🇮🇷💪🏻 @AdabSar
کیست دم از «مرگِ وطن » میزند؟
زخم دگر بر دل من میزند؟
کیست که دلدادهی خورشید نیست؟
در دل او پرتو امید نیست؟
کیست که یأس است شعارِ دلش؟
مرگ چکد از سخنِ باطلش
یاسِ دل کیست که پژمرده است
آب ز آبشخورِ کین خورده است؟
مرگِ وطن حرفِ وطندوست نیست
این سخن از خامهی یک اجنبیست
میهن ما زندهترین میهن است
مرگ وطن گفتهی اهریمن است
مهدَ اهورای سپنتاست این
کشورِ جاویدِ اوستاست این
خطهی بس کاوه و بس بابک است
کشور سد[صد] آرش و سد مزدک است
میهن فردوسیِ والانژاد
پهنهی رزم و وطنِ عدل و داد
مرگ کجا، کشور ایران کجا؟
مرگ کجا، مهدِ دلیران کجا؟
گرچه گهی غم به دل ما نشست
حرمت میخانهی میهن شکست
لیک نمردهست و نمیرد وطن
رنگ عدم را نپذیرد وطن
مذهب ما مذهب ایرانی است
کیشِ اهوراییِ انسانی است
مذهبِ ما مذهبِ شمشیر نیست
مکتبِ خون و غم و تکفیر نیست
مظهرِ آزادیِ ما «کورش» است
آنکه «بشردوست» نه آدمکش است
خاکِ وطن حملهی چنگیز دید
یورشِ آن وحشیِ خونریز دید
خونِ جگر خورد ولیکن نمرد
جان به سلامت ز چنان ورطه بُرد
چون به سرِ دار بشد سربدار
حبّ وطن گشت یلان را شعار
باز وطن سروَر و سردار شد
دشمن ایران به سرِ دار شد
خون سیاووش چو آید به جوش
شعرِ وطن را بسراید سروش
ما نسپاریم وطن را به کس
تا که بوَد در تنمان یک نفس
چونکه وطن تا به ابد زنده است
جان به رهش دادنم ارزنده است
ورنه خردمند نخواهد سپرد
جان به رهِ تودهی خاکی که مُرد
دم مزن از مرگِ وطن، دم مزن
خانهی «امّید» تو بر هم مزن
زندهترین زنده مرا میهن است
هرکه دم از مرگ زنَد دشمن است
کام وطندوست پر از خنده باد
تا که جهان هست «وطن زنده باد»!
#مصطفا_بادکوبه_ای
گرامی باد یاد ۱۷۵ کُهرُمان(قهرمان) میهن؛
بَلَکخور(غواص)های دلیری که در راه ایران به ناجوانمردانهترین شیوه جان سپردند.
🇮🇷💪🏻 @AdabSar
کیست دم از «مرگِ وطن » میزند؟
زخم دگر بر دل من میزند؟
کیست که دلدادهی خورشید نیست؟
در دل او پرتو امید نیست؟
کیست که یأس است شعارِ دلش؟
مرگ چکد از سخنِ باطلش
یاسِ دل کیست که پژمرده است
آب ز آبشخورِ کین خورده است؟
مرگِ وطن حرفِ وطندوست نیست
این سخن از خامهی یک اجنبیست
میهن ما زندهترین میهن است
مرگ وطن گفتهی اهریمن است
مهدَ اهورای سپنتاست این
کشورِ جاویدِ اوستاست این
خطهی بس کاوه و بس بابک است
کشور سد[صد] آرش و سد مزدک است
میهن فردوسیِ والانژاد
پهنهی رزم و وطنِ عدل و داد
مرگ کجا، کشور ایران کجا؟
مرگ کجا، مهدِ دلیران کجا؟
گرچه گهی غم به دل ما نشست
حرمت میخانهی میهن شکست
لیک نمردهست و نمیرد وطن
رنگ عدم را نپذیرد وطن
مذهب ما مذهب ایرانی است
کیشِ اهوراییِ انسانی است
مذهبِ ما مذهبِ شمشیر نیست
مکتبِ خون و غم و تکفیر نیست
مظهرِ آزادیِ ما «کورش» است
آنکه «بشردوست» نه آدمکش است
خاکِ وطن حملهی چنگیز دید
یورشِ آن وحشیِ خونریز دید
خونِ جگر خورد ولیکن نمرد
جان به سلامت ز چنان ورطه بُرد
چون به سرِ دار بشد سربدار
حبّ وطن گشت یلان را شعار
باز وطن سروَر و سردار شد
دشمن ایران به سرِ دار شد
خون سیاووش چو آید به جوش
شعرِ وطن را بسراید سروش
ما نسپاریم وطن را به کس
تا که بوَد در تنمان یک نفس
چونکه وطن تا به ابد زنده است
جان به رهش دادنم ارزنده است
ورنه خردمند نخواهد سپرد
جان به رهِ تودهی خاکی که مُرد
دم مزن از مرگِ وطن، دم مزن
خانهی «امّید» تو بر هم مزن
زندهترین زنده مرا میهن است
هرکه دم از مرگ زنَد دشمن است
کام وطندوست پر از خنده باد
تا که جهان هست «وطن زنده باد»!
#مصطفا_بادکوبه_ای
گرامی باد یاد ۱۷۵ کُهرُمان(قهرمان) میهن؛
بَلَکخور(غواص)های دلیری که در راه ایران به ناجوانمردانهترین شیوه جان سپردند.
🇮🇷💪🏻 @AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«شهناز» و «شهرناز»
👸🏻👸🏻 "شهناز"، امروز ناز شاه، سربلندی و نازش شاه، دلبر شاه و ناز شاهانه چمیده میشود و آمیخته از شه+ناز است.
📖📖 در فرهنگ نامهای ایرانشهری آمده است "شهناز" که گونهی درستتر آن "شهرناز" است، آمیخته از "شاه" یا "شه"، در پارسی باستان "خَشایَثیَه" و در پهلوی "شاه"(بهرام فرهوشی) و "ناز" به مانک ستودن در پهلوی و شاد در پهلوی پارتی (منصوری و حسنزاده) است.
برای آشنایی بیشتر با واژهی "ناز" به این پیام بنگرید:
t.me/AdabSar/7516
🎵🎶 "شهناز"، گوشهای در دستگاه شور از خنیای ایرانی است.
سرو ساقی و ماه رودنواز
پرده بربسته در ره "شهناز"
#فرخی
⏳⌛️ ولی بجز برداشت امروزی، "شهناز" نامی بسیار کهن است.
بر پایهی گفتهها و داستانهای گوناگون، "شهرناز" گونهی درستتر "شهناز" است که با گذر زمان به این نام دگریده(تبدیل) شد.
📚📚 در مجملالتواریخ، برهان قاطع، برخی ویرایشهای شاهنامه، انجمن جهانآرا، آنندراج و چند نیپیک(کتاب) دیگر، "شهرناز" دگرگون شدهی نام خواهر جمشید، پادشاه افسانهای و پیشدادی ایران است. او و خواهرش "ارنواز" همسران آژیدهاک (ضحاک) ماردوش بودند. شهرناز و ارنواز زنانی بسیار زیبا و خوشپیکر بودند که آژیدهاک آنها را در بند کرده بود و بدخویی میآموخت ولی فریدون رهانیدشان و آژیدهاک را نابود کرد.(دهخدا)
سپس شهرناز و ارنواز به همسری فریدون درآمدند و فریدون از آناهیتا(یکی از ایزدبانوان ایران باستان) خواست تا به او توانایی و چیرگی بخشد تا کسی نتواند همسرانش را برباید.(حماسهسرایی در ایران و آبانیشت)
🤰🏻🤰🏻 در ویرایشهای گوناگون از تاریخ تبری این نام ساده به دیسهی(شکل) "سنوار"، "سیوار" و "شهرناز" آمده است.
او مادر دو پسر بزرگتر فریدون(سلم و تور) بود.(شهیدی مازندرانی)
🔍🔎 احسان بهرامی نوشته است که شهرناز و ارنواز دختران جمشید بودند. این نام در اوستا "سَـنگهَـواچی" بود. در فرهنگ نامهای شاهنامه نیز آمده که "شهرناز" در پارسی پهلوی "سَنگهوَک" و در اوستا نام یکی از زنان آژیدهاک است ولی نامی از جمشید در کنار آنها نیامده است.(منصور رستگار فسایی)
👸🏻👸🏻 "شهناز" نام یکی از زنان در سرودهی داستانی زیبای "گل و نوروز" از خواجوی کرمانی است که در سدهی هشتم سروده شد. این نام در شاهنامهی فردوسی "شهرناز" است و در کنار نام خواهرش "ارنواز" آمده است.
- به یک دست سرو سهی ارنواز
به دست دگر ماهرو شهرناز!
- از این سه دو پاکیزه از شهرناز
یکی کهتر از خوب چهر ارنواز!
- ز پوشیده رویان یکی شهرناز
دگر ماهرویی بنامْ ارنواز!
#شاهنامه #فردوسی
🇮🇷🇮🇷 چند نام ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 شهنواز، کیاناز، شهنوش، شهرنوش، شهدین، شهدخت، شهرو، شهگل و...
👦🏻 شهیار، شهفر، شهیاد، شهداد، شهراد، شهرداد، شهریار، شهنام و...
✨برای فرزندانمان نامهای زیبا و برازندهی ایرانی برگزینیم✨
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#شهناز #شهرناز
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«شهناز» و «شهرناز»
👸🏻👸🏻 "شهناز"، امروز ناز شاه، سربلندی و نازش شاه، دلبر شاه و ناز شاهانه چمیده میشود و آمیخته از شه+ناز است.
📖📖 در فرهنگ نامهای ایرانشهری آمده است "شهناز" که گونهی درستتر آن "شهرناز" است، آمیخته از "شاه" یا "شه"، در پارسی باستان "خَشایَثیَه" و در پهلوی "شاه"(بهرام فرهوشی) و "ناز" به مانک ستودن در پهلوی و شاد در پهلوی پارتی (منصوری و حسنزاده) است.
برای آشنایی بیشتر با واژهی "ناز" به این پیام بنگرید:
t.me/AdabSar/7516
🎵🎶 "شهناز"، گوشهای در دستگاه شور از خنیای ایرانی است.
سرو ساقی و ماه رودنواز
پرده بربسته در ره "شهناز"
#فرخی
⏳⌛️ ولی بجز برداشت امروزی، "شهناز" نامی بسیار کهن است.
بر پایهی گفتهها و داستانهای گوناگون، "شهرناز" گونهی درستتر "شهناز" است که با گذر زمان به این نام دگریده(تبدیل) شد.
📚📚 در مجملالتواریخ، برهان قاطع، برخی ویرایشهای شاهنامه، انجمن جهانآرا، آنندراج و چند نیپیک(کتاب) دیگر، "شهرناز" دگرگون شدهی نام خواهر جمشید، پادشاه افسانهای و پیشدادی ایران است. او و خواهرش "ارنواز" همسران آژیدهاک (ضحاک) ماردوش بودند. شهرناز و ارنواز زنانی بسیار زیبا و خوشپیکر بودند که آژیدهاک آنها را در بند کرده بود و بدخویی میآموخت ولی فریدون رهانیدشان و آژیدهاک را نابود کرد.(دهخدا)
سپس شهرناز و ارنواز به همسری فریدون درآمدند و فریدون از آناهیتا(یکی از ایزدبانوان ایران باستان) خواست تا به او توانایی و چیرگی بخشد تا کسی نتواند همسرانش را برباید.(حماسهسرایی در ایران و آبانیشت)
🤰🏻🤰🏻 در ویرایشهای گوناگون از تاریخ تبری این نام ساده به دیسهی(شکل) "سنوار"، "سیوار" و "شهرناز" آمده است.
او مادر دو پسر بزرگتر فریدون(سلم و تور) بود.(شهیدی مازندرانی)
🔍🔎 احسان بهرامی نوشته است که شهرناز و ارنواز دختران جمشید بودند. این نام در اوستا "سَـنگهَـواچی" بود. در فرهنگ نامهای شاهنامه نیز آمده که "شهرناز" در پارسی پهلوی "سَنگهوَک" و در اوستا نام یکی از زنان آژیدهاک است ولی نامی از جمشید در کنار آنها نیامده است.(منصور رستگار فسایی)
👸🏻👸🏻 "شهناز" نام یکی از زنان در سرودهی داستانی زیبای "گل و نوروز" از خواجوی کرمانی است که در سدهی هشتم سروده شد. این نام در شاهنامهی فردوسی "شهرناز" است و در کنار نام خواهرش "ارنواز" آمده است.
- به یک دست سرو سهی ارنواز
به دست دگر ماهرو شهرناز!
- از این سه دو پاکیزه از شهرناز
یکی کهتر از خوب چهر ارنواز!
- ز پوشیده رویان یکی شهرناز
دگر ماهرویی بنامْ ارنواز!
#شاهنامه #فردوسی
🇮🇷🇮🇷 چند نام ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 شهنواز، کیاناز، شهنوش، شهرنوش، شهدین، شهدخت، شهرو، شهگل و...
👦🏻 شهیار، شهفر، شهیاد، شهداد، شهراد، شهرداد، شهریار، شهنام و...
✨برای فرزندانمان نامهای زیبا و برازندهی ایرانی برگزینیم✨
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#شهناز #شهرناز
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Telegram
ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«فرناز»
👠👠 نام دخترانهی "فرناز"، نامی نوین آمیخته از دو واژهی کهن است.
"فرناز" به چم زیبایی و برازندگی، رفتارخوشایند همراه با خودنمایی و کرشمه و شکوهی است که دیگران را به ستایش و شگفتی وامیدارد.(فرهنگ نامها)…
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«فرناز»
👠👠 نام دخترانهی "فرناز"، نامی نوین آمیخته از دو واژهی کهن است.
"فرناز" به چم زیبایی و برازندگی، رفتارخوشایند همراه با خودنمایی و کرشمه و شکوهی است که دیگران را به ستایش و شگفتی وامیدارد.(فرهنگ نامها)…
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻انشاءالله = به امید خدا، اگر خدا بخواهد، امیدوارم، خدا کند، به خواست خدا، ایزدخواست، چنین باد، ایدون باد
✍️نمونه:
🔺انشاءالله به مریضی صعبالعلاجی مبتلا نشده باشد =
خدا کند به بیماری سختدرمانی دچار نشده باشد
امیدوارم گرفتار بیماری سختی نشده باشد
🔺آرزومندم در این مبارزه موفق باشید، انشاالله =
آرزومندم در این پیکار پیروز باشید، ایدون باد/چنین باد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#انشاءالله #انشاءلله #انشاالله #انشالله #ان_شاءالله #ایشالا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻انشاءالله = به امید خدا، اگر خدا بخواهد، امیدوارم، خدا کند، به خواست خدا، ایزدخواست، چنین باد، ایدون باد
✍️نمونه:
🔺انشاءالله به مریضی صعبالعلاجی مبتلا نشده باشد =
خدا کند به بیماری سختدرمانی دچار نشده باشد
امیدوارم گرفتار بیماری سختی نشده باشد
🔺آرزومندم در این مبارزه موفق باشید، انشاالله =
آرزومندم در این پیکار پیروز باشید، ایدون باد/چنین باد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#انشاءالله #انشاءلله #انشاالله #انشالله #ان_شاءالله #ایشالا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
تو عاشقتر از این هم میتوانی باشی آهوچشم
اگرچه برده ازمن دل، اشارتهای ابرو، چشم
بدونِ آنکه سرمه طرح نقشی دیگر اندازد
دو شطِّ ملتهب، حسّی از آتش، ماه، پارو، چشم
به جز این وصفی از او در تب شعرم نمیگنجد:
تلاطممو! غزالهپا! عسلگونه! هیاهوچشم!
بگو قدری بشوراند به ابرم شط نابش را
بخند هرچند در ظاهر، بر این تقدیر اخموچشم
بریز از آسمانت بر فلات خستگیهایم
خدا! سقراط! من! آیینه! ساحل! نوشدارو! چشم!
#سالار_عبـدی
@AdabSar
تو عاشقتر از این هم میتوانی باشی آهوچشم
اگرچه برده ازمن دل، اشارتهای ابرو، چشم
بدونِ آنکه سرمه طرح نقشی دیگر اندازد
دو شطِّ ملتهب، حسّی از آتش، ماه، پارو، چشم
به جز این وصفی از او در تب شعرم نمیگنجد:
تلاطممو! غزالهپا! عسلگونه! هیاهوچشم!
بگو قدری بشوراند به ابرم شط نابش را
بخند هرچند در ظاهر، بر این تقدیر اخموچشم
بریز از آسمانت بر فلات خستگیهایم
خدا! سقراط! من! آیینه! ساحل! نوشدارو! چشم!
#سالار_عبـدی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
💎 مانایی و پویایی زبان
پدیداریِ پیوستگی میان مردم، مهند* و بنیادین است؛ زیرا مردمان چپیره* به همزیستی و پیوند با دیگران سخت نیاز دارند و با انجامدادن این پیوند، نیازهای خود را میتوانند برآورند و دنبالهی زندگی خویش گیرند.
پیوستگی میان مردمان، یکی از پارهها و شالودههای بسیار گرانمایهی زندگی چپیره است و بخش فراخدامنی از کنشهای مردم را دربرمیگیرد.
زبان، یکی از همگانیترین ابزارهای پیوستگی میان مردم است، پس نبایستی زبان را تنها آمیزهیی از آواها، واژها و واژهها دانست و اکنون بر ما بایسته است در اَوَردگاه تازندگی زبانهای بیگانه برای پیروزی، پویندگی، توانمندی و مانایی زبان پارسی بکوشیم و این پیروزی را زمانی میتوان داوْمَند* بود؛ که در مبارزه با ستیهندگیهای* ناخودی از هیچ کوششی دریغ نکنیم و با کاربرد واژگان پارسی آشنا شویم و مهر بورزیم و به یاری یزدان توانا راه ناوابستگی و خودباوری را بپیماییم و از خوان گسترده و رنگین خویش بهره گیریم و این خویشکاری* استادان، بهویژه دانشپژوهان و دانشجویان را میخواهد.
#بلال_ریگی
نگارش شده به پارسی پاک
💎 پینوشت:
مهند ← مهم، اساسی
چپیره ← جامعه
داومند ← مدعی
ستیهندگی ← تهاجم
خویشکاری ← وظیفهشناسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
💎 مانایی و پویایی زبان
پدیداریِ پیوستگی میان مردم، مهند* و بنیادین است؛ زیرا مردمان چپیره* به همزیستی و پیوند با دیگران سخت نیاز دارند و با انجامدادن این پیوند، نیازهای خود را میتوانند برآورند و دنبالهی زندگی خویش گیرند.
پیوستگی میان مردمان، یکی از پارهها و شالودههای بسیار گرانمایهی زندگی چپیره است و بخش فراخدامنی از کنشهای مردم را دربرمیگیرد.
زبان، یکی از همگانیترین ابزارهای پیوستگی میان مردم است، پس نبایستی زبان را تنها آمیزهیی از آواها، واژها و واژهها دانست و اکنون بر ما بایسته است در اَوَردگاه تازندگی زبانهای بیگانه برای پیروزی، پویندگی، توانمندی و مانایی زبان پارسی بکوشیم و این پیروزی را زمانی میتوان داوْمَند* بود؛ که در مبارزه با ستیهندگیهای* ناخودی از هیچ کوششی دریغ نکنیم و با کاربرد واژگان پارسی آشنا شویم و مهر بورزیم و به یاری یزدان توانا راه ناوابستگی و خودباوری را بپیماییم و از خوان گسترده و رنگین خویش بهره گیریم و این خویشکاری* استادان، بهویژه دانشپژوهان و دانشجویان را میخواهد.
#بلال_ریگی
نگارش شده به پارسی پاک
💎 پینوشت:
مهند ← مهم، اساسی
چپیره ← جامعه
داومند ← مدعی
ستیهندگی ← تهاجم
خویشکاری ← وظیفهشناسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
درود!
من افغانیام.
زبان پارسی گسترهی پهناوری دارد
بسیار واژگان ناب و ارزندهای در گفتگوی عوام مردم در افغانستان استفاده میشود که زبان پارسی محتاج آن واژگان است. متاسفانه به علت ستیزی که ایرانیان با اتباع پارسیزبان افغانستان دارد این ارزش به فرودستی مبدل شده است.
برخی از آن واژگان:
بِهِل= بگذار
چاشت= میانروز
بیگاه= عصر، دمِ غروب
چَمچِه= ملاقه
کرند= کلنگ
بَلَیلو= سطحی
کَرَت= دفعه، تکرار
چوبَجی= زخمی که براثر مالیدهشدن بر سطحی بهوجود میآید
چَوکی= صندلی
چَوکات= قاب
و.....
فرستنده #محمد_شریفی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
درود!
من افغانیام.
زبان پارسی گسترهی پهناوری دارد
بسیار واژگان ناب و ارزندهای در گفتگوی عوام مردم در افغانستان استفاده میشود که زبان پارسی محتاج آن واژگان است. متاسفانه به علت ستیزی که ایرانیان با اتباع پارسیزبان افغانستان دارد این ارزش به فرودستی مبدل شده است.
برخی از آن واژگان:
بِهِل= بگذار
چاشت= میانروز
بیگاه= عصر، دمِ غروب
چَمچِه= ملاقه
کرند= کلنگ
بَلَیلو= سطحی
کَرَت= دفعه، تکرار
چوبَجی= زخمی که براثر مالیدهشدن بر سطحی بهوجود میآید
چَوکی= صندلی
چَوکات= قاب
و.....
فرستنده #محمد_شریفی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
❤1👍1
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«ریرا» یا «ریرا»
🌙🌿 نام دخترانهی "ریرا" یا "ریرا"، ریشه در زبان و گویش تپوری یا مازنی دارد و به چمار "زن" است.
بر پایهی دیدگاهی "رِیرا" همان لیلا است که به گویش مازندرانیان لَیلا و رِیرا گفته میشود.
برای نمونه برخی از مردم مازندران به دریا، دَیرا و به تریاک، تِیراک میگویند.
🌙🌿 همچنین در گویش تپوری "ریرا" به مانک بههوش باش، آگاه باش و بیدار باش است. چنانچه بر پایهی برخی گفتهها واگویش مِهادین(تلفظ اصلی) این نام "رَیرا" باشد، از این دید شاید این نام با نام "رایمن" که در اَپاختَـر(شمال) ایران رواگدار(رایج) است، همریشه باشد ولی دربارهی آن نمیتوان به روشنی داوری کرد.
🌙🌿 بر پایهی یک افسانهی کهن در اپاختر ایران و بهویژه مازندران، "ریرا" یا "ریرا" بانویی است
مایهی سرسبزی و زیبایی این سرزمین است.
نام کهن شهر بابُل "ریرا" بود و بومیان به برخی از بارانهای این استان "ریرا/ریرا" میگویند.
"ریرا" همچنین به چم زن تیزهوش و کاردان و نام پرندهای کوچکتر از گنجشک است.
🌙🌿 نام "ریرا" پس از سرودهی رازوَرانه و نامدار "نیما یوشیج" بیشتر پرآوازه شد. سپس سرایندهی همدوره(معاصر)، سیدعلی صالحی نیز از آن فرتابی یافت(الهام گرفت) و این نام در بیشتر سرودههای او جای گرفت.
"ریرا" در چامه(شعر)های هر دو سراینده، پندارهای(مفهومی) پر رمز و راز و پنداشتی (انتزاعی) است.
"ریرا" در چکامه(شعر)های علی صالحی، زنِ نوید کرده(موعود) است و در سروادهی(شعر) نیما یوشیج سدا(صدا)یی افسانهای و یا شاید سدایی از درون روان گروهی آدمی است. این نام امروز به سایاگ(سبک)های هنری و نگارگری در پیوند با ادب و چکامه نیز راه یافته است.
🌙🌿 هی ریرا، دیر آمدی
دیر آمدی ریرا
باد آمد و همهی رویاها را با خود برد...
#سیدعلی_صالحی
🌙🌿 سرودهی نامی "ریرا" از نیما یوشیج را در این پیوند بخوانید:
t.me/AdabSar/7815
برای آشنایی با نام پسرانهی رایمند و رایمن، این پیام را بخوانید:
t.me/AdabSar/6097
🇮🇷🇮🇷 چند نام ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 تیارا، پادمیرا، سریرا، مهرا، میترا، مانترا، آترا و...
👦🏻 پادرا، دارا، اهورا، پاتیرا، ریمند، ریوند، ریونیز، رایمند و...
✨برای فرزندانمان نامهای زیبا و برازندهی ایرانی برگزینیم✨
#پریسا_امام_وردی
#مهران_گلستانی_ماچک_پشتی
#نام_دخترانه_ایرانی
#ریرا #ری_را
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«ریرا» یا «ریرا»
🌙🌿 نام دخترانهی "ریرا" یا "ریرا"، ریشه در زبان و گویش تپوری یا مازنی دارد و به چمار "زن" است.
بر پایهی دیدگاهی "رِیرا" همان لیلا است که به گویش مازندرانیان لَیلا و رِیرا گفته میشود.
برای نمونه برخی از مردم مازندران به دریا، دَیرا و به تریاک، تِیراک میگویند.
🌙🌿 همچنین در گویش تپوری "ریرا" به مانک بههوش باش، آگاه باش و بیدار باش است. چنانچه بر پایهی برخی گفتهها واگویش مِهادین(تلفظ اصلی) این نام "رَیرا" باشد، از این دید شاید این نام با نام "رایمن" که در اَپاختَـر(شمال) ایران رواگدار(رایج) است، همریشه باشد ولی دربارهی آن نمیتوان به روشنی داوری کرد.
🌙🌿 بر پایهی یک افسانهی کهن در اپاختر ایران و بهویژه مازندران، "ریرا" یا "ریرا" بانویی است
مایهی سرسبزی و زیبایی این سرزمین است.
نام کهن شهر بابُل "ریرا" بود و بومیان به برخی از بارانهای این استان "ریرا/ریرا" میگویند.
"ریرا" همچنین به چم زن تیزهوش و کاردان و نام پرندهای کوچکتر از گنجشک است.
🌙🌿 نام "ریرا" پس از سرودهی رازوَرانه و نامدار "نیما یوشیج" بیشتر پرآوازه شد. سپس سرایندهی همدوره(معاصر)، سیدعلی صالحی نیز از آن فرتابی یافت(الهام گرفت) و این نام در بیشتر سرودههای او جای گرفت.
"ریرا" در چامه(شعر)های هر دو سراینده، پندارهای(مفهومی) پر رمز و راز و پنداشتی (انتزاعی) است.
"ریرا" در چکامه(شعر)های علی صالحی، زنِ نوید کرده(موعود) است و در سروادهی(شعر) نیما یوشیج سدا(صدا)یی افسانهای و یا شاید سدایی از درون روان گروهی آدمی است. این نام امروز به سایاگ(سبک)های هنری و نگارگری در پیوند با ادب و چکامه نیز راه یافته است.
🌙🌿 هی ریرا، دیر آمدی
دیر آمدی ریرا
باد آمد و همهی رویاها را با خود برد...
#سیدعلی_صالحی
🌙🌿 سرودهی نامی "ریرا" از نیما یوشیج را در این پیوند بخوانید:
t.me/AdabSar/7815
برای آشنایی با نام پسرانهی رایمند و رایمن، این پیام را بخوانید:
t.me/AdabSar/6097
🇮🇷🇮🇷 چند نام ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 تیارا، پادمیرا، سریرا، مهرا، میترا، مانترا، آترا و...
👦🏻 پادرا، دارا، اهورا، پاتیرا، ریمند، ریوند، ریونیز، رایمند و...
✨برای فرزندانمان نامهای زیبا و برازندهی ایرانی برگزینیم✨
#پریسا_امام_وردی
#مهران_گلستانی_ماچک_پشتی
#نام_دخترانه_ایرانی
#ریرا #ری_را
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻مطمئن = اُستوار، دلاُستوار، دلپُر، دلگرم، دلآسوده، آسودهاندیش، آسوده، نیکگمان، آرام، آرامنده، آرمیده، اُستیگان، پشتگرم
🔻مطمئناً = بیگمان
🔻مطمئنبودن = دلاستواربودن، اُستیگانبودن
🔻مطمئنشدن = آرامشیافتن، آرامیافتن، آرامیدن، آسودهدلشدن، آسودهشدن
🔻نفس مطمئنه = اُستوان روان(اُستوان=استوار، پایدار)
✍نمونه:
🔺به پدرش مطمئن بود که دستش را رها نمیکند =
به پدرش دلگرم/پشتگرم بود که دستش را رها نمیکند
🔺توانست مطمئنش کند که به مشکل نخواهند خورد =
توانست دلآسودهاش کند که به دشواری نخواهند خورد
🔺با قلبی مطمئن، جان به جانآفرین تسلیم کرد =
با دلی آرام/آرمیده/آسوده، جان به جانآفرین سپرد
🔺مطمئن باشید که از مشاهدهی آن لذت میبرید =
دلاُستوار باشید که از دیدن آن خوشتان میآید
🔺مطمئنا از تماشای آن حیرتزده میشوید =
بیگمان از دیدن آن شگفتزده میشوید
🔺آدم مطمئنیه = آدم اُستیگانی است
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#مطمئن #مطمئنا #مطمئنه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻مطمئن = اُستوار، دلاُستوار، دلپُر، دلگرم، دلآسوده، آسودهاندیش، آسوده، نیکگمان، آرام، آرامنده، آرمیده، اُستیگان، پشتگرم
🔻مطمئناً = بیگمان
🔻مطمئنبودن = دلاستواربودن، اُستیگانبودن
🔻مطمئنشدن = آرامشیافتن، آرامیافتن، آرامیدن، آسودهدلشدن، آسودهشدن
🔻نفس مطمئنه = اُستوان روان(اُستوان=استوار، پایدار)
✍نمونه:
🔺به پدرش مطمئن بود که دستش را رها نمیکند =
به پدرش دلگرم/پشتگرم بود که دستش را رها نمیکند
🔺توانست مطمئنش کند که به مشکل نخواهند خورد =
توانست دلآسودهاش کند که به دشواری نخواهند خورد
🔺با قلبی مطمئن، جان به جانآفرین تسلیم کرد =
با دلی آرام/آرمیده/آسوده، جان به جانآفرین سپرد
🔺مطمئن باشید که از مشاهدهی آن لذت میبرید =
دلاُستوار باشید که از دیدن آن خوشتان میآید
🔺مطمئنا از تماشای آن حیرتزده میشوید =
بیگمان از دیدن آن شگفتزده میشوید
🔺آدم مطمئنیه = آدم اُستیگانی است
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#مطمئن #مطمئنا #مطمئنه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
اندیشه را زبان گواراست پارسی
هر واژه یک نگینهی گویاست پارسی
از هر دهن ز بسکه دل انگیز میچمد
گویی سـروش بردن دلهاست پارسی
شبها نیوشه، کودک گهوارهی مرا
شـــیرینی ترانهی فرداست پارسی
برخاست از «دهار» و فرا رفت هر کنار
بس پهنه را هنـــرکده آراســـت پارسی
آوازهســــاز بلخ و سَــمَرکند و دامغان
شیراز و غزنه، توس و هریوا ست پارسی
فردوســی و سنایی و خیام و مولوی
حافظ فروغ و رابعهی ماست پارسی
از رودکی و حنظله تا روزگار من
آمو ترین سرودهی دریاست پارسی
پیشــــینهی تو را ز چه آغاز سر نهم؟
زیرا هزارههاست که برپاست پارسی
نازم به یادگار نیاکانـــیام، نگــــر
پیداست هر چکامه که زیباست پارسی
برگیزهی شناســـــهی من، وخش چامهام
ای خوش که سرزمین مرا خاست پارسی
پرپر کنــــم درود، « بهارِ سعید » را
در پیش پا اگر که پذیراست پارسی
#بهار_سعیـد
@AdabSar
اندیشه را زبان گواراست پارسی
هر واژه یک نگینهی گویاست پارسی
از هر دهن ز بسکه دل انگیز میچمد
گویی سـروش بردن دلهاست پارسی
شبها نیوشه، کودک گهوارهی مرا
شـــیرینی ترانهی فرداست پارسی
برخاست از «دهار» و فرا رفت هر کنار
بس پهنه را هنـــرکده آراســـت پارسی
آوازهســــاز بلخ و سَــمَرکند و دامغان
شیراز و غزنه، توس و هریوا ست پارسی
فردوســی و سنایی و خیام و مولوی
حافظ فروغ و رابعهی ماست پارسی
از رودکی و حنظله تا روزگار من
آمو ترین سرودهی دریاست پارسی
پیشــــینهی تو را ز چه آغاز سر نهم؟
زیرا هزارههاست که برپاست پارسی
نازم به یادگار نیاکانـــیام، نگــــر
پیداست هر چکامه که زیباست پارسی
برگیزهی شناســـــهی من، وخش چامهام
ای خوش که سرزمین مرا خاست پارسی
پرپر کنــــم درود، « بهارِ سعید » را
در پیش پا اگر که پذیراست پارسی
#بهار_سعیـد
@AdabSar
💫
عشق* او ما را گرفت از چنگ ديگر دلبران
تن برون برديم از اين ميدان، ولی جان باختيم!
*عشق= اِشغ
#محتشم_کاشانی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
عشق* او ما را گرفت از چنگ ديگر دلبران
تن برون برديم از اين ميدان، ولی جان باختيم!
*عشق= اِشغ
#محتشم_کاشانی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫
هرگز دلم ز کوی تو جایی دگر نرفت
یکدم خیال روی توام از نظر نرفت
جان رفت و اشتیاق تو از جان بهدر نشد
سر رفت و آرزوی تو از سر بهدر نرفت
#عبید_زاکانی
@AdabSar
هرگز دلم ز کوی تو جایی دگر نرفت
یکدم خیال روی توام از نظر نرفت
جان رفت و اشتیاق تو از جان بهدر نشد
سر رفت و آرزوی تو از سر بهدر نرفت
#عبید_زاکانی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«اَوِستا»، «وُستا»، «ویستا» و «آبستا»
بخش نخست
📜📜 "اوستا"، نام نَسک سپند(کتاب مقدس) زرتشتیان است که امروز برای نامگذاری دختران و پسران نیز کاربرد دارد. برای شناخت این نام باید به دریایی از دیدگاههای گوناگون دربارهی این واژه و سرگذشت این نیایشنامه سر بزنیم.
📜📜 نامهای "وُستا"(دخترانه)، "آبِستا" یا "اَبِستا"(پسرانه) و "ویستا"(دخترانه) گونههای دیگر "اَوِستا"(پسرانه) هستند. دخترانه یا پسرانه بودن این نامها بر پایهی فراوانی امروز آنهاست.
در چندین نیپیک فرهنگ نام و در سازمان زادنگاری(ثبتاحوال) آن را پایه، بنیاد، پناه و یاوری چمیدهاند(معنی کردهاند). اکنون از آن نسک آغازین، "گاتها" که تنها یکپنجم "اوستا" است، بجا مانده.
"اوستا" در گذشته دارای پنج بخش یسنا، یشتا، ویسپَرد، وندیداد و خردهاوستا بود.
"اوستا" در پهلوی اویستاک و اَپَستاک بود.(عمید)
در نوشتارهای نخستین پس از پیدایش اسلام آن را ابستا، استا، وِستا، ستا، اوستاک، آبستا و... نیز نوشتهاند.(دهخدا)
"اوستا" بر روی ۱۲هزار پوست گاو نوشته شده بود که اسکندر در تازش به ایران آنها را سوزاند و خاکسترش را به دریا ریخت!(ارداویرافنامه)
📜📜 هاشم رضی در پژوهشنامهای به نام "اوستا" نوشته است:
واژهی اوستا هنوز ناشناخته است و اوستاشناسان هنوز دربارهی چمار آن به یک رای و دیدگاه نرسیدهاند. زیرا واژهی اوستا، نه در نسک اوستا، نه در زبان ایران باستان که به نام زبان اوستایی میشناسیم و نه در هیچ زبان و گویش هند و آریایی دیده نشده و نیست. برای همین هم دانشمندان برای شناخت این نام از واژگان همسان بهره بردهاند.
"جلیل دوستخواه" نیز بر این باور است که شاید موبدان و بزرگانِ نخستینِ کیش زرتشتی، از این واژه برای نام بردن از نوشتههای آیین زرتشتی بهره میبردند که سپس نامی ماندگار برای این نسک شد.
📜📜 "محمد مقدم" این واژه را با نگر(توجه) به کارکرد نسک اوستا چمیده است:
اوستا، نوید رهایی از زشتی، خشم و منش بد، شکست دروغ، کاستی و تباهی، پیروز شدن نیکی و راستی است.
📜📜 در نسک بزرگ "دینکرد" که دانشنامهی اوستایی است، به واژهی پهلوی "اپستاک" برمیخوریم که به چم پایه، بنیاد و نوشتار مِهادین(اصلی) است.
📜📜 دانشمندان زرتشتی میگویند:
"اوستا"، از ریشهی واژهی سانسکریت "اَوِس"(آشکار) و "اوشتیا" به مانی سخن خدا(وحی) است و "اوستا" به دانش، آگاهی و شناخت درونی(بصیرت) گفته میشود.
📜📜 "بارتولومه"، اوستاشناس آلمانی و "ویکاندر" میگویند:
"اوستا"، از واژهی "اوپستاوَک" و از ریشهی "ستاو"(ستودن) است.
"ویکاندر" آن را به مانک "با ادب و آزرم نزدیکشدن" نیز دانسته و گفته است در زبان هندی باستان، واژهی "اوپَستهانه" یا "آگنی اوپَستهانه" به چم درود و نیایش آتش بود.
"جهانگیر تاوادیا" باور دارد که این واژهی آمیخته، نمایانگر ساز و کار و سازمان آموزش دینی است.
"اوپِرت" نیز تنها گفته است که "اوستا" برگرفته از واژهی "اَبَشْتام" است که در سنگنبشههای ایران باستان دیده شده.
📜📜 "گلدنر" و "آندرآس" گفتهاند:
اوستای پارسی یا اَویستاک پهلوی از واژهی "اوپَستا" به آرِش(معنی) بنیاد، پی و نوشتار مهادین است.
"بارتولومه" و "ویسباخ" همین "اوپَستا" را به مانک پناه و یاور میدانند.
📜📜 دنبالهی نوشتار را در این پیوند بخوانید:
t.me/AdabSar/7699
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#نام_دخترانه_ایرانی
#اوستا #وستا #ویستا #آبستا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«اَوِستا»، «وُستا»، «ویستا» و «آبستا»
بخش نخست
📜📜 "اوستا"، نام نَسک سپند(کتاب مقدس) زرتشتیان است که امروز برای نامگذاری دختران و پسران نیز کاربرد دارد. برای شناخت این نام باید به دریایی از دیدگاههای گوناگون دربارهی این واژه و سرگذشت این نیایشنامه سر بزنیم.
📜📜 نامهای "وُستا"(دخترانه)، "آبِستا" یا "اَبِستا"(پسرانه) و "ویستا"(دخترانه) گونههای دیگر "اَوِستا"(پسرانه) هستند. دخترانه یا پسرانه بودن این نامها بر پایهی فراوانی امروز آنهاست.
در چندین نیپیک فرهنگ نام و در سازمان زادنگاری(ثبتاحوال) آن را پایه، بنیاد، پناه و یاوری چمیدهاند(معنی کردهاند). اکنون از آن نسک آغازین، "گاتها" که تنها یکپنجم "اوستا" است، بجا مانده.
"اوستا" در گذشته دارای پنج بخش یسنا، یشتا، ویسپَرد، وندیداد و خردهاوستا بود.
"اوستا" در پهلوی اویستاک و اَپَستاک بود.(عمید)
در نوشتارهای نخستین پس از پیدایش اسلام آن را ابستا، استا، وِستا، ستا، اوستاک، آبستا و... نیز نوشتهاند.(دهخدا)
"اوستا" بر روی ۱۲هزار پوست گاو نوشته شده بود که اسکندر در تازش به ایران آنها را سوزاند و خاکسترش را به دریا ریخت!(ارداویرافنامه)
📜📜 هاشم رضی در پژوهشنامهای به نام "اوستا" نوشته است:
واژهی اوستا هنوز ناشناخته است و اوستاشناسان هنوز دربارهی چمار آن به یک رای و دیدگاه نرسیدهاند. زیرا واژهی اوستا، نه در نسک اوستا، نه در زبان ایران باستان که به نام زبان اوستایی میشناسیم و نه در هیچ زبان و گویش هند و آریایی دیده نشده و نیست. برای همین هم دانشمندان برای شناخت این نام از واژگان همسان بهره بردهاند.
"جلیل دوستخواه" نیز بر این باور است که شاید موبدان و بزرگانِ نخستینِ کیش زرتشتی، از این واژه برای نام بردن از نوشتههای آیین زرتشتی بهره میبردند که سپس نامی ماندگار برای این نسک شد.
📜📜 "محمد مقدم" این واژه را با نگر(توجه) به کارکرد نسک اوستا چمیده است:
اوستا، نوید رهایی از زشتی، خشم و منش بد، شکست دروغ، کاستی و تباهی، پیروز شدن نیکی و راستی است.
📜📜 در نسک بزرگ "دینکرد" که دانشنامهی اوستایی است، به واژهی پهلوی "اپستاک" برمیخوریم که به چم پایه، بنیاد و نوشتار مِهادین(اصلی) است.
📜📜 دانشمندان زرتشتی میگویند:
"اوستا"، از ریشهی واژهی سانسکریت "اَوِس"(آشکار) و "اوشتیا" به مانی سخن خدا(وحی) است و "اوستا" به دانش، آگاهی و شناخت درونی(بصیرت) گفته میشود.
📜📜 "بارتولومه"، اوستاشناس آلمانی و "ویکاندر" میگویند:
"اوستا"، از واژهی "اوپستاوَک" و از ریشهی "ستاو"(ستودن) است.
"ویکاندر" آن را به مانک "با ادب و آزرم نزدیکشدن" نیز دانسته و گفته است در زبان هندی باستان، واژهی "اوپَستهانه" یا "آگنی اوپَستهانه" به چم درود و نیایش آتش بود.
"جهانگیر تاوادیا" باور دارد که این واژهی آمیخته، نمایانگر ساز و کار و سازمان آموزش دینی است.
"اوپِرت" نیز تنها گفته است که "اوستا" برگرفته از واژهی "اَبَشْتام" است که در سنگنبشههای ایران باستان دیده شده.
📜📜 "گلدنر" و "آندرآس" گفتهاند:
اوستای پارسی یا اَویستاک پهلوی از واژهی "اوپَستا" به آرِش(معنی) بنیاد، پی و نوشتار مهادین است.
"بارتولومه" و "ویسباخ" همین "اوپَستا" را به مانک پناه و یاور میدانند.
📜📜 دنبالهی نوشتار را در این پیوند بخوانید:
t.me/AdabSar/7699
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#نام_دخترانه_ایرانی
#اوستا #وستا #ویستا #آبستا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«اَوِستا»، «وُستا»، «ویستا» و «آبستا»
بخش دوم و پایانی
📜📜 نام "اوستا" و نامهایی که بهره از آن دارند، در جهان واژگان کهن از پیچیدهترین واژگان هستند که چمار آن با سرگذشت واژه درآمیخته است.
📜📜 "کیخسرو شاهرخ" نوشته است که "اوستا" از این دو واژه بهره دارد:
۱← واژهی "افِسمان" به چم سخن سرودگونه
۲← واژهی "پِدان" به چم نوشتهها یا نشانههای پاک
او میگوید "اَ" پیشوند نایی(منفی) + وستا(دانسته و آشکار) و "اوستا" به چمار چیزی است که تاکنون نادانسته بود و آشکار شد!
📜📜 "بهرام فرهوشی" میگوید:
واژهی "اوستا" ریشه در پارسی پهلوی "اَفْدِستا" دارد. "افد" به ماناک شگفتیآور و ستایشکننده و "افدستا" به مانی ستایش شگفتانگیز و نیکوترین ستایش است.
در "صحاحالفرس" نیز نوشته شده که "اوستا" از واژهی پهلوی "اَفْدِستا" است.
📜📜 دیدگاه "فریدون جنیدی" با بهره از رویکرد "احسان بهرامی"، هواداران فراوانی دارد:
پس از اینکه اسکندر "اوستا" را که بر پوست گاو نوشته شده بود، سوزاند، مردم و موبدان آنچه را که بجا مانده بود برای چهار سده پنهان کردند تا نابود نشود. پس از چهار سده، بلاش اشکانی از مردم و موبدان خواست تا آنچه در دست دارند از سراسر کشور گرد آورند و آنچه بجا مانده است را سامان دهند و چیزی که گردآوری شد یک پنجم آن بود.
واژهی پهلوی "پستاک" گونهای دیگر از "پیتاک" به ماناک پیدا است و "اَ" پیشوند نایی است که این واژه را به ناپیدا دگرگون کرده. "اَپستاک"(ناپیدا، پنهان، ریشهی واژهی پستو) نامی بود که ایرانیان چهار سده بر این نسک گذاشته بودند.
در نسک دینکرت یا دینکرد نیز از نهفته بودن اوستا یاد شده، پس اوستا ریشهی باستانی ندارد.
📜📜 محسن ابوالقاسمی و جلیل دوستخواه نوشتهاند:
شــایــد "اوستا" با "ودا"، کهنترین نسک دینی هندوان به چم دانشنامه و آگاهینامه همریشه باشد.
علی اکبر جعفری نیز میگوید "اوستا" آمیخته از "اَ" پیشوند نایی + ویستَه از ریشهی وید یا ودا[ریشهی نام دخترانهی ویدا] به مانک دانستن، شناختن و آگاهی است که با پیشوند نایی به چمار سخن سربسته، راز نهان و گوهر نهفته است.
📜📜 چند دیدگاه:
1⃣ اوستا زاییدهی این دو واژه است:
۱← "اوستا"، آمیخته از "افس" (سرود)+ستا (ستایش) به مانک سرودهی شگفتانگیز است.
۲← "اوستا" از "اَوَ-ستا" به مانی چرمنوشته یا نشاندن به روی چرم است.
2⃣ "اوستا" زاییدهی این دو واژه است:
۱← "آویستی" در اوستایی به مانک دانش و آگاهی
۲← "اوپستی" در سانسکریت به چم ستایش و پرستش
3⃣ "اوستا" واژهای پهلوی و آمیخته از "اوپَه" (بر)+اِستا (ایستادن) به چمار "آنچه بر آن باید ایستاد"، است.
📜📜 نامهای "وُستا" را به چم ستایش خدا و "ویستا" را دانش، فرهنگ(فرهنگ سخن)، آگاه و آشنا(احسان بهرامی) دانستهاند.
"ویستا"(فرهنگ نامهای ایرانشهری) از ریشهی "وید" اوستایی[ریشهی نام دخترانهی ویدا] به مانی پیدا کردن و دانستن یا "ویستَه" به چم آگاه و آشنا است. (بهرامی)
👈🏼👈🏼 آشکار است که این نوشتار چکیدهای کوتاه از دیدگاههای دانشیک و برجستهی نویسندگان بود. دوستداران میتوانند برای شناخت بیشتر به خوانش و پژوهش در نیپیکهای اندیشهورزان و ایرانشناسان بپردازند.
📜📜 بخش نخست یادداشت را در این پیوند بخوانید:
t.me/AdabSar/7698
🇮🇷🇮🇷 چند نام ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 آبنوس، آوِنا، آوند، آویژه، آویش، سپیتا، وَسنا و...
👦🏻 آستود، آورنا، ابرسام، سپنتا و...
✨برای فرزندانمان نامهای زیبا و برازندهی ایرانی برگزینیم✨
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#نام_دخترانه_ایرانی
#اوستا #وستا #ویستا #آبستا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«اَوِستا»، «وُستا»، «ویستا» و «آبستا»
بخش دوم و پایانی
📜📜 نام "اوستا" و نامهایی که بهره از آن دارند، در جهان واژگان کهن از پیچیدهترین واژگان هستند که چمار آن با سرگذشت واژه درآمیخته است.
📜📜 "کیخسرو شاهرخ" نوشته است که "اوستا" از این دو واژه بهره دارد:
۱← واژهی "افِسمان" به چم سخن سرودگونه
۲← واژهی "پِدان" به چم نوشتهها یا نشانههای پاک
او میگوید "اَ" پیشوند نایی(منفی) + وستا(دانسته و آشکار) و "اوستا" به چمار چیزی است که تاکنون نادانسته بود و آشکار شد!
📜📜 "بهرام فرهوشی" میگوید:
واژهی "اوستا" ریشه در پارسی پهلوی "اَفْدِستا" دارد. "افد" به ماناک شگفتیآور و ستایشکننده و "افدستا" به مانی ستایش شگفتانگیز و نیکوترین ستایش است.
در "صحاحالفرس" نیز نوشته شده که "اوستا" از واژهی پهلوی "اَفْدِستا" است.
📜📜 دیدگاه "فریدون جنیدی" با بهره از رویکرد "احسان بهرامی"، هواداران فراوانی دارد:
پس از اینکه اسکندر "اوستا" را که بر پوست گاو نوشته شده بود، سوزاند، مردم و موبدان آنچه را که بجا مانده بود برای چهار سده پنهان کردند تا نابود نشود. پس از چهار سده، بلاش اشکانی از مردم و موبدان خواست تا آنچه در دست دارند از سراسر کشور گرد آورند و آنچه بجا مانده است را سامان دهند و چیزی که گردآوری شد یک پنجم آن بود.
واژهی پهلوی "پستاک" گونهای دیگر از "پیتاک" به ماناک پیدا است و "اَ" پیشوند نایی است که این واژه را به ناپیدا دگرگون کرده. "اَپستاک"(ناپیدا، پنهان، ریشهی واژهی پستو) نامی بود که ایرانیان چهار سده بر این نسک گذاشته بودند.
در نسک دینکرت یا دینکرد نیز از نهفته بودن اوستا یاد شده، پس اوستا ریشهی باستانی ندارد.
📜📜 محسن ابوالقاسمی و جلیل دوستخواه نوشتهاند:
شــایــد "اوستا" با "ودا"، کهنترین نسک دینی هندوان به چم دانشنامه و آگاهینامه همریشه باشد.
علی اکبر جعفری نیز میگوید "اوستا" آمیخته از "اَ" پیشوند نایی + ویستَه از ریشهی وید یا ودا[ریشهی نام دخترانهی ویدا] به مانک دانستن، شناختن و آگاهی است که با پیشوند نایی به چمار سخن سربسته، راز نهان و گوهر نهفته است.
📜📜 چند دیدگاه:
1⃣ اوستا زاییدهی این دو واژه است:
۱← "اوستا"، آمیخته از "افس" (سرود)+ستا (ستایش) به مانک سرودهی شگفتانگیز است.
۲← "اوستا" از "اَوَ-ستا" به مانی چرمنوشته یا نشاندن به روی چرم است.
2⃣ "اوستا" زاییدهی این دو واژه است:
۱← "آویستی" در اوستایی به مانک دانش و آگاهی
۲← "اوپستی" در سانسکریت به چم ستایش و پرستش
3⃣ "اوستا" واژهای پهلوی و آمیخته از "اوپَه" (بر)+اِستا (ایستادن) به چمار "آنچه بر آن باید ایستاد"، است.
📜📜 نامهای "وُستا" را به چم ستایش خدا و "ویستا" را دانش، فرهنگ(فرهنگ سخن)، آگاه و آشنا(احسان بهرامی) دانستهاند.
"ویستا"(فرهنگ نامهای ایرانشهری) از ریشهی "وید" اوستایی[ریشهی نام دخترانهی ویدا] به مانی پیدا کردن و دانستن یا "ویستَه" به چم آگاه و آشنا است. (بهرامی)
👈🏼👈🏼 آشکار است که این نوشتار چکیدهای کوتاه از دیدگاههای دانشیک و برجستهی نویسندگان بود. دوستداران میتوانند برای شناخت بیشتر به خوانش و پژوهش در نیپیکهای اندیشهورزان و ایرانشناسان بپردازند.
📜📜 بخش نخست یادداشت را در این پیوند بخوانید:
t.me/AdabSar/7698
🇮🇷🇮🇷 چند نام ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 آبنوس، آوِنا، آوند، آویژه، آویش، سپیتا، وَسنا و...
👦🏻 آستود، آورنا، ابرسام، سپنتا و...
✨برای فرزندانمان نامهای زیبا و برازندهی ایرانی برگزینیم✨
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#نام_دخترانه_ایرانی
#اوستا #وستا #ویستا #آبستا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻تغییر= (Modification)، دگرگونی، دگرسانی، دگرگونکردن، دِگرکردن، دِگرشُدن، دگرگشت، دگرسازی، دِگرِش، دگردیسی*، ترادیسی*، جَزاندن
🔻تغییرات = دگرگونی، دگرگونیها، دِگرشُدگیها
🔻تغییر اسم = نامگردانی
🔻تغییرپذیر = دِگرِشپذیر
🔻تغییردادن = دیگرکردن، دِگرکردن، دگرگونکردن، دِگراندَن، واگرداندن، گردانیدن، فروگرداندن، فراگرداندن
🔻تغییرشکل = دِگردیسی، تَرادیسی
🔻تغییرشکلدادن = تَرادیساندن
🔻تغییر کرد = دگرگون شد
🔻تغییرکردن = دگرگونشدن، دِگرشدن، دَگریدَن، دیگرشُدن
🔻قابلتغییر = دِگرگَشتنی، دِگرِشپذیر، برگشتنی
🔻غیرقابلتغییر = دگرناگشتنی، دِگرشناپذیر، برنگشتنی
✍نمونه:
🔺گذشته را نمیتوان تغییر داد =
گذشته را نمیتوان دِگراند
🔺تغییر را در خود احساس کنید =
دگرگونی را در خود بِسُهید
دِگرِش را در خود دریابید
🔺آیا جراحی تنها راه تغییرشکل بینی است؟ =
آیا کَرِنت تنها راه ترادیسی بینی است؟
🔺برای تغییردادن بقیه، باید از تغییر در خود شروع کنیم =
برای دِگراندن دیگران، باید از دگرسازیِ خود آغاز کنیم
🔺"مهراب" کلمهای فارسی است که در عربی به "محراب" تغییر یافت =
"مهراب" واژهای پارسی است که در اَرَبی به "محراب" دگریده شد/دِگَرِش یافت
*ترادیسی: چیزی را از دیسهای(شکلی) به دیسهای دیگر درآوردن
*دگردیسی: دیسهای را یکسره(تماما) به دیسهای دیگر درآوردن
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#تغییر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻تغییر= (Modification)، دگرگونی، دگرسانی، دگرگونکردن، دِگرکردن، دِگرشُدن، دگرگشت، دگرسازی، دِگرِش، دگردیسی*، ترادیسی*، جَزاندن
🔻تغییرات = دگرگونی، دگرگونیها، دِگرشُدگیها
🔻تغییر اسم = نامگردانی
🔻تغییرپذیر = دِگرِشپذیر
🔻تغییردادن = دیگرکردن، دِگرکردن، دگرگونکردن، دِگراندَن، واگرداندن، گردانیدن، فروگرداندن، فراگرداندن
🔻تغییرشکل = دِگردیسی، تَرادیسی
🔻تغییرشکلدادن = تَرادیساندن
🔻تغییر کرد = دگرگون شد
🔻تغییرکردن = دگرگونشدن، دِگرشدن، دَگریدَن، دیگرشُدن
🔻قابلتغییر = دِگرگَشتنی، دِگرِشپذیر، برگشتنی
🔻غیرقابلتغییر = دگرناگشتنی، دِگرشناپذیر، برنگشتنی
✍نمونه:
🔺گذشته را نمیتوان تغییر داد =
گذشته را نمیتوان دِگراند
🔺تغییر را در خود احساس کنید =
دگرگونی را در خود بِسُهید
دِگرِش را در خود دریابید
🔺آیا جراحی تنها راه تغییرشکل بینی است؟ =
آیا کَرِنت تنها راه ترادیسی بینی است؟
🔺برای تغییردادن بقیه، باید از تغییر در خود شروع کنیم =
برای دِگراندن دیگران، باید از دگرسازیِ خود آغاز کنیم
🔺"مهراب" کلمهای فارسی است که در عربی به "محراب" تغییر یافت =
"مهراب" واژهای پارسی است که در اَرَبی به "محراب" دگریده شد/دِگَرِش یافت
*ترادیسی: چیزی را از دیسهای(شکلی) به دیسهای دیگر درآوردن
*دگردیسی: دیسهای را یکسره(تماما) به دیسهای دیگر درآوردن
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#تغییر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
عشـــــق که زیباترین ســـَرآغاز است
هنوز شیشهی عطر غزل درش باز است
جهان تمام شـــــد و ماهپارههای زمــــین
هنوز هم که هنوز است کارشان ناز است
هزار پند به گوشم پدر فشـــرد و نگفت
که عشق حادثهای خانمان برانداز است
پدر نگفت چه رازیست این که تنها عشق
کلیــــد این دلِ ناکوک ناخــوشآواز است
به بام شــــــاه و گــــــدا مثل ابر میبارد
چقدر عشق شریف است و دستودل باز است
بگو هر آنچه دلت خواست را به حضرت عشق
چرا که ســـــنگ صبور است و محرم راز است
ولی بدان که شکار عقاب خواهد شد
کبـوتری که زیادی بلندپرواز است!
#سعید_بیابانکـی
@AdabSar
عشـــــق که زیباترین ســـَرآغاز است
هنوز شیشهی عطر غزل درش باز است
جهان تمام شـــــد و ماهپارههای زمــــین
هنوز هم که هنوز است کارشان ناز است
هزار پند به گوشم پدر فشـــرد و نگفت
که عشق حادثهای خانمان برانداز است
پدر نگفت چه رازیست این که تنها عشق
کلیــــد این دلِ ناکوک ناخــوشآواز است
به بام شــــــاه و گــــــدا مثل ابر میبارد
چقدر عشق شریف است و دستودل باز است
بگو هر آنچه دلت خواست را به حضرت عشق
چرا که ســـــنگ صبور است و محرم راز است
ولی بدان که شکار عقاب خواهد شد
کبـوتری که زیادی بلندپرواز است!
#سعید_بیابانکـی
@AdabSar
💫
بمان خرم ای خاک مینوسرشت
که در چشم ما خوشتری از بهشت
تورا از دل و جان پرستندهایم
روان را به مهر تو آکندهایم
#رهی_معیری
#چکامه_پارسی
@AdabSar
بمان خرم ای خاک مینوسرشت
که در چشم ما خوشتری از بهشت
تورا از دل و جان پرستندهایم
روان را به مهر تو آکندهایم
#رهی_معیری
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
👸🏻👸🏻👸🏻👸🏻
@AdabSar
🌱دستهایم را در باغچه میکارم
سبز خواهم شد،
میدانم، میدانم، میدانم.
و پرستوها
در گودی انگشتان جوهریام
تخم خواهند گذاشت...🕊
#فروغ_فرخزاد
۸ دی ۱۳۱۳
۲۴ بهمن ۱۳۴۵
goo.gl/CZxOXI
یاد باد از سرایندهی بیباک و پیشرو،
او که فرزند زمان خویش نبود،
او که خود را یافت، و زنانگیاش را...
🌹"فروغ فرخزاد" دوبار زاده شد!
یک بار از مادر، یک بار از درون...🌹
#ادبسار
@AdabSar
👸🏻👸🏻👸🏻👸🏻
@AdabSar
🌱دستهایم را در باغچه میکارم
سبز خواهم شد،
میدانم، میدانم، میدانم.
و پرستوها
در گودی انگشتان جوهریام
تخم خواهند گذاشت...🕊
#فروغ_فرخزاد
۸ دی ۱۳۱۳
۲۴ بهمن ۱۳۴۵
goo.gl/CZxOXI
یاد باد از سرایندهی بیباک و پیشرو،
او که فرزند زمان خویش نبود،
او که خود را یافت، و زنانگیاش را...
🌹"فروغ فرخزاد" دوبار زاده شد!
یک بار از مادر، یک بار از درون...🌹
#ادبسار
@AdabSar
👸🏻👸🏻👸🏻👸🏻