ادب‌سار
13.2K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
🦋🌱
می‌شنوی!
سدا[صدا]ی رویش می‌آید؛

چه سال‌ها كه زبان بوده‌ام
برای خزان
برای زمستان
برای بهار...

از امروز تنها می‌خواهم گوش باشم
برای رویش
برای تو...

#پریشان_سلیمی
#چکامه_پارسی
🦋🌱 @AdabSar
ادب‌سار
پارسی این نوشته چیست؟ پیشنهادهای خود را برای ما بفرستید تا در ادب‌سار همرسانی کنیم. شما می‌توانید یکی از بندها را گزینش و به پارسی بازنویسی کنید. @New_View 🌊 ماده ۴ کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر: طرف‌ها فعالیت‌های خود در دریای خزر به منظور دریانوردی، برداشت،…
۳- #رضا_تدین

🌊 بند ۴ پیمان‌نامه‌ی دادورزانه‌ی دریای کاسپی:
هم‌پیمانان کاروبار خود در دریای کاسپی مانند دریانوردی، برداشت، بهره‌وری و پشتیبانی از بن‌مایه‌های زنده‌ی آبی، یافتن و بهره‌برداری از بن‌مایه‌های بستر و زیربستر و همچنین دیگر کارها را برپایه‌ی این پیمان و دیگر سازش‌نامه‌های میان خود که با این پیمان‌نامه همسو باشند و نیز آیین‌نامه‌های کشور خود انجام خواهند داد.
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

شمع کز حد به در بیفروزی
بیم باشد که خانمان سوزی
سعدی

می‌گویم این واژه‌های بیگانه زبان ما را نابود می‌کنند و دستگاه پویه(فعل)سازی را از کار می‌اندازند، دوستان گرامی می‌گویند زبان ما را زیباتر می‌کنند. هنگامی که واژه‌های بسیاری از یک زبان دیگر به زبان ما بریزند، گستره بر کدخدای خانه تنگ می‌شود. این به مانک آن است که درختان باغ ما خواهند مُرد.

بها بازار = بورس
بازارشکنی = دامپینگ
مرگ‌هراسی = تروریسم
کارجامه = لباس کار
همسان جامه = یونیفُرم

ای زبان پارسی ای پرتوان
ای تو آن دریای ژرف بیکران

شاد زیوید، مهرافزون
فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
شما بنویسید.
با فرا رسیدن روز بزرگداشت دانشمند فرزانه‌ی ایرانی «پورسینا»(ابن سینا) و روز پزشک، یادداشت‌های پارسی خود را در زمینه‌های بزرگداشت پورسینا، برابرسازی‌ها و پارسی‌نوشته‌های پورسینا، درباره‌ی پزشکان یا برای پزشکان و هر زمینه‌ی دیگری در پیوند با پزشکی برای ما بفرستید تا در ادب‌سار همرسانی کنیم.
@New_View
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌹🌳🌸
🌳🌸
🌸
رخِ پادشا تیره دارد دروغ
بلندیْش هرگز نگیرد فروغ

نگر تا نباشی نگهبانِ گنج
که مردم ز دینار یازد به رنج

اگر پادشا آزِ گنج آورَد
تنِ زیردستان به رنج آورَد
#فردوسی


امید آن:
که نیکی‌دهش نیک‌خواهِ تو باد
همه نیکی اندر پناهِ تو باد


فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌳
🌸🌳
🌹🌸🌳
به دارو و درمان و کار پزشک
بدان تا نپالود باید سرشک
#فردوسی

یکم شهریورماه، روز بزرگداشت #پورسینا و روز سیمرغ‌های زندگی‌بخش
بر همه‌ی پزشکانِ دل‌سوز،
خجسته باد.
#روز_پزشک

فرستنده: #جعفر_جعفرزاده
🪐📚 @AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🪐🩺 @AdabSar
🔹«پورسینا» کیمیای روزگار
#هما_ارژنگی

ای کهن مُلک جهان، ایرانِ من
دیرپای جاودان، ایران من

مهد دانش‌پرورانِ روزگار
سرزمین سرورانِ نامدار

ای وطن، گنجینه‌ی پُر گوهرم
بحر توفان‌خیز و گوهَرپَروَرَم

رای آن دارم کز آن گنجِ جمیل
گوهری رخشان برآرم بی‌بدیل

تا چو ماهی بینمش در آسمان
برنشسته در میان اختران

نورباران بر سریر افتخار
«پورسینا» کیمیای روزگار

حُسن او هرچند آرم بر زبان
خود یکی از صد نیاید در بیان

او شفابخش تن و اندیشه بود
کیمیاکاری محبت پیشه بود

از برای دردهای بی‌نشان
حکم جان‌داروی «قانونش» روان

شاعر و دانای تشریح بدن
در نجوم و هندسه استاد فن

آشنا بر دانش بحث و جدل
علم او گسترده تا اوج زحل

شد مهیا از نگارین خامه‌اش
گنج پُرباری چو «دانشنامه»اش

گوییا در چشم مرد نکته‌دان
بود پیدا رمز و راز این جهان

پورسینا حکمت‌آموز سِپند
چون شد از علم ارستو بهره‌مند

«حکمت مشاء» را بنیان نهاد
مردمان را راه و رسمی تازه داد

از تلاش بی‌امانش دسترنج
هم پدید آمد «شفا»یی همچو گنج

لیکن این آغاز یک پرواز بود
پَر گشودن تا سرای راز بود

«حکمت مشرق»چو او بنیان نهاد
در به روی ساحتی دیگر گشاد

عالمی نادیده بر انسان نمود
رمز انوار الهی را گشود

از غروب تیره و غمگین خاک
تا فروغ مشرق و انوار پاک

از اسارت‌های نفس ناتوان
تا جهانِ روشنِ افلاکیان

رمزها یک-یک گشادی از نهفت
وان‌همه ناگفته‌ها را باز گفت

نفس را با گوهر جان یار کرد
راه سیر معنوی هموار کرد

اینک ای گنجینه‌ی پر گوهرم
خاک سیناخیز و دانش‌پرورم

تا بمانی در زمانه جاودان
می‌سپارم در رهت جان و روان

مهر تو آغشته با ایمان من
تا ابد پاینده باش ایران من!


#پورسینا #پور_سینا #روز_پزشک
🪐📖 @AdabSar
هما ارژنگی - پورسینا
@AdabSar
...او شفابخش تن و اندیشه بود
کیمیاکاری محبت پیشه بود

آشنا بر دانش بحث و جدل
علم او گسترده تا اوج زحل

شد مهیا از نگارین خامه‌اش
گنج پُرباری چو «دانشنامه»اش...


🪐 «پورسینا» کیمیای روزگار
سرایش و گویش زیبای #هما_ارژنگی

#پورسینا #پور_سینا #روز_پزشک

🪐📚 @AdabSar
🪐🌠 @AdabSar

حلال گشته به فتوای عقل بر دانا
حرام گشته به احکام شرع بر احمق
#پور_سینا

خجسته باد یکم شهریور، زادروز پورسینا که #روز_پزشک نام گرفته است.

«ابوعلی حسین بن عبدالله بن حسن بن علی بن سینا» نام‌آور به پورسینا و شیخ‌الرئیس (زاده‌ی ۳۵۹ خورشیدی در بخارا و درگذشته‌ی ۲ تیر ۴۱۶ در همدان) همه‌چیزدان، پزشک، رایش‌دان (ریاضی‌دان)، ستاره‌شناس، فیزیک‌دان، سُراینده، از نام‌ورترین و کاراترینِ فیلسوفان و دانشمندان ایران‌زمین و جهان است که به‌ویژه به شَوَند مانداک‌ها در زمینه‌ی فلسفه و پزشکی ارزش ویژه‌ای دارد.
فزون بر کارهای شکوهمندش، وی به واژه‌گزینی پرداخته است با کارهای بزرگ. اینک نگاهی می‌افکنیم به کارنامه‌ی پربارش در دانش واژه‌گزینی در پزشکی و... که برخی از آن‌ها یا بیشترشان پویا و زنده ما را در زبان یاری می‌کنند.
بر پایه‌ی پژوهش‌های دکتر محمد معین و سید محمد مشکات، شمار واژگان آفریده‌ی پورسینا در دانشنامه‌ی علایی و رگ‌شناسی ۱۰۳۹ واژه است.

برخی واژه‌های آفریده‌ی #پورسینا در این دو بازمانه‌ی سترگ چنین هستند:
بُرینش به‌جای #قطع (که در انگارش و انداهه به‌کار می‌رفت)
پذیرا به‌جای #قابل (در فلسفه)
روان به‌جای #نفس
سربه‌سر به‌جای #مساوی
کرده به‌جای #مفعول
کُنا به‌جای #فاعل
گداخته به‌جای #مایع
مایگی به‌جای #مادیّت
نهاد به‌جای #وضع
یکی‌ای به‌جای #وحدت
افکندنِ گمان به‌جای #تولید_شک
ایستادگی به‌خودی‌خود به‌جای #قائم_بالذات بودن
بالِش از (نمو، از بن واژه‌ی بالیدن)
بَستَناکی به‌جای #انجماد
بهره‌پذیر به‌جای #قابل_قسمت
بی‌گسستگی به‌جای #لاینقطع
جانِ سخن‌گویا به‌جای #نفس_ناطقه
جُنبایی به‌جای #حرکت
جنبش‌دار به‌جای #متحرک
جنبشِ راست به‌جای #حرکت_مستقیم
جنبش گِرد به‌جای #حرکت_مستدیر
چه چیزی به‌جای #ماهیت
رایش به‌جای #ریاضی
زایش‌دِه به‌جای #مولّد
زِفر زبرین به‌جای #فک_اعلی
زِفر زیرین به‌جای #فک_اسفل
شایدبود به‌جای #امکان
گوهر روینده به‌جای #جوهر_نامی
نادیداری به‌جای #باطنی
هرآینگی‌بودن به‌جای #وجوب
کران (حدِّ) کِهین، حدِّ مِهین، حدِّ میانگین
دانش ترازو به‌جای #علم_منطق
علمِ سپس‌طبیعت به‌جای #علم_مابعدالطبیعه
و نبض درنگی، تپش(نبض) دمادم، نبض ستبر، نبض لرزنده، پیداگر، پیوندپذیر، دیرجنب، روشن‌سرشتی و...

امروز جهان در گرامیداشت او کارهای نمایانی کرده است، به مانند نامگذاری دهانه‌ای در بخش پنهان ماه که به نام وی نام‌گذاری شده‌است. همچنین نامگذاری‌های دیگر در سراسر جهان و جایزه‌ها، مانند جایزه‌ی پورسینا در آلمان.
نکته‌ی شگفت‌انگیزتر این که واژه‌ی «مدیسین medicine» در زبان انگلیسی امروز، بر گرفته از «مذ سئن» اوستایی است که در آن مذ به مانک(معنی) دارو و سئن به مانک سیمرغ است.
از این رو، شایسته است نماد پزشکی ایرانی بر پایه‌ی اندیشه نیاکانمان به سیمرغ دگردیس گردد. جایگاه سیمرغ در ایران باستان به مانند جایگاه فرشتگان در دین است. نخش سیمرغ در پزشکی ایرانی چنان است که آیین پزشکی ایرانی را «آیین سینایی» می‌خوانده‌اند و بسیاری از پزشکان را «سینا» نام می‌نهاده‌اند.

فرستنده #بزرگمهر_صالحی

بن‌مایه‌ها:
۱- انوشه، حسن (به سرپرستی) (۱۳۸۰)، دانشنامه ادب فارسی: ادب فارسی در آسیای میانه، تهران
۲- بیهقی، پورفندق، (به عربی: تتمه ص وان الحکمه)، بخش زندگی‌نامه خودنوشت
۳- ستایشگر، مهدی (۱۳۷۶)، نامنامه موسیقی ایران زمین، پوشینه‌ی سوم، تهران: اطلاعات، آموزش و دانش در ایران
۴- ابن سینا، بیژن آرقند

🪐🌠 @AdabSar
🔥1
🪐👩🏻‍⚕ @AdabSar
شبِ تو روزِ دیگران باشد
کآفتابَست در شبستانت

در روزهایی که کوچه‌ و خیابان سرزمین‌مان پر می‌شد از چکامه‌سرایی مرغان ترانه‌خوان، نوای شادی و لبخند کودکان و امید و پشتکار مردمان، اینک پر شده از درد و رنجی که از آسمان می‌بارد و دل‌هایی که در زمین می‌لرزد.
تنها امیدمان در این آوردگاهِ سخت، کوشش سپیدجامگانی دردآشناست که به درمانِ بیمارانِ نیازمند کمر بسته‌اند.
پزشکانی بیداردل که دانش‌شان را چتری کرده‌اند بر بارش درد و رنج و شبانه‌روز برای راندن مهمانی ناخوانده و آزارنده می‌کوشند.
پزشکانی که نگاهبانیِ جانانه‌شان از جانِ مردم هیچگاه فراموش نخواهد شد.

ایران ارجدانِ شماست!

آفرینِ خدای بر جانتان که چنین زیبا در این میدان درخشیدید.
پاینده باشید که هرگاه دردمندی تندرستی خود را بازمی‌یابد و دستی به نشانه‌ی سپاس به آسمان بلند می‌شود جهانی شما را می‌ستاید و آفرین می‌گوید.

ما نیز می‌کوشیم با روشنگری مردمان و پیروی از دستورهای بهداشتی، از بارِ ناگزیر بر شانه‌های پر توانِ شما بکاهیم.

تن‌تان دور از گزند
دستان‌تان پر توان
و روز پزشک بر شما فرخنده باد.

#مجید_دری
#روز_پزشک
🪐👨🏻‍⚕ @AdabSar
🐝🌼🐝🌝
@AdabSar
🌟🐝🍎🍓 شهریور

شهریور(به پهلوی: شَتْریوَر)گونه‌ی پسرانه و ریشه‌ی پارسی نام‌هایی همانند شهزاد، شهسان و شهفور و ششمین ماه سال خورشیدی است که ۳۱ روز دارد. از روز ۱۵۶م سال آغاز شده و در روز ۱۸۶م پایان می‌یابد و واپسین ماه آوام (فصل) تابستان است.
گنبد سپهرین (برج فلکی) شهریورماه سُنبُله است که ششمین ماه سپهرین سامان اختران (برج فلکی ِمنطقةالبروج) است. نماد این برسازه سنبله یا باکره یا دوشیزه (در انگلیسی Virgo) نامیده می‌شود.
در گاه‌شماری آیینی ایران نام این ماه از نام ماه ششم گاه‌شماری اوستایی نو که در اوستایی خْشَتْرَ-وَئیریه و در پهلوی شَتْریوَر نام دارد، برگرفته شده است. خَشَتَرَه وَیریَه نام یکی از امشاسپندان است. در گاه‌شماری زرتشتی چهارمین روز هرماه نیز به این امشاسپند وابسته است و روز چهارم ماه شهریور، جشن شهریورگان برگزار می‌شود.
خَشَتَرَه وَیریَه نام یکی از امشاسپندان زرتشتی است. در اوستا «خشَثرَ وَیریَه» و در پهلوی «شَهرِوَر» و در پارسی «شَهریوَر» یا «شَهریَر» است. بخش نخست این واژه به مانک شهریاری و شهر است (آرمان ما از شهر، همانا کشور است، چنان‌که سرزمین ایران را، ایران شهر می‌نامیدند) بخش دوم این واژه، «ویریه»، فروزه و به مانک دوست‌داشتنی است. در استوره‌های زرتشتی و ایرانی این امشاسپند نماد شهریاری و فّر و فرمان‌روایی اهورامزدا و نگاهبان توپازها (فلزات) و پاسدار فَر و پیروزی شهریاران دادگر و یاور بینوایان و دستگیر بیچارگان است.


فرستنده: #بزرگمهر_صالحی

بن‌مایه:
۱-اوستا کهن‌ترین سرود ایرانیان
۲- فرهنگ پهلوی بهرام فره‌وَشی
@AdabSar
🐝🌼🍂🐝☀️
🏟🎡 @AdabSar

🏕 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🏕 جشن خنکی هوا و جشن کشمین

دوازده ماه سال در ایران یا با جشن آغاز می‌شدند یا در یکی از روزهای نخستین ماه، جشن داشتند. شهریور از آن دسته ماه‌هایی بود که با جشن آغاز می‌شد و در دهه‌ی نخست، چهار جشن داشت.

🪁 «جشن خنکی هوا» یا «جشن فغدیه» در اورمزد روز از شهریور برابر با یکم این ماه برگزار می‌شد. دو روز پس از آن، اردیبهشت روز از شهریور، برابر با سوم این ماه، روز برگزاری «جشن کشمین» بود. این هر دو جشن از آن سرزمین خوارزم، سغد باستان و فرارود (ماوراءالنهر) بودند.

🛶 خوارزم و سغد به بخش‌هایی از اَپاختر(شمال) خراسان، تاجیکستان و ازبکستان کنونی گفته می‌شود که در گذشته بخشی از خاک ایران بودند.

⛵️ جشن فغدیه یا خنکی هوا، نوید فرو افتادن گرمای توان‌فرسای امردادماه را می‌داد و مردم را آگاه می‌کرد که هوا کم‌کم رو به خنکی می‌رود و پاییز دیگری در راه است.

🏖 درباره‌ی جشن کشمین همین اندازه می‌دانیم که با بازاری بزرگ و همگانی، جشن و بازی‌های گروهی همراه بود. در دی به‌مهر روز (پانزدهم) شهریور نیز جشنی در همین سرزمین به نام «بازار همگانی» برگزار می‌شد.

🪁 جشن فغدیه یا خنکی هوا وجشن کشمین که گویا دیرینگی آن‌ها به زمان هخامنشیان و شاید پیش از هخامنشیان می‌رسد، از جشن‌های فراموش شده‌ی ایران هستند و درباره‌ی آن‌ها دانشی برای ما نمانده است. به دید می‌رسد این جشن‌ها و برماندهای (آثار) فرهنگی آن با تازش مغولان به ایران از میان رفت.

#پریسا_امام_وردیلو
____________
📚 برگرفته از:
۱- جشن‌های فراموش شده ایران باستان #مریم_نوذری و #بهروز_بیگوند
۲- تارنمای فرهنگنامه
____________
#جشن_های_ایرانی #جشن_کشمین #جشن_خنکی_هوا #جشن_فغدیه #شهریورگان

🎢🎠 @AdabSar
👍1
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

به نام خدایی که بخشنده است
و بر بندگان مهرورزنده است

سپاس و ستایش خدا را بود
که پروردگار جهان‌ها بود

همو کوست بخشنده و مهربان
تو دارنده روز آیین‌دان

تو را می‌پرستیم تنها و بس
نجوییم یاری بجز تو ز کس

بباش رهنمامان به راهی درست
ره آنان كه روزی بدادی نخست

نه آنان كه خشمت بر آنان رواست
نه آنان كه گشتند گمره ز راست

به نام خدایی که بخشنده است
و بر بندگان مهرورزنده است

بگو او خدایی‌ست یکتا و بس
نبود و نباشد نيازش به کس

نزاد و نزاييده گشته ز کس
نبودست همتای او هیچ‌کس

سراینده و فرستنده: #ناصر_کرامت
#چکامه_پارسی

@AdabSar
🔷💠🔹🔹
ادب‌سار
پارسی این نوشته چیست؟ پیشنهادهای خود را برای ما بفرستید تا در ادب‌سار همرسانی کنیم. شما می‌توانید یکی از بندها را گزینش و به پارسی بازنویسی کنید. @New_View 🌊 ماده ۴ کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر: طرف‌ها فعالیت‌های خود در دریای خزر به منظور دریانوردی، برداشت،…
۴- #میلاد_فرخ_وند

🌊 ماده‌ی ۴ سازوکار دادیک دریای کاسپی:
همبازها کنش‌های خود در دریای کاسپی به هدف دریانوردی، برداشت، بهره‌برداری و پشتیبانی از سرمایه‌های زنده‌ی آبی، یافتن و بهره‌برداری از بن‌مایه‌های بستر و زیربستر و همچنین دیگر کنش‌ها را برپایه‌ی این پیمان‌نامه، دیگر سازش‌نامه‌های میان همبازها که همراستا با این پیمان‌نامه و دات‌های کشور خود باشند، انجام خواهند داد.

🌊 ماده‌ی ۱۷ پیمان‌نامه‌ی سازوکار دادیک دریای کاسپی:
همبازها باید برای ستیز با مرگ‌افکنی فراکشوری و فراهمیدن دارایی‌های آن، نهان‌رسانی جنگ‌افزار، افیون‌ها، ماده‌های روانگردان و پیش‌سازه‌های آن‌ها، همچنین شکار بی‌پروانه و پیشگیری و رویارویی با نهان‌رسانی کوچندگان از راه دریا و دیگر بزه‌ها در دریای کاسپی با یکدیگر همکاری کنند.
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

جهان رنگ چه دارد بجز غبار فسردن؟
نیاز سنگ کُن این شیشه از شکست برون‌آ
صائب تبریزی

کم‌کم به‌جایی می‌رسیم که گویی ما و زبان چنان همنوا می‌شویم که زنگ در زنگار.

فرزانش = فلسفه
فرزان ماتیک = فلسفه‌ی ادنی
فرزان روشن گشت = فلسفه‌ی اشراق
دین اندیشی = فلسفه‌ی دینی
فرزانش خاور = فلسفه‌ی شرق
فرزانه‌وار = فلسفی
فرزانش جستار = فلسفه‌ی بحثی
فرزانش برتر = فلسفه‌ی خاصیه
فرزان یانیک = فلسفه‌ی ذوقی
فرزان بینشی = فلسفه‌ی کشفیه
فرزان‌انگاری = فلسفه‌ی نظری

گویی ما بدون زبان پارسی نام دیگری داریم.

فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#فلسفه #فلسفی

📖 بن‌مایه‌ها:
۱- فرهنگ واژه‌های نژاده سیمین حلالی با برساخته‌های دکتر کزازی
۲-فرهنگ‌نامه‌ی پارسی آریا جواد دانشیار
۳- فرهنگ عربی پارسی المنجد

@AdabSar
🔷💠🔹🔹
ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅پالایش زبان پارسی 🔻بِالاجبار = به‌ناچار، به‌زور نمونه: 🔺هوا طوفانی شد و بالاجبار برگشتم = هوا توفانی شد و به‌ناچار برگشتم 🔺نباید بالاجبار کاری را به کسی تحمیل کرد = نباید به‌زور کاری را به کسی سربار کرد نباید زورکی کاری را به کسی سربار…
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

🔻بِالتَّبَع (به تَبَعِ) = به دنبال

نمونه:
🔺بارندگی در کشور کاهش یافت و بالتبع دچار خشکسالی شدیم =
بارندگی در کشور کاهش یافت و به دنبال آن دچار خشکسالی شدیم

🔺به تبع گرمی هوا، مصرف آب هم زیاد شده است =
به دنبال گرمی هوا، کاربرد آب هم افزون شده است


🔻بِالطبع = به سرشت، از روی سرشت

نمونه:
🔺تمام انسانها بالطبع دوستدار دانایی‌اند =
همه‌ی آدم‌ها از روی سرشت دوستدار دانایی‌اند

🔺سریال «شهرزاد» بسیار خوش‌ساخت و بالطبع بسیار پرفروش بود =
دنباله‌دار «شهرزاد» بسیار خوش‌ساخت و به‌سرشت بسیار پرفروش بود


🚩دنباله دارد

#مجید_دری
#پارسی_پاک #بالتبع #بالطبع
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔥🔥 @AdabSar 🔥

و شهریورت باد پیروزگر
به نام و بزرگی و فرّ و هنر!
#شاهنامه #فردوسی

🔥 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🔥 بخش نخست - جشن شهریورگان یا آذرجشن

🍃🍂 شهریورگان یکی از جشن‌های بسیار کهنِ ده روزِ نخستِ شهریور از دسته‌ی جشن‌های دوازدگانه‌ی سال در ایران باستان بود که پس از پیدایش کیش زرتشتی ریخت دینی یافت. این جشن در گاهشمار کهن ایرانی برابر با روز چهارم شهریور(شهریور روز از شهریور ماه) برگزار می‌شد.
واژه‌ی شهریور برگرفته از واژه‌ی اوستایی «خشَترَه وَئیریَه»(کشور یا شهریاری + آرزو) به چمار(معنی) شهر و شهریاری شایسته، آرزو شده و نیرومند و همچنین آرمانشهر داری است. این واژه در پارسی پهلوی «خشتریور» بود.

🍃🍂 شهریور نام یکی از فرشتگان است که در جهان مینوی نماینده‌‌ی شهریاری نیرومند و باشکوه خدا بود که بخت و دارایی به مردم ارزانی می‌داشت و در جهان گیتایی یا زمین نگاهبان توپال‌ها(فلزات) و جنگ‌ابزارها بود و سیم و زر را چنان در میان آدمیان بخش (تقسیم) می‌کرد که دیو فتنه و آشوب نتواند بر زمین رخنه کند. در افسانه‌ها او خواهان فرّ و بزرگی و نیرومندی برای مردمان و دستگیری از نیازمندان است.
شهریور میان ایزدان که با پیدایش کیش زرتشتی امشاسپند یا فرشته نامیده شدند پس از بهمن جایگاه دوم را دارد. او نمود توانایی و شکوه خدا است.

🍃🍂 «بیرونی» شهریورگان را که روز دستگیری از تهیدستان بود روز دوستی و آرزو نامید و آن را آذرجشن یا جشن آتش خواند. جشن‌های آذرگان، سده و سوری دیگر جشن‌های آتش هستند، هرچند که آتش‌افروزی آیین بیشتر جشن‌ها در ایران بود.
بیرونی از زبان «زادویه»(موبد زرتشتی که آگاهی بسیاری از آیین‌های ایرانی به بیرونی داده) نوشته که شهریورگان جشنی خانگی است. این جشن در گذشته آغازگر زمستان و سرما بود که آتش‌های بزرگ در خانه‌ها می‌افروختند و خدا را می‌ستودند و برای خوردن خوراک و برپایی جشن و شادمانی گرد هم می‌آمدند. آن‌ها باور داشتند این آتش سرمای زمستان و چیزهایی را که برای گیاهان زیان‌آور است از میان می‌برد.

🍃🍂 با این گفتار، باز هم چندان آشکار نیست که چرا به شهریورگان جشن آتش می‌گویند. در گذشته‌های دور سال دو بخش تابستان بزرگ و زمستان بزرگ داشت. بهار و پاییز هم بیش از سه هزار سال درازا ندارند. یک گمان این است که شهریورگان همان آذرگان است که در پایان تابستان بزرگ برگزار می‌شد و با دگرگونی در گاهشماری(تقویم) به چهار وَرشیم(فصل)، به دو جشن بخش شده است.

🍃🍂 در شاهنامه دو جا از شهریور نام برده شده؛ یکی آنجا که رستم نزد کیخسرو می‌رود و آغاز به بزرگداشت و ارجمند شمردن شاه می‌کند.
دیگری داستان رفتن بهرام گور به شکارگاه و کشتن شیران است که بر پایه‌ی شاهنامه روزی بود که «ابر شهریور» برآمد و همه‌جا پر از سیاهی شد.

🍃🍂 شهریور شهریاری آرمانیِ خرد، رها و آزاد از روش و کیش است.
در گات‌ها پس از ستایش شهریور از شهریاری مینویی، ویژگی‌های اینگونه شهریاری و کشورداری سخن رفته است:
«مرتو(انسان) از میان آن دو همچون راست‌کردار و پیشرفت‌دهنده و افزاینده منش پاک را برای خود برمی‌گزیند. ای مزدا پس هیچگاه پاسبان و رهبر دروغین و فریبکار با خودنمایی و مردم فریبی به پاکی از برای نام نیک و یاد نیک بهره‌مند نگردد.»
در نسک(کتاب) دینکرد آمده که بدترین پادشاه آن بددین و بدکنشی است که کُشنده‌ی بی‌گناهان باشد و پادافره(مجازات) یا کیفر سزای آن کسی است که چنین دروغگویی را پادشاه کند.

🍃🍂 در نسک پهلوی بندهش آمده که گیاه شاهسپرغم یا شاهسپرم(ریحان) گیاه ویژه‌ی شهریور و آرامش‌بخش روان اندوهناک آدمی است. بوی شادی‌آفرین آن اندوه روان را می‌پالاید و چونان بوی پادشاهی است.
ابوالقاسم آخته نوشته است که شهریورگان جشن کشاورزان بود. در پایان تابستان و هنگام برداشت فراورده‌های کشاورزی، کشاورزان دست‌رنج خود را می‌دیدند و شاد می‌شدند. از سویی برای کشت پاییزه آماده می‌شدند که با نیایش و آیین‌های شاد همراه بود.

🍃🍂 شهریور فرشته‌ی نرینه به‌شمار می‌رفت و امروز زرتشتیان روز شهریورگان را به شوند(دلیل) نماد شهریاری بر درون، خرد و رفتار، روز پدر نامیده‌اند. در ایران باستان روز نخست دی‌ماه روز خواهر و برادر(پیوند خواهر و برادری پادشاهان با مردم)، جشن بهمنگان در بهمن‌ماه روز مردان نیک‌اندیش و اسپندگان(سپندارمذگان) روز زن و زمین بود.

#پریسا_امام_وردیلو
____________
📚 بن‌مایه‌ها:
۱- جشن‌ها و آیین‌های ایرانی #منصوره_میرفتاح
۲- گاهشماری و جشن های ایران باستان #هاشم_رضی
۳- جشن‌ها و آیین‌های شادمانی در ایران #ابوالقاسم_آخته
____________
#جشن_های_ایرانی #جشن_شهریورگان #شهریورگان #آذرجشن

🔥🔥 @AdabSar 🔥
👍1
ادب‌سار
پارسی این نوشته چیست؟ پیشنهادهای خود را برای ما بفرستید تا در ادب‌سار همرسانی کنیم. شما می‌توانید یکی از بندها را گزینش و به پارسی بازنویسی کنید. @New_View 🌊 ماده ۴ کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر: طرف‌ها فعالیت‌های خود در دریای خزر به منظور دریانوردی، برداشت،…
۵- #جاوید_پیشرو

🌊 بند ۴ پیمان‌نامه‌ی سازمان سِزِگانی دریای کاسپین:
کشورها[ی] [پیرامون] کُنشگری‌های خود[را] در دریای کاسپین برای دریانوردی، برداشت، بهره‌وری و پشتیبانی از سرمایه‌های زنده‌ آبی، یابش/یافتن و بهره‌برداری از سرمایه‌‌های بستر و زیربستر و همچنین دیگر کُنشگری‌ها میانِ کشورها که همسو با این پیمان‌نامه باشد و آیین‌نامه‌ی کشور خود به کار خواهند گرفت.

🌊 بند ١٧ پیمان‌نامه‌ی سازمان سِزِگانی دریای کاسپین:
کشورها باید برای پیکار با هراس‌افکنِ فراکشوری و فراهم‌آور[نده‌ی] خواسته‌های آن، پوشیده/نهفته‌رسانی جنگ‌افزار، افیون، روان‌گردان‌ها و ساخت‌مایه‌های آن؛ همچنین پیشگیری از شکارِ ناروا[ی] [آبزیان]، رویارویی با پوشیده/نهفته‌نوردی از راه دریا و دیگر بزه‌ها در دریایِ کاسپین با یکدیگر همکاری کنند.

پ.ن: بَزه ریختِ کهن‌تر بِزه است.
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

درخت زبان پارسی را از نو برویانیم.
#ناصر_انقطاع

بی نگرانی از پادورزی‌ها و ریشخندها از نوواژگان پارسی پشتیبانی کنیم و آن‌ها را در نوشته‌های خود به‌کار ببریم.

پی‌داره = سری
پی‌دار = سریال
پی‌داره‌ای = سریال
فرگرد = فصلChapter
👈 او مایل است که فصل دوم سریال را ببیند = او خواهان است که فرگرد دوم پی‌داره را هم ببیند.
👈 شماره‌ی پی‌داره را بخوان.

آوام = فصل Season
هازمان = جامعه
باهمستان = اجتماع
زَنتو = قبیله، ایل، خاندان
👈 زَنتوگرایی، پنامی (مانعی) در راه پیشرفت هازمان است.
هازمان از ریشه‌ی هک به مانک همراهی و باهم بودن است. هازمان به مانک جامعه هنوز در میان زرتشتیان کاربرد دارد.

«زَنتو» واژه‌ای اوستایی به مانک ایل، خاندان و طایفه است. این واژه در پارسی میانه به ریخت زند در آمده است و در فرهنگ دهخدا نیز آورده شده است. همچنین پنامیدن در نوشتارهای کهن پارسی به مانک (منع کردن) به کار رفته است.

زبان پارسی را می‌ستاییم
که تا هستیم با آن هم‌نواییم

فرستنده #بزرگمهر_صالحی

بن‌مایه‌ها
۱- واژه‌نامه‌ی دهخدا
۲- اوستا به گزارش جلیل دوسخواه
۳- فرهنگ واژه‌های زبان پارسی

@AdabSar
🔷💠🔹🔹
ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅پالایش زبان پارسی 🔻بِالتَّبَع (به تَبَعِ) = به دنبال نمونه: 🔺بارندگی در کشور کاهش یافت و بالتبع دچار خشکسالی شدیم = بارندگی در کشور کاهش یافت و به دنبال آن دچار خشکسالی شدیم 🔺به تبع گرمی هوا، مصرف آب هم زیاد شده است = به دنبال گرمی هوا،…
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

🔻بِالذات(ذاتاً) = به زاد، به خود، به گوهَر، به گوهَره

نمونه:
🔺هیچ انسانی شرورِ بالذات نیست =
هیچ آدمی بدکردارِ به‌گوهره نیست
هیچ کس بدکردارِ به گوهر نیست
هیچ آدمی بدکردارِ به زاد نیست

🔺آیا انسان قائم‌بالذات می‌باشد، یا خالقی دارد؟=
آیا انسان ایستا به خود است یا آفریننده‌ای دارد؟


🔻بِالعکس = باژگونه، واژگونه، وارون، وارونه

نمونه:
🔺نه‌تنها خوشش نیامد، که بالعکس بدش هم آمد =
نه‌تنها خوشش نیامد، که به‌وارون بدش هم آمد
نه‌تنها خوشش نیامد، که باژگونه بدش هم آمد

🔺پرواز ایران به آمریکا و بالعکس باید برقرار شود =
پرواز ایران به آمریکا و به‌وارون باید برپا شود
پرواز ایران به آمریکا و وارونه باید برپا شود

🔺اول مرغ بود و بعد تخم‌مرغ؟ یا بالعکس؟ =
نخست مرغ بود و سپس تخم‌مرغ؟ یا واژگونه؟
نخست مرغ بود و سپس تخم‌مرغ؟ یا به‌وارونه؟

🔺به دیکشنری انگلیسی‌به‌فارسی و بالعکس احتیاج دارم =
به واژه‌نامه‌ی انگلیسی‌به‌پارسی و واژگونه نیاز دارم
به واژه‌نامه‌ی انگلیسی‌به‌پارسی و وارونه نیاز دارم


🚩دنباله دارد

#مجید_دری
#پارسی_پاک #بالذات #ذاتا #بالعکس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸