ادب‌سار
12.7K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
💫

همه خاک دارند بالین و خشت

خنک آن‌که جز تخم نیکی نکشت

#فردوسی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫

ما روی تو بینیم نبینیم به ماه
تا روی تو بینیم نبینم به ماه

راهی که رساند به تو ما را شب هجر
با روی تو بینیم نبینیم به ماه

#کمال_خجندی
@AdabSar
🌷 @AdabSar

🐣 تخم‌مرغ هفت‌سین
نماد پیوند آسمان و زمین

🥚 تخم‌مرغ در ایران از کهن‌ترین اجزای هفت‌سین و دارای داستان و افسانه‌های خواندنی و کمتر شنیده شده است. تخم‌مرغ در افسانه‌های ایران باستان نماد زمین و یکی از نمادهای فراوانی(برکت) بود.

🐣 در نبیک پهلوی "مینوی خرد" درباره‌ی استوره‌های ایرانی آمده که آسمان همچون تخم‌مرغی پیرامون زمین را فراگرفته و زمین در میانه‌ی آسمان مانند زرده‌ی تخم‌مرغ است. "باجلان فرخی" در برگردان نبیک(ترجمه‌ی کتاب) «شناخت اساتیر ایران» نوشته‌ی «جان راسل هینلز» افزوده است که تخم‌مرغی که در نوروز در خوان هفت‌سین نهاده می‌شود یادآور استوره‌ای است که در آن مهر از تخم کیهانی هستی می‌یابد. گمان می‌رود که در اینجا فردید(منظور) از «مهر» خورشید است.
«هینلز» نیز نوشته است که تخم‌مرغ در خوان هفت‌سین یادآور نخستین استوره‌های روزگار و زایش کیهان از درون تخمی است که بر پَهناب(اقیانوس) آغازین شناور بود. گفته می‌شود در میان شمارگان(اعداد) شماره‌ی زفر(صفر) نشانه‌ی تخم‌مرغ کیهانی و دو ژاد(جنسیت) آغازین بود. هینلز درباره جایگاه کهن تخم‌مرغ در آیین‌های نوروزی هم نوشته است که در بسیاری از خانه‌ها تخم‌مرغ را روی آیینه می‌نهادند و به هنگام آغاز سال زمانی که گاوِ برشاخ‌دارنده‌ی زمین، زمین را از شاخی به شاخ دیگر می‌نهد تخم‌مرغ روی آیینه به گردش درمی‌آید.

🥚 تخم‌مرغ رنگی هفت‌سین نماد زندگی تازه است. همانگونه که چوژه(جوجه) پوسته را می‌شکند تا به زندگی تازه‌ای گام نهد و در جهان بزرگ‌تری زندگی کند، می‌تواند پیامی به آدمیان بدهد تا زندگی و والاشدن را دریابند. گفته می‌شود سر از تخم برآوردن چوژه نماد رستاخیز است.
«مرتضا فرهادی» در ماتیکان(کتاب) «واره» نوشته است شیر، ماست، نمک و تخم‌مرغ خوراکی‌های سپنت(مقدس) بودند و به آن‌ها سپیدمانی می‌گفتند.

🍳 در آیین زرتشتی و به باور ارمنیان باستان انار نماد زایش فراوان و تخم‌مرغ نماد زندگی جاودانه بود. در خوربَرانِ(غربِ) کشور مردم باور داشتند که اگر کسی در نخستین روز نوروز تخم‌مرغ آب‌پز بخورد به بیماری «گَری» دچار نخواهد شد.
با گذر هزاره‌ها و سده‌ها آیین‌های چون آب‌پزکردن کردن تخم‌مرغ با پوست پیاز، روناس، کاه و زاج برای خوش‌رنگ شدن، تخم‌مرغ‌بازی و رنگ‌آمیزی آن به آیین‌های نوروز افزوده شد.

🐣 تخم‌مرغ‌بازی تا گذشته‌های نه‌چندان دور یکی از سرگرمی‌های نوروزی مردم و با گِروبَندی(شرط‌بندی) همراه بود. این بازی در کردستان «هیلکه‌شکنی» یا تخم‌مرغ‌شکنی، در کرمانشاه «خاجنگکی» و در برخی روستاهای فیروزکوه «مُرغنه جنگی» نام داشت. این بازی‌ها پیش از نوروز آغاز می‌شدند و تا سیزده‌بدر دنباله داشتند.
بازیگران تخم‌مرغ را در مشت نگه می‌داشتند و تنها سر آن بیرون می‌ماند. سپس تخم‌مرغ‌ها را به هم می‌کوبیدند. سر هرکدام که می‌شکست دارنده‌اش بازنده بود و باید تخم‌مرغ‌های خود را به برنده می‌داد. اکنون این بازی‌ها در فرهنگ ایران رنگ باخته‌اند و تخم‌مرغ‌های سفالی و تینگه‌ای(پلاستیکی) در هفت‌سین‌های ما جا خوش کرده‌اند.

🥚 در اروپا و همزمان با جشن(عید) پاک نیز تخم‌مرغ‌بازی انجام می‌شود. کودکان تخم‌مرغ را در باغچه پنهان می‌کنند و اگر کسی آن را پیدا کند آن را برای خود برمی‌دارد. همچنین تخم‌مرغ رنگ شده و خرگوش از نمادهای این جشن هستند. به باور مردم اروپا در این روز خرگوش‌ها به آشیانه‌ی مرغ‌ها می‌روند تا تخم‌مرغ‌ها را بدزدند. پس آنان تخم‌مرغ‌ها را رنگ می‌کنند تا از دید خرگوش پنهان بماند. چند تن جامه‌ی خرگوشی می‌پوشند و تخم‌مرغ‌ها را پنهان می‌کنند و کودکان به دنبال یافتن آن‌ها می‌روند.

✍️ #پریسا_امام_وردی
📎 پی‌نوشت: «جوجه» تازی شده‌ی(معرب) واژه‌ی پارسی «چوژه» و صفر تازی‌شده‌ی «زفر/زفرین» است.
____________
📚 برگرفته از:
۱- جشن‌ها و آیین‌های ایرانی #حسام_الدین_مهدوی
۲- شناخت اساتیر ایران #جان_هینلز برگردان "باجلان فرخی"
۳- واره #مرتضا_فرهادی
۴- نوروز، جشن نوزایی آفرینش #علی_بلوکباشی
۵- آیین‌ها و جشن‌های کهن در ایران امروز #محمود_روح_الامینی
____________
#نوروز #هفت_سین #جشن_های_ایرانی

🌷 @AdabSar
🌬🌧 @AdabSar

مردم هیچ سرزمینی به اندازه‌ی ایرانیان آب را گرامی نمی‌داشتند.
#هرودوت

افسانه‌ی نبرد ایزد تیشتر با دیو اَپوش

🌧 در ایران باستان ایزد تیر یا تیشتر/تیشتریَه ایزدِ همه‌ی آب‌ها، باران و باروری بود و چهارمین ماه سال برای او نام‌گذاری شد. داستان جنگ او با دیو خشکسالی یا دیو اپوش/اپوشَه خواندنی است. افسانه‌ای که شاید چیستی سیزده‌بدر را بیشتر بر ما بنمایاند.
بر پایه‌ی افسانه‌های باستانی و زرتشتی ایزد تیر در سی روز ماه سه دیسه‌ی(شکل) گوناگون داشت. در ده روز نخست مردی پانزده ساله می‌شد. پانزده سالگی زمانی آرمانی نزد ایرانیان بود. در ده روز دوم او گاوی نر بود و در دهه‌ی پایانی اسبی سپید می‌شد و در هر سه جایگاه باران می‌آفرید. در نبیگ(کتاب) پهلوی «بُندَهِش» تیشتر پدیدآورنده‌ی نخستین باران، دریا و دریاچه است.
در باور زرتشتیان باستان ایزدِ تیر چکه‌های باران را ساخت و ایزدِ باد آن‌ها را به یک سو برد تا دریای گیهانی(کاسپین) در کنار کوه البرز ساخته شود.

⚡️ داستان نبرد بارندگی و خشکسالی این است که دیو اپوش با هر ترفندی می‌کوشید از بارندگی جلوگیری کند ولی تیشتر به یاری ایزدِ باد آب‌ها را از زمین به آسمان فرستاد و پس از ده شبانه‌روز خود را همچون مرد جوان بلندبالایی درآورد که توان پرواز داشت و در آسمان‌ها جای گرفت و توانست از ابرها به سوی زمین باران بفرستد.
اين باران همچون همیشه نبود، هر چکه‌ی آن به بزرگی يک مرد تنومند بود.
پس از چنين بارشی آب زمين را فرا گرفت و جانوران موتَک(موذی) را از ميان برد. اگر شماری از آن‌ها جان به‌در بردند خود را پنهان کردند.

🌬 يک بار ديگر ايزدِ باد دست به‌کار شد و آب‌ها را به کرانه‌های زمين برد و يک دریای افسانه‌ای به نام دريای فراخکرد ساخت. همين که دیو خشکسالی دریافت که تیشتر و یارانش چه کرده‌اند تيشتر اين‌بار خود را به سان گاوی زرين‌شاخ درآورد و ده شبانه‌روز ديگر در آسمان پرواز کرد و همچنان از ابرها باران باراند.
در دهه‌ی سوم نیز همچون اسبی سپید و زيبا درآمد و این کار را دنبال کرد. در اين زمان که به سان اسب بود به دريای فراخکرد رفت تا آنجا را از زهر جانوران زيان‌بخش پاکيزه کند. ولی ديو اپوش دست او را خوانده و او نيز خود را همچون اسبی درآورده بود که يال و گوش نداشت و سياه و ترسناک بود. در اينجا بود که نبردی رو در رو ميان آن‌ها درگرفت.

💫 در آغاز اين جنگ ديو اپوش نيرومندتر از تيشتر جنگید و پيروز شد. او توانست ايزد تيشتر را هزار گام از دريای فراخکرد دور و جهان را چندی دچار خشکی و تشنگی کند. تيشتر آزرده و شکست‌خورده به پيشگاه خداوند رفت و گفت که ناتوانی‌اش برای این است که مردم نیایش شايسته‌ای برای او بجا نیاورده‌اند. خداوند به او نیرویی داد برابر ده مرد جوان، ده کوه و ده رود. در برخی نوشتارها ده اسب، ده گاو نر و دهشتر نیز نوشته‌اند.
با اين پشتوانه تیشتر در نبرد دوم پيروز شد و ديو خشکسالی را هزار گام دور کرد و باز هم با یاری ايزدِ باد ابرها را به هر سوی آسمان راند تا همه‌جا را سرشار از باران کند.

⚡️ در اين داستان همان‌گونه که تيشتر همکارانی داشت دیو خشکسالی نيز از دیوهای دیگر مانند دیو آذرخش(رعد و برق) یاری گرفته بود زيرا در نبرد دوم هنگامی که ايزدِ تيشتر گرز خود را بر آتشی که در ابرها نهفته بود کوبید آتش زبانه کشید و یکی از یاوران دیو خشکسالی از ترس خروشی برآورد و نابود شد، همين رویداد باران را فراوان‌تر کرد. تيشتر کم‌کم توانست بر خشکسالی چیره شود و ده شبانه‌روز برای زمین باران بفرستد.
زهری که از جانوران موتَک بر روی زمین مانده بود همراه با این آب‌ها به دریاها رفت و مایه‌ی شوری و تلخی آب دریاها شد. ولی آب‌های پاکیزه به کشتزارها و چراگاه‌ها راه يافت و مایه‌ی سرسبزی و تازگی شد.

🌧 اين رویداد فرخنده در سيزدهمین روز ماه، در يک زمان افسانه‌ای رخ داد و برای مردمی که از خشکسالی بیم داشتند روز باران فرخنده بود. به‌ويژه اگر اين روز از پی نوروز و در آغاز بهار از راه می‌رسید. پس باید برای دیدن زیبایی بهار از خانه‌ها بيرون می‌آمدند و با جشن و شادی برای داشتن سالی پر باران نيايش می‌کردند.
با این کار دلخوری ایزد تیشتر از میان می‌رفت تا او به یاری کشت و کارشان بیاید. آن‌ها سبزه‌ها را به آب روان می‌سپردند تا به تیشتر بگویند که سرسبزی زمین در گرو آب و باران است و با اين کار نمادين از او می‌خواستند بارش را از آن‌ها دريغ نکند.
تیشتر به اندازه‌ای ارزشمند بود که نام او را بر درخشان‌ترین ستاره‌ی آسمان و گل سرسبد ستاره‌های خرس بزرگ گذاشته بودند.
_________
📚 ۱- جشن‌ها و آیین‌های ایرانی با تکیه بر استوره و مردم‌شناسی #حسام_الدین_مهدوی
۲- جشن‌ها و آیین‌های شادمانی در ایران #ابوالقاسم_آخته
۳- شناخت اساتیر ایران #جان_هینلز برگردان «باجلان فرخی»

goo.gl/vqiuhw
#جشن_های_ایرانی #سیزده_بدر #نوروز

🌬🌧 @AdabSar
🌷🇮🇷 @AdabSar

خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد
ساحت کون و مکان عرصه‌ی میدان تو باد

زلف خاتون ظفر شیفته‌ی پرچم توست
دیده‌ی فتح ابد عاشق جولان تو باد

ای که انشای عطارد صفت شوکت توست
عقل کل چاکر طغراکش دیوان تو باد

طیره‌ی جلوه‌ی طوبا قد چون سرو تو شد
غیرت خلد برین ساحت بستان تو باد

نه به تنها حیوانات و نباتات و جماد
هرچه در عالم امر است، به فرمان تو باد!

#حافظ
🌷🇮🇷 @AdabSar
🇮🇷💫 @AdabSar

ای خطه‌‌ی ایران مهین‌ ای وطن من
ای گشته به مهر تو عجین جان و تن من

ای عاصمه‌ی دنیی آباد که شد باز
آشفته کنارت چو دل پر حزن من

دور از تو گل و لاله و سرو و سمنم نیست
ای باغ گل و لاله و سرو و سمن من

بس خار مصیبت که خلد دل را بر پای
بی روی تو ای تازه‌شکفته چمن من

ای بارخدای من گر بی تو زیم باز
افرشته‌ی من گردد چون اهرمن من

تا هست کنار تو پر از لشکر دشمن
هرگز نشود خالی از دل محن من

از رنج تو لاغر شده‌ام چونان کاز من
تا بر نشود ناله نبینی بدن من

دردا و دریغا که چنان گشتی بی برگ
کاز بافته‌ی خویش نداری کفن من

بسیار سخن گفتم در تعزیت تو
آوخ که نگریاند کس را سخن من

وانگاه نیوشند سخن‌های مرا خلق
کز خون من آغشته شود پیرهن من

و امروز همی‌گویم با محنت بسیار
دردا و دریغا وطن من‌ وطن من

yon.ir/vatanman
🖋 #بهار
🖋 خوشنویس: حسن حجتی

🇮🇷💫 @AdabSar
☀️🌱 @AdabSar

🔅 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🌱☀️ سیزده به در

"سیزده به‌در"، پایان‌بخش جشن‌های نوروز و به اندازه‌ی نوروز کهن است و پیدایش آن به پیدایش نوروز بازمی‌گردد.

گمان‌های پژوهشی و افسانه‌ای درباره‌ی پیدایش سیزده به‌در:

1⃣ سیزده به‌در در تیر روز از فروردین برگزار می‌شود و ایزد تیر یا تشتر، ایزد باران در افسانه‌های ایرانی بود.
در روز سیزده به‌در مردم برای پیروزی ایزد تیر بر دیو خشکسالی یا دیو اَپوش نیایش می‌کردند و نیایش آن‌ها در دشت‌ها و با برگزاری جشن و آیین و پایکوبی انجام می‌شد. بر این پایه سیزده به‌در جشن باران‌خواهی برای کشتزارهای نورسته بود و اگر ایزد تیر بر دیو اپوش پیروز می‌شد، سال پر بارانی در پیش بود.
این روز همزمان با آغاز نیم‌سال دوم کشاورزی بود.

2⃣ بر پایه‌ی باورهای دیرین، بلندی سال(سن) کیهان ۱۲ستاره دارد و هر ستاره هزار سال فرمانروایی می‌کند. پس جهان گیتایی(مادی) ۱۲هزار سال است و با پایان آن، جهان به آشفتگی نخستین خود بازمی‌گردد. از این رو، نوروز به نشانه‌ی ۱۲هزار سال، در ۱۲روز برگزار می‌شود و بر پایه‌ی داستان دیگری، ۱۲هزار سال زندگی در جهان گیتایی به پایان می‌رسد، سوشیانت باز می‌گردد و زندگی در پردیس(بهشت) آغاز می‌شود. پس نوروز ۱۲روز است و سیزده به‌در نشانه‌ی زندگی در بهشت است که در دشت و بوستان برگزار می‌شود. از این‌رو سیزدهم فروردین، پایان‌‌بخش جشن‌های نوروز است. در سنگ‌نبشته‌های سومری و بابلی نیز آمده که نوروز ۱۲روز است و با جشنی در باغ‌ها به پایان می‌رسد. بر این پایه نوروز و سیزده به‌در بیش از ۴هزار سال پیشینه دارد.

3⃣ جمشید، پادشاه پیشدادی، هر سال پس از ۱۲روز نوروز به دشت یا باغی خرم می‌رفت و با مردم دیدار می‌کرد. با گذشت زمان این آیین با سیزده به‌در ماندگار شد.

4⃣ بر پایه‌ی افسانه‌های زرتشتی، فَرَوَهَرها هر سال با آغاز فروردین به زمین می‌آمدند و با خود فراوانی می‌آوردند. آریایی‌ها در جشن سور(چهارشنبه‌سوری و یا سور باستان) با روشن کردن آتش در بام‌ها به پیشواز آن‌ها می‌رفتند و در روز سیزدهم فروردین با رفتن به دشت و باغ، با فروهرها بدرود می‌گفتند.


واژه‌ی "سیزده به‌در":
هرچند نویسندگانی چون دهخدا نام سیزده به‌در را به چم در کردن بدشگونی دانسته‌اند ولی شماری از آن‌ها می‌گویند سیزده به‌در برای در کردن بدشگونی نبود. به گفته‌ی شماری از نویسندگان، گمان می‌رود که این نام به چم "سیزده به سوی در و دشت" باشد.
-چو هر دو سپاه اندر آمد ز جای
تو گفتی که دارد در و دشت پای!


آیین‌های سیزده به‌در:
برچیدن هفت‌سین: در این روز سفره‌ی هفت‌سین برچیده می‌شود و خوراکی‌های آن را با خود به می‌برند و در این روز می‌خورند.

پیشکش کردن سبزه به آب: ایرانیان باستان سبزه‌ها را به آب می‌سپردند و با اینکار پیشکشی به ایزد تیر می‌دادند. این کار امروز به زیست‌بوم ما آسیب می‌رساند.

گره زدن سبزه: گره زدن سبزه به ایران کهن باز می‌گردد. گفته می‌شود مشی و مشیانه پسر و دختر همایند(دوقلو) کیومرس و نخستین پدر و مادر روی زمین بودند، آن‌ها در روز سیزدهم فروردین به همسری هم درآمدند و هنگامی که می‌خواستند با هم پیمان زناشویی ببندند، شاخه‌ی گیاه "مورد" را برای پیمان بستن گره زدند. گفته می‌شود در ایران باستان که هنوز دین در آن راه نداشت، این آیین را همسران جوان هنگام پیمان بستن انجام می‌دادند.‌
بر پایه‌ی افسانه‌های ایرانی، مشی و مشیانه از خوردن سیب یا گندم باز داشته و از بهشت نیز رانده نشدند. اهورامزدا به آنان کشت گندم، دامداری، خانه‌سازی، هنر، پیشه و هم‌آغوشی آموخت؛ در زمین خاکی پدید آمدند، یکی از دنده دیگری پدید نیامد و تنها یکی مایه‌ی آرامش دیگری نبود، هر دو درکنار هم و با هم بالیدند. آن‌ها در پنجاه سال هژده(هجده) فرزند زادند.

پختن آش: پخت آش در بیشتر جشن‌های ایرانی دیده می‌شد و از آنجا که بیشتر مردم با یاری هم آن را فراهم می‌کردند، نمادی از کار گروهی بود. به‌ویژه در بهار که از سبزی‌های تازه روییده‌ی کوه و دشت برای پخت آش بهره می‌بردند. پس از چندی خوردن کاهو و سکنجبین هم به آیین‌های این روز افزوده شد.

هماوردجویی جوانان، پایکوبی گروهی، اسب‌دوانی(به نشانه‌ی نبرد ایزد تیشتر با دیو اپوش) و آب بازی از دیگر آیین‌های سیزده به‌در بود. در سمرکند(سمرقند) و بخارا فال‌گوش ایستادن نیز جزو این آیین‌ها بود.
_____________
📚 برگرفته از:
۱- یادداشت "زروان" #فریدون_جنیدی
۲- جشن‌های ایران باستان #حسین_محمدی
۳- از اسطوره تا تاریخ #مهرداد_بهار و #ابوالقاسم_اسماعیل_پور
_____________
#جشن_های_ایرانی #سیزده_بدر #نوروز

☀️🌱 @AdabSar
👍1
🌺🌺🌼🌸🌺🌺🌼🌸🌺🌺🌼🌸🌺
@AdabSar

بپرسید و گفتش که: «از آرزوی
چه بیش است؟ پیدا کن ای نیک‌خوی»

بدو گفت: «چون سرفرازی بُوَد
همه آرزو بی‌نیازی بُوَد

چو با بی‌نیازی بُوَد تن درست
نباید جز از کامِ دل چیز جست»

امید که در این هفته:
نه سستی نه تیزی به کاراندرون
خرد باد جان تورا رهنمون
#فردوسی

فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌺🌺🌸🌼🌺🌺🌸🌼🌺🌺🌸🌼🌺
💫

بکن نیکی و در دریاش انداز

که روزی در کنارت آورد باز

#فخرالدین_اسعد_گرگانی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫

گفتم به چه ماند مژه‌ات؟ گفت سنان
گفتم که چو قَدم چه بود؟ گفت کمان

گفتم تو بیایی چه بَری؟ گفت که دل
گفتم چه دهم تا نروی؟ گفت که جان

#کمال_خجندی
@AdabSar
🍃🍂
سیزدهمین روز نوروز را به دیدار نازنین‌ترین بیمار این سرزمین، «زیستگاه خسته‌جان» برویم.
برای دیدار بیمار تبر نمی‌بریم، آتش نمی‌بریم، دود نمی‌بریم، خاشه(زباله) نمی‌بریم، تیر و تفنگ نمی‌بریم، ریسمان به شاخه‌ی درختان نمی‌بندیم.
تنها و تنها مهر و دوستی می‌بریم.

#سیزده_بدر
🍃🍂 @AdabSar
🌿🌱
نخستین تکه تَپَنگِه‌ای(پلاستیکی) که به دست آدمی ساخته شد، هنوز در خاک جُدایِش(تجزیه) نشده است.
جُدایِشِ هر تکه تَپَنگِه در زمین، افزون بر سَدها سال زمان می‌برد.
زیست‌بوم زیبای ما رو به نابودی است،
با آن مهربان باشیم و برای شادابی‌اش بکوشیم.

#سیزده_بدر
🌳🍃 @AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🌍 ما خداوندگاران(صاحبان) زمین نیستیم؛ فرزندان زمینیم.

در روز "سیزده به‌در" هوای زمین را داشته باشیم.

@AdabSar
🌎🌍🌍🌏
Forwarded from ادب‌سار
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

🔅 پیام شما

درود دوستان ارژمندم!
روزگارتان خوش!

🔅 جشن "سیزده‌بدر" چیست؟ - بخش نخست

ما اکنون به یافته‌هایی رسیدیم که پرده از روی دروغ ۱۴۰۰ساله‌ی تازیان برمی‌دارد! و آن اینکه سیزده‌بدر از ورجاوندترین(مقدس‌ترین) روز ایرانیان بود.
از زمان چیرگی تازیان به ایران، آنان بیشتر باورهای ایرانیان را پلید(نحس) شمرده‌اند. یکی از آن‌ها آیین"سیزده‌بدر "است که به باور ایرانیان نماد زایش و آغاز جهان است و "مشی و مشیانه" در همند(طبیعت) پیمان دوآژین(ازدواج) می‌بندند و چون گواهی برای دوآژین‌شان نمی‌یابند، ناگزیر سبزه را گواه می‌گیرند و سبزه را گره می‌زنند.

اکنون ما می‌دانیم که ایرانیان زمانِ جهان را به دوازده بخش که هر بخش هزار سال بود، بخش می‌كردند و در پایان فرجامین هزاره یا هزاره‌ دوازدهم، رستاخیز(قیامت) می‌شد و هر روانی داوری می‌شد و پاداش یا پادافره(مجازات) خویش می‌گرفت.
بر پایه‌ی این داوری، بدکاران انگره مینو(روان ناشاد) و نیک‌کاران پاداشِ سپنته مینو(شادترین روان‌ها) دریافت می‌کردند!

اینک، باور ایرانیان برای دوهزاره‌ی یازدهم و دوازدهم را از نسک(کتاب)های "دینکرد"، "ذات‌اسپرم" و بن‎مایه‌های دیگر بجا مانده‌ی پهلوی که کمابیش نزدیک به هم هستند، می‌آورم.
باورها بر این است که سوشیانت(موعود و نجات‌دهنده) در سی‌سالگی فراخوان سراسری می‌کند و ستم را از ریشه می‌کَنَد. پس باید در سال ۹۷۰ زاده شود تا در آغاز هزاره، ۳۰ساله باشد.

ببینیم بن‌نبشت‌های پیشینیان چه می‌گویند!
هزاره‌ یازدهم:
این رهاننده بنام "اوشیدَر/هوشیدر"(پرورنده‌ی پرهیزکاری) است. سی‌سال مانده به پایان هزاره‌ی زرتشت(هزاره دهم) دوشيزه‌ای پانزده ساله هنگام آب‌تنی در دریاچه‌ی هامون، از تخمه یا فره‌ی بازمانده از زرتشت در این دریاچه باردار شده و"هوشیدر" زاده می‌شود! نام این دوشيزه "نامیگ پَد"(دارنده‌ی پدر پر آوازه) است.
هوشیدَر در سی‌سالگی که آغاز هزاره‌ی دوازدهم است، به فراخوانِ همگانیِ خویش می‌پردازد و...!
تا اینکه ۹۷۰ سال پس از آن، هنگامه‌ی هزاره‌ی هوشیدر(یازدهم) به پایان نزدیک می‌شود. در سال ۱۲۰۱ ترسایی(میلادی) یا ۵۸۰ خورشیدی، از دختری ۱۵ساله به‌نام "اِردت فدری"(آبروی پدر) در هنگام آب‌تنی در دریاچه‌ی هامون از تخمه یا فره‌ی زرتشت باردار می‌گردد و فرزندی زاده می‌شود که نام او "اَستَوت ارت" است و اوست که کار نو کردن جهان و آیین مزدا را به انجام می‌رساند.

سوشیانس اَستَوت ارت(نیروی مادی و زمینی نیک‌کار و ورجاوند)، بدکاران را پاداَفره می‌دهد. او دیو خشم، دیو آز، دیو تنبلی و دیوان دیگر را به دست ایزدِ سروش نابود می‌سازد. انگره‌مینو(نکیر منکر) را با همه‌ی آفریده‌های تاریک و زشت به دوزخ فرو می‌افکند و سپنتا مینو را شادیانه(ارمغان/هدیه) می‌کند تا پس از پایان هزاره‌ی دوازدهم و آغاز رستاخیز و انجام داوری، دوباره جهان استوت ارت(نیروی مادی و زمینیِ نیک‌کار و سپنته) آغاز گردد!

اکنون می‌توانیم دریابیم که چرا "۱۳"، که پس از ۱۲ می‌آید، نیک‌شگون و سپنتا(مقدس) است، چون روز زایش جهان است! هتا(حتی) می‌توان گفت روز ۱۳ نوروز، روز جشن زایش و آغاز جهان است!
سوشیانت استوت ارت که اکنون ۳۰ ساله است (۶۱۰ خورشیدی و ۱۲۳۲ ترسایی)، خویشکاری(وظیفه) برانگیختن مُردگان را دارد.
مردگان رفته‌رفته برانگیخته می‎شوند و پس از داوری فرجامین نزد ایزدِ مهرسروش رَشَن، از پُل چنوات یا چِینود(سرات) می‌گذرند.
این پل برای نیكوکاران پهن و برای بدکاران باریک است و لبه‌ای چون تیغ دارد که دوزخ را راهنماست.
بر پایه مَرگَریِ(محاسبات) استاد ذبیح بهروز و انجمن نجوم شوروی(بلخ)، این روز برابر است با چهارم بهمن، ۶۱۰ خورشیدی! (۱۷ ژانویه ۱۲۳۲ ژانگاسی) که به شمار امروز، ۷۸۷ سال پیش است!
در این روز خورشید در میانه‌ آسمان می‌ایستد و آدم‌های ورجاوند(مومنان) چون کی‌خسرو، گودرز، گیو، توس، پشوتن، گرشاسپ و... به یاری سوشیانت برمی‌خیزند.(زامیادیشت بند ۹۳ تا ۹۶)

هزاره‌ی دوازدهم هم گذشت و وارونِ(خلاف) باورِ زرتشتیان، ایستادن آفتاب در آسمان و رستاخیز رخ نداد و بی‌پایگیِ این باورها روشن شد. بِیِک(ولی) این باورهای ریشه‌ای توانستند دستمایه‌ی پژوهش دانشمندان گردند که آن‌ها بتوانند هاتا(حتی) روز آغاز هزاره‌ی نخست را روز آدینه در ایران‌ویچ، جایی در میخِ پَدیم اَپاختر(قطب شمال) امروزی در ۱۲۸۷۳ سال پیش از زایش(میلاد) می‌داند! روز آغاز هزاره‌ پنجم(هزاره‌ی نخستین دولت فراگیر ایران بدست کیومرس) را روز دوشنبه می‌داند.(۶۷۶۵_۶۷۶۶ سال پیش از زایش) چون آنان سال را ۳۶۵ روز شمار کردند، باید ۱۲هزار سال را بر ۶سایه(ساعت/سات) و چندی زَنِش(ضرب)کنیم که نزدیک به ۷سال به آن افزوده می‌شود "اندرگاه" کبیسه.


نویسنده و فرستنده: #آرتاباز
#سیزده_بدر #نوروز #پیام_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادب‌سار
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

🔅 پیام شما

جشن "سیزده بدر" چیست!؟ - بخش دوم

نکته‌ی کلیدی برای ارزشمندی واژه‌ی "سیزده" این است که این رستاخیز، پایان جهان نبود وَنکه(بلکه) جهان دوباره می‌آغازید و دوازده هزاره‌ی دیگر آغاز می‌گردید. از همین روی است که "روز ۱۳" در رِتانِ(تاریخ) ایران، روزی بسیار گرامی و به‌شُگون بود. زیرا روز آغاز جهان، آغاز باران، آغاز سبزه و آغاز زندگی بود.
تازیان این روز را پلید(نحس) خواندند و از انجام جشن و نیایش‎های ویژه‌ی آن پیشگیری کردند. پدران ستم‌کشیده‌مان از روی ناچاری سپنتای خود را پلید(مقدس خود را نحس) می‌خواندند، بِیِک(ولی) به هر بهانه‌ای به هَمَند(طبیعت) می‌رفتند تا مَرخَشی/بداختری(نحسی) دروغینِ آن را از خانه دور کنند و به اَپرهام بسپرند و بدَر کنند!
نیاکان ما توانستند با این تَرفند هوشمندانه به تازیان، جشن سیزده‌بدر را همچنان برپای دارند. بر آنان ببالیم و سیزده‌بدرِ سپنتا را شادِ شادِ شاد به مانته(طبیعت) و هَمَند و سبزه‌زار برویم و به دست‌افشانی و پایكوبی بپردازیم که "شادی فروزه‌ی اهورایی است".

پدران ما در فرهنگ ایرانی، سیزدهم هر ماه را جشن می‎گرفتند! روز سیزدهم ماه، تیرروز نام داشت و از آن ایزد تیر یا باران بود. پرتاب تیرِ آرش را نیز در کوهستان‌های مازندران، در سیزده تیرماه می‌دانند که جشنی به‌نام "تیرِ ما سیزه" در ماه آبان دارند.
همچنین اَرَب‌ها(عرب‌ها) که پیش از اسلام در سایه‌ی فرهنگ ایران بودند، سیزدهم تا پانزدهم هرماه را با سَرنَمای(عنوان) روزهای سپید، روزه می‌گرفتند که اندکی پس از اسلام از میان رفت!


پانوشت نگارنده:
۱- این پادافره "مینوی و روانی" است و دیو آز، دیو رشک، دیو پلیدی، دیو تنبلی و دیوان پتیار دیگر پاداَفره(مجازات) می‌شوند.
۲_ با یافته‌های دیرین‌شناسی و باستان‌شناسی، گروهی را باور بر این است که پیشینه‌ی ایرها یا ایرانیان نمی‌تواند به یک دوره‌‌ی دوازده‌هزارساله و ۷۸۳سال کرانمند(محدود) باشد و بیش از آن است. امید که پرتو دانش، این تاریکی‌ها را روشن نماید.
۳- شماری از واژگان این نوشته از پارسی پهلوی گرفته شده‌اند. واژه‌ی "ژانگاس" پهلوی است و آرِشِ(معنی) آن "سال میلادی" است. مانند واژه‌ی "پَواسی" که چَم آن "هجری" است! واژه‎ی "رِتان" نیز پهلوی و به چَمِ "تاریخ، بُن‎سالی و..." است.

پاینده باشید وکاستی‌ها را ببخشایید!
ـ ۱۲ / ۱ / ۸۷۸۳
۱۳۹۷ العربی

کمترین "آرتاباز"
پاینده ایران سرافراز 🌹

نویسنده و فرستنده: #آرتاباز
#نوروز #سیزده_بدر #پیام_پارسی

@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🌳🏕 @AdabSar

جشن #سیزده_بدر
سراینده و فرستنده: #سیاوش_کریمی

برخیز و غوغایی فکن، در وادی و دشت و دمن
در پرده زن شوری دگر، بیرون شو از مَاوای تن!

از ره رسید سیزده بدر، ازخانه شو جانا به در
با یک نظر گل را نگر، چون چاک کرده پیرهن

بیرون شو از پرده‌سرا، آنگاه در هامون درآ
شور و نوایی سازکن، تا ننگری رنج و مِحّن

درسبزه‌ها تن کُن رها، رسم نیاکان کُن به‌پا
بانگِ هَزاران را شنو، با نغمه‌ی زاغ و زَغَن

از سبزه‌ها میکن گذر، غوغای فروردین نگر
عطری فکنده در هوا، چون نافه‌ی مُشکِ خُتن

دستی بنه در دستِ یار، ناگفته‌های بی‌شمار
نجوا کنان در گوش او، از رسم و آدابِ کُهن

وانگه بیا با دوستان، شوری فکن در بوستان
با بَربَط و تنبور و نی، خوان نغمه‌ای اندر چمن!

🌳🏕 @AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻بعض = برخی، پاره‌ای، لختی، گروهی، بَرخ، بَهر
🔻بعضا = برخی، پاره‌ای، تک‌وتوک، گاه، گاهی
🔻بعضی = برخی، پاره‌ای، گروهی، گاهی، بهری، اَند، چندی، بخشی، لختی
🔻بعضی اوقات/مواقع/وقت‌ها = برخی وخت‌ها، پاره‌ای زمان‌ها، گاهی، هر از چند گاهی، هر از گاهی، گاهگاهی

✍️نمونه:
🔺بعضی‌ها محجوب‌بودن را یک حُسن می‌دانند =
برخی کمرویی را پسندیده می‌دانند
گروهی کمرویی را می‌پسندند

🔺جاه‌طلبی بعضی اوقات یک حسن است =
جاه‌جویی گاهی نیکوست

🔺بعضی اسرار در آن مستور است =
برخی رازها در آن پنهان است

🔺زاینده‌رود بعضی از سال آب دارد =
زاینده‌رود گاهی از سال آب دارد

🔺بعضی کارها را مناسب خانم‌ها نمی‌دانست =
پاره‌ای کارها را درخور زنان نمی‌دانست

🔺بعضی از اجناسش را به او برگرداندند =
بخشی از کالاهایش را به او برگرداندند

🔺بعض مردم از این موضوع شکایت داشتند =
دسته‌ای از مردم از این نهاده گلایه داشتند

🔺بعضی وقت‌ها حوصله‌ی احدی را نداری =
برخی وخت‌ها پَروای هیچکس را نداری

🔺بعضا مشاهده می‌شود... =
گاهی/تک‌وتوک دیده می‌شود...


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#بعض #بعضا #بعضی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
توفان سهمناک به یغما گشود دست،
می‌كَند و می‌ربود و می‌افكند و می‌شكست!
لختی تگرگ مرگ فرو ریخت زان پس،
توفان فرو نشست...

آشفته زلف سنبل، افتاده نسترن
لادن شكسته، یاس به گِل خفته در چمن
گل‌ها، شکوفه‌ها هم بر خاک ریخته،
چون آرزوی من...

#فریدون_مشیری
از دفتر: #تشنه_طوفان

💔🇮🇷 @AdabSar