نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.42K videos
93 files
9.12K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘نقد به‌مثابه روشنگری (۶۰)
نقد کانال مدرسه بر نقدآگین در ترازو
🔳 نقد در مقام روش، احترام در مقام انصاف


🍂 در چند مدتِ اخیر، کانالِ نقدآگین به تحلیل و بررسی جمله‌به‌جملۀ ادعاهایی پرداخته‌است که از سوی کانال مدرسه، پدیدارشناس و هوسرل‌پژوه، مطرح شده‌بود. این بررسی، نه از سر واکنشِ هیجانی یا پاسخِ متقابل، بلکه از سر تعهدی جدی به «اصول نقد علمی» صورت گرفته‌است. ما به‌جای آنکه در برابر ادعاهای مطرح‌شده، راهِ اتهام‌زنی یا مقابله‌به‌مثل را در پیش بگیریم، به شیوه‌ای نظام‌مند و بر پایۀ روش‌های دقیق پژوهشی، نزدیک به ۶۰ صفحه تحلیل بر مبنای ۲ صفحه‌ اتهام زنی وی نگاشته‌ایم.

🍂 این رفتار، برخاسته از منشِ فکری نقدآگین است: مرام این کانال، نه ستایش است و نه کین‌جویی، بلکه کاوش و سنجشِ خردورزانه است. بدین معنا که هر دیدگاه فکری، فارغ از وابستگی‌های شخصی یا پیش‌فرض‌های فکری آن، باید در بوتۀ نقد نهاده‌شود؛ چراکه نقد، نه ابزاری برای نفی، که راهی برای ژرف‌اندیشی و روشنگری است.

🍂 مدرسه بی‌گمان یکی از کانال‌های تأثیرگذار در حوزه‌ پدیدارشناسی در ایران است. جستارها و درسگفتارهای او در زمینۀ هوسرل‌پژوهی، نقش بسزایی در معرفی و گسترش این جریان فلسفی در میان پژوهشگران ایرانی داشته‌است. او با بهره‌گیری از روش‌های دقیق فلسفی، سعی کرده‌است تا سنت پدیدارشناسی را در فضای فکری ایران بسط دهد و آن را به شیوه‌ای نظام‌مند معرفی کند. مدرسه نه‌تنها در انتقال مفاهیم کلیدیِ پدیدارشناسی، بلکه در تحلیل و تفسیر دقیق آراء هوسرل کوشیده‌است. تلاش او در این مسیر، سهمی درخور در آشنا کردنِ جامعۀ فلسفی ایران با مباحث پیچیدۀ «آگاهی، قصدیت و شهود» داشته‌است، و این خود ارزشی انکارناپذیر دارد.

🍂 با این‌ حال، رویکرد کانال مدرسه در حوزۀ دین‌پژوهی، برخلاف کارهای آن در حوزه‌ پدیدارشناسی، با نقدهایی جدی مواجه است. اگر در پدیدارشناسی کوشیده‌است به «اصالت روش» و «شفافیت مفاهیم» پایبند بماند، در دین‌پژوهی، پدیدارشناسی را به «ابزاری برای تاییدِ پیش‌فرض‌های خاص ایدئولوژیک» بدل ساخته‌است. در‌حالی‌که جوهرۀ پدیدارشناسی، تعلیق پیش‌فرض‌ها و نگریستن به پدیده‌ها به شیوه‌ای محض و بی‌طرفانه است، در برخی از آثار کانال مدرسه، شاهد استفاده از این روش برای «توجیهِ سنت‌های دینی‌»ای هستیم که در ذات خود، از «داوری‌های از پیش‌مسلم‌انگاشته» آکنده‌اند. این چرخش از «روش‌شناسی ناب» به‌سوی نوعی «بازتفسیر ایدئولوژیک»، نشان‌دهندۀ انحراف از مسیری‌ست که خود پدیدارشناسی به‌عنوان جنبشی فلسفی دنبال می‌کند.

🍂 با این وجود، دستاوردهای کانال مدرسه در معرفی و گسترشِ پدیدارشناسی در ایران، نباید نادیده گرفته‌شود. آثار این کانال در این حوزه، در آموزش و گسترشِ این جنبشِ فلسفی، میانِ پژوهشگرانِ ایرانی سهمی جدی داشته‌است. دقت آن در تحلیل‌های فلسفی، ترجمۀ متونِ بنیادین، و ارائۀ خوانش‌های نوین از هوسرل، آن را به یکی از چهره‌های مهم در این حوزه بدل ساخته‌است. اهمیت این تلاش‌ها زمانی دوچندان می‌شود که به فضای کلی فلسفه در ایران بنگریم، فضایی که کمتر مجالی برای پژوهش‌های روشمند در بابِ پدیدارشناسی فراهم کرده‌است. بنابراین، گرچه نقدهایی جدی بر برخی گرایش‌های فکری مدرسه وارد است، اما نقش آن در انتقال و بسط سنت پدیدارشناسی در ایران، جایگاه ویژه‌ای در تاریخ فلسفه‌ معاصر ایران دارد.

🍂 نقد، هنگامی اصالت خود را حفظ می‌کند که در خدمت پالایش اندیشه باشد، نه تثبیت پیش‌داوری‌ها. در این راستا، نقدهای ما نه‌ متوجهِ افراد یا شخصیت‌های فرهنگی، بلکه متوجهِ کلیشه‌های فکری و باورهای دگماتیکی‌ست که در برخی قرائت‌های دین‌پژوهانه رخنه کرده‌اند.

🔻نقد فکری باید از دو آفت دور بماند:
نخست، نقدی که در پس آن صرفاً انگیزه‌های شخصی، اجتماعی یا سیاسی پنهان شده‌است و هدفی جز تقابل‌جویی ندارد.

دوم، نقدی که صرفاً در چارچوب تأیید و بازتولید یک سنت فکری صورت می‌گیرد و عملاً به نقدی غیرانتقادی بدل می‌شود. نقد اصیل، نقدی است که از یک‌سو، به روش‌شناسی وفادار باشد و از سوی دیگر، خود را در بند یک چارچوب ازپیش‌تعیین‌شده اسیر نکند.

🍂 جنبش پدیدارشناسی، چنان‌که هوسرل بنیان نهاد، رسالتی دارد که با هرگونه پیش‌فرض‌های غیرانتقادی بر سر ناسازگاری است. از همین رو، اگر این جنبش بخواهد در مسیر درست خود باقی بماند، باید از پیش‌فرض‌های دینی و ایمان‌محور که با روح پدیدارشناسی در تضادند، پالوده شود. این امر مستلزم آن است که پدیدارشناسی، در تحلیل دین، رویکردی توصیفی و نقادانه اتخاذ کند، نه آنکه خود را در محدوده‌ تفاسیر کلامی گرفتار سازد.

🍂 با این حال، یکی از لغزش‌های رایج در حوزه‌ پدیدارشناسی دین، آن است که پژوهشگر، در عین حال که از روش‌های پدیدارشناسانه سخن می‌گوید، ناخودآگاه در دامِ «الهیات سنتی و تفسیرهای کلامی» می‌افتد.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘نقد به‌مثابه روشنگری (۶۱)
🔳 نقد در مقام روش، احترام در مقام انصاف

🍂 بدین ترتیب، «متد علمی» جای خود را به «دفاع از باورهای دینی» می‌دهد و آنچه باید به‌عنوان یک بررسیِ نقادانه انجام شود، به ابزاری برای توجیه یک منظومۀ ایمانی بدل می‌گردد.

🍂 نقد ما از این منظر، نه تلاشی برای به‌چالش‌کشیدن شخصی خاص، بلکه کوششی برای جلوگیری از «مصادرۀ پدیدارشناسی به نفع دستگاه‌های فکری‌»ای‌ست که به‌جای روشن‌گری، در پیِ «بازتولید کلیشه‌های دیرینه‌»اند. تفکر انتقادی، اگر اصالت داشته‌باشد، نمی‌تواند خود را محدود به یک «چارچوب مشخص» کند. بنابراین، آنجا که نقد، خود به یک ابزار ایدئولوژیک بدل می‌شود، دیگر نقد نیست، بلکه «تأیید ایدئولوژی» است.

🍂 یکی از آفات مهمی که می‌تواند تفکر انتقادی را تهدید کند، همان چیزی‌ست که می‌توان آن را "ایدئولوژیک‌شدن نقد" نامید. این امر هنگامی رخ می‌دهد که نقد، به‌جای آنکه حقیقت را جستجو کند، صرفاً در جهت تایید یا رد یک دستگاه فکری خاص به کار گرفته شود. در چنین شرایطی، نقد دیگر وسیله‌ای برای پالایش اندیشه نخواهد بود، بلکه ابزاری برای تثبیت یک موضع ازپیش‌تعیین‌شده خواهد شد.

🍂 از این منظر، مسئولیت نقد، فراتر از یک مجادلۀ فکری است؛ وظیفه‌ای‌ست در راستای صیانت از اندیشه. ما بر این باوریم که اگر در گذشته، نقادیِ جدی‌تری نسبت به تاویل‌های ایدئولوژیک از فلسفه صورت گرفته‌بود، شاید پدیدارشناسیِ هایدگری در ایران، همان‌گونه که در جریان سید احمد فردید رخ داد، به دستِ واپس‌گراترین جریان‌های فکری نیفتاده و به ابزاری برای تحکیم گفتمان‌های غیرانتقادی بدل نمی‌شد.

🍂 تاریخ اندیشه در ایران، نشان داده‌است که همواره دو جریان موازی در برابر هم قرار داشته‌اند: نخست، جریانی که به سوی گشودگی، پرسشگری و جذب دانش‌های نو کرده است. این جریان، در طول تاریخ، از زکریای رازی و ابن‌مقفع گرفته تا فردوسی و ابن‌سینا، همواره در برابر جریانی دیگر قرار داشته است که به فروبستگی، جزم‌اندیشی و تحدید مرزهای تفکر گرایش داشته است.

🍂 در دوران معاصر نیز، این دوگانگی به شکل‌های مختلف خود را نشان داده است. در دهه‌های گذشته، شاهد آن بوده‌ایم که چگونه جریان‌های فکری خاص، فلسفه را نه به‌عنوان ابزاری برای پرسشگری، بلکه به‌عنوان ابزاری برای تثبیت باورهای ایدئولوژیک به کار گرفته‌اند. پدیدارشناسی، در چنین فضایی، اگر از مسیر خود منحرف شود، به‌جای آنکه افق‌های تازه‌ای را بگشاید، به «ابزاری برای تحکیم پیش‌فرض‌های دینی و کلامی» بدل خواهد شد.

🍂 پدیدارشناسی، اگر به درستی درک شود، نه ابزاری برای توجیه باورهای مسلم‌انگاشته‌شده، بلکه روشی برای «کاوش در بنیادهای تجربۀ بشری» است. هوسرل، در آثار خود، همواره بر «ضرورتِ کنارگذاشتن پیش‌فرض‌ها» تأکید می‌کرد. اما این نکته‌ای‌ست که در بسیاری از خوانش‌های پدیدارشناسانه‌ دین در ایران، نادیده گرفته شده‌است. به‌جای آنکه پدیدارشناسی، همچون «ابزاری برای کاوش در چیستی ایمان و تجربۀ دینی» به کار گرفته‌شود، در برخی از متون، شاهد آن هستیم که این روش، صرفاً در جهتِ تأییدِ باورهای سنتی به‌کار گرفته می‌شود.

🔺این امر، در نهایت، نه‌تنها به زیان فلسفه، که به زیان خود دین نیز خواهد بود. چرا که ایمان، هنگامی اصالت دارد که بتواند خود را در برابر پرسش‌های دشوار قرار دهد و از آزمون‌های سختِ فکری سربلند بیرون بیاید؛ اما اگر رویکرد پدیدارشناسانه‌ دین، به ابزاری برای تایید پیش‌فرض‌های کلامی بدل شود، دیگر نه فلسفه باقی خواهد ماند و نه ایمانی که بتواند در برابر نقدهای جدی تاب بیاورد.

🔺بنابراین، نقدی که کانال نقدآگین بر برخی زوایای فکریِ کانال مدرسه وارد کرده‌است، نه از سرِ نادیده‌گرفتن اهمیتِ زحماتِ او، بلکه برای پاسداری از اصالتِ فلسفیِ جنبش پدیدارشناسی است. نقدآگین در این مسیر، همچون همیشه، بر آن است که حقیقت را از دلِ استدلال، نه از مسیرِ تخریب، آشکار سازد. چرا که تنها در پرتویِ نقد بی‌رحمانه و در عین حال منصفانه است که می‌توان مرزِ میان فلسفه و ایدئولوژی را از یکدیگر جدا ساخت و حقیقت را از میانِ غبار باورهای تثبیت‌شده بیرون کشید.

🍂 ازاین‌رو، پاسخ ما به اتهاماتِ مدرسه به کانال نقدآگین در اینجا به سرانجام خود می‌رسد. حقیقت نه در پذیرشِ بی‌چون‌وچرا آشکار می‌شود و نه در نفیِ شتاب‌زده، بلکه در کاوش سنجیده و اندیشه‌ای رها از تعصب آشکار می شود.

🍂 آنچه گفته شد، نه دفاع از دیدگاهی خاص، بلکه تلاشی برای پاسداری از جایگاهِ اصیل فلسفه در برابر لغزش‌های ایدئولوژیک بود. اکنون، پرسش نهایی نه به یک فرد، که به کلیت اندیشۀ ما بازمی‌گردد: آیا می‌توان پدیدارشناسی را از بند پیش‌فرض‌های ایدئولوژیک رها کرد و آن را به مسیرِ راستین خود بازگرداند؟ این پرسشی‌ست که تنها در پرتو نقدِ پایدار و گفت‌وگوی بی‌تعصب می‌توان به آن پاسخ داد.

پایان

.


#تفکر_انتقادی #فلسفیدن



🌾 @Naqdagin
📘زیبایی‌شناسیِ گناه
— از سکوت صوفیانۀ مسجد تا ساختار روایت‌گرِ کلیسا
(۱/۲)
✍🏻 #ناهید_زمانیان

🍂 معماری مساجد، با آن سادگی و تهی‌بودگی پرهیبتش، در امتداد سنت معابد زرتشتی شکل گرفته است؛ فضاهایی که برای جذب نور، برای غیاب تصویر، و برای حل شدن انسان در بی‌کرانگی طراحی شده‌اند. در این معماری، هیچ چیزی نباید باقی بماند؛ نه شکل، نه داستان، نه حتی حضور خود انسان. در آن‌جا انسان تنها یک سایه است که در سکوتِ نماز محو می‌شود، بی‌آنکه نیازی به بازگویی خویش داشته‌باشد.

🍂 اما کلیسا، به عنوان وارث سنت روایی غرب، جایی است که در آن گناه نه محو، بلکه حکایت می‌شود؛ نه انکار، بلکه صورت‌بندی دوباره می‌یابد. دیوارهای پرشکوه کلیساها، گناهان را به نقش درمی‌آورند، نورهای رنگین‌شان قصه‌ی سقوط و رستگاری را بازمی‌تابانند، و زمزمۀ اعترافات درون آن‌ها، گناه را از ناپاکی به حقیقت زیباشناختی بدل می‌سازند.

🍂 کلیسا آن‌چیزی را که در مسجد فراموش می‌شود، به ادبیات بدل می‌کند، و این همان تفاوتی‌ست که تقدس شرقی و غربی را از هم جدا می‌کند: یکی در سکوت، در نفی، و در انحلال، و دیگری در زبان، در اعتراف، و در جاودانگی روایت. به همین دلیل است که در مسجد نمی‌توان گناه کرد زیرا انسان در آن غایب است، اما در کلیسا انسان با گناهانش تبدیل به عنصر زیباشناسانه می‌شود، و این تفاوت، راز شکوه اعتراف در کلیساست.

🍂 جایی که گناه نه لکه‌ای برای تطهیر، بلکه روایتی برای بازگویی‌ست. آن‌جا انسان نه از خود تهی می‌شود و نه در حضور مطلق فرو می‌رود، بلکه میان خطا و رستگاری معلق می‌ماند، همچون پیکری در قاب نقاشی که زشتی‌هایش نه برای محو شدن، بلکه برای تأمل و تفسیر به نمایش درآمده‌اند.

🍂 اما در مسجد، سکوت فرمان می‌دهد، گناه تنها سایه‌ای گذراست که در روشنایی فرو می‌پاشد، و انسان، به‌جای آنکه درون خود را بازگو کند، صوفیانه از خویشتن بیرون می‌رود؛ در انحلالی که او را نه به اعتراف، که به انکار می‌کشاند.

🍂 در کلیسا، هر تغییری در روح به‌مثابه‌ی تغییری در بنای ظاهری آن در نظر گرفته می‌شود. به همین دلیل است که ساختار و بنای کلیساها در طول تاریخ با تغییر اندیشه‌های فلسفی و هنری دستخوش تحول شده‌اند.

🍂 در حقیقت، در کلیسا، فرم، همان حافظۀ گناهِ انسانِ اندیشنده است؛ فضایی که در آن، خطوط منحنی طاق‌ها، صدای فروتنانۀ معترفان را در خود می‌پیچد و تا بلندای سقف بالا می‌برد؛ جایی که نور از شیشه‌های رنگی عبور کرده و بر چهرۀ خطاکاران می‌تابد؛ گویی که گناه نه محو‌شدنی، بلکه جزئی از نظم زیبایی‌شناختی جهان است. در چنین فضایی، توبه نه به‌معنای فراموشی، بلکه به‌معنای صورت‌بندی دوباره‌ی گناه است؛ یک ترکیب‌بندی هنری که لکه‌های گناهِ زیست انسانی را در هاله‌ای از نور و رنگ می‌نشاند.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘زیبایی‌شناسیِ گناه
— از سکوت صوفیانۀ مسجد تا ساختار روایت‌گرِ کلیسا
(۲/۲)
✍🏻 #ناهید_زمانیان

🍂 در مسجد اما، فرم چیزی را ثبت نمی‌کند؛ در آنجا، هیچ حجاری‌ای برای روایت خطاها وجود ندارد، هیچ تصویری نمی‌خواهد سایه‌های انسان را نگاه دارد. فضا آن‌قدر خالص و تهی است که انسان، با تمام ضعف‌ها و زخم‌هایش، در آن حل می‌شود.

🍂 نه پنجره‌های رنگی‌ای هست که گناه را در خود حل کند، و آن را به یک عنصر زیبایی‌شناسانه بدل سازد، نه اعترافی که بتواند از بار گناه، حکایتی مقدس بسازد. در مسجد، گناه باید به فراموشی سپرده‌شود، اما در کلیسا، گناه همچون زخمی درخشان، در بافت فضا حک می‌شود. و این همان تفاوت بنیادین میان این دو است: در مسجد، انسان برای پاکی محو می‌شود، اما در کلیسا، انسان برای رسیدن به ابدیتی زمینی، در شکل و فرم هنری جاودانه می‌شود.

🔺بنابراین، آن‌چه در مسجد از یاد می‌رود، در کلیسا به داستان بدل می‌شود؛ به اعترافی که نه برای انکار، بلکه برای ماندگاری ابدی روایت انسان است. گناه در این‌جا صرفاً یک خطای اخلاقی نیست، بلکه ماده‌ی خام ادبیات است؛ افسانه‌ای که در زمزمه‌ی کشیش، در اشک‌های معترف، و در پژواک سالن‌های سنگی پیچیده می‌شود.

🍂 کلیسا، با آن شکوه گوتیکش، نه فقط مکانی برای توبه، که صحنه‌ای برای نمایش گناه است. همان‌طور که گناه در فرم معمارانه نقش می‌بندد، در کلمات نیز تداوم می‌یابد. انسان در کلیسا خطای خود را همچون یک داستان نقل می‌کند، در حالی که در مسجد، تنها سکوت به‌جای آن می‌نشیند.

🍂 در مسجد، هیچ نیازی به روایت نیست، چراکه حقیقتی محض و بی‌واسطه در کاشی‌های آن جاری است. اما کلیسا حقیقت را درون زبان شکل می‌دهد، آن را در افعال تاریخی درمی‌پیچد، به تصویر می‌کشد، و در نهایت، به داستانی بدل می‌سازد که نه‌تنها شنیده، بلکه خوانده و حتی بازخوانی می‌شود.

🔺از این رو می‌توان گفت که مسیحیت، دین ادبیات است. در این دین، متون مقدس تنها مجموعه‌ای از احکام نیستند، بلکه سرشار از تمثیل‌ها، مکاشفات و روایاتی‌اند که گناهکاران را قهرمانان قصه‌های خود می‌کنند. درست همان‌طور که در کلیسا گناه به نور بدل می‌شود، در ادبیات مسیحی نیز گناه به زبان شکل می‌دهد؛ از اعترافات آگوستین تا هملتِ شکسپیر، همگی بر مدار این حقیقت می‌چرخند که انسان، تنها از طریق روایت است که می‌تواند گناه خود را معنا ببخشد، و این است که در کلیسا، توبه نه پایان گناه، بلکه آغاز داستان است.


📕چرا اسلام پسرفتی اساسی نسبت به مسیحت بوده‌است؟
📕مسیح در قرآن: خدایی که خدا نیست
📕تاثیرات بودیسم بر اسلام
📕"دین" در "تاریخ" نیست، در خیال انسان است!
📕محمد، پیامبرِ روزهایِ دوشنبه!
📺 از کشیشی پرشور تا بی‌خدایی قاطع
📺 عیسی و رمز و راز فرزندانش
📺 مؤلفان قرآن (عیسی و انجیل شهادتی بر عدم وحی)

.


#نقد_ادیان #نقد_اسلام #نقد_مسیحیت #مسجد #کلیسا #معماری #مسیحیت #اسلام #گناه



🌾 @Naqdagin | @nahidestan
📘"دین" در "تاریخ" نیست، در خیال انسان است!
(۱/۲)
✍🏻#علی‌_صاحب‌الحواشی

💢 کشف بقایای باغ محل دفن عیسی مسیح در اورشلیم؛ روایت انجیل پس از ۲ هزار سال تایید شد

باستان‌شناسان در جریان حفاری‌های زیر کلیسای مقبره مقدس در اورشلیم، موفق به کشف بقایای باغی باستانی شدند که با توصیفات کتاب مقدس درباره محل دفن عیسی مسیح مطابقت دارد.
کلیسای مقبره مقدس که به باور بسیاری از مسیحیان محل دفن عیسی مسیح است، یکی از مقدس‌ترین اماکن زیارتی در جهان مسیحیت به شمار می‌رود.

اکنون کشف درختان زیتون و تاک‌های انگور ۲ هزار ساله در این منطقه، توجه پژوهشگران در دانشگاه ساپینزا رم را به خود جلب کرده است؛ کشفی که با آنچه در انجیل یوحنا ذکر شده، همخوانی دارد.


به امید آن‌که جایی قدمی نهاده باشی
همه خاک‌های شیراز به آبِ دیده رُفتم


🍂 ما درمورد عیسای ناصره "هیچ" نمی‌دانیم. همه آنچه از ایشان دانسته است، به روایت "حواریون" بوده است، بی‌آن‌که قرائنِ مویدی بر گفته‌های آنان را بتوان در منابع مبسوط همان زمانِ وقایع‌نگاریِ یهودیان و رومیان یافت. این واقعیت تکان‌دهنده، مبنایِ تردید در "اصالت‌تاریخی" عیسای‌ناصره بوده است تا اکثر محققین تاریخ، او را شخصیتی مبهم تا اساطیری چون زئوس و هِرا یا رستم و اسفندیار، یا ارجونا و شیوا بدانند. 

🍂 اگر قدری کوتاه‌ آمده و احتمالِ "چیزکی" را بدهیم، می‌توان تصور نمود که در دیگِ جوشان قیل‌وقالِ فرقه‌های متعدد و متکثر یهودی در فلسطین، عیسی‌نامی هم پیدا شده‌بود که همچون بسیاران دیگر از امثال و اقرانش، از جانب مراجع یهود انگ کفر خورد و با هماهنگی مراجع‌سیاسی رومی، اعدامش کردند. آن دیگران، فراموش شده‌اند اما این یکی در طوفانی از وقایع همزمان قرار گرفت تا تصعید یافت و "پسرخدا" شد! نجات‌بخشی از جانب "پدر" که بازخرنده گناهان مومنان است.

🍂 "جنگ‌های یهودی" از سال ۶۶ میلادی تا ۱۳۵ میلادی، بین یهودیان فلسطین و امپراطوری روم ادامه داشت که در فرجامش، کشتار عظیم یهودیان و واپسین ویرانیِ کاملِ "معبدسلیمان" واقع‌شد و یهودیان، فلسطین را ترک‌نمودند و در غرب آسیا تا همه اروپا پراکنده شدند.

🍂 از اتفاقات عجیب این جنگ‌های هفتادساله، یکی هم اسارت یکی از فرماندهان یهودی بود که رومیانش فرهیخته مردی یافته و حرمتش داشتند و نامِ رومیِ "فلاویوس یوسوفوس" (Flavius Josuphus) بر او نهادند. این یوسوفوس، در تاریخ قوم یهود خبره بود. پس رومیان در هنگامه آن جنگ‌های خونینِ در جریان، این فرمانده دانشمند اسیرشده را به جای در غل‌وزنجیر کردن یا پیش درندگان افکندن، رخصت و قلم و دوات دادندش تا بنشیند و برایشان "تاریخ قوم یهود" را بنویسد (حدود سال ۹۰ میلادی). حاصل‌کار، متن عظیمی شد که ترجمه انگلیسی‌ امروزه‌اش بیش از هزاروچندصد صفحه‌ است که جامع‌ترین منبع تاریخِ قوم یهود است.

🍂 در این اثر عظیم تاریخی، تنها‌وتنها دو سه اشاره بسیار کوتاه به "عیسای ناصره" و یک اشاره مختصر به "یحیای تعمیددهنده" هست. بسیاری محققان، حتی در اصالت همین دوسه مختصر هم تردید نموده و احتمال الحاقی بودنِ بعدیش توسط مسیحیان را دادند. برخی حتی اصالتِ اشاره گذرا به یحیای تعمیددهنده را نیز مشکوک گرفته و احتمال "الحاقی" بودن این فقره را نیز طرح نموده‌اند.

🍂 حتی اگر این تردیدها را روا ندانیم، حداقل آن می‌شود که سوانح عیسای ناصره در یهودیه آنقدر کم‌اهمیت بود که این یوسوفوس در آن کتاب مبسوط به صرفاً چند جمله درباره‌اش بسنده نمود. یادمان باشد که در حوالی ۹۰ میلادی، "مسیحیت" حتی صورت قابل‌اعتنا، بل قابل شناسایی هم به‌خود نگرفته بود تا یوسوفوس خواسته باشد قصه عیسی را پنهان داشته و پرده بر آن پوشد. بجز از این مورد پرمناقشه، هیچ روایت‌تاریخیِ "برون‌مسیحی" از ماجرای عیسای ناصره در دست نیست.

🍂 همین است که تاریخیت عیسای ناصره بشدت مورد تردید است‌. در بهترین صورت، می‌توان تصور نمود که ماجرای بسیار کوچک و کم‌اهمیتی بود که بعدها "گُر گرفت". (تاریخ یوسوفوس حوالی ۹۰ میلادی نوشته شد؛ کهن‌ترین انجیل رسمی "مرقس" [Mark] در ۷۰ میلادی و متاخرترین آنها انجیل "یوحنا" متعلق به حدود ۱۰۰ میلادی است. نامه‌های پولس رسول که بخشی از عهدجدید است، فارغ از تردیدها در اصالت تاریخی‌ انتساب‌شان به پولس هست، بین ۳۶ تا ۶۷ میلادی نوشته شده‌اند).

🍂 زنندگیِ کم‌پژواکی عیسای ناصره در تاریخِ یوسوفوس بقدری است که الهیدان، فیلسوف‌طبیعی، و ریاضیدانِ کمبریج در قرن هفدهم، ویلیام ویستون (William Whiston)، که کتاب فلاویوس یوسوفوس را از لاتینیِ باستان به انگلیسی ترجمه نمود (امروز هم همین ترجمه انگلیسی همچنان منتشر می‌شود)، علاوه بر دیگر شبهات الهیاتی، در اصالتِ اناجیل به تردید افتاد و به‌کفر گرایید تا از دانشگاه کمبریج اخراجش کردند، دوستی‌اش با آیزاک‌نیوتن مومن‌ و متکلم سخت‌کیش مسیحی نیز بهم‌خورد!

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘"دین" در "تاریخ" نیست، در خیال انسان است!
(۲/۲)
✍🏻#علی‌_صاحب‌الحواشی

🍂 این خبر پیوستی یورونیوز را که دیدم و حکایت از جستجوی باستان‌شناسان ایتالیایی از روایت تصلیب عیسی می‌کرد، آن بیت سعدی افتادم که صدر مطلب آوردم، و این مرا به‌ فکرِ "خیالِ" انسان انداخت؛ خیالی که برمی‌انگیزاند و "شیفته" می‌کند؛ خواه به زنی یا که مردی، یا فکری و عقیده‌ای، یا داعیه‌ی به‌گمانِ "از بالا‌آمده‌ای"، تا "می‌دود چندان‌که بی‌مایه شود" و در برهوت حیرانی‌ها سرانجام بفهمد یا نفهمد که چه‌ها در پای آن "خیال" سوخت!

🍂 باشگاه پرغوغای خدایان یونان‌باستان از حوالی هشتصد پیش از میلاد تا قدری پس از چهارصد میلادی در "خیال" بخش‌های بزرگی از مردم اروپا دوام آورد. چه بناها که برایش برآوردند: پانتئون در رُم، بزرگترین و حیرت‌انگیزترین سازه همچنان برپای باستانی اروپا با عمری بیش از دوهزارسال است، برای آن خدایان خیالین و پرشمار و بوالهوس ساخته‌شد؛ چه منظومه‌ها برای آن خدایان سرودند، چه تندیس‌ها تراشیدند، و چه، و چه...

🍂 خلاف گفته رایج، "بیهوده‌سخن‌ها" بسی به درازا توانند کشید! آنقدر که بنیان‌های عظیمی از فکر و هنر، و تمدن بر بنیان‌شان برپا گردند. در حق مسیحیت، از زاهدانِ ستون‌نشین بیابان‌های شام تا عابدانِ مقصوره‌های کوه‌کنده در کاپادوکیه آناتولی، تا مناجات‌های شورانگیز سن‌کاترین‌ها، تا قساوت‌های دیندارانه سن‌سیریل‌ها و آتاناسیوس‌های فتنه‌گرِ مفسده‌انگیز، تا خطابه‌های پرسوز مایستر اکهارت به زبان آلمانیِ هم‌ولایتی‌های عامی‌اش که در آن‌ها از کسوت فاخرِ لاتینیِ فاضلِ و درس‌خوانده‌اش بی‌محابا بیرون می‌شد و بیرون از ریل‌های ارتودوکسی در "ملکوت پدر" به پرواز "خیال" درمی‌آمد، آنقدر که پاپ احضارش نمود و انذارش داد! تا برسیم به جامع‌های سربه‌فلک کشیده و پرشمار گوتیک و نگاره‌های مومنانه امثال ال‌گرکوها، و کانتات‌های مخلصانه باخ و‌ "مِسایایِ" هَندل و بس بیشتر از این‌ها! چه خبر است در این "بیهوده‌سخن‌های خیال‌انگیز"؟!

🍂 چه باک که عیسای‌ناصره‌ای بود یا نبود، خیالِ "مسیح" که بود! آن نجات‌بخش از رنج‌ها و مرارت‌های زمینِ نفرین‌شده. مسیحیان گنوستیک، این نکته را به‌فراست دریافته‌بودند که عیسای‌ناصره به‌چیزی نبود که گوشت و‌پوستی بی‌ارج و این‌جهانی بود، مسیح است که اصل است! اصل رهایی! همان "خضرِ دستگیر" که در خیال حافظ آمد:
تو دستگیر شو ای خضر پی‌خجسته که من
پیاده می‌روم و همرهان سوارانند
نصیب ماست بهشت، ای خداشناس برو!
که مستحق کرامت‌، گناهکارانند!


🔻"دین" در تاریخ نیست، در "خیال" انسان است! مشغولش می‌شود و "جهان" را به‌هیچ نمی‌شمرد:
تَرَکتُ لِلنّاس دُنیاهُم و دینُهم
شُغلاً لِذِکرِکَ یا دینی و دنیای
[دنیا و دین‌شان به مردم وانهادم
که تا گرمِ یاد تو باشم، ای دین و دنیای من!]


🔻در آتشبارِ شوربختِ سوانح این‌جهان، دین گریزی به جان‌پناهی است که در او بی‌معناها، معناهای فربه می‌یابند، کلان‌معناهایی که بودوباشِ این‌جهانی را خاک، و کمتر از خاک می‌کنند تا دل‌های رمیده از درباختن‌ها آرام گیرند به نگاه در چشم‌انداز بی‌کرانگی:
گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من
از خاک بیشتر نه! که از خاک کمتریم!


🍂 انسان "قصه" می‌سازد و بارِ خود به درون قصه‌اش می‌کشد تا ساکن شهر قصه‌‌ها شود و در آن متن پرهیاهوی خیالین، بازیگری کند، به فسانه‌های خیال! این اندرونیِ قصه‌شدن، همان زیستن در "زیست‌جهانِ" فرهنگ است.

🍂 حالا می‌شود فهمید که بیداری از این رویا چرا تنش‌زا و شوراننده و عصبیت‌برانگیز می‌شود؛ و مردم چرا برای برپاماندن "رویا" دست به‌همه‌کار می‌زنند! از "باهتوهم" تا "قاتلوهم"...!

🍂 اما سرنوشت انسان رو به بیداری است؛ "بصیرت‌به‌نفس"، تقدیر انسان است. این است که از آینده هراسان و گریزانند، آینده‌ای که خانمان‌براندازِ خیال‌های زیست‌جهانی است! و حسرت جان‌پناه‌هایِ "گذشته‌" از اینروست!

@sahebolhavashi


📺 عیسی و رمز و راز فرزندانش
📺 مؤلفان قرآن (عیسی و انجیل شهادتی بر عدم وحی)
📕مسیح در قرآن: خدایی که خدا نیست
📕زیبایی‌شناسیِ گناه
📕چرا اسلام پسرفتی اساسی نسبت به مسیحت بوده‌است؟
📕تاثیرات بودیسم بر اسلام
📕محمد، پیامبرِ روزهایِ دوشنبه!
📺 از کشیشی پرشور تا بی‌خدایی قاطع

.


#نقد_ادیان #نقد_مسیحیت #دین‌شناسی #تاریخ_ادیان



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 از اصحاب کهف تا برج بابل (+)
— حقایقِ پنهان‌شده

🔸تفسیرِ کارل یونگ از سورۀ کهف
🔸نظرِ تئودور نلدکه (خاورشناسِ برجسته و مترجم قرآن به آلمانی)
🔸نظرِ کارل بروکلمان (خاورشناس آلمانی و از بزرگ‌ترین سامی‌شناسان (عرب‌شناسان) در نیمهٔ اول قرن بیستم) دربارۀ محمد و سلمان و خطاهای قرآن؛ بسیاری از داستان‌های قرآن (از جمله اصحاب کهف و ذوالقرنین که جزو ادبیات قرون وسطایی بوده‌اند) نه از منابع معتبر و اصلی بایبل (به‌اصطلاح تورات و اناجیل اربعه)، بلکه از تلمود (کتابِ تفسیریِ خاخام‌های یهودی) اقتباس شده‌است.

🔸آزمون‌های اهل کتاب و مردود شدنِ فاجعه‌بارِ محمد

📺 ذوالقرنین قرآن کپی «رمانس اسکندر»
📺 اصحاب کهف: بافتۀ کشیشی مسیحی
📺 افسانهٔ ایران‌ستیز قرآن (اصحاب فیل)
📺 قرآن: تجربۀ نبوی یا کپی‌پیست‌هایی ناشیانه؟
📺 ابراهیم و اشتباهاتِ اللهِ تقلب‌کار در کُپ‌زدن!
📺 الله و کلاغ
📺 مؤلفان قرآن (عیسی و انجیل شهادتی بر عدم وحی)
📺 پشت پردۀ قرآن؟
📕افسانهٔ عمر نوح؛ بدعاقبتی کپی‌کاران!
📕قرآن از دیدگاه ریاضی
📕 تصورات خطای قرآن پیرامون انجیل و تورات
📓افسانۀ اسکندر در قرآن

.


#نقد_قرآن #نقد_اسلام



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 بازخوانیِ سیمایِ علی‌‌بن‌‌عبدمناف(ابی‌طالب)

🎙دکتر #محسن_بنائی (+)

🔸در این قسمت از برنامه فانوس‌پدیا، به یکی از مناقشه‌برانگیزترین چهره‌های تاریخ اسلام می‌پردازیم: علی ابن ابی‌طالب. او برای شیعیان نخستین امام و نماد عدالت است، و برای اهل سنت نیز چهارمین خلیفه‌ای است که با احترام از او یاد می‌شود. اما آیا علی تاریخی که در ذهن مسلمانان نقش بسته، با واقعیت تاریخی هم‌خوانی دارد؟ آیا اصلاً علی یک شخصیت تاریخی بوده یا محصول روایت‌سازی‌های سیاسی–مذهبی‌ست؟

🔻در این برنامه، همراه با دکتر محسن بنایی، به این پرسش‌ها می‌پردازیم:
آیا چند تصویر متفاوت از علی وجود دارد؟
آیا منابع غیراسلامی مانند «وقایع‌نامه مارونی» می‌توانند سندی مستقل بر وجود علی باشند؟
آیا شواهدی چون سکه و کتیبه از علی وجود دارد؟
علی در تاریخ‌نگاری مدرن چگونه بازسازی می‌شود؟

🔻علی‌سازیِ جریان غلو
📻
دینِ علی؛ گذرگاهِ عرفانِ باستان به عرفان اسلامی (پرفسور امیرمعزی)
📻 جنبه‌های باطنی اسلام شیعی
📺 پیرامون نسبت شیعه و اهل غلو
📺 نور ازلی علی یا انسان-خداییِ تشیع
📺 خدایان، همسران و مادران (از اللّات و ذوالشّری به فاطمه و علی)
📺 اگر علی خلق نمی‌شد؟!
📺 یک فیلِ سفیدِ خری(!) که حرام‌زاده(!) بود، از علی پیروی نکرد
📕بررسیِ خطبۀ همام
📕خطبۀ نورانیة؛ شیعه یا اهل غلو؟
📕خطبۀ بیان
📕عنقا شکار کس نشود دام باز چین! (در نقد غلوگری جوادی آملی)
🔻وجود تاریخی علی و محمد و معاویه؟
📓 آیا علی یک شخصیت واقعی در تاریخ بود؟
📻 علی: تاریخی یا برساخته؟ (یکم - دوم)
📺 معاویه، فرمانروایی ایرانی؟!
📺 کتابی که وجودِ «محـمدِ سیره‌ها» را به زیر سوال می‌برد
📺 نسبت محمدِ سیره‌ها و تاریخ
🔻۳ مصاحبۀ نقدآگین با دکتر بنائی
📻 مواجهۀ تاریخی-انتقادی، علم و شبه‌علم
📺 سنجش تاریخ‌نگاری اسلامی (جلسهٔ یکم: یکم، دوم| جلسه دوم: یکم، دوم)
📺 معنای تاریخ رستگاری (یکم - دوم)
📓ارتداد در مسیحیت آغازین و نقش آن در پیدایش و گسترش اسلام
📓مغاك تيرۀ تاريخ
🔻نهج‌البلاغه در ترازو
📺 نهج‌البلاغه پیروز تحدی قرآن!
📕نهج‌البلاغه در آینۀ قرآن
📕نهج‌البلاغه و علی؟
📓سخنانِ سرگردان؛ از پیشوایان یا دیگران؟
🔻علی و امامت در آینۀ نقد و تاریخ
📺
آیت‌الله حیدری: امامت جایی در قرآن ندارد و جزء اصول دین نیست
📺 قصۀ امام زمان و تحریفات شیعیان
📺 علم غیب، دروغِ بزرگی جهت مردم‌فریبی و اهداف سیاسی-فرقه‌ای
📺 غیرشیعه حیوان‌ و شیعه (نه محب) شبه‌انسان است
📺 ابوبکر و امام علی ع زمان ما چه کسانی‌اند؟
📺 ایران چگونه به‌تدریج شیعه شد؟
📺 نقشِ فعالِ علی در رهبریِ تعرض به ایران
📕ماهیت یا وضعیت واقعی امامت
📕مدعی نبوت/امامت را چگونه بسنجیم؟
📕علی بن عبدمناف، ایرانیان و زنان
📕پروژۀ ایدئولوژیکِ جابجاییِ «علی» با «رستم»
📕تشیع: مذهب‌تراشیِ سیاسیِ ایرانیان
📓سَردَمدارانِ نامدار

.


#بازنگری #نقد_شیعه #نقد_اسلام #علی #تاریخ_تشیع #شیعه



🌾 @Naqdagin
🎧بازخوانی سیمایِ علی‌‌بن‌‌عبدمناف(ابی‌طالب)

🎙دکتر #محسن_بنائی (+)

🔸در این قسمت از برنامه فانوس‌پدیا، به یکی از مناقشه‌برانگیزترین چهره‌های تاریخ اسلام می‌پردازیم: علی ابن ابی‌طالب. او برای شیعیان نخستین امام و نماد عدالت است، و برای اهل سنت نیز چهارمین خلیفه‌ای است که با احترام از او یاد می‌شود. اما آیا علی تاریخی که در ذهن مسلمانان نقش بسته، با واقعیت تاریخی هم‌خوانی دارد؟ آیا اصلاً علی یک شخصیت تاریخی بوده یا محصول روایت‌سازی‌های سیاسی–مذهبی‌ست؟

🔻در این برنامه، همراه با دکتر محسن بنایی، به این پرسش‌ها می‌پردازیم:
آیا چند تصویر متفاوت از علی وجود دارد؟
آیا منابع غیراسلامی مانند «وقایع‌نامه مارونی» می‌توانند سندی مستقل بر وجود علی باشند؟
آیا شواهدی چون سکه و کتیبه از علی وجود دارد؟
علی در تاریخ‌نگاری مدرن چگونه بازسازی می‌شود؟

📁 پست‌های مرتبطِ موضوعی

.


#بازنگری #نقد_شیعه #نقد_اسلام #علی #تاریخ_تشیع #شیعه



🌾 @Naqdagin
📘مذاکرات شنبه و ریل‌گذاری ترامپ!

✍🏻#صابر_گل‌عنبری

🍂 ساعاتی بعد از اظهارات دیشب ترامپ، وزیر خارجه ایران بامداد امروز در پستی، گفته او درباره مذاکرات بلندپایه روز شنبه آتی را تایید کرد، اما گفت که غیر مستقیم گفتگو خواهند کرد.

🍂 با این حال، احتمالا سخنان دونالد ترامپ درباره مستقیم بودن مذکرات میان دو طرف نیز واقعیت پیدا کند. حسین موسویان مذاکره کننده ارشد سابق ایران در این باره گفته است که احتمالا همان مدل قبلی مذاکرات قبل از برجام دنبال شود که ابتدا عراقچی وزیر خارجه ایران و ویتکاف فرستاده ترامپ مذاکراتی غیر مستقیم در مسقط داشته باشند و سپس در صورت مثبت بودن نتایج، مذاکرات مستقیم میان مذاکره‌کنندگان دو طرف شروع شود.

🍂 البته کاربرد واژه «ملاقات» (Meet) در پیام وزیر خارجه در شبکه ایکس هم جالب است. وی در این پست می‌گوید که ایران و ایالات متحده روز شنبه در عمان «برای گفتگوهای غیرمستقیم» در سطح مقامات عالی «ملاقات» خواهند کرد.

🍂 طرف ایرانی که معمولا در این مواقع تمایل دارد که کارها محرمانه پیش برود، اما گویا شیوه خاص ترامپ و پیوست رسانه‌ای سریعش راهی برای ادامه این رویکرد باقی نگذاشته و توئیت سریع وزیر خارجه هم موید این مدعاست.

🍂 اما حالا که قرار است مذاکراتی در سطح بالا روز شنبه کلید بخورد، بیشتر سرّ سفر غیر منتظره نتانیاهو به آمریکا نمایان می‌‎شود. چنان که در یادداشت قبلی هم گفته شد، عواملی فوریت‌دار باعث شد کاخ سفید نخست وزیر اسرائیل را به سفری غیر منتظره دعوت کند؛ یکی سفر ترامپ به عربستان و دیگری تحولات پرونده ایران.

🍂 به نظر می‌رسد که با توجه به مذاکرات پیش‌رو در عمان، ترامپ و برخی اعضای تیمش امثال ویتکاف که به دیپلماسی با ایران تمایل دارند، نگران واکنش و «اقدام خرابکارانه» احتمالی اسرائیل برای در نطفه خفه کردن این مذاکرات بوده‌اند. به همین خاطر احتمالا راه چاره را در دعوت نتانیاهو قبل از مذاکرات شنبه دیده‌اند تا خود ترامپ مستقیما با او سخن بگوید و او را بر حذر بدارد.

🍂 جالب هم اینجاست که در این مدت که تهران و واشنگتن در حال برنامه‌ریزی برای چنین دیداری بوده‌اند، هیچ اطلاعاتی از آن در رسانه‌های آمریکایی و اسرائیلی درز پیدا نکرد و همین نشان می‌دهد که طرف آمریکایی تا زمان اعلام خبر از جانب ترامپ و آن هم در نشست خبری با نتانیاهو مساله را محرمانه نگاه داشته است؛ دلیل آن هم احتمالا نگرانی از واکنش اسرائیل برای دست زدن به کاری و اقدامی با هدف ممانعت از برگزاری این مذاکرات بوده است.

🍂 دیشب که نشست کاخ سفید را دنبال می‌کردم، نشانه‌ای از یک اتفاق تصنعی و پیش برنامه ریزی شده ندیدم و چهره نتانیاهو متفاوت از دیدارهای قبلی بود.

🍂 او در این نشست به طرق مختلف تلاش داشت که وضعیت را آرام مدیریت کند و مانع اتفاقی غیر منتظره و از کوره در رفتن ترامپ شود
. به نوعی شخصیت خودشیفته او را قلقک داد. در موضوع تعرفه‌ها، با تملق خاصی این سیاست را ستود و تلاش داشت از این طریق مدخلی برای کاهش تعرفه 17 درصدی برای کالاهای اسرائیلی پیدا کند، اما موفق نشد و ترامپ گفت که آمریکا کمک‌های زیادی به اسرائیل می‌کند و فکر نمی‌کند تعرفه‌ها را کاهش دهد. با این حال بعید نیست که در آینده آن را کاهش دهد.

🍂 درباره نقش ترکیه در سوریه هم که بخشی از دستور کار نتانیاهو برای اقناع ترامپ به اتخاذ موضع علیه آن بود، تلاش کرد دستکم در برابر دوربین‌ها از مدخل روابط خوب ترامپ و اردوغان به این مساله ورود کند. در مقابل هم رئیس جمهور آمریکا از دوستی‌اش با همتای ترک خود گفت و از نتانیاهو خواست که مشکلات را با ترکیه عقلایی حل کند.

🍂 فعلا با وجود مغازله کلامی ترامپ برای نتانیاهو، اما او دست خالی از آمریکا بازگشت. او که مخالف دیپلماسی با ایران است، انتظار نداشت ترامپ در حضورش مدام از مذاکره آن هم مستقیم سخن بگوید. همین نارضایتی شرکای اولترا راست در کابینه اسرائیل را به دنبال خواهد داشت.

🍂 در کل، ادبیات دیشب ترامپ آن هم در حضور نتانیاهو نوعی ریل‌گذاری برای مذاکرات و توافق بود. اما شروع مذاکرات در عُمان به معنای در دسترس بودن توافق نیست و راه سختی در پیش است، از یک طرف ترامپ عجله و شتاب دارد و از طرف دیگر رسیدن به توافقی مرضی الطرفین در بازه زمانی کوتاه و سریع آن هم در میانه انبوه موانع و چالش‌ها بسیار سخت و دشوار است.

🍂 همچنین باید منتظر خروجی مذاکرات شنبه در جهت تعیین دستور کار مذاکراتی بود و همین خود خان مهمی است.

🍂 اما در کل با توجه به شخصیت خود ترامپ و فارغ از این که اطرافیان تندروی او چه می‌خواهند، احتمالا به دنبال توافقی در پرونده هسته‌ای است که در آن امتیازی را کسب کند که بتواند آن را در مقابل برجام اوباما و بایدن علم کند و بر روی آن مانور دهد. تا ببینیم چه می‌‎شود.

.


#سیاست #بین‌الملل



🌾 @Naqdagin | @Sgolanbari
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 کپی‌کاریِ خدا از خاخام‌ها؟! (+)
— شباهت عجیب قرآن و تلمود که نمی‌خواهند بدانید!

🎙#فردزیلا

🔸آیا تا به حال به منشأ داستان‌های قرآن فکر کرده‌اید؟ کتابی که بسیاری آن را کلام مستقیم و بدون خدشه خدا می‌دانند. در این ویدیو، دو متن را کنار هم قرار می‌دهیم و شباهت‌های انکارناپذیرشان را بررسی می‌کنیم. این موضوع چه تاثیری بر ادعای الهی بودن و بی‌نقص بودن قرآن دارد؟ آیا ممکن است قرآن، به جای وحی مستقیم، بازتابی از باورها، افسانه‌ها و متون رایج در فرهنگ زمانه خود باشد؟

📺 از اصحاب کهف تا برج بابل
📺 ابراهیم در آتش: اشتباهات الله در کُپ‌زدن!
📺 قرآن: تجربۀ نبوی یا کپی‌پیست‌هایی ناشیانه؟
📺 الله و کلاغ
📺 افسانهٔ ایران‌ستیز قرآن (اصحاب فیل)
📺 عیسی و انجیل شهادتی بر عدم وحی
📺 پشت پردۀ قرآن
📺 پژوهشی در قرآن (۱۳)
📺 ذوالقرنین قرآن کپی «رمانس اسکندر»
📺 آیت‌الله حیدری: قرآن ۱۰۲۴۳ اختلاف دارد
📺 اشکالات صرف و نحوی قرآن
📓افسانۀ اسکندر در قرآن
📕مسیح در قرآن: خدایی که خدا نیست
📕قرآن از دیدگاه ریاضی
📕 تصورات خطای قرآن پیرامون انجیل و تورات
📕افسانهٔ عمر نوح؛ بدعاقبتی کپی‌کاران!
.


#نقد_قرآن #نقد_ادیان #نقد_اسلام


🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 روان‌کاویِ «افسرده‌نشدن» در جامعۀ بی‌ثباتِ ایران (+)

🎙دکتر #محمدرضا_ابراهیمی


.


#زیست‌روان #جامعه #روان‌کاوی #افسردگی #روان‌شناسی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 راز پنهان «بحران ایران» در دل اسطوره‌ها (+)
— تحلیل اسطوره‌شناختی بحران سیاسی ایران

🔸کهن‌الگوها نه به عنوان «داستان‌های مردهٔ باستانی»، بلکه به مثابهٔ نرم‌افزارهای ناخودآگاهِ حاکم بر رفتار جمعی هستند. همان‌طور که DNA، طرح اولیهٔ بدن انسان را می‌ریزد، کهن‌الگوها نیز الگوهای نامرئیِ حاکم بر جنگ‌های سیاسی، بحران‌های اجتماعی، و حتی انتخاب‌های روزمره‌اند.


.


#زیست‌روان #اسطوره‌شناسی #حکومت_اسلامی #روان‌کاوی #یونگ #کهن‌الگو #بحران_سیاسی



🌾 @Naqdagin