نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.44K videos
93 files
9.15K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
1️⃣ #ترجمه: عیسا خودش را فدا کرد برای خودش تا ما را از از خودش حفاظت کند؛ به‌خاطر قانونی که خودش وضع کرده‌بود [اشاره به منعِ چیدن از میوۀ «درختِ ممنوعه» و «گناه نخستینِ» آدم و حوا که به‌شکل «موروثی» بر دوش تک‌تک انسان‌ها نیز قرار گرفته‌است که بنیادِ نگاه ادیان سامی به مقولۀ خلقت و تبعید انسان از بهشتِ آسمانی، به حیات دنیوی و رنج‌آور دنیاست؛ بخصوص «ایدۀ رستگاری» از گناهِ مسیحیت، به این آغازگاه گره خورده‌است و بدون تأکیدِ بسیار بر «گناهکاری بشریت»، نمی‌توانند «تثلیث» و ضرورتِ «فدا شدن عیسی [به‌مثابه فرزند خدا یا خدا در صورت انسانی]» در نقشۀ الاهی و ضرورت ایمان به مسیح (بعنوان «تنها راه نجات») را توجیه کنند].

2️⃣ بامزه‌تر آن است که ذهن دینخو، خرافات مذاهب دیگر را بسادگی می‌فهمد و به آن‌ها بدون ترس و اضطرب می‌خندد و حتا از آن‌ها جوک می‌سازد، اما نسبت به خرافات مشابه و گاه بدتر مذهب خودش، به کورچشمی حاد مبتلا می‌شود و کل عمرش را به توجیه و ماله‌کشی خرافات مذهب موروثی‌اش اختصاص می‌دهد و می‌کوشد دیگران هم خرافات او را به‌مثابه حقایقِ متعالی و رهایی‌بخش و واقعیتِ یقینیِ هستی بپذیرند.


#نقد_ادیان
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘طغیان روح: از معاشقه تا شکنجه!

✍️ #نادر_فتوره‌چی

🍂 در ایران روحی نا آرام سر به طغیان برداشته و در جستجوی پیکر خویش از کالبدهای گوناگونی گذر کرده‌است؛ در ۷۶ به خاتمی رای داد؛ در ۸۸ می‌خواست رایش به موسوی را در خیابان پس بگیرد؛ در ۹۲ کوشید در آشتی با صندوق رای، به قدرت مستقر «نه» بگوید؛ در ۹۶ آخرین تتمه امیدش را به سبد رای روحانی ریخت، اما بعد فریاد زد که از اصلاح‌طلب و اصولگرا عبور کرده‌است؛ در آبان ۹۸ آکنده از خشمْ غریو براندازی سرداد و در ۱۴۰۱ گمان کرد در حالِ انقلاب است، در حالِ تکرار ۵۷.

🍂 این روح چه می‌خواهد؟ از کجا آمده‌است؟ سرنوشتش چه خواهد شد؟ پیکرش را کجا خواهد یافت؟ نامش چیست؟ دشمنانش کیستند؟ دوستانش؟

🍂 یافتن پاسخ این پرسش‌ها مستلزم به حرف آوردن تاریخ است؛ روح‌های جمعی، خلق‌الساعه پدید نمی‌آیند، آنان در بطن تاریخ پرورانده می‌شوند، ایدۀ تجددخواهی عصر مشروطه‌، یک‌شبه به مخیله دیوانسالاران و در پی آن، برخی از منورالفکران و فقها خطور نکرد، چونانکه تجددستیزی، ناگهان در شب ۲۲ بهمن پنجاه‌وهفت از آسمان نازل نشد؛ طغیانِ هیچ روحی، بدون پیش‌زمینه‌ نیست؛ بدون سابقه، بدون سرچشمه‌، بدون مقدمه، بدون پیشامدهایی که همچون لایه‌هایی از سرگذشت در او متراکم شده باشند.

🍂 به حرف آوردن تاریخ، تلاش روح برای خودآگاه شدن است، جان‌کندنش برای فهمیدن خویشتن؛ روح می‌خواهد صدای تاریخ در گوشش بپیچد تا بتواند این حال منقلب و متلاطم را به گذشته و آینده پیوند دهد، اما تاریخ سرسخت است؛ به‌آسانی لب به سخن نمی‌گشاید؛ آگاهی رنج‌آلود است، فهمیدن بها دارد؛ چند دهه طول کشید؛ دو شکست از روسیه، هزاران کشته، کل قلمروی ایران در قفقاز از دست رفت تا تاریخ کمی با ایرانیان حرف بزند، بگوید عصر مدرن فرا رسیده‌است، بگوید جهان عوض شده‌است.

🍂 ایرانیان صدای تاریخ را در طنین هول‌انگیز غرش توپ‌خانۀ سنگین دشمن شنیدند؛ صدایی که به‌نجوا می‌گفت، از شمشیرها کاری ساخته نیست؛ منتظر «عنایات پروردگار» نباشید، دلیری و رشادت، به‌تنهایی جواب نمی‌دهد؛ باید مدرن شد؛ دولت ساخت؛ ارتش داشت؛ دیپلمات و سفیر تربیت کرد؛ علم فراگرفت؛ فنّ جنگ دانست؛ باید روابط و مناسبات جهان جدید را فهمید و به کار بست.

🍂 حرف زدن تاریخ اینگونه‌ است؛ شیرۀ وجود یک ملت را می‌مکد تا فقط جهت را نشانش دهد.

🍂 آیا تاریخ، دوباره مهیای سخن گفتن با ماست؟ آیا گوش‌های‌مان را برای شنیدن زمزمه‌هایش تیز کرده‌ایم؟ زبانش را بلدیم؟ می‌دانیم چگونه باید او را به حرف آورد؟

🍂 «ایدئولوژی» می‌گوید، راهِ به حرف آوردن تاریخ، معاشقه با اوست؛ این معاشقه یعنی ساده کردن «واقعیت پیچیده»؛ یعنی اگر واقعیت با آنچه در کاسۀ سر ما می‌گذرد، یکسان نبود، آن را با دوز و کلک، با عقاید خود یکسان جلوه داد؛ یعنی برابرکردنِ چیزهای نابرابر در ذهن، نامگذاری پدیده‌ها به دلخواه خود، آشتی دادن تناقضات واقعی با عشوه‌گری‌های اخلاقی و آرمانی؛ ایدئولوژی قصد شنیدن حرف تاریخ را ندارد؛ می‌خواهد خودش حرف بزند و تاریخ تاییدش کند.

🍂 برخلاف ایدئولوژی، «اندیشه» زبانش دراز نیست؛ گوش‌هایش تیز است؛ می‌داند راه به حرف آوردن تاریخ معاشقه نیست، بل شکنجه است. تاریخ را باید سوال‌پیچ کرد؛ در منگنه گذاشت؛ تناقضاتش را هر چه بیشتر رو آورد و آنقدر زبانش را با انبُر از حلقومش بیرون کشید تا شاید، بخشی از اسرارش را برملا کند.

🍂 ایدئولوژی عقلش به چشمش است. ۷۶ داد می‌زد زنده باد اصلاحات؛ ۸۸ برای خیابان قصیده می‌سرود؛ ۹۲ ناگهان عاشق صندوق رای شد؛ ۹۶ اول تبلیغ رای دادن می‌کرد، بعد پشیمان شد؛ ۹۸ گفت مرده باد اصلاحات، و ۱۴۰۱ برای انقلاب هورا می‌کشید. ایدئولوژی فقط گوشت را می‌بیند، دیدنِ روح، کارِ شاقّ اندیشه است.

🍂 این متن تلاشی برای نشان دادن تمایز معاشقه از شکنجه است؛ تفاوت سرنوشت‌ساز اندیشه با ایدئولوژی.

🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل در مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۲۱ دقیقه
🔖 ۴۱۴۵ واژه


#فلسفیدن #آینه_تاریخ #ایران #چپ_ایرانی #اپوزیشنقد

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘نگرش نو، فرم نو می‌طلبد
— نقدی بر «طغیان روح» نادر فتوره‌چی

✍️ #ف_امیرفرهنگ


#نقد_روشنفکران #نقد_فرهنگ
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
1️⃣ یک دیپلماتِ سابقِ #حکومت_اسلامی

برخی از ما حزب‌اللهی‌ها، تفکر صهیونیستی داریم. ساختن وطن و دولت بنا بر عقیده، امری صهیونیستی است؛ وطن بنا بر سکونت است و نه عقیده.

2️⃣ #علیرضاموثق

🍂 این دیپلماتِ سابقِ حکومتِ ولایتِ مطلقهٔ فقیه، هنوز درک نکرده که تفکر صهیونیستی، با ویژگی‌هایی که او برمی‌شمرد، از مختصات بنیادین همۀ ادیان ابراهیمی، از جمله اسلام است و قابل تقلیل به قلیلی جماعتِ حزب‌اللهی‌ نیست.

🍂 مسلمین، پیامبرشان را «رحمة‌للعالمین» و «کامل‌کنندهٔ مکارم اخلاق» و «آورندهٔ دین کامل» و «اسوهٔ همهٔ اعصار» می‌دانند که «خلقت کائنات» به‌خاطر گُلِ رویِ وجود او بوده (حدیث کساء) و نامسمانان نیز مثل سگ و خوک و مدفوع، نجس‌اند و باید از ازدواج (خصوصا دختران و زنانِ مسلمان) و حتی دوستی با آنان احتراز کرد؛ مآلاً خودشیفتگی و دیگری‌ستیزی و احساس برگزیدگی و سروری نسبت به دیگر مردمان، در روح و جانِ مسلمین، به شکل روزمره و وسیع تزریق می‌شود.

🍂 اسلام، خودش را دینِ حق و کامل و فوق نقد و خطا و تغییر می‌داند. در اسلام، مرتدان و منکران نبوت و قرآن، حتی اگر انسان‌هایی اخلاقی و مؤمن و دانشمند باشند، تا ابد در جهنم شکنجه و سوزانده می‌شوند و در چرخه‌ای ابدی، پوست و گوشت جدید برای سوزانده شدن بر استخوان‌هایشان رویانده می‌شود. در قرآن، قتل و غارت و به بردگی گرفتنِ اهل کتاب و کافران غیرحربی، یعنی حتی مؤمنان اخلاقی در ادیان دیگر، مجاز است.

🍂 اسلام مثل سایر ادیان ابراهیمی، بنیاد و آغازگاه خود را در داستانِ ابراهیم و منکوبِ وجدانِ اخلاقی و عواطفی انسانی با تسلیم برده‌وار و داعشی‌مسلکانۀ او به فرمان الله، در انجام شنیع‌ترین جنایت و رذالتِ قابل تصور می‌داند؛ تسلیمی که نقیض کاملِ طغیان آدم و حوا نسبت به فرمانِ نامعقولِ الله در بهشت (نخوردن از میوۀ درخت دانش و جاودانگی) بود. رسالتِ مُسلمین، با همین «تسلیم و بردگی مطلق» آغاز می‌شود و پایان می‌یابد. قلمرو الله در زمین، قلمرو امتِ اسلام یا تسلیم‌شدگان به فرمانِ الله است. امتِ حزب‌الله، ساکنان این سرزمینند و زمین در معنای واقعی‌اش، فقط متعلق به این حزب‌اللهیان است. حزب فقط باید حزبِ الله باشد و غایت عمل سیاسی نیز این است که حزب‌اللهیان (مسلمین)، به حزبِ غالب بر همۀ احزاب زمین تبدیل شوند. در قرآن صریحاً اعلام شده که «دینِ حق» نزد الله، اسلام است و اسلام بر ادیان دیگر «سلطه و غلبه» خواهد یافت (آل‌عمران: ۱۹ و توبه: ۳۳).

🍂 این غلبه‌جویی، ذاتیِ مفهوم امتیاز مسلمانان بر نامسلمانان، به‌خاطر سکنی داشتن در قلمرو تسلیم و بردگیِ الله (به‌مثابه «رب-ارباب-سلطان») است. هر کس آمادۀ کشتن و کشته‌شدن در راه اجرای اوامر الله باشد، ممتازترینِ مردمان و محق‌ترین آنها برای فرمان راندن بر سایر مردمان است‌. بدین معنا، تفکر اسلامی تفکری‌ست که اساس تشکیل وطن را بر عقیده قرار می‌دهد و به‌معنایی که این دیپلمات اسبق گفته‌است، در بنیاد خود، صهیونیستی یا بهتر است بگویم «ابراهیمی»ست.


#ویدیو_تحلیل #نقد_اسلام #نقد_ادیان

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تَتَرُّس، پوپولیسم و اهمیت تحزب
@Naqdagin
🎧 تَتَرُّس، پوپولیسم و اهمیت تحزب

🍂 #ایمان_سلیمانی در این صوت، به یک اصل داعشی در حدیث و سنت اسلامی اشاره می‌کند که این نقد، به‌درجاتِ قابل توجهی، بر دولت یهودی اسرائیل نیز وارد است، اما گویا او در محکوم کردنِ صریح همین رفتار از جانب اسراییل، پرهیز می‌کند و به‌طور نسبی، گرفتار «استاندارد دوگانه» می‌شود.

🍂 این نقد بر او وارد است که هیچ‌گونه انتقاد صریحی را متوجه حکومتِ گرفتارِ خرافات و داعشیاتِ یهود (سخنان نتانیاهو که بی‌لکنت به فرمان یهوه در تورات به نسل‌کشی اقوام ارجاع می‌داد را به‌یاد آورید) نمی‌کند و صرفا توجیهاتِ قدرت نظامی غالب برای تهاجم همه‌جانبه‌اش را تکرار می‌کند. این حجم از تخریب کورِ فراگیر و آواره‌سازی که بیشتر به نسل‌کشی و پاک‌سازی قومی مشابه است تا عملیاتی دفاعی جهت تحقق مذاکراتی برای صلح پایدار، با هیچ‌یک از این توجیهات قابل تطهیر نیست. نباید منتقدین اسلام، به‌خاطر مواجهۀ دائمی‌شان با هیولا، هیولایی از سنخِ دیگر شوند. پیشتر گفتم، دشمن دشمن ما، همیشه دوست ما نیست؛ حال می‌افزایم که «هیولا هیولاست و باید از شبیه شدن به آن پرهیز کرد».

✍🏻 #علیرضاموثق


#نقد_اسلام #نقد_روشنفکران
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
🍂 منطق حرف روشن است:
آنجا که عقاب پر بریزد، از پشه لاغری چه خیزد؟

اگر پس از آن اتفاق، جنگ منطق نداشت، برای اسماعیل هنیه به‌طریق اولی، منطق نداشت و ندارد.


#حکومت_اسلامی
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘آتش زدن درب خانه

✍🏻 #علی‌_مازندرانی

🍂 حوادث تاریخی‌ای که رنگ و بوی «سیاسی و کلامی» دارند، همیشه در معرض «تحریف و تدلیس» بوده‌اند؛ و کشفِ واقعیتِ ماجرا، بسیار پیچیده، و نیاز به بررسی «قرائن» مختلف دارد. در جریان حوادث پس از رحلت پیامبر (ص) و بیعت گرفتن برای خلافت ابوبکر علیه ما علیه، توصیف واقعۀ خانۀ حضرت صدیقه زهرا (س)، در سه حالت نقل شده است:
۱ـ فقط هجوم به اطراف خانه صورت گرفته است.
۲ـ هجوم و فقط تهدید به آتش زدن خانه، واقع شده است.
۳ـ هجوم و تهدید و آتش زدن درب خانه حضرت زهرا(س) رخ داده‌است.

🍂 توصیف و جزئیات حالت سوم این ماجرا، «فقط و فقط» در یک کتاب نقل شده است؛ و نقل‌های کتاب‌های دیگر، از همین یک کتاب، می‌باشند. کتاب سلیم بن قیس، یگانه منبع آتش گرفتن خانه حضرت زهرا (س) می‌باشد؛ که این جریان را از زبان سلمان فارسی (و بدون جزئیات آتش گرفتن، از زبان ابن‌عباس) روایت کرده است.
.
🍂 نکته) برای بررسی صحت محتوایی این روایتِ سلمان، لازم است فرض‌هایی را پیشاپیش، بپذیریم:
۱ـ فرض کنیم که «خبر واحد»، در علم تاریخ، حجت است.
۲ـ فرض کنیم که سلیم، یک شخصیت موهوم و خیالی نیست؛ و وجود خارجی داشته است.
۳ـ فرض کنیم که سلیم، از اصحاب علی (ع) و شیعیان وی بوده است.
۴ـ فرض کنیم که سلیم، کتابش را خودش تألیف، نگارش یا املاء نموده است.
۵ـ فرض کنیم که سلیم، (حداقل) دسترسی غیرمستقیم به برخی وقایع خاص صدر اسلام داشته است.
۶ـ فرض کنیم که اصل کتاب سلیم، مربوط به قرن اول هجری است؛ نه نوشته‌ای متأخر و از قرن چهارم.
۷ـ فرض کنیم که کلِ کتاب سلیم، اولاً و اساساً، جعلی نیست؛ و اصالت دارد.
۸ـ فرض کنیم که نسخه بدل‌های کتاب سلیم، متنوع و مختلف و متفاوت، نیستند؛ و در همه آنها گزارش آتش گرفتن وجود دارد.
۹ـ فرض کنیم که در طول چند قرن، روایاتی در نسخ‌برداری، به کتاب سلیم افزوده نشده است.
۱۰ـ فرض کنیم که نسخه‌برداری‌های دوران علامه مجلسی (ق ۱۲) از نسخه قرن هفتمی کتاب سلیم، رضایت‌بخش هستند.
۱۱ـ فرض کنیم که نسخه قرن هفتمی از کتاب سلیم، با آنکه بی‌صاحب و راوی مجهول دارد (و تاریخ نسخۀ ۵۰ سال پس از قرائت بر مشایخ، نگارش یافته) معتبر است.
۱۲ـ فرض کنیم که احادیث کتاب سلیم، از نظر سندی، مستند هستند.
۱۳ـ فرض کنیم که احادیث سلیم، برش و پرش نقلی ندارند.
۱۴ـ فرض کنیم که میان روایت مشایخ حدیث سلیم در قرن چهارم و پنجم، با مندرجات فعلی کتاب سلیم، اختلاف نیست.
۱۵ـ فرض کنیم که نقل روایت آتش زدن درب، از سلمان فارسی است.
۱۶ـ فرض کنیم که سلمان «بدون علاقه و خواست خودش»، چهار سال پس از واقعه آتش زدن درب، استاندار عمر (خلیفه دوم) شده و با وی همکاری کرده است.
۱۷. فرض کنیم که متن و مضمون روایت سلمان، اضطراب و دوگانگی در محتوا ندارد.

🔺با اثبات و پذیرش همۀ این فرض‌ها، اکنون لازم است به «صحتِ توصیف» واقعۀ آتش زدن درب، به «روش تجربی و باستانی» بپردازیم که نمونه‌ای از آن قبلتر ذکر شد.


#بازاندیشی #نقد_شیعه
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘پوتین و عفوِ کودک‌‌کشِ سریالی و آدم‌خوارِ شیطان‌پرست

✍🏻 یورونیوز

▪️پوتین یک فرد قاتل و شیطان‌پرست را پس از جنگیدن علیه اوکراین عفو کرد. نیکولای اوگولوبیاک پس از جنگیدن برای واحد (طوفان Z) ارتش روسیه علیه اوکراین، عفو می‌شود. کرملین اعلام کرد به سیاست خود مبنی بر عفو زندانیانی که موافق جنگ علیه اوکراین هستند، ادامه خواهد داد.

▪️این خبر ابتدا در رسانه‌های روسی منتشر شد که در آن گفته شده بود یک مرد «شیطان‌پرست و آدم‌خوار» که به انجام چند فقره قتل محکوم شده بود، پس از شرکت در جنگ علیه اوکراین از زندان آزاد شد. نیکولای اوگولوبیاک یک «آدمخوار روسی» و بخشی از یک فرقه «شیطان‌پرستی» است که چهار نوجوان را کشت و برخی از اعضای بدن آنها را خورد. این مرد ۳۳ ساله در سال ۲۰۱۰ میلادی، به دلیل انجام قتل‌های آیینی که منطقه یاروسلاول را تکان داد، به ۲۰ سال زندان محکوم شد.

▪️گفته می‌شود اوگولوبیاک و سایر شیطان‌پرستان عضو این گروه، دو تن از چهار قربانی خود را سر بریدند و قلب و زبان آنها را سرخ کردند و خوردند. همچنین گفته می‌شود که او یکی از قربانیان را با ۶۶۶ ضربه چاقو به قتل رساندهاست. عدد ۶۶۶ اشاره مستقیمی به «عدد وحش» دارد.

▪️قرار بود اوگولوبیاک تا پایان دوران محکومیتش یعنی تا سال ۲۰۳۰ میلادی در زندان بماند اما حالا ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه تصمیم دارد او را پس از خدمت در واحد «طوفان Z» در جنگ اوکراین، عفو کند. این واحد در آوریل سال جاری میلادی در روسیه تأسیس شد و زندانیان را با این وعده استخدام می‌کند که اگر عملیات آن‌ها موفقیت‌آمیز باشد، از دوران محکومیتشان کم خواهد شد.

▪️ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهوری اوکراین، پیش‌تر این نوع عفوها را محکوم کرده و گفته بود ارتش روسیه از زندانیان برای جبران خسارات وارده در میدان نبرد استفاده می‌کند.

▪️این اولین بار نیست که ‌ولادیمیر پوتین افراد خطرناک و خلافکار را مورد عفو قرار می‌دهد و ممکن است آخرین بار هم نباشد. کرملین روز چهارشنبه تاکید کرد که سیاست عفو زندانیان متوقف نخواهد شد و ممکن است در سال‌های آینده نیز تکرار شود. با این حال، خانواده‌ قربانیان این نوع عفو‌‌ها را محکوم کرده‌اند، به‌ویژه که از این آزادی‌ها مطلع نشده بودند.

▪️دیمیتری پسکوف، سخنگوی پوتین گفت: «این سوال چندین بار مطرح شده است و در حال حاضر همه به دقت به فهرست افراد عفو شده نگاه می‌کنند». آقای پسکوف که در اوایل نوامبر در این زمینه مورد سوال قرار گرفت، از این عفوها دفاع کرد و معتقد بود که «افرادی که به جنایات سنگین محکوم شده‌اند، با خون در میدان جنگ تاوان جنایتی که انجام داده‌اند را پس می‌دهند».

▪️ده‌ها هزار زندانی روسی، تحت قراردادهایی با گروه‌های شبه‌نظامی مانند گروه واگنر به جبهه‌های جنگ علیه اوکراین فرستاده شده‌اند. آن‌ها اگر بتوانند شش ماه در ميدان نبرد دوام بیاورند، مشمول عفو می‌شوند. این مردان اغلب در خطرناک‌ترین مناطق خط مقدم خدمت می‌کنند و احتمال اینکه بتوانند زنده بمانند کم است.

▪️یوگنی پریگوژین، رئیس سابق گروه واگنر، پیش‌تر گفته بود که از این نیروها اغلب به عنوان خوراک توپ‌های جنگی استفاده می‌شود. پدر نیکولای اوگولوبیاک در مصاحبه‌ای گفته است که پسرش به شدت مجروح شده و از کار افتاده شده است.


#روشیعه
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘چهار واکنش
— شرح و بسطِ «سه اصل راهنما برای اندیشیدن به ظلم و نقد و اعتراض به آن»
(۱/۲)
✍🏻 #حسین_بیات

🍂 در مواجهه با جنگِ اسرائیل - غزه، چهار نوع واکنش قابل تشخیص است:

اول: طرفداری از اسرائیل
دوم: طرفداری از غزه/حماس
سوم: مخالفت با هر دو طرف
چهارم: عدم توجه‌ ویژه یا عدم موضعگیری

🍂 به‌دلیل تجاوز و تعدی به غیرنظامیان از سوی طرفین، واکنش اول و دوم غیرقابل دفاع است، اما واکنش سوم و چهارم نیز گویا مستلزم نفی یک امر بدیهی‌ست: دفاع از طرف ضعیف‌ یا ستمدیده.

🍂 در یادداشت قبلی برای رد این اشکال، سه دلیل آوردم:

دلیل اول)
مراد از "دفاع" چیست؟ اگر منظور صرفاً "موضع‌گیری اخلاقی و ابراز انزجار" است، چرا علیه هر دو طرف نباشد؟ اگر علیه هر دو طرف است، آنگاه این واکنش چه فرقی با واکنش سوم دارد؟ اما اگر فقط علیه طرف اسرائیلی است، آنگاه جهان‌شمولی اخلاق چه می‌شود؟ و اگر منظور از "دفاع" نوعی اقدام عملی است، آنگاه این نوع دفاع، آیا در هر حال ضروری‌ست؟ مثلا وقتی عملا غیرممکن یا بسیار پر ریسک باشد، یا وقتی خودمان درگیر نزاع دیگری باشیم و خود مسئول ستم دیگری باشیم که اقدام موثر برای هر دو، ناممکن باشد.

دلیل دوم) در رد برخی موضع‌گیری‌ها که ظاهرا ایجابی و انسانی‌اند و در دفاع از مظلومند، اما عملا چیزی جز بیانیه‌های بی‌خاصیت و کلی‌گویی‌های خوش‌آب و رنگ (glittering generalites) نیستند. این نوع "دفاعیات" اگر ما را به‌نوعی تظاهر و هیپوکراسی رهنمون نشوند، دست‌کم به‌نوعی "مزخرف‌گویی" (مزخرف در عربی: بی‌فایده و پرزرق و برق) دچار می‌کنند: "من یار و یاور همه ضعیفان عالم و دشمن همه ستمگران هستم!".

🍂 آنچه واکنش نوع دوم را جذاب‌ کرده، عدمِ تعارض با احساسات‌گرایی عرفی و نیز القای نوعی حسّ کاذب کنشگری عدالت‌خواهانه و بشردوستانه است؛ بخصوص در فضای رسانه‌ای که پر از «تصاویر بسیار دردناک کودکان جنگ» است. اجازه دهید این را کمی بیشتر توضیح دهم.

🍂 ما اگر شاهد نزاع خیابانی بین چند مرد باشیم علاقه‌ای به مداخله نداریم، اما اگر در این نزاع کودکی را بزنند بلافاصله اعتراض می‌کنیم و عملاً مانع می‌شویم؛ باید هم چنین کنیم و اگر کاری نکنیم عذاب وجدان داریم. همین تفاوت آشکار و حق پیشینی و مطلق کودک اما، ما را در مواجهه با برخی اخبار و غوغاسالاری‌ها، بخصوص اخبار سیاسی، مستعد واکنش‌های هیجانی و استنتاج‌های غیرمنطقی می‌کند که به آن مغالطه "کودکان را نجات دهید" می‌گویند:
The "Save the Children" Fallacy
یعنی وقتی بین A و B جنگ است و ما تصاویر دردناکی از کودکان جنگ زده A را می‌بینیم، از درون (وجدان) و بیرون (افکار عمومی) در فشاریم تا نتیجه بگیریم حق با A است. کافی‌ست جایی موضوع کودکان در میان باشد، مثلا آموزش جنسی به کودکان، یا حل برخی دوراهی‌های دشوار مثل "آزادی بیان یا انضباط اجتماعی"، همیشه در نگاه اول و برای عامۀ مردم، موضعی جذاب‌تر است که آسیب کودکان را برجسته‌تر و محتمل‌تر بنمایاند و آن را دراماتیک‌تر نشان دهد.

🍂 من همین حالا به خاطر همین فشار درونی و بیرونی ناچارم به شما خواننده عزیز تاکید کنم که قصدم از گفتن اینها، این نیست که در مقابل گریه و ترس و لرز و چشم‌های بهت‌زدۀ کودکان معصوم و بی‌دفاع، بی‌اعتنا و کر و کور باشیم، حاشا و کلا! بلکه به خودمان تذکر می‌دهم که از دیدن تصاویر دردناک کودکان، حقانیت یکی از طرفین، یا حقانیت منبع خبری را نتیجه نگیریم، این دو هیچ ربط منطقی به هم ندارند، و اگر چنین استنتاجی را بی‌پروا مرتکب شویم، چه بسا در سوء استفادۀ سیاسی از رنج کودکان مشارکت کرده‌ باشیم.

🍂 حداکثر نتیجه منطقی که از این تصاویر می‌شود گرفت موضع سوم است: محکوم کردن هر دو طرف. «کودکان را نجات دهید»، که البته گاهی حتی مصداقی از مغالطه کلان‌تری است که می‌توان آنرا «ضعیف را نجات دهید» نامید:
Save the weak side
البته این مغالطه با نام دیگری معروف است: توسل به ترحم (یا شفقت)
Appeal to pity (or compassion)
یا به لاتین: آرگیومِنتِم اَد میزِرِکوردی‌یم
Argumentum ad Misericordiam
گزاره P درست است، چون طرف ضعیف آن را می‌گوید، یا حق با شخص S است، چون طرف ضعیف نزاع است.

🔺نظریه‌پردازان و کنشگران چپ، که از قضاء عمدتاً از واکنش نوع دوم (طرفداری از غزه) دفاع می‌کنند، بیش از دیگران در معرض این مغلطه و بلکه سفسطه‌اند.

(ادامه دارد)
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @hossein_bayat