Telegram
نقدآگین
📗پیشگویی و پیامبری یا انحطاط تفکر؟
(۲/۲)
✍🏻 #علیرضاموثق
3️⃣ فرض ديگر، تغییرِ سهویِ سخنانِ نوستراداموس و یا فعلِ تقلب و جعل است؛ براى مثال، اين عبارات را دربارۀ پيشگويىِ انقلاب ۵۷ ايران، به نوستراداموس نسبت دادهاند:
🔺در این موارد، احتمال دارد که عبارات مجعولى، پس از انقلاب ۵۷ (توسط پيروان متعصب يا کاسبکاران)، ساخته شده و به نحوِ خلافِ واقع، به نوستراداموس نسبت داده شدهباشد؛ در وهلهٔ بعد، در ترجمه يا حتى در متن آثار وى، سهواً يا عمداً (براى عوامفريبى و کسب سود از طريق فروشِ کتابِ مربوطه، يا بهمنظورِ بسط خرافات و توهم در عوام، و براى سوء استفادههاى سياسى و امثالهم)، حسب مورد، تغییر، یا تحريف و تقلبى رخ دادهباشد.
4️⃣ اصلاً بیایید فرض کنيم که نوستراداموس، يک يا چند واقعهٔ تاريخى را پيشگويى کردهاست، اما این قضیه، نهايتاً وجود يک استعداد و نيروى نادر در او را اثبات مىکند؛ صرفاً مبنی بر اینکه، توانسته فقط يک يا چند رخدادِ تاريخى را پيشگويى کند؛ منتها این امر، چه ربطى دارد به اثبات ادعاى فرضیِ نوستراداموس، مبنى بر مثلاً وجود «خداىِ متشخص و انسانوار» و وجود «جهنم و مار و عقرب و بهشت و حوری و غلمان»، و يا چه ارتباطی با «سخنگویِ خدا بودن» و «سخنِ خدا بودنِ کتاب او» پیدا میکند؟
🔻برای اینکه نوستراداموس را (با فرضِ صدقِ پیشگویی)، «سخنگویِ الله» بدانیم، ابتدا باید ثابت کنیم که در صورتِ وقوعِ پیشگویی، این امر، دلالت بر «سخنگویِ الله بودنِ» او دارد؛ بدین شکل:
کبری) هرکس یا جنابِ x، اگر یک یا چند مرتبه پیشگویی کند، «سخنگویِ الله» است؛
صغری) جنابِ x، یک یا چند مرتبه پیشگویی کردهاست؛
نتیجه) پس، جنابِ x، «سخنگوی الله» و «پیامبر» است.
🍂 بهنظرم، همين نقد و شک و شبهه و ايراد، در موردِ کتبِ بهاصطلاح «الاهی و مقدس» (حسبِ ادعاى پیروانِ اديان) نیز وارد است؛ برای مثال، در مورد این ادعا که در اناجیل، به نامِ پیامبر اسلام اشاره شدهاست؛ از همین منظر میتوان انتقاد کرد. ضمن اینکه (بر فرض وجودِ تاریخیِ عیسی) هنوز، «وثاقتِ تاریخیِ اناجیل» و نیز «سخنگوی الله بودن عیسی» اثبات نشدهاست. جدا از اینکه گویا در بحث مبسوطِ بینالادیانی که در نقدآگین، پیشتر منتشر شدهاست، اصل این مدعا، بهشکلی مستند، در دستۀ دیگر دروغها و کاسهکلکبازیهای بردگانِ اسلام قرار داده شدهاست (ر.ک. نام محمد در بایبل؟ -یکم، دوم، سوم- و بشارتتراشی مسلمانان -یکم، دوم، سوم).
🍂 در خاتمه، مطالعۀ ترجمۀ مقالهای که در آغاز سخن، بدان اشارتی شد را توصیه میکنم؛ چرا که نکات درخور توجهی در آن بیان شدهاست؛ از جمله، در مورد کارکردِ سیاسیِ این بهاصطلاح «پیشگوییها»، و اینکه چطور یک متنِ صرفاً سیاسی-تبلیغاتیِ نگارششده توسط یک قدرتِ مسیحیِ جهانِ باستان، توسط مؤلف/مؤلفان قرآن، مورد بهرهبرداری قرار گرفته، و همچنین، علتِ تاریخیِ حضورِ پر رنگِ بحثِ «قیامت» (و «قریبالوقوع» دانستن آن) در قرآن چه بودهاست؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻 #علیرضاموثق
3️⃣ فرض ديگر، تغییرِ سهویِ سخنانِ نوستراداموس و یا فعلِ تقلب و جعل است؛ براى مثال، اين عبارات را دربارۀ پيشگويىِ انقلاب ۵۷ ايران، به نوستراداموس نسبت دادهاند:
«انقلاب، جنگ و گرسنگی ایران را فرا میگیرد
تعصب و هیجان مذهبی شاه را به زانو در میآورد
و پایان کار او در فرانسه آغاز میشود
که یک مرد روحانی به آنجا هجرت کردهاست
شاه به علت ناچیز شمردن دشمن مقاومت نمیکند
و بعد به کار بردن اسلحه را زیانبخش میداند
زیرا به فکر سلطنت پسرش میباشد
و سرانجام ایران به دست روحانیون میافتد».
🔺در این موارد، احتمال دارد که عبارات مجعولى، پس از انقلاب ۵۷ (توسط پيروان متعصب يا کاسبکاران)، ساخته شده و به نحوِ خلافِ واقع، به نوستراداموس نسبت داده شدهباشد؛ در وهلهٔ بعد، در ترجمه يا حتى در متن آثار وى، سهواً يا عمداً (براى عوامفريبى و کسب سود از طريق فروشِ کتابِ مربوطه، يا بهمنظورِ بسط خرافات و توهم در عوام، و براى سوء استفادههاى سياسى و امثالهم)، حسب مورد، تغییر، یا تحريف و تقلبى رخ دادهباشد.
4️⃣ اصلاً بیایید فرض کنيم که نوستراداموس، يک يا چند واقعهٔ تاريخى را پيشگويى کردهاست، اما این قضیه، نهايتاً وجود يک استعداد و نيروى نادر در او را اثبات مىکند؛ صرفاً مبنی بر اینکه، توانسته فقط يک يا چند رخدادِ تاريخى را پيشگويى کند؛ منتها این امر، چه ربطى دارد به اثبات ادعاى فرضیِ نوستراداموس، مبنى بر مثلاً وجود «خداىِ متشخص و انسانوار» و وجود «جهنم و مار و عقرب و بهشت و حوری و غلمان»، و يا چه ارتباطی با «سخنگویِ خدا بودن» و «سخنِ خدا بودنِ کتاب او» پیدا میکند؟
🔻برای اینکه نوستراداموس را (با فرضِ صدقِ پیشگویی)، «سخنگویِ الله» بدانیم، ابتدا باید ثابت کنیم که در صورتِ وقوعِ پیشگویی، این امر، دلالت بر «سخنگویِ الله بودنِ» او دارد؛ بدین شکل:
کبری) هرکس یا جنابِ x، اگر یک یا چند مرتبه پیشگویی کند، «سخنگویِ الله» است؛
صغری) جنابِ x، یک یا چند مرتبه پیشگویی کردهاست؛
نتیجه) پس، جنابِ x، «سخنگوی الله» و «پیامبر» است.
🍂 بهنظرم، همين نقد و شک و شبهه و ايراد، در موردِ کتبِ بهاصطلاح «الاهی و مقدس» (حسبِ ادعاى پیروانِ اديان) نیز وارد است؛ برای مثال، در مورد این ادعا که در اناجیل، به نامِ پیامبر اسلام اشاره شدهاست؛ از همین منظر میتوان انتقاد کرد. ضمن اینکه (بر فرض وجودِ تاریخیِ عیسی) هنوز، «وثاقتِ تاریخیِ اناجیل» و نیز «سخنگوی الله بودن عیسی» اثبات نشدهاست. جدا از اینکه گویا در بحث مبسوطِ بینالادیانی که در نقدآگین، پیشتر منتشر شدهاست، اصل این مدعا، بهشکلی مستند، در دستۀ دیگر دروغها و کاسهکلکبازیهای بردگانِ اسلام قرار داده شدهاست (ر.ک. نام محمد در بایبل؟ -یکم، دوم، سوم- و بشارتتراشی مسلمانان -یکم، دوم، سوم).
🍂 در خاتمه، مطالعۀ ترجمۀ مقالهای که در آغاز سخن، بدان اشارتی شد را توصیه میکنم؛ چرا که نکات درخور توجهی در آن بیان شدهاست؛ از جمله، در مورد کارکردِ سیاسیِ این بهاصطلاح «پیشگوییها»، و اینکه چطور یک متنِ صرفاً سیاسی-تبلیغاتیِ نگارششده توسط یک قدرتِ مسیحیِ جهانِ باستان، توسط مؤلف/مؤلفان قرآن، مورد بهرهبرداری قرار گرفته، و همچنین، علتِ تاریخیِ حضورِ پر رنگِ بحثِ «قیامت» (و «قریبالوقوع» دانستن آن) در قرآن چه بودهاست؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
🍂 من معتقدم که سطحِ فکریِ مؤلف/مؤلفین قرآن (یا محمد بن عبدالله بر فرضِ اثباتِ هستیِ تاریخی)، به درکِ خدایِ «وحدت وجودی» و «نامتشخص» نمیرسیدهاست و این امر، فراسوی قوای فکری و وجودیِ او/آنها بودهاست و لذا مستند به تفاسیر متقدم (که تحت تأثیر فلسفۀ یونانی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂 رند پایبند تقسیمبندیهایی مانند مومن و کافر و ملحد و مرتد و مشرک نیست؛ از آن سو، موقعیت خود را با «ضدیت» با دین تعریف نمیکند؛ به این معنا، اخلاقیات رند، اخلاقیات انسانِ «آزاد شده از بند مکاتب» است. اصل اساسی نزد رند، این است که زندگی «فسرده» نباشد. همین ایدهآل را با آرایشهای دیگری نزد خیام، مولوی و سعدی نیز میبینیم.
🍂 نزد رند، «ریا» آن اصل سامانبخشی در جامعه است که زندگی را به «فسردگی» میکشاند. طبعا منظور حافظ از ریا، فقط یک ریاکاری ساده نیست؛ تاخت-و-تاز حافظ، به آنگونه ریاییست که دایرمدار همۀ امور در جامعه است و چنین ریایی، دقیقا نتیجۀ گرفتار شدن انسان در قالب تفکرات و «نظامهای حقیقت» ثابتیست که حقیقت را، فقط و فقط نزد خود مییابند. در هر جامعهای که چنین تصویری از دارندگی حقیقت بوجود آید، ریا در آن جامعه به اصل سامانبخش جامعه تبدیل میشود. ریا یک خطای سادۀ اخلاقی نیست، بلکه آن نیروی تباهکنندهایست که همۀ جامعه، از شیخ و مفتی و محتسب تا حتی حافظ را «بیمار» میکند. در چنین جامعهای، همه انسانها بیمار و تباهیزدهاند.
#نقدخند #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 نزد رند، «ریا» آن اصل سامانبخشی در جامعه است که زندگی را به «فسردگی» میکشاند. طبعا منظور حافظ از ریا، فقط یک ریاکاری ساده نیست؛ تاخت-و-تاز حافظ، به آنگونه ریاییست که دایرمدار همۀ امور در جامعه است و چنین ریایی، دقیقا نتیجۀ گرفتار شدن انسان در قالب تفکرات و «نظامهای حقیقت» ثابتیست که حقیقت را، فقط و فقط نزد خود مییابند. در هر جامعهای که چنین تصویری از دارندگی حقیقت بوجود آید، ریا در آن جامعه به اصل سامانبخش جامعه تبدیل میشود. ریا یک خطای سادۀ اخلاقی نیست، بلکه آن نیروی تباهکنندهایست که همۀ جامعه، از شیخ و مفتی و محتسب تا حتی حافظ را «بیمار» میکند. در چنین جامعهای، همه انسانها بیمار و تباهیزدهاند.
#نقدخند #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘اسلام سیاسی؟! ✍🏻 #آرمین_لنگرودی ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📗دکتر سروش بهمثابه قابله
— بهمناسبت ٢۵ آذر، زادروز دکتر عبدالکریم سروش
✍🏻 #علیرضاموثق
🌐 مطالعۀ متن کامل در «سایت تریبون زمانه» | یا مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۰۸۴ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بهمناسبت ٢۵ آذر، زادروز دکتر عبدالکریم سروش
✍🏻 #علیرضاموثق
🌐 مطالعۀ متن کامل در «سایت تریبون زمانه» | یا مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۰۸۴ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📗دکتر سروش بهمثابه قابله
— بهمناسبت ٢۵ آذر، زادروز دکتر عبدالکریم سروش
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 بر این باورم که روشنفکران دینی و خصوصا دکتر عبدالکریم سروش را میتوان بمثابه «قابلههای جهان اسلام» دید؛ ایشان درد زایمان و عبور از اسلام را برای مسلمین کاهش دادهاند، اما باید دقت داشت که عبور از «اسلام»، ضرورتا بهمعنی عبور از «هر نوع باور و تصور از خدا» و ورود به حوزۀ «الحاد و ماتریالیسم» نیست. باری، آن زمان که شیخ فضلالله نوری، مفهوم آزادی را «منحوس» مینامید، بهدرستی و روشنی میدید که مفهومِ آزادی و حقوق بشر در جهان جدید، با اسلام تضاد اساسی و رفعنشدنی دارد.
🍂 جامعۀ اسلامی-سنتی ما، از زمانِ شلیک توپهایِ روسی و مواجهه با غولِ مدرنیسم، از هیبت آن بر خود لرزید و پیچید؛ این غول، عظیمتر از آن بود که بشود نادیدهاش گرفت. عباس میرزا حدود ۲۰۰ سال قبل، به ارنست ژوبر (فرستادۀ ناپلئون بناپارت) میگوید:
🍂 اما بعد از آشناییِ مختصر و مواجهه با تکنولوژی و صنعتِ غربی و بعد از آشنایی و مواجههٔ بیشتر با فرهنگ غربی، عموم مسلمین، بهروشنی میدیدند که مفاهیم و مقولاتِ مدرن، با اسلام محمدی و دعاویِ قرآنی تضاد دارند و مآلا، چالشِ «علم با دین» یا «عقل با وحی» درگرفت و تا اکنون که باقیمانده و تتمهٔ این قوم، هنوز دنبالِ استخراجِ «علوم تجربی انسانی» از قرآنند، ادامه دارد.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل در «سایت تریبون زمانه» | یا مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۰۸۴ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بهمناسبت ٢۵ آذر، زادروز دکتر عبدالکریم سروش
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 بر این باورم که روشنفکران دینی و خصوصا دکتر عبدالکریم سروش را میتوان بمثابه «قابلههای جهان اسلام» دید؛ ایشان درد زایمان و عبور از اسلام را برای مسلمین کاهش دادهاند، اما باید دقت داشت که عبور از «اسلام»، ضرورتا بهمعنی عبور از «هر نوع باور و تصور از خدا» و ورود به حوزۀ «الحاد و ماتریالیسم» نیست. باری، آن زمان که شیخ فضلالله نوری، مفهوم آزادی را «منحوس» مینامید، بهدرستی و روشنی میدید که مفهومِ آزادی و حقوق بشر در جهان جدید، با اسلام تضاد اساسی و رفعنشدنی دارد.
🍂 جامعۀ اسلامی-سنتی ما، از زمانِ شلیک توپهایِ روسی و مواجهه با غولِ مدرنیسم، از هیبت آن بر خود لرزید و پیچید؛ این غول، عظیمتر از آن بود که بشود نادیدهاش گرفت. عباس میرزا حدود ۲۰۰ سال قبل، به ارنست ژوبر (فرستادۀ ناپلئون بناپارت) میگوید:
«نمیدانم این قدرتی که شما [اروپاییها] را بر ما مسلط کردهاست، چیست؟ و موجب ضعف ما و ترقی شما چه؟ شما در قشون، جنگیدن و فتح کردن و بکار بردن قوای عقلیه، متبحرید و حال آنکه ما در جهل و شغب، غوطهور و بندرت آتیه را در نظر میگیریم. مگر جمعیت و حاصلخیزی و ثروت مشرقزمین، از اروپا کمتر است؟ یا آفتاب که قبل از رسیدن به شما به ما میتابد، تأثیرات مفیدش در سر ما کمتر از شماست؟ یا خدایی که مراحمش بر جمیع ذرات عالم یکسان است، خواستۀ شما را بر ما برتری دهد؟ گمان نمیکنم. اجنبی حرف بزن! بگو من چه باید بکنم که ایرانیان را هشیار نمایم؟».
🍂 اما بعد از آشناییِ مختصر و مواجهه با تکنولوژی و صنعتِ غربی و بعد از آشنایی و مواجههٔ بیشتر با فرهنگ غربی، عموم مسلمین، بهروشنی میدیدند که مفاهیم و مقولاتِ مدرن، با اسلام محمدی و دعاویِ قرآنی تضاد دارند و مآلا، چالشِ «علم با دین» یا «عقل با وحی» درگرفت و تا اکنون که باقیمانده و تتمهٔ این قوم، هنوز دنبالِ استخراجِ «علوم تجربی انسانی» از قرآنند، ادامه دارد.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل در «سایت تریبون زمانه» | یا مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۰۸۴ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
دکتر سروش بهمثابه قابله
— بهمناسبت ٢۵ آذر، زادروز دکتر عبدالکریم سروش ✍🏻 #علیرضاموثق بر این باورم که روشنفکران دینی و خصوصا دکتر عبدالکریم سروش را میتوان بهمثابه «قابلههای جهان اسلام» دید؛ ایشان درد زایمان و عبور از اسلام را برای مسلمین کاهش دادهاند، اما باید دقت داشت که عبور…
Telegram
نقدآگین
📘جرأت دانستن داشتن
— به بهانهٔ زادروز دکتر سروش
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 عبدالکریم سروش، نواندیش و متفکر دینی، سی و دو سال پیش در گفتاری در باب «مبانی تئوریک لیبرالیسم» (نگاه کنید به: رازدانی و روشنفکری و دینداری، صراط) در شعار اصلی لیبرالیسم از کانت وام گرفت؛ سروش به اقتفای کانت در مقالهٔ «روشنگری چیست؟» شعار اصلی لیبرالیسم را در شعار نخستین روشنگری دید: «جرأت دانستن داشته باش!» (ص ۱۲۱).
🍂 سروش در مقام تحلیل و تفسیر، شعار روشنگری را به این سخن ترجمه کرد «جرأت شکافتن مقدسات را داشته باش!»(ص ۱۲۶). در واقع، جرأت دانستن، جرأت شکافتن مقدسات است. مقدس، به بیان سروش، آن چیزیست که آدمیان، سربسته پذیرفتهاند، هرآنچه که برتر از کاوش و تأمل دانستند؛ جرأت دانستن داشتن، یعنی «دلیری تأمل و کاوش در امور مقدس»(همان).
🍂 روشنگری آغازی بود برای جرأت بشر در برابر مقدسات، که پیش از آن چنین جرأتی در او نبود. شکافتن مقدسات، کاویدن در امور پرسشناپذیر، نیاز به یک جسارت و شهامت دارد و این است که کانت از جرأت داشتن میگوید. به بیان خود سروش «ما در برابر اموری که مقدس میدانیم، اولین چیزی که قربانی میکنیم، جسارت خودمان است»(ص ۱۲۵). پس برای بازیابی جسارت بشر، کاوش نو و تأمل نوین در برابر امور مقدس باید.
🍂 سروش از این شعار روشنگری، یعنی شعار لیبرالیسم، به لُبّ لباب سخن خود میرسد: لیبرالیسم یعنی «آزاد شدن از قید مقدسات»(ص ۱۲۶). پس، آزادیخواهی لیبرالیسم، نه فقط آزادیخواهی سیاسی که در بُنیان خود، «آزادی از مقدسات» است؛ یعنی آزادی از هرآنچه فوق کاوش و فرای تحلیل است. به بیان خود سروش «لیبرالیسم، یعنی هیچکس و هیچچیز، هیچگاه مقدس نبوده و نیست»(ص ۱۲۷). از این رهاییست که «لیبرالیسم، شوریدن در برابر هرگونه ولایت است»(ص ۱۲۸). چون ولایت، اِعمال امر مقدس به آدمیان و تکلیفِ مقدسات است؛ این است که تنها اطاعت و تسلیم میطلبد.
🍂 تمام راهی که سروش گشود، تمام نقشه و طرح فکری و روشنفکری او، در همین است: جرأت دانستن داشتن! روشنفکری سروش، تفکر او، از همین کلام استخراج میشود. راه و روزنهای که سروش، در بنبست فکری و فرهنگی ما، باز کرد و نشانمان داد، چیزی نبود جز «شهامت دانستن داشتن»، و این شهامت یعنی، جرأت شکافتن مقدسات را داشتن، یعنی جسارتِ پرسیدن از هرچیز و شجاعت کاویدن در هرچیز. نقشهٔ فکری و معرفتی که سروش کشید، آزاد بودن از بند مقدسات و مقدسنماهاست؛ و خطّ آن، شوریدن در برابر هرگونه ولایت. به این معنا، طرح و نمای فکری و معرفتی سروش، در بُنیان خود «روشنگری» و «لیبرالی»ست. فارغ از نتایج و فرآوردهها، پروسه و فرآیند فکری سروش، در بسط روشنگری لیبرال و لیبرالیسم روشنگریست.
🍂 سروش شاگردان و مخاطبانی را در مدرسهٔ فکری و نواندیشی خود پرورش داد که توانستند به کمک او جرأت دانستن را بیابند و از قید مقدسات رها شوند. سروش، شاگردان و مخاطبان خود، از دیندار و بیدین، بهنحوی با روشنگری لیبرال آشتی داد. در این راه و فرآیند، از آنجا که کسی مقدس نیست، و هیچ کس حقّ ولایت ندارد، استاد و معلم نیز نامقدس و بیولایت است. قداست و ولایت از آن سروش هم نیست. برای همین است که میبینیم بسیاری از شاگردان سروش، تبدیل به منتقدان او شدند؛ از گنجی تا کدیور، از نراقی تا حمید وحید. و چه بسا شاگردان سابقی که به ناسزاگویی علیه سروش هم رسیدند. آنان از حیث اخلاقی خطاکارند، اما همین نیز نشانهٔ راهیست که در اندیشهٔ سروش وجود داشت.
🍂 تأکید میکنم که نقشهٔ فکری و راه معرفتی سروش را، باید جدا از نتایج و بعضی مواضع گذرای سیاسی دید. شاید، به گمان من نیز، بعضی مواضع سروش، خصوصاً در دههٔ اخیر، نافی روشنگری لیبرالی باشد که او آن را یاد شاگردانی مبتدی و غیرمستقیم چون من داد، اما سخن از نقشهٔ راه او در معرفت و اندیشه است که در زمینه و خاستگاه روشنگری لیبرال روییدهاست؛ هرچند که شخصِ سروش، در مقام نظریهپرداز، گاه و بیگاه از نظریۀ خود عدول کردهاست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
— به بهانهٔ زادروز دکتر سروش
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 عبدالکریم سروش، نواندیش و متفکر دینی، سی و دو سال پیش در گفتاری در باب «مبانی تئوریک لیبرالیسم» (نگاه کنید به: رازدانی و روشنفکری و دینداری، صراط) در شعار اصلی لیبرالیسم از کانت وام گرفت؛ سروش به اقتفای کانت در مقالهٔ «روشنگری چیست؟» شعار اصلی لیبرالیسم را در شعار نخستین روشنگری دید: «جرأت دانستن داشته باش!» (ص ۱۲۱).
🍂 سروش در مقام تحلیل و تفسیر، شعار روشنگری را به این سخن ترجمه کرد «جرأت شکافتن مقدسات را داشته باش!»(ص ۱۲۶). در واقع، جرأت دانستن، جرأت شکافتن مقدسات است. مقدس، به بیان سروش، آن چیزیست که آدمیان، سربسته پذیرفتهاند، هرآنچه که برتر از کاوش و تأمل دانستند؛ جرأت دانستن داشتن، یعنی «دلیری تأمل و کاوش در امور مقدس»(همان).
🍂 روشنگری آغازی بود برای جرأت بشر در برابر مقدسات، که پیش از آن چنین جرأتی در او نبود. شکافتن مقدسات، کاویدن در امور پرسشناپذیر، نیاز به یک جسارت و شهامت دارد و این است که کانت از جرأت داشتن میگوید. به بیان خود سروش «ما در برابر اموری که مقدس میدانیم، اولین چیزی که قربانی میکنیم، جسارت خودمان است»(ص ۱۲۵). پس برای بازیابی جسارت بشر، کاوش نو و تأمل نوین در برابر امور مقدس باید.
🍂 سروش از این شعار روشنگری، یعنی شعار لیبرالیسم، به لُبّ لباب سخن خود میرسد: لیبرالیسم یعنی «آزاد شدن از قید مقدسات»(ص ۱۲۶). پس، آزادیخواهی لیبرالیسم، نه فقط آزادیخواهی سیاسی که در بُنیان خود، «آزادی از مقدسات» است؛ یعنی آزادی از هرآنچه فوق کاوش و فرای تحلیل است. به بیان خود سروش «لیبرالیسم، یعنی هیچکس و هیچچیز، هیچگاه مقدس نبوده و نیست»(ص ۱۲۷). از این رهاییست که «لیبرالیسم، شوریدن در برابر هرگونه ولایت است»(ص ۱۲۸). چون ولایت، اِعمال امر مقدس به آدمیان و تکلیفِ مقدسات است؛ این است که تنها اطاعت و تسلیم میطلبد.
🍂 تمام راهی که سروش گشود، تمام نقشه و طرح فکری و روشنفکری او، در همین است: جرأت دانستن داشتن! روشنفکری سروش، تفکر او، از همین کلام استخراج میشود. راه و روزنهای که سروش، در بنبست فکری و فرهنگی ما، باز کرد و نشانمان داد، چیزی نبود جز «شهامت دانستن داشتن»، و این شهامت یعنی، جرأت شکافتن مقدسات را داشتن، یعنی جسارتِ پرسیدن از هرچیز و شجاعت کاویدن در هرچیز. نقشهٔ فکری و معرفتی که سروش کشید، آزاد بودن از بند مقدسات و مقدسنماهاست؛ و خطّ آن، شوریدن در برابر هرگونه ولایت. به این معنا، طرح و نمای فکری و معرفتی سروش، در بُنیان خود «روشنگری» و «لیبرالی»ست. فارغ از نتایج و فرآوردهها، پروسه و فرآیند فکری سروش، در بسط روشنگری لیبرال و لیبرالیسم روشنگریست.
🍂 سروش شاگردان و مخاطبانی را در مدرسهٔ فکری و نواندیشی خود پرورش داد که توانستند به کمک او جرأت دانستن را بیابند و از قید مقدسات رها شوند. سروش، شاگردان و مخاطبان خود، از دیندار و بیدین، بهنحوی با روشنگری لیبرال آشتی داد. در این راه و فرآیند، از آنجا که کسی مقدس نیست، و هیچ کس حقّ ولایت ندارد، استاد و معلم نیز نامقدس و بیولایت است. قداست و ولایت از آن سروش هم نیست. برای همین است که میبینیم بسیاری از شاگردان سروش، تبدیل به منتقدان او شدند؛ از گنجی تا کدیور، از نراقی تا حمید وحید. و چه بسا شاگردان سابقی که به ناسزاگویی علیه سروش هم رسیدند. آنان از حیث اخلاقی خطاکارند، اما همین نیز نشانهٔ راهیست که در اندیشهٔ سروش وجود داشت.
🍂 تأکید میکنم که نقشهٔ فکری و راه معرفتی سروش را، باید جدا از نتایج و بعضی مواضع گذرای سیاسی دید. شاید، به گمان من نیز، بعضی مواضع سروش، خصوصاً در دههٔ اخیر، نافی روشنگری لیبرالی باشد که او آن را یاد شاگردانی مبتدی و غیرمستقیم چون من داد، اما سخن از نقشهٔ راه او در معرفت و اندیشه است که در زمینه و خاستگاه روشنگری لیبرال روییدهاست؛ هرچند که شخصِ سروش، در مقام نظریهپرداز، گاه و بیگاه از نظریۀ خود عدول کردهاست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
Telegram
نقدآگین
📘وضعیت اسپینوزایی جهان
✍🏻 #سینا_جهاندیده
🍂 روانشناسی عبدالکریم سروش و مصطفی ملکیان، میتواند کمک کند تا دریابیم که ایران معاصر، در چهار دهۀ اخیر، با چه تناقضاتی مواجه بودهاست. چرخشهای گفتمانیای که این دو از سر گذراندهاند و نوع سوژگی آنها، حداقل در این چهار دهه، نشان میدهد جنگ گفتمانها در ایران، چگونه عمل کرده و چه نتایج به بار آوردهاست؟
🍂 اکنون سروش و ملکیان به دو پرو-توتایپ فکر میکنند: لوتر و اسپینوزا. ممکن است سروش بتواند «محاکات لوتری» را بازنمایی کند، اما ملکیان هرگز نمیتواند به «اسطورۀ اسپینوزا» نزدیک شود. البته بازی در نقش لوتر هم مشکل ایران را حل نخواهد کرد؛ زیرا جهان و به تبع آن ایران، در «وضعیت اسپینوزایی» است.
🍂 اسپینوزا در واقع هدیهایست که جهان در یک گسل تاریخی، یا به تعبیر دیگر در گرگ و میش جنگ فلسفۀ روشنگری با دین، به بشریت تقدیم کردهاست. اکنون جهان به این دلیل در وضعیت اسپینوزاییست که سکولاریزم در غرب شکست خورده و بوی بازگشت به بنیادگرایی دینی، حتی در سکولارترین فرهنگها، به مشام میرسد. جهان بار دیگر به دنبال اسپینوزاست؛ زیرا او با سکولاریزم به نقد دین نپرداخت؛ او بیشتر از هر کس میدانست، اگر دین نتواند به زندگی انسان معنا دهد، پشت کردن به دین نیز فاجعه میآفریند.
🍂 تنها راسل نگفت که اسپینوزا «شریفترین همۀ فلاسفه است»؛ زیرا پیش از او نابغههایی چون نیچه و هگل نیز به اسطوره بودن اسپینوزا اعتراف کرده بودند. بیهوده نیست که مومن و کافر، به خدای اسپینوزا باور دارند. چنانکه فلاسفۀ معاصر، از «دلوز» تا «نگری»، مدام از اسپینوزا گفتهاند؛ بیتردید کتابهای بسیاری باز دربارۀ این «نفرین شدۀ ابدی آبای یهودیت» و «کافر مقدس» نوشته خواهد شد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #سینا_جهاندیده
🍂 روانشناسی عبدالکریم سروش و مصطفی ملکیان، میتواند کمک کند تا دریابیم که ایران معاصر، در چهار دهۀ اخیر، با چه تناقضاتی مواجه بودهاست. چرخشهای گفتمانیای که این دو از سر گذراندهاند و نوع سوژگی آنها، حداقل در این چهار دهه، نشان میدهد جنگ گفتمانها در ایران، چگونه عمل کرده و چه نتایج به بار آوردهاست؟
🍂 اکنون سروش و ملکیان به دو پرو-توتایپ فکر میکنند: لوتر و اسپینوزا. ممکن است سروش بتواند «محاکات لوتری» را بازنمایی کند، اما ملکیان هرگز نمیتواند به «اسطورۀ اسپینوزا» نزدیک شود. البته بازی در نقش لوتر هم مشکل ایران را حل نخواهد کرد؛ زیرا جهان و به تبع آن ایران، در «وضعیت اسپینوزایی» است.
🍂 اسپینوزا در واقع هدیهایست که جهان در یک گسل تاریخی، یا به تعبیر دیگر در گرگ و میش جنگ فلسفۀ روشنگری با دین، به بشریت تقدیم کردهاست. اکنون جهان به این دلیل در وضعیت اسپینوزاییست که سکولاریزم در غرب شکست خورده و بوی بازگشت به بنیادگرایی دینی، حتی در سکولارترین فرهنگها، به مشام میرسد. جهان بار دیگر به دنبال اسپینوزاست؛ زیرا او با سکولاریزم به نقد دین نپرداخت؛ او بیشتر از هر کس میدانست، اگر دین نتواند به زندگی انسان معنا دهد، پشت کردن به دین نیز فاجعه میآفریند.
🍂 تنها راسل نگفت که اسپینوزا «شریفترین همۀ فلاسفه است»؛ زیرا پیش از او نابغههایی چون نیچه و هگل نیز به اسطوره بودن اسپینوزا اعتراف کرده بودند. بیهوده نیست که مومن و کافر، به خدای اسپینوزا باور دارند. چنانکه فلاسفۀ معاصر، از «دلوز» تا «نگری»، مدام از اسپینوزا گفتهاند؛ بیتردید کتابهای بسیاری باز دربارۀ این «نفرین شدۀ ابدی آبای یهودیت» و «کافر مقدس» نوشته خواهد شد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
فلسفۀ اسپینوزا ۶
@Naqdagin
🎧 فلسفۀ #اسپینوزا، جلسه ششم
— متنخوانی «کتاب اخلاق» اسپینوزا
🎙دکتر #محمدتقی_طباطبایی
#درسگفتار #هستیکاوی #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— متنخوانی «کتاب اخلاق» اسپینوزا
🎙دکتر #محمدتقی_طباطبایی
#درسگفتار #هستیکاوی #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
🍂 سیزده سال پیش، #در_چنین_روزی، شهلا جاهد اعدام شد. 🍂 یادم میآید وقتی خبر اعدام او آمد که بسیاری توقعش را نداشتند. سالها بود حکم او نقض و تایید میشد و یکی از آیکونیکترین پروندههای جنایی ایران، مدام ابعاد بیشتری مییافت. بعد اعدام او تا سالها، بحث بر…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📘بازماندههای یک اعدامی
[تصویر: خردهریزهایی که گلآرا سجادیان، چهل روز بعد اعدامِ ریحانه جباری ثبتشان کرده]
🍂 ده سال پیش، پروندهی ریحانه جباری یکی از پرسروصداترین پروندههای چند سال پیش بود. دختر بیست سالهای که متهم شد مردی میانسال را به قتل رسانده؛ هفت سال در زندان ماند، حکم بارها نقض و تایید شد. بسیاری از هنرمندان از جمله اصغر فرهادی و محمدرضا شجریان خواستار بخشش صاحبانِ خون شدهاند و درنهایت او در آبان ۹۳ دار زده شد.
🍂 سجادیان که مهمترین عکسهای او را برداشت، این خردهریزها را که زندان به خانواده تحویل دادند، عکاسی کرد. شمع و عروسک و یک شلوار و مسواک و کمی ابزار آرایش و... بازماندهها.
🍂 چیدمان این تکهها کنار هم هیچ معنایی ندارد، اگر صاحبشان را نشناسیم و برای همین، این قاب به توضیح نیاز دارد؛ چون دانستنِ این واقعیت است که آنها را برای ما معنادار میکند. چه جان و روحی در آخرین بازماندههای شخصی یک اعدامشده وجود دارد؟
🍂 عکاس به من گفت، وسایل را بعضا به دیگران هدیه کردند و خانواده بخشی از آنها را نگه داشتهاست. آیا در این تکهها نشانهای از مردگان وجود دارد؟ آیا یک تیوپِ نیمور خمیردندان و بستهای نخدندان معنایی متبادر میکنند جر فشردهشدن احتمالی دندان موقع جاندادن؟ مرگ هیچگاه گم نمیشود. خردهریزهای ریحانه جباری، اشارتی دارند به مرگ و اُمید به بازگشت. آیا همهی آدمها خلاصه میشوند در خردهریزهای بازمانده از آنها یا این اتفاق برای کسانی میافتد که نوبتِ مردن عرفیشان نبوده؟
🍂 حالا سالهاست از اعدام ریحانه جباری میگذرد و بسیاری بهجبر زمان، او را از یاد بردهاند اما این سرنوشت محتوم همهی مُردگان است، پس چرا این خردهریزها که بازماندهی ناکامی هستند و اشارت به مرگ دارند «طبیعت کمجانی» ساختهاند؟ بگمانم در آنچه از مُردگان باقی میماند، میلی به روایتِ زندگی وجود دارد، یا از آن بیشتر، حافظهای که مخاطب را تحریک میکند تا به یاد آورد.
🍂 تکههای کوچک، هویت فردیشان را در این تصویر از دست دادهاند. این یک شلوار نیست، بلکه شلوارِ دختر جوانیست که اعدام شد و ردِ دار در این معنا، خود را بیتردید نشان میدهد. آیا اینها «یادگار» هستند؟ بعید میدانم؛ چون یادگار در ذات خود زندگی را بیش از مرگ میپراکند؛ درحالیکه اینها، مرگنما هستند؛ چیدهشدهاند کنار هم، بیهیچ تمایزی.
🍂 پروندهی ریحانه جباری با دهها نظر بایگانی شد. زندگی ادامه یافت و این بازماندهها، جایگزینِ او شدند که گمان نمیکرد اعدام شود مگر در ساعتهای آخر. شمعِ نیمسوخته، عطر نیمپُر، فالِِ حافظ و ناگهان خاک.
✍🏻 #مهدی_یزدانیخرم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
[تصویر: خردهریزهایی که گلآرا سجادیان، چهل روز بعد اعدامِ ریحانه جباری ثبتشان کرده]
🍂 ده سال پیش، پروندهی ریحانه جباری یکی از پرسروصداترین پروندههای چند سال پیش بود. دختر بیست سالهای که متهم شد مردی میانسال را به قتل رسانده؛ هفت سال در زندان ماند، حکم بارها نقض و تایید شد. بسیاری از هنرمندان از جمله اصغر فرهادی و محمدرضا شجریان خواستار بخشش صاحبانِ خون شدهاند و درنهایت او در آبان ۹۳ دار زده شد.
🍂 سجادیان که مهمترین عکسهای او را برداشت، این خردهریزها را که زندان به خانواده تحویل دادند، عکاسی کرد. شمع و عروسک و یک شلوار و مسواک و کمی ابزار آرایش و... بازماندهها.
🍂 چیدمان این تکهها کنار هم هیچ معنایی ندارد، اگر صاحبشان را نشناسیم و برای همین، این قاب به توضیح نیاز دارد؛ چون دانستنِ این واقعیت است که آنها را برای ما معنادار میکند. چه جان و روحی در آخرین بازماندههای شخصی یک اعدامشده وجود دارد؟
🍂 عکاس به من گفت، وسایل را بعضا به دیگران هدیه کردند و خانواده بخشی از آنها را نگه داشتهاست. آیا در این تکهها نشانهای از مردگان وجود دارد؟ آیا یک تیوپِ نیمور خمیردندان و بستهای نخدندان معنایی متبادر میکنند جر فشردهشدن احتمالی دندان موقع جاندادن؟ مرگ هیچگاه گم نمیشود. خردهریزهای ریحانه جباری، اشارتی دارند به مرگ و اُمید به بازگشت. آیا همهی آدمها خلاصه میشوند در خردهریزهای بازمانده از آنها یا این اتفاق برای کسانی میافتد که نوبتِ مردن عرفیشان نبوده؟
🍂 حالا سالهاست از اعدام ریحانه جباری میگذرد و بسیاری بهجبر زمان، او را از یاد بردهاند اما این سرنوشت محتوم همهی مُردگان است، پس چرا این خردهریزها که بازماندهی ناکامی هستند و اشارت به مرگ دارند «طبیعت کمجانی» ساختهاند؟ بگمانم در آنچه از مُردگان باقی میماند، میلی به روایتِ زندگی وجود دارد، یا از آن بیشتر، حافظهای که مخاطب را تحریک میکند تا به یاد آورد.
🍂 تکههای کوچک، هویت فردیشان را در این تصویر از دست دادهاند. این یک شلوار نیست، بلکه شلوارِ دختر جوانیست که اعدام شد و ردِ دار در این معنا، خود را بیتردید نشان میدهد. آیا اینها «یادگار» هستند؟ بعید میدانم؛ چون یادگار در ذات خود زندگی را بیش از مرگ میپراکند؛ درحالیکه اینها، مرگنما هستند؛ چیدهشدهاند کنار هم، بیهیچ تمایزی.
🍂 پروندهی ریحانه جباری با دهها نظر بایگانی شد. زندگی ادامه یافت و این بازماندهها، جایگزینِ او شدند که گمان نمیکرد اعدام شود مگر در ساعتهای آخر. شمعِ نیمسوخته، عطر نیمپُر، فالِِ حافظ و ناگهان خاک.
✍🏻 #مهدی_یزدانیخرم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘افسانۀ سُریانیِ دروازهی اسکندر — معرفی کتاب «افسانهی سُریانیِ دروازهی اسکندر: آخرالزمانگرایی در برخورد بیزانس و ایران» (نوشتهی تُماسُ تِسِیی در اکتبر ۲۰۲۳ میلادی) ✍️#کوثر_میررضی ✂️ بریدههایی از متن 🔻 کتاب «افسانهی سُریانیِ دروازهی اسکندر: آخرالزمانگرایی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂 «ذهنهای درهمتنیده» کتابیست که به بررسی علمی و آماری پدیدههای پیشآگاهی، تلهپاتی، تاثیر نگاه، همزمانی، شبکۀ آگاهی جهانی و موارد مشابه پرداخته و با رویکردی علمی، واقعیت این پدیدهها را بررسی میکند. نویسنده در این کتاب، تئوری خود را با استناد به واقعیات، مستدل کردهاست. از جملۀ این مستندات، پیشآگاهیهای مربوط به ۱۱ سپتامبر و تاثیر مرگ پرنس دایانا بر ناخودآگاه جمعی جهانیست.
✍🏻 نویسنده: #دین_رادین
🖌 #ترجمه: #فرهاد_توحیدی
💰 قیمت ۷۴ هزار تومان
📓 انتشارات آویدمند: آدرس پیج جهت سفارش
#نقد_کتاب #چیستا #زیستروان #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 نویسنده: #دین_رادین
🖌 #ترجمه: #فرهاد_توحیدی
💰 قیمت ۷۴ هزار تومان
📓 انتشارات آویدمند: آدرس پیج جهت سفارش
#نقد_کتاب #چیستا #زیستروان #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 روانکاویِ جنگ غزه 🎙دکتر #محمدرضا_ابراهیمی 🔸پیرامون مختصات ذهنیِ منفی و مثبتِ تاریخیِ یهودیان و عربها (اسلامگرایان) 🔸سیطرۀ قدرت رسانهایِ اسرائیل و کور-چشمیِ استراتژیک-رسانهایِ حاصل از ایدئولوژی و نظام توتالیترِ بنیادگرایان اسلامی 🔸برنامهریزیِ حسابشده…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقدآگین
🍁کتاب اخلاقی؟ — پاره چهارم کتابِ «اینهمه خدا؛ راهنمایی برای مبتدیان»، اثر پروفسور #ریچارد_داوکینز 🖌 #ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: #بابک_ایرانی 🌐 مطالعۀ متن کامل ⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۲۸ دقیقه 🔖 ۵۶۵۱ واژه 🗄پست مرتبط 📓کتاب «این همه خدا؛ راهنمایی برای مبتدیان»…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقدآگین
🍁کتاب اخلاقی؟ — پاره چهارم کتابِ «اینهمه خدا؛ راهنمایی برای مبتدیان»، اثر پروفسور #ریچارد_داوکینز 🖌 #ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: #بابک_ایرانی 🌐 مطالعۀ متن کامل ⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۲۸ دقیقه 🔖 ۵۶۵۱ واژه 🗄پست مرتبط 📓کتاب «این همه خدا؛ راهنمایی برای مبتدیان»…
🍁 آیا برای خوب بودن به خدا نیاز است؟
— پارۀ پنجم کتابِ «اینهمه خدا؛ راهنمایی برای مبتدیان»، اثر پروفسور #ریچارد_داوکینز
🖌 #ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: #بابک_ایرانی | ویراستار: #فریدون_فرخ
📖 تعداد صفحات: ۲۴
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۳۷ دقیقه
🗄پست مرتبط
📓کتاب «این همه خدا؛ راهنمایی برای مبتدیان»
فصل اول: آيا به خدا باور داريد؟ کدام خدا؟
فصل دوم: راستیآزمایی اناجیل (قسمت اول | قسمت دوم)
قصل سوم: اسطورهها چگونه آغاز میشوند؟ (قسمت اول | قسمت دوم)
فصل چهارم: کتاب اخلاقی؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— پارۀ پنجم کتابِ «اینهمه خدا؛ راهنمایی برای مبتدیان»، اثر پروفسور #ریچارد_داوکینز
🖌 #ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: #بابک_ایرانی | ویراستار: #فریدون_فرخ
📖 تعداد صفحات: ۲۴
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۳۷ دقیقه
🗄پست مرتبط
📓کتاب «این همه خدا؛ راهنمایی برای مبتدیان»
فصل اول: آيا به خدا باور داريد؟ کدام خدا؟
فصل دوم: راستیآزمایی اناجیل (قسمت اول | قسمت دوم)
قصل سوم: اسطورهها چگونه آغاز میشوند؟ (قسمت اول | قسمت دوم)
فصل چهارم: کتاب اخلاقی؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
آیا_برای_خوب_بودن_به_خدا_نیاز_است؟_ریچارد_داوکینز_@Naqdagin.pdf
448 KB
📓آیا برای خوب بودن به خدا نیاز است؟
— پارۀ پنجم #کتابِ «اینهمه خدا؛ راهنمایی برای مبتدیان»، اثر پروفسور #ریچارد_داوکینز
🖌 #ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: #بابک_ایرانی | ویراستار: #فریدون_فرخ
📖 تعداد صفحات: ۲۴
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۳۷ دقیقه
#نقد_ادیان #تفکر_انتقادی #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— پارۀ پنجم #کتابِ «اینهمه خدا؛ راهنمایی برای مبتدیان»، اثر پروفسور #ریچارد_داوکینز
🖌 #ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: #بابک_ایرانی | ویراستار: #فریدون_فرخ
📖 تعداد صفحات: ۲۴
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۳۷ دقیقه
#نقد_ادیان #تفکر_انتقادی #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍁 آیا برای خوب بودن به خدا نیاز است؟
— پارۀ پنجم کتابِ «اینهمه خدا؛ راهنمایی برای مبتدیان»، اثر پروفسور #ریچارد_داوکینز
✂️ برشی از متن
🍂 شوربختانه چه نابخردانه و چه بخردانه، پذیرفته شدهاست که اگر کسی براستی باور داشته باشد که خدا هر کنش او را میبیند، تصور اینکه خوب باشد بیشتر است. باید بگویم که من از این اندیشه بیزارم. من میخواهم باور کنم که انسانها، بهتر از این هستند. من دوست دارم باور کنم که چه، کسی مرا تماشا کند، چه نکند، درستکار هستم.
🍂 اگر ترس از خدا، تنها ترس از خشم او نباشد، بلکه از چیزی خیلی بدتر باشد، چه؟ هم مسیحیت و هم اسلام، بگونۀ سنتی آموزش دادهاند که گناهکاران، پس از مرگشان تا ابد در دوزخ رنج خواهند کشید. "انجیل یوحنا" از "دریاچهای از آتشِ سوزان با گوگرد" گفتگو میکند. از محمد پیامبر نقل شدهاست که کمترین سزا در دوزخ، از آن کسیست که اخگری سوزان، زیر پایش گذارده شدهاست، "و مغزش از آن خواهد جوشید". قرآن در عبارتِ ۵۶ از فصلِ نساء، دربارۀ کسانی که به آموزههای قرآن کافرند، میگوید: "هنگامیکه پوست آنها سوخته شد، پوستهای دیگری را جایگزین میکنیم تا همچنان درد را بچشند".
🍂 بهگفتۀ بسیاری از واعظان، برای انداخته شدن در آتش دوزخ، نیاز به انجام کاری بد نیست، بلکه کفر (عدم باور به مدعیات دین) بسندهاست! برخی از بزرگترین نقاشان، با یکدیگر رقابت کردهاند تا تصاویر کابوسناکِ وحشتناکتری از دوزخ را خلق کنند. شناختهشدهترین اثر ادبی ایتالیایی، کتاب "دوزخ" دانته دربارۀ جهنم است.
🍂 آیا در کودکی، شما را از آتشِ دوزخ ترساندهاند؟ آیا براستی آنها را باور کرده و براستی ترسیدهاید؟ اگر پاسخ شما به این پرسشها نه است، شما انسان خوششانسی هستید. شوربختانه بسیاری از مردم، تا زمان مرگ، این وعدههای ترسناک را باور دارند و این باور، بهویژه روزهای پایانی زندگیشان را به روزهای بدی بدل میکند.
🍂 من دربارۀ ترساندن از مجازات، نظریهای دارم. برخی هشدارها پذیرفتنی هستند؛ برای نمونه، اگر برای دزدی، سزاوار مجازات شناخته شوید، چهبسا به زندان بروید. سایر هشدارها بسیار ناپذیرفتنی هستند؛ برای نمونه، اینکه اگر به خدا ایمان نداشته باشید، سراسر زندگی جاودان پس از مرگ خود را در دریاچهای از آتش سپری خواهید کرد، ترس درستی نیست.
🍂 نظریۀ من این است که هرچه این هشدارها، ناشدنیتر باشند، کمتر دلهرهآور هستند. هشدارهای مجازاتِ پس از مرگ، مانند ترس از دریاچهای از آتش، آناندازه دور از گمان هستند که برای باوراندن آن، باید براستی بسیار بسیار ترسناک جلوه داده شوند. هشدارهای مجازات در زمانی که هنوز زنده هستید، پذیرفتنی هستند. زندان یک جای واقعیست، بنابراین، نیازی به ترساندن از شکنجۀ ترسناکی که پوست شما را بسوزانند و سپس جایگزین شود، تا دوباره سوزانده شود، نیست.
🍂 دیدگاه شما در مورد افرادی که کودکان را با آتش ابدی پس از مرگ میترسانند، چیست؟ در این کتاب، من اکثرا پاسخ خودم به چنین پرسشهایی را نمیدهم. گرچه، در اینجا نمیتوانم که چنین کنم و استثنائی قائل نشوم. من میگویم که این افراد، خیلی خوشاقبال هستند که جایی به نام جهنم وجود ندارد؛ چون من هیچکس را سزاوارتر از خودشان برای رفتن به آنجا نمیدانم.
🔗 مطالعۀ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۳۷ دقیقه
📖 تعداد صفحات: ۲۴
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— پارۀ پنجم کتابِ «اینهمه خدا؛ راهنمایی برای مبتدیان»، اثر پروفسور #ریچارد_داوکینز
✂️ برشی از متن
🍂 شوربختانه چه نابخردانه و چه بخردانه، پذیرفته شدهاست که اگر کسی براستی باور داشته باشد که خدا هر کنش او را میبیند، تصور اینکه خوب باشد بیشتر است. باید بگویم که من از این اندیشه بیزارم. من میخواهم باور کنم که انسانها، بهتر از این هستند. من دوست دارم باور کنم که چه، کسی مرا تماشا کند، چه نکند، درستکار هستم.
🍂 اگر ترس از خدا، تنها ترس از خشم او نباشد، بلکه از چیزی خیلی بدتر باشد، چه؟ هم مسیحیت و هم اسلام، بگونۀ سنتی آموزش دادهاند که گناهکاران، پس از مرگشان تا ابد در دوزخ رنج خواهند کشید. "انجیل یوحنا" از "دریاچهای از آتشِ سوزان با گوگرد" گفتگو میکند. از محمد پیامبر نقل شدهاست که کمترین سزا در دوزخ، از آن کسیست که اخگری سوزان، زیر پایش گذارده شدهاست، "و مغزش از آن خواهد جوشید". قرآن در عبارتِ ۵۶ از فصلِ نساء، دربارۀ کسانی که به آموزههای قرآن کافرند، میگوید: "هنگامیکه پوست آنها سوخته شد، پوستهای دیگری را جایگزین میکنیم تا همچنان درد را بچشند".
🍂 بهگفتۀ بسیاری از واعظان، برای انداخته شدن در آتش دوزخ، نیاز به انجام کاری بد نیست، بلکه کفر (عدم باور به مدعیات دین) بسندهاست! برخی از بزرگترین نقاشان، با یکدیگر رقابت کردهاند تا تصاویر کابوسناکِ وحشتناکتری از دوزخ را خلق کنند. شناختهشدهترین اثر ادبی ایتالیایی، کتاب "دوزخ" دانته دربارۀ جهنم است.
🍂 آیا در کودکی، شما را از آتشِ دوزخ ترساندهاند؟ آیا براستی آنها را باور کرده و براستی ترسیدهاید؟ اگر پاسخ شما به این پرسشها نه است، شما انسان خوششانسی هستید. شوربختانه بسیاری از مردم، تا زمان مرگ، این وعدههای ترسناک را باور دارند و این باور، بهویژه روزهای پایانی زندگیشان را به روزهای بدی بدل میکند.
🍂 من دربارۀ ترساندن از مجازات، نظریهای دارم. برخی هشدارها پذیرفتنی هستند؛ برای نمونه، اگر برای دزدی، سزاوار مجازات شناخته شوید، چهبسا به زندان بروید. سایر هشدارها بسیار ناپذیرفتنی هستند؛ برای نمونه، اینکه اگر به خدا ایمان نداشته باشید، سراسر زندگی جاودان پس از مرگ خود را در دریاچهای از آتش سپری خواهید کرد، ترس درستی نیست.
🍂 نظریۀ من این است که هرچه این هشدارها، ناشدنیتر باشند، کمتر دلهرهآور هستند. هشدارهای مجازاتِ پس از مرگ، مانند ترس از دریاچهای از آتش، آناندازه دور از گمان هستند که برای باوراندن آن، باید براستی بسیار بسیار ترسناک جلوه داده شوند. هشدارهای مجازات در زمانی که هنوز زنده هستید، پذیرفتنی هستند. زندان یک جای واقعیست، بنابراین، نیازی به ترساندن از شکنجۀ ترسناکی که پوست شما را بسوزانند و سپس جایگزین شود، تا دوباره سوزانده شود، نیست.
🍂 دیدگاه شما در مورد افرادی که کودکان را با آتش ابدی پس از مرگ میترسانند، چیست؟ در این کتاب، من اکثرا پاسخ خودم به چنین پرسشهایی را نمیدهم. گرچه، در اینجا نمیتوانم که چنین کنم و استثنائی قائل نشوم. من میگویم که این افراد، خیلی خوشاقبال هستند که جایی به نام جهنم وجود ندارد؛ چون من هیچکس را سزاوارتر از خودشان برای رفتن به آنجا نمیدانم.
🔗 مطالعۀ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۳۷ دقیقه
📖 تعداد صفحات: ۲۴
➖➖➖
🌾 @Naqdagin