نفی موارد مشابه در مسیحیت، میکوشد بین محبوب ثانی خود (بودیسم) و آنچه در آن پرورش یافته (اسلام)، نوعی اینهمانی برقرار کند. در این زمینه نیز اگر اندک مطالعهای مییافت، درمییافت کلیت سورۀ قدر احتمالا از کدام متون مسیحی اقتباس شدهاست؟ [ر.ک. سورۀ القدر یا سورۀ کریسمس؟] این جدا از این است که روشنشدگی در بودیسم، ربطی به ملائکه و نزول روح و الله و ارادۀ نیروی خارجی ندارد و امری درونیست و با نوعی سلوک تجربه میشود.
۳. ادعا میکند که بودا و محمد در دو دین شخصیت محوری شکلدهنده به زندگی مومنان دارند برخلاف ادیان دیگر! موسی و محوریت زیستش در فقه یهودی، و مسیح و محوریتش در پایانبخشی به شریعتمحوری موسوی و نوع نگاه به خدا و عشق و دیگری، از نظر این دوست دور مانده، و این مهجوریت بهنظر از فقر مطالعاتی او ناشی شدهاست.
🍂 اگر به شخصیت پولس در مسیحیت اشاره میشود که در مسیحیت کنونی نقش جدی داشته، ما نیز جدا از روایت شیعه که مبتنی بر انحراف اسلام و تحریفات متکثر قرآن از همان آغاز، با توطئۀ عمر و ابوبکر و عثمان است، دریایی از احادیث داریم که حدود ۳ قرن بعد نوشته شدهاند، و نقش اصلی در ساخت فقه و تئولوژی فرق مختلف اسلام را داشتهاند. هیچ دینی، یکشبه و از عدم، و بر محور یک شخص، از آسمان نازل نشده و حفاظتشده به امروز نرسیده؛ این یک قاعدۀ تاریخیست.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— سخنان بودیستِ ایرانی (#حامد_کاتوزی) در حضور استاد #مصطفی_ملکیان و دکتر اردبیلی
🍂 در این کلیپ، مقایسههای جالب و بعضا درستی انجام میشود، اما ناراحتکننده است که با وجود در دسترس بودن آسانِ منابع برای تحقیق، ایشان مقابل اساتیدِ اهل تحقیق و موشکافی چون ملکیان و دوربین قرار میگیرد، و کلیشههای آشکارا غلطی را تکرار میکند، و جهل خود را که بدان اذعان علنی نیز میکند، به حساب نبود منابع تاریخی دربارۀ ادیان سابق، و بودِ منابع تاریخی دربارۀ اسلام میگذارد.
۱. "اطلاعات زیادی از موسی/عیسی من ندارم و شاید در تاریخ هم به آن شکل ثبت نشده، اما در مورد محمد کتابی داریم که میتوان با درصد قابل قبولی میشه اعتماد کرد که در زمان محمد و از زبان محمد ارائه شدهاست، و اتفاقا هم یک بیان رسایی از زندگی شخصی محمد درش وجود داره و تاریخی هم وجود داره و تواریخ زیادی هم نوشته شده و گزارشهای زیادی از همون زمان وجود داره"
🔺اگر فقط قرآن و اناجیل و بایبل عبری را مقایسه کنیم، میبینیم برخلاف کتب سابق، اساسا نام محمد ۴ بار بیشتر در قرآن نیامده، که همان نیز موضوع بحث است که آیا صفت بوده یا اسم شخص موجود در سیرهها؟ و هیچ اشارهای به تولد و جوانی محمد و حتی شغلش و مرگش و اسامی یاران/خاندان/همسرانش، نشده، یا نام اجداد او (که بحثی جدی در ادیان سامی بوده دربارۀ پیامبران) چون کتب قبلی بازگو نشده و تعیین. حتی اسم مکه، بعنوان زادگاه پیامبر و شهر مرکزی اسلام هم فقط یک بار آمده، و صورت دیگر آن بکه است، و توصیفاتی که دربارهاش ذکر شده، ارتباطی به آنچه در عربستان بوده و هست، ندارد. یا قبلۀ اول مسلمانان (مسجدالاقصی) نیز مشخص نشده دقیقا کجا بودهاست؟ خود این مبنایی شدهاست برای زیر سوال رفتنِ بنیادهای اسلام، چون قبلهبودن مکه یا آغاز شدن اسلام از عربستان، با تحقیقات بازنگرانۀ متاخر، و این یعنی، تشکیک اساسی در ابتداییات یک دین، که نظیرش دربارۀ عیسی لااقل مصداق ندارد.
❓آیا منظور از با «قابل اعتماد بودن» بهاصطلاح تاریخیست که دو سده بعد توسط کارمندان حکومت نوشته شده؟ و گزارشهای تاریخی همزمان نیز یا ساکت بودهاند، یا مواردی نقیض تاریخنگاری عباسی را ارائه کردهاند؟
🍂 عیسی مسیح لااقل از جهت مرگ و به صلیب کشیدهشدن، گویا شواهد تاریخی همزمان و مستقل دربارهاش وجود دارد، دربارۀ محمدی که از اتاق خواب تا نورهکشیدنش گزارش شده در تاریختراشیِ عباسی، حتی چنین گزارشهایی نیز وجود ندارد.
🍂 این تصور غالب که تاریخ اسلام بسیار روشن است؛ چراکه تاریخ اسلام پر از جزئیات است، سخت مخدوش شده؛ از جهت اعتبار، با شبهرمانی مواجهیم که دو سده بعد و زیر نظر حکام نوشته شده. وگرنه یک تاریخپژوه جدی اگر بخواهد به راستیآزمایی علمی و شکاکانۀ این تاریخ بپردازد، بخش بزرگی از آن دود میشود و به هوا میرود.
۲. گوینده «شب قدر» را به روشنشدگی بودایی مرتبط میکند و البته با نفی موارد مشابه در مسیحیت، میکوشد بین محبوب ثانی خود (بودیسم) و آنچه در آن پرورش یافته (اسلام)، نوعی اینهمانی برقرار کند. در این زمینه نیز اگر اندک مطالعهای مییافت، درمییافت کلیت سورۀ قدر احتمالا از کدام متون مسیحی اقتباس شدهاست؟ [ر.ک. سورۀ القدر یا سورۀ کریسمس؟] این جدا از این است که روشنشدگی در بودیسم، ربطی به ملائکه و نزول روح و الله و ارادۀ نیروی خارجی ندارد و امری درونیست و با نوعی سلوک تجربه میشود.
۳. ادعا میکند که بودا و محمد در دو دین شخصیت محوری شکلدهنده به زندگی مومنان دارند برخلاف ادیان دیگر! موسی و محوریت زیستش در فقه یهودی، و مسیح و محوریتش در پایانبخشی به شریعتمحوری موسوی و نوع نگاه به خدا و عشق و دیگری، از نظر این دوست دور مانده، و این مهجوریت بهنظر از فقر مطالعاتی او ناشی شدهاست.
🍂 اگر به شخصیت پولس در مسیحیت اشاره میشود که در مسیحیت کنونی نقش جدی داشته، ما نیز جدا از روایت شیعه که مبتنی بر انحراف اسلام و تحریفات متکثر قرآن از همان آغاز، با توطئۀ عمر و ابوبکر و عثمان است، دریایی از احادیث داریم که حدود ۳ قرن بعد نوشته شدهاند، و نقش اصلی در ساخت فقه و تئولوژی فرق مختلف اسلام را داشتهاند. هیچ دینی، یکشبه و از عدم، و بر محور یک شخص، از آسمان نازل نشده و حفاظتشده به امروز نرسیده؛ این یک قاعدۀ تاریخیست.
۴. "مسلمان مشابه بودایی قطعیتی دارد که نباید الکل بخورد و زنا بکند! اما مسیحی چنین چیزی را ندارد. در اسلام یک مرزگذاری دقیقی شده که میان زنا و تعدد زوجات و هبه و متعه تفکیک دقیق قائل شدهاست! و این مشابه چیزیست که بودا دربارۀ تاثیر رابطۀ اشتباه جنسی در کارمای بد ارائه میکند، و محمد اون کارمای بد (زنا) را در زندگی شخصی خودش علیرغم تعدد زوجات انجام ندادهاست، و حساس بوده که تجاوز نکند و خیانت و فقط ازدواج کند!"
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 نقد و بررسی «دربارۀ محمد و بودا» (۲/۲)
🔺گوینده، آیۀ مشهور قرآن دربارۀ حلالشدن تعرض به زنان شوهردار اسیر را فراموش میکند!
🔺و ایضا اینکه تعدد زوجاتی که بر محور هوس تا آن حد بوده که حتی عایشه را شاکی کرد "که الله دنبالهروی امیال توست!"، و به نوعروس خود نیز نظر جنسی میکند و ازدواجشان را به طلاق میکشاند را نیز نمیبیند، و زنان و کنیزهایی که فرد هر شب کنار یکیشان میخوابیده را جزئی از خیانتِ زناشویی تلقی نمیکند! اگر اینها خیانت زناشویی نیست و بنا به رضایت زنان بوده، پس چرا عایشه شاکی بوده؟ یا زنان از فعلی مشابه منع شدهاند؟! تا آن حد که اگر حتی چنین نسبتی به ناحق نیز بدانها بچسبانند، قتلشان منجر به اجرای قصاص نمیشود و مثل گوسفند ذبح میشوند و خونشان ریخته؟!
🔺زشتیِ زنا در مقایسه با «نابود کردنِ زندگی زناشویی یک زوج جوان» برای ارضای میل یک پیر و قباحتزدایی از «نظر جنسی به عروس» چقدر بزرگ است؟ بدتر آنکه چنین فعلی، به خواستِ خود خدا نسبت داده شده (یکی از پژوهشگران تاریخ انتقادی، اضافهشدن این بخش به قرآن را نیز مربوط به ارادۀ حاکم وقت برای یافتن توجیه شرعی دانسته که بدنبال حلالکردن ازدواج با عروس بودهاست، چونان که سوره مسد و نسبتدادن فحاشی الله نسبت به عموی پیامبر را نیز با تفسیر مشابهی، افزوده شده به قرآن دانستهاند (جهت توجیه شرعی مواجهۀ خصمانه با فامیلِ نزدیکِ حاکم وقت).
🔻اگر به موسی و عیسی رجوع کنیم، اساسا فرا رفتن از تکهمسری، و حتی نظر شهوانی به زنی دیگر از زنان خود نیز عملی قبیح و حتی در حد زنا محسوب میشده. شریعت موسی به صراحت فرمان دادهاست:
🔻عیسی هدف خدا را مبنی بر ازدواج تکهمسری تایید میکند (متی فصل ۱۹ آیه ۴):
🔺همچنین میدانیم کنیزهای پیامبر و ائمه و مومنین، هر تعداد که بودند، حلال محسوب میشدند و ارادۀ کنیز برای ارتباط جنسی با صاحبش نیز کمترین ارزشی نداشت! آیا این برخورد وفق اناجیل و سخنان عیسی معادل عملی درست دانسته میشد؟
🔺پس میتوان گفت گوینده، بین بودا (قهرمان امروز) که بنیاد مذهبش بر زهد و انکار بود و محمد (شرطیشدگیاش از کودکی) که بنیاد مذهبش بر محور ارادۀ معطوف به قدرت و آریگویی به تکتک امیال شخص صاحباتوریته بود، همسانی برقرار میکند.
۶. البته از جهتی به تمایز اسلام و بودیسم در مسالۀ قتال و جهاد و قتل مرتد یا فرافکنی مسئولیت به الله نیز اشاره میکند، و اینکه محمد نفسش را برخلاف بودا ننداخته، بلکه در حال نوعی کشتی مداوم با آن بودهاست و مواجههاش با زنان نیز اینگونه قابل فهم است.
۷. دربارۀ اقتباسهای مولفان اسلام از بودیسم، حتما به کتاب گرانقدرِ «تاثیرات بودیسم بر اسلام» رجوع کنید. گزیدههایی از کتاب را در ادامه نشر میکنیم؛ هرچند برخی از نکات آن توسط دکتر بنائی بازگو شدهبود [محمد، پیامبر روزهای دوشنبه!].
🔻نکات بسیار مهمی در این کتاب گفته شده، از جمله مشابهتهای حیرتآور مراسم حج با رسمی بودیستی و بیربطیاش به ادیان ابراهیمی (برخلاف ادعای قرآن که اسلام دین ابراهیم و موسی است).
🔻با توجه به نکات ارزشمند کتاب و گذاشتنِ قطعاتِ پازلی که در اختیار ما میگذارد، کنار این نکته که اساسا طرحِ ادعای «هجرتِ ابراهیم به بیابان مکه» (بیش از ۱۰۰۰ کیلومتر! دور از محل زندگیاش، که اساسا نامی از آن در تواریخ باستان مطرح نبوده و در بایبل نیز و از خود این هجرت طولانی و ساختنِ کعبه نیز یادی نشده) برای رها کردنِ نامعقول و بیرحمانۀ کنیزش هاجر و نوزادشان اسماعیل، ابر-دروغِ مولفان اسلام بهنظر میرسد،
🔺و توجه به تحقیقات دنگیبسون دربارۀ قبلهها و مسجدالاقصی، بسیاری ابهامات در ساختمان اسلام و پروسۀ ساختش حل میشود.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔺گوینده، آیۀ مشهور قرآن دربارۀ حلالشدن تعرض به زنان شوهردار اسیر را فراموش میکند!
🔺و ایضا اینکه تعدد زوجاتی که بر محور هوس تا آن حد بوده که حتی عایشه را شاکی کرد "که الله دنبالهروی امیال توست!"، و به نوعروس خود نیز نظر جنسی میکند و ازدواجشان را به طلاق میکشاند را نیز نمیبیند، و زنان و کنیزهایی که فرد هر شب کنار یکیشان میخوابیده را جزئی از خیانتِ زناشویی تلقی نمیکند! اگر اینها خیانت زناشویی نیست و بنا به رضایت زنان بوده، پس چرا عایشه شاکی بوده؟ یا زنان از فعلی مشابه منع شدهاند؟! تا آن حد که اگر حتی چنین نسبتی به ناحق نیز بدانها بچسبانند، قتلشان منجر به اجرای قصاص نمیشود و مثل گوسفند ذبح میشوند و خونشان ریخته؟!
🔺زشتیِ زنا در مقایسه با «نابود کردنِ زندگی زناشویی یک زوج جوان» برای ارضای میل یک پیر و قباحتزدایی از «نظر جنسی به عروس» چقدر بزرگ است؟ بدتر آنکه چنین فعلی، به خواستِ خود خدا نسبت داده شده (یکی از پژوهشگران تاریخ انتقادی، اضافهشدن این بخش به قرآن را نیز مربوط به ارادۀ حاکم وقت برای یافتن توجیه شرعی دانسته که بدنبال حلالکردن ازدواج با عروس بودهاست، چونان که سوره مسد و نسبتدادن فحاشی الله نسبت به عموی پیامبر را نیز با تفسیر مشابهی، افزوده شده به قرآن دانستهاند (جهت توجیه شرعی مواجهۀ خصمانه با فامیلِ نزدیکِ حاکم وقت).
🔻اگر به موسی و عیسی رجوع کنیم، اساسا فرا رفتن از تکهمسری، و حتی نظر شهوانی به زنی دیگر از زنان خود نیز عملی قبیح و حتی در حد زنا محسوب میشده. شریعت موسی به صراحت فرمان دادهاست:
برای خود زنان بسیار مگیر (تثنیه فصل ۱۷، آیۀ ۱۷).
🔻عیسی هدف خدا را مبنی بر ازدواج تکهمسری تایید میکند (متی فصل ۱۹ آیه ۴):
آنگاه بعضی از فریسیان پیش آمدند تا با بحث و گفتگو، او را غافلگیر کنند. پس به عیسی گفتند: «آیا مرد اجازه دارد زن خود را به هر علتی طلاق دهد؟»
عیسی جواب داد: «مگر در بایبل نخواندهاید که در آغاز خلقت، خالق جهان ”ایشان را مرد و زن آفرید“،
و فرمود: ”به این سبب است که مرد از پدر و مادر خود جدا میشود و به زن خود میپیوندد، و آن دو یک تن میشوند“.
بنابراین، از آن پس دیگر دو تن نیستند بلکه یک تن. پس آنچه را خدا پیوست، انسان جدا نکند.»
پرسیدند: «اگر چنین است، چرا موسی فرموده که مرد میتواند به زن خود طلاقنامه داده، او را رها کند؟»
عیسی گفت: «موسی بعلت سنگدلی شما اجازه داد که زن خود را طلاق دهید، اما این خواست خدا در آغاز خلقت نبود.
و من به شما میگویم، هرکه زنش را به هر علتی جز خیانت طلاق دهد و با زن دیگری ازدواج کند، زناکار محسوب میشود»
شاگردان عیسی به او گفتند: «با این حساب، ازدواج نکردن بهتر است!»
عیسی فرمود: «همه نمیتوانند این گفته را بپذیرند، مگر کسانی که خدا تواناییاش را به آنان داده باشد[...]»
🔺همچنین میدانیم کنیزهای پیامبر و ائمه و مومنین، هر تعداد که بودند، حلال محسوب میشدند و ارادۀ کنیز برای ارتباط جنسی با صاحبش نیز کمترین ارزشی نداشت! آیا این برخورد وفق اناجیل و سخنان عیسی معادل عملی درست دانسته میشد؟
🔺پس میتوان گفت گوینده، بین بودا (قهرمان امروز) که بنیاد مذهبش بر زهد و انکار بود و محمد (شرطیشدگیاش از کودکی) که بنیاد مذهبش بر محور ارادۀ معطوف به قدرت و آریگویی به تکتک امیال شخص صاحباتوریته بود، همسانی برقرار میکند.
۶. البته از جهتی به تمایز اسلام و بودیسم در مسالۀ قتال و جهاد و قتل مرتد یا فرافکنی مسئولیت به الله نیز اشاره میکند، و اینکه محمد نفسش را برخلاف بودا ننداخته، بلکه در حال نوعی کشتی مداوم با آن بودهاست و مواجههاش با زنان نیز اینگونه قابل فهم است.
۷. دربارۀ اقتباسهای مولفان اسلام از بودیسم، حتما به کتاب گرانقدرِ «تاثیرات بودیسم بر اسلام» رجوع کنید. گزیدههایی از کتاب را در ادامه نشر میکنیم؛ هرچند برخی از نکات آن توسط دکتر بنائی بازگو شدهبود [محمد، پیامبر روزهای دوشنبه!].
🔻نکات بسیار مهمی در این کتاب گفته شده، از جمله مشابهتهای حیرتآور مراسم حج با رسمی بودیستی و بیربطیاش به ادیان ابراهیمی (برخلاف ادعای قرآن که اسلام دین ابراهیم و موسی است).
🔻با توجه به نکات ارزشمند کتاب و گذاشتنِ قطعاتِ پازلی که در اختیار ما میگذارد، کنار این نکته که اساسا طرحِ ادعای «هجرتِ ابراهیم به بیابان مکه» (بیش از ۱۰۰۰ کیلومتر! دور از محل زندگیاش، که اساسا نامی از آن در تواریخ باستان مطرح نبوده و در بایبل نیز و از خود این هجرت طولانی و ساختنِ کعبه نیز یادی نشده) برای رها کردنِ نامعقول و بیرحمانۀ کنیزش هاجر و نوزادشان اسماعیل، ابر-دروغِ مولفان اسلام بهنظر میرسد،
🔺و توجه به تحقیقات دنگیبسون دربارۀ قبلهها و مسجدالاقصی، بسیاری ابهامات در ساختمان اسلام و پروسۀ ساختش حل میشود.
.
#بازنگری
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘گزیدهای از «تاثیرات بودیسم بر اسلام» (۱/۵)
— مراسم کهانتِ راهبان بودایی و زیارت؛ شواهد تازه از شباهتهای گفتهشده میان بوداگری و اسلام آغازین
🔻آنچه که در قرآن نیامده
🍂 شاید مهمترین حوزهای که در آن بتوان شباهتهای بودیسم و اسلام را تشخیص داد، زیارتِ حج باشد. واژۀ حج در عبری، حاج ḥāg است که «جشن» معنی میدهد: فعل آن «جشن گرفتن» است و به معنی «زیارت کردن» به کار برده نمیشد.
🍂 در ارتباط با همین واژه، مفاهیم کلیدی دیگری نیز افزوده میشوند که در فرآن اشارهای به آنها نشدهاست؛ برای نمونه، واژۀ طوّاف (چرخیدن دور چیزی)، زمزم (چشمه)، سعی (رفت و آمد میان صفا و مروه)، ماههای زیارت و غیره.
🍂 شاید در اين جا ایراد گرفتهشود که بعضی از اين واژهها در قرآن در اشکال تغییریافته آمدهاند؛ برای نمونه «حجالبیت» و «العمره [سوره بقره. آیه ۱۵۸/ م.] که میتوانند بهعنوان «حج» (زیارت بزرگ) و «اعتمر» (زیارت کوچک) قابل برداشت باشند، ولی از خود متن قرآن نمیتوان سرراست به چنین برداشت یا تعبیری رسید.
🍂 همچنین واژۀ «طواف» بهعنوانِ اسم در قرآن نیامده. فقط بهعنوانِ ریشۀ فعل آمدهاست. در اینجا نیزم میتوان دید که اين واژه به این معنی که ما امروز استفاده میکنيم بهکار برده نشدهاست؛ زیرا اين فعل نه به معنی «چرخیدن یا دور زدن» بلکه برای دویدن میانِ صفا و مروه به کار برده شدهاست (یطَّوَّفَ بِهِمَا) [سورۀ بقره. آیه ۱۵۸].
🍂 در ضمن، از این سطور بسیار مبهم نمیتوان فهمید که منظور از این مکانها، کوه و تپه باشند. بهعبارتی، همه بخشهای دیگر فرآن که بهگونهای به زیارت مربوط میشوند، چیزی دربارۀ آیین حج به ما نمیگویند و ما باید حتماً به نوشتههای خارج از قرآن، یعنی روایات، رجوع کنیم.
🍂 فلکر پپ براین نظر است که «صفا» (در واقع «صخره: معنی میدهد) و به اورشليم برمیگردد، و «مروه» همان «شهر مرو» ایت (اٌن یطَّوَّفَ بِهِمَا) یعنی زیارت حج میان مرو و اورشلیم بوده و مکه در زمانهای بعدی بهعنوان مُدل یا «زیارتگاه نمادین» ساخته شد.
🍂 اين رویکرد، در اروپا اینگونه انجام میشد که در بعضی از شهرها پا صومعهها، «کلیسای مقبره مقدس» (که به باور مسیحیان عیسی از پس مصلوبشدنش در آن به معراج میرود و اهمیتی مشابه کعبه برای مسیحیان دارد)، یعنی کلیسای «رستاخیز در اورشلیم» را شبیهسازی میکردند تا زیارتکنندگانِ تنگدستِ اروپایی بتوانند نیازهای دینی خود را به جای آورند. این رویکرد چنان بود که در بعضی از موارد، حتا باغهای پیرامونی جُلجُتا، وادی جوزه، کوه زیتون (با باغها) را شبیهسازی میکردند تا بگونهای چشمانداز و حالوهوای اورشلیم را به زیارتکنندگان انتقال دهد.
🔻آنچه هنوز توجهبرانگیزاست، واقعیات زیر است:
🔻زمان زیارت
🍂 در فرآن گفته نشده که از ازل یک ماه زیارت [به کعبه] وجود داشتهاست. در اینجا دستکم از سه ماه و از «ماههای» (نه یک ماه یا دو ماه (المثنی]) سخن رفتهاست: «الحج أشهر معلومات» (رودی پارت: «زیارت در ماههای شناخته شده [معین] صورت میگیرد»). این ماهها یا سهماه، زمان «بارانهای موسمی» (ورسه / Varse) هستند که طی آن، راهبان اجازۀ ترک دیرهای خود را ندارند و بهدلیل گسترشِ بیکاری در اين سه ماه، بسیاری از مردانِ جوان تا به امروز بهطور موقتی راهب میشوند.
🔻هنگام حج و برای راهبان
🍂 پوشش (لباس احرام) زائران مسلمان، بههنگام زیارت حج، و پوششِ راهبانِ بودیست، از یک مشخصۀ برجسته و مشترک برخوردار است: شانهی راست برهنه است؛ چیزی که در کشورهای اسلامی اصلاً معمول نیست و در هیچ شمایلنگاری هم بازتاب نیافتهاست. افزون بر این، در یکی از احادیث مقرر شدهاست که لباس احرام نباید با گیاه وَرَس رنگ شدهباشد. مفسرین اسلامی چنین تعبیر کردهاند که لباس احرام نباید زرد یا سرخ باشد. رنگ لباس راهیان بودايي آغازین، بسته به فرقهی مربوطه، میان زرد و سرخ در نوسان بود.
🍂 در عمل، به هنگام زیارت حج، پوشش سفید استفاده میشود؛ مانند بوداییهای غیرراهب «پالی: اوپاسکه [مذکر] و اوپاسیکا [مونث]». همچنین به هنگام آیین پذيرش راهبان در معابد، باید راهب آتی برای مدتی طولائی ردای سفید برتن کند.
🍂 از آنجا که حمام کردن و تراشیدن صورت به هنگام حج ممنوع است. باید پیش از وارد شدن به وضعیتِ «احرام»، مانند داوطلبان راهبی، موهای بدن و موهای سر تراشیده و پیکر هم عطرآگین شود. این آیین تقریبا با مراسم «کهانت راهبان بودایی» همسان است. داوطبانِ راهبی نیز باید موهای سرخود را بتراشند و در پایان، سر تراشیدۀ خود را با آبی که با موادٍ خوشبوکننده آمیختهشده، بشویند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— مراسم کهانتِ راهبان بودایی و زیارت؛ شواهد تازه از شباهتهای گفتهشده میان بوداگری و اسلام آغازین
🔻آنچه که در قرآن نیامده
🍂 شاید مهمترین حوزهای که در آن بتوان شباهتهای بودیسم و اسلام را تشخیص داد، زیارتِ حج باشد. واژۀ حج در عبری، حاج ḥāg است که «جشن» معنی میدهد: فعل آن «جشن گرفتن» است و به معنی «زیارت کردن» به کار برده نمیشد.
🍂 در ارتباط با همین واژه، مفاهیم کلیدی دیگری نیز افزوده میشوند که در فرآن اشارهای به آنها نشدهاست؛ برای نمونه، واژۀ طوّاف (چرخیدن دور چیزی)، زمزم (چشمه)، سعی (رفت و آمد میان صفا و مروه)، ماههای زیارت و غیره.
🍂 شاید در اين جا ایراد گرفتهشود که بعضی از اين واژهها در قرآن در اشکال تغییریافته آمدهاند؛ برای نمونه «حجالبیت» و «العمره [سوره بقره. آیه ۱۵۸/ م.] که میتوانند بهعنوان «حج» (زیارت بزرگ) و «اعتمر» (زیارت کوچک) قابل برداشت باشند، ولی از خود متن قرآن نمیتوان سرراست به چنین برداشت یا تعبیری رسید.
🍂 همچنین واژۀ «طواف» بهعنوانِ اسم در قرآن نیامده. فقط بهعنوانِ ریشۀ فعل آمدهاست. در اینجا نیزم میتوان دید که اين واژه به این معنی که ما امروز استفاده میکنيم بهکار برده نشدهاست؛ زیرا اين فعل نه به معنی «چرخیدن یا دور زدن» بلکه برای دویدن میانِ صفا و مروه به کار برده شدهاست (یطَّوَّفَ بِهِمَا) [سورۀ بقره. آیه ۱۵۸].
🍂 در ضمن، از این سطور بسیار مبهم نمیتوان فهمید که منظور از این مکانها، کوه و تپه باشند. بهعبارتی، همه بخشهای دیگر فرآن که بهگونهای به زیارت مربوط میشوند، چیزی دربارۀ آیین حج به ما نمیگویند و ما باید حتماً به نوشتههای خارج از قرآن، یعنی روایات، رجوع کنیم.
🍂 فلکر پپ براین نظر است که «صفا» (در واقع «صخره: معنی میدهد) و به اورشليم برمیگردد، و «مروه» همان «شهر مرو» ایت (اٌن یطَّوَّفَ بِهِمَا) یعنی زیارت حج میان مرو و اورشلیم بوده و مکه در زمانهای بعدی بهعنوان مُدل یا «زیارتگاه نمادین» ساخته شد.
🍂 اين رویکرد، در اروپا اینگونه انجام میشد که در بعضی از شهرها پا صومعهها، «کلیسای مقبره مقدس» (که به باور مسیحیان عیسی از پس مصلوبشدنش در آن به معراج میرود و اهمیتی مشابه کعبه برای مسیحیان دارد)، یعنی کلیسای «رستاخیز در اورشلیم» را شبیهسازی میکردند تا زیارتکنندگانِ تنگدستِ اروپایی بتوانند نیازهای دینی خود را به جای آورند. این رویکرد چنان بود که در بعضی از موارد، حتا باغهای پیرامونی جُلجُتا، وادی جوزه، کوه زیتون (با باغها) را شبیهسازی میکردند تا بگونهای چشمانداز و حالوهوای اورشلیم را به زیارتکنندگان انتقال دهد.
🔻آنچه هنوز توجهبرانگیزاست، واقعیات زیر است:
🔻زمان زیارت
🍂 در فرآن گفته نشده که از ازل یک ماه زیارت [به کعبه] وجود داشتهاست. در اینجا دستکم از سه ماه و از «ماههای» (نه یک ماه یا دو ماه (المثنی]) سخن رفتهاست: «الحج أشهر معلومات» (رودی پارت: «زیارت در ماههای شناخته شده [معین] صورت میگیرد»). این ماهها یا سهماه، زمان «بارانهای موسمی» (ورسه / Varse) هستند که طی آن، راهبان اجازۀ ترک دیرهای خود را ندارند و بهدلیل گسترشِ بیکاری در اين سه ماه، بسیاری از مردانِ جوان تا به امروز بهطور موقتی راهب میشوند.
🔻هنگام حج و برای راهبان
🍂 پوشش (لباس احرام) زائران مسلمان، بههنگام زیارت حج، و پوششِ راهبانِ بودیست، از یک مشخصۀ برجسته و مشترک برخوردار است: شانهی راست برهنه است؛ چیزی که در کشورهای اسلامی اصلاً معمول نیست و در هیچ شمایلنگاری هم بازتاب نیافتهاست. افزون بر این، در یکی از احادیث مقرر شدهاست که لباس احرام نباید با گیاه وَرَس رنگ شدهباشد. مفسرین اسلامی چنین تعبیر کردهاند که لباس احرام نباید زرد یا سرخ باشد. رنگ لباس راهیان بودايي آغازین، بسته به فرقهی مربوطه، میان زرد و سرخ در نوسان بود.
🍂 در عمل، به هنگام زیارت حج، پوشش سفید استفاده میشود؛ مانند بوداییهای غیرراهب «پالی: اوپاسکه [مذکر] و اوپاسیکا [مونث]». همچنین به هنگام آیین پذيرش راهبان در معابد، باید راهب آتی برای مدتی طولائی ردای سفید برتن کند.
🍂 از آنجا که حمام کردن و تراشیدن صورت به هنگام حج ممنوع است. باید پیش از وارد شدن به وضعیتِ «احرام»، مانند داوطلبان راهبی، موهای بدن و موهای سر تراشیده و پیکر هم عطرآگین شود. این آیین تقریبا با مراسم «کهانت راهبان بودایی» همسان است. داوطبانِ راهبی نیز باید موهای سرخود را بتراشند و در پایان، سر تراشیدۀ خود را با آبی که با موادٍ خوشبوکننده آمیختهشده، بشویند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘گزیدهای از «تاثیرات بودیسم بر اسلام» (۲/۵)
— مراسم کهانتِ راهبان بودایی و زیارت؛ شواهد تازه از شباهتهای گفتهشده میان بوداگری و اسلام آغازین
🔻کردار دینی؛ شایستها و ناشایستهای حج
🍂 ما در اسلام هیچ نمونۀ مشابهی نداریم که بتوانیم «دویدن» میانِ دو تپۀ صفا و مروه را بهگونهای به آن گره بزنیم یا توجیه کنیم؛ درحالیکه در بوداگری، «خودپويیِ جنبشی» (مدیتیشن حرکنی) وجود دارد که فردِ مومن، باید با رفت و آمد میانِ دو نقطۀ معین انجام بدهد. برای نمونه، در تایلند در هر دیر بودایی اين نوع خودپویی بعنوان نخستین تمرینهای خودپویی (مدیتیشن) یاد دادهمیشود.
🍂 همچنین دور زدنِ کعبه برخلاف عقربههای ساعت، در اسلام چیز غریبیست - در مساجد چنین دور زدنهایی وجود ندارد، ولی در معابدِ بودایی (تقريباً در بسیاری از جشنها: بههنگام مراسم کهانت، در یک دیر و غیره) معمول است. برای نمونه، بوداییها به هنگام زیارتِ کوه مقدس کابلاش، دور آن میچرخند؛ البته در جهتِ حرکتِ عقربههای ساعت؛ طبعا چنین تفاوتهایی قابل درک است. زیرا تقلیدها حتماً نباید صد در صد باشند.
🍂 همچنین مشابهاتِ یبن پوشش کعبه در بوداگری وجود دارد. درحالیکه چنین چیزی در اسلام وجود ندارد.
🍂 ولی جالبترین نکته، شایستها و ناشایستها بههنگام حج میباشند. برای نمونه، پوشش چهرۀ زنان که در بسیاری از کشورهای اسلامی برآن تکیه میشود، به هنگام حج بهطور روشن ناروا (ممنوع) اعلام شدهاست؛ همین طور پوشیدنِ دستکش.
🍂 اگرچه اسلام هیچ محدودیتی برای آمیزش جنسی در مناسبات زناشویی قایل نشده، ولی به هنگام حج هرگونه آمیزش جنسی ناروا اعلام شده است.
🍂 نکته گفتنی دیگر این است که چرا در روزهای حج، کسی اجازه ندارد حتا حشرات را هم بکشد؟! این نکته زمانی فهمپذیراست که بدانیم یکی از پنج چیزی که راهبان بودایی میتوانند با خود حمل کنند، آبکش است تا مبادا به هنگام نوشیدن آب، ناخواسته حشرهای نیز خورده شود.
🍂 همچنین شکار به هنگام حج ناروا است. شاید گفتهشود، پس اگر چنین است، نباید به هنگام حج اصلاً حیوانی را کشت، حتا یک حشره را؛ درحالیکه میدانیم هر آستانبوس (زاثر) باید یک بز یا گوسفند قریانی کند، که اساسا با اصلي شکار نکردن و نکشتن حشرات سارگاری ندارد.
🔺اینجا، هستۀ یک آیین از سوی دینی دیگر برگرفتهشد، ولی از سوی دیگر، با سنتهای دیگرآميخته گردیدهاست.
🍂 آستانبوسي [زیارت] معابد برای بوداییها، اساسا به این منظور بوده که به مراسم کهانت، جذابیت بیشتری دادهشود. پذیرش این آیین از سوی مسلمانان، بدین معنا نیست که باید همۀ جزئیات آن نیز الگوبرداری شوند. در این روند، بعضی از عناصر تعدیل شده، و یا با عناصر بومی گره زدهشدند؛ مانند جشن کریسمس در مسیحیت که در وافع روز «خورشید شکستناپذیر» [سول اینویکنوس از آیین میترایی] است. رویکردی که میبایست گرویدن پیروان آیین میترا به مسیحیت را تسهیل کند.
🔻شباهتهایی که میتوانند جدا از یکدیگر شکل گرفته باشند
🍂 یکی از همانندیها که در نگاه نخست توجه را شدیداً به خود جلب میکند، مربوط به «سجدهکردن به هنگام نماز» است که در معابد بودایی مرسوم است.
🍂 جالب اینجاست که معابد بودایی نیز «با فرش پوشیده میشوند» و به هنگام ورود «باید کفشها را در آورد». به هنگام سجده در معابد بودایی و مساجد، نمازگزار روی زانوهای خم شده مینشیند و دستها و پیشانیاش را روی زمین میگذارد.
🍂 اگرچه سجده در بوداگری و اسلام بسیار شبیه به هم هستند؛ چیزی که در دیگر ادیانِ یکتاپرست دیده نمیشود (در ضمن در کلیساها و کنیسهها کفشها را معمولاً درنمیآورند)، با این وجود، چنین تشابهاتی میتوانند مستقل از یکدیگر شکل گرفتهباشند؛ زیرا برای نمونه، در آوردن کفش به هنگام ورود به یک مکان مقدس، قابل فهم و ممکن است و دو دین متماوت میتوانند مستقل از یکدیگر به اين نتیجه رسیدهباشند.
🍂 یکی از مواردی که میتواند حاصل تأثیرپذیری از بوداگری باشد، تکرار پی در پي نام خداست که وارد صوفیگری شده و صوفیان به آن «ذکر» میگویند. تکرار پیدرپی نام بودا به هنگام عبادت، به ویژه در نزد هوادارانِ «سرزمین پاک» (سُخاوتی) معمول بوده و است. ولی دم و بازدمیدن پیدرپی برای رفتن به خلسه، یک وسیلۀ قدیمیست که میتواند مستقل از هم و بدون تأثیرپذیری از یکدیگر شکل گرفته باشد.
🍂 و سرانجام در به کارگیری از مفاهیم، اشتراکاتی وجود دارد که میتوانند مستقل از یکدیگر شکل گرفته باشند؛ برای نمونه، مفهوم «جاهلیت» که به روزگار پیش از اسلام (عصر ناداتی) اطلاق میشود، منطبق است با مفهوم «آویدیا» در کیش بودایی که به منشأً هر چیز بد نسبت داده میشود، . یعنی «نشناختنِ خوبی و حقیقت».
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— مراسم کهانتِ راهبان بودایی و زیارت؛ شواهد تازه از شباهتهای گفتهشده میان بوداگری و اسلام آغازین
🔻کردار دینی؛ شایستها و ناشایستهای حج
🍂 ما در اسلام هیچ نمونۀ مشابهی نداریم که بتوانیم «دویدن» میانِ دو تپۀ صفا و مروه را بهگونهای به آن گره بزنیم یا توجیه کنیم؛ درحالیکه در بوداگری، «خودپويیِ جنبشی» (مدیتیشن حرکنی) وجود دارد که فردِ مومن، باید با رفت و آمد میانِ دو نقطۀ معین انجام بدهد. برای نمونه، در تایلند در هر دیر بودایی اين نوع خودپویی بعنوان نخستین تمرینهای خودپویی (مدیتیشن) یاد دادهمیشود.
🍂 همچنین دور زدنِ کعبه برخلاف عقربههای ساعت، در اسلام چیز غریبیست - در مساجد چنین دور زدنهایی وجود ندارد، ولی در معابدِ بودایی (تقريباً در بسیاری از جشنها: بههنگام مراسم کهانت، در یک دیر و غیره) معمول است. برای نمونه، بوداییها به هنگام زیارتِ کوه مقدس کابلاش، دور آن میچرخند؛ البته در جهتِ حرکتِ عقربههای ساعت؛ طبعا چنین تفاوتهایی قابل درک است. زیرا تقلیدها حتماً نباید صد در صد باشند.
🍂 همچنین مشابهاتِ یبن پوشش کعبه در بوداگری وجود دارد. درحالیکه چنین چیزی در اسلام وجود ندارد.
🍂 ولی جالبترین نکته، شایستها و ناشایستها بههنگام حج میباشند. برای نمونه، پوشش چهرۀ زنان که در بسیاری از کشورهای اسلامی برآن تکیه میشود، به هنگام حج بهطور روشن ناروا (ممنوع) اعلام شدهاست؛ همین طور پوشیدنِ دستکش.
🍂 اگرچه اسلام هیچ محدودیتی برای آمیزش جنسی در مناسبات زناشویی قایل نشده، ولی به هنگام حج هرگونه آمیزش جنسی ناروا اعلام شده است.
🍂 نکته گفتنی دیگر این است که چرا در روزهای حج، کسی اجازه ندارد حتا حشرات را هم بکشد؟! این نکته زمانی فهمپذیراست که بدانیم یکی از پنج چیزی که راهبان بودایی میتوانند با خود حمل کنند، آبکش است تا مبادا به هنگام نوشیدن آب، ناخواسته حشرهای نیز خورده شود.
🍂 همچنین شکار به هنگام حج ناروا است. شاید گفتهشود، پس اگر چنین است، نباید به هنگام حج اصلاً حیوانی را کشت، حتا یک حشره را؛ درحالیکه میدانیم هر آستانبوس (زاثر) باید یک بز یا گوسفند قریانی کند، که اساسا با اصلي شکار نکردن و نکشتن حشرات سارگاری ندارد.
🔺اینجا، هستۀ یک آیین از سوی دینی دیگر برگرفتهشد، ولی از سوی دیگر، با سنتهای دیگرآميخته گردیدهاست.
🍂 آستانبوسي [زیارت] معابد برای بوداییها، اساسا به این منظور بوده که به مراسم کهانت، جذابیت بیشتری دادهشود. پذیرش این آیین از سوی مسلمانان، بدین معنا نیست که باید همۀ جزئیات آن نیز الگوبرداری شوند. در این روند، بعضی از عناصر تعدیل شده، و یا با عناصر بومی گره زدهشدند؛ مانند جشن کریسمس در مسیحیت که در وافع روز «خورشید شکستناپذیر» [سول اینویکنوس از آیین میترایی] است. رویکردی که میبایست گرویدن پیروان آیین میترا به مسیحیت را تسهیل کند.
🔻شباهتهایی که میتوانند جدا از یکدیگر شکل گرفته باشند
🍂 یکی از همانندیها که در نگاه نخست توجه را شدیداً به خود جلب میکند، مربوط به «سجدهکردن به هنگام نماز» است که در معابد بودایی مرسوم است.
🍂 جالب اینجاست که معابد بودایی نیز «با فرش پوشیده میشوند» و به هنگام ورود «باید کفشها را در آورد». به هنگام سجده در معابد بودایی و مساجد، نمازگزار روی زانوهای خم شده مینشیند و دستها و پیشانیاش را روی زمین میگذارد.
🍂 اگرچه سجده در بوداگری و اسلام بسیار شبیه به هم هستند؛ چیزی که در دیگر ادیانِ یکتاپرست دیده نمیشود (در ضمن در کلیساها و کنیسهها کفشها را معمولاً درنمیآورند)، با این وجود، چنین تشابهاتی میتوانند مستقل از یکدیگر شکل گرفتهباشند؛ زیرا برای نمونه، در آوردن کفش به هنگام ورود به یک مکان مقدس، قابل فهم و ممکن است و دو دین متماوت میتوانند مستقل از یکدیگر به اين نتیجه رسیدهباشند.
🍂 یکی از مواردی که میتواند حاصل تأثیرپذیری از بوداگری باشد، تکرار پی در پي نام خداست که وارد صوفیگری شده و صوفیان به آن «ذکر» میگویند. تکرار پیدرپی نام بودا به هنگام عبادت، به ویژه در نزد هوادارانِ «سرزمین پاک» (سُخاوتی) معمول بوده و است. ولی دم و بازدمیدن پیدرپی برای رفتن به خلسه، یک وسیلۀ قدیمیست که میتواند مستقل از هم و بدون تأثیرپذیری از یکدیگر شکل گرفته باشد.
🍂 و سرانجام در به کارگیری از مفاهیم، اشتراکاتی وجود دارد که میتوانند مستقل از یکدیگر شکل گرفته باشند؛ برای نمونه، مفهوم «جاهلیت» که به روزگار پیش از اسلام (عصر ناداتی) اطلاق میشود، منطبق است با مفهوم «آویدیا» در کیش بودایی که به منشأً هر چیز بد نسبت داده میشود، . یعنی «نشناختنِ خوبی و حقیقت».
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘گزیدهای از «تاثیرات بودیسم بر اسلام» (۳/۵)
جمعبندی: تاثیر بودیسم در اسلام آغازین چگونه میتواند بودهباشد؟
🔻با جمعبندی بخشهای تاکنونی، حالا به فرضیهای میرسیم که بدین وسیله آن را برای بحث طرح میکنم:
🍂 مردم مرزنشین عرب-شٌریانی از میانرودان (که وابسته به یک مسیحیتِ پیش از شورای نیقه بودند و عیسا را بهعنوان «پسرخدا» قبول نداشتند)، توسط ساسانیان به منطمَهُ مرو اسکان دادهشدند. آنها در این منطقۀ پرتافتاده [نسبت به میانرودان]، دور از دعواهای مسیحشناسی شاخههای گوناگونِ این دین، توانستند بدون مزاحمت. ایدههای دینی خود را گسترش بدهند.
🍂 آنها مدت زمان بسیار طولانی در کنار بودیستها زندگی میکردند و در میان آنها تبلیغات دینی خود را پیش میبردند.
🍂 احتمالا مسلمانان برای تسهیل تبلیغ دینی در میان بودیستها، شاید هم بخاطر جوانان جماعتٍ خود، درپی آن بودند که یک چیز مشابه برای آیین «جذاب» دین رقیب (بودیسم) عرضه کنند. در این رهگذر، عناصری از بودیسم برگرفته و تغییر دادهشدند:
➖زیارت [به حج] بعنوان بدیلی برای دور موقتِ کهانت
➖بهره گیری از داستانهای زندگی بودا (تولد و فیل)
➖احتمالاً برگرفتن عناصردیگری از آموزههای بودیستی (مانندٍ «نیت»)
🍂 زمانی پس از پیروزی بیزانس بر ایران ساسانی (از ۶۲۲ میلادی)، بهدلایل گوناگون (احتمالاً تهدیداتی توسط هفتالیان) بخشی از این مسیحیان دوباره به میانرودان بازگشتند و با جمعیتِ ساکن آنجا (که البته بخشی از آنها نوآوریهای شورای نیقیه را پذیرفتهبودند) تماس برقرار کردند.
🍂 آموزه نوین که میگفت «عیسا را باید به عنوان خدای پیکریافته نگریست» با مقاومت شدیدٍ اين «مومنان قدیمی» از مَرو روبرو گردید، ولی هنوز این باورمندان، خود را مسیحی قلمداد میکردند. بهعنوان نیروهای مرزی سابق [در حیره]، این عرب-شُریانیها که یا اصلا سریانی حرف میزدند یا یک زبان آمیختهای از عربی و صربانی داشتند، توانستند از ضعف این دو قدرتِ بزرگ استفاده کنند و خود یک کشور (دولت) عربی برپا کنند.
🍂 تازه بعدها بود که شکاف آنها با مسیحیتِ تثلیثی پسانيقیه، بزرگ و بزرگتر شد، بهطوری که پس از ۲۰۰-۱۵۰ سال، این آگاهی دینی رشد کرد که آنها به دینی دیگر، یک دین نوین، متعلق هستند.
🍂 بدین وسیله، نیاز به یک اسطورهُ پایهگذار دین پدید آمد. از آنجا که شرق ایران برای اين اسطوره نامناسب بود -همۀ پیامبران از «صحرا» آمدند-، یک منطقه در اعماقِ جنوب، بعنوان نقطهُ شروع دین جدید برگزیدهشد، که میبایست اماکن آئینی مورد نظر را در خود جای بدهد؛ که بعضی از آنها مانند «کعبه»، گویا پیشتر فقط یک کلیسای «تغییریافته» بودهاست.
🍂 در این جا عَمداً شهری انتخاب شد که در شمال [نسبت به عربستان]، یک شهر بیاهمیت و ناشناخته بود، تا بدین وسیله، مراکز نوین قدرت (دمشق و بعدها بغداد) یا اماکن مقدس مسيحي کهن، از گزند هر رقیبی در امان باشند.
🍂 زبان اين امپراتوری جدید - همچنین برای مرزبندی با مسیحیان که عمدتا سریانی سخن میگفتند، عربی شد، ولی از آنجا که متونِ مقدس قدیمی به سریانی، یا زبان آميختۀ شریانی-عربی، نگارش شدهبودند. میبایست حالا با زبان جدید تطبیق داده میشدند، يا به زبان جدید (عربی) ترجمه میشدند.
🍂 این رویکرد، هم از لحاظ زبانی رخ داد (یعنی از طریق ساختن یک زبان معیار عربی که هیچگاه با آن سخن گفته نمیشده و هنوز هم نمیشود) و هم از لحاظ مضمونی. همین باعث شد که سنتِ گستردهای حول متون کهن که بهسختی قابل درک بود، بوجود آید تا بتوانند اين متون را قابل درک و فهم نمایند.
🍂 بعدها در برخورد با بودائیها، تشابهاتی میان این دو دین شناخته شد، ولی دیگر از آن دورههای زمانی که آنها مشترکاً در شرق ایران و شمالي افغانستان میزیستند، هیچ خاطرهای نماندهبود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
جمعبندی: تاثیر بودیسم در اسلام آغازین چگونه میتواند بودهباشد؟
🔻با جمعبندی بخشهای تاکنونی، حالا به فرضیهای میرسیم که بدین وسیله آن را برای بحث طرح میکنم:
🍂 مردم مرزنشین عرب-شٌریانی از میانرودان (که وابسته به یک مسیحیتِ پیش از شورای نیقه بودند و عیسا را بهعنوان «پسرخدا» قبول نداشتند)، توسط ساسانیان به منطمَهُ مرو اسکان دادهشدند. آنها در این منطقۀ پرتافتاده [نسبت به میانرودان]، دور از دعواهای مسیحشناسی شاخههای گوناگونِ این دین، توانستند بدون مزاحمت. ایدههای دینی خود را گسترش بدهند.
🍂 آنها مدت زمان بسیار طولانی در کنار بودیستها زندگی میکردند و در میان آنها تبلیغات دینی خود را پیش میبردند.
🍂 احتمالا مسلمانان برای تسهیل تبلیغ دینی در میان بودیستها، شاید هم بخاطر جوانان جماعتٍ خود، درپی آن بودند که یک چیز مشابه برای آیین «جذاب» دین رقیب (بودیسم) عرضه کنند. در این رهگذر، عناصری از بودیسم برگرفته و تغییر دادهشدند:
➖زیارت [به حج] بعنوان بدیلی برای دور موقتِ کهانت
➖بهره گیری از داستانهای زندگی بودا (تولد و فیل)
➖احتمالاً برگرفتن عناصردیگری از آموزههای بودیستی (مانندٍ «نیت»)
🍂 زمانی پس از پیروزی بیزانس بر ایران ساسانی (از ۶۲۲ میلادی)، بهدلایل گوناگون (احتمالاً تهدیداتی توسط هفتالیان) بخشی از این مسیحیان دوباره به میانرودان بازگشتند و با جمعیتِ ساکن آنجا (که البته بخشی از آنها نوآوریهای شورای نیقیه را پذیرفتهبودند) تماس برقرار کردند.
🍂 آموزه نوین که میگفت «عیسا را باید به عنوان خدای پیکریافته نگریست» با مقاومت شدیدٍ اين «مومنان قدیمی» از مَرو روبرو گردید، ولی هنوز این باورمندان، خود را مسیحی قلمداد میکردند. بهعنوان نیروهای مرزی سابق [در حیره]، این عرب-شُریانیها که یا اصلا سریانی حرف میزدند یا یک زبان آمیختهای از عربی و صربانی داشتند، توانستند از ضعف این دو قدرتِ بزرگ استفاده کنند و خود یک کشور (دولت) عربی برپا کنند.
🍂 تازه بعدها بود که شکاف آنها با مسیحیتِ تثلیثی پسانيقیه، بزرگ و بزرگتر شد، بهطوری که پس از ۲۰۰-۱۵۰ سال، این آگاهی دینی رشد کرد که آنها به دینی دیگر، یک دین نوین، متعلق هستند.
🍂 بدین وسیله، نیاز به یک اسطورهُ پایهگذار دین پدید آمد. از آنجا که شرق ایران برای اين اسطوره نامناسب بود -همۀ پیامبران از «صحرا» آمدند-، یک منطقه در اعماقِ جنوب، بعنوان نقطهُ شروع دین جدید برگزیدهشد، که میبایست اماکن آئینی مورد نظر را در خود جای بدهد؛ که بعضی از آنها مانند «کعبه»، گویا پیشتر فقط یک کلیسای «تغییریافته» بودهاست.
🍂 در این جا عَمداً شهری انتخاب شد که در شمال [نسبت به عربستان]، یک شهر بیاهمیت و ناشناخته بود، تا بدین وسیله، مراکز نوین قدرت (دمشق و بعدها بغداد) یا اماکن مقدس مسيحي کهن، از گزند هر رقیبی در امان باشند.
🍂 زبان اين امپراتوری جدید - همچنین برای مرزبندی با مسیحیان که عمدتا سریانی سخن میگفتند، عربی شد، ولی از آنجا که متونِ مقدس قدیمی به سریانی، یا زبان آميختۀ شریانی-عربی، نگارش شدهبودند. میبایست حالا با زبان جدید تطبیق داده میشدند، يا به زبان جدید (عربی) ترجمه میشدند.
🍂 این رویکرد، هم از لحاظ زبانی رخ داد (یعنی از طریق ساختن یک زبان معیار عربی که هیچگاه با آن سخن گفته نمیشده و هنوز هم نمیشود) و هم از لحاظ مضمونی. همین باعث شد که سنتِ گستردهای حول متون کهن که بهسختی قابل درک بود، بوجود آید تا بتوانند اين متون را قابل درک و فهم نمایند.
🍂 بعدها در برخورد با بودائیها، تشابهاتی میان این دو دین شناخته شد، ولی دیگر از آن دورههای زمانی که آنها مشترکاً در شرق ایران و شمالي افغانستان میزیستند، هیچ خاطرهای نماندهبود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘گزیدهای از «تاثیرات بودیسم بر اسلام» (۴/۵)
— چند ایده برای پایان
🍂 این تز که در این نوشتار آمده، اگر مورد توجه کارشناسان اسلامشناسی قرار گیرد، بیشک يا نقد شدیدی رویرو خواهد شد، یا از همان آغاز به عنوان چیزی پوج و مزخرف، بدون بحث دربارۀ آن، به کناری نهاده میشود.
🍂 برای درک این تز، ابتدا میباید بسیاری از دادههای تاریخنگاری اسلامی را، که ما بعنوان پیشفرضهای غیرقابل شک پذیرفتهايم، بیرون بريزيم، تا بتوانیم مسیر فکری و استدلالات این فرضیه را درک کنیم. و آگر درستی این تز اثبات شود، آنگاه تمامی ساختمانی که مبنای هم مطالعات تاکنونی بوده در هم فرو میریزد، و بدین ترتیب، تمامی روایات اسلامی، به «ادیبات ثانوی» تقلیل مییابند که تقریباً هیچ نقطه مشترکی با آغاز اسلام ندارد. و از آنجا که این نقاط تماس جدید در آغاز اسلام برای نمایندۀ اسلامشناسی کلاسیک نسبتاً ناآشناست، به همین دلیل، این تز برای آنها پرت و بیجا جلوه میکند.
🍂 زمانی که زبان شریانی بهعنوان یک زبان سامی وارد مطالعات اسلامشناسی گردید. از سوی بسیاری از کارشناسان امری مقبول بود، و حتا برای بسیاری دیگر نیز، بهویژه مسلمانان، جایگزینی «حوری» با «انگور» بیشتر یک «حفظ آبرو» بود تا نکنهای مزاحم؛ ولی گرهزدنِ بودیسم با اسلام، که از لحاظ جغرافیایی و جهانبینی دو چیز کاملا متمایز هستند، موضوعیست که قطماً درک آن برای خیلیها یک توقع بیش از انتظار است.
🍂 نویسنده بخوبی میداند که حتا از نگاه گشادهنظرترین نمایندگان اسلامشناسی سنتی، این تزه «غیرقابل هضم» خواهد بود.
🔻نکاتِ زیر شاید بتوانند برای خوانندگان روشن کنند که بسیاری از پیششرطها و مفروضات تاریخ سنتی اسلامی، بسیار «غیرقابل هضمتر» از این تز هستند. البته بهشرطی که بدون پیشداوری و تعصب به آنها برخورد کنیم؛ زیرا ما با روایات اسلامی «بزرگ شدهایم» و آنها را بیشتر از طریق «عادت» در خود نهادینه کردهایم تا اعتقاد:
🍂 هسته و گوهر این نوشتار بر این است که زیارت حج، بههرحال یکی از پنج رکن در اسلام، به هیچکدام از ادیان پیشینش مانند بهودیت و مسیحیت ربطی ندارد، بلکه از دین خداناباور بودیستی نشأت گرفتهاست.
🍂 در این جا ولی فراموش میشود که طبق نظریه و تاریخنگاری اسلامی، سرچشمۀ زیارتِ حج در ابتدا در میان «چندخداگرایان» يا بهاصطلاح «بتپرستان» رایج بودهاست، یعنی کسانی که محمد علیه آنها سرسختانه میجنگید.
🍂 اگر ما این دو جریان را (یعنی بتپرستی در تاریخنگاری اسلامی و بودیسم) را با هم مقایسه کنیم، میتوانیم ادعا کنیم که «اخلاقیات» و «پنداشتهای آنجهانیِ» مسلمانان امروزی، بیشتر با باورهای مربوط به بودای نخستین (ادی بودا) و «سرزمین ناب» نزدیک هستند، تا با دینی که گویا پیروانش دختران نوزاد را زندهبگور میکردند. و اگراستدلال شود که پذیرش زیارت حج به اين دلیل بوده که گرویدن بت پرستان [بودیستها] به اسلام را تسهیل نماید، همین استدلال را میتوان دستکم درمورد بودیستها ارائه داد.
🍂 نکتۀ دوم که در اینجا باید گفته شود، نیروی اثبات استدلالات موجود است. و در اینجا، باید اعتراف شود که هیچیک از شواهد، بهتنهایی برای این تز متقاعدهکننده نیست، ولی مجموعۀ استدلالات، دستکم این نکته را تأیید میکند که اين تز، باید جدی گرفتهشود و دنبال استدلاتی برای اثبات یا نفی آن بود.
🍂 برای ارائۀ یک تز بدیل، باید به تاریخ آغازین اسلام بهگونهای کاملاً دیگر نگریست. تاریخنگاری اسلامی یک گزارش بسیار مفصل با جزئیات فراوان است که در نگاه نخست، ظاهراً همه چیز با هم چفت وجور در میآید، ولی بهمحض این که دقیقتر جستجو شود، تناقضات این روایات هر چه بیشتر آشکار میگردند.
🍂 تمامی سنتٍ روایِ اسلامی از نخستین سدهها، مکانیسم درونی خود را دارند؛ یعنی همواره یک نویسنده خواننده را دستکم به یک نويسندۀ دیگر ارجاع میدهد، که البته اين دادهها ریطی مستقیم یا غیرمستقیم یا فاکتهای «ملموس» مانند سکهها، یافتههای باستانشناسی و غیره پیدا نمیکنند، و اگر چنین فاکتهایی پیدا شوند، بیشتر بهعنوان شواهدی میتوانند بهکار گرفته شوند که در مقابل سنتٍ اسلامی قرار دارند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چند ایده برای پایان
🍂 این تز که در این نوشتار آمده، اگر مورد توجه کارشناسان اسلامشناسی قرار گیرد، بیشک يا نقد شدیدی رویرو خواهد شد، یا از همان آغاز به عنوان چیزی پوج و مزخرف، بدون بحث دربارۀ آن، به کناری نهاده میشود.
🍂 برای درک این تز، ابتدا میباید بسیاری از دادههای تاریخنگاری اسلامی را، که ما بعنوان پیشفرضهای غیرقابل شک پذیرفتهايم، بیرون بريزيم، تا بتوانیم مسیر فکری و استدلالات این فرضیه را درک کنیم. و آگر درستی این تز اثبات شود، آنگاه تمامی ساختمانی که مبنای هم مطالعات تاکنونی بوده در هم فرو میریزد، و بدین ترتیب، تمامی روایات اسلامی، به «ادیبات ثانوی» تقلیل مییابند که تقریباً هیچ نقطه مشترکی با آغاز اسلام ندارد. و از آنجا که این نقاط تماس جدید در آغاز اسلام برای نمایندۀ اسلامشناسی کلاسیک نسبتاً ناآشناست، به همین دلیل، این تز برای آنها پرت و بیجا جلوه میکند.
🍂 زمانی که زبان شریانی بهعنوان یک زبان سامی وارد مطالعات اسلامشناسی گردید. از سوی بسیاری از کارشناسان امری مقبول بود، و حتا برای بسیاری دیگر نیز، بهویژه مسلمانان، جایگزینی «حوری» با «انگور» بیشتر یک «حفظ آبرو» بود تا نکنهای مزاحم؛ ولی گرهزدنِ بودیسم با اسلام، که از لحاظ جغرافیایی و جهانبینی دو چیز کاملا متمایز هستند، موضوعیست که قطماً درک آن برای خیلیها یک توقع بیش از انتظار است.
🍂 نویسنده بخوبی میداند که حتا از نگاه گشادهنظرترین نمایندگان اسلامشناسی سنتی، این تزه «غیرقابل هضم» خواهد بود.
🔻نکاتِ زیر شاید بتوانند برای خوانندگان روشن کنند که بسیاری از پیششرطها و مفروضات تاریخ سنتی اسلامی، بسیار «غیرقابل هضمتر» از این تز هستند. البته بهشرطی که بدون پیشداوری و تعصب به آنها برخورد کنیم؛ زیرا ما با روایات اسلامی «بزرگ شدهایم» و آنها را بیشتر از طریق «عادت» در خود نهادینه کردهایم تا اعتقاد:
🍂 هسته و گوهر این نوشتار بر این است که زیارت حج، بههرحال یکی از پنج رکن در اسلام، به هیچکدام از ادیان پیشینش مانند بهودیت و مسیحیت ربطی ندارد، بلکه از دین خداناباور بودیستی نشأت گرفتهاست.
🍂 در این جا ولی فراموش میشود که طبق نظریه و تاریخنگاری اسلامی، سرچشمۀ زیارتِ حج در ابتدا در میان «چندخداگرایان» يا بهاصطلاح «بتپرستان» رایج بودهاست، یعنی کسانی که محمد علیه آنها سرسختانه میجنگید.
🍂 اگر ما این دو جریان را (یعنی بتپرستی در تاریخنگاری اسلامی و بودیسم) را با هم مقایسه کنیم، میتوانیم ادعا کنیم که «اخلاقیات» و «پنداشتهای آنجهانیِ» مسلمانان امروزی، بیشتر با باورهای مربوط به بودای نخستین (ادی بودا) و «سرزمین ناب» نزدیک هستند، تا با دینی که گویا پیروانش دختران نوزاد را زندهبگور میکردند. و اگراستدلال شود که پذیرش زیارت حج به اين دلیل بوده که گرویدن بت پرستان [بودیستها] به اسلام را تسهیل نماید، همین استدلال را میتوان دستکم درمورد بودیستها ارائه داد.
🍂 نکتۀ دوم که در اینجا باید گفته شود، نیروی اثبات استدلالات موجود است. و در اینجا، باید اعتراف شود که هیچیک از شواهد، بهتنهایی برای این تز متقاعدهکننده نیست، ولی مجموعۀ استدلالات، دستکم این نکته را تأیید میکند که اين تز، باید جدی گرفتهشود و دنبال استدلاتی برای اثبات یا نفی آن بود.
🍂 برای ارائۀ یک تز بدیل، باید به تاریخ آغازین اسلام بهگونهای کاملاً دیگر نگریست. تاریخنگاری اسلامی یک گزارش بسیار مفصل با جزئیات فراوان است که در نگاه نخست، ظاهراً همه چیز با هم چفت وجور در میآید، ولی بهمحض این که دقیقتر جستجو شود، تناقضات این روایات هر چه بیشتر آشکار میگردند.
🍂 تمامی سنتٍ روایِ اسلامی از نخستین سدهها، مکانیسم درونی خود را دارند؛ یعنی همواره یک نویسنده خواننده را دستکم به یک نويسندۀ دیگر ارجاع میدهد، که البته اين دادهها ریطی مستقیم یا غیرمستقیم یا فاکتهای «ملموس» مانند سکهها، یافتههای باستانشناسی و غیره پیدا نمیکنند، و اگر چنین فاکتهایی پیدا شوند، بیشتر بهعنوان شواهدی میتوانند بهکار گرفته شوند که در مقابل سنتٍ اسلامی قرار دارند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📓دربارۀ تاثیرات بودیسم بر اسلام (و جستاری از ایگناز گلدزیهر)
✍🏻 مارکوس گروس، ترجمۀ #ب_بینیاز (داریوش)
📖 تعداد صفحات: ۱۸۲
🗄پست مرتبط
📕گزیدهای از کتابِ «تاثیرات بودیسم بر اسلام»
📺 نقد و بررسیِ «دربارۀ محمد و بودا» (سخنان بودیستِ ایرانی در حضور مصطف…
✍🏻 مارکوس گروس، ترجمۀ #ب_بینیاز (داریوش)
📖 تعداد صفحات: ۱۸۲
🗄پست مرتبط
📕گزیدهای از کتابِ «تاثیرات بودیسم بر اسلام»
📺 نقد و بررسیِ «دربارۀ محمد و بودا» (سخنان بودیستِ ایرانی در حضور مصطف…
Telegram
نقدآگین
📺 با کاروانِ حجاز (۶)
— بکه مکه نیست
🎙#حسن_فرامرز
🔸مروری بر تحقیقات #دن_گیبسون و قبلههای دو سدۀ نخست اسلام
🗄پست مرتبط
📻 با کاروانِ حجاز (قسمت یکم) (قسمت دوم) (قسمت سوم) (قسمت چهارم) (قسمت پنجم)
📻 نقش و اهمیّتِ سکهها در تاریخپژوهی نوین اسلام
📻 تاریخ…
— بکه مکه نیست
🎙#حسن_فرامرز
🔸مروری بر تحقیقات #دن_گیبسون و قبلههای دو سدۀ نخست اسلام
🗄پست مرتبط
📻 با کاروانِ حجاز (قسمت یکم) (قسمت دوم) (قسمت سوم) (قسمت چهارم) (قسمت پنجم)
📻 نقش و اهمیّتِ سکهها در تاریخپژوهی نوین اسلام
📻 تاریخ…
📘گزیدهای از «تاثیرات بودیسم بر اسلام» (۵/۵)
— چند ایده برای پایان
🔻با اين وجود، روشن است که فرضيۀ مناسبات متقابل اسلام آغازین و بودیسم در گرهگاه جغرافیایی مکه، بعتوان خاستگاه اسلام، با چالش رویرو میشود، ولی درست در همین نکته، ظاهراً تناقضات روایات اسلامی با یک زبان روشن سخن میگویند:
➖مکه هيچگاه مرکز تجاریِ پر-رونق نبودهاست و در منابع غیراسلامی معاصر، اصلا ذکر نشدهاست. این مکان هیچگاه بر سر یک راه تجاری مهم فرار نگرفتهبود.
➖مکه از لحاظ استراتژیک، بیش از آن در موقعیت نامساعدی قرار داشتبود که بتواند از آنجا، از طریق صحرا و با آب، تهاجمی علیه میانرودان آغاز کند.
➖برای اینکه دریابیم چقدر اطلاعات سیره/روایات فابل اعتماد هستند، میتوان ادعایِ شاخدارِ لشکرکشی از یمن به مکه با فیل را مشاهده کرد.
➖و برای پایان، به یک استدلال بسیار آشکار مینگريم که کسی متوجه آن نشده است: چرا پیامبر در یک منطقۀ خشک مانند مکه و پیرامونش، که احتمالاً یک نمونه از انواع خوک یک هفته هم نمیتواتد دوام بیاورد، برای مکیان گوشت خوک را حرام میکند؟
➖همچنین در اینجا، یک سلسله تناقضات زمخت در روایات اسلامی پدیدار میشوند که یک تاریخدان هرگز نادیده نمیگیرد؛ ولی چون در اينجا، موضوع بر سر تاریخ آغازین یک دینِ جهانیست، بهسهولت از آن میگذرند.
➖به هنگام نخستین «غزوه» پیامبر در سال ۶۲۳، گویا حدود ۸۰ نفر که سربازان حرفهای نبودند - شرکت کردند. افزون بر این. مدینه ترسط مسلمانان در برابر حملۀ مکیان، از طریق یک خندق به بلندیِ یک انسان محافظت میشد! با این وجود، گویا این مکان بیاهمیت با سربازان غیرحرفهایاش، حدود ۱۵ سال بعد موفق بشود دو قدرت بزرگ آن زمان، بعنی بیزاتس و ایران، را به زانو در بیاورد!
🔺همچنین اسلامشناشان سنتی باید اعتراف کنند که ایدۀ بدیلی که از سوی مکتبِ اناره نمایندگی میشود، یعنی ایدۀ نیروهای کمکی عربها (قریش / فودراتی، یعنی سربازان حرفهای) که پس از یک جنگ پیروزمند علیه ایرانیان، بهتدریج مستقل شدند. احتمال بیشتری پیدا میکند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چند ایده برای پایان
🔻با اين وجود، روشن است که فرضيۀ مناسبات متقابل اسلام آغازین و بودیسم در گرهگاه جغرافیایی مکه، بعتوان خاستگاه اسلام، با چالش رویرو میشود، ولی درست در همین نکته، ظاهراً تناقضات روایات اسلامی با یک زبان روشن سخن میگویند:
➖مکه هيچگاه مرکز تجاریِ پر-رونق نبودهاست و در منابع غیراسلامی معاصر، اصلا ذکر نشدهاست. این مکان هیچگاه بر سر یک راه تجاری مهم فرار نگرفتهبود.
➖مکه از لحاظ استراتژیک، بیش از آن در موقعیت نامساعدی قرار داشتبود که بتواند از آنجا، از طریق صحرا و با آب، تهاجمی علیه میانرودان آغاز کند.
➖برای اینکه دریابیم چقدر اطلاعات سیره/روایات فابل اعتماد هستند، میتوان ادعایِ شاخدارِ لشکرکشی از یمن به مکه با فیل را مشاهده کرد.
➖و برای پایان، به یک استدلال بسیار آشکار مینگريم که کسی متوجه آن نشده است: چرا پیامبر در یک منطقۀ خشک مانند مکه و پیرامونش، که احتمالاً یک نمونه از انواع خوک یک هفته هم نمیتواتد دوام بیاورد، برای مکیان گوشت خوک را حرام میکند؟
➖همچنین در اینجا، یک سلسله تناقضات زمخت در روایات اسلامی پدیدار میشوند که یک تاریخدان هرگز نادیده نمیگیرد؛ ولی چون در اينجا، موضوع بر سر تاریخ آغازین یک دینِ جهانیست، بهسهولت از آن میگذرند.
➖به هنگام نخستین «غزوه» پیامبر در سال ۶۲۳، گویا حدود ۸۰ نفر که سربازان حرفهای نبودند - شرکت کردند. افزون بر این. مدینه ترسط مسلمانان در برابر حملۀ مکیان، از طریق یک خندق به بلندیِ یک انسان محافظت میشد! با این وجود، گویا این مکان بیاهمیت با سربازان غیرحرفهایاش، حدود ۱۵ سال بعد موفق بشود دو قدرت بزرگ آن زمان، بعنی بیزاتس و ایران، را به زانو در بیاورد!
🔺همچنین اسلامشناشان سنتی باید اعتراف کنند که ایدۀ بدیلی که از سوی مکتبِ اناره نمایندگی میشود، یعنی ایدۀ نیروهای کمکی عربها (قریش / فودراتی، یعنی سربازان حرفهای) که پس از یک جنگ پیروزمند علیه ایرانیان، بهتدریج مستقل شدند. احتمال بیشتری پیدا میکند.
🗄پست مرتبط
📺 نقد و بررسیِ «دربارۀ محمد و بودا» (سخنان بودیستِ ایرانی در حضور مصطف ملکیان)
📕از بکه تا مکه -قرآن و واکاوی بافتار بایبلی آن-
📕 رازگشایی از یک چیستان (۱، ۲، ۳، ۴)
📺 بکه مکه نیست - با کاروان حجاز-
📺 دروغها و فریبها در تاریخ
📺 دن گیبسون و مسجدالاقصا
📺 کدام محمد؟ (ابن اسحاق دجال)
📺 آیا محمد وجود تاریخی داشتهاست؟
📺 داستانهای قرآن؛ ادبیات یا تاریخ؟
📺 ذوالقرنین قرآن کپی نعل به نعل «رمانس اسکندر»
📺 پژوهشی در قرآن (۱۳)
📺 مؤلفان قرآن («عیسی» و «انجیل» شهادتی بر عدم وحی)
📺 محمد هرگز قرآن را تفسیر نکرد!
📺 کدام محمد؟ نظر محمدالمسیح
📺 محمد نبی یا رهبری یهودی-نصرانی؟
📓افسانۀ اسکندر در قرآن
📕قرآن از دیدگاه ریاضی
📻 آیا پیامبر اسلام وجود داشتهاست؟
📻 تاریخ اسلام زیر ذرهبین
📻 چرا تاریخپردازی عباسی؟
.
#بازنگری#نقد_اسلام #نقد_ادیان #بودیسم #تاریخ_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Buddhismus_Einfluss_Islam.pdf
4.4 MB
📓دربارۀ تاثیرات بودیسم بر اسلام (و جستاری از ایگناز گلدزیهر)
✍🏻 مارکوس گروس، ترجمۀ #ب_بینیاز (داریوش)
📖 تعداد صفحات: ۱۸۲
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 مارکوس گروس، ترجمۀ #ب_بینیاز (داریوش)
📖 تعداد صفحات: ۱۸۲
🗄پست مرتبط
📕گزیدهای از کتابِ «تاثیرات بودیسم بر اسلام»
📺 نقد و بررسیِ «دربارۀ محمد و بودا» (سخنان بودیستِ ایرانی در حضور مصطف ملکیان)
📕از بکه تا مکه -قرآن و واکاوی بافتار بایبلی آن-
📕 رازگشایی از یک چیستان (۱، ۲، ۳، ۴)
📺 بکه مکه نیست - با کاروان حجاز-
📺 دروغها و فریبها در تاریخ
📺 دن گیبسون و مسجدالاقصا
📺 کدام محمد؟ (ابن اسحاق دجال)
📺 آیا محمد وجود تاریخی داشتهاست؟
📺 داستانهای قرآن؛ ادبیات یا تاریخ؟
📺 ذوالقرنین قرآن کپی نعل به نعل «رمانس اسکندر»
📺 پژوهشی در قرآن (۱۳)
📺 مؤلفان قرآن («عیسی» و «انجیل» شهادتی بر عدم وحی)
📺 محمد هرگز قرآن را تفسیر نکرد!
📺 کدام محمد؟ نظر محمدالمسیح
📺 محمد نبی یا رهبری یهودی-نصرانی؟
📓افسانۀ اسکندر در قرآن
📻 آیا پیامبر اسلام وجود داشتهاست؟
📻 تاریخ اسلام زیر ذرهبین
📻 چرا تاریخپردازی عباسی؟
.
#کتاب #بازنگری#نقد_اسلام #نقد_ادیان #تاریخ_ادیان #دینشناسی #بودیسم #اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin