قدرت دگرگونساز گناه: جمعی و شخصی
🎧قدرت دگرگونسازِ حس گناهِ جمعی و شخصی (+)
🎙دکتر #نیما_قربانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙دکتر #نیما_قربانی
.
#زیستروان #خودشناسی #جامعه#نقد_فرهنگ #روانشناسی #روانکاوی #جامعهشناسی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
زنی تنها ۱
@Naqdagin
🎧زنی تنها؛ زندگی و شعرِ #فروغ_فرخزاد (۱/۳)
🍂 از فروغ فرخزاد چه میدانید؟ چرا شناخت شعر فروغ بستگی زیادی به زندگی شخصیاش دارد؟ در این شماره از «چنین شد»، از زندگی پرماجرای فروغ فرخزاد، شعر او و البته نامههایش میشنوید.
#پادکستکش #زنان #خیالپرسه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 از فروغ فرخزاد چه میدانید؟ چرا شناخت شعر فروغ بستگی زیادی به زندگی شخصیاش دارد؟ در این شماره از «چنین شد»، از زندگی پرماجرای فروغ فرخزاد، شعر او و البته نامههایش میشنوید.
#پادکستکش #زنان #خیالپرسه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
زنی تنها ۲
@Naqdagin
🎧زنی تنها؛ زندگی و شعرِ #فروغ_فرخزاد (۲/۳)
🍂 شعر فروغ فرخزاد چه ویژگیهایی دارد؟ چرا از نظر منتقدان، سه دفتر شعر اول او چندان اعتباری ندارند؟ آیا معاشرت با ابراهیم گلستان در غنای شعر فروغ در دو دفتر آخر تأثیر داشت؟ در بخش دوم این شمارهی چنین، دربارهی اینها و احوالات دیگر از زندگی شخصی فروغ میشنوید.
#زنان #خیالپرسه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 شعر فروغ فرخزاد چه ویژگیهایی دارد؟ چرا از نظر منتقدان، سه دفتر شعر اول او چندان اعتباری ندارند؟ آیا معاشرت با ابراهیم گلستان در غنای شعر فروغ در دو دفتر آخر تأثیر داشت؟ در بخش دوم این شمارهی چنین، دربارهی اینها و احوالات دیگر از زندگی شخصی فروغ میشنوید.
#زنان #خیالپرسه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
زنی تنها ۳
@Naqdagin
🎧زنی تنها؛ زندگی و شعرِ #فروغ_فرخزاد (۳/۳)
🍂 در بخش سوم و پایانی، داستان زندگی و شعر فروغ را به پایان میبریم. با سپاس از یلدا علایی برای خوانش نامههای فروغ فرخزاد.
🗄پست مرتبط
📻 زنی تنها (قسمت یکم - قسمت دوم)
📺 روانکاویِ فروغ فرخزاد
#زنان #خیالپرسه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 در بخش سوم و پایانی، داستان زندگی و شعر فروغ را به پایان میبریم. با سپاس از یلدا علایی برای خوانش نامههای فروغ فرخزاد.
🗄پست مرتبط
📻 زنی تنها (قسمت یکم - قسمت دوم)
📺 روانکاویِ فروغ فرخزاد
#زنان #خیالپرسه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
یک پنجره برای دیدن
@Naqdagin
🎧 تحلیلِ «یک پنجره برای دیدن»
از کتاب «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» #فروغ_فرخزاد
مدرسه ادبیات
#نقد_ادبی #شعرانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
از کتاب «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» #فروغ_فرخزاد
مدرسه ادبیات
#نقد_ادبی #شعرانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍁 از مغاک عصر ظلمت
— امآریآیِ بهاصطلاح «مغزِ» حکومت اسلامی
✍️ #شیرین_کریمی
#بیژن_عبدالکریمی، در یک گفتوگو با اظهاراتی درباره جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی»، درست در نقطهی مقابل این جنبش موضع میگیرد و در کنار سرکوبگرانش میایستد.
🌐 مطالعهٔ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۱۳ دقیقه
🔖 ۲۵۸۲ واژه
➖➖➖
🌾 نقدآگین
— امآریآیِ بهاصطلاح «مغزِ» حکومت اسلامی
✍️ #شیرین_کریمی
#بیژن_عبدالکریمی، در یک گفتوگو با اظهاراتی درباره جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی»، درست در نقطهی مقابل این جنبش موضع میگیرد و در کنار سرکوبگرانش میایستد.
🌐 مطالعهٔ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۱۳ دقیقه
🔖 ۲۵۸۲ واژه
🗄 پست مرتبط:
📺 مغالطهٔ عبدالکریمی کجاست؟
📕توّاب اهل فلسفه (تبارشناسی تیپ تواب)
📕کارمندان حکومت آخوندی متحد شوید!
📕معجون نهیلیسم اخلاقی و دنکیشوتیسم (دلبستگان نظم مستقر؛ جستجوگران معنا در سنت ایرانی-اسلامی)
📕قاعدهی صلاحالدینی: «تسلیم شوید، جانتان در امان است»
📻 انقلابیون محافظهکار؟! (محافظهکاران ایرانی و تناقضاتشان)
➖➖➖
🌾 نقدآگین
🍁 از مغاک عصر ظلمت
— امآریآیِ بهاصطلاح «مغزِ» حکومت اسلامی
✍🏻 #شیرین_کریمی
بیژن عبدالکریمی، در یک گفتوگو با اظهاراتی درباره جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی»، درست در نقطهی مقابل این جنبش موضع میگیرد و در کنار سرکوبگرانش میایستد.
✂️ برشهایی از متن
[...]
🍂 در ادامه اندیشههای اوجالان دربارهی «زن» به شکل حیرتآوری شبیه سخنان بیژن عبدالکریمی دربارهی «زن» در این گفتوگو میشود! آنهم سخنانی که عبدالکریمی خیال میکند بر ضد این شعار و بنابراین برضد اندیشههای عبدالله اوجالان میگوید! شباهت بهقدری است که گویی اندیشههای عبدالکریمی و اوجالان از یک خاستگاه برآمده یا بر یک سنّت ایستادهاند!
🍂 بنیان نظریهی بهاصطلاح زنشناسیِ اوجالان بر «اصالت ذات» متکی است: به این معنا که زن با سه صفتِ ذاتی «زایندگی»، «مادری» و «هوش عاطفی» برجسته میشود که نقطهی پیوند زن با «طبیعت»، «خاک» و «مامِ میهن» است؛ همین ویژگیهاست که به زن این امکان را میدهد تا به حقیقت و هوش کیهانی نزدیکتر شود و مرد و جامعه را به عدالت و انسانیت هدایت کند.
[...]
🍂 عبدالکریمی نیز در ادامهی گفتوگویش سخنانی میگوید که علاوه بر اینکه مرا به یاد مقالهی آرش نراقی دربارهی فمینیسم در ایران میاندازد، به شباهتش با اندیشهی عبدالله اوجالان نیز بیشتر پی میبرم.
🔺🔻اوجالان هم معتقد است:
پس تربیت ایزدبانوان به اساسیترین دغدغهی فلسفی اوجالان تبدیل میشود، چراکه ایزدبانوان هستند که به زندگی معنا و مفهوم میبخشند، نه زنانی که به قول اوجالان
از این رو یکیانگاریِ شعار «زن، زندگی، آزادی» که ایرانیان آن را از بستر مبارزات آزادیخواهانهی کوردها و به طور خاص از زنان کورد گرفته، مصادره به مطلوب و از آنِ خود کردهاند با اندیشههای عبدالله اوجالان بیمعنا و عوامفریبانه است. شعارهای انقلابی بستر خود را میجویند و با خواستههای انقلابیون سازگار میشوند.
[...]
🍂 عبدالکریمی در ادامه تابناکترین جملهاش در این گفتوگو را به زبان میآورد، گویی او شیوهی «زنبودنِ» بعضی زنان را بهتر از سایر زنان میداند وقتی میگوید:
همینجا تصور کنید من بگویم:
تردید نکنید که از نگاه برخی این حرف توهین به نراقی است! بگذریم
[...]
🍂 تکتک گزارههای این پاراگراف «حرف مفت» است، درست به همان معنایی که هری فرانکفورت در کتابش «در باب حرف مفت» در نظر دارد. عبدالکریمی دو زن را با یکدیگر مقایسه میکند و یکی را «زنتر» از دیگری میداند، این ترفند حقیرانهی سلطهگران است که هنگام مواجهه با فرودستشدگان با بد و خوب کردن آنان، با هدف حفظ سلطهی خود به کار میگیرند. بهعلاوه عبدالکریمی آثار #فروغ_فرخزاد را به «بیان حس جنسی زنانه» تقلیل میدهد! «وزش ظلمت را میشنوی؟».
[...]
🍂 جملهی آخر که گویی اتمام حجت مرد فیلسوف با «بسیاری از» ماست دیگر جایی برای بحث نمیگذارد، زیرا به قول او «بعید است قدرت هضم و فهم» چنین اظهارات ژرفی را داشته باشیم! ما نمیتوانیم بفهمیم شعار «زن، زندگی، آزادی» که از زبان دهها فیلسوف برجستهی جهان در حمایت از خیزش معترضان ایران بیان شد، پشتوانهی حِکمی و فلسفی ندارد! اما نوم چامسکی، آنجلا دیویس، ژاک رانسیر، جودیت باتلر، آلن بدیو، اتین بالیبار، توماس پیکتی، یانیس واروفاکیس، اسلاوی ژیژک، آنتونیو نگری، جورجو آگامبن و همچنین شمار زیادی از چهرههای دانشگاهی ایرانی در سرتاسر جهان از این جنبش پشتیبانی کردهاند، آیا تمام این متفکران از جنبشی حمایت کردهاند که پشتوانهی حِکمی و فلسفی ندارد؟
[...]
🍂 اما نقدهایم به حرفهای عبدالکریمی را با پرسشی از اهالی فلسفه به پایان میبرم. چطور ممکن است امروز با چنین نگرشهایی به «زنان»، فلسفه در ایران از اساس «فلسفه» باشد؟ تا جایی که خواندهام چنین نگاههای واپسگرایانهای در دانش امروز فلسفه در جهان جایگاهی ندارد، در متون فلسفی امروز نمونهی جملههایی که از زبان عبدالکریمی، نراقی و دیگران بیان میشود بیشتر به نقل از برخی افراد از مغاک عصر ظلمت و بهمنظور نقد و بازخوانی و تصحیح آن جملات بیان میشود، نه بهمثابهی بحث فلسفی و اظهار نظر دربارهی وضعیت زنان در دنیای امروز!
🌐 مطالعهٔ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۱۳ دقیقه
🔖 ۲۵۸۲ واژه
➖➖➖
🌾 نقدآگین
— امآریآیِ بهاصطلاح «مغزِ» حکومت اسلامی
✍🏻 #شیرین_کریمی
بیژن عبدالکریمی، در یک گفتوگو با اظهاراتی درباره جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی»، درست در نقطهی مقابل این جنبش موضع میگیرد و در کنار سرکوبگرانش میایستد.
✂️ برشهایی از متن
[...]
🍂 در ادامه اندیشههای اوجالان دربارهی «زن» به شکل حیرتآوری شبیه سخنان بیژن عبدالکریمی دربارهی «زن» در این گفتوگو میشود! آنهم سخنانی که عبدالکریمی خیال میکند بر ضد این شعار و بنابراین برضد اندیشههای عبدالله اوجالان میگوید! شباهت بهقدری است که گویی اندیشههای عبدالکریمی و اوجالان از یک خاستگاه برآمده یا بر یک سنّت ایستادهاند!
🍂 بنیان نظریهی بهاصطلاح زنشناسیِ اوجالان بر «اصالت ذات» متکی است: به این معنا که زن با سه صفتِ ذاتی «زایندگی»، «مادری» و «هوش عاطفی» برجسته میشود که نقطهی پیوند زن با «طبیعت»، «خاک» و «مامِ میهن» است؛ همین ویژگیهاست که به زن این امکان را میدهد تا به حقیقت و هوش کیهانی نزدیکتر شود و مرد و جامعه را به عدالت و انسانیت هدایت کند.
[...]
🍂 عبدالکریمی نیز در ادامهی گفتوگویش سخنانی میگوید که علاوه بر اینکه مرا به یاد مقالهی آرش نراقی دربارهی فمینیسم در ایران میاندازد، به شباهتش با اندیشهی عبدالله اوجالان نیز بیشتر پی میبرم.
«زن ایرانی با مهر، فداکاری، عشق و ایثار شناخته میشود و حالآنکه تصویر زن در جنبشهای جدید اجتماعی در سراسر جهان به یک زن هالیوودی تقلیل پیدا کرده است و عناصری مثل عشق، فداکاری، از خودگذشتگی، رنجکشیدن برای دیگری، ایثار و ارزشهای متعالی انسانی را در آن نمیبینیم».
🔺🔻اوجالان هم معتقد است:
«زنان یا میبایست در حد قداست ایزدبانوان باشند یا هرگز وجود نداشته باشند».
پس تربیت ایزدبانوان به اساسیترین دغدغهی فلسفی اوجالان تبدیل میشود، چراکه ایزدبانوان هستند که به زندگی معنا و مفهوم میبخشند، نه زنانی که به قول اوجالان
«اسیر در مدرنیتهی کاپیتالیستی بردهی زندگی مصرفی ماندهاند!»
از این رو یکیانگاریِ شعار «زن، زندگی، آزادی» که ایرانیان آن را از بستر مبارزات آزادیخواهانهی کوردها و به طور خاص از زنان کورد گرفته، مصادره به مطلوب و از آنِ خود کردهاند با اندیشههای عبدالله اوجالان بیمعنا و عوامفریبانه است. شعارهای انقلابی بستر خود را میجویند و با خواستههای انقلابیون سازگار میشوند.
[...]
🍂 عبدالکریمی در ادامه تابناکترین جملهاش در این گفتوگو را به زبان میآورد، گویی او شیوهی «زنبودنِ» بعضی زنان را بهتر از سایر زنان میداند وقتی میگوید:
«پروین را زنتر از فروغ میدانم!»
همینجا تصور کنید من بگویم:
«عبدالکریمی را مردتر از نراقی میدانم!»
تردید نکنید که از نگاه برخی این حرف توهین به نراقی است! بگذریم
[...]
🍂 تکتک گزارههای این پاراگراف «حرف مفت» است، درست به همان معنایی که هری فرانکفورت در کتابش «در باب حرف مفت» در نظر دارد. عبدالکریمی دو زن را با یکدیگر مقایسه میکند و یکی را «زنتر» از دیگری میداند، این ترفند حقیرانهی سلطهگران است که هنگام مواجهه با فرودستشدگان با بد و خوب کردن آنان، با هدف حفظ سلطهی خود به کار میگیرند. بهعلاوه عبدالکریمی آثار #فروغ_فرخزاد را به «بیان حس جنسی زنانه» تقلیل میدهد! «وزش ظلمت را میشنوی؟».
[...]
🍂 جملهی آخر که گویی اتمام حجت مرد فیلسوف با «بسیاری از» ماست دیگر جایی برای بحث نمیگذارد، زیرا به قول او «بعید است قدرت هضم و فهم» چنین اظهارات ژرفی را داشته باشیم! ما نمیتوانیم بفهمیم شعار «زن، زندگی، آزادی» که از زبان دهها فیلسوف برجستهی جهان در حمایت از خیزش معترضان ایران بیان شد، پشتوانهی حِکمی و فلسفی ندارد! اما نوم چامسکی، آنجلا دیویس، ژاک رانسیر، جودیت باتلر، آلن بدیو، اتین بالیبار، توماس پیکتی، یانیس واروفاکیس، اسلاوی ژیژک، آنتونیو نگری، جورجو آگامبن و همچنین شمار زیادی از چهرههای دانشگاهی ایرانی در سرتاسر جهان از این جنبش پشتیبانی کردهاند، آیا تمام این متفکران از جنبشی حمایت کردهاند که پشتوانهی حِکمی و فلسفی ندارد؟
[...]
🍂 اما نقدهایم به حرفهای عبدالکریمی را با پرسشی از اهالی فلسفه به پایان میبرم. چطور ممکن است امروز با چنین نگرشهایی به «زنان»، فلسفه در ایران از اساس «فلسفه» باشد؟ تا جایی که خواندهام چنین نگاههای واپسگرایانهای در دانش امروز فلسفه در جهان جایگاهی ندارد، در متون فلسفی امروز نمونهی جملههایی که از زبان عبدالکریمی، نراقی و دیگران بیان میشود بیشتر به نقل از برخی افراد از مغاک عصر ظلمت و بهمنظور نقد و بازخوانی و تصحیح آن جملات بیان میشود، نه بهمثابهی بحث فلسفی و اظهار نظر دربارهی وضعیت زنان در دنیای امروز!
🌐 مطالعهٔ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۱۳ دقیقه
🔖 ۲۵۸۲ واژه
.
#چپ_ایرانی #نقد_چپ #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 نقدآگین
Telegraph
از مغاک عصر ظلمت
— ام آری آی بهاصطلاح «مغز» حکومت اسلامی؛ بیژن عبدالکریمی و جنبش ایرانیان شیرین کریمی بیژن عبدالکریمی، دانشیار پیشین فلسفه در دانشگاه آزاد اسلامی، در تاریخ اول دیماه ۱۴۰۱ در گفتوگویی با «پایگاه خبری تحلیلی ساعدنیوز» با اظهاراتی دربارهی جنبش انقلابی «زن،…
Telegram
نقدآگین
📺 چرا مسیحیت و اسلام خدای زن ندارند؟
— دلیلِ ریشهکنکردنِ الههها
🍂 #سادگورو (جاگی واسودو، یوگی مشهور هندی) با اشاره به تخریبِ معابد دیوی در هند و شکار جادوگران در اروپا، سرکوب تاریخی خدایانِ زن را مورد بحث قرار میدهد.
🍂 او میگوید:
🍂 او استدلال میکند که ادیان ابراهیمی، که عمدتاً مردانه بودند، فعالانه برای حذف پرستش خدایان زن (الههها) تلاش میکردند؛ زیرا میترسیدند توانمندسازی زنان، ساختارهای مردسالارانه آنها را تضعیف کند. تخریب مکرر معبدی در هند، نمونهای از این تلاش سیستماتیک برای از بین بردن الوهیت زنانه است.
🍂 سرکوب الهههای زن تأثیر قابل توجهی بر فرهنگهای مختلف داشتهاست، بهویژه در مناطقی که ادیان ابراهیمی در آن گسترش یافتند؛ مانند اروپا، عربستان و آسیای مرکزی. پرستش الههها که زمانی (در اروپا، قبل از قدرتگیری مسیحیت) در این مناطق رواج داشت، با خشونت ریشهکن شد. یکی از ثمراتِ این سرکوب، «شکارِ جادوگران» در تاریخ قرون وسطی است که بسیاری از زنان بهشکلی وحشیانه و با بهانههای واهی، زندهزنده سوزانده میشدند. این زنان اغلب به دلیل نشاندادن تواناییهای فراتر از نقشهای سنتی (کارهای خانه)، بعنوان جادوگر برچسب زده میشدند. این آزار و اذیتها، نشاندهندۀ ترس از توانمندیِ زنان و تمایل به کنترل دانش و نفوذ زنان بودهاست.
🍂 سادگورو تأکید میکند که ادیان ابراهیمی، با تمرکز بر خدای مرد و پیامبران مرد (چرا که به زنان بعنوان پیامبرانی وفادار اعتماد نداشتند)، به ریشهکنی الههها کمک کردند. این ادیان فضایی را برای جنبۀ زنانه الوهیت فراهم نمیکنند و به تخریب معابد زنانه و سرکوب رهبران معنوی زن همت میگمارند. سادگرو این را با هند مقایسه میکند، جایی که معابد دیوی در هر روستایی رایج است.
🍂 تفاوت اساسیِ جهاننگری مرد و زن، بعنوان یکی دیگر از دلایل این سرکوب مطرح میشود. درحالیکه مرد قبل از سکونت بهدنبال رسیدن به چیزی در جای دیگری است (میل به پیشرفت و توسعۀ قلمرو)، زن بهدنبال استقرار و یافتن آرامش در زمان حال است، ولو با کمترین امکانات. بالا-رفتن جنبۀ زنانه (الهههای زن)، انگیزۀ مردانه برای توسعه و پیشرفت را به چالش میکشد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— دلیلِ ریشهکنکردنِ الههها
🍂 #سادگورو (جاگی واسودو، یوگی مشهور هندی) با اشاره به تخریبِ معابد دیوی در هند و شکار جادوگران در اروپا، سرکوب تاریخی خدایانِ زن را مورد بحث قرار میدهد.
🍂 او میگوید:
«آن سه الههای که در دوران پیشا-اسلامی عربستان دربارۀ آن صحبت میکنند، یک سالک، یکی از آن الههها را از آنجا برد و بعنوان شریک شیوا در معبدی هندی مستقر کرد. اما مسلمانان میخواستند آن الهه را نابود کنند و ۱۷ بار حمله کردند تا آن را تخریب کنند. و این اهمیتِ نابود کردن زن در جهانیست که در آن زندگی میکنیم. چرا که اگر زنان قدرتمند شوند، همۀ ایدئولوژیها و قوانین و تصورات باطل دربارۀ بهشت و... نابود میشود».
🍂 او استدلال میکند که ادیان ابراهیمی، که عمدتاً مردانه بودند، فعالانه برای حذف پرستش خدایان زن (الههها) تلاش میکردند؛ زیرا میترسیدند توانمندسازی زنان، ساختارهای مردسالارانه آنها را تضعیف کند. تخریب مکرر معبدی در هند، نمونهای از این تلاش سیستماتیک برای از بین بردن الوهیت زنانه است.
🍂 سرکوب الهههای زن تأثیر قابل توجهی بر فرهنگهای مختلف داشتهاست، بهویژه در مناطقی که ادیان ابراهیمی در آن گسترش یافتند؛ مانند اروپا، عربستان و آسیای مرکزی. پرستش الههها که زمانی (در اروپا، قبل از قدرتگیری مسیحیت) در این مناطق رواج داشت، با خشونت ریشهکن شد. یکی از ثمراتِ این سرکوب، «شکارِ جادوگران» در تاریخ قرون وسطی است که بسیاری از زنان بهشکلی وحشیانه و با بهانههای واهی، زندهزنده سوزانده میشدند. این زنان اغلب به دلیل نشاندادن تواناییهای فراتر از نقشهای سنتی (کارهای خانه)، بعنوان جادوگر برچسب زده میشدند. این آزار و اذیتها، نشاندهندۀ ترس از توانمندیِ زنان و تمایل به کنترل دانش و نفوذ زنان بودهاست.
🍂 سادگورو تأکید میکند که ادیان ابراهیمی، با تمرکز بر خدای مرد و پیامبران مرد (چرا که به زنان بعنوان پیامبرانی وفادار اعتماد نداشتند)، به ریشهکنی الههها کمک کردند. این ادیان فضایی را برای جنبۀ زنانه الوهیت فراهم نمیکنند و به تخریب معابد زنانه و سرکوب رهبران معنوی زن همت میگمارند. سادگرو این را با هند مقایسه میکند، جایی که معابد دیوی در هر روستایی رایج است.
🍂 تفاوت اساسیِ جهاننگری مرد و زن، بعنوان یکی دیگر از دلایل این سرکوب مطرح میشود. درحالیکه مرد قبل از سکونت بهدنبال رسیدن به چیزی در جای دیگری است (میل به پیشرفت و توسعۀ قلمرو)، زن بهدنبال استقرار و یافتن آرامش در زمان حال است، ولو با کمترین امکانات. بالا-رفتن جنبۀ زنانه (الهههای زن)، انگیزۀ مردانه برای توسعه و پیشرفت را به چالش میکشد.
.
#نقد_ادیان #زنان#ادیان_ابراهیمی #ادیان_سامی #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍂 دستکم تا دو سال پس از پنجاه و هفت، مدام در روزنامهها و مجلات با این دسته از شعرا و نویسندگان به اصطلاح مبارز مصاحبه میشد و خاضعانه از آنها تقاضا میکردند که نظام سیاسی و اقتصادی مطلوب برای آینده کشور و رویکرد مناسب برای رابطه با جهان را مشخص نمایند!
🍂 این موضوع به روشنی نشان میداد که آنها یک گروه مرجع نیرومند در جامعه ایران آن روزها و همچنین با توجه به ضعف و انزوای شاخههای تخصصی علوم انسانی و سیاسی، نیرومندترین بخش از جریان روشنفکری و تنها گروه موثر آن به شمار میرفتند. در غیر این صورت و اگر این شرایط ویژه پنجاه و هفتی بر ایران حاکم نبود، هیچ دلیل عقلانی وجود نداشت که اخوان ثالث، هوشنگ ابتهاج و غلامحسین ساعدی، مدام در روزنامهها درباره الگوی مطلوب نظام اقتصادی یا روابط خارجی کشور سخن بگویند!
🍂 سیطره این دسته از "ادبای مبارز" بر جریان روشنفکری ایران، بخش مهمی از شرایطی را ایجاد میکرد که در آن بطور مثال صدای غلامحسین صدیقی شنیده نمیشد و صدایی علیه اعدام روشنفکرانی نظیر محمود جعفریان و پرویز نیکخواه برنمیخاست.
🍂 گرایش سیاسی این "ادبای مبارز" ترکیبی از چپگرایی مارکسیستی و غرب ستیزی حقیرانه جهان سومی بود. آنها در تناقضها و تضادهای عمیق درونی خود در ارتباط با تجدد و جامعه تکان خورده و در حال تحول آن روز ایران غرق بودند و طبعا چیزی نداشتند که به پروسه پیشرفت کشور و خوشبختی مردم هدیه کنند.
🍂 برای همین است که میبینید مثلا غلامحسین ساعدی از یک طرف از مطب روانپزشکی خود برای رابطه جنسی خارج از عرف با زنان و حتی همسر دوست نزدیکش سوءاستفاده میکند و از طرف دیگر از معشوقش میخواهد که چادر سیاه بر سر کرده، ترک تحصیل کند و با مردان غریبه سخن نگوید.
🍂 این روشنترین بیان برای آن تناقض، سردرگمی و عقدههای فروخورده است که اشاره کردم و به هیچ وجه منحصر به شخص ساعدی نبود و غالب این به اصطلاح روشنفکران مبارز را در بر میگرفت.
🍂 برخی دیگر به قدری در مصرف هروئین افراط میکردند که میبایست چند وقت یکبار عملا آنها را از جوب خیابان جمع کنند؛ دیگری در حالی تئورسین الگوی نوین زن مسلمان انقلابی به شمار میرفت، یک معتاد الکلی افسار گسیخته بود که دائما مرتکب خشونت خانگی میشد.
🍂 استعداد فکری و ذهنی آنها صرف تشفی آن عقدهها و تناقضها و گرفتن انتقام از جامعه در حال پیشرفت آن روز میگردید. برای ارضای کینهی افسار گسیختهی خود از تجدد و پهلوی، از آوار کردن بدترین مصیبتهای ممکن بر سر ملت ایران ابا نداشتند.
🍂 امروز ایران در آستانه یک انقلاب بزرگ تمدنی است. اگرچه از سرمایه اجتماعی و نفوذ این "ادبای مبارز" میزان بسیار ناچیزی باقی مانده، اما این موج بزرگ انقلاب تمدنی در راه، همین میزان ناچیز را همچون پسمانده کوچکی از برف زمستان روبیده و نابود خواهد کرد. موج بزرگ انقلاب فرهنگی ایران برای تضمین پیروزی تمام عیارش، هیچ بت کوچک و نیمه شکستهای را برای مراسم جادوگری اصحاب ۵۷ باقی نخواهد گذاشت.
✍🏻 #طوس_طهماسبی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 این موضوع به روشنی نشان میداد که آنها یک گروه مرجع نیرومند در جامعه ایران آن روزها و همچنین با توجه به ضعف و انزوای شاخههای تخصصی علوم انسانی و سیاسی، نیرومندترین بخش از جریان روشنفکری و تنها گروه موثر آن به شمار میرفتند. در غیر این صورت و اگر این شرایط ویژه پنجاه و هفتی بر ایران حاکم نبود، هیچ دلیل عقلانی وجود نداشت که اخوان ثالث، هوشنگ ابتهاج و غلامحسین ساعدی، مدام در روزنامهها درباره الگوی مطلوب نظام اقتصادی یا روابط خارجی کشور سخن بگویند!
🍂 سیطره این دسته از "ادبای مبارز" بر جریان روشنفکری ایران، بخش مهمی از شرایطی را ایجاد میکرد که در آن بطور مثال صدای غلامحسین صدیقی شنیده نمیشد و صدایی علیه اعدام روشنفکرانی نظیر محمود جعفریان و پرویز نیکخواه برنمیخاست.
🍂 گرایش سیاسی این "ادبای مبارز" ترکیبی از چپگرایی مارکسیستی و غرب ستیزی حقیرانه جهان سومی بود. آنها در تناقضها و تضادهای عمیق درونی خود در ارتباط با تجدد و جامعه تکان خورده و در حال تحول آن روز ایران غرق بودند و طبعا چیزی نداشتند که به پروسه پیشرفت کشور و خوشبختی مردم هدیه کنند.
🍂 برای همین است که میبینید مثلا غلامحسین ساعدی از یک طرف از مطب روانپزشکی خود برای رابطه جنسی خارج از عرف با زنان و حتی همسر دوست نزدیکش سوءاستفاده میکند و از طرف دیگر از معشوقش میخواهد که چادر سیاه بر سر کرده، ترک تحصیل کند و با مردان غریبه سخن نگوید.
🍂 این روشنترین بیان برای آن تناقض، سردرگمی و عقدههای فروخورده است که اشاره کردم و به هیچ وجه منحصر به شخص ساعدی نبود و غالب این به اصطلاح روشنفکران مبارز را در بر میگرفت.
🍂 برخی دیگر به قدری در مصرف هروئین افراط میکردند که میبایست چند وقت یکبار عملا آنها را از جوب خیابان جمع کنند؛ دیگری در حالی تئورسین الگوی نوین زن مسلمان انقلابی به شمار میرفت، یک معتاد الکلی افسار گسیخته بود که دائما مرتکب خشونت خانگی میشد.
🍂 استعداد فکری و ذهنی آنها صرف تشفی آن عقدهها و تناقضها و گرفتن انتقام از جامعه در حال پیشرفت آن روز میگردید. برای ارضای کینهی افسار گسیختهی خود از تجدد و پهلوی، از آوار کردن بدترین مصیبتهای ممکن بر سر ملت ایران ابا نداشتند.
🍂 امروز ایران در آستانه یک انقلاب بزرگ تمدنی است. اگرچه از سرمایه اجتماعی و نفوذ این "ادبای مبارز" میزان بسیار ناچیزی باقی مانده، اما این موج بزرگ انقلاب تمدنی در راه، همین میزان ناچیز را همچون پسمانده کوچکی از برف زمستان روبیده و نابود خواهد کرد. موج بزرگ انقلاب فرهنگی ایران برای تضمین پیروزی تمام عیارش، هیچ بت کوچک و نیمه شکستهای را برای مراسم جادوگری اصحاب ۵۷ باقی نخواهد گذاشت.
✍🏻 #طوس_طهماسبی
.
#آینه_تاریخ #چپ_ایرانی #نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘 غربزدگی: مفهومی برای دفن لیبرالیسم؟
آیا گفتمان آل احمد و شریعتی، راه بازگشت اسلامگرایی بود؟
🍂 این واقعیت که احیای جهانبینی اسلامی توسط شریعتی توانست بخشهای گستردهای از جامعه ایران را به انقلاب علیه حکومت پهلوی بسیج کند، پرسش مهمی را مطرح میکند: چرا مشروطهخواهان لیبرال در این دوره نتوانستند چنین تاثیری داشته باشند؟ چرا دیدگاه مذهبی، التقاطی و تا حدی عرفانی شریعتی بیشتر از یک برنامه سکولار و دنیوی در حمایت از حقوق برابر، حاکمیت قانون، تفکیک قوا، و استقلال ملی مورد توجه قرار گرفت؟
🍂 به هر حال، این فلسفه ضد مدرنیستی شریعتی نبود که الهامبخش پیروانش شد، روحانیون محافظهکار مدتها در سیاست ایران بهطور صریح با مدرنیته مخالفت کرده بودند. همچنین اینگونه نبود که محتوای افکار شریعتی برای مخاطبانش بهطور خاص منسجم باشد. علاوه بر این، استفاده شریعتی از مفاهیم مدرن از طیف وسیعی از نظریههای غربی فضایی وسیع برای تفسیرهای مختلف فراهم میکرد، بسته به پیشزمینه و علایق مخاطبانش.
🍂 بسیاری از پژوهشگران به استعدادهای خطابی و توانایی سخنوری شریعتی در انتقال ضرورت عمل و نیاز به بسیج سیاسی اشاره کردهاند. اما این مسئله بیشتر این پرسش را مطرح میکند که چرا قدرت اقناع او بر دیگران غلبه کرد؟ پاسخ، به باور من، در نیروی محتوایی خط مشی انتقادی همزمانی نهفته است که بهویژه علیه لیبرالها و لیبرالیسم به سبک غربی هدفگیری شده بود و با مردم درگیر در سراسر جهان پسااستعماری ارتباط بیشتری داشت. مهمترین نماینده این نقد در ایران جلال آل احمد بود، که مقالات جدلی او بیش از هر کس دیگری در بیاعتبار کردن و خنثی کردن جایگزینهای مشروطهخواهانه لیبرال نقش داشت.
🍂 گفتمان غربزدگی بهعنوان نقدی بر لیبرالیسم الهامگرفته از غرب، راه را برای احیای اسلامگرایی توسط شریعتی بهعنوان بازگشتی به یک «خود اصیل» هموار کرد.
از کتاب لیبرالیسم پنهان/ حسین بنایی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Bardiafrh
آیا گفتمان آل احمد و شریعتی، راه بازگشت اسلامگرایی بود؟
🍂 این واقعیت که احیای جهانبینی اسلامی توسط شریعتی توانست بخشهای گستردهای از جامعه ایران را به انقلاب علیه حکومت پهلوی بسیج کند، پرسش مهمی را مطرح میکند: چرا مشروطهخواهان لیبرال در این دوره نتوانستند چنین تاثیری داشته باشند؟ چرا دیدگاه مذهبی، التقاطی و تا حدی عرفانی شریعتی بیشتر از یک برنامه سکولار و دنیوی در حمایت از حقوق برابر، حاکمیت قانون، تفکیک قوا، و استقلال ملی مورد توجه قرار گرفت؟
🍂 به هر حال، این فلسفه ضد مدرنیستی شریعتی نبود که الهامبخش پیروانش شد، روحانیون محافظهکار مدتها در سیاست ایران بهطور صریح با مدرنیته مخالفت کرده بودند. همچنین اینگونه نبود که محتوای افکار شریعتی برای مخاطبانش بهطور خاص منسجم باشد. علاوه بر این، استفاده شریعتی از مفاهیم مدرن از طیف وسیعی از نظریههای غربی فضایی وسیع برای تفسیرهای مختلف فراهم میکرد، بسته به پیشزمینه و علایق مخاطبانش.
🍂 بسیاری از پژوهشگران به استعدادهای خطابی و توانایی سخنوری شریعتی در انتقال ضرورت عمل و نیاز به بسیج سیاسی اشاره کردهاند. اما این مسئله بیشتر این پرسش را مطرح میکند که چرا قدرت اقناع او بر دیگران غلبه کرد؟ پاسخ، به باور من، در نیروی محتوایی خط مشی انتقادی همزمانی نهفته است که بهویژه علیه لیبرالها و لیبرالیسم به سبک غربی هدفگیری شده بود و با مردم درگیر در سراسر جهان پسااستعماری ارتباط بیشتری داشت. مهمترین نماینده این نقد در ایران جلال آل احمد بود، که مقالات جدلی او بیش از هر کس دیگری در بیاعتبار کردن و خنثی کردن جایگزینهای مشروطهخواهانه لیبرال نقش داشت.
🍂 گفتمان غربزدگی بهعنوان نقدی بر لیبرالیسم الهامگرفته از غرب، راه را برای احیای اسلامگرایی توسط شریعتی بهعنوان بازگشتی به یک «خود اصیل» هموار کرد.
از کتاب لیبرالیسم پنهان/ حسین بنایی
.
#گزیدهکتاب #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Bardiafrh
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 پیامبران دروغین در طول تاریخ (+)
— چگونه مردم فریب خوردند؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چگونه مردم فریب خوردند؟
.
#نقد_ادیان#دینشناسی #تاریخ_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 خلاصۀ کتابِ «روانشناسی ملال» جیمز دانکرت (+)
— راهحل بیحوصلگی انسانها
🔸ملال، میتوانیم اسمش را تنبلی، بیمیلی و بیحوصلگی بگذاریم یا شاید برعکس، نوعی حس بیتابی و بیقراری برای پیدا کردن یک کار یا انجام کاری که مطمئن نیستیم بتواند رضایت ما را جلب کند.
🔸سالهای مدید، فلاسفه، مورخان و حُکما در پی درک مسئلۀ ملال بودهاند. اما علیرغم اینکه ملال امری بسیار شایع است، تاکنون جامعۀ علمی توجه نسبتاً کمی به آن داشته است. نویسندگان کتاب روانشناسی ملال تلاش کردهاند تا این روند را تغییر دهند و با کمک علم روانشناسی، ابعاد تاریک رویارویی انسان با ملال را برایمان روشن کنند.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
معرفی 00:00
مقدمه کتاب 02:12
فصل 1 - ملال، یا هر نام دیگری 09:07
فصل 2 - یک دنیای گُلدیلاکسی 08:35
فصل 3 - انگیزۀ تغییر 16:17
فصل 4 - ملال در طول زندگی 20:54
فصل 5 - یک تجربۀ پراهمیت 25:14
فصل 6 - اوجِ ملال 28:58
فصل 7 - در جستجوی معنا 31:45
فصل 8 -یک همهگیریِ در حال گسترش 35:02
فصل 9 - فقط با تمرکز تمام حرکت کن 38:03
نتیجهگیری 44:35
جملات پایانی 47:15
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— راهحل بیحوصلگی انسانها
🔸ملال، میتوانیم اسمش را تنبلی، بیمیلی و بیحوصلگی بگذاریم یا شاید برعکس، نوعی حس بیتابی و بیقراری برای پیدا کردن یک کار یا انجام کاری که مطمئن نیستیم بتواند رضایت ما را جلب کند.
🔸سالهای مدید، فلاسفه، مورخان و حُکما در پی درک مسئلۀ ملال بودهاند. اما علیرغم اینکه ملال امری بسیار شایع است، تاکنون جامعۀ علمی توجه نسبتاً کمی به آن داشته است. نویسندگان کتاب روانشناسی ملال تلاش کردهاند تا این روند را تغییر دهند و با کمک علم روانشناسی، ابعاد تاریک رویارویی انسان با ملال را برایمان روشن کنند.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
معرفی 00:00
مقدمه کتاب 02:12
فصل 1 - ملال، یا هر نام دیگری 09:07
فصل 2 - یک دنیای گُلدیلاکسی 08:35
فصل 3 - انگیزۀ تغییر 16:17
فصل 4 - ملال در طول زندگی 20:54
فصل 5 - یک تجربۀ پراهمیت 25:14
فصل 6 - اوجِ ملال 28:58
فصل 7 - در جستجوی معنا 31:45
فصل 8 -یک همهگیریِ در حال گسترش 35:02
فصل 9 - فقط با تمرکز تمام حرکت کن 38:03
نتیجهگیری 44:35
جملات پایانی 47:15
.
#زیستروان #خودشناسی #ملال #خلاصه_کتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin