نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.42K videos
93 files
9.12K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خامنه‌ای: من تا حدودی شبیه خدا (در بی‌رحمی) هستم؛ مردم وزنِ جایگاه‌ من را درک نمی‌کنند

— مصاحبۀ جنجالی جدید با کاترین پرز شکدم (+)

🔗 ✍🏻 نقد این مصاحبه (اینجا)

🔸کاترین پرز-شکدم توضیح می‌دهد که چگونه ورودش به رسانه‌های ایران با مقاله‌ای دربارۀ مناقشه یمن آغاز شد، که توسط رژیم به اشتباه تفسیر و بعنوان حمایتی از دیدگاه‌های آن‌ها تلقی شد. او سپس توسط #نادر_طالب‌زاده برای نوشتن در وب‌سایت خامنه‌ای دعوت شد، فرصتی که او برای درک بهتر رژیم از آن استفاده کرد. ازدواج او با یک مسلمان سنی و زندگی در یمن پوششی برای او فراهم کرد، زیرا هیچ کس گمان نمی‌کرد که او یهودی است. او اعتراف می‌کند که برای دسترسی و درک اینکه چرا رژیم اینقدر مصمم به آسیب رساندن به مردمش (یهودیان) بود، در مورد باورهای خود دروغ گفته‌است. او معتقد است که زن‌ستیزی رژیم مانع از درک این موضوع شد که یک زن می‌تواند برای مردم خود مبارزه کند.

⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
1:17 - نفوذ به رسانه‌ها و دولت ایران
6:52 - ملاقات با مقامات ارشد در ایران: شکدم ملاقات خود را با مقامات ارشد ایران، از جمله دعوت به کنفرانس فلسطین در تهران و استقبال توسط اعضای سپاه پاسداران، شرح می‌دهد.
9:07 - ملاقات با خامنه‌ای
18:22 - مصاحبه با رئیسی و بینش‌هایی درباره رژیم: شکدم همچنین با رئیسی مصاحبه کرد، که او نیز احساسات خامنه‌ای را در مورد "مرگ بر اسرائیل" به معنای یهودیان تکرار کرد
27:20 - تمایز بین جمهوری اسلامی و ایران: او بر تمایز بین ج.ا و ایران تأکید می‌کند و بیان می‌کند که اکثر ایرانیان رژیم را گروگان‌گیر کشور می‌دانند.

📌 بخش جنجالی‌تر گفتگو:

🗡خامنه‌ای و مقایسۀ خود با خدا: کشتن در راه انقلاب مثلِ بی‌رحمی و کشتار خدا

🔻🔻🔻در این مصاحبه، کاترین پرز-شکدم به جزئیات ملاقات خود با علی خامنه‌ای اشاره می‌کند. او بیان می‌کند که:
در این دیدار، خامنه‌ای سؤالی را درباره بی‌رحمی و نسل‌کشی خداوند مطرح کرده و به شکل تکان‌دهنده‌ای خود را با خداوند مقایسه کرده است. وی اظهار داشته که مرگ افراد در برابر هدف انقلابی و آرمان‌های بلندمدت نظام ناچیز است.
نکتۀ مهم دیگری که پرز-شکدم از زبان خامنه‌ای نقل می‌کند، تفسیر "مرگ بر اسرائیل" است. به گفته وی، خامنه‌ای تصریح کرده که
منظور از "مرگ بر اسرائیل" تنها کشور اسرائیل نیست، بلکه این شعار به معنای "اسرائیل" در مفهوم کتاب مقدس، یعنی یعقوب و قوم یهود است.

🔺این اظهارات، اگر صادق باشد، نشان‌دهندۀ عمق دیدگاه‌های رادیکال و ایدئولوژیک است، هرچند احتمال اینکه در بخش مربوط به اسرائیل، دروغ و اغراق توسط چنین شخصیتی در نقل‌قول‌ها وارد شده‌باشد، کم نیست.

کاترین شکدم: ...او در واقع یک سؤال جالب از من پرسید، چون از من می‌پرسید که
آیا فکر می‌کنید خدا بی‌رحم و نسل‌کش است؟

و من فقط گفتم:
چی؟ نه.

البته ما مترجم داشتیم چون من فارسی صحبت نمی‌کنم و او انگلیسی صحبت نمی‌کند. و من گفتم: خب، نه. او به من می‌گفت:
خب، می‌دانید، خدا هر روز انسان‌ها را می‌کشد. آن‌ها از سرطان می‌میرند، از انواع بیماری‌ها و فجایع یا هر چیز دیگری می‌میرند، اما هیچ‌کس خدا را به خاطر مرگ قضاوت نمی‌کند!
و من گفتم:
اما نه، چون او خداست.

و بعد او گفت:
می‌بینید، من تا حدودی شبیه خدا هستم!

و من گفتم:
درسته!!

او گفت: من تا حدودی شبیه خدا هستم."

مصاحبه‌گر: او گفت: "من تا حدودی شبیه خدا هستم"؟

کاترین پرز-شکدم: بله. چون او می‌گفت که:
اساسا مردم وزن جایگاه او را درک نمی‌کنند
و اینکه مردن مردم در برابر این هدف انقلابی که او داشت، چیزی نیست
و انقلاب اسلامی ارزش هر نسل‌کشی و هر فداکاری را داشت،
زیرا مردم البته می‌میرند و او فقط به آن‌ها در این فرآیند کمک می‌کند
و من گفتم: خب! این دوستانه است!! (کنایه)

🔺در این قسمت از گفتگو، کاترین شکدم بطور مستقیم نقل می‌کند که خامنه‌ای از او پرسیده است:
آیا "خدا بی‌رحم و نسل‌کش است؟"

و سپس، با تأکید بر عدم قضاوت خدا به دلیل مرگ و میرها، خود را در جایگاهی مشابه قرار داده و گفته است:
"من تا حدودی شبیه خدا هستم."


🔺🔺🔺این عبارت نشان می‌دهد که خامنه‌ای، بر اساس روایت پرز-شکدم، مرگ انسان‌ها را در راه اهداف "انقلابی" خود، ناچیز و قابل توجیه، شبیه به قدرت مطلق خداوند در برابر مرگ و میر‌ها، می‌دانسته است.

🔺مصاحبه‌گر نیز با تکرار این جمله، تعجبش را از این مقایسه ابراز می‌کند و شکدم توضیح می‌دهد که خامنه‌ای این دیدگاه را با توجیه اینکه
"مردم وزن جایگاه او را درک نمی‌کنند" و "انقلاب اسلامی ارزش هر نسل‌کشی و هر فداکاری را دارد"

بیان کرده‌است.

▪️شکدم (۱): بازبینی یک موج
▪️شکدم (۲): «اربعین ناب‌ترین شکل مقاومت است»
📺 كاترين پرز شكدم: ارتداد اسلام گروگانگیری است
📺 دمی با کاترین پرز شکدم
📺 حجاب بر سر، قرآن در دست و شکوهِ انقلاب اسلامی بر چهره‌اش!
.


#حکومت_اسلامی


🌾 @Naqdagin
📘وقتی "احساس" بر "حقیقت" می‌تازد (۱/۳)
— چگونه ژورنالیسمِ غیرحرفه‌ای، سطحی‌نگری را ترویج می‌دهد

⬛️ نقدهایی بر مصاحبۀ اختصاصی اخیر با کاترین پرز-شکدم از منظر ژورنالیسم: چالش‌های نادیده گرفته شده و جانبداریِ آشکار

🔸این مصاحبه، روایتی از تجربیات کاترین پرز-شکدم، تحلیلگر سیاسی، در نفوذ به لایه‌های بالای رسانه‌ای و حکومتی است. پرز-شکدم توضیح می‌دهد که چگونه فعالیت‌های او در تحلیل درگیری یمن و انتقادش از سیاست‌های آمریکا، به اشتباه توسط رژیم ایران به عنوان حمایت تعبیر شد و این سوءتفاهم دریچه‌ای را برای او گشود تا به نوشتن برای وب‌سایت خامنه‌ای دعوت شود.

🔸او با استفاده از پوشش‌هایی چون ازدواج با یک مسلمان سنی و مخفی نگه داشتن هویت یهودی خود، توانست به اهدافش در درک رژیم دست یابد و حتی اذعان می‌کند که برای این منظور در مورد باورهای خود دروغ گفته است. یکی از روزنامه‌نگاران همیار نقدآگین، پیش‌تر در متنی تحقیقی در موضوعِ بررسی مواضع این شخصیت پیچیده، به خصلتِ دروغ‌گویی و بازیگری‌اش پرداخته‌بود: بازبینی یک موج.

🔸او هدف اصلی‌اش از حضور در ایران را تلاش برای درک "میل شدید رژیم به کشتار مردم خود" اعلام می‌کند، که به گفته‌ی خودش، شامل نگرانی از اینکه "فرزندانم هرگز روی خوش زندگی را نخواهند دید" می‌شد.

🔻با بررسی این گفتگو، چندین نقد اساسی از منظر اصول روزنامه‌نگاری حرفه‌ای مطرح می‌شود که عمدتاً بر کیفیت سوالات، نحوه هدایت بحث و رویکرد کلی مصاحبه‌گر متمرکز هستند:

1️⃣ عدم بی‌طرفی و رویکرد جانبدارانه:
🍂 یکی از مهم‌ترین اصول روزنامه‌نگاری، بی‌طرفی و تلاش برای ارائه اطلاعات بدون جهت‌گیری است. در این مصاحبه، مصاحبه‌گر به وضوح موضعی جانبدارانه و همسو با دیدگاه‌های پرز-شکدم اتخاذ می‌کند. این موضوع در چند جا مشهود است:

▪️اظهارات تأییدی و تحسین‌آمیز: مصاحبه‌گر به جای حفظ فاصلۀ حرفه‌ای، مثل یک انسان عامی و شیفته، مکرراً پرز-شکدم را تحسین می‌کند ("ما به کاری که شما کردید افتخار می‌کنیم"، "کلمات زیبایی که گفتید"). این لحن، به‌جای تشویق به تحلیل عمیق‌تر، فضای تأیید و هم‌صدایی ایجاد می‌کند.

▪️تمجید از تمایز قائل شدن اسرائیل بین "ایران" و "جمهوری اسلامی" و عدم اشاره به تناقضات حاد کاترین پرز شکدم


📌یکی از نقاط ضعف بارز در مصاحبه، رویکرد مصاحبه‌گر در قبال تمایز بین "ایران" و "جمهوری اسلامی" است، بویژه در پرتو کوریِ کامل به اظهارات بحث‌برانگیز کاترین پرز-شکدم در مقالات مکتوبش.

💬مصاحبه‌گر از پرز-شکدم می‌پرسد:
آیا مردم اسرائیل بین جمهوری اسلامی و مردم ایران تمایز قائل می‌شوند.

پرز-شکدم در پاسخ، با اشاره به اینکه:
اسرائیلی‌ها اغلب ایران را "پرشیا" می‌نامند (به نشانه احترام به فرهنگ و تاریخ غنی آن) و ارجاع به ریشه‌های تاریخی مشترک از جمله ملکه استر و کوروش کبیر،

به این سؤال پاسخ مثبت و مفصل می‌دهد. مصاحبه‌گر نیز این دیدگاه را کاملاً تأیید و تحسین می‌کند و هیچ‌گونه چالشی در مورد اینکه آیا این تمایز همواره در عمل و سیاست‌گذاری‌های اسرائیل رعایت می‌شود یا خیر، مطرح نمی‌کند.

🔺این رویکرد مصاحبه‌گر در مواجهه با این پاسخ، با توجه به سوابق و نوشته‌های خود پرز-شکدم، موضوع نقدی جدی است. در حالی که پرز-شکدم در این مصاحبه بر تمایز میان مردم ایران و رژیم تأکید می‌کند و از "پرشیا" سخن می‌گوید، اما در مقالاتش در تایمز اسرائیل ادعاهای متفاوتی را مطرح کرده است. او می‌نویسد:
"در طول سال‌ها... شاهد تجلی‌‌ مداوم و گسترده یهودستیزی بوده‌ام، اما فقط در ایران - و در اینجا منظورم مردان و زنانی است که رژیم ایران را در کنار هم نگه می دارند، نه مردم عادی - نوعی از نفرت بدون قید و شرط و کور نسبت به یهودیان را تجربه کرده‌ام."

و در جایی دیگر:
"ایران جامعه‌ای متضاد است که بین خواست‌های لیبرال ملت و رهبری محافظه‌کار در کشمکش است، اما یهودستیزی شیوع دارد و در همه سطوح جامعه یافت می‌شود."

او حتی به نقل از افراد "تحصیل کرده" ایرانی می‌گوید که به او گفته‌اند:
"یهودیان شاخ و دم دارند و مثل دیگران نیستند"؛ این بسیار ترسناک است که نفرت، آدمی را تا کجا بی‌خرد می‌کند."


🔺پرز-شکدم این ادعای بزرگی را مستند به تجربهٔ حضور خود در ایران می‌کند؛ حضوری که برای رد اتهامات وارده (جاسوسی) از سویِ دو طرف (خودش و ج.ا) کمتر از ۱۸ روز اعلام شده‌است، اما گویی برای او، این زمانِ بسیار کوتاه، برای قضاوت و تعمیم این اتهام جدی به بخش‌های بزرگی یک ملت، "بسیار بسنده" بوده‌است.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘وقتی "احساس" بر "حقیقت" می‌تازد (۲/۳)
— چگونه ژورنالیسمِ غیرحرفه‌ای، سطحی‌نگری را ترویج می‌دهد

⬛️ نقدهایی بر مصاحبۀ اختصاصی اخیر با کاترین پرز-شکدم از منظر ژورنالیسم: چالش‌های نادیده گرفته شده و جانبداریِ آشکار

🔺🔻عدم طرح این تناقض آشکار از سوی مصاحبه‌گر، یک ضعف بزرگ ژورنالیستی محسوب می‌شود. یک روزنامه‌نگار حرفه‌ای باید این فرصت را غنیمت می‌شمرد تا:

▪️از پرز-شکدم درباره توجیه این تناقض در دیدگاه‌هایش سؤال کند: چگونه می‌توان از یک سو مردم ایران را از رژیم جدا دانست و به "پرشیا" ادای احترام کرد، و از سوی دیگر، با وجود آنکه در جایی یهودستیزی شدید را به "مردان و زنانی که رژیم ایران را در کنار هم نگه می‌دارند" نسبت می‌دهد، اما در جایی ادامه ادعا کند که یهودستیزی "در همه سطوح جامعه" ایران، حتی در میان افراد تحصیل‌کرده، شایع است؟ این گسترش ادعا به "همه سطوح جامعه"، تمایز اولیه بین مردم عادی و حامیان رژیم را عملاً کمرنگ می‌کند و پرسش از انسجام این دیدگاه را ضروری می‌سازد.

▪️درباره مبنای "تجربه" کمتر از ۱۸ روزه برای چنین قضاوت فراگیری سؤال کند: آیا این مدت زمان برای چنین تحلیل گسترده‌ای از یک جامعه پیچیده کافی است؟

▪️ابعاد مختلف ادعای یهودی‌ستیزی عمومی در ایران را مورد واکاوی قرار دهد و نه صرفاً آن را تأیید کند.

🔺این فقدان پرسشگری انتقادی، در چنین نقطۀ حساسی از گفتگو، آن هم با چنین فرد جنجال‌برانگیزی که شخصیت پیچیده و چندچهره‌ای دارد، از مخاطب این فرصت مهم را دریغ می‌دارد که ابعاد پیچیده و گاه متناقض اظهارات مهمان را درک کند و در نهایت، به روایتی یک‌سویه و ناقص از واقعیت منجر می‌شود. این امر، بار دیگر، اهمیتِ وجودِ ژورنالیسم مستقل و پرسشگر در شبکه‌های رسانه‌ای اپوزیسیون را برجسته می‌کند تا اطلاعات صرفاً بر مبنای جهت‌گیری‌های سیاسی منتقل نشود و برای شعور مخاطب احترامی حداقلی قائل شده و به میل به تحقیق و جستجوگری او پاسخی حداقلی داده‌شود.

▪️اشاره به "نیت نسل‌کشی" رژیم: مصاحبه‌گر در بخشی از گفتگو، خود از عبارت "آن مأموریت بی‌رحمانه نسل‌کشی‌اش که او [رئیسی] به شما گفت" استفاده می‌کند. این نوع عبارت‌پردازی، پیش‌داوری و موضع‌گیری آشکار مصاحبه‌گر را نشان می‌دهد، در حالی که وظیفه یک روزنامه‌نگار طرح سؤال و اجازه دادن به مهمان برای ارائۀ اطلاعات از جانب خود است، نه گذاشتن کلام در دهان مصاحبه‌شونده.

▪️موضع‌گیری علیه رژیم اسلامی: لحن کلی مصاحبه‌گر و واژگانی که به کار می‌برد، بوضوح نشان‌دهندۀ موضع مخالف او با جمهوری اسلامی است. برای مثال، مصاحبه‌گر دیدگاه همسان‌سازی رژیم با کل کشور را "روش رقت‌انگیز نگاه کردن به این موضوع" می‌خواند. این عبارت، چه با آن موافق باشید و چه مخالف، نه‌تنها تند و همراه با ارزش‌-داوری در موضوعی چالش‌برانگیز است، بلکه نشان می‌دهد مصاحبه‌گر به‌جای بی‌طرفی، به صراحت وارد بحث‌های ایدئولوژیک می‌شود و دیدگاه خاصّ بخشی از اپوزیسیون را نمایندگی می‌کند؛ در حالی که ممکن است این موضع‌گیری در رسانه‌های خاص پذیرفته باشد، اما در چارچوب اصول عمومی ژورنالیسم، بی‌طرفی را زیر سوال می‌برد. این تازه بخشِ بسیار نرم عدولِ مصاحبه‌کننده از اصول بی‌طرفی‌ست.

▪️تحسین "اقدامات هوشمندانه" اسرائیل در حملات!


🍂 هنگامی که بحث به حملات اخیر اسرائیل (به گفته مصاحبه‌گر، "حمله به جمهوری اسلامی نه حمله به ایران") می‌رسد، مصاحبه‌گر خود پیش‌قدم شده و اقدامات اسرائیل را "بسیار هوشمندانه" توصیف می‌کند. او می‌گوید:
"من فکر می‌کنم هواپیماهای اسرائیلی و برنامه‌ریزان اسرائیلی برای جنگ ۱۲ روزه، بسیار مراقب بودند که مراکز قدرت، مراکز سرکوب، به ویژه در دو روز آخر را مورد حمله قرار دهند."


🔺او به طور مشخص به هدف قرار دادن زندان اوین، نیروهای سرکوبگر، پایگاه‌های بسیج و سپاه، و افرادی که در سرکوب معترضان دخیل بودند، اشاره می‌کند. این رویکرد مصاحبه‌گر، به جای پرسش درباره صحت و اهدافِ این حملات یا پیامدهای احتمالی آن‌ها (از جمله کشته‌شدن مردم معمولی و خانوادۀ زندانیان که به ملاقات آمده‌بودند)، به‌نوعی تأیید و توجیه از پیش تعیین شده اقدامات نظامی اسرائیل است.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘وقتی "احساس" بر "حقیقت" می‌تازد (۳/۳)
— چگونه ژورنالیسمِ غیرحرفه‌ای، سطحی‌نگری را ترویج می‌دهد

⬛️ نقدهایی بر مصاحبۀ اختصاصی اخیر با کاترین پرز-شکدم از منظر ژورنالیسم

▪️تصدیق بدونِ نقد و پرسشِ ادعای نقش اسرائیل در "هموار کردن زمین بازی" برای مردم ایران:

💬 پرز-شکدم توضیح می‌دهد که به باور او:
نتانیاهو با هدف قرار دادن پایگاه‌های نظامی، ایستگاه‌های پلیس، و فرماندهان سپاه پاسداران، قصد داشته "زمین بازی را برای مردم ایران هموار کند" تا بتوانند کشورشان را پس بگیرند.


🔺مصاحبه‌گر این ایدۀ چالش‌برانگیز (که نقدهایی از بخش‌های مختلفِ حتی اپوزیسیون به آن وارد شده) را بدون هیچ‌گونه تردید، سوال چالشی یا پرسش از تبعات و پیچیدگی‌های چنین "هموارسازی" از سوی یک قدرت خارجی می‌پذیرد. او هیچ سوالی دربارۀ مشروعیت چنین مداخله‌ای یا اینکه آیا واقعاً این اقدامات به نفع مردم ایران بوده یا خیر، مطرح نمی‌کند.

▪️ادعای بدون سند محبوبیت نتانیاهو در ایران:


💬در پایان مصاحبه، مصاحبه‌گر با لحنی کاملاً جانبدارانه، ادعا می‌کند که
"امروزه اگر نظرسنجی در تمام کشورهای جهان انجام شود، بنیامین نتانیاهو در ایران محبوب‌ترین خواهد بود."

💬او حتی می‌افزاید:
"حتی محبوب‌تر از اسرائیل، چون در اسرائیل رقبای سیاسی دارد، اما در ایران واقعاً مانند یک قهرمان با او رفتار خواهد شد."

این اظهارنظر، نه تنها یک تحلیل کاملاً جانبدارانه و بدون پشتوانۀ نظرسنجی‌ای معتبر متناسب با سطح ادعاست، بلکه نشان‌دهنده میل شدید مصاحبه‌گر به تقدیس یک چهرۀ سیاسی جنگ‌طلب و نمایش او بعنوان قهرمان مردم ایران، بدون حتی حفظِ ظاهریِ از رویکرد بی‌طرفانه است.

2️⃣ عدم طرح سوالات چالشی و عمیق، بویژه دربارۀ ادعای نسل‌کشی:

🍂 مصاحبه‌گر کمتر به دنبال طرح سوالاتی است که بتوانند اظهارات پرز-شکدم را صحت‌سنجی کنند، به چالش بکشند یا ابعاد پنهان‌تر ماجرا را روشن کنند. این ضعف در مواجهه با موضوع حساسِ "نسل‌کش" و "ظالم" خواندن خدا از سوی خامنه‌ای (به‌عنوان یک مرجع تقلید، آن هم در دیدار با فردی اجنبی) کاملاً مشهود است. ای بسا خامنه‌ای کلماتی دقیق‌تر بکار برده، اما شکدم با سوگیری صهیونیستی‌ای که داشته، عامدانه یا غیرعامدانه، آن عبارات را بصورت اغراق‌شده‌ای در حافظه‌اش نگه داشته‌.

▪️قبول ادعای نسل‌کشی ج.ا بدون چالش: پرز-شکدم به صراحت از "نیت نسل‌کشی" رژیم صحبت می‌کند و اینکه "انقلاب اسلامی ارزش هر نسل‌کشی و هر فداکاری را داشت." مصاحبه‌گر این ادعاهای بسیار جدی را بدون هیچ‌گونه سوال چالشی، درخواست مدرک یا اشاره به تعریف حقوقی و بین‌المللی نسل‌کشی می‌پذیرد. این در حالی است که خود اسرائیل، که پرز-شکدم نیز حامی آن است، در مجامع بین‌المللی مختلف به «نسل‌کشی و جنایات جنگی» متهم است. یک روزنامه‌نگار حرفه‌ای باید این تناقض یا حداقل این بُعد دیگر مسئله را مطرح می‌کرد تا مخاطب بتواند دیدگاهی جامع‌تر داشته باشد و نه صرفاً روایتی یک‌طرفه. سکوت مصاحبه‌گر در برابر این واقعیت که اتهام نسل‌کشی بارها علیه اسرائیل نیز مطرح شده، خود یک ضعف بزرگ ژورنالیستی و نشانۀ جانبداری آشکار است.

▪️تمرکز بر احساسات بجای تحلیل ساختاری: سوالات بیشتر بر احساسات و تجربیات شخصی پرز-شکدم تمرکز دارند تا تحلیل‌های ساختاری یا اطلاعات تأییدشده. این رویکرد، فرصت بررسی عمیق‌تر چرایی و چگونگی ادعاهای مطرح شده را از بین می‌برد.

▪️عدم پیگیری جزئیات نفوذ و ارتباطات: مصاحبه‌گر به جزئیات مربوط به نحوۀ دقیق نفوذ شکدم، شبکه‌های ارتباطی، و چگونگی دسترسی او به مقامات ارشد، سوالات کافی و عمیق مطرح نمی‌کند.

3️⃣ قطع کلام مهمان و ترجمه مکرر:
🍂 مصاحبه‌گر بارها به بهانۀ ترجمه، سخنان شکدم را قطع می‌کند. این اقدام، جریان فکر مهمان را مختل کرده و به کیفیت پاسخ‌ها لطمه می‌زند. در حالی که نیاز به ترجمه وجود دارد، این کار باید به گونه‌ای مدیریت شود که کمترین تداخل را در روند گفتگو ایجاد کند.

4️⃣ عدم پیگیری نکات مهم و ادعاهای جدی:
🍂 برخی از نکات بسیار مهم و ادعاهای جدی که شکدم مطرح می‌کند، به اندازه کافی پیگیری نمی‌شوند. بعنوان مثال، اشارۀ او به اینکه
افرادی که با او ملاقات کرده، مدت زیادی دوام نیاورده‌اند،

یک ادعای بسیار بزرگ و بالقوه خطرناک است که می‌توانست با سوالات بیشتر درباره نوع بیماری، تحقیقات احتمالی و مدارک موجود پیگیری شود، اما مصاحبه‌گر از آن به سادگی عبور می‌کند.

🔺در مجموع، این مصاحبه نشان می‌دهد که مصاحبه‌گر بیشتر نقش یک مجری تأییدکننده را ایفا می‌کند تا یک روزنامه‌نگار پرسشگر و بی‌طرف. این رویکرد، بویژه در پرداختن به موضوعات حساس و جدل‌برانگیز مانند اتهامات نسل‌کشی و عدم طرح سوالات چالشی درباره تناقضات احتمالی، می‌تواند به اعتبار ژورنالیستی لطمه وارد کرده و مانع از ارائۀ یک تصویر کامل و متوازن به مخاطب شود.

.


#نقد_رسانه #ژورنالیسم



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤥 دربارۀ یک ریاکاری تاریخی (۱/۲)
— تناقض سوسیالیست‌ها: جنگ‌ستیزی و انقلاب‌خواهی

✍🏻#مهرپویا_علا

🍂 یک موضع تاریخی جریان‌های سوسیالیست که می‌توان آن را ریاکارانه نیز توصیف کرد، مخالفت با جنگ و همزمان تمجید و حتی تقدیس انقلاب است. از لحاظ خسارت‌های جانی و مالی و پیامدهای جانبی اگر نگاه کنیم، فرایند سرنگونی ساختار پیشین و جایگزینی و تثبیت ساختار نو بر اثر انقلاب معمولاً به هیچ عنوان خسارت کمتری از یک جنگ تمام‌عیار ندارد.

🍂 این واقعیت به ویژه در مورد انقلاب‌های مد نظر جریان‌های سوسیالیست صدق می‌کند که هدف‌گذاری در آن‌ها نه صرفاً دگرگونی سیاسی بلکه دگرگونی در به قول خودشان مناسبات اجتماعی است. آن‌ها همواره انقلاب‌هایی را که هدفشان تنها دگرگونی سیاسی باشد تحقیر می‌کنند. اما مگر می‌شود چنین تغییر بنیادینی در سطح جامعه بدون مقاومت شدید و فراگیر در سراسر کشور و در نتیجه بدون اعمال خشونت متقابل انجام بگیرد؟ مگر در جریان چنین خشونت‌هایی می‌توان جلوی هرگونه خسارت به کسانی را که درگیر انقلاب نیستند گرفت؟

🍂 این مباحث تازه با این فرض بسیار خوشبینانه طرح می‌شوند که انقلابیون و ضد انقلابیون در جریان درگیری پدیده‌ای به نام «غیرانقلابی» را به رسمیت شناخته باشند. هرچه انقلاب از اهداف صرفاً سیاسی فاصله بگیرد و بیشتر به دنبال اهداف «اجتماعی» مد نظر سوسیالیست‌ها برود، احتمال اینکه جمعیت «غیرانقلابی» به رسمیت شناخته شوند و تا حدی مصون بمانند کمتر خواهد بود - و سوسیالیست‌ها انقلابی را که هدف آن تغییر اجتماعی بنیادین نباشد اساساً انقلاب نمی‌دانند.

🩸 مقایسه خسارات انقلاب و جنگ: نمونه‌های تاریخی

💀 برای مثال انقلاب‌های چین و روسیه در قرن بیستم را در نظر بگیرید. در هر یک از این انقلاب‌ها تا حکومت حزب کمونیست تثبیت شود و اقتدار و ارزش‌های مد نظر خود را در سراسر کشور تثبیت کند میلیون‌ها نفر کشته شدند. به جز جنگ جهانی اول و دوم شاید هیچ جنگ دیگری در تاریخ بشر به اندازۀ این دو انقلاب کشته و خسارت بر جای نگذاشته باشد. از قرن نوزدهم به این طرف ده‌ها انقلاب با خسارت‌های بسیار چشمگیر در سراسر جهان اتفاق افتاده‌اند و سوسیالیست‌های «صلح‌طلب» ستایشگر اغلب آنان بوده‌اند. البته می‌توان تفاوت‌هایی را از لحاظ نوع خسارت‌های ناشی از جنگ با نوع خسارت‌های ناشی از انقلاب بر شمرد.

🍂 در انقلاب شاید به اندازۀ جنگ شاهد بمباران نباشیم. جنگ‌ها معمولاً میان دولت‌ها اتفاق می‌افتند و دولت‌ها توان بسیج نیرو و تجهیزات بسیار بیشتری دارند. در عوض جنگ به اندازۀ انقلاب تخم کینه و نفرت را میان گروه‌هایی از مردم نمی‌پاشد. رفتار انقلابیون و ضد انقلابیون با اسرای یکدیگر معمولاً بسیار غیرانسانی‌تر و کینه‌ورزانه‌تر از رفتار ارتش‌های رقیب با اسرای جنگی طرف مقابل است.

🍂 نظامیان در طول جنگ در بسیاری مواقع نظامیان دشمن را که به اسارت در آمده‌اند هم‌سرنوشت خود می‌دانند. اسیران جنگی برای دولت‌ها ابزاری برای مبادله اسیر در آینده هستند. می‌گویند در جریان جنگ خوی حیوانی انسان خود را بروز می‌دهد. کسانی که چنین می‌گویند احتمالاً دربارۀ خشونت‌های متقابل انقلابیون و ضد انقلابیون کمتر مطالعه کرده‌اند!

🍂 جنگ پس از اعلام آتش‌بس به راستی متوقف می‌شود و کینه‌ای هم اگر از ملت دیگر وجود داشته باشد نمود چندانی در زندگی روزمره پیدا نمی‌کند. در عوض داستان انقلاب با سرنگونی حکومت پیشین تازه آغاز می‌شود!
جنگ گاهی بستری را برای افراد دچار مشکلات روانی فراهم می‌کند که با خیال آسوده دست به جنایت بزنند. اما درگیری میان گروه‌های رقیب در داخل یک کشور گاهی این قابلیت را دارد که افراد از لحاظ روانی کاملاً سالم و معمولی را تبدیل به درنده‌ترین و بی‌رحم‌ترین حیوانات کند. کینه‌ای که میان طرف‌های درگیر در انقلاب اجتماعی بروز پیدا می‌کند در لحظه لحظۀ زندگی روزمره حی و حاضر است. انقلاب اجتماعی کینۀ ریشه‌داری را میان گروه‌هایی از مردم پدید می‌آورد که گاهی برادر را با برادر یا پدر را با فرزند دشمن خونی می‌گرداند (زن‌ها هرچند نه همیشه ولی معمولاً کمتر دچار چنین کینه‌ورزی‌هایی می‌شوند یا دست‌کم تاکنون چنین بوده است).

🔗 افزون بر این موارد، واقعیت دیگری هم که لازم است اشاره‌ای به آن بشود پیوستگی جنگ و انقلاب است. این دو پدیده در بسیاری موارد بلافاصله بدنبال یکدیگر یا همزمان با یکدیگر اتفاق می‌افتند و یکدیگر را تقویت می‌کنند. گاهی حتی تمایز این دو پدیده از یکدیگر ناممکن می‌شود.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
🤥 دربارۀ یک ریاکاری تاریخی (۲/۲)
— تناقض سوسیالیست‌ها: جنگ‌ستیزی و انقلاب‌خواهی

✍🏻#مهرپویا_علا

🔄 پیوستگی جنگ و انقلاب و نقش لنین

🔗 نمونه‌های این اتفاق در طول تاریخ و حتی از پیش از دوران مدرن به حدی فراوان است که نیازی به ذکر آنان نیست. فقط بد نیست اشاره شود که لنین به عنوان یکی از بزرگ‌ترین اسطوره‌ها و قهرمانان جریان سوسیالیست اتفاقاً یکی از بزرگ‌ترین «خیانت‌کاران» تاریخ بشر هم بود. او و بلشویک‌های همراهش همزمان با جنگ روسیه و آلمان با حمایت آلمان دست به سرنگونی مسلحانۀ دولت کرنسکی زدند و سپس قرارداد بسیار تحقیرآمیز برست-لیتوفسک را با آلمان امضاء کردند که مطابق آن، قلمروهای بسیار استراتژیکی از خاک امپراتوری روسیه به امپراتوری آلمان واگذار شد.

🍂اینکه نظر ما دربارۀ لنین و ایدئولوژی و اهداف او چه باشد جدای از این واقعیت است که لنین موفق به تشکیل حکومتی شد که ۷۰ سال دوام آورد و نیز جدای از این واقعیت است که در طول سدۀ بیستم صدها تندیس بزرگ از این «خائن» را در شهرهای سراسر جهان برپا کردند. قضاوت تاریخ در بلندمدت ممکن است متفاوت از قضاوت ناشی از مناسبات قدرت و پروپاگاندا باشد؛ ولی دست‌کم در کوتاه‌مدت، به نظر می‌رسد «خائن» و «خادم» را کسی تعیین می‌کند که زورش برسد. اگر قرار بر اتخاذ موضع اخلاقی و مستقل از مناسبات قدرت و زور باشد - و به نظر من بسیار لازم است که چنین موضعی داشته باشیم و تن به ماکیاولیسم ندهیم - بهتر است به دنبال معیارهای پیچیده‌تر از دوگانه‌های ساده‌ساز «خائن و خادم» بگردیم. اگر هم هدف در اصل ریاکاری سیاسی و ماکیاولیسم باشد که داستان دیگری‌ست و من در اینجا به دنبال قانع کردن ریاکاران نیستم. صرفاً می‌خواهم از کسانی که نمی‌خواهند ریاکار باشند دعوت کنم تا کمتر دکان ریاکاران را با تکرار سخنان آن‌ها رونق ببخشند.

🎭 ریاکاری سوسیالیست‌ها در محکومیت جنگ‌ها

🤥 ریاکارانه بودن مخالفت تمام‌وکمال با جنگ و همزمان تمجید از انقلابیون و تمجید از انقلاب‌های پرمخاطرۀ اجتماعی یک جنبۀ داستان است. جریان سوسیالیست حتی در مخالفت با جنگ هم چندان مواضع صادقانه‌ای ندارند. چه بسیار جنگ‌هایی که نه تنها محکوم نکرده‌اند، بلکه با تمام قوا دست به توجیه آن‌ها زده‌اند. برای نمونه، ما هرچقدر هم رژیم هیتلر و نازی‌ها را شیطانی بدانیم، باز این هیچ توجیهی بر جنایت‌های جنگی ارتش سرخ در شهرهای آلمانی پس از اشغال آن‌ها، برای مثال تجاوز گروهی به زنان آلمانی توسط نظامیان روس، نمی‌شود.

از زمان «جنگ کبیر میهنی» تا امروز در این ۸۰ سال تا به حال چند بار دیده‌اید که سوسیالیست‌ها ورود ارتش سرخ به آلمان را با این عنوان که تجاوز به خاک کشور دیگر محسوب می‌شود، محکوم کنند؟ گیریم که اشغال آلمان را بعنوان تنبیه متجاوز بپذیریم - تنبیهی با میلیون‌ها کشته و زخمی -، بااین‌همه، کشورهای اروپای شرقی که خود قربانی اشغال‌گری آلمان نازی بودند چه گناهی داشتند که باید حضور ۴۰ سالۀ سربازان ارتش سرخ در خاک کشورشان را تحمل می‌کردند؟ یا ایران که در جنگ موضع بی‌طرف داشت چه گناهی داشت که باید حضور سربازان ارتش سرخ را تحمل می‌کرد؟

و آیا این یک ریاکاری دیگر نیست که همزمان با ادعای صلح‌طلبی و ضدیت با جنگ ستایشگر «پیشه‌وری» و «قاضی محمد» به عنوان دو انقلابی متکی به حضور سربازان ارتش سرخ باشند؟


🌍 مواضع ناسیونالیست‌ها و لیبرال‌ها

⚖️ البته موضع ریاکارانه پیرامون جنگ و انقلاب محدود به سوسیالیست‌ها نمی‌شود. ناسیونالیست‌ها درست وارون همین موضع را اتخاذ می‌کنند که به همان اندازه ریاکارانه است. آنان به بهانه‌های گوناگون از جنگ با ملتی دیگر تمجید می‌کنند و همزمان جنگ داخلی را که پیامد انقلاب است، خیانت می‌خوانند. هر دو این جریان‌ها - به فرض اگر موضع‌گیری خطایشان ناشی از خطای شناختی باشد و نه ریاکاری عامدانه - از ریشه‌یابی علت جنگ و انقلاب ناتوان هستند.

📚 به موضع لیبرالیسم پیرامون جنگ و انقلاب باید در یادداشتی جداگانه پرداخت. اگر از بعضی لیبرتارین‌های ساده‌لوح آمریکایی صرف‌نظر کنیم که جنگ و انقلاب را به طور مطلق نفی می‌کنند - تا آنجا که حتی منتقد حضور ایالات متحد در جنگ دوم جهانی و اعلان جنگ به آلمان هیتلری هستند - اکثر لیبرال‌ها جنگ و انقلاب را هرچند پدیده‌هایی منفی و زیان‌بار می‌دانند، اما به طور مطلق آن‌ها را نفی نمی‌کنند. برای آشنایی با موضع میزس در این رابطه، می‌توانید به آثار گوناگون او برای مثال کتاب ملت، دولت و اقتصاد رجوع کنید.

💼 پراکندگی قدرت در ایالات متحد
📕آزادی در ایالات متحده
📕درسی از اهالی خیبر برای مدعیانِ حیدر
📕اتهامات نتانیاهو چیست و چه درس‌هایی برای ما دارد؟
📕از "مرگ بر آمریکا" تا "سلام" بر روشنایی‌ای که قرن‌ها با آن فاصله داریم!

.


#چپ_ایرانی #نقد_چپ #سیاست #لیبرالیسم



🌾 @Naqdagin | @alamehrpouia
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘ذهن بچه‌شیعه، غرقه در دریایی از فانتزی‌ها
— فاصله کیهانیِ ایتا/صداوسیما با واقعیت‌های میدانی

✍🏻 #بهروز_ساداتی‌نژاد

🔸به بهانۀ این کلیپ، مناسب دانستم که به فاجعۀ شکافِ عمیقِ میانِ فضای ایتا و صداوسیما و مابقی هم‌منقلی‌های روزنامۀ کیهان با واقعیاتِ میدانی بپردازم! اگر توزیع و فروشِ مواد مخدر جرم است، پس بی‌شک آن سوپر-مخدراتِ ایدئولوژیک که ذهن یک ملت را تا مرزِ جنون و مالیخولیا و جلق‌زدن مداوم سیاسی مسموم کرده، باید هزاربار جرم‌ بزرگ‌تری دانست.

اما راه علاج چیست؟ همان چیزی که جان استوارت‌میل در قرن نوزدهم فریاد زد و هابرماس در قرن بیست‌ویکم روی آن پافشاری کرد: آزادی.

🔸آزادیِ بیان و آزادیِ رسانه، تنها پادزهرِ این دامن‌زنندگان به خلسۀ خطرناکِ جمعی‌ست. هر متوهمی وقتی مجبور شود صداهای متفاوت را بشنود، ناچار است در توهماتش شک کند؛ وگرنه در غیابِ بازار آزادِ اندیشه، حتی مرده‌ریگِ عقل هم در این خاکِ لعنتی می‌پوسد.

🔸اما فاجعه و دردی که بدان مبتلائیم فقط سانسورِ رسانه‌ای نیست، فاجعۀ بزرگ‌تر این است که فرهنگِ مذهبی غالب (شیعه)، خودش بدل به یک «ماشینِ قدرتمندِ تخدیر جمعی» شده‌است. در سنت شیعه، شکست و تحقیر تاریخی نه با تحلیل عقلانی و صادقانه و بی‌رحمانه و برنامه‌ریزی جدی برای آینده، بلکه با اسطوره‌سازی از مظلومیت و پناه بردن به تخیلاتِ آخرالزمانی پاسخ داده می‌شود. حسین و عاشورا برای مردم این خاک، نه یک هشدار برای عبرت‌گیری و تاملاتِ جدیِ سیاسی با بهره‌گیری از دانش روز سیاست، که تریاکی‌ست تا با آن خود را از تلخیِ واقعیت جدا کنند. ظهور مهدی و انتقامِ او هم همان وعدۀ کاذب پوچ‌کننده‌ای‌ست که اجازه می‌دهد هر خطا و فسادی را تحمل کنند، به امید آنکه «او روزی خواهد آمد و همه‌چیز را درست خواهد کرد».

🔸اما در سوی دیگر، یهودیان قرار دارند؛ قومی که بارها و بارها دچار ویرانی، تبعید و قتل‌عام شده‌اند. با این حال، هر بار به‌جای فرار به سوی توهمات آخرالزمانی، شکست‌های خود را تحلیل کرده و از دل همین شکست‌ها، فلسفه‌ای برای بقا و بازسازی بنا کرده‌اند.

🔸مانند شیعه که عاشورا را به‌عنوان یک نقطه عطف و امر هویت‌بخش در نظر می‌گیرد، یهودیت هم ویرانی معبد را بعنوان یک آموزه برای تجدید ساخت تمدن و هویت جمعی خود در نظر گرفته‌است. یکی در عاطفه و مرثیه غرق می‌شود، و دیگری در تدبیر عقلانی و برنامه‌ریزی برای آینده. شاید تفاوت در این است که در حالی‌که یکی در مراسم عزاداری محرم، خود را قربانی تاریخ می‌بیند و با قمه و زنجیر و و دست و گِل بر سر و روی خود می‌کوبد و چون کم‌خردترین کودکان ناله می‌زند، دیگری در تل‌آویو برای صد سال بعد برنامه‌ریزی می‌کند؛ همان‌طور که برای نبرد امروز بیش از ۲۰ سال است که در حال برنامه‌ریزیِ دقیق و واقع‌گرایانه بوده‌است.

🔸این وارونگی عقل، این فرار دائمی از مواجهه با واقعیت‌های تلخ، همان چیزی‌ست که نیچه آن را «اخلاق بردگان» می‌نامید: ستایش ضعف، مظلوم‌نمایی، و توهمِ پیروزی در جهانی خیالی.

🔸نئویِ ساندیسیِ ما، در واقعیت، چیزی جز همان شاهِ لختِ اندرسن نیست که مریدانِ بیچاره و در اسارتِ ایتا و کیهان و صداوسیما، جامه‌های زرینِ شجاعت را بر او تصور کرده‌اند. اما چون هیچ رسانۀ آزادی نیست که از دل بوق‌های رسمی و پر خرج حکومتی، برهنگی‌اش را جار بزند، جماعتِ مسخ‌شده هنوز خیال می‌کنند قهرمانی بی‌بدیل دارند و یک‌سوم اسرائیل را شخم زده‌اند؛ و بزودیِ زود، امام زمان هم از رخت‌کن تاریخی و دلِ چاه بسته‌شدۀ جمکران، به «تیم برنده»‌شان می‌پیوندد، و همۀ اسرائیل را تصرف می‌کنند و یهودیان را به دریا می‌ریزند و بنا بر تصور غلط و توهم‌آلودشان از آیه‌ای از قرآن، بنا بر حدیثی تفسیرگونه، زیر سنگ هم که باشند، پیدایشان می‌کنند!
قیامت بر پا نمی‌شود تا زمانی که مسلمانان با یهودیان جنگ کنند و آن‌ها را بکشند، تا جایی که یهودی‌ها حتی اگر زیر سنگ یا درختی پنهان شوند، سنگ یا درخت به مسلمان خواهد گفت: ای مسلمان، این یهودی در پشت من است، او را بکش.


🔸جان لاک می‌گفت «آزادی فردی» شرطِ لازمِ «عقلانیت جمعی‌»ست؛ اما در ذیل حکومت دینی، آزادی چون دزدِ مفلوکی‌ست که از همان ابتدا حلق‌آویز می‌شود. نتیجه چه می‌شود؟ در کلیپ‌های صداوسیما می‌شود گلوله‌ها با دست الاهی یک رهبرِ خیلی شجاع متوقف شود؛ چون در غیابِ آزادی، هر دروغی را می‌توان فروخت.

🔸راه نجات تنها از همان چیزی می‌گذرد که فیلسوفان لیبرال یک‌صدا هشدار داده‌اند: باید بازارِ آزادِ افکار برقرار شود. باید فریاد مخالفان از بوق‌های سانسور بلندتر شود. فقط در چنین فضایی‌ست که مرید مغزشسته شاید جرأت کند بپرسد: «شاید قهرمانم، فقط مترسکی پوشالی‌ بود که به یمن فضای بستۀ رسانه‌ای به من غالب کرده‌بودند؟» و همان روز است که کارخانۀ خودفریبی بطور اساسی از حرکت بازمی‌ایستد.

.


#حکومت_اسلامی #لیبرالیسم #آزادی_اینترنت #آزادی_بیان



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 چرا خدای یکـتاپرسـتان «خونـریز و خشـن» است؟
— خلاصۀ کتاب ممنوعۀ «یکتاپرستی و خشونت»

🎙تحقیق و ارائه: کانال کلاغ‌مدیا

🖊 خلاصۀ مباحث ویدیو:
🔸این ویدیو به بررسی کتاب "یکتاپرستی و زبان خشونت" نوشته یان آسمن می‌پردازد و ریشه‌های ارتباط بین یکتاپرستی و خشونت را در ادیان ابراهیمی، به‌ویژه یهودیت، مورد کنکاش قرار می‌دهد.

🔸آسمن این پرسش را مطرح می‌کند که چگونه لحظۀ باشکوه اعلام «ده فرمان»، سرآغاز خشونت مقدس در این ادیان شد. او به تفاوت خشونت پیش از یکتاپرستی (سیاسی) و خشونت توحیدی (که خشونت را به رابطه فرد با خدا وارد می‌کند) می‌پردازد.

🔸آسمن دو شکل تاریخی از یکتاپرستی را معرفی می‌کند: شکل اول که همه خدایان را یکی می‌داند (نماد بلوغ ادیان چندخدایی)، و شکل دوم که هیچ خدایی جز خدا را نمی‌پذیرد (آخناتون) و ریشه در انحصارطلبی و خشونت دارد.

🔸او تأثیر یکتاپرستی خشن آخناتون بر بنی‌اسرائیل و زبان خشونت در متون آشوری را بر تورات بررسی می‌کند.

🔸ویدیو با ارائه نمونه‌هایی از خشونت و انحصارطلبی در تورات (مانند داستان گوساله سامری، دستورات برخورد با وسوسه‌گران و شهرهای دشمن) ادامه می‌یابد. در نهایت، آسمن به ویژگی‌های یکتاپرستی انحصاری (کنترل تمام زوایای زندگی، اهمیت شریعت) و پیامدهای آن (ناسازگاری با ادیان دیگر، سرکوب) اشاره می‌کند و بر لزوم بازاندیشی در دین و شناخت ایده‌های خشونت‌آمیز برای سپردن آن‌ها به تاریخ تأکید می‌ورزد.

⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب:

0:00 - سرآغاز خشونت مقدس
1:54 - معرفی کتاب "یکتاپرستی و زبان خشونت"
3:34 - نظریه فرگشت و پیدایش یکتاپرستی
5:51 - خشونت در کتب مقدس توحیدی
7:24 - دو شکل تاریخی یکتاپرستی
8:44 - تأثیر آخناتون و ریشه‌های خشونت انحصاری
10:33 - نمونه‌های خشونت در تورات
14:27 - ریشه زبان خشونت در متون آشوری
16:15 - تفاوت یکتاپرستی حقیقی و انحصاری
17:07 - نمونه‌های دیگر خشونت در تورات
20:06 - اهمیت فرهنگی قوانین و جعلی بودن جنگ‌ها
20:46 - ماجرای آنتیوخوس و مکابی: عناصر بنیادگرایانه
22:28 - ویژگی‌های یکتاپرستی انحصاری و نقش کتابت
23:34 - ویژگی‌های شریعت در کتاب تثنیه
24:41 - تغییر دین در یکتاپرستی انحصاری
26:02 - نتیجه‌گیری و خشونت به عنوان زبان سرکوب

📕«اسرائیل فینکلشتاین» و آراء او
📕چرا انکارِ وجودِ بردگی و بت‌پرستی یک خطای خطرناکِ تاریخی‌ست؟
📻 تیغِ باستان‌شناسی بر رگِ افسانه‌‌پردازی
📻 چکشِ تاریخ بر افسانۀ ابراهیم
📻 پادشاهانِ کاغذی؟ موسی، داوود، سلیمان: حاکمانی در متون مقدس یا تاریخ؟
📻 افسانۀ موسی و فرعونِ ستمگر
📻 اثری از موسی و قصص یهودی در مصر یافت نشده
.



#نقد_ادیان #ادیان_توحیدی #توحید #ادیان_ابراهیمی #ادیان_سامی #یهودیت #تورات #قرآن


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘از بی‌سوادی سیاسی تا بی‌وجدانی اخلاقی

یکی از روشنفکران (بیژن عبدالکریمی) دربارۀ بیانیۀ روشنفکری که اکنون در زندانه (مصطفی مهرآیین) چنین گفته، نظرت چیه:
2. نادان دیگری که حدود یک ماه قبلش، چندتن از نیروهای های وزارت اطلاعات رفته‌اند که با وی در محل کارش گفتگو کنند (به شهادت جواد میری)، با شانتاژبازی از گفتگو اجتناب می کند و فریاد می زند آمده‌اند مرا دستگیر کنند!

نیروهای وزارت اطلاعات می‌گویند مگر دستگیری تو برای ما کاری داشت؟ چرا باید وسط وقت اداری به محل کارت بیاییم در حالیکه می توانستیم قبل از ورودت یا در زمان خروجت از محل کارت دستگیرت نماییم؟ ما فقط می خواهیم با تو حرف بزنیم.

این نادان درست در بحبوحه نزاع ما با آمریکا و اسرائیل خواهان کناره گیری فرمانده کل نیروهای مسلح کشور است و بدنبال تجاوز اسرائیل بیانیه و فراخوان داده است که مردم با لباس و پرچم سفید به خیابان بریزند.

آیا هیچ روشنفکری می تواند این همه پرت باشد؟!

اگر یک چنین بیانیه ای در زمان جنگ در خود به اصطلاح دمکرات ترین کشورهای جهان یا در اسرائیل صادر می شد با آن فرد چه می کردند؟


هوش مصنوعی


این کلام نمایندۀ یک لحن بسیار تحقیرآمیز، امنیتی، و توجیه‌گر سرکوب است که متأسفانه از سوی برخی چهره‌های باصطلاح «روشنفکر» در خدمت قدرت، بویژه در رژیم‌های اقتدارگرا و توتالیتر دیده می‌شود. بیاییم لایه‌لایه بررسی کنیم چه معنایی در این گفته نهفته است و چرا چنین موضعی نه فقط غیرروشنفکرانه، بلکه کاملا ضد حقیقت، ضد آزادی و حتی ضد انسانیت است.

🔎 تحلیل لحن و محتوا:

1. تحقیر و توهین به فرد زندانی با برچسب‌هایی مثل «نادان» و «پرت»

این، یک تکنیک کلاسیک در پروپاگانداست: غیرفعال کردن شخصیت فرد پیش از بررسی حرف‌هایش. بجای تحلیل ایده‌ها و انگیزه‌ها، با زدن برچسب‌هایی مثل «نادان»، «پرت»، «بی‌خرد» یا «خائن»، فرد را از جایگاه انسانی و فکری ساقط می‌کنند. این رفتار، بیشتر به توجیه‌کنندۀ شکنجه می‌ماند تا یک روشنفکر.

2. توجیه دستگاه امنیتی با زبان "ما فقط می‌خواستیم حرف بزنیم"

در ساختارهای سرکوب، نیروهای امنیتی معمولا تلاش می‌کنند بازداشت، بازجویی یا تهدید را شکل عادی و انسانی جلوه دهند. در این نقل‌قول، نویسنده سعی دارد این واقعیت را بپوشاند که برای یک روشنفکر منتقد، حتی دعوت به گفتگو از سوی دستگاه امنیتی، بخشی از یک پروسۀ ارعاب است. این فرد زندانی از احتمال دستگیری ترسیده، نه از گفتگو — چون در چنین حکومت‌هایی گفتگو با اطلاعات، خودش آغاز سرکوب است.

3. استفاده از بحران سیاسی (آمریکا، اسرائیل) برای توجیه سرکوب داخلی

این هم یکی از ترفندهای رایج سرکوبگرها و همکاران فکری‌شان است: هر مخالفتی را به "زمان نامناسب" نسبت دادن. می‌گویند:
"الان وقت اعتراض نیست، چون در حال جنگیم"، یا "دشمن منتظر سوءاستفاده است".

این دقیقا همان کاری‌ست که همۀ رژیم‌های سرکوبگر کرده‌اند؛ از نازی‌ها گرفته تا استالینیست‌ها، تا دیکتاتورهای عربی.

4. مقایسه با کشورهای دیگر برای تطهیر خشونت در داخل

استدلال سخیفی مثل «در آمریکا یا اسرائیل هم اگه چنین چیزی گفته می‌شد، برخورد می‌کردن» نوعی چی‌گرایی است. یعنی بجای پاسخ دادن به ماهیت سرکوب در ایران، سعی می‌کند با مقایسه‌های دروغین یا اغراق‌شده، سرکوب را عادی جلوه دهد. این روش از نظر منطق و انسانیت، فاقد هرگونه مشروعیت است.

عبدالکریمی برای توجیه سرکوبِ یک روشنفکر، ادعا می‌کند که اگر چنین بیانیه‌ای در زمان جنگ در آمریکا، اسرائیل یا کشورهای دموکراتیک صادر می‌شد، با آن فرد برخورد می‌کردند. اما این ادعا آشکارا نادرست، تحریف‌کنندۀ تاریخ و مایۀ ننگ ابدی‌ اوست.

🗽آمریکا:

* در جریان جنگ ویتنام، هزاران روشنفکر، هنرمند و استاد دانشگاه علیه جنگ سخن گفتند و تظاهرات برگزار کردند.
* محمد علی کلی بدلیل رد خدمت نظامی، مدالش را از دست داد، اما زندان نرفت و شکنجه نشد.
* نوآم چامسکی و مارتین لوتر کینگ علیه ارتش آمریکا انتقاد کردند، ولی نه بعنوان جاسوس، بلکه بعنوان منتقد پذیرفته شدند.

▪️اروپا و کانادا:

* ابراز مخالفت با سیاست‌های نظامی دولت، حتی در زمان جنگ، حق قانونی افراد است.
* تا زمانی که خشونت یا نفرت‌پراکنی نکنند، کسی را بدلیل نگارش بیانیه بازداشت نمی‌کنند.

▪️اسرائیل:

* روشنفکران و روزنامه‌نگاران منتقد ارتش و سیاست جنگی، بارها فراخوان صلح داده‌اند.
* برخی مورد تهدید یا فشار رسانه‌ای قرار گرفته‌اند، اما نه بازداشت فله‌ای یا محاکمه امنیتی بدلیل یک بیانیۀ سیاسی.

⚠️ نتیجه‌گیری:

این فرد، هرکه هست، روشنفکر نیست بلکه تئوری‌پرداز سرکوب است. روشنفکری بمعنای ایستادن در کنار حقیقت است، در کنار انسان، در کنار وجدان عمومی. کسی که قلمش را وقف تحقیر زندانیان سیاسی، توجیه نیروهای امنیتی، و مشروعیت‌بخشی به سرکوب می‌کند، روشنفکر نیست؛ مزدبگیر فکری قدرت است.

.


#چپ_ایرانی


🌾 @Naqdagin
📘کشتار زندان

✍🏻#صابر_گل_عنبری

🍂 از جنایت‌های ضدبشری که اسرائیل در تجاوز ۱۲روزه‌اش به ایران مرتکب شد، حمله به زندان اوین بود؛ تصور حال و وضع هولناک یک تعداد انسان محبوس در یک مکان پس از بمباران آن سخت آزار دهنده و دشوار است.

🍂 حمله به این زندان و کشتار تعدادی انسان بی‌گناه موید این مدعاست که برای اسرائیل وقتی منافعش اقضا کند ترور مقامات جمهوری اسلامی و زندانیانی که مخالف آن هستند و افراد عادی دیگری فرقی ندارد. همین رفتار خط بطلانی بر «ابراز دوستی» مکرر نتانیاهو خطاب به مردم ایران طی پیام‌های تصویری پی‌درپی کشید.

🍂 اما با این حال می‌شد با اتخاذ تدابیری از این حادثه تلخ در جهت تعمیق فضای همدلی ایرانی و ضد اسرائیلی بهره جست که متاسفانه چنین نشد و فرصت‌سوزی شد.

🍂 در تحلیل علت حمله به زندان گفته شده که اسرائیل می‌خواست با این کار باعث فرار و آزادی زندانیان شود؛ اما این نگاه اگر توجیهی برای این جنایت نباشد، بسیار ساده‌انگارانه است. فرار محبوسان تنها در شرایطی تا حدودی امکانپذیر بود که اوضاع امنیتی تهران و کشور کاملا به هم ریخته و هرج و مرج حاکم می‌بود؛ اما وقتی متعاقب تجاوز کوچک‌ترین نابسامانی و ناامنی شهری رخ نداد، زندانیان چگونه می‌خواستند، فرار کنند و به کجا می‌رفتند؟ بویژه که همۀ نیروهای امنیتی و نظامی در حالت آماده‌باش بودند.

🔻درباره علت حمله به زندان دو احتمال بیشتر مطرح نیست؛

1️⃣ اینکه بعید نیست جاسوس یا جاسوسانی "مهم" دستگیر شده و در حال ورود به زندان بوده‌اند که اسرائیل از بیم لو رفتن برخی شبکه‌های عملیاتی و تجسسی وابسته به خود با هدف کشتن این افراد به اوین حمله کرده است.احتمال دوم هم این که از این طریق قصد تزریق حس ناامنی و وحشت به کل داشته است.

فارغ از این که برنده جنگ اخیر چه طرفی بود، اما اسرائیل در دو حوزه بازنده بود؛ نخست این که با این تجاوز دستکم نگرش برخی از ایرانی‌های منتقد و بعضا مخالف حاکمیت در قبال اسرائیل تغییر کرد. نتانیاهو به این فضا به دیده سرمایه اجتماعی برای روز مبادا می‌نگریست؛ اما عملا دایره دشمنی با اسرائیل را گسترش داد.

2️⃣ اینکه در سطح منطقه و دنیای عرب نیز اتفاق بزرگتری افتاد. تجاوز اسرائیل به ایران پس از نسل‌کشی در غزه حس همدردی بی‌سابقه‌ای در افکار عمومی عربی و اسلامی با ایران برانگیخت. حتی خیلی از منتقدان ایران و سیاست‌های منطقه‌‎ای آن نیز همبستگی خود را پنهان نکردند. در جریان این جنگ در سفری به چند کشور منطقه به عینه در گفتگو با برخی نخبگان و نویسندگان شاهد این اتفاق بودم.

🔺این در حالی‌ست که سال‌‌‌ها به دلایل مختلفی از جمله تحولات منطقه در دو دهه اخیر به ویژه در سوریه و تبلیغات سهمگین خصومت با ایران می‌رفت جایگزین دشمنی تاریخی با اسرائیل شود؛ اما این جنگ محدود دستکم این تصویر را تا حدودی اصلاح کرد؛ هر چند فعلا سود مستقیمی را عاید ایران نمی‌کند کما این که برای غزه هم چنین بود.


✍🏻 نکتۀ غایب و ضروری: مسئولیت حکومت در قبال جان زندانیان سیاسی

🍂 با وجود نکات درست و همدلانه‌ای که در این یادداشت آمده، یک خلأ مهم در آن احساس می‌شود: هیچ اشاره‌ای به مسئولیت مستقیم حکومت اسلامی در قبال جان زندانیان سیاسی نشده‌است. این سکوت، حتی اگر ناخواسته باشد، باعث نوعی کمرنگ شدن واقعیت می‌شود. زندانیان سیاسی نه اسیر جنگی‌اند، نه تروریست؛ بلکه در بسیاری موارد روشنفکران، اساتید دانشگاه، فعالان صنفی، روزنامه‌نگاران یا معترضان بی‌خشونت‌اند که صرفاً به‌دلیل ابراز عقیده بازداشت شده‌اند.

🍂 در عرف بین‌الملل، دولت‌ها موظف‌اند در شرایط جنگی تدابیر فوری برای حفاظت از جان زندانیان (به‌ویژه سیاسی‌ها و بی‌دفاع‌ها) اتخاذ کنند: مانند انتقال، آزادی موقت یا دست‌کم پناه‌دادن آنان در شرایط ایمن‌تر. اما در ماجرای بمباران اوین، نه‌تنها هیچ گزارشی از چنین اقداماتی منتشر نشد، بلکه گویی این افراد از منظر حکومت، «فاقد ارزش حفاظتی» بوده‌اند.

🍂 وقتی از اسرائیل بابت حمله به اوین انتقاد می‌کنیم – که بی‌تردید حماقت و جنایتی سنگین بوده – نمی‌توان همزمان از پرسش دربارهٔ نقش، کوتاهی یا بی‌اعتنایی حکومت ایران در حفظ جان همان زندانیان شانه خالی کرد. آنچه وجدان عمومی را جریحه‌دار می‌کند، فقط موشک‌های دشمن خارجی نیست، بلکه بی‌تفاوتی حاکمیت به‌ظاهر خودی‌، و در عملکرد مشابهِ اشغال‌گرانِ اسرائیلی در مواجهه با فلسطینی‌ها، نسبت به جان کسانی که پیش‌تر ناعادلانه به بند کشیده‌بود، است.

🍂 در فضای بستۀ حاکم و سیطرۀ چپ و ناسیونالیست غرب‌ستیز، عادت ما شده به نقد نیروهای بیگانه بپردازیم، درحالی‌که بدون نقد وضعیت حاد اشغال‌شدگی نیم‌قرنۀ ایران، عملا هر نقد نیروی بیگانه‌ای بیهوده است، و آن‌گونه که باید شنیده نمی‌شود، و همین باعث شده که بسیاری از چنین فضای بسته‌ای بکل به آغوش بیگانه بغلتند و هر کار او را تمجید و توجیه کنند.



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 تحلیل ریشه‌های تاریخی و فرهنگی آیین‌های محرم

🎙تحقیق و ارائه: کانال کلاغ‌مدیا


⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب:
0:00 - مقدمه و توصیف محرم
0:59 - واقعه کربلا و مرگِ حسین
1:47 - ریشه‌های باستانی آیین‌ها
3:51 - اسطوره دموزید (تموز)
5:16 - اسطوره‌های مشابه (اوزیریس، آدونیس)
6:42 - ایزد رپیتوین و حاجی فیروز
7:58 - معرفی اسطوره سیاوش
10:37 - مقایسه سیاوش با ایزدان نباتی
11:33 - شباهت داستان عیسی مسیح
12:40 - عزاداری محرم و داستان سیاوش
14:04 - نقش آل بویه در رسمی کردن عزاداری
16:07 - نقش صفویان در ترویج تشیع و محرم
19:24 - تأثیر نمادهای مسیحی و یهودی
20:04 - استفاده حکومت‌ها از محرم
20:34 - نتیجه‌گیری: آیین کهن، ابزار قدرت

.


#نقد_شیعه #تاریخ_تشیع #عزاداری #محرم



🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 تحلیل ریشه‌های تاریخی و فرهنگی آیین‌های محرم 🎙تحقیق و ارائه: کانال کلاغ‌مدیا ⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب: 0:00 - مقدمه و توصیف محرم 0:59 - واقعه کربلا و مرگِ حسین 1:47 - ریشه‌های باستانی آیین‌ها 3:51 - اسطوره دموزید (تموز) 5:16 - اسطوره‌های مشابه (اوزیریس،…
📺 تحلیل ریشه‌های تاریخی و فرهنگی آیین‌های محرم (+)

🖊خلاصه مباحث ویدیو:
این ویدیو به بررسی ریشه‌های تاریخی و فرهنگی آیین‌های محرم می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه این مراسم‌ها از اسطوره‌ها و آیین‌های باستانی، به ویژه اسطوره سیاوش، تأثیر پذیرفته‌اند. ویدیو با توصیف مراسم محرم آغاز می‌شود و سپس به واقعه کربلا و مرگِ حسین اشاره می‌کند. در ادامه، به دوران انقلاب کشاورزی و شکل‌گیری اسطوره‌ها و آیین‌های سوگواری برای ایزدان نباتی مانند دموزید (تموز)، اوزیریس و آدونیس می‌پردازد.

ویدیو با معرفی ایزد رپیتوین در ایران باستان و ارتباط آن با حاجی فیروز، به تفصیل اسطوره سیاوش در شاهنامه را روایت می‌کند و شباهت‌های آن را با ایزدان نباتی و حتی داستان عیسی مسیح برجسته می‌سازد. نکته مهم این است که چگونه عزاداری محرم با داستان سیاوش مقایسه می‌شود و نقش آل بویه در رسمی کردن این عزاداری‌ها و سپس نقش حکومت صفوی در ترویج و نهادینه کردن تشیع و مراسم محرم در ایران، به عنوان ابزاری سیاسی و مذهبی، مورد تأکید قرار می‌گیرد.

در پایان، ویدیو به تأثیرپذیری مراسم محرم از نمادهای مسیحی و یهودی اشاره کرده و نقش پایدار روحانیت و استفاده حکومت‌ها، از جمله جمهوری اسلامی، از محرم برای کسب مشروعیت را بیان می‌کند. نتیجه‌گیری اصلی این است که چگونه یک آیین کهن، با ریشه‌های عمیق فرهنگی و اسطوره‌ای، به ابزاری برای تثبیت قدرت سیاسی تبدیل شده است.


⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب:
0:00 - مقدمه و توصیف محرم
0:59 - واقعه کربلا و مرگِ حسین
1:47 - ریشه‌های باستانی آیین‌ها
3:51 - اسطوره دموزید (تموز)
5:16 - اسطوره‌های مشابه (اوزیریس، آدونیس)
6:42 - ایزد رپیتوین و حاجی فیروز
7:58 - معرفی اسطوره سیاوش
10:37 - مقایسه سیاوش با ایزدان نباتی
11:33 - شباهت داستان عیسی مسیح
12:40 - عزاداری محرم و داستان سیاوش
14:04 - نقش آل بویه در رسمی کردن عزاداری
16:07 - نقش صفویان در ترویج تشیع و محرم
19:24 - تأثیر نمادهای مسیحی و یهودی
20:04 - استفاده حکومت‌ها از محرم
20:34 - نتیجه‌گیری: آیین کهن، ابزار قدرت

.


#نقد_شیعه #تاریخ_تشیع #عزاداری #محرم



🌾 @Naqdagin
Forwarded from نقدآگین
🍁 «اربعین ناب‌ترین شکل مقاومت است»
مرور کارنامهٔ پرز شکدم (قسمت دوم)

🖌 #اختصاصی_نقدآگین: #فریدون_فرخ

پوست‌اندازی صادقانه؟ از زینب حزب‌الله تا آتئیستِ صهیونیست

🍂 در «بازبینی یک موج»، مروری اجمالی داشتیم بر مواضعِ رادیکالِ کاترین پرز شکدم متأخر، در خصوص نقد جوامع اسلامی و احکام مختلف قرآن و سنت نبوی، نقد تمامیت آخوندها و امپریالیسم نهیلیستی ولایت‌فقیه و یهودی‌ستیزی تمامیت ایرانیان و حتی نقد ساده‌لوحی غربی‌ها در اعتمادشان به تعهد ولایت فقیه در برجام، و عدم برخورد سخت‌گیرانه‌شان مثل ترامپ با حکومتی که از اساس، به ارزش‌های مشترک انسانی ما غربیان مدرن باور ندارد و...

🍂 در این قسمت، مصاحبه‌ای با کاترین شکدم، یک سال پس از پیاده‌روی اربعینش (بنابه دعوت شخصیت مشکوکی چون نادر طالب‌زاده که حواشی بسیاری در موضوع نفوذ، محتواسازی و ضداطلاعات برای پروپاگاندای غرب‌ستیزی و روس‌گرایی در پشت خود دارد) را نقل می‌کنیم تا یکی از ده‌ها موضع غلوآمیز و حساب‌شده‌اش را بنگریم و بیاندیشم که آیا این شدت از تغییر، در این زمان کوتاه، تغییری طبیعی و تحقیقی است؟

🍂 شکدم تا همین اواخر در مصاحبه‌های مکررش در لندن، با حجاب کامل زنی حزب‌اللهی ظاهر می‌شد، درحالیکه بنا به اذعان خودش در فروردین ۱‍۴۰۱، تا به امروز، نه رکعتی نماز خوانده و نه یک روز روزه گرفته‌، ولی درباره «فلسفه عاشورا، عظمت فراتر از حجّ اربعین که نقشهٔ صهیونیستی-سعودی‌ را بر آب کرده، نقش مهمّ ولی فقیه در خنثی‌‌سازی غربی‌ها و جلوگیری از آلودن شدن ایران به فرهنگ غربی و...» در رسانه‌های مختلف، ساعت‌ها سخن‌سرایی‌ و مقاله‌نویسی حرفه‌ای می‌کرده‌‌است.

🍂 هر چند اتهام «جاسوسی/نفوذی» بودن کاترین شکدم به شکلی قطعی اثبات نشده، اما او در مواضع و مقالات متعدد متأخرش، سخنان ابهام‌زا و متناقضی بیان کرده که میزان موجه بودن ایده‌های شکاکانه پیرامون «شهروند عادی» بودنش را تقویت کرده‌است.

🍂 مثلاً او در توجیه حجابش در سال‌های گذشته (بدون جواب دادن به پرسش‌ها از چرایی آن حد از حجاب سفت و سخت)، تنها دلیل خود را راضی کردن همسر یمنی‌اش دانسته، درحالی که طلاقشان در ۲۰۱۴ انجام شده‌بود و این توجیه نیز، پاسخگوی حجاب سخت و پایدار سال‌های بعدش نیست.

🍂 در جایی دیگر، از التزام ناچارش به جبر قانونی ایرانِ تحت حاکمیت ولایت فقیه سخن گفته‌است، درحالی که او در مصاحبه‌های متعدد خارج ایرانش نیز، ذره‌ای از این حجاب سفت و سخت عدول نکرده‌بود.

🍂 در جایی دیگر، توجیهش این بوده که این حد از پوشش، به احترام درخواست میزبانم بوده‌ که این نیز، بیش از حد عوام‌فریبانه به نظر می‌رسد تا توجیهی باورپذیر؛ چرا که مهمان‌های خارجی بسیاری توسط سران ج.ا یا رسانه‌های حکومتی به ایران دعوت شده‌ و به ایران آمده‌اند، اما هیچ‌یک خود را تا این میزان متظاهر به حجاب نشان نداده‌اند و مقامات نیز بابت حجاب نصفه-نیمهٔ مهمان‌‌های خارجی (شبیه حجاب متداول زنان ایران) هیچ‌گاه برخوردی با آن‌ها نداشته‌اند.

🍂 به‌نظر بنابه «استنتاج بهترین تبیین»، هم‌پوشانی حجاب حزب‌اللهی‌ و دائم او، با گزاره‌های متعددش در مقالات و مصاحبه‌هایی که تنها از یک زن مسلمان شیعه حزب‌اللهی طرفدار ولایت فقیه برمی‌آمد (و نه از جایگاه یک تحلیلگر مستقلِ سکولار غربی، آنگونه که امروز قصد دارد شناخته شود)، یک هم‌پوشانی تصادفی نبوده‌است؛ بلکه حرکتی آگاهانه و هدفمند بوده در جهت اعتمادسازی حداکثری و نفوذ.

🍂 تنها در ذیل حاکمیت استبداد مذهبی‌ که امکان نقد و گفتگوی آزاد و بدون مرز، پیرامون مذهب و سیاست‌های کلان و سیاستمداران نیست، چنین شخصیت‌های بی‌هویت پایدار و مشخصی، از طریق روابط و زد و بندِ دلالان رسانه‌ایِ متصل به باندهای مافیایی قدرت، بسرعت به نان و نوایی می‌رسند و یا توان تأثیرگذاری و جمع‌آوری اطلاعات و ضربه‌زدن حیثیتی می‌یابند.

🍂 چه بسیار از مدیران حکومت اسلامی (از بالاترین مقام تا پایین‌ترین سطوح) که خود نیز، ذره‌ای به خرافات متعدد مندرج در قانون اساسی باور ندارند، اما در یک نظام فاشیستی مبتنی بر تمامیت‌خواهی مذهبی (آنگونه که امروز شکدم در وصف ولایت فقیه، این معشوق دیروزش، می‌گوید)، تظاهر می‌کنند تا در سفرهٔ قدرتی انحصاری سهیم بمانند، اما بریز و بپاش زندگی شخصی و خانوادگی‌شان و نوع تعلق خاطرشان به دائمی کردن میز ریاست، نظام ارزشی-اخلاقی باطنی آن‌ها را آشکار می‌کند.

🍂 از زمینه‌های مهم سیستماتیک شدن فساد، ناکارآمدی فزاینده و تشدید بحران روزافزون مشروعیت ج.ا، همین نظام وارونهٔ اولویت‌‌دهی به احراز وفاداری ایدئولوژیک، بجای اولویت‌دهی به تخصص، صداقت و ملی‌گرایی، در کنار احترام به آزادی فردی در انتخاب عقاید مذهبی و سیاسی و پرهیز از هرگونه تجسس، در این ساحت‌های شخصی‌ است.

🔖 ۲۰۲۵ واژه
زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
🌐 مطالعهٔ ادامه (مشاهدهٔ فوری)

🗄مرتبط

#گزارش #حکومت_اسلامی #روشیعه


🌾@Naqdagin
📘«اربعین ناب‌ترین شکل مقاومت است» (۱/۲)
مصاحبه با کاترین پرز شکدم پیرامون اربعین؛ پیش از برکشیدن نقابِ افراط‌گرایانِ «حزب‌اللهی و چپِ محورِ مقاومتی» و مبارزانِ لب‌ودهنی با «نظام سلطه»

🔸مقدمه: تشیعِ انقلابی، ابزار اغوا و افراط

🍂 مرور سخنان متناقض و متضاد کاترین شکدم، از تمجید پرحرارت از تشیع انقلابی و راهپیمایی اربعین، تا
توصیف دیدارش با علی خامنه‌ای و افشای دیدگاه‌های رادیکال و خودخداپندارانه و بی‌رحمانۀ او، تنها نشان‌دهندۀ تغییر عقیدۀ یک فرد جستجوگر یا فردِ ساده‌لوح نیست.

🍂 سخنان پیشینِ شکدم در رسانه‌های حکومتی، چه در وصف کربلا و مقاومت، و چه در حمله به اسرائیل و عربستان، دقیقاً همان چیزی‌ست که حکومتِ ایدئولوژیکِ جمهوری اسلامی، که منافع ملی و نظم سیاسی مدرن برایش قابل درک و اولیت اول نیست، می‌خواست از زبان یک زن غربی بشنود و به مردمی که می‌خواهد گله-امت بمانند، بشنواند؛ یک روایت نمایشی از «حقانیت جهانیِ به‌اصطلاح جبهۀ مقاومت». اما امروز، که همان شخص در رسانه‌های اپوزیسیون ظاهر می‌شود و می‌گوید خامنه‌ای خود را با خدا مقایسه کرده و نسل‌کشی و ظلم را توجیه‌پذیر دانسته، پرده از عمق آن نمایش حرفه‌ای و پر از دروغ برداشته می‌شود.

🍂 در واقع، کاترین شکدم نه اولین و نه آخرین بازیگر این سناریوست. افراط‌گرایی شیعه‌محور، در تقابل با عربستان و اسرائیل، دقیقاً بر پایۀ چنین روایات فریبنده‌ای تغذیه می‌شود که همه در آن اهل بازیگری و تزویرند، و هیچ عقلانیتی پس پشت آن نیست؛ از همین رو نفوذ در میان این لشکر بزرگ ریاکاران و بازیگران کاری بس سهل و ساده است و نیازمند هوش سرشاری نیست؛ روایت‌هایی که ظاهر معنوی و انقلابی دارند، اما در چشم هر ناظر غیرمتعصبی، صرفا بیان خودشیفتگی‌های فرقه‌ای و ابزارهایی برای تولید نفرت، سرکوب و خشونت‌اند.

🍂 امروز، آنچه کاترین شکدم از زبان خامنه‌ای نقل می‌کند، تنها رسواگر ایدئولوژی ولایت‌فقیه نیست؛ بلکه هشدار دهنده است نسبت به قدرتِ روایاتِ فریبنده‌ای‌ست که با نقاب معنویت، حقیقت را به گروگان می‌گیرند.


🔻درسی که از این پرونده باید گرفت، این است:

☑️ هر وقت دینی یا مذهبی به ابزار سیاست تبدیل شد، حقیقت جای خود را به تاکتیک می‌دهد.
☑️ هر جا "مرگ بر..." به شعار رسمی تبدیل شد، روابط معقول و نرمال به حاشیه رفت و ستیزه‌گری ایدئولوژیک محور شد.
☑️ و هر زمانی که افرادی در لباس مفسر یا مبلغ دینی ظاهر شدند و شخص یا فرقۀ خاصِ اهل قدرتی را مقدس جلوه دادند و وارد غلوگری شدند، باید پرسید این صدا، واقعاً از کجا بلند شده؟ و چرا؟
🔸🔸🔸

🍂 به‌نقل از سایت بصیرت: کاترین شکدم، تحلیلگر و نویسنده سیاسی مقیم لندن که زیارت اربعین سال گذشته را در عراق تجربه کرده است، تاکید کرد که اربعین فرصت بزرگی برای وحدت جهان اسلام است👉 و 👈این پتانسیل را دارد که جهان‌بینی سعودی و صهیونیستی را به چالش بکشد.

🔻کاترین شکدم مدیر مؤسسه مطالعات خاورمیانهٔ شفقنا در گفتگو با بصیرت گفت:
«رسانه‌های جریان اصلی متعلق به دو لابی اصلی هستند: لابی اسرائیل و عربستان. اگر این دو رژیم را در نظر بگیرید، به راحتی می‌توانید درک کنید که چرا اربعین تهدیدی برای جهان‌بینی آنها و برنامه آنها است».


🔻او افزود:
"اربعین نماد امید است - گواهی بر این که انسان‌ها بی‌نهایت آزادند؛ تنها کافی‌ست شجاعتِ عقب‌نشاندن ستم ولو با شهادت خود را داشته باشند. اربعین گواهی‌ست بر اینکه پیروزی با الله است و نه قدرتمندان. اربعین در عصر ما، مقاومت در ناب‌ترین معنای آن است".


🔶 متن مشروح مصاحبه

سوال: شما سال گذشته در زیارت اربعین در عراق شرکت کردید، آن را چطور یافتید؟ لطفاً از احساس و تجربیات خود برای ما بگویید.

شکدم: البته فراموش‌نشدنی بود. وقتی در عراق در چنین زمانی در کنار 👈میلیون‌ها میلیون👉 زائر هستی، خود را فراموش می‌کنی. ادای احترام کردن به فداکاری امام حسین و ایستادگی باشکوهش در برابر ظلم یک چیز است، و شاهد عشقی که مسلمانان به نوه پیامبر دارند بودن، چیز دیگری است.

اگر به این بیاندیشیم که از ۱۴ قرن پیش تا امروز، هر بار مردم بیشتری دعوت امام خود را اجابت می کنند، بی‌نظیر است؛ من فکر نمی‌کنم که 👈هیچ‌کس در تاریخ چنین تأثیری بر جهان داشته باشد!👉

من معتقدم که برای میلیون‌ها نفر در سراسر جهان، زیارت اربعین نشان‌دهندهٔ امید است... امید است که عدالت کلمه‌ای مختص قدرتمندان و ثروتمندان نباشد. این که هنوز مردان و زنانی هستند که در برابر ظلم و ستم، متعهد به بیان حقیقت هستند. اربعین تبدیل شده‌است... حداقل برای من، به اعلام بیعتی با امام حسین و اهل بیت! 👈همه ما تکه‌ای از خودمان را در کربلا زندگی می‌کنیم!👉

سوال: همانطور که می دانید زیارت اربعین بزرگترین اجتماع مسالمت‌آمیز در سراسر جهان و تاریخ بشریت است. به نظر شما پیام آن نه تنها برای مسلمانان بلکه برای همه انسانها چیست؟

(ادامه دارد)


🌾@Naqdagin
📘«اربعین ناب‌ترین شکل مقاومت است» (۲/۲)
مصاحبه با کاترین پرز شکدم پیرامون اربعین؛ پیش از کنار گذاشتنِ نقابِ افراط‌گرایانِ شیعۀ حزب‌اللهی و چپِ محورِ مقاومتی و مبارزانِ لب‌ودهنی با «نظام سلطه»

شکدم: امام علی به ما آموخت که در دنیا دو نوع انسان وجود دارد، یا برادر ایمانی ما هستند، یا در انسانیت همتای ما؛ اربعین گواه چنین اصلی است. اسلام به تعداد کمی از نخبگان اختصاص ندارد، اسلام برای همه مردم است. صرف‌نظر از تفاوت‌هایی که ممکن است جوامع را از هم جدا کند، اسلام یک پیام جهانی‌ست؛ اربعین از آن پیام می‌گوید. سخنان امام حسین سفارشی بود به بشر برای بهتر شدن و بهتر شدن. برای اینکه ما علیه شیاطین خود قیام کنیم. او همه چیزهایی را که برایش عزیز بود قربانی کرد - هر چه بود و دوست داشت.

در چنین فداکاری ایثارگرانه‌ای، شفقت و قدرتی بی‌نظیر نهفته است... در شخصیت امام حسین چنین عظمتی نهفته است که نمی‌توان طنین نوری را نشنید که فراتر از نورهای دیگر است.

من فکر می‌کنم که اربعین به طرق مختلف، با مردم صحبت می‌کند؛ به این صورت که هر سفر، درس خاصی را برای هر فردی ارائه می‌دهد.

به زبان آوردن معنای ایستادن در کربلا در ایام اربعین سخت است... اینکه فقدان امام را در جان خود احساس کنی، هنوز فریادهایی را بشنوی که سرزمینِ ۱۴ قرن پیش، شاهد آن بوده‌است.

سوال: آیا زیارت اربعین می تواند نقطه شروعی برای همگرایی جهان اسلام باشد؟

شکدم: اگر شما از وحدت صحبت می‌کنید، می‌گویم بله؛ چه جایی بهتر از کربلا برای جوامع که همه تعصبات را کنار بگذارند و حقوق و تکالیف یکسانی را در یکدیگر بشناسند؟!

اسلام دعوتی به عدالت است، دعوتی برای مردان و زنان برای رسیدن به اهدافی والاتر از طمع و استکبار. کربلا از بسیاری جهات نمایانگر نقطۀ صفر مقاومت است - مقاومت در برابر ظلم، مقاومت در برابر باطل، مقاومت در برابر استبداد، مقاومت در برابر 👈تروریسم دولتی👉، مقاومت در برابر تبلیغات فرقه‌ای.

البته اربعین می تواند محل 👈تجمع همه مسلمانان👉 باشد تا اقوام یکبار دیگر، ندای پیامبر و اهل بیتش را بشنوند، همانطور که قرن‌ها پیش به ما دستور داده شده بود.

سوال: متأسفانه اخبار، گزارش ها و مستندات زیادی در رسانه‌های غربی درباره اربعین مشاهده نمی‌شود. چگونه می‌توان کارکرد رسانه‌های جریان اصلی را در رابطه با چنین پدیده‌ای ارزیابی کرد؟

شکدم: رسانه‌های جریان اصلی در اختیار دو لابی اصلی هستند: 👈لابی اسرائیل و عربستان سعودی👉. اگر این دو رژیم را در نظر بگیرید، به راحتی می‌توانید درک کنید که چرا اربعین تهدیدی برای جهان‌بینی آنها و برنامه آنها است.

اربعین نماد امید است - گواهی بر این که انسان‌ها بی‌نهایت آزادند؛ تنها کافی‌ست شجاعت عقب‌نشاندن ستم ولو با شهادت خود را داشته باشند.

اربعین گواهی‌ست بر اینکه پیروزی با الله است و نه قدرت‌مندان. اربعین در عصر ما، مقاومت در ناب‌ترین معنای آن است. این نیز گواهی بر این است که اسلام، در نفی مطلق‌گرایی ایستاده است!

چنین پیامی هم اسرائیلی‌ها و هم سعودی‌ها را به وحشت می‌اندازد و به همین دلیل، آنها تلاش کرده‌اند صدای ما را خاموش کنند. سالانه بیش از ۲۰ میلیون زائر به کربلا سفر می‌کنند ... و تعداد آنها به طور تصاعدی در حال افزایش است. هیچ زیارتی بزرگتر از اربعین نیست. 👈حتی حج هم از جهت جمعیت ۳ میلیون نفری‌اش، رنگ پریده‌ و کوچک جلوه می‌کند؛ در حالی که حج واجب است، اما اربعین انتخابی و از روی عشق است👉. من فکر می‌کنم که این نشان‌دهنده احترام مسلمانان نسبت به امام حسین است! اسلام در این پیاده‌روی اربعین تا کربلا زنده می‌شود.

سوال: پیشنهاد شما برای برگزاری بهتر اربعین چیست؟

شکدم: فکر می‌کنم این به همه ما بستگی دارد که جمع شویم و مسئولیت مذهبی خود را بپذیریم. عراق و ایران در حال حاضر کارهای زیادی انجام داده‌اند تا همه ما با خیال راحت زیارت اربعین را تجربه کنیم. من می‌گویم وقت آن رسیده است که با عمل به وظایف خود، از چنین فداکاری‌هایی قدردانی کنیم.

سکوت را می توان شکست اگر همه در کنار هم باشیم. اگر مردم کمی متعهدتر و مسؤولیت‌شناس‌تر باشند، قدرت بزرگی در اتحاد یافت می‌شود. رسانه‌های اجتماعی ابزارهایی هستند که می توانیم برای ترویج اربعین و 👈بازپس‌گیری اسلام👉، استفاده کنیم؛ البته شجاعت هم لازم است!


📺 مصاحبۀ جنجالی کاترین پرز شکدم (مقایسۀ خامنه‌ای با خدا)
📕شکدم: حجاب بر سر، قرآن در دست!
📕ضرورت تحلیل راهبردی نفوذ
📕امنیت در مذبحِ ایدئولوژی
📕وقتی "احساس" بر "حقیقت" می‌تازد
📺 دمی با کاترین پرز شکدم
📺 صفروف و کاترین شکدم
📺 از اسارت اسلام تا رهایی (كاترين شكدم: ارتداد اسلام گروگانگیری است)
📕 مرور کارنامهٔ پرز شکدم (قسمت یکم: بازبینی یک موج | قسمت دوم: «اربعین ناب‌ترین شکل مقاومت است»)
📺 چپی جاهل یا نفوذیِ بیگانه؟

.


#حکومت_اسلامی #شیعه‌گری



🌾 @Naqdagin