نقدآگین
🍂 این صحبتهای «مارگارت تاچر» نخست وزیر فقید انگلستان در چند دهه قبل را چند بار و چند بار ببینید؛ خیلی دقیق ببینید. داشتن «منابع طبیعی»، هرگز ثروت نیست؛ ثروت داشتن سیستمیست که بتواند این داراییها را در جهت خلق ثروت و رفاه به کار گیرد، سیستم سرمایهداریِ…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیندۀ ایران
@Naqdagin
🎧 آیندۀ #ایران
🎙مناظرۀ #مهدی_نصیری با محمد مهاجری و جهانبخش محبینیا
#سیاست #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙مناظرۀ #مهدی_نصیری با محمد مهاجری و جهانبخش محبینیا
#سیاست #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🪓حجت الاسلام قاسمیان سخنران تجمع دانشجویی بود که منجر به حمله به سفارت انگلیس شد. /آذر ۹۰
🪓حجت الاسلام قاسمیان سخنران هیئتی بود که بعد از سخنرانی آتشین دوگانه انقلابیگری-دیپلماسی راهی سفارت عربستان شدند و آن را به آتش کشیدند. /دی ۹۴
🔹هر دو حادثه فوق، خسارتهای فراوانی را به سیاستخارجه، امنیتملی کشور و محور مقاومت در منطقه وارد کرد.
🔹حالا جناب قاسمیان برای بار سوم در یک دهۀ اخیر، به میدان آمده و میداندار تببین انقلابیگری و امنیتملی شدند!
❓آیا این سخنرانیها در بزنگاههای تاریخی اتفاقی است؟
🔹جالب این است که تمام کنشهای این شخص، چه حمله به سفارت انگلیس چه عربستان، با مخالفت رهبری هم مواجه شد، اما در نگاه نهادهای انقلابی، این شیخ، یک فرد انقلابی و ولایتمدار شناخته میشود و همهجا برای سخنرانی برایش فرش قرمز پهن میکنند.
❓ ج.ا کی میخواهد دست از دوستی این خالهخرسههای مشکوک بردارد؟
✍🏻 #سلمان_کدیور
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🪓حجت الاسلام قاسمیان سخنران هیئتی بود که بعد از سخنرانی آتشین دوگانه انقلابیگری-دیپلماسی راهی سفارت عربستان شدند و آن را به آتش کشیدند. /دی ۹۴
🔹هر دو حادثه فوق، خسارتهای فراوانی را به سیاستخارجه، امنیتملی کشور و محور مقاومت در منطقه وارد کرد.
🔹حالا جناب قاسمیان برای بار سوم در یک دهۀ اخیر، به میدان آمده و میداندار تببین انقلابیگری و امنیتملی شدند!
❓آیا این سخنرانیها در بزنگاههای تاریخی اتفاقی است؟
🔹جالب این است که تمام کنشهای این شخص، چه حمله به سفارت انگلیس چه عربستان، با مخالفت رهبری هم مواجه شد، اما در نگاه نهادهای انقلابی، این شیخ، یک فرد انقلابی و ولایتمدار شناخته میشود و همهجا برای سخنرانی برایش فرش قرمز پهن میکنند.
❓ ج.ا کی میخواهد دست از دوستی این خالهخرسههای مشکوک بردارد؟
✍🏻 #سلمان_کدیور
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂 دکتر صدیقی پاتولوژیست و ریاست بیمارستان سینا در خصوص اثرات مازوتسوزی و SO2 بر بدن انسان، توضیح میدهد.
🍂 واقعا تکان دهنده است. تا یک دهۀ آینده، چنان آمار تکاندهندهای از انواع سرطان و بیماریهای تنفسی در استانهای مرکزی و کلان شهرها گزارش شود که دیگر هیچ کاری نشود، انجام داد.
✍🏻 #اعظم_بهرامی
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 واقعا تکان دهنده است. تا یک دهۀ آینده، چنان آمار تکاندهندهای از انواع سرطان و بیماریهای تنفسی در استانهای مرکزی و کلان شهرها گزارش شود که دیگر هیچ کاری نشود، انجام داد.
✍🏻 #اعظم_بهرامی
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 میل به تصورِ «حیات جاودانه» و رابطهاش با قشر جلوی پیشانی و زبان 🎙دکتر #تقی_کیمیایی_اسدی #زیستروان #چیستا ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 ساختار اجتماعی و مذهبی ما، میراثِ اجدادمان (شامپانزهها) است
🎙دکتر #تقی_کیمیایی_اسدی
🍂 ناخودآگاهِ ذهن جامعۀ مذهبی بدین شکل است که گویا، یک «نر آلفای کائناتی» اون بالا نشسته به اسم خدا و همه چیز را کنترل میکند و نرهای آلفای کوچکتری از او در جامعه هستند و همهچیز را کنترل میکنند و ما نیز دقیقا باید مطابق برنامه و دین حق آنها زندگی کنیم.
🍂 نر آلفا (الله) به خانمها میگوید، باید اینجوری لباس بپوشید و حجاب داشتهباشید؛ آقایون هم اجازه ندارند شک کنند و باید از الله (نر آلفای کائناتی) و رسول و ولی امرشان (نرهای آلفای کوچکتر که خود را سخنگو و جانشین نر آلفای آسمانی جا زدهاند) «اطاعتِ محض» کنند.
🍂 بدین وسیله، جامعهای از افراد یکشکل و یکدست در «نظامِ باور و تفکر و سبکِ زندگی» و سبک پوشش» میسازند که حقّ شک و برگشت از نظام فرامین نرهای آلفا را ندارند و اگر چنین کنند، در دنیا با مجازاتهای سنگین مواجه میشوند (حدیث نبوی: «کسی که دینش را عوض کرد، بکشیدش»)، یا با مجازاتهای اخروی (شکنجۀ ابدی مرتد و مشرک در قرآن، ولو اخلاقیترین و خردمندترین انسان باشد) تهدید میشوند.
#چیستا #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙دکتر #تقی_کیمیایی_اسدی
🍂 ناخودآگاهِ ذهن جامعۀ مذهبی بدین شکل است که گویا، یک «نر آلفای کائناتی» اون بالا نشسته به اسم خدا و همه چیز را کنترل میکند و نرهای آلفای کوچکتری از او در جامعه هستند و همهچیز را کنترل میکنند و ما نیز دقیقا باید مطابق برنامه و دین حق آنها زندگی کنیم.
🍂 نر آلفا (الله) به خانمها میگوید، باید اینجوری لباس بپوشید و حجاب داشتهباشید؛ آقایون هم اجازه ندارند شک کنند و باید از الله (نر آلفای کائناتی) و رسول و ولی امرشان (نرهای آلفای کوچکتر که خود را سخنگو و جانشین نر آلفای آسمانی جا زدهاند) «اطاعتِ محض» کنند.
🍂 بدین وسیله، جامعهای از افراد یکشکل و یکدست در «نظامِ باور و تفکر و سبکِ زندگی» و سبک پوشش» میسازند که حقّ شک و برگشت از نظام فرامین نرهای آلفا را ندارند و اگر چنین کنند، در دنیا با مجازاتهای سنگین مواجه میشوند (حدیث نبوی: «کسی که دینش را عوض کرد، بکشیدش»)، یا با مجازاتهای اخروی (شکنجۀ ابدی مرتد و مشرک در قرآن، ولو اخلاقیترین و خردمندترین انسان باشد) تهدید میشوند.
#چیستا #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📗آخوندیسم و معضلِ کندی و کودنیِ مقلد
(۱/۲)
✍🏻 #علیرضاموثق
🔻اقتصاد آنلاین:
🔻مهدی نصیری اخیرا در مناظرهای (اینجا) از از سید علی خامنهای نقل کردهاست:
از کسی که نه تنها به امام زمان و یا تقریرِ ذهن و افکار و ارزشها و احکام و اهداف و عواطف خدا در قرآن باور دارد، بلکه خودش را نمایندۀ امام زمان و الله و اخیرا نیز «زبان خدا» میپندارد؛ یعنی از کسی که تا این حد از فهمِ واقعیاتِ در دسترس گسسته است، بیش از این انتظاری نیست.
🍂 مرحوم شایگان در اواخر عمر دربارۀ نقش و سهمش در انقلاب ۵۷ شجاعانه اذعان کرد که «ما گند زدیم»؛ روشنفکرانی که از شدت چپزدگی و بیماریِ غربستیزی، پشتِ قبیلۀ آخوندها رفتند، به سرنوشت چندین نسل گندی به تمام معنا زدند که هنوز و بعد از نیمقرن تلاش مداوم نیز از جمع کردنش، ناتوانیم! فیالواقع، روشنفکران ما در انقلاب ۵۷، یک خطای استراتژیک و اساسی و نابخشودنی کردند؛ از یک مار (حکومت استبدادیِ غیر دینیِ محمدرضا پهلوی) به اژدهایی هفت-سر (آخوندها و اسلام و استبداد دینی) پناه بردند و دین و دنیای چند نسل را با هم آتش زدند. بعد از انقلاب نیز با این قوم، نشستند و برخاستند و حشر و نشر کردند و به آنها «علامه و استاد» گفتند و در تهی کردنِ مفاهیمِ محترمی چون علامه و استاد و در «تجاوز به زبان» مشارکت نمودند. سوادِ این جماعت چیست؟ آیا جز این است که شبیه به یک پیکان-وانتِ پوسیدۀ پنچر، یک مشت کتاب، آنهم منقولاتِ تاریخیِ نقد-ناشده و حدیث و روایت و آیه حمل میکنند؟
🍂 نقشِ آخوندها در طول تاریخ، صرفا «نگهبانی از زندانِهای ذهنی جامعه» بودهاست. روشنفکرانی که از دیکتاتوریِ شاهی ناقضِ مشروطه، به صاحبانِ چنین نقشِ تاریخیِ عقلانیتستیزی پناه بردند، مشخصا با الفبایِ تاریخ و تفکر نیز آشنا نبودهاند؛ یعنی با این امر که یک آخوند، انسانیست که هنوز به خرافاتی چون وجودِ انسانِ غایب و عصمت و امامتِ یک کودک هشت ساله باور دارد و مآلاً، نه جهانِ جدید را میشناسد و نه جامعۀ متکثر و پیچیدۀ مدرنِ را. البته این عدمِ معرفتِ تاریخی، یک وضعیتِ غالب فرهنگی بود، یا بقول احمد فردید، «حوالت تاریخی» ما، که در آن، خودِ نظامِ بستۀ پسا-کودتای شاه هم نقش و سهم داشتهاست؛ ولی باز با یک مقصرِ واحد و بلاگردان، اعم از روشنفکران یا نظام سیاسی طرف نیستیم؛ متوسطِ قد فکری جامعۀ دچارِ انحطاط تاریخی ما، بنا بضاعت ناچیزش، چنین بود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #علیرضاموثق
🔻اقتصاد آنلاین:
عربستان حجاب را در مدینه آزاد کرد!
برخی رسانهها با انتشار فیلمی از حضور توریستها بدون حجاب در «مسجدالنبی» نوشتهاند: «حجاب در مسجد النبی مدینه منوره برای رفاه توریست ها لغو شدهاست».
🔻مهدی نصیری اخیرا در مناظرهای (اینجا) از از سید علی خامنهای نقل کردهاست:
من ۴ خط قرمز دارم و کسی حق ندارد از این خطوط قرمز رد شود: رابطۀ با آمریکا، حصر، حجاب اجباری، نظارت استصوابی شورای نگهبان.
از کسی که نه تنها به امام زمان و یا تقریرِ ذهن و افکار و ارزشها و احکام و اهداف و عواطف خدا در قرآن باور دارد، بلکه خودش را نمایندۀ امام زمان و الله و اخیرا نیز «زبان خدا» میپندارد؛ یعنی از کسی که تا این حد از فهمِ واقعیاتِ در دسترس گسسته است، بیش از این انتظاری نیست.
🍂 مرحوم شایگان در اواخر عمر دربارۀ نقش و سهمش در انقلاب ۵۷ شجاعانه اذعان کرد که «ما گند زدیم»؛ روشنفکرانی که از شدت چپزدگی و بیماریِ غربستیزی، پشتِ قبیلۀ آخوندها رفتند، به سرنوشت چندین نسل گندی به تمام معنا زدند که هنوز و بعد از نیمقرن تلاش مداوم نیز از جمع کردنش، ناتوانیم! فیالواقع، روشنفکران ما در انقلاب ۵۷، یک خطای استراتژیک و اساسی و نابخشودنی کردند؛ از یک مار (حکومت استبدادیِ غیر دینیِ محمدرضا پهلوی) به اژدهایی هفت-سر (آخوندها و اسلام و استبداد دینی) پناه بردند و دین و دنیای چند نسل را با هم آتش زدند. بعد از انقلاب نیز با این قوم، نشستند و برخاستند و حشر و نشر کردند و به آنها «علامه و استاد» گفتند و در تهی کردنِ مفاهیمِ محترمی چون علامه و استاد و در «تجاوز به زبان» مشارکت نمودند. سوادِ این جماعت چیست؟ آیا جز این است که شبیه به یک پیکان-وانتِ پوسیدۀ پنچر، یک مشت کتاب، آنهم منقولاتِ تاریخیِ نقد-ناشده و حدیث و روایت و آیه حمل میکنند؟
🍂 نقشِ آخوندها در طول تاریخ، صرفا «نگهبانی از زندانِهای ذهنی جامعه» بودهاست. روشنفکرانی که از دیکتاتوریِ شاهی ناقضِ مشروطه، به صاحبانِ چنین نقشِ تاریخیِ عقلانیتستیزی پناه بردند، مشخصا با الفبایِ تاریخ و تفکر نیز آشنا نبودهاند؛ یعنی با این امر که یک آخوند، انسانیست که هنوز به خرافاتی چون وجودِ انسانِ غایب و عصمت و امامتِ یک کودک هشت ساله باور دارد و مآلاً، نه جهانِ جدید را میشناسد و نه جامعۀ متکثر و پیچیدۀ مدرنِ را. البته این عدمِ معرفتِ تاریخی، یک وضعیتِ غالب فرهنگی بود، یا بقول احمد فردید، «حوالت تاریخی» ما، که در آن، خودِ نظامِ بستۀ پسا-کودتای شاه هم نقش و سهم داشتهاست؛ ولی باز با یک مقصرِ واحد و بلاگردان، اعم از روشنفکران یا نظام سیاسی طرف نیستیم؛ متوسطِ قد فکری جامعۀ دچارِ انحطاط تاریخی ما، بنا بضاعت ناچیزش، چنین بود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📗آخوندیسم و معضلِ کندی و کودنیِ مقلد
(۲/۲)
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 حال باید پرسید، محمد بن سلمان کدامیک از این خطوط قرمز را نداشت که توانست حکمرانیاش را به الگویی برای بخشی از مردم ایران بدل کند؟
🍂 بن سلمان، فاقدِ اولین خط قرمز است؛ چون از غرب و آمریکا، ترسِ هیستیریکِ بلادلیل ندارد و بقا و استمرارِ حکومتش را وابسته به ترس و دشمنی نامعقول و غیرعادی و شعاری با غرب، نمیبیند؛ برخلافِ آخوندها که پس از شورش انقلابی ۵۷، با تکیه بر موجِ جریانهای چپزده و غربستیز، بعد از قرنها آرزویِ تشکیل حکومتی شیعی، بهشکلی معجزهگون و غیرقابل تصور، به خدایِ موعودشان (قدرت) رسیدند. اگر غربستیزی و آمریکاستیزیِ بیمارگونِ متأثر از چپها نبود، ما امروز، از نظرِ اقتصاد و وضع معیشت عمومی و آمار مهاجرت و جذب توریسم و امثالهم، حداقل در سطحِ یک کشورِ نرمال آسیایی، مثل ترکیه و مالزی و امارات بودیم.
🍂 بن سلمان، بهصورتِ طیفی، دارای دومین خط قرمز است؛ یعنی استبداد و حذف و سرکوبِ نیروهای غیرخودی در یک نظام سلطنتی؛ اما علیالظاهر، حذفِ غیرخودیها در عربستان، با تنشها و و جنگ و جدالهای خونینِ خیابانیِ کمتری روبروست؛ بهخاطر دچار نشدن عربستان به معضلِ پیتزایِ قرمهسبزیِ «دموکراسیِ اسلامی»، یا همان ایدۀ متوهمانۀ جمع کردنِ «جمهوریت با اسلامیت»، با تمسک به خط قرمز چهارم (شورای نگهبان)؛ نظامِ سیاسیِ در اسم جمهوری، اما تحتِ زعامتِ مطلقِ ولیِ فقیه(!).
🍂 «حجاب اجباری» هم که گویا اخیرا، حتی در مدینه (شهر حکمرانی پیامبر اسلام)، مثل سایر شهرهای عربستان، برچیده شدهاست، اما در ایران، بهمثابه مهمترین رکنِ ابزارِ سرکوبِ بخش مدرنِ جامعه عمل میکند؛ چرا که اگر از فردا حجاب آزاد شود، بلافاصله، حتی از سوی قشر ولایی سؤال طرح خواهد شد که نقشِ آخوندها و ولی فقیه در صدر این سلسه مراتبِ قدرت چیست؟ انقلاب ۵۷ چه دستاورد مشخص و محسوسی، جز روسری کشیدن بر سر زنان، با برکشیدنِ یک حاکمِ شرعِ شلاقبدستِ عبوس به بالاترین مقام سیاسی داشتهاست؟ و اگر فاقد همین روسری-با-توسری هم بشود، جز خسران و عقبگردهای فاجعهبارِ اقتصادی-سیاسی-فرهنگی، چه ماحصل و دستاورد محسوسی داشته؟ البته صرفا برای قشر خاصی از مسلمینِ داعشی که با دیدنِ زنانِ بیحجاب در خیابانها و سینماها در دوران پهلوی، دچار انواعِ تنشهای حادِ روانی-هویتی میشدند و بهصرفِ بقای همین قانونِ داعشیِ حجاب اجباری، خودشان را گول میزدند و میزنند که باید هنوز هم حامی چنین حکمرانیِ فشل و فاسدی بمانند؛ چرا که حداقل در این مورد، پاسدارِ شریعتِ اسلام ماندهاست.
🍂 باری! حقیقتِ امر این است که آخوندها، از صدر تا ذیلشان، از قشریترین، و بهلحاظ عقلی و عاطفی و اخلاقی، عقبماندهترین لایۀ اجتماعی بوده و هستند. در انقلاب ۵۷، یک فاجعۀ تاریخی خلق شد؛ زیرا این عقبماندههای وجودی که بدون قدرتِ سیاسی نیز یک آفتِ بالفعلِ اجتماعی برای جهانِ جدید و برای بسطِ آزادی و حقوق بشر و عدالت و دموکراسی بودند، به ابزارِ قدرت سیاسی نیز مجهز شدند، و ما را با وجود پیشتازیِ تاریخی در جنبشِ مشروطهخواهی، به مردمانی دچارِ حسرتِ حاکمانِ امارات و عربستان سعودی بدل کردند.
#حکومت_اسلامی #آخوندیسم #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 حال باید پرسید، محمد بن سلمان کدامیک از این خطوط قرمز را نداشت که توانست حکمرانیاش را به الگویی برای بخشی از مردم ایران بدل کند؟
🍂 بن سلمان، فاقدِ اولین خط قرمز است؛ چون از غرب و آمریکا، ترسِ هیستیریکِ بلادلیل ندارد و بقا و استمرارِ حکومتش را وابسته به ترس و دشمنی نامعقول و غیرعادی و شعاری با غرب، نمیبیند؛ برخلافِ آخوندها که پس از شورش انقلابی ۵۷، با تکیه بر موجِ جریانهای چپزده و غربستیز، بعد از قرنها آرزویِ تشکیل حکومتی شیعی، بهشکلی معجزهگون و غیرقابل تصور، به خدایِ موعودشان (قدرت) رسیدند. اگر غربستیزی و آمریکاستیزیِ بیمارگونِ متأثر از چپها نبود، ما امروز، از نظرِ اقتصاد و وضع معیشت عمومی و آمار مهاجرت و جذب توریسم و امثالهم، حداقل در سطحِ یک کشورِ نرمال آسیایی، مثل ترکیه و مالزی و امارات بودیم.
🍂 بن سلمان، بهصورتِ طیفی، دارای دومین خط قرمز است؛ یعنی استبداد و حذف و سرکوبِ نیروهای غیرخودی در یک نظام سلطنتی؛ اما علیالظاهر، حذفِ غیرخودیها در عربستان، با تنشها و و جنگ و جدالهای خونینِ خیابانیِ کمتری روبروست؛ بهخاطر دچار نشدن عربستان به معضلِ پیتزایِ قرمهسبزیِ «دموکراسیِ اسلامی»، یا همان ایدۀ متوهمانۀ جمع کردنِ «جمهوریت با اسلامیت»، با تمسک به خط قرمز چهارم (شورای نگهبان)؛ نظامِ سیاسیِ در اسم جمهوری، اما تحتِ زعامتِ مطلقِ ولیِ فقیه(!).
🍂 «حجاب اجباری» هم که گویا اخیرا، حتی در مدینه (شهر حکمرانی پیامبر اسلام)، مثل سایر شهرهای عربستان، برچیده شدهاست، اما در ایران، بهمثابه مهمترین رکنِ ابزارِ سرکوبِ بخش مدرنِ جامعه عمل میکند؛ چرا که اگر از فردا حجاب آزاد شود، بلافاصله، حتی از سوی قشر ولایی سؤال طرح خواهد شد که نقشِ آخوندها و ولی فقیه در صدر این سلسه مراتبِ قدرت چیست؟ انقلاب ۵۷ چه دستاورد مشخص و محسوسی، جز روسری کشیدن بر سر زنان، با برکشیدنِ یک حاکمِ شرعِ شلاقبدستِ عبوس به بالاترین مقام سیاسی داشتهاست؟ و اگر فاقد همین روسری-با-توسری هم بشود، جز خسران و عقبگردهای فاجعهبارِ اقتصادی-سیاسی-فرهنگی، چه ماحصل و دستاورد محسوسی داشته؟ البته صرفا برای قشر خاصی از مسلمینِ داعشی که با دیدنِ زنانِ بیحجاب در خیابانها و سینماها در دوران پهلوی، دچار انواعِ تنشهای حادِ روانی-هویتی میشدند و بهصرفِ بقای همین قانونِ داعشیِ حجاب اجباری، خودشان را گول میزدند و میزنند که باید هنوز هم حامی چنین حکمرانیِ فشل و فاسدی بمانند؛ چرا که حداقل در این مورد، پاسدارِ شریعتِ اسلام ماندهاست.
🍂 باری! حقیقتِ امر این است که آخوندها، از صدر تا ذیلشان، از قشریترین، و بهلحاظ عقلی و عاطفی و اخلاقی، عقبماندهترین لایۀ اجتماعی بوده و هستند. در انقلاب ۵۷، یک فاجعۀ تاریخی خلق شد؛ زیرا این عقبماندههای وجودی که بدون قدرتِ سیاسی نیز یک آفتِ بالفعلِ اجتماعی برای جهانِ جدید و برای بسطِ آزادی و حقوق بشر و عدالت و دموکراسی بودند، به ابزارِ قدرت سیاسی نیز مجهز شدند، و ما را با وجود پیشتازیِ تاریخی در جنبشِ مشروطهخواهی، به مردمانی دچارِ حسرتِ حاکمانِ امارات و عربستان سعودی بدل کردند.
#حکومت_اسلامی #آخوندیسم #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧 فلسفۀ #اسپینوزا، جلسه هشتم
— متنخوانی «کتاب اخلاق» اسپینوزا
🎙دکتر #محمدتقی_طباطبایی
❓فرق تصویر و تصور چیست؟
🔸نگریستن به طبیعت همچون یک امر غایی، نگریستن به خداوند همچون جوهر نامتناهی، که شبیه پادشاهیست که «ارادۀ آزاد» دارد و از انجام کارهایش غایت و غرضی دارد، ولو به نفع خودش نباشد، چنین موجودی، در واقع بر قدرتش حد خواهد خورد و نامتناهی نخواهد بود؛ اسپینوزا نشان داد که چگونه این خطای معرفتیِ «غایتانگاری» در انسان شکل گرفتهاست
🔸ارادۀ آزاد یعنی نامتعین، حالتی که قبل از انتخاب وجود دارد، و اسپینوزا باور دارد که چیزی به نام ارادۀ نامتعین نداریم، و ممکن نیست چیزی در جهان متناهی باشد، اما نامتعین باشد؛ اراده هم اگر موجودی در جهان است به حالت فکر، بهضرورت متناهیست
🔸آنچه که ما حس میکنیم هنوز تصمیممان مشخص نشدهاست و از آن ارادۀ آزاد را برداشت میکنیم، از این روست که خودآگاهی ندارید به اینکه چه چیز باعث میلتان شدهاست و چه چیز آن نهایتا شکل نهایی آن را معین خواهد کرد
🔸خطای «غایتانگاری»، این توهم را در انسان پدید میآورد: «ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند/ تا تو نانی به کف آری...»
🔻نظم و بینظمی و نظریات علمی و نسبتشان با فلسفه
🔸در نسبت ذات و چیز، تقدم و تاخر در میان نیست
🔻واقعیت و نسبتش با کمال
🔸بر اساس نظم طبیعت، وجود انسان هیچ ضرورتی ندارد، مگر پس از وقوعش؛ در ذات طبیعت خبری از ذات انسان نیست. امکان فراروی از سوبژکتیویسم در فلسفۀ اسپینوزا بهمیزان بالایی وجود دارد؛ چون انسان را هیچ وقت معیار قرار نمیدهد؛ گرچه دائم برای انسان میاندیشد و مهمترین موضوع برای او انسان است، اما برای اندیشیدن به انسان، بر روی تصورات انسانی تکیه نمیکند، بلکه بر امر نامتاهی تکیه میکند و اونتولوژیک بحث میکند
🔸ما فقط دو صفت بُعد و فکر از خدا (امر مطلق/وجود) را میتوانیم بشناسیم و این دو صفت متناهی در عین حال، همتای همند و موازی
🔻توضیحاتی دربارۀ صفت «فکر» و «بُعد» و خدا بهمثابه شیء متفکر
#درسگفتار #فلسفیدن #هستیکاوی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— متنخوانی «کتاب اخلاق» اسپینوزا
🎙دکتر #محمدتقی_طباطبایی
❓فرق تصویر و تصور چیست؟
🔸نگریستن به طبیعت همچون یک امر غایی، نگریستن به خداوند همچون جوهر نامتناهی، که شبیه پادشاهیست که «ارادۀ آزاد» دارد و از انجام کارهایش غایت و غرضی دارد، ولو به نفع خودش نباشد، چنین موجودی، در واقع بر قدرتش حد خواهد خورد و نامتناهی نخواهد بود؛ اسپینوزا نشان داد که چگونه این خطای معرفتیِ «غایتانگاری» در انسان شکل گرفتهاست
🔸ارادۀ آزاد یعنی نامتعین، حالتی که قبل از انتخاب وجود دارد، و اسپینوزا باور دارد که چیزی به نام ارادۀ نامتعین نداریم، و ممکن نیست چیزی در جهان متناهی باشد، اما نامتعین باشد؛ اراده هم اگر موجودی در جهان است به حالت فکر، بهضرورت متناهیست
🔸آنچه که ما حس میکنیم هنوز تصمیممان مشخص نشدهاست و از آن ارادۀ آزاد را برداشت میکنیم، از این روست که خودآگاهی ندارید به اینکه چه چیز باعث میلتان شدهاست و چه چیز آن نهایتا شکل نهایی آن را معین خواهد کرد
🔸خطای «غایتانگاری»، این توهم را در انسان پدید میآورد: «ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند/ تا تو نانی به کف آری...»
🔻نظم و بینظمی و نظریات علمی و نسبتشان با فلسفه
🔸در نسبت ذات و چیز، تقدم و تاخر در میان نیست
🔻واقعیت و نسبتش با کمال
🔸بر اساس نظم طبیعت، وجود انسان هیچ ضرورتی ندارد، مگر پس از وقوعش؛ در ذات طبیعت خبری از ذات انسان نیست. امکان فراروی از سوبژکتیویسم در فلسفۀ اسپینوزا بهمیزان بالایی وجود دارد؛ چون انسان را هیچ وقت معیار قرار نمیدهد؛ گرچه دائم برای انسان میاندیشد و مهمترین موضوع برای او انسان است، اما برای اندیشیدن به انسان، بر روی تصورات انسانی تکیه نمیکند، بلکه بر امر نامتاهی تکیه میکند و اونتولوژیک بحث میکند
🔸ما فقط دو صفت بُعد و فکر از خدا (امر مطلق/وجود) را میتوانیم بشناسیم و این دو صفت متناهی در عین حال، همتای همند و موازی
🔻توضیحاتی دربارۀ صفت «فکر» و «بُعد» و خدا بهمثابه شیء متفکر
#درسگفتار #فلسفیدن #هستیکاوی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 اهمیت ملال، سکوت و ژرفاندیشی
🍂 ملال را میتوان نوعی حس «بیتابی»، «بیقراری» یا «بیحوصلگی» ناشی از یکنواختی زندگی دانست. احتمالاً همۀ ما ملال را احساسی منفی میدانیم و اصلاً از اینکه باید چنین احساسی را تجربه کنیم گلهمندیم، اما در واقع، ملال فراخوانیست برای دست به کار شدن و عمل کردن، و آنچه مهم است، نحوۀ پاسخگویی به این فراخوان است.
🍂 ما میتوانیم روی این احساس سرپوش بگذاریم و خودمان در اینترنت و شبکههای اجتماعی غرق کنیم یا به دنبال هیجانها و محرکها برویم، اما در نهایت، این کارها یا پرمخاطرهاند، یا بیارزش یا کمدوام. باید بیاموزیم که هرچند توانمندیها و امکاناتمان محدود است، اما نباید مغلوب شرایط شویم و تا جایی که میتوانیم، زمام امور زندگی خود را در دست بگیریم.
🍂 ریچ رول یکی از ورزشکاران دویِ فرا-استقامتی دنیاست که گذشتۀ بسیار تاریکی را پشت سر گذاشته. او که تا سن ۴۰ سالگی به اعتیاد شدید الکل و اضافهوزن دچار بود، در این سن تصمیم به تغییر زندگیاش گرفت و به طور جدی وارد مسیر تحول شد.
#تجربه_زیسته #زیستروان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 ملال را میتوان نوعی حس «بیتابی»، «بیقراری» یا «بیحوصلگی» ناشی از یکنواختی زندگی دانست. احتمالاً همۀ ما ملال را احساسی منفی میدانیم و اصلاً از اینکه باید چنین احساسی را تجربه کنیم گلهمندیم، اما در واقع، ملال فراخوانیست برای دست به کار شدن و عمل کردن، و آنچه مهم است، نحوۀ پاسخگویی به این فراخوان است.
🍂 ما میتوانیم روی این احساس سرپوش بگذاریم و خودمان در اینترنت و شبکههای اجتماعی غرق کنیم یا به دنبال هیجانها و محرکها برویم، اما در نهایت، این کارها یا پرمخاطرهاند، یا بیارزش یا کمدوام. باید بیاموزیم که هرچند توانمندیها و امکاناتمان محدود است، اما نباید مغلوب شرایط شویم و تا جایی که میتوانیم، زمام امور زندگی خود را در دست بگیریم.
🍂 ریچ رول یکی از ورزشکاران دویِ فرا-استقامتی دنیاست که گذشتۀ بسیار تاریکی را پشت سر گذاشته. او که تا سن ۴۰ سالگی به اعتیاد شدید الکل و اضافهوزن دچار بود، در این سن تصمیم به تغییر زندگیاش گرفت و به طور جدی وارد مسیر تحول شد.
#تجربه_زیسته #زیستروان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘مناسک، قدیم و جدید
(۱/۲)
✍🏻 #جناب_گاو
🍂 در قرن گذشته، و بهخصوص نیم قرناخیر، فُرمها و صورتهای مذهبی در دنیای شیعه چنان عوض شدند که شاید اگر یکی از مردگانِ ۱۰۰سال پیش سر از قبر برآرد و به آنها بنگرد، وحشتزده گردد! خیلیهایش جلوی چشم خود ما اتفاق افتاد. تعدادی را میشمارم:
۱- واعظ و قاریِ قرآن و نوحهخوان در خواندنهای خود در دنیای قدیم، بسیار تابعِ چارچوبهای سنتی بودند. تقریباً تمام خواندنها در چارچوب دستگاههای موسیقی سنتی صورت میگرفت. شاهدش هم آنکه چند نفر از بهترین خوانندگان دورهی پهلوی، از خاندانِ واعظان بودند (مثل تاج اصفهانی). حتی قرآنخوانی نیز کاملاً همینگونه بود، گرچه تنوع بسیار زیاد محلی وجود داشت و همهی قرائتها مثل امروز با لحن خاص عربی نبود (چنانچه هنوز مثلا در ترکیه اینگونه است). صحو و هوشیاری و عدم بروز احساسات فردگرایانه در فُرم خواندن، شاخصهی همهی خواندنها بود. با غلبهی روحیهی مدرن اینها همه تغییر کردند.
۲- شاید تاثیرگذارتر از بلندگو در تغییر مناسک و محیطهای مذهبی نبود! بلندگو واعظ و نوحهخوان را از یک محدودیت و سختی همیشگی آزاد کرد، و آنها را از نگرانی در مورد اینکه صدایشان شنیده شود رهاند. تاثیر چنین چیزی، شگرفتر از آن بود که در وهلهی اول به نظر میرسید. حالا دیگر واعظ و قاری و نوحهخوان، خیلی راحت میتوانستند آن جور که دلشان میخواست صدایشان را بکشند و بچرخانند، با لحنهای مختلف بازی کنند، و هر چه بیشتر احساسات شخصیشان را وارد کنند.
🍂 کمکم با ورود اسپیکر و امکاناتی مثل اکوی صدا و بعداً امکاناتی چون میکس آواها، این امکان به وجود آمد که فضای مسجد، مثل کاباره شود! و وقتی امکانش آمد، تحقق پیدا کرد! دیگر حالا خواننده (که الان دیگر موجود معمولاً ریاکار و مزوری بود که «مداح» نام داشت و از قید هر سنتی آزاد بود) میتوانست با استفاده از صدای بلندِ بلندگو بر جمع تسلط یابد. خیلی زود سروکلۀ انواع موسیقیهای پاپ و رپ و مانند آن در مراسم عزاداری پیدا شد.
🍂 البته نکتهی دیگری که به این مسأله، کمک کرد تعطیلی کنسرتها و موسیقیها در فضای بعد از انقلاب و تلاش برای کنترل فرهنگی بود؛ امری که موجب شد تمام هیجانات جوانان و انحرافات زمانه، روانهی تنها راهی که برایش باقی گذاشته بودند شوند، یعنی مراسم مذهبی. حاصلش این شد که بعضی از بدترین و شیطانیترین الحان و موسیقیها که در هیچ کابارهای در زمان شاه وجود نداشت، سروکلهاش در انواع مراسم مذهبی پیدا شد.
۳- خواندنِ مناجاتهایی مثل کمیل و ابوحمزه بهصورت دستهجمعی، شاید حدود یک قرن بیشتر سابقه نداشته باشد. در نیم قرن اخیر نیز این خواندن توأم شد، با لحن هرچه بیشتر احساسیخواندن آن، و اراجیفبافتن در میان دعا (اراجیفِ بهاصطلاح «عرفانی» و غیر آن). یادم است که در دورهی دبیرستان که اولین بار با این پدیدهی اراجیفِ بهشدت احساسی مواجه شدیم، با رفقای مذهبی خود تحیرزده به هم نگاه میکردیم که «آخر این یعنی چه؟!».
🍂 هر مراسمی، حالا یا باید سانتیمانتال و پراحساسات باشد یا پر ادا و پر ادعا. هرچیزی باید «حال بدهد»، و اگر حال دهد همهجور بدعت و دلقکبازی رواست، و اگر حال ندهد، یعنی مثلا ساده و سنگین و خاضعانه باشد، بهدرد نمیخورد! چرخش تاکید بر نماز جماعت و مراسم نسبتاً ساده و «تکراری» هر روزه (مثل تعقیبات نماز)، به خواندن هر هفتهی مثلاً دعای کمیل هم در همین راستا بود.
🍂 یادم میآید که یک آخوند پیر کاملاً سنتی در فامیل داشتیم (خدایش بیامرزاد که مردی بسیار نیک بود!) که، برعکس جو زمانه، ما را از خواندن زیاد دعای کمیل نهی میکرد (چون معتقد بود که بدون کسب فضائل لازم و آمادگی نفسانی، زیاد خواندن اینگونه دعاها، میتواند برعکس، موجبِ خودبینی و پرمدعایی شود).
۴- استفاده از مسجد برای عزاداری سیدالشهدا امری متاخر است (شاید از اواخر قاجار). قبل از آن، عزاداری در تکیه و حسینیه انجام میشد، و نه در مسجد. بعد از انقلاب هم که مساجد جولانگاه جوجهکمونیستهای مسلمان و پایگاههای بسیج شد. ابایی هم نداشتند که در مسجد، که تصویر انسان و حیوان در آن حرام (یا شدیداً مکروه) است، قابهای بزرگ مسئولین را نصب کنند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @jenabegav
(۱/۲)
✍🏻 #جناب_گاو
🍂 در قرن گذشته، و بهخصوص نیم قرناخیر، فُرمها و صورتهای مذهبی در دنیای شیعه چنان عوض شدند که شاید اگر یکی از مردگانِ ۱۰۰سال پیش سر از قبر برآرد و به آنها بنگرد، وحشتزده گردد! خیلیهایش جلوی چشم خود ما اتفاق افتاد. تعدادی را میشمارم:
۱- واعظ و قاریِ قرآن و نوحهخوان در خواندنهای خود در دنیای قدیم، بسیار تابعِ چارچوبهای سنتی بودند. تقریباً تمام خواندنها در چارچوب دستگاههای موسیقی سنتی صورت میگرفت. شاهدش هم آنکه چند نفر از بهترین خوانندگان دورهی پهلوی، از خاندانِ واعظان بودند (مثل تاج اصفهانی). حتی قرآنخوانی نیز کاملاً همینگونه بود، گرچه تنوع بسیار زیاد محلی وجود داشت و همهی قرائتها مثل امروز با لحن خاص عربی نبود (چنانچه هنوز مثلا در ترکیه اینگونه است). صحو و هوشیاری و عدم بروز احساسات فردگرایانه در فُرم خواندن، شاخصهی همهی خواندنها بود. با غلبهی روحیهی مدرن اینها همه تغییر کردند.
۲- شاید تاثیرگذارتر از بلندگو در تغییر مناسک و محیطهای مذهبی نبود! بلندگو واعظ و نوحهخوان را از یک محدودیت و سختی همیشگی آزاد کرد، و آنها را از نگرانی در مورد اینکه صدایشان شنیده شود رهاند. تاثیر چنین چیزی، شگرفتر از آن بود که در وهلهی اول به نظر میرسید. حالا دیگر واعظ و قاری و نوحهخوان، خیلی راحت میتوانستند آن جور که دلشان میخواست صدایشان را بکشند و بچرخانند، با لحنهای مختلف بازی کنند، و هر چه بیشتر احساسات شخصیشان را وارد کنند.
🍂 کمکم با ورود اسپیکر و امکاناتی مثل اکوی صدا و بعداً امکاناتی چون میکس آواها، این امکان به وجود آمد که فضای مسجد، مثل کاباره شود! و وقتی امکانش آمد، تحقق پیدا کرد! دیگر حالا خواننده (که الان دیگر موجود معمولاً ریاکار و مزوری بود که «مداح» نام داشت و از قید هر سنتی آزاد بود) میتوانست با استفاده از صدای بلندِ بلندگو بر جمع تسلط یابد. خیلی زود سروکلۀ انواع موسیقیهای پاپ و رپ و مانند آن در مراسم عزاداری پیدا شد.
🍂 البته نکتهی دیگری که به این مسأله، کمک کرد تعطیلی کنسرتها و موسیقیها در فضای بعد از انقلاب و تلاش برای کنترل فرهنگی بود؛ امری که موجب شد تمام هیجانات جوانان و انحرافات زمانه، روانهی تنها راهی که برایش باقی گذاشته بودند شوند، یعنی مراسم مذهبی. حاصلش این شد که بعضی از بدترین و شیطانیترین الحان و موسیقیها که در هیچ کابارهای در زمان شاه وجود نداشت، سروکلهاش در انواع مراسم مذهبی پیدا شد.
۳- خواندنِ مناجاتهایی مثل کمیل و ابوحمزه بهصورت دستهجمعی، شاید حدود یک قرن بیشتر سابقه نداشته باشد. در نیم قرن اخیر نیز این خواندن توأم شد، با لحن هرچه بیشتر احساسیخواندن آن، و اراجیفبافتن در میان دعا (اراجیفِ بهاصطلاح «عرفانی» و غیر آن). یادم است که در دورهی دبیرستان که اولین بار با این پدیدهی اراجیفِ بهشدت احساسی مواجه شدیم، با رفقای مذهبی خود تحیرزده به هم نگاه میکردیم که «آخر این یعنی چه؟!».
🍂 هر مراسمی، حالا یا باید سانتیمانتال و پراحساسات باشد یا پر ادا و پر ادعا. هرچیزی باید «حال بدهد»، و اگر حال دهد همهجور بدعت و دلقکبازی رواست، و اگر حال ندهد، یعنی مثلا ساده و سنگین و خاضعانه باشد، بهدرد نمیخورد! چرخش تاکید بر نماز جماعت و مراسم نسبتاً ساده و «تکراری» هر روزه (مثل تعقیبات نماز)، به خواندن هر هفتهی مثلاً دعای کمیل هم در همین راستا بود.
🍂 یادم میآید که یک آخوند پیر کاملاً سنتی در فامیل داشتیم (خدایش بیامرزاد که مردی بسیار نیک بود!) که، برعکس جو زمانه، ما را از خواندن زیاد دعای کمیل نهی میکرد (چون معتقد بود که بدون کسب فضائل لازم و آمادگی نفسانی، زیاد خواندن اینگونه دعاها، میتواند برعکس، موجبِ خودبینی و پرمدعایی شود).
۴- استفاده از مسجد برای عزاداری سیدالشهدا امری متاخر است (شاید از اواخر قاجار). قبل از آن، عزاداری در تکیه و حسینیه انجام میشد، و نه در مسجد. بعد از انقلاب هم که مساجد جولانگاه جوجهکمونیستهای مسلمان و پایگاههای بسیج شد. ابایی هم نداشتند که در مسجد، که تصویر انسان و حیوان در آن حرام (یا شدیداً مکروه) است، قابهای بزرگ مسئولین را نصب کنند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @jenabegav
📘مناسک، قدیم و جدید
(۲/۲)
✍🏻 #جناب_گاو
۵- با غلبهی بلندگو و اسپیکر، و با استفادهی روزافزون از مساجد برای عزاداریها و ختمها، مساجد از معابدی با آرامش و سلامِ خداوندی، تبدیل به مکانهایی پرهمهمه و شلوغ و پراضطراب شد. نه فقط از لحاظ صوتی، بلکه از لحاظ بصری و با انواع و اقسام بَنر و تابلو و پارچه و دستهگل طبیعی و مصنوعی و ...، «استفادهی سیاسی» از مساجد نیز به این امر بسیار دامن زد. همه هم فراموش کردند که در مسجد، وجود عکس افراد حرام یا لااقل مکروه است. اگر به مساجد اهل سنت یا به مساجد قدیمیتر خودمان که گرفتار این مسئله نشدند، رفته باشید، تفاوت را خیلی راحت احساس خواهید کرد. تا دوران بچگی ما، مسجد، همچون قرآن، احترامی بسیار بیشتر از الان داشت.
۶- در بچگی ما، یعنی قبل و اوایل انقلاب، قرآن بهشدت حرمت داشت. یادم میآید که هرگاه قرآن از تلویزیون پخش میشد، باید پاهای خود را جمع میکردیم و ساکت مینشستیم، ولی در چند دههی گذشته، بس که بیوقت و باوقت، همهجا قرآن پخش شد، کمکم حساسیتها و حرمتگذاشتنها از دست رفت.
۷- تقریباً چیزی از مناسک نبود که سالم بماند! از تکبیر سیاسی و «مرگ بر این و آن» گفتن بعد از نماز جماعت (و در خیلی جاها آن را جزو تکبیر آخر نماز کردن!!)، تا احساسی کردن حتی نماز جماعت و گریههای ریاکارانه (چیزی که دوربین فیلمبرداری هم به آن دامن زد)، تا تغییر فُرم مناسکی چون نماز عید فطر (که در بچگی ما با تکبیر عید شروع میشد، ولی الان با انواع و اقسام زیارتها و گریههای «عرفانی»، آن هم پشت میکروفون و در روز عید!). اهمیتها هم شیفت پیدا کرد: مثلاً عید قربان تا صد سال پیش مهمترین عید اکثر ایرانیان بود، ولی الان آنقدر بیاهميت شده که افرادِ حتی مذهبی به زحمت آن را تبریک میگویند.
۸- عزاداری در شیعه در ابتدا فقط برای امام حسین بودهاست، و نه برای پیامبر یا هیچکدام از ائمهی دیگر. عزاداری برای حضرت علی متاخر است (شاید از زمان قاجار)، و برای ائمهی دیگر حتی جدیدتر! بیهوده نیست که به غیر از امام حسین، تاریخ فوت پیامبر یا هیچکدام از امامان دیگر ما، به صورت دقیق شناخته شده نیست. تا زمان نوجوانی ما، با اینکه در محیطی بهشدت شیعی و مذهبی بزرگ شدیم، خیلی سالها اصلاً متوجه نمیشدیم که وفات حضرت فاطمه رسیدهاست. چیزی به اسم ایام فاطمیه وجود نداشت.
۹- زیارت عاشورا برای روز عاشورا بود! کمکم در دههی اول محرم هم خوانده شد، و ناگهان تبدیل شد به مناسکی هر هفتهای! حتی در مراسم عید فطر و قربان! از ابلهانهترین کارها این بود که بعضی حتی در مراسم حج، و حتی در حین طواف کعبه، آن را یا زیارت جامعه را میخواندند (در حالی که به موثقترین زیارت شیعه که «زیارت امینالله» است آن چنان توجهی نشد!). نیز شروع کردند زیارت عاشورا را در مراسم تدفین و در مراسم ختم بخوانند.
۱۰- تغییرات مراسم ختم منحصر به این نبود. در قدیم، مراسم ترحیم برای مردگان اینگونه بود که در مسجد، قرآنها را روی رحلها در مسجد میچیدند و مردم یکییکی میآمدند و بهصورت مجزا و انفرادی، قرآنی یا فاتحهای میخواندند و میرفتند. با آمدن بلندگو، رسم شد که قاری بیاید و پشت بلندگو قرآنی بخواند. بعداً کمکم بعضی اشعار موعظهآمیز و کمی روضهخوانی هم اضافه شد. در ابتدا قرآنخوانیها معمولاً با لحن و آهنگ درست، اشعار معمولاً از شعرای بزرگ چون سعدی بود، ولی با سرعتی زیاد همه چیز در دو-سه دهه، چنان منحط شد که وضعیت امروز را داریم: اسپیکرهایی که گوش را کر میکند، لحنهای مشمئزکننده جدید قرائت قرآن که بیشتر به انکرالاصوات میماند، احساساتبازی خنک و احمقانه، و فضایی که وهنِ مسجد و قرآن و مفهوم عمیق و مومنانهی مرگ است!
۱۱- بدتر از همهی این امور ظاهری و بیرونی، کیفیت دینداران و متولیان دین بود که دچار زوالی بیمانند شد. از ریاکاران و مزوران که بگذریم، دینداری خیلی عمیقتر و اخلاقیتر گذشتگان (که در بچگی هنوز نمونههای زندهی آن را میدیدیم) جای خود را به سطحی بودن، پرسروصدا بودن و بهانهی دینی تراشیدن برای هر عمل غیر اخلاقی داد.
🍂 گفتن مطالب بیمحتوا و شاعرانه و سانتیمانتال و چرت (بهخصوص اگر در جهت برندینگ «branding» شیعه باشد) تقریبا تنها چیزی شده که بسیاری از آخوندهای این روزها بلدند (به غیر مطالب سیاسی که داستان خودش را دارد)؛ مثلاً گفتن جملاتی چون «عید فطر، متعلق به امام حسین است» و یا «عید غدیر مظلوم است» و سایر چرندیات ناهنجار و بیمحتوا که بسیاری مساجد شیعه را در خود گرفتهاست.
🍂 متأسفانه مذهب شیعه بهعنوان روش زندگی و عبادت رو به زوال گذاشت (لااقل در مناسک جمعی و محیط اجتماعیاش)، و جایش را ملغمهای از کمونیسم و ناسیونالیسم و سانتیمانتالیسم منحط و مسموم و برندسازی بیمحتوا گرفت.
#نقد_فرهنگ #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @jenabegav
(۲/۲)
✍🏻 #جناب_گاو
۵- با غلبهی بلندگو و اسپیکر، و با استفادهی روزافزون از مساجد برای عزاداریها و ختمها، مساجد از معابدی با آرامش و سلامِ خداوندی، تبدیل به مکانهایی پرهمهمه و شلوغ و پراضطراب شد. نه فقط از لحاظ صوتی، بلکه از لحاظ بصری و با انواع و اقسام بَنر و تابلو و پارچه و دستهگل طبیعی و مصنوعی و ...، «استفادهی سیاسی» از مساجد نیز به این امر بسیار دامن زد. همه هم فراموش کردند که در مسجد، وجود عکس افراد حرام یا لااقل مکروه است. اگر به مساجد اهل سنت یا به مساجد قدیمیتر خودمان که گرفتار این مسئله نشدند، رفته باشید، تفاوت را خیلی راحت احساس خواهید کرد. تا دوران بچگی ما، مسجد، همچون قرآن، احترامی بسیار بیشتر از الان داشت.
۶- در بچگی ما، یعنی قبل و اوایل انقلاب، قرآن بهشدت حرمت داشت. یادم میآید که هرگاه قرآن از تلویزیون پخش میشد، باید پاهای خود را جمع میکردیم و ساکت مینشستیم، ولی در چند دههی گذشته، بس که بیوقت و باوقت، همهجا قرآن پخش شد، کمکم حساسیتها و حرمتگذاشتنها از دست رفت.
۷- تقریباً چیزی از مناسک نبود که سالم بماند! از تکبیر سیاسی و «مرگ بر این و آن» گفتن بعد از نماز جماعت (و در خیلی جاها آن را جزو تکبیر آخر نماز کردن!!)، تا احساسی کردن حتی نماز جماعت و گریههای ریاکارانه (چیزی که دوربین فیلمبرداری هم به آن دامن زد)، تا تغییر فُرم مناسکی چون نماز عید فطر (که در بچگی ما با تکبیر عید شروع میشد، ولی الان با انواع و اقسام زیارتها و گریههای «عرفانی»، آن هم پشت میکروفون و در روز عید!). اهمیتها هم شیفت پیدا کرد: مثلاً عید قربان تا صد سال پیش مهمترین عید اکثر ایرانیان بود، ولی الان آنقدر بیاهميت شده که افرادِ حتی مذهبی به زحمت آن را تبریک میگویند.
۸- عزاداری در شیعه در ابتدا فقط برای امام حسین بودهاست، و نه برای پیامبر یا هیچکدام از ائمهی دیگر. عزاداری برای حضرت علی متاخر است (شاید از زمان قاجار)، و برای ائمهی دیگر حتی جدیدتر! بیهوده نیست که به غیر از امام حسین، تاریخ فوت پیامبر یا هیچکدام از امامان دیگر ما، به صورت دقیق شناخته شده نیست. تا زمان نوجوانی ما، با اینکه در محیطی بهشدت شیعی و مذهبی بزرگ شدیم، خیلی سالها اصلاً متوجه نمیشدیم که وفات حضرت فاطمه رسیدهاست. چیزی به اسم ایام فاطمیه وجود نداشت.
۹- زیارت عاشورا برای روز عاشورا بود! کمکم در دههی اول محرم هم خوانده شد، و ناگهان تبدیل شد به مناسکی هر هفتهای! حتی در مراسم عید فطر و قربان! از ابلهانهترین کارها این بود که بعضی حتی در مراسم حج، و حتی در حین طواف کعبه، آن را یا زیارت جامعه را میخواندند (در حالی که به موثقترین زیارت شیعه که «زیارت امینالله» است آن چنان توجهی نشد!). نیز شروع کردند زیارت عاشورا را در مراسم تدفین و در مراسم ختم بخوانند.
۱۰- تغییرات مراسم ختم منحصر به این نبود. در قدیم، مراسم ترحیم برای مردگان اینگونه بود که در مسجد، قرآنها را روی رحلها در مسجد میچیدند و مردم یکییکی میآمدند و بهصورت مجزا و انفرادی، قرآنی یا فاتحهای میخواندند و میرفتند. با آمدن بلندگو، رسم شد که قاری بیاید و پشت بلندگو قرآنی بخواند. بعداً کمکم بعضی اشعار موعظهآمیز و کمی روضهخوانی هم اضافه شد. در ابتدا قرآنخوانیها معمولاً با لحن و آهنگ درست، اشعار معمولاً از شعرای بزرگ چون سعدی بود، ولی با سرعتی زیاد همه چیز در دو-سه دهه، چنان منحط شد که وضعیت امروز را داریم: اسپیکرهایی که گوش را کر میکند، لحنهای مشمئزکننده جدید قرائت قرآن که بیشتر به انکرالاصوات میماند، احساساتبازی خنک و احمقانه، و فضایی که وهنِ مسجد و قرآن و مفهوم عمیق و مومنانهی مرگ است!
۱۱- بدتر از همهی این امور ظاهری و بیرونی، کیفیت دینداران و متولیان دین بود که دچار زوالی بیمانند شد. از ریاکاران و مزوران که بگذریم، دینداری خیلی عمیقتر و اخلاقیتر گذشتگان (که در بچگی هنوز نمونههای زندهی آن را میدیدیم) جای خود را به سطحی بودن، پرسروصدا بودن و بهانهی دینی تراشیدن برای هر عمل غیر اخلاقی داد.
🍂 گفتن مطالب بیمحتوا و شاعرانه و سانتیمانتال و چرت (بهخصوص اگر در جهت برندینگ «branding» شیعه باشد) تقریبا تنها چیزی شده که بسیاری از آخوندهای این روزها بلدند (به غیر مطالب سیاسی که داستان خودش را دارد)؛ مثلاً گفتن جملاتی چون «عید فطر، متعلق به امام حسین است» و یا «عید غدیر مظلوم است» و سایر چرندیات ناهنجار و بیمحتوا که بسیاری مساجد شیعه را در خود گرفتهاست.
🍂 متأسفانه مذهب شیعه بهعنوان روش زندگی و عبادت رو به زوال گذاشت (لااقل در مناسک جمعی و محیط اجتماعیاش)، و جایش را ملغمهای از کمونیسم و ناسیونالیسم و سانتیمانتالیسم منحط و مسموم و برندسازی بیمحتوا گرفت.
#نقد_فرهنگ #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @jenabegav
Telegram
دین، فرهنگ، جامعه | محسنحسام مظاهری
🔸عید سوت و کور🔸
افول آیین عید قربان در تشیع ایرانی معاصر
✍محسنحسام مظاهری
امروز عید اضحی بود که در فرهنگ اسلامی ملقب به "عید الکبیر" است و بزرگترین و مهمترین آیین جشن در همهی کشورهای مسلماننشین محسوب میشود. جایگاهی که نوروز در فرهنگ ایرانی را…
افول آیین عید قربان در تشیع ایرانی معاصر
✍محسنحسام مظاهری
امروز عید اضحی بود که در فرهنگ اسلامی ملقب به "عید الکبیر" است و بزرگترین و مهمترین آیین جشن در همهی کشورهای مسلماننشین محسوب میشود. جایگاهی که نوروز در فرهنگ ایرانی را…
📘ویران کن تا بسازی!
✍🏻 #جناب_گاو
🍂 این نگرش مدرن که شما راحت، هر چیزی را خوشت نیامد، میتوانی بزنی پاره کنی و ویران کنی، و چیزی بهتر از آن بر روی ویرانهاش بنا کنی، ذهنیتیست که من آن اندازه که در ایرانیان دیدهام، در بقیهی اقوام به این شدت ندیدهام. نه فقط در بین سکولارها و روشنفکران چپ ایرانی، بلکه در میان اکثریت قریب بهاتفاق جماعت "مذهبی" نیز. در میان مذهبی حکومتی که این دیدگاهی کاملاً غالب است. نمونههایش در مورد مناسک دینی را چند بار اشاره کردهایم.
🍂 در محلهی قدیمیمان، مسجدی بود که، در کنار یک گنبد زشت سیمانی جدید با فضای نسبتاً جادار زیرش، شبستانی داشت قدیمیتر و از دورهی قاجار، و با قوسهای مختص آن زمان. با اینکه در زمرهی میراث فرهنگی شهر ثبت شده بود، مومنین محل، یک شب توطئه کردند و آب را به بنای خشت و گلی بستند تا ویران شد! بهجایش هم دادند یک معمار مدرن، طرحی مدرن زد که به هیچ روی ربطی به پیشینهی معماری سنتی نداشت. کل هدف این بود که فضای جادارتری را برای مردم در مواقع نماز جماعت مهیا کنند، ولی این عقل را نداشتند که وقتی خودت میزنی چنین بیمحابا گذشتهات را ویران میکنی، و آنچنان رابطهی بصری و حیاتی خود را با سنت گذشته میبری، چرا باید از نسل جدید توقع داشته باشی که به داشتههای تو توجهی داشته باشد؟ تو برای او همان گذشتهای هستی که خودت راحت ویرانش کردی، پس چرا از او توقع داری از تو رد نشود و کلاً دین و آیین تو را کنار نگذارد؟!
🔻و این در مورد همه چیز است:
❓منطق قدیمی بازار را دوست نداری؟
❌ بزن جرش بده و سیستم جدیدی تعریف کن!
❓به نظرت روال و جریان طبیعی آبها و رودها غلط است؟
❌ سد بساز و مطابق نظرت درستش کن!
❓مردم در خوزستان آن طور که تو میخواهی کشاورزی نمیکنند؟
❌ با زور و پول دولتی زمینهایشان را بگیر و طرح توسعه صنعت نیشکر راه بینداز و ان را بر محیط آنجا اجبار کن و در ضمن خود را هم قهرمان توسعه بساز!
❓مردم مدرنیته نمیخواهند؟
❌ به زور مدرنشان کن!
❓از عشایر خوشت نمیآید و از آنها دلخوری؟
❌ به زور و بدون توجه به عوارض انسانی و محیط زیستی به زور یکجانشینشان کن!
❓از سیستم فئودالی مالکیت زمین خوشت نمیآید؟
❌ راحت است، اعلیحضرت! بزن این سیستم قدیمی را ظرف دو سال با حکم همایونی "اصلاحات ارضی" نابود کن، تا همان سال بعدش کشور محتاج گندم وارداتی شود (و حتی به این نکته هم توجه نکن که وقتی سیستم را سوسیالیستی کردی، پادشاهی خودبهخود بیمعنا میشود).
❓وسط کویر به اندازهی کافی صنعتی نیست؟
❌ آب از اینجا و آنجا ببر (بدزد) و صنعتیاش کن!
❓این طرف البرز به اندازهی شمال آن سرسبز نیست؟
❌ بزن کوهها را بتراش تا ابرها این طرف هم بیاید (طرح احمدینژاد! باورتان میشود؟!).
❓جوانها جذب مناسک قدیمی نمیشوند؟
❌ رپ و پاپ و هِویمتال داخلش کن تا جذب شوند.....
🔺و مهمتر از همه: دین سنتی را کنار بگذار و ملغمهای التقاطی و ترکیبی شترگاوپلنگ از افکار چپ و اِخوانی و شیعهی غالی و باطنیگرایی انحرافی و فرقهای درست کن، و آن را به عنوان دین رسمی ترویج بده. در سکوت تقریباً کامل مراجع سنتی!
❓شاید بپرسید "اگر مذهبیهای ما اینگونه راحت از سنتها میگذرند، پس آن همه تاکید بر حجاب چه؟!"
🔺تاکید مذهبیهای ما بر حجاب، مثل ایرانیهای مهاجرت کردهاست که در خارج، همه چیز ایرانی را کمکم کنار میگذارند، مگر قرمهسبزی را! و همان قرمهسبزی میشود کل هویت ایرانیشان و رابطهشان با "فرهنگ ایرانی". دقیقاً همان در مورد قشر مذهبی و حجاب اتفاق افتادهاست. از صورتها و فُرمهای دینی، بیرونیترین چیز را که از قضا مورد تایید ایدئولوژی اِخوانی است را گرفتهاند و به آن چسبیدهاند.
#نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @jenabegav
✍🏻 #جناب_گاو
🍂 این نگرش مدرن که شما راحت، هر چیزی را خوشت نیامد، میتوانی بزنی پاره کنی و ویران کنی، و چیزی بهتر از آن بر روی ویرانهاش بنا کنی، ذهنیتیست که من آن اندازه که در ایرانیان دیدهام، در بقیهی اقوام به این شدت ندیدهام. نه فقط در بین سکولارها و روشنفکران چپ ایرانی، بلکه در میان اکثریت قریب بهاتفاق جماعت "مذهبی" نیز. در میان مذهبی حکومتی که این دیدگاهی کاملاً غالب است. نمونههایش در مورد مناسک دینی را چند بار اشاره کردهایم.
🍂 در محلهی قدیمیمان، مسجدی بود که، در کنار یک گنبد زشت سیمانی جدید با فضای نسبتاً جادار زیرش، شبستانی داشت قدیمیتر و از دورهی قاجار، و با قوسهای مختص آن زمان. با اینکه در زمرهی میراث فرهنگی شهر ثبت شده بود، مومنین محل، یک شب توطئه کردند و آب را به بنای خشت و گلی بستند تا ویران شد! بهجایش هم دادند یک معمار مدرن، طرحی مدرن زد که به هیچ روی ربطی به پیشینهی معماری سنتی نداشت. کل هدف این بود که فضای جادارتری را برای مردم در مواقع نماز جماعت مهیا کنند، ولی این عقل را نداشتند که وقتی خودت میزنی چنین بیمحابا گذشتهات را ویران میکنی، و آنچنان رابطهی بصری و حیاتی خود را با سنت گذشته میبری، چرا باید از نسل جدید توقع داشته باشی که به داشتههای تو توجهی داشته باشد؟ تو برای او همان گذشتهای هستی که خودت راحت ویرانش کردی، پس چرا از او توقع داری از تو رد نشود و کلاً دین و آیین تو را کنار نگذارد؟!
🔻و این در مورد همه چیز است:
❓منطق قدیمی بازار را دوست نداری؟
❌ بزن جرش بده و سیستم جدیدی تعریف کن!
❓به نظرت روال و جریان طبیعی آبها و رودها غلط است؟
❌ سد بساز و مطابق نظرت درستش کن!
❓مردم در خوزستان آن طور که تو میخواهی کشاورزی نمیکنند؟
❌ با زور و پول دولتی زمینهایشان را بگیر و طرح توسعه صنعت نیشکر راه بینداز و ان را بر محیط آنجا اجبار کن و در ضمن خود را هم قهرمان توسعه بساز!
❓مردم مدرنیته نمیخواهند؟
❌ به زور مدرنشان کن!
❓از عشایر خوشت نمیآید و از آنها دلخوری؟
❌ به زور و بدون توجه به عوارض انسانی و محیط زیستی به زور یکجانشینشان کن!
❓از سیستم فئودالی مالکیت زمین خوشت نمیآید؟
❌ راحت است، اعلیحضرت! بزن این سیستم قدیمی را ظرف دو سال با حکم همایونی "اصلاحات ارضی" نابود کن، تا همان سال بعدش کشور محتاج گندم وارداتی شود (و حتی به این نکته هم توجه نکن که وقتی سیستم را سوسیالیستی کردی، پادشاهی خودبهخود بیمعنا میشود).
❓وسط کویر به اندازهی کافی صنعتی نیست؟
❌ آب از اینجا و آنجا ببر (بدزد) و صنعتیاش کن!
❓این طرف البرز به اندازهی شمال آن سرسبز نیست؟
❌ بزن کوهها را بتراش تا ابرها این طرف هم بیاید (طرح احمدینژاد! باورتان میشود؟!).
❓جوانها جذب مناسک قدیمی نمیشوند؟
❌ رپ و پاپ و هِویمتال داخلش کن تا جذب شوند.....
🔺و مهمتر از همه: دین سنتی را کنار بگذار و ملغمهای التقاطی و ترکیبی شترگاوپلنگ از افکار چپ و اِخوانی و شیعهی غالی و باطنیگرایی انحرافی و فرقهای درست کن، و آن را به عنوان دین رسمی ترویج بده. در سکوت تقریباً کامل مراجع سنتی!
❓شاید بپرسید "اگر مذهبیهای ما اینگونه راحت از سنتها میگذرند، پس آن همه تاکید بر حجاب چه؟!"
🔺تاکید مذهبیهای ما بر حجاب، مثل ایرانیهای مهاجرت کردهاست که در خارج، همه چیز ایرانی را کمکم کنار میگذارند، مگر قرمهسبزی را! و همان قرمهسبزی میشود کل هویت ایرانیشان و رابطهشان با "فرهنگ ایرانی". دقیقاً همان در مورد قشر مذهبی و حجاب اتفاق افتادهاست. از صورتها و فُرمهای دینی، بیرونیترین چیز را که از قضا مورد تایید ایدئولوژی اِخوانی است را گرفتهاند و به آن چسبیدهاند.
#نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @jenabegav
Telegram
نقدآگین
📘مناسک، قدیم و جدید
(۱/۲)
✍🏻 #جناب_گاو
🍂 در قرن گذشته، و بهخصوص نیم قرناخیر، فُرمها و صورتهای مذهبی در دنیای شیعه چنان عوض شدند که شاید اگر یکی از مردگانِ ۱۰۰سال پیش سر از قبر برآرد و به آنها بنگرد، وحشتزده گردد! خیلیهایش جلوی چشم خود ما اتفاق افتاد.…
(۱/۲)
✍🏻 #جناب_گاو
🍂 در قرن گذشته، و بهخصوص نیم قرناخیر، فُرمها و صورتهای مذهبی در دنیای شیعه چنان عوض شدند که شاید اگر یکی از مردگانِ ۱۰۰سال پیش سر از قبر برآرد و به آنها بنگرد، وحشتزده گردد! خیلیهایش جلوی چشم خود ما اتفاق افتاد.…