📘پیرامون «فایدهباوری، تکثرگرایی، حقیقتباوری، نسبیانگاری و مدارا»
— نقدی بر یادداشتِ آرمان امیری
(۳/۳)
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 آنچه در برابر «تکثرگرایی» است، نه «حقیقتباوری» که «وحدتباوری و تاماندیشی و یقینباوری» است. به اين معنا که حقيقتِ مطلق و عینی، در جیبِ یک شخص و یک ایده است، و این شخص و ایده، که حامل تنها حقیقت مطلق و عینیست، فوق نقد و پرسش است و فرای خطا و لغزش، و دارای یقین و قطعیت؛ یعنی یقین به «انحصار حقیقت در یک شخص و یک ایده». این چیزیست که با «تکثرگرایی» سازگار نیست. در واقع، تکثرگرایی با «یقین» به حصول «حقیقتِ مطلق» در یک شخص و ایده است که ناسازگار است، نه با «حقیقتباوری». همچنین، «مُدارا و رواداری»، بیآمد «تکثرگرایی» است، نه «نسبیانگاری و تاماندیشی». برای مُدارا، لازم است به تکثر باور داشتهباشیم، اما نه آنکه نافیِ «مطلقِ حقیقت» باشیم، چه حقیقت اخلاقی، چه حقیقت معرفتی.
🍂 یک شکل از تکثرگرایی، «تکثرگرایی دینی» یا «پلورالیسم دینی» است که هم در مسیحیت و هم در اسلام، توسعه يافتهاست. اين تکثرگرایی، به کثرتِ حقایق دینی، سعادت و رستگاری باور دارد؛ یعنی قائل است به اينکه اولا، حقیقت در انحصار یک دین خاص نیست و تمام ادیان حامل حقایق هستند، ثانیا، سعادت و رستگاری هم در اختیار پیروان یک دین خاص نیست، بلکه تمام دیندارانی که صادقانه در پیِ صدق و راستی و نیکی رفتهاند، شایستهی سعادت و رستگاریاند. بهتعبیر مولوی (که یک از تکثرگرایان دینی است) «اختلاف مسلم و گبر و جهود»، از «نظرگاه» است. و ادیان، نظرگاههای متعددند.
🍂 جان هیک در مسیحیت، سروش در اسلام، کسانی بودند که در دوران معاصر، پلورالیسم دینی را دنبال کردند. وجود پلورالیسم دینی، خود نشانهایست از اينکه، تکثرگرایی میتواند در کنار حقیقتباوری بنشیند و همزیستی داشتهباشد.
#فلسفیدن #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
— نقدی بر یادداشتِ آرمان امیری
(۳/۳)
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 آنچه در برابر «تکثرگرایی» است، نه «حقیقتباوری» که «وحدتباوری و تاماندیشی و یقینباوری» است. به اين معنا که حقيقتِ مطلق و عینی، در جیبِ یک شخص و یک ایده است، و این شخص و ایده، که حامل تنها حقیقت مطلق و عینیست، فوق نقد و پرسش است و فرای خطا و لغزش، و دارای یقین و قطعیت؛ یعنی یقین به «انحصار حقیقت در یک شخص و یک ایده». این چیزیست که با «تکثرگرایی» سازگار نیست. در واقع، تکثرگرایی با «یقین» به حصول «حقیقتِ مطلق» در یک شخص و ایده است که ناسازگار است، نه با «حقیقتباوری». همچنین، «مُدارا و رواداری»، بیآمد «تکثرگرایی» است، نه «نسبیانگاری و تاماندیشی». برای مُدارا، لازم است به تکثر باور داشتهباشیم، اما نه آنکه نافیِ «مطلقِ حقیقت» باشیم، چه حقیقت اخلاقی، چه حقیقت معرفتی.
🍂 یک شکل از تکثرگرایی، «تکثرگرایی دینی» یا «پلورالیسم دینی» است که هم در مسیحیت و هم در اسلام، توسعه يافتهاست. اين تکثرگرایی، به کثرتِ حقایق دینی، سعادت و رستگاری باور دارد؛ یعنی قائل است به اينکه اولا، حقیقت در انحصار یک دین خاص نیست و تمام ادیان حامل حقایق هستند، ثانیا، سعادت و رستگاری هم در اختیار پیروان یک دین خاص نیست، بلکه تمام دیندارانی که صادقانه در پیِ صدق و راستی و نیکی رفتهاند، شایستهی سعادت و رستگاریاند. بهتعبیر مولوی (که یک از تکثرگرایان دینی است) «اختلاف مسلم و گبر و جهود»، از «نظرگاه» است. و ادیان، نظرگاههای متعددند.
🍂 جان هیک در مسیحیت، سروش در اسلام، کسانی بودند که در دوران معاصر، پلورالیسم دینی را دنبال کردند. وجود پلورالیسم دینی، خود نشانهایست از اينکه، تکثرگرایی میتواند در کنار حقیقتباوری بنشیند و همزیستی داشتهباشد.
#فلسفیدن #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
Telegram
نقدآگین
📘در باب «تکثرگرایی حقیقتباور» یا «مثلثهای چهارگوش»!
✍🏻 #آرمان_امیری (پیج)
🗄پست مرتبط
📕کوروش؛ جهانسوز یا جهانساز؟
📕میتوان گفت دوچرخه (چندخداپرستی) از اتومبیل (یگانهپرستی) برتر است؟
📕کوروش، ایرانیان و کابوسِ تکخداباوری!
📕تکخدایی، آغازِ بدویت و…
✍🏻 #آرمان_امیری (پیج)
🗄پست مرتبط
📕کوروش؛ جهانسوز یا جهانساز؟
📕میتوان گفت دوچرخه (چندخداپرستی) از اتومبیل (یگانهپرستی) برتر است؟
📕کوروش، ایرانیان و کابوسِ تکخداباوری!
📕تکخدایی، آغازِ بدویت و…
1️⃣ یکی از دوستان
🍂 بنظرم از آنجا که نگاه برخی از اهل فکر، به هايدگر نزديكه بنا به وضعیت پیشآمده پس از دوران مدرن، مبنایی برای اخلاق قائل نيستند؛ البته من هم با اين نگاه همسو هستم.
2️⃣ #علیرضاموثق
اول) دقیقاً از جمله به همین علت، هایدگر در پیوستن به هیتلر درنگ نکرد.
🍂 کسانی که به مفهومِ انتزاعی و بلامصداقِ «وجود» تفکر میکنند، از «موجودات واقعی و انضمامی» غافل میشوند. علتِ پیوستن آقایان فردید و اردکانی به نظامِ حاکم را نیز میتوان از این مجرا فهم کرد.
🍂 وقتی توهم بهجای «عقلانیت آبجکتیو» بنشیند، دکتر داوری مثل هایدگر بهدام این گمان میافتد که «مدرنیسم در حال متلاشی شدن است» و انقلاب ۵۷ «فتحِ بابی در تاریخ» بودهاست، شبیه مهملاتِ هایدگر.
دوم) ریشهٔ اخلاق در «عواطف و تخیل» است؛ اگر ما از منظرِ «پسِ پردهٔ بیخبریِ» جان رالز در وضعِ نخستین به عالم نگاه کنیم، متوجه میشویم که چرا تجاوز به کودکی معصوم قبیح است؛ زیرا با تخیل، خودمان را بهجای آن کودک قرار میدهیم.
🍂 مذهب و ایدئولوژیهای جزمی، فقط «عقلانیت» را مختل نمیکنند، بلکه «عواطف و تخیل» (در معنی مذکور) را نیز ویران میکنند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 بنظرم از آنجا که نگاه برخی از اهل فکر، به هايدگر نزديكه بنا به وضعیت پیشآمده پس از دوران مدرن، مبنایی برای اخلاق قائل نيستند؛ البته من هم با اين نگاه همسو هستم.
2️⃣ #علیرضاموثق
اول) دقیقاً از جمله به همین علت، هایدگر در پیوستن به هیتلر درنگ نکرد.
🍂 کسانی که به مفهومِ انتزاعی و بلامصداقِ «وجود» تفکر میکنند، از «موجودات واقعی و انضمامی» غافل میشوند. علتِ پیوستن آقایان فردید و اردکانی به نظامِ حاکم را نیز میتوان از این مجرا فهم کرد.
🍂 وقتی توهم بهجای «عقلانیت آبجکتیو» بنشیند، دکتر داوری مثل هایدگر بهدام این گمان میافتد که «مدرنیسم در حال متلاشی شدن است» و انقلاب ۵۷ «فتحِ بابی در تاریخ» بودهاست، شبیه مهملاتِ هایدگر.
دوم) ریشهٔ اخلاق در «عواطف و تخیل» است؛ اگر ما از منظرِ «پسِ پردهٔ بیخبریِ» جان رالز در وضعِ نخستین به عالم نگاه کنیم، متوجه میشویم که چرا تجاوز به کودکی معصوم قبیح است؛ زیرا با تخیل، خودمان را بهجای آن کودک قرار میدهیم.
🍂 مذهب و ایدئولوژیهای جزمی، فقط «عقلانیت» را مختل نمیکنند، بلکه «عواطف و تخیل» (در معنی مذکور) را نیز ویران میکنند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘پسِ پردۀ بیخبری
🍂 پسِ پرده بیخبری (حجابِ جهل) یکی از مفاهیمِ فلسفیست که فیلسوف لیبرال و کانتگرا، جان رالز، در آثار خویش، از جمله در مقالۀ «عدالت به مثابه انصاف» و کتاب نظریهای دربارهٔ عدالت برجسته کردهاست. جان رالز با اشاره به «وضع نخستین»، «پس پرده بیخبری» را تشریح کردهاست.
وضع نخستین
🍂 منظور از وضع نخستین، وضعی فرضی و ایدهآل است که در آن اصول عدالت گزینش میشود. در این وضع، شرایطی وجود دارد که افراد جامعه، بیخبر از موقعیت آینده خود، باید اصول زندگی اجتماعی را گزینش کنند.
🔻جان رالز شرایط زیر را فرض میگیرد:
🍂 جان رالز میگوید کسانیکه در پسِ پردۀ بیخبری هستند و از فردای خودشان بیخبرند، شرایطی را برای ورود به جهان پیشنهاد میکنند که «این شرایط به ضررشان نباشد». هیچکس چیزی که به زیان خودش باشد، پیشنهاد نمیکند.
🍂 اگر این بیخبری وجود نداشتهباشد، هرکس اصولی را تحمیل میکند که بهنفع خودش باشد؛ بنابراین این، افراد به توافق و قرارداد نخواهند رسید. همینکه افراد در پس پرده بیخبری هستند و از آینده بیخبر، ترغیب میشوند تصمیمهای خود را مبتنی بر انصاف (عدم تبعیض) بگیرند و به دنبال قواعدی باشند که بتواند آزادی همه را تأمین کند و نابرابریها به محرومیت افراد محروم نیفزاید.
🍂 وقتی پسِ پرده بیخبری هستیم و نمیدانیم فردا که وارد جهان میشویم کجا قرار خواهیم گرفت، قاعدتاً عدالت را آنچنان معنا و اعمال میکنیم که تبعیضی نماند. جان رالز میگوید البته در جهان تساوی مطلق هم برقرار نمیشود، بههرحال یکی قویتر است یکی ضعیفتر است. باید تا آنجا که دست ما است این چندگانگی و نابرابریها را به خاطر خودمان هم که شده، رفع و رجوع کنیم.
🍂 به نظر جان رالز این افراد برای آنکه در کنار هم زندگی خوبی داشته باشند، قراردادهایی وضع میکنند که ناگزیر منصفانه است و همین جاست که «نظریه عدالت» او با مفهوم «انصاف» گره میخورد.
#فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 پسِ پرده بیخبری (حجابِ جهل) یکی از مفاهیمِ فلسفیست که فیلسوف لیبرال و کانتگرا، جان رالز، در آثار خویش، از جمله در مقالۀ «عدالت به مثابه انصاف» و کتاب نظریهای دربارهٔ عدالت برجسته کردهاست. جان رالز با اشاره به «وضع نخستین»، «پس پرده بیخبری» را تشریح کردهاست.
وضع نخستین
🍂 منظور از وضع نخستین، وضعی فرضی و ایدهآل است که در آن اصول عدالت گزینش میشود. در این وضع، شرایطی وجود دارد که افراد جامعه، بیخبر از موقعیت آینده خود، باید اصول زندگی اجتماعی را گزینش کنند.
🔻جان رالز شرایط زیر را فرض میگیرد:
فرض کنیم هیچکس هنوز آفریده نشده و ما در مرحلۀ قبل از ورود به این دنیا هستیم و از ما سئوال میشود اگر وارد جهان بشوید دلتان میخواهد کجا قرار بگیرید؟ این پرسش را وقتی از ما میکنند که از خیلی چیزها بیخبریم و نمیدانیم چه خواهیم شد و چه خواهیم کرد و موقعیتهای مختلفی هم که در دنیا وجود دارد بر ما پوشیدهاست.
همه در پس پرده بیخبری هستیم و هیچکس جایگاه اجتماعی، جنسیت، وضعیت طبقاتی یا مقام و موقع خود را نمیشناسد و نمیداند سهمش از موهبتها و تواناییهای طبیعی، هوش، قدرت و چیزهای دیگر چقدر است. هیچکس نمیداند مفهومی که از خیر دارد چیست و میل و رغبت روانشناختی خاصش کدام است. هیچکس نمیداند سیاه است یا سفید، فقیر است یا غنی، دانشمند است یا بیسواد، زن است یا مرد، جوان است یا پیر، و نمیداند چه موقعیت اجتماعی و نژادی و… خواهد داشت.
🍂 جان رالز میگوید کسانیکه در پسِ پردۀ بیخبری هستند و از فردای خودشان بیخبرند، شرایطی را برای ورود به جهان پیشنهاد میکنند که «این شرایط به ضررشان نباشد». هیچکس چیزی که به زیان خودش باشد، پیشنهاد نمیکند.
🍂 اگر این بیخبری وجود نداشتهباشد، هرکس اصولی را تحمیل میکند که بهنفع خودش باشد؛ بنابراین این، افراد به توافق و قرارداد نخواهند رسید. همینکه افراد در پس پرده بیخبری هستند و از آینده بیخبر، ترغیب میشوند تصمیمهای خود را مبتنی بر انصاف (عدم تبعیض) بگیرند و به دنبال قواعدی باشند که بتواند آزادی همه را تأمین کند و نابرابریها به محرومیت افراد محروم نیفزاید.
🍂 وقتی پسِ پرده بیخبری هستیم و نمیدانیم فردا که وارد جهان میشویم کجا قرار خواهیم گرفت، قاعدتاً عدالت را آنچنان معنا و اعمال میکنیم که تبعیضی نماند. جان رالز میگوید البته در جهان تساوی مطلق هم برقرار نمیشود، بههرحال یکی قویتر است یکی ضعیفتر است. باید تا آنجا که دست ما است این چندگانگی و نابرابریها را به خاطر خودمان هم که شده، رفع و رجوع کنیم.
🍂 به نظر جان رالز این افراد برای آنکه در کنار هم زندگی خوبی داشته باشند، قراردادهایی وضع میکنند که ناگزیر منصفانه است و همین جاست که «نظریه عدالت» او با مفهوم «انصاف» گره میخورد.
#فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘 سیاست ج.ا در قبال اسرائیل، با ضروریات فقه ناسازگار است ✍🏻 #شهابالدین_حائری_شیرازی 🍂 سیاست در فقه، جزء «ابواب معاملات» و «روابط بین انسانها»ست. اصل در ابواب معاملات، «بناء عقلا»ست؛ یعنی شرع در این زمینه «تأسیس» نمیکند، «امضا» میکند. کلا رسول خدا آمد…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 «گوشت تلخ»
— شما تهوعبرانگیزید، نه حسادتبرانگیز!
🎙#حسن_آقامیری
#آخوندیسم #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— شما تهوعبرانگیزید، نه حسادتبرانگیز!
🎙#حسن_آقامیری
#آخوندیسم #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
E12 1776
@Naqdagin
🎧حکومتِ قوانین یا حکومت آدمها؟
— اپیزود دوازدهم پادکستِ 1776
🎙#رضا_عامری
#فلسفیدن #سیاست #آمریکا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Podcast1776
— اپیزود دوازدهم پادکستِ 1776
🎙#رضا_عامری
#فلسفیدن #سیاست #آمریکا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Podcast1776
نقش یهودیان در فتح بابل
@Naqdagin
🎧نقشِ یهودیان در فتحِ بابل
— نقشِ «یهودیانِ در تبعید» در فروشکستنِ مقاومتِ بابلیان در برابر کوروش
قسمت سوم، از فصل «فتح بابل» از کتاب «کوروش رهاییبخش»، اثر دکتر #شروین_وکیلی
🎙سوسن آذیش
#آینه_تاریخ #ایران #کتاب_صوتی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sherwin_vakili
— نقشِ «یهودیانِ در تبعید» در فروشکستنِ مقاومتِ بابلیان در برابر کوروش
قسمت سوم، از فصل «فتح بابل» از کتاب «کوروش رهاییبخش»، اثر دکتر #شروین_وکیلی
🎙سوسن آذیش
#آینه_تاریخ #ایران #کتاب_صوتی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sherwin_vakili
نقدآگین
📅 ۱۲ فروردین، روزِ رای مردم در رفراندوم، به نظام سیاسیِ باورمند به «عدمِ قدرت تحلیل مردم» و «شر بودنِ رفراندوم» بهجهتِ «یتیم و صغیر و مجنون بودنِ مردم» علی خامنهای (زبانِ الله): «حرف مردم کجا است؟ خب مردم در همهی مسائل که حرف ندارند، [ضمناً] یک حرف ندارند؛…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📺 مهشید امیرشاهی
— تاریخ شفاهی
🍂 #در_چنین_روزی، در ۲۰ فروردین ۱۳۱۶، یکی از روشنفکران زنِ غیر چپِ تاریخ ایران متولد شد. همین غریب بودنِ چنین ترکیبی #مهشید_امیرشاهی را متفاوت میکند. او در زمانهای که همه چپ میشدند، چپ نشد، در جاییکه همه انقلابی بودند، ضدانقلاب شد و در روزی که همه پشت رهبر انقلاب را گرفتند، او پشت بختیار ایستاد.
🍂 او شجاعتِ تنها اندیشیدن و مستقل ماندن را داشت. در مقالهای که حالا دیگر باید شهرت یافته باشد در ۱۷ بهمن سال ۵۷، اینگونه خطوط فکری مستقل خودش را فریاد زد:
🍂 روایت مهشید امیرشاهی از انقلاب نه مانند سلطنتطلبان، آمیخته با توهم و رویا بود و نه مانند انقلابیون، در خیالات سیر میکرد. او در در رمان "در حَضر" داستان این انقلاب و قضاوتش را بهتصویر میکشد. او مینویسد:
✍🏻 #مجتبا_رحیمی
—
پینوشت:
🍂 مهشید امیرشاهی در مورد نوشتن مقالۀ تاریخیاش در ۱۷ بهمن ۵۷ که از معدود مقالههای او در حوزه سیاست است، میگوید:
#آینه_تاریخ #زنان #مستند
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— تاریخ شفاهی
🍂 #در_چنین_روزی، در ۲۰ فروردین ۱۳۱۶، یکی از روشنفکران زنِ غیر چپِ تاریخ ایران متولد شد. همین غریب بودنِ چنین ترکیبی #مهشید_امیرشاهی را متفاوت میکند. او در زمانهای که همه چپ میشدند، چپ نشد، در جاییکه همه انقلابی بودند، ضدانقلاب شد و در روزی که همه پشت رهبر انقلاب را گرفتند، او پشت بختیار ایستاد.
🍂 او شجاعتِ تنها اندیشیدن و مستقل ماندن را داشت. در مقالهای که حالا دیگر باید شهرت یافته باشد در ۱۷ بهمن سال ۵۷، اینگونه خطوط فکری مستقل خودش را فریاد زد:
«صدایم را به پشتیبانی از آقای شاپور بختیار، با سربلندی هر چه تمامتر، بلند میكنم، حتی اگر این صدا در فضا تنها بماند. من از تنها ماندن، هرگز هراسی بهدل راه ندادهام. ولی این بار میترسم، نه بهخاطر خودم، بلكه بهخاطر آیندۀ این ملك و سرنوشت همۀ آنها كه دوستشان دارم».
🍂 روایت مهشید امیرشاهی از انقلاب نه مانند سلطنتطلبان، آمیخته با توهم و رویا بود و نه مانند انقلابیون، در خیالات سیر میکرد. او در در رمان "در حَضر" داستان این انقلاب و قضاوتش را بهتصویر میکشد. او مینویسد:
«انقلاب؟ انقلاب از هر گلولهای کارگرتر است، از هر تیری هدفدوزتر، از هر شمشیری بُرّاتر. انقلاب از هر جنگی کثیفتر است، از هر حادثهای خودکامهآفرینتر، از هر فاجعهای خونبارتر. کلمه انقلاب میکشد- میلیونها بهخاطرش مردهاند. انقلاب جز خفقان رهآوردی ندارد- میلیونها تجربهاش کردهاند...آزادی؟ کدام انقلاب، آزادی ارمغان داشتهاست؟ کدام کشور بر پیکر قربانیان انقلابش، بنای آزادی برپا کردهاست؟ بر پشته کشتگانش، علم آزادی برافراشتهاست؟».
✍🏻 #مجتبا_رحیمی
—
پینوشت:
🍂 مهشید امیرشاهی در مورد نوشتن مقالۀ تاریخیاش در ۱۷ بهمن ۵۷ که از معدود مقالههای او در حوزه سیاست است، میگوید:
«من خودم میدانم چرا آن راهی را که رفتم، رفتم. برای اینکه اعتقاد راسخی به «لائیسیته» داشتم و دارم. همیشه در پی عدالت اجتماعی بودم و هستم. بسیار هم خوب میدانستم که آرمانها و خواستههایم برای وطنم، زادگاهم بدون «جدایی دین از دولت» و بدون «عدالت اجتماعی» میسر نیست.
در «مذهبی بودن انقلاب» از ابتدا هم که نمیشد شک کرد. برای اینکه رهبرش، کارگردانهایش، نمادهایش، شعارهایش شکی در این مسئله باقی نمیگذاشت که در چه راهی دارد میرود. احتمال دارد بسیاری، یا مختصری، نمیدانم چگونه فکر میکردند که این راه دیگریست و در آن دموکراسی و این جور چیزها هست.من مطلقا و اصلا چنین چیزی را نمیدیدم.
مسئله دیگری هم که دربارهاش شکی نداشتم این است که ذات مذهب، زورگو و تامگرا و انحصارطلب است و من این جور چیزها را برای مملکتم نمیخواستم».
#آینه_تاریخ #زنان #مستند
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍂 خانم #مهشید_امیرشاهی نویسنده و روشنفکر ایرانی تصمیم گرفتهاست تا تمامی آثار خویش را با صدای خودش، بهطور رایگان، روی این کانال یوتوب در اختیار همهُ علاقمندان بنهد. متن کل آثار او نیز در سایت "مهشید امیرشاهی" بطور رایگان تقدیم خوانندگانش خواهد شد.
🔻اتخاذ این تصمیم دو دلیل دارد:
اول از همه دوری وی از ایران، بهدلیل تبعید خود خواستهاش و ممنوعالقلم بودن، که به عدهای سودجو فرصت داده تا با چاپ جلد سفید این کتابها مالی بیاندوزند.
دوم رفتار نادرست ناشرانی در خارج از کشور که از بابتِ رعایت حقوق مادی و معنوی مؤلف، دستکمی از کتابدزدان داخل ایران نداشتهاست.
🔻مهشید امیرشاهی میگوید:
https://www.youtube.com/@mahshidamirshahi6005
#ایران #خیالپرسه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻اتخاذ این تصمیم دو دلیل دارد:
اول از همه دوری وی از ایران، بهدلیل تبعید خود خواستهاش و ممنوعالقلم بودن، که به عدهای سودجو فرصت داده تا با چاپ جلد سفید این کتابها مالی بیاندوزند.
دوم رفتار نادرست ناشرانی در خارج از کشور که از بابتِ رعایت حقوق مادی و معنوی مؤلف، دستکمی از کتابدزدان داخل ایران نداشتهاست.
🔻مهشید امیرشاهی میگوید:
تنها یادگار گرانبهایی که از وطنم با خود به تبعید آوردم، زبان مادریم است که در پناهش، غم دوری از زادگاهم را تاب آوردهام و تنها یادگاری که از خود بهجا میگذارم، آثاریست که رد پای این زبان بر آن نقش است، زبانی که برای زنده نگهداشتن، غنی کردن و جلا دادنش، عمر گذاشتهام.
میخواهم مردهریگ من، وقف کسانی باشد که زبان فارسی را میشناسند، به آن عشق میورزند و غنا و شکوه و درخشش را ارج مینهند.
https://www.youtube.com/@mahshidamirshahi6005
#ایران #خیالپرسه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘یک صدای جمعی زیبا — شعر شروین و شاملو ✍🏻 #سایه_اقتصادینیا 🍂 شروین حاجیپور، با ساختن قطعۀ «برای»، سرودی ماندگار به دفتر سرودهای اعتراضی فارسیزبانان اضافه کرد: سرودی ساده، درویشانه و پاک؛ پاک چون هزارخوانی سحری. 🍂 قطعهای تماماً آیکونیک: شأن متن، نوع…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📙رُمان بهمثابه انتقام از تاریخ و بازسازیِ زندگی
— نگاهی به چهارپارهی «مادران و دخترانِ» #مهشید_امیرشاهی
✍🏻 #مازیار_اخوت
🌐 مطالعۀ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۲۷ دقیقه
🔖 ۵۴۵۳ واژه
#نقد_ادبی #خیالپرسه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @baruwiki
— نگاهی به چهارپارهی «مادران و دخترانِ» #مهشید_امیرشاهی
✍🏻 #مازیار_اخوت
🌐 مطالعۀ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۲۷ دقیقه
🔖 ۵۴۵۳ واژه
#نقد_ادبی #خیالپرسه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @baruwiki
📙رُمان بهمثابه انتقام از تاریخ و بازسازیِ زندگی
— نگاهی به چهارپارهی «مادران و دخترانِ» #مهشید_امیرشاهی
✍🏻 #مازیار_اخوت
🍂 چهارپارهی مادران و دختران را اولبار سال ۹۱ خواندم که حکایتِ جداگانهایست پیدا کردن و خریدِ آن در زیرزمینی از فراوان زیرزمینهای این مرز و بومِ ترسان و پنهانکار. در حاشیههای کتاب چیزهایی نوشتم که اگر شد بعداً جمعوجور شود در قالب مطلبی جمعوجور. که نشد و گذشت تا امسال که خبر شدیم در سایت «مهشید امیرشاهی»، هم فایلِ خواندنی و هم فایلِ صوتیِ آن با صدا و اجرای نویسنده بارگزاری شده است.
🍂 ۱۱ سال از بار اول گذشته بود و انگیزهای دیگر یافته بودم برای خواندن و این بار شنیدنِ این کتابِ چهار بخش. بار اول چند سالی از توفانِ سال ۸۸ گذشته بود و این بار توفانِ دیگری بهپا شده بود قویتر و عمیقتر. این بار شعارِ «زن زندگی آزادی» وزیدن گرفته بود و در تلاطمِ عملی شدن. طلب و تلاطم بازنایستاد و نایستاده است هنوز هم. پس چه زمانی بهتر از این زمان برای خواندن/شنیدنِ دوبارهی «مادران و دختران»؟
🍂 طی چند هفته تمام رمان را با صدا/ اجرای نویسنده شنیدم که این بار مزهای دیگر داشت. قبلاً تسلطِ عجیبِ نویسنده بر زبان فارسی و ظرایفِ آن شگفتزدهام کرده بود و حالا تسلطِ او بر بازی کردنِ نقشهایی که خود آفریده بود.
الف- مرور کلی رمان
🍂 بستر تاریخیِ «مادران و دختران» دورهایست از اواخر قاجاریه و در تلاطمِ «انقلاب»ِ مشروطه تا چند سالی پس از «انقلاب»ِ ۵۷. اما رمان به رغمِ مستندنگاریِ دقیق و واقعگراییِ نویسنده، قرار نیست بازسازیِ رویدادهای تاریخی و جابهجایی اتفاقهای «مهم» باشد. نویسنده شرح وقایع عمومی را گذاشته است بهعهدهی کتابهای تاریخی. آنچه او میخواهد بسازد و میسازد، زندگی در آن بستر تاریخیست. نوعی نگاه به تاریخ از منظر شخصی و زندگی روزمره. نوعی تاریخِ خُرد.
🍂 آنچه او به قلم میآورد و از آن متن میسازد، ناگفتههای کتابهای تاریخیست: زندگیِ روزمره و حیاتِ عادیِ آدمهای عادی در یک بستر تاریخی. «عادی» بودن و «روزمرگی»ای که اهمیتی کمتر از «رویدادهای تاریخی» ندارد؛ حتا شاید بتواند تحولات را دقیقتر و عمیقتر نشان دهد. و هم از اینروست که این کتاب یک پایَش در ادبیات است و یک پا در انسانشناسی و جامعهشناسی.
🍂 از متنِ این کتاب و سایر داستانهای نویسنده پیداست که او به بازنماییِ مستندگونهی «واقعیت» و به عبارتی قصه ساختن از رویدادها و تجربههای اتفاق افتاده باور دارد و ما چه به این دیدگاه باور داشته باشیم و چه نه، بهترست که به اثر و بازآفرینیِ او از همین منظر نگاه کنیم و در همان راه قدم برداریم.
🍂نگاه و طرز بیان نویسنده از همان آغاز رُمان به ما نشان میدهد او قرارست از طریق جزءنگاریِ ظرایف و سویههای کمتر پیدای «واقعیت»، خواننده را در فضای رمان قرار دهد:
🔺و این دریچهی مناسبی ست برای وارد شدن به دنیای «مادران»ِ نسل اولِ این رمان: «منزهالسلطنه» و «منورالدوله»؛ مادرانی متکی به قدرتِ برآمده از حاکمیت سیاسی، که هر کدام خود حاکمِ یک خانه و خانواده است. نوباوگانِ «صاحب خط»ِ فرنگدیدهی دیروز و حاکمانِ در سایهی امروز که به رغم تفاوتهای خُلقی و شخصیتیشان، در یک نقش مشترک و مشابهاند: حفظ ستونهای نهادِ خانواده و راهبریاش در راههای از پیشتعیینشده. مادرانِ دیگر در سایهی این دو زن است که به تدریج پدیدار میشوند...
✂️ برشی از متن رمان
🌐 مطالعۀ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۲۷ دقیقه
🔖 ۵۴۵۳ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @baruwiki
— نگاهی به چهارپارهی «مادران و دخترانِ» #مهشید_امیرشاهی
✍🏻 #مازیار_اخوت
🍂 چهارپارهی مادران و دختران را اولبار سال ۹۱ خواندم که حکایتِ جداگانهایست پیدا کردن و خریدِ آن در زیرزمینی از فراوان زیرزمینهای این مرز و بومِ ترسان و پنهانکار. در حاشیههای کتاب چیزهایی نوشتم که اگر شد بعداً جمعوجور شود در قالب مطلبی جمعوجور. که نشد و گذشت تا امسال که خبر شدیم در سایت «مهشید امیرشاهی»، هم فایلِ خواندنی و هم فایلِ صوتیِ آن با صدا و اجرای نویسنده بارگزاری شده است.
🍂 ۱۱ سال از بار اول گذشته بود و انگیزهای دیگر یافته بودم برای خواندن و این بار شنیدنِ این کتابِ چهار بخش. بار اول چند سالی از توفانِ سال ۸۸ گذشته بود و این بار توفانِ دیگری بهپا شده بود قویتر و عمیقتر. این بار شعارِ «زن زندگی آزادی» وزیدن گرفته بود و در تلاطمِ عملی شدن. طلب و تلاطم بازنایستاد و نایستاده است هنوز هم. پس چه زمانی بهتر از این زمان برای خواندن/شنیدنِ دوبارهی «مادران و دختران»؟
🍂 طی چند هفته تمام رمان را با صدا/ اجرای نویسنده شنیدم که این بار مزهای دیگر داشت. قبلاً تسلطِ عجیبِ نویسنده بر زبان فارسی و ظرایفِ آن شگفتزدهام کرده بود و حالا تسلطِ او بر بازی کردنِ نقشهایی که خود آفریده بود.
الف- مرور کلی رمان
🍂 بستر تاریخیِ «مادران و دختران» دورهایست از اواخر قاجاریه و در تلاطمِ «انقلاب»ِ مشروطه تا چند سالی پس از «انقلاب»ِ ۵۷. اما رمان به رغمِ مستندنگاریِ دقیق و واقعگراییِ نویسنده، قرار نیست بازسازیِ رویدادهای تاریخی و جابهجایی اتفاقهای «مهم» باشد. نویسنده شرح وقایع عمومی را گذاشته است بهعهدهی کتابهای تاریخی. آنچه او میخواهد بسازد و میسازد، زندگی در آن بستر تاریخیست. نوعی نگاه به تاریخ از منظر شخصی و زندگی روزمره. نوعی تاریخِ خُرد.
🍂 آنچه او به قلم میآورد و از آن متن میسازد، ناگفتههای کتابهای تاریخیست: زندگیِ روزمره و حیاتِ عادیِ آدمهای عادی در یک بستر تاریخی. «عادی» بودن و «روزمرگی»ای که اهمیتی کمتر از «رویدادهای تاریخی» ندارد؛ حتا شاید بتواند تحولات را دقیقتر و عمیقتر نشان دهد. و هم از اینروست که این کتاب یک پایَش در ادبیات است و یک پا در انسانشناسی و جامعهشناسی.
🍂 از متنِ این کتاب و سایر داستانهای نویسنده پیداست که او به بازنماییِ مستندگونهی «واقعیت» و به عبارتی قصه ساختن از رویدادها و تجربههای اتفاق افتاده باور دارد و ما چه به این دیدگاه باور داشته باشیم و چه نه، بهترست که به اثر و بازآفرینیِ او از همین منظر نگاه کنیم و در همان راه قدم برداریم.
🍂نگاه و طرز بیان نویسنده از همان آغاز رُمان به ما نشان میدهد او قرارست از طریق جزءنگاریِ ظرایف و سویههای کمتر پیدای «واقعیت»، خواننده را در فضای رمان قرار دهد:
«تصویر پاره پارهی منزهالسلطنه پولک پولک بر دیوار آینهکاری تالار افتاده بود و بدن چاقش روی صندلی راحت آونگوار تکان میخورد و دست پُر زیورش بیحواس، پُرز گُلهای روکش مخملی صندلی را به خواب و عکس خواب آن نوازش میکرد».
🔺و این دریچهی مناسبی ست برای وارد شدن به دنیای «مادران»ِ نسل اولِ این رمان: «منزهالسلطنه» و «منورالدوله»؛ مادرانی متکی به قدرتِ برآمده از حاکمیت سیاسی، که هر کدام خود حاکمِ یک خانه و خانواده است. نوباوگانِ «صاحب خط»ِ فرنگدیدهی دیروز و حاکمانِ در سایهی امروز که به رغم تفاوتهای خُلقی و شخصیتیشان، در یک نقش مشترک و مشابهاند: حفظ ستونهای نهادِ خانواده و راهبریاش در راههای از پیشتعیینشده. مادرانِ دیگر در سایهی این دو زن است که به تدریج پدیدار میشوند...
✂️ برشی از متن رمان
«حالا آخوند داروغگی میکند! عوض کلاه پاپاخی شیر و خورشیددار، یک لگن عمامه! عوض سبیل چخماقی، دو قبضه ریش! عوض قبای قرمز، عبای سیاه! عوض خنجر کمری، شال سبز! تفو بر این چرخ گردون، واقعاً تفو! …»
🌐 مطالعۀ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۲۷ دقیقه
🔖 ۵۴۵۳ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @baruwiki
Telegraph
رُمان به مثابه انتقام از تاریخ و بازسازیِ زندگی
— نگاهی به چهارپارهی «مادران و دختران»[۱] مازیار اخوت چهارپارهی مادران و دختران را اولبار سال ۹۱ خواندم که حکایتِ جداگانهایست پیدا کردن و خریدِ آن در زیرزمینی از فراوان زیرزمینهای این مرز و بومِ ترسان و پنهانکار. در حاشیههای کتاب چیزهایی نوشتم که…
نقدآگین
📘خردمند؟ — نقدی بر کتاب sapiens ✍🏻 دکتر #شروین_وکیلی پیشگفتار (۱/۲) 🍂 کتاب «خردمند» (Sapiens) که در ایران با نام «انسان خردمند» ترجمه شده، نوشتاری است به قلم یووال نوح حراری که نخست به زبان عبری نوشته شد و توجه چندانی جلب نکرد. تا آن که در سال ۱۳۸۳ (۲۰۰۴.م)…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📙در حضر؛ داستان انقلاب بهروایت #مهشید_امیرشاهی
✍🏻 #اسد_سیف
🌐 مطالعۀ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
🔖 ۱۹۷۰ واژه
#نقد_کتاب #خیالپرسه #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #اسد_سیف
🌐 مطالعۀ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
🔖 ۱۹۷۰ واژه
#نقد_کتاب #خیالپرسه #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin