📘دکانی به نام فدراسیونهای ورزشی
(۲/۲)
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 حرف من حتی این نیست که فدراسیون ملی فوتبال یا کشتی نداشته باشیم. حرف این است که عدهای به چیزی علاقه دارند حالا در سطح ملی با یکدیگر آشنا میشوند و سازماندهی و نهادسازی میکنند. بسیار هم خوب. اما این مسئله نه تنها هیچ ربطی به دولت ندارد بلکه حتی اگر این علاقهمندان دید بلندمدت داشته باشند باید درک کنند که ورود دولت و صرف هزینه دولتی فقط به زیان آن رشته تمام خواهد شد. تا زمانی که دولت چنین میکند و علاقهمندان اعتراضی نمیکنند من هم رشتههای مورد علاقهشان را با عناوینی مثل هل دادن و دنبال توپ دویدن خطاب میکنم!
🍂 تمام این حرفها عیناً در مورد المپیادهای علمی نیز صدق میکنند. یک عده میخواهند بروند مسئلۀ فیزیک و ریاضی حل کنند و مسابقه بگذارند که کی مسئلۀ سختتر حل میکند. خب بروند مسئله حل کنند. هیچ دلیلی ندارد دولت پول بدهد و اینها را به این مسابقات بفرستد. یا با پول خودشان بروند یا اگر کسانی فکر میکنند المپیادهای جهانی اهمیت زیادی دارند از جیب خودشان پول بدهند و اینها را به بهترین هتلهای کشور محل بارگذاری مسابقه بفرستند، بلیط بهترین خطوط هوایی را برایشان بگیرند و اگر مدال بردند تا میتوانند جایزه دهند. در اقتصادهای آزاد معمولاً شرکتهای بزرگ چنین حمایتهایی را انجام میدهند.
🍂 در مورد سینما هم که در این متن به آن اشاره کردم مطمئن نیستم دولت از این خرجها نمیکند. به هر حال اگر چنین دکانهای دو نبشی در آن حوزه هم برقرار است باید بسته شوند.
🍂 اگر حرف این است که حجم اقتصاد ما فعلاً در آن حد نیست که افراد و شرکتهای خصوصی برای مدال ورزشی و علمی و هنری سرمایهگذاری کنند باز پاسخ روشن و البته صریح است: به اندازۀ دهانمان لقمه برداریم. به اندازۀ حجم اقتصادمان انتظار مدال داشته باشیم. دوپینگ که فقط مصرف داروی نیروزا نیست. دوپینگ «ملی» هم داریم. این کار کشورهای کمونیستی سابق بود که درست همان زمانی که مردم در پایتخت این کشورها از درون سطلآشغال دنبال غذا میگشتند با زور هزینههای دولتی مدالهای المپیک و المپیاد را درو میکردند و پیروزی کمونیسم را جشن میگرفتند!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @alamehrpouia
(۲/۲)
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 حرف من حتی این نیست که فدراسیون ملی فوتبال یا کشتی نداشته باشیم. حرف این است که عدهای به چیزی علاقه دارند حالا در سطح ملی با یکدیگر آشنا میشوند و سازماندهی و نهادسازی میکنند. بسیار هم خوب. اما این مسئله نه تنها هیچ ربطی به دولت ندارد بلکه حتی اگر این علاقهمندان دید بلندمدت داشته باشند باید درک کنند که ورود دولت و صرف هزینه دولتی فقط به زیان آن رشته تمام خواهد شد. تا زمانی که دولت چنین میکند و علاقهمندان اعتراضی نمیکنند من هم رشتههای مورد علاقهشان را با عناوینی مثل هل دادن و دنبال توپ دویدن خطاب میکنم!
🍂 تمام این حرفها عیناً در مورد المپیادهای علمی نیز صدق میکنند. یک عده میخواهند بروند مسئلۀ فیزیک و ریاضی حل کنند و مسابقه بگذارند که کی مسئلۀ سختتر حل میکند. خب بروند مسئله حل کنند. هیچ دلیلی ندارد دولت پول بدهد و اینها را به این مسابقات بفرستد. یا با پول خودشان بروند یا اگر کسانی فکر میکنند المپیادهای جهانی اهمیت زیادی دارند از جیب خودشان پول بدهند و اینها را به بهترین هتلهای کشور محل بارگذاری مسابقه بفرستند، بلیط بهترین خطوط هوایی را برایشان بگیرند و اگر مدال بردند تا میتوانند جایزه دهند. در اقتصادهای آزاد معمولاً شرکتهای بزرگ چنین حمایتهایی را انجام میدهند.
🍂 در مورد سینما هم که در این متن به آن اشاره کردم مطمئن نیستم دولت از این خرجها نمیکند. به هر حال اگر چنین دکانهای دو نبشی در آن حوزه هم برقرار است باید بسته شوند.
🍂 اگر حرف این است که حجم اقتصاد ما فعلاً در آن حد نیست که افراد و شرکتهای خصوصی برای مدال ورزشی و علمی و هنری سرمایهگذاری کنند باز پاسخ روشن و البته صریح است: به اندازۀ دهانمان لقمه برداریم. به اندازۀ حجم اقتصادمان انتظار مدال داشته باشیم. دوپینگ که فقط مصرف داروی نیروزا نیست. دوپینگ «ملی» هم داریم. این کار کشورهای کمونیستی سابق بود که درست همان زمانی که مردم در پایتخت این کشورها از درون سطلآشغال دنبال غذا میگشتند با زور هزینههای دولتی مدالهای المپیک و المپیاد را درو میکردند و پیروزی کمونیسم را جشن میگرفتند!
.
#سیاست #اقتصاد #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @alamehrpouia
Telegram
نقدآگین
📘از زباله تا زوال (۱۰)
— فومن، تجسم جهنمشدگی زیستجهان در حکومت اسلامی
🍂 حکومتی که با وقاحت هر چه تمامتر و همواره دم از تمدن اسلامی دم میزند، امروز به چنان مغاکی از ابتذال سقوط کرده که حتی از عهده ساخت یک نمایش نیمبند هم برنمیآید. جهنم فومن تنها یک تماشاخانه نیست؛ اینجا صحنه نمایش سقوط بیسابقهای است که با دستان لرزانتر از لرزان مرتجعانی اجرا میشود که حتی در "نمایش" خود وحشیگری هم ناتوان و مضحکاند. هر لحظهاش فریاد بیهنری و شکست است، نمایشی هولناک از استیصال مطلق که به جای ترس، جز بهت و تمسخر چیزی بر نمیانگیزد.
🎭 هر چه در این تماشاخانه میبینید، از نقابهای پلاستیکی پیدا شده میان زبالهها گرفته تا آه و نالههای ساختگی که گویی از یک فیلم مستهجن دهه شصت کپی شده، همه و همه گواهی میدهند بر سقوط هنر به دست جانورانی که حتی نمیدانند چگونه باید آدمها را بترسانند.
📉 این نمایش مسخره، این تئاتر پرهیاهوی بیمایه، حتی از تئاترهای مدرسهای دانشآموزان دوره راهنمایی هم ضعیفتر است. تازیانههایی که از طنابهای فرسوده ساختمانی ساخته شده، لگدهای نمایشی که حتی هیچ کودک باهوشی را هم گول نمیزند، و بازیگرانی که خودشان هم به نقشهای پوچشان ایمان ندارند - همه اینها تصویری است از حکومتی که نه هنر دارد، نه شرف، و نه حتی توانایی اجرای یک نمایش ترسناک ساده را. اینجا دیگر نمایش نیست، تماشاخانه مسخرهای است که به جای ترس، تهوع میآفریند؛ صحنههایی چنان مبتذل که حتی نمایش شکنجه هم در آن به سطح یک شوخی بیمارگونه سقوط کرده است. در این تماشاخانه تنها بوی گند وجود این بازیگران به مشام میرسد.
💀 جهنم فومن، تماشاخانه نیست، گورستان هنر است. گورستانی که در آن جسد هنر ایرانی را به نمایش گذاشتهاند تا همگان ببینند چگونه مرتجعان بیفرهنگ، حتی در نمایش شکنجه که مهمترین ابزار بقای حکومتشان است نیز ناتوان و مضحکاند. اینجا همه چیز حکایت دارد از بیاستعدادی مطلق، تهیدستی فرهنگی، و ناتوانی ذاتی این حکومت در آفرینش هر چیزی که ارزش هنری داشته باشد. قصد آنان این بوده است که با این نمایشهای مسخره، رعب و وحشت بیافرینند، اما در تماشای این تماشاخانه مسخره و پوچ تنها چیزی که به راستی هولناک و وحشتآور است، ژرفای سقوط اخلاقی و ابتذال هنری خودشان است که همچون زخمی چرکین، ذات پوسیده این نظام بیمار را برملا میسازد.
🎥 طراحانی چنان درمانده و بیمایه که حتی سایهای از خلاقیت فیلم "کانستنتین" را هم نمیتوانند تقلید کنند! در آن شاهکار سینمایی، جهنم با معماری متحرک گوشت و استخوان، دیوارهای زندهای که فریاد میکشیدند، و شیاطینی با چهرههای به واقع کابوسوار، تصویری از شرارت مطلق را به نمایش گذاشته بود.
🙄🤡 اما اینجا؟ چند تکه طناب وارفته، چند نقاب پلاستیکی made in China، و صحنهای که بیشتر به انبار فرسوده یک کارگاه ساختمانی میماند تا نمایشگاه شکنجه! گویی کودکان دبستانی با وسایل دورریختنی میخواستهاند "جهنم" را بازسازی کنند! بازیگرانی چنان حقیر و بیمایه که "پیتر استورمیر" (بازیگر نقش لوکی در کانستنتین) با دیدنشان از شدت شرم قطعاً خودکشی میکرد!
🎬 در آن فیلم، شیطان با حرکات موزون، نگاههای نافذ و طنز سیاهش، موجودی به یادماندنی آفریده بود. اما این مزدوران بیعرضه؟ حتی نمیتوانند یک حرکت نمایشی را به درستی اجرا کنند! چشمهایشان از پشت نقابهای ارزان، بیشتر به مشتزنهای مست میماند تا مأموران شکنجه جهنم!
🔍 کانستنتین بیننده را با مفاهیم عمیق گناه و مکافات درگیر میکرد، در حالی که این نمایش مسخره حتی قادر نیست برای سی ثانیه توجه کسی را جلب کند، مگر مومنان خرفت و مغزباخته را که اصلاً نیازی به این نمایشها ندارند.
🖋 در آن فیلم، هر صحنه پر از نمادگرایی و تفکر بود - اینجا اما فقط مجموعهای از حرکات بیسر و ته است که حتی یک کودک دهساله هم آن را باور نمیکند! "کانستنتین" ثابت کرد که چگونه میتوان با هنر، مفاهیم وراسویی را به تصویر کشید. اما این نمایش مضحک، سند رسمی ورشکستگی هنری یک نظام است - نظامی که در نمایش هنری مهمترین هنرش یعنی وحشیگری هم ناتوان است!
⚠️ مزدوران حکومتی میخواستند جهنم را نمایش دهند، اما فقط فرومایگی، بیهنری و عقبافتادگی خود را به رخ جهانیان کشیدند! جهنم در فومن صرفاً یک تماشاخانه نیست - این توهینی کثیف به هنر و به شعور و شرافت انسانی است! جایی که به جای دیوهای دوزخی، چند بسیجی و حزباللهی مزدور حقیر و بیاستعداد را مأمور به حضور در میان زبالهها و اجاقهای گاز کردهاند، مثل کارگرهای بیچاره یک میدان میوهفروشی محله فقیرنشین!
📕از زباله تا زوال [قسمت ۱ - ۳: اینجا] [قسمت ۴ تا ۹]
.
#حکومت_اسلامی #آخوندیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧تحلیل مناظرۀ جنجالی: جردن پیترسون در محاصره ۲۰ ناباور
🔸در مناظره "محاصره شده" (Surrounded) که توسط شرکت Jubilee برگزار شد، #جردن_پیترسون در برابر ۲۰ ملحد قرار گرفت تا درباره ایمان، خدا، و اخلاق به بحث بپردازند. این مناظره که به صورت آنلاین منتشر شد، لحظات پر چالشی را به همراه داشت.
🔻در اپیزود چهلوهفتمِ #نقدآگینگپ، به تحلیل مهمترین سوالات و موضوعاتی میپردازیم که در این رویداد مطرح شد:
🔺در این قسمت از پادکست، با تحلیل این سوالات کلی و بررسی پاسخهای (گاهی اوقات طفره آمیز) داده شده در این مناظره، سعی میکنیم به عمق چالشهای فکری و اعتقادی مطرح شده در آن بپردازیم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸در مناظره "محاصره شده" (Surrounded) که توسط شرکت Jubilee برگزار شد، #جردن_پیترسون در برابر ۲۰ ملحد قرار گرفت تا درباره ایمان، خدا، و اخلاق به بحث بپردازند. این مناظره که به صورت آنلاین منتشر شد، لحظات پر چالشی را به همراه داشت.
🔻در اپیزود چهلوهفتمِ #نقدآگینگپ، به تحلیل مهمترین سوالات و موضوعاتی میپردازیم که در این رویداد مطرح شد:
❓ آیا ناباوران واقعاً خدایی را که رد میکنند، نمیشناسند؟
این یکی از ادعاهای اصلی پترسون در ابتدای بحث بود. او استدلال میکرد که ملحدان درک "تقلیل گرایانه"ای از مفهوم خدا دارند.
❓تعریف واقعی مفاهیم کلیدی مانند خدا، ایمان و پرستش چیست؟
پترسون تلاش کرد با بازتعریف این واژگان (برای مثال، تعریف خدا به معنای "تلاش برای تعالی"، پرستش به عنوان "مقیاس اولویت"، و ایمان به عنوان چیزی که فرد حاضر است برای آن بمیرد)، موضع خود را توجیه کند؛ رویکردی که توسط دیوید مکآفی "کاملاً دایرهای" و مبهم توصیف شد.
❓چرا پاسخ به سوالات مستقیم درباره اعتقادات شخصی، از جمله مسیحی بودن، گاهی دشوار میشود؟
یکی از نقاط اوج مناظره، امتناع پترسون از اذعان صریح به مسیحی بودن خود بود، با وجود اینکه عنوان اولیه ویدئوی منتشر شده در یوتیوب "مسیحی در مقابل ۲۰ ملحد" بود.
❓منشأ اخلاق چیست و رابطه آن با علم چگونه است؟
بحث بر سر این موضوعات، از جمله ادعای پترسون مبنی بر اینکه علم باید در چارچوب اخلاقی غیرعلمی وجود داشته باشد، بخش دیگری از مناظره را تشکیل میداد.
❓آیا طبق تعریف پیترسون از "پرستش" (به معنای اولویت دادن یا توجه کردن به چیزی)، همه انسانها - حتی خداناباوران - ناگزیر چیزی را "میپرستند" و چگونه میتوان "پایه و اساس درست" را در میان این "پرستشها" تشخیص داد؟
❓متون مذهبی مانند کتاب مقدس درباره مسائلی چون بردهداری چه میگویند و نقش اعتقادات مذهبی در جنبشهای اجتماعی (مانند لغو بردهداری) چگونه بوده است؟
در این بخش، تناقضات و تفاسیر مختلف از متون کتاب مقدس، به ویژه در مورد نحوه رفتار با بردگان در عهد عتیق، مورد بحث قرار گرفت.
❓آیا در مواجهه با چالشهای فکری، "بازی با کلمات" یا "سالاد کلمات" تنها راه پیش رو است؟
انتقاداتی مطرح شد مبنی بر اینکه پترسون هنگام قرار گرفتن در موقعیت دشوار یا چالش برانگیز، از زبان پیچیده و مبهم استفاده میکرده است.
🔺در این قسمت از پادکست، با تحلیل این سوالات کلی و بررسی پاسخهای (گاهی اوقات طفره آمیز) داده شده در این مناظره، سعی میکنیم به عمق چالشهای فکری و اعتقادی مطرح شده در آن بپردازیم.
📻 این پادکست بر محور خلاصۀ دو ویدیوی یوتیوبی تهیه شدهاست:
▪️جردن پترسون نمیتواند یک آتئیست را تحمل کند، چه برسد به ۲۰
▪️جردن پترسون: افشا شده توسط ۲۰ آتئیست
📺 پیترسون: «عیسی خداست!»
📺 پیترسون: «سرنوشت جهان در گروی قوم برگزیده(!)»
📺 سخنرانیِ در اورشلیم
📺 میمها و کهنالگوها
📺 بحثی غیرمنتظره دربارۀ «تولد از باکره»
📺 مناظرۀ قرن: سم هریس و جردن پیترسون
دور اول (اول تا سوم) (چهارم تا پنجم) (ششم تا هشتم) (نهم تا دهم) (یازدهم) (دوازدهم) (سیزدهم) (چهاردهم)
دور دوم (اول) (دوم) (سوم) (چهارم) (پنجم) (ششم) (هفتم) (هشتم) (نهم) (دهم) (یازدهم) (دوازدهم)
.
#نقد_روشنفکران #روشنفکری_دینی#نقد_ادیان #آتئیسم #دینخویی #مغلطجات
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نه سر پیاز نه ته پیاز- 1 .pdf
697.7 KB
📓نه سر پیاز ، نه ته پیاز
— در دفاع از ملکیان و ضد «دینداریِ گزینشی»
📌خلاصۀ متن در اپیزود چهلوهشتم نقدآگینگپ
✍🏻 #اشکان_مهر_روشن
🔸مدتی پیش، در کانال #یاسر_میردامادی، مختصری صوتی را شنیدم که اشاره به مخالفت ملکیان با دینداری گزینشی بود و در ادامۀ آن نگرشی در دفاع از نگرش گزینگشگر توسط #فرهاد_شفتی، قرآنپژوه خوش ذوق ایرانی آمده بود.
🔸از آنجایی که درحال نوشتن دربارۀ اثر معقولیت دینداری انتخابی ناظر برنقد عملی ادیان هستم، لازم است که با برخی ملاحظات مرتبط با دینداری انتخابی نیز دست و پنجه نرم کرد.
🔸البته در این بحث نه سر پیازم نه ته پیاز – بیشتر خود را به این مباحثه پرت کردهام. در این مختصر، تلاش میکنم نقدی بر دیدگاه سنتی ارائه داده و نشان دهم که نقد محوری به دیدگاه سنتی، گریبان دیدگاه دینداری گزیشنی را نیز خواهد گرفت و آن را با چالشهای بسیار جدی ای روبرو خواهد کرد که از احتمال صدق آن به طور چشمگیری میکاهد.
🔸در پایان، به واسطه یک دوراهی منتج شده از ملاحظات مطرح شده، برضد هر دو نگرش دینی و خداباوری ابراهیمی نتیجهگیری میکنم.
@Negahehandisheh
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— در دفاع از ملکیان و ضد «دینداریِ گزینشی»
📌خلاصۀ متن در اپیزود چهلوهشتم نقدآگینگپ
✍🏻 #اشکان_مهر_روشن
🔸مدتی پیش، در کانال #یاسر_میردامادی، مختصری صوتی را شنیدم که اشاره به مخالفت ملکیان با دینداری گزینشی بود و در ادامۀ آن نگرشی در دفاع از نگرش گزینگشگر توسط #فرهاد_شفتی، قرآنپژوه خوش ذوق ایرانی آمده بود.
🔸از آنجایی که درحال نوشتن دربارۀ اثر معقولیت دینداری انتخابی ناظر برنقد عملی ادیان هستم، لازم است که با برخی ملاحظات مرتبط با دینداری انتخابی نیز دست و پنجه نرم کرد.
🔸البته در این بحث نه سر پیازم نه ته پیاز – بیشتر خود را به این مباحثه پرت کردهام. در این مختصر، تلاش میکنم نقدی بر دیدگاه سنتی ارائه داده و نشان دهم که نقد محوری به دیدگاه سنتی، گریبان دیدگاه دینداری گزیشنی را نیز خواهد گرفت و آن را با چالشهای بسیار جدی ای روبرو خواهد کرد که از احتمال صدق آن به طور چشمگیری میکاهد.
🔸در پایان، به واسطه یک دوراهی منتج شده از ملاحظات مطرح شده، برضد هر دو نگرش دینی و خداباوری ابراهیمی نتیجهگیری میکنم.
@Negahehandisheh
.
#روشنفکری_دینی #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧 «دینداری گزینشی» در ترازو
— در دفاع از ادعای مصطفی ملکیان و در نقدِ «دینداریِ گزینشی»
❓آیا در ایمان دینی باید همه چیز را پذیرفت یا حق انتخاب داریم؟ و مهمتر از آن، کدام رویکرد از نظر احتمالی و عقلانی موجهتر است؟ 🤔
🔻در اپیزود چهلوهشتم از #نقدآگینگپ، به سراغ این مقالۀ فلسفی از #اشکان_مهر_روشن با عنوان «نه سر پیاز ، نه ته پیاز» میرویم که دو دیدگاه اصلی در دینداری را زیر ذرهبین تحلیل احتمالی قرار میدهد:
۱. دینداری سنتی: پذیرش بیقید و شرط تمامیت متون و احکام دینی. چرا این دیدگاه با احتمال صدق بسیار پایینی روبروست؟
۲. دینداری گزینشی: انتخاب بخشهایی از دین بر اساس ملاحظاتی مانند عقلانیت، اخلاق یا فهم تاریخی. حتی اگر این انتخاب "دلبخواهی" نباشد، چرا با ریسکهای انباشتی و "دو وجهی" جدیای مواجه است که احتمال موفقیت آن را به شدت کاهش میدهد؟
🔺نویسنده نشان میدهد داد که بر اساس این تحلیل، احتمال صدق هر دو دیدگاه به شدت ناچیز است. اگر چنین است، وظیفۀ عقلانی یک فرد خداباور یا حتی بیخدای خدادوست چیست؟ آیا با توجه به ریسک بالای ادعاهای دینی، "شرطبندی بر ضد ادیان ابراهیمی" تصمیمی منطقیتر است؟
🔸همراه ما باشید تا این بحث پیچیده اما کلیدی را که مفهوم "پروای الهی" در برابر "پروای دینی" را مطرح میکند، بررسی کنیم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— در دفاع از ادعای مصطفی ملکیان و در نقدِ «دینداریِ گزینشی»
❓آیا در ایمان دینی باید همه چیز را پذیرفت یا حق انتخاب داریم؟ و مهمتر از آن، کدام رویکرد از نظر احتمالی و عقلانی موجهتر است؟ 🤔
🔻در اپیزود چهلوهشتم از #نقدآگینگپ، به سراغ این مقالۀ فلسفی از #اشکان_مهر_روشن با عنوان «نه سر پیاز ، نه ته پیاز» میرویم که دو دیدگاه اصلی در دینداری را زیر ذرهبین تحلیل احتمالی قرار میدهد:
۱. دینداری سنتی: پذیرش بیقید و شرط تمامیت متون و احکام دینی. چرا این دیدگاه با احتمال صدق بسیار پایینی روبروست؟
۲. دینداری گزینشی: انتخاب بخشهایی از دین بر اساس ملاحظاتی مانند عقلانیت، اخلاق یا فهم تاریخی. حتی اگر این انتخاب "دلبخواهی" نباشد، چرا با ریسکهای انباشتی و "دو وجهی" جدیای مواجه است که احتمال موفقیت آن را به شدت کاهش میدهد؟
🔺نویسنده نشان میدهد داد که بر اساس این تحلیل، احتمال صدق هر دو دیدگاه به شدت ناچیز است. اگر چنین است، وظیفۀ عقلانی یک فرد خداباور یا حتی بیخدای خدادوست چیست؟ آیا با توجه به ریسک بالای ادعاهای دینی، "شرطبندی بر ضد ادیان ابراهیمی" تصمیمی منطقیتر است؟
🔸همراه ما باشید تا این بحث پیچیده اما کلیدی را که مفهوم "پروای الهی" در برابر "پروای دینی" را مطرح میکند، بررسی کنیم.
📻 سروش در ترازو: تجربۀ نبوی یا بزرگترین سرقتِ ادبی
📕اصحاب کهف و دفاعیهنویسیهای روشنفکران دینی
📕نقدی بر «نقدی جعفر نکونام بر نقد ملکیان بر روشنفکری دینی»
📻 روشنفکری و دینداری: تناقضها در کجاست؟
🔻نقد پاسخ علیرضا معینی به نقد استاد مصطفی ملکیان بر روشنفکری دینی
(قسمت اول
قسمت دوم: معجزۀ روشنفکری دینی: زندگیِ برزخی میان عقلانیت و اسطورهباوری
قسمت سوم: روشنفکری دینی: جهاد دفاعی با تقلب هوش مصنوعی؟
قسمت چهارم: توصیه به رعایت تقوای علمی، موهن نیست!)
📻 تکامل مؤیدِ بردهداری؟!
📺 مناظرۀ هوش مصنوعی روشنفکر دینی با هوش مصنوعی منتقدِ اسلام
.
#فلسفیدن #روشنفکری_دینی #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘طبیعت قرآن علیه تاریخنگاری رسمی
— زیتون از پترا و عربستان شمالی میگوید
✍🏻 #کاظم_استادی
🌿 اگر فرض بگیریم که مکان زندگی پیامبر اسلام و نزول قرآن برای ما نامشخص است؛ و اطلاعات تاریخی اسلامی موجود را موقتاً کنار بگذاریم، این امکان فراهم میشود که تنها بر پایهٔ شواهد درونمتنیِ قرآن، مکان تقریبی وقوع نزول وحی و زیست پیامبر را بازسازی کنیم.
🌿 یکی از مسیرهای پژوهشی مهم در این زمینه، تحلیل «دادههای بومشناختی قرآن» است؛ یعنی آن دسته از عناصر «طبیعی، اقلیمی، زیستی و زیستمحیطی» که در متن قرآن آمدهاند؛ و بهطور طبیعی باید برای مخاطبان اولیه قرآن قابلفهم، آشنا و ملموس بوده باشند.
🍃 روشن است که در دورهٔ صدر اسلام، انسانها همچون امروز به اطلاعات گسترده از مناطق دوردست دسترسی نداشتند؛ و شناخت آنها از طبیعت، محدود به آن چیزی بود که در محیط زیست و معیشت روزمرهشان میدیدند، میشنیدند و تجربه میکردند. بنابراین، هر عنصری که در قرآن ذکر شده، باید با زیستبوم تاریخی مخاطبان قرآن، همراستا باشد.
🌳 بررسی محتوای قرآن نشان میدهد که این متن بهطور مستقیم و غیرمستقیم به مجموعهای از عناصر طبیعی اشاره کرده است که میتوانند سرنخهایی روشن برای موقعیت جغرافیایی زیست پیامبر ارائه دهند.
🫒🌾 🧅 در حوزۀ گیاهان، قرآن به عدهای از میوهها و گیاهان اشاره نموده است؛ همچون: «زیتون، انجیر، خرما، انار، انگور، عدس، پیاز و گندم». برخی همانند خرما، گیاهی هستند که در هر دو منطقه حجاز جنوبی (مکه کنونی) و حجاز شمالی (پترا و فلسطین) رشد میکنند؛ اما گیاهانی همچون:
🔺🔺🔺همگی گیاهان بومیِ مناطق «مدیترانهای و شمال حجاز» هستند؛ و معمولاً امکان رویش طبیعی آنها در مناطق گرم و خشک حجاز جنوبی وجود ندارد.
🐮🐎🐠 در حوزه جانوری نیز، اسامی جانوران گوناگونی در قرآن ذکر شدهاند؛ همچون: «شتر، بز، گوسفند، گاو، گرگ، زنبور، پرندگان شکاری، کلاغ، پشه و مگس». در این میان، حیواناتی چون شتر و بز در هر دو منطقه زیست میکنند، اما وجود
🔺🔺بیشتر با اقلیم نیمهکوهستانی و معتدل حجاز شمالی سازگار است، تا نواحی کاملاً بیابانی جنوب.
💧 همچنین، در مورد شرایط اقلیمی، قرآن بارها از
یاد کرده که چنین ویژگیهایی بهوضوح با جغرافیای خشک و کمبارش مکه امروزی همخوانی ندارد؛ اما با نواحی شمالیتر همچون منطقهٔ «پترا، بُصری، شمال حجاز و اطراف شام» مطابقت بیشتری دارد.
🍳 نکتۀ کلیدی در این تحلیل آن است که، استفاده از این عناصر در قرآن، تنها برای «تصویرسازی یا زیبایی ادبی» نبوده، بلکه برای 👈👈رساندن پیام و انتقال معنا به مردمی بوده که این تصاویر و مفاهیم را میفهمیدند👉👉. خداوند مثالهایی میزند که برای مردم قابل تصور و قابل ارتباط باشد. بنابراین آوردن تمثیلهایی دربارهی «زیتون، انجیر یا گرگ»، تنها در صورتی معنا پیدا میکند که مخاطب آیات قرآن، تجربه یا شناخت حسی از آنها داشته باشد.
🌍 در نتیجه، بررسی دقیق این شواهد طبیعی نشان میدهد که اقلیم و زیستبوم توصیفشده در قرآن با منطقهای «سرسبزتر، معتدلتر و دارای تنوع طبیعی» بیشتر از آنچه در مکهٔ امروز وجود دارد سازگاری دارد. یعنی، این دادهها با منطقه حجاز شمالی یا نواحی مرزی شام تطابق بیشتری دارند.
🔎 به نظر میرسد که طرح چنین تأملاتی، میتواند پژوهشهای تازهتری را در شناخت جغرافیای قرآن و تاریخ صدر اسلام برانگیزد.
@dinaznegahidigar
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— زیتون از پترا و عربستان شمالی میگوید
✍🏻 #کاظم_استادی
🌿 اگر فرض بگیریم که مکان زندگی پیامبر اسلام و نزول قرآن برای ما نامشخص است؛ و اطلاعات تاریخی اسلامی موجود را موقتاً کنار بگذاریم، این امکان فراهم میشود که تنها بر پایهٔ شواهد درونمتنیِ قرآن، مکان تقریبی وقوع نزول وحی و زیست پیامبر را بازسازی کنیم.
🌿 یکی از مسیرهای پژوهشی مهم در این زمینه، تحلیل «دادههای بومشناختی قرآن» است؛ یعنی آن دسته از عناصر «طبیعی، اقلیمی، زیستی و زیستمحیطی» که در متن قرآن آمدهاند؛ و بهطور طبیعی باید برای مخاطبان اولیه قرآن قابلفهم، آشنا و ملموس بوده باشند.
🍃 روشن است که در دورهٔ صدر اسلام، انسانها همچون امروز به اطلاعات گسترده از مناطق دوردست دسترسی نداشتند؛ و شناخت آنها از طبیعت، محدود به آن چیزی بود که در محیط زیست و معیشت روزمرهشان میدیدند، میشنیدند و تجربه میکردند. بنابراین، هر عنصری که در قرآن ذکر شده، باید با زیستبوم تاریخی مخاطبان قرآن، همراستا باشد.
🌳 بررسی محتوای قرآن نشان میدهد که این متن بهطور مستقیم و غیرمستقیم به مجموعهای از عناصر طبیعی اشاره کرده است که میتوانند سرنخهایی روشن برای موقعیت جغرافیایی زیست پیامبر ارائه دهند.
🫒🌾 🧅 در حوزۀ گیاهان، قرآن به عدهای از میوهها و گیاهان اشاره نموده است؛ همچون: «زیتون، انجیر، خرما، انار، انگور، عدس، پیاز و گندم». برخی همانند خرما، گیاهی هستند که در هر دو منطقه حجاز جنوبی (مکه کنونی) و حجاز شمالی (پترا و فلسطین) رشد میکنند؛ اما گیاهانی همچون:
«زیتون، انجیر، انار، انگور و سدر»،
🔺🔺🔺همگی گیاهان بومیِ مناطق «مدیترانهای و شمال حجاز» هستند؛ و معمولاً امکان رویش طبیعی آنها در مناطق گرم و خشک حجاز جنوبی وجود ندارد.
🐮🐎🐠 در حوزه جانوری نیز، اسامی جانوران گوناگونی در قرآن ذکر شدهاند؛ همچون: «شتر، بز، گوسفند، گاو، گرگ، زنبور، پرندگان شکاری، کلاغ، پشه و مگس». در این میان، حیواناتی چون شتر و بز در هر دو منطقه زیست میکنند، اما وجود
«گاو، قورباغه، ماهی، اسب، گرگ، هدهد»
🔺🔺بیشتر با اقلیم نیمهکوهستانی و معتدل حجاز شمالی سازگار است، تا نواحی کاملاً بیابانی جنوب.
💧 همچنین، در مورد شرایط اقلیمی، قرآن بارها از
«چشمهها، نهرهای جاری، باغهای سرسبز، درهها و سایههای خنک»
یاد کرده که چنین ویژگیهایی بهوضوح با جغرافیای خشک و کمبارش مکه امروزی همخوانی ندارد؛ اما با نواحی شمالیتر همچون منطقهٔ «پترا، بُصری، شمال حجاز و اطراف شام» مطابقت بیشتری دارد.
🍳 نکتۀ کلیدی در این تحلیل آن است که، استفاده از این عناصر در قرآن، تنها برای «تصویرسازی یا زیبایی ادبی» نبوده، بلکه برای 👈👈رساندن پیام و انتقال معنا به مردمی بوده که این تصاویر و مفاهیم را میفهمیدند👉👉. خداوند مثالهایی میزند که برای مردم قابل تصور و قابل ارتباط باشد. بنابراین آوردن تمثیلهایی دربارهی «زیتون، انجیر یا گرگ»، تنها در صورتی معنا پیدا میکند که مخاطب آیات قرآن، تجربه یا شناخت حسی از آنها داشته باشد.
🌍 در نتیجه، بررسی دقیق این شواهد طبیعی نشان میدهد که اقلیم و زیستبوم توصیفشده در قرآن با منطقهای «سرسبزتر، معتدلتر و دارای تنوع طبیعی» بیشتر از آنچه در مکهٔ امروز وجود دارد سازگاری دارد. یعنی، این دادهها با منطقه حجاز شمالی یا نواحی مرزی شام تطابق بیشتری دارند.
🔎 به نظر میرسد که طرح چنین تأملاتی، میتواند پژوهشهای تازهتری را در شناخت جغرافیای قرآن و تاریخ صدر اسلام برانگیزد.
@dinaznegahidigar
📕لشکر اسامه و پترا
📕ردپای پترا در غزوۀ تبوک
📕 قوم لوط و پترا: ویرانهها آدرس میدهند، افلاتعقلون؟!
📕ابراهیم و افسانۀ «سفر به حجاز»
⚔️ پترا یا مدینه؟ معمای فرماندهی نبرد موته
📕اسلام سریانی و پترا
🛐 محدوده مقدس و پترا
📕خطبۀ علی و پترا
📕تحلیل جغرافیایی مسیر پیامبر به بُصری شام
📕وادی «غیر ذیزرع» و پترا
📕مرکز زمین و محل واقعی کعبه
📕ایران باستان و پترا
📕مسجد و پترا
📕معراج و پترا
📕پترا و امام حسین
📕نظریهٔ دو کعبهای
📻 کعبه: از سرابِ حجاز تا حقیقتِ مکتومِ پترا
📻 رمضان عباسی: مهندسی مناسک، ساخت یک امت
📕قرآن و افشای «امالقرای جعلی»
📺 از شهر پترا به کربلا و راز واقعۀ عاشورا
📺 پترا قبلۀ اصلی مسلمانان
📺 مسجدالاقصی اصلی کجاست؟
📺 سنگنبشتههای مسجدالاقصی چه میگویند؟
📺 معجزۀ «نصفکردنِ ماه و سفر با الاغ به آسمانها»
📺 محمد نبی یا رهبری یهودی-نصرانی؟
📺 چرا کعبه مکعب است؟
📺 دن گیبسون و مسجدالاقصا
📺 ابن زبیر هویتتراش؛ بنیانگذار کعبه و دین نو
📺 مکۀ واقعی؟ چرا روایتهای اسلامی دروغ میگویند؟
📕تاثیرات بودیسم بر اسلام
📻 با کاروانِ حجاز (۱) (۲) (۳) (۴) (۵) (۶) (۷) (۸) (۹) (۱۰) (۱۱)
📻 مبداء اسلام: پترا، عراق یا بلخ؟
.
#بازنگری #نقد_اسلام#مکه #ابوقبیس #پترا #ابراهیم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🔴 ترامپ: پوتین خواستار حضور در مذاکرات با ایران شد
🔻خامنهای
🔺«استقلالِ ملی» در ج.ا بهنحویست که پوتین ایران را بهسادگی به چشم «کارت بازی» در هنگامۀ گرفتاریاش در باتلاق اوکراین میبیند، و احدی از مقامات به این گاردهای او اعتراض نمیکنند.
🔺جماعت چپزده و محور مقاومتی و نالهگران از «نظام سلطه»، با سلطۀ تحقیرآمیزِ شرقی بر کشورشان مشکلی ندارند؟ آنها که کارشان کوبیدن و پروندهسازی برای روشنفکران مستقل از قدرت و تسهیل و کمهزینهسازیِ فرآیند سرکوب است، در این زمینهها به هیچ جایشان برنمیخورد. حتی یک پست دربارۀ این موضع شرمآور پوتین در کانال بیژن عبدالکریمی و مابقی چپهای محور مقاومتی نخواهید دید که بگویند این خلاف استقلال و عزت ملی است که قدرتی از ما بهعنوان «کارت بازی» خود و موضوع «پیشبرد منافع دولتش در وضعیت بحران» استفاده کند و استقلال در تصمیمگیری و مذاکرات ما را زیر سوال ببرد؛ گویی نیاز به «قیم و مترجم» روسی داریم تا مسائلمان را حل کنیم و لال و منگ تشریف داریم.
🔺یک سیاستمدار پدرسوخته مثل پوتین، بدون انواعِ وادادگی و چاکرمسلکیهایِ سریالیِ قبلی مقامات ایران مقابلش، چنین زبانش دراز نمیشد که ایران را بهچشم «بچۀ صغیرِ» خود بنگرد که باید بعنوان بزرگتر بیاید و مسائلش را حل کند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
«بهتازگی مکالمهای تلفنی با رئیسجمهور ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه داشتم که حدود یک ساعت و پانزده دقیقه به طول انجامید. درباره حمله اوکراین به هواپیماهای پارکشده روسیه و همچنین برخی حملات دیگر میان دو طرف گفتگو کردیم. گفتوگوی سازندهای بود، اما نه در حدی که به صلح فوری منجر شود. پوتین تأکید کرد که به حمله اخیر به فرودگاهها پاسخ خواهد داد.در بخش مهمی از گفتگو، به موضوع ایران پرداختیم و اینکه زمان برای تصمیمگیری درباره برنامه هستهای این کشور رو به پایان است و این تصمیم باید هرچه سریعتر گرفته شود. به پوتین گفتم که ایران نباید به سلاح هستهای دست پیدا کند و در این زمینه دیدگاه ما مشترک بود. او پیشنهاد داد که در مذاکرات با ایران شرکت کند و شاید بتواند روند رسیدن به نتیجه را تسریع بخشد. به نظر من، ایران در این موضوع تعلل میکند و ما نیازمند پاسخی روشن و فوری هستیم.»
🔻خامنهای
▪️استقلال ملی یعنی کشور منتظر چراغ سبز یا قرمز آمریکا و امثال آمریکا نباشد؛ یک سرفصل استقلال ملی اصل «ما میتوانیم» است.
🔺«استقلالِ ملی» در ج.ا بهنحویست که پوتین ایران را بهسادگی به چشم «کارت بازی» در هنگامۀ گرفتاریاش در باتلاق اوکراین میبیند، و احدی از مقامات به این گاردهای او اعتراض نمیکنند.
🔺جماعت چپزده و محور مقاومتی و نالهگران از «نظام سلطه»، با سلطۀ تحقیرآمیزِ شرقی بر کشورشان مشکلی ندارند؟ آنها که کارشان کوبیدن و پروندهسازی برای روشنفکران مستقل از قدرت و تسهیل و کمهزینهسازیِ فرآیند سرکوب است، در این زمینهها به هیچ جایشان برنمیخورد. حتی یک پست دربارۀ این موضع شرمآور پوتین در کانال بیژن عبدالکریمی و مابقی چپهای محور مقاومتی نخواهید دید که بگویند این خلاف استقلال و عزت ملی است که قدرتی از ما بهعنوان «کارت بازی» خود و موضوع «پیشبرد منافع دولتش در وضعیت بحران» استفاده کند و استقلال در تصمیمگیری و مذاکرات ما را زیر سوال ببرد؛ گویی نیاز به «قیم و مترجم» روسی داریم تا مسائلمان را حل کنیم و لال و منگ تشریف داریم.
🔺یک سیاستمدار پدرسوخته مثل پوتین، بدون انواعِ وادادگی و چاکرمسلکیهایِ سریالیِ قبلی مقامات ایران مقابلش، چنین زبانش دراز نمیشد که ایران را بهچشم «بچۀ صغیرِ» خود بنگرد که باید بعنوان بزرگتر بیاید و مسائلش را حل کند.
.
#حکومت_اسلامی #روشیعه #چپ_ایرانی #بینالملل
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘 سووشون؛ رمانی که به آرمانهای جلال رسید!
— از دهنکجی به مدرنیته تا پیوند با روایتهای شیعهگرایی
✍🏻 #میلاد_روشنی_پایان
🍂 گویا اخیراً فیلمسازِ نورچشمیِ بیت سریالی با اقتباس از سووشون سیمین دانشور ساخته است. انتقادی که این روزها شکل گرفته این است که چرا رمان مهمی از یک نویسندهی به اصطلاح روشنفکر به دست یک فیلمساز حکومتی افتاده است.
🍂 برخی از اصلاحطلبانِ علاقمند به هنر و ادبیات تلاش کردند تا به بهانهی توقیف سریال که چیزی جز شامورتیبازیِ تبلیغاتی دستاندرکاران سریال نیست، کارنامهشویی کنند و وجههای مظلوم و آبرومند به فیلمساز بدهند. اما آن دسته نقدهایی نیز که قصد سوا کردن قضیهی رمان و نویسندهاش از فیلمساز حکومتی را دارند، گرفتار سوءتفاهمی عجیب هستند. اتفاقاً رمان سووشون خوراک امثال همین خانم فیلمساز و بسیجیهای مترقی دیگر است.
🍂 رمان سووشون در سال ۴۸ درست زمانی که ایران با جهشی بلند در تمام زمینهها دروازههایش را برای گفتگو و معامله با جهان غرب گشوده بود و میرفت تا به کشوری بزرگ و بینالمللی تبدیل شود، منتشر شد.
🍂 دانشور رمان را به جلالِ زندگیاش [و طبیعتاً وَبال زندگی ما] تقدیم کرده است و از این رو حدس درونمایهی اثر کار چندان دشواری نیست.
🍂 داستان در دوران ورود متفقین به ایران میگذرد و یک ارباب روشنفکر و شجاع و نیکوکار [در دهنکجی آشکار نویسنده به اصلاحات ارضی و برچیده شدن خان و خانبازی در انقلاب سفید] در برابر زیادهخواهیهای متفقین میایستد و کشته میشود و در این میان، زنِ روشنفکرش، که در کل داستان یا بچه زاییده است، یا آبستن است یا شعر شاعران استقلال ایرلند را میخواند، به این نتیجه میرسد که مشکل بزرگ ترس از اجنبیهاست.
🍂 اوج داستان زمانیست که تشییعکنندگان بنا دارند علیرغم حکومت نظامی، جنازهی ارباب تحصیلکرده و روشنفکرشان را به طواف شاهچراغ [عجب!] ببرند و در این میان مأموران امنیتی سد راهشان میشوند، اما با سر دادن شعار "یا حسین" مقاومت میکنند و درگیری شکل میگیرد!
🔺حالا سوال اینجاست که اساساً جمهوری اسلامی در دورانی که، از سر هراس و فریب، برای پنهان کردن ضعفهایش به سوءاستفاده از احساسات وطنپرستانهی مردم نیاز دارد، چرا نباید به سراغ چنین اثری برود؟
🔺آن هم اثر نویسندهای که در مکتب غربستیزی جلال درس آموخته بود، و پس از انقلاب، از افتخارِ لچک به سر کردن گفته بود و در بقیهی عمرش نیز، هر جا که نشست، از عشق به اُمّ ابیها و ائمهی شیعه حرف زد و حتا رمان آخرش را هم در ستایش از انتظار برای ظهور قائم آل محمد نوشت. مگر جمهوری اسلامی چه چیز دیگری میخواهد؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— از دهنکجی به مدرنیته تا پیوند با روایتهای شیعهگرایی
✍🏻 #میلاد_روشنی_پایان
🍂 گویا اخیراً فیلمسازِ نورچشمیِ بیت سریالی با اقتباس از سووشون سیمین دانشور ساخته است. انتقادی که این روزها شکل گرفته این است که چرا رمان مهمی از یک نویسندهی به اصطلاح روشنفکر به دست یک فیلمساز حکومتی افتاده است.
🍂 برخی از اصلاحطلبانِ علاقمند به هنر و ادبیات تلاش کردند تا به بهانهی توقیف سریال که چیزی جز شامورتیبازیِ تبلیغاتی دستاندرکاران سریال نیست، کارنامهشویی کنند و وجههای مظلوم و آبرومند به فیلمساز بدهند. اما آن دسته نقدهایی نیز که قصد سوا کردن قضیهی رمان و نویسندهاش از فیلمساز حکومتی را دارند، گرفتار سوءتفاهمی عجیب هستند. اتفاقاً رمان سووشون خوراک امثال همین خانم فیلمساز و بسیجیهای مترقی دیگر است.
🍂 رمان سووشون در سال ۴۸ درست زمانی که ایران با جهشی بلند در تمام زمینهها دروازههایش را برای گفتگو و معامله با جهان غرب گشوده بود و میرفت تا به کشوری بزرگ و بینالمللی تبدیل شود، منتشر شد.
🍂 دانشور رمان را به جلالِ زندگیاش [و طبیعتاً وَبال زندگی ما] تقدیم کرده است و از این رو حدس درونمایهی اثر کار چندان دشواری نیست.
🍂 داستان در دوران ورود متفقین به ایران میگذرد و یک ارباب روشنفکر و شجاع و نیکوکار [در دهنکجی آشکار نویسنده به اصلاحات ارضی و برچیده شدن خان و خانبازی در انقلاب سفید] در برابر زیادهخواهیهای متفقین میایستد و کشته میشود و در این میان، زنِ روشنفکرش، که در کل داستان یا بچه زاییده است، یا آبستن است یا شعر شاعران استقلال ایرلند را میخواند، به این نتیجه میرسد که مشکل بزرگ ترس از اجنبیهاست.
🍂 اوج داستان زمانیست که تشییعکنندگان بنا دارند علیرغم حکومت نظامی، جنازهی ارباب تحصیلکرده و روشنفکرشان را به طواف شاهچراغ [عجب!] ببرند و در این میان مأموران امنیتی سد راهشان میشوند، اما با سر دادن شعار "یا حسین" مقاومت میکنند و درگیری شکل میگیرد!
🔺حالا سوال اینجاست که اساساً جمهوری اسلامی در دورانی که، از سر هراس و فریب، برای پنهان کردن ضعفهایش به سوءاستفاده از احساسات وطنپرستانهی مردم نیاز دارد، چرا نباید به سراغ چنین اثری برود؟
🔺آن هم اثر نویسندهای که در مکتب غربستیزی جلال درس آموخته بود، و پس از انقلاب، از افتخارِ لچک به سر کردن گفته بود و در بقیهی عمرش نیز، هر جا که نشست، از عشق به اُمّ ابیها و ائمهی شیعه حرف زد و حتا رمان آخرش را هم در ستایش از انتظار برای ظهور قائم آل محمد نوشت. مگر جمهوری اسلامی چه چیز دیگری میخواهد؟
📕غربزدگی: مفهومی برای دفن لیبرالیسم؟
📕ستیز با جهان مدرن
📕روشنفکران قفسساز
📺 دربارۀ «جلال آل احمد» (۱)
📺 ریشههای غربستیزی ج.ا
📺 عللِ افولِ سنتگرایان
📺 «غربستیزی سنتگرایان»
📺 ریشههای غربستیزی ج.ا (۱)، (۲)
.
#نقد_کتاب #نقد_رمان #غربستیزی #نقد_سریال
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘از استعمارستیزی تا خاندوستی؛ تناقضی بهسبک "سووشون"
— چگونه رمانی که قرار بود ضد استثمار باشد، به دفاع از خانها رسید؟
✍🏻 #میلاد_روشنی_پایان
🍂 غالباً برای تبرئهی روشنفکرانهی رمان سووشون، آن را اثری "استعمارستیز" میخوانند. سیمین دانشور همچون بسیاری از روشنفکران فرصتطلب آن روزگار به خوبی ارزش نمادین این درونمایه را نزد افکار مردم میدانست، بنابراین مانند غالب روشنفکران آن روزگار به فکر بهرهبرداری از آن افتاد، اما این بهرهبرداری صرفاً تاکتیکی کور برای حمله بود، چرا که در زمین واقعیت، استعمارستیزان حقیقی در شهریور بیست (که سووشون در آن میگذرد) کسانی همچون فروغی بودند که با خردمندی بینظیر خود، شاه ایرانی جوان را در مقابل متفقین گذاشتند تا بهانههایشان را ببُرند، و در زمانهای که آنها تمام خاورمیانه را میان خود تقسیم کرده بودند، همزمان هم از تجزیهی ایران جلوگیری کردند، و هم از استعمار ایران.
🍂 آیا ردّی از این نوع استعمارستیزی حقیقی در داستان سیمین دانشور وجود دارد؟ مطلقاً خیر، چراکه اساساً امثال او هرگز به دنبال مفاهیم حقیقی روی زمین نبودند، آنها وزن هر مفهوم و واژه را ابتدا در میان تودههایی که به کلیشههای واژگانی معتاد شده بودند، اندازه میگرفتند و بیآنکه اساساً اعتقادی به آن داشته باشند، کسونه واویلای مبارزاتی راه میانداختند.
🍂 از آنطرف وقتی سیمین خانم دید که اصلاحات ارضی شاه (که درست یا غلط بودنش بحث دیگریست) در جهت حذف خان و خانبازی از کشور به دل تودههای مردم نشسته است، ناگهان تصمیم گرفت قهرمان داستانش را یک خان کند.
❓مگر در همان گفتمان آنها خانها مسئول مستقیم استثمار تاریخی رعیت نبودند؟ چگونه آن ژست استعمارستیزی با چنین استثمارخوییای کنار میآمد؟ ابداً اهمیتی نداشت. روشنفکری آنها صرفاً نقابی برای پنهان کردن ارتجاع سیاهشان بود.
❗️در داستان صحنهای وجود دارد که گویای همین ارتجاع سیاهیست که جلال نیز دلبستهی آن بود. زریِ داستانِ سووشون به یاد میآورد که مدیر مدرسهی دخترانه روزهداری در مدرسه را به دلیل آسیب به سلامت دختران جوان ممنوع کرده بود. مدیر مدرسه در توصیف نویسنده، یک وحشی به تمام معناست که به جان دختران میافتد و به زور انگشت در دهان آنها میکند و آب در حلق آنها میریزد تا روزهشان را باطل کند.
🔺خانم نویسندهی روشنفکر، در زمانهای که دولت با هزار گرفتاری تلاش میکرد تا مدرسهرفتنِ دختران را نزد تودههای سنتی مردم جا بیندازد، چه کارکرد روشنگرانه و استعمارستیزانهای را از این صحنه در نظر داشته است؟ آیا جز این است که این صحنه صرفاً جاساز شده است تا سالها بعد، سپاهیهای جمهوری اسلامی را برای فیلم کردنش وسوسه کند؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چگونه رمانی که قرار بود ضد استثمار باشد، به دفاع از خانها رسید؟
✍🏻 #میلاد_روشنی_پایان
🍂 غالباً برای تبرئهی روشنفکرانهی رمان سووشون، آن را اثری "استعمارستیز" میخوانند. سیمین دانشور همچون بسیاری از روشنفکران فرصتطلب آن روزگار به خوبی ارزش نمادین این درونمایه را نزد افکار مردم میدانست، بنابراین مانند غالب روشنفکران آن روزگار به فکر بهرهبرداری از آن افتاد، اما این بهرهبرداری صرفاً تاکتیکی کور برای حمله بود، چرا که در زمین واقعیت، استعمارستیزان حقیقی در شهریور بیست (که سووشون در آن میگذرد) کسانی همچون فروغی بودند که با خردمندی بینظیر خود، شاه ایرانی جوان را در مقابل متفقین گذاشتند تا بهانههایشان را ببُرند، و در زمانهای که آنها تمام خاورمیانه را میان خود تقسیم کرده بودند، همزمان هم از تجزیهی ایران جلوگیری کردند، و هم از استعمار ایران.
🍂 آیا ردّی از این نوع استعمارستیزی حقیقی در داستان سیمین دانشور وجود دارد؟ مطلقاً خیر، چراکه اساساً امثال او هرگز به دنبال مفاهیم حقیقی روی زمین نبودند، آنها وزن هر مفهوم و واژه را ابتدا در میان تودههایی که به کلیشههای واژگانی معتاد شده بودند، اندازه میگرفتند و بیآنکه اساساً اعتقادی به آن داشته باشند، کسونه واویلای مبارزاتی راه میانداختند.
🍂 از آنطرف وقتی سیمین خانم دید که اصلاحات ارضی شاه (که درست یا غلط بودنش بحث دیگریست) در جهت حذف خان و خانبازی از کشور به دل تودههای مردم نشسته است، ناگهان تصمیم گرفت قهرمان داستانش را یک خان کند.
❓مگر در همان گفتمان آنها خانها مسئول مستقیم استثمار تاریخی رعیت نبودند؟ چگونه آن ژست استعمارستیزی با چنین استثمارخوییای کنار میآمد؟ ابداً اهمیتی نداشت. روشنفکری آنها صرفاً نقابی برای پنهان کردن ارتجاع سیاهشان بود.
❗️در داستان صحنهای وجود دارد که گویای همین ارتجاع سیاهیست که جلال نیز دلبستهی آن بود. زریِ داستانِ سووشون به یاد میآورد که مدیر مدرسهی دخترانه روزهداری در مدرسه را به دلیل آسیب به سلامت دختران جوان ممنوع کرده بود. مدیر مدرسه در توصیف نویسنده، یک وحشی به تمام معناست که به جان دختران میافتد و به زور انگشت در دهان آنها میکند و آب در حلق آنها میریزد تا روزهشان را باطل کند.
🔺خانم نویسندهی روشنفکر، در زمانهای که دولت با هزار گرفتاری تلاش میکرد تا مدرسهرفتنِ دختران را نزد تودههای سنتی مردم جا بیندازد، چه کارکرد روشنگرانه و استعمارستیزانهای را از این صحنه در نظر داشته است؟ آیا جز این است که این صحنه صرفاً جاساز شده است تا سالها بعد، سپاهیهای جمهوری اسلامی را برای فیلم کردنش وسوسه کند؟
📕غربزدگی: مفهومی برای دفن لیبرالیسم؟
📕ستیز با جهان مدرن
📕روشنفکران قفسساز
📺 دربارۀ «جلال آل احمد» (۱)
📺 ریشههای غربستیزی ج.ا
📺 عللِ افولِ سنتگرایان
📺 «غربستیزی سنتگرایان»
📺 ریشههای غربستیزی ج.ا (۱)، (۲)
.
#نقد_کتاب #نقد_رمان #غربستیزی #نقد_سریال
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 وضع دانشگاه/علوم انسانی در ایران — دربارۀ ادعای شبهعلمی و فاجعهآمیز محسن رنانی 🎙#محبوبه_زمانیان 🔻آن صاحب کورتکس بزرگ (محسن رنانی) همواره مسیر توسعه را با عجله طی کردیم؛ برخی جنبههای توسعه چندصد سال طول میکشد. چند همسری در اروپا در سال ۱۰۰۰میلادی ممنوع…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
❌ ادعای شاخدار رنانی درباره نقش ازدواج فامیلی و چند همسری در کورتکس مغز
@Factnameh
🔹محسن رنانی، اقتصاددان، گفته:
🔹رنانی، این موضوع را با جلوتر بودن اروپا در روند توسعه، نسبت به دیگر قارهها، مرتبط دانست.
🔹این ادعا درست نیست. قشر مغز، لایه بیرونی و چینخورده مغز است که مسئول پردازش اطلاعات حسی، زبان، تفکر، تصمیمگیری، حافظه و کنترل حرکات ارادی است.
🔹ضخامت قشر مغز از شاخصهای مهم ساختاری است که در تصویربرداری مغزی برای بررسی تفاوتهای فردی، تحولی یا پاتولوژیک در عملکرد شناختی استفاده میشود.
🔹ضخامت قشر مغز بین ۱/۵ تا ۴/۵ میلیمتر است و بسته به ناحیه مغزی و سن فرد، متفاوت است. ضخامت بیشتر در برخی نواحی خاص مغز با عملکرد شناختی بهتر، مرتبط است.
🔹یافتههای انکارنشدنی وجود دارد که نشان میدهد ضخامت قشر مغز، در جمعیتهای مختلف، متفاوت است اما توجه به این نکته بسیار ظریف، مهم و تعیینکننده است که تفاوتهای (واریانس) درونجمعیتی بیشتر از تفاوت بین جمعیتهای مختلف است.
🔹تفاوتهای گزارششده بهطور متوسط در حد ۰/۱ تا ۰/۳ میلیمتر و عمدتاً در قشر حسی‑حرکتی، گیجگاهی میانی و پیشپیشانی است. اثرات سن، وضعیت اجتماعی‑اقتصادی و شاخص توده بدنی، بخش بزرگی از این انحراف معیارها را توضیح میدهند.
🔹ممنوعیت چندهمسری در اروپا بهطور کامل و یکسان در یک زمان خاص اتفاق نیفتاده، بلکه بهمرور زمان و در مناطق مختلف اروپا با روندهای اجتماعی، حقوقی، و مذهبی متفاوتی به اجرا درآمد.
🔹این موضوع درباره قوانین رسمی حاکم است که بیشتر جنبه حقوقی و کاربرد در زمینه وراثت داشتهاند و ربطی به تعدد شرکای جنسی ندارد.
🔹هیچ مطالعه جمعیتی بزرگ که پیوند مستقیمی میان نرخ چندهمسری، تکهمسری یا بیهمسری و میانگین ضخامت قشر مغزی انسانی را گزارش کند، منتشر نشدهاست.
🔹شواهد موجود، یا به گرایش جنسی و هویت (نه تعداد شریک) میپردازند، یا حجم نمونه بسیار کوچکی دارند و بهطور کلی به ادعای محسن رنانی بیربط هستند.
🔹هیچ تحقیق MRI با مقیاس جمعیتی بزرگ که میانگین ضخامت قشر مغزی فرزندان حاصل از ازدواج فامیلی را با گروه غیرخویشاوند مقایسه کند، انجام نشدهاست.
🔹ادعای رنانی از کنار هم قرار دادن عبارتهای به ظاهر درست و قانعکنندهای شکل گرفته، اما واقعا بیربط است.
🔹از همه مهمتر، ادعای محسن رنانی نمیتواند تفاوت توسعهیافتگی در آلمان غربی با آلمان شرقی، تفاوت کره جنوبی با کره شمالی، یا هنگکنگ با سرزمین اصلی چین را توضیح دهد.
🔹در مجموع، کنار هم قرار گرفتن گزارههای علمی بهظاهر درست، اما ناهمخوان و گاه بدون شواهد و استفاده از تعمیمهای نابجا و تقلیلهای نهچندان دقیق در این ادعای رنانی، آن را مصداق بارز «شبهعلم» میکند.
🔹بنابراین فکتنامه به این ادعا نشان «شاخدار» میدهد.
👈 در فکتنامه بخوانید
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
@Factnameh
🔹محسن رنانی، اقتصاددان، گفته:
«ممنوعیت چند همسری و ازدواج فامیلی بر ضخامت بیشتر کورتکس مغز اروپاییان نسبت به آسیاییها تاثیر داشته است.»
🔹رنانی، این موضوع را با جلوتر بودن اروپا در روند توسعه، نسبت به دیگر قارهها، مرتبط دانست.
🔹این ادعا درست نیست. قشر مغز، لایه بیرونی و چینخورده مغز است که مسئول پردازش اطلاعات حسی، زبان، تفکر، تصمیمگیری، حافظه و کنترل حرکات ارادی است.
🔹ضخامت قشر مغز از شاخصهای مهم ساختاری است که در تصویربرداری مغزی برای بررسی تفاوتهای فردی، تحولی یا پاتولوژیک در عملکرد شناختی استفاده میشود.
🔹ضخامت قشر مغز بین ۱/۵ تا ۴/۵ میلیمتر است و بسته به ناحیه مغزی و سن فرد، متفاوت است. ضخامت بیشتر در برخی نواحی خاص مغز با عملکرد شناختی بهتر، مرتبط است.
🔹یافتههای انکارنشدنی وجود دارد که نشان میدهد ضخامت قشر مغز، در جمعیتهای مختلف، متفاوت است اما توجه به این نکته بسیار ظریف، مهم و تعیینکننده است که تفاوتهای (واریانس) درونجمعیتی بیشتر از تفاوت بین جمعیتهای مختلف است.
🔹تفاوتهای گزارششده بهطور متوسط در حد ۰/۱ تا ۰/۳ میلیمتر و عمدتاً در قشر حسی‑حرکتی، گیجگاهی میانی و پیشپیشانی است. اثرات سن، وضعیت اجتماعی‑اقتصادی و شاخص توده بدنی، بخش بزرگی از این انحراف معیارها را توضیح میدهند.
🔹ممنوعیت چندهمسری در اروپا بهطور کامل و یکسان در یک زمان خاص اتفاق نیفتاده، بلکه بهمرور زمان و در مناطق مختلف اروپا با روندهای اجتماعی، حقوقی، و مذهبی متفاوتی به اجرا درآمد.
🔹این موضوع درباره قوانین رسمی حاکم است که بیشتر جنبه حقوقی و کاربرد در زمینه وراثت داشتهاند و ربطی به تعدد شرکای جنسی ندارد.
🔹هیچ مطالعه جمعیتی بزرگ که پیوند مستقیمی میان نرخ چندهمسری، تکهمسری یا بیهمسری و میانگین ضخامت قشر مغزی انسانی را گزارش کند، منتشر نشدهاست.
🔹شواهد موجود، یا به گرایش جنسی و هویت (نه تعداد شریک) میپردازند، یا حجم نمونه بسیار کوچکی دارند و بهطور کلی به ادعای محسن رنانی بیربط هستند.
🔹هیچ تحقیق MRI با مقیاس جمعیتی بزرگ که میانگین ضخامت قشر مغزی فرزندان حاصل از ازدواج فامیلی را با گروه غیرخویشاوند مقایسه کند، انجام نشدهاست.
🔹ادعای رنانی از کنار هم قرار دادن عبارتهای به ظاهر درست و قانعکنندهای شکل گرفته، اما واقعا بیربط است.
🔹از همه مهمتر، ادعای محسن رنانی نمیتواند تفاوت توسعهیافتگی در آلمان غربی با آلمان شرقی، تفاوت کره جنوبی با کره شمالی، یا هنگکنگ با سرزمین اصلی چین را توضیح دهد.
🔹در مجموع، کنار هم قرار گرفتن گزارههای علمی بهظاهر درست، اما ناهمخوان و گاه بدون شواهد و استفاده از تعمیمهای نابجا و تقلیلهای نهچندان دقیق در این ادعای رنانی، آن را مصداق بارز «شبهعلم» میکند.
🔹بنابراین فکتنامه به این ادعا نشان «شاخدار» میدهد.
👈 در فکتنامه بخوانید
📺 وضع دانشگاه/علوم انسانی در ایران
📺 صاحب کورتکس بزرگ!
📕روشنفکرانِ وارونۀ ماحصلِ دورانِ انحطاط حکومت دینی
.
#نقدـروشنفکران #نقد_چپ #چپ_ایرانی#علوم_انسانی #استمرارطالبان #شبهعلم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘تردید در اهمیت کعبه و تخریب آن توسط یزید
— سکوت آل محمد دربارۀ ویرانسازی قبلۀ محمدی؟
✍🏻 #کاظم_استادی
🕋 اهمیت جایگاه کعبه در میان مسلمانان از دیرباز تاکنون، امری غیرقابل انکار است. این بنا، نماد توحید و محور وحدت اسلامی بوده و تمامی مسلمانان همواره حرمت و احترام خاصی برای آن قائل بودهاند.
🕋 با این حال، در سال ۶۴ هجری، در جریان جنگ میان یزید بن معاویه و عبدالله بن زبیر، سپاه یزید به مکه حمله کرده و بخشهایی از کعبه مکه را تخریب کردند. این واقعه در منابع تاریخی ثبت شده است، اما با تأملات تحلیلی متفاوت، میتواند جایگاه بحثبرانگیزی به خود بگیرد.
📜 ابهام در انگیزه یزید برای تخریب کعبه
موضوع ابهامآفرین در این رخداد، انگیزه تخریب کعبه در این درگیری است.
با توجه به اهمیت فوقالعاده این مکان مقدس، یزید میتوانست بدون تخریب بنای کعبه، مثلاً با محاصره و اعمال فشار بر زبیر و پیروانش، به هدف خود و شکست زبیریان نائل آید. پس چرا چنین اقدامی در تخریب کعبه صورت گرفت؟
🕋 فرضیهای قابلتوجه این است که ساختمان کعبهای که در دوره زبیر وجود داشته و مورد حمله یزیدیان قرار گرفته، در واقع از نگاه یزید و احتمالاً شماری از همعصران، به عنوان «کعبه اصلی ابراهیمی» شناخته نمیشده است.
🕋 به عبارت ساده، ممکن بوده است که این بنا، نمادی سیاسی و شبیهسازیشده توسط زبیر و هوادارانش بوده باشد، همانند «مسجد ضرار» که در تاریخ اسلامی برای مقابله با بناهای مقدس مسلمانان ساخته و علم شده بود.
🕋 در این نگاه، یزید تخریب این بنا را به عنوان تخریب یک سمبل سیاسی، مشروع میدانسته و لشکریان مسلمان او نیز، این تخریب را تخریب خانه اصلی خدا قلمداد نمیکردهاند.
🤐 واکنش جریانهای شیعی به تخریب کعبه
حتی اگر کعبه زبیریان، همان کعبه ابراهیمی قلمداد شود، اکنون این نکته مهم نیازمند بررسی دقیق است که واکنش جریانهای شیعی به این واقعه چگونه بوده است؟ با توجه به آنکه از سال ۶۴ هجری تا حدود سال ۲۵۵ هجری، یعنی نزدیک به دو قرن، امامان شیعه و اصحاب نزدیک ایشان حضور فعال مذهبی و علمی داشتند؛ و البته از واقعه کربلا به عنوان محور نقد شدید خود علیه یزید و بنیامیه بهره میبردند، جای سؤال است که چرا تخریب کعبه توسط یزید به عنوان نقطهای سیاه و نکوهیده در کارنامه او بهصورت برجسته مورد اعتراض امامان شیعه و اصحاب ایشان قرار نگرفته است؟
🔺در منابع شیعی، بر خلاف نقدهای تند به رفتار یزید در واقعه کربلا، که شامل «شرابخواری، ظلم و میمونبازی» خواندن او بود، نشانهای از اعتراض مستقیم به تخریب کعبه یافت نمیشود.
🕋 این امر نشان میدهد که احتمالاً آن کعبه تخریبشده، کعبه اصلی ابراهیمی که قبلهگاه عبادت و محور احکام شعائری اسلام محسوب میشد، از سوی امامان و بزرگان شیعه به عنوان کعبه اصلی پذیرفته نشده بود.
🕋 بنابراین، سکوت نسبت به این رخداد در منابع شیعه و سنی میتواند نشانهای قوی بر این موضوع باشد که کعبه دوره زبیر در مکه کنونی، از منظر تمامی مسلمانان آن دوره، کعبه اصلی ابراهیمی محسوب نمیگشته، بلکه بیشتر نمادی سیاسی و موقتی در جهت اهداف زبیریان بوده است؛ که از قضای روزگار در دورههای بعدی در موقعیت تثبیت مکانی قرار گرفته است.
@dinaznegahidigar
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— سکوت آل محمد دربارۀ ویرانسازی قبلۀ محمدی؟
✍🏻 #کاظم_استادی
🕋 اهمیت جایگاه کعبه در میان مسلمانان از دیرباز تاکنون، امری غیرقابل انکار است. این بنا، نماد توحید و محور وحدت اسلامی بوده و تمامی مسلمانان همواره حرمت و احترام خاصی برای آن قائل بودهاند.
🕋 با این حال، در سال ۶۴ هجری، در جریان جنگ میان یزید بن معاویه و عبدالله بن زبیر، سپاه یزید به مکه حمله کرده و بخشهایی از کعبه مکه را تخریب کردند. این واقعه در منابع تاریخی ثبت شده است، اما با تأملات تحلیلی متفاوت، میتواند جایگاه بحثبرانگیزی به خود بگیرد.
📜 ابهام در انگیزه یزید برای تخریب کعبه
موضوع ابهامآفرین در این رخداد، انگیزه تخریب کعبه در این درگیری است.
با توجه به اهمیت فوقالعاده این مکان مقدس، یزید میتوانست بدون تخریب بنای کعبه، مثلاً با محاصره و اعمال فشار بر زبیر و پیروانش، به هدف خود و شکست زبیریان نائل آید. پس چرا چنین اقدامی در تخریب کعبه صورت گرفت؟
🕋 فرضیهای قابلتوجه این است که ساختمان کعبهای که در دوره زبیر وجود داشته و مورد حمله یزیدیان قرار گرفته، در واقع از نگاه یزید و احتمالاً شماری از همعصران، به عنوان «کعبه اصلی ابراهیمی» شناخته نمیشده است.
🕋 به عبارت ساده، ممکن بوده است که این بنا، نمادی سیاسی و شبیهسازیشده توسط زبیر و هوادارانش بوده باشد، همانند «مسجد ضرار» که در تاریخ اسلامی برای مقابله با بناهای مقدس مسلمانان ساخته و علم شده بود.
🕋 در این نگاه، یزید تخریب این بنا را به عنوان تخریب یک سمبل سیاسی، مشروع میدانسته و لشکریان مسلمان او نیز، این تخریب را تخریب خانه اصلی خدا قلمداد نمیکردهاند.
🤐 واکنش جریانهای شیعی به تخریب کعبه
حتی اگر کعبه زبیریان، همان کعبه ابراهیمی قلمداد شود، اکنون این نکته مهم نیازمند بررسی دقیق است که واکنش جریانهای شیعی به این واقعه چگونه بوده است؟ با توجه به آنکه از سال ۶۴ هجری تا حدود سال ۲۵۵ هجری، یعنی نزدیک به دو قرن، امامان شیعه و اصحاب نزدیک ایشان حضور فعال مذهبی و علمی داشتند؛ و البته از واقعه کربلا به عنوان محور نقد شدید خود علیه یزید و بنیامیه بهره میبردند، جای سؤال است که چرا تخریب کعبه توسط یزید به عنوان نقطهای سیاه و نکوهیده در کارنامه او بهصورت برجسته مورد اعتراض امامان شیعه و اصحاب ایشان قرار نگرفته است؟
🔺در منابع شیعی، بر خلاف نقدهای تند به رفتار یزید در واقعه کربلا، که شامل «شرابخواری، ظلم و میمونبازی» خواندن او بود، نشانهای از اعتراض مستقیم به تخریب کعبه یافت نمیشود.
🕋 این امر نشان میدهد که احتمالاً آن کعبه تخریبشده، کعبه اصلی ابراهیمی که قبلهگاه عبادت و محور احکام شعائری اسلام محسوب میشد، از سوی امامان و بزرگان شیعه به عنوان کعبه اصلی پذیرفته نشده بود.
🕋 بنابراین، سکوت نسبت به این رخداد در منابع شیعه و سنی میتواند نشانهای قوی بر این موضوع باشد که کعبه دوره زبیر در مکه کنونی، از منظر تمامی مسلمانان آن دوره، کعبه اصلی ابراهیمی محسوب نمیگشته، بلکه بیشتر نمادی سیاسی و موقتی در جهت اهداف زبیریان بوده است؛ که از قضای روزگار در دورههای بعدی در موقعیت تثبیت مکانی قرار گرفته است.
@dinaznegahidigar
📺 ابن زبیر هویتتراش؛ بنیانگذار کعبه و دین نو
📻 کعبه: از سرابِ حجاز تا حقیقتِ مکتومِ پترا
📻 رمضان عباسی: مهندسی مناسک، ساخت یک امت
📕قرآن و افشای «امالقرای جعلی»
📺 از شهر پترا به کربلا و راز واقعۀ عاشورا
📺 پترا قبلۀ اصلی مسلمانان
📺 مسجدالاقصی اصلی کجاست؟
📺 سنگنبشتههای مسجدالاقصی چه میگویند؟
📺 معجزۀ «نصفکردنِ ماه و سفر با الاغ به آسمانها»
📺 محمد نبی یا رهبری یهودی-نصرانی؟
📺 چرا کعبه مکعب است؟
📺 دن گیبسون و مسجدالاقصا
📺 مکۀ واقعی؟ چرا روایتهای اسلامی دروغ میگویند؟
📕تاثیرات بودیسم بر اسلام
📻 با کاروانِ حجاز (۱) (۲) (۳) (۴) (۵) (۶) (۷) (۸) (۹) (۱۰) (۱۱)
📻 مبداء اسلام: پترا، عراق یا بلخ؟
📕طبیعت قرآن علیه تاریخنگاری رسمی
📕لشکر اسامه و پترا
📕ردپای پترا در غزوۀ تبوک
📕 قوم لوط و پترا: ویرانهها آدرس میدهند، افلاتعقلون؟!
📕ابراهیم و افسانۀ «سفر به حجاز»
⚔️ پترا یا مدینه؟ معمای فرماندهی نبرد موته
📕اسلام سریانی و پترا
🛐 محدوده مقدس و پترا
📕خطبۀ علی و پترا
📕تحلیل جغرافیایی مسیر پیامبر به بُصری شام
📕وادی «غیر ذیزرع» و پترا
📕مرکز زمین و محل واقعی کعبه
📕ایران باستان و پترا
📕مسجد و پترا
📕معراج و پترا
📕پترا و امام حسین
📕نظریهٔ دو کعبهای
.
#بازنگری #نقد_اسلام#مکه #ابوقبیس #پترا #ابراهیم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
#نظرسنجی ۴۹
کدام دیدگاه دربارۀ «منشأ حیات و انسان» را محتملتر میدانید؟
کدام دیدگاه دربارۀ «منشأ حیات و انسان» را محتملتر میدانید؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقدآگین
#نظرسنجی ۴۹
کدام دیدگاه دربارۀ «منشأ حیات و انسان» را محتملتر میدانید؟
کدام دیدگاه دربارۀ «منشأ حیات و انسان» را محتملتر میدانید؟
#نظرسنجی ۵۰
برای ضربهزدنی اساسی و غیرقابل جبران به آمریکا و اسرائیل و آل سعود و انگلیس و کانادا و آلمان و فرانسه و... به نظرتان کدام روش بیشتر جواب میدهد؟
برای ضربهزدنی اساسی و غیرقابل جبران به آمریکا و اسرائیل و آل سعود و انگلیس و کانادا و آلمان و فرانسه و... به نظرتان کدام روش بیشتر جواب میدهد؟
Anonymous Poll
8%
۱. ساخت بمب اتم و افزودن بر تعداد آن ولو کشور کرۀشمالیتر از کرۀشمالی شود
2%
۲. سرمایهگذاری در صنایع موشکی و پهبادی و افزودن بر برد و قدرتشان
10%
۳. روابط اقتصادی آزاد با شرط صادرات پراید و دیگر بمبهای ایرانخودرو به آنها ولو با قیمت اندک/رایگان
80%
۴. ارسال گستردۀ آخوندها و مداحان و عرزشیها به این کشورها با بخشیدنِ انواع بستۀ اقتصادی و حمایت مالی