🍃🌸 @AdabSar 🍃
🌍 آشنایی با جشنهای ایرانی
☀️ جشنهای سال نو تپوری و دیلمی
🌏☀️ سال نو تپوری و دیلمی از جشنهای دیرین سرزمین مازندران، گیلان و گلستان کنونی تا پای کوه دماوند است. این آیین که «چلهی تابستان» هم به آن میگویند و در پیوند با چلهی تموز است، پس از اسلام در زمان دیلمیان که خود را وامداران و بازماندگان هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان میدانستند، رواگ(رواج) بیشتری یافت و با نام «نوروز بـَل» شناخته شد. بَل دگردیس شدهی وَل در زبان بومی به مانک آتش است.
🌍☀️ گاهشمار تبری و دیلمی از گاهشمارهای کهن و یزدگردی بودند و داستانی خواندنی دارند که در فرهنگنامهها در دسترس است. نوروز بل با نگر به سالهای بهیزَگ(کبیسه) در یکی از روزهای سیزدهم تا هفدهم امرداد برگزار میشد. در تبرستان جشن سال نو دوازده روز زودتر در دوم امرداد برگزار میشد. آنها سال نو را از خانهی خورشید(امرداد ماه که گرمترین ماه است) آغاز میکردند. در میان جشنهای پرشمار ایرانی، این جشن جزو آیینهای انگشتشماری است که در شماری از شهرها و روستاها همچون سوادکوه، بومیان آن را زنده نگهداشتهاند و جوانان برای بازشناسی و برپایی دوبارهاش کوشیدهاند. این جشن در خرداد ۱۳۷۱ در پهرست(فهرست) برماندهای فرهنگی نابِسوده(ناملموس) ایرانی پایسته(ثبت) شد.
🌏☀️ دربارهی چرایی آغاز سال نو در نیمهی امرداد گفته میشود که در این زمان کشاورزان توان پرداخت خراچ(مالیات) را داشته و میتوانستند با فروش فرآوردهی کشاورزی خود زندگیشان را سامان دهند. آیین نوروزبل آیین خراچی بود و در زمانی که گالشان گندم خود را درو کرده، گل گاوزبان و پَندُک(فندق) را به بازار میبردند و از گوسپندان خود شیر، دوغ، کشک و... به دست میآوردند، زمان آن میرسید که خراچ خود را به فرماندار پرداخته و دانگ خود را برداشت کنند. در این زمان برداشت کِشتهها به پایان میرسید و برای کوچ از کوه به دشت آماده میشدند.
🌏☀️ در اسپندارما (واپسین روز سال)، پس از فروافتادن خورشید آتش افروخته میشد و تا پایان نوروزما(نخستین روز سال نو) روشن میماند. به باور کهن، این آتش از سرمای زمستان میکاست و نشانهی پایان یافتن اوگ(اوج) گرما و آغاز فرود خورشید بود. مردم زیباترین جامهی خود را میپوشیدند و ۱۰ مرد با کلاه و شولای گالشی دورتادور آتش میچرخیدند و نوازندگان آهنگهای پرشوری مینواختند. هنگامی که آتش به اوگ میرسید، این دو ترانه بومی را میخواندند:
گروم گروم گروم بل (نوایی برای پرفروزی آتش)
نوروز ما و نوروز بل (نوروز ماه و شعله آتش نوروزی)
نو سال ببی، سال سو (سال تازه باشد و سال روشنایی)
نو بدی خؤنه واشو (تازه باشد و تازه شود و خانه آباد و فراوانی)
گروم، گَر گَر، گروم، گر آتشَ جیم (آوای فروزش آتش)
دریم دَم دَم، دریم دم دم، دریم دیم
لیباس تازه دئونین، گردَ گَردی (جامهی تازه به تن کنید و دورهمی)
بئین نوروزبل وَرجه بَنیشیم (بیاید کنار نوروزبل بشینیم)
در این هنگام مردم پوشاک کهنهی خود همچون نمد، شولا و چیزهایی را که نمیخواستند، در آتش میسوزاندند.
در گذشته آتش را ابزار پیامرسانی و یکی از سپندهای چهارگانه آفرینش میدانستند. آنها در کنار آتش به ستایش اهورامزدا میپرداختند و برای سال نو، نیکی و فراوانی میخواستند.
🌏☀️ پس از آوازخوانی و شادباشگویی، دست به پیشگویی میزدند. چشمها را به آتش میدوختند که با وزش باد به کدام سو میرود. مردم کوهستان باور داشتند که اگر دود آتش نوروزبل به سوی کوهستانها و سردسیر برود، زمستان دشت و گرمسیر خوب خواهد بود و اگر به سوی دشت برود، زمستان سرد و پر برفی در پیش است.
🌍☀️ پیدایش نوروز بل افسانهای هم دارد. میگویند این جشن رهایی مردم از آژیدهاک(ضحاک) به دست فریدون است. پس از آن که فریدون، آژیدهاک را شکست داد و پادشاه ایران شد، او را در کوه دماوند به بند کشید.
ابوریحان بیرونی نوشته است:
«...از این رو آتش میافروزند که بیوراسپ[آژیدهاک] مردم را ناگزیر کرده بود هر روز دو تن را به آشپزخانهاش دهند تا آنها را کشته و از مغز سرشان به دو ماری که روی شانههایش بودند، بخورانند...»
به نوشتهی ابوریحان بیرونی، این جشن در میان سغدیان و خوارزمیان با نام «اجغاد»(آتش افروخته) در نیمهی امرداد برگزار میشد.
باستانشناسان با پیوند این افسانه و پیدایش نوروزبل چندان همرای(موافق) نیستند.
🌍☀️ امروز زرتشتیان در روزهای ۱۲ تا ۱۶ امرداد به گونهای دیگر این جشن را برپا میکنند و در یزد به زیارتگاه پیر نارکی یا پیر نیارکی میروند و اهورامزدا را برای بخشیدن مهر و زندگی میستایند.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
________________
📚 برگرفته از:
۱- گاهشماری باستانی مردمان گیلان و مازندران #نصرالله_هومند
۲- فرهنگنامهی مازندنومه
________________
#امردادگان #جشن_های_ایرانی #نوروزبل #نوروزما
🍃🌺 @AdabSar 🍃
🌍 آشنایی با جشنهای ایرانی
☀️ جشنهای سال نو تپوری و دیلمی
🌏☀️ سال نو تپوری و دیلمی از جشنهای دیرین سرزمین مازندران، گیلان و گلستان کنونی تا پای کوه دماوند است. این آیین که «چلهی تابستان» هم به آن میگویند و در پیوند با چلهی تموز است، پس از اسلام در زمان دیلمیان که خود را وامداران و بازماندگان هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان میدانستند، رواگ(رواج) بیشتری یافت و با نام «نوروز بـَل» شناخته شد. بَل دگردیس شدهی وَل در زبان بومی به مانک آتش است.
🌍☀️ گاهشمار تبری و دیلمی از گاهشمارهای کهن و یزدگردی بودند و داستانی خواندنی دارند که در فرهنگنامهها در دسترس است. نوروز بل با نگر به سالهای بهیزَگ(کبیسه) در یکی از روزهای سیزدهم تا هفدهم امرداد برگزار میشد. در تبرستان جشن سال نو دوازده روز زودتر در دوم امرداد برگزار میشد. آنها سال نو را از خانهی خورشید(امرداد ماه که گرمترین ماه است) آغاز میکردند. در میان جشنهای پرشمار ایرانی، این جشن جزو آیینهای انگشتشماری است که در شماری از شهرها و روستاها همچون سوادکوه، بومیان آن را زنده نگهداشتهاند و جوانان برای بازشناسی و برپایی دوبارهاش کوشیدهاند. این جشن در خرداد ۱۳۷۱ در پهرست(فهرست) برماندهای فرهنگی نابِسوده(ناملموس) ایرانی پایسته(ثبت) شد.
🌏☀️ دربارهی چرایی آغاز سال نو در نیمهی امرداد گفته میشود که در این زمان کشاورزان توان پرداخت خراچ(مالیات) را داشته و میتوانستند با فروش فرآوردهی کشاورزی خود زندگیشان را سامان دهند. آیین نوروزبل آیین خراچی بود و در زمانی که گالشان گندم خود را درو کرده، گل گاوزبان و پَندُک(فندق) را به بازار میبردند و از گوسپندان خود شیر، دوغ، کشک و... به دست میآوردند، زمان آن میرسید که خراچ خود را به فرماندار پرداخته و دانگ خود را برداشت کنند. در این زمان برداشت کِشتهها به پایان میرسید و برای کوچ از کوه به دشت آماده میشدند.
🌏☀️ در اسپندارما (واپسین روز سال)، پس از فروافتادن خورشید آتش افروخته میشد و تا پایان نوروزما(نخستین روز سال نو) روشن میماند. به باور کهن، این آتش از سرمای زمستان میکاست و نشانهی پایان یافتن اوگ(اوج) گرما و آغاز فرود خورشید بود. مردم زیباترین جامهی خود را میپوشیدند و ۱۰ مرد با کلاه و شولای گالشی دورتادور آتش میچرخیدند و نوازندگان آهنگهای پرشوری مینواختند. هنگامی که آتش به اوگ میرسید، این دو ترانه بومی را میخواندند:
گروم گروم گروم بل (نوایی برای پرفروزی آتش)
نوروز ما و نوروز بل (نوروز ماه و شعله آتش نوروزی)
نو سال ببی، سال سو (سال تازه باشد و سال روشنایی)
نو بدی خؤنه واشو (تازه باشد و تازه شود و خانه آباد و فراوانی)
گروم، گَر گَر، گروم، گر آتشَ جیم (آوای فروزش آتش)
دریم دَم دَم، دریم دم دم، دریم دیم
لیباس تازه دئونین، گردَ گَردی (جامهی تازه به تن کنید و دورهمی)
بئین نوروزبل وَرجه بَنیشیم (بیاید کنار نوروزبل بشینیم)
در این هنگام مردم پوشاک کهنهی خود همچون نمد، شولا و چیزهایی را که نمیخواستند، در آتش میسوزاندند.
در گذشته آتش را ابزار پیامرسانی و یکی از سپندهای چهارگانه آفرینش میدانستند. آنها در کنار آتش به ستایش اهورامزدا میپرداختند و برای سال نو، نیکی و فراوانی میخواستند.
🌏☀️ پس از آوازخوانی و شادباشگویی، دست به پیشگویی میزدند. چشمها را به آتش میدوختند که با وزش باد به کدام سو میرود. مردم کوهستان باور داشتند که اگر دود آتش نوروزبل به سوی کوهستانها و سردسیر برود، زمستان دشت و گرمسیر خوب خواهد بود و اگر به سوی دشت برود، زمستان سرد و پر برفی در پیش است.
🌍☀️ پیدایش نوروز بل افسانهای هم دارد. میگویند این جشن رهایی مردم از آژیدهاک(ضحاک) به دست فریدون است. پس از آن که فریدون، آژیدهاک را شکست داد و پادشاه ایران شد، او را در کوه دماوند به بند کشید.
ابوریحان بیرونی نوشته است:
«...از این رو آتش میافروزند که بیوراسپ[آژیدهاک] مردم را ناگزیر کرده بود هر روز دو تن را به آشپزخانهاش دهند تا آنها را کشته و از مغز سرشان به دو ماری که روی شانههایش بودند، بخورانند...»
به نوشتهی ابوریحان بیرونی، این جشن در میان سغدیان و خوارزمیان با نام «اجغاد»(آتش افروخته) در نیمهی امرداد برگزار میشد.
باستانشناسان با پیوند این افسانه و پیدایش نوروزبل چندان همرای(موافق) نیستند.
🌍☀️ امروز زرتشتیان در روزهای ۱۲ تا ۱۶ امرداد به گونهای دیگر این جشن را برپا میکنند و در یزد به زیارتگاه پیر نارکی یا پیر نیارکی میروند و اهورامزدا را برای بخشیدن مهر و زندگی میستایند.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
________________
📚 برگرفته از:
۱- گاهشماری باستانی مردمان گیلان و مازندران #نصرالله_هومند
۲- فرهنگنامهی مازندنومه
________________
#امردادگان #جشن_های_ایرانی #نوروزبل #نوروزما
🍃🌺 @AdabSar 🍃
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻عسل= Honey، اَنگَپین، اَنگَبین، اَنگوپین، اَنگوبین
🔻عسل خشک= خشکانگبین، خشکانگوپین/انگوبین/انگپین
🔻عسل داوود= انگبینک، انگپینک، انگوبینک، انگوپینک، روغن انگبین/انگپین/انگوپین/انگوبین
🔻عسل طبرزد= شیرهی تبرزَد(تبرزد=نبات)
🔻عسل مصفیٰ= انگبین پالوده، انگپین/انگوبین/انگوپین پالوده
🔻عسلی= ۱. انگپینی، انگبینی، انگوبینی، انگوپینی، ۲. نیمپز(تخم مرغ)، ۳. میزچه، میزَک(میز جلو مبلی)
🔻زنبور عسل= مگس انگبین، مگس انگپین/انگوبین/انگوپین، کَبت، غَلفَچ، گوژ، مُنج، فژیژ
🔻ماه عسل*= Honeymoon، انگبینماه، انگپین/انگوپین/انگوبینماه، ماه انگبین، ماه انگپین/انگوپین/انگوبین
* اگر پیشنهاد بهتری برای جایگزین واژهی «ماه عسل» دارید بفرستید تا با دیگر هَموَندان هَمرسانی شود.
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#عسل #عسلی، #Honey، #Honeymoon
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻عسل= Honey، اَنگَپین، اَنگَبین، اَنگوپین، اَنگوبین
🔻عسل خشک= خشکانگبین، خشکانگوپین/انگوبین/انگپین
🔻عسل داوود= انگبینک، انگپینک، انگوبینک، انگوپینک، روغن انگبین/انگپین/انگوپین/انگوبین
🔻عسل طبرزد= شیرهی تبرزَد(تبرزد=نبات)
🔻عسل مصفیٰ= انگبین پالوده، انگپین/انگوبین/انگوپین پالوده
🔻عسلی= ۱. انگپینی، انگبینی، انگوبینی، انگوپینی، ۲. نیمپز(تخم مرغ)، ۳. میزچه، میزَک(میز جلو مبلی)
🔻زنبور عسل= مگس انگبین، مگس انگپین/انگوبین/انگوپین، کَبت، غَلفَچ، گوژ، مُنج، فژیژ
🔻ماه عسل*= Honeymoon، انگبینماه، انگپین/انگوپین/انگوبینماه، ماه انگبین، ماه انگپین/انگوپین/انگوبین
* اگر پیشنهاد بهتری برای جایگزین واژهی «ماه عسل» دارید بفرستید تا با دیگر هَموَندان هَمرسانی شود.
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#عسل #عسلی، #Honey، #Honeymoon
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
سخت دلگیری و از من گله داری، چه کنم؟
باز انگار سر غائله داری، چه کنم؟
پیش آرامش من سخت بههم میریزی
من که بیحوصلهام، حوصله داری، چه کنم؟
متلاطم شدی از ساحل امن دیروز
دور افتادهای و فاصله داری، چه کنم؟
خود تراشیده ایاش، پیکرهای را که منم
حال با پیکرهات مساله داری، چه کنم؟
میزنی، میشکنی، میشکنم، میخندی
اشتیاقی تو به این مشغله داری، چه کنم؟
آبشاریست خروشان که مرا خواهد برد
گیسوانی که به دوشت یله داری، چه کنم؟
" ای که با سلسلهی زلف دراز آمدهای"
با اسیری که در این سلسله داری چه کنم؟
#مهرداد_نصرتی
@AdabSar
سخت دلگیری و از من گله داری، چه کنم؟
باز انگار سر غائله داری، چه کنم؟
پیش آرامش من سخت بههم میریزی
من که بیحوصلهام، حوصله داری، چه کنم؟
متلاطم شدی از ساحل امن دیروز
دور افتادهای و فاصله داری، چه کنم؟
خود تراشیده ایاش، پیکرهای را که منم
حال با پیکرهات مساله داری، چه کنم؟
میزنی، میشکنی، میشکنم، میخندی
اشتیاقی تو به این مشغله داری، چه کنم؟
آبشاریست خروشان که مرا خواهد برد
گیسوانی که به دوشت یله داری، چه کنم؟
" ای که با سلسلهی زلف دراز آمدهای"
با اسیری که در این سلسله داری چه کنم؟
#مهرداد_نصرتی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
Forwarded from ادبسار
💫
گرچه گاهی بالشم از گریه تا فردا تر است
باخیالش خوابهایم شببهشب زیباتر است
مثل دلفینی به دام افتاده در استخرم، آه!
ظاهرا مشغول رقصم، چشمهام اما تر است
#پانته_آ_صفایی
@AdabSar
گرچه گاهی بالشم از گریه تا فردا تر است
باخیالش خوابهایم شببهشب زیباتر است
مثل دلفینی به دام افتاده در استخرم، آه!
ظاهرا مشغول رقصم، چشمهام اما تر است
#پانته_آ_صفایی
@AdabSar
🌺🍀🌸🌼🌸🍀🌺🍀🌸🌼🌸🍀🌺
هنر چون بپیوست با کردگار
شکست اندر آورد و برگشت کار
چه گفت آن سخنگوی با فر ّو هوش
که:«خسرو شدی بندگی را بکوش»
بهیزدان هر آنکس که شد ناسپاس
به دلْش اندر آید ز هرسو هراس
امید که:
سرت سبز باد و دلت شادمان
تنت پاک و دور از بد بدگمان
#فردوسى
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🍀🌺🌸🌼🍀🌺🌸🌼🍀🌺🌸🌼🍀
هنر چون بپیوست با کردگار
شکست اندر آورد و برگشت کار
چه گفت آن سخنگوی با فر ّو هوش
که:«خسرو شدی بندگی را بکوش»
بهیزدان هر آنکس که شد ناسپاس
به دلْش اندر آید ز هرسو هراس
امید که:
سرت سبز باد و دلت شادمان
تنت پاک و دور از بد بدگمان
#فردوسى
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🍀🌺🌸🌼🍀🌺🌸🌼🍀🌺🌸🌼🍀
@AdabSar
تو در سفر که باشی یا در سفر نباشی
بامن از اینکه هستی نزدیکتر نباشی
ای لذتِ شبانه با یا که بیبهانه
از تو پر است خانه حتی اگر نباشی
اینسان که بیقرارم باید ترا سپارم
رازی که از تو دارم گر پردهدر نباشی
سهل است در بدایت سخت است در نهایت
وز رازم این کفایت تا بیخبر نباشی
چندانکه مینمایی ز اهل جنون مایی
اما چنانکه شایی دیوانهسر نباشی
تا با جنون نگردی از خود برون نگردی
تا بیسکون نگردی دریاگذر نباشی
#حسین_منزوی
@AdabSar
تو در سفر که باشی یا در سفر نباشی
بامن از اینکه هستی نزدیکتر نباشی
ای لذتِ شبانه با یا که بیبهانه
از تو پر است خانه حتی اگر نباشی
اینسان که بیقرارم باید ترا سپارم
رازی که از تو دارم گر پردهدر نباشی
سهل است در بدایت سخت است در نهایت
وز رازم این کفایت تا بیخبر نباشی
چندانکه مینمایی ز اهل جنون مایی
اما چنانکه شایی دیوانهسر نباشی
تا با جنون نگردی از خود برون نگردی
تا بیسکون نگردی دریاگذر نباشی
#حسین_منزوی
@AdabSar
🌾🌱 @AdabSar
روز مرداد [اَمرداد] مُژده داد بدان
که جهان شد به طبع، باز جوان!
#مسعود_سعد
🌳 آشنایی با جشنهای ایرانی
🌳 جشن امردادگان
🌴🌴 «جشن امردادگان» نماد سرزندگی، نامیرایی، جوانی و باور به رویش دوباره است.
🌲🌲 جشن امردادگان در امرداد روز از امردادماه، روز هفتم ماه در ایران برگزار میشد. اين جشن از آن «فرشتهی امرتات» و نماد جاودانگی و تندرستی و دير زيستن است. در افسانههای ایرانی امشاسپند امرتات در جهان مینوی نمایندهی بخشش خداوند و در جهان ماتکیک(مادی) نگهبان گیاهان بود.
🎋🎋 اَمرتاتَـه یا اَمرَتات در اوستایی و اَمُردات در پهلوی به چم(معنی) بیمرگی است. مرداد همریشه با مردن است و «ا» در آغاز آن پیشوند نایی(منفی) است که چمار آن را به بیمرگی دگرگون میکند. امرداد، فرشتهی بیمرگی و جاودانگی و مرداد ديو نيستی و مرگ است.
🌵🌵 در باورهای ایران باستان فرشتهی امرداد نماد پاکی و نگهبان گیاهان است که به آبادی زمين و پاکیزگی میاندیشد. بر پایهی باورهای کهن، این فرشته دشمن بیماری و گرسنگی است. فرشتهی جاودانگی در کنار فرشتهی رسایی(خورداد) نگهبان آب و گیاهاناند.
🌾🌾 امروز، آگاهی ما از این جشن ناچیز است. تنها میدانیم که جشن امردادگان در ایران باستان یکی از جشنهای شاد بود. ایرانیان در اين روز تن پاکیزه میکردند، به گلستانها، بوستانها و کنار رودها میرفتند و پس از نيايش به درگاه اهورامزدا، اين جشن را با شادی و سرور در هوای پاک و دوستی با گیاهان برگزار میکردند و پاسدار زیستبوم (محیط زیست) بودند.
🌼🌼 در نیپیک (کتاب) «بندهش» گفته شده که گل چنبک/چمبک(زنبق) زرد از خانواده گلهای سوسن که به آن زنبق رشتی هم میگویند، گل ویژهی جشن امردادگان است. در بخش دیگر بندهش نوشته شده که امرداد بیمرگ، سرور گیاهان بیشمار است. زیرا او را به گیتی گیاه خویش است، گیاهان را رویانَد و رمه گوسفندان را افزاید. زیرا همهی دامها از او خورند و زیست کنند.
goo.gl/QGQJJ3
✍ #پریسا_امام_وردیلو
بیشتر بخوانید:
t.me/AdabSar/14479
t.me/AdabSar/14487
____________
📚 برگرفته از:
۱- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
۲- بدانیم و سربلند باشیم #منوچهر_منوچهرپور
۳- از نوروز تا نوروز #کورش_نیکنام
۴- جشنها و آیینهای ایرانی با تکیه بر استوره و مردمشناسی #حسام_الدین_مهدوی
۵- گل زنبق، نماد جشن امردادگان #شاهین_سپنتا تارنمای ایراننامه
____________
#جشن_های_ایرانی #جشن_امردادگان #امردادگان
@AdabSar
🌱🌿☘🍀
روز مرداد [اَمرداد] مُژده داد بدان
که جهان شد به طبع، باز جوان!
#مسعود_سعد
🌳 آشنایی با جشنهای ایرانی
🌳 جشن امردادگان
🌴🌴 «جشن امردادگان» نماد سرزندگی، نامیرایی، جوانی و باور به رویش دوباره است.
🌲🌲 جشن امردادگان در امرداد روز از امردادماه، روز هفتم ماه در ایران برگزار میشد. اين جشن از آن «فرشتهی امرتات» و نماد جاودانگی و تندرستی و دير زيستن است. در افسانههای ایرانی امشاسپند امرتات در جهان مینوی نمایندهی بخشش خداوند و در جهان ماتکیک(مادی) نگهبان گیاهان بود.
🎋🎋 اَمرتاتَـه یا اَمرَتات در اوستایی و اَمُردات در پهلوی به چم(معنی) بیمرگی است. مرداد همریشه با مردن است و «ا» در آغاز آن پیشوند نایی(منفی) است که چمار آن را به بیمرگی دگرگون میکند. امرداد، فرشتهی بیمرگی و جاودانگی و مرداد ديو نيستی و مرگ است.
🌵🌵 در باورهای ایران باستان فرشتهی امرداد نماد پاکی و نگهبان گیاهان است که به آبادی زمين و پاکیزگی میاندیشد. بر پایهی باورهای کهن، این فرشته دشمن بیماری و گرسنگی است. فرشتهی جاودانگی در کنار فرشتهی رسایی(خورداد) نگهبان آب و گیاهاناند.
🌾🌾 امروز، آگاهی ما از این جشن ناچیز است. تنها میدانیم که جشن امردادگان در ایران باستان یکی از جشنهای شاد بود. ایرانیان در اين روز تن پاکیزه میکردند، به گلستانها، بوستانها و کنار رودها میرفتند و پس از نيايش به درگاه اهورامزدا، اين جشن را با شادی و سرور در هوای پاک و دوستی با گیاهان برگزار میکردند و پاسدار زیستبوم (محیط زیست) بودند.
🌼🌼 در نیپیک (کتاب) «بندهش» گفته شده که گل چنبک/چمبک(زنبق) زرد از خانواده گلهای سوسن که به آن زنبق رشتی هم میگویند، گل ویژهی جشن امردادگان است. در بخش دیگر بندهش نوشته شده که امرداد بیمرگ، سرور گیاهان بیشمار است. زیرا او را به گیتی گیاه خویش است، گیاهان را رویانَد و رمه گوسفندان را افزاید. زیرا همهی دامها از او خورند و زیست کنند.
goo.gl/QGQJJ3
✍ #پریسا_امام_وردیلو
بیشتر بخوانید:
t.me/AdabSar/14479
t.me/AdabSar/14487
____________
📚 برگرفته از:
۱- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
۲- بدانیم و سربلند باشیم #منوچهر_منوچهرپور
۳- از نوروز تا نوروز #کورش_نیکنام
۴- جشنها و آیینهای ایرانی با تکیه بر استوره و مردمشناسی #حسام_الدین_مهدوی
۵- گل زنبق، نماد جشن امردادگان #شاهین_سپنتا تارنمای ایراننامه
____________
#جشن_های_ایرانی #جشن_امردادگان #امردادگان
@AdabSar
🌱🌿☘🍀
@AdabSar
دیگر دلِ خراب مجابم نمیکند
از مرگ اجتناب مجابم نمیکند
گفتند آخرِ همهی عشقها غم است
گفتند و این جواب مجابم نمیکند
گفتی بمان، نگفتیام اما چقدر و من
این حرفِ بیحساب مجابم نمیکند
میخواهم از خودم بروم دور باشَمَت
دل میدهم به خواب مجابم نمیکند
ما هردو نقش سادهی یک عکس بودهایم
یک عکس با دو قاب مجابم نمیکند
هی بیت بیتِ شعر تو را از بَرم ولی
این جملههای ناب مجابم نمیکند
دنبال حرفهای جدیدم بدون عشق
میخوانم و کتاب مجابم نمیکند
لبتشنه از نبود تو ای داغ خوشگوار
یک رودخانه آب مجابم نمیکند
#میثم_بهاروند
@AdabSar
دیگر دلِ خراب مجابم نمیکند
از مرگ اجتناب مجابم نمیکند
گفتند آخرِ همهی عشقها غم است
گفتند و این جواب مجابم نمیکند
گفتی بمان، نگفتیام اما چقدر و من
این حرفِ بیحساب مجابم نمیکند
میخواهم از خودم بروم دور باشَمَت
دل میدهم به خواب مجابم نمیکند
ما هردو نقش سادهی یک عکس بودهایم
یک عکس با دو قاب مجابم نمیکند
هی بیت بیتِ شعر تو را از بَرم ولی
این جملههای ناب مجابم نمیکند
دنبال حرفهای جدیدم بدون عشق
میخوانم و کتاب مجابم نمیکند
لبتشنه از نبود تو ای داغ خوشگوار
یک رودخانه آب مجابم نمیکند
#میثم_بهاروند
@AdabSar
💫
میتوان پوشید چشم از هرچه میآید به چشم
آنچه نتوان چشم از او پوشید بیداری بود
#صائب_تبریزی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
میتوان پوشید چشم از هرچه میآید به چشم
آنچه نتوان چشم از او پوشید بیداری بود
#صائب_تبریزی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻حمام= گرمابِه، گرماوِه، تابخانه، تاوخانه، گرماپَک، کَدوخ، کَروخ
🔻حمام آفتاب گرفتن= در آفتاب ماندن، آفتابگرفتن
🔻حمامرفتن= گرمابهرفتن، گرماوهرفتن، کَدوخرفتن
🔻حمامکردن= خودشویی، خودشُستن، تنشستن، تنشویی، تناشویی، گرمابهرفتن
🔻حمامگرفتن= خودشویی، خودشستن، تنشستن، تنشویی، تناشویی، گرمابهرفتن
🔻حمام طبی= پخته کاو
🔻حمّامی= گرمابان، گرمابهدار، گرمابهبان، گرماوهبان، گرماوهدار
🔻استحمام= خودشویی، خودشستن، تنشستن، تنشویی، تناشویی، گرمابه رفتن
🔻آتشگاه حمام= گُلخَن(گُل= آتش و خَن= خانه زیرزمینی)، تون
🔻وان حمام = آبزَن، آبشَنگ، آبسنگ
✍نمونه:
🔺میگویند اولین حمام دنیا را «جمشید» پادشاه پیشدادی ایران ساخت=
میگویند نخستین گرمابهی جهان را «جمشید» پادشاه پیشدادی ایران ساخت
🔺برای حمامگرفتن، حمامی را صدا زد=
برای گرمابهرفتن، گرماوهدار را سدا زد
🔺همی خون دام و دد و مرد و زن
بریزد کند در یکی «آبزَن» #فردوسی
🔺پیشم آمد بامدادان آن نگارین از «کَدوخ»
با دو رخ از باده لعل و با دو چشم از سِحر شوخ #رودکی
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#حمام #حمامی #استحمام #وان #وان_حمام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻حمام= گرمابِه، گرماوِه، تابخانه، تاوخانه، گرماپَک، کَدوخ، کَروخ
🔻حمام آفتاب گرفتن= در آفتاب ماندن، آفتابگرفتن
🔻حمامرفتن= گرمابهرفتن، گرماوهرفتن، کَدوخرفتن
🔻حمامکردن= خودشویی، خودشُستن، تنشستن، تنشویی، تناشویی، گرمابهرفتن
🔻حمامگرفتن= خودشویی، خودشستن، تنشستن، تنشویی، تناشویی، گرمابهرفتن
🔻حمام طبی= پخته کاو
🔻حمّامی= گرمابان، گرمابهدار، گرمابهبان، گرماوهبان، گرماوهدار
🔻استحمام= خودشویی، خودشستن، تنشستن، تنشویی، تناشویی، گرمابه رفتن
🔻آتشگاه حمام= گُلخَن(گُل= آتش و خَن= خانه زیرزمینی)، تون
🔻وان حمام = آبزَن، آبشَنگ، آبسنگ
✍نمونه:
🔺میگویند اولین حمام دنیا را «جمشید» پادشاه پیشدادی ایران ساخت=
میگویند نخستین گرمابهی جهان را «جمشید» پادشاه پیشدادی ایران ساخت
🔺برای حمامگرفتن، حمامی را صدا زد=
برای گرمابهرفتن، گرماوهدار را سدا زد
🔺همی خون دام و دد و مرد و زن
بریزد کند در یکی «آبزَن» #فردوسی
🔺پیشم آمد بامدادان آن نگارین از «کَدوخ»
با دو رخ از باده لعل و با دو چشم از سِحر شوخ #رودکی
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#حمام #حمامی #استحمام #وان #وان_حمام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🌬🌾 @AdabSar
🍃 آشنایی با جشنهای ایرانی
🍃 افسانهی امردادگان
🌱🌿 امرداد و خرداد، دو ایزدبانوی ایران باستان و امشاسپند/فرشته اهورامزدا پس از پیدایش کیش زرتشتی بودند. امشاسپندان نمودهای خداوند در جهان به شمار میآمدند. جاودانانی که در برابر آفرینشِ یک یا چند پدیده از هستی، بایستگیهایی(وظایفی) داشتند.
🌱☘ بر پایهی افسانهها، ایزدبانوان یا امشاسپندان امرداد و خرداد همواره در کنار هم بودند. امرداد گیاهان را میرویاند، گلهها و رمهها را میافزود و میکوشید تا گیاهان پژمرده نشوند. او پشتیبان پاکیزگی بود و با بیماریسازها پیکار میکرد. خرداد نیز با یاری "تیشتر" یا ایزد باران و "واته" یا ایزد باد، نگهبان آب بود، آرامش را در زمین برپا میکرد و به گیاهان شادابی میبخشید. آنها نمایندگان رویش و زندگی بودند.
🌱🌾 در افسانههای ایرانی آفرینش، زمانی که اهریمن به آفرینش نخستین در جهان تازید، ایزد امرداد از سرشت و هستی گیاهان نگهبانی کرد. او گیاهان خشک شده و آسیب دیده از سوی اهریمن را برگرفت، سایید و با یاری ایزدان باد و باران در جهان پراکند تا اینگونه رستنیهای گوناگون دوباره در همهی جهان سر از خاک بیرون آرند.
🌱🌻 بر پایهی این افسانهها، خرداد و امرداد دشمنی داشتند که گماشتهی اهریمن بود تا کارشکنی کند.
دشمن خرداد دیو گرسنگی بود و «تَئیری/تئرو» نام داشت. دشمن امرداد دیو تشنگی به نام «زئیری/زئیریچ/زاریچ» بود. کار زئیری این بود که زهر بسازد و تئیری گیاهان و جانواران را با این زهر آلوده کند و از میان ببرد. ولی خرداد و امرداد با همکاری هم از زهرآگین شدن جهان و پژمردن گیاهان پیشگیری کردند و سرزندگی در سرتاسر هستی نمایان شد.
🌱🌵 به هنگام جشن امردادگان، میان ایزدبانوی امرداد و تئیری یا دیو گرسنگی ستیز درمیگیرد. در این هنگام امرداد نیازمند بخشش(خیرات) و نیایش مردم به درگاه اهورامزدا است. زیرا با نیکی مردم در زمین و دَهِش آنان به درگاه خدا نیرومند میشود. او بر تئیری یا تئرو پیروز میشود تا گیاهان برویند، مردمان کشاورزی و خوراک داشته باشند و دیو گرسنگی از میان برود.
بهرام فرهوشی هاروت و ماروت را با خرداد و امرداد همریشه میدانست ولی برای دیدگاه خود گواه (سند) نیاورده بود.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
بیشتر بخوانید:
t.me/AdabSar/14471
t.me/AdabSar/14487
____________
📚 برگرفته از:
۱- تارنمای ایرانبوم، برداشت آزاد از یادداشت "امرداد، نامیرایی که مردنی شد" #سیمین_دخت_گودرزی
۲- تاریخ اساتیری ایران #ژاله_آموزگار
۳- جشنها و آیینهای ایرانی با تکیه بر استوره و مردمشناسی #حسام_الدین_مهدوی
____________
#جشن_های_ایرانی #جشن_امردادگان #امردادگان
🌬🌿 @AdabSar
🍃 آشنایی با جشنهای ایرانی
🍃 افسانهی امردادگان
🌱🌿 امرداد و خرداد، دو ایزدبانوی ایران باستان و امشاسپند/فرشته اهورامزدا پس از پیدایش کیش زرتشتی بودند. امشاسپندان نمودهای خداوند در جهان به شمار میآمدند. جاودانانی که در برابر آفرینشِ یک یا چند پدیده از هستی، بایستگیهایی(وظایفی) داشتند.
🌱☘ بر پایهی افسانهها، ایزدبانوان یا امشاسپندان امرداد و خرداد همواره در کنار هم بودند. امرداد گیاهان را میرویاند، گلهها و رمهها را میافزود و میکوشید تا گیاهان پژمرده نشوند. او پشتیبان پاکیزگی بود و با بیماریسازها پیکار میکرد. خرداد نیز با یاری "تیشتر" یا ایزد باران و "واته" یا ایزد باد، نگهبان آب بود، آرامش را در زمین برپا میکرد و به گیاهان شادابی میبخشید. آنها نمایندگان رویش و زندگی بودند.
🌱🌾 در افسانههای ایرانی آفرینش، زمانی که اهریمن به آفرینش نخستین در جهان تازید، ایزد امرداد از سرشت و هستی گیاهان نگهبانی کرد. او گیاهان خشک شده و آسیب دیده از سوی اهریمن را برگرفت، سایید و با یاری ایزدان باد و باران در جهان پراکند تا اینگونه رستنیهای گوناگون دوباره در همهی جهان سر از خاک بیرون آرند.
🌱🌻 بر پایهی این افسانهها، خرداد و امرداد دشمنی داشتند که گماشتهی اهریمن بود تا کارشکنی کند.
دشمن خرداد دیو گرسنگی بود و «تَئیری/تئرو» نام داشت. دشمن امرداد دیو تشنگی به نام «زئیری/زئیریچ/زاریچ» بود. کار زئیری این بود که زهر بسازد و تئیری گیاهان و جانواران را با این زهر آلوده کند و از میان ببرد. ولی خرداد و امرداد با همکاری هم از زهرآگین شدن جهان و پژمردن گیاهان پیشگیری کردند و سرزندگی در سرتاسر هستی نمایان شد.
🌱🌵 به هنگام جشن امردادگان، میان ایزدبانوی امرداد و تئیری یا دیو گرسنگی ستیز درمیگیرد. در این هنگام امرداد نیازمند بخشش(خیرات) و نیایش مردم به درگاه اهورامزدا است. زیرا با نیکی مردم در زمین و دَهِش آنان به درگاه خدا نیرومند میشود. او بر تئیری یا تئرو پیروز میشود تا گیاهان برویند، مردمان کشاورزی و خوراک داشته باشند و دیو گرسنگی از میان برود.
بهرام فرهوشی هاروت و ماروت را با خرداد و امرداد همریشه میدانست ولی برای دیدگاه خود گواه (سند) نیاورده بود.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
بیشتر بخوانید:
t.me/AdabSar/14471
t.me/AdabSar/14487
____________
📚 برگرفته از:
۱- تارنمای ایرانبوم، برداشت آزاد از یادداشت "امرداد، نامیرایی که مردنی شد" #سیمین_دخت_گودرزی
۲- تاریخ اساتیری ایران #ژاله_آموزگار
۳- جشنها و آیینهای ایرانی با تکیه بر استوره و مردمشناسی #حسام_الدین_مهدوی
____________
#جشن_های_ایرانی #جشن_امردادگان #امردادگان
🌬🌿 @AdabSar
@AdabSar
روزی دلیل شوقم و روزی خودِ غمم
یک آن زیادم از سرت و لحظهای کمم
بیدم نبین و آنهمه مجنون مرا نخوان
نه اینقدَر ضعیف نه آنقدر محکمم
گاهی فریبِ وسوسهای میبَرد مرا
پس سعی کن بُتَم نکنی، من هم آدمم
در چشمهام فلسفهی رودخانه نیست
یا منطقِ بهار نمیریزد از دَمم
جادوی سادهی کلمات است شک نکن
گاهی اگر عجیبتر از توست عالمم
شعر از دروغ ریشه گرفته قبول کن
من بهترین دروغگوی روزگارمم!
#مهدی_فرجی
@AdabSar
روزی دلیل شوقم و روزی خودِ غمم
یک آن زیادم از سرت و لحظهای کمم
بیدم نبین و آنهمه مجنون مرا نخوان
نه اینقدَر ضعیف نه آنقدر محکمم
گاهی فریبِ وسوسهای میبَرد مرا
پس سعی کن بُتَم نکنی، من هم آدمم
در چشمهام فلسفهی رودخانه نیست
یا منطقِ بهار نمیریزد از دَمم
جادوی سادهی کلمات است شک نکن
گاهی اگر عجیبتر از توست عالمم
شعر از دروغ ریشه گرفته قبول کن
من بهترین دروغگوی روزگارمم!
#مهدی_فرجی
@AdabSar
💫
تو رفتی و همهام با تو رفت و خانه تهی شد
بیا و باز مرا با خودت به خانه بیاور
#شفیق_صادقی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
تو رفتی و همهام با تو رفت و خانه تهی شد
بیا و باز مرا با خودت به خانه بیاور
#شفیق_صادقی
#چکامه_پارسی
@AdabSar