ادب‌سار
12.6K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
Forwarded from ادب‌سار
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما


#روزشمار نیاکان(دهم بهمن)🔥

درود به همه و جشن تان فرخنده باد 💐💐💐💐

جشن سده، جشن پیدایش آتش و آغاز شهریگری(تمدن) و آهنگ بیدارباش پرهام(طبیعت) بر همه ایرانیان در پهن‌دشت گیتی شاد وخجسته باد.

دراین روز هوشنگ پیشدادی (دومین پادشاه ایران) سنگی بسوی ماری پرتاب می کند که سنگ پس از برخورد با سنگ دیگر جرغه* زده و خار و خاشاک پیرامون آن آتش می گیرد واینگونه چگونگی آتش افروختن را می آموزد و ازآن پس این روز را (سد روز پس از زمستان) روز جشن می نامد.
و ما هزاران سال است برای نگاهبانی از فرهنگ پرشکوه و توانمندمان این جشن را که یکی از بزرگترین و کهن ترین جشنهایمان است برگزار می کنیم.
باشد که همگان شاد شوند.

*پی‌نوشت ادبسار:
جرغه(#جرقه) = درخش، اخگر، آییژ

فرستنده: #کوروش_آریاویج
#پارسی_پاک
#جشن_سده
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🔥 @AdabSar 🔥

سده و افسانه‌ی پیدایش آتش به دست هوشنگ
بر پایه‌ی داستان شاهنامه‌ی فردوسی
نویسنده #فرانک_دوانلو
برگردان به پارسی #ادبسار

🔥🔥 هوشنگ، فرزند سيامک، نوه‌ی گيومرت، با گروهى در کوه بودند که خزنده‏‌اى در دوردست دیدند. مارى با رنگ سياه، تيره‌تن، تيزتاز، بلندبالا، با دو چشم چون چشمه‌ی خون و دودى كه از دهانش بيرون می‌آمد و جهان را تيره‏‌گون نموده بود.
هوشنگ باهوش و باخرد برای کشتن مار سنگى به سوى او پرتاب کرد. مار ويرانگر از دید جهانجو می‌گريزد. سنگ کوچک به سنگ بزرگ‌ترى برخورده و شکست. از برخورد آنان شید(نور)ى پديد آمد و آتشى روشن گشت. جهاندار بر جهان‌آفرين نيايش برد که چنين روشنايى را به او پیشکش نموده است و از آن پس آتش را آنامیت(قبله) خود نهاد که: اين آتش و روشنايى ایزدی است و اگر باخرد باشید بايد آن را نیایش نمایيد.
شبانگاه، شاه آتشى چون کوه بر افروخت و برای یافتن‌اش، جشنى بپا نمود و نام آن را جشن سده نهاد. شاهى که از آبادکردن جهان شاد می‌گشت و جهانى از او به نيکى ياد می‌کند.

🔥🔥 گزیده‌ای از سروده‌ی هوشنگ و پیدایش آتش:
جهاندار پيش جهان‌آفرين
نيايش همى کرد و خواند آفرين‏

که او را فروغى چنين هديه داد
همين آتش آنگاه قبله نهاد

بگفتا فروغی‌ست اين ایزدی
پرستید باید اگر بخردى‏

شب آمد بر افروخت آتش چو کوه
همان شاه بر گرد او با گروه‏

یکى جشن کرد آن شب و باده خورد
سده نام آن جشن فرخنده کرد

ز هوشنگ ماند اين سده يادگار
بسى باد چون او دگر شهريار!
#شاهنامه #فردوسی

#فرهنگ_ایران #جشن_سده
🔥 @AdabSar 🔥
🔥🔥 @AdabSar

🔥 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🔥 پیدایش جشن سده

درباره‌ی پیدایش جشن سده دیدگاه‌ها پرشمارند. در اینجا چکیده‌ای از آن‌ها را می‌خوانیم.

🔥🔥 یکی از افسانه‌های ایرانی که گویا بر شاهنامه‌ی فردوسی استوار است، می‌گوید که جشن سده جشن پیدایش آتش به دست هوشنگ، پادشاه پیشدادی است. بر این پایه، هوشنگ چهار پشت پس از گیومرت(کیومرث) نخستین آدم روی زمین بود. برای خواندن این داستان بنگرید به:
t.me/AdabSar/9922
ولی شاهنامه‌پژوهانی چون "جلال خالقی مطلق" و "مصطفا جیحونی" می‌گویند که داستان پرتاب سنگ به سوی مار و پیدایش آتش به دست هوشنگ، برساخته‌ی امروزی‌هاست، بخشی از شاهنامه نیست و هتا(حتا) در دست‌نویس فلورانس شاهنامه این بخش دیده نمی‌شود. به باور آن‌ها، این داستان پس از فردوسی به شاهنامه افزوده شده، در ایران باستان چنین باوری نبود و در هیچ‌یک از نیپیک(کتاب)های ایران‌شناسی پیش و پس از فردوسی چنین داستانی دیده نمی‌شود. زیرا پیدایش آتش بسیار کهن‌تر از زمان هوشنگ است.
"فریدون جنیدی" می‌گوید دو سوم شاهنامه پس از فردوسی به آن افزوده شده ولی درباره‌ی داستان هوشنگ سخنی نمی‌گوید. چندتن از شاهنامه‌پژوهان با خالقی مطلق همداستان نیستند و سروده‌ی پیدایش آتش به دست هوشنگ را از آن فردوسی می‌دانند.
شاید پیدایش این افسانه از آنجا باشد که هوشنگ به چم خوب درخشان، خانه‌ی خوب، نخست‌زاد، پیش‌آفریده و نماد فروغ و روشنایی است و آتش نیز نخستین آفریده‌ی ایزد برای زمین بود.

🔥🔥 ابوریحان بیرونی در التفهیم و در بررسی افسانه‌های ایرانی می‌گوید در این روز فرزندان مشی و مشیانه(نخستین زن و مرد روی زمین که خود از ریواس روییده بودند)، به ۱۰۰ تن رسیدند و از میان خود یک تن را به سروری برگزیدند.
بیرونی در آثارالباقیه این جشن را بر آمده از افروختن آتش در بام‌ها به دستور فریدون می‌دانست. به نوشته‌ی بیرونی، روزی که آژی‌دهاک(ضحاک) در بند شد و مردم از ستم او رستند، جشن سده بنیاد نهاده شد.
@AdabSar
🔥🔥 دو دیدگاه که "سده" را به پایه‌ی شمار روزهای سال می‌دانند:
👈🏻 این جشن ۱۰۰ روز پس از آغاز زمستان(آغاز آبان در ایران باستان آغاز موسم سرما بود) برگزار می‌شد. سده، پنجاه روز مانده به نوروز است که سرما به آرامی کاهش می‌یابد و اگر روز و شب‌های مانده تا نوروز را جداگانه شمارش کنیم، ۱۰۰ شب و روز به فرا رسیدن نوروز مانده است. بر پایه‌ی این دیدگاه، واژه‌ی "سده" برگرفته از "ست" پهلوی به چم شماره‌ی ۱۰۰ است. ولی این دیدگاه نیز پادورزانی(مخالفانی) دارد.
👈🏻 سده یا چله‌ی کوچک(۱)، ۴۰ روز پس از زایش خورشید(فردای یلدا)، ۴۰روز مانده تا ۲۰ اسپند(اسفند) که جشن آغاز سرسبزی و گرماست و یا ۲۰ روز و ۲۰ شب مانده به آغاز اسپند است.

🔥🔥 نویسندگانی چون مهرداد بهار و رضا مرادی غیاث‌آبادی می‌گویند "سده" پیوندی با "ست" و شماره‌ی ۱۰۰ ندارد و "سَدَه" یا "سَذَه" در اوستایی به چم سپیده‌دم(طلوع)، بیرون آمدن و پیدا شدن است و جشن سده امیدی برای کاهش یافتن سرما بود. بر این پایه، سَدَه، سَدَک یا سَذَک کنایه از آتش است.

🔥🔥 حمدالله مستوفی نوشته است که جمشید، جشن سده را بنیاد نهاد.
گردیزی در زین‌الاخبار همچون بیرونی، پیدایش این جشن را با چیرگی فریدون بر آژی‌دهاک در پیوند می‌داند.
نویری نوشته است سده جشنی بود که ایرانیان پس از بیرون کردن افراسیاب از ایران در زمان زَو، پسر تهماسپ برگزار کردند.
سده جشن ملوک نامدار است
ز اَفریدون و از جم یادگار است!
#عنصری

🔥🔥 گذشته از داستان پیدایش آتش به دست هوشنگ، فردوسی در شاهنامه بارها از جشن سده در کنار نام آتشکده و به همراه جشن‌های نوروز و مهرگان نام برده است.
بکرد اندر آن کشور آتشکده
بدو تازه شد مهرگان و سده!

نهاد اندر آن مرز آتشکده
بزرگیِ نوروز و جشن سده!

گردآوری و نگارش #پریسا_امام_وردی
____________
✍🏻✍🏻 پی‌نوشت:
(۱) "یلدا" چله‌ی بزرگ و "سده" چله‌ی کوچک نام دارند.
____________
📚📚 برگرفته از:
۱- "جشن سده" گروهی از نویسندگان
به کوشش و گردآوری #محمدرضا_توسلی
۲- جشن سده #احمد_افشارشیرازی و #ابراهیم_پورداود
۳- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۴- التفهیم، ابوریحان بیرونی
۵- تاریخ گزیده #حمدالله_مستوفی
۶- یادداشت‌های شاهنامه #جلال_خالقی_مطلق
۷- سده #چنگیز_مولایی
___________
#فرهنگ_ایران #جشن_سده
🔥🔥 @AdabSar
🔥 @AdabSar 🔥

🔥 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🔥 جایگاه هوشنگ پیشدادی در جشن سده

پس از آشنایی با داستان‌های سده، بد نیست بدانیم هوشنگ چه کسی بود! گفته می‌شود هوشنگ پسر سیامک، یکی از پادشاهان پیشدادی ایران بود و در هرکجا که مردمان می‌زیستند، آتشکده‌ای برپا کرد که همیشه روشن بودند تا مردم بتوانند برای گرم و روشن نگاه داشتن خانه‌هایشان دسترسی به آتش داشته باشند و آتش خانه‌هایشان را از این آتشکده بگیرند.
از این‌رو، شهرمندی و یکجانشینی در زمان او آغازید زیرا کوچ برای گرما رخ می‌داد و آتشگاه، مردمان را از کوچ بی‌نیاز می‌کرد. افسانه‌ی پیدایش آتش به دست هوشنگ شاید از کوشش او برای برپایی آتشکده‌ها و آسوده زیستن مردمان برآمده باشد.
همچنین آهن در زمان او یافت شد و هوشنگ پیشه‌ی آهنگری را بنیاد نهاد. به مردمان برزگری و کشاورزی آموخت تا بتوانند زندگی خود را بگردانند و زندگانی خود را در راه آبادانی جهان گذراند.
از روزگار کهن تا امروز، یکی از آرزوهای خوب ایرانیان برای یکدیگر این است:
"تنور خانه‌ات همیشه روشن باد"
این آرزو و نیایش، به‌جا مانده از روزگار هوشنگ است.

#فرهنگ_ایران #جشن_سده
🔥 @AdabSar 🔥
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻شرق = خورآیان، خورآی، خورآسان، اُوشَستَر
🔻شرقی = خورآیی، خورآیانی، خورآسانی، ، اُوشَستَری
🔻شرقا = از خورآی
🔻شرق اوسط = خورآی میانه(خاورمیانه نادرست است*)
🔻جنوب شرقی = نیمروز خورآیی، خورتاب خورآیی
🔻شِمال شرقی = اَپاختر خورآیی، باختَر خورآیانی
🔻مشرق = خورآيان، خورآسان، خراسان، برآمَدَنگاه آفتاب، هوشَستَر
🔻مشرق‌زمین = خورآیان، خورآی‌زمین
🔻مشرقی = خورآیی، خورآیانی
🔻باد مشرقی = باد خورآیی، باد خورآیانی
🔻مُستَشرِق = خورای شناس

*«خاور»(دِگَریده‌ی «خوربَر») برابرِِ پارسیِ «مغرب» است که به‌نادرست به‌جای «مشرق» و «شرق» به‌کار می‌رود.

نمونه:
🔺تاثیر عجیب حکمت یونان در تفکر شرقی اظهر من‌الشمس است =
دَرهَنودِ شگفت فرزان یونان در اندیشه‌ی خورآیانی، به روشنی آفتاب است

🔺تجمع دراویش گنابادی در شمال شرق ایران =
گردهمایی درویشان گنابادی در باخترِ خورآسان ایران

🔺که هر بامدادی چو زرین‌سپر
ز مشرق برآرد فروزنده‌سر #فردوسی =
که هر بامدادی چو زرین‌سپر
ز خورآی برآرد فروزنده‌سر

🔺سحرگه که طاووس مشرق‌خرام
برون زد سر از طاق فیروزه‌فام #نظامی =
پگاهان که فیسای خورآی‌خرام(آتش‌پر)
برون زد سر از تاک پیروزه‌پام

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#شرق #شرقا #شرقی #مشرق #مشرقی #مستشرق
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

ناگهان در کوچه دیدم بی‌وفای خویش را
باز گم کردم ز شادی دست‌وپای خویش را

با شتاب ابرهای نیمه‌شب می‌رفت و بود
پاک چون مه شسته روی دلربای خویش را

چون گلی مهتاب‌گون در گلبنی از آبنوس
روشنی می‌داد مشکین‌جامه‌های خویش را

گرم صحبت بود با آن خواهر کوچکترش
تا بپوشد خنده‌های نابجای خویش را

می‌درخشید از میان تیرگی‌ها گردنش
چون تکان می‌داد زلف مشک‌سای خویش را

گفته بودم " بعد از این باید فراموشش کنم"
دیدمش وز یاد بردم گفته‌های خویش را

دیدم و آمد به یادم دردمندی‌های دل
گرچه غافل بود آن مه مبتلای خویش را

این چه ذوق و اضطراب است؟ این چه مشکل‌حالتی‌ست؟
با زبان شکوه پرسیدم خدای خویش را

تا به من نزدیک شد، گفتم "سلام ای آشنا"
گفتم اما هیچ نشنیدم صدای خویش را

کاش بشناسد مرا آن بی‌وفا دختر "امید"
آه اگر بیگانه باشد آشنای خویش را

#مهدی_اخوان_ثالث
@AdabSar
💫

عمری را
صرف مروارید‌شدن کردم
تو کنار دریا
صدف خالی جمع می‌کنی!

#احسان_پرسـا
@AdabSar
💫

یاد بگذشته به دل ماند و دریغ
نیست یاری كه مرا یاد كند

دیده‌ام خیره به ره ماند و نداد
نامه‌ای تا دل من شاد كند!

#فروغ_فرخزاد
#چکامه_پارسی
@AdabSar
جشن سده - امید فرهنگ
@AdabSar
#جشن_سده
آهنگساز "هرمزان ایرانی‌نژاد"
خواننده "امید فرهنگ"

🔥 @AdabSar
جشن سده - نوش‌آفرین، خداداد کاویانی
@AdabSar
#جشن_سده
کاری از "نوش‌آفرین" و "خداداد کاویانی"

🔥 @AdabSar
🔥 @AdabSar 🔥
goo.gl/RznVfa

🔥 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🔥 برگزاری جشن سده از گذشته تا کنون

🔥🔥 پیش از اسلام
چنانچه افسانه‌ی پیدایش آتش به دست هوشنگ پیشدادی را فردوسی سروده باشد(بنگرید به t.me/AdabSar/9923)، می‌توان جشن سده را بجا مانده از زمان پادشاهی هوشنگ دانست. ابوریحان بیرونی نیز آن را یادگار زمان فریدون می‌داند. آیین‌مند و فراگیر شدن برگزاری سده به زمان اردشیر بابکان برمی‌گردد، ولی هیچ‌کس به چگونگی برگزاری این جشن در ایران پیش از اسلام نپرداخته است.

🔥🔥 پس از اسلام
درباره‌ی برگزاری جشن سده پس از اسلام، کسانی چون بیرونی، بیهقی، گردیزی، مسکویه و دیگران از شیوه‌ی جشن در زمان غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، آل‌زیار و هتا(حتی) مغولان بسیار نوشته‌اند و داستان مرگ مردآویز را گفته‌اند، ولی به شیوه‌ی برگزاری جشن سده در میان مردمان نپرداخته‌اند و گزارش آن‌ها درباره‌ی دربار و پادشاهان است.
سرایندگانی چون عنصری، فرخی، منوچهری و عسجدی درباره‌ی این جشن چامه‌سرایی کرده‌اند.

بزرگ‌ترین جشن سده به دستور مردآویز زیاری در اسپهان برگزار شد ولی پس از جشن پاداندیشان او که گویا مغولان بودند، به شوند(دلیل) برگزاری این جشن، با برنامه‌ریزی او را کشتند.

بیرونی در آثارالباقیه درباره‌ی سده نوشته است: «آتش افروزند تا شر آن "جهنم" برطرف گردد و گیاه خوشبو تبخیر می‌کنند تا مضرات آن را برطرف کنند. در خانه‌ی ملوک رسم شده که آتش بیافروزند و چون شعله‌ور گردد، جانوران وحشی را به آتش می‌اندازند و مرغ‌ها در شعله‌ی آن می‌پرانند و در کنار این آتش می‌نشینند و به لهو و لعب مشغول می‌شوند.»

بیهقی نوشته است: «امیر مسعود غزنوی فرمود تا سراپرده بر راه مرو بزدند بر سه فرسنگی لشگرگاه و سده نزدیک بود. اشتران سلطانی را، و از آن همه لشکر به صحرا بردند و گز کشیدن گرفتند تا سده کرده آید و پس از آن حرکت کرده آید و گز می‌آوردند و در صحرایی که جوی آب بزرگ بود، پر از برف می‌افکندند تا به بالای فلعتی برآمد و چارطاق‌ها بساختند از چوب، سخت بلند و آن را به گز بیاکندند و گز دیگر جمع کردند که سخت بسیار بود و بالای کوهی بر آمده و اَله[عقاب] بسیار و کبوتر. و سده فراز آمد. نخست شب امیر بر لب آن جوی آب که شراعی زده بودند، بنشست و ندیمان و مطربان بیامدند و آتش به هیزم زدند و پس از آن شنودم که قریب ده فرسنگ فروغ آن آتش بدیده بودند، و کبوتران نفت اندود بگذاشتند و ددان برف اندود آتش زده دویدن گرفتند و چنان سده‌ای بود که دیگر آنچنان ندیده بودم و آن به خرّمی به پایان آمد.»

🔥🔥 جشن سده‌ی امروز
امروز به جشن سده، سده‌سوزی نیز می‌گویند. در مازندران، لرستان، سیستان‌وبلوچستان، کشاورزان، روستاییان و چوپان‌ها هنگام پسین(عصر) روی پشت‌بام، دامنه‌ی کوه یا کنار کشت‌زار و چراگاه آتش می‌افروزند و پیرامون آن گرد می‌آیند، بی آنکه نام جشن سده بر آن نهند.
در کرمان و بیشتر شهرهای آن، جشن سده یا سده‌سوزی با شکوه برگزار می‌شود. در میان چادرنشینان بافت و سیرجان سده‌سوزی چوپانی برگزار می‌شود. در یکی از روستاهای جیرفت (آبادی بلوک از دهستان اسماعیلی) شب دهم بهمن آتش بزرگی به نام آتش سده با چهل شاخه از درختان هرس شده‌ی باغ به نشانه‌ی چهل روز (چله‌ی بزرگ) در میدان ده برمی‌افروزند و از روی آن می‌پرند و می‌خوانند:
سده سده‌ی دهقانی
چهل کنده‌ی سوزانی
هنوز گویی زمستانی

در این بخش‌ها چند روز پیش از فرا رسیدن سده، باغداران و زمین‌داران هر یک به اندازه‌ی توان و دارایی‌شان بار هیزم از بیابان‌ها و کوهپایه‌ها فراهم می‌کنند.
پیش‌ترها که سده‌سوزی در دشت‌های باز برگزار می‌شد، مردم در گرداگرد آتش غالی(قالی) پهن می‌کردند و پیش از افروختن آتش از شامگاه(غروب) در کنار بوته‌ی بزرگ آتش با یکدیگر دیدار می‌کردند.
در این روز آش می‌پزند و آجیل می‌خورند و پس از افروختن آتش دست در دست، گرد آتش می‌آیند و پس از کم شدن آتش از روی آن می‌پرند و سوارکاران به نمایش می‌پردازند.
برزگران نیز اندکی از خاکستر سده را می‌برند تا در کشتزار خود بپاشند و آن را مایه‌ی فراوانی می‌دانند. بر پایه‌ی یک باور کهن، در این شب ستاره‌ی گرما به زمین درود می‌فرستد.
__________________
📚📚 برگرفته از:
۱- آثار الباقیه #ابوریحان_بیرونی
۲- تارنمای مهرمیهن
۳- تاریخ بیهقی
۳- مراسم مذهبی و آداب زرتشتیان #اردشیر_آذرگشسب
__________________
#فرهنگ_ایران #جشن_سده
🔥 @AdabSar 🔥
👥👥👥👥
🔅پرسش شما

سلام و قتتون بخیر
از کانالتون مزاحمتون شدم
میشه بگین ایا ضبط کلمه عربیه؟
فارسیش چی میشه؟ خیلی ممنون


🔅پاسخ ادبسار 👇👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻ضبط = Record، سِدابرداری(صدابرداری)، آواگیری، واگَت، نگهداری، نگهداشت، گرفتن، بایگانی، از آنِ خود، بازداشت، فراهم‌آوردن
🔻ضبط‌صوت = سِداگیر، آواگیر، آوانگهدار، آوانگار
🔻ضبط‌کردن = To record، واگَتیدن، به‌نواربرداشتن، گرفتن، نگاهداری، بایگانی‌کردن، از آنِ خود کردن، زیر فرمان آوردن، فروگرفتن
🔻ضبط کرد= به‌نوار برداشت، واگَتید، گرفت، بایگانی کرد، از آنِ خود کرد، فروگرفت
🔻ضبط کن= به‌نوار بردار، بِواگَت، سِداگیری کن، آواگیری کن، بگیر، بازداشت کن، بایگانی کن، از آن خود کن، فروگیر
🔻ضبط‌ و ربط= گردآوری، آراستگی، سامان، سر و سامان، سرپرستی جایی یا کاری، یادداشت‌کردن
🔻ضَباط= بایگان، واگَت‌گر
🔻ضُباط= (ضابط ها)، بایگان‌ها، واگَت‌گران
🔻ضباطت= بایگانی، نگهداشتن
🔻مضبوط= نگاهداشته، بایگانی‌شده، اُستُوان، استوار، از بر شده، به‌یادسپرده، بازداشته، اَمیت(=بی‌غلط)
🔻مضبوطات= نگاهداشته‌ها، بایگانی‌شده‌ها
🔻مضبوط‌داشتن= نیک نگاه‌داشتن، استوارکردن، میت برگرفتن(میت=غلط)
🔻مضبوط‌کردن= نیک نگاه داشتن، استوارکردن، میت برگرفتن(میت=غلط)
🔻مضبوطه= نگاهداشته، بایگانی‌شده

نمونه:
🔺مخفیانه صدایش را ضبط کردند=
پنهانی سِدایش را واگَتیدند
پنهانی سِدایش را برداشتند
پنهانی سِدایش را گرفتند
پنهانی سِدایش را به‌نواربرداشتند

🔺اموال مسروقه با مساعی مامورین انتظامی کشف و ضبط شدند=
کالاهای دزدیده‌شده با پشتکار شهربانی یافته و نگهداشته شدند
دزدیده‌ها با کوشش‌های گَمارده‌های شهربانی بازیافته و فروگرفته شدند

🔺ضبط‌وربط امور را بر عهده گرفت=
سروسامان‌دادن کارها را بر دوش گرفت


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#ضبط #ضبط_صوت #ضباط #ضباطت #مضبوط #مضبوطه #مضبوطات #Record
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

لبت صریح‌ترین آیه‌ی شکوفایی‌ست
و چشم‌هایت شعر سیاه گویایی‌ست

چه چیز داری با خویشتن که دیدارت
چو قله‌های مه‌آلود، محو و رویایی‌ست

چگونه وصف کنم هیات غریب تو را
که در کمال ظرافت کمال والایی‌ست

تو از معابد مشرق‌زمین عظیم‌تری
کنون شکوه تو و بهت من تماشایی‌ست

در آسمانه‌ی دریای دیدگان تو شرم
گشوده‌بال‌تر از مرغکان دریایی‌ست

شمیم وحشی گیسوی کولی‌ات نازم
که خواب‌ناک‌تر از عطرهای صحرایی‌ست

مجال بوسه به لب‌های خویشتن بدهیم
که این بلیغ‌ترین مبحث شناسایی‌ست

نمی‌شود به فراموشی‌ات سپرد و گذشت
چنین که یاد تو زودآشنا و هرجایی‌ست

تو باری اینک از اوج بی‌نیازی خود
که چون غریبی من مبهم و معمایی است

پناه غربت غمناک دست‌هایی باش
که دردناک‌ترین ساقه‌های تنهایی‌ست

#حسیـن_منزوی
@AdabSar
💫

تا دست‌ها کمر نکنی بر میان دوست

بوسی به کام دل ندهی بر دهان دوست

#سعدی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫

مهر خوبان دل و دین از همه بی‌پروا برد
رُخ شطرنج(شترنگ) نبرد آنچه رخ زیبا برد

خم ابروی تو بود و کف مینوی تو بود
که درین بزم بگردید و دل شیدا برد

#محمدحسین_طباطبایی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

ما همانیم که اندیشه‌های مایند.
اگر بدانم درباره‌ی چه می‌سَگالید، خواهم دانست چه کسی هستید.
این اندیشندگی شماست که شما را می‌سازد.
با دگرسانیِ مینیدن، می‌توانید زندگی‌تان را بِوَشتارید.

#برگردان_به_پارسی
#بلال_ریگی
از ماتیکان The quick and easy way to effective speaking
نوشته‌ی #دیل_کارنگی

✍🏻✍🏻 پی‌نوشت:
سگالیدن = فکرکردن
اندیشندگی = تفکر
دگرسانی = تغییر
مینیدن = فکرکردن
وَشتاریدن = تغییردادن

@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻غرب = خوربَران، خوروَران، خاوَر
🔻غربا = از خاوَر، از سوی خاوَر، از خوربَران، از سوی خوربَران
🔻غربی = خاوَری، خوربَری، خوروَری
🔻جنوب غربی = نیمروز خوربَری، خورتاب خوربَری
🔻شِمال غربی = اَپاختر خوربَری، باختَر خاوری
🔻غرب‌زدگی = اروپایی‌گری
🔻مغرب = خوربَران، خوروَران، خاوَران، خاوَر، دُشَستّر، فروشُدَنگاه، فروشُدَنگاه آفتاب، شامگاهان، شبانگاه، مراکش(نام کشور است)
🔻مغرب زمین = خوربَر زمین، خوروَر زمین
🔻مغرب زمینی = خوربَری، خوروَری، خوربَر زمینی، خوروَر زمینی
🔻مغربی = خاوَری، خوربَری، خوروَری
🔻باد مغربی = باد خاوَری
🔻نماز مغرب = نماز شام

❗️پی‌نوشت:
۱. «خاور» دِگَریده‌ی خوربَر و برابرِِ پارسیِ مغرب است که به‌نادرست به‌جای مشرق و شرق به‌کار می‌رود.
۲. «باختر» دِگَریده‌ی اَپاختَر(=شمال) است که به‌نادرست به‌جای غرب و مغرب به‌کار می‌رود.

✍️نمونه:
🔺چو خورشید بر جای مغرب رسید
رخ روز روشن بشد ناپدید #فردوسی =
چو خورشید بر جای خاوَر رسید
رخ روز روشن بشد ناپدید

🔺چو از مشرق او سوی مغرب رسد
ز مشرق شب تیره سر برکشد #فردوسی =
چو از خورآیان سوی خوربَران رسد
ز خورآسان شب تیره سر برکشد

🔺بس نمانده‌ست کافتاب خدای
سر به مغرب برون کند ز حجاب #ناصرخسرو
بس نمانده‌ست کافتاب خدای
سر به خوروَران برون کند ز پرده

🔺اگر رفت خورشید گردون به مغرب
برآمد ز رای تو خورشید دیگر #خاقانی
اگر رفت خورشید گردون به خوربَر
برآمد ز رای تو خورشید دیگر

🔺چون به مغرب ستاره‌ای فرو شُد، رقیب او هرآینه از مشرق طالع باشد #المعجم =
چون به فروشُدَنگاه ستاره‌ای فرو شُد، هَمالِ او هرآینه از بَرآمدنگاه بَرآینده باشد

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#غرب #غربا #غربی #مغرب #مغربی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

نشانه رفته غزل‌های من به سوی کسی
به خون کشانده دلم را خیالِ روی کسی

تمام قافیه‌ها را به خط نستعلیق
نوشته دست خدا لابلای موی کسی

غزل بهانه‌ی خوبی‌ست تا قدم بزنم
میان قافیه‌هایش به جستجوی کسی

هزار ندبه‌ی مبهم، هزار جمعه‌ی سرد
تمام عمر نشـستم در آرزوی کسی

کسـی شبیه تو در آسمـان رویا نیست
کسی چنان که تویی نیست روبروی کسی

تو عاشقانه‌ترین آیه‌های قرآنی
قسم نخورده خداوند چون تو روی کسی

پر از حرارت عشق است سینه‌ام، انگار
نشانده‌ام به لب خود لب سبوی کسی

دلم خوش است به پایان شاهنامه‌ی شب
همیشه می‌وزد از ماه، عطر و بوی کسی!


#محمد_عابدینـی
@AdabSar
💫

بس کن دیگر…

اینکه هر شب در خوابهایم پیدایت می‌شود خوب نیست
از دست که رفته‌ای…

از یاد هم برو!

#میترا_حیدرپـور
@AdabSar