🚩یک نگاه "امیدوار کننده" در میان اغتشاشات
اغتشاشات اخیر را با یک "متغیر کلیدی" تحلیل کنید؛ "صراحت". گوئی این اغتشاشات از روزهای آخر فتنه 88 آغاز شده است. یعنی چی؟
🚩روزهای آخر فتنه 88 همه چیز صریح و آشکار بود. غبارها نشسته بود و دیگر نام فتنه بر آن نمی نشست. فتنه امتزاج حق و باطل بود اما در روزهای آخر فتنه، "صحنه رویارویی" شفاف و صریح شده بود.
این روزها گوئی از پایان فتنه 88 شروع شده است. همه چیز روشن است. شعار علیه اصل نظام می دهند و مشت شان را برای برگشت شاه گره می کنند. نخل عاشورا را همان روزهای اول آتش می زنند. حسینیه درکه را هم با همین عصیان به خاک می کشند. پرچم جمهوری اسلامی را جلوی چشم همه آتش می زنند و عکس امام و رهبری را پائین می کشند و حتا به عکس حاج قاسم هم رحم نمی کنند.
اینها کمترین جنایت شان آدم کشی است. کشته ها تا امروز، از مرز 20 نفر گذشته است...
🚩همه این حرفها مقدمه است برای یک حرف؛
اغتشاشات اخیر یک نشانه است؛ نشان چی؟ نشانه رشد جامعه دینی. آشوب های امروز بیانگر رشد کیفی و ایمانی انقلاب اسلامی است. کسانی که نمی دانند انقلاب را چطور تحلیل کنند و با یک خبرناگوار و چند خبر تلخ از انقلاب ناامید می شوند، این روزها باید توجه شان به رشد شاخص های اصلی انقلاب باشد.
جامعه مردم سالار، یعنی جامعه ای که بصیرت مردم و فهم شان از سرنوشت شان، در آن رشد می کند.
🚩جامعه ای که رشد ایمانی کند و بصیرتش فزونی یابد، دشمنش صریح تر می شود و نقاب نفاقش خواهد افتاد. نفاق روز به روز تضعیف می شود و کفر خود را بیشتر نشان می دهد.
بین "بصیرت مردم" و "نفاق ورزی دشمن" رابطه معکوس برقرار است.
🚩"این عمار" در فتنه 88 برای چه بود؟ برای این بود که خواص تلاش کنند، گرد و غبارها بنشیند و حق و باطل از هم جدا شود و نفاق علنی شود. اصلن فتنه یعنی همین. رهبری انقلاب ماهها روشنگری کردند تا باطنِ باطل، حقیقتش را نشان داد. 9 دی نیز نتیجه عیان شدن باطل بود.
اما امروز دشمنی ها علنی است و کفر نفاق نمایان شده است. و این یعنی مردم ما رشد کرده اند. نتیجه این رشد درونی و بصیرت و آگاهی ملی، این شده است که حتا اصلاح طلب و اصولگرا نیز روی اصول مشترک به ائتلاف رسیدند. این همان دوقطبی انقلاب-ضدانقلابی است که رهبری بارها بدان اشاره داشتند.
🚩🚩حالا این جمله رهبری دقیقتر فهم می شود وقتی فرمودند: فتنهگر و دشمن همیشه هست؛ امروز یک دشمن است، فردا یک دشمن دیگر است، پسفردا یک کس دیگر است، یک جور دیگر است. یک ملت وقتی بیدار بود، آگاه بود، عازم بود، ایمان خودش را حفظ کرد، زنده بود، رویش داشت، با همهی این معارضهها با آسانی که روزبهروز آسانتر هم خواهد شد، ایستادگی میکند، دست و پنجه نرم میکند، بر همهی این معارضهها هم فائق میآید. 19 دی 88
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
اغتشاشات اخیر را با یک "متغیر کلیدی" تحلیل کنید؛ "صراحت". گوئی این اغتشاشات از روزهای آخر فتنه 88 آغاز شده است. یعنی چی؟
🚩روزهای آخر فتنه 88 همه چیز صریح و آشکار بود. غبارها نشسته بود و دیگر نام فتنه بر آن نمی نشست. فتنه امتزاج حق و باطل بود اما در روزهای آخر فتنه، "صحنه رویارویی" شفاف و صریح شده بود.
این روزها گوئی از پایان فتنه 88 شروع شده است. همه چیز روشن است. شعار علیه اصل نظام می دهند و مشت شان را برای برگشت شاه گره می کنند. نخل عاشورا را همان روزهای اول آتش می زنند. حسینیه درکه را هم با همین عصیان به خاک می کشند. پرچم جمهوری اسلامی را جلوی چشم همه آتش می زنند و عکس امام و رهبری را پائین می کشند و حتا به عکس حاج قاسم هم رحم نمی کنند.
اینها کمترین جنایت شان آدم کشی است. کشته ها تا امروز، از مرز 20 نفر گذشته است...
🚩همه این حرفها مقدمه است برای یک حرف؛
اغتشاشات اخیر یک نشانه است؛ نشان چی؟ نشانه رشد جامعه دینی. آشوب های امروز بیانگر رشد کیفی و ایمانی انقلاب اسلامی است. کسانی که نمی دانند انقلاب را چطور تحلیل کنند و با یک خبرناگوار و چند خبر تلخ از انقلاب ناامید می شوند، این روزها باید توجه شان به رشد شاخص های اصلی انقلاب باشد.
جامعه مردم سالار، یعنی جامعه ای که بصیرت مردم و فهم شان از سرنوشت شان، در آن رشد می کند.
🚩جامعه ای که رشد ایمانی کند و بصیرتش فزونی یابد، دشمنش صریح تر می شود و نقاب نفاقش خواهد افتاد. نفاق روز به روز تضعیف می شود و کفر خود را بیشتر نشان می دهد.
بین "بصیرت مردم" و "نفاق ورزی دشمن" رابطه معکوس برقرار است.
🚩"این عمار" در فتنه 88 برای چه بود؟ برای این بود که خواص تلاش کنند، گرد و غبارها بنشیند و حق و باطل از هم جدا شود و نفاق علنی شود. اصلن فتنه یعنی همین. رهبری انقلاب ماهها روشنگری کردند تا باطنِ باطل، حقیقتش را نشان داد. 9 دی نیز نتیجه عیان شدن باطل بود.
اما امروز دشمنی ها علنی است و کفر نفاق نمایان شده است. و این یعنی مردم ما رشد کرده اند. نتیجه این رشد درونی و بصیرت و آگاهی ملی، این شده است که حتا اصلاح طلب و اصولگرا نیز روی اصول مشترک به ائتلاف رسیدند. این همان دوقطبی انقلاب-ضدانقلابی است که رهبری بارها بدان اشاره داشتند.
🚩🚩حالا این جمله رهبری دقیقتر فهم می شود وقتی فرمودند: فتنهگر و دشمن همیشه هست؛ امروز یک دشمن است، فردا یک دشمن دیگر است، پسفردا یک کس دیگر است، یک جور دیگر است. یک ملت وقتی بیدار بود، آگاه بود، عازم بود، ایمان خودش را حفظ کرد، زنده بود، رویش داشت، با همهی این معارضهها با آسانی که روزبهروز آسانتر هم خواهد شد، ایستادگی میکند، دست و پنجه نرم میکند، بر همهی این معارضهها هم فائق میآید. 19 دی 88
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🔢عبرت اغتشاشات برای "من" و "شما"
پیش بینی ها همین بود؛ آتش اغتشاشات سرد شد و آخرین سوسوی امید ضدانقلاب رو به خاموشی نهاد. اما همین ماجرا هم عبرت هائی برای ما و مردم و دولت داشت.
⏯گذرا مرور می کنیم...
🔻 #تجربه_دولتیها؛
1⃣یکم. دولت فهمید اعتراضات کارگری و پابرهنه ها و یقه آبی ها شوخی نیست. کارد که به استخوان رسید پایان خط است.
2⃣دوم. فهمید که شوک درمانی در اقتصاد مثل افزایش ناگهانی قیمت بنزین بحران سازست و باید در این روش ها تجدید نظر کند.
3⃣سوم. متوجه شد که رهاسازی اقتصاد و بی اعتنائی به مطالبات مردم چه میزان بحران سازست.
4⃣چهارم. در نهایت اینکه خوی اشرافی گری در پاسخگوئی به مردم و بی اعتنائی به رشد فساد اقتصادی و حقوق های نجومی و غیره چه میزان در عصبانیت مردم سهم دارد.
🔻 #تجربه_حاکمیتی؛
1⃣یکم. نسل شبکه های اجتماعی با هویت ۴۰ تکه راباید شناخت. نباید از ابعاد زندگی توهمی و متهورانه در شبکه های اجتماعی غافل بود.
2⃣دوم. متوجه شدیم سیاست بایکوت که در روزهای اول توسط رسانه ملی پی گیری می شد، چقدر ناکارآمد است و اینکه بجای مدیریت بر "جهل عمومی"، سراغ مدیریت بر "افکار عمومی" رویم.
3⃣سوم. اندازه تحرکات خالص ضدانقلاب در شهرها را برآورد کردیم. و البته ضعف مان در مواجهه با اغتشاشات در شهرهای کوچک را شناختیم.
4⃣چهارم. گرچه دولت مسوول مستقیم این اعتراضات است، اما بی اعتنائی عدلیه و مجلس به مطالبات مردم نیز در کاهش آستانه تحمل شان نسبت به مشکلات سهم مضاعف دارد.
🔻 #تجربه_اصلاحطلبها
1⃣یکم. اصلاح طلبان به شکل کم سابقه ای مجبور شدند با ضدانقلاب مرز بندی کنند. متوجه شدند که اعلام برائت از آشوب طلبان در پایان بحران چه میزان موثر است؛ آقای خاتمی این موضوع را بهتر متوجه شدند.
2⃣دوم. اصلاح طلبان فهمیدند تجمع غیرقانونی چقدر عوارض دارد. احتمالا الان مخالفت با برگزاری تجمعات غیرقانونی در سال 88 را بهتر متوجه می شوند.
3⃣سوم. فهمیدند که اهمیت مردم تنها پای صندوق رای نیست و باید از مطالبات اقتصادی آنها نیز حمایت کرد.
🔻 #تجربه_اصولگراها
1⃣یکم.فهمیدیم نقد دولت نباید به ناامیدی از دولت منجر شود. ناامیدی از این یا آن دولت، ناامیدی از نظام است.
2⃣دوم. اصولگراها احتمالا متوجه شدند که برگزاری راه پیمائی و اعتراضات در قانون اساسی یک اصل قابل اعتنا و راهگشاست و می توان از آن دفاع کرد.
3⃣سوم. دوقطبی انقلابی-ضدانقلابی یعنی اینکه مقابل ضدانقلاب ائتلاف کنیم و وحدت میان اصلاح طلب و اصولگرا برای تقابل با دشمن یک ضرورت است. این دشمنی نیز فقط امنیتی است.
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
پیش بینی ها همین بود؛ آتش اغتشاشات سرد شد و آخرین سوسوی امید ضدانقلاب رو به خاموشی نهاد. اما همین ماجرا هم عبرت هائی برای ما و مردم و دولت داشت.
⏯گذرا مرور می کنیم...
🔻 #تجربه_دولتیها؛
1⃣یکم. دولت فهمید اعتراضات کارگری و پابرهنه ها و یقه آبی ها شوخی نیست. کارد که به استخوان رسید پایان خط است.
2⃣دوم. فهمید که شوک درمانی در اقتصاد مثل افزایش ناگهانی قیمت بنزین بحران سازست و باید در این روش ها تجدید نظر کند.
3⃣سوم. متوجه شد که رهاسازی اقتصاد و بی اعتنائی به مطالبات مردم چه میزان بحران سازست.
4⃣چهارم. در نهایت اینکه خوی اشرافی گری در پاسخگوئی به مردم و بی اعتنائی به رشد فساد اقتصادی و حقوق های نجومی و غیره چه میزان در عصبانیت مردم سهم دارد.
🔻 #تجربه_حاکمیتی؛
1⃣یکم. نسل شبکه های اجتماعی با هویت ۴۰ تکه راباید شناخت. نباید از ابعاد زندگی توهمی و متهورانه در شبکه های اجتماعی غافل بود.
2⃣دوم. متوجه شدیم سیاست بایکوت که در روزهای اول توسط رسانه ملی پی گیری می شد، چقدر ناکارآمد است و اینکه بجای مدیریت بر "جهل عمومی"، سراغ مدیریت بر "افکار عمومی" رویم.
3⃣سوم. اندازه تحرکات خالص ضدانقلاب در شهرها را برآورد کردیم. و البته ضعف مان در مواجهه با اغتشاشات در شهرهای کوچک را شناختیم.
4⃣چهارم. گرچه دولت مسوول مستقیم این اعتراضات است، اما بی اعتنائی عدلیه و مجلس به مطالبات مردم نیز در کاهش آستانه تحمل شان نسبت به مشکلات سهم مضاعف دارد.
🔻 #تجربه_اصلاحطلبها
1⃣یکم. اصلاح طلبان به شکل کم سابقه ای مجبور شدند با ضدانقلاب مرز بندی کنند. متوجه شدند که اعلام برائت از آشوب طلبان در پایان بحران چه میزان موثر است؛ آقای خاتمی این موضوع را بهتر متوجه شدند.
2⃣دوم. اصلاح طلبان فهمیدند تجمع غیرقانونی چقدر عوارض دارد. احتمالا الان مخالفت با برگزاری تجمعات غیرقانونی در سال 88 را بهتر متوجه می شوند.
3⃣سوم. فهمیدند که اهمیت مردم تنها پای صندوق رای نیست و باید از مطالبات اقتصادی آنها نیز حمایت کرد.
🔻 #تجربه_اصولگراها
1⃣یکم.فهمیدیم نقد دولت نباید به ناامیدی از دولت منجر شود. ناامیدی از این یا آن دولت، ناامیدی از نظام است.
2⃣دوم. اصولگراها احتمالا متوجه شدند که برگزاری راه پیمائی و اعتراضات در قانون اساسی یک اصل قابل اعتنا و راهگشاست و می توان از آن دفاع کرد.
3⃣سوم. دوقطبی انقلابی-ضدانقلابی یعنی اینکه مقابل ضدانقلاب ائتلاف کنیم و وحدت میان اصلاح طلب و اصولگرا برای تقابل با دشمن یک ضرورت است. این دشمنی نیز فقط امنیتی است.
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
💠فصل جدید نماز جمعه
💠تبریک به جناب حاج علیاکبری و چند نکته
🔻از کودکی در انتظار ظهر جمعه بودیم. نماز دانشگاه تهران و بعد هم گعده های صمیمانه و رفاقتی و در انتها هم ساندویچی میدان ولی عصر. شرکت در نماز جمعه نشانه بچه های مکتبی و متدین و بسیجی بود. صریح ترین شعارها و بلندترین اعتراضات انقلابی بر فراز آسمان نماز جمعه بود.
شعارهای ضداستکباری و ضدسرمایه داری را با نماز جمعه تهران شناختیم.
🔻آن روزها نماز جمعه تهران پاتوق بچه های متدین و انقلابی شهر محسوب می شد. هرکس از هرجا و با هرسمتی، ظهرجمعه، میعادگاهش دانشگاه تهران بود. سنتی ها در شبستان و حزب اللهی های جوانتر در چهارراه لشگر و خیابان طالقانی جمع می شدند.
🔻اما سالهاست رونق آن سرد و بی رمق شده است. دیگر از آن همه شور و حال جوانان انقلابی خبری نیست. نسل جدید انقلابیون پاتوق شان نماز جمعه نیست؛ کجاست؟ نمی دانم.
البته رخوت آئینی این روزهای نمازجمعه، تک علتی نیست. همه چیز تغییر کرده است و نماز جمعه نیز جزئی از این تغییر.
🔻اما تغییر مدیریت شورای سیاست گذاری با همه زحماتی که طی مدیریت 17 ساله آقای تقوی کشیده شده، منشا تحول و امیدواریست.
انشاالله آقای حاج علی اکبری فکری برای این سرمایه گرانبها کند. ۹۰۰ کرسی ائمه جمعه را نباید دست کم گرفت.
🔻با این مقدمه خطاب به جناب حاج علی اکبری چند نکته پیشنهاد می شود.
1⃣یکم. در نحوه انتخاب و استمرار ائمه جمعه موجود، جدا تجدید نظر کنید. از قشر جوان و طلبه های آگاه و مطلع که الحمدالله بسیارند، استفاده کنید تا مواضع انقلابی را با رویکرد استدلالی و نه شعاری خطبه کنند.
2⃣دوم. تلاش کنید اتهام سیاسی کاری از نماز جمعه را مرتفع سازید. لازمه این امر برخورد منطقی و دور از هیجان و منصفانه با مشکلات و مسائل کشورست. لحن سخنان دلسوزانه به اندازه محتوای استدلالی آن اهمیت دارد.
3⃣سوم. به نظر مخاطبان نماز جمعه اهمیت دهید. هم کسانی که مستمرا حضور دارند و هم کسانی که منتقدند و شرکت نمی کنند. اهل نظرسنجی و افکارسنجی باشید. واکنش مخاطب را اهمیت دهید.
4⃣چهارم. برای حضور حداکثری مردم در نماز جمعه برنامه ریزی کنید. کاری کنیم که همه مردم شرکت کنند نه یک قشر یا گرایش خاص. در خطبه های نماز جمعه به همه مطالبات مردم توجه کنید؛ نه فقط سیاسی. فراجناحی بودن به معنی غیرانقلابی بودن نیست.
انشالله حضور حجت الاسلام حاج علی اکبری منشا تحول است...
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
💠تبریک به جناب حاج علیاکبری و چند نکته
🔻از کودکی در انتظار ظهر جمعه بودیم. نماز دانشگاه تهران و بعد هم گعده های صمیمانه و رفاقتی و در انتها هم ساندویچی میدان ولی عصر. شرکت در نماز جمعه نشانه بچه های مکتبی و متدین و بسیجی بود. صریح ترین شعارها و بلندترین اعتراضات انقلابی بر فراز آسمان نماز جمعه بود.
شعارهای ضداستکباری و ضدسرمایه داری را با نماز جمعه تهران شناختیم.
🔻آن روزها نماز جمعه تهران پاتوق بچه های متدین و انقلابی شهر محسوب می شد. هرکس از هرجا و با هرسمتی، ظهرجمعه، میعادگاهش دانشگاه تهران بود. سنتی ها در شبستان و حزب اللهی های جوانتر در چهارراه لشگر و خیابان طالقانی جمع می شدند.
🔻اما سالهاست رونق آن سرد و بی رمق شده است. دیگر از آن همه شور و حال جوانان انقلابی خبری نیست. نسل جدید انقلابیون پاتوق شان نماز جمعه نیست؛ کجاست؟ نمی دانم.
البته رخوت آئینی این روزهای نمازجمعه، تک علتی نیست. همه چیز تغییر کرده است و نماز جمعه نیز جزئی از این تغییر.
🔻اما تغییر مدیریت شورای سیاست گذاری با همه زحماتی که طی مدیریت 17 ساله آقای تقوی کشیده شده، منشا تحول و امیدواریست.
انشاالله آقای حاج علی اکبری فکری برای این سرمایه گرانبها کند. ۹۰۰ کرسی ائمه جمعه را نباید دست کم گرفت.
🔻با این مقدمه خطاب به جناب حاج علی اکبری چند نکته پیشنهاد می شود.
1⃣یکم. در نحوه انتخاب و استمرار ائمه جمعه موجود، جدا تجدید نظر کنید. از قشر جوان و طلبه های آگاه و مطلع که الحمدالله بسیارند، استفاده کنید تا مواضع انقلابی را با رویکرد استدلالی و نه شعاری خطبه کنند.
2⃣دوم. تلاش کنید اتهام سیاسی کاری از نماز جمعه را مرتفع سازید. لازمه این امر برخورد منطقی و دور از هیجان و منصفانه با مشکلات و مسائل کشورست. لحن سخنان دلسوزانه به اندازه محتوای استدلالی آن اهمیت دارد.
3⃣سوم. به نظر مخاطبان نماز جمعه اهمیت دهید. هم کسانی که مستمرا حضور دارند و هم کسانی که منتقدند و شرکت نمی کنند. اهل نظرسنجی و افکارسنجی باشید. واکنش مخاطب را اهمیت دهید.
4⃣چهارم. برای حضور حداکثری مردم در نماز جمعه برنامه ریزی کنید. کاری کنیم که همه مردم شرکت کنند نه یک قشر یا گرایش خاص. در خطبه های نماز جمعه به همه مطالبات مردم توجه کنید؛ نه فقط سیاسی. فراجناحی بودن به معنی غیرانقلابی بودن نیست.
انشالله حضور حجت الاسلام حاج علی اکبری منشا تحول است...
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
⏹ "ساکتین" و "کاسبین" آشوب چه کسانی اند؟!
با ساکتین و کاسبین فتنه آشنائیم. این تعابیر توهمی نیست و حقیقتا تاریخی و در هر فتنه ای مصداق و نقش آفرینی سیاسی دارند.
#ساکتین_فتنه چه کسانی بودند؟ کسانی که ابعاد غبارآلود فتنه برایشان روشن بود، اما برای آگاهی مردم قدم از قدم برنداشتند و زبان به کام گرفتند و کنج عافیت گزیدند؛ تاآنجا که غبار حق و باطل به اغتشاشات 88 و تقابل علنی تبدیل شد.
نقش #کاسبین_فتنه نیز در همان ایام فراموش نمی شود. کاسبین فتنه اگرچه با فتنه نبودند اما هم از "نام فتنه" نفع بردند و هم از "گذار فتنه" و طولانی شدن آن ایام. هم "جیب اقتصادی" دوختند و هم "چنگ سیاست" تیز کردند. درباره این افراد حرف بسیارست. کاسبین فتنه دیروز، خودشان امروز شعبه ای از فتنه اند و به تعبیر رهبری سرنوشت شان به 9 دی و آگاهی مردم بند است.
⏯با همین تعریف، آشوب این روزها نیز بدون ساکتین و کاسبین نیست.
1⃣ #ساکتین_آشوب اخیر کسانی اند که نسبت به این حوادث علم داشتند اما کوتاهی کردند و مانع بروزش نشدند. می دانستند که سرنوشت این "سیاهه تلخ اقتصادی" تا "کف خیابان" کشیده می شود و اما سکوت کردند و به وظیفه شان عمل نکردند. آیا شورش "یقه آبی ها و کارگرها" و "وندالیسمِ برخی شبکه های رسانه ایِ خبیث" قابل پیش بینی نبود؟ چرا اقدامی نکردند؟ اقدام آنروز می توانست مانع آشوب این روزها شود.
بدون تردید ساکت این اغتشاشات #دولت است. چه آنکه بعد از آشوب ها نیز در موضعی دوگانه از حق گوئی کناره گرفتند. رجوع کنید به سخنان شاذ آقای رئیس جمهور درباره مطالبات غیراقتصادی آشوب ها.
2⃣اما #کاسبین_آشوب چه کسانی اند؟ کسانی که اگرچه حساب شان را از اغتشاشات جدا کردند، اما حاضر نیستند پای هزینه ها و اشتباهات دولت بایستند و هر روز به بهانه ای سفره شان را از ساکتین آشوب جدا می کنند. این نیز خلاف انصاف است. روشن است که قصور و تقصیرهای این دولت بر گردن #اصلاحطلبان است و نمی توانند شانه خالی کنند. کاسبین آشوب، از این بلوا و برای زمین خوردن دولت دندان تیز کرده اند.
گوئی دولت آینده بر گرده همین موج بی اعتمادی به دولت فعلی نشسته و عبور از "این دولت" و "این مجلس" تنها راه جبران کسریِ مشروعیت از "تکرار می کنم" ها شده است.
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
با ساکتین و کاسبین فتنه آشنائیم. این تعابیر توهمی نیست و حقیقتا تاریخی و در هر فتنه ای مصداق و نقش آفرینی سیاسی دارند.
#ساکتین_فتنه چه کسانی بودند؟ کسانی که ابعاد غبارآلود فتنه برایشان روشن بود، اما برای آگاهی مردم قدم از قدم برنداشتند و زبان به کام گرفتند و کنج عافیت گزیدند؛ تاآنجا که غبار حق و باطل به اغتشاشات 88 و تقابل علنی تبدیل شد.
نقش #کاسبین_فتنه نیز در همان ایام فراموش نمی شود. کاسبین فتنه اگرچه با فتنه نبودند اما هم از "نام فتنه" نفع بردند و هم از "گذار فتنه" و طولانی شدن آن ایام. هم "جیب اقتصادی" دوختند و هم "چنگ سیاست" تیز کردند. درباره این افراد حرف بسیارست. کاسبین فتنه دیروز، خودشان امروز شعبه ای از فتنه اند و به تعبیر رهبری سرنوشت شان به 9 دی و آگاهی مردم بند است.
⏯با همین تعریف، آشوب این روزها نیز بدون ساکتین و کاسبین نیست.
1⃣ #ساکتین_آشوب اخیر کسانی اند که نسبت به این حوادث علم داشتند اما کوتاهی کردند و مانع بروزش نشدند. می دانستند که سرنوشت این "سیاهه تلخ اقتصادی" تا "کف خیابان" کشیده می شود و اما سکوت کردند و به وظیفه شان عمل نکردند. آیا شورش "یقه آبی ها و کارگرها" و "وندالیسمِ برخی شبکه های رسانه ایِ خبیث" قابل پیش بینی نبود؟ چرا اقدامی نکردند؟ اقدام آنروز می توانست مانع آشوب این روزها شود.
بدون تردید ساکت این اغتشاشات #دولت است. چه آنکه بعد از آشوب ها نیز در موضعی دوگانه از حق گوئی کناره گرفتند. رجوع کنید به سخنان شاذ آقای رئیس جمهور درباره مطالبات غیراقتصادی آشوب ها.
2⃣اما #کاسبین_آشوب چه کسانی اند؟ کسانی که اگرچه حساب شان را از اغتشاشات جدا کردند، اما حاضر نیستند پای هزینه ها و اشتباهات دولت بایستند و هر روز به بهانه ای سفره شان را از ساکتین آشوب جدا می کنند. این نیز خلاف انصاف است. روشن است که قصور و تقصیرهای این دولت بر گردن #اصلاحطلبان است و نمی توانند شانه خالی کنند. کاسبین آشوب، از این بلوا و برای زمین خوردن دولت دندان تیز کرده اند.
گوئی دولت آینده بر گرده همین موج بی اعتمادی به دولت فعلی نشسته و عبور از "این دولت" و "این مجلس" تنها راه جبران کسریِ مشروعیت از "تکرار می کنم" ها شده است.
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🌊سبک تربیتیِ اقتصاد مقاومتی
🌊برای "پدر" و "مادر" مرحوم عالی نسب
مرحوم میرمصطفی #عالینسب را می شناسید؛ اگر هم معرف حضورتان نباشد حتمن نام #سماور_عالی به گوش تان آشناست. اینکه جامعه ما هنوز با این مرحوم به عنوان #قهرمان_تولید_ملی آشنا نیست ضعف اهل هنر و رسانه است. حقیقتا چو اوئی کمتر یافت شود.
🌊هرچند حق مطلب ادا نمی شود اما اشاره مختصر به دو برهه تاریخی از زندگی مرحوم عالی نسب شیرین است.
🌊سماور عالی نسب ماجرا دارد. وقتی مصدق مجبور شد برای #نهضت_مقاومت_ملی، مصرف داخلی نفت را افزایش دهد، سراغ عالی نسب می رود و در نهایت سماوری با همین هدف تولید می شود تا سوخت ذغالی را نفتی و مصرف داخلی نفت را افزایش دهد .
در جریان باشید که تمسخر رزم آرا درباره اینکه ایرانی #لولهنگ هم نمی تواند بسازد خطاب به همین همت عالی نسب بود که آن زمان کسی فکر نمی کرد توفیق یابد.
🌊اقدام دیگر عالی نسب راه اندازی کارخانه #کارتن_سازی بود که به درخواست آیت الله طالقانی ودیگر مبارزین ملی و مذهبی بپا شد و هدفش حذف انحصار تولید کارتن از دست یک یهودی بود که درامدش را خرج صهیونیست ها می کرد.
🌊انشاالله توجه داریم؛ کسب و کار اقتصادی از منظر عالی نسب بسیار فراتر از سود و نفع فردی بود." #مبارزه سیاسی" را به "کسب و کار اقتصادی" کشیده بود. اقتصاد مقاومتی چنین #مجاهدینی می خواهد که #نفع_جامعه را بر #نفع_شخصی ارجح بدانند.
🌊میرمصطفی پدرش را در طفولیت ازدست داد. اما همان دوران کوتاه برایش یک عمر درس زندگی بود. 8 ساله بود که تازه کارخانه #کبریتسازی_توکلی در تبریز راه اندازی شده بود. خودش نقل می کند که پدرم آنقدر تولید ملی برایش اهمیت داشت که روزها برایمان کبریت توکلی می خرید و ترغیب مان می کرد که در بازار بچخریم و برای این کبریت بین مردم تبلیغ کنیم.
🌊اما عالی نسب بیشتر از هرکس خود را مدیون سبک تربیتی و نقش آموزشی مادرشان "عالیه خانم" می داند.
مدت ها پیش این خاطره را از فرشاد مومنی به نقل از سید مصطفی عالی نسب شنیدم: سالهای دور که ماشین در شهر نبود یا کمتر وجود داشت، ما برای سفرهای شهری مجبور بودیم تا ساعتها منتظر درشکه باشیم. نکته مهم این بود که مرحوم مادرمان به ما یاد داده بود که در این فرصت نباید بیکار باشید. دست همه ما یک جارو می داد و تا درشکه برسد همه خانواده خیابان اطراف یا مسجد نزدیک را تمیز می کردیم. خاطره دیگری هم نقل کرد که تا سالها به خواست مادر بسته های بزرگ ذغال را بر دوش می گذاشتیم و به خانه فقرا می رفتیم.
🌊حق هم همین است. از چنین پدر ومادری باید قهرمان ملی تربیت شود که همه عمرش مجاهدت است.
🌊علامه #محمدرضاحکیمی در مورد مرحوم عالی نسب می گوید: ایشان در زمان ما مصداق كامل آیه «والذین فیالاموالهم حق للسائل و المحروم»بود.
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🌊برای "پدر" و "مادر" مرحوم عالی نسب
مرحوم میرمصطفی #عالینسب را می شناسید؛ اگر هم معرف حضورتان نباشد حتمن نام #سماور_عالی به گوش تان آشناست. اینکه جامعه ما هنوز با این مرحوم به عنوان #قهرمان_تولید_ملی آشنا نیست ضعف اهل هنر و رسانه است. حقیقتا چو اوئی کمتر یافت شود.
🌊هرچند حق مطلب ادا نمی شود اما اشاره مختصر به دو برهه تاریخی از زندگی مرحوم عالی نسب شیرین است.
🌊سماور عالی نسب ماجرا دارد. وقتی مصدق مجبور شد برای #نهضت_مقاومت_ملی، مصرف داخلی نفت را افزایش دهد، سراغ عالی نسب می رود و در نهایت سماوری با همین هدف تولید می شود تا سوخت ذغالی را نفتی و مصرف داخلی نفت را افزایش دهد .
در جریان باشید که تمسخر رزم آرا درباره اینکه ایرانی #لولهنگ هم نمی تواند بسازد خطاب به همین همت عالی نسب بود که آن زمان کسی فکر نمی کرد توفیق یابد.
🌊اقدام دیگر عالی نسب راه اندازی کارخانه #کارتن_سازی بود که به درخواست آیت الله طالقانی ودیگر مبارزین ملی و مذهبی بپا شد و هدفش حذف انحصار تولید کارتن از دست یک یهودی بود که درامدش را خرج صهیونیست ها می کرد.
🌊انشاالله توجه داریم؛ کسب و کار اقتصادی از منظر عالی نسب بسیار فراتر از سود و نفع فردی بود." #مبارزه سیاسی" را به "کسب و کار اقتصادی" کشیده بود. اقتصاد مقاومتی چنین #مجاهدینی می خواهد که #نفع_جامعه را بر #نفع_شخصی ارجح بدانند.
🌊میرمصطفی پدرش را در طفولیت ازدست داد. اما همان دوران کوتاه برایش یک عمر درس زندگی بود. 8 ساله بود که تازه کارخانه #کبریتسازی_توکلی در تبریز راه اندازی شده بود. خودش نقل می کند که پدرم آنقدر تولید ملی برایش اهمیت داشت که روزها برایمان کبریت توکلی می خرید و ترغیب مان می کرد که در بازار بچخریم و برای این کبریت بین مردم تبلیغ کنیم.
🌊اما عالی نسب بیشتر از هرکس خود را مدیون سبک تربیتی و نقش آموزشی مادرشان "عالیه خانم" می داند.
مدت ها پیش این خاطره را از فرشاد مومنی به نقل از سید مصطفی عالی نسب شنیدم: سالهای دور که ماشین در شهر نبود یا کمتر وجود داشت، ما برای سفرهای شهری مجبور بودیم تا ساعتها منتظر درشکه باشیم. نکته مهم این بود که مرحوم مادرمان به ما یاد داده بود که در این فرصت نباید بیکار باشید. دست همه ما یک جارو می داد و تا درشکه برسد همه خانواده خیابان اطراف یا مسجد نزدیک را تمیز می کردیم. خاطره دیگری هم نقل کرد که تا سالها به خواست مادر بسته های بزرگ ذغال را بر دوش می گذاشتیم و به خانه فقرا می رفتیم.
🌊حق هم همین است. از چنین پدر ومادری باید قهرمان ملی تربیت شود که همه عمرش مجاهدت است.
🌊علامه #محمدرضاحکیمی در مورد مرحوم عالی نسب می گوید: ایشان در زمان ما مصداق كامل آیه «والذین فیالاموالهم حق للسائل و المحروم»بود.
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
چرا خبر خوب؟!
سلام. انشالله خبرگزاری فارس، توجه به یک دغدغه مهم این روزهای مردم و دلسوزان انقلاب را با #خبر_خوب کلید می زند.
تلخ نمائی ساختاری رسانه ها، تصویر واقعی انقلاب را مخدوش ساخته است.
آگاهانه یا ناآگاهانه این مسیر دویدن در کوچه بن بست است.
در #همایش_خبر_خوب(۲۶ دی ماه) از این دغدغه مهم خواهیم گفت.
برداشتی از چرائی و چیستی خبر خوب را در ادامه و لینک پیوست توضیح داده ام.
@mahdian_mohsen
〰〰〰〰〰〰➰〰〰
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13961019001578
سلام. انشالله خبرگزاری فارس، توجه به یک دغدغه مهم این روزهای مردم و دلسوزان انقلاب را با #خبر_خوب کلید می زند.
تلخ نمائی ساختاری رسانه ها، تصویر واقعی انقلاب را مخدوش ساخته است.
آگاهانه یا ناآگاهانه این مسیر دویدن در کوچه بن بست است.
در #همایش_خبر_خوب(۲۶ دی ماه) از این دغدغه مهم خواهیم گفت.
برداشتی از چرائی و چیستی خبر خوب را در ادامه و لینک پیوست توضیح داده ام.
@mahdian_mohsen
〰〰〰〰〰〰➰〰〰
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13961019001578
خبرگزاری فارس
همایش «خبر خوب»، تذکری برای کار روی زمین مانده رسانهها است/ چرایی خبر خوب
برگزاری همایش «خبرخوب»، تذکری برای توجه به وظیفه ذاتی رسانهها است که سالها مهجور مانده و کمتر مورد اعتنا قرار گرفته است و البته این روزها ضرورت آن بیشتر احساس میشود.
🐾از کبوتربازی تا کفتربازی
ماجرای سگ بیمار و #رسولترک
🐓اخبار مار بازی و سگ و گربه بازی فلان و بهمان بازیگر سینما و لاکچری بازی طفیلی های بالاشهری با حیوانات، این روزها بیش از گذشته جلوی چشم است.
🐈سگ و گربه بازی امروز استمرار همان کفتر بازی گذشته است؛ با همان سبک زندگی. تبدیل کفتر به سگ که کفتر باز را لاکچری نمی کند. قدیم دنبال کبوتر تخته ای و سینه قرمز و طوق دار بودند و امروز دنبال گربه موکوتاه و برمه ای و پرشین.
🌳 اما همان روزها هم نگهداری کبوتر با کفتر بازی فرق ها داشت. کفتر بازی توقف در کفتر بود و مطابق اسمش بیشتر بازی بود و اما نگهداری کبوتر یک عمق الهی و دینی داشت.
قدیم ترها نگهداری حیوان در خانه #عبادت بود. طهرانی های قدیم در خانه شان کبوتر و خروس و حتا برخی گوسفند نگه می داشتند. اعتقادات عجیبی هم داشتند و زندگی کنار این حیوانات را موجب برکت زندگی شان می داستند. بعدها متوجه شدم ریشه بسیاری از این اعتقادات عمق دینی و الهی دارد. روایت داریم از پیامبر که هر وقت صدای خروس را شنیدید بدانید که او فرشته ای دیده است و زمان دعا کردن است. یا اینکه از امیرالمومنین داریم که بال زدن کبوتر در خانه شیطان را می راند.
قدیم به حیوان رسیدگی می کردند چون یک موجود زنده بود. همانطور که برای محیط زیست ودرخت قداست قائل بودند و یک چنار تا 700 سال نماد یک شهر و محله می شد. با رسیدگی به حیوان و درخت به خدایشان توجه می کردند نه اینکه خلاء معنویت غیرالهی شان را حیوان پر کند.
برخی با رسیدگی به حیوان #سیرو سلوک داشتند. خدا رحمت کند #رسولترک را. همه شما اسم رسول ترک و ماجرا توبه شب عاشورای او را شنیده اید. اما کمتر کسی است که بداند رسول ترک چطور از اوباش گری به عبدصالح حق رسید.
🌕رسول ترک چند روز قبل از اینکه به رستاخیز جان برسد، در خرابه ای در مسیر خانه سگی را می بیند که دچار بیماریست و نمی تواند به توله سگ هایش شیر دهد. بی درنگ سگ مادر را بدوش می کشد و به بیمارستان محله می برد. با همان لحن لاتی پزشک را تهدید می کند که باید هر طور شده این سگ را نجات دهی و خلاصه با سگ تیمار شده نزد توله سگ ها می رود. یک کلیو هم گوشت می خرد و غذای آن شب سگ ها را تامین می کند. ازین ماجرا چند شبی می گذرد تا آن شب عاشورایی و آن انقلاب درونی و رستاخیز تاریخی شکل می گیرد.
❤️فرق هاست بین کسی که با حیوانات به معنویت می رسد و کسی که با دور شدن از معنویت به حیوان می رسد.
🔸آدرس کشکول در آیگپ
https://iGap.net/mahdian_mohsen
〰〰〰〰〰🔸〰〰〰〰〰
🔹آدرس کشکول در سروش
http://sapp.ir/mahdian
〰〰〰〰〰🔸〰〰〰〰〰
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
ماجرای سگ بیمار و #رسولترک
🐓اخبار مار بازی و سگ و گربه بازی فلان و بهمان بازیگر سینما و لاکچری بازی طفیلی های بالاشهری با حیوانات، این روزها بیش از گذشته جلوی چشم است.
🐈سگ و گربه بازی امروز استمرار همان کفتر بازی گذشته است؛ با همان سبک زندگی. تبدیل کفتر به سگ که کفتر باز را لاکچری نمی کند. قدیم دنبال کبوتر تخته ای و سینه قرمز و طوق دار بودند و امروز دنبال گربه موکوتاه و برمه ای و پرشین.
🌳 اما همان روزها هم نگهداری کبوتر با کفتر بازی فرق ها داشت. کفتر بازی توقف در کفتر بود و مطابق اسمش بیشتر بازی بود و اما نگهداری کبوتر یک عمق الهی و دینی داشت.
قدیم ترها نگهداری حیوان در خانه #عبادت بود. طهرانی های قدیم در خانه شان کبوتر و خروس و حتا برخی گوسفند نگه می داشتند. اعتقادات عجیبی هم داشتند و زندگی کنار این حیوانات را موجب برکت زندگی شان می داستند. بعدها متوجه شدم ریشه بسیاری از این اعتقادات عمق دینی و الهی دارد. روایت داریم از پیامبر که هر وقت صدای خروس را شنیدید بدانید که او فرشته ای دیده است و زمان دعا کردن است. یا اینکه از امیرالمومنین داریم که بال زدن کبوتر در خانه شیطان را می راند.
قدیم به حیوان رسیدگی می کردند چون یک موجود زنده بود. همانطور که برای محیط زیست ودرخت قداست قائل بودند و یک چنار تا 700 سال نماد یک شهر و محله می شد. با رسیدگی به حیوان و درخت به خدایشان توجه می کردند نه اینکه خلاء معنویت غیرالهی شان را حیوان پر کند.
برخی با رسیدگی به حیوان #سیرو سلوک داشتند. خدا رحمت کند #رسولترک را. همه شما اسم رسول ترک و ماجرا توبه شب عاشورای او را شنیده اید. اما کمتر کسی است که بداند رسول ترک چطور از اوباش گری به عبدصالح حق رسید.
🌕رسول ترک چند روز قبل از اینکه به رستاخیز جان برسد، در خرابه ای در مسیر خانه سگی را می بیند که دچار بیماریست و نمی تواند به توله سگ هایش شیر دهد. بی درنگ سگ مادر را بدوش می کشد و به بیمارستان محله می برد. با همان لحن لاتی پزشک را تهدید می کند که باید هر طور شده این سگ را نجات دهی و خلاصه با سگ تیمار شده نزد توله سگ ها می رود. یک کلیو هم گوشت می خرد و غذای آن شب سگ ها را تامین می کند. ازین ماجرا چند شبی می گذرد تا آن شب عاشورایی و آن انقلاب درونی و رستاخیز تاریخی شکل می گیرد.
❤️فرق هاست بین کسی که با حیوانات به معنویت می رسد و کسی که با دور شدن از معنویت به حیوان می رسد.
🔸آدرس کشکول در آیگپ
https://iGap.net/mahdian_mohsen
〰〰〰〰〰🔸〰〰〰〰〰
🔹آدرس کشکول در سروش
http://sapp.ir/mahdian
〰〰〰〰〰🔸〰〰〰〰〰
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
#تقلیلگران و مخالفت با فیلتر تلگرام
کسانی که با فیلتر تلگرام مخالفت می کنند دچار یک اشکال جدی اند.
اشکال چیست؟ #تقلیل_آشوبها.
اگر ماجرای آشوب ها را درست تحلیل نکنیم احتمالا مساله فیلترینگ و مواردی شبیه بدان برایمان حل نمی شود.
🔻متاسفانه برخی در "دولت" و "مجلس" ماجرای آشوب ها را تقلیل داده اند و برای همین نمی توانند ضرورت فیلترینگ را متوجه باشند.
ماهیت آشوب ها بر حسب گزارش های رسمی دولتی در #سهسطح قابل جمع بندی است.
1⃣اول وجه اقتصادی و مردمی اعتراضات است. این وجه در دو ساعت اول تجمع مشهد خودش را نشان داد ولاغیر.
2⃣سطح دوم وجه وندال آن است که زائیده شبکه های اجتماعی است. دقت فرمایید که ۹۰ درصد دستگیرشدگان زیر ۲۵ سال سن داشتند. جنس شعارهایشان نیز کاملا نشان میداد که اعتراض شان دچار کوری و گیجی ساختاری است.
وندالیسم نتیجه سبک زندگی بی هویتی است که شبکه های اجتماعی می سازند.
سطح دوم بیشتر در شهرهای بزرگ از جمله تهران خودش را نشان داد.
3⃣سطح سوم نیز امنیتی است که بیشتر در شهر های کوچک بود و مشخصا از تسلط نفاق و ضدانقلاب در این تجمعات حکایت داشت و مشاهده کردیم که از همان ابتدا قرمز و خشن برگزار می شد.
این سطح نیز بر بستر شبکه های
اجتماعی سوار شدند.
بهجز سطح اول، دو سطح دیگر اغتشاشات این فهم را ایجاد می کند که باید شبکه های اجتماعی کنترل پذیر باشد.
دوستان ظاهرا آگاهانه یا ناآگاهانه ماجرای اغتشاشات را به سطح اول “تقلیل” داده اند لذا اهمیت کنترل شبکه های اجتماعی را متوجه نیستند.
به این فهم مدیریت شبکه اجتماعی تلگرام اگر با سیستم امنیتی کشور همکاری کند، فیلترینگ ضرورت ندارد. در غیر اینصورت نظام باید به فکر شبکه اجتماعی جایگزین باشد و بحث فیلترینگ تلگرام و مواردی شبیه آنرا جدی تر دنبال کند.
البته شبکه اجتماعی جایگزین، باید به جهت امکانات قابل رقابت با نمونه های موجود باشد.
🔺 این متن را در پاسخ به سوال دوستان در روزنامه دنیای اقتصاد نوشتم. البته برخی هم مخالف فیلترینگ هستند که میتوانید در لینک ذیل مطالعه کنید.
http://donya-e-eqtesad.com/بخش-ویژه-نامه-63/3338978-باید-نباید-های-فیلترینگ-تلگرام
پ.ن: ماجرای تقلیل گران مفصل است. #تقلیلگرائی خاص #تکنوکراتهاست که با هرنوع تقابل صریحی مخالفند. در اینباره خواهم نوشت.
🔸آدرس کشکول در آیگپ
https://iGap.net/mahdian_mohsen
〰〰〰〰〰🔸〰〰〰〰〰
🔹آدرس کشکول در سروش
http://sapp.ir/mahdian
〰〰〰〰〰🔸〰〰〰〰〰
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
کسانی که با فیلتر تلگرام مخالفت می کنند دچار یک اشکال جدی اند.
اشکال چیست؟ #تقلیل_آشوبها.
اگر ماجرای آشوب ها را درست تحلیل نکنیم احتمالا مساله فیلترینگ و مواردی شبیه بدان برایمان حل نمی شود.
🔻متاسفانه برخی در "دولت" و "مجلس" ماجرای آشوب ها را تقلیل داده اند و برای همین نمی توانند ضرورت فیلترینگ را متوجه باشند.
ماهیت آشوب ها بر حسب گزارش های رسمی دولتی در #سهسطح قابل جمع بندی است.
1⃣اول وجه اقتصادی و مردمی اعتراضات است. این وجه در دو ساعت اول تجمع مشهد خودش را نشان داد ولاغیر.
2⃣سطح دوم وجه وندال آن است که زائیده شبکه های اجتماعی است. دقت فرمایید که ۹۰ درصد دستگیرشدگان زیر ۲۵ سال سن داشتند. جنس شعارهایشان نیز کاملا نشان میداد که اعتراض شان دچار کوری و گیجی ساختاری است.
وندالیسم نتیجه سبک زندگی بی هویتی است که شبکه های اجتماعی می سازند.
سطح دوم بیشتر در شهرهای بزرگ از جمله تهران خودش را نشان داد.
3⃣سطح سوم نیز امنیتی است که بیشتر در شهر های کوچک بود و مشخصا از تسلط نفاق و ضدانقلاب در این تجمعات حکایت داشت و مشاهده کردیم که از همان ابتدا قرمز و خشن برگزار می شد.
این سطح نیز بر بستر شبکه های
اجتماعی سوار شدند.
بهجز سطح اول، دو سطح دیگر اغتشاشات این فهم را ایجاد می کند که باید شبکه های اجتماعی کنترل پذیر باشد.
دوستان ظاهرا آگاهانه یا ناآگاهانه ماجرای اغتشاشات را به سطح اول “تقلیل” داده اند لذا اهمیت کنترل شبکه های اجتماعی را متوجه نیستند.
به این فهم مدیریت شبکه اجتماعی تلگرام اگر با سیستم امنیتی کشور همکاری کند، فیلترینگ ضرورت ندارد. در غیر اینصورت نظام باید به فکر شبکه اجتماعی جایگزین باشد و بحث فیلترینگ تلگرام و مواردی شبیه آنرا جدی تر دنبال کند.
البته شبکه اجتماعی جایگزین، باید به جهت امکانات قابل رقابت با نمونه های موجود باشد.
🔺 این متن را در پاسخ به سوال دوستان در روزنامه دنیای اقتصاد نوشتم. البته برخی هم مخالف فیلترینگ هستند که میتوانید در لینک ذیل مطالعه کنید.
http://donya-e-eqtesad.com/بخش-ویژه-نامه-63/3338978-باید-نباید-های-فیلترینگ-تلگرام
پ.ن: ماجرای تقلیل گران مفصل است. #تقلیلگرائی خاص #تکنوکراتهاست که با هرنوع تقابل صریحی مخالفند. در اینباره خواهم نوشت.
🔸آدرس کشکول در آیگپ
https://iGap.net/mahdian_mohsen
〰〰〰〰〰🔸〰〰〰〰〰
🔹آدرس کشکول در سروش
http://sapp.ir/mahdian
〰〰〰〰〰🔸〰〰〰〰〰
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
کشکول|محسن مهدیان
#تقلیلگران و مخالفت با فیلتر تلگرام کسانی که با فیلتر تلگرام مخالفت می کنند دچار یک اشکال جدی اند. اشکال چیست؟ #تقلیل_آشوبها. اگر ماجرای آشوب ها را درست تحلیل نکنیم احتمالا مساله فیلترینگ و مواردی شبیه بدان برایمان حل نمی شود. 🔻متاسفانه برخی در "دولت"…
📶فیلترینگ تلگرام به زبان ساده
1⃣۱.در ایام آشوب درخواست ساده و منطقی همه بستن آمد نیوز "بود" یا "نبود"؟
اگر نبود باقی متن بکارتان نمی آید.
اگر بود بریم "بند دوم"
2⃣۲. اگر مدیریت تلگرام حاضر نبود با آمدنیوز برخورد کند راه حل شما چیست؟
پذیرفتنناامنی بیشتر یا تحدید مدیریت تلگرام؟
بله. درس حدس زدید.
3⃣۳. برخورد با تلگرام برای چه روزیست؟ همان روز آشوب یا قبلش؟ آشوب را فقط روز آشوب دانستیم؟ مقدمات آشوب را ندیدیم؟
*⃣پ.ن اول؛ می دانیم این روش بهترین روش نیست. اما اگر به کل هدف نرسیدیم، هدف را رها کنیم؟ منطقی است؟ ۵ درصد هم موثر بود باید کنارش گذاشت؟
*⃣پ.ن دوم؛ با آزادی مخالف نیستیم. اما اگر رسانه ای را ضدامنیتی تشخیص دادیمحکمش چیست؟ امنیت را فدای چه کنیم، میارزد؟ قیمت امنیت را چند گرفتیم؟
تشخیص امنیتی بودن یا نبودن یک رسانه با کیست؟ "من و شما" یا یک نهاد امنیتی؟
🔼حرف آخر؛ این همه درست. اما آقایان توجه داشته باشند که چوب کم کاری و بی تدبیری های گذشته شان را باید مردم بخورند.
🔸آدرس کشکول در آیگپ
https://iGap.net/mahdian_mohsen
〰〰〰〰〰🔸〰〰〰〰〰
🔹آدرس کشکول در سروش
http://sapp.ir/mahdian
〰〰〰〰〰🔸〰〰〰〰〰
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
1⃣۱.در ایام آشوب درخواست ساده و منطقی همه بستن آمد نیوز "بود" یا "نبود"؟
اگر نبود باقی متن بکارتان نمی آید.
اگر بود بریم "بند دوم"
2⃣۲. اگر مدیریت تلگرام حاضر نبود با آمدنیوز برخورد کند راه حل شما چیست؟
پذیرفتنناامنی بیشتر یا تحدید مدیریت تلگرام؟
بله. درس حدس زدید.
3⃣۳. برخورد با تلگرام برای چه روزیست؟ همان روز آشوب یا قبلش؟ آشوب را فقط روز آشوب دانستیم؟ مقدمات آشوب را ندیدیم؟
*⃣پ.ن اول؛ می دانیم این روش بهترین روش نیست. اما اگر به کل هدف نرسیدیم، هدف را رها کنیم؟ منطقی است؟ ۵ درصد هم موثر بود باید کنارش گذاشت؟
*⃣پ.ن دوم؛ با آزادی مخالف نیستیم. اما اگر رسانه ای را ضدامنیتی تشخیص دادیمحکمش چیست؟ امنیت را فدای چه کنیم، میارزد؟ قیمت امنیت را چند گرفتیم؟
تشخیص امنیتی بودن یا نبودن یک رسانه با کیست؟ "من و شما" یا یک نهاد امنیتی؟
🔼حرف آخر؛ این همه درست. اما آقایان توجه داشته باشند که چوب کم کاری و بی تدبیری های گذشته شان را باید مردم بخورند.
🔸آدرس کشکول در آیگپ
https://iGap.net/mahdian_mohsen
〰〰〰〰〰🔸〰〰〰〰〰
🔹آدرس کشکول در سروش
http://sapp.ir/mahdian
〰〰〰〰〰🔸〰〰〰〰〰
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
☑️اشکال حرف آقای صدیقی؟!
آقای صدیقی فرمودند "مردم مثل دریا آشغال ها را شستند."
با تسامح می شود چنین گفت؛
احتمالا سهو لسان آقای صدیقی در مثال زدنست. چون اجتماع مردم را دریا دانستند، خواستند به شستن ناپاکی ها اشاره کنند و تعبیر آشغال و ....
واگرنه مگر مردم دریا هستند که معترضین آشغال باشند؟
بعد هممردم برای تقابل با منافقین به صحنه آمدند نه همه معترضین؛ پس تعبیر آشغال بعید نیست.
اما خب مخاطب حق دارد اینطور برداشت نکند. چون سخن آقای صدیقی رهزنی های بسیاری دارد.
☑️اما اگر به تسامح عبور نکنیم این حرف اشکال مهمتری دارد؛
چرا امروز جناب صدیقی؟! چرا بعد از آمدن مردم؟ چرا بعد از سخنان رهبری؟
آیا تریبون شما، تنها خطبه نماز جمعه است؟
کاش خبرنگاران رسانه ها از جمله صدا و سیما لیست کسانی که تماس گرفتند تا اعلام موضع کنند و نکردند را منتشر کنند.
این سخنان برای امروز نیست. چون اعلام مواضع با تاخیرست، ادبیات مان هم کهنه و تاریخ مصرفش گذشته است.
این ادبیات برای امروز نیست، ادبیات تعریضی و گوشه وکنایه دار برای روزهای اغتشاش است تا خط گم نشود. ادبیات امروز که همه چیز روشن شده است، استدلال است.
☑️گرفتاری جدی ما تاخیر همیشگی خواص است. چکنیم؟!
همیشه تاخیرها ناشی از "حق ناشناسی" نیست؛ خیلی وقت ها از "زمان ناشناسی" است.
من اشکال سخن آقای صدیقی را اینطور می فهمم.
🔸آدرس کشکول در آیگپ
https://iGap.net/mahdian_mohsen
〰〰〰〰〰🔸〰〰〰〰〰
🔹آدرس کشکول در سروش
http://sapp.ir/mahdian
〰〰〰〰〰🔸〰〰〰〰〰
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
آقای صدیقی فرمودند "مردم مثل دریا آشغال ها را شستند."
با تسامح می شود چنین گفت؛
احتمالا سهو لسان آقای صدیقی در مثال زدنست. چون اجتماع مردم را دریا دانستند، خواستند به شستن ناپاکی ها اشاره کنند و تعبیر آشغال و ....
واگرنه مگر مردم دریا هستند که معترضین آشغال باشند؟
بعد هممردم برای تقابل با منافقین به صحنه آمدند نه همه معترضین؛ پس تعبیر آشغال بعید نیست.
اما خب مخاطب حق دارد اینطور برداشت نکند. چون سخن آقای صدیقی رهزنی های بسیاری دارد.
☑️اما اگر به تسامح عبور نکنیم این حرف اشکال مهمتری دارد؛
چرا امروز جناب صدیقی؟! چرا بعد از آمدن مردم؟ چرا بعد از سخنان رهبری؟
آیا تریبون شما، تنها خطبه نماز جمعه است؟
کاش خبرنگاران رسانه ها از جمله صدا و سیما لیست کسانی که تماس گرفتند تا اعلام موضع کنند و نکردند را منتشر کنند.
این سخنان برای امروز نیست. چون اعلام مواضع با تاخیرست، ادبیات مان هم کهنه و تاریخ مصرفش گذشته است.
این ادبیات برای امروز نیست، ادبیات تعریضی و گوشه وکنایه دار برای روزهای اغتشاش است تا خط گم نشود. ادبیات امروز که همه چیز روشن شده است، استدلال است.
☑️گرفتاری جدی ما تاخیر همیشگی خواص است. چکنیم؟!
همیشه تاخیرها ناشی از "حق ناشناسی" نیست؛ خیلی وقت ها از "زمان ناشناسی" است.
من اشکال سخن آقای صدیقی را اینطور می فهمم.
🔸آدرس کشکول در آیگپ
https://iGap.net/mahdian_mohsen
〰〰〰〰〰🔸〰〰〰〰〰
🔹آدرس کشکول در سروش
http://sapp.ir/mahdian
〰〰〰〰〰🔸〰〰〰〰〰
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فرامتن بماند؛ امامتن سخنان آقای #صدیقی اشکالی نداشت.
اما؛
واقعیت اینست که دوران #خبر درست یاغلط گذشته.
مهم اینست که ازین خبر چه وچطور #روایت میدهند.
درباره #پایان_خبرنگاری خواهم نوشت
@mahdian_mohsen
اما؛
واقعیت اینست که دوران #خبر درست یاغلط گذشته.
مهم اینست که ازین خبر چه وچطور #روایت میدهند.
درباره #پایان_خبرنگاری خواهم نوشت
@mahdian_mohsen
🔷پایان خبرنگاری
#عصر_روایتگری
#پساحقیقت
#post_truth
دوران خبرنگاری به شکل سنتی آن گذشته است. اساسن دیگر خبر اهمیت گذشته را ندارد.
یکبار با خودتان مرور کنید. آخرین خبری که توجهتان را جلب کرد منبعش کجا بود؟ احتمالن خاطر ندارید. مثلن حقوق نجومی را چه کسی و کجا منتشر کرد؟ اساسن برایتان مهم نبوده است.
دوران #منبع_خبر گذشته است؛ امروز دوران #توزیع_خبر است. آنهم نه خود خبر بلکه روایت خبر.
دوران #نزاع_فکتها ی خبری گذشته است؛ امروز دوران #نزاع_روایتهاست.
🔷یعنی چی؟
امروز در عرصه رسانه "هرم قدرت" تغییر یافته است و "پایین هرم" وزن بیشتری در قدرت سازی خبری دارد.
کف هرم، قدرت خودش را از شبکه های اجتماعی می گیرد و راس هرم را هم جهت می دهد.
#مخاطبین_سنتی دو دهه پیش، با شکل گیری سایت ها و بعد هم شکبه های اجتماعی شبیه فیس بوک به #کاربرانی تبدیل شدند که نامشان #شهروند_خبرنگار بود. اما امروز همان کاربران شهروند خبرنگار نیز به پشتوانه شبکه های اجتماعی نوین، تولید کننده خبرند و نامشان #شهروند_رسانه است؛ یعنی خودشان رسانه اند.
البته رسانه به معنای جدیدش که حرف اول و آخر را نه #صدق و #کذب خبر می زند و نه #سرعت و #دقت خبر؛ بلکه تنها و تنها #روایت_خبر می زند.
🔹بیشتر توضیح دهیم؛
در این دوران #حق با #واقعیتها نیست، بلکه حق با روایتی است که یک فرد از واقعیت می کند و البته می تواند توجه بیشتری از #اکثریت را جلب کند.
اساسن معنی صدق و کذب هم تغییر کرده است چون روایت در بیشتر مواقع کذب نیست بلکه یک #برداشت_شخصی است که می تواند "همه" حقیقت را نبیند و صرفن برداشتی از واقع باشد.
دوران روایت خبر، دوران #پلورالیزم_خبری است؛ دوران #قرائتهای_مختلف از خبرست که همه شان هم می تواند درست باشد اما هیچکدام همه واقعیت نباشد.
روایت خبر هیچ ارتباطی به خبر صادق ندارد بلکه صرفن براساس برداشتی است که فرد از خبر دارد. برداشت فرد از خبرنیز کاملا بر اساس گرایش و سلیقه و اعتقادات و احساسات و آگاهی های وی شکل می گیرد.
ممکن است سوال شود که پیشتر هم خبرنگار هنگام تهیه خبر براساس برداشت خودش رفتار می کرد و این نیز همان رفتار خبرنگار است؛ اما اینطور نیست.
مساله اینجاست که در شبکه اجتماعی، ملاک، روایتی است که بیشتر دست به دست شود و ریشیر و روتوئیت و لایک و غیره می گیرد نه اینکه به واقعیت نزدیک تر باشد. در مدل سنتی خبرنگاری، خبرنگار با هر گرایشی تلاش می کرد صادق باشد، اما امروز کاربر شبکه اجتماعی تلاش می کند بیشتر دیده شود؛ دقیتر اینکه بیشتر، #خود ش و آنچه می بیند مهم است نه واقعیت و آنچه هست.
به سخن روشنتر در عصر جدید کاربر تلاش می کند خودش باشد، چون مخاطبینش "او" را می خواهند و برداشت "او" را می پسندد نه آنچه حقیقت دارد و بیرون از "او" وجود دارد. بر همین اساس در شبکه های اجتماعی ویژگی های شخصیتی افراد و حوزه علائق شان و تفریحات و سرگرمی ها و غیره خیلی کلیدی است. چون افراد با ویژگی های کاملا شخصی یکدیگر به هم جذب می شوند.
شبکه اجتماعی براساس پیوند روانی و عاطفی افراد است که قدرت می گیرد و افراد زمانی با هم پیوند می خورند که به جهت گرایشی و سلیقه ای بهم نزدیک باشند. براین اساس ذائقه ها چنین شکل می گیرد که خبر درست، خبری است که از زبان نزدیک ترین فرد به جهت گرایشی و سلیقه ای بیان شود؛ به تعبیر دیگر از طرف یک کاربر شبیه خودمان بیان شود. اینجاست که روایت #ملاک است.
🔹اما روایت چطور عمل می کند.
روایت برخلاف خبر، تنها #ذهن_مخاطب را درگیر نمی کند بلکه حوزه# عواطف و #احساسات مخاطب را هم بکار می گیرد و حوزه احساسات وزن بیشتری دارد. به همین دلیل است که در شبکه های اجتماعی بیشتر از استدلال کردن، هنرمندانه حرف زدن موثر است. کسی هم که هنر ندارد با #طعنه و #کنایه تلاش می کند حوزه احساسات و هیجان مخاطب را درگیر کند. لذا در روایت گری #جان و #روان فرد باید درگیر شود نه صرفن ذهنش.
🔹اما کدام #روایت_غالب می شود؟
روایتی که بیشتر از دیگر روایت ها احساسات و عواطف مخاطب را درگیر کند؛ درنتیجه روایت یک نفر به #روایت_اکثریت تبدیل شود. چنین روایتی، می شود روایت غالب که واقعیت خبر را تصویر می سازد.
🔷پ.ن: در دوران #پسا_حقیقت قرار داریم. پسا حقیقت در سال 2016 کلمه سال دیکشنری آکسفورد معرفی شد. توجهات جامعه بین الملل به پسا حقیقت زمانی بود که علیرغم حقایق واقعی و علمی درباره مشکلات شخصیتی و روانی #ترامپ، جامعه به این اخبار و فکت های بی تفاوت است.
✅دراین باره باید بسیار نوشت.
🔴تذکر: این متن صرفن در مقام توصیف وضع موجودست نه قضاوت. درباره چه باید کرد هم خواهم نوشت.
🔸آدرس کشکول در آیگپ
https://iGap.net/mahdian_mohsen
〰〰〰〰〰🔸〰〰〰〰〰
🔹آدرس کشکول در سروش
http://sapp.ir/mahdian
〰〰〰〰〰🔸〰〰〰〰〰
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
#عصر_روایتگری
#پساحقیقت
#post_truth
دوران خبرنگاری به شکل سنتی آن گذشته است. اساسن دیگر خبر اهمیت گذشته را ندارد.
یکبار با خودتان مرور کنید. آخرین خبری که توجهتان را جلب کرد منبعش کجا بود؟ احتمالن خاطر ندارید. مثلن حقوق نجومی را چه کسی و کجا منتشر کرد؟ اساسن برایتان مهم نبوده است.
دوران #منبع_خبر گذشته است؛ امروز دوران #توزیع_خبر است. آنهم نه خود خبر بلکه روایت خبر.
دوران #نزاع_فکتها ی خبری گذشته است؛ امروز دوران #نزاع_روایتهاست.
🔷یعنی چی؟
امروز در عرصه رسانه "هرم قدرت" تغییر یافته است و "پایین هرم" وزن بیشتری در قدرت سازی خبری دارد.
کف هرم، قدرت خودش را از شبکه های اجتماعی می گیرد و راس هرم را هم جهت می دهد.
#مخاطبین_سنتی دو دهه پیش، با شکل گیری سایت ها و بعد هم شکبه های اجتماعی شبیه فیس بوک به #کاربرانی تبدیل شدند که نامشان #شهروند_خبرنگار بود. اما امروز همان کاربران شهروند خبرنگار نیز به پشتوانه شبکه های اجتماعی نوین، تولید کننده خبرند و نامشان #شهروند_رسانه است؛ یعنی خودشان رسانه اند.
البته رسانه به معنای جدیدش که حرف اول و آخر را نه #صدق و #کذب خبر می زند و نه #سرعت و #دقت خبر؛ بلکه تنها و تنها #روایت_خبر می زند.
🔹بیشتر توضیح دهیم؛
در این دوران #حق با #واقعیتها نیست، بلکه حق با روایتی است که یک فرد از واقعیت می کند و البته می تواند توجه بیشتری از #اکثریت را جلب کند.
اساسن معنی صدق و کذب هم تغییر کرده است چون روایت در بیشتر مواقع کذب نیست بلکه یک #برداشت_شخصی است که می تواند "همه" حقیقت را نبیند و صرفن برداشتی از واقع باشد.
دوران روایت خبر، دوران #پلورالیزم_خبری است؛ دوران #قرائتهای_مختلف از خبرست که همه شان هم می تواند درست باشد اما هیچکدام همه واقعیت نباشد.
روایت خبر هیچ ارتباطی به خبر صادق ندارد بلکه صرفن براساس برداشتی است که فرد از خبر دارد. برداشت فرد از خبرنیز کاملا بر اساس گرایش و سلیقه و اعتقادات و احساسات و آگاهی های وی شکل می گیرد.
ممکن است سوال شود که پیشتر هم خبرنگار هنگام تهیه خبر براساس برداشت خودش رفتار می کرد و این نیز همان رفتار خبرنگار است؛ اما اینطور نیست.
مساله اینجاست که در شبکه اجتماعی، ملاک، روایتی است که بیشتر دست به دست شود و ریشیر و روتوئیت و لایک و غیره می گیرد نه اینکه به واقعیت نزدیک تر باشد. در مدل سنتی خبرنگاری، خبرنگار با هر گرایشی تلاش می کرد صادق باشد، اما امروز کاربر شبکه اجتماعی تلاش می کند بیشتر دیده شود؛ دقیتر اینکه بیشتر، #خود ش و آنچه می بیند مهم است نه واقعیت و آنچه هست.
به سخن روشنتر در عصر جدید کاربر تلاش می کند خودش باشد، چون مخاطبینش "او" را می خواهند و برداشت "او" را می پسندد نه آنچه حقیقت دارد و بیرون از "او" وجود دارد. بر همین اساس در شبکه های اجتماعی ویژگی های شخصیتی افراد و حوزه علائق شان و تفریحات و سرگرمی ها و غیره خیلی کلیدی است. چون افراد با ویژگی های کاملا شخصی یکدیگر به هم جذب می شوند.
شبکه اجتماعی براساس پیوند روانی و عاطفی افراد است که قدرت می گیرد و افراد زمانی با هم پیوند می خورند که به جهت گرایشی و سلیقه ای بهم نزدیک باشند. براین اساس ذائقه ها چنین شکل می گیرد که خبر درست، خبری است که از زبان نزدیک ترین فرد به جهت گرایشی و سلیقه ای بیان شود؛ به تعبیر دیگر از طرف یک کاربر شبیه خودمان بیان شود. اینجاست که روایت #ملاک است.
🔹اما روایت چطور عمل می کند.
روایت برخلاف خبر، تنها #ذهن_مخاطب را درگیر نمی کند بلکه حوزه# عواطف و #احساسات مخاطب را هم بکار می گیرد و حوزه احساسات وزن بیشتری دارد. به همین دلیل است که در شبکه های اجتماعی بیشتر از استدلال کردن، هنرمندانه حرف زدن موثر است. کسی هم که هنر ندارد با #طعنه و #کنایه تلاش می کند حوزه احساسات و هیجان مخاطب را درگیر کند. لذا در روایت گری #جان و #روان فرد باید درگیر شود نه صرفن ذهنش.
🔹اما کدام #روایت_غالب می شود؟
روایتی که بیشتر از دیگر روایت ها احساسات و عواطف مخاطب را درگیر کند؛ درنتیجه روایت یک نفر به #روایت_اکثریت تبدیل شود. چنین روایتی، می شود روایت غالب که واقعیت خبر را تصویر می سازد.
🔷پ.ن: در دوران #پسا_حقیقت قرار داریم. پسا حقیقت در سال 2016 کلمه سال دیکشنری آکسفورد معرفی شد. توجهات جامعه بین الملل به پسا حقیقت زمانی بود که علیرغم حقایق واقعی و علمی درباره مشکلات شخصیتی و روانی #ترامپ، جامعه به این اخبار و فکت های بی تفاوت است.
✅دراین باره باید بسیار نوشت.
🔴تذکر: این متن صرفن در مقام توصیف وضع موجودست نه قضاوت. درباره چه باید کرد هم خواهم نوشت.
🔸آدرس کشکول در آیگپ
https://iGap.net/mahdian_mohsen
〰〰〰〰〰🔸〰〰〰〰〰
🔹آدرس کشکول در سروش
http://sapp.ir/mahdian
〰〰〰〰〰🔸〰〰〰〰〰
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
"چه باید کرد" برای "پایان خبرنگاری"
🎦روایتگری...
تا حالا دقت کردید؛
دقیق ترین استدلال ها را درباره حجاب می آورید اما اقبال ندارد؟ چرا؟ مخالفان، استدلال قوی تری دارند؟ احتمالن می گوئید خیر.
محکم ترین استدلال ها را درباره حصر طرح می کنید اما اصل شبهه جابجا نمی شود؟ چرا؟ منتقدین استدلال محکم تری دارند؟ احتمالن می گویید حاضریم برای استدلال قوی تر جایزه قرار دهیم. پس چرا استدلال شما نمی گیرد؟
در اغتشاشات، شهر را بهم ریختند، حسینیه آتش زدند و 25 نفر آدم کشتند؛ اما همچنان مدعی اند. با کدام ابزار چنین می کنند؟
📶ماجرا #پایان_روزنامهنگاریست. باید #ابزارمان را تغییر دهیم.
در یادداشت #قبلی مختصر توضیح دادم که پایان خبرنگاری یا پایان روزنامه نگاری یعنی چی
👈خیلی زمان نمی گیرد؛ مطالعه کنید:👇
https://t.me/mahdian_mohsen/452
اما خیلی ها اشکال کردند که یادداشت فوق " #چه_باید_کرد" نداشت.
در این یادداشت از "چه باید کرد" می نویسم .
⏯در دوره #پسا_حقیقت، #واقعیتها رنگ میبازند و #روایتها هستند که جای واقعیت ها قرار می گیرند. پسا حقیقت، پایان خبرنگاری و آغاز روایت گری در عصر شبکه های اجتماعیست.
همانطور که دوره خبرنگاری گذشته است؛ دوره #صدق و #کذب خبر هم گذشته است. به طریق اولی دوره "تکذیب خبر" و "توضیح خبر" هم گذشته است. این روایت ما از خبر است که می تواند نزدیک به واقعیت باشد یا نباشد.
نکته بسیار مهم اینست که روایت خبر معمولا صدق و کذب ندارد. روایت، روایت است. هر فردی بر اساس فهم و سلیقه و اطلاعات خودش روایت می کند.
در دوران روایت محوری، #مرجع_خبر، الزاما #منبع_خبر نیست، بلکه #راوی_خبرست. برای همین در شبکه های اجتماعی کسی به منبع خبر کار ندارد. مهم اینست که خبر را از کسی بشنود که بیشترین #شباهت را با او دارد.
#اعتماد به خبر با #همزادپنداری با راوی خبر رابطه بسیار تنگاتنگ دارد.
⏭حال به #مخاطب چه #آموزش دهیم؟
بهترین کار برای کسانی که درجریان روایت دیگران قرار گرفته اند، آموزش صدق و کذب خبر نیست بلکه وظیفه ما آموزش #تحلیل_روایت است. باید به مردم آموزش داد که عناصر تحلیل یک روایت چیست؟
⏭اما خودمان چه کنیم؟
وظیفه راوی چیست؟
اسم راوی می آید ذهنتان کجا می رود؟ درست است. #راویان_اردوهای_جنوب؛ البته راویان اصلی که از نزدیک جنگ را دیده اند نه راویان بعد جنگ و آموزش دیده. برای روایت گری اول باید مشاهده کرد، با آموزش کسی راوی نمی شود.
راوی اردوی جبهه های جنوب چه می کرد؟ مخاطب را سر #صحنه می برد؛ به چه نحو؟ فقط #ذهن مخاطب را درگیر نمی کرد. #احساسات و #عواطف او را هم بکار می گرفت.
کار اصلی روایت گری، " #نشان_دادن" به مخاطب است " نه #گفتن و #بیان_کردن". #جان مخاطب باید درگیر شود نه صرفا #ذهنش.
🔴بنابراین روایتی مسلط است که چند ویژگی داشته باشد.
1⃣یکم. #قلب_گرائی.
قلب را باید هدف گرفت نه صرفن ذهن. لذا ذهن و احساسات را توامان باید درگیر کند.
2⃣دوم. #کثرت_گرائی
#تکرارپذیری و ضریب دست به دست شدنش میان مخاطب بالا باشد. "روایت من" باید "روایت همه" شود. بنابراین باید متناسب با #ذائقه_مخاطب باشد.
3⃣سوم. #دربرگیرندگی
#عوام_فهم و #خواص_پسند باشد. دربرگیرندگی بالا داشته باشد.
4⃣چهارم. #برانگیختگی
نقطه کانونی در برانگیختگی مخاطب داشته باشد. هر موضوعی به یک نقطه کلیدی برای درگیر کردن مخاطب نیاز دارد تا او را برانگیزد.
5⃣پنجم و از همه مهمتر
#اعتمادپذیری
برای مخاطب راوی خبر مهم است. باید اعتماد مخاطب را کسب کرد که ما کنار اوئیم. دلسوز و رفیق اوئیم. #صمیمیت اعتماد می سازد.
اما مگر در شبکه اجتماعی می توان صمیمیت ساخت؟ بله. یکی از راه های نزدیکی، واکنش های بهنگام و همراه با ذائقه و احساسات و مطالبات جامعه نسبت به موضوعات مختلف است.
🆗راوی جنگ چنین می کرد که موثر بود. چنین می کرد که از زاویه او عملیات جنگی را مشاهده و در خاطراتش با او سفر می کردید. و چنان تاثیر می گرفتید که تا چند هفته یا ماه در یک خاطره اش متوقف می شدید.
✅امروز به روایت گری نیاز داریم. روایت گری #هنر می خواهد.
تلاش کردم بگویم #ابزار_مبارزه تغییر کرده است. #سربازان این عرصه هم متفاوتند.
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🎦روایتگری...
تا حالا دقت کردید؛
دقیق ترین استدلال ها را درباره حجاب می آورید اما اقبال ندارد؟ چرا؟ مخالفان، استدلال قوی تری دارند؟ احتمالن می گوئید خیر.
محکم ترین استدلال ها را درباره حصر طرح می کنید اما اصل شبهه جابجا نمی شود؟ چرا؟ منتقدین استدلال محکم تری دارند؟ احتمالن می گویید حاضریم برای استدلال قوی تر جایزه قرار دهیم. پس چرا استدلال شما نمی گیرد؟
در اغتشاشات، شهر را بهم ریختند، حسینیه آتش زدند و 25 نفر آدم کشتند؛ اما همچنان مدعی اند. با کدام ابزار چنین می کنند؟
📶ماجرا #پایان_روزنامهنگاریست. باید #ابزارمان را تغییر دهیم.
در یادداشت #قبلی مختصر توضیح دادم که پایان خبرنگاری یا پایان روزنامه نگاری یعنی چی
👈خیلی زمان نمی گیرد؛ مطالعه کنید:👇
https://t.me/mahdian_mohsen/452
اما خیلی ها اشکال کردند که یادداشت فوق " #چه_باید_کرد" نداشت.
در این یادداشت از "چه باید کرد" می نویسم .
⏯در دوره #پسا_حقیقت، #واقعیتها رنگ میبازند و #روایتها هستند که جای واقعیت ها قرار می گیرند. پسا حقیقت، پایان خبرنگاری و آغاز روایت گری در عصر شبکه های اجتماعیست.
همانطور که دوره خبرنگاری گذشته است؛ دوره #صدق و #کذب خبر هم گذشته است. به طریق اولی دوره "تکذیب خبر" و "توضیح خبر" هم گذشته است. این روایت ما از خبر است که می تواند نزدیک به واقعیت باشد یا نباشد.
نکته بسیار مهم اینست که روایت خبر معمولا صدق و کذب ندارد. روایت، روایت است. هر فردی بر اساس فهم و سلیقه و اطلاعات خودش روایت می کند.
در دوران روایت محوری، #مرجع_خبر، الزاما #منبع_خبر نیست، بلکه #راوی_خبرست. برای همین در شبکه های اجتماعی کسی به منبع خبر کار ندارد. مهم اینست که خبر را از کسی بشنود که بیشترین #شباهت را با او دارد.
#اعتماد به خبر با #همزادپنداری با راوی خبر رابطه بسیار تنگاتنگ دارد.
⏭حال به #مخاطب چه #آموزش دهیم؟
بهترین کار برای کسانی که درجریان روایت دیگران قرار گرفته اند، آموزش صدق و کذب خبر نیست بلکه وظیفه ما آموزش #تحلیل_روایت است. باید به مردم آموزش داد که عناصر تحلیل یک روایت چیست؟
⏭اما خودمان چه کنیم؟
وظیفه راوی چیست؟
اسم راوی می آید ذهنتان کجا می رود؟ درست است. #راویان_اردوهای_جنوب؛ البته راویان اصلی که از نزدیک جنگ را دیده اند نه راویان بعد جنگ و آموزش دیده. برای روایت گری اول باید مشاهده کرد، با آموزش کسی راوی نمی شود.
راوی اردوی جبهه های جنوب چه می کرد؟ مخاطب را سر #صحنه می برد؛ به چه نحو؟ فقط #ذهن مخاطب را درگیر نمی کرد. #احساسات و #عواطف او را هم بکار می گرفت.
کار اصلی روایت گری، " #نشان_دادن" به مخاطب است " نه #گفتن و #بیان_کردن". #جان مخاطب باید درگیر شود نه صرفا #ذهنش.
🔴بنابراین روایتی مسلط است که چند ویژگی داشته باشد.
1⃣یکم. #قلب_گرائی.
قلب را باید هدف گرفت نه صرفن ذهن. لذا ذهن و احساسات را توامان باید درگیر کند.
2⃣دوم. #کثرت_گرائی
#تکرارپذیری و ضریب دست به دست شدنش میان مخاطب بالا باشد. "روایت من" باید "روایت همه" شود. بنابراین باید متناسب با #ذائقه_مخاطب باشد.
3⃣سوم. #دربرگیرندگی
#عوام_فهم و #خواص_پسند باشد. دربرگیرندگی بالا داشته باشد.
4⃣چهارم. #برانگیختگی
نقطه کانونی در برانگیختگی مخاطب داشته باشد. هر موضوعی به یک نقطه کلیدی برای درگیر کردن مخاطب نیاز دارد تا او را برانگیزد.
5⃣پنجم و از همه مهمتر
#اعتمادپذیری
برای مخاطب راوی خبر مهم است. باید اعتماد مخاطب را کسب کرد که ما کنار اوئیم. دلسوز و رفیق اوئیم. #صمیمیت اعتماد می سازد.
اما مگر در شبکه اجتماعی می توان صمیمیت ساخت؟ بله. یکی از راه های نزدیکی، واکنش های بهنگام و همراه با ذائقه و احساسات و مطالبات جامعه نسبت به موضوعات مختلف است.
🆗راوی جنگ چنین می کرد که موثر بود. چنین می کرد که از زاویه او عملیات جنگی را مشاهده و در خاطراتش با او سفر می کردید. و چنان تاثیر می گرفتید که تا چند هفته یا ماه در یک خاطره اش متوقف می شدید.
✅امروز به روایت گری نیاز داریم. روایت گری #هنر می خواهد.
تلاش کردم بگویم #ابزار_مبارزه تغییر کرده است. #سربازان این عرصه هم متفاوتند.
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
Telegram
کشکول|محسن مهدیان
🔷پایان خبرنگاری
#عصر_روایتگری
#پساحقیقت
#post_truth
دوران خبرنگاری به شکل سنتی آن گذشته است. اساسن دیگر خبر اهمیت گذشته را ندارد.
یکبار با خودتان مرور کنید. آخرین خبری که توجهتان را جلب کرد منبعش کجا بود؟ احتمالن خاطر ندارید. مثلن حقوق نجومی را چه کسی…
#عصر_روایتگری
#پساحقیقت
#post_truth
دوران خبرنگاری به شکل سنتی آن گذشته است. اساسن دیگر خبر اهمیت گذشته را ندارد.
یکبار با خودتان مرور کنید. آخرین خبری که توجهتان را جلب کرد منبعش کجا بود؟ احتمالن خاطر ندارید. مثلن حقوق نجومی را چه کسی…
⏹نزاع روایت ها از سخنان روحانی درباره عصمت
بعد از انتشار روایتی از سخنان رئیس جمهور درباره نقد کردن معصوم، ضمن ابراز حیرت از این موضع گیری، در توئیتر و در جمله تعریضی به نقد این سخنان پرداختم. تا اینکه دیروز دفتر رئیس جمهور این برداشت را تکذیب کرد. به فیلم جلسه مراجعه کردم و متوجه شدم هرچند جملات رهزنی هائی دارد، اما روایت صورت گرفته از این سخنان خطاست.
⏺در این رابطه چند نکته اهمیت دارد.
1⃣یکم از جهت نسبت خبر و روایت.
واکنش ها به سخنان اخیر رئیس جمهور یکی از مصداق های روشن تقابل خبر با روایت است. نزاع روایت ها اجازه نمی دهد مخاطب به اصل خبر رجوع کند. شاید اگر به اصل خبر، فارغ از روایت های مسلط، رجوع می شد موضع مان را اصلاح می کردیم.
2⃣دوم. اما روحانی چه گفت؛
روحانی جلسه را با طرح ضرورت نقد شروع کرد. بعد هم اشاره می کند که ما معصوم نیستیم و نقد ضرورت دارد. وی بلافاصله به حکومت امام زمان اشاره می کند و بعد هم حکومت پیامبر که در آن زمان هم انتقاد از حاکم وجود داشته است.
روایت غالب ازین سخنان این بود که روحانی عصمت را زیر سوال برده و گفته است که معصوم هم می تواند خطا کند و باید نقد شود. اما ماجرا این نیست.
اشاره روحانی به اهمیت و حرمت نقد در جامعه است و اشاره می کند که حتا در زمان حکومت معصوم هم، مردم ولی را نقد می کردند؛ اما این جمله نه بدین معناست که معصوم دارای خطاست بلکه ازین جهت است که معصوم این اجازه را می داده است. مگر غیر اینست؟
امیرالمومنین صریح می فرمایند من را نقد کنید. (نهج البلاغه خطبه216)
امام صادق می فرمایند: أحَبُّ اخوانی إلیَّ مَنْ أهْدی إلیَّ عیوبی و کسی که ایشان را نقد کند، محبوبترین ها نزد خود می داند.
جمع این موارد با عصمت روشن است و نیاز به توضیح نداد. اینجا حضرت در مقام تربیت جامعه و توجه دادن به انتقاد کردن از حاکم است.
3⃣سوم. و اما یک ملاحظه
به این فهم روایت صورت گرفته از سخنان روحانی اشتباه است؛ اما مهم نیست. شاید گفته شود روحانی هم سهو لسان داشته است. اما دفتر رئیس جمهور هم تکذیب کرده است. ادامه دادن این ماجرا خلاف انصاف است. عواقب ماجرا را هم نظاره کنیم؛ رئیس جمهور یک مملکت شیعه که مخالف عصمت حرف نمی زند. اساسن برای انتقاد از روحانی نیازی به تشکیک در این سطوح نداریم.
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
بعد از انتشار روایتی از سخنان رئیس جمهور درباره نقد کردن معصوم، ضمن ابراز حیرت از این موضع گیری، در توئیتر و در جمله تعریضی به نقد این سخنان پرداختم. تا اینکه دیروز دفتر رئیس جمهور این برداشت را تکذیب کرد. به فیلم جلسه مراجعه کردم و متوجه شدم هرچند جملات رهزنی هائی دارد، اما روایت صورت گرفته از این سخنان خطاست.
⏺در این رابطه چند نکته اهمیت دارد.
1⃣یکم از جهت نسبت خبر و روایت.
واکنش ها به سخنان اخیر رئیس جمهور یکی از مصداق های روشن تقابل خبر با روایت است. نزاع روایت ها اجازه نمی دهد مخاطب به اصل خبر رجوع کند. شاید اگر به اصل خبر، فارغ از روایت های مسلط، رجوع می شد موضع مان را اصلاح می کردیم.
2⃣دوم. اما روحانی چه گفت؛
روحانی جلسه را با طرح ضرورت نقد شروع کرد. بعد هم اشاره می کند که ما معصوم نیستیم و نقد ضرورت دارد. وی بلافاصله به حکومت امام زمان اشاره می کند و بعد هم حکومت پیامبر که در آن زمان هم انتقاد از حاکم وجود داشته است.
روایت غالب ازین سخنان این بود که روحانی عصمت را زیر سوال برده و گفته است که معصوم هم می تواند خطا کند و باید نقد شود. اما ماجرا این نیست.
اشاره روحانی به اهمیت و حرمت نقد در جامعه است و اشاره می کند که حتا در زمان حکومت معصوم هم، مردم ولی را نقد می کردند؛ اما این جمله نه بدین معناست که معصوم دارای خطاست بلکه ازین جهت است که معصوم این اجازه را می داده است. مگر غیر اینست؟
امیرالمومنین صریح می فرمایند من را نقد کنید. (نهج البلاغه خطبه216)
امام صادق می فرمایند: أحَبُّ اخوانی إلیَّ مَنْ أهْدی إلیَّ عیوبی و کسی که ایشان را نقد کند، محبوبترین ها نزد خود می داند.
جمع این موارد با عصمت روشن است و نیاز به توضیح نداد. اینجا حضرت در مقام تربیت جامعه و توجه دادن به انتقاد کردن از حاکم است.
3⃣سوم. و اما یک ملاحظه
به این فهم روایت صورت گرفته از سخنان روحانی اشتباه است؛ اما مهم نیست. شاید گفته شود روحانی هم سهو لسان داشته است. اما دفتر رئیس جمهور هم تکذیب کرده است. ادامه دادن این ماجرا خلاف انصاف است. عواقب ماجرا را هم نظاره کنیم؛ رئیس جمهور یک مملکت شیعه که مخالف عصمت حرف نمی زند. اساسن برای انتقاد از روحانی نیازی به تشکیک در این سطوح نداریم.
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
عذرخواهم که طولانی است؛ اما شاید برایتان مهم باشد.🙏
❤️ #خبر_خوب چیست؟ چه نیست؟
1⃣یکم. حتما شنیدید که ؛ "بهترین خبر، خبر بداست". این گزاره جاهلانه، مبنای رسانه ای جامعه ماست.
واقعیت اینست که ما گرفتار یک #تناقض_ساختاری شدیم. از یک سو وظیفه ذاتی رسانه های کشور، رشد امیدواری به انقلاب اسلامی است و از سوی دیگر ابزار رسیدن به این هدف را در اختیار نداریم.
چرا؟
مبنای رسانه بر #جذابیت است. جذابیت الفبای هرکاری رسانه ایست. فعالیت رسانه ای بدون جذابیت، مثل شعری با بهترین محتوا ولی عاری از وزن و قافیه است. مثل غلط املائی در یک متن فاخر می ماند.
اما جذابیت کجاست؟ جذابیت در #استثنائات است و طبیعتا موارد استثنائی همیشه #تلخ است.
این فرآیند ساده باعث می شود رسانه ها برای حفظ جذابیت، جز استثنائات را نبینند و در نهایت به اینجا می رسیم که رسانه های ما جز سیاهی نخواهد بود.
اما آیا استثنا در جامعه ما فقط پلشتی هاست؟ پیشنهاد ما توجه به خبر خوب است.
⚠️خبرخوب چه نیست؟
2⃣دوم. خبر خوب، نه خبر #تخدیری است نه #تحمیقی.
یعنی چی؟
تخدیری نیست؛ یعنی قرار نیست با خبر خوب جامعه به #خلسه رود؛ قرار نیست با اخبار ذهنی و تخیلی جامعه غیرواقعی برایش ایجاد شود. این جامعه به اندازه اخبار بد مخدرست.
بنابراین خبر خوب، صرفن اخبار #حال_خوب_کن نیست. اخبار #فانتزی و نوستالژی و غیره نیست.
تحمیقی هم نیست یعنی قرار نیست تلخی ها را نبیند. قرار نیست از کنار اشکالات عبور کند و نقدها و کم و کسری ها را به حساب نیاورد. این نیز تحمیق جامعه است.
ندیدن اشکالات به همان اندازه ضعف است که ندیدن خوبی ها.
💚اما خبر خوب چیست؟
3⃣سوم. خبر خوب به صورت خلاصه، یک جمله است؛ " #دیدن_زیبائیها و #زیبا_دیدنها ".
تفاوت ایندو چیست؟
باید باور کنیم که استثنا در جامعه ما فقط ضعف ها و آسیب ها نیست. زیبائی ها به دلائل مختلف در جامعه ما بیشتر از زشتی هاست اما باید چشم را #عادت دهیم که ببیند. اطرافتان را با دقت ببینید. خبر خوب توجه به نعمات است. چشممان را به دیدن پلشتی عادت داده ایم.
به خودتان نگاه کنید ببینید آیا همه ویژگی های مثبت خودتان را شکرگذارید؟ اصلن توجه کرده اید؟
جامعه هم با همین غفلت یا تغافل از توجه به نعماتش محروم است.
مبنای دینی دیدن زیبائی ها، #قاعده_شکر است. #لئن_شکرتم_لازیدنکم. اگر شکرگذار بودیم، نعمت فزونی می یابد و گام اول شکرگذاری #دیدن_نعمت است.
و اما زیبا دیدن؛
وقتی می گوئیم خبر خوب همه ذهن ها سمت دیدن زیبائی ها می رود. درست است اما همه ماجرا در دیدن زیبائی ها نیست. زیبادیدن بلکه مهمتر از دیدن زیبائی هاست. زیبا دیدن یعنی #مثبت_اندیشی.
یعنی چی؟
زیبا دیدن یعنی آسیب ها و اشکالات را ببینیم اما #حرکت_زندگی و حرکت جامعه را هم در دل آن ببینیم. تلخی ها را ببینیم اما وجه مثبت و حتا لایه عمیق تر حق گرایی آنرا هم ببینیم.
ملاک برای درست دیدن توجه به 2 متغیر است؛ #جامع_دیدن و #نظاموار_دیدن.
جامع دیدن یعنی یک آسیب را با همه جزئیات آن ببینیم. اگر هر آسیبی را با دقت به جزئیات و همه وجوه و ابعاد آن ببینیم مشاهده خواهیم کرد که اشکالات منشا #حرکت ما می شوند نه #توقف ما. موجب #رشدند نه #شکستن ما.
و اما نظام وار دیدن یعنی اینکه هر مشکل را در نسبت با موضوعات دیگر #اصلی و #فرعی کنیم. هر اشکالی را باید در نسبت آن با جامعه و دیگر موضوعات تحلیل کنیم.
❗️شاید مبهم است؛ مثال بزنم روشن تر می شود.
#بیحجابی در جامعه ما #نقص است. اما اگر جامع ببینیم بیحجابی در جامعه در نسبت هجمه بی امان و سرعت مدرنیته و تمدن ولنگار غرب که مرزهای جامعه ما را هم در نوردیده است، متفاوت می شود. لذا زن مسلمان ما ولو بدحجاب، عفیف است و با حیا. این می شود جامع بینی.
و اما نظام وار دیدن یعنی بی حجابی را در کنار دیگر شاخص ها ببینیم و وزن دهیم. آیا معنویت او را هم می بینیم؟ اتصالش به اهل بیت چه؟ توجهش به علم و کمکش به جامعه و غیره چی؟ آنوقت کدام #شاخص در ارزیابی این فرد کلیدی تر است؟ حجابش یا معنویت و اتصال درونی اش به ولایت اهل بیت؟ این می شود نظام وار دیدن.
توجه کنیم ایندو #برطرف_کننده نقص نیست بلکه #کامل_کننده آنست.
زیبا دیدن باعث می شود شما نقص را ببینید اما همان را مبنای رشد قرار دهید.
ملاک برای زیبا دیدن ولو در مواجهه با تلخی ها، #حرکت است نه #نشستن.
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
پ.ن: بعداز ظهر امروز ۲۶ دی ماه اولین #همایش_خبر_خوب💝 در حوزه هنریست.
شما هم دعوتید.🌷
❤️ #خبر_خوب چیست؟ چه نیست؟
1⃣یکم. حتما شنیدید که ؛ "بهترین خبر، خبر بداست". این گزاره جاهلانه، مبنای رسانه ای جامعه ماست.
واقعیت اینست که ما گرفتار یک #تناقض_ساختاری شدیم. از یک سو وظیفه ذاتی رسانه های کشور، رشد امیدواری به انقلاب اسلامی است و از سوی دیگر ابزار رسیدن به این هدف را در اختیار نداریم.
چرا؟
مبنای رسانه بر #جذابیت است. جذابیت الفبای هرکاری رسانه ایست. فعالیت رسانه ای بدون جذابیت، مثل شعری با بهترین محتوا ولی عاری از وزن و قافیه است. مثل غلط املائی در یک متن فاخر می ماند.
اما جذابیت کجاست؟ جذابیت در #استثنائات است و طبیعتا موارد استثنائی همیشه #تلخ است.
این فرآیند ساده باعث می شود رسانه ها برای حفظ جذابیت، جز استثنائات را نبینند و در نهایت به اینجا می رسیم که رسانه های ما جز سیاهی نخواهد بود.
اما آیا استثنا در جامعه ما فقط پلشتی هاست؟ پیشنهاد ما توجه به خبر خوب است.
⚠️خبرخوب چه نیست؟
2⃣دوم. خبر خوب، نه خبر #تخدیری است نه #تحمیقی.
یعنی چی؟
تخدیری نیست؛ یعنی قرار نیست با خبر خوب جامعه به #خلسه رود؛ قرار نیست با اخبار ذهنی و تخیلی جامعه غیرواقعی برایش ایجاد شود. این جامعه به اندازه اخبار بد مخدرست.
بنابراین خبر خوب، صرفن اخبار #حال_خوب_کن نیست. اخبار #فانتزی و نوستالژی و غیره نیست.
تحمیقی هم نیست یعنی قرار نیست تلخی ها را نبیند. قرار نیست از کنار اشکالات عبور کند و نقدها و کم و کسری ها را به حساب نیاورد. این نیز تحمیق جامعه است.
ندیدن اشکالات به همان اندازه ضعف است که ندیدن خوبی ها.
💚اما خبر خوب چیست؟
3⃣سوم. خبر خوب به صورت خلاصه، یک جمله است؛ " #دیدن_زیبائیها و #زیبا_دیدنها ".
تفاوت ایندو چیست؟
باید باور کنیم که استثنا در جامعه ما فقط ضعف ها و آسیب ها نیست. زیبائی ها به دلائل مختلف در جامعه ما بیشتر از زشتی هاست اما باید چشم را #عادت دهیم که ببیند. اطرافتان را با دقت ببینید. خبر خوب توجه به نعمات است. چشممان را به دیدن پلشتی عادت داده ایم.
به خودتان نگاه کنید ببینید آیا همه ویژگی های مثبت خودتان را شکرگذارید؟ اصلن توجه کرده اید؟
جامعه هم با همین غفلت یا تغافل از توجه به نعماتش محروم است.
مبنای دینی دیدن زیبائی ها، #قاعده_شکر است. #لئن_شکرتم_لازیدنکم. اگر شکرگذار بودیم، نعمت فزونی می یابد و گام اول شکرگذاری #دیدن_نعمت است.
و اما زیبا دیدن؛
وقتی می گوئیم خبر خوب همه ذهن ها سمت دیدن زیبائی ها می رود. درست است اما همه ماجرا در دیدن زیبائی ها نیست. زیبادیدن بلکه مهمتر از دیدن زیبائی هاست. زیبا دیدن یعنی #مثبت_اندیشی.
یعنی چی؟
زیبا دیدن یعنی آسیب ها و اشکالات را ببینیم اما #حرکت_زندگی و حرکت جامعه را هم در دل آن ببینیم. تلخی ها را ببینیم اما وجه مثبت و حتا لایه عمیق تر حق گرایی آنرا هم ببینیم.
ملاک برای درست دیدن توجه به 2 متغیر است؛ #جامع_دیدن و #نظاموار_دیدن.
جامع دیدن یعنی یک آسیب را با همه جزئیات آن ببینیم. اگر هر آسیبی را با دقت به جزئیات و همه وجوه و ابعاد آن ببینیم مشاهده خواهیم کرد که اشکالات منشا #حرکت ما می شوند نه #توقف ما. موجب #رشدند نه #شکستن ما.
و اما نظام وار دیدن یعنی اینکه هر مشکل را در نسبت با موضوعات دیگر #اصلی و #فرعی کنیم. هر اشکالی را باید در نسبت آن با جامعه و دیگر موضوعات تحلیل کنیم.
❗️شاید مبهم است؛ مثال بزنم روشن تر می شود.
#بیحجابی در جامعه ما #نقص است. اما اگر جامع ببینیم بیحجابی در جامعه در نسبت هجمه بی امان و سرعت مدرنیته و تمدن ولنگار غرب که مرزهای جامعه ما را هم در نوردیده است، متفاوت می شود. لذا زن مسلمان ما ولو بدحجاب، عفیف است و با حیا. این می شود جامع بینی.
و اما نظام وار دیدن یعنی بی حجابی را در کنار دیگر شاخص ها ببینیم و وزن دهیم. آیا معنویت او را هم می بینیم؟ اتصالش به اهل بیت چه؟ توجهش به علم و کمکش به جامعه و غیره چی؟ آنوقت کدام #شاخص در ارزیابی این فرد کلیدی تر است؟ حجابش یا معنویت و اتصال درونی اش به ولایت اهل بیت؟ این می شود نظام وار دیدن.
توجه کنیم ایندو #برطرف_کننده نقص نیست بلکه #کامل_کننده آنست.
زیبا دیدن باعث می شود شما نقص را ببینید اما همان را مبنای رشد قرار دهید.
ملاک برای زیبا دیدن ولو در مواجهه با تلخی ها، #حرکت است نه #نشستن.
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
پ.ن: بعداز ظهر امروز ۲۶ دی ماه اولین #همایش_خبر_خوب💝 در حوزه هنریست.
شما هم دعوتید.🌷
💠مرحوم نواب درحال معرفی کالای ایرانی.
روحانیت ما با خودش مرور کنه. چقدر برای #اقتصاد_مقاومتی وقت گذاشته؟
#منبری که نتونه دین راتا نزاع امروز جنگ اقتصادی امتداد بده، #توهم منبر دینی ست
@mahdian_mohsen
روحانیت ما با خودش مرور کنه. چقدر برای #اقتصاد_مقاومتی وقت گذاشته؟
#منبری که نتونه دین راتا نزاع امروز جنگ اقتصادی امتداد بده، #توهم منبر دینی ست
@mahdian_mohsen
اشکال #قران_کشتی_مطلا تنهااین نیست که ای کاش پولش را می دادند به #فقرا.
اشکالش درفرهنگ #تفاخر و #تبختر است. بدتر اینکه #قرآن در میان است. و بدتر از بدتر اینکه #امضای_روحانیت پایش است.
@mahdian_mohsen
اشکالش درفرهنگ #تفاخر و #تبختر است. بدتر اینکه #قرآن در میان است. و بدتر از بدتر اینکه #امضای_روحانیت پایش است.
@mahdian_mohsen
⬅️"درگوشی" با رفقای حزب اللهی
⏪"روحانی" را چطور نقد کنیم؟!
سه سبک برخوردی و انتقادی در مواجهه با روحانی وجود دارد.
1⃣سبک اول تخلیه هیجان فردی.
برخی از منتقدین روحانی در بیان نقدهایشان بیشتر خودشان را تخلیه می کنند. عصبانی می شوند و می خواهند به نحوی انرژی شان تخلیه شود. این دسته تعدادشان زیاد نیست و کلا از موضوع این یادداشت خارج اند.
2⃣سبک دوم؛ نقد با هدف اصلاح روحانی.
دسته دوم که مخاطب این یادداشت هستند کسانی اند که روحانی را نقد می کنند برای اینکه او را وادار کنند کمتر اشتباه کند یا اشتباهاتش را جبران کند.
3⃣سبک سوم؛ نقد با هدف کاهش طرفداران روحانی.
اما سبک سومی هم وجود دارد که البته کمتر مورد اعتناست و به این فهم روش درست نیز همینست که روحانی را نقد کنیم با این هدف که از پایگاه اجتماعی اش کم شود.
⏬سبک اول که هیچ. اما تفاوت سبک دوم و سوم در عمل چیست؟
⬅️اولین و مهمترین تفاوت در سبک ادبیات ایندو روش است. اگر هدف کم شدن از طرفداران روحانی باشد، سبک ادبیات باید متناسب با ذائقه مخاطب باشد. باید اول نشان دهیم که دلسوز مخاطبیم تا نقدمان را بشنود.
در روش سوم شما نگاه تان به مردم است؛ با مردم و طرفداران او حرف می زنید تا آنها هم از روحانی مطالبه کنند. وقتی نگاه تان رو به مردم است و نه قدرت؛ زمین تا آسمان ادبیات انتقادی تغییر می کند.
شما باید به نحوی نقد کنید که مطالبه شما، مطالبه پایگاه اجتماعیش شود.
دقت کنیم که همه طرفدارن روحانی، طرفداران ایدئولوژیک او نیستند و بسرعت جدا می شوند. کلا روحانی کمترین طرفدار ایدئولوژیک و متعصب را نسبت به سایر روسای جمهور گذشته دارد.
⬅️دوم اثر نقد است. روحانی مثل بسیاری دیگر از اهل قدرت اصلاح پذیر نیست. حداقل در موضوعات اصلی تجربه نشان داده است که کمتر تغییر می کند. اما اهل قدرت اگر احساس کنند پایگاه شان تحلیل می رود خود شان را جابجا می کنند. تهدید جدی را تضعیف پایگاه شان می دانند.
دقت کنیم که سبک انتقادی سوم، اثر روش دوم را هم دارد اما روش دوم روی مخاطب بی اثرست و بلکه او را نسبت به روحانی متعصب تر می کند.
⬅️سوم تقویت نقد است. اینکه من وشما فقط نقد کنیم یک قدرت دارد، اینکه من و شما و دهها نفر دیگر باهم مطالبه کنیم قدرت دیگری شکل می گیرد.
⬅️چهارم و از همه مهمتر اینست که چه چیز مسیر قدرت را تغییر می دهد؟ مثلا فرض کنیم که روحانی نباشد؛ اگر سبک تصمیم گیری مردم تغییر نکند "او" می رود و یکی دیگر مثل روحانی می آید.
بدتر اینکه اگر مردم روحانی را نخواهند ولی سبک تصمیم گیری شان هم تغییر نکند، آنگاه با نفی روحانی سراغ فرد دیگری هم نخواهند آمد و کلا دچار ناامیدی از نظام می شوند. پس آنچه اهمیت دارد "رشد آگاهی" مردمست نه جابجا شدن آدمها.
⏪خلاصه اینکه معیارمان برای موثر بودن یا نبودن نقدمان این باشد که حداقل یک نفر از پایگاه اجتماعی روحانی جدا شود. حداقل در موضوع مورد مطالبه این اتفاق بیافتد.
✅اراده مردم باید اصلاح شود؛ نه جابجائی "این" و "آن".
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
⏪"روحانی" را چطور نقد کنیم؟!
سه سبک برخوردی و انتقادی در مواجهه با روحانی وجود دارد.
1⃣سبک اول تخلیه هیجان فردی.
برخی از منتقدین روحانی در بیان نقدهایشان بیشتر خودشان را تخلیه می کنند. عصبانی می شوند و می خواهند به نحوی انرژی شان تخلیه شود. این دسته تعدادشان زیاد نیست و کلا از موضوع این یادداشت خارج اند.
2⃣سبک دوم؛ نقد با هدف اصلاح روحانی.
دسته دوم که مخاطب این یادداشت هستند کسانی اند که روحانی را نقد می کنند برای اینکه او را وادار کنند کمتر اشتباه کند یا اشتباهاتش را جبران کند.
3⃣سبک سوم؛ نقد با هدف کاهش طرفداران روحانی.
اما سبک سومی هم وجود دارد که البته کمتر مورد اعتناست و به این فهم روش درست نیز همینست که روحانی را نقد کنیم با این هدف که از پایگاه اجتماعی اش کم شود.
⏬سبک اول که هیچ. اما تفاوت سبک دوم و سوم در عمل چیست؟
⬅️اولین و مهمترین تفاوت در سبک ادبیات ایندو روش است. اگر هدف کم شدن از طرفداران روحانی باشد، سبک ادبیات باید متناسب با ذائقه مخاطب باشد. باید اول نشان دهیم که دلسوز مخاطبیم تا نقدمان را بشنود.
در روش سوم شما نگاه تان به مردم است؛ با مردم و طرفداران او حرف می زنید تا آنها هم از روحانی مطالبه کنند. وقتی نگاه تان رو به مردم است و نه قدرت؛ زمین تا آسمان ادبیات انتقادی تغییر می کند.
شما باید به نحوی نقد کنید که مطالبه شما، مطالبه پایگاه اجتماعیش شود.
دقت کنیم که همه طرفدارن روحانی، طرفداران ایدئولوژیک او نیستند و بسرعت جدا می شوند. کلا روحانی کمترین طرفدار ایدئولوژیک و متعصب را نسبت به سایر روسای جمهور گذشته دارد.
⬅️دوم اثر نقد است. روحانی مثل بسیاری دیگر از اهل قدرت اصلاح پذیر نیست. حداقل در موضوعات اصلی تجربه نشان داده است که کمتر تغییر می کند. اما اهل قدرت اگر احساس کنند پایگاه شان تحلیل می رود خود شان را جابجا می کنند. تهدید جدی را تضعیف پایگاه شان می دانند.
دقت کنیم که سبک انتقادی سوم، اثر روش دوم را هم دارد اما روش دوم روی مخاطب بی اثرست و بلکه او را نسبت به روحانی متعصب تر می کند.
⬅️سوم تقویت نقد است. اینکه من وشما فقط نقد کنیم یک قدرت دارد، اینکه من و شما و دهها نفر دیگر باهم مطالبه کنیم قدرت دیگری شکل می گیرد.
⬅️چهارم و از همه مهمتر اینست که چه چیز مسیر قدرت را تغییر می دهد؟ مثلا فرض کنیم که روحانی نباشد؛ اگر سبک تصمیم گیری مردم تغییر نکند "او" می رود و یکی دیگر مثل روحانی می آید.
بدتر اینکه اگر مردم روحانی را نخواهند ولی سبک تصمیم گیری شان هم تغییر نکند، آنگاه با نفی روحانی سراغ فرد دیگری هم نخواهند آمد و کلا دچار ناامیدی از نظام می شوند. پس آنچه اهمیت دارد "رشد آگاهی" مردمست نه جابجا شدن آدمها.
⏪خلاصه اینکه معیارمان برای موثر بودن یا نبودن نقدمان این باشد که حداقل یک نفر از پایگاه اجتماعی روحانی جدا شود. حداقل در موضوع مورد مطالبه این اتفاق بیافتد.
✅اراده مردم باید اصلاح شود؛ نه جابجائی "این" و "آن".
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🔸آخرین مشاهده ام از سرپل ذهاب
🔸سخنی با گروه های جهادی
مردم آرامند؛ اما دلنگران از زلزله بزرگتری که می گویند در راه است. هرعامل طبیعی یک "نشانه" است و تقویت این گمانه؛ از صدای زوزه سگ ها، تا صدای جغدهائی که گفته می شود بعد از زلزله بیشتر شده اند، تا تغییر راه رفتن دام و حشم و تا نوری های عجیب در آسمان و صداهای متفاوت.
حدود 50 درصد کسانی که درون چادرها هستند خانه شان برقرار است و احتمالا مختصری آسیب دیده باشد، اما همچنان ترجیح می دهند در چادرها باشند. برایم عجیب بود که چرا مردم به خانه شان نمی روند.
شب را مهمان یکی از اهالی خونگرم و مهمان نواز بودیم. حدود ساعت 9 شب 4 ریشتر زلزله آمد. با پیشنهاد صاحب خانه ترجیح دادیم شب را در خانه نمانیم و به چادرها رویم. دیگر چادر نشینی مردم برایم عجیب نبود.
فرصت شد با حاج سعید قاسمی و حاج حسین یکتا گپ و گفت داشته باشید؛ حاج سعید مشغول خانه سازی در روستا بود و حاج حسین بیشتر درگیر شهر. با معاون فرماندار هم حرف زدیم، همچنین با جمعی از مردم.
برداشتم از این گپ وگفت ها و حضور بین مردم دو نکته کلیدی بود؛
یکم. مشکل جدی در آینده وضعیت مستاجرین است. بدتر اینکه هیچ برنامه روشنی برای مستاجرین وجود ندارد.
دوم. شرایط روحی و روانی زلزله زده ها که از هر نیاز مادی دیگری اهمیت بیشتری دارد.
🔘و اما با خبر شدم قرارست 5هزار جهادی عید نوروز به منطقه زلزله زده بیایند. به نظرم مدیران این گروه ها لازمست پیش از سفر به این نکته توجه کنند؛
جنس نیازهای مادی امروز کاملا حاکمیتی است. هر کاری انجام می شود باید بدون تبعیض و با قواعد یکسان برای همه باشد. هرگونه ورود خیریه ای و موردی در شرایط موجود خلاف تدبیر است.
از سوی دیگر فعالیت های عمرانی باید کاملا معطوف به نیاز اولیه مردم باشد. در شرایطی که مردم نیاز اساسی شان که مسکن است برطرف نشده، حضور برخی گروه های جهادی، برای تعمیر مسجد و رنگ زدن درب مدارس و کارهای متداولی که سالهای گذشته انجام می شد، می تواند بازتاب منفی در میان مردم داشته باشد.
⚪️نیاز اصلی منطقه فرهنگی و تبلیغی است. این بخش از عهده گروه های جهادی برمی آید. اما گروه های جهادی متخصص. ورود به این بخش نیز باید با رعایت دهها ملاحظه فرهنگی و تربیتی و دینی باشد.
گروه های جهادی متشکل از مشاورین اجتماعی و مددکاران و مبلغین دینی و پزشکان که از قبل آموزش دیده اند در این منطقه بسیار ضروری است.
✅پ.ن: باید برای مردم متذکر شد؛ از مواجهه معنوی با مصیبت و بلا و درست دیدن سنت های الهی. آثار زلزله بیش از شهر بر روح و روان مردم قابل مشاهده است.
با یکی از زلزله زده ها همکلام شدم. نگاهش به مصیبت غبطه آور بود. می گفت این زلزله هرجای دیگری از ایران می آمد آسیبش دهها برابر می شد. ما مردم مستحکمی هستیم. مقاوم تریم. می گفت یک بار دیگر هم زمان جنگ همین ویرانی اتفاق افتاد. مجدد ساختیم. این روزها هم می گذرد.
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🔸سخنی با گروه های جهادی
مردم آرامند؛ اما دلنگران از زلزله بزرگتری که می گویند در راه است. هرعامل طبیعی یک "نشانه" است و تقویت این گمانه؛ از صدای زوزه سگ ها، تا صدای جغدهائی که گفته می شود بعد از زلزله بیشتر شده اند، تا تغییر راه رفتن دام و حشم و تا نوری های عجیب در آسمان و صداهای متفاوت.
حدود 50 درصد کسانی که درون چادرها هستند خانه شان برقرار است و احتمالا مختصری آسیب دیده باشد، اما همچنان ترجیح می دهند در چادرها باشند. برایم عجیب بود که چرا مردم به خانه شان نمی روند.
شب را مهمان یکی از اهالی خونگرم و مهمان نواز بودیم. حدود ساعت 9 شب 4 ریشتر زلزله آمد. با پیشنهاد صاحب خانه ترجیح دادیم شب را در خانه نمانیم و به چادرها رویم. دیگر چادر نشینی مردم برایم عجیب نبود.
فرصت شد با حاج سعید قاسمی و حاج حسین یکتا گپ و گفت داشته باشید؛ حاج سعید مشغول خانه سازی در روستا بود و حاج حسین بیشتر درگیر شهر. با معاون فرماندار هم حرف زدیم، همچنین با جمعی از مردم.
برداشتم از این گپ وگفت ها و حضور بین مردم دو نکته کلیدی بود؛
یکم. مشکل جدی در آینده وضعیت مستاجرین است. بدتر اینکه هیچ برنامه روشنی برای مستاجرین وجود ندارد.
دوم. شرایط روحی و روانی زلزله زده ها که از هر نیاز مادی دیگری اهمیت بیشتری دارد.
🔘و اما با خبر شدم قرارست 5هزار جهادی عید نوروز به منطقه زلزله زده بیایند. به نظرم مدیران این گروه ها لازمست پیش از سفر به این نکته توجه کنند؛
جنس نیازهای مادی امروز کاملا حاکمیتی است. هر کاری انجام می شود باید بدون تبعیض و با قواعد یکسان برای همه باشد. هرگونه ورود خیریه ای و موردی در شرایط موجود خلاف تدبیر است.
از سوی دیگر فعالیت های عمرانی باید کاملا معطوف به نیاز اولیه مردم باشد. در شرایطی که مردم نیاز اساسی شان که مسکن است برطرف نشده، حضور برخی گروه های جهادی، برای تعمیر مسجد و رنگ زدن درب مدارس و کارهای متداولی که سالهای گذشته انجام می شد، می تواند بازتاب منفی در میان مردم داشته باشد.
⚪️نیاز اصلی منطقه فرهنگی و تبلیغی است. این بخش از عهده گروه های جهادی برمی آید. اما گروه های جهادی متخصص. ورود به این بخش نیز باید با رعایت دهها ملاحظه فرهنگی و تربیتی و دینی باشد.
گروه های جهادی متشکل از مشاورین اجتماعی و مددکاران و مبلغین دینی و پزشکان که از قبل آموزش دیده اند در این منطقه بسیار ضروری است.
✅پ.ن: باید برای مردم متذکر شد؛ از مواجهه معنوی با مصیبت و بلا و درست دیدن سنت های الهی. آثار زلزله بیش از شهر بر روح و روان مردم قابل مشاهده است.
با یکی از زلزله زده ها همکلام شدم. نگاهش به مصیبت غبطه آور بود. می گفت این زلزله هرجای دیگری از ایران می آمد آسیبش دهها برابر می شد. ما مردم مستحکمی هستیم. مقاوم تریم. می گفت یک بار دیگر هم زمان جنگ همین ویرانی اتفاق افتاد. مجدد ساختیم. این روزها هم می گذرد.
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
⚫️با "اخبار بد" چکار کنیم؟
🔘درسی از "مجلس روضه
بعد از طرح " #خبر_خوب" یک سوال رایج این بود که با " #خبر_بد" چکار کنیم؟ یک پاسخ ساده به این پرسش چنین است که خبر خوب جای خبر بد را نمی گیرد. هم خبر خوب داریم و هم خبر بد. اما این پاسخ همه ماجرا نیست.
☑️پاسخ دقیقتر اینست که خبر خوب، اخبار بد را هم در بر می گیرد. به تعبیر دیگر خبر خوب باید بتواند اخبار بد را درست روایت کند.
🔴درسی از مجلس روضه است که برای روایت خبر بد مفید است.
ما در مجلس روضه چه می کنیم؟ اساسن #روضه خبر بد است. اما ما دو دسته روضه خوان داریم. یک دسته روضه خوان های احتمالا جوانتر و کم تجربه تر و دسته دیگر روضه خوان های قدیمی که اغلب پای منبر بزرگان روضه خوانی کرده اند و پای حکمت علما تربیت مداحی یافته اند.
تفاوت روضه خوانی ایندو گروه در چیست؟
روضه خوانی غلط و مذموم، روضه های مکشوف و بازست. قدیمی ها می گفتند روضه مکشوف برای خواننده و مستمع فقر و نداری می آورد. علمای ما خاصه رهبری انقلاب مداح ها را از خواندن روضه های مکشوف بارها نهی کردند.
☑️مهمترین دلیل منع کردن از روضه های مکشوف حرمت اهل بیت است. اما فارغ از این حریم نهادن چند نکته #اخلاقی و #روانشناختی دیگر هم وجود دارد که در دیگر اخبار بد نیز کاربرد دارد.
روضه خوان های قدیمی و باادب معتقد بودند مستمع نباید در مجلس متوقف شود، روضه باید مستمع و پامنبری را تا بیرون از مجلس هم درگیر کند. باید مستمع را به حرکت وادارد.
✔️اما چه روضه ای چنین ویژگی دارد؟ پاسخ این سوال در حماسه حسینی شهید مطهری است. ترکیب #حماسه با #مصیبت. رهبری انقلاب می فرمایند ترکیب #عقلانیت و #عاطفه.
ایندست ترکیب ها چه نتیجه ای دارد؟ "ترکیب خبر خوب و خبر بد "ست. یک اثر جدی روی مخاطب دارد و انکه تنها احساسات مخاطب را درگیر نمی کند و ذهن او را مشغول می سازد؛ در نهایت مستمع به #حرکت می افتد و در گریه متوقف نمی شود.
🔲خبر بد چنین است؛
روایت خبر بد باید به نحوی باشد که مخاطب در خود حادثه متوقف نشود. باید از حادثه درس بگیرد و حرکت کند. مطالبه کند. بپا خیزد. خبر بد باید عاطفه مخاطب را درگیر سازد تا درست تصمیم بگیرد نه اینکه او را در احساساتش متوقف سازد.
☑️دقیقن باید چه کرد؟
خروجی خبر بد باید چنین باشد.
1⃣اول: روایت خبر بد خودش موضوعیت دارد. قدیم وقتی می خواستند خبر فوت کسی را به خانواده اش دهند، هرکسی را انتخاب نمی کردند. فردی انتخاب می شد که هنر بیان خبر بد را داشته باشد.
مهمترین اصل در روایت خبر بد اینست که مخاطب را در همان حادثه نگه ندارد و جریان زندگی برایش متوقف نشود.
2⃣دوم #عبور_از_جزئیات است. خبر بد نیاز به بیان جزئیات ندارد و سطحی از کلیات مرور می شود که مخاطب را درگیر سازد و نه بیشتر. برای گزارش یک تصادف نیازی نیست جزئیات دردناک یک حادثه طرح شود.
3⃣سوم حرکت در خبر بدست. خبر بد باید همراه " #چه_باید_کرد" باشد. نباید مخاطب را در کوچه ای بن بست رها کند.
4⃣چهارم و مهمتر از همه اینکه خبر بد می تواند یک زاویه #مثبت_نگرانه داشته باشد. هرحادثه ای می تواند در دلش یک برداشت مثبت و از درونش یک خبر خوب زائیده شود. این همان چیزی است که ما اغلب در مواجهه با مصیبت و بلا برای آرامش درون مان، آنرا یافت می کنیم.
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🔘درسی از "مجلس روضه
بعد از طرح " #خبر_خوب" یک سوال رایج این بود که با " #خبر_بد" چکار کنیم؟ یک پاسخ ساده به این پرسش چنین است که خبر خوب جای خبر بد را نمی گیرد. هم خبر خوب داریم و هم خبر بد. اما این پاسخ همه ماجرا نیست.
☑️پاسخ دقیقتر اینست که خبر خوب، اخبار بد را هم در بر می گیرد. به تعبیر دیگر خبر خوب باید بتواند اخبار بد را درست روایت کند.
🔴درسی از مجلس روضه است که برای روایت خبر بد مفید است.
ما در مجلس روضه چه می کنیم؟ اساسن #روضه خبر بد است. اما ما دو دسته روضه خوان داریم. یک دسته روضه خوان های احتمالا جوانتر و کم تجربه تر و دسته دیگر روضه خوان های قدیمی که اغلب پای منبر بزرگان روضه خوانی کرده اند و پای حکمت علما تربیت مداحی یافته اند.
تفاوت روضه خوانی ایندو گروه در چیست؟
روضه خوانی غلط و مذموم، روضه های مکشوف و بازست. قدیمی ها می گفتند روضه مکشوف برای خواننده و مستمع فقر و نداری می آورد. علمای ما خاصه رهبری انقلاب مداح ها را از خواندن روضه های مکشوف بارها نهی کردند.
☑️مهمترین دلیل منع کردن از روضه های مکشوف حرمت اهل بیت است. اما فارغ از این حریم نهادن چند نکته #اخلاقی و #روانشناختی دیگر هم وجود دارد که در دیگر اخبار بد نیز کاربرد دارد.
روضه خوان های قدیمی و باادب معتقد بودند مستمع نباید در مجلس متوقف شود، روضه باید مستمع و پامنبری را تا بیرون از مجلس هم درگیر کند. باید مستمع را به حرکت وادارد.
✔️اما چه روضه ای چنین ویژگی دارد؟ پاسخ این سوال در حماسه حسینی شهید مطهری است. ترکیب #حماسه با #مصیبت. رهبری انقلاب می فرمایند ترکیب #عقلانیت و #عاطفه.
ایندست ترکیب ها چه نتیجه ای دارد؟ "ترکیب خبر خوب و خبر بد "ست. یک اثر جدی روی مخاطب دارد و انکه تنها احساسات مخاطب را درگیر نمی کند و ذهن او را مشغول می سازد؛ در نهایت مستمع به #حرکت می افتد و در گریه متوقف نمی شود.
🔲خبر بد چنین است؛
روایت خبر بد باید به نحوی باشد که مخاطب در خود حادثه متوقف نشود. باید از حادثه درس بگیرد و حرکت کند. مطالبه کند. بپا خیزد. خبر بد باید عاطفه مخاطب را درگیر سازد تا درست تصمیم بگیرد نه اینکه او را در احساساتش متوقف سازد.
☑️دقیقن باید چه کرد؟
خروجی خبر بد باید چنین باشد.
1⃣اول: روایت خبر بد خودش موضوعیت دارد. قدیم وقتی می خواستند خبر فوت کسی را به خانواده اش دهند، هرکسی را انتخاب نمی کردند. فردی انتخاب می شد که هنر بیان خبر بد را داشته باشد.
مهمترین اصل در روایت خبر بد اینست که مخاطب را در همان حادثه نگه ندارد و جریان زندگی برایش متوقف نشود.
2⃣دوم #عبور_از_جزئیات است. خبر بد نیاز به بیان جزئیات ندارد و سطحی از کلیات مرور می شود که مخاطب را درگیر سازد و نه بیشتر. برای گزارش یک تصادف نیازی نیست جزئیات دردناک یک حادثه طرح شود.
3⃣سوم حرکت در خبر بدست. خبر بد باید همراه " #چه_باید_کرد" باشد. نباید مخاطب را در کوچه ای بن بست رها کند.
4⃣چهارم و مهمتر از همه اینکه خبر بد می تواند یک زاویه #مثبت_نگرانه داشته باشد. هرحادثه ای می تواند در دلش یک برداشت مثبت و از درونش یک خبر خوب زائیده شود. این همان چیزی است که ما اغلب در مواجهه با مصیبت و بلا برای آرامش درون مان، آنرا یافت می کنیم.
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw