ادب‌سار
12.6K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
Forwarded from ادب‌سار
💫

عصر است‌ و دلم در تب‌وتاب است بيا

اين چای‌ كنارت مِی ناب است بيا!

#نيلوفر_حقیقی
@AdabSar
💫

پـری بـودی و با من راز کردی
به ناز و عِشـوه عشـق آغاز کردی

مـرا آواز دادی، چـون رسیـدم
کبوتـر گشتی و پـرواز کردی


#هوشنگ_ابتهاج
@AdabSar
🍂🌱🌾🍁🍃
🍁@AdabSar
🌱 جهانا

جهانا! نهانا که راز تو بود!
نشیبم نمودی؛ فراز تو بود

دراز آمدت کوته، ای پرفریب
بدان سان که کوته دراز تو بود

تو را ناز، گُرم و گرفت و گداز
نیازآفرینی نیاز تو بود

چرا گفت باید ز ناز و نیاز؟
نیاز من است آنچه ناز تو بود

نواز من اکنون گداز تو باد!
گداز و نوازم، ز آز تو بود

هلا! گرگِ گیتی! به نازم، مگز
که نازت گزافتر ز گاز تو بود

جهانا! همانا ز تو جز گداز
ندید آنکه او دلنواز تو بود

ز مازت برون کی توان شد به راز
که رازت نهانتر ز ماز تو بود

دَدآیین تر از گرگ درّنده میش
زبونتر ز گنجشک باز تو بود

به ساز تو رقصند* خرد و بزرگ
چه ناساز و ناکوک ساز تو بود

به سوزی، بسازی؛ به سازی، بسوزی
شگفتا که آن سوز و ساز تو بود!

زمین توده جایِ فروسودگان
زمان توسن تیزتاز تو بود

پلی نیو چون گیو گُردی به گَرد
گُرازه زبونِ گُراز تو بود

نماز ار که دیو آدمی را نبُرد
از آن بود کو در نماز تو بود

که جز دیو، در بزم تو، در نشست؟
که جز اهرمن همتراز تو بود

همه هستیش را به هیچِ تو باخت
هر آن کس که او پاکباز تو بود

چو هفتادش افتاد، زَروان بگفت:
جهانا! نهانا که راز تو بود!

#میرجلال_الدین_کزازی
#چکامه_پارسی
🌱 شهریور ۱۳۹۰

✍🏻 در این سروده تنها واژه‌ی "رقص" پارسی نیست.
🍂@AdabSar
🌾🍃🍂🌿🍁
کسانی هستند که فرهنگ ایرانی را گرامی می‌دارند، ولی فرهنگ‌های بومی را خوار می‌پندارند. من نمی‌دانم آن فرهنگ ایرانی که در چشم خام‌اندیشان پسند است، کدام است؟

#میرجلال_الدین_کزازی
🇮🇷 @AdabSar 🇮🇷
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی

«فرانک»
🦋🦋 "فرانک" نامی زیبا و شاهنامه‌ای است.
گفته می‌شود "فرانک" دگرگون‌شده‌ی "پروانگ" یا "پرانگ" به چم پروانه یا جانور پران کوچک است. همچنین "فرانک" نام دیگر پرنده‌ی سیاه‌گوش است که در بیشه جلوتر از شیر می‌رود و با سدای خود جانوران را از آمدن شیر آگاه می‌کند. دهخدا "فرانه" و "فرانک" را یکی می‌داند.

🦋🦋 "پران" هم‌ریشه با پریدن و سبکبار چون پر و پری است. "ــَک" دگرگون شده‌ی "ــَگ"، پسوند کوچک و دوست‌داشتنی نمایاندن است. "فرانک" به مانی "پروانه" است.

🦋🦋 فریدون جنیدی، شاهنامه‌پژوه، می‌گوید "فرانک" و "فریدون" از یک ریشه هستند. از این دید "فرانک" دگرگون شده‌ی "سه‌آنک" یا "ثری‌انک" اوستایی است و نشانه‌ی سه‌پاره شدن آریاییان است. "ثری" امروز در پارسی به شماره‌ی ۳ و در انگلیسی به three دگرگون شده است.

🦋🦋 "فرانک" در شاهنامه‌ی فردوسی:
۱- نام مادر "فریدون" پیشدادی و همسر "آبتین" که ناگزیر شد فرزندش فریدون رو در بیشه‌ی مازندران و نزد گاوها رها کند. "فریدون" در بیشه(جنگل) پرورش یافت:
- "فران" بُدَش نام و فرخنده بود
به مهر "فریدون" دل آکنده بود!

۲- نام دختر برزین و یکی از همسران بهرام‌گور:
- مهین‌دخت را نام ماه‌آفرید
"فرانک" دگر بُد، دگر شنبلید!
#شاهنامه #فردوسی

🇮🇷🇮🇷 شماری از نام‌های ایرانی دخترانه و پسرانه‌ی هم‌آوا:
👧🏻 بارانک، فریماه، فریناز، فریوَش، فَروَه و...
👦🏻 فربد، فراز، فرزاد، فرشید، فرداد و...


#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#فرانک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻نظم = سامان، هماهنگی، سازماندهی، آرایش، رایش، رَستک، ایوسانی، سَهمان، آراستن، آراستگی، دِهناد
🔻نظم(در برابر نثر) = چامه، سَرواد، سرود
🔻نظم داد = سامان داد، بِسامانید
🔻نظم‌دادن = ساماندهی، هماهنگی، سیچیدن، سیجیدن، وابراستن، نِهیدن، رایِنیدن
🔻نظم‌دهنده = سامانگر، سازوَر، رایِنیتار، نِهِشگر، آراینده
🔻نظم‌یافتن = سامان‌یافتن
🔻ناظم = سامانگر، نِهِشگر، سازوَر، آراینده، یارسالار(در آموزشگاه)، سراینده
🔻بی‌نظم = نابسامان، درهم‌ریخته، بی‌سرشته
🔻بی‌نظمی = نابسامانی، بی‌سامانی، اَسَهمانی
🔻عدم نظم = نابسامانی، بی‌سامانی، اَسَهمانی

نمونه:
🔺تقارن علامت نظم است =
یک‌سنجی نشانه‌ی سامان است

🔺تلاش کرد کارش را با نظم انجام دهد =
کوشید کارش را با آراستگی انجام دهد

🔺نظم خاصی بر کارش حکمفرما بود =
هماهنگی ویژه‌ای بر کارش چیره بود

🔺این کارخانه را باید نظم داد
باید این کارخانه را ساماندهی کرد

🔺بی‌نظمی را تحمل نمی‌کرد =
نابسامانی را برنمی‌تافت

🔺رودکی "کلیله و دمنه" را به نظم درآورد =
رودکی "کلیله و دمنه" را به چامه درآورد

🔺به‌عنوان نظم‌دهنده، محیط کار را نظم داد و نظم آن را حفظ کرد =
از روی سامانگری، کارگاه را بِسامانید و سامان آن را پاس داشت
همچون سامانگر، کارگاه را سامان داد و سامان آن را نگاه داشت

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#نظم #ناظم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادب‌سار
goo.gl/w5xBYr
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
با درود،

در این روزها که تندآبه‌ی فرهنگ‌‌های بیگانه به‌سوی سرزمین‌مان سرازیر شده، تنها یک جنبش همگانی برای پاسداری از زبان و فرهنگ پارسی و پالایش آن از تازش بیگانه می‌تواند به این نابسامانی پایان دهد.

در سرای «ادب‌سار» كوشيده‌ايم برای واژگان بيگانه، برابرهای پارسى آن‌ها را بنمايانيم تا پارسى‌گويان بتوانند در گفتار و نوشتار روزانه‌ی خود، از آن بهره گيرند.

همچنین امید داریم با بهره‌بردن از فرهنگ نژاده و نوین ایرانی در زمینه‌های ادبسار(ادبیات)، چکامه(شعر) و ترانه، گامی هرچند کوچک در شناساندن و والایش فرهنگ ایرانی برداشته باشیم.

شما نیز می‌توانید برای پاسداری از فرهنگ ایرانی و زبان پارسی، همدوش با دیگر فرزانگان و با برانگیختن دیگران برای پیوستن به سرای «ادب‌سار»، درفش والای فرهنگ و ادب ایران را به دوش بگیرید.

#پارسی_پاک

@AdabSar 👈 به ما بپیوندید
🏳🏳🏳🏳
@AdabSar

من از تهاجمِ غربت کجا فرار کنم؟
دلم گرفته، بگو با دلم چکار کنم؟

به ایستگاهِ غزل آمدم برای گریز
که واژه‌واژه فقط پشتِ هم قطار کنم

نشسته‌ام بنویسم چه می‌کشم، اما
چگونه در خَفَقان شرحِ روزگار کنم؟

در این زمانه که پاییز چیره شد بر باغ
حماقت است اگر صحبت از بهار کنم

غرور سَدِ عظیمی‌ست در مقابل بغض
ولی نمی‌شود این سیل را مهار کنم

شکست بغضم از این غم، ولی سِرِشکَم را
مباد نزد کسی جز تو آشکار کنم

درونِ ذهنِ تو با شعرگفتن اسمم را
خدا کند بتوانم که ماندگار کنم!

#علی_عابدی
@AdabSar
💫

باران مرا خیس می‌کند
توفان می‌ترساند
و پاییز افسرده می‌سازد
تو اما...
چیزی از من باقی نمی‌گذاری!

#مژگان_عباسلو
@AdabSar
💫

او صـبـر خٖـواهـد از من، بختی که من ندارم

من وصل خواهم از وی، قصدی که او ندارد!

#شهریار
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻نظام = سامان، سامانه، نِهِش، دستگاه، سازگان، آراستن، آراستگی، روش، آیین، ارتش
🔻نظامات = سامان‌ها، نِهِش‌ها، روش‌ها، آیین‌ها
🔻نظام حکومتی = سامانه‌ی رهبری
🔻نظام‌دادن = سامان‌دادن، سپاه‌آراستن
🔻نظام‌گرفتن = سامان‌گرفتن
🔻نظامنامه = سامان‌نامه، آیین‌نامه
🔻نظامی = سپاهی، ارتشی، ارتشتار
🔻نظام‌وظیفه = سربازی، هَرگ سربازی(هَرگ=وظیفه)، دورک زیرپرچم
🔻مقامات نظامی = کارداران ارتشتاری

نمونه:
🔺برادر من نظامی است =
برادر من ارتشی است

🔺جزو مغضوبین نظام است =
از خشم‌گرفتگان فرمانروایان است
از رانده‌شدگان کشورمداران است

🔺قوای نظامی بقای مملکت را تضمین می‌کنند =
نیروهای ارتشتاری استواری کشور را پشتوانند

🔺آیا نظام هستی، مبتنی بر عدالت است؟
آیا سامانه‌ی هستی، برپایه‌ی دادگری است؟

🔺تدوین نظامنامه‌ی "ایمنی محیط کار" را به اتمام رساند =
فراهم‌آوری آیین‌نامه‌ی "اَرمَندی کارگاه" را به پایان رساند


🚩بیشتر ببینید در t.me/AdabSar/6763

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#نظام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔷 برگردان سروده‌ی حافظ به پارسی پاک:

🔹 به فارسی:
دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما
چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما؟

ما مریدان روی سوی قبله چون آریم، چون؟
روی سوی خانه‌ی خمار دارد پیر ما

در خرابات طریقت ما به هم منزل شویم
کاین‌چنین رفته‌ست در عهد ازل تقدیر ما

عقل اگر داند که دل در بند زلفش چون خوش است
عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما

روی خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد
زان زمان جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ما

با دل سنگینت آیا هیچ درگیرد شبی
آه آتشناک و سوز سینه‌ی شبگیر ما؟

تیر آه ما ز گردون بگذرد حافظ خموش
رحم کن بر جان خود، پرهیز کن از تیر ما
#حافظ

🔹 به پارسی:
دوش از مَزگَت سوی میخانه آمد پیر ما
چیست ای یاران راه، زین پس همی راهکار ما؟

ما رهروان رو به مهراب چون آریم، چون؟
روی سوی خانه‌ی مِیخواره دارد پیر ما

در نیایشگاه راه، ما با هم همخانه شویم
کاین‌چنین رفته‌ست در دیرین سربنوشت ما

گر خرد داند که دل در بند مویش چون خوش است
بِخردان دیوانه گردند از پی زنجیر ما

روی خوبت چون نشان از مهر بر ما برنمود
زان زمان جز مهر و خوبی نيست در پندار ما

با دل سنگینت آیا هیچ درگیرد شبی
آه آتشناک و سوز سینه‌ی شبگیر ما؟

تیر آه ما ز گردون بگذرد حافظ خموش
مهر کن بر جان خود، پرهیز کن از تیر ما

برگردان #ناصر_کرامت
#برگردان_به_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

خدا می‌خواست در چشمان من زیباترین باشی
شرابی در نگاهت ریخت تا گیراترین باشی

نمی‌گنجید روح سرکشت در تنگنای تن
دلت را وسعتی بخشید تا دریا‌ترین باشی

تو را شاعر، تو را عاشق پدید آورد و قسمت بود
که در شمسی‌ترین منظومه، مولاناترین باشی

مُقدر بود خاکستر شود زهد دروغینم
تو را آموخت همچون شعله بی پروا‌ترین باشی

خدا تنهای تنها بود و در تنهایی پاکش
تو را تنها پدید آورد تا تنها‌ترین باشی

خدا وقتی تو را می‌آفرید از جنس لیلاها
گمان هرگز نمی‌بردم که واویلا‌ترین باشی!!

#محمدرضا_ترکی
@AdabSar
@AdabSar

باد ما را خواهد برد

آن‌گاه که پروانه‌ای از برگی پر زد

آن‌گاه که کودکی پستانکش را به بادبادکی سپرد

آن‌گاه که پشت رفتنت، خنکای آبی پوستم را نوازش کرد

آن‌گاه که فرفره‌ای را با لبانت به گردش درآوردی

آن‌جا که هجوم موجی، موهایت را بر باد داد

آن‌جا که چانه‌ی مقنعه‌ای کج، چهره‌ات را واژگون کرد

آن‌جا

کف کفش کودکی

آویزان از چرخ و فلکی بلند!

#فرنوش_حميدی
@AdabSar
💫

نیمی از جانِ مرا بردی، محبت داشتی
نیمِ باقی‌مانده هم هروقت فرصت داشتی

بر زمین افتادم و دیدم به سویم می‌دوی
دست یاری چیست؟ سودای غنیمت داشتی!

#سجاد_سامانی
@AdabSar
🌠🌠🌠🌠
@AdabSar

فریدون چو شد بر جهان کامگار
ندانست جز خویشتن شهریار

به رسم کیان تاج و تخت مهی
بیاراست با کاخ شاهنشهی

به روز خجسته سر مهرماه
به سر بر نهاد آن کیانی کلاه

زمانه بی‌اندوه گشت از بدی
گرفتند هر کس ره ایزدی

دل از داوری‌ها بپرداختند
به آیین یکی جشن نو ساختند

نشستند فرزانگان شادکام
گرفتند هر یک ز یاقوت جام

می روشن و چهره‌ی شاه نو
جهان نو ز داد و سر ماه نو

بفرمود تا آتش افروختند
همه عنبر و زعفران سوختند

پرستیدن "مهرگان" دین اوست
تن آسانی و خوردن آیین اوست

اگر یادگارست ازو ماه مهر
بکوش و به رنج ایچ منمای چهر...

#شاهنامه #فردوسی
#مهرگان #جشن_مهرگان

@AdabSar
🎇🎆🎆🎇
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

"... آتوسا که مام خشایار بود
گرامی زنی راد و بیدار بود؛
از ایران بسی زن بپا خواسته است
که دیهیم‌ها را بیاراسته است..."

گزیده‌ای از سروده‌ی بلند "اسفندگان"
#توران_شهریاری


🔅آشنایی با نام‌های ایرانی

«آتوسا»
"آتوسا" نام دخترانه‌ی کهن و نام یکی بزرگترین زنان ایران در دودمان هخامنشیان بود. این نام در اوستایی به چم زبردست، خوش‌اندام، زیبارو، توانمند، پیشکش بهشتی، بخشنده، فریب‌کار، فربه‌ران(دارای ران‌های بزرگ) است. در سانسکریت به چمار بی‌آلایش و پاک(برابر با آناهیتا، ایزدبانوی آب) و نام همسان آن "آ-توش-‌ا" به چم خوشنودکننده و شادی‌بخش است.

📜📜 "آتوسا" نام چه کسانی بود؟
۱- نام دختر کوروش هخامنشی و کاساندان، همسر داریوش هخامنشی و مادر خشایارشاه؛.
۲- نام شه‌بانوی دوست‌داشتنی گشتاسپ، پادشاه کیانی؛
۳- نام دختر اردشیر دوم و خواهر اردشیر سوم.

⌛️ سرگذشت نام "آتوسا":
درباره‌ی پیشینه و دگرگونی‌های نام آتوسا چند دیدگاه داریم ولی بیشتر اندیشمندان بر سر دیدگاه نخست هم‌رای و همسو هستند.
۱← آتوسا، دگرگون شده‌ی نام اوستایی هوتَاُسا است. بر پایه‌ی بن‌مایه‌ها، گونه‌ی اوستایی آن را هوتَئـُسا، هوتَئسَه، هوتَئوسَه، هوتوسا و هوتَس دانسته‌اند و شماری باور دارند که آتوسا یونانی شده‌ی این نام اوستایی است.
۲← یوستی می‌گوید میان آتوسای یونانی و هوتوسای پارسی از دید آوایی پیوندی نیست ولی بسیاری از نویسندگان همچون بارتولمه برپاد(مخالف) دیدگاه او هستند.
۳← به نوشته‌ی دهخدا این نام در اوستایی هوتَاوسه بود و اَتوسای دختر چایش‌پس، دختر اردشیر دوم و همسر اردشیر سوم بود و شاید "استر" یا "ایشتار"(ایزدبانوی دلدادگی، پاکی و زیبایی) تورات همان اَتوسای باشد.
۴← آتوسا برگرفته از هوتَاوسا به چم خوش‌فَربه‌ران و تَاوسا به چم فربه‌ران یا زن فربه است.
۵← بیش از ۲۵۰۰ سال پیش یکی از زنان درباری به بیماری ناشناخته‌ای دچار شده و مچ پایش به اندازه رانش بزرگ شد. نام آن بیماری را "آته‌اوشتا" گذاشتند که امروز به "آتوسا" دگرگون شده است.(بدون گواه روشن)
۶← این نام پیش‌تر "آتش‌سا" بود که به آتوسا دگرگون شد.(بدون گواه روشن)
@AdabSar

👸🏻👸🏻 درباره‌ی "آتوسا" دختر کاساندان و کوروش:
"آتوسا" یکی از فرزندان کوروش و کاساندان و می‌توان گفت یکی از بزرگترین زنان ایران از گذشته تاکنون بود.
او زنی رای‌مند، نیک‌اندیش، دانش‌آموخته، جاه‌پرست و زیبا بود که دغدغه‌ی والایش زبان و فرهنگ پارسی را داشت، خودش به جوانان و نوجوانان زبان پارسی و ادب می‌آموخت و به دستور او در سراسر کشور آموزشگاه‌هایی برای آموزش زبان و مهارت به جوانان برپا شده بود. وی در کشورداری همسرش داریوش و پسرش خشایار را یاری می‌کرد و در زمانی که آن‌ها در جنگ بودند، کشورداری می‌کرد. گاهی همراه داریوش به جنگ می‌رفت و سپاه را فرماندهی می‌کرد.‌
بر پایه‌ی سنگ‌نبشته‌های تخت جمشید، واژه‌ی بانو(بانوکا در پارسی کهن) برنام(لقب) آتوسا بود. این واژه پیش از آن برای آناهیتا به‌کار می‌رفت و به زنان دربار گفته نمی‌شد. ولی آتوسا نخستین زن درباری دارای این برنام بود.
پرنده‌ی افسانه‌ای و فرخنده‌ی "هما" در ایران نیز یادمانی از آتوسا و رویدادهای زمان داریوش و خشایار است. شاید واژه‌ی "همایون" با این نام پیوند داشته باشد.
همچنین گفته می‌شود او چکامه‌سرا(شاعر) بود ولی در این باره گواه روشنی در دست نیست. ‌

🇮🇷🇮🇷 شماری از نام‌های ریشه‌دار ایرانی دخترانه و پسرانه‌ی هم‌آوا:
👧🏻 آتریسا، پریسا، آترین، مهسا، می‌سا و...
👦🏻 آرتین، آرتا، آبتین، آرش و...

📸📸 فرتور(عکس) پیوست، تندیس و پوشش بازسازی شده‌ی "آتوسا" بر پایه‌ی یافته‌ها و سنگ‌نگاره‌ها است.
goo.gl/94ITN3

#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#آتوسا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻تنظیم = ساماندهی، سامان‌دادن، هماهنگی، آراستن
🔻منتظم = بِسامان
🔻منظم = بِسامان، سامانمَند، سازمَند، پشتِ هم، پشت سر هم، پیاپی، پیراسته، پرداخته، آراسته
🔻منظماً = پشتِ هم، پشت سر هم، پیاپی
🔻منظم کرد = بِسامانید
🔻منظم‌کردن = سامان‌دادن، آراستن، ویراستن
🔻منظوم = سَرواد، چامه، سرود، آراسته، سخن آراسته، سازمند
🔻منظومه = چامه‌سار، درازچامه، دَرپِیوسته
🔻منظومه شمسی = سامانه خورشیدی، کهکشان خورشیدی، مِهرسامان، شیدسامان، خورهمبست، هَرباسپان
🔻نامنظم = نابِسامان، بی‌سامان

نمونه:
🔺عالم وجود منظم است یا نامنظم؟ =
جهان هستی بِسامان است یا نابٍسامان؟
جهان هستی ساماندار است یا بی‌سامان؟

🔺اگر عالم منظم نباشد، ضرورت ناظم منتفی است =
اگر گیتی سامانمَند نباشد، بایستگی سامانگر نارواست

🔺حکومتش بر مبنای تمرکز قوا تنظیم شده است =
فرمانروایی‌اش بر پایه‌ی فراهم‌سازی نیروها آراسته شده است

🔺بودجه را طوری تنظیم کنید که آخر سال کسر نیاوریم =
پیش‌ریز را جوری/به‌گونه‌ای ساماندهی کنید که در پایان سال کم نیاوریم

🔺منظماً تماس می‌گرفت و شرح ماوقع را می‌داد =
پیاپی زنگ می‌زد و گزارش رویداده را می‌داد

🔺منظومه‌ی "جمشید و خورشید" را "سلمان ساوجی" منظوم کرده است =
چامه‌سار "جمشید و خورشید" را "سلمان ساوجی" سروده است

🔺اینجا را باید منظم کرد =
اینجا را باید سامان داد

🔺شش‌ضلعی منتظم =
شش‌بَر بِسامان
شش‌گوش سامانمند


🚩بیشتر بخوانید در:
t.me/AdabSar/6763
t.me/AdabSar/6784

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#تنظیم #منتظم #منظم #منظما #منظوم #منظومه #نامنظم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

خوشا دردی که درمانش تو باشی
خوشا راهی که پایانش تو باشی

خوشا چشمی که رخسار تو بیند
خوشا ملکی که سلطانش تو باشی

خوشا آن دل که دلدارش تو گردی
خوشا جانی که جانانش تو باشی

خوشی و خرمی و کامرانی
کسی دارد که خواهانش تو باشی

چه خوش باشد دل امیدواری
که امید دل و جانش تو باشی

همه شادی و عشرت باشد ای دوست
در آن خانه که مهمانش تو باشی

گل و گلزار خوش آید کسی را
که گلزار و گلستانش تو باشی

چه باک آید ز کس، آن را که او را
نگهدار و نگهبانش تو باشی؟

مپرس از کفر و ایمان بی‌دلی را
که هم کفر و هم ایمانش تو باشی

مشو پنهان از آن عاشق که پیوست
همه پیدا و پنهانش تو باشی

برای آن به ترک جان بگوید
دل بیچاره تا جانش تو باشی

عراقی طالب درد است دایم
به بوی آنکه درمانش تو باشی

#فخرالدین_عراقی
@AdabSar
💫

با من از شعر نگو
از خودت حرف بزن

دلتنگ حرف‌های معمولی‌ام
اینکه حالت خوب است؟
اینکه سرما نخورده‌ای؟
اینکه زود برگرد!
مواظب خودت باش

دلتنگِ همین حرف‌های معمولی‌ام…

#منوچهر_آتشی
@AdabSar