ادب‌سار
13.3K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
💫

دل می‌خورد غم من و من می‌خورم غمش
دیوانه غمگساری دیوانه می‌کند

ای زلف یار سخت پریشان و درهمی
دستِ بریده‌ی که تو را شانه می‌کند

#صائب_تبریزی
@AdabSar
کوششی ارزشمند
در راستای پارسی‌نویسی
در برخی رویه‌ها(صفحات) روزنامه‌ی «مهد تمدن»
🗞 @AdabSar
گفتم که لبت! گفت: «مکیدن دارد»
گفتم: «دهنت»! گفت: «ژکیدن دارد»
گفتم که دلم! گفت: «اگر آب شود
از چشم تَرَت به رخ چکیدن دارد»

📜دفتر دستان مستان
چارانه(رباعی) دل‌چکان
میرجلال‌الدین کزازی

🔍ژکیدن: غرولند زیر لب
با واژگان کمتر شنیده شده‌ی پارسی آشنا شوید.

🖋دستان مستان با دستینه(امضا)ی سراینده
بها: ۳۵ هزار تومان

❗️برای خرید پیام دهید: @MajidDorri

📚 فروشگاه ادب‌سار
📚 @AdabSaar
ادب‌سار
📝 @AdabSar واژه‌سازی و ما بخش بیست و چهارم فرستنده #بزرگمهر_صالحی سازه‌های برون‌زبانی ساختارهایی که در یادداشت پیشین به آن‌ها نُمارش (اشاره)، با خود زبان درپیوند نیستند، ونکه (بلکه) با فرهنگ، گرایش‌ها، آرا و اندیشه‌های هازمان(جامعه) زبانی درپیوند هستند.…
📝 @AdabSar
واژه‌سازی و ما
بخش بیست و پنجم
فرستنده #بزرگمهر_صالحی

در بخش بیست و چهارم بخش گسترش ماناکی و وام‌گیری واژه ها را باز گفتیم. واژه‌سازی(ساخت‌واژه) یکی از بخش‌های دانش زبان‌شناسی است که در درازنای فرایندهایی برای ساختن واژه و یکان‌های زبانی برابر شیوه‌ها و پایه‌های ویژه‌ی هر زبان به کار گرفته می‌شود. از فرایندهای واژه‌سازی می‌توان همکنش، ریشه‌گیری، ستُردن و کوته‌نوشت(ترکیب، اشتقاق، ترخیم و اختصار) واژه‌های آمیخته را نام برد. تاریخ بیهقی یکی از نسک‌های بازمانده‌ی زبان پارسی است که فرایندهای واژه‌سازی یادشده در آن به‌کار رفته است.

👈 همکنش یا همکرد روشی است که در آن با آمیختگی دو واژه، واژه‌ای نو ساخته می‌شود. مانند گُلخانه، گلخن، سنگفرش، آب انبار. در این روش برای نشان دادن یک چیز، از آمیختن ویژگی‌هایش واژه‌ای نو می‌سازند. ناهمگونی این شیوه با روش پیشین در این است که در روش دوم، واژگان پایه شکسته شده و سپس از درآمیختن آن‌ها واژه‌ای نو پدید می‌آید. مانند فینگلیش و سراچه.

👈 ریشه‌گیری (اشتقاق):
به جای میِ سرخ کین آوریم
کمان و کمند و کمین آوریم
فردوسی

ریشه‌گیری به مانک گرفتن و جدا کردن است و در اینجا به مانک به دست آوردن چند واژه از یک ریشه است.

👈 ستردن (ترخیم):
گونه‌ای زدایش می‌باشد. در دستور زبان، انداختن واج پایانی واژه، مانند انداختن واج نون از پایان بن‌ریشه است. مانند رفت/رفتن و گفت/گفتن. در بخش بیست و ششم و پایانی این جُستار به سرینام یا کوته‌نوشت واژه می‌پردازیم که از واج‌های نخست چند واژه گرفته شده باشد. در انگلیسی به آن abbreviation گفته می‌شود.

گسترده باد شاخسار زبان پارسی


دنباله دارد
#واژه_گزینی
📝 @AdabSar
📐 @AdabSar

#ایده = پرمانگ، مانژه
#ایدئولوژی = مانگان
#ایدئولوژیک = مانگانی
#ایدئولوگ = مانژه‌پرداز
#ایده_آل = مانیژه‌بنیان
#مفهوم = پَـرمانه
#معنوی #غیرمادی = مینو، مینوی، مینویی

اکنون به پیچیدگی این واژگان در نوشتارهای زبان پارسی می‌پردازیم؛ سازه‌ای ساده ولی ناهموار بهره بردن از همین ریشه «مان» و افزودن پسوند «ژه» کوچک‌ساز به این ریشه و ساخت واژه‌ی «مانژه» است.

پسوند کوچک‌ساز ژه را در واژه‌های مژه و نایژه می‌بینیم. مانژه با این ساخت، به مانک اندیشه‌ی کوچک یا اندیشه‌ی فتادی(موردی)، به‌خوبی رساننده‌ی مانَـک(معنی) «ایده» است. همچنین مانژه ریخت جداسانی (متمایزی) دارد که مایه‌ی آن می‌شود که واژه از نگر چِبود(هویت) زبانزدی پدافندپذیر باشد: «واژه باید چِبودی روشن و برجسته داشته باشد. از واژه‌هایی که در گفتار مردم، مانک ویژه می‌دهد و به فردید(منظور)های گوناگون به‌کار می‌رود باید پرهیز کرد» (برداشتی آزاد از: مبانی علمی واژه‌سازی و واژه‌گزینی، علی کافی).

«مان/من» به مانک اندیشه در واژه‌هایی چون شادمان، پژمان، دشمن، هومن بودش دارد. در «واژه‌نامه‌ی مانوی» نیز واژه‌ی «پرمانگ/پرمانه» و «پرمایشن/پرمایش» در مانک‌های اندیشه/فکر/ایده و واژه‌ی «پرمای» به مانک اندیشیدن به‌کار می‌رفته است. (برگرفته از: فهرست واژگان ادبیات مانوی در متن‌های پارسی میانه و پارتی، مری بویس).

در پارسی میانه هم «مِنیدن» به مانک اندیشیدن بوده است (زبان پهلوی، ادبیات و دستور آن، ژاله آموزگار و احمد تفضّلی).

اکنون براین پایه می‌توانیم «مانگان» را نیز برای ایدئولوژی و «مانگانی» را برای ایدئولوژیک به‌کار ببریم. «مانژه‌پرداز» و «مانیژه‌بنیان» نیز می‌توانند برابرنهادهایی برای «ایدئولوگ» و «ایده‌آل» باشند. واژه‌ی باپیشینه‌ی «پَرمانه» را نیز می‌توان در مانک «مفهوم» جای‌گذاری کرد. همچنین چنانکه گذشت، «مینو» و «مینویی/
مینوی» نیز برابرنهاده‌های ریشه‌داری برای واژه‌های «غیرماده» و «معنوی» هستند.

فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#پیام_پارسی
📐 @AdabSar
🌍🖋 فروکاستن و شناساندن زبان پارسی، تنها به نام زبان چامه و ادب در درازنای هزار سال گذشته نادرست است.
زبان پارسی در هزاره‌ی گذشته زبان دیوانی و آیین‌مند(رسمی) فرمدارهای(دُوَل) ترک‌تبار و ترک‌زبانی مانند غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، ایلخانیان، تیموریان، آق‌‌قویونلو، قره‌‌قویونلو، گورکانیان هند، خانات آسیای میانه، صفویان و دوره‌هایی از فرمانروایی عثمانی، افشاریه و قاجاریه نیز بوده است.


برداشت آزاد و ویرایش شده از یادداشت #وحید_بهمن
🌍🖋 @AdabSar
ادب‌سار
🌲 واژگان پارسی در زبان عربی باشا، باشَه = از پارسی پای شاه، وزیر دربار که در جای پای شاه می‌نشست باشِق = از پارسی باشِه یکی از بازها (موش‌گیر) باطیه = از پارسی بادیه، پاتیل باع = از پارسی باز، بازه (اندازه‌ی باز کردن دو دست) باغ = از پارسی باغ باغستان = از…
🏕 واژگان پارسی در زبان عربی

باله = از پارسی پیله، جوراب کلفت(از پیله‌ی کرم ابریشم)
بانوکه = از پارسی بانوچه، بانوی کوچک، دوشیزه، دختر نوجوان
بانو = از پارسی بانو
باوَر = از پارسی باور، شهری در یمن
بای باف = از پارسی پای باف
بایخ = از پارسی باختن
بایخَست = از پارسی پای‌خاست، می بامدادی
بایدان = از پارسی پایدان، پایدار
بایکیر = از پارسی بایگیر، دام توری شکار
بَبّان = از پارسی ببان، یگانگی، یکرنگی، روش
بَب = از پارسی فرپه، رَوش
ببَر = از پارسی ببر

🏕 @AdabSar
دنباله دارد

📜 بازخن‌ها:
۱- فرهنگ دانشگاهی عربی - پارسی از المنجدالابجدی بیروت ۱۹۸۷
۲- معجم المعربات الفارسیه
۳- واژه‌نامه‌ی دهخدا

فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی

🏕 @AdabSar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌳🌸🌼
🌸🌼
🌼
کسی را کجا* دل بر آهو** بُوَد
روانش ز مُستی*** به نیرو بُوَد
به بیچارگانْ‌بَر ستم سازد اوی
گر از خیره گردن برافرازد اوی

بکوشیم و نیروش بیرون کنیم
به درویشْ ما نازش افزون کنیم

کسی کو نپرهیزد از خشمِ ما
همی بگذرد تیز بر چَشمِ ما
همی بِستر از خاک جوید تنش
همان خنجرِ هندُوی گردنش

به فرمان ما چَشم روشن کنید
خرد را بر این رزم جَوشَن کنید
#فردوسى

و در این هفته امید آن‌که:
نباشد و گرچه بُوَد در نهان
که بدخواه تو دور باد از جَهان
-----------------------------------
*کجا = که
آهو = عیب
*
مُستی = ناله، شِکوِه


فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌸
🌼🌸
🌳🌼🌸
ادب‌سار
🏕 واژگان پارسی در زبان عربی باله = از پارسی پیله، جوراب کلفت(از پیله‌ی کرم ابریشم) بانوکه = از پارسی بانوچه، بانوی کوچک، دوشیزه، دختر نوجوان بانو = از پارسی بانو باوَر = از پارسی باور، شهری در یمن بای باف = از پارسی پای باف بایخ = از پارسی باختن بایخَست =…
🦜 واژگان پارسی در زبان عربی

بَبَّغاء = از پارسی ببغا، توتی(طوطی)
بَبه = از پارسی پپه، نادان
بَتَک = از پارسی پت، پارچه‌ی پشمی کلفت
بَتَک = از پارسی پتک، نوار بند پای، چکش آهنگران
بَتِیّه = از پارسی پاتیل، دیگ بزرگ
بُچ = از پارسی بچه، جوجه مرغ
بجاد، بجاذ = از پارسی یک سنگ گران‌بها مانند یاقوت سبز
بجایش = از پارسی جابه‌جایی
بجّه = از پارسی بچه
بَخ بخ = از پارسی به‌به، خوش خوش
بُخت = از پارسی بختی شتر خراسانی
بَخت = از پارسی بخت
بُختَج = از پارسی می پخته، دوشابی بسیار پخته و مستی‌آور

🦜 @AdabSar
دنباله دارد

📜 بازخن‌ها:
۱- فرهنگ دانشگاهی عربی - پارسی از المنجدالابجدی بیروت ۱۹۸۷
۲- الکلمات الفارسیه فی‌المعاجم العربیه جهینه نصر، علی طلاس. ۲۰۰۳
۳- واژه‌نامه‌ی دهخدا

فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی

🦜 @AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

#اهمال = فروگذاشت، ول‌انگاشت، سستی

نمونه‌ها:
🔻او در كار خود اهمال كرد =
او در كار خود كوتاهی كرد
او در كار خود فروگذار كرد
او در كار خود سستی كرد
او در كار خود ول‌انگاری كرد

🔺آدم اهمال‌كاری است =
آدمی فروگزارنده است
آدم سست‌كاری است
آدم خواركاری است
آدم شل‌انگاری است
آدم ول‌انگاری است
آدم شل‌افزاری است
آدم شل‌اوزاری است

👈 این‌ها را همچنین می‌توان گاه برای واژه‌ی تازی #لاابالی كه فزون بر این‌ها، به چم «بی‌بندوبار» و یا «بی‌پروا» هم هست، به‌كار برد.

#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
⛵️ «جشن وخشنکام» جشنی در ستایش «آمودریا» یا «رود جیهون» بود که بیشتر در سرزمین‌های اَپاختَر خورآیی(شمال شرقی) ایران پهناور برگزار می‌شد.
زمان برگزاری آن «آبان‌روز» از اسپندماه برابر با دهم اسپند بود.

در کرانه‌ی خورآیی خراسان بزرگ یا سرزمین آفتاب، دو رود بزرگ «جیهون» و «سیهون» روان است. نام کهن آن‌ها «آمودریا» و «سيردريا» بود. سرزمین میان آن‌ها ورارود یا فرارود(ماوراءالنهر) نام دارد. آمودریا مرز ایران و توران و رودی باارزش نزد مردم و فرمانروایان ایران بود. زیرا ایرانیان همواره ارجدان آب و زیست‌بوم بودند.

آمودريا با نام «آب پنج/پنج‌آب»، از کوه‌های «پامیر»(بلندی‌های هُکَر در اوستا) سرچشمه می‌گیرد. این رود در گذشته‌های دور به «دریای کاسپی» (دریای فراخکرت در اوستا) سرازیر می‌شد. ولی امروز به دریاچه‌ی «آرال» می‌ریزد.

آموی، آمویَه، آبِهی، آب‌بِهی، بِه‌رود، وِه‌رود، وخشو، وخشاب، جیهون، مولیان و جوی مولیان نام‌های آمودریا در گذر زمان بوده‌اند. در روزگار هخامنشیان به آن «وخاب» می‌گفتند.

نمای آمودریا و سیردریا در سوی اپاختر و سوی خورآسان فرتور(عکس) پیداست.

#جشن_های_ایرانی #جشن_وخشنکام #وخشنکام #اسپندگان
⛵️ @AdabSar
ادب‌سار
⛵️ «جشن وخشنکام» جشنی در ستایش «آمودریا» یا «رود جیهون» بود که بیشتر در سرزمین‌های اَپاختَر خورآیی(شمال شرقی) ایران پهناور برگزار می‌شد. زمان برگزاری آن «آبان‌روز» از اسپندماه برابر با دهم اسپند بود. در کرانه‌ی خورآیی خراسان بزرگ یا سرزمین آفتاب، دو رود بزرگ…
🛶 نام #جشن_وخشنکام از رود «وخش» یا «سرخ‌آب»، بزرگترین شاخه آمودریا گرفته شده است.
ابوریحان بیرونی، #وخشنکام را «فرشته‌ی جیهون» می‌دانست که در پیوند با اناهید یا آناهیتا، ایزدبانوی آب یا نمود دیگری از او بود. گفته شده که این جشن در پیوند با #اسپندگان و برای سبز و بارور شدن زمین هم بود.

آمودریا، بزرگترين رود همه سرزمين‌های ايران و آسیای میانه بود و در گذرگاه بیش از ۲۵هزار گز(متر)ی خود از رودها، دریاچه‌ها، تالاب‌ها و آبشارهای بسياری برخوردار می‌شود.
رود وخش که از آسیای میانه و کشور تاجیکستان سرچشمه می‌گیرد، به آمودریا می‌ریخت. امروز در تاجیکستان بر آن آب‌بند زده‌اند.

🛶 #رودکی سروده است:

بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربان آید همی
ریگ آموی و درشتی راه او
زیر پایم پرنیان آید همی
آب جیهون از نشاط روی دوست
خنگ ما را تا میان آید همی
ای بخارا! شاد باش و دیر زی
میر زی تو شادمان آید همی
میر ماه است و بخارا آسمان
ماه سوی آسمان آید همی
میر سرو است و بخارا بوستان
سرو سوی بوستان آید همی
آفرین و مدح سود آید همی
گر به گنج اندر زیان آید همی!


فرتور(عکس): نگاره نبرد ایران و توران در کرانه جیهون
#جشن_های_ایرانی
🛶 @AdabSar
ادب‌سار
🦜 واژگان پارسی در زبان عربی بَبَّغاء = از پارسی ببغا، توتی(طوطی) بَبه = از پارسی پپه، نادان بَتَک = از پارسی پت، پارچه‌ی پشمی کلفت بَتَک = از پارسی پتک، نوار بند پای، چکش آهنگران بَتِیّه = از پارسی پاتیل، دیگ بزرگ بُچ = از پارسی بچه، جوجه مرغ بجاد، بجاذ =…
🧵 واژگان پارسی در زبان عربی

بَختَذ، بختره = از پارسی بخت‌یار زیبایی همراه با خود پسندی، برگرفته آن تبختُر
بختیار = از پارسی بخت یار، خوش بخت
بَخُس = از پارسی بَخس کشتزار بش(دیم) و کمبود دار، پژمرده و افسرده.
بخشیش = از پارسی بخشش، بخشیدن.
بُختُق = از پارسی بخیه،دوزندگی، روبند کنیزان.
بُد = از پارسی بُت، بُتخانه
بَدرَقِه ،بذرقه = از پارسی بَدرَهِه، پادَدَرهِه، پادره، به دَرگَه.
بدَسغان، بدسکان = از پارسی بدسگان، دارای اَنگُم(صمغ) دارویی است.
بدکونیه(عراقی) = از پارسی بد گونیا (زاویه‌ی کج) بدگونه
بَدِل جام = از پارسی بَدل گُام، سُرکِش
بَذارِه = از پارسی بَرز، بَرزاَفشان

🧵 @AdabSar
دنباله دارد

📜 بازخن‌ها:
۱- فرهنگ دانشگاهی عربی - پارسی از المنجدالابجدی بیروت ۱۹۸۷
۲- الکلمات الفارسیه فی‌المعاجم العربیه جهینه نصر، علی طلاس. ۲۰۰۳
۳- واژه‌نامه‌ی دهخدا

فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی

🧵 @AdabSar
🧡
من دل به کسی جز از تو آسان ندهم
چیزی که گران خریدم ارزان ندهم

صد جان بدهم در آرزوی دل خویش
وان دل که تورا خواست به صد جان ندهم


#انوری
#چکامه_پارسی
@AdabSar
همه فرّ و فروغ و فیروزی است
فرودینگان و آفرینگان است
فرور آیین و جشن فَروَرهاست
جشن جاوید جان و جانان است!

📜دفتر «دستان مستان»
از سروده‌ی بلند «جشن آغاز»
میرجلال‌الدین کزازی

🖋دستان مستان با دستینه(امضا)ی سراینده
بها: ۳۵ هزار تومان

❗️برای خرید پیام دهید: @MajidDorri

📚 فروشگاه ادب‌سار
📚 @AdabSaar
❤️
بدبختی و نادانی من بین که دلِ یار

یک‌بار به کف نامده صدبار شکستم

#قدسی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی

«مسئول» و واژه‌های هم‌ریشه‌ی آن تازی و بیگانه‌اند و به‌جای آن‌ها می‌توان واژه‌های نغز و شیوای پارسی را به‌کار برد.

#مسئول = سرپرست، کارگزار، پاسخ‌گو، پاسخ‌وَر، پاسخ‌دِه
#مسئولان #مسئولین = سران، کارگزاران، دست‌اندرکاران
#مسئولیت = گردانندگی، سرپرستی، پاسخ‌وَری، پاسخ‌گویی

نمونه‌ها:
🔻مسئول این اداره كیست؟ =
گرداننده‌ی این ستاد كیست؟

🔺مسئولیت هر اتفاق غیرمترقبه‌ای با جناب‌عالی است =
پاسخ‌گویی هر رویداد ناگهانی‌ای با شماست

🔻اگر نعوذ بالله واقعه‌ی سوئی اتفاق بیفتد، مسئولش شما هستید =
اگر خدای‌نكرده (پناه برخدا) پیشامد بدی رخ دهد، پاسخگو شمایید

🔺هر كس مسئول اعمال خود است=
هر كه پاسخ‌وَر كردار خویش است

#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
ادب‌سار
📝 @AdabSar واژه‌سازی و ما بخش بیست و پنجم فرستنده #بزرگمهر_صالحی در بخش بیست و چهارم بخش گسترش ماناکی و وام‌گیری واژه ها را باز گفتیم. واژه‌سازی(ساخت‌واژه) یکی از بخش‌های دانش زبان‌شناسی است که در درازنای فرایندهایی برای ساختن واژه و یکان‌های زبانی برابر…
📝 @AdabSar
واژه‌سازی و ما
بخش بیست و ششم و پایانی
فرستنده #بزرگمهر_صالحی

گسترش ماناک(بسط معنایی) و رازگردانی*

اگر می‌خواهید چیزی را به‌ یادتان بسپارید، ماناک(معنی) آن را گسترش دهید. برای روشن شدن این جُستار، در روزنامه‌ای، درباره‌ی گسترش بیماری ویژه‌ای نوشته‌ای می‌خوانید که گفته دست‌اندرکاران بهداشت و درمان می‌کوشند این بیماری را درمان کنند.
در اندیشه‌ی خود پرسش‌هایی درباره‌ی انگیزه‌ها و پیامدهای این بیماری واگیردار پی‌ریزی کنید.

سرینام(کوته نوشت واژه):
سرواژه(واج نخست واژه) گونه‌ای واژه‌ی کوته‌نوشت است كه در آن واژه‌ای بر پایه‌ی نخستین واج‌های یک گزاره جایگزین آن می‌شود.
سرواژه به دو گونه بخش می‌شود:
۱- سرواژه‌ی واژگانی مانند واژگان پیش پا افتاده خوانده می‌شوند؛ مانند: ناجا و نزاجا.
۲- سرواژه‌های گفتاری مانند ردیف واج‌های الفبا خوانده می‌شود؛ مانند: VIP و ID در انگليسی.

برساخت(جعل) واژه:
شیوه‌ی دیگری که ریشه در مایه‌های باشا(موجود) واژگانی ندارد، آفرینش واژه است. واژه‌های نو که تازه ساخته می‌شوند.
برخی از واژه‌های آفریده شده در زبان انگليسی كه پایه و ریشه ندارند:
آسپرین aspirin
کلینکس cleenex
نایلون nylon
و…

ساختن همکنش‌ها(ترکیب):
در این فرایند دو یا چند واژه را در کنار یكدیگر می‌گذارند که ساختاری فرازشناسانه(نحوی) پیدا می‌کند به شیوه‌ای که بخش‌های آن گفتار با پیوندها به هم گره خورده باشند. در آن نما از همدایش‌های فرازشناسانه بهره جسته‌ايم.
«خانه‌ی سیمانی»، «آب‌وهوا» و «چرخ و فلک» نمونه‌هایی از همدایش‌های فرازین هستند.

بهرمندی از همدایش و ریشه‌گیری(اشتقاق):
بهره‌گیری از این دو روش، بومداتی(اقتصادی)ترین راه برای گفتن پنداشت‌های نویافته است. از میان روش‌های شش‌گانه‌ی بالا، تنها روش پایانی همدایش و ریشه‌گیری است که در دستگاه گردانش زبان(صَرف) آرام می‌گيرد.


🗞 بدرود تا پژوهشی دیگر در سازه‌های زبان پارسی
____________
📝 *پی‌نوشت: رازگردانی داده‌ها یکی از کارهای یادانبار(حافظه) است که به آدمی پروانه(اجازه) می‌دهد که فتاده‌های(موارد) یادگیری، ساختاری سزاوار اندوختن در مغز شوند تا پس از آن از انباره‌ی بلند زیم(حافظه بلند مدت) یا کوتاه زیم بازیابی شوند.
____________
📚 بازخَن‌ها(منابع):
۱-آرلاتو، آنتونی، ۱۹۳۰، درآمد بر زبان‌شناسی تاریخی، ترجمه يحیی مدرسی، ۱۳۸۴
۲- آشوری، داريوش، بازانديشی زبان فارسی، نشر مركز، ۱۳۷۲
۳- باطنی، محمد رضا، توصيف ساختمان دستوری زبان فارسی، ۱۳۷۲
۴- رضایی باغ بيدی، حسن، واژه‌شناسی و ریشه‌شناسی زبان انگلیسی، ۱۳۷۷
۵- طباطبایی، علاءالدين، فعل بسيط فارسی و واژه‌سازی، ۱۳۷۶
۶- فرشيدورد، خسرو، ساختمان دستوری و تحليل معنایی مركز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۲
۷- ناتل خانلری، پرويز، ساختمان فعل، انتشارات بنياد فرهنگ ايران، ۱۳۵۵
۸- وثوقی، حسين، واژه‌شناسی و فرهنگ‌نگاری در زبان فارسی، انتشارات باز، ۱۳۸۳
____________
📝 دوستان ارجمند این رشته یادداشت در اینجا به پایان رسید. می‌توانید بخش‌های پیشین را با جست‌وجوی برچسب #واژه_گزینی بخوانید.

📝 @AdabSar
🏡 «خانه تکانی» آمادگی میزبانی از فَرَوَهَر درگذشتگان

#خانه_تکانی پیش از نوروز از آیینی چند هزارساله و گویا هم‌سال با آمدن آریاییان به این سرزمین است.
خانه‌تکانی بر این باور استوار بود که ده روز و به گفته‌ای پنج روز مانده به نوروز، فَرَوَهَر(روح) پاک درگذشتگان(ریشه‌ی واژه‌ی فروردین) برای سرکشی به خانه‌ی زمینی خانواده خود بازمی‌گردند. اگر خانه پاک و آرامش و آشتی برپا باشد، خشنود می‌شوند و اگر نباشد، اندوهگین می‌شوند. خانه‌تکانی نشان از فرزانِش کهن ایرانی دارد که در پی آشفتگی، آراستگی و پاکیزگی می‌آید.

پس ایرانیان گَردِ فراورده‌های کشاورزی و خاکستر تنور را از خانه می‌تکاندند و خانه را آب و جارو می‌کردند. چیزهای کهنه را دور می‌ریختند و شکستن کوزه را که جایگاه آلودگی‌ها و اندوه‌های یک ساله بود بایسته می‌دانستند. آیین شکستن کوزه در جشن چهارشنبه‌سوری هم انجام می‌شود.
ایرانیان همراه با نو شدن جهان آفرینش گرد کهنگی از خانه می‌زدودند و رخت تازه برتن می‌کردند، غبار پلیدی و دشمنی را نیز از کاشانه‌ی دل می‌زدودند تا نیاکان خود را شاد کنند.

#جشن_های_ایرانی #اسپندگان
🏡 @AdabSar