Telegram
نقدآگین
📺 مسیح در مقابلِ راست افراطی
— مصاحبه [انگلیسی] با #جان_فوگلسنگ
🔸جان فوگلسنگ، بازیگر، کمدین و نویسنده که توسط یک برادر فرانسیسکن سابق و یک راهبه کاتولیک بزرگ شده است، از پلتفرم خود برای صحبت در مورد ایمان استفاده میکند. او با کتاب پرفروش جدیدی با عنوان "جدایی کلیسا و نفرت: راهنمای یک فرد عاقل برای پس گرفتن انجیل از دست بنیادگرایان، فاشیستها و کلاهبرداران گلهدزد" در این برنامه حضور دارد.
🔻نکات اصلی مطرح شده در مصاحبه:
* ایمان شخصی و پیشینه: فوگلسنگ داستان والدینش را تعریف میکند؛ مادرش به صومعه پیوست، به مدرسه پرستاری رفت و برای کار با جذامیان به مالاوی آفریقا اعزام شد. پدرش یک برادر فرانسیسکن بود که در بروکلین تاریخ تدریس میکرد. آنها در بیمارستان، زمانی که پدرش به دلیل سل بستری بود و مادرش از او مراقبت میکرد، با هم آشنا شدند. آنها عهد خود را شکستند، عاشق شدند و در نهایت فوگلسنگ را به عنوان یک کاتولیک "پیشرو و آزاداندیش" بزرگ کردند، که دلیل کمدی استندآپ اوست.
* سوءاستفاده سیاسی از ایمان: فوگلسنگ استدلال میکند که مسیحیت، در طول تاریخ، توسط امپراتوری روم برای توجیه جنگهای صلیبی، بردهداری، تبعیض نژادی، همجنسگراستیزی و نقض حقوق کارگران مورد استفاده قرار گرفته است. او اشاره میکند که پیروان حقیقی مسیح همیشه کسانی بودهاند که در برابر مسیحیان خودکامه ایستادهاند، مانند سنت فرانسیس آسیزی در برابر جنگهای صلیبی و بارتولومه د لاس کاساس (یک کشیش) در برابر استثمار مردم بومی توسط کلمبوس.
* آموزههای مسیح در مقابل قدرتطلبی راست افراطی: او تأکید میکند که آموزههای مسیح بر «خدمت، فروتنی، اولویت دادن به آخرینها، مبارزه برای حاشیهنشینان، بخشیدن دشمنان و برگرداندن آن طرف صورت» متمرکز است. او میگوید: «او واقعاً به دنبال سلطه کامل راست افراطی بر فرهنگ، سیاست و هیئتمدیره مدارس محلی نبود. او خیلی اهل قدرت نبود». به نظر او، جنبش عشق عیسی توسط گروهی "بدجنس و معاف از مالیات" ربوده شده است که به دنبال سلطه قدرت راست افراطی مسیحی هستند، نه آموزههای مسیح.
* رفتار با مهاجران: در مورد رفتار با مهاجران غیرقانونی، فوگلسنگ آن را متضاد قلب انجیل میداند. او به تمثیل سامری نیکو اشاره میکند، جایی که عیسی عمداً یک «مقامات مذهبی» را بد و یک «اقلیت خارجی منفور» را قهرمان داستان میسازد تا نشان دهد همسایه ما کسی است که به کمک نیاز دارد. او میگوید خدا در کتب مقدس عبری به اسرائیلیها فرمان میدهد که با بیگانه مانند یکی از خودشان رفتار کنند.
* ترامپ و مسیحیت: فوگلسنگ معتقد است که دونالد ترامپ با وعده «قدرت» و قرار دادن مسیحیان در اولویت، حمایت آنها را جلب کرد، نه با پیروی از هیچیک از دستورات انجیل مسیح. او این را یک معامله «فریبنده» برای کسانی میداند که به جای برداشتن صلیب، قدرت را انتخاب کردند.
* برخورد با مخالفان: او توصیه میکند که به جای توهین، با کسانی که در مسیحیت سمی افراطی ثابت قدم هستند، با استفاده از متون مقدس بحث شود. او معتقد است که این کار باعث میشود مخالفان به کسانی که برای بحث در مورد کتاب مقدس وقت میگذارند، احترام بگذارند و همچنین احتمالاً «همسران و فرزندان» آنها را متقاعد کند.
کتاب جدید او «جدایی کلیسا و نفرت» در هفته چهارم انتشار خود در فهرست پرفروشترینها قرار دارد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— مصاحبه [انگلیسی] با #جان_فوگلسنگ
🔸جان فوگلسنگ، بازیگر، کمدین و نویسنده که توسط یک برادر فرانسیسکن سابق و یک راهبه کاتولیک بزرگ شده است، از پلتفرم خود برای صحبت در مورد ایمان استفاده میکند. او با کتاب پرفروش جدیدی با عنوان "جدایی کلیسا و نفرت: راهنمای یک فرد عاقل برای پس گرفتن انجیل از دست بنیادگرایان، فاشیستها و کلاهبرداران گلهدزد" در این برنامه حضور دارد.
🔻نکات اصلی مطرح شده در مصاحبه:
* ایمان شخصی و پیشینه: فوگلسنگ داستان والدینش را تعریف میکند؛ مادرش به صومعه پیوست، به مدرسه پرستاری رفت و برای کار با جذامیان به مالاوی آفریقا اعزام شد. پدرش یک برادر فرانسیسکن بود که در بروکلین تاریخ تدریس میکرد. آنها در بیمارستان، زمانی که پدرش به دلیل سل بستری بود و مادرش از او مراقبت میکرد، با هم آشنا شدند. آنها عهد خود را شکستند، عاشق شدند و در نهایت فوگلسنگ را به عنوان یک کاتولیک "پیشرو و آزاداندیش" بزرگ کردند، که دلیل کمدی استندآپ اوست.
* سوءاستفاده سیاسی از ایمان: فوگلسنگ استدلال میکند که مسیحیت، در طول تاریخ، توسط امپراتوری روم برای توجیه جنگهای صلیبی، بردهداری، تبعیض نژادی، همجنسگراستیزی و نقض حقوق کارگران مورد استفاده قرار گرفته است. او اشاره میکند که پیروان حقیقی مسیح همیشه کسانی بودهاند که در برابر مسیحیان خودکامه ایستادهاند، مانند سنت فرانسیس آسیزی در برابر جنگهای صلیبی و بارتولومه د لاس کاساس (یک کشیش) در برابر استثمار مردم بومی توسط کلمبوس.
* آموزههای مسیح در مقابل قدرتطلبی راست افراطی: او تأکید میکند که آموزههای مسیح بر «خدمت، فروتنی، اولویت دادن به آخرینها، مبارزه برای حاشیهنشینان، بخشیدن دشمنان و برگرداندن آن طرف صورت» متمرکز است. او میگوید: «او واقعاً به دنبال سلطه کامل راست افراطی بر فرهنگ، سیاست و هیئتمدیره مدارس محلی نبود. او خیلی اهل قدرت نبود». به نظر او، جنبش عشق عیسی توسط گروهی "بدجنس و معاف از مالیات" ربوده شده است که به دنبال سلطه قدرت راست افراطی مسیحی هستند، نه آموزههای مسیح.
* رفتار با مهاجران: در مورد رفتار با مهاجران غیرقانونی، فوگلسنگ آن را متضاد قلب انجیل میداند. او به تمثیل سامری نیکو اشاره میکند، جایی که عیسی عمداً یک «مقامات مذهبی» را بد و یک «اقلیت خارجی منفور» را قهرمان داستان میسازد تا نشان دهد همسایه ما کسی است که به کمک نیاز دارد. او میگوید خدا در کتب مقدس عبری به اسرائیلیها فرمان میدهد که با بیگانه مانند یکی از خودشان رفتار کنند.
* ترامپ و مسیحیت: فوگلسنگ معتقد است که دونالد ترامپ با وعده «قدرت» و قرار دادن مسیحیان در اولویت، حمایت آنها را جلب کرد، نه با پیروی از هیچیک از دستورات انجیل مسیح. او این را یک معامله «فریبنده» برای کسانی میداند که به جای برداشتن صلیب، قدرت را انتخاب کردند.
* برخورد با مخالفان: او توصیه میکند که به جای توهین، با کسانی که در مسیحیت سمی افراطی ثابت قدم هستند، با استفاده از متون مقدس بحث شود. او معتقد است که این کار باعث میشود مخالفان به کسانی که برای بحث در مورد کتاب مقدس وقت میگذارند، احترام بگذارند و همچنین احتمالاً «همسران و فرزندان» آنها را متقاعد کند.
کتاب جدید او «جدایی کلیسا و نفرت» در هفته چهارم انتشار خود در فهرست پرفروشترینها قرار دارد.
📕اسلام پسرفتی نسبت به مسیحت؟
📺 تمایزِ اسلام و مسیحیت
📺«همسایهات را... دوست بدار» دعوتی به محبتِ فراگیر؟
📺 ۸ دلیل مبنی بر اینکه مسیح یک «اختراع سیاسی» بود
📺 تحریفِ «پیشگویی اشعیای نبی» دربارۀ «تولد مسیح از باکره»
📻 عیسای تاریخی؟
📕خلاصۀ کتابِ «چگونه عیسی خدا شد؟ تعالی واعظ یهودی»
📕“فرزند خدا” در یهود و یونان
📕پاولس و پیدایش مسیحیت رومی
📺 میلیاردها مسیحی بهزودی گردنشان زدهخواهد شد!
📺 چه کسانی و چگونه مسیحیت را ساختند؟
📺 جردن پیترسون: «عیسی خداست!»
📺 داستانِ اسطورهایِ «بکارتِ» مریم
📺 عیسی و رمز و راز فرزندانش
📻 رستگارشدگان ربوده خواهند شد!
📕مسیح در قرآن: خدایی که خدا نیست
📕زیباییشناسیِ گناه
📺 مسیح: خدا یا پیامبر؟
.
#سیاست #نقد_ادیان #نقد_مسیحیت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 خبرِ بد برای بیژن عبدالکریمی 🎙#محمدعلی_جنتخواه 🔸ویدیوی دوم پاسخ علی دایی است به سخنان وایرالشدهی بیژن عبدالکریمی 📺 نظام باید هیکلمو طلا بگیره 📺 نظرات عبدالکریمی در برنامه رک! 📕جابجایی نقش متجاوز با پدر 📺 مقایسه پسا ۵۷ با پسا ولایتفقیه 📺 عمه و مامانم…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📺 کمونیستِ شرمنده و بی«حافظۀتاریخی» و غربستیزِ فردیدی
🔻قانون در این حوزه باید در خدمت آزادی شما باشه، نه ارباب و صاحب اختیار شما:
در این شرایط رقابتی، بیمهها تلاش میکنن برای ارائه خدمات بهتر و جذابتر؛ در نهایت وضعیت شرکتهای بیمه هم بهتر میشه.
🎙#فرزاد_فخارزاده
🔻البته در نقد به بخش زمین را ملی کردن اشاره نشد. درحالیکه نکتۀ مهمی بود. دقیقا در کدام بهشتِ «در شعار سوسیالیستیِ» جهان امروز (و در واقع لیبرال)، زمین را مفت میبخشند؟ وقتی میگویی زمین را ملی (دولتی) کن یا به مردم همینطوری ببخش یا بصرف کار، به آنها ببخش، مگر غیر از یک نگاهِ خام مارکسیستی - کمونیستی را بازگو کردهای که میگویی لیبرالها چنین تهمتی را به من میزنند؟
اتهام "مارکسیست" به این طرحها یک برچسب ساده نیست، بلکه ریشه در **رادیکالیسم اقتصادی نهفته در این سهگانه دارد: ملیسازی، توزیع مجدد و مالکیت کارگران بر ابزار تولید (زمین). این ایده قلب تپندهٔ انقلابهای سوسیالیستی بوده است.
۲. نقد مبتنی بر تجربه تاریخی (کمونیسم انقلابی)
اجرای این طرحها در قرن بیستم، بزرگترین دلیل برای کنار گذاشتن آنها در دنیای امروز است. هدف نهایی در کمونیسم، لغو مالکیت خصوصی بود.
* شوروی: پس از توزیع اولیه زمین برای کسب حمایت دهقانان (شعار «زمین، نان، صلح»)، دولت بلشویک به سرعت به سمت جمعیسازی اجباری حرکت کرد. این ملیسازی و حذف انگیزهٔ فردی مالکیت، منجر به سقوط تولید کشاورزی و قحطیهای عظیمی (مانند هولودومور) شد که جان میلیونها نفر را گرفت. مدیریت بوروکراتیک دولتی نتوانست جایگزین کارآمدی مالکیت شخصی شود.
* چین: تجربهٔ کمونهای مردمی در دورهٔ مائو زدونگ، الگوی مشابهی از مدیریت متمرکز و فاقد انگیزه را تکرار کرد و به قحطی بزرگ انجامید.
* درس عبرت تاریخی: کشورهایی مانند چین برای نجات اقتصاد کشاورزی خود، از دهه ۱۹۸۰ به سمت اعطای حقوق بهرهبرداری طولانیمدت و ارثی به خانوادهها (مشابه مالکیت فردی) بازگشتند و عملاً طرح اولیهٔ مارکسیستی را معکوس کردند. این بازگشت به انگیزهٔ فردی، جهش تولیدی را به همراه داشت.
بنابراین، منتقدان اقتصادی به درستی این طرحها را مارکسیستی قلمداد میکنند، زیرا اجرای آنها به طور تاریخی ثابت کرده است که به دلیل نابودی انگیزهٔ تولید و ناکارآمدی دولت در مدیریت مزرعه، به فاجعه منجر میشود.
۳. نقد مبتنی بر مدلهای مدرن (سوسیال دموکراسی) 🇸🇪
حتی استناد به کشورهای رفاهی مدرن برای توجیه ملیسازی زمین، یک سوءتفاهم ساختاری است. هیچ یک از دولتهای سوسیال دموکراتیک موفق امروز، مانند سوئد یا نروژ، برای کاهش نابرابری، اقدام به ملیسازی گستردهٔ زمین (مصادره و توزیع بدون بازار) نکردهاند.
* سوئد و نروژ: سیستمهای این کشورها بر پایهٔ اقتصاد بازار آزاد و حفاظت قاطع از مالکیت خصوصی استوار است. تفاوت آنها با لیبرالیسم راستگرا در میزان توزیع مجدد درآمد است.
* تفاوت اصلی: سوسیال دموکراسی اجازه میدهد زمین و کارخانهها خصوصی باقی بمانند و ثروت تولید کنند؛ سپس دولت با مالیاتهای سنگین بر این درآمد و ثروت، منابع مورد نیاز برای خدمات رفاهی رایگان و جامع (بیمه، بهداشت، آموزش) را تأمین میکند. آنها مالکیت ابزار تولید (زمین) را دستکاری نمیکنند، بلکه نتیجهٔ مالی تولید (درآمد) را توزیع میکنند.
نتیجهگیری نهایی: طرح "ملی شدن زمین" در دنیای امروز، نه تنها در مدلهای شکستخوردهٔ کمونیستی بهای سنگینی داشته، بلکه با اصول بنیادی موفقیت و رفاه در مدلهای لیبرال و سوسیال دموکراتیک مدرن (مانند سوئد) که بر حفاظت از حقوق مالکیت استوارند، در تضاد کامل است. به همین دلیل، ایدهٔ "بخشیدن زمین به همین سادگی" به عنوان یک راهکار اقتصادی در دستور کار هیچ کشور موفقی در جهان نیست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻قانون در این حوزه باید در خدمت آزادی شما باشه، نه ارباب و صاحب اختیار شما:
اول، اطمینان از این که حق بیمه بهتون پرداخت میشه؛
دوم، شرکت نتونه کسی رو مجبور کنه که بیا از دوست من بیمه بخر.
در این شرایط رقابتی، بیمهها تلاش میکنن برای ارائه خدمات بهتر و جذابتر؛ در نهایت وضعیت شرکتهای بیمه هم بهتر میشه.
🎙#فرزاد_فخارزاده
🔻البته در نقد به بخش زمین را ملی کردن اشاره نشد. درحالیکه نکتۀ مهمی بود. دقیقا در کدام بهشتِ «در شعار سوسیالیستیِ» جهان امروز (و در واقع لیبرال)، زمین را مفت میبخشند؟ وقتی میگویی زمین را ملی (دولتی) کن یا به مردم همینطوری ببخش یا بصرف کار، به آنها ببخش، مگر غیر از یک نگاهِ خام مارکسیستی - کمونیستی را بازگو کردهای که میگویی لیبرالها چنین تهمتی را به من میزنند؟
"شما بگو آقا زمین ملی بشه، زمین توزیع بشه بین ایرانیان، زمین داده بشه به کسی که کار میکنه، بلافاصله دوستان شما... میگن چپگرا، میگن مارکسیست!"
اتهام "مارکسیست" به این طرحها یک برچسب ساده نیست، بلکه ریشه در **رادیکالیسم اقتصادی نهفته در این سهگانه دارد: ملیسازی، توزیع مجدد و مالکیت کارگران بر ابزار تولید (زمین). این ایده قلب تپندهٔ انقلابهای سوسیالیستی بوده است.
۲. نقد مبتنی بر تجربه تاریخی (کمونیسم انقلابی)
اجرای این طرحها در قرن بیستم، بزرگترین دلیل برای کنار گذاشتن آنها در دنیای امروز است. هدف نهایی در کمونیسم، لغو مالکیت خصوصی بود.
* شوروی: پس از توزیع اولیه زمین برای کسب حمایت دهقانان (شعار «زمین، نان، صلح»)، دولت بلشویک به سرعت به سمت جمعیسازی اجباری حرکت کرد. این ملیسازی و حذف انگیزهٔ فردی مالکیت، منجر به سقوط تولید کشاورزی و قحطیهای عظیمی (مانند هولودومور) شد که جان میلیونها نفر را گرفت. مدیریت بوروکراتیک دولتی نتوانست جایگزین کارآمدی مالکیت شخصی شود.
* چین: تجربهٔ کمونهای مردمی در دورهٔ مائو زدونگ، الگوی مشابهی از مدیریت متمرکز و فاقد انگیزه را تکرار کرد و به قحطی بزرگ انجامید.
* درس عبرت تاریخی: کشورهایی مانند چین برای نجات اقتصاد کشاورزی خود، از دهه ۱۹۸۰ به سمت اعطای حقوق بهرهبرداری طولانیمدت و ارثی به خانوادهها (مشابه مالکیت فردی) بازگشتند و عملاً طرح اولیهٔ مارکسیستی را معکوس کردند. این بازگشت به انگیزهٔ فردی، جهش تولیدی را به همراه داشت.
بنابراین، منتقدان اقتصادی به درستی این طرحها را مارکسیستی قلمداد میکنند، زیرا اجرای آنها به طور تاریخی ثابت کرده است که به دلیل نابودی انگیزهٔ تولید و ناکارآمدی دولت در مدیریت مزرعه، به فاجعه منجر میشود.
۳. نقد مبتنی بر مدلهای مدرن (سوسیال دموکراسی) 🇸🇪
حتی استناد به کشورهای رفاهی مدرن برای توجیه ملیسازی زمین، یک سوءتفاهم ساختاری است. هیچ یک از دولتهای سوسیال دموکراتیک موفق امروز، مانند سوئد یا نروژ، برای کاهش نابرابری، اقدام به ملیسازی گستردهٔ زمین (مصادره و توزیع بدون بازار) نکردهاند.
* سوئد و نروژ: سیستمهای این کشورها بر پایهٔ اقتصاد بازار آزاد و حفاظت قاطع از مالکیت خصوصی استوار است. تفاوت آنها با لیبرالیسم راستگرا در میزان توزیع مجدد درآمد است.
* تفاوت اصلی: سوسیال دموکراسی اجازه میدهد زمین و کارخانهها خصوصی باقی بمانند و ثروت تولید کنند؛ سپس دولت با مالیاتهای سنگین بر این درآمد و ثروت، منابع مورد نیاز برای خدمات رفاهی رایگان و جامع (بیمه، بهداشت، آموزش) را تأمین میکند. آنها مالکیت ابزار تولید (زمین) را دستکاری نمیکنند، بلکه نتیجهٔ مالی تولید (درآمد) را توزیع میکنند.
نتیجهگیری نهایی: طرح "ملی شدن زمین" در دنیای امروز، نه تنها در مدلهای شکستخوردهٔ کمونیستی بهای سنگینی داشته، بلکه با اصول بنیادی موفقیت و رفاه در مدلهای لیبرال و سوسیال دموکراتیک مدرن (مانند سوئد) که بر حفاظت از حقوق مالکیت استوارند، در تضاد کامل است. به همین دلیل، ایدهٔ "بخشیدن زمین به همین سادگی" به عنوان یک راهکار اقتصادی در دستور کار هیچ کشور موفقی در جهان نیست.
📺 تجاوز و زندان اوین معنادارتر از زندگی پوچ غربی
📺 نظام باید هیکلمو طلا بگیره
📺 نظرات عبدالکریمی در برنامه رک!
📕جابجایی نقش متجاوز با پدر
📺 مقایسه پسا ۵۷ با پسا ولایتفقیه
📺 عمه و مامانم حرف صادقو میزنن!
📕مغالطات بیژن در مناظره با وریا
📺 بیژن عبدالکریمی فیلسوف نیست
📺 پیروزی بر اسراییل در ذهن بیژن
📺 آرایِ عبدالکریمی در ترازو
📕عبدالکریمی را چه شده؟
📕یاوههای «مشاهدهمحورِ» بیژن
📕فلسفۀ سیاسی و معیارهای دوگانه
📕وارونهگویی در بدیهیات بیژن
❓ادعای «تقطیع» توسط چه کسانی زیاد تکرار میشود؟
📕برقصیم بر گورِ افکارِ پوسیده!
📻 فلسفه در خدمت استبداد
📻 جعل تاریخ در جامۀ تفکر
📕از مغاک عصر ظلمت
📕دلقک کیست؟ زلنسکی یا عبدالکریمی؟
.
#چپ_ایرانی #نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 فیلمی تاریخی از بیژن پیش بابا ننۀ مظلومش 😂🤣
🔸وقتی فلسفه از تبیین چیزها بهمثابه همان که هستند، و بهطور کلی از عقل گذر میکند، به سالاد کلماتی تبدیل میشود که تنها ظاهر تفکر را دارند، نه جوهرش را. در چنین وضعی، واژهها جای واقعیت را میگیرند و معنا قربانی ژست میشود. فیلسوف دیگر نمیکوشد بفهمد، بلکه میکوشد شگفتانگیز بهنظر برسد. مفهوم، به جای اینکه نردبانی باشد برای رسیدن به حقیقت، میشود دکوری برای خودنمایی ذهنی.
🔸از اینجا فاجعه آغاز میشود: گفتوگو ناممکن میگردد، چون دیگر زبان ما به جهان وصل نیست. هر کس در خلأِ واژگان خود میچرخد و خیال میکند اندیشیده است، درحالیکه فقط واژهها را جابهجا کرده. وقتی فلسفه از عقل جدا شود، دیگر درمانِ پریشانی نیست، بلکه خودش منبعِ پریشانی میشود — طوفان واژهها بیهیچ ساحل معنا.
🔻برشی از نقد این سخن طلاییِ استاد «عمه و مامانم هم حرفای صادق زیباکلامو میزنن، پس مهمله!»:
🌾 @Naqdagin
🔸وقتی فلسفه از تبیین چیزها بهمثابه همان که هستند، و بهطور کلی از عقل گذر میکند، به سالاد کلماتی تبدیل میشود که تنها ظاهر تفکر را دارند، نه جوهرش را. در چنین وضعی، واژهها جای واقعیت را میگیرند و معنا قربانی ژست میشود. فیلسوف دیگر نمیکوشد بفهمد، بلکه میکوشد شگفتانگیز بهنظر برسد. مفهوم، به جای اینکه نردبانی باشد برای رسیدن به حقیقت، میشود دکوری برای خودنمایی ذهنی.
🔸از اینجا فاجعه آغاز میشود: گفتوگو ناممکن میگردد، چون دیگر زبان ما به جهان وصل نیست. هر کس در خلأِ واژگان خود میچرخد و خیال میکند اندیشیده است، درحالیکه فقط واژهها را جابهجا کرده. وقتی فلسفه از عقل جدا شود، دیگر درمانِ پریشانی نیست، بلکه خودش منبعِ پریشانی میشود — طوفان واژهها بیهیچ ساحل معنا.
🔻برشی از نقد این سخن طلاییِ استاد «عمه و مامانم هم حرفای صادق زیباکلامو میزنن، پس مهمله!»:
🔻بیژن عبدالکریمی:
«حرف های زیباکلام رو عمه و مامان من هم میگن! پس حرفی بیاصالت است که ضروری نیست بدان تفکر کنیم! و مثل یک زن همهجایی بیاعتبار است».
درود بر عمه و ننۀ محترم بیژن که بدون اتلافِ منابع ملی و اتلافِ وقت و مال دانشجویانِ دانشگاهِ آزاد و بدونِ کسب انواع رانت رسانهای، خردمندیای عمیقتر از بیژن بروز میدهند، و یا بعبارت دقیقتر، عقلانیت عرفی یا عقل سلیمشان زیر خروار کتاب و ایدئولوژی و محافظهکاری دفن نشدهاست.
بقول طلبهها، تزکیه بر تعلیم اولویت دارد. کسی که از جهت خودشناسی رذایل خود را در مراقبههای هر روزه محاسبه نکند و از حجم آنها بهتدریج نکاهد، علم برای او بدل به حجاب اکبر شده و او را مضحکۀ عام و خاص میکند. انبوهی از آخوندهای دهانگشاد، بمب خرافه و سیاستزده که دربارهی هرچیزی با خودشیفتگی و قاطعیت سخن میگویند تا در رسانهها بعنوان عالم دین و انسان اهل تقوا و خدا مطرح شوند، بهصرف اینکه انبوهی کتاب خواندهاند و این توهم در آنها پیش آمده که دینداری عملیشان و فهمشان از امور دینی در هر ساحتی از عامه بیشتر است، اما خود بدل به مضحکهی عام و خاص میشوند و آبروی دین و دینداران را بیشتر خدشهدار میکنند، یا بنا به روایت، در جهنم بدبوترینها همین عالمانِ خودبرتربین بیعملاند، مشابهِ وضعیت برخی دانشگاهیان.
📺 عمه و مامانم حرف صادقو میزنن!
📕جابجایی نقش متجاوز با پدر
📕مغالطات بیژن در مناظره با وریا
📺 تجاوز و زندان اوین معنادارتر از زندگی پوچ غربی
📺 نظام باید هیکلمو طلا بگیره
📺 نظرات عبدالکریمی در برنامه رک!
📺 مقایسه پسا ۵۷ با پسا ولایتفقیه
📺 بیژن عبدالکریمی فیلسوف نیست
📺 پیروزی بر اسراییل در ذهن بیژن
📺 آرایِ عبدالکریمی در ترازو
📕عبدالکریمی را چه شده؟
📕یاوههای «مشاهدهمحورِ» بیژن
📕فلسفۀ سیاسی و معیارهای دوگانه
📕وارونهگویی در بدیهیات بیژن
❓ادعای «تقطیع» توسط چه کسانی زیاد تکرار میشود؟
📕برقصیم بر گورِ افکارِ پوسیده!
📻 فلسفه در خدمت استبداد
📻 جعل تاریخ در جامۀ تفکر
📕از مغاک عصر ظلمت
📕دلقک کیست؟ زلنسکی یا عبدالکریمی؟
🔻پروندهی جعل و دروغ
📕حقارت بیژن در آینۀ حسن
📺 بهتان به زیدآبادی: وفاقِ بیژنوار
📕پروندهسازی برای مهرآیین و موجهسازی سرکوب
📺 هذیان شدید فیلوسوفِ فردیدی!
📕عبدالکریمی و میری: شارلاتانیزم یا بیسوادی «جبهۀ مقاومت»
— منحطسازی معنای دانشگاه توسط ج.ا
📕آمارهای وحشتناک
— هر کس شرم ندارد، وارد آکادمی نشود
📺 گفتند ما تا به حال گوشت نخوردهایم!
— نقدی بر مسئولیتناپذیری بیژن عبدالکریمی
📻 فلسفه در خدمت استبداد
.➖➖➖
#نقدخند #چپ_ایرانی #استمرارطالبان
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 «اهل سنت کافر و نجساند» — چون امامت را قبول ندارند [علامه حلی] 🎙آیتالله #کمال_حیدری 🔻حیدری: نقد امامت و خمس 📺 امامت جزء اصول دین است؟! 📺 فوایدِ امام؟ اینا مال پخش نیست! 📺 علامه طباطبایی: هیچ جمعهای نخواهد آمد! 📺 خمس/ولایت فقها برمبنای «دروغ مصلحتیِ»…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 بدرقۀ زیبای پیکرِ ناصر تقوایی
🔸البته حدس میزنم بانوی آغاز فیلم، همسر پرمهر و گرامی ناصر تقوایی باشد. بسیار فرخنده است که بیاموزیم روز مرگ، روز اندوه و عزا و ماتم و افسوس و سیاهپوشی نیست؛ روز شادی است و جشن و سپاسگزاری. درست مثل تکتک روزهای زندگی.
🔸برای احیای ایران و انسانِ ایرانی، بایسته است که این رسمِ جاهلیِ شیعه، که آیینِ سیاهپوشی و غم و عزا و ماتم و خودزنی و جنون ناسپاسی نسبت به زندگی و مرگ است، را براندازیم.
🔸اگر مرگ را براستی حق میدانیم چونان زندگی، پس نه زندگی گناه است و نه مرگ امری جدا از آن و لایقِ لعن و نفرت؛ هر دو موهبتیاند که حیات انسانی را ممکن میکنند؛ تجربههای متنوعِ هستیِ خودآگاهانه و ادراکِ هستی را، و باید هر دو را بهیکسان گرامی داشت و جشن گرفت. اگر وصال زیباست، فراق نیز زیباست و باید آن را به زیباترین وجه پاسداشت؛ چرا که وصالی بدون فراق ممکن نیست، و آغازی بدونِ پایان. عشقِ واقعی تنها با تصدیقِ واقعیتها و محدودیتهای واقعیت و پایانهای محتوم ممکن است؛ وگرنه آنکه فراق و مرگ را نفرینشده بداند، اساسا به وادیِ مقدسِ عشق و زندگی وارد نمیشود.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸البته حدس میزنم بانوی آغاز فیلم، همسر پرمهر و گرامی ناصر تقوایی باشد. بسیار فرخنده است که بیاموزیم روز مرگ، روز اندوه و عزا و ماتم و افسوس و سیاهپوشی نیست؛ روز شادی است و جشن و سپاسگزاری. درست مثل تکتک روزهای زندگی.
🔸برای احیای ایران و انسانِ ایرانی، بایسته است که این رسمِ جاهلیِ شیعه، که آیینِ سیاهپوشی و غم و عزا و ماتم و خودزنی و جنون ناسپاسی نسبت به زندگی و مرگ است، را براندازیم.
🔸اگر مرگ را براستی حق میدانیم چونان زندگی، پس نه زندگی گناه است و نه مرگ امری جدا از آن و لایقِ لعن و نفرت؛ هر دو موهبتیاند که حیات انسانی را ممکن میکنند؛ تجربههای متنوعِ هستیِ خودآگاهانه و ادراکِ هستی را، و باید هر دو را بهیکسان گرامی داشت و جشن گرفت. اگر وصال زیباست، فراق نیز زیباست و باید آن را به زیباترین وجه پاسداشت؛ چرا که وصالی بدون فراق ممکن نیست، و آغازی بدونِ پایان. عشقِ واقعی تنها با تصدیقِ واقعیتها و محدودیتهای واقعیت و پایانهای محتوم ممکن است؛ وگرنه آنکه فراق و مرگ را نفرینشده بداند، اساسا به وادیِ مقدسِ عشق و زندگی وارد نمیشود.
.
#نقد_شیعه #جامعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘شهرزاد، راه سختِ زن بودن ✍🏻 #مصطفا_آلاحمد 🍂 چند سال پیش در خواجوشهر نزدیکی سیرجان و در خانهی "حوا"، زن مهربانی که پناهش داده بود به دیدارش رفتم. بسیار شکسته شده بود، اما همچنان قوی و با انرژی صحبت میکرد. اگرچه همه چیز علیه او و زنانگیش رقم خورده بود،…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📸 مرضیه ابراهیمی
— ۲۳ مهرماه، یازدهمین سالگرد اسیدپاشی حکومتی
▪️اسیدپاشیهای زنجیرهای در اصفهان مربوط به جنایت اسیدپاشیهای پیاپی به ناحیهٔ صورت زنان بدون چادر در شهر اصفهان است که در مهرماه ۱۳۹۳ خورشیدی به وقوع پیوست.
▪️در جریان این اسیدپاشیها، حداقل چهار دختر یا زن جوان مورد حمله قرار گرفتهاند که منجر به مرگ یکی از آنها گردید. برخی گزارشها شمار قربانیان اسیدپاشی در اصفهان را تا ۱۵ نفر اعلام کردهاند. خبرهای اسیدپاشی در اصفهان، امنیت مردم شهر را مختل کرد، زنان و دختران شهر کمتر در معابر عمومی پدیدار میشدند. خبر این حوادث نخستین بار به صورت رسمی از خبرگزاری ایسنا منتشر گردید. این اولین بار نیست که اسیدپاشی در ایران رخ میدهد و این اتفاق پیش از این نیز بارها تکرار شده است اما نکتهای که این بار مردم را به شدت پریشان کرد وجه تروریستی این حادثه بود.
▪️روز پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۹ نگار مسعودی، عکاس و مستندساز قربانیان اسیدپاشی که عکسهایی از مرضیه ابراهیمی یکی از قربانیان در اصفهان گرفته بود، توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
▪️یک شهروند اصفهانی گفت که مدتها قبل از شروع اسیدپاشی، به مدت ۲ هفته به موبایلهای شهروندان اصفهانی، پیامکی با مضمون «روی صورت بدحجابان اسید پاشیده میشود» ارسال شده بود. و آنها ابتدا مایعی غیر اسیدی (ترکیبی از مواد شوینده نظیر وایتکس) به صورت زنان و دختران میپاشیدند که اثر سوزش آن به اندازه اسید نبود و جراحاتی سطحی بر جای میگذاشت.
◼️اظهاراتِ امام جمعه موقت اصفهان پیش و پس از حوادث
چندی پیش از وقوع این حوادث، سید یوسف طباطبایینژاد -امام جمعه اصفهان- در خطبههای نماز جمعه اعلام نموده بود:
▪️عدهای از باندی بودن این اسیدپاشی خبر دادند و عده دیگر این شیوه را تذکر به بدحجابی دانستهاند که با پاشیدن اسید روی صورت زنان اصفهانی، در صددِ تذکر به آنها در خصوص بدحجابیشان بودهاند.
◼️موردهای مشابه پیشین
▪️برخی از ائمه جمعه و گروه انصار حزبالله در ماهها و هفتههای پیش از حادثه، حجم نامتعارفی از نفرت پراکنی را علیه گروههایی از زنان انجام دادند. معرفی زنهای کم حجاب به عنوان منحرفان اخلاقی، عوامل اصلی مشکلات اجتماعی یا حتی کسانی که بهطور سازمانیافته به اجرای پروژههای پیچیده دشمنان خارجی برای مقابله با جمهوری اسلامی میپردازند، بخشی از این فرایند بوده است. این نفرت پراکنیها، که بسیاری از آنها از طریق تریبونهای رسمی چون نماز جمعه یا نشریات کثیرالانتشار صورت گرفت، علیرغم تجربیاتی بوده که از تأثیر احتمالی زمینههای تبلیغی بر قدامات عملی حکایت دارند.
⬛️ اقدامات حکومتی پس از ماجرای اسیدپاشی:
🌾 @Naqdagin
— ۲۳ مهرماه، یازدهمین سالگرد اسیدپاشی حکومتی
اگرچه اندوه
چون استخوان ِ شکستهای
به جانمان فرو میرود،
از میان ِ شکستگی استخوانهایمان
امید
چون جوانهای پرشور
همیشه و هنوز
به سوی ِ نور قد میکشد.
•معصومه صابر
▪️اسیدپاشیهای زنجیرهای در اصفهان مربوط به جنایت اسیدپاشیهای پیاپی به ناحیهٔ صورت زنان بدون چادر در شهر اصفهان است که در مهرماه ۱۳۹۳ خورشیدی به وقوع پیوست.
▪️در جریان این اسیدپاشیها، حداقل چهار دختر یا زن جوان مورد حمله قرار گرفتهاند که منجر به مرگ یکی از آنها گردید. برخی گزارشها شمار قربانیان اسیدپاشی در اصفهان را تا ۱۵ نفر اعلام کردهاند. خبرهای اسیدپاشی در اصفهان، امنیت مردم شهر را مختل کرد، زنان و دختران شهر کمتر در معابر عمومی پدیدار میشدند. خبر این حوادث نخستین بار به صورت رسمی از خبرگزاری ایسنا منتشر گردید. این اولین بار نیست که اسیدپاشی در ایران رخ میدهد و این اتفاق پیش از این نیز بارها تکرار شده است اما نکتهای که این بار مردم را به شدت پریشان کرد وجه تروریستی این حادثه بود.
▪️روز پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۹ نگار مسعودی، عکاس و مستندساز قربانیان اسیدپاشی که عکسهایی از مرضیه ابراهیمی یکی از قربانیان در اصفهان گرفته بود، توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
▪️یک شهروند اصفهانی گفت که مدتها قبل از شروع اسیدپاشی، به مدت ۲ هفته به موبایلهای شهروندان اصفهانی، پیامکی با مضمون «روی صورت بدحجابان اسید پاشیده میشود» ارسال شده بود. و آنها ابتدا مایعی غیر اسیدی (ترکیبی از مواد شوینده نظیر وایتکس) به صورت زنان و دختران میپاشیدند که اثر سوزش آن به اندازه اسید نبود و جراحاتی سطحی بر جای میگذاشت.
◼️اظهاراتِ امام جمعه موقت اصفهان پیش و پس از حوادث
چندی پیش از وقوع این حوادث، سید یوسف طباطبایینژاد -امام جمعه اصفهان- در خطبههای نماز جمعه اعلام نموده بود:
مسئلهٔ حجاب دیگر از حد تذکر گذشته است و، برای مقابله با بدحجابی، باید چوب تر را بالا برد و از نیروی قهریه استفاده کرد.▪️محمدتقی رهبر -امام جمعه دیگر (موقت) اصفهان- پس از حادثه اسیدپاشی گفت که نگفته تذکر باید از حالت لسانی فراتر برود.
▪️عدهای از باندی بودن این اسیدپاشی خبر دادند و عده دیگر این شیوه را تذکر به بدحجابی دانستهاند که با پاشیدن اسید روی صورت زنان اصفهانی، در صددِ تذکر به آنها در خصوص بدحجابیشان بودهاند.
◼️موردهای مشابه پیشین
▪️برخی از ائمه جمعه و گروه انصار حزبالله در ماهها و هفتههای پیش از حادثه، حجم نامتعارفی از نفرت پراکنی را علیه گروههایی از زنان انجام دادند. معرفی زنهای کم حجاب به عنوان منحرفان اخلاقی، عوامل اصلی مشکلات اجتماعی یا حتی کسانی که بهطور سازمانیافته به اجرای پروژههای پیچیده دشمنان خارجی برای مقابله با جمهوری اسلامی میپردازند، بخشی از این فرایند بوده است. این نفرت پراکنیها، که بسیاری از آنها از طریق تریبونهای رسمی چون نماز جمعه یا نشریات کثیرالانتشار صورت گرفت، علیرغم تجربیاتی بوده که از تأثیر احتمالی زمینههای تبلیغی بر قدامات عملی حکایت دارند.
⬛️ اقدامات حکومتی پس از ماجرای اسیدپاشی:
تکذیب ارتباط ماجرای اسیدپاشی با امر به معروف و نهی از منکر.
ضرب و شتم و دستگیری عدهای از معترضان به اسیدپاشی در اصفهان و تهران.
دستگیری عدهای از خبرنگاران، عکاسان و کنشگران مدنی.
تهدید و برخورد با کسانی که اسیدپاشی را مرتبط با «امر به معروف» عنوان کنند.
تصویب مفاد باقیمانده از طرح حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر توسط نمایندگان مجلس شورای اسلامی.
متهم کردن اسراییل و انگلیس در دست داشتن در ماجرای اسیدپاشی.
محکوم کردن اسیدپاشی توسط مقامات دولتی.
معاینه و پیگیری درمان آسیبدیدگان اسیدپاشی به وسیله وزیر بهداشت.
دستگیری بهروز ملبوسباف، مستندساز، و پوشاندن لباس زنانه بر تن وی در بازداشتگاه و انتشار عکسهای آن و معرفی وی به عنوان متهم اسیدپاشی و اعلام بیماری پوستیِ او به عنوان سندِ جرم.
انتشار عکس علی جلالی، عضو هیئت مدیره انجمن استاندارد ایران، به عنوان متهم اسیدپاشی.
.➖➖➖
#زنان #زنان_و_اسلام #حکومت_اسلامی
🌾 @Naqdagin
YouTube
بحثی درباره حقوق زنان و بارداری ناخواسته
در این ویدیو به بررسی دیدگاههای فلسفی دربارهی «حق انتخاب» زنان در موضوع سقط جنین پرداختم.
با نگاهی به آرای موری روتبارد در کتاب The Ethics of Liberty، مسئلهی مالکیتمطرق بر بدن، آزادی فردی و حدود اخلاقی دولت را بررسی میکنیم.
توجه داشته باشید در چارچوبی…
با نگاهی به آرای موری روتبارد در کتاب The Ethics of Liberty، مسئلهی مالکیتمطرق بر بدن، آزادی فردی و حدود اخلاقی دولت را بررسی میکنیم.
توجه داشته باشید در چارچوبی…
📺 بحثی درباره حقوق زنان و بارداری ناخواسته
🎙#اشکان
👈 «اینجا»🔗 در کانالِ یوتیوب «فلسفه و دانش» تماشا کنید.
🔸در این ویدیو به بررسی دیدگاههای فلسفی دربارهی «حق انتخاب» زنان در موضوع سقط جنین پرداختم.
با نگاهی به آرای موری روتبارد در کتاب The Ethics of Liberty، مسئلهی مالکیتمطرق بر بدن، آزادی فردی و حدود اخلاقی دولت را بررسی میکنیم.
🔸توجه داشته باشید در چارچوبی تحلیلی- فلسفی انجام میشود و هدف آن ارائهی دیدگاهی نظری دربارهی رابطهی آزادی، اخلاق و حقوق زنان است.
🧠 موضوعات مطرحشده:
✅ فلسفهی آزادی و حق مالکیت بدن
✅ تحلیل دیدگاه لیبرتارینیسم دربارهی سقط جنین
🔻برشی از کتاب «اخلاق آزادی»:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
🎙#اشکان
👈 «اینجا»🔗 در کانالِ یوتیوب «فلسفه و دانش» تماشا کنید.
🔸در این ویدیو به بررسی دیدگاههای فلسفی دربارهی «حق انتخاب» زنان در موضوع سقط جنین پرداختم.
با نگاهی به آرای موری روتبارد در کتاب The Ethics of Liberty، مسئلهی مالکیتمطرق بر بدن، آزادی فردی و حدود اخلاقی دولت را بررسی میکنیم.
🔸توجه داشته باشید در چارچوبی تحلیلی- فلسفی انجام میشود و هدف آن ارائهی دیدگاهی نظری دربارهی رابطهی آزادی، اخلاق و حقوق زنان است.
🧠 موضوعات مطرحشده:
✅ فلسفهی آزادی و حق مالکیت بدن
✅ تحلیل دیدگاه لیبرتارینیسم دربارهی سقط جنین
🔻برشی از کتاب «اخلاق آزادی»:
پایهٔ درست برای تحلیل مسئلهٔ سقط جنین، حق مطلق هر انسان بر مالکیت خویشتن (self-ownership) است. این اصل بیدرنگ دلالت دارد بر اینکه هر زن حق مطلق بر بدن خود دارد؛ او بر بدن خویش و بر هرآنچه در درون آن است سلطهای کامل و مطلق دارد. این شامل جنین نیز میشود.
اکثر جنینها در رحم مادر هستند چون مادر به این وضعیت رضایت داده است؛ اما حضور جنین در آنجا بهواسطهٔ رضایت آزادانهٔ مادر است. اما اگر مادر تصمیم بگیرد که دیگر نمیخواهد جنین در بدن او باقی بماند، در آن لحظه جنین به منزلهٔ یک «مهاجم انگلگونه» به پیکر او درمیآید، و مادر حق تام دارد که این مهاجم را از قلمرو خود بیرون براند. (موری روتبارد - اخلاق آزادی).
.
#فلسفیدن #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 بحثی درباره حقوق زنان و بارداری ناخواسته
🎙#اشکان
👈 «اینجا»🔗 در کانالِ یوتیوب «فلسفه و دانش» تماشا کنید.
🔸در این ویدیو به بررسی دیدگاههای فلسفی دربارهی «حق انتخاب» زنان در موضوع سقط جنین پرداختم. با نگاهی به آرای موری روتبارد در کتاب The Ethics of Liberty، مسئلهی مالکیتمطرق بر بدن، آزادی فردی و حدود اخلاقی دولت را بررسی میکنیم.
🔸توجه داشته باشید در چارچوبی تحلیلی- فلسفی انجام میشود و هدف آن ارائهی دیدگاهی نظری دربارهی رابطهی آزادی، اخلاق و حقوق زنان است.
🧠 موضوعات مطرحشده:
✅ فلسفهی آزادی و حق مالکیت بدن
✅ تحلیل دیدگاه لیبرتارینیسم دربارهی سقط جنین
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
🎙#اشکان
👈 «اینجا»🔗 در کانالِ یوتیوب «فلسفه و دانش» تماشا کنید.
🔸در این ویدیو به بررسی دیدگاههای فلسفی دربارهی «حق انتخاب» زنان در موضوع سقط جنین پرداختم. با نگاهی به آرای موری روتبارد در کتاب The Ethics of Liberty، مسئلهی مالکیتمطرق بر بدن، آزادی فردی و حدود اخلاقی دولت را بررسی میکنیم.
🔸توجه داشته باشید در چارچوبی تحلیلی- فلسفی انجام میشود و هدف آن ارائهی دیدگاهی نظری دربارهی رابطهی آزادی، اخلاق و حقوق زنان است.
🧠 موضوعات مطرحشده:
✅ فلسفهی آزادی و حق مالکیت بدن
✅ تحلیل دیدگاه لیبرتارینیسم دربارهی سقط جنین
.
#فلسفیدن #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
Telegram
نقدآگین
📺 چگونه پول جای خدا را گرفت (۱/۲)
— خاستگاه فکری سرمایهداری: از الهیات کاتولیک تا اضطراب پروتستانی
🎙#جیانگ_شوئکین
🔸ویدیو به بررسی تفاوتهای بنیادین میان کاتولیسیزم و پروتستانتیسم و چگونگی تأثیر اضطرابهای ایجاد شده توسط اصلاحات پروتستانی بر شکلگیری اندیشهٔ سرمایهداری میپردازد.
۱. ارکان سهگانهٔ کاتولیسیزم و معضلات ناشی از آنها
🔻مسیحیت کاتولیک در دورههای میانی اروپا بر سه اصل اساسی استوار بود که زمینهساز بروز مشکلات و در نهایت اعتراضات پروتستانی شدند:
الف) جزماندیشی (Orthodoxy)
کاتولیسیزم مجموعهای ثابت از عقاید جزمی (Dogma) را تعریف میکرد که پیروان باید آنها را به حافظه میسپردند. هیچگونه پرسش، تفسیر شخصی یا شک در این باورها مجاز نبود.
ب) سلسله مراتب (Hierarchy)
اصول جزماندیشی از طریق یک ساختار سلسله مراتبی سفت و سخت حفظ میشد. در این سیستم، تنها روحانیون عالیرتبه (کشیشان و مقامات کلیسا) دسترسی انحصاری به تفسیر کتاب مقدس داشتند و پاپ نماینده رسمی خداوند بر روی زمین تلقی میشد. این ساختار، پیروان را از دسترسی مستقیم به آموزههای دینی محروم میکرد.
ج) رستگاری از طریق اعمال (Justification by Works)
رستگاری و نجات (Saved) نه از طریق باور قلبی، بلکه با انجام مناسک صحیح و پیروی دقیق از دستورالعملهای کلیسا به دست میآمد. این ایده بر این اصل استوار بود که اعمال شما بیش از باور شما اهمیت دارند.
🔻معضلات سهگانهٔ کاتولیک
این سه اصل، مشکلات عمیقی را در بافت جامعهٔ کاتولیک ایجاد کردند:
* اعمالگرایی → ریاکاری (Hypocrisy): از آنجا که اعمال ظاهری مهمتر از باور درونی بودند، راه برای ریاکاری گشوده میشد. فرد میتوانست بدون ایمان واقعی، با انجام تشریفات، خود را بهشتی سازد.
* سلسله مراتب → فساد (Corruption): نبود مکانیسم نظارتی بر قدرت انحصاری روحانیون، زمینهساز سوءاستفاده و فساد در میان کشیشان میشد.
* جزماندیشی → جدایی (Disconnection): نیاز بنیادین انسان به ارتباط مستقیم و عمیق با خدا به دلیل وجود واسطههای کلیسایی و جزمهای سخت، نادیده گرفته میشد و منجر به احساس جدایی و سرکوب نارضایتیها میشد.
۲. پاسخ سهگانهٔ اصلاحات پروتستانی
جنبش پروتستانی به رهبری متفکرانی چون مارتین لوتر و ژان کالون، به عنوان پاسخی رادیکال به مشکلات کلیسای کاتولیک ظهور کرد و سه مفهوم متضاد را جایگزین نمود:
الف) دسترسی مستقیم (Direct Access)
در واکنش به جزماندیشی و سلسله مراتب، پروتستانها اعلام کردند که هر فرد میتواند مستقیماً با خدا صحبت کند و شخصاً کتاب مقدس را بخواند و تفسیر کند. این امر نیاز به کشیش را به عنوان واسطه از بین میبرد.
ب) مساواتطلبی (Egalitarianism)
از آنجا که همه میتوانستند مستقیماً به خدا دسترسی پیدا کنند، ساختار کلیسایی بنیاداً مساواتطلب شد؛ همه در برابر خدا برابرند. نتیجهٔ جانبی این اصل، انفجار تنوع فرقههای دینی بود، زیرا هر فرد میتوانست تفسیر خود را به یک دین جدید تبدیل کند.
ج) رستگاری از طریق ایمان (Justification by Faith)
در مقابل اعمالگرایی کاتولیک، پروتستانها بر این اصل تأکید کردند که نجات تنها از طریق ایمان واقعی و قلبی به خدا و لطف او (Grace) به دست میآید. اعمال شما باید بازتاب ایمان درونی باشند، نه عامل نجات.
۳. مشکلات سهگانهٔ اضطرابآور پروتستانتیسم
🔻اگرچه اصلاحات پروتستانی بسیاری از مشکلات کاتولیسیزم را حل کرد، اما به نوبهٔ خود اضطرابهای جدیدی را در ذهن مؤمنان ایجاد نمود:
الف) ایمان → اضطراب (Anxiety)
چگونه یک نفر میتواند به طور قطع بداند که آیا ایمانش واقعاً صادقانه است؟ این نیاز به اثبات ایمان درونی، باعث ایجاد شک و اضطراب دائمی در مؤمنان میشد.
ب) تثلیث مقدس (Holy Trinity) و جدایی
یکی از مفاهیم اصلی مسیحیت، تثلیث (پدر، پسر، روحالقدس) است که از نظر منطقی غیرقابل درک برای ذهن انسان است (چیزی که هست و نیست، همه چیز و هیچ چیز). در کاتولیک، کلیسا واسطه بود و مؤمن صرفاً به کلیسا ایمان میآورد. اما در پروتستانتیسم، مؤمن باید مستقیماً با این مفهوم غیرقابل درک و انتزاعی دست و پنجه نرم میکرد، که احساس جدایی و اضطراب را تشدید میکرد.
ج) تقدیر ازلی مضاعف (Double Predestination)
▪️ژان کالون این ایده را مطرح کرد که خداوند از ابتدا، پیش از تولد هر کس، سرنوشت او (بهشت یا جهنم) را مشخص کرده است (تقدیر ازلی).
▪️ تنها "برگزیدگان" (Elect) نجات مییابند.
▪️"برگزیده" کسی است که واقعاً باور دارد که مورد لطف خدا قرار گرفته است.
🔺این دکترین اضطراب را به اوج خود میرساند:
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— خاستگاه فکری سرمایهداری: از الهیات کاتولیک تا اضطراب پروتستانی
🎙#جیانگ_شوئکین
🔸ویدیو به بررسی تفاوتهای بنیادین میان کاتولیسیزم و پروتستانتیسم و چگونگی تأثیر اضطرابهای ایجاد شده توسط اصلاحات پروتستانی بر شکلگیری اندیشهٔ سرمایهداری میپردازد.
۱. ارکان سهگانهٔ کاتولیسیزم و معضلات ناشی از آنها
🔻مسیحیت کاتولیک در دورههای میانی اروپا بر سه اصل اساسی استوار بود که زمینهساز بروز مشکلات و در نهایت اعتراضات پروتستانی شدند:
الف) جزماندیشی (Orthodoxy)
کاتولیسیزم مجموعهای ثابت از عقاید جزمی (Dogma) را تعریف میکرد که پیروان باید آنها را به حافظه میسپردند. هیچگونه پرسش، تفسیر شخصی یا شک در این باورها مجاز نبود.
ب) سلسله مراتب (Hierarchy)
اصول جزماندیشی از طریق یک ساختار سلسله مراتبی سفت و سخت حفظ میشد. در این سیستم، تنها روحانیون عالیرتبه (کشیشان و مقامات کلیسا) دسترسی انحصاری به تفسیر کتاب مقدس داشتند و پاپ نماینده رسمی خداوند بر روی زمین تلقی میشد. این ساختار، پیروان را از دسترسی مستقیم به آموزههای دینی محروم میکرد.
ج) رستگاری از طریق اعمال (Justification by Works)
رستگاری و نجات (Saved) نه از طریق باور قلبی، بلکه با انجام مناسک صحیح و پیروی دقیق از دستورالعملهای کلیسا به دست میآمد. این ایده بر این اصل استوار بود که اعمال شما بیش از باور شما اهمیت دارند.
🔻معضلات سهگانهٔ کاتولیک
این سه اصل، مشکلات عمیقی را در بافت جامعهٔ کاتولیک ایجاد کردند:
* اعمالگرایی → ریاکاری (Hypocrisy): از آنجا که اعمال ظاهری مهمتر از باور درونی بودند، راه برای ریاکاری گشوده میشد. فرد میتوانست بدون ایمان واقعی، با انجام تشریفات، خود را بهشتی سازد.
* سلسله مراتب → فساد (Corruption): نبود مکانیسم نظارتی بر قدرت انحصاری روحانیون، زمینهساز سوءاستفاده و فساد در میان کشیشان میشد.
* جزماندیشی → جدایی (Disconnection): نیاز بنیادین انسان به ارتباط مستقیم و عمیق با خدا به دلیل وجود واسطههای کلیسایی و جزمهای سخت، نادیده گرفته میشد و منجر به احساس جدایی و سرکوب نارضایتیها میشد.
۲. پاسخ سهگانهٔ اصلاحات پروتستانی
جنبش پروتستانی به رهبری متفکرانی چون مارتین لوتر و ژان کالون، به عنوان پاسخی رادیکال به مشکلات کلیسای کاتولیک ظهور کرد و سه مفهوم متضاد را جایگزین نمود:
الف) دسترسی مستقیم (Direct Access)
در واکنش به جزماندیشی و سلسله مراتب، پروتستانها اعلام کردند که هر فرد میتواند مستقیماً با خدا صحبت کند و شخصاً کتاب مقدس را بخواند و تفسیر کند. این امر نیاز به کشیش را به عنوان واسطه از بین میبرد.
ب) مساواتطلبی (Egalitarianism)
از آنجا که همه میتوانستند مستقیماً به خدا دسترسی پیدا کنند، ساختار کلیسایی بنیاداً مساواتطلب شد؛ همه در برابر خدا برابرند. نتیجهٔ جانبی این اصل، انفجار تنوع فرقههای دینی بود، زیرا هر فرد میتوانست تفسیر خود را به یک دین جدید تبدیل کند.
ج) رستگاری از طریق ایمان (Justification by Faith)
در مقابل اعمالگرایی کاتولیک، پروتستانها بر این اصل تأکید کردند که نجات تنها از طریق ایمان واقعی و قلبی به خدا و لطف او (Grace) به دست میآید. اعمال شما باید بازتاب ایمان درونی باشند، نه عامل نجات.
۳. مشکلات سهگانهٔ اضطرابآور پروتستانتیسم
🔻اگرچه اصلاحات پروتستانی بسیاری از مشکلات کاتولیسیزم را حل کرد، اما به نوبهٔ خود اضطرابهای جدیدی را در ذهن مؤمنان ایجاد نمود:
الف) ایمان → اضطراب (Anxiety)
چگونه یک نفر میتواند به طور قطع بداند که آیا ایمانش واقعاً صادقانه است؟ این نیاز به اثبات ایمان درونی، باعث ایجاد شک و اضطراب دائمی در مؤمنان میشد.
ب) تثلیث مقدس (Holy Trinity) و جدایی
یکی از مفاهیم اصلی مسیحیت، تثلیث (پدر، پسر، روحالقدس) است که از نظر منطقی غیرقابل درک برای ذهن انسان است (چیزی که هست و نیست، همه چیز و هیچ چیز). در کاتولیک، کلیسا واسطه بود و مؤمن صرفاً به کلیسا ایمان میآورد. اما در پروتستانتیسم، مؤمن باید مستقیماً با این مفهوم غیرقابل درک و انتزاعی دست و پنجه نرم میکرد، که احساس جدایی و اضطراب را تشدید میکرد.
ج) تقدیر ازلی مضاعف (Double Predestination)
▪️ژان کالون این ایده را مطرح کرد که خداوند از ابتدا، پیش از تولد هر کس، سرنوشت او (بهشت یا جهنم) را مشخص کرده است (تقدیر ازلی).
▪️ تنها "برگزیدگان" (Elect) نجات مییابند.
▪️"برگزیده" کسی است که واقعاً باور دارد که مورد لطف خدا قرار گرفته است.
🔺این دکترین اضطراب را به اوج خود میرساند:
چگونه میتوانم مطمئن باشم که جزو برگزیدگان هستم؟
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 چگونه پول جای خدا را گرفت (۲/۲)
— خاستگاه فکری سرمایهداری: از الهیات کاتولیک تا اضطراب پروتستانی
🎙#جیانگ_شوئکین
۴. راهحل تاریخی برای اضطراب: ظهور سرمایهداری
در طول قرون متمادی، برای حل این سه اضطراب درونی (اثبات ایمان، درک تثلیث، قطعیت تقدیر)، پروتستانهای متعهد ناخودآگاه راهی برای "عینیسازی" و "منطقیسازی" ایمان خود در جهان فیزیکی پیدا کردند: پول و سرمایهداری.
الف) پول به عنوان نماد
پول به عنوان یک نماد استانداردکننده عمل میکند. همانطور که یک قیمت میتواند ارزش نامفهوم شراب را "منطقی" کند، پول هم میتواند ابهام جهان و همچنین ابری بودن ایمان را ساده و قابل فهم سازد.
ب) کاهش اضطراب از طریق عقلانیسازی
اضطراب ناشی از شک به ایمان (و ترس از تقدیر ازلی) باعث شد تا پیروان به رفتارهای وسواسی-جبری (OCD) روی بیاورند: تلاش برای نظم دادن و عقلانیسازی جهان اطراف خود.
* تراکم ثروت: انباشت پول به یک عمل وسواسی تبدیل شد که برای کاهش اضطراب ناشی از ایمان صورت میگرفت. تلاش سخت برای کسب ثروت و مدیریت دقیق آن، راهی برای اثبات نظم و ایمان درونی به جهان بود.
ج) ثروت به عنوان نشانهٔ رستگاری
پول به یک نماد جایگزین تبدیل شد که به مؤمن این دلیل ظاهری را میداد:
۱. همسانی خدا و پول: در ناخودآگاه، پول (نماد عینی و قابل لمس) با مفهوم انتزاعی خدا (نماد انتزاعی) درآمیخته میشد.
۲. حل مسئلهٔ تقدیر: موفقیت مالی و ثروت به دست آمده از طریق تلاش سخت و انضباط، به عنوان نشانهٔ عینی لطف خدا و برگزیده شدن تلقی میشد.
اگر فردی ثروتمند و موفق بود، به این معنی بود که خدا او را مورد لطف خود قرار داده و او قطعاً جزو برگزیدگان است. این ایده به مؤمن مضطرب آرامش میبخشید.
خاستگاه سرمایهداری
به این ترتیب، یک اصل بنیادین جدید متولد شد: انباشت پول برای انباشت پول. برخلاف دوران کاتولیک (که ثروتمندان پول را برای افزایش جایگاه اجتماعی و نیکوکاری خرج میکردند)، در دیدگاه پروتستانی جدید، هدر دادن پول گناه تلقی میشد، زیرا نشان از عدم ایمان و فساد داشت.
این ایدهٔ تاریخی و جامعهشناختی (که توسط متفکرانی چون ماکس وبر مطرح شد) بیان میکند که اضطرابهای الهیاتی ناشی از اصلاحات پروتستانی، موتور محرک اولیه برای ایجاد اخلاق کار و انباشت سرمایه شد که بنیان نظام سرمایهداری مدرن را تشکیل داد. امروز، حتی با کمرنگ شدن عقاید دینی، ذهنیت «انباشت برای انباشت» و ستایش ثروتمندان (مانند جف بزوس یا ایلان ماسک) همچنان در فرهنگ جهانی باقی مانده است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— خاستگاه فکری سرمایهداری: از الهیات کاتولیک تا اضطراب پروتستانی
🎙#جیانگ_شوئکین
۴. راهحل تاریخی برای اضطراب: ظهور سرمایهداری
در طول قرون متمادی، برای حل این سه اضطراب درونی (اثبات ایمان، درک تثلیث، قطعیت تقدیر)، پروتستانهای متعهد ناخودآگاه راهی برای "عینیسازی" و "منطقیسازی" ایمان خود در جهان فیزیکی پیدا کردند: پول و سرمایهداری.
الف) پول به عنوان نماد
پول به عنوان یک نماد استانداردکننده عمل میکند. همانطور که یک قیمت میتواند ارزش نامفهوم شراب را "منطقی" کند، پول هم میتواند ابهام جهان و همچنین ابری بودن ایمان را ساده و قابل فهم سازد.
ب) کاهش اضطراب از طریق عقلانیسازی
اضطراب ناشی از شک به ایمان (و ترس از تقدیر ازلی) باعث شد تا پیروان به رفتارهای وسواسی-جبری (OCD) روی بیاورند: تلاش برای نظم دادن و عقلانیسازی جهان اطراف خود.
* تراکم ثروت: انباشت پول به یک عمل وسواسی تبدیل شد که برای کاهش اضطراب ناشی از ایمان صورت میگرفت. تلاش سخت برای کسب ثروت و مدیریت دقیق آن، راهی برای اثبات نظم و ایمان درونی به جهان بود.
ج) ثروت به عنوان نشانهٔ رستگاری
پول به یک نماد جایگزین تبدیل شد که به مؤمن این دلیل ظاهری را میداد:
۱. همسانی خدا و پول: در ناخودآگاه، پول (نماد عینی و قابل لمس) با مفهوم انتزاعی خدا (نماد انتزاعی) درآمیخته میشد.
۲. حل مسئلهٔ تقدیر: موفقیت مالی و ثروت به دست آمده از طریق تلاش سخت و انضباط، به عنوان نشانهٔ عینی لطف خدا و برگزیده شدن تلقی میشد.
اگر فردی ثروتمند و موفق بود، به این معنی بود که خدا او را مورد لطف خود قرار داده و او قطعاً جزو برگزیدگان است. این ایده به مؤمن مضطرب آرامش میبخشید.
خاستگاه سرمایهداری
به این ترتیب، یک اصل بنیادین جدید متولد شد: انباشت پول برای انباشت پول. برخلاف دوران کاتولیک (که ثروتمندان پول را برای افزایش جایگاه اجتماعی و نیکوکاری خرج میکردند)، در دیدگاه پروتستانی جدید، هدر دادن پول گناه تلقی میشد، زیرا نشان از عدم ایمان و فساد داشت.
این ایدهٔ تاریخی و جامعهشناختی (که توسط متفکرانی چون ماکس وبر مطرح شد) بیان میکند که اضطرابهای الهیاتی ناشی از اصلاحات پروتستانی، موتور محرک اولیه برای ایجاد اخلاق کار و انباشت سرمایه شد که بنیان نظام سرمایهداری مدرن را تشکیل داد. امروز، حتی با کمرنگ شدن عقاید دینی، ذهنیت «انباشت برای انباشت» و ستایش ثروتمندان (مانند جف بزوس یا ایلان ماسک) همچنان در فرهنگ جهانی باقی مانده است.
🔻جیانگ شوئکین
📕مرگ از طریقِ بروکراسی
📕مردی که ایمان را به علم تبدیل کرد
📕«بهشت گمشده»: کتاب مقدسِ جوامع مخفی
.
#آینه_تاریخ #جامعهشناسی #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 اثبات الوهیت مسیح با قرآن
— برهان منطقیِ یوحنای دمشقی و واکنشِ فرقِ اسلامی
🔸راهب قدیس یوحنای دمشقی (یوحنا منصور ابن سرجون، ۶٧۶ - ٧۴٩ میلادی)، آخرین نفر از آباء کلیسای شرقی، در دمشق تحت فرمانروایی خلافت اموی زندگی میکرد. بدلیل فصاحت کلامش به او لقب "زریندهان / ذهبیالفم" دادند. او پیش از راهب شدن، مناصب عالی اداری در دربار خلافت داشت.
🔸انگیزهٔ اصلی یوحنا از مناظرات با علمای مسلمان، سختیها و فشارهایی بود که بر مسیحیان آن دوران وارد میشد. او در اثر مشهور خود، "هراطقة"، اسلام را بعنوان "بدعت صدم مسیحیت" طبقهبندی کرد، با این باور که اسلام یک انحراف الهیاتی از دین مسیح است.
استدلال یوحنای دمشقی: کلمهالله، نامخلوق است
استدلال محوری یوحنا برای اثبات الوهیت عیسی مسیح، برمبنای استفاده از منطق فلسفی و اشاره به آیات قرآن بود. خلاصهٔ این جدال منطقی در دربار اموی به شرح زیر است:
* پرسش از علما: آیا قرآن "کلام خدا" (کلمهالله) است؟
* پاسخ مسلمین: بله.
* پرسش از علما: آیا عیسی بن مریم نیز "کلمهالله" است؟
* پاسخ مسلمین: بله، بر اساس آیهٔ قرآن: (...قطعا مسیح، عیسی پسر مریم، فقط فرستادهٔ خدا و کلمهٔ اوست که آن را به مریم القا نمود و روحی از جانب او؛ سورهٔ نساء: ١٧١).
* پرسش کلیدی و منطقی: آیا کلام خدا (قرآن) مخلوق است یا نامخلوق (ازلی)؟
* پاسخ سنتی مسلمین: نامخلوق، چرا که از ازلیت خداوند است.
🔻نتیجهگیری منطقی یوحنا:
🔻یوحنا برای تقویت استدلال خود به نکات دیگری نیز اشاره کرد:
واکنشِ فرقههای اسلامی
حجت یوحنا، به دلیل صلابت منطقیاش (بر اساس فرض نامخلوق بودن قرآن)، علمای مسلمان را وادار به ارائهٔ پاسخهایی برای دفاع از توحید اسلامی کرد:
١. پاسخ معتزله: پذیرش عقیدهٔ "مخلوق بودن قرآن" 💡
معتزله (که به اهمیت دادن به عقل و منطق شهرت داشتند)، قویترین پاسخ را دادند:
٢. پاسخ سلفیه (اهل حدیث)
گروههایی مانند احمد ابن حنبل که بر تقدیس نص و پرهیز از تأویل عقلی تأکید داشتند، در برابر استدلال یوحنا دچار مشکل شدند:
نتیجهگیری
یوحنای دمشقی با مهارت در استفاده از منطق و متون مقدس حریف، توانست علمای مسلمان را وادار به بازنگری در مفهوم کلام خدا کند.
غلبهٔ استدلال: از منظر جدل فلسفی، استدلال یوحنا (بر اساس فرض نامخلوق بودن قرآن) بسیار محکم بود و چارهای جز پاسخ عقلی برای طرف مقابل باقی نگذاشت.
اهمیت فلسفه: این مناظرات اهمیت فلسفه و منطق را در بحثهای دینی نشان میدهد؛ علومی که مورد اهتمام مسیحیان بود، اما توسط برخی گروههای مسلمان (سلفیه) طرد میشد، و همین امر باعث ضعف آنان در مناظرات عقلی گردید.
هدف متعالی: انگیزهٔ او در نهایت، اثبات برابری و جلوگیری از تحقیر مسیحیان با استفاده از منطق مورد احترام دربار خلافت بود.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— برهان منطقیِ یوحنای دمشقی و واکنشِ فرقِ اسلامی
🔸راهب قدیس یوحنای دمشقی (یوحنا منصور ابن سرجون، ۶٧۶ - ٧۴٩ میلادی)، آخرین نفر از آباء کلیسای شرقی، در دمشق تحت فرمانروایی خلافت اموی زندگی میکرد. بدلیل فصاحت کلامش به او لقب "زریندهان / ذهبیالفم" دادند. او پیش از راهب شدن، مناصب عالی اداری در دربار خلافت داشت.
🔸انگیزهٔ اصلی یوحنا از مناظرات با علمای مسلمان، سختیها و فشارهایی بود که بر مسیحیان آن دوران وارد میشد. او در اثر مشهور خود، "هراطقة"، اسلام را بعنوان "بدعت صدم مسیحیت" طبقهبندی کرد، با این باور که اسلام یک انحراف الهیاتی از دین مسیح است.
استدلال یوحنای دمشقی: کلمهالله، نامخلوق است
استدلال محوری یوحنا برای اثبات الوهیت عیسی مسیح، برمبنای استفاده از منطق فلسفی و اشاره به آیات قرآن بود. خلاصهٔ این جدال منطقی در دربار اموی به شرح زیر است:
* پرسش از علما: آیا قرآن "کلام خدا" (کلمهالله) است؟
* پاسخ مسلمین: بله.
* پرسش از علما: آیا عیسی بن مریم نیز "کلمهالله" است؟
* پاسخ مسلمین: بله، بر اساس آیهٔ قرآن: (...قطعا مسیح، عیسی پسر مریم، فقط فرستادهٔ خدا و کلمهٔ اوست که آن را به مریم القا نمود و روحی از جانب او؛ سورهٔ نساء: ١٧١).
* پرسش کلیدی و منطقی: آیا کلام خدا (قرآن) مخلوق است یا نامخلوق (ازلی)؟
* پاسخ سنتی مسلمین: نامخلوق، چرا که از ازلیت خداوند است.
🔻نتیجهگیری منطقی یوحنا:
اگر:
۱. قرآن، کلام خدا و نامخلوق است.
۲. و مسیح نیز کلام خدا است.
۳. پس، مسیح نیز نامخلوق است.
۴. و هرچه نامخلوق باشد، ازلی است و در نتیجه اله و شایستهٔ پرستش است.
🔻یوحنا برای تقویت استدلال خود به نکات دیگری نیز اشاره کرد:
"و روح منه": چون مسیح "روح خدا" است و روح خداوند از او جدا نیست، پس مسیح خود، خداوند است.
تولد معجزهآسا: تولد او از باکره، خود گواهی بر ماهیت الهی است.
قدرتهای الهی: توانایی مسیح در آفرینش (خلق پرنده از گِل) و زنده کردن مردگان، که این تواناییها مختص ذات خالق است و به انسان بخشیده نمیشود.
نبوتهای عهد عتیق: اشاره به پیشگویی اشعیا نبی که میگوید: "اینک باکره آبستن شده، پسری خواهد زایید و نام او را عمانوئیل خواهند خواند" (به معنای خدا با ماست)، که الوهیت او را از پیش تأیید میکند.
واکنشِ فرقههای اسلامی
حجت یوحنا، به دلیل صلابت منطقیاش (بر اساس فرض نامخلوق بودن قرآن)، علمای مسلمان را وادار به ارائهٔ پاسخهایی برای دفاع از توحید اسلامی کرد:
١. پاسخ معتزله: پذیرش عقیدهٔ "مخلوق بودن قرآن" 💡
معتزله (که به اهمیت دادن به عقل و منطق شهرت داشتند)، قویترین پاسخ را دادند:
راه حل رادیکال: آنها اعلام کردند که قرآن (کلام خدا) مخلوق و حادث است؛ یعنی در زمان مشخصی آفریده شده و ازلی نیست.
ابطال حجت: با پذیرش این که "کلام خدا" (قرآن) مخلوق است، حجّت یوحنا باطل میشد. زیرا در این صورت، "کلام خدا" (مسیح) نیز میتواند مخلوق باشد و دیگر ضرورتاً الوهیت را ایجاب نمیکند.
ارزش عقلی: این گروه برای مقابلهٔ فکری با یوحنا، از عقل بهره گرفتند و نزاع را در سطح فکر در برابر فکر نگه داشتند.
٢. پاسخ سلفیه (اهل حدیث)
گروههایی مانند احمد ابن حنبل که بر تقدیس نص و پرهیز از تأویل عقلی تأکید داشتند، در برابر استدلال یوحنا دچار مشکل شدند:
پرهیز از منطق: آنها فاقد یک پاسخ منطقی مستقیم و فلسفی بودند.
گریز و اکتفا به نص: به آیات توحیدی (مثل سورهٔ اخلاص) بسنده کردند و از پاسخ مستقیم به ادلهٔ یوحنا (مانند معنای کلمهالله و روحمنه) خودداری کردند.
تکفیر: آنها نه تنها نتوانستند پاسخی به یوحنا بدهند، بلکه معتزله را نیز به دلیل قول به مخلوق بودن قرآن (که در واقع پاسخی دفاعی در برابر یوحنا بود) تکفیر کردند.
عجز عقل: این گروه، حکم کردند که عقل بشری عاجز از درک مقاصد الهی است و نباید در امور ایمان دخالت کند. یوحنا این موضع را فرار از مناظره و شکست در جدل منطقی قلمداد کرد.
نتیجهگیری
یوحنای دمشقی با مهارت در استفاده از منطق و متون مقدس حریف، توانست علمای مسلمان را وادار به بازنگری در مفهوم کلام خدا کند.
غلبهٔ استدلال: از منظر جدل فلسفی، استدلال یوحنا (بر اساس فرض نامخلوق بودن قرآن) بسیار محکم بود و چارهای جز پاسخ عقلی برای طرف مقابل باقی نگذاشت.
اهمیت فلسفه: این مناظرات اهمیت فلسفه و منطق را در بحثهای دینی نشان میدهد؛ علومی که مورد اهتمام مسیحیان بود، اما توسط برخی گروههای مسلمان (سلفیه) طرد میشد، و همین امر باعث ضعف آنان در مناظرات عقلی گردید.
هدف متعالی: انگیزهٔ او در نهایت، اثبات برابری و جلوگیری از تحقیر مسیحیان با استفاده از منطق مورد احترام دربار خلافت بود.
📕مسیح در قرآن: خدایی که خدا نیست
📕فرزند خدا در یهود و یونان
📕رد محمد توسط توماس آکویناس
.
#نقد_قرآن #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 رد محمد و اسلام توسط توماس آکویناس
(۱/۲)
🍂 در دنیا ادیان زیادی وجود دارد، اما از بین همۀ آنها، مسیحیت و اسلام در رأس هستند.
🍂 سَنت (قدیس) توماس آکویناس، فیلسوفِ ایتالیایی و متالِّه مسیحی، بهشکلی جدی در دفاع از مسیحیت نوشتهاست. او در یکی از آثارش به رد بدعتها میپردازد و در آن، بزرگترین بدعت را اسلام، بعنوان آموزههای محمد، معرفی میکند.
🔻آکویناس اینطور شروع میکند که:
🍂 آکویناس استدلال میکند که محمد با وعدۀ لذتهای جسمانی و هوسآلودی که تبلیغ میکرد، به سرعت پیروانی جذب کرد. بعنوان مثال، در سورۀ ۴ آیه ۲۴ قرآن میخوانیم که:
🔺این زنها، زنانی هستن که اسیر جنگی یا بردهاند، و مسلمانها میتوانند از این بردهها و اسیرها برای رابطه جنسی استفاده کنند.
🍂 این موضوع در حدیث سُنن ابی داوود شمارۀ ۲۱۵۵ هم روشنتر توضیح داده شده که یک حدیث صحیح است و زمینۀ تاریخیِ آیۀ قرآنی بالا را مشخص میکند:
رسولالله در جریان جنگ حنین یک گروه نظامی به الطاس فرستاد. آنها با دشمنشان روبرو شدند و با آنها جنگیدند؛ آنها را شکست دادند و اسیر کردند. بعضی از یاران پیامبر خدا میخواستند با اسیران زن رابطه داشته باشند، به خاطر اینکه شوهر آنها از مشرکین بودند. پس خداوند آیهای از قرآن نازل کرد که
🔺این حدیث درباره یک عملیات نظامی صحبت میکند که در آن، خیلی از مردهای مسلمان تشویق شدند تا با اسیران زن و زندانیان جنگ رابطه برقرار کنند، اما خداوند آیهای از قرآن نازل کرد که به آنها حق و مجوز میدهد تا از کنیزان خود بهرۀ جنسی ببرند (تجاوز کنند).
🍂 آیات و حدیثهایی از این دست نشان میدهند که محمد مردانِ جزیرهالعرب را با تمسک به خواستههای نفسانی گمراه کرد؛ بهطوریکه اگر یک مرد ۵۰ زن کنیز داشتهباشد، میتواند از همۀ آنها برای رابطۀ جنسی استفاده کند.
🍂 آکویناس ادامه میدهد و میگوید که:
🔻یکی از این داستانها که محمد آموزش داده یا در قرآن شناخته شدهاست، از سورۀ مائده آیه ۱۱۰ میآید که در آن میخوانیم:
🍂 این داستان «عیسی که یک پرنده گلی درست میکند و به ان زندگی میبخشد»، عینا از «انجیل کودکی توماس» کپی شدهاست که یک متن جعلی و خرافی و غیرتاریخی دربارۀ سالهای اولیه زندگی عیسی است.
🍂 قرآن و محمد این داستان را به طور کامل از این متن جعلی کپی کرده و ادعا میکند که واقعیست. من این داستان را به طور عمیق در یک ویدیو دیگر بررسی کردهام.
🔻او همچنین درباره محمد جزئیات بیشتری میگوید:
🍂 آکویناس استدلال میکند که محمد معجزهای نداشته یا حداقل معجزهای که قابل اثبات باشد ارائه نکرده تا اعتبار ادعاهایش بعنوان پیامبر خدا را نشان دهد.
🍂 یکی از معجزات ادعاییِ اسلام، شکافتن ماه در سورۀ ۵۴ است که هیچ شاهد عینی در دنیا وجود نداشته که چنین ادعایی را دیدهباشد و رویدادی بزرگ مثل شکافتن ماه به دو نیمه را گزارش کند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
🍂 در دنیا ادیان زیادی وجود دارد، اما از بین همۀ آنها، مسیحیت و اسلام در رأس هستند.
🍂 سَنت (قدیس) توماس آکویناس، فیلسوفِ ایتالیایی و متالِّه مسیحی، بهشکلی جدی در دفاع از مسیحیت نوشتهاست. او در یکی از آثارش به رد بدعتها میپردازد و در آن، بزرگترین بدعت را اسلام، بعنوان آموزههای محمد، معرفی میکند.
🔻آکویناس اینطور شروع میکند که:
از سوی دیگر، کسانی که اشتباهات این فرقه را معرفی کردند، به شیوهای متضاد عمل کردند، همونطور که از محمد مشخص است، مردم را با وعدۀ «لذتهای جسمانی (کنیز و غنیمت و حوری و خوراکیهای بهشتی)» و به وعدههایی که تمایل به دنیاپرستی بنا بر آنها تحریک میشود، وسوسه کرد.
او همچنین دستوراتی مطابق با وعدههایش طرح کرد و اختیار لذتهای جسمانی را آزاد گذاشت، که برای انسانهای شهوتران اطاعت از آن آسان است.
🍂 آکویناس استدلال میکند که محمد با وعدۀ لذتهای جسمانی و هوسآلودی که تبلیغ میکرد، به سرعت پیروانی جذب کرد. بعنوان مثال، در سورۀ ۴ آیه ۲۴ قرآن میخوانیم که:
"و بر شما حرام شدهاند همه زنان شوهردار، مگر آنهایی که کنیزان و اسیرانی که بدست میآورید".
🔺این زنها، زنانی هستن که اسیر جنگی یا بردهاند، و مسلمانها میتوانند از این بردهها و اسیرها برای رابطه جنسی استفاده کنند.
🍂 این موضوع در حدیث سُنن ابی داوود شمارۀ ۲۱۵۵ هم روشنتر توضیح داده شده که یک حدیث صحیح است و زمینۀ تاریخیِ آیۀ قرآنی بالا را مشخص میکند:
رسولالله در جریان جنگ حنین یک گروه نظامی به الطاس فرستاد. آنها با دشمنشان روبرو شدند و با آنها جنگیدند؛ آنها را شکست دادند و اسیر کردند. بعضی از یاران پیامبر خدا میخواستند با اسیران زن رابطه داشته باشند، به خاطر اینکه شوهر آنها از مشرکین بودند. پس خداوند آیهای از قرآن نازل کرد که
«همه زنهای شوهردار بر شما حرام هستند، به جز "ما ملکت ایمانکم"».
🔺این حدیث درباره یک عملیات نظامی صحبت میکند که در آن، خیلی از مردهای مسلمان تشویق شدند تا با اسیران زن و زندانیان جنگ رابطه برقرار کنند، اما خداوند آیهای از قرآن نازل کرد که به آنها حق و مجوز میدهد تا از کنیزان خود بهرۀ جنسی ببرند (تجاوز کنند).
🍂 آیات و حدیثهایی از این دست نشان میدهند که محمد مردانِ جزیرهالعرب را با تمسک به خواستههای نفسانی گمراه کرد؛ بهطوریکه اگر یک مرد ۵۰ زن کنیز داشتهباشد، میتواند از همۀ آنها برای رابطۀ جنسی استفاده کند.
🍂 آکویناس ادامه میدهد و میگوید که:
درسهای حقیقتی که او آموزش داد، تنها چیزهایی بودند که هر مردی با عقل متوسط خود بهراحتی میتوانست بفهمد. در واقع، او حقایق را با هم و قصههای بسیار مخلوط کرد؛ اکثرا نیز عقایدی نادرست را آموزش داهاست.
🔻یکی از این داستانها که محمد آموزش داده یا در قرآن شناخته شدهاست، از سورۀ مائده آیه ۱۱۰ میآید که در آن میخوانیم:
«در روز قیامت، خدا به عیسی، پسر مریم میگوید: ای عیسی! نعمت من را بر تو و مادرت به یاد بیاور که تو را با روحالقدس یاری دادم تا در کودکی و بزرگسالی با مردم سخن گفتی. و اینکه به تو نوشتن، حکمت، تورات و انجیل آموختم. و اینکه از گل پرندهای درست کردی به ارادهام و در آن دمیدی و آن پرندهای واقعی شد، پرندهای به خواست من».
🍂 این داستان «عیسی که یک پرنده گلی درست میکند و به ان زندگی میبخشد»، عینا از «انجیل کودکی توماس» کپی شدهاست که یک متن جعلی و خرافی و غیرتاریخی دربارۀ سالهای اولیه زندگی عیسی است.
🍂 قرآن و محمد این داستان را به طور کامل از این متن جعلی کپی کرده و ادعا میکند که واقعیست. من این داستان را به طور عمیق در یک ویدیو دیگر بررسی کردهام.
🔻او همچنین درباره محمد جزئیات بیشتری میگوید:
او هیچ نشانهای از قدرتهای فراطبیعی (معجزه)، که خود بهتنهایی میتوانست دلیلی بر الهی بودن الهام او از یک وجودِ غیرقابل مشاهده (که فقط میتواند از خدا باشد) باشد، نداشتهاست.
اما او ادعا کرد که «با قدرت شمشیر فرستاده شدهاست»؛ که این نشانه حتی برای دزدان و ستمگران هم کم نیست!
🍂 آکویناس استدلال میکند که محمد معجزهای نداشته یا حداقل معجزهای که قابل اثبات باشد ارائه نکرده تا اعتبار ادعاهایش بعنوان پیامبر خدا را نشان دهد.
🍂 یکی از معجزات ادعاییِ اسلام، شکافتن ماه در سورۀ ۵۴ است که هیچ شاهد عینی در دنیا وجود نداشته که چنین ادعایی را دیدهباشد و رویدادی بزرگ مثل شکافتن ماه به دو نیمه را گزارش کند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 رد محمد و اسلام توسط توماس آکویناس
(۲/۲)
🔻توماس آکویناس به این موضوع اشاره میکند که:
🔻همچنین در سورۀ ۲، آیۀ ۱۶ آمدهاست:
🔺این آیه نشان میدهد که جنگیدن بخشی از «ذات اسلام» است و امری «انتخابی» نیست، چون بعنوان یک وظیفۀ اخلاقی-شرعی در نظر گرفته میشود. اگر کسی به جنگ فراخواندهشود، باید آماده باشد.
🔻آکویناس سخنش را پایان میبخشد با این گفته:
🍂 او میگوید که هیچ پیامبر یا نوشتهای در مورد محمد نه در عهد عتیق و نه در عهد جدید صحبت نکردهاست.
🍂 علاوه بر این، اسلام آموزش میدهد که خودِ کتاب مقدس تحریف شده و نباید به آن اعتماد کرد. جالب اینجاست که خیلی از مسلمانها به کتاب مقدس استناد میکنند تا بگویند محمد در آن پیشگویی شدهاست، درحالیکه در عین حال به تحریفشدگی کتاب مقدس هم اعتقاد دارند. آنها هر جزئی که با باورهاشون بخوانه را انتخاب میکنند و وقتی به نفعشون باشه، استفاده میکنند.
🍂 سنت توماس آکویناس به وضوح میگوید که اگر کسی به دنبال حقیقت هست، نباید به آموزههای اسلام بچسبد.
▪️با سپاس از بانو کوثر برای ترجمه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
🔻توماس آکویناس به این موضوع اشاره میکند که:
کسانی که از اول به او ایمان آوردند، مردان حکیم و آگاه به مسائل الهی و انسانی نبودند، بلکه مردانی وحشی بودن که در بیابانها زندگی میکردند و کاملاً نسبت به تعالیم قدیمی الهی ناآگاه بودهاند، و این کثرت جمعیتی از این دست مردان و نیروی نظامی بود که دیگران را مجبور به تسلیم کردن به شریعت و دین او کرد.
این نیروی افراد مسلح سازماندهیشده بود که بخش زیادی از پیشرفت محمد را ساخت و به او قدرت زیادی در میان مسلمانان بخشید.
🔻همچنین در سورۀ ۲، آیۀ ۱۶ آمدهاست:
جنگیدن بر شما مؤمنان واجب شده، هرچند که نخواهید و از آن اکراه داشتهباشید.
🔺این آیه نشان میدهد که جنگیدن بخشی از «ذات اسلام» است و امری «انتخابی» نیست، چون بعنوان یک وظیفۀ اخلاقی-شرعی در نظر گرفته میشود. اگر کسی به جنگ فراخواندهشود، باید آماده باشد.
🔻آکویناس سخنش را پایان میبخشد با این گفته:
هیچ یک از وحیهای الهی پیامبران در دورانهای گذشته، گواهی بر تصدیق او نبودهاند، بلکه او تقریباً تمام آموزههای عهد عتیق و عهد جدید را با داستانهای پر از افسانهاش خراب کرد؛ همانطور که این امر را میتوان با بررسیِ شریعتش دید.
🍂 او میگوید که هیچ پیامبر یا نوشتهای در مورد محمد نه در عهد عتیق و نه در عهد جدید صحبت نکردهاست.
🍂 علاوه بر این، اسلام آموزش میدهد که خودِ کتاب مقدس تحریف شده و نباید به آن اعتماد کرد. جالب اینجاست که خیلی از مسلمانها به کتاب مقدس استناد میکنند تا بگویند محمد در آن پیشگویی شدهاست، درحالیکه در عین حال به تحریفشدگی کتاب مقدس هم اعتقاد دارند. آنها هر جزئی که با باورهاشون بخوانه را انتخاب میکنند و وقتی به نفعشون باشه، استفاده میکنند.
🍂 سنت توماس آکویناس به وضوح میگوید که اگر کسی به دنبال حقیقت هست، نباید به آموزههای اسلام بچسبد.
▪️با سپاس از بانو کوثر برای ترجمه
🗄پست مرتبط
📺 «عیسی» و «انجیل» آشکارگرِ هویت مؤلفان قرآن
📺 پژوهشی در قرآن (۱۳)
📺 تصدیقِ صلیبکشیدهشدن و رستاخیزِ عیسا در قرآن (کریستف لوکزنبرگ)
📺 مستند «عیسا و اسلام» (یک، دو، سه)
📓«افسانۀ اسکندر» در قرآن
.
#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین #نقد_اسلام #نقد_قرآن#مسیحیت #آکویناس #توماس_آکویناس #اسلام #قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 نسبت محمد با «ده فرمان»: احترام یا نقض مکرر؟
— محمد در ترازوی فرامین یهوه به موسی
(۱/۳)
🔸این ویدیو به بررسی ادعای مطرح شده در یک بحث جنجالی میپردازد: اگر معیار اخلاق و فضیلت، وصایای دهگانه الهی باشد که اساس اخلاقی ادیان ابراهیمی را شکل داده، آیا محمد، پیامبر اسلام، این وصایا را محترم شمرد یا بخش مهمی از آنها را بطور جدی زیر پا گذاشت؟ برای یافتن پاسخ، زندگی و اعمال محمد، آنگونه که در کتب تراث اسلامی آمده، در برابر موازین اخلاقی این فرمانها قرار داده میشود.
1️⃣ فرمان اول نقض شده:
محمد با بالا بردن جایگاه خود تا حدی که در کنار خدا قرار گرفت (مانند عبارت "اطیعوا الله و رسوله")، در حقیقت از خود مقامی قدسی ساخت تا همتراز خدا قرار گیرد. ایمان یک مسلمان تنها با گفتن "محمد رسولالله" کامل میشود و این خود نوعی شرک آشکار است؛ زیرا انسان را با خدا شریک میکند.
واقعه غرانیق: در مبطن این ادعا، به واقعه غرانیق اشاره میشود که محمد تحت فشار قریش، شفاعت بتهایی چون لات، عزی و منات را تأیید کرد ("تلك الغرانيق العلى وإن شفاعتهن لترتج"). این اقرار به مقام خدایان قریش، به وضوح نقض وصیت اول و توحید خالص بود، و نشان میدهد که محمد برای منافع شخصی، سیاسی یا کسب تعاطف، حاضر بود این اصل را زیر پا بگذارد. تبرئه بعدی این عمل و نسبت دادن آن به القای شیطان نیز غیرقابل قبول است، چرا که اگر شیطان بتواند بر کلام مدعی نبوت نفوذ کند، اساس وحی زیر سؤال میرود. عمل محمد مصداق آشکار "شرک صریح" بود؛ امری که حتی هارون، با وجود عدم ادعای نبوت، تحتِ شدیدترین فشارهای قوم در نبودِ موسی نیز بدان تن نداد.
✂️ در اینجا جهتِ فهمِِ دقیقتر این نقد، بد نیست که برشی از مقاله منتشره در نقدآگین با عنوانِ فرعیِ «چرا انکارِ وجودِ بردگی و بتپرستی [در ایران] یک خطای خطرناکِ تاریخیست؟» را بازخوانی کنیم:
🔸توحید اسلامی: شرکی مهیب در لباس توحید
— نگاه ذن به اسلام و واسطهپرستی مفرط در آن
🍂 یکی از ظریفترین و در عین حال رادیکالترین نقدهایی که میتوان بر ادیان ابراهیمی وارد کرد، آن است که این ادیان، بهرغم ادعای گوشکرکنِ توحیدیشان، در عمل، ساختاری مبتنی بر واسطهپرستی و شخصیتپرستی و تقدستراشی پدید آوردهاند. در این میان، اسلام – بهویژه در روایت شیعی آن – بهنحوی شگفتانگیز دچار همان وضعیتی شده که خود در متون مقدسش از آن برحذر میداشتهاست. اگر از منظر ذن بودیسم به پدیدهی "توحید اسلامی" بنگریم، آنچه رخ داده نه عبودیت خالصِ امر مطلق و حقیقت، که «تجسد عمیقترین لایههای شرک» در دل مفهوم توحید است.
⁉️توحید و اخلاص برای خدا یا بندگیِ اشخاصِ بهاصطلاح مقدس و سازندگان و حافظان قصه و روایتِ آنها؟
🍂 اسلام در نظریهی کلامی خود بر نفی هرگونه شریک برای خدا تأکید دارد: «قولوا لا إله إلا الله تفلحوا: بگویید "لا اله الا الله" تا رستگار شوید»؛ اما این یکتاپرستی، در بستر تاریخی و عینی، بویژه سنتهای حدیثی، فقهی، آموزههای شیعی و حتی عرفانی (آغشته به انواع غلو و روابط مرید-مرادی)، دگرگون شدهاست. آنچه در عمل میبینیم، نظامیست پر از واسطه، شخصیت، روایت، شفیع، و سلسلهمراتب. در سنت شیعی، محمد تنها آغازگر یک زنجیره نیست؛ بلکه نقطهی مرکزی یک نظام سلسلهمراتبی است که از امامان معصوم عبور کرده، به فقهای جامعالشرایط و نهایتاً به شبکهی گستردهای از روحانیان، سادات، و حتی امامزادهها منتهی میشود.
🔺🔻این ساختار، از منظر ذن بودیستی، شکل ظریف و جدیای از پرستش شخصیت است. در ذن، آموزهی بنیادی آن است که هیچ تصویری از حقیقت، حتی "بودا و آموزههایش"، نباید جایگزین حقیقت و تجربۀ مستقیم سالک شود. یکی از کوآنهای مشهور در سنت "رنزای ذن" چنین میگوید:
🔺این جمله پارادوکسیکال نیست؛ دعوتیست برای رهایی از واسطه، از اَشکالِ تثبیتشدۀ معنا، و از تقدیس افراد یا روایتها؛ حقیقت امری ذهنی و قابل انتقال نیست، امری درونی و شهودی با تجربۀ مستقیمِ جویندۀ آن است. مهمترین مانع حقیقت، واسطهها، و در نهایت، خود ذهن (انواع تصورات و پیشفرضها و فیلترها) است.
🔺در ذن، حقیقت تجربهپذیر است نه موروثی، نه نقلمحور، و نه وابسته به یک نهاد دینی. اما در اسلام، و بویژه تشیع، آنچه حقیقت تلقی میشود، دقیقاً در گرو پذیرش بیچونوچرای یک رشتۀ تاریخیِ واسطههاست.
▪️برای نمونه بنگرید به آنچه مسلمانان و شیعیان مجبورند هر روز چندین بار بشنوند و تکرار کنند: اشهد ان محمد رسول الله (و اشهد ان علی ولی الله).
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— محمد در ترازوی فرامین یهوه به موسی
(۱/۳)
🔸این ویدیو به بررسی ادعای مطرح شده در یک بحث جنجالی میپردازد: اگر معیار اخلاق و فضیلت، وصایای دهگانه الهی باشد که اساس اخلاقی ادیان ابراهیمی را شکل داده، آیا محمد، پیامبر اسلام، این وصایا را محترم شمرد یا بخش مهمی از آنها را بطور جدی زیر پا گذاشت؟ برای یافتن پاسخ، زندگی و اعمال محمد، آنگونه که در کتب تراث اسلامی آمده، در برابر موازین اخلاقی این فرمانها قرار داده میشود.
1️⃣ فرمان اول نقض شده:
"غیر از من خدای دیگری نداشته باش." ☝️
محمد با بالا بردن جایگاه خود تا حدی که در کنار خدا قرار گرفت (مانند عبارت "اطیعوا الله و رسوله")، در حقیقت از خود مقامی قدسی ساخت تا همتراز خدا قرار گیرد. ایمان یک مسلمان تنها با گفتن "محمد رسولالله" کامل میشود و این خود نوعی شرک آشکار است؛ زیرا انسان را با خدا شریک میکند.
واقعه غرانیق: در مبطن این ادعا، به واقعه غرانیق اشاره میشود که محمد تحت فشار قریش، شفاعت بتهایی چون لات، عزی و منات را تأیید کرد ("تلك الغرانيق العلى وإن شفاعتهن لترتج"). این اقرار به مقام خدایان قریش، به وضوح نقض وصیت اول و توحید خالص بود، و نشان میدهد که محمد برای منافع شخصی، سیاسی یا کسب تعاطف، حاضر بود این اصل را زیر پا بگذارد. تبرئه بعدی این عمل و نسبت دادن آن به القای شیطان نیز غیرقابل قبول است، چرا که اگر شیطان بتواند بر کلام مدعی نبوت نفوذ کند، اساس وحی زیر سؤال میرود. عمل محمد مصداق آشکار "شرک صریح" بود؛ امری که حتی هارون، با وجود عدم ادعای نبوت، تحتِ شدیدترین فشارهای قوم در نبودِ موسی نیز بدان تن نداد.
✂️ در اینجا جهتِ فهمِِ دقیقتر این نقد، بد نیست که برشی از مقاله منتشره در نقدآگین با عنوانِ فرعیِ «چرا انکارِ وجودِ بردگی و بتپرستی [در ایران] یک خطای خطرناکِ تاریخیست؟» را بازخوانی کنیم:
🔸توحید اسلامی: شرکی مهیب در لباس توحید
— نگاه ذن به اسلام و واسطهپرستی مفرط در آن
🍂 یکی از ظریفترین و در عین حال رادیکالترین نقدهایی که میتوان بر ادیان ابراهیمی وارد کرد، آن است که این ادیان، بهرغم ادعای گوشکرکنِ توحیدیشان، در عمل، ساختاری مبتنی بر واسطهپرستی و شخصیتپرستی و تقدستراشی پدید آوردهاند. در این میان، اسلام – بهویژه در روایت شیعی آن – بهنحوی شگفتانگیز دچار همان وضعیتی شده که خود در متون مقدسش از آن برحذر میداشتهاست. اگر از منظر ذن بودیسم به پدیدهی "توحید اسلامی" بنگریم، آنچه رخ داده نه عبودیت خالصِ امر مطلق و حقیقت، که «تجسد عمیقترین لایههای شرک» در دل مفهوم توحید است.
⁉️توحید و اخلاص برای خدا یا بندگیِ اشخاصِ بهاصطلاح مقدس و سازندگان و حافظان قصه و روایتِ آنها؟
🍂 اسلام در نظریهی کلامی خود بر نفی هرگونه شریک برای خدا تأکید دارد: «قولوا لا إله إلا الله تفلحوا: بگویید "لا اله الا الله" تا رستگار شوید»؛ اما این یکتاپرستی، در بستر تاریخی و عینی، بویژه سنتهای حدیثی، فقهی، آموزههای شیعی و حتی عرفانی (آغشته به انواع غلو و روابط مرید-مرادی)، دگرگون شدهاست. آنچه در عمل میبینیم، نظامیست پر از واسطه، شخصیت، روایت، شفیع، و سلسلهمراتب. در سنت شیعی، محمد تنها آغازگر یک زنجیره نیست؛ بلکه نقطهی مرکزی یک نظام سلسلهمراتبی است که از امامان معصوم عبور کرده، به فقهای جامعالشرایط و نهایتاً به شبکهی گستردهای از روحانیان، سادات، و حتی امامزادهها منتهی میشود.
🔺🔻این ساختار، از منظر ذن بودیستی، شکل ظریف و جدیای از پرستش شخصیت است. در ذن، آموزهی بنیادی آن است که هیچ تصویری از حقیقت، حتی "بودا و آموزههایش"، نباید جایگزین حقیقت و تجربۀ مستقیم سالک شود. یکی از کوآنهای مشهور در سنت "رنزای ذن" چنین میگوید:
«اگر بودا را دیدی، او را بکش.»
🔺این جمله پارادوکسیکال نیست؛ دعوتیست برای رهایی از واسطه، از اَشکالِ تثبیتشدۀ معنا، و از تقدیس افراد یا روایتها؛ حقیقت امری ذهنی و قابل انتقال نیست، امری درونی و شهودی با تجربۀ مستقیمِ جویندۀ آن است. مهمترین مانع حقیقت، واسطهها، و در نهایت، خود ذهن (انواع تصورات و پیشفرضها و فیلترها) است.
🔺در ذن، حقیقت تجربهپذیر است نه موروثی، نه نقلمحور، و نه وابسته به یک نهاد دینی. اما در اسلام، و بویژه تشیع، آنچه حقیقت تلقی میشود، دقیقاً در گرو پذیرش بیچونوچرای یک رشتۀ تاریخیِ واسطههاست.
▪️برای نمونه بنگرید به آنچه مسلمانان و شیعیان مجبورند هر روز چندین بار بشنوند و تکرار کنند: اشهد ان محمد رسول الله (و اشهد ان علی ولی الله).
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin