This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 آبگولایتها
🍂 حکومتتون و باورهای نرینهسالارتون، همش فدای یه تار موی دختر ایرانی که بجایی رسوندینش که جونشو بذاره کف دستش.
🍂 امروز هم خبر خودکشیِ یه دختر ۱۶ ساله بخاطر فشار بابت حجاب در مدرسه نشر شد، اگه آهو دریایی هم خودسوزی میکرد یا خودکشی، یحتمل اون بخش از اپوزیسیون که مثل یک باکرۀ مغزی بهش نسبت «پرستو/ پروژه» بودن رو دادن، خفه میشدند، و همۀ این اساتید و روشنفکران و فیلسوفانِ ۵۷ی و پروردۀ شریعتی، روزۀ سکوتشون رو میشکستند و ابراز وجودی میکردند. مهسا امینی هم اگه کشته نمیشد، موضوع توجه خیلیهاشون قرار نمیگرفت، ولو معلولش میکردند یا زیر ضربوجرح، سیاه و کبودش میکردند. زن مرده و توسریخورِ ترسو موضوع جالبتریه برای اظهار نظر، تا زنِ ترسناکی که فاعلیت داره و تاریخسازه.
🍂 بعضی ازین آبگولایتها بعد از ج.ا. هم باقی خواهند ماند، ولی خوشبختانه هر روز دارن کمتر میشن و نسل جدید، کمتر آدم حسابشون میکنه. اگه مرگ و تغییر نسل و اینترنت نبود، معلوم نبود تا کی باید این همه تباهیِ آبگولایتها رو تحمل میکردیم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 حکومتتون و باورهای نرینهسالارتون، همش فدای یه تار موی دختر ایرانی که بجایی رسوندینش که جونشو بذاره کف دستش.
🍂 امروز هم خبر خودکشیِ یه دختر ۱۶ ساله بخاطر فشار بابت حجاب در مدرسه نشر شد، اگه آهو دریایی هم خودسوزی میکرد یا خودکشی، یحتمل اون بخش از اپوزیسیون که مثل یک باکرۀ مغزی بهش نسبت «پرستو/ پروژه» بودن رو دادن، خفه میشدند، و همۀ این اساتید و روشنفکران و فیلسوفانِ ۵۷ی و پروردۀ شریعتی، روزۀ سکوتشون رو میشکستند و ابراز وجودی میکردند. مهسا امینی هم اگه کشته نمیشد، موضوع توجه خیلیهاشون قرار نمیگرفت، ولو معلولش میکردند یا زیر ضربوجرح، سیاه و کبودش میکردند. زن مرده و توسریخورِ ترسو موضوع جالبتریه برای اظهار نظر، تا زنِ ترسناکی که فاعلیت داره و تاریخسازه.
🍂 بعضی ازین آبگولایتها بعد از ج.ا. هم باقی خواهند ماند، ولی خوشبختانه هر روز دارن کمتر میشن و نسل جدید، کمتر آدم حسابشون میکنه. اگه مرگ و تغییر نسل و اینترنت نبود، معلوم نبود تا کی باید این همه تباهیِ آبگولایتها رو تحمل میکردیم.
.
#اپوزیشنقد #نقد_روشنفکران#حجاب_اجباری #دختر_علوم_تحقیقات
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
Fanoos Cast – ٣- تدارک جنگ بزرگ - بر اساس پیشگویی های انبیای بنی اسرائیل - پایان…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
🎧تدارکِ جنگِ بزرگ (۴) (+)
— بر اساس پیشگوییهای انبیای بنیاسرائیل
🔳 این قسمت: رستگارشدگان ربوده خواهند شد!
🔸رپچر (Rapture) یا «ربودگی»، یک باور آخرالزمانی (Eschatological) است که برخی مسیحیان، بهویژه مسیحیان انجیلی (اونجلیست) آمریکایی به آن باور دارند:
🔸ایدۀ «ربودگی» آنطور که در حال حاضر تعریف میشود، در مسیحیت تاریخی یافت نمیشود و یک دکترین نسبتاً جدید است که دهۀ ۱۸۳۰ میلادی آغاز شد. این اصطلاح، اغلب در میان واعظان و باورمندان مسیحیِ بنیادگرا در ایالات متحده استفاده میشود.
🔸منبع اصلی ارجاع این مسیحیان بنیادگرا در انجیل، یکی آیات ۱۵ تا ۱۷ بخش ۴ نامه اول پلوس رسول به تسالونیکیان است:
🔻و دیگری، آیات ۳۷ تا ۴۰ از بخش ۲۴ انجیل متی:
🔺این مسیحیان “حیات نو یافته ” اعتقاد دارند که تاریخ بشر در طی نبردی در آخر الزّمان ، به نام ”هار مَجِدّون” به پایان میرسد و نقطه اوج آن ظهور دوبارۀ مسیح است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بر اساس پیشگوییهای انبیای بنیاسرائیل
🔳 این قسمت: رستگارشدگان ربوده خواهند شد!
🔸رپچر (Rapture) یا «ربودگی»، یک باور آخرالزمانی (Eschatological) است که برخی مسیحیان، بهویژه مسیحیان انجیلی (اونجلیست) آمریکایی به آن باور دارند:
شامل رویدادیست که در آن همه ایمانداران مسیحی مرده زنده خواهند شد و به همراه مسیحیان که هنوز زنده هستند، با هم در ابرها برمیخیزند. برای ملاقات خداوند در آسمان.
🔸ایدۀ «ربودگی» آنطور که در حال حاضر تعریف میشود، در مسیحیت تاریخی یافت نمیشود و یک دکترین نسبتاً جدید است که دهۀ ۱۸۳۰ میلادی آغاز شد. این اصطلاح، اغلب در میان واعظان و باورمندان مسیحیِ بنیادگرا در ایالات متحده استفاده میشود.
🔸منبع اصلی ارجاع این مسیحیان بنیادگرا در انجیل، یکی آیات ۱۵ تا ۱۷ بخش ۴ نامه اول پلوس رسول به تسالونیکیان است:
۱۵- این را من جانب خداوند میگویم: «ما که هنگام بازگشت مسیح خداوند زنده باشیم، زودتر مردگان به آسمان نخواهیم رفت.
۱۶- زیرا خودِ خداوند آسمان فرود خواهد آمد، با فرمانی بلندآوا و صدای رئیس فرشتگان و نوای شیپور فراخوان خدا. آنگاه پیش همه، مسیحیانی که خوابیدهاند، برخواهند خاست. [مولف/مولفان قرآن نیز گویا از این تعبیر برداشت کردهاند: «و پروردگارت و فرشتهها صف در صف آیند» (فجر، ۲۲) و ایضا: «مگر انتظار آنان غير از اين است كه خدا و فرشتگان در [زير] سايبانهايى از ابر سپيد به سوى آنان بيايند و كار [داورى] يكسره شود و كارها به سوى خدا بازگردانده مىشود» (بقره، ۲۱۰)].
۱۷- سپس، ما که هنوز زندهایم و روی زمین باقی هستیم، همراه ایشان در ابرها ربوده خواهیم شد تا همگی، خداوند را در هوا ملاقات کنیم و تا ابد با او باشیم».
🔻و دیگری، آیات ۳۷ تا ۴۰ از بخش ۲۴ انجیل متی:
۳۷- زمان ظهور پسرانسان مانند روزگار نوح خواهد بود.
۳۸- در روزهای پیش از طوفان، قبل از اینکه نوح وارد کشتی شود، مردم سرگرم عیش و نوش و میهمانی و عروسی بودند.
۳۹- در آن وقت کسی باور نمیکرد که واقعاً طوفانی در کار باشد، تا آنکه طوفان آمد و همهٔ آنان را با خود برد. آمدن پسر انسان نیز چنین خواهد بود.
۴۰- آنگاه از دو مرد که در مزرعه با هم کار میکنند، یکی برده خواهد شد و دیگری خواهد ماند.
🔺این مسیحیان “حیات نو یافته ” اعتقاد دارند که تاریخ بشر در طی نبردی در آخر الزّمان ، به نام ”هار مَجِدّون” به پایان میرسد و نقطه اوج آن ظهور دوبارۀ مسیح است.
.
#کتاب_صوتی #نقد_ادیان #نقد_مسیحیت #نقد_یهودیت #نقد_قرآن#یهودیت #مسیحیت #مسیح #امام_زمان #ظهور #اسرائیل #جنگ #اخبار_جنگ #آخرالزمان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 مناظرۀ قرن — دور اولِ مناظره، قسمت دوازدهم 🎙 #سم_هریس و #جردن_پیترسون ❓مفهوم خدا نزد جردن پیترسون چیست؟ دعا چیست و کدام دعا استجابت میشود؟ و معنای استجابت چیست؟ 🖊#ترجمه: حامد مقدسی (کانال HMD.ART.GROUP) . #مناظره #فلسفیدن #روشنفکری_دینی #تفکر_انتقادی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 مناظرۀ قرن
— دور اولِ مناظره، قسمت سیزدهم
🎙 #سم_هریس و #جردن_پیترسون
🖊#ترجمه: حامد مقدسی (کانال HMD.ART.GROUP)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— دور اولِ مناظره، قسمت سیزدهم
🎙 #سم_هریس و #جردن_پیترسون
🖊#ترجمه: حامد مقدسی (کانال HMD.ART.GROUP)
.
#مناظره #فلسفیدن #تفکر_انتقادی #نقد_ادیان#اندیشه #گفتگو #اخلاق #اخلاقیات #فلسفه_اخلاق #فلسفه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍂 این را میتوان فهم و درک کرد که در اخلاقِ استوار بر دین، یعنی در ارزشگذاری دینی، برهنگی و برهنهنمایی، همچو شرابخواری و میگساری، «گناه» و «معصیت» باشد و مؤمنان و دینداران از این گناهان و معاصی، منع و نهی شوند.
🍂 البته سخن از «فهم و درک» است، نه «توجیه و راستی». در هرحال، قابل فهم و درک است که اخلاقِ دینمدار، در جامعهی دینداران، ارزشگذاریهای خاص دروندینی داشتهباشد و چیزهایی را بد بداند که بد مطلق نیستند و چیزهایی را خوب بشمارد که خوب مطلق نیستند، و اهل دین التزام به آن اخلاق داشته باشند.
🍂 اما هیچ جوری نمیتوان فهم و درک کرد که در همین اخلاقِ استوار بر دین، در جامعهی متدیّن، کشتار، قتل، آزارگری، تجاوز، زورگویی، خودکامگی، سرکوبگری، دگرستیزی، تعذیب و تبعیض علیه انسانها، آنقدری گناه و معصیت نباشد که برهنگی و برهنهنمایی گناه و معصیت است؛ یعنی گناهِ برهنگی سیاهتر و تیرهتر باشد نسبت به گناهِ جُرم و جنایتهای ضدّ انسانی.
🍂 بزرگترین و بدترین خطای اخلاقِ دینی، یا اخلاق استوار بر دین، برتریدادن ترجیحات شرعی بر نهادها و بنیادهای اخلاقِ جهانی است.
🍂 چنین بهاصطلاح اخلاقی، البته مؤمنی را تربیت میکند که برایش زنِ برهنه، گناهکارتر است از قاتل و آزارگر.
🍂 اینگونه اخلاقِ استوار بر دین را، اساساً نمیتوان در اخلاقِ جهانی پذیرفت و جایی برای آن در ساحتِ انسانی باز کرد. این سنخِ اخلاق دینی، فقط به اسم اخلاق است، وگرنه این گونه را نه اخلاق بلکه باید «واژگونی اخلاق» نام نهاد؛ که چیزی جز وارونهکردن ارزشهای اخلاقی نیست.
🍂 چگونه میتوان زیر بار دین و مذهبی رفت که مؤلف اخلاقی است که برهنگی را از حقکُشی و حقستیزیِ گناهکارانهتر میشناسد؟
🍂 اما غریبتر و عجیبتر آن است که این گونه اخلاقِ دروغین، ادعای مطلقیت و الوهیت داشتهباشد و ارزشگذاریهای قومی و قبیلهای خود را فرمانهای الهی و دستورات مقدس بشمارد. بیخردیست که آدمی تسلیم خدایی شود که خیر و شر را واژگون میکند!
✍🏻 #رضا_زمان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
🍂 البته سخن از «فهم و درک» است، نه «توجیه و راستی». در هرحال، قابل فهم و درک است که اخلاقِ دینمدار، در جامعهی دینداران، ارزشگذاریهای خاص دروندینی داشتهباشد و چیزهایی را بد بداند که بد مطلق نیستند و چیزهایی را خوب بشمارد که خوب مطلق نیستند، و اهل دین التزام به آن اخلاق داشته باشند.
🍂 اما هیچ جوری نمیتوان فهم و درک کرد که در همین اخلاقِ استوار بر دین، در جامعهی متدیّن، کشتار، قتل، آزارگری، تجاوز، زورگویی، خودکامگی، سرکوبگری، دگرستیزی، تعذیب و تبعیض علیه انسانها، آنقدری گناه و معصیت نباشد که برهنگی و برهنهنمایی گناه و معصیت است؛ یعنی گناهِ برهنگی سیاهتر و تیرهتر باشد نسبت به گناهِ جُرم و جنایتهای ضدّ انسانی.
🍂 بزرگترین و بدترین خطای اخلاقِ دینی، یا اخلاق استوار بر دین، برتریدادن ترجیحات شرعی بر نهادها و بنیادهای اخلاقِ جهانی است.
🍂 چنین بهاصطلاح اخلاقی، البته مؤمنی را تربیت میکند که برایش زنِ برهنه، گناهکارتر است از قاتل و آزارگر.
🍂 اینگونه اخلاقِ استوار بر دین را، اساساً نمیتوان در اخلاقِ جهانی پذیرفت و جایی برای آن در ساحتِ انسانی باز کرد. این سنخِ اخلاق دینی، فقط به اسم اخلاق است، وگرنه این گونه را نه اخلاق بلکه باید «واژگونی اخلاق» نام نهاد؛ که چیزی جز وارونهکردن ارزشهای اخلاقی نیست.
🍂 چگونه میتوان زیر بار دین و مذهبی رفت که مؤلف اخلاقی است که برهنگی را از حقکُشی و حقستیزیِ گناهکارانهتر میشناسد؟
🍂 اما غریبتر و عجیبتر آن است که این گونه اخلاقِ دروغین، ادعای مطلقیت و الوهیت داشتهباشد و ارزشگذاریهای قومی و قبیلهای خود را فرمانهای الهی و دستورات مقدس بشمارد. بیخردیست که آدمی تسلیم خدایی شود که خیر و شر را واژگون میکند!
✍🏻 #رضا_زمان
.
#فلسفیدن #نقد_ادیان #زنان#آهو_دریایی #اخلاق #فلسفه_اخلاق #گشت_ارشاد #حجاب_اجباری
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
نقدآگین
📘با این ریش نمیشه رفت تجریش! ولی پزشکیان «فرق داره» و «اهل دروغگویی نیست» 🔻فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت: وزیر علوم این موضوع را از رئیس دانشگاه آزاد پیگیری کرده و او از کلانتری با اورژانس اجتماعی مستقیماً به مراکزی برای درمان منتقل شدهاست. هنوز این مسیر…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📘بَربَسته دگر باشد و بَررُسته دگر!
(۱/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 در کلیپ بالا مضحکه خوبی ساختهاند از پروپاگاندای انتخاباتی جمهوریاسلامی که در او "دمکراسی" و "انتخابات" بَربَستهای مضحک و مسخره است، در حالیکه برای ایالات متحدهآمریکا و "غرب"، اینها بَررُستههای ریشهدارِ تمدنیاند. بقول مولانا:
🍂 در این میان هستند کشورهایی که لاجرم بَربستههای "تجدد"، بر اندامِ جامعهشان طوری پیوند خورده است، که تاحدی حکمِ "بَررُسته" را یافتهاست، مثل هندوستان و ژاپن.
🍂 هندیها هرچند توسط انگلیسیها چپاول شدند ولی دانشآموزانِ شایستهای از تمدن غرب نیز گشتند تا دمکراسیشان مثل مال قبل و بعد از انقلاب ۵۷ ما، "قلابی" از آب درنیامد. از بامداد استقلال نیز به راه توسعه شتابانی رفتند که از نیمقرن پیش بهاینسو شاهد شواهدش هستیم.
🍂 در عوض، مثلا پاکستان که از هندوستان جداشد، بدل به لانهفساد گشت؛ دمکراسیاش هم فاسد و تبهکارانه شد تا چندین صدمیلیون پاکستانی، اسیرِ دستگیرِ چندصدهزار نظامی فاسد و مفسد آنجا شدند که سراسر این کشور را چپاول میکنند و آن ملت عقبمانده و مفلوک هم ناز به دزدانِ هستونیستشان میکنند! در تاریخ پاکستان حتی یک سیاستمدار پاکدست، لااقل من نمیشناسم، اگر شما میشناسید به من هم معرفی بکنید.
🍂 ژاپن را ایالات متحده آمریکا پس از پیروزی اتمی در جنگ دوم جهانی، با اُردنگی وارد "سیاست مدرن" کرد! برایش قانون اساسی نوشت، امپراطورش را با خفتوخواری از اریکه الوهیت به زمین سلطنت فروکشید و مجبورش کرد تا در رادیوی ژاپن بگوید: من، امپراطور هیروهیتو، "خدا" نیستم! سپس آمریکاییها نظام آموزشی ژاپنیها را هم تدوین کردند؛ و البته ژاپنیها نیز به شکست گردن نهاده و بهعوض ستیز احمقانه، میدان رقابت با ایالات متحده را عوضِ جنگافزار و توسعهطلبیِ "عمقاستراتژیک"، فناوری و اقتصاد نمودند تا از اوایل دهه هفتاد قرن بیستم تا همین چندسال پیش اقتصاد دوم جهان بعد از آمریکا شدند.
🍂 "تجدد" ما سرنوشت دیگری یافت؛ دوقطبی شد! یک قطبِ ما برخلاف هندیها چهارنعل به راه "غربیشدنِ" رنگولعاب رفتند، در حالیکه در زیر فوکلکراوات و عطر و ادوکلن، و لباسها و زیورآلات شانل و بالانسیاگا، کمابیش همان آدمهای سنتیِ کجاندیش و فروبسته و متصلب ماندیم؛ قطب دوم زیر عبای شیخ فضلاللهنوری گردآمدند و عربده اسلامخواهی سر دادند و از چهل و چندسال پیش هستونیست ما را به این "دارالبَوارِ" ولایی کشیدند.
🍂 در این میان، متهم اصلی را میشود "عقبماندگی" واقعی آن قشر فرنگیمآب دانست که فرنگیمآبیشان عموماً ژرفای چندانی نداشت و نیافت. البته ما آدمهای واقعا "متجدد" کم نداشتیم ولی جریان اصلیِ آن قطب اول، دست این جریان واقعاً متجدد نیفتاد بلکه دست فرنگیمآبهای سطحیِ ذاتاً سنتیمانده افتاد. همین ها هم بودند که در دهه پنجاه شمسی دستخوش خارخارِ "حکومت عدلعلی" شدند تا به جبههای که فضلالله نوری عَلمش کرده بود، پیوستند و جادهصاف کنِ "دارَالبَوار" کنونی گشتند.
🍂 فضلاللهنوری پیچیدگی و پیچوتاب نداشت، قمه را از رو بسته بود و رو به همگان میگفت یا "امتِ محمد"اید یا "مهدورالدَّم"! در صورت اول باید بندگان "شریعت" باشید که ما "روحانیت" حاملانش هستیم. سخنگوی معاصر فضلالله، همین مصباحیزدی معروف بود که ریاکاری خمینی را فرونهاد و گفت: "مردم چکارهاند؟!" راست هممیگفت که در حکومت اسلامی مردم هیچکارهاند. حکومتاسلامی یک "جباریتِ مطلقالعنان است" که طرفدارانش لافدرغریبیِ "عصمتِ" نایبامامش را میزنند؛ فرقی هم نمیکند این نایبامام چه آدم ضایعی باشد یا نباشد، بهرحال بنابهتعریف "معصوم"اش فرض میکنند تا مالکالرقابِ "امتمحمد" باشد!! در قتل و غارت، و اِنعام و اِکرام...
🍂 در آن قطب متجددی که اکثرشان را فوکلیهای فرنگیمآبِ ذاتاً "سنتی" و "مدرنیته" فهمنکرده تشکیل میداد که خودشان را درون سیل اسلامخواهی دهه پنجاه شمسی انداختند، بیداریی رخ داد که با کوبیدهشدن به سنگهای قساوت ولایی و تکهپارهشدنشان حاصل آمد و در طول همان بیداری نیز بر "خیال" بودن برخی باورهاشان آگاه شدند.
🍂 اینک پرسش آن است که آن "انسان سنتیِ" مستقر در زیر هیاتِ فرنگیمآبی، تا چه میزان تحلیل رفته است؟ من امیدوارم زیاد تحلیلرفته باشد، ولی خیلی هم مطمئن نیستم، کاش بودم!
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 در کلیپ بالا مضحکه خوبی ساختهاند از پروپاگاندای انتخاباتی جمهوریاسلامی که در او "دمکراسی" و "انتخابات" بَربَستهای مضحک و مسخره است، در حالیکه برای ایالات متحدهآمریکا و "غرب"، اینها بَررُستههای ریشهدارِ تمدنیاند. بقول مولانا:
بربَسته دگر باشد و بررُسته دگر!
🍂 در این میان هستند کشورهایی که لاجرم بَربستههای "تجدد"، بر اندامِ جامعهشان طوری پیوند خورده است، که تاحدی حکمِ "بَررُسته" را یافتهاست، مثل هندوستان و ژاپن.
🍂 هندیها هرچند توسط انگلیسیها چپاول شدند ولی دانشآموزانِ شایستهای از تمدن غرب نیز گشتند تا دمکراسیشان مثل مال قبل و بعد از انقلاب ۵۷ ما، "قلابی" از آب درنیامد. از بامداد استقلال نیز به راه توسعه شتابانی رفتند که از نیمقرن پیش بهاینسو شاهد شواهدش هستیم.
🍂 در عوض، مثلا پاکستان که از هندوستان جداشد، بدل به لانهفساد گشت؛ دمکراسیاش هم فاسد و تبهکارانه شد تا چندین صدمیلیون پاکستانی، اسیرِ دستگیرِ چندصدهزار نظامی فاسد و مفسد آنجا شدند که سراسر این کشور را چپاول میکنند و آن ملت عقبمانده و مفلوک هم ناز به دزدانِ هستونیستشان میکنند! در تاریخ پاکستان حتی یک سیاستمدار پاکدست، لااقل من نمیشناسم، اگر شما میشناسید به من هم معرفی بکنید.
🍂 ژاپن را ایالات متحده آمریکا پس از پیروزی اتمی در جنگ دوم جهانی، با اُردنگی وارد "سیاست مدرن" کرد! برایش قانون اساسی نوشت، امپراطورش را با خفتوخواری از اریکه الوهیت به زمین سلطنت فروکشید و مجبورش کرد تا در رادیوی ژاپن بگوید: من، امپراطور هیروهیتو، "خدا" نیستم! سپس آمریکاییها نظام آموزشی ژاپنیها را هم تدوین کردند؛ و البته ژاپنیها نیز به شکست گردن نهاده و بهعوض ستیز احمقانه، میدان رقابت با ایالات متحده را عوضِ جنگافزار و توسعهطلبیِ "عمقاستراتژیک"، فناوری و اقتصاد نمودند تا از اوایل دهه هفتاد قرن بیستم تا همین چندسال پیش اقتصاد دوم جهان بعد از آمریکا شدند.
🍂 "تجدد" ما سرنوشت دیگری یافت؛ دوقطبی شد! یک قطبِ ما برخلاف هندیها چهارنعل به راه "غربیشدنِ" رنگولعاب رفتند، در حالیکه در زیر فوکلکراوات و عطر و ادوکلن، و لباسها و زیورآلات شانل و بالانسیاگا، کمابیش همان آدمهای سنتیِ کجاندیش و فروبسته و متصلب ماندیم؛ قطب دوم زیر عبای شیخ فضلاللهنوری گردآمدند و عربده اسلامخواهی سر دادند و از چهل و چندسال پیش هستونیست ما را به این "دارالبَوارِ" ولایی کشیدند.
🍂 در این میان، متهم اصلی را میشود "عقبماندگی" واقعی آن قشر فرنگیمآب دانست که فرنگیمآبیشان عموماً ژرفای چندانی نداشت و نیافت. البته ما آدمهای واقعا "متجدد" کم نداشتیم ولی جریان اصلیِ آن قطب اول، دست این جریان واقعاً متجدد نیفتاد بلکه دست فرنگیمآبهای سطحیِ ذاتاً سنتیمانده افتاد. همین ها هم بودند که در دهه پنجاه شمسی دستخوش خارخارِ "حکومت عدلعلی" شدند تا به جبههای که فضلالله نوری عَلمش کرده بود، پیوستند و جادهصاف کنِ "دارَالبَوار" کنونی گشتند.
🍂 فضلاللهنوری پیچیدگی و پیچوتاب نداشت، قمه را از رو بسته بود و رو به همگان میگفت یا "امتِ محمد"اید یا "مهدورالدَّم"! در صورت اول باید بندگان "شریعت" باشید که ما "روحانیت" حاملانش هستیم. سخنگوی معاصر فضلالله، همین مصباحیزدی معروف بود که ریاکاری خمینی را فرونهاد و گفت: "مردم چکارهاند؟!" راست هممیگفت که در حکومت اسلامی مردم هیچکارهاند. حکومتاسلامی یک "جباریتِ مطلقالعنان است" که طرفدارانش لافدرغریبیِ "عصمتِ" نایبامامش را میزنند؛ فرقی هم نمیکند این نایبامام چه آدم ضایعی باشد یا نباشد، بهرحال بنابهتعریف "معصوم"اش فرض میکنند تا مالکالرقابِ "امتمحمد" باشد!! در قتل و غارت، و اِنعام و اِکرام...
🍂 در آن قطب متجددی که اکثرشان را فوکلیهای فرنگیمآبِ ذاتاً "سنتی" و "مدرنیته" فهمنکرده تشکیل میداد که خودشان را درون سیل اسلامخواهی دهه پنجاه شمسی انداختند، بیداریی رخ داد که با کوبیدهشدن به سنگهای قساوت ولایی و تکهپارهشدنشان حاصل آمد و در طول همان بیداری نیز بر "خیال" بودن برخی باورهاشان آگاه شدند.
🍂 اینک پرسش آن است که آن "انسان سنتیِ" مستقر در زیر هیاتِ فرنگیمآبی، تا چه میزان تحلیل رفته است؟ من امیدوارم زیاد تحلیلرفته باشد، ولی خیلی هم مطمئن نیستم، کاش بودم!
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘بَربَسته دگر باشد و بَررُسته دگر!
(۲/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 بدون تردید "هویتطلبان" از این سخن من بُراق خواهند شد که گفتم "امیدوارم انسانسنتی تحلیل رفته باشد". منظورم بیاعتناشدن به میراث فرهنگ تاریخیمان نیست. بلکه منظورم تحلیلرفتن "پدرسالاری"، "مرجعیتمداری"، "منزلتمحوریِ سلسلهمراتبی"، "اسطورهاندیشی"، و "خردستیزیِ اعتقادی"، و سادهلوحیِ ایمانی است، نه ابوریحان و مولانا و حافظ و غزالی و مقرنس و مُنَبّت و شجریان، تا برسیم به سفره عقد و کلهقند.
🍂 آدمهایی مثل ذکاءالملک فروغی، و در مرتبتهایی به درجات فروتر، امثال محمد مصدق و عباساقبال و حتی مهدی بازرگانِ متاخری که آخر عمری دوزاریش افتاد، و رفیقِ بارها بهتر از اویش مثل صدرحاجسیدجوادیِ دوزاریافتادهای که در آخرین روزهای عمر از مردمایران عذرخواهی کرد، در زمره مدرنهای بیگانهنشده با جهانسنت بودند. اینها "متجدد"هایی بودند که پای اساسی در زیستجهان سنتی ما داشتند ولی ابلهی و کجاندیشیِ "انسانسنتی" را نداشتند (بجز از امثال بازرگانِ متقدم، که اینجا در حساب نیستند)؛ و البته نمونهوارِ بیبدیلشان همان فروغیِ کاروانسالار بود؛ ایکاش ایران دهتا فروغی داشت! ولی حتی یک مهدیبازرگان هم نداشت! همان متاخر دوزاریافتادهاش هم یکی بس بود!
🍂 امروز "حکومتاسلامی" نزد اکثریت قاطع ایرانیان دیگر حرمتی ندارد که هیچ، ذکر نامش نیز موجب کهیر و تنگینفس میشود! این قسمت از بلوغملی ما تماموکمال حاصل است. اما بدون عبور از پدرسالاری و مرجعیتمداری و اسطورهاندیشی (که بهویژه در میان سلطنتطلبان غلبه تام دارد، ولی محدود به آنان هم نیست) عبور از زندان کجاندیشی سنتی و متولدشدن به "مدرنیته"، به کمال نرسیده است که هیچ، خطر افتادن در چاهویلهایی سوای حکومتاسلامی هم موجود است.
🍂 آیا ما نیاز به "فرهیختگی" داریم؟ هم آری و هم نه! آری نیاز به فرهیختگی در میان نخبگانمان داریم. متاسفانه نظام آموزشی ما از اول دبستان تا آخر دانشگاه در این "دارالبَوارِ" چهلوچند ساله "فاجعه" شد، ولی جُورِ این کاستی را بلوغ ملیِ کوبیدهشدن به صخرههای قساوتی که مبتلایش هستیم، تا حدی کشیده و جبران کرده است. امروز اینتلیجنسیای ایران خیلی باسوادتر و باشعورتر و فهیمتر از پیش از انقلاب است.
🍂 اما مشکل در تودۀ مردم است که نیازی به فرهیختگی ندارند ولی بشدت نیاز به ارتقای شعور اجتماعی دارند تا مرجعیتمدار و پدرسالار و اسطورهاندیش و کوردلِ کجاندیش نباشند، یا چندان نباشند. این راه را مطمئن نیستم چقدر پیموده باشیم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sahebolhavashi
(۲/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 بدون تردید "هویتطلبان" از این سخن من بُراق خواهند شد که گفتم "امیدوارم انسانسنتی تحلیل رفته باشد". منظورم بیاعتناشدن به میراث فرهنگ تاریخیمان نیست. بلکه منظورم تحلیلرفتن "پدرسالاری"، "مرجعیتمداری"، "منزلتمحوریِ سلسلهمراتبی"، "اسطورهاندیشی"، و "خردستیزیِ اعتقادی"، و سادهلوحیِ ایمانی است، نه ابوریحان و مولانا و حافظ و غزالی و مقرنس و مُنَبّت و شجریان، تا برسیم به سفره عقد و کلهقند.
🍂 آدمهایی مثل ذکاءالملک فروغی، و در مرتبتهایی به درجات فروتر، امثال محمد مصدق و عباساقبال و حتی مهدی بازرگانِ متاخری که آخر عمری دوزاریش افتاد، و رفیقِ بارها بهتر از اویش مثل صدرحاجسیدجوادیِ دوزاریافتادهای که در آخرین روزهای عمر از مردمایران عذرخواهی کرد، در زمره مدرنهای بیگانهنشده با جهانسنت بودند. اینها "متجدد"هایی بودند که پای اساسی در زیستجهان سنتی ما داشتند ولی ابلهی و کجاندیشیِ "انسانسنتی" را نداشتند (بجز از امثال بازرگانِ متقدم، که اینجا در حساب نیستند)؛ و البته نمونهوارِ بیبدیلشان همان فروغیِ کاروانسالار بود؛ ایکاش ایران دهتا فروغی داشت! ولی حتی یک مهدیبازرگان هم نداشت! همان متاخر دوزاریافتادهاش هم یکی بس بود!
🍂 امروز "حکومتاسلامی" نزد اکثریت قاطع ایرانیان دیگر حرمتی ندارد که هیچ، ذکر نامش نیز موجب کهیر و تنگینفس میشود! این قسمت از بلوغملی ما تماموکمال حاصل است. اما بدون عبور از پدرسالاری و مرجعیتمداری و اسطورهاندیشی (که بهویژه در میان سلطنتطلبان غلبه تام دارد، ولی محدود به آنان هم نیست) عبور از زندان کجاندیشی سنتی و متولدشدن به "مدرنیته"، به کمال نرسیده است که هیچ، خطر افتادن در چاهویلهایی سوای حکومتاسلامی هم موجود است.
🍂 آیا ما نیاز به "فرهیختگی" داریم؟ هم آری و هم نه! آری نیاز به فرهیختگی در میان نخبگانمان داریم. متاسفانه نظام آموزشی ما از اول دبستان تا آخر دانشگاه در این "دارالبَوارِ" چهلوچند ساله "فاجعه" شد، ولی جُورِ این کاستی را بلوغ ملیِ کوبیدهشدن به صخرههای قساوتی که مبتلایش هستیم، تا حدی کشیده و جبران کرده است. امروز اینتلیجنسیای ایران خیلی باسوادتر و باشعورتر و فهیمتر از پیش از انقلاب است.
🍂 اما مشکل در تودۀ مردم است که نیازی به فرهیختگی ندارند ولی بشدت نیاز به ارتقای شعور اجتماعی دارند تا مرجعیتمدار و پدرسالار و اسطورهاندیش و کوردلِ کجاندیش نباشند، یا چندان نباشند. این راه را مطمئن نیستم چقدر پیموده باشیم.
.
#نقد_روشنفکران #نقد_فرهنگ #آینه_تاریخ #نقدخند#انتخابات_آمریکا #دونالد_ترامپ #حماسه_حضور
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sahebolhavashi
نقدآگین
@Naqdagin – اشتباه یا معجزه قرآن؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘ملکۀ سبا، قرآن و فلسفۀ یونان
🍂 ماجرای دیدار سلیمان با ملکۀ سبا هم در قرآن هم در کتاب مقدس آمده، اما روایت قرآنیِ این داستان تقریبا به کلی با روایت کتاب مقدس متفاوت است.
🍂 در عهد عتیق، ملکۀ سبا که آوازۀ قدرت و حکمت سلیمان را شنیده، همراه با هدایای فراوان به اورشلیم میآید. او پرسشهایی از سلیمان میپرسد و سلیمان به سادگی به آنها پاسخ میدهد. ملکه از حکمت سرشار سلیمان و مظاهر شکوهمند قدرت او به وجد میآید. پس سلیمان را ستایش میکند و به سرزمینش برمیگردد.
🍂 اما در روایت قرآنی، یک روز سلیمان هدهد را میان پرندگانش نمییابد و بسیار خشمگین میشود. هدهد وقتی بازمیگردد به سلیمان خبر میدهد که در سرزمین سبا زنی حکمرانی میکند و مردم آن سرزمین خورشیدپرست هستند. سلیمان نامهای خطاب به ملکۀ سبا مینویسد و ملکه را تهدید میکند که تسلیم او شود. ملکه تصمیم میگیرد راهی قلمروی سلیمان شود. در این حد فاصل سلیمان تخت ملکه را به نحوی معجزهآسا به اورشلیم منتقل میکند. ملکه وقتی به اورشلیم میرسد با دیدن تختش و رواق شیشهایِ قصر سلیمان به شگفت میآید و اظهار اسلام میکند.
🔺این داستان معروف را تقریبا کامل تعریف کردم تا مشخص شود روایت قرآنی صرفا بسط روایت عهد عتیق نیست، بلکه تفاوتهای بنیادین با آن دارد. اکنون به مقایسۀ دقیق دو روایت نمیپردازم.
🍂 بیتردید در این جا سوال پیش میآید که ریشۀ این اختلافات چیست. از قضا متنی یهودی به دست ما رسیده (Second Targum of Esther) که ماجرای سلیمان و ملکۀ سبا را از نو روایت کرده و بسیار شبیه به روایت قرآنی است. (البته باز هم با تفاوتهایی مثل اینکه ماجرای انتقال تخت [توسط اجنبه(!)] در روایت یهودی نیست).
🍂 از قرن نوزدهم بحث است که قرآن زودتر نوشته شده یا آن متن یهودی و کدام یک این داستان را از دیگری اقتباس کرده. به نظر میرسد پاسخ اطمینانبخشی نیز برای این مناقشه وجود ندارد.
🍂 همۀ اینها را گفتم تا به این جا برسم. اگر روایت قرآن از این داستان را نوعی واکنش به روایت عهد عتیق فرض کنیم، این واکنش را میتوان با واکنشهای پیش از قرآن مقایسه کرد. مشخصا اریگنس، نخستین فیلسوف مسیحی و متوفی در قرن ۳ م، تفسیر تمثیلی جالبی از ماجرا دارد (پیش از این چندین بار به تفاسیر تمثیلی اریگنس از کتاب مقدس اشاره کردهام، مثلا).
🍂 اریگنس همان روایت عهد عتیق را (بدون تغییر) مبنا قرار میدهد. نقطۀ کانونی تفسیر اریگنس سفر ملکۀ سبا به اورشلیم برای طرح پرسشهایی از سلیمان و جواب سلیمان به آنها است (عنصری که در قرآن غایب است). اریگنس سلیمان را استعارهای از مسیح و ملکۀ سبا را استعارهای از همۀ مشرکان میداند. ملکۀ سبا پرسشهایی دارد که معلمانش (فلاسفه) نتوانستند به آن پاسخ دهند (پرسش از آفرینش جهان، جاودانگی نفس و روز داوری). سلیمان (مسیح) به همۀ این پرسشها پاسخهای رضایتبخش میدهد. ملکه با انبوهی طلا (آموختههای دقیق فکری) نزد سلیمان میآید، اما از دیدن ثروت و شوکت سلیمان (دانش حقیقی او) شگفتزده میشود.
🍂 جای دیگر اشاره کردهام که در ماجرای دیدار موسی با خدا در کوه طور، عناصری در روایت عهد عتیق هست که بعدا الهامبخش تفاسیر تمثیلیِ مسیحی شده، اما آن عناصر در قرآن غایب هستند و بهجای آن بر «مظاهر قدرت» خداوند تکیه میشود. در داستان حاضر نیز «پرسشگری ملکۀ سبا» حذف و بر «قدرت الهی و معجزات سلیمان» بیشتر تاکید میشود. البته روایت قرآنی همچنان ظرفیت تفاسیر تمثیلی متفاوت را دارد، اما گویی گسستی معنادار میان قرآن و «سنت تمثیلی-فلسفیِ» پیش از آن قابل مشاهده است.
🔹منابع:
[1] 1 Kings 10:1-12; 2 Chronicles 9:1-13
[2] سورۀ نمل، آیات 20 تا 44
[3] Stinchcomb, Jillian. "The Queen of Sheba in the Qur’ān and Late Antique Midrash". The Study of Islamic Origins: New Perspectives and Contexts. De Gruyter (2021). pp. 85-96.
[4] Origen. The Song of Songs: Commentary and Homilies. Paulist Press (1957). pp. 98-99.
🗄پست مرتبط
📕رد محمد و اسلام توسط توماس آکویناس
📻 شکست رومیان در نزدیکترین سرزمین
📺 آیا قرآن از تورات کپی شدهاست؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin |@adam_podcast
🍂 ماجرای دیدار سلیمان با ملکۀ سبا هم در قرآن هم در کتاب مقدس آمده، اما روایت قرآنیِ این داستان تقریبا به کلی با روایت کتاب مقدس متفاوت است.
🍂 در عهد عتیق، ملکۀ سبا که آوازۀ قدرت و حکمت سلیمان را شنیده، همراه با هدایای فراوان به اورشلیم میآید. او پرسشهایی از سلیمان میپرسد و سلیمان به سادگی به آنها پاسخ میدهد. ملکه از حکمت سرشار سلیمان و مظاهر شکوهمند قدرت او به وجد میآید. پس سلیمان را ستایش میکند و به سرزمینش برمیگردد.
🍂 اما در روایت قرآنی، یک روز سلیمان هدهد را میان پرندگانش نمییابد و بسیار خشمگین میشود. هدهد وقتی بازمیگردد به سلیمان خبر میدهد که در سرزمین سبا زنی حکمرانی میکند و مردم آن سرزمین خورشیدپرست هستند. سلیمان نامهای خطاب به ملکۀ سبا مینویسد و ملکه را تهدید میکند که تسلیم او شود. ملکه تصمیم میگیرد راهی قلمروی سلیمان شود. در این حد فاصل سلیمان تخت ملکه را به نحوی معجزهآسا به اورشلیم منتقل میکند. ملکه وقتی به اورشلیم میرسد با دیدن تختش و رواق شیشهایِ قصر سلیمان به شگفت میآید و اظهار اسلام میکند.
🔺این داستان معروف را تقریبا کامل تعریف کردم تا مشخص شود روایت قرآنی صرفا بسط روایت عهد عتیق نیست، بلکه تفاوتهای بنیادین با آن دارد. اکنون به مقایسۀ دقیق دو روایت نمیپردازم.
🍂 بیتردید در این جا سوال پیش میآید که ریشۀ این اختلافات چیست. از قضا متنی یهودی به دست ما رسیده (Second Targum of Esther) که ماجرای سلیمان و ملکۀ سبا را از نو روایت کرده و بسیار شبیه به روایت قرآنی است. (البته باز هم با تفاوتهایی مثل اینکه ماجرای انتقال تخت [توسط اجنبه(!)] در روایت یهودی نیست).
🍂 از قرن نوزدهم بحث است که قرآن زودتر نوشته شده یا آن متن یهودی و کدام یک این داستان را از دیگری اقتباس کرده. به نظر میرسد پاسخ اطمینانبخشی نیز برای این مناقشه وجود ندارد.
🍂 همۀ اینها را گفتم تا به این جا برسم. اگر روایت قرآن از این داستان را نوعی واکنش به روایت عهد عتیق فرض کنیم، این واکنش را میتوان با واکنشهای پیش از قرآن مقایسه کرد. مشخصا اریگنس، نخستین فیلسوف مسیحی و متوفی در قرن ۳ م، تفسیر تمثیلی جالبی از ماجرا دارد (پیش از این چندین بار به تفاسیر تمثیلی اریگنس از کتاب مقدس اشاره کردهام، مثلا).
🍂 اریگنس همان روایت عهد عتیق را (بدون تغییر) مبنا قرار میدهد. نقطۀ کانونی تفسیر اریگنس سفر ملکۀ سبا به اورشلیم برای طرح پرسشهایی از سلیمان و جواب سلیمان به آنها است (عنصری که در قرآن غایب است). اریگنس سلیمان را استعارهای از مسیح و ملکۀ سبا را استعارهای از همۀ مشرکان میداند. ملکۀ سبا پرسشهایی دارد که معلمانش (فلاسفه) نتوانستند به آن پاسخ دهند (پرسش از آفرینش جهان، جاودانگی نفس و روز داوری). سلیمان (مسیح) به همۀ این پرسشها پاسخهای رضایتبخش میدهد. ملکه با انبوهی طلا (آموختههای دقیق فکری) نزد سلیمان میآید، اما از دیدن ثروت و شوکت سلیمان (دانش حقیقی او) شگفتزده میشود.
🍂 جای دیگر اشاره کردهام که در ماجرای دیدار موسی با خدا در کوه طور، عناصری در روایت عهد عتیق هست که بعدا الهامبخش تفاسیر تمثیلیِ مسیحی شده، اما آن عناصر در قرآن غایب هستند و بهجای آن بر «مظاهر قدرت» خداوند تکیه میشود. در داستان حاضر نیز «پرسشگری ملکۀ سبا» حذف و بر «قدرت الهی و معجزات سلیمان» بیشتر تاکید میشود. البته روایت قرآنی همچنان ظرفیت تفاسیر تمثیلی متفاوت را دارد، اما گویی گسستی معنادار میان قرآن و «سنت تمثیلی-فلسفیِ» پیش از آن قابل مشاهده است.
🔹منابع:
[1] 1 Kings 10:1-12; 2 Chronicles 9:1-13
[2] سورۀ نمل، آیات 20 تا 44
[3] Stinchcomb, Jillian. "The Queen of Sheba in the Qur’ān and Late Antique Midrash". The Study of Islamic Origins: New Perspectives and Contexts. De Gruyter (2021). pp. 85-96.
[4] Origen. The Song of Songs: Commentary and Homilies. Paulist Press (1957). pp. 98-99.
🗄پست مرتبط
📕رد محمد و اسلام توسط توماس آکویناس
📻 شکست رومیان در نزدیکترین سرزمین
📺 آیا قرآن از تورات کپی شدهاست؟
.
#نقد_ادیان #نقد_قرآن#قصص_قرآن #یهودیت #نقد_یهودیت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin |@adam_podcast
🍂 امیدوارم اکثرشون فیک باشند و خریدهشدهباشند، حتی ویوها-واکنشاشو😵💫🥴🫢 هرچند کانالهای روسی و اوکراینی که وسط جنگی جدی و چند ساله هستند نیز اکثرا چنیناند و بلکه بهتر؛ چون یکسری روانیِ متوهم آخرالزمانیِ اینترنتستیز و مدرنیتهسیز، در راس کارشون نیستند که از یوتیوب تا شبکههای اجتماعی رو کلا فیلتر کردهباشند و اقتصاد رو مال خر بدونند.
🍂 رهبران سیاسی ما هم چیزی بهتر از دنبالکنندگان این کانالها نیستند؛ در حجم عظیمی از اوهام و خرافات و اباطیل غرقند، و ایضا طرفدارانی دارند که اونا رو جزو نوادگان مقدسین، و منتخب یک امام غائب/آسمانی میدونند، و با اینکه حجم عظیمی از ناکارآمدی و فساد و پیشبینیهای غلط محصول حیاتشون بوده، باز هم ذرهای به تصورات خودشون شک نمیکنند و مثل یکسری ربات ازشون پیروی میکنند.
🍂 این حد از تباهی نمیگم تو کشورهای دیگه نیست و ما بدتر از دیگرانیم و لایق چنین حکامی، ولی خب دیدن این تباهیها، لااقل مسئولیت ما رو بیشتر میکنه که از پیجها و کانالهایی که محتوای ارزشمندی رو به رایگان به اشتراک میگذارند، حمایت جدیتری کنیم و فقط مصرفکنندهای بیتفاوت نباشیم.
🌾 @Naqdagin
🍂 رهبران سیاسی ما هم چیزی بهتر از دنبالکنندگان این کانالها نیستند؛ در حجم عظیمی از اوهام و خرافات و اباطیل غرقند، و ایضا طرفدارانی دارند که اونا رو جزو نوادگان مقدسین، و منتخب یک امام غائب/آسمانی میدونند، و با اینکه حجم عظیمی از ناکارآمدی و فساد و پیشبینیهای غلط محصول حیاتشون بوده، باز هم ذرهای به تصورات خودشون شک نمیکنند و مثل یکسری ربات ازشون پیروی میکنند.
🍂 این حد از تباهی نمیگم تو کشورهای دیگه نیست و ما بدتر از دیگرانیم و لایق چنین حکامی، ولی خب دیدن این تباهیها، لااقل مسئولیت ما رو بیشتر میکنه که از پیجها و کانالهایی که محتوای ارزشمندی رو به رایگان به اشتراک میگذارند، حمایت جدیتری کنیم و فقط مصرفکنندهای بیتفاوت نباشیم.
.➖➖➖
#سم_هفته
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
پیروزیِ «سیاستِ بلقیس و فلسفۀ مورچه» بر سیاست و پراتیکِ سلیمان
🎙#طاهره_بارئی
🔻نقد
🍂 باید گفت که نگاه ایشان باورمندانه است و بهنظر شکاکیتی در واقعنماییِ قصص قرآن (اجنه و صحبت با حیوانات) وارد نمیبیند و همچنین، وارد طرح و بررسی داستان از کتب اصلی و منبع نیز نمیشود. در این باره، در نقد صوتِ دیگرشان «شخصیت ذوالقرنین» بطور مستند طرحِ بحث کردیم.
🔻سلیمان و داوود جزو انبیای بنیاسرائیل نبودهاند، بلکه از پادشاهان بودهاند، و بهخاطر همین هم گناهان بزرگ در کارنامهشان دیده میشود، اما مسلمین به این تمایز توجه ندارند و تصور میکنند هرکسی در قرآن قصهاش آمده و چندان از او مذمت نشده، پیامبر خدا بودهاست. در ادامه، بهنقل از ویکیپدیا، حیات سلیمان در بایبل عبری و همچنین میزان قطعیتِ وجود تاریخی او را مروری کوتاه میکنیم:
🍂 به گفته بایبل عبری، بعد از زنای داوود با بثشبع و حاملهشدن او، داوود شوهر بثشبع را در توطئهای به قتل رساند و یهوه برای مجازات، فرزند داوود و بثشبع را کشت. در ادامه، سلیمان که دومین فرزند داوود از بثشبع بود، به عنوان نشانه برقراری صلح میان داوود و یهوه متولد شد؛ با این حال برخی تاریخپژوهان وجود رابطه پدر پسری میان داوود و سلیمان را ساختگی میدانند. داوود نوزاد را سلیمان نامید که احتمالاً نامی مرتبط با شلیم یا شلمان، دو خدای کنعانی، است و بر اساس فرضیه دیگر میتواند به معنای «جایگزین» باشد. در زمان پیری داوود، بثشبع با همکاری ناتان نبی، داوود را فریب دادند و او پذیرفت به جای آدونیا که وارث برحقش بود، سلیمان را جانشین خود کند. داوود و سلیمان چند سال مشترکاً حکومت کردند و بعد از مرگ داوود، سلیمان رقبا و دشمنان خود از جمله آدونیا را قتلعام کرد.
🍂 نویسندگان تنخ عهد سلطنت سلیمان را دوره طلایی اسرائیل نمایاندهاند و حدود دولت او را با هدف بالا بردن جایگاه سلیمان تا مرتبه حکام آشوری، بابلی و ایرانی، بسیار بیشتر از آنچه در واقعیت بوده توصیف کردهاند. سلیمان در دوره حکومتش با دولتهای اطراف روابط سیاسی و تجاری دوستانهای برقرار کرد و با همکاری با پادشاه صور توانست تجارت خود را گسترش دهد که یکی از نمودهای آن، سفر هیئتی تجاری از عربستان به اسرائیل بوده که در قالب دیدار سلیمان و «ملکه سبا» افسانههای زیادی دربارهٔ آن وجود آمده است. سلیمان بناهای زیادی در اسرائیل ساخت، از جمله قصری بزرگ در اورشلیم و معبدی در کنار آن. با این حال، از آنجا که دولت او منابع کافی برای این ساخت و سازها را نداشت، در آخر مجبور شد ۲۰ روستا از قلمروی خود را به صور ببخشد. او همچنین مالیات سنگینی برای اسباط اسرائیل وضع کرد و برخلاف داوود که تنها بر مردم کنعانی قلمروی خود کار اجباری تحمیل کرده بود، اسرائیلیان را هم به بیگاری گرفت. این سیاستهای خشن سلیمان، از دلایل اصلی شورش اسباط شمالی به رهبری یربعام بودهاند.
🍂 سلیمان برای حفظ مرزهای قلمروی خود، با دولتهای اطراف متحد شد و برای تحکیم این اتحادها، با زنان زیادی از ممالک همسایه ازدواج کرد. به گفته تنخ، این زنان باعث شدند سلیمان از یهوه رویگردان شود و شروع به پرستش خدایان آنها کند و به همین دلیل، یهوه تصمیم گرفت اسباط شمالی را از سلطه خاندان داوود خارج کند و به یربعام بدهد. در واقعیت، سلیمان و اسرائیلیان معاصر او هیچگاه یکتاپرست نبودهاند و در کنار یهوه خدایان دیگری را هم میپرستیدند و اساساً سرگذشت سلیمان یکی از مدارکی است که نشان میدهد یهودیان تا قبل از دوره تبعید به بابل، هنوز با یکتاپرستی آشنا نشده بودند. سلیمان مولوخ را به اورشلیم برد و برای پرستش خدایانی چون عشتروت و کموش معابدی موسوم به «مکانهای بلند» ساخت. او در سالهای پایانی عمر شورش یربعام را سرکوب کرد و مدتی بعد مرد
بتپرستی و مرگ
بعد از به پایان رسیدن ساخت و سازها، سلیمان دوباره به جبعون رفت. این مرتبه، یهوه به او توصیه کرد که اگر مانند پدرش سلطنت و از قوانین موسی پیروی کند، حکومت سلسله او را تا ابد بر اسرائیل حفظ خواهد کرد؛ اگر از او اطاعت نکند و خدایان دیگر را پرستش کند، «این خانه (معبد) را از جلوی چشمان خویش دور خواهم کرد.»[۴۵]
🍂 در ادامه گفته شده که او در سالهای پایانی زندگی از یهوه روی برگرداند؛ نویسندگان زنان بسیار او را مسبب این مسئله دانستهاند زیرا زنان او از مللی بودند که «یهوه مردم اسرائیل را از ازدواج با ایشان منع کرده بود چون بدون شک باعث میشوند به خدایانشان متمایل شوید. سلیمان شیفته این زنان بود. او ۷۰۰ زن ۳۰۰ کنیز داشت. زنانش دل او را [از یهوه] برگردانیدند.» او برای این خدایان معابد بسیاری ساخت که رقیب معبد اورشلیم بودند.
🌐مطالعۀ ادامۀ متن
⏰ زمان مطالعه: ۷ دقیقه
🗄پست مرتبط
📕ملکۀ سبا، قرآن و فلسفۀ یونان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#طاهره_بارئی
🔻نقد
🍂 باید گفت که نگاه ایشان باورمندانه است و بهنظر شکاکیتی در واقعنماییِ قصص قرآن (اجنه و صحبت با حیوانات) وارد نمیبیند و همچنین، وارد طرح و بررسی داستان از کتب اصلی و منبع نیز نمیشود. در این باره، در نقد صوتِ دیگرشان «شخصیت ذوالقرنین» بطور مستند طرحِ بحث کردیم.
🔻سلیمان و داوود جزو انبیای بنیاسرائیل نبودهاند، بلکه از پادشاهان بودهاند، و بهخاطر همین هم گناهان بزرگ در کارنامهشان دیده میشود، اما مسلمین به این تمایز توجه ندارند و تصور میکنند هرکسی در قرآن قصهاش آمده و چندان از او مذمت نشده، پیامبر خدا بودهاست. در ادامه، بهنقل از ویکیپدیا، حیات سلیمان در بایبل عبری و همچنین میزان قطعیتِ وجود تاریخی او را مروری کوتاه میکنیم:
🍂 به گفته بایبل عبری، بعد از زنای داوود با بثشبع و حاملهشدن او، داوود شوهر بثشبع را در توطئهای به قتل رساند و یهوه برای مجازات، فرزند داوود و بثشبع را کشت. در ادامه، سلیمان که دومین فرزند داوود از بثشبع بود، به عنوان نشانه برقراری صلح میان داوود و یهوه متولد شد؛ با این حال برخی تاریخپژوهان وجود رابطه پدر پسری میان داوود و سلیمان را ساختگی میدانند. داوود نوزاد را سلیمان نامید که احتمالاً نامی مرتبط با شلیم یا شلمان، دو خدای کنعانی، است و بر اساس فرضیه دیگر میتواند به معنای «جایگزین» باشد. در زمان پیری داوود، بثشبع با همکاری ناتان نبی، داوود را فریب دادند و او پذیرفت به جای آدونیا که وارث برحقش بود، سلیمان را جانشین خود کند. داوود و سلیمان چند سال مشترکاً حکومت کردند و بعد از مرگ داوود، سلیمان رقبا و دشمنان خود از جمله آدونیا را قتلعام کرد.
🍂 نویسندگان تنخ عهد سلطنت سلیمان را دوره طلایی اسرائیل نمایاندهاند و حدود دولت او را با هدف بالا بردن جایگاه سلیمان تا مرتبه حکام آشوری، بابلی و ایرانی، بسیار بیشتر از آنچه در واقعیت بوده توصیف کردهاند. سلیمان در دوره حکومتش با دولتهای اطراف روابط سیاسی و تجاری دوستانهای برقرار کرد و با همکاری با پادشاه صور توانست تجارت خود را گسترش دهد که یکی از نمودهای آن، سفر هیئتی تجاری از عربستان به اسرائیل بوده که در قالب دیدار سلیمان و «ملکه سبا» افسانههای زیادی دربارهٔ آن وجود آمده است. سلیمان بناهای زیادی در اسرائیل ساخت، از جمله قصری بزرگ در اورشلیم و معبدی در کنار آن. با این حال، از آنجا که دولت او منابع کافی برای این ساخت و سازها را نداشت، در آخر مجبور شد ۲۰ روستا از قلمروی خود را به صور ببخشد. او همچنین مالیات سنگینی برای اسباط اسرائیل وضع کرد و برخلاف داوود که تنها بر مردم کنعانی قلمروی خود کار اجباری تحمیل کرده بود، اسرائیلیان را هم به بیگاری گرفت. این سیاستهای خشن سلیمان، از دلایل اصلی شورش اسباط شمالی به رهبری یربعام بودهاند.
🍂 سلیمان برای حفظ مرزهای قلمروی خود، با دولتهای اطراف متحد شد و برای تحکیم این اتحادها، با زنان زیادی از ممالک همسایه ازدواج کرد. به گفته تنخ، این زنان باعث شدند سلیمان از یهوه رویگردان شود و شروع به پرستش خدایان آنها کند و به همین دلیل، یهوه تصمیم گرفت اسباط شمالی را از سلطه خاندان داوود خارج کند و به یربعام بدهد. در واقعیت، سلیمان و اسرائیلیان معاصر او هیچگاه یکتاپرست نبودهاند و در کنار یهوه خدایان دیگری را هم میپرستیدند و اساساً سرگذشت سلیمان یکی از مدارکی است که نشان میدهد یهودیان تا قبل از دوره تبعید به بابل، هنوز با یکتاپرستی آشنا نشده بودند. سلیمان مولوخ را به اورشلیم برد و برای پرستش خدایانی چون عشتروت و کموش معابدی موسوم به «مکانهای بلند» ساخت. او در سالهای پایانی عمر شورش یربعام را سرکوب کرد و مدتی بعد مرد
بتپرستی و مرگ
بعد از به پایان رسیدن ساخت و سازها، سلیمان دوباره به جبعون رفت. این مرتبه، یهوه به او توصیه کرد که اگر مانند پدرش سلطنت و از قوانین موسی پیروی کند، حکومت سلسله او را تا ابد بر اسرائیل حفظ خواهد کرد؛ اگر از او اطاعت نکند و خدایان دیگر را پرستش کند، «این خانه (معبد) را از جلوی چشمان خویش دور خواهم کرد.»[۴۵]
🍂 در ادامه گفته شده که او در سالهای پایانی زندگی از یهوه روی برگرداند؛ نویسندگان زنان بسیار او را مسبب این مسئله دانستهاند زیرا زنان او از مللی بودند که «یهوه مردم اسرائیل را از ازدواج با ایشان منع کرده بود چون بدون شک باعث میشوند به خدایانشان متمایل شوید. سلیمان شیفته این زنان بود. او ۷۰۰ زن ۳۰۰ کنیز داشت. زنانش دل او را [از یهوه] برگردانیدند.» او برای این خدایان معابد بسیاری ساخت که رقیب معبد اورشلیم بودند.
🌐مطالعۀ ادامۀ متن
⏰ زمان مطالعه: ۷ دقیقه
🗄پست مرتبط
📕ملکۀ سبا، قرآن و فلسفۀ یونان
.
#نقد_قرآن #نقد_ادیان #نواندیشی#نقد_پیامبران #سلیمان #عصمت #قصص_قرآن #بلقیس
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧بیاحترامی سلیمان به اسبها و عواقب آن
🎙#طاهره_بارئی (نویسنده و پژوهشگر فلسفۀ ادیان و تاریخ، دانشآموختۀ دانشگاه سوربن و مدرسۀ عالی مطالعات اجتماعی)
🔻نقد
🍂 حیرتآور است که یک نفر بعد از این همه سال تحصیلات و تجربۀ زندگی در جهان آزاد، ایندست خرافات و اباطیل را بدون کمترین شکی بازگو میکند، و حتی این حداقلها نیز مطالعه نکردهاست که سلیمان در بایبل عبری (همان توراتی که قرآن هیچ نقدی به نص آن وارد نکردهاست، بلکه دعوت به اجرای آن کرده و آن را نور دانسته: ر.ک. «قرآن، بایبل عبری و سخنانِ بنیامین نتانیاهو») نبی نبودهاست و یک پادشاه بوده با کارنامهای شدیدا منفی و قرار نبوده کسی را با معجزاتش هدایت کند:
🔺 اگر علی شریعتی با سواد اندکش، در آن فضای محدود و مذهبزده و انقلابی، هجویات و غلوهایی دربارۀ ابوذر و حتی عمر و... طرح کرد، باز تا حدی قابل فهم بود!
🍂 اما خب انسانِ مرگآگاه، موجودی عمیقا ضعیف است و عجول، و سریع باور میآرد به یک «نظام باور» و هر قصهای را بدون تحقیقِ حداقلی، «گزارشِ واقع» تصور میکند. مگر در همین آمریکا، بسیاری از دانشمندِ علومِ مختلف باور ندارند که بهزودی مسیح ظهور میکند و قبل آن، همه بهشکلی فجیع میمیرند و فقط مسیحیان ربایش میشوند تا کشته نشوند و در حکومت بهشتیِ مسیح وارد بشوند؟
🗄پست مرتبط
📕ملکۀ سبا، قرآن و فلسفۀ یونان
📻 پیروزیِ «سیاستِ بلقیس و فلسفۀ مورچه» بر سیاست و پراتیکِ سلیمان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#طاهره_بارئی (نویسنده و پژوهشگر فلسفۀ ادیان و تاریخ، دانشآموختۀ دانشگاه سوربن و مدرسۀ عالی مطالعات اجتماعی)
🔻نقد
🍂 حیرتآور است که یک نفر بعد از این همه سال تحصیلات و تجربۀ زندگی در جهان آزاد، ایندست خرافات و اباطیل را بدون کمترین شکی بازگو میکند، و حتی این حداقلها نیز مطالعه نکردهاست که سلیمان در بایبل عبری (همان توراتی که قرآن هیچ نقدی به نص آن وارد نکردهاست، بلکه دعوت به اجرای آن کرده و آن را نور دانسته: ر.ک. «قرآن، بایبل عبری و سخنانِ بنیامین نتانیاهو») نبی نبودهاست و یک پادشاه بوده با کارنامهای شدیدا منفی و قرار نبوده کسی را با معجزاتش هدایت کند:
«باد را در اختیار سلیمان قرار دادیم!»، «موجودات فضایی از کراتِ دیگر به سلیمان کمک رساندند تا تخت بلقیس را جابجا کند!»
[چه کار عجیب و مهمی که در طول تاریخ فقط برای آن آمدند و غیبشان زد؛ تازه این قصه، در روایتِ اصلی بایبل عبری وجود ندارد و یک قصۀ اسلامیست که یحتمل از فرقهای خاص اقتباس شدهاست؛ مثل خرافۀ سخنگفتن عیسی در نوزادی که در انجیلی شدیدا خرافهمحور و مطرود ریشه دارد]
🔺 اگر علی شریعتی با سواد اندکش، در آن فضای محدود و مذهبزده و انقلابی، هجویات و غلوهایی دربارۀ ابوذر و حتی عمر و... طرح کرد، باز تا حدی قابل فهم بود!
🍂 اما خب انسانِ مرگآگاه، موجودی عمیقا ضعیف است و عجول، و سریع باور میآرد به یک «نظام باور» و هر قصهای را بدون تحقیقِ حداقلی، «گزارشِ واقع» تصور میکند. مگر در همین آمریکا، بسیاری از دانشمندِ علومِ مختلف باور ندارند که بهزودی مسیح ظهور میکند و قبل آن، همه بهشکلی فجیع میمیرند و فقط مسیحیان ربایش میشوند تا کشته نشوند و در حکومت بهشتیِ مسیح وارد بشوند؟
🗄پست مرتبط
📕ملکۀ سبا، قرآن و فلسفۀ یونان
📻 پیروزیِ «سیاستِ بلقیس و فلسفۀ مورچه» بر سیاست و پراتیکِ سلیمان
.
#نقد_قرآن #نواندیشی#نقد_پیامبران #سلیمان #عصمت #عصمت_پیامبران #حیوانات #قصص_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
🎧تدارکِ جنگِ بزرگ (۴) (+) — بر اساس پیشگوییهای انبیای بنیاسرائیل 🔳 این قسمت: رستگارشدگان ربوده خواهند شد! 🔸رپچر (Rapture) یا «ربودگی»، یک باور آخرالزمانی (Eschatological) است که برخی مسیحیان، بهویژه مسیحیان انجیلی (اونجلیست) آمریکایی به آن باور دارند:…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
🎧تدارکِ جنگِ بزرگ (۵) (+)
— بر اساس پیشگوییهای انبیای بنیاسرائیل
🔸مسیحیانِ “حیاتنو-یافته ” اعتقاد دارند که تاریخ بشر در طی نبردی در آخرالزمان، بهنام ”هار مَجِدّون” به پایان میرسد، و نقطۀ اوج آن ظهور دوبارۀ مسیح است.
🔻لانگ، مدیر تحقیقات انستیتو کریستیک میگوید:
🔸ریگان شخصاً اعتقاد داشتهاست که خداوند از پیش، یک جنگ هستهای را مقرر فرمودهاست. او همیشه، بهجای اینکه بگوید ” خداوند بر من آشکار ساخت”، میگفتهاست که
🔻ریگان در دوران دوم فرمانداری خود در ایالت کالیفرنیا دربارۀ کمونیستشدن لیبی صحبت کرده و گفته بود:
🔻ریگان در سال ۱۹۸۰ که نامزد ریاست جمهوری بود، در مصاحبهای با شبکه تلویزیونی پی.تی.ال. گفت:
🔻و در همان سال باز گفتهاست که:
🔸دو سال بعد، ریگان ترتیبی داد تا آقای فالول در جلسۀ شورای امنیت ملی شرکت کند و با کارکنان عالیرتبه دولت امریکا دربارۀ نقشهﻫﺎی جنگ هستهﺍی با روسیه، به بحث بپردازد، و تصویب کرد که نویسندۀ کتاب ”زمین ، سیارۀ بزرگِ مرحوم”، آقای فالول، دربارۀ یک جنگ هستهای با روسیه، برای استراتژیپردازان پنتاگون سخنرانی کند.
🔸ریگان در دوران ریاستجمهوری خود در سالهای ۱۹۸۲, ۱۹۸۳ و ۱۹۸۴ برای بنگاه سخنپراکنی مذهبی ملی ( N.R.B.) که شنوندگان عمدۀ آن طرفدار مشیّت الهی هستند در مورد نزدیکشدن یک جنگ هستهای، سخنرانی کردهاست.
🔻جیمس میلز ، روزنامهنگار امریکایی در مورد ریگان نوشت که:
🔻این نویسندۀ تیزبین آمریکایی بهدرستی میگوید که:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بر اساس پیشگوییهای انبیای بنیاسرائیل
🔸مسیحیانِ “حیاتنو-یافته ” اعتقاد دارند که تاریخ بشر در طی نبردی در آخرالزمان، بهنام ”هار مَجِدّون” به پایان میرسد، و نقطۀ اوج آن ظهور دوبارۀ مسیح است.
"ریگان شخصاً اعتقاد داشتهاست که خداوند از پیش، یک جنگ هستهای بزرگ آخرالزمانی که از اسرائیل شروع خواهد شد را مقرر فرمودهاست".
🔻لانگ، مدیر تحقیقات انستیتو کریستیک میگوید:
”مطالبی که ریگان در سال ۱۹۷۰ ابراز کرد و برای نخستینبار در سال ۱۹۸۵ افشا شد، ثابت میکند که او، هواخواه مشّیت الهی (یا همان مسیحی آخر الزمانی اونجلیست)، یعنی معتقد به ایدئولوژی هارمجدوّن بودهاست.
🔸ریگان شخصاً اعتقاد داشتهاست که خداوند از پیش، یک جنگ هستهای را مقرر فرمودهاست. او همیشه، بهجای اینکه بگوید ” خداوند بر من آشکار ساخت”، میگفتهاست که
”نخستین مشاورم، بر من آشکار ساخت!”.
🔻ریگان در دوران دوم فرمانداری خود در ایالت کالیفرنیا دربارۀ کمونیستشدن لیبی صحبت کرده و گفته بود:
“این، علامت آن است که زمان فرا رسیدن هار مجدّون دور نیست”
🔻ریگان در سال ۱۹۸۰ که نامزد ریاست جمهوری بود، در مصاحبهای با شبکه تلویزیونی پی.تی.ال. گفت:
“ممکن است همان نسلی باشیم که هار مجدون را میبیند ”.
🔻و در همان سال باز گفتهاست که:
”اسرائیل تنها کشور دموکراسی پایدار است که ما میتوانیم به آن، بعنوان محلی که در آن هار مَجِدّون ممکن است پیش بیاید، تکیه کنیم”.
🔸دو سال بعد، ریگان ترتیبی داد تا آقای فالول در جلسۀ شورای امنیت ملی شرکت کند و با کارکنان عالیرتبه دولت امریکا دربارۀ نقشهﻫﺎی جنگ هستهﺍی با روسیه، به بحث بپردازد، و تصویب کرد که نویسندۀ کتاب ”زمین ، سیارۀ بزرگِ مرحوم”، آقای فالول، دربارۀ یک جنگ هستهای با روسیه، برای استراتژیپردازان پنتاگون سخنرانی کند.
🔸ریگان در دوران ریاستجمهوری خود در سالهای ۱۹۸۲, ۱۹۸۳ و ۱۹۸۴ برای بنگاه سخنپراکنی مذهبی ملی ( N.R.B.) که شنوندگان عمدۀ آن طرفدار مشیّت الهی هستند در مورد نزدیکشدن یک جنگ هستهای، سخنرانی کردهاست.
🔻جیمس میلز ، روزنامهنگار امریکایی در مورد ریگان نوشت که:
” طرز تلقی او دربارۀ هزینههای نظامی و ناشنوایی او در برابر هرگونه خلع سلاح هستهای، به یقین در زیر نفوذ این بینش موشکافانهای قرار دارد” که ”هار مَجِدوّن، آنگونه که در کتابهای حزقیال نبی و مکاشفۀ یوحنّا پیشگویی شدهاست، ممکن نیست در یک دنیای خلعسلاحشده تحقق پیدا کند”.
🔻این نویسندۀ تیزبین آمریکایی بهدرستی میگوید که:
” اگر دنیا بهزودی به آخر برسد، دیگر دلیلی ندارد که دربارۀ بازپرداخت بدهیهای ملی کاری بکنیم”. و ”پشتیبانی او از محافظهکاران نوینی مانند جیمس وات، در زمینۀ حفاظت محیط زیست هم، معنی پیدا میکند ؛ چون اصولاً چرا باید در بند حفظ محیطزیست بود؟ ”.
.
#کتاب_صوتی #آمریکا #نقد_ادیان #نقد_مسیحیت #نقد_یهودیت#یهودیت #مسیحیت #مسیح #امام_زمان #ظهور #اسرائیل #رونالد_ریگان #ریگان #جنگ #اخبار_جنگ #آخرالزمان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin