نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.14K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
نقدآگین
📘ملاحظاتی پیرامون سانحه بالگرد رئیس جمهور ✍🏻 #یدالله_کریمی‌پور 🍂 البته مشابه سانحه بالگرد دیروز برای رئیس جمهور، دوبار دیگر برای رئیسان جمهور پیشین، یعنی احمدی‌نژاد و بنی‌صدر نیز رخ داده‌بود، ولی با اندکی دقت چند نکته پیرامون سانحۀ بزرگ اخیر دیده می‌شود.…
📘حادثه یا ترور؟ (۲)

✍🏻 #ت_سفید

🍂 شواهد و خبرها حاکی از آن‌اند که بطور همزمان، ۳ هلیکوپتر به سمت مقصد پرواز کردند که رئیسی در یکی از آنها بود. این ۳ هلیکوپتر با توجه به بُعد فاصله، تاخیر زمانی با هم نداشته‌اند و از نظر مکانی از هم دور نبوده‌اند؛ بنابراین چند سناریو می‌توان برای سقوط هلیکوپتر رئیس جمهور متصور بود که البته هر کدام احتمال وقوعی دارند.

۱- «مشکلات فنی» هلی‌کوپتر

این سناریو خود دارای ۲ شکل است. یا نقص فنی، سهوی بوده و یا عمدی. در هر حال، به مجرد ایجاد اشکال، خلبانان دو هلی‌کوپتر دیگر باید متوجه می‌شدند؛ مگر اینکه قبل از خبردار شدن آنها، ارتباط بطور کامل قطع شده‌باشد. در ارتفاعی که هلی‌کوپترها بوده‌اند، بعید است قطع ارتباط ناشی از «عوارض جغرافیایی» بوده‌باشد.

۲- سقوط ناشی از «برخورد با عوارض جغرافیایی»


🍂 در چنین حالتی، به‌نظر سامانۀ ناوبری هلی‌کوپتر باید دچار مشکل شده‌باشد. سرعت هلی‌کوپتر به‌گونه‌ای نیست که در صورت اشکال در سامانۀ ناوبری، خلبان نتواند کنترل را از دست بدهد؛ بویژه اینکه برخورد ناگهانی صورت گیرد و خلبان نتواند خلبانان دیگر را در جریان بگذارد.

۳- برخورد با اشیاء بیرونی (اشیائی مانند پرندگان و یا پرتابه‌هایی مانند موشک‌های نقطه‌زن)

🍂 در سال ۱۳۷۳ یه هواپیمای شرکت آسمان از اصفهان به سمت تهران پرواز داشت. بعد از پرواز، درست در لحظۀ اوج گرفتن، کل بدنۀ هواپیما به گوی آتشینی تبدیل شد و هواپیما سقوط کرد. کلیۀ سرنشینان کشته شدند.

🍂 نظر کارشناسان این بود که سوخت از مسیر مخزن تا موتورها، نشت کرده‌بود و بخارات آن در کل بدنۀ هواپیما منتشر شده‌بود. «دستکاری یا مشکل» در مسیر سوخت‌رسانی هلی‌کوپتر، می‌تواند نتیجۀ مشابهی داشته‌باشد.

🍂 اگر رئیسی با این هلیکوپتر پرواز قبلی داشته، می‌توان گفت حادثه عمدی بوده، ولی اگر پرواز قبلی نداشته، تمایز بین عمدی یا سهوی بودن حادثه بسیار مشکل است.

🍂 برخورد هلی‌کوپتر با «عوارض جغرافیایی» بعید است و احتمال آن حدود ۳۳ درصد است؛ زیرا دو هلی‌کوپتر دیگر بدون هیچ مشکلی از منطقه عبور کرده‌اند؛ حتی از جانب خلبان هلی‌کوپتر سقوط کرده، درخواست کمک، گزارش مشکل و ...اظهار نشده‌است. اگر «سامانۀ ناوبری» خراب بوده، باید مشکلات قبل‌تر بروز می‌کردند و خلبان با توجه به حساسیت (همراه داشتن رئیس جمهور)، تدبیری اتخاذ و پیامی می‌داد! اگر ارتباطی هم خراب بوده، با توجه با سامانۀ ماهواره‌ای رئیس جمهور، ارتباط می‌توانست برقرار شود.

🍂 در منطقه، پرندگانی که بتوانند با بلید هلی‌کوپتر برخورد کنند، گزارش نشده و البته پرنده باید «خیلی بزرگ» باشد که بتواند بر عملکرد هلی‌کوپتر اثرگذار باشد، اما برخورد «موشک هدایت شونده» با «سیستم ماهواره‌ای و هدایتگرهای زمینی» می‌تواند محتمل باشد.

🍂 از سناریوهای فوق اینطور برداشت می‌گردد که سقوط هلی‌کوپتر رئیس جمهور، «عمدی» بوده‌است، یا این هلی‌کوپتر از داخل «دستکاری» شده، برای نمونه «سامانۀ سوخت‌رسانی» آن، «روتور بالانس آن» (روتور کوچک روی دم)، «بمب‌گذاری با تایمر» یا با «سیگنال بیرونی» و...، و یا بر اساس برنامۀ قبلی، از بیرون هدف قرار گرفته‌است. اینطور استنباط می‌کنم که هلی‌کوپتر رئیسی، از بیرون مورد هدف قرار گرفته‌است؛ درست مانند تاسیسات موشکی پیرامون تهران (ملارد در سال ۱۳۹۰) که بالغ بر ۲۷ نفر و بلکه ۴۰ نفر کشته شدند.


🗄پست مرتبط

📕حادثه یا ترور؟ (۱)
📕ملاحظاتی پیرامون سانحه بالگرد رئیس جمهور

#حکومت_اسلامی


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘جنایات و مکافات؛ پله‌پله تا ملاقاتِ سقوط

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد.
هم رونق زمان شما نیز بگذرد.

🍂 زمانی نمی‌بُرد. نیم ساعتِ دیگر می‌رسیدند مقصد. همه‌ چیز داشت طبق برنامه پیش می‌رفت. هلیکوپترها به پرواز درآمده بودند. از آن بالا، شاید مقصد هم از آن دور دورها پیش چشم‌شان هویدا شده بود. او هم از آن بالا، شاید در اوج رؤیاهای خود سیر می‌کرد. اندک‌اندک اسم‌ورسم‌اش تیترِ رسانه‌های یکِ دنیا شده بود. دیری بود که از آن چهره‌ی ناشناس و در سایه به درآمده بود. یک‌به‌یک کُرسی‌های ریاست‌ها را طی کرده بود و حالا خود را در چند قدمی جلوس در منصب مقام اول مملکت می‌دید. فردا هم اگر اتفاقی نمی‌افتاد بر صدرِ بی‌رقیب مجلس خبرگان رهبری می‌نشست. ابرهای زیرپای‌اش داشت او را در حال‌وهوای این رؤیا غرق می‌کرد. هرچه آبادی و شهر و دیار بود؛ زیر پای‌اش به نقاطی کوچک و حقیر دیده می‌شدند. عینِ صداهای مخالفی که دست‌شان همیشه ازش کوتاه مانده بود. مثل مقامات اسم‌ورسم‌داری که خیلی وقت بود که از عرصه‌ی سیاست کنارشان گذاشته و میدان به امان او سپرده شده بود. او اوج گرفته بود و ابرهای پیرامونش داشت این رؤیای او را تقویت می‌کرد.

🍂 این تصور هم‌چنان در ذهنش خلجان داشت که هلیکوپترشان در ابری غلیظ فرو رفته بود. از دو هلیکوپتر کناری خبری نبود. تا دور دست‌ها هم مه سنگینی در آسمان داشت جولان می‌داد. هیچ اثری از آبادی‌ایی در آن پایین پیدا نبود. آن تصویر بکر و رؤیایی پیشین محو شده بود. به چشم‌برهم‌زدنی تصویرِ اوجِ علین از دسترس خارج شده بود. هلیکوپتر در امواجی از مه و باد، بالا و پایین می‌رفت. تکان‌های شدید هلیکوپتر، تصور قَدَرقُدرتی‌اش را داشت از ذهن‌اش پاک می‌کرد. ترس و وحشت، جای همه‌ی خواب و خیال‌های دور و نزدیک را گرفته بود. آن قرار و آرامش به فنا رفته بود و او هم به تلاطم افتاده بود. آشوبی در دلش افتاده بود. چشم، چشم را نمی‌دید.

🍂 آن اطمینان‌خاطرِ مرسومش داشت از ذهن و ضمیرش رخت برمی‌بست. انگاری به‌آنی از اوج حس قدرت، به تهِ فلاکت افتاده بود. چیزی داشت به سرعتِ تمام، تصویر و تصورش را به‌ش تحمیل می‌کرد. هاله‌ای از ترس و عجز و ناتوانی. به یکباره آن تصور مداومت قرارومدار قدرت، به هم ریخته بود. مرگ بود که داشت او را به تله می‌انداخت؟ استیلای قدرتی دیگر بود که داشت حکم‌رانی‌اش را به او دیکته می‌کرد؟ فرمان به چه کسی می‌توانست بدهد تا این نیروی مخوف را به زندان بکشاند؟ محافظانش کجا بودند که آن فضای امن و آرام همیشگی را برایش مهیا کنند؟ نفس‌اش بند آمده بود. به تِته‌پته افتاده بود. کلمات در دهانش به اصواتی گنگ و مبهم بدل شده بودند.

🍂 هلیکوپتر که داشت به‌سرعت تا ته دره سقوط می‌کرد؛ تصاویر گذشته یک‌به‌یک پیش چشمانش زنده می‌شدند. انگاری این صدای منتظری بود که داشت در گوش‌هایش رخنه می‌کرد: «نام‌تان در آینده و در تاریخ جزو جنایتکاران نوشته خواهد شد». هرچه القاب و عناوینِ "سید محرومان و حزب‌الهی و مؤمن" در هیمنه‌ی سهمناک این ندای منتظری، داشت از خاطرش زدوده می‌شد. تک‌تک حکم‌های اعدامی که در هیأت مرگ برای زندانیان بُریده‌بود؛ جلوی چشمانش پدیدار می‌شد. ارقام و آمار محرمانه‌ی کشته‌شدگان دهه‌ی شصت، حوادث خونین هشتادوهشت، دی‌ماه نودوشش، آبان نودوهشت و ضجه و ناله‌های خانواده‌های جان‌باختگان پرواز اکراین؛ هم‌چون شاهد و سندی غیرقابل‌انکار، بر سرش مانند پتکی سهمگین فرود می‌آمد. فریاد نوید افکاری بود که به خشم و غضبی برافروخته، او را در ترس و وحشتی عجیب فرو می‌بُرد: «دنبال گردنی برای طناب دارشان می‌گردند». گویی فشار این نهیب، راه نفس از گلویش را بسته بود. چشمان نگران مادران دادخواه، چون نیزه‌ای بر تن و جانش فرود می‌آمد. او انگاری در حلقه‌ای از این زنان عاصی گرفتار شده بود. هرکدام قاب عکس عزیزانِ در خون نشسته‌ی خود را، بر سرش آوار می‌کردند. 

🌐 مطالعۀ ادامۀ متن
زمان مطالعه: ۴ دقیقه
🔖 ۶۶۳ واژه


#خیالپرسه #حکومت_اسلامی


🌾 @Naqdagin
📘روزگار دوزخی با فرزندان بهشتی

✍🏻
#رضا_نساجی

🍂 ۶۰ سال پس از تأسیس مدرسۀ عالی حقوق (که پانزده سال بعد، با تأسیس دانشگاه تهران، به دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی بدل شد) و ۵۲ سال پس از اصلاحات بنیادین علی‌اکبر داور در نظام دادگستری ایران، ارادۀ آخوندها برای دگرگونی نظام قضایی و بازگشت به احکام شرعی برآمده از فقه شیعه، به‌جای قوانین کمابیش سکولار برگرفته از حقوق مدرن، تمام این تلاش‌ها را بر باد داد؛ فرایندی که با لغو «قانون حمایت از خانواده» (حداقل سن ازدواج، حقوق طلاق، حضانت فرزندان و...) آغاز شد و با تصویب «قانون مجازات اسلامی« (و از جمله حکم قصاص که مخالفت جبهۀ ملی ایران با آن به صدور حکم ارتداد ایشان انجامید) به اوج رسید.

🍂 تزریق فله‌ای طلاب بی‌سواد به دستگاه قضایی به‌عنوان «حاکم شرع» و «دادستان» و حذف فرایند دادرسی منصفانه شامل حق انتخاب وکیل برای متهم و حضور وکیل در دادگاه، بخشی از این فرایند فضاحت‌بار بود، اما اگر بدانیم که این جنایت تاریخی را آخوندی مرتکب شده که افزون بر تحصیل و تدریس در دانشگاه، و تسلط به انگلیسی و آلمانی، طی سال‌ها زندگی در اروپا، با نهادهای مدرن آشنایی داشته، ماجرا متفاوت می‌شود؛

🔻کسی که طلاب تندرو و بیسواد مدرسۀ حقانی (که خودش جزو بنیانگذاران آن بود) را به مناصب قضایی گماشت (کسانی که در سال‌های بعد خطرناکترین مقامات قضایی و امنیتی شدند)؛

🔻کسی که همان‌زمان در مقابل انتقادها از گماشتن کسانی چون طلبۀ هفده‌ساله با مدرک ششم ابتدایی و معدل نازل، به کار قضاوت، از اقدام خودش چنین دفاع کرد:
«نظر شخصی من این است و در حوزۀ مسئولیت‌هایِ مختلف خودم دارم [به آن] عمل می‌کنم که افراد باایمانِ بااستعدادِ لایق را که هنوز تجربه و کاردانی و کارایی و مهارتِ کافی ندارند سر کارها قرار می‌دهیم و حاضریم تاوان و خسارتِ ندانم‌کاری‌های آنان را بدهیم تا در جریان عمل ساخته شوند و مدیرانِ باایمانِ مسلمانِ جمهوری اسلامی به وجود بیایند که آن‌قدر نگویند مدیر نداریم. در قوۀ قضاییه تجربه کردم، چندتا از اینها را آوردم آنجا کار می‌کنند تا بخواهید بااخلاص، گاهی هم ندانم‌کاری می‌کنند. آقایانِ صاحب‌منصب قضایی غُر می‌زنند که این جوان‌ها چیزی سرشان نمی‌شود، به آنها عرض می‌کنم کمی بسازید، ماهر می‌شوند!».

🍂 شاید هنوز عده‌ای قصد قدیس‌سازی از «بهشتی‌ها و مطهری‌ها» را در مقابل «مصباح‌ها و رئیسی‌ها» داشته باشند، یا بخواهند تیپ آخوند دانشگاهی را مقابل آخوند شش‌کلاسه، و تئوریسین آزاداندیش(!) را مقابل تئوریسین دگم‌اندیش(!) داشته باشند، اما این قبیل مقایسه‌ها، دیگر ره به‌جایی نمی‌برد؛ چرا که روی کار آمدن مصباح‌ها و رئیسی‌ها، نه حاصل حذف مطهری‌ها و بهشتی‌ها از انقلاب، که حاصل زمان کوتاه حضور مطهری‌ها و بهشتی‌ها در نظام سیاسی پس از انقلاب و زمان طولانی تدریس آنها در دانشگاه و حوزه‌های پیش از انقلاب است. کلید فهم ماجرا همین بازنگری در علیت وارونه است.


#حکومت_اسلامی


🌾 @Naqdagin | @RezaNassaji
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‏"به نظر من بزرگترین جنایت که به جمهوری اسلامی شده و در تاریخ ما را محکوم می‌کنند، به دست شما انجام شده و شما را در آینده جزو جنایتکاران تاریخ می‌نویسند"

(حسینعلی منتظری، جلسه با کمیته‌ی مرگ، تابستان۶۷)

🔺میان صدای خنده‌ها، صدای ابراهیم رییسی هم شنیده می‌شود.


#حکومت_اسلامی #مستند


🌾@Naqdagin
📘پایان قرآن و فروریختن آیت‌اللهِ باوجدان

✍🏻 #اریک

۱- حدودن شش سال پیش، پورمحمدی در رسانۀ رسمی چنین واکنشی به انتشار نوار صوتی هیئت مرگ نشون داد. در همون جلسه‌ای که خودش اصرار می‌کرد بذارید ۲۰۰ تا دیگه رو اعدام کنیم!.. میگه منتظری خیر و صلاح خودش رو هم نمی‌فهمید، وگرنه بمون گیر نمی‌داد که بعدن به خاطرش عزل بشه!

🍂 یعنی خیر و صلاح این بود که سکوت کنه و جنایت رو نادیده بگیره و بعد خودش به مقام رهبری برسه! یعنی خدمت به نظام، چه در مقام رهبر، چه در مقام دادستان و قاضی، خیر ماست، نه حساسیت به اخلاقیات! اگه به قتل حساس باشی، اما فرصت خدمت به حکومت اسلامی رو از دست بدی، چه فایده داره؟ ما مگه مسلمان شیعه نیستیم؟ خب اخلاقیات ما رو باید امام‌مون تعیین کنه، و امام‌مون میگه این قتل‌ها گناه نیست؛ ثواب هم داره!

۲- در ملاقات منتظری با هیئت مرگ، حتی یک کلمه درباره حقوق بشر از دهان ایشون خارج نمیشه. پاسخگویی به خانواده و قضاوت تاریخ رو چندبار تکرار می‌کنه؛ اما حقوق بشر حتی به ذهنش هم نمیاد. برای آدم‌کش‌ها، اون دو مورد قابل حل بود. پاسخگویی به خانواده‌ها رو یک چالش تکنیکی می‌دیدند. یعنی شما نگران آه و ناله خانواده‌ها هستید؟! می‌دیم بچه‌های امنیتی ساکت‌شون کنند! در مورد قضاوت تاریخ هم پاسخ این بود که ما مکلف به وظیفۀ ایمانی و شرعی هستیم، نه مکلف به تاریخ.

🍂 منتظری یک آخوند تیپیکال شیعه بود که در پروسۀ انقلاب، همه‌چیزش سوخت و یک‌تکه از وجدانش باقی موند. آدمی نبود که بتونه درک کنه چرا نمی‌تونم جلوی این بچه‌طلبه‌های وحشی رو بگیرم؟ عمرش رو در حوزه گذرونده بود، اما درک نکرده‌بود مکانیزم تربیتی حوزه، دقیقا چیزیه که میتونه این طلبه‌های وحشی رو بسازه. برای همین، ساده‌دلانه، براشون از «ترحم علی» نسبت به اسرا در جنگ‌ جمل مثال می‌زنه؛ چیزی که خودشون از بر بودند. مسئله اینه که اون‌ها هم می‌تونستند مثال‌هایی بزنند از همون صدر اسلام، که خبری از ترحم نبوده. و منتظری خیلی دیر فهمید این شناوری در برداشت، که در حوزه به رسمیت شناخته می‌شد، می‌تونه چقدر خطرناک باشه وقتی به عرصه سیاسی نشت پیدا می‌کنه.

🍂 در حوزه دو تا مجتهد می‌تونستند درباره هرچیزی، مثل تفاوت‌های رفتار سیاسی علی و امام صادق اختلاف نظر صد و هشتاد درجه‌ای داشته باشند، اما بعد از بحث می‌رفتن خونه و می‌خوابیدند؛ چون فقط بحث نظری بود، اما وقتی قرار باشه قدرت و نحوۀ اعمالش بر اساس نظر یکی ازون دو مجتهد تنظیم بشه، اوضاع خیلی فرق می‌کنه؛ دیگه نمیشه حرف مخالف رو زد و رفت گرفت خوابید.

۳- وقتی شجاعت این رو نداری بپذیری که غرب، در علوم انسانی از ما خیلی جلوتره، زحمت اینکه از پیله دربیای رو به خودت نمی‌دی. اروپایی‌ها خیلی زودتر از ما فهمیده بودند که با همون انجیلی که آدم رو مجاب می‌کنه کنار بیماران جذامی بخوابه، میشه آدم‌ها رو زنده زنده هم سوزاند! و خیلی زودتر از ما فهمیده‌بودند که بین کسانی که از انجیل، خوابیدن کنار جذامی‌ها رو فهمیدند، و کسانی که زنده‌سوزی رو فهمیدند، همیشه دومی برنده خواهد بود؛ چون با مقتضیات خشونت‌طلبانه قدرت، هماهنگی داره.

🍂 پس برای نجات انسان، تو زمین انجیل نباید بازی کرد. باید ساختار فکری و فلسفی جدیدی ساخت که مافوق خدا و همۀ کتاب‌های قطورش قرار بگیره؛ که دیگه مهم نباشه محمد چهارده قرن پیش با فلان اسیر چه کرد، و با بهمان اسیر چه نکرد؛ چون برای انسان امروز، جایگاه و حقی تعریف شده که «سیرۀ نبوی» نمی‌تونه هیچ خللی بش وارد کنه. انسان رو به خاطر عقیده‌ش نباید کشت؛ چون هیچ‌کس در جایگاهی نیست که حق حیات رو به این دلیل ازش بگیره؛ مهم نیست پیامبر اگر زنده بود چه تصمیمی درباره‌ش می‌گرفت.

🍂 منتظری وقتی فهمید تو بازی در زمین قرآن، باخت حتمیه، که دیگه خیلی دیر شده‌بود. و این توانایی رو نداشت که در سال‌های پایانی عمرش، از تنها دارایی باقی‌مونده‌ش، که همون وجدانش بود، نیرویی بسازه برای ایجاد یک تحول فکری، و تسلیم در برابر عظمت اندیشۀ غربی. منتظری وقتی با چشم خودش دید که دیگه با خود قرآن هم نمیشه انسان رو نجات داد، فرو ریخت.

🍂 اون فروریزی شخصی ایشون رو کل جامعه مذهبی ایران باید تجربه کنه‌. همه با پوست ‌و‌ گوشت و استخوان باید بچشند طعم باختن در زمین قرآن رو، و سپس در حصر قرار بگیرند و در همون حصر از دنیا برن.


#حکومت_اسلامی #آخوندیسم #نقد_ادیان



🌾@Naqdagin
📅 یکم خرداد
— رام: روزشمار ایرانی معنادار

🗓 در ایران‌زمین این روز با جنگ گرانیک مصادف است. این جنگ #در_چنین_روزی به سال ۳۳۴ پیش از میلاد، میان داریوش سوم شاهنشاه هخامنشی و اسکندر مقدونی درگرفت و به شکست نیروهای ایرانی انجامید.

🗓 نزدیک به ۱۵۰۰ سال بعد، در همین روز به سال ۵۵۵ خورشیدی، فداییان اسماعیلی، صلاح‌الدین ایوبی را در نزدیکی حلب ترور کردند، اما او جان سالم به در برد.

📅 مناسبت‌های جهانی و برخی حوادث

🗓 ۲۱ مه روز جهانی مدیتیشن
🗓 روز جهانی تنوع‌ فرهنگی برای گفتگو و توسعه
🗓 روز جهانی چای

🗓 در سال ۱۳۹ ستاره‌ی هالی در آسمان نمایان شد و مایه‌ی هراس مردم خرافاتی شد. در ۷۴۹ خرافات مشابهی فاجعه آفرید و مردم بروکسل به دنبال شایعه‌ای که می‌گفت یک یهودی در مراسمی جادویی به آثار مقدس مسیحی اهانت و خدشه وارد کرده، حدود بیست تن از مهتران یهودیان شهرشان را کشتار کردند و بازماندگان را از شهر بیرون راندند. بعد از آن هم تا پایان جنگ جهانی دوم سالگرد آن را همچون مراسمی دینی جشن می‌گرفتند. در جریان اشغال بلژیک توسط نازی‌ها، در جریان این مراسم، یهودیان مورد غارت و آزار قرار می‌گرفتند.

📅 زادگان

🗓 ۲۱مه ۴۲۷ پیش از میلاد، افلاطون ، یکی از فیلسوفان بزرگ یونان و آتن در عصر کلاسیک یونان متولد شد. نام واقعی او آریستوکلِس بود و به دلیل هیکل تنومندش به او لقب افلاطون را دادند. او را بزرگ‍ترین فیلسوف تاریخ می‌دانند. او در کنار استادش سقراط و شاگردش، ارسطو، یکی از سه فیلسوف بزرگ یونان باستان است. مهم‌ترین کتابی که از افلاطون به جای مانده رسالهٔ جمهور است.

🗓 شهر «هرکولانیوم» در نزدیکی شهر باستانی «پمپئی» در جنوب ایتالیا قرار دارد. این شهر نیز در پی فوران کوه وزوویوس در سال ۷۹ پس از میلاد نابود شد. در این شهر کتابخانه بزرگی مملو از پاپیروس کشف شده که برای هزاران سال زیر خاکستر باقی مانده بود. پاپیروسی که حاوی اطلاعاتی درباره زندگی و مرگ افلاطون است، مانند بسیاری از طومارهای دیگر به دست آمده از این شهر تاریخی وضعیت خوبی دارد؛ با این وجود تا حد زیادی سیاه شده و عملاً قابل خواندن نیست.

🗓 در این پاپیروس، بخشی از تاریخ آکادمی فیلودموس گادارا (فیلسوف و شاعر اپیکوریست) حکایت شده‌است. فیلودموس گادارا، یک فیلسوف اپیکوری بود که از حدود ۱۱۰ تا ۴۰ قبل از میلاد زندگی می‌کرد و مدتی نیز در شهر هرکولانیوم اقامت داشت.

🗓 در بخشی از این پاپیروس که به تاریخ آکادمی فیلودموس اختصاص یافته، اطلاعات دقیقی درباره زندگی افلاطون ثبت شده است و دانشمندان موفق شدند به کمک فناوری‌هایی از جمله تصویربرداری نوری مادون قرمز و فرابنفش، تصویربرداری مولکولی و عنصری، تصویربرداری حرارتی و میکروسکوپ دیجیتال، بیش از ۱۰۰۰ کلمه از این متون را تشخیص دهند که معادل ۳۰ درصد از متن کامل است.

🗓 سه دانشجو با استفاده از هوش مصنوعی از طومار باستانی «هرکولانیوم» رمزگشایی کردند. گرازیانو رانوکیا، هماهنگ‌کننده این پروژه، در بیانیه‌ای به توضیح این دستاورد پرداخت و نوشت که محتوای تازه رمزگشایی شده «حقایق جدید و ملموسی را درباره فیلسوفان مکاتب مختلف» ارائه می‌دهد.

🗓 کیلیان فلیشر که مسئول ویرایش این پاپیروس است نیز گفت: «خوانش‌های جدید، حقایق جدید و ملموسی از آکادمی افلاطون، ادبیات هلنیستی، فیلودموس گادارا و بطور کلی تاریخ باستان ارائه می‌دهد». دانمشندان پیش از این می‌دانستند که افلاطون در محوطه آکادمی که توسط سولا، دیکتاتور روم در سال ۸۶ قبل از میلاد ویران شد، به خاک سپرده شده است. با این حال، پس از تجزیه و تحلیل این طومار باستانی، محققان اکنون محل دقیق آرامگاه این فیلسوف مشهور را کشف کرده‌اند که در یک باغ خصوصی در نزدیکی معبدی اختصاص داده شده به «موزها» معروف به Museion است.

🗓 دیگر اطلاعات کشف شده از این سند سوخته نیز نشان می‌دهد که افلاطون احتمالاً در پی حمله اسپارت‌ها در سال ۴۰۴ قبل از میلاد یا پس از مرگ سقراط در سال ۳۹۹ قبل از میلاد، به عنوان برده در جزیره اگینا فروخته شده‌است. این کشف جدید، باورهای پیشین درباره افلاطون را که می‌گفت بردگی او از سال ۳۸۷ قبل از میلاد در جزیره سیسیل آغاز شده، به چالش می‌کشد.

🗓 در قسمتی دیگر از این پاپیروس، درباره انزجار افلاطون نسبت به توانایی‌های موسیقایی یک نوازنده بربر اهل تراکیه (تراس) نوشته شده‌است. تراکیه یا تراس، سرزمینی تاریخی در جنوب شرقی اروپا بود که امروزه بخش‌هایی از آن میان کشورهای بلغارستان، ترکیه و یونان تقسیم شده‌ است.

🗓 افلاطون که به‌خاطر تئوری «دنیای مُثُل» مشهور است، در سال ۳۴۸ قبل از میلاد در آتن درگذشت. او در این نظریه بیان می‌کند دنیای فیزیکی که ما تجربه می‌کنیم، جز سایه‌ای از واقعیت نیست.

🌐 مطالعۀ ادامۀ «رام» امروز


🌾 @Naqdagin | رام
🍂 سلمان رشدی نویسنده سرشناس بریتانیایی-آمریکایی هندی‌تبار در گفتگو با روزنامه بیلت آلمان با اشاره به اعتراضات گسترده دانشجویان حامی فلسطین در دانشگاه‌های آمریکا، درخواست کرد که برخی از اعتراضات حماس را خطاب قرار دهند.

🔻سلمان رشدی در این گفتگو با اشاره به تلفات پر شمار غیرنظامیان در غزه گفت:
«در حال حاضر، به دلیل جان‌باختن گسترده انسان‌های بی‌گناه در غزه، باید نسبت به آن‌چه در این باریکه اتفاق می‌افتد نگران بود. من فقط می‌خواهم برخی از این اعتراضات حماس را خطاب قرار دهند، زیرا همه‌چیز از آن‌جا شروع شد».


🔻آقای رشدی افزود:
«حماس یک سازمان تروریستی است. این که دانشجویان جوان و پیشرو از یک گروه تروریستی فاشیست حمایت می‌کنند، واقعا جای تعجب دارد. آن‌ها سنگ آزادی فلسطین را به سینه می‌زنند و من بیشتر عمرم، یعنی از حدود ۱۹۸۰ به بعد، هوادار تشکیل یک کشور فلسطینی بودم».


🔻نویسنده «بچه‌های نیمه‌شب» و «آیات شیطانی» گفت:
«اگر همین الان یک کشور فلسطینی وجود داشت، توسط حماس اداره می‌شد و همین موضوع آن را مشابه کشوری زیر سلطه طالبان می‌‌ساخت و این کشور همچنین تحت حمایت جمهوری اسلامی ایران بود. این چیزی است که جنبش‌های پیشروی چپ غربی می‌خواهند به وجود آورند؟ آن‌ها می‌خواهند حکومت طالبانی، حکومت دیگری شبیه حکومت آیت‌الله‌ها در خاورمیانه درست در کنار اسرائیل به وجود آورند؟».


🔻سلمان رشدی در آخر گفت:
«بنابر این من فکر می‌کنم تفکر عمیقی [پشت این اعتراضات] نیست. آن‌ها واکنشی احساسی به مرگ‌ها در غزه‌ هستند و این کاملا درست است. اما وقتی این اعتراضات به سوی یهودستیزی لغزش پیدا می‌کند و گاهی نیز به حمایت واقعی از حماس منجر می‌شود، آن‌جا است که بسیار مشکل‌ساز می‌شوند».



🗄پست‌ مرتبط
📕جنبش دانشجویی آمریکا یا یک کالای ایدئولوژیک؟

#ترجمه #نقد_چپ


🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 حسن صباح و حشاشین (۲) (+)

🗓 #در_چنین_روزی به سال ۵۵۵ خورشیدی، فداییان اسماعیلی، صلاح‌الدین ایوبی را در نزدیکی حلب ترور کردند، اما او جان سالم به در برد.

▬▬
00:00 حسن صباح رو چرا باید شناخت
00:49 کودکی حسن صباح
03:17 حسن صباح در مصر
04:00 بازگشت از مصر به ایران
05:41 حمایت از زو پادکست
06:10 قلعۀ الموت و تسخیر آن به دست حسن صباح
08:36 قهستان در تسخیر اسماعیلیان و حسن صباح
11:37 اختلاف بر سر جانشینی المستنصر در خلافت فاطمی
13:57 حشاشین چه کسانی بودن؟
16:59 سلسله‌مراتب فرقۀ نزاری اسماعیلیان
18:22 سیاست‌ها و انگیزه‌های حسن صباح
20:30 دلایل به قدرت رسیدن اسماعیلیان و حسن صباح
22:04 دورالستر و نایب امام شدن حسن صباح

#آینه_تاریخ #ایران #نقد_شیعه


🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 حسن صباح و حشاشین (۱)

🍂 پیدایش فرقه‌ها در شیعه، به دلایل مختلفی اتفاق می‌افته؛ بعد از درگذشت امامِ هر عصر، بعضی از پیروان اون ها، شهادت یا درگذشت امام رو رد می‌کنن و می‌گن امام غایب شده. فرقه‌های مثل باقریه، ناووسیه و واقفیه که به ترتیب، امامان شیعه محمد باقر، جعفر صادق و موسای کاظم رو آخرین امام و مهدی موعود می‌دونن. بعضی از شیعیان، پسر یا پسران ارشد امام عصر رو جانشین امام در نظر می‌گیرن، که در نتیجۀ اون، فرقه‌هایی مثل اسماعیلیه و فَطَحیه تشکیل می‌شن که به ترتیب اسماعیل و عبدالله ، دو پسر بزرگ جعفر صادقُ جانشین امام لحاظ می‌کنن؛ این دو تا برادرای ناتنی موسای کاظم هستن. در بعضی موارد هم برخلاف نَصِّ امام، جانشین تعیین‌شده رو به‌خاطر صغارت یا کم سن و سال بودن، قبول نمی‌کنن؛ مثل فرقۀ احمدیه که به‌جای محمد تقی، عموش، احمد بن علی یا همون شاهچراغ رو به عنوان جانشین علی ابن موسی الرضا می‌دونن.
▬▬
00:00 ماجرای حسن صباح چیه؟
02:16 پیدایش فرقه اسماعیلیه
07:52 محمد ابن اسماعیل کی بود؟
10:29 پیدایش فرقه قرمطیه
11:34 مرور کوتاه
12:13 دورۀ اختفا و ائمۀ المَستورین
20:20 تاسیس خلافت فاطمی


#نقد_شیعه


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘دلایل بچه‌باز بودن ملاصدرا و ضرورت بسطِ فرهنگِ نقد

✍🏻 #علیرضاموثق


#نقد_فرهنگ #نقد_کتاب #آخوندیسم



🌾 @Naqdagin
📘دلایل بچه‌باز بودن ملاصدرا و ضرورتِ بسطِ فرهنگِ نقد

✍🏻 #علیرضاموثق

🍂 امروز وفقِ تقویم جمهوری اسلامی، روز بزرگداشت ملاصدرا است. یکی از عادت‌های فرهنگی ضدتوسعۀ ما که باید از آن فاصله بگیریم تا به ملل توسعه‌یافته نزدیک شویم، سنت مداحی از شخصیت‌ها و امام‌‌تراشی و گریز و پرهیز از شنیدن نقد است. با چسبیدن به مدح و تجلیل‌های یک‌سویه و وارد دیالوگِ انتقادی نشدن، فقط در همان انحطاطی که بوده‌ایم درجا نمی‌زنیم، بلکه در لجن‌زار، فروتر می‌رویم. برای مثال، سید ابراهیم رئیسی اگر بطورِ ولو غریزی، به این حسّ نیاز می‌رسید که کنار «نهار خوردنِ» روزانه‌اش، به خواندنِ نقدهای مخالفانش و تامل در آن‌ها بپردازد، احتمال اینکه گرفتار چنین فرجامی شود، بسی کمتر بود؛ چون اولا، به این حد از عقلانیت می‌رسید که زمینۀ رفع تحریم‌های مربوط به حمل‌و‌نقل را فراهم کند؛ ثانیا، یک هلیکوپتر آمریکایی فسیلِ زمان شاه را سوار نشود و حداقل از چین، بروزترین ناوگان هوایی را وارد کند؛ ثالثا، به هشدار هواشناسی توجه کند و چشم‌و‌گوش‌بسته از اطرافیانش تبعیت نکند. فی‌الواقع، آسیبِ فقدان فرهنگ نقد و عدم حس نیاز به آن را فقط مردم دور از مراکز قدرت نمی‌خورند؛ زندگی در جامعۀ مدرن، لوازم و اصولی دارد که اگر بدان‌ها توجه نکنیم، در هر جایگاهی که باشیم، ضرباتش را می‌خوریم.

🍂 ابتدا بر این نکته تأکید کنم که ملاصدرا اگر بچه‌باز نبود، حداقل ایراد و انتقاد وارده این است که با سخنان نادقیق و نامنقح، زمینه‌ را برای سوءاستفادهٔ مریدان بچه‌بازش مهیا کرده‌است تا به کام خود برسند. ضمن اینکه بخاطر آسیب به کودکان و نوجوانان، نقد من به بچه‌باز بودن است و نه هم‌جنس‌گرایی بین دو انسان رشید.

🍂 عنوان فصل در کتاب اسفار:
عشق‌بازی مردان با پسرکان خوشگل
... و ما احدى را نیافته‏‌ایم از آنانى که داراى قلب لطیف و طبع ظریف و ذهن صاف و نفس مهربان باشد، در اوقات عمر خود از این محبت خالى به سر برده باشد.
... و نیز می‌بینیم سائر نفوس سخت و قلب‌هاى سنگ و طبائع خشک از کوردها و اعراب و ترک و فرنگ از این محبت خالی‌اند، و فقط بیشتر آنان به محبت مردان نسبت به زنان و زنان نسبت به مردان به خاطر نکاح و جماع چنانکه در طبائع سائر حیواناتى که حب ازدواج و مجامعت در ایشان نهفته است و غرض از آن در طبیعت بقاى نسل می‌باشد اکتفا کرده‏‌اند

🔺در اینجا عشق زن به مرد و نیز مرد به زن، «لذت حیوانی» نامیده شده‌است؛ زیرا این نوع لذت در سایر حیوانات نیز برای بقای نوع وجود دارد و اشخاصی که به این حد اکتفا کرده‌اند را سرزنش می‌کند. به کلماتش دقت کنید.

پس از همین جهت است که لطف و عنایت الهیه در نفس مردان بالغ، میل و رغبت در کودکان و عشق‌ورزى و محبت پسران زیباروى را قرار داده‌است

🔺در اینجا شعورش نمی‌رسد که حتی «نگاه هیز مرد بالغ به کودکان»، به آنها آسیب می‌زند.

... وگرنه، خدا این میل و رغبت و محبت را در اکثر خوش طبعان و علماء و دانشمندان خلق نمی‌کرد

🔺به شیوع شاهدبازی در آن کانتکست دلالت دارد.

... و به همین خاطر این عشق نفسانى براى شخص انسانى، وقتى که منشأش افراط شهوت حیوانى نباشد

🔺در اینجا می‌گوید در شهوت افراط نکنید، نمی‌گوید شهوت ممنوع است.

بلکه پسندیدن شمائل معشوق... و ناز و غمزه او باشد از جمله فضائل است که دل را باز و ذهن را تیز مى‏ کند و نفس را به ادراک امور شریف آگاه مى‏سازد، و به همین جهت مشایخ و پیران در ابتدا مریدان خویش را به عشق‏بازى امر مى‏‌فرمودند... همانا این عشق گر چه از جمله فضائل معدود است، الاّ اینکه از فضائلى است که مطلقاً و در هر زمانى و از هر شخصى پسندیده نیست،

🔺اگر منظورش سکس نیست و عشق انسانی‌ست، چرا برای همه پسندیده نیست؟!!

بلکه مى‏‌سزد که این عشق در اواسط سلوک عرفانى و در حال ترقیق نفس، و بیدار کردنش از خواب غفلت و مستى طبیعت و بیرون بردن آن از دریاى شهوات حیوانى به کار گرفته شود...
🔺به استناد صدر همین متن، شهوات حیوانی، یعنی لذت مرد از زن و نیز زن از مرد که در عموم حیوانات برای بقای نوع وجود دارد، و نه سکس با پسرکان زیبارو.

🍂 ملاهادی سبزواری در کتاب ممدالهمم پس از مطلب مذکور از ملاصدرا می‌نویسد:
آنچه آخوند ملاصدرا گفته است، حق است؛ ولی بهتر بود آشکار نمی‌‌گفت!

🔺چرا بهتر بود که آشکار نمی‌گفت؟ مگر منظورش عشق انسانی و زیباشناسانه مثل عشق به گل نبوده‌است؟! همچنین چرا از عشق نسبت به دخترکان سخن نمی‌گوید؟

🍂 ملاهادی سبزواری در توجیه بچه‌بازی ملاصدرا می‌گوید:
«اگر اشکال کنی این عشق کذائی [عشق به نوجوانان زیبارو] چگونه با شریعت مطهره موافق است و جمع می‌‌شود؟ در جواب می‌‌گویم شاید مشایخ و بزرگان رخصتی از رمزها و دقایق شریعت برای این کار پیدا کردند» (الحکمة المتعالیة: ج ۷، ص ۱۷۳، دار احیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: سوم).

🔺اگر مراد عشق انسانی‌ست، چرا اشکال وارد کردن به آن متصور است؟



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘«کریستین ژامبه» و ملاصدرا

✍🏻 #مسعود_باب‌الحوائجی

🍂 «کریستین ژامبه» که اخیرا به عضویت آکادمی معتبر سوربن فرانسه انتخاب شد، اصالتا عرب الجزایری است که بیشترین مطالعات او در زمینۀ فلسفه صدراست. او پس از شور و شر گرایش چپ مائوئیستی در جوانی‌اش، در زمره‌ی شاگردان ممتاز هانری کربن درآمد و تا امروز با رویکرد استاد نامدارش به فلسفۀ صدرا و فیلسوفان اشراق پرداخته؛ دو سال پیش هم در چنین روزی به ایران آمد و جایزۀ حکمت صدرا را دریافت کرد.

🍂 شاید مهمترین کتاب وی در این زمینه: «کنش هستی: فلسفه‌ی وحی در ملاصدرا» باشد. او در مقدمه‌ی این کتاب، دلایلی علیه این دیدگاه آورده که: «چرا ملاصدرا چیزی برای علم و دوره‌ی مدرن ندارد؛ به تعبیر دیگر، چرا آبشخورش تنها در خاک «متاقزیک» ریشه دارد و صرفا موضوعی برای مطالعات فاضلانه و تاریخ فلسفه است؛ نوعی کنجکاوی دانشورانه، یا حتی یک کالای نمایشی عتیقه و مهجور که مناسب موزه است». برخلاف مورخان فلسفۀ عرب که متون این جنس از فلسفه را در «فارابی و ابن‌سینا و کندی و ابن‌طفیل و ابن‌رشد» محدود کرده و سنت فلسفی را زیر خروارها شن از تفاسیر تکراریِ بی‌حاصل دفن‌شده می‌بینند، درست به همان شکل که متافیزیک غربی در ایدئالیسم آلمانی قرن نوزدهم به پایان رسید. آخرین حلقه‌ی این فیلسوفان عرب شاید «محمد عابد جابری» بود که در مورد آنچه فلسفه‌ی ابن‌سینا و بعدها فلسفۀ اشراق نامیده شده، تعبیر «عرفان غیرعقلانی» را به کار می‌بُرد.

🍂 ژامبه تمام تلاشش، دفاع از «کنش هستی‌شناسانۀ» صدرا در برابر چنین رویکردی‌ست که به تعبیر فوکویی، می‌شود روش او را «دیرینه‌شناسی و تبارشناسی فلسفۀ صدرا» نامید؛ اما نتیجه‌ی این مطالعات، نه لزوماً فلسفه‌ای مدرن شد، بلکه محصول کار ژامبه به «هرمنوتیک معنوی و عرفانی» ختم شد که از قبیل همان «تئوسوفیای کُربنی» است؛ به زعم ژامبه، الهیات صدرایی، یک علم دیالکتیکی صرفاً در حوزه‌ی اعتقادات است که آغشته‌ی روایت یونانی هم شده‌‌است. فیلسوفانی از قبیل صدرا که مابعدالطبیعه را صرفا «مدخلی به فلسفه‌ی حقیقی» می‌دانند، ناخواسته ابن فلسفه را به «نشیب اخلاق و تعالی و ابعاد روحی و مرگ و معاد» لغزانده‌اند.

🍂 به طور نمونه، اگر به فهم «آزادی» از منظر صدرا بنشینیم، بی‌تردید در بافت مدرن غربی از آزادی، به تضاد می‌رسیم؛ چرا که آزادی در نگرگاه صدرایی، به الگویی از «تجربه‌گرایی معنوی» ختم می‌شود که تجلی‌ و اوجش، همان ادبیات صوفیانه و عرفانی‌ست، اما صدرا این عتیقه‌جات شناختی را برای درک التزامات اسلامی و بنیاد هستی‌شناختی‌اش به کار می‌گیرد، که ژامبه آن را «ساخت‌گشایی» از سیاست گفتمانی صدرا نسبت به اعتقادات اسلامی می‌نامد؛ به همین دلیل هم در مقدمه‌ی کتابش تصریح می‌کند که:
هر تلاشی برای «توجیه مدرن بودن علم یا فلسفه اسلامی»، کاملاً بی‌وجه و هم‌ردیف با «تناقض لفظی»ست و این سنخ از فلسفه، تنها با ریتم خود و قطعیت‌های مستقل خودش است که به حیاتش تا زمانه‌ی ما تداوم بخشیده؛ درست به موازات تمامی منازعاتی که «اسلام سیاسی»، «اسلام معنوی» را در خون غوطه‌ور کرده است.


تصویر از کریستین ژامبه در کنار هانری کربن مربوط به سفر آنها به اصفهان در دهه هفتاد میلادی است.


#فلسفیدن #بازاندیشی


🌾 @Naqdagin | @translate52arabic
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM