Forwarded from گفتوشنود
🔹️فرامرز سهدهی، شاعر و از اعضای کانون نویسندگان ایران، توسط شعبه ۱۰۴ دادگاه کیفری دو شهرستان بهبهان به اتهام «توهین به مقدسات» به یک سال حبس تعزیری محکوم شد.
سهدهی، از اهالی شهرستان بهبهان در استان خوزستان، پیشتر نیز به دلیل فعالیتهای ادبی و اجتماعی خود با فشارهای قضایی و امنیتی مواجه بوده است.
او در ابتدای سال جاری در پروندهای دیگر، توسط شعبه اول دادگاه انقلاب ماهشهر به بیش از ۲۲ ماه حبس محکوم شده بود.
پیشینه این شاعر نشان میدهد که او طی سالهای گذشته چندین بار به دلیل دیدگاهها و اشعارش تحت پیگرد دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است.
❓️مرز میان «آزادی بیان» و «توهین به مقدسات» در جامعهای چندصدایی کجاست و چه کسی باید این مرز را تعیین کند؟
🔹️در جوامعی که آزادی بیان یکی از ارکان بنیادین آنهاست، انتقاد از باورها، سنتها و حتی مقدسات بخشی از گفتوگوی عمومی به شمار میرود.
اما در نظامهایی که مفهوم «مقدسات» توسط نهادهای دینی و سیاسی تعریف میشود، این مرز به ابزاری برای سرکوب اندیشههای مستقل و متفاوت تبدیل میگردد.
در چنین شرایطی، آزادی بیان نهتنها محدود میشود بلکه از ماهیت خود تهی میگردد، زیرا هر پرسش یا انتقاد میتواند بهسادگی «توهین» تعبیر شود.
جامعهای آزاد زمانی شکل میگیرد که دفاع از آزادی بیان شامل آزادی برای بیان سخنانی باشد که ممکن است برای برخی ناخوشایند یا حتی آزاردهنده تلقی شود.
#توهین_به_مقدسات #نقد #رواداری #آزادی_بیان #گفتگو_توانا
@Dialigue1402
🔹️فرامرز سهدهی، شاعر و از اعضای کانون نویسندگان ایران، توسط شعبه ۱۰۴ دادگاه کیفری دو شهرستان بهبهان به اتهام «توهین به مقدسات» به یک سال حبس تعزیری محکوم شد.
سهدهی، از اهالی شهرستان بهبهان در استان خوزستان، پیشتر نیز به دلیل فعالیتهای ادبی و اجتماعی خود با فشارهای قضایی و امنیتی مواجه بوده است.
او در ابتدای سال جاری در پروندهای دیگر، توسط شعبه اول دادگاه انقلاب ماهشهر به بیش از ۲۲ ماه حبس محکوم شده بود.
پیشینه این شاعر نشان میدهد که او طی سالهای گذشته چندین بار به دلیل دیدگاهها و اشعارش تحت پیگرد دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است.
❓️مرز میان «آزادی بیان» و «توهین به مقدسات» در جامعهای چندصدایی کجاست و چه کسی باید این مرز را تعیین کند؟
🔹️در جوامعی که آزادی بیان یکی از ارکان بنیادین آنهاست، انتقاد از باورها، سنتها و حتی مقدسات بخشی از گفتوگوی عمومی به شمار میرود.
اما در نظامهایی که مفهوم «مقدسات» توسط نهادهای دینی و سیاسی تعریف میشود، این مرز به ابزاری برای سرکوب اندیشههای مستقل و متفاوت تبدیل میگردد.
در چنین شرایطی، آزادی بیان نهتنها محدود میشود بلکه از ماهیت خود تهی میگردد، زیرا هر پرسش یا انتقاد میتواند بهسادگی «توهین» تعبیر شود.
جامعهای آزاد زمانی شکل میگیرد که دفاع از آزادی بیان شامل آزادی برای بیان سخنانی باشد که ممکن است برای برخی ناخوشایند یا حتی آزاردهنده تلقی شود.
#توهین_به_مقدسات #نقد #رواداری #آزادی_بیان #گفتگو_توانا
@Dialigue1402
🕊16👍5❤2
Forwarded from گفتوشنود
در نشست چهلوسوم کنفرانس عمومی یونسکو در سمرقند ازبکستان، «منشور کوروش کبیر» رسماً بهعنوان یکی از نخستین منشورهای حقوق بشر در تاریخ بشریت و نمادی از احترام به تنوع فرهنگی به ثبت رسید.
یونسکو در روز پنجشنبه ۱۵ آبان در این قطعنامه منشور کوروش را سندی بنیادین در تاریخ تمدن بشری توصیف کرده که اصولی چون آزادی، عدالت، مدارا و احترام به تفاوتهای فرهنگی را بیش از دو هزار و پانصد سال پیش پایهگذاری کرده است.
بر اساس این مصوبه، یونسکو موظف شده است مفاهیم و ارزشهای الهامگرفته از منشور کوروش را در طرحها و برنامههای آموزشی، فرهنگی و حقوق بشری خود گسترش دهد و از آن بهعنوان الگویی برای ترویج گفتوگوی میانفرهنگی و صلح پایدار بهره گیرد.
منشور کوروش استوانهای سفالین است که در سال ۱۸۷۹ در منطقه بابل کشف شد و به موجب این سند تاریخی مهم فرمانهایی توسط کوروش برای بازسازی معابد، آزادی اسیران (از جمله یهودیان) و احترام به اعتقادات مردم بابل صادر شده است.
بسیاری این سند را به عنوان «نخستین منشور حقوق بشر» میشناسند. به طوری که در سال ۱۹۷۱ میلادی سازمان ملل متحد آن را به شش زبان رسمی منتشر کرد. همچنین یک بدل از این منشور در مقر سازمان ملل متحد در شهر نیویورک نگهداری میشود.
#منشور_کوروش #سازمان_ملل #یونسکو #حقوق_بشر #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در نشست چهلوسوم کنفرانس عمومی یونسکو در سمرقند ازبکستان، «منشور کوروش کبیر» رسماً بهعنوان یکی از نخستین منشورهای حقوق بشر در تاریخ بشریت و نمادی از احترام به تنوع فرهنگی به ثبت رسید.
یونسکو در روز پنجشنبه ۱۵ آبان در این قطعنامه منشور کوروش را سندی بنیادین در تاریخ تمدن بشری توصیف کرده که اصولی چون آزادی، عدالت، مدارا و احترام به تفاوتهای فرهنگی را بیش از دو هزار و پانصد سال پیش پایهگذاری کرده است.
بر اساس این مصوبه، یونسکو موظف شده است مفاهیم و ارزشهای الهامگرفته از منشور کوروش را در طرحها و برنامههای آموزشی، فرهنگی و حقوق بشری خود گسترش دهد و از آن بهعنوان الگویی برای ترویج گفتوگوی میانفرهنگی و صلح پایدار بهره گیرد.
منشور کوروش استوانهای سفالین است که در سال ۱۸۷۹ در منطقه بابل کشف شد و به موجب این سند تاریخی مهم فرمانهایی توسط کوروش برای بازسازی معابد، آزادی اسیران (از جمله یهودیان) و احترام به اعتقادات مردم بابل صادر شده است.
بسیاری این سند را به عنوان «نخستین منشور حقوق بشر» میشناسند. به طوری که در سال ۱۹۷۱ میلادی سازمان ملل متحد آن را به شش زبان رسمی منتشر کرد. همچنین یک بدل از این منشور در مقر سازمان ملل متحد در شهر نیویورک نگهداری میشود.
#منشور_کوروش #سازمان_ملل #یونسکو #حقوق_بشر #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍14❤7
Forwarded from گفتوشنود
🔹️هشتم نوامبر، روز جهانی شهرسازی است؛ روزی برای اندیشیدن به این پرسش که فضاهای شهری برای چه کسانی و با چه هدفهایی ساخته میشوند. در ایران امروز، شهر تنها محل زیستن نیست، بلکه صحنهی بازتابی از سیاست، قدرت، و حافظهی جمعی ماست. در چنین زمینهای، شاید بتوان شش پرسش بنیادین دربارهی شهر ایرانی مطرح کرد:
🔹️یک – آیا شهر برای زندگی شایسته انسانی طراحی شده است؟
آیا فضاهای شهری بر پایهی ارزشهایی چون گفتوگو، همزیستی، آرامش، سلامت روان و بدن، و عدالت طراحی شدهاند؟
آیا میدانها، فضاهای عمومی، زمینهای بازی کودکان، و امکانات ورزشی و فرهنگی در دسترس و امناند؟
یا آنکه تراکمفروشی، سوداگری زمین، و بیتوجهی به کیفیت زیست، شهر را به کالایی گران و ناعادلانه بدل کرده است؟
🔹️دو – آیا شهرسازی موجود، از نظر سیاسی و فرهنگی بیطرف است؟
یا یک اقلیت حاکم آن را به ماشین تبلیغاتی خود بدل کرده است؟
یا دیوارها و بیلبوردها پر از شعارهای ایدئولوژیکاند، خیابانها و میدانها به نامهای خاص یا حتی تروریستهایی مانند «خالد اسلامبولی» و «نواب صفوی» نامگذاری شدهاند، و فضاهای عمومی به تریبون دائمی یک گفتمان سیاسی خاص تبدیل شدهاند؟
🔹️سه – آیا شهر میان همهی شهروندان بهطور برابر تقسیم شده است؟
آیا زنان، جوانان و اقلیتها میتوانند آزادانه از فضاهای عمومی استفاده کنند؟
یا شهر به میدانی برای پایش دائمی بدل شده است: با دوربینهای نظارتی برای کنترل پوشش، گشتهای پلیسی، و...؟
در چنین فضایی، حتی دوچرخهسواری زنان یا برگزاری یک اجرای خیابانی ساده، به کنشی ممنوعه تبدیل میشود. شهر نه محل حضور، گفتگو، همکاری و مشارکت، بلکه محل کنترل و سلطه است.
🔹️چهار – آیا شهر محل تجربهی زیبایی، شادی و فرهنگ است؟
رویکردها به هنر خیابانی، موسیقی، مجسمه، و نمایش آزاد در شهر به چه صورت است؟ آیا اجرای موسیقی در خیابان جرم شمرده میشود و کافهها و گالریها در معرض پلمب یا تهدید دائمیاند؟ آیا کتابخانههای عمومی نیز یا محدود به مساجدند یا در حاشیه قرار گرفتهاندو در عوض، بناهای عظیم مذهبی و مصلاها با حمایت دولتی رشد کردهاند و چهرهی فرهنگی شهر را از تکثر به یکدستی مذهبی بدل کردهاند؟
🔹️پنج – آیا شهر به شهروندانش احساس تعلق و احترام میبخشد؟
آیا مردم مدیران و تصمیمسازان شهری را میشناسند و در تصمیمگیریها مشارکت دارند؟ آیا رأی دادن در شوراهای شهر یا محله اثری واقعی بر سیاست شهری دارد؟ معماری و منظر شهری، آیا بازگوکنندهی فرهنگ، ذوق و حافظهی جمعی مردم است یا صرفاً تابع سود اقتصادی و تراکمفروشی؟
🔹️شش – آیا به تاریخ و حافظهی شهر احترام گذاشته میشود؟
آیا نام و خاطرهی بزرگان هنر، اندیشه و فرهنگ با پلاکها، مجسمهها و یادبودها زنده نگه داشته میشود؟ یا هدف، محو خاطره گذشته و بازنویسی حافظهی جمعی است؟ آیا تغییر نام خیابانها و بناهای نمادین، حذف نشانهها و تخریب بافتهای تاریخی، بخشی از پروژهی فراموشیاند؟ پروژهای برای ساخت شهری بیگذشته و بیحافظه؟
❓️شاید پرسش بنیادینتر این باشد:
اگر شهر جایی برای گفتوگو، آفرینش، زندگی، زیبایی، تنوع و همبستگی نباشد، چه چیز از شهر باقی میماند؟
#رواداری #تنوع_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🔹️یک – آیا شهر برای زندگی شایسته انسانی طراحی شده است؟
آیا فضاهای شهری بر پایهی ارزشهایی چون گفتوگو، همزیستی، آرامش، سلامت روان و بدن، و عدالت طراحی شدهاند؟
آیا میدانها، فضاهای عمومی، زمینهای بازی کودکان، و امکانات ورزشی و فرهنگی در دسترس و امناند؟
یا آنکه تراکمفروشی، سوداگری زمین، و بیتوجهی به کیفیت زیست، شهر را به کالایی گران و ناعادلانه بدل کرده است؟
🔹️دو – آیا شهرسازی موجود، از نظر سیاسی و فرهنگی بیطرف است؟
یا یک اقلیت حاکم آن را به ماشین تبلیغاتی خود بدل کرده است؟
یا دیوارها و بیلبوردها پر از شعارهای ایدئولوژیکاند، خیابانها و میدانها به نامهای خاص یا حتی تروریستهایی مانند «خالد اسلامبولی» و «نواب صفوی» نامگذاری شدهاند، و فضاهای عمومی به تریبون دائمی یک گفتمان سیاسی خاص تبدیل شدهاند؟
🔹️سه – آیا شهر میان همهی شهروندان بهطور برابر تقسیم شده است؟
آیا زنان، جوانان و اقلیتها میتوانند آزادانه از فضاهای عمومی استفاده کنند؟
یا شهر به میدانی برای پایش دائمی بدل شده است: با دوربینهای نظارتی برای کنترل پوشش، گشتهای پلیسی، و...؟
در چنین فضایی، حتی دوچرخهسواری زنان یا برگزاری یک اجرای خیابانی ساده، به کنشی ممنوعه تبدیل میشود. شهر نه محل حضور، گفتگو، همکاری و مشارکت، بلکه محل کنترل و سلطه است.
🔹️چهار – آیا شهر محل تجربهی زیبایی، شادی و فرهنگ است؟
رویکردها به هنر خیابانی، موسیقی، مجسمه، و نمایش آزاد در شهر به چه صورت است؟ آیا اجرای موسیقی در خیابان جرم شمرده میشود و کافهها و گالریها در معرض پلمب یا تهدید دائمیاند؟ آیا کتابخانههای عمومی نیز یا محدود به مساجدند یا در حاشیه قرار گرفتهاندو در عوض، بناهای عظیم مذهبی و مصلاها با حمایت دولتی رشد کردهاند و چهرهی فرهنگی شهر را از تکثر به یکدستی مذهبی بدل کردهاند؟
🔹️پنج – آیا شهر به شهروندانش احساس تعلق و احترام میبخشد؟
آیا مردم مدیران و تصمیمسازان شهری را میشناسند و در تصمیمگیریها مشارکت دارند؟ آیا رأی دادن در شوراهای شهر یا محله اثری واقعی بر سیاست شهری دارد؟ معماری و منظر شهری، آیا بازگوکنندهی فرهنگ، ذوق و حافظهی جمعی مردم است یا صرفاً تابع سود اقتصادی و تراکمفروشی؟
🔹️شش – آیا به تاریخ و حافظهی شهر احترام گذاشته میشود؟
آیا نام و خاطرهی بزرگان هنر، اندیشه و فرهنگ با پلاکها، مجسمهها و یادبودها زنده نگه داشته میشود؟ یا هدف، محو خاطره گذشته و بازنویسی حافظهی جمعی است؟ آیا تغییر نام خیابانها و بناهای نمادین، حذف نشانهها و تخریب بافتهای تاریخی، بخشی از پروژهی فراموشیاند؟ پروژهای برای ساخت شهری بیگذشته و بیحافظه؟
❓️شاید پرسش بنیادینتر این باشد:
اگر شهر جایی برای گفتوگو، آفرینش، زندگی، زیبایی، تنوع و همبستگی نباشد، چه چیز از شهر باقی میماند؟
#رواداری #تنوع_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍7
Forwarded from گفتوشنود
۹ نوامبر در تاریخ آلمان و جهان تنها یک روز نیست؛ آیینهای است از تاریکی و روشنایی انسان.
در چنین روزی در سال ۱۹۳۸، Kristallnacht «شب شیشههای شکسته» رقم خورد؛ شبی که در آن، شیشههای فرو ریخته مغازهها و کنیسههای یهودیان، انعکاس فروپاشی انسانیت در برابر نفرت بود.
شعلههایی که آن شب در آسمان شهرهای آلمان زبانه کشیدند، نشانه آغاز فاجعهای شدند که به هولوکاست انجامید — فاجعهای که در آن، بیش از شش میلیون انسان تنها به جرم «دیگری بودن» نابود شدند.
امروز، آلمان با آگاهی از گذشته خود، این روز را نه برای ماندن در اندوه، بلکه برای بیداری وجدان جمعی گرامی میدارد.
در مدارس، میدانها و یادمانها، نام قربانیان خوانده میشود تا صدای خاموششان بار دیگر در دل جامعه طنیناندازد. این یادآوری، پاسخی است به فراموشی؛ پاسخی است به خطر بازگشت نفرت در چهرهای تازه.
یهودیستیزی، نژادپرستی، اسلامهراسی یا هر شکل دیگری از تبعیض، ریشهای مشترک دارند: ناتوانی در دیدن انسان در چهره دیگری. تجربه آلمان به ما میآموزد که تمدن، تنها با فناوری یا فرهنگ ساخته نمیشود، بلکه با رواداری، همدلی و مسئولیت اخلاقی در برابر «دیگری» است که معنا مییابد.
۹ نوامبر یادآور آن است که حافظه جمعی اگر به فراموشی سپرده شود، تاریخ تکرار میشود.
و اگر به یاد آوریم، میتوانیم جهانی بنا کنیم که در آن هیچ انسانی از ترس نام و نژاد خود پنهان نشود. این روز، دعوتی است برای دفاع از کرامت انسان — برای آنکه هرگز اجازه ندهیم شیشههای شکسته دوباره چهره انسان را بخراشد.
#هولوکاست #شب_شیشه_های_شکسته #Kristallnacht
#رواداری #دیگری_ستیزی #یهودستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
۹ نوامبر در تاریخ آلمان و جهان تنها یک روز نیست؛ آیینهای است از تاریکی و روشنایی انسان.
در چنین روزی در سال ۱۹۳۸، Kristallnacht «شب شیشههای شکسته» رقم خورد؛ شبی که در آن، شیشههای فرو ریخته مغازهها و کنیسههای یهودیان، انعکاس فروپاشی انسانیت در برابر نفرت بود.
شعلههایی که آن شب در آسمان شهرهای آلمان زبانه کشیدند، نشانه آغاز فاجعهای شدند که به هولوکاست انجامید — فاجعهای که در آن، بیش از شش میلیون انسان تنها به جرم «دیگری بودن» نابود شدند.
امروز، آلمان با آگاهی از گذشته خود، این روز را نه برای ماندن در اندوه، بلکه برای بیداری وجدان جمعی گرامی میدارد.
در مدارس، میدانها و یادمانها، نام قربانیان خوانده میشود تا صدای خاموششان بار دیگر در دل جامعه طنیناندازد. این یادآوری، پاسخی است به فراموشی؛ پاسخی است به خطر بازگشت نفرت در چهرهای تازه.
یهودیستیزی، نژادپرستی، اسلامهراسی یا هر شکل دیگری از تبعیض، ریشهای مشترک دارند: ناتوانی در دیدن انسان در چهره دیگری. تجربه آلمان به ما میآموزد که تمدن، تنها با فناوری یا فرهنگ ساخته نمیشود، بلکه با رواداری، همدلی و مسئولیت اخلاقی در برابر «دیگری» است که معنا مییابد.
۹ نوامبر یادآور آن است که حافظه جمعی اگر به فراموشی سپرده شود، تاریخ تکرار میشود.
و اگر به یاد آوریم، میتوانیم جهانی بنا کنیم که در آن هیچ انسانی از ترس نام و نژاد خود پنهان نشود. این روز، دعوتی است برای دفاع از کرامت انسان — برای آنکه هرگز اجازه ندهیم شیشههای شکسته دوباره چهره انسان را بخراشد.
#هولوکاست #شب_شیشه_های_شکسته #Kristallnacht
#رواداری #دیگری_ستیزی #یهودستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍18❤4🕊1
Forwarded from گفتوشنود
بازداشت امینالله کوشکباغی، شهروند بهائی در گنبدکاووس؛ بیخبری کامل پس از پنج روز
بهگزارش منابع حقوق بشری، امینالله کوشکباغی، شهروند ۶۹ ساله بهائی ساکن گنبدکاووس، روز چهارشنبه ۲۱ آبانماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.
بر اساس این گزارشها، مأموران امنیتی بدون ارائه حکم قضایی روشن، این شهروند بهائی را در محل سکونتش بازداشت کردهاند. پس از گذشت پنج روز از زمان بازداشت، پیگیریهای مستمر خانواده و نزدیکان کوشکباغی برای اطلاع از وضعیت، محل نگهداری و نهاد بازداشتکننده او، همچنان بینتیجه مانده است.
منابع مطلع میگویند تاکنون هیچ اطلاعات رسمی درباره دلایل بازداشت، اتهامات احتمالی، یا وضعیت حقوقی این شهروند ارائه نشده و مقامات امنیتی از پاسخگویی به خانواده خودداری کردهاند.
همزمان با این بازداشت، آروین عوضپور، دیگر شهروند بهائی ساکن گنبدکاووس نیز در همین روز توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است؛ موضوعی که موجب نگرانی خانوادههای این دو شهروند و فعالان حقوق بشر نسبت به فشارهای سیستماتیک بر جامعه بهائی در این منطقه شده است.
گفتنی است امینالله کوشکباغی ۶۹ ساله از شهروندان شناختهشده بهائی در گنبدکاووس است و طی سالهای گذشته بارها با محدودیتهای مذهبی و مدنی مواجه بوده است.
چرا بابت یک باور دینی که امری شخصی محسوب میشود، کسی باید بازداشت و زندانی شود و از حقوق اجتماعی محروم گردد؟
تا کی جامعه ایران باید شاهد سرکوب شهروندان به خاطر اعتقاداتشان باشد؟
#امین_الله_کوشکباغی #داستان_ما_یکیست #رواداری #آزادی_دینی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
بهگزارش منابع حقوق بشری، امینالله کوشکباغی، شهروند ۶۹ ساله بهائی ساکن گنبدکاووس، روز چهارشنبه ۲۱ آبانماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.
بر اساس این گزارشها، مأموران امنیتی بدون ارائه حکم قضایی روشن، این شهروند بهائی را در محل سکونتش بازداشت کردهاند. پس از گذشت پنج روز از زمان بازداشت، پیگیریهای مستمر خانواده و نزدیکان کوشکباغی برای اطلاع از وضعیت، محل نگهداری و نهاد بازداشتکننده او، همچنان بینتیجه مانده است.
منابع مطلع میگویند تاکنون هیچ اطلاعات رسمی درباره دلایل بازداشت، اتهامات احتمالی، یا وضعیت حقوقی این شهروند ارائه نشده و مقامات امنیتی از پاسخگویی به خانواده خودداری کردهاند.
همزمان با این بازداشت، آروین عوضپور، دیگر شهروند بهائی ساکن گنبدکاووس نیز در همین روز توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است؛ موضوعی که موجب نگرانی خانوادههای این دو شهروند و فعالان حقوق بشر نسبت به فشارهای سیستماتیک بر جامعه بهائی در این منطقه شده است.
گفتنی است امینالله کوشکباغی ۶۹ ساله از شهروندان شناختهشده بهائی در گنبدکاووس است و طی سالهای گذشته بارها با محدودیتهای مذهبی و مدنی مواجه بوده است.
چرا بابت یک باور دینی که امری شخصی محسوب میشود، کسی باید بازداشت و زندانی شود و از حقوق اجتماعی محروم گردد؟
تا کی جامعه ایران باید شاهد سرکوب شهروندان به خاطر اعتقاداتشان باشد؟
#امین_الله_کوشکباغی #داستان_ما_یکیست #رواداری #آزادی_دینی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔14🕊6❤3
Forwarded from گفتوشنود
صفحه فارسی وزارت امور خارجه آمریکا با انتشار بیانیهای تازه، نسبت به تداوم سرکوب گسترده اقلیتهای مذهبی در ایران، بهویژه جامعه بهایی، ابراز نگرانی کرده است.
در این بیانیه آمده است:
«بازداشت اخیر هشت بهایی در ایران بار دیگر نشان میدهد که سرکوب اقلیتهای مذهبی همچنان ادامه دارد. تنها بین سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵، حدود ۳۰۰ بهایی در سراسر کشور بازداشت شدهاند. این فقط بخشی از فشارهایی است که آنها هر روز با آن روبهرو هستند؛ از یورش به خانهها و مصادره اموال گرفته تا محرومیت از حضور در دانشگاه، محدودیتهای اقتصادی و تخریب گورستانها، همه با هدف حذف بهاییان از جامعه ایران.
در حالی که بهاییان با هدفمندترین سرکوبهای حکومتی مواجهاند، دیگر اقلیتهای مذهبی از جمله مسیحیان، یهودیان، زرتشتیان، اهل سنت و گروههای دینی دیگر هم با تبعیض گسترده، آزار و اذیت، بازداشت و نقض شدید آزادیهای مدنی و دینی روبهرو هستند.
آزادی مذهبی پایهایترین بخش کرامت انسانی است و جامعه جهانی باید ایران را بابت این نقضهای آشکار پاسخگو کند.»
وزارت امور خارجه آمریکا در این متن با اشاره به دههها فشار سازمانیافته بر بهاییان و دیگر اقلیتهای مذهبی، خواستار توجه و اقدام جامعه جهانی در قبال نقض آزادیهای بنیادین در ایران شده است.
@usabehfarsi
#آزادی_دینی #آزادی_بیان #آزادی_عقیده #بهائیان #داستان_ما_یکیست #رواداری #تبعیض #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در این بیانیه آمده است:
«بازداشت اخیر هشت بهایی در ایران بار دیگر نشان میدهد که سرکوب اقلیتهای مذهبی همچنان ادامه دارد. تنها بین سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵، حدود ۳۰۰ بهایی در سراسر کشور بازداشت شدهاند. این فقط بخشی از فشارهایی است که آنها هر روز با آن روبهرو هستند؛ از یورش به خانهها و مصادره اموال گرفته تا محرومیت از حضور در دانشگاه، محدودیتهای اقتصادی و تخریب گورستانها، همه با هدف حذف بهاییان از جامعه ایران.
در حالی که بهاییان با هدفمندترین سرکوبهای حکومتی مواجهاند، دیگر اقلیتهای مذهبی از جمله مسیحیان، یهودیان، زرتشتیان، اهل سنت و گروههای دینی دیگر هم با تبعیض گسترده، آزار و اذیت، بازداشت و نقض شدید آزادیهای مدنی و دینی روبهرو هستند.
آزادی مذهبی پایهایترین بخش کرامت انسانی است و جامعه جهانی باید ایران را بابت این نقضهای آشکار پاسخگو کند.»
وزارت امور خارجه آمریکا در این متن با اشاره به دههها فشار سازمانیافته بر بهاییان و دیگر اقلیتهای مذهبی، خواستار توجه و اقدام جامعه جهانی در قبال نقض آزادیهای بنیادین در ایران شده است.
@usabehfarsi
#آزادی_دینی #آزادی_بیان #آزادی_عقیده #بهائیان #داستان_ما_یکیست #رواداری #تبعیض #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍15🕊5💔4❤1
Forwarded from گفتوشنود
روز یکشنبه ۲ آذر ۱۴۰۴، کوروش (تیمور) حسینی، نوکیش مسیحی ساکن کرج، جهت اجرای حکم قطعی دو سال حبس تعزیری خود بازداشت و به زندان قزلحصار کرج منتقل شد.
این اقدام پس از آن صورت گرفت که شعبه دوم اجرای احکام کیفری دادسرای عمومی و انقلاب ملارد، دستور اجرای حکم را صادر کرد.
در روز ۲۵ آبانماه نیز دو نوکیش مسیحی دیگر از متهمان همین پرونده، حسین (دانیال) محمدی و زهرا (هانا) غلامی، پس از مراجعه به اجرای احکام بازداشت و برای تحمل دوران محکومیت به زندان منتقل شده بودند.
پرونده این شهروندان مسیحی در اسفندماه ۱۴۰۳ برای بررسی اعاده دادرسی به شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور ارجاع شد، اما این درخواست رد شد. پیشتر، جلسه رسیدگی به این پرونده در تاریخ ۱۲ تیر ۱۴۰۳ در شعبه دوم دادگاه انقلاب شهریار برگزار شده بود و کوروش حسینی، زهرا غلامی و حسین محمدی هر یک به دو سال حبس تعزیری و یکی دیگر از متهمان به اتهام «معاونت» به یک سال حبس محکوم شده بودند. این حکم در دیماه ۱۴۰۳ توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران تأیید شد.
در اسفند ۱۴۰۲ نیز کیفرخواست پرونده با اتهاماتی نظیر «تشکیل و عضویت در جمعیت با هدف برهمزدن امنیت کشور» صادر شده بود. کوروش حسینی در بهمن ۱۴۰۲ با تودیع وثیقه دو میلیارد تومانی بهطور موقت آزاد شده بود.
او از اتباع افغانستان، ۵۲ ساله، پدر سه فرزند و بیش از ۲۰ سال ساکن ایران است و پیشتر در حرفه کفاشی فعالیت داشته است.
#نوکیش #مسیحی #آزادی_باور #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
روز یکشنبه ۲ آذر ۱۴۰۴، کوروش (تیمور) حسینی، نوکیش مسیحی ساکن کرج، جهت اجرای حکم قطعی دو سال حبس تعزیری خود بازداشت و به زندان قزلحصار کرج منتقل شد.
این اقدام پس از آن صورت گرفت که شعبه دوم اجرای احکام کیفری دادسرای عمومی و انقلاب ملارد، دستور اجرای حکم را صادر کرد.
در روز ۲۵ آبانماه نیز دو نوکیش مسیحی دیگر از متهمان همین پرونده، حسین (دانیال) محمدی و زهرا (هانا) غلامی، پس از مراجعه به اجرای احکام بازداشت و برای تحمل دوران محکومیت به زندان منتقل شده بودند.
پرونده این شهروندان مسیحی در اسفندماه ۱۴۰۳ برای بررسی اعاده دادرسی به شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور ارجاع شد، اما این درخواست رد شد. پیشتر، جلسه رسیدگی به این پرونده در تاریخ ۱۲ تیر ۱۴۰۳ در شعبه دوم دادگاه انقلاب شهریار برگزار شده بود و کوروش حسینی، زهرا غلامی و حسین محمدی هر یک به دو سال حبس تعزیری و یکی دیگر از متهمان به اتهام «معاونت» به یک سال حبس محکوم شده بودند. این حکم در دیماه ۱۴۰۳ توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران تأیید شد.
در اسفند ۱۴۰۲ نیز کیفرخواست پرونده با اتهاماتی نظیر «تشکیل و عضویت در جمعیت با هدف برهمزدن امنیت کشور» صادر شده بود. کوروش حسینی در بهمن ۱۴۰۲ با تودیع وثیقه دو میلیارد تومانی بهطور موقت آزاد شده بود.
او از اتباع افغانستان، ۵۲ ساله، پدر سه فرزند و بیش از ۲۰ سال ساکن ایران است و پیشتر در حرفه کفاشی فعالیت داشته است.
#نوکیش #مسیحی #آزادی_باور #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔11🕊4
Forwarded from گفتوشنود
جشن شکرگزاری (Thanksgiving)
جشن شکرگزاری که در چهارمین پنجشنبه ماه نوامبر برگزار میشود، فرصتی است برای گردهمایی خانوادهها و دوستان و جشن گرفتن به مناسبت برداشت محصول و شکرگزاری برای داشتهها؛ امسال این روز مصادف با ۲۷ نوامبر شده است.
ریشههای جشن شکرگزاری در آمریکای شمالی به دورانی که مردم با شکرگزاری به درگاه خداوند برای افزایش محصولات دعا میکردند بازمیگردد. در گذشته این جشن بیشتر از امروز شکل مذهبی داشت. هرچند امروز این جشن کمتر جنبهٔ مذهبی دارد و بیشتر یک تعطیلات فرهنگی است، ولی همچنان بسیاری از مردم این روز را به عنوان فرصتی برای شکرگزاری و سپاسگزاری از آنچه در زندگی دارند، گرامی میدارند.
از نظر سنتی، در این روز معمولا غذاهایی مثل بوقلمون، سیبزمینی پوره، سس کرنبری و پای کدوحلوایی سرو میشود. این غذاها نمادهایی از فصل پاییز و فراوانی نعمتها هستند. البته مراسم مذهبی هنوز در برخی کلیساها برگزار میشود، اما بخش اصلی جشن شکرگزاری بیشتر به گردهمایی خانوادگی و زمان سپری کردن با عزیزان تبدیل شده است.
در انجیل، تأکید فراوانی بر شکرگزاری و سپاسگزاری از خداوند برای نعمتها وجود دارد. برای مثال، در نامه اول به تسالونیکیان (۵:۱۸)، آمده است:
«در همه چیز شکرگزاری کنید، زیرا این است اراده خدا در مسیح عیسی برای شما.»
همچنین، در کتاب مزامیر، بارها از لزوم شکرگزاری به درگاه خداوند به خاطر نعمتها و رحمتهای او صحبت شده است. از این رو، گرچه جشن شکرگزاری بهطور خاص به عنوان یک روز مذهبی در کتاب مقدس ذکر نشده است، اما روح و مضمون آن با اصول مسیحیِ سپاسگزاری و قدردانی هماهنگ است.
به نظر میرسد که جشن شکرگزاری بیشتر از جشنهای برداشت محصول در اروپای قرون وسطی و بعدها به مهاجران اولیهٔ آمریکای شمالی انتقال پیدا کرده و تبدیل به یک تعطیلات خاص شده است. این جشنها از جشنهای سنتی برداشت محصول، که در فرهنگهای مسیحی و غیرمسیحی رایج بودهاند، تأثیر گرفتهاند و به این صورت با یک مضمون شکرگزاری در زمینهٔ برداشت محصول و نعمتهای طبیعی همراه شدهاند.
#مسیحیت #جشن #شکرگزاری #دین #آیین #رواداری #گفتگو_توانا
@dialogue1402
جشن شکرگزاری که در چهارمین پنجشنبه ماه نوامبر برگزار میشود، فرصتی است برای گردهمایی خانوادهها و دوستان و جشن گرفتن به مناسبت برداشت محصول و شکرگزاری برای داشتهها؛ امسال این روز مصادف با ۲۷ نوامبر شده است.
ریشههای جشن شکرگزاری در آمریکای شمالی به دورانی که مردم با شکرگزاری به درگاه خداوند برای افزایش محصولات دعا میکردند بازمیگردد. در گذشته این جشن بیشتر از امروز شکل مذهبی داشت. هرچند امروز این جشن کمتر جنبهٔ مذهبی دارد و بیشتر یک تعطیلات فرهنگی است، ولی همچنان بسیاری از مردم این روز را به عنوان فرصتی برای شکرگزاری و سپاسگزاری از آنچه در زندگی دارند، گرامی میدارند.
از نظر سنتی، در این روز معمولا غذاهایی مثل بوقلمون، سیبزمینی پوره، سس کرنبری و پای کدوحلوایی سرو میشود. این غذاها نمادهایی از فصل پاییز و فراوانی نعمتها هستند. البته مراسم مذهبی هنوز در برخی کلیساها برگزار میشود، اما بخش اصلی جشن شکرگزاری بیشتر به گردهمایی خانوادگی و زمان سپری کردن با عزیزان تبدیل شده است.
در انجیل، تأکید فراوانی بر شکرگزاری و سپاسگزاری از خداوند برای نعمتها وجود دارد. برای مثال، در نامه اول به تسالونیکیان (۵:۱۸)، آمده است:
«در همه چیز شکرگزاری کنید، زیرا این است اراده خدا در مسیح عیسی برای شما.»
همچنین، در کتاب مزامیر، بارها از لزوم شکرگزاری به درگاه خداوند به خاطر نعمتها و رحمتهای او صحبت شده است. از این رو، گرچه جشن شکرگزاری بهطور خاص به عنوان یک روز مذهبی در کتاب مقدس ذکر نشده است، اما روح و مضمون آن با اصول مسیحیِ سپاسگزاری و قدردانی هماهنگ است.
به نظر میرسد که جشن شکرگزاری بیشتر از جشنهای برداشت محصول در اروپای قرون وسطی و بعدها به مهاجران اولیهٔ آمریکای شمالی انتقال پیدا کرده و تبدیل به یک تعطیلات خاص شده است. این جشنها از جشنهای سنتی برداشت محصول، که در فرهنگهای مسیحی و غیرمسیحی رایج بودهاند، تأثیر گرفتهاند و به این صورت با یک مضمون شکرگزاری در زمینهٔ برداشت محصول و نعمتهای طبیعی همراه شدهاند.
#مسیحیت #جشن #شکرگزاری #دین #آیین #رواداری #گفتگو_توانا
@dialogue1402
❤15
Forwarded from گفتوشنود
🔷️استان کبک کانادا لایحهای جدید با عنوان "Bill 9" معرفی کرده است که هدف آن محدود کردن «عبادات عمومی» و تشدید سیاستهای سکولاریسم دولتی است.
این لایحه که در مرحله بررسی قرار دارد، بر ممنوعیت برگزاری نماز در فضاهای عمومی مانند خیابانها و پارکها، و همچنین ممنوعیت نمازخوانی در مؤسسات دولتی، کالجها و دانشگاهها، تأکید میکند.
بر اساس متن پیشنهادی، گروههایی که نماز جماعت در اماکن عمومی برگزار کنند تا ۱۱۲۵ دلار جریمه خواهند شد، هرچند رویدادهای مذهبی کوتاهمدت با دریافت مجوز قبلی میتوانند از این قانون مستثنا باشند.
این لایحه همچنین محدودیتهایی درباره ایجاد نمازخانه در دانشگاهها و ارائه وعدههای غذایی فقط حلال یا کُشر در مؤسسات عمومی پیشبینی میکند.
دولت کبک این اقدامات را بخشی از «تقویت سکولاریسم» میداند، درحالیکه منتقدان نسبت به تأثیر نامتناسب آن بر مسلمانان و محدودیت آزادیهای مذهبی هشدار میدهند.
🔷️زمینه شکلگیری چنین قوانینی را میتوان در ترکیبی از عوامل اجتماعی، سیاسی و هویتی جستوجو کرد.
کبک تاریخی طولانی از تلاش برای فاصلهگیری از سلطه گذشته کلیسای کاتولیک بر امور عمومی دارد و مفهوم «سکولاریسم سخت» در این استان بیشتر نوعی بازتعریف هویت جمعی و حفاظت از فرهنگ فرانسویزبان تلقی میشود. اما این رویکرد هنگامی که با نگرانیهای معاصر درباره مهاجرت، تنوع مذهبی و تغییرات جمعیتی ترکیب میشود، به سیاستهایی منجر میشود که ظاهرشان بیطرفانه ولی اثرشان نابرابر است. قانونگذاران میگویند هدفشان جلوگیری از استفاده سیاسی از فضای عمومی است.
این نوع قوانین بازتابی از تنشهای عمیق میان ترس از دست رفتن هویت فرهنگی و نیاز به پذیرش واقعیتهای جامعه چندفرهنگی امروز هستند.
#نماز #عبادت #کانادا #چند_فرهنگی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🔷️استان کبک کانادا لایحهای جدید با عنوان "Bill 9" معرفی کرده است که هدف آن محدود کردن «عبادات عمومی» و تشدید سیاستهای سکولاریسم دولتی است.
این لایحه که در مرحله بررسی قرار دارد، بر ممنوعیت برگزاری نماز در فضاهای عمومی مانند خیابانها و پارکها، و همچنین ممنوعیت نمازخوانی در مؤسسات دولتی، کالجها و دانشگاهها، تأکید میکند.
بر اساس متن پیشنهادی، گروههایی که نماز جماعت در اماکن عمومی برگزار کنند تا ۱۱۲۵ دلار جریمه خواهند شد، هرچند رویدادهای مذهبی کوتاهمدت با دریافت مجوز قبلی میتوانند از این قانون مستثنا باشند.
این لایحه همچنین محدودیتهایی درباره ایجاد نمازخانه در دانشگاهها و ارائه وعدههای غذایی فقط حلال یا کُشر در مؤسسات عمومی پیشبینی میکند.
دولت کبک این اقدامات را بخشی از «تقویت سکولاریسم» میداند، درحالیکه منتقدان نسبت به تأثیر نامتناسب آن بر مسلمانان و محدودیت آزادیهای مذهبی هشدار میدهند.
🔷️زمینه شکلگیری چنین قوانینی را میتوان در ترکیبی از عوامل اجتماعی، سیاسی و هویتی جستوجو کرد.
کبک تاریخی طولانی از تلاش برای فاصلهگیری از سلطه گذشته کلیسای کاتولیک بر امور عمومی دارد و مفهوم «سکولاریسم سخت» در این استان بیشتر نوعی بازتعریف هویت جمعی و حفاظت از فرهنگ فرانسویزبان تلقی میشود. اما این رویکرد هنگامی که با نگرانیهای معاصر درباره مهاجرت، تنوع مذهبی و تغییرات جمعیتی ترکیب میشود، به سیاستهایی منجر میشود که ظاهرشان بیطرفانه ولی اثرشان نابرابر است. قانونگذاران میگویند هدفشان جلوگیری از استفاده سیاسی از فضای عمومی است.
این نوع قوانین بازتابی از تنشهای عمیق میان ترس از دست رفتن هویت فرهنگی و نیاز به پذیرش واقعیتهای جامعه چندفرهنگی امروز هستند.
#نماز #عبادت #کانادا #چند_فرهنگی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍25❤4
Forwarded from گفتوشنود
«محمد مختاری»، روشنفکر و منتقد ایرانی، که خود قربانی عدم مدارای حکومت در برابر دگراندیشان شد و در قتلهای زنجیرهای به قتل رسید، مشکل عدم مدارای حکومتی را تنها خلاصه در خود حکومت نمیبیند. به گفته او مشکل تنها اداره و سیاست سانسور نیست.
او عدم مدارای حکومت ایران را بخشی از یک فرهنگ غیرروادار میداند و آن را «فرهنگ حذف» مینامد که به زعم او یک میراث تاریخی است.
مختاری در نوشتهای با عنوان «فرهنگ مدارا» درباره این فرهنگ در توضیح بیشتر میگوید: «در حقیقت “فرهنگ حذف” و “سیاست سانسور” دو مفهوم مکملاند.
اما جامعه تنها به یمن موشدوانیهای حرفهای کارگزاران پنهان و آشکار حکومتها، خواه از نوع اعتمادالسلطنه و محرمعلیخان، و خواه از نوع ادارهها و مشاغل رسمی نگارش، مجوز و ترخیص کتاب و مطبوعات، و دستچین خبر به سانسور مبتلا نمانده است.
بلکه سانسور و حذف را چون معضلی نهادی و دیرینه در فرهنگ خود تداوم بخشیده است. در حقیقت آن کارگزاران و این ادارهها، مولود ناقصالخلقه همین گرایش و روش و ساخت ویژه دیرینهاند که منع و حذف ذهنی و فیزیکی در برخورد با هر پدیده مخالف را یک امر طبیعی و حتی بدیهی میانگاشته است.»
پیشتر در وبسایت توانا در مطلبی با عنوان مدارا؛ عنصری کمیاب اما ضروری برای همزیستی مسالمتآمیز به این موضوع پرداخته ایم ، در این لینک بخوانید:
https://tavaana.org/modara/
#رواداری #نارواداری #مدارا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
«محمد مختاری»، روشنفکر و منتقد ایرانی، که خود قربانی عدم مدارای حکومت در برابر دگراندیشان شد و در قتلهای زنجیرهای به قتل رسید، مشکل عدم مدارای حکومتی را تنها خلاصه در خود حکومت نمیبیند. به گفته او مشکل تنها اداره و سیاست سانسور نیست.
او عدم مدارای حکومت ایران را بخشی از یک فرهنگ غیرروادار میداند و آن را «فرهنگ حذف» مینامد که به زعم او یک میراث تاریخی است.
مختاری در نوشتهای با عنوان «فرهنگ مدارا» درباره این فرهنگ در توضیح بیشتر میگوید: «در حقیقت “فرهنگ حذف” و “سیاست سانسور” دو مفهوم مکملاند.
اما جامعه تنها به یمن موشدوانیهای حرفهای کارگزاران پنهان و آشکار حکومتها، خواه از نوع اعتمادالسلطنه و محرمعلیخان، و خواه از نوع ادارهها و مشاغل رسمی نگارش، مجوز و ترخیص کتاب و مطبوعات، و دستچین خبر به سانسور مبتلا نمانده است.
بلکه سانسور و حذف را چون معضلی نهادی و دیرینه در فرهنگ خود تداوم بخشیده است. در حقیقت آن کارگزاران و این ادارهها، مولود ناقصالخلقه همین گرایش و روش و ساخت ویژه دیرینهاند که منع و حذف ذهنی و فیزیکی در برخورد با هر پدیده مخالف را یک امر طبیعی و حتی بدیهی میانگاشته است.»
پیشتر در وبسایت توانا در مطلبی با عنوان مدارا؛ عنصری کمیاب اما ضروری برای همزیستی مسالمتآمیز به این موضوع پرداخته ایم ، در این لینک بخوانید:
https://tavaana.org/modara/
#رواداری #نارواداری #مدارا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤15👍6
Forwarded from گفتوشنود
دیگری تهدید نیست؛ فرصتی است برای ملاقات با خودِ پنهان
تحلیل یونگی از مقاومت در برابر تفاوت
از نگاه یونگ، مقاومت انسان در برابر دیگری ریشه در ساختار عمیق ناخودآگاه روان دارد.
هر فرد بخشی از خود، شامل خواستهها، ترسها، ضعفها و ویژگیهایی که نمیپذیرد یا انکار میکند را به «سایه» تبعید میکند.
وقتی فرد با دیگری متفاوت روبهرو میشود، در واقع با بخشی از سایه خود مواجه میشود؛ بخشی که تحمل دیدنش دشوار است و میتواند تهدیدی برای انسجام روانی تلقی شود.
بنابراین، نپذیرفتن دیگری تنها دفاع در برابر خطر بیرونی نیست، بلکه گریز از رویارویی با بخش پنهان خود است که هنوز به سطح آگاهی راه نیافته است.
یکی از مهمترین مکانیسمهایی که یونگ این فرآیند را توضیح میدهد، برونفکنی (Projection) است. فرد آنچه را در خود نمیپذیرد، به دیگری نسبت میدهد و این باعث میشود تفاوتْ اضطرابآور و تهدیدکننده جلوه کند. بهعلاوه، «پرسونا» یا نقابی که انسان برای پذیرفته شدن اجتماعی بر چهره میزند، در مواجهه با دیگری متفاوت به چالش کشیده میشود؛ زیرا نشان میدهد این هویت ساختگی کامل نیست و هنوز بخشهایی از روان، از جمله سایه، ناپیدا و غیرتجربهشده باقی ماندهاند.
مقاومت در برابر دیگری، از نگاه یونگ، صرفا دفاع روانی نیست؛ بلکه نشانهای از توقف در مسیر فردیتیابی است. فرآیند رشد روانی تنها زمانی ممکن میشود که فرد بتواند سایهٔ خود را شناسایی کرده، با آن آشتی کند و توانایی پذیرش تفاوتهای دیگران را به دست آورد. در این دیدگاه، دیگری دیگر تهدید نیست؛ بلکه آینهای است برای مشاهده خودِ پنهان، یادگیری و تکامل روانی.
یونگ نشان میدهد که پذیرش دیگری، به معنای باز کردن راهی برای مواجهه با بخشهای انکارشده و کاملتر شدن روان است. هر مقاومت در برابر تفاوت، در واقع مقاومت در برابر مواجهه با خود واقعی است. بنابراین، رشد روانی و توسعهٔ ظرفیت انسان برای همدلی و درک دیگران، مستلزم شجاعت روانی برای رویارویی با سایه و پذیرش خودِ پنهان است.
#دیگری_ستیزی #یونگ #فروید #روان #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
تحلیل یونگی از مقاومت در برابر تفاوت
از نگاه یونگ، مقاومت انسان در برابر دیگری ریشه در ساختار عمیق ناخودآگاه روان دارد.
هر فرد بخشی از خود، شامل خواستهها، ترسها، ضعفها و ویژگیهایی که نمیپذیرد یا انکار میکند را به «سایه» تبعید میکند.
وقتی فرد با دیگری متفاوت روبهرو میشود، در واقع با بخشی از سایه خود مواجه میشود؛ بخشی که تحمل دیدنش دشوار است و میتواند تهدیدی برای انسجام روانی تلقی شود.
بنابراین، نپذیرفتن دیگری تنها دفاع در برابر خطر بیرونی نیست، بلکه گریز از رویارویی با بخش پنهان خود است که هنوز به سطح آگاهی راه نیافته است.
یکی از مهمترین مکانیسمهایی که یونگ این فرآیند را توضیح میدهد، برونفکنی (Projection) است. فرد آنچه را در خود نمیپذیرد، به دیگری نسبت میدهد و این باعث میشود تفاوتْ اضطرابآور و تهدیدکننده جلوه کند. بهعلاوه، «پرسونا» یا نقابی که انسان برای پذیرفته شدن اجتماعی بر چهره میزند، در مواجهه با دیگری متفاوت به چالش کشیده میشود؛ زیرا نشان میدهد این هویت ساختگی کامل نیست و هنوز بخشهایی از روان، از جمله سایه، ناپیدا و غیرتجربهشده باقی ماندهاند.
مقاومت در برابر دیگری، از نگاه یونگ، صرفا دفاع روانی نیست؛ بلکه نشانهای از توقف در مسیر فردیتیابی است. فرآیند رشد روانی تنها زمانی ممکن میشود که فرد بتواند سایهٔ خود را شناسایی کرده، با آن آشتی کند و توانایی پذیرش تفاوتهای دیگران را به دست آورد. در این دیدگاه، دیگری دیگر تهدید نیست؛ بلکه آینهای است برای مشاهده خودِ پنهان، یادگیری و تکامل روانی.
یونگ نشان میدهد که پذیرش دیگری، به معنای باز کردن راهی برای مواجهه با بخشهای انکارشده و کاملتر شدن روان است. هر مقاومت در برابر تفاوت، در واقع مقاومت در برابر مواجهه با خود واقعی است. بنابراین، رشد روانی و توسعهٔ ظرفیت انسان برای همدلی و درک دیگران، مستلزم شجاعت روانی برای رویارویی با سایه و پذیرش خودِ پنهان است.
#دیگری_ستیزی #یونگ #فروید #روان #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍11❤4
Forwarded from گفتوشنود
عید حنوکا (Hanukkah)
عید حنوکا، که به آن «جشن روشنایی» نیز گفته میشود، یکی از جشنهای مهم یهودیان است. این عید هشتروزه در ماه کسیلو (نوامبر یا دسامبر) در تقویم عبری برگزار میشود و یادآور معجزهای است که در قرن دوم پیش از میلاد در زمان شورش مکابیان رخ داد.
پیشینه تاریخی:
در قرن دوم پیش از میلاد، یهودیان تحت سلطه امپراتوری سلوکی بودند که تلاش داشت فرهنگ و مذهب یونانی را بر یهودیان تحمیل کند.
آنتیوخوس چهارم، پادشاه سلوکی، معبد مقدس یهودیان در اورشلیم را مورد بیحرمتی قرار داد و آن را به مرکزی برای پرستش خدایان یونانی تبدیل کرد.
- گروهی از یهودیان به رهبری یهودا مکابی علیه این حکومت شورش کردند و موفق شدند معبد را بازپس بگیرند.
پس از بازپسگیری معبد، یهودیان برای تطهیر و بازسازی آن اقدام کردند. یکی از مراسمهای اصلی روشن کردن چراغهای شمعدانی (مِنورا) در معبد بود. اما روغن خالص برای روشن کردن شمعدانی تنها به اندازه یک روز در دسترس بود. به لطف معجزه، این روغن برای هشت روز کامل شعلهور ماند، تا زمانی که روغن جدید تهیه شد.
روشن کردن شمعدان (حنوکیه):
حنوکیه، شمعدانی با نه شاخه است که در طول هشت شب جشن هر شب یک شمع آن روشن میشود. شاخه نهم، به نام «شَمَش» (خادم)، برای روشن کردن سایر شمعها استفاده میشود.
روشن کردن شمعها نماد پیروزی نور بر تاریکی و ایمان بر ناامیدی است.
دعاهای خاصی مانند «برکت نور» و سرودهایی که خداوند را برای معجزه و نجات سپاس میگویند، خوانده میشود.
غذاهای سرخشده مانند لاتکس (پنکیک سیبزمینی) و سوفگانیا (نوعی دونات پرشده با مربا) خورده میشوند، که یادآور روغن معجزهآسا هستند.
کودکان با «دریادل»، یک فرفره چهاروجهی که بر روی آن حروف عبری نوشته شده است، بازی میکنند. این حروف نماد عبارت «یک معجزه بزرگ آنجا رخ داد» هستند.
به کودکان هدایا یا پولی به نام «حنوکا گلت» داده میشود و خانوادهها در این ایام به نیازمندان کمک میکنند.
حنوکا نمادی از ایمان، مقاومت در برابر ظلم، و تجلیل از معجزات خداوند است. این جشن، یهودیان را به حفظ هویت و فرهنگ خود در برابر چالشها و تحولات تاریخی تشویق میکند.
تیم پژوهشی گفتوشنود این عید را به یهودیان جهان به ویژه هموطنان یهودی تبریک عرض میکند.
#رواداری #مدارا #دین #حنوکا
@dialogue1402
عید حنوکا، که به آن «جشن روشنایی» نیز گفته میشود، یکی از جشنهای مهم یهودیان است. این عید هشتروزه در ماه کسیلو (نوامبر یا دسامبر) در تقویم عبری برگزار میشود و یادآور معجزهای است که در قرن دوم پیش از میلاد در زمان شورش مکابیان رخ داد.
پیشینه تاریخی:
در قرن دوم پیش از میلاد، یهودیان تحت سلطه امپراتوری سلوکی بودند که تلاش داشت فرهنگ و مذهب یونانی را بر یهودیان تحمیل کند.
آنتیوخوس چهارم، پادشاه سلوکی، معبد مقدس یهودیان در اورشلیم را مورد بیحرمتی قرار داد و آن را به مرکزی برای پرستش خدایان یونانی تبدیل کرد.
- گروهی از یهودیان به رهبری یهودا مکابی علیه این حکومت شورش کردند و موفق شدند معبد را بازپس بگیرند.
پس از بازپسگیری معبد، یهودیان برای تطهیر و بازسازی آن اقدام کردند. یکی از مراسمهای اصلی روشن کردن چراغهای شمعدانی (مِنورا) در معبد بود. اما روغن خالص برای روشن کردن شمعدانی تنها به اندازه یک روز در دسترس بود. به لطف معجزه، این روغن برای هشت روز کامل شعلهور ماند، تا زمانی که روغن جدید تهیه شد.
روشن کردن شمعدان (حنوکیه):
حنوکیه، شمعدانی با نه شاخه است که در طول هشت شب جشن هر شب یک شمع آن روشن میشود. شاخه نهم، به نام «شَمَش» (خادم)، برای روشن کردن سایر شمعها استفاده میشود.
روشن کردن شمعها نماد پیروزی نور بر تاریکی و ایمان بر ناامیدی است.
دعاهای خاصی مانند «برکت نور» و سرودهایی که خداوند را برای معجزه و نجات سپاس میگویند، خوانده میشود.
غذاهای سرخشده مانند لاتکس (پنکیک سیبزمینی) و سوفگانیا (نوعی دونات پرشده با مربا) خورده میشوند، که یادآور روغن معجزهآسا هستند.
کودکان با «دریادل»، یک فرفره چهاروجهی که بر روی آن حروف عبری نوشته شده است، بازی میکنند. این حروف نماد عبارت «یک معجزه بزرگ آنجا رخ داد» هستند.
به کودکان هدایا یا پولی به نام «حنوکا گلت» داده میشود و خانوادهها در این ایام به نیازمندان کمک میکنند.
حنوکا نمادی از ایمان، مقاومت در برابر ظلم، و تجلیل از معجزات خداوند است. این جشن، یهودیان را به حفظ هویت و فرهنگ خود در برابر چالشها و تحولات تاریخی تشویق میکند.
تیم پژوهشی گفتوشنود این عید را به یهودیان جهان به ویژه هموطنان یهودی تبریک عرض میکند.
#رواداری #مدارا #دین #حنوکا
@dialogue1402
❤36💔3👍2
Forwarded from گفتوشنود
چری ون، اسقف اعظم کلیسای ولز، تایید کرد که انتصابش به قیمت از دست رفتن شماری از اعضای این کلیسا تمام شده است. او ضمن ابراز تاسف از خروج این افراد، مسئله را «بسیار جدی» خواند و همزمان بر لزوم احترام متقابل میان دیدگاههای متفاوت در کلیسا تأکید کرد.
اسقف اعظم ولز، کشیش چری ون، تایید کرد که پس از انتصاب او به این مقام، برخی از اعضای کلیسای انگلیکان ولز به دلیل همجنسگرا بودن او، این کلیسا را ترک کردهاند.
کشیش ون که در ماه ژوئیه به عنوان اسقف اعظم انتخاب شد، اولین اسقف اعظم آشکارا همجنسگرا در سراسر جهان است.
او در مصاحبه با بیبیسی ولز گفت که مواجهه با این خصومتها میتواند «بسیار آزاردهنده» باشد، اما تأکید کرد: «نمیخواهم مردم احساس کنند که تنها به دلیل داشتن دیدگاهی متفاوت با من، به حاشیه رانده شده یا ساکت میشوند.»
وی افزود: «ما به عنوان یک کلیسا باید راهی پیدا کنیم تا به دیدگاههای یکدیگر احترام بگذاریم و با وجود تفاوتهایمان، در ایمان به مسیح، زمینهای مشترک بیابیم.»
اسقف اعظم چری ون با اشاره به چالشهای دیگر گفت: «هنوز جاهایی وجود دارد که مردم با رهبری زنان مشکل دارند و من باید به این دیدگاه نیز احترام بگذارم. کلیسای ولز سخت تلاش میکند تا پذیرای افراد +LGBT باشد، اما من به این واقعیت نیز احترام میگذارم که برای برخی از اعضای کلیسای ولز، پذیرش این موضوع واقعن دشوار است.»
او با ابراز تاسف به بیبیسی گفت: «متاسفانه، برخی احساس کردهاند که باید کلیسا را ترک کنند و من این مسئله را بسیار جدی میگیرم.»
اسقف اعظم چری ماه اگوست و در گفتگویی با «پرایمر کریستین نیوز» گفته بود که تمام عمر با آگاهی از گرایش خود زندگی کرده و افزود: «هرگز از خدا نشنیدهام که به من بگوید هویت تو یا کسی که دوستش داری اشتباه است. هرگز نشنیدهام که تو در گناه زندگی میکنی. من هرگز چنین پیامی از خدا دریافت نکردهام و این تنها چیزی است که میتوانم بگویم.»
در مقابل، «مجمع جهانی انگلیکنهای معتقد» (Gafcon) که نماینده دیدگاههای محافظهکارانه در کلیسای انگلیکن است، انتصاب او را «میخ دردناک دیگری بر تابوت ارتدکسی (راستدینی) انگلیکن» توصیف کرد.
برگرفته از آژانس خبری مسیحیان ایران
#همجنسگرا #مسیحی #اسقف #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
اسقف اعظم ولز، کشیش چری ون، تایید کرد که پس از انتصاب او به این مقام، برخی از اعضای کلیسای انگلیکان ولز به دلیل همجنسگرا بودن او، این کلیسا را ترک کردهاند.
کشیش ون که در ماه ژوئیه به عنوان اسقف اعظم انتخاب شد، اولین اسقف اعظم آشکارا همجنسگرا در سراسر جهان است.
او در مصاحبه با بیبیسی ولز گفت که مواجهه با این خصومتها میتواند «بسیار آزاردهنده» باشد، اما تأکید کرد: «نمیخواهم مردم احساس کنند که تنها به دلیل داشتن دیدگاهی متفاوت با من، به حاشیه رانده شده یا ساکت میشوند.»
وی افزود: «ما به عنوان یک کلیسا باید راهی پیدا کنیم تا به دیدگاههای یکدیگر احترام بگذاریم و با وجود تفاوتهایمان، در ایمان به مسیح، زمینهای مشترک بیابیم.»
اسقف اعظم چری ون با اشاره به چالشهای دیگر گفت: «هنوز جاهایی وجود دارد که مردم با رهبری زنان مشکل دارند و من باید به این دیدگاه نیز احترام بگذارم. کلیسای ولز سخت تلاش میکند تا پذیرای افراد +LGBT باشد، اما من به این واقعیت نیز احترام میگذارم که برای برخی از اعضای کلیسای ولز، پذیرش این موضوع واقعن دشوار است.»
او با ابراز تاسف به بیبیسی گفت: «متاسفانه، برخی احساس کردهاند که باید کلیسا را ترک کنند و من این مسئله را بسیار جدی میگیرم.»
اسقف اعظم چری ماه اگوست و در گفتگویی با «پرایمر کریستین نیوز» گفته بود که تمام عمر با آگاهی از گرایش خود زندگی کرده و افزود: «هرگز از خدا نشنیدهام که به من بگوید هویت تو یا کسی که دوستش داری اشتباه است. هرگز نشنیدهام که تو در گناه زندگی میکنی. من هرگز چنین پیامی از خدا دریافت نکردهام و این تنها چیزی است که میتوانم بگویم.»
در مقابل، «مجمع جهانی انگلیکنهای معتقد» (Gafcon) که نماینده دیدگاههای محافظهکارانه در کلیسای انگلیکن است، انتصاب او را «میخ دردناک دیگری بر تابوت ارتدکسی (راستدینی) انگلیکن» توصیف کرد.
برگرفته از آژانس خبری مسیحیان ایران
#همجنسگرا #مسیحی #اسقف #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊10❤3👍3