Telegram
نقدآگین
📘روانکاویِ «دلهرۀ مرگ» در ساختارهای ایدئولوژیک
✍🏻دکتر #محمدرضا_ابراهیمی
🍂 در اقدامی عجیب و مملو از نمودهای ناخودآگاهانه، مجری پخمه و نابالغ و با ذهنیت آسیبدیدۀ یک برنامه تلویزیونی، به مهمان محترم و فرهیخته خود کفن هدیه میدهد.
🔻چنین اقدامی از منظر روانکاوانه، واجد تعابیر و تفاسیر ناخودآگاهیست که به شرح زیر میباشد:
۱- دلهره مرگ در مجری و سازندگان این برنامه و خط فکری آنها اثر نمایان و پر رنگی دارد.
۲- فرافکنی آرزوی مرگ و نابودی خشمگینانهای که ریشه در میل انتقامگونه از افراد موفق و ناکامکننده دارد.
۳- بهنوعی حرکت پرخاشگری-منفعلانه تلقی میگردد که اثر تسکینی بر روان زخمخورده مجری و دستاندرکاران برنامه دارد.
۴- اهدای کفن نوعی تلاش در جهت انکار مرگ در خود و جاودانگی وهمی و نسبت دادن آن به دیگران، یعنی مهمان برنامه، دارد.
۵- ذهنیت درگیر با دفاع واپسروی یا رگرشن، به دوران کودکی و ورود به چالش اودیپال با مهمان برنامه، با آرزوی مرگ و کشتن را نمایان می سازد.
۶- اهدای کفن و آگهی ترحیم، پناه به عامل اضطراب و درگیری زودرس با آن که برگردانی از تکانههای تلخ کودکانه در جهت سرکوب اضطراب جدایی است.
۷- نگاه وسواسگونه شایع در ساختارهای ایدئولوژیک راجع به مرگ که ریشه در ترس از مرگ دارد و به مهمان برنامه فرافکنده میشود.
۸- اهدای کفن نوعی لذت وهمی سادیستیک و دیگرآزارانه محسوب میشود که از جنبه سایکوپاتولوژی قابل بررسی است.
۹- اهدای کفن نشانۀ فقدان عمق و بینش در کارکردهای سنتگرایانه و متعصبانهای دارد که ناایمنی روانی را در این افراد عیان میسازد.
۱۰- تلاشی وهمی و ناخودآگاه در جهت جلوگیری از زوال و نابودی و تحقیر با انجام اهدای کفن. در واقع، انکار فروپاشی و مرگ خود، با نسبت دادن آن به مهمان صاحب تخصص و معتبر و شرافتمند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DrEbrahime
✍🏻دکتر #محمدرضا_ابراهیمی
🍂 در اقدامی عجیب و مملو از نمودهای ناخودآگاهانه، مجری پخمه و نابالغ و با ذهنیت آسیبدیدۀ یک برنامه تلویزیونی، به مهمان محترم و فرهیخته خود کفن هدیه میدهد.
🔻چنین اقدامی از منظر روانکاوانه، واجد تعابیر و تفاسیر ناخودآگاهیست که به شرح زیر میباشد:
۱- دلهره مرگ در مجری و سازندگان این برنامه و خط فکری آنها اثر نمایان و پر رنگی دارد.
۲- فرافکنی آرزوی مرگ و نابودی خشمگینانهای که ریشه در میل انتقامگونه از افراد موفق و ناکامکننده دارد.
۳- بهنوعی حرکت پرخاشگری-منفعلانه تلقی میگردد که اثر تسکینی بر روان زخمخورده مجری و دستاندرکاران برنامه دارد.
۴- اهدای کفن نوعی تلاش در جهت انکار مرگ در خود و جاودانگی وهمی و نسبت دادن آن به دیگران، یعنی مهمان برنامه، دارد.
۵- ذهنیت درگیر با دفاع واپسروی یا رگرشن، به دوران کودکی و ورود به چالش اودیپال با مهمان برنامه، با آرزوی مرگ و کشتن را نمایان می سازد.
۶- اهدای کفن و آگهی ترحیم، پناه به عامل اضطراب و درگیری زودرس با آن که برگردانی از تکانههای تلخ کودکانه در جهت سرکوب اضطراب جدایی است.
۷- نگاه وسواسگونه شایع در ساختارهای ایدئولوژیک راجع به مرگ که ریشه در ترس از مرگ دارد و به مهمان برنامه فرافکنده میشود.
۸- اهدای کفن نوعی لذت وهمی سادیستیک و دیگرآزارانه محسوب میشود که از جنبه سایکوپاتولوژی قابل بررسی است.
۹- اهدای کفن نشانۀ فقدان عمق و بینش در کارکردهای سنتگرایانه و متعصبانهای دارد که ناایمنی روانی را در این افراد عیان میسازد.
۱۰- تلاشی وهمی و ناخودآگاه در جهت جلوگیری از زوال و نابودی و تحقیر با انجام اهدای کفن. در واقع، انکار فروپاشی و مرگ خود، با نسبت دادن آن به مهمان صاحب تخصص و معتبر و شرافتمند.
🗄پست مرتبط
📺 روانکاویِ «خشونت مقدس»
📺 روانکاویِ «خود-خداپنداری»
📺 روانکاویِ «روحانیت شیعه»
📺 روانکاویِ آخرالزمانیها
📺 روانکاویِ «مازوخیسم ایدئولوژیک»
.
#زیستروان#روانکاوی #روانشناسی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DrEbrahime
Telegram
نقدآگین
📘حرامزادهها، ما هنوز زندهایم!
✍🏻 #دامون_قنبرزاده
🍂 آخر جز با بدوبیراه و فحش، چهگونه میشود از این ویدیو نوشت؟ چهگونه میتوان عمق تباه بودن این حرکت را با سر هم کردن کلمهها و جملههای منطقی نشان داد؟ چهگونه میتوان حرص نخورد؟ مهمان دعوت کردهاند به برنامهشان و در انتهای کار، به او کفن و آگهی ترحیمش را کادو دادهاند! خب، من جز اینکه ادب و ادبیات را کنار بگذارم و بگویم: «خاااااک بر آن سرتان با این تفکر مرگطلب»، چه چیزی میتوانم بگویم؟ جز اینکه دو تا بدوبیراه نثار آن مجری بکنم، چهگونه میتوانم آرام بشوم؟ اینجا دیگر ردیف کردن منطق و دلیل و برهان جوابگو نیست، اینجا باید فقط فحش داد!
🍂 باباجان! ما زندهایم! ما میخواهیم زندگی کنیم. هر چهقدر هم که برایمان فضایی تاریک و سیاه ساختهاید اما ما انسانیم و دوست داریم باشیم و بسازیم و زندگی را تجربه کنیم. شما به چه جراتی به ما کفن و آگهی ترحیم هدیه میدهید؟ مثلاً میخواهید ما را با مرگ آشنا کنید و نتیجههایی مانند «زندگی تهش اینه، پس کار بد نکنیم» بگیرید؟ نادانها! برای فرستادن این پیام، نیازی نیست مرگطلب باشید، باید زندگیطلب بود تا بتوان خوب بود و خوبی کرد. ما خواهان زندگی هستیم.
🍂 اصلاً میخواهم بدانم اینهمه این مزخرفات را در گوش ما فرو کردید، تهش چه شد؟ کجای جامعه درست شد؟ چه اتفاقی افتاد جز اینکه هر روز بیشتر فرو رفتیم؟ چه پیش آمد جز اینکه دزدها و فاسدها و خرابکارها هر روز بیشتر و بیشتر شدند؟ اصلاً یک چیز دیگر: من میخواهم هزار سال زنده باشم، شما بیجا میکنید میخواهید من را یاد مرگ بیندازید که بعدش برایم نتیجهگیری اخلاقی کنید! اصلاً به شما چه که میخواهید یاد مرگ را در ما زنده نگه دارید؟ فضولِ همهچیز هستید؟
🍂 حرکتِ شنیعِ این برنامه و دستاندرکارانش نشان میدهد که مردم یک کشور را چهگونه میبینند و چهگونه میخواهند. اما به سبک فیلم «پاپیون» باید رو به این برنامه و دستاندرکارانش فریاد بزنم: «فلانفلانشدهها! من هنوز زندهام!»
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #دامون_قنبرزاده
🍂 آخر جز با بدوبیراه و فحش، چهگونه میشود از این ویدیو نوشت؟ چهگونه میتوان عمق تباه بودن این حرکت را با سر هم کردن کلمهها و جملههای منطقی نشان داد؟ چهگونه میتوان حرص نخورد؟ مهمان دعوت کردهاند به برنامهشان و در انتهای کار، به او کفن و آگهی ترحیمش را کادو دادهاند! خب، من جز اینکه ادب و ادبیات را کنار بگذارم و بگویم: «خاااااک بر آن سرتان با این تفکر مرگطلب»، چه چیزی میتوانم بگویم؟ جز اینکه دو تا بدوبیراه نثار آن مجری بکنم، چهگونه میتوانم آرام بشوم؟ اینجا دیگر ردیف کردن منطق و دلیل و برهان جوابگو نیست، اینجا باید فقط فحش داد!
🍂 باباجان! ما زندهایم! ما میخواهیم زندگی کنیم. هر چهقدر هم که برایمان فضایی تاریک و سیاه ساختهاید اما ما انسانیم و دوست داریم باشیم و بسازیم و زندگی را تجربه کنیم. شما به چه جراتی به ما کفن و آگهی ترحیم هدیه میدهید؟ مثلاً میخواهید ما را با مرگ آشنا کنید و نتیجههایی مانند «زندگی تهش اینه، پس کار بد نکنیم» بگیرید؟ نادانها! برای فرستادن این پیام، نیازی نیست مرگطلب باشید، باید زندگیطلب بود تا بتوان خوب بود و خوبی کرد. ما خواهان زندگی هستیم.
🍂 اصلاً میخواهم بدانم اینهمه این مزخرفات را در گوش ما فرو کردید، تهش چه شد؟ کجای جامعه درست شد؟ چه اتفاقی افتاد جز اینکه هر روز بیشتر فرو رفتیم؟ چه پیش آمد جز اینکه دزدها و فاسدها و خرابکارها هر روز بیشتر و بیشتر شدند؟ اصلاً یک چیز دیگر: من میخواهم هزار سال زنده باشم، شما بیجا میکنید میخواهید من را یاد مرگ بیندازید که بعدش برایم نتیجهگیری اخلاقی کنید! اصلاً به شما چه که میخواهید یاد مرگ را در ما زنده نگه دارید؟ فضولِ همهچیز هستید؟
🍂 حرکتِ شنیعِ این برنامه و دستاندرکارانش نشان میدهد که مردم یک کشور را چهگونه میبینند و چهگونه میخواهند. اما به سبک فیلم «پاپیون» باید رو به این برنامه و دستاندرکارانش فریاد بزنم: «فلانفلانشدهها! من هنوز زندهام!»
.
#حکومت_اسلامی #آخوندیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘زندگیخواهی یا مرگخواهی؟ مسأله این است
🍂 ملتها و امتها را ایدهها میسازند. در قرآن و دین محمد، «تمنای مرگ» از ستودنیترین ویژگیهای مؤمن و یکی از مهمترین نشانههای صداقت اوست. این نقطهای بنیادین در قرآن است که در آنجا، درست در مقابل نقطۀ بنیادینِ گاهان میایستد.
🍂 ستودنیترین ویژگی «انسان راستمنش» در گاهان، زندگیخواهی و گرایشِ بِهمنشانۀ او به «آراستن گیتی» است. در گاهان، بهمثابه یکی از تجلیات جدی فرهنگ ایرانی، زندگی فرع نیست، بلکه اصل است و «مرگ و مرگخواهی» بختکی شوم است که سایۀ مهیب خود را بر جوامع میگسترد و گلوی زندگی را سخت میفشارد و زیستگاه انسان را به جایگاه خفقان تبدیل میکند.
🍂 جمشید در وجه سازندهاش که سرنمونِ بزرگترین ایدهآلهای فرهنگ ایران است، با همین تلاش برای آراستن گیتی تصویر میشود. فرهنگ ایران به شکست عمل انسان در راستای دستیابی به برترین آرمانهایش اقرار میکند، اما حتی یک قدم از آن آرمانها پا پس نمیکشد.
🍂 ایدهآلِ «انسان شادخوار» و «شادیآفرین»، برترین ایدهآل فرهنگ ایران است. صفحهبهصفحۀ #شاهنامه، گواهِ منشِ شادخوارانۀ بزرگترین و بلندپایهترین پهلوانان فرهنگ ایران است. این فلسفۀ «شادخواری»، از بنیاد با فلسفه «تضرع و سوگ» بیگانه و ضد آن است؛ این پهلوانان با پیشوایان و پاکان و پارسایان و زاهدانی که از سر «ترس و خشیت»، بسی سجادهها به اشک آمیختهاند، از یک تبار نیستند.
🍂 زندگی در بنیاد خود، زندگی یک «من» است و هر «من» چیزی جز «عمل» نیست. من نیز هیچ کجا، جدای از خواست و ارادۀ خود برای «بیشینهشدن» و «فراز رفتن از هر جهت» نیست. در برابر «مرگخواهی و نیستیخواهی» که رو به «فسردگی و فروبستگی» دارند، «زندگیخواهی»، با «فراگشایی و فراگستری و گشودگی بهروی تجربههای نوبهنو» تعریف میشود؛ از همین روست که در فرهنگ ایران، «مرگخواهی و فرعی ساختن زندگی»، اموری اهریمنی هستند.
🍂 این اهریمن است که پیوسته، میراندن زندگی را میسگالد [میاندیشد]، و در برابر اوست که هر انسان باید بیاموزد که بهرغم همۀ مخاطرات و درشتیها و سختیها و فراز-و-نشیبها، زندگی را دوست بدارد و در جستوجوی «شادی و شادخواری» باشد. خویشکاریِ انسانِ راستمنش و بِهمنش در فرهنگ ایران، با همین پرهیز از «مرگخواهی و مرگستایی» تعریف میشود؛ هیچ چیز بیش از فلسفه «تضرع»، از ایدۀ بنیادی فرهنگ ایرانی دور نیست.
🍂 ایدۀ «رامش»، ایدۀ بنیادین فرهنگ #ایران بود، اما «نقطۀ شکست» این ایده کجا بود؟ درست همانجا که «رسالت» زرتشت، آغاز شد. من تا مدتی دراز، بر سرِ اقرار به این نکته، با خودم کلنجار میرفتم، اما حقیقت همین است! «الهیات زرتشتی»، با تمام واقعیتهای هولبار منتج از آن، ریشه در «ایدۀ رسالت» داشت، و همین «الهیات»، آیندهای برای این «ایده» (ایدۀ بنیادین فرهنگ ایران: رامش) تدارک دید که از بنیاد با آن بیگانه بود.
پینوشت: خودِ «ایده»، وجهی فرازمانی دارد که از باد و باران گزندی نمییابد؛ از همین رو، این ایدهایست که تا جاودان، ایرانی را به «خود و به زندگیاندیشی و زندگیدوستی» فرا-میخواند. برای حفظ «ایدۀ بنیادین فرهنگ ایران»، باید از زرتشت هم عبور کرد. باید دانست «ایدۀ رسالت»، دامگاهی است که ارجمندترین و شریفترین دستاوردهای فرهنگ بشری را بر باد دادهاست. به زبانی استعاری، «دشنۀ اهریمن» در «محراب رسالت» بر «پیکر زرتشت» فرود آمد؛ «رسالت زرتشت» را، «ایدۀ رسالت» بهزانو در آورد.
🗄پست مرتبط
📕روانکاویِ «دلهرۀ مرگ» در ساختارهای ایدئولوژیک
📕حرامزادهها، ما هنوز زندهایم!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 ملتها و امتها را ایدهها میسازند. در قرآن و دین محمد، «تمنای مرگ» از ستودنیترین ویژگیهای مؤمن و یکی از مهمترین نشانههای صداقت اوست. این نقطهای بنیادین در قرآن است که در آنجا، درست در مقابل نقطۀ بنیادینِ گاهان میایستد.
🍂 ستودنیترین ویژگی «انسان راستمنش» در گاهان، زندگیخواهی و گرایشِ بِهمنشانۀ او به «آراستن گیتی» است. در گاهان، بهمثابه یکی از تجلیات جدی فرهنگ ایرانی، زندگی فرع نیست، بلکه اصل است و «مرگ و مرگخواهی» بختکی شوم است که سایۀ مهیب خود را بر جوامع میگسترد و گلوی زندگی را سخت میفشارد و زیستگاه انسان را به جایگاه خفقان تبدیل میکند.
🍂 جمشید در وجه سازندهاش که سرنمونِ بزرگترین ایدهآلهای فرهنگ ایران است، با همین تلاش برای آراستن گیتی تصویر میشود. فرهنگ ایران به شکست عمل انسان در راستای دستیابی به برترین آرمانهایش اقرار میکند، اما حتی یک قدم از آن آرمانها پا پس نمیکشد.
🍂 ایدهآلِ «انسان شادخوار» و «شادیآفرین»، برترین ایدهآل فرهنگ ایران است. صفحهبهصفحۀ #شاهنامه، گواهِ منشِ شادخوارانۀ بزرگترین و بلندپایهترین پهلوانان فرهنگ ایران است. این فلسفۀ «شادخواری»، از بنیاد با فلسفه «تضرع و سوگ» بیگانه و ضد آن است؛ این پهلوانان با پیشوایان و پاکان و پارسایان و زاهدانی که از سر «ترس و خشیت»، بسی سجادهها به اشک آمیختهاند، از یک تبار نیستند.
🍂 زندگی در بنیاد خود، زندگی یک «من» است و هر «من» چیزی جز «عمل» نیست. من نیز هیچ کجا، جدای از خواست و ارادۀ خود برای «بیشینهشدن» و «فراز رفتن از هر جهت» نیست. در برابر «مرگخواهی و نیستیخواهی» که رو به «فسردگی و فروبستگی» دارند، «زندگیخواهی»، با «فراگشایی و فراگستری و گشودگی بهروی تجربههای نوبهنو» تعریف میشود؛ از همین روست که در فرهنگ ایران، «مرگخواهی و فرعی ساختن زندگی»، اموری اهریمنی هستند.
🍂 این اهریمن است که پیوسته، میراندن زندگی را میسگالد [میاندیشد]، و در برابر اوست که هر انسان باید بیاموزد که بهرغم همۀ مخاطرات و درشتیها و سختیها و فراز-و-نشیبها، زندگی را دوست بدارد و در جستوجوی «شادی و شادخواری» باشد. خویشکاریِ انسانِ راستمنش و بِهمنش در فرهنگ ایران، با همین پرهیز از «مرگخواهی و مرگستایی» تعریف میشود؛ هیچ چیز بیش از فلسفه «تضرع»، از ایدۀ بنیادی فرهنگ ایرانی دور نیست.
🍂 ایدۀ «رامش»، ایدۀ بنیادین فرهنگ #ایران بود، اما «نقطۀ شکست» این ایده کجا بود؟ درست همانجا که «رسالت» زرتشت، آغاز شد. من تا مدتی دراز، بر سرِ اقرار به این نکته، با خودم کلنجار میرفتم، اما حقیقت همین است! «الهیات زرتشتی»، با تمام واقعیتهای هولبار منتج از آن، ریشه در «ایدۀ رسالت» داشت، و همین «الهیات»، آیندهای برای این «ایده» (ایدۀ بنیادین فرهنگ ایران: رامش) تدارک دید که از بنیاد با آن بیگانه بود.
پینوشت: خودِ «ایده»، وجهی فرازمانی دارد که از باد و باران گزندی نمییابد؛ از همین رو، این ایدهایست که تا جاودان، ایرانی را به «خود و به زندگیاندیشی و زندگیدوستی» فرا-میخواند. برای حفظ «ایدۀ بنیادین فرهنگ ایران»، باید از زرتشت هم عبور کرد. باید دانست «ایدۀ رسالت»، دامگاهی است که ارجمندترین و شریفترین دستاوردهای فرهنگ بشری را بر باد دادهاست. به زبانی استعاری، «دشنۀ اهریمن» در «محراب رسالت» بر «پیکر زرتشت» فرود آمد؛ «رسالت زرتشت» را، «ایدۀ رسالت» بهزانو در آورد.
🗄پست مرتبط
📕روانکاویِ «دلهرۀ مرگ» در ساختارهای ایدئولوژیک
📕حرامزادهها، ما هنوز زندهایم!
.
#اسطورهشناسی #نقد_فرهنگ #نقد_اسلام #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 ظهور و سقوط امپراطوریهای ایران
— باستانشناسی ایران (+)
🎙#جواد_حسینزاده_ساداتی
📻فایل صوتی فشردۀ گفتگو
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— باستانشناسی ایران (+)
🎙#جواد_حسینزاده_ساداتی
📻فایل صوتی فشردۀ گفتگو
.
#ایران #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
ظهور و سقوط امپراتوریهای ایران
@Naqdagin
🎧ظهور و سقوط امپراطوریهای ایران
— باستانشناسی ایران (+)
🎙#جواد_حسینزاده_ساداتی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— باستانشناسی ایران (+)
🎙#جواد_حسینزاده_ساداتی
.
#ایران #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 نقشِ فعالِ علی در رهبریِ تعرض به ایران در زمان عمر و سرکوبِ خونینِ ایرانیان در زمان خلافتش (+)
❓شاید برای خیلی از ماهایی که حتی مذهبی نیستیم هم این سوال مهم وجود داشته باشه که واقعا امام علی یا همون علیابنابیطالب در مورد ایرانیها چه رویکردی داشت؟ در زمان جنگ ساسانیان با اعراب چه کرد؟ گذشتهتر و زمانی که پیامبر زنده بود در مقابل ایرانیها چطور رفتار کرد و اصلا در زمان خلافت خودش چی؟
🔻آیتالله شیخ علی کورانی، عالم برجسته شیعه، در تایید فتوحات اسلامی اینطور مینویسد:
🗄پستهای مرتبط به علی بن عبدمناف
📕پروژۀ ایدئولوژیکِ جابجاییِ «علی» با «رستم»
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @pajhooheshgar
❓شاید برای خیلی از ماهایی که حتی مذهبی نیستیم هم این سوال مهم وجود داشته باشه که واقعا امام علی یا همون علیابنابیطالب در مورد ایرانیها چه رویکردی داشت؟ در زمان جنگ ساسانیان با اعراب چه کرد؟ گذشتهتر و زمانی که پیامبر زنده بود در مقابل ایرانیها چطور رفتار کرد و اصلا در زمان خلافت خودش چی؟
🔻آیتالله شیخ علی کورانی، عالم برجسته شیعه، در تایید فتوحات اسلامی اینطور مینویسد:
علی ع، عمر را به جنگ با ایرانیان تشویق کرد و به او مشورت داد. در نهج البلاغه ج۲ص۲۹ آمده که:
ترجمه ی مکارم شیرازی: «پس از مشورت عمر بن خطاب در اين كه شخصاً براى جنگ با ايران حركت كند؛ (به خاطر حفظ موجوديت اسلام و مسلمين) به او فرموده است
پيروزى و شكست اين امر (اسلام) بستگى به فزونى و كمى جمعيّت نداشته، اين دين خدا است كه آن را پيروز ساخت و سپاه اوست كه آن را آماده و يارى كرد تا به آنجا كه بايد برسد رسيد و به هر جا كه بايد طلوع كند. طلوع نمود، از ناحيه خداوند به ما وعده پيروزى داده شده و مىدانيم خداوند به وعده خود جامه عمل خواهد پوشانيد و سپاه خويش را يارى خواهد فرمود.»
برخی معتقدند که اصحاب خاص علی ع که در فتوحات شرکت کردند، دچار غفلت شدند و از نظر امام دراین مورد بیخبر بودند.
ولی نمیتوان با این ادعا موافقت کرد. حواریون خاص علی ع، امثال سلمان و اباذر و عمار و مقداد و حذیفه و اشتر و دیگر خواص حضرت، همچون خالد بن سعید و هاشم المرقال و محمدبن ابی بکر و محمدبن ای حذیفه، ممکن نیست که این افراد از نظر امام بیخبر بوده باشند و از روی غفلت در فتوحات شرکت کرده باشند.
اینجا کافی است که به خطبه ی خالدبن سعید رجوع کنیم(خالدبن سعید، از ثقات شیعه، از سابقین در اسلام، از اولین کسانی که ولایت علی را پذیرفت و مطیع امام شد. ر.ک) خطبه ای که در مسجد پیامبر علیه ابابکر خواند و اورا محکوم کرد و بشدت با عمر درگیر شد و بآنها گفت:"اگر امام من دستور میداد شمشیر میکشیدم و با شما میجنگیدم"
خالد بعد از دو ما بدستور علی ع با ابابکر بیعت کرد و پس ازآن نیز بدستور ابابکر فرمانده سپاه شام شد. و اینکه او این فرماندهی را قبول کرده، حتما بارضایت علی ع بوده.
این لیست شیعیان و پیروان برجسته علی ع است که از سربازان و فرماندهان فتوحات اسلامی بودند: حذیفة بن الیمان، سلمان فارسی، عمار بن یاسر، ابوذرالغفاری، مقداد ابن عمرو، خالد بن سعید و برادرش عمرو، هاشم المرقال...(نویسنده نام بیش از سی تن از اصحاب علی را در ادامه ذکر میکند(ص۴۲))
نقل است که علی ع عده ای از شیعیانش را به فتوحات اسلامی فرستاد و گویا علی ع به خلیفه اصرار کرده که فلانی یا فلانی را به فلان سپاه بفرستد یا به فلان فرمانده بنویسد که چگونه عمل کند. بعنوان مثال در جنگ نهاوند که منجر به شکست ایرانیان شد و پادشاه ایران بعدازآن فرار کرد و مخفی شد.
و میدانید که این علی ع بود که نقشه ی فنح ایران و شام و فلسطین و مصر را طراحی کرد و فرماندهان را مشخص کرد و مراحل جنگ را پیگیری کرد و عمر را به ادامه جنگ تشویق کرد و اینکه ابابکر و عمر، دست علی ع را در اداره و مدیریت این فتوحات باز گذاشتند و از علم و تدبیر او و قدرت نفوذ و تاثیر او بر سربازان و خبره ی نظامی او استفاده کردند.
ما احادیث متواتر در تایید موارد فوق داریم. پیامبر اسلام از همان ابتدا به فتح ایران و روم بشارت داده بود و این فتوحات بر خلفا و مسلمین واجب بود. پیامبر اسلام خودش جنگ با روم را آغاز کرد و از جنگ با ایرانیان حمایت کرد.
قراءة جديدة للفتوحات الإسلامية - الكوراني العاملي ج۱ص۳۷ به بعد
🗄پستهای مرتبط به علی بن عبدمناف
📕پروژۀ ایدئولوژیکِ جابجاییِ «علی» با «رستم»
.
#نقد_شیعه #نقد_اسلام #تاریخ_اسلام #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @pajhooheshgar
Telegram
نقدآگین
📘علی بن عبدمناف، ایرانیان و زنان
نقد اول: خشونت علی
🍂 علی، معروف به قتال العرب یعنی قاتل فعال عرب بوده. یعنی عرب که خود در قتل و خونریزی معروف بوده، معروف این معروفها در خونریزی، علی بوده. به چند نمونه دقت کنید:
۱- گردن زدن ۷۰۰ تا ۹۰۰ نفر از مردان بنی قریظه طی سه روز.
۲- سر بریدن ۲۵۰۰نفر از خاندان ازد.
۳- کشتار حدود ۴۰۰ نفر از خوارج با سپاهی ۴۰۰۰نفری.
۴- کشتار حداقل ۵۲۳ نفر در لیلة الهرير.
۵- مشارکت در قتل عام، گردن زدن و سوزاندن افراد زیادی که پس از مرگ محمد از دین برگشتند. سرهای آنان را بریدند و پایه ی دیگ کردند و تن هاشان را سوزاندند و خاکستر کردند و همسران و فرزندانشان را به اسارت گرفتند.
۶- ترور حويرث بن نقيذ، بخاطر اشعاری که سروده بود.
۷- گردن زدن عقبه بن ابی معیط، مردی که به صورت محمد تف انداخته بود.
۸- مشارکت در قتل عام ایرانیان، مشاوره دادن به ابوبکر و عمر، تشویق سپاه اسلام و تمجید و تشکر از سپاه اسلام بخاطر جنایاتی که علیه ایرانیان کردند.
۹- علی در زمان خلافتش، به گرفتن باج و خراج از ایرانیان مغلوب، ادامه داد و حتی خراج را بیشتر کرد. این رفتارها باعث شکلگیری جنبشهای اعتراضی ایرانیان شد. پس علی نمایندگان خونریزی را برای سرکوب این جنبشها به ایران فرستاد. مثلا خليد بن طويف و زياد ابن ابيه را به خراسان، فارس، ری، آذربايجان و دیگر شهرها اعزام کرد. یا مثلا عبدالله بن عباس را با لشکری برای سرکوب قیام به استخر فرستاد که خون زیادی ریخت و وصف این خونریزی در اسناد مختلف تاریخی مشهود است.
۱۰- کشتار و سرکوب خشن مردم فارس و کرمان در سال ۳۹هجری توسط زیاد ابن ابی، نماینده ی علی.
۱۱- سرکوب قیام مردم خراسان و نیشابور توسط جعده بن هبيره، نماینده ی علی.
۱۲- سرکوب قیام مردم ری توسط ابوموسی اشعری، نماینده ی علی.
۱۳- سرکوب مردم خراسان در سال ۳۹ هجری توسط حارث بن سره عبدی، نماینده ی علی که در یک روز فقط هزار برده از ایرانیان گرفت.
۱۴- سرکوب قیام آذربایجان توسط اشعث بن قيس و وليد بن عقبه، نمایندگان علی.
۱۵- دوستی علی با خلفای راشدین: شواهد تاریخی در دست است که نشان از دوستی و همیاری علی با ابوبکر و عمر و عثمان است. مثلا: علی اسم فرزند خود را عمر میگذارد. نام فرزند دیگر خود را عثمان میگذارد. در خطبه ۲۱۹ نهج البلاغه در وصف عمر چنین میگوید:
درباره ی کمک عملی و مشاوره ای علی به حکومت ابوبکر و عمر و عثمان هم شواهد تاریخی زیادی در دست است.
۱۶- علی دختر نابالغ خود ام کلثوم را به عقد عمر درآورده.
نقد دوم: تحقیر زنان
علی ابن ابیطالب، در تحقیر و توهین به زنان،، حرفهای عجیبی زده که به برخی از آنها بعنوان نمونه اشاره میکنم:
۱۷- زن کلا شر است.
۱۸- زن مانند عقرب است.
۱۹- ای مردم! عقل زنان ناقص است.
۲۰- با زنان مشورت نکنید که عقلشان ناقص و عزمشان سست است.
۲۱- غیرت مرد نشانه ی ایمان و غیرت زن نشانه ی کفر اوست.
۲۲- ای مردم! از زنان پیروی نکنید! و در مورد اموالتان به زنان اعتماد نکنید! و نگذارید تدبیر امور خانه بکنند که باعث هلاک شوند. زنان وقتی چیزی را بخواهند، به هرکاری دست میزنند. مغرورند و هرچه پیرتر شوند مغرورتر میشوند. هرچه به زنان خوبی کنید، فراموش میکنند و هرچه بدی ببینند فراموش نکنند. اهل فتنه و بهتان و کینه و طغیان و پیرو شیطانند.
۲۳- علی ع غیر از ۹ زنی که داشته، تعدادی کنیز هم بعنوان همسر داشته و فرزندانی هم ازآن کنیزشان داشته. به پسرش حسن در مورد زنان کنیز خود و فرزندان کنیزان، وصیت هم کرده.
❓آیا علی شایسته است که الگو و (عجیبتر از آن) «پدر ایرانیان» (خصوصا بعنوان ایرانی، با فرهنگی فرسنگها متمایزتر با این سیرۀ خشن و خونین و افکار، که موضوع تهاجمات او و یارانش، بعنوان کفار!، بودهایم) در زندگی و حکومتداری باشد؟ آیا علی امامی معصوم و بیعیب و نقص بوده، یا عربی مانند دیگر عربهای زمان و مکان خودش، منتها با کارنامهای خونینتر؟ میان علی اسطورهای که ایرانیان با تمسک به «رستم و میترا» چهرهپردازی کردند، با علی تاریخی و واقعی، میلیونها سال نوری فاصله است.
🔺منابع هر شماره از متن بالا (اینجا)
🗄پستهای مرتبط به علی بن عبدمناف
📕پروژۀ ایدئولوژیکِ جابجاییِ «علی» با «رستم»
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @pajhooheshgar
نقد اول: خشونت علی
🍂 علی، معروف به قتال العرب یعنی قاتل فعال عرب بوده. یعنی عرب که خود در قتل و خونریزی معروف بوده، معروف این معروفها در خونریزی، علی بوده. به چند نمونه دقت کنید:
۱- گردن زدن ۷۰۰ تا ۹۰۰ نفر از مردان بنی قریظه طی سه روز.
۲- سر بریدن ۲۵۰۰نفر از خاندان ازد.
۳- کشتار حدود ۴۰۰ نفر از خوارج با سپاهی ۴۰۰۰نفری.
۴- کشتار حداقل ۵۲۳ نفر در لیلة الهرير.
۵- مشارکت در قتل عام، گردن زدن و سوزاندن افراد زیادی که پس از مرگ محمد از دین برگشتند. سرهای آنان را بریدند و پایه ی دیگ کردند و تن هاشان را سوزاندند و خاکستر کردند و همسران و فرزندانشان را به اسارت گرفتند.
۶- ترور حويرث بن نقيذ، بخاطر اشعاری که سروده بود.
۷- گردن زدن عقبه بن ابی معیط، مردی که به صورت محمد تف انداخته بود.
۸- مشارکت در قتل عام ایرانیان، مشاوره دادن به ابوبکر و عمر، تشویق سپاه اسلام و تمجید و تشکر از سپاه اسلام بخاطر جنایاتی که علیه ایرانیان کردند.
۹- علی در زمان خلافتش، به گرفتن باج و خراج از ایرانیان مغلوب، ادامه داد و حتی خراج را بیشتر کرد. این رفتارها باعث شکلگیری جنبشهای اعتراضی ایرانیان شد. پس علی نمایندگان خونریزی را برای سرکوب این جنبشها به ایران فرستاد. مثلا خليد بن طويف و زياد ابن ابيه را به خراسان، فارس، ری، آذربايجان و دیگر شهرها اعزام کرد. یا مثلا عبدالله بن عباس را با لشکری برای سرکوب قیام به استخر فرستاد که خون زیادی ریخت و وصف این خونریزی در اسناد مختلف تاریخی مشهود است.
۱۰- کشتار و سرکوب خشن مردم فارس و کرمان در سال ۳۹هجری توسط زیاد ابن ابی، نماینده ی علی.
۱۱- سرکوب قیام مردم خراسان و نیشابور توسط جعده بن هبيره، نماینده ی علی.
۱۲- سرکوب قیام مردم ری توسط ابوموسی اشعری، نماینده ی علی.
۱۳- سرکوب مردم خراسان در سال ۳۹ هجری توسط حارث بن سره عبدی، نماینده ی علی که در یک روز فقط هزار برده از ایرانیان گرفت.
۱۴- سرکوب قیام آذربایجان توسط اشعث بن قيس و وليد بن عقبه، نمایندگان علی.
۱۵- دوستی علی با خلفای راشدین: شواهد تاریخی در دست است که نشان از دوستی و همیاری علی با ابوبکر و عمر و عثمان است. مثلا: علی اسم فرزند خود را عمر میگذارد. نام فرزند دیگر خود را عثمان میگذارد. در خطبه ۲۱۹ نهج البلاغه در وصف عمر چنین میگوید:
"او کسی است که کجی را راست کرد٬ و درد را درمان کرد٬ و سنت را بر پا داشت٬ و فتنه را پشت سر گذاشت٬ پاک جامه رفت و اندک عيب٬ خير خلافت را دريافت و از شر آن اجتناب جست. طاعت خداوند را بجای آورد و بر ادای حقش تقوی ورزید."
درباره ی کمک عملی و مشاوره ای علی به حکومت ابوبکر و عمر و عثمان هم شواهد تاریخی زیادی در دست است.
۱۶- علی دختر نابالغ خود ام کلثوم را به عقد عمر درآورده.
نقد دوم: تحقیر زنان
علی ابن ابیطالب، در تحقیر و توهین به زنان،، حرفهای عجیبی زده که به برخی از آنها بعنوان نمونه اشاره میکنم:
۱۷- زن کلا شر است.
۱۸- زن مانند عقرب است.
۱۹- ای مردم! عقل زنان ناقص است.
۲۰- با زنان مشورت نکنید که عقلشان ناقص و عزمشان سست است.
۲۱- غیرت مرد نشانه ی ایمان و غیرت زن نشانه ی کفر اوست.
۲۲- ای مردم! از زنان پیروی نکنید! و در مورد اموالتان به زنان اعتماد نکنید! و نگذارید تدبیر امور خانه بکنند که باعث هلاک شوند. زنان وقتی چیزی را بخواهند، به هرکاری دست میزنند. مغرورند و هرچه پیرتر شوند مغرورتر میشوند. هرچه به زنان خوبی کنید، فراموش میکنند و هرچه بدی ببینند فراموش نکنند. اهل فتنه و بهتان و کینه و طغیان و پیرو شیطانند.
۲۳- علی ع غیر از ۹ زنی که داشته، تعدادی کنیز هم بعنوان همسر داشته و فرزندانی هم ازآن کنیزشان داشته. به پسرش حسن در مورد زنان کنیز خود و فرزندان کنیزان، وصیت هم کرده.
❓آیا علی شایسته است که الگو و (عجیبتر از آن) «پدر ایرانیان» (خصوصا بعنوان ایرانی، با فرهنگی فرسنگها متمایزتر با این سیرۀ خشن و خونین و افکار، که موضوع تهاجمات او و یارانش، بعنوان کفار!، بودهایم) در زندگی و حکومتداری باشد؟ آیا علی امامی معصوم و بیعیب و نقص بوده، یا عربی مانند دیگر عربهای زمان و مکان خودش، منتها با کارنامهای خونینتر؟ میان علی اسطورهای که ایرانیان با تمسک به «رستم و میترا» چهرهپردازی کردند، با علی تاریخی و واقعی، میلیونها سال نوری فاصله است.
🔺منابع هر شماره از متن بالا (اینجا)
🗄پستهای مرتبط به علی بن عبدمناف
📕پروژۀ ایدئولوژیکِ جابجاییِ «علی» با «رستم»
.
#نقد_شیعه #تاریخ_ایران #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @pajhooheshgar
📘پروژۀ ایدئولوژیکِ جابجاییِ «علی» با «رستم»
— «ایرانستیزی قتال اعراب و ایرانیان» که «پهلوان، قهرمان و خدایِ ایرانیان» جا زده شد!
✍🏻 #پیام
🗄پستهای مرتبط به علی بن عبدمناف
📕علی بن عبدمناف، ایرانیان و زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— «ایرانستیزی قتال اعراب و ایرانیان» که «پهلوان، قهرمان و خدایِ ایرانیان» جا زده شد!
✍🏻 #پیام
🗄پستهای مرتبط به علی بن عبدمناف
📕علی بن عبدمناف، ایرانیان و زنان
.
#نقد_شیعه #نقد_فرهنگ #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘پروژۀ ایدئولوژیکِ جابجاییِ «علی» با «رستم»
✍🏻 #پیام
🔻طبق خطبۀ ۱۴۶ نهجالبلاغه، این«علیبنعبدمناف» (علیبنابیطالب) بود که عمر را تشویق کرد تا با حملاتِ پیدرپی به ایران، ریشۀ ایران و ایرانیان را بزند:
🔺 طبق این خطبه، غمر دربارۀ جنگ دودل است، اما علی اصرار دارد که: الله از ایرانیان راضی نیست و پشتیبان اعراب خواهد بود!
🔻اشارۀ علی به کافر بودنِ ایرانیان است. در آیۀ ۱۲۲ توبه نیز دستور دادهشده که باید با کافران جهاد و قتال کرد:
🔺یکی از معانی کافر «غیرمسلمان» است. علاوه بر آن، کافران مانند «ادرار و مدفوع»، از «نجاسات» محسوب میشوند و به همین دلیل، خونشان ارزشی ندارد.
🍂 علی بنیانگذار «جنگهای داخلی مسلمانان» بود و بنا به آمار، قتلعامی که در کمتر از ۳ سال از مسلمین رقم زد، حدود ۷۰ تا ۱۰۰ هزار تن، معادلِ دو دهه کشتار حجاج یوسف ثقفی (مشهور به «سفاک عرب» در نظر شیعه) بودهاست. تا پیش از علی، توجه مسلمانان بیشتر معطوف به جنگهای خارجی و افزایش رفاه مسلمین با افزودن بر غنائم و جزیهها، بهبهانۀ گسترش اسلام و کنار زدنِ مذاهب شرکآلود بود، اما با حکومت علی، جنگهای داخلی آنچنان گستردهشد که باعث شد بیش از ۴ سال حکومت نکند و فقر و خانوادههای بیسرپرست و یتیمشده، چنان گسترده شود که در نهایت به قتلش منجر شود.
🍂 علی در جنگ جمل حتی طلحه و زبیر را بهقتل رساند و عايشه، همسر پیامبر را مدتی اسیر کرد! طلحه و زبیر از ۱۰ نفر اولی بودند که اسلام آوردهبودند! این رخداد عجیب، بعدها در حقّ حسین جبران شد، و زینب هم مدتی اسیر شد. در واقع، بنیانگذار وقایع کربلا، علی بود که «رسمِ مسلمانکشی» را برای «تصرف خلافت» (پس از ترور عثمان بدستِ مالک اشتر و فرزندخواندهاش، و پرهیز از تحویل و محاکمۀ آنها) بنیان گذاشت. حسین و زینب در برابر طلحه و زییر و عايشه، اصلا شخصیتی نبودند.
🍂 کسی که طبق نهجالبلاغه دستور قتل ایرانیان را دادهبود، بعدها در نقشِ پهلوان, بر جای رستم نشست و قهرمان و حتی خدای ایرانیان شد! در هیچ کشوری از دنیا این اتفاق عجیب رخ نداده و «قاتل یک تمدن»، اینچنین در نقش «قهرمان» در اذهان تاریخی مردم جا انداخته نشدهاست.
🍂 رستم، نمادِ «منافع ملی ایرانیان» بود و علی، نماد «منافع عربهای مسلمان». مسئلۀ بسیار خطرناکتر این است که این شکل از جابهجایی کهنالگوها تا به امروز، گریبان ما را گرفته و تا امروز هم «ایران» مسئلۀ ما نیست و اساس، اسلام است بعد از ۱۴۰۰ سال!
🍂 بعد از ۱۴۰۰ سال و حتی بعد از جنبش «زن، زندگی، آزادی» هم هنوز فریاد علی میزنیم و توجهی به آنچه گذشت و در حال وقوع است، نداریم. من از زنان حاضر در این ویدیو تعجب میکنم که برای کسی فریاد میزنند که طبق نهجابلاغه، عقل زنان را نصف مردان میدانسته! نگاهی گذرا کافیست تا متوجه بشیم که هنوز هم خطبۀ ۱۴۶ نهج البلاغه در ایران جاریست و ما در تجربۀ دائمی «مرگ ایران» هستیم، اینبار بدست خودمان.
🍂 یکی از نکات جالب ویدیو این است که در «کاخ سعدآباد» ضبط شدهاست! فریادی که باید در حسینیه زده شود، در کاخ سعدآباد زده میشود تا پرچم شیعه در یکی از نمادهای ملی معاصر ما برافراشته شود: وضعیتِ دهشتناکِ «امتدادِ اِشغال و عدم خودآگاهی ملی بدان».
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #پیام
🔻طبق خطبۀ ۱۴۶ نهجالبلاغه، این«علیبنعبدمناف» (علیبنابیطالب) بود که عمر را تشویق کرد تا با حملاتِ پیدرپی به ایران، ریشۀ ایران و ایرانیان را بزند:
پیروزى و شکست اسلام به فراوانى لشکر و اندکى آن نبود؛ آن دین الله است که اللهش پیروز کرد و «سپاه حق» است که آن را مهیا نمود و یارى داد تا رسید بهانجا که باید، و طلوع کرد تا جایى که باید. ما را از جانب حق وعدۀ پیروزىست، و الله وفاکننده به وعدۀ خویش است و لشکرش را یارى مىدهد.
مرتبۀ زمامدار در این محور، مرتبۀ رشتهاىست که مهرهها را جمع مىکند و به هم ارتباط مىدهد؛ اگر رشته بگسلد، مهرهها پراکنده شده و هر یک به جایى مىرود؛ پس از آن، هرگز همۀ آنها جمع نشوتد. عرب اگرچه امروز در شمار اندک است، اما با بستگى به رشتۀ اسلام، بسیار، و بهخاطر اتحاد، نیرومند است.
پس تو همچون محور آسیا باش، و به وسیلۀ عرب، آسیا را بگردان، و آنان را در دل آتش جنگ بیفکن و خود به جبهه جنگ مرو؛ زیرا اگر بیرون روى، عرب از همهطرف پیمان با تو را بگسلند، تا جایى که حفظ مرزهایى که پشت سر گذاشتهاى براى تو از رفتن به کارزار مهمتر شود.
بىشک اگر ایرانیها فردا تو را ببینند، مىگویند «این ریشۀ عرب است، اگر آن را قطع کنید، آسوده مىشوید» و این اندیشه باعث مىشود که آنها را در جنگ با تو و طمع در ازبین بردنت، حریصتر و سرسختتر کند.
🔶اما آنچه دربارۀ آمدنِ ایرانیان به جنگ با مسلمین گفتى. اللهِ سبحان بیش از تو، «از آمدن آنان ناخشنود است» و خود بر تغییر آنچه خوش نمىدارد، تواناتر است! اما آنچه دربارۀ کثرت عددشان گفتى؛ ما در زمان پیامبر با لشگر انبوه با کفار نمىجنگیدیم، بلکه با نصرت و یارى خداوند وارد کارزار مىشدیم.
🔺 طبق این خطبه، غمر دربارۀ جنگ دودل است، اما علی اصرار دارد که: الله از ایرانیان راضی نیست و پشتیبان اعراب خواهد بود!
🔻اشارۀ علی به کافر بودنِ ایرانیان است. در آیۀ ۱۲۲ توبه نیز دستور دادهشده که باید با کافران جهاد و قتال کرد:
ای مومنان! كافرانى كه مجاور شما هستند را بکشید.
🔺یکی از معانی کافر «غیرمسلمان» است. علاوه بر آن، کافران مانند «ادرار و مدفوع»، از «نجاسات» محسوب میشوند و به همین دلیل، خونشان ارزشی ندارد.
🍂 علی بنیانگذار «جنگهای داخلی مسلمانان» بود و بنا به آمار، قتلعامی که در کمتر از ۳ سال از مسلمین رقم زد، حدود ۷۰ تا ۱۰۰ هزار تن، معادلِ دو دهه کشتار حجاج یوسف ثقفی (مشهور به «سفاک عرب» در نظر شیعه) بودهاست. تا پیش از علی، توجه مسلمانان بیشتر معطوف به جنگهای خارجی و افزایش رفاه مسلمین با افزودن بر غنائم و جزیهها، بهبهانۀ گسترش اسلام و کنار زدنِ مذاهب شرکآلود بود، اما با حکومت علی، جنگهای داخلی آنچنان گستردهشد که باعث شد بیش از ۴ سال حکومت نکند و فقر و خانوادههای بیسرپرست و یتیمشده، چنان گسترده شود که در نهایت به قتلش منجر شود.
🍂 علی در جنگ جمل حتی طلحه و زبیر را بهقتل رساند و عايشه، همسر پیامبر را مدتی اسیر کرد! طلحه و زبیر از ۱۰ نفر اولی بودند که اسلام آوردهبودند! این رخداد عجیب، بعدها در حقّ حسین جبران شد، و زینب هم مدتی اسیر شد. در واقع، بنیانگذار وقایع کربلا، علی بود که «رسمِ مسلمانکشی» را برای «تصرف خلافت» (پس از ترور عثمان بدستِ مالک اشتر و فرزندخواندهاش، و پرهیز از تحویل و محاکمۀ آنها) بنیان گذاشت. حسین و زینب در برابر طلحه و زییر و عايشه، اصلا شخصیتی نبودند.
🍂 کسی که طبق نهجالبلاغه دستور قتل ایرانیان را دادهبود، بعدها در نقشِ پهلوان, بر جای رستم نشست و قهرمان و حتی خدای ایرانیان شد! در هیچ کشوری از دنیا این اتفاق عجیب رخ نداده و «قاتل یک تمدن»، اینچنین در نقش «قهرمان» در اذهان تاریخی مردم جا انداخته نشدهاست.
🍂 رستم، نمادِ «منافع ملی ایرانیان» بود و علی، نماد «منافع عربهای مسلمان». مسئلۀ بسیار خطرناکتر این است که این شکل از جابهجایی کهنالگوها تا به امروز، گریبان ما را گرفته و تا امروز هم «ایران» مسئلۀ ما نیست و اساس، اسلام است بعد از ۱۴۰۰ سال!
🍂 بعد از ۱۴۰۰ سال و حتی بعد از جنبش «زن، زندگی، آزادی» هم هنوز فریاد علی میزنیم و توجهی به آنچه گذشت و در حال وقوع است، نداریم. من از زنان حاضر در این ویدیو تعجب میکنم که برای کسی فریاد میزنند که طبق نهجابلاغه، عقل زنان را نصف مردان میدانسته! نگاهی گذرا کافیست تا متوجه بشیم که هنوز هم خطبۀ ۱۴۶ نهج البلاغه در ایران جاریست و ما در تجربۀ دائمی «مرگ ایران» هستیم، اینبار بدست خودمان.
🍂 یکی از نکات جالب ویدیو این است که در «کاخ سعدآباد» ضبط شدهاست! فریادی که باید در حسینیه زده شود، در کاخ سعدآباد زده میشود تا پرچم شیعه در یکی از نمادهای ملی معاصر ما برافراشته شود: وضعیتِ دهشتناکِ «امتدادِ اِشغال و عدم خودآگاهی ملی بدان».
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘تشیع: مذهبتراشیِ سیاسیِ ایرانیان
(۱/۳)
🍂 جتما شنیدهاید که برخی معتقدند اصل تشیع ایرانیست و تشیع را ایرانیها ساختند.
در این مقال، مقومات این نظریه و بزرگانی که قائل به این نظریه هستند را مطالعه میکنیم:
۱- کتب و عقاید اصلی شیعه را ایرانیان نوشتند:
🔻علامه بهبودی که از مهمترین حدیثپژوهان معاصر است در کتاب معرفت الحدیث ص۱۷۲ بصراحت میگوید:
❓کتب اصلی شیعه را چه کسانی نوشتند؟ چه کسانی مدعی دسترسی به اصول چهارصدگانه بودند؟ موثرترین شیعیان بعد از امام یازدهم چه کسانی بودند؟
🔺بنابراین خیلی از علمای بزرگ و موثر در تشیع، بیشتر ایرانی و قمی بودند، و همین ایرانیبودن موسسان تشیع، یکی از مقومات نظریۀ ایرانیبودن تشیع حساب میشود.
🍂 غیر از این موسسان و موثران، علمای موثر دیگری که در عصر صفوی و بعد از آن، علم رجال جدید و از همه مهمتر، تشیع حکومتی را تولید و بازسازی کردند، اکثرا ایرانی بودند (امثال اردبیلی و کاشانی و مجلسی و منتظری و خمینی و خامنهای و دیگران).
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۳)
🍂 جتما شنیدهاید که برخی معتقدند اصل تشیع ایرانیست و تشیع را ایرانیها ساختند.
در این مقال، مقومات این نظریه و بزرگانی که قائل به این نظریه هستند را مطالعه میکنیم:
۱- کتب و عقاید اصلی شیعه را ایرانیان نوشتند:
🔻علامه بهبودی که از مهمترین حدیثپژوهان معاصر است در کتاب معرفت الحدیث ص۱۷۲ بصراحت میگوید:
«کتب اصلی شیعه، مثل «لوح فاطمه» که منجمله شامل «حدیث جابر و نام امامان» است، و دیگر کتب اصلی، که نام امامان در آنها ذکر شده، همگی بعد از امام یازدهم نوشتهشدند؛ چراکه اگر قبل از آن نوشته شدهبودند، شیعیان در شناخت امامان سرگردان نمیشدند».
❓کتب اصلی شیعه را چه کسانی نوشتند؟ چه کسانی مدعی دسترسی به اصول چهارصدگانه بودند؟ موثرترین شیعیان بعد از امام یازدهم چه کسانی بودند؟
- حسین بن روح نوبختی، متولد قم، معروف به حسین بن روح قمی، از خاندان معروف نوبختی ایرانی بوده.
- علی بن ابراهیم قمی، متولد قم. استادِ شیخ کلینی و این بابویه قمی، صاحب تفسیر قمی.
- ثقة الاسلام کلینی، متولد کلین از توابع شهرری، صاحب کتاب کافی.
- ابن بابویه قمی، خودش و پدرش شیخ و پیشوای قمی ها بودند (صدوقین)، معروف به شیخ صدوق، صاحب کتابهای «من لایحضرهالفقیه و معانیالاخبار و عللالشرایع و الخصال و عیون اخبارالرضا»، استاد شیخ مرتضی و شیخ مفید.
- شیخ طوسی، متولد مشهد(طوس)، ملقب به شیخ طائفه شیعه، شیخ الطائفه، صاحب کتاب التهذیب . الاستبصار از کتب اربعه شیعه.
- شیخ طبرسی، صاحب تفسیر مجمع البیان، متولد قم.
- ابن قولویه قمی، متولد قم، از شاگردان شیخ کلینی، صاحب کامل الزیارات.
- ابن شهرآشوب مازندرانی، متولد مازندارن، ملقب ب شیخ الطائفه، صاحب مناقب آل ابیطالب و معالم العلما.
- خواجه نصیرالدین طوسی، مشهدی، پدرش قمی، ملقب ب سلطان الفقها و افضل العلما، استاد علامه حلی و میثم بحرانی، صاحب اخلاق ناصری و تجریدالعقاید.
🔺بنابراین خیلی از علمای بزرگ و موثر در تشیع، بیشتر ایرانی و قمی بودند، و همین ایرانیبودن موسسان تشیع، یکی از مقومات نظریۀ ایرانیبودن تشیع حساب میشود.
🍂 غیر از این موسسان و موثران، علمای موثر دیگری که در عصر صفوی و بعد از آن، علم رجال جدید و از همه مهمتر، تشیع حکومتی را تولید و بازسازی کردند، اکثرا ایرانی بودند (امثال اردبیلی و کاشانی و مجلسی و منتظری و خمینی و خامنهای و دیگران).
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘تشیع: مذهبتراشیِ سیاسیِ ایرانیان
(۲/۳)
۲- قول مورخان و بزرگان دربارۀ ایرانیبودن تشیع:
🔻مقریزی، مورخ برجستۀ مصری در کتاب الخطط ج۴ص۱۹۸ چنین مینویسد:
🔺ابن حزم اندلسی، بزرگترین عالم اسلام بعد از طبری، در کتاب الفصل ج۲ص۲۷۳ همین کلمات را تکرار میکند.
🔻احمد امین، نویسنده بزرگ مصری، در کتاب فجرالاسلام ص۲۷۷ همین قول مقریزی را تکرار میکند و اضافه میکند:
🔻امام محمد ابوزهره، پژوهشگر معروف مصری در کتاب تاریخ مذاهب اسلامی ص ۳۴ مینویسد:
🔻وان ولوتن، مستشرق هلندی، در کتاب سیطرهی عرب و عقاید شیعی مهدوی تحت حکومت اموی، ص۷۶ مینویسد:
🔻یولیوس ولهوزن، مستشرق مشهور آلمانی، در کتاب خوارج و تشیع و احزاب سیاسی صدر اسلام، از ص۲۲۵ به بعد، دربارۀ شکلگیری عقاید جدید در دوران مختار و نفوذ ایرانیها در لشگر مختار مینویسد:
🔻راینهارت دوزی، مستشرق معروف هلندی، در کتاب مقالة فی التاریخ الاسلام ص۲۲۳ مینویسد:
🔻ص۲۳۹:
🔻دوزی در همان کتاب ص۲۲۰ مینویسد:
🔻احمد امین، اندیشمند بزرگ مصری، در کتاب فجرالاسلام ص۲۹۷ قول مقریزی و ولهوسن و دوزی را تکرار میکند و مینویسد:
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۳)
۲- قول مورخان و بزرگان دربارۀ ایرانیبودن تشیع:
🔻مقریزی، مورخ برجستۀ مصری در کتاب الخطط ج۴ص۱۹۸ چنین مینویسد:
«ایرانیها خیلی قدرتمند و مسلط بر دیگر امتها بودند و خودشان را بزرگ و سید و بالاتر از دیگران میدیدند. ولی وقتی بدست عرب شکست خوردند، خیلی احساس تحقیر کردند؛ چراکه احتمال خطری از جانب عرب نمیدادند و عرب را قومی ضعیف و پست میدیدند. بنابراین تلاش در ایجاد نفاق و نیرنگ در اسلام کردند. تظاهر به اسلام و محبت اهل بیت کردند و از اختلافاتی که بود نیز سوءاستفاده کردند، تا اینکه شیعیان و تشیع واقعی را منحرف کردند. اصحاب رسول و غیرشیعیان را تکفیر کردند و ادعا کردند که دین واقعی نزد مهدی غایب است».
🔺ابن حزم اندلسی، بزرگترین عالم اسلام بعد از طبری، در کتاب الفصل ج۲ص۲۷۳ همین کلمات را تکرار میکند.
🔻احمد امین، نویسنده بزرگ مصری، در کتاب فجرالاسلام ص۲۷۷ همین قول مقریزی را تکرار میکند و اضافه میکند:
«اعتقادی شبیه به تناسخ و تجسیم و حلول و عقایدی که بین «فلاسفه و مجوسیان و ایرانیان» معروف بود، توسط شیعیان ایرانی وارد اسلام شد. ایرانیها از قدرت و دولت عرب تنفر شدید داشتند و در پوشش تشیع با دولت امویه جنگیدند».
🔻امام محمد ابوزهره، پژوهشگر معروف مصری در کتاب تاریخ مذاهب اسلامی ص ۳۴ مینویسد:
«ما حقیقتا معتقدیم که تشیع متاثر از افکار فارسیست؛ افکاری مانند نظام پادشاهی وراثتی و امثالهم. و البته شباهتهای غیرقابل انکاری بین تشیع و عقاید فارسی دیده میشود. اکثر شیعیان ایرانی هستند و شیعیان ابتدایی هم ایرانی بودند».
🔻وان ولوتن، مستشرق هلندی، در کتاب سیطرهی عرب و عقاید شیعی مهدوی تحت حکومت اموی، ص۷۶ مینویسد:
«در دوران مختار، عقاید جدیدی در تشیع شکل گرفت که تاثیر زیادی در اصل تشیع داشت؛ مثلا عقاید غیرعربی و ایرانی درباره تعظیم و اطاعت پادشاهان و ملوک».
🔻یولیوس ولهوزن، مستشرق مشهور آلمانی، در کتاب خوارج و تشیع و احزاب سیاسی صدر اسلام، از ص۲۲۵ به بعد، دربارۀ شکلگیری عقاید جدید در دوران مختار و نفوذ ایرانیها در لشگر مختار مینویسد:
«شیعیان قدیم عرب به مختار اعتماد نداشتند و از او پیروی نمیکردند، بلکه بیشتر متعصبین و موالی ایرانی پیرو او بودند که از جمله انگیزهی جنگ تعصبی علیه عرب را داشتند. آنها مختار را تعظیم میکردند و برای او کرسی مقدسی برای حکمرانی قرار دادهبودند و دور آن کرسی میرقصیدند و تا حد جنون او را بزرگ میکردند».
🔻راینهارت دوزی، مستشرق معروف هلندی، در کتاب مقالة فی التاریخ الاسلام ص۲۲۳ مینویسد:
«مختار ابتدا «خارجی/خوارجی» بود، سپس «زبیری» شد و بعد «شیعه» شد و بعد به «بداء» معتقد شد». مختار خود را «امین مهدی غایب» معرفی میکرد.
تشیع در آن دوران شکل جدیدی گرفت. ازجمله مخالفت با بنیامیه از عقاید شیعه شدهبود.
و ایرانیان که تا آنزمان موالی عرب بودند، هویت جدید و دین جدیدی پیدا کردهبودند که با اسلام قدیم متفاوت بود (طبری ج۲ص۶۴۷).
مختار و پیروانش معروف بودند به «کیسانیه» که از شاخههای «سبئیه» بود و کیسان که زعیم موالی ایرانی بود، همزمان رئیس سبئیه بود»
🔻ص۲۳۹:
«درآن دوران، اختلافات و دستهبندیهای جدیدی در شیعه و سنی ایجاد شد. موالی ایرانی و سبئیه یکی شدهبودند و بنظر خیلیها، تشیع ایرانی شدهبود و رنگ ایرانی گرفته بود».
🔻دوزی در همان کتاب ص۲۲۰ مینویسد:
«تشیع در حقیقت یک «فرقۀ فارسی» بود. جنس تشیع فارسی بود و بدنبال «احیای پادشاهی موروثی و تعظیم و اطاعت از پادشاهان» بود. و طبق نظام پادشاهی تصور میکردند چون محمد فرزندی ندارد، داماد او، یعنی علی، باید جانشین او شود و سپس اولاد علی.
و غیر از علی و اولادش را غاصب حکومت میدانستند. و نفرتشان از عرب و آرزویشان در بازپسگیری ثروت و قدرت پادشاهان ایرانی، در غالبی جدید، انگیزهای برای شکلگیری مذهبی جدید بود.
امام نزد شیعیان، همان پادشاه بود. تجسم خدا بر زمین. و اطاعت کور از پادشاه، اساس مذهبشان بود.
بنابراین اگرچه تشیع اولیه عربی-اسلامی بوده، ولی بعدها ایرانی-پادشاهی شده».
🔻احمد امین، اندیشمند بزرگ مصری، در کتاب فجرالاسلام ص۲۹۷ قول مقریزی و ولهوسن و دوزی را تکرار میکند و مینویسد:
«حقیقت این است که تشیع، پناهگاهی بود برای دشمنان اسلام که میخواستند اسلام را از درون متلاشی کنند و با «پوشش حب اهل بیت»، اعتقادات اجداد خودشان را در اسلام احیا کنند و از اسلام مستقل شوند.
از جمله برخی از زرتشتیان ایرانی. برخی از ایرانیان در غالب تشیع، با دولت اموی جنگیدند و انگیزهشان نفرت و انتقام از عرب بود.
تشیع اولیه، عربی و مختصر و خام بود، ولی تشیع ثانوی و امروزی، تشیعیست که تا حد زیادی متاثر از ایرانیان است».
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نظرات
کتاب الفصل از ابن حزم ص۲۷۳تا۲۷۶
📘تشیع: مذهبتراشیِ سیاسیِ ایرانیان
(۳/۳)
۳- ادامۀ نسل پادشاهان ایران با دختر یزدگرد:
🍂امام سجاد (علی بن الحسین) «ابنالخیرتین» لقب گرفتهبود (بمعنای «پسر دو تن از بهترینها»)، چراکه فرزند بهترین عرب و بهترینِ عجم بود. پدرش حسین بن علی، پسر «شاه عرب» و مادرش «جهانشاه» یا «شهربانو»، دختر «شاه عجم» یزدگرد، پسر شهریار، پسر شیرویه، پسر کسری، بودهاست.
🔻و ابااسود در اینباره اینگونه سروده که:
🔻دکتر احمد وایلی، خطیب مشهور شیعه، در کتاب هویت شیعه ص۷۲ دراین باب مینویسد:
🗄پست مرتبط
📕پروژۀ ایدئولوژیکِ جابجاییِ «علی» با «رستم»
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @pajhooheshgar
(۳/۳)
۳- ادامۀ نسل پادشاهان ایران با دختر یزدگرد:
«غزاله، دختر یزگرد، یکی از زنان حسین بن علی و مادر امام سجاد بوده» (تاریخ یعقوبی۲/۲۴۶).
«غزاله که در واقع احرار نام داشت، دختر یزدگرد پسر کسری پادشاه ایران بود که در جنگ با ایران اسیر شده و توسط عمربن خطاب به حسین بن علی اهدا شده بوده» (تاریخ یعقوبی۲/۳۳۰).
🍂امام سجاد (علی بن الحسین) «ابنالخیرتین» لقب گرفتهبود (بمعنای «پسر دو تن از بهترینها»)، چراکه فرزند بهترین عرب و بهترینِ عجم بود. پدرش حسین بن علی، پسر «شاه عرب» و مادرش «جهانشاه» یا «شهربانو»، دختر «شاه عجم» یزدگرد، پسر شهریار، پسر شیرویه، پسر کسری، بودهاست.
🔻و ابااسود در اینباره اینگونه سروده که:
پسری از نسل هاشم و کسری
بهترین خلق است بی کم و کسری»
(الکافی، الکلینی۱/۴۶۶) (لباب الانساب، البیهقی۱/۲۱ تنقیح المقال، المامقانی۱/۳۶۲ منتهی المطلب،العلامة الحلی۱۳/۳۰۰)
🔻دکتر احمد وایلی، خطیب مشهور شیعه، در کتاب هویت شیعه ص۷۲ دراین باب مینویسد:
«برخی از مورخین و محققین بر این باورند که یکی از دلایل شیعهشدن ایرانیان، ازدواج شهربانو با امام حسین بود؛ چراکه وراثت پادشاهی ایران از طریق ازدواج دختر شاه ایران با پسر شاه عرب ادامه پیدا کردهبود. ایرانیان، فرزندان حسین را وارث شاهنشاهی ایران میدانستند. شیعیان، متاثر از ایرانیان، معتقد شدند که اطاعت از امام مثل اطاعت از شاه واجب است. دوزی، مستشرق، باور داشت اصل شیعه ایرانی ست. همچنین احمد امین و جملهای از مورخین نیز بر این باورند، و امثال محبالدين الخطيب، و أحمد شلبی، ومصطفىالشكعه و دیگرانی، بآن یقین دارند».
🗄پست مرتبط
📕پروژۀ ایدئولوژیکِ جابجاییِ «علی» با «رستم»
.
#نقد_شیعه #بازنگری #ایران#تاریخ_ایران #تشیع
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @pajhooheshgar
Telegram
نقدآگین
📺 رجعت و تناسخِ پیامبران و فرشتگان و شهیدان با مهدی
🎙#عبدالله_هاشم
🔻مقریزی، مورخ برجستۀ مصری، چنین مینویسد:
🔻احمد امین، نویسنده بزرگ مصری، در کتاب فجرالاسلام ص۲۷۷ همین قول مقریزی را تکرار میکند و اضافه میکند:
🔸در این کلیپ، عبدالله هاشم («قائم آل محمد» و از «مهدیهای موعود» پیامبرِ اسلام بنا به ادعایِ خودش و احمدالحسن -مدعی دیگر-) به توصیف «تناسخ» بنا به روایات شیعی و ادیان قبلی میپردازد و در انتها نیز از تناسخِ زنِ مصاحبهگر و پیرو خودش میگوید. مصاحبهگری که جز ابراز تعجب و وفاداری، قرار نیست هیچ نوع چالش و نقد جدیای برای امام زمان موردِ باورش ایجاد کند و صرفا نقش ایجاد تنوع و زیبایی بصری را ایفا کردهاست.
🔸با دیدن این کلیپ، یک دورۀ فشرده و هیجانانگیز از تخیلات-فانتزیهای عجیبوغریبِ شیعه در طول تاریخ را مرور خواهید کرد. اینکه مسلمانانِ سنتی و وفادار به نصوص اصلی، شیعیان را رافضی میدانستند، بیهوده نبوده. این حد از رویاپردازی و تخیلات افزون بر دین، برای اهل سنت که به قرآن و سنت (شریعت) محمدی بسنده کردهاند، قفل بودهاست.
🔸در واقع، شیعیان (در فرقههای مختلفشان) گروهی از مسلمانان (عمدتا ایرانی) بودند که در مواجهه با فشارهای مختلف حکام زمان و روزگار، بخاطر محدودیتهای متعدد حاکم بر جهان سنت و سیاستورزی و دینورزی اختیاری، ناچار بودند بعنوان «تشکیلات/فرقهای سیاسی»، به ساختوپرداختِ فانتزیها و تخیلات از «یک روز خوب» بپردازند تا حس کنند «رها نشدهاند» و «این شب تاریخ» عمر درازی ندارد، و بلاخره یک آیندۀ بیکموکاست و تماما الوهی و ماورایی میآید، و خدا انسانها را مثل دهها هزار سال قبل، رها نکرده؛ و از طرفی دیگر، با تاکید غلوآمیز بر مقام رهبر دینی-سیاسی خود، او را خدایی زمین معرفی میکردند که «بالاترین فضیلتِ» یک انسان مومن، شناخت او و مقامش، و ایمان و سرسپردگی محض او میباشد.
🔻دوزی، مستشرق معروف هلندی مینویسد:
🔸طبق گزارشی که عبدالله هاشم (مدعی مهدویت، پناهنده به انگلستان از ترس مسلمانان و کشورهای اسلامی) از روایات شیعی میدهد، مشخص است که شدتِ نفرت و بغضِ نابالغانۀ سازندگانِ این روایت چنان بوده که انتقام از افراد صاحب قدرت ستمگر در حق خودشان را، نه به برزخ و قیامت و دوزخ (که نظام باور قرآن بر آن بنا شده) ارجاع دادهاند، بلکه ضروری دانستهاند بدعتِ «تناسخ» را نیز وارد اسلام کنند و خودشان و دشمنانشان مجدد با تناسخ برگردند و انتقامشان را در هنگامه برگشتِ ابرپیر مخفی، با دست خودشان بگیرند، شاید از کینه و عقدههای شدیدی که بدان دچار شدهبودند، رها شوند!
🔸درک سازندگانِ روایات ظهور از «عدالت» و «دولت عدل» چنین صغیر و کمیک بودهاست: کل تاریخ بشر «تاریخ ستم و گمراهی» بودهاست، و سرانجام پس از هزارهها، عصر طلایی، «عصر انتقام مظلومان از ظالمانِ و قدرتمندانِ سابق» میرسد، ولو با «تقلبِ تناسخ»: عیسی از یهودا و حسین از یزید انتقام خواهند گرفت و هر کس کشته شده از قاتلش انتقام خواهد گرفت!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#عبدالله_هاشم
🔻مقریزی، مورخ برجستۀ مصری، چنین مینویسد:
«ایرانیها خیلی قدرتمند و مسلط بر دیگر امتها بودند و خودشان را بزرگ و سید و بالاتر از دیگران میدیدند. ولی وقتی بدست عرب شکست خوردند، خیلی احساس تحقیر کردند؛ چراکه احتمال خطری از جانب عرب نمیدادند و عرب را قومی ضعیف و پست میدیدند. بنابراین تلاش در ایجاد نفاق و نیرنگ در اسلام کردند. تظاهر به اسلام و محبت اهل بیت کردند و از اختلافاتی که بود نیز سوءاستفاده کردند، تا اینکه شیعیان و تشیع واقعی را منحرف کردند. اصحاب رسول و غیرشیعیان را تکفیر کردند و ادعا کردند که دین واقعی نزد مهدی غایب است».
🔻احمد امین، نویسنده بزرگ مصری، در کتاب فجرالاسلام ص۲۷۷ همین قول مقریزی را تکرار میکند و اضافه میکند:
«اعتقادی شبیه به تناسخ و تجسیم و حلول و عقایدی که بین «فلاسفه و مجوسیان و ایرانیان» معروف بود، توسط شیعیان ایرانی وارد اسلام شد. ایرانیها از قدرت و دولت عرب تنفر شدید داشتند و در پوشش تشیع با دولت امویه جنگیدند».
🔸در این کلیپ، عبدالله هاشم («قائم آل محمد» و از «مهدیهای موعود» پیامبرِ اسلام بنا به ادعایِ خودش و احمدالحسن -مدعی دیگر-) به توصیف «تناسخ» بنا به روایات شیعی و ادیان قبلی میپردازد و در انتها نیز از تناسخِ زنِ مصاحبهگر و پیرو خودش میگوید. مصاحبهگری که جز ابراز تعجب و وفاداری، قرار نیست هیچ نوع چالش و نقد جدیای برای امام زمان موردِ باورش ایجاد کند و صرفا نقش ایجاد تنوع و زیبایی بصری را ایفا کردهاست.
🔸با دیدن این کلیپ، یک دورۀ فشرده و هیجانانگیز از تخیلات-فانتزیهای عجیبوغریبِ شیعه در طول تاریخ را مرور خواهید کرد. اینکه مسلمانانِ سنتی و وفادار به نصوص اصلی، شیعیان را رافضی میدانستند، بیهوده نبوده. این حد از رویاپردازی و تخیلات افزون بر دین، برای اهل سنت که به قرآن و سنت (شریعت) محمدی بسنده کردهاند، قفل بودهاست.
🔸در واقع، شیعیان (در فرقههای مختلفشان) گروهی از مسلمانان (عمدتا ایرانی) بودند که در مواجهه با فشارهای مختلف حکام زمان و روزگار، بخاطر محدودیتهای متعدد حاکم بر جهان سنت و سیاستورزی و دینورزی اختیاری، ناچار بودند بعنوان «تشکیلات/فرقهای سیاسی»، به ساختوپرداختِ فانتزیها و تخیلات از «یک روز خوب» بپردازند تا حس کنند «رها نشدهاند» و «این شب تاریخ» عمر درازی ندارد، و بلاخره یک آیندۀ بیکموکاست و تماما الوهی و ماورایی میآید، و خدا انسانها را مثل دهها هزار سال قبل، رها نکرده؛ و از طرفی دیگر، با تاکید غلوآمیز بر مقام رهبر دینی-سیاسی خود، او را خدایی زمین معرفی میکردند که «بالاترین فضیلتِ» یک انسان مومن، شناخت او و مقامش، و ایمان و سرسپردگی محض او میباشد.
🔻دوزی، مستشرق معروف هلندی مینویسد:
«تشیع در حقیقت یک «فرقۀ فارسی» بود. جنس تشیع فارسی بود و بدنبال «احیای پادشاهی موروثی و تعظیم و اطاعت از پادشاهان» بود. و طبق نظام پادشاهی تصور میکردند چون محمد فرزندی ندارد، داماد او، یعنی علی، باید جانشین او شود و سپس اولاد علی.
و غیر از علی و اولادش را غاصب حکومت میدانستند. و نفرتشان از عرب و آرزویشان در بازپسگیری ثروت و قدرت پادشاهان ایرانی، در غالبی جدید، انگیزهای برای شکلگیری مذهبی جدید بود.
امام نزد شیعیان، همان پادشاه بود. تجسم خدا بر زمین. و اطاعت کور از پادشاه، اساس مذهبشان بود.
بنابراین اگرچه تشیع اولیه عربی-اسلامی بوده، ولی بعدها ایرانی-پادشاهی شده».
🔸طبق گزارشی که عبدالله هاشم (مدعی مهدویت، پناهنده به انگلستان از ترس مسلمانان و کشورهای اسلامی) از روایات شیعی میدهد، مشخص است که شدتِ نفرت و بغضِ نابالغانۀ سازندگانِ این روایت چنان بوده که انتقام از افراد صاحب قدرت ستمگر در حق خودشان را، نه به برزخ و قیامت و دوزخ (که نظام باور قرآن بر آن بنا شده) ارجاع دادهاند، بلکه ضروری دانستهاند بدعتِ «تناسخ» را نیز وارد اسلام کنند و خودشان و دشمنانشان مجدد با تناسخ برگردند و انتقامشان را در هنگامه برگشتِ ابرپیر مخفی، با دست خودشان بگیرند، شاید از کینه و عقدههای شدیدی که بدان دچار شدهبودند، رها شوند!
🔸درک سازندگانِ روایات ظهور از «عدالت» و «دولت عدل» چنین صغیر و کمیک بودهاست: کل تاریخ بشر «تاریخ ستم و گمراهی» بودهاست، و سرانجام پس از هزارهها، عصر طلایی، «عصر انتقام مظلومان از ظالمانِ و قدرتمندانِ سابق» میرسد، ولو با «تقلبِ تناسخ»: عیسی از یهودا و حسین از یزید انتقام خواهند گرفت و هر کس کشته شده از قاتلش انتقام خواهد گرفت!
🗄پست مرتبط
📺 ۳۱۳ نفر از «اصحابِ امام مهدی»
📺 معبدی که موشها را میپرستند
📺 «الوهیم» یا «العالین»
📺 قرآنِ مفقود شده
📕دربارۀ «تناسخ، مسیحیت و فلاسفۀ یونان»
📕ملکۀ سبا، قرآن و فلسفۀ یونان
.
#نقد_شیعه #امام_زمان #تناسخ #آخرالزمان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 چرا مهدی با عجمها در انگلیس ظاهر شده؟
🎙#عبدالله_هاشم
🔺طبق این دسته روایات که عبدالله هاشم («قائم آل محمد» و از «مهدیهای موعود» پیامبر اسلام بنابه ادعای خودش و احمدالحسن) بیان میکند، کاملا مبرهن است که «روایات ظهور مهدی» را ایرانیان تحت فشار و سرکوب و احساس نفرت از اعراب ساختهاند. ایرانیانی که خود را دارای «مقامِ آموزگاری برای اعراب»، حتی دربارۀ قرآن عربی، میپنداشتند! و اسلام را دین خود که آنها باید به اعراب بیاموزند؛ البته بعد از پیروزی خونینِ شمشیر قائم بر دشمنانش از عرب!
🔸از بداقبالیِ تاریخی ایرانیان همین بس که بدعت و ابداعِ دفاعی خودشان در مقابل اسلامِ عربی، با «ولایت فقیه» عملا بدل به چاه ویلشان شد که از کشورهای عربی و ترکها نیز آزادیهراستر، زنستیزتر، دیگریستیزتر است. شاید این بخت شوم، از عدم التزام به توصیۀ داریوش بوده، و در مقابل دشمن نیز نباید به دروغ، آن هم دربارۀ دین، متوسل میشدیم:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#عبدالله_هاشم
پیام هشداردهندۀ امام مهدی به مسلمانان عرب با کلام محمد و اهل بیت
قائم ع، رهبران خائن عرب را رسوا میکند
🔺طبق این دسته روایات که عبدالله هاشم («قائم آل محمد» و از «مهدیهای موعود» پیامبر اسلام بنابه ادعای خودش و احمدالحسن) بیان میکند، کاملا مبرهن است که «روایات ظهور مهدی» را ایرانیان تحت فشار و سرکوب و احساس نفرت از اعراب ساختهاند. ایرانیانی که خود را دارای «مقامِ آموزگاری برای اعراب»، حتی دربارۀ قرآن عربی، میپنداشتند! و اسلام را دین خود که آنها باید به اعراب بیاموزند؛ البته بعد از پیروزی خونینِ شمشیر قائم بر دشمنانش از عرب!
🔸از بداقبالیِ تاریخی ایرانیان همین بس که بدعت و ابداعِ دفاعی خودشان در مقابل اسلامِ عربی، با «ولایت فقیه» عملا بدل به چاه ویلشان شد که از کشورهای عربی و ترکها نیز آزادیهراستر، زنستیزتر، دیگریستیزتر است. شاید این بخت شوم، از عدم التزام به توصیۀ داریوش بوده، و در مقابل دشمن نیز نباید به دروغ، آن هم دربارۀ دین، متوسل میشدیم:
«خداوند این کشور را از لشکر دشمن، خشکسالی و دروغ پاس دارد».
.
#امام_زمان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 هویت ملیِ ایران و دشمنانش
🎙 #اسماعیل_وفا_یغمایی (نویسنده، شاعر و تاریخپژوه؛ از مخالفان محمدرضاشاه در دهۀ پنجاه)
🔻نظر یک «شریعتیستِ با تاخیر» و چپِ مسلمانِ محور مقاومتیِ غربستیز، بیژن عبدالکریمی:
🔸همانطور که ایران و جزء به جزء فرهنگش و ادیانِ تاریخی و پادشاهنش باید آزادانه و بدون تعارف نقد و تحلیل بشوند، اسلام و فرقِ مختلفِ تشیع نیز، بعنوان ادیان و مذاهب بالیده در حوزۀ تمدنی ایران، ولو با انحطاط و وارونگیهایی افزونتر، باید بدون سانسور و خودسانسوری نقد و تحلیل بشوند، و ابردروغها و تناقضهای اخلاقی-عقلی و برساختها و جعلها و تاریخیتشان بیان شود. اسلام و تشیع، بهگواه اسناد متعدد تاریخی، مذهب و دینی بودهاند که به بخش بزرگی از ایرانیان تحمیل شدهاند، هرچند ایران و ایرانی در شکلگیری هر دو نقش جدی داشتهاند. اینکه هویت ایران را چنان به این دین و مذهب تازهواردِ «شمشیر-بدستِ تکفیری» گره بزنیم که اگر کسی خواست آنها را نیز کنار دیگر باورها و تاریخهای ایران مورد نقد و حلاجی قرار دهد، بگوییم چیزی از هویت ایرانی باقی نخواهد ماند، دمِ خروسِ اسلاممآبی و دینخویی است که بیرون زده که هویت یک کشور را به یکی از بسیار تجلیات فرهنگیِ آن گره زدهاست و مابقی تاریخ بلند تمدن و فرهنگ کشور را، مشتی یاوه و غلو باستانگرایانه معرفی میکند که صرفا از بغضِ تجلیِ اسلامِ شیعی در قدرت، طرح شدهاند و پیش از آن هیچ جایگاهی در میان ایرانیان نداشتهاند!
🔸ملیگرایی ایرانی، از فردوسی و شعوبیه تا مشروطهخواهان، قابل تقلیل به واکنشی احساسی به تبعاتِ چند دهۀ احیایِ «امت-خلافت» نیست. کسی که از حنیفنژادِ مجاهد خلق و یحیی سنوارِ تروریست و قاسم سلیمانی و علی و محمد و حسین اسطورهها تراشیده در کتب و متونِ مختلفش، تا جایی که به یک «متکلم تمامعیار و ایدئولوگ فرقهای سیاسی»، بسی فاجعهآمیزتر از مرادش علی شریعتی، تقلیل یافته، واکنش «چپِ اسلامیوار» خود را، به «جنبشِ ملیگراییِ تاریخی ایرانیان» تعمیم میدهد و میان ملیگرایی و ناسیونالیسم خلط میکند، و کوروش و داریوش را نیز «بزرگشده توسط ایرانیان» در واکنش به جمهوری اسلامی جلوه میدهد! از دل تصفیههای عقیدتی-سیاسیِ «دانشگاه باید دانشگاه باشد، دانشگاهی که دانشگاه نباشد، دانشگاه نیست» (طنزی از سخنانِ تقطیعشدۀ خمینی) اگر چنین ایرانبیزارانِ دینخویی زاده نشوند، جای تعجب دارد!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙 #اسماعیل_وفا_یغمایی (نویسنده، شاعر و تاریخپژوه؛ از مخالفان محمدرضاشاه در دهۀ پنجاه)
🔻نظر یک «شریعتیستِ با تاخیر» و چپِ مسلمانِ محور مقاومتیِ غربستیز، بیژن عبدالکریمی:
در دهههای اخیر، بعنوان نوعی دهنکجی در مقابل جریانات تندروی اسلامگرای حاکم، شاهد ظهور نوعی گرایش به باستانگرایی و ایرانگرایی در میان برخی از جوانان هستیم. ليكن ظهور این گونه گرایشها هیچگونه پشتوانه، ریشه و اصالت فرهنگی و تاریخی ندارد.
در میان این جریانات بهظاهر ایرانگرا و ناسیونالیست اساسا معلوم نیست مراد از ایرانیت چیست؟ آیا آنان از خاک و حدود و ثغور مرزی ایران میخواهند دفاع کنند یا از یک سنت تاریخی و فرهنگی؟ آیا مرادشان از ایران همین امروز ایرانیست یا از ایرانی فرهنگی دفاع میکنند که گستره آن بسیار وسیعتر از مرزهای امروزین کشور ایران است؟
در این ایرانی که آنان از آن دفاع میکنند اسلام و تشیع چه نقش و جایگاهی دارند یا تصور ایران بدون اسلام و تشیع چگونه امری میتواند باشد؟
بهدلیل همین بیریشگی و بیاصالتیست که ایرانگرایی یا به تعبیر شما، ناسیونالیسم ایرانی، با باستانگرایی و با اسطورهها پیوند میخورد و کوروش و داریوش را بزرگ میکنیم و به آنها معانیای اسطورهای و غیرتاریخی میبخشیم. همه اینها نشان میدهد که مفاهیم و ایدههای ایرانگرایانه و باستانگرایانه بهراستی در سپهری مبهم و ناروشن و صرفا در واکنش به قدرت سیاسی و جریان حاکم و به دلایلی سیاسی و ایدئولوژیک شکل گرفتهاند.
🔸همانطور که ایران و جزء به جزء فرهنگش و ادیانِ تاریخی و پادشاهنش باید آزادانه و بدون تعارف نقد و تحلیل بشوند، اسلام و فرقِ مختلفِ تشیع نیز، بعنوان ادیان و مذاهب بالیده در حوزۀ تمدنی ایران، ولو با انحطاط و وارونگیهایی افزونتر، باید بدون سانسور و خودسانسوری نقد و تحلیل بشوند، و ابردروغها و تناقضهای اخلاقی-عقلی و برساختها و جعلها و تاریخیتشان بیان شود. اسلام و تشیع، بهگواه اسناد متعدد تاریخی، مذهب و دینی بودهاند که به بخش بزرگی از ایرانیان تحمیل شدهاند، هرچند ایران و ایرانی در شکلگیری هر دو نقش جدی داشتهاند. اینکه هویت ایران را چنان به این دین و مذهب تازهواردِ «شمشیر-بدستِ تکفیری» گره بزنیم که اگر کسی خواست آنها را نیز کنار دیگر باورها و تاریخهای ایران مورد نقد و حلاجی قرار دهد، بگوییم چیزی از هویت ایرانی باقی نخواهد ماند، دمِ خروسِ اسلاممآبی و دینخویی است که بیرون زده که هویت یک کشور را به یکی از بسیار تجلیات فرهنگیِ آن گره زدهاست و مابقی تاریخ بلند تمدن و فرهنگ کشور را، مشتی یاوه و غلو باستانگرایانه معرفی میکند که صرفا از بغضِ تجلیِ اسلامِ شیعی در قدرت، طرح شدهاند و پیش از آن هیچ جایگاهی در میان ایرانیان نداشتهاند!
🔸ملیگرایی ایرانی، از فردوسی و شعوبیه تا مشروطهخواهان، قابل تقلیل به واکنشی احساسی به تبعاتِ چند دهۀ احیایِ «امت-خلافت» نیست. کسی که از حنیفنژادِ مجاهد خلق و یحیی سنوارِ تروریست و قاسم سلیمانی و علی و محمد و حسین اسطورهها تراشیده در کتب و متونِ مختلفش، تا جایی که به یک «متکلم تمامعیار و ایدئولوگ فرقهای سیاسی»، بسی فاجعهآمیزتر از مرادش علی شریعتی، تقلیل یافته، واکنش «چپِ اسلامیوار» خود را، به «جنبشِ ملیگراییِ تاریخی ایرانیان» تعمیم میدهد و میان ملیگرایی و ناسیونالیسم خلط میکند، و کوروش و داریوش را نیز «بزرگشده توسط ایرانیان» در واکنش به جمهوری اسلامی جلوه میدهد! از دل تصفیههای عقیدتی-سیاسیِ «دانشگاه باید دانشگاه باشد، دانشگاهی که دانشگاه نباشد، دانشگاه نیست» (طنزی از سخنانِ تقطیعشدۀ خمینی) اگر چنین ایرانبیزارانِ دینخویی زاده نشوند، جای تعجب دارد!
🗄پست مرتبط
📕تشیع: مذهبتراشیِ سیاسیِ ایرانیان
📕پروژۀ ایدئولوژیکِ جابجاییِ «علی» با «رستم»
📕علی بن عبدمناف، ایرانیان و زنان
📺 نقشِ فعالِ علی در رهبریِ تعرض به ایران در زمان عمر و سرکوبِ خونینِ ایرانیان در زمان خلافتش
📺 رجعت و تناسخِ پیامبران و فرشتگان و شهیدان با مهدی
.
#نقد_چپ #چپ_ایرانی #ایرانستیزی #ایرانستیزان #محور_مقاومت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 ابوبکر و امام علی ع زمان ما چه کسانیاند؟ چگونه میتوان یک دجال را تشخیص داد؟
از زمان حضرت آدم، خداوند هر زمان پیامبری را برای هدایت بشر میفرستاد. این فرستادگان از نسل آدم هستند که همیشه با دو نوع دشمن روبرو میشدند. ستمگران ظالمی که با آنها میجنگیدند و آنها را میکشتند و پیامبران دروغین و دجالهایی که با جعل هویت و فریب مردم با آنها میجنگیدند. فرق یک دجال با رسول خدا چیست و چگونه میتوان آنها را تشخیص داد تا فریب باطل را نخوریم؟
📘مهجوریتِ فلسفه و غلبۀ سوفیسم و پوپولیسم
✍🏻 #محمود_کریمی
🔻بیژن عبدالکریمی
درود بر همۀ رهروان راه آزادی! از اسپارتاکوس تا حسینبنعلی تا شهدای مشروطه تا بیژن جزنیها و حنیفنژادها تا شهید هنیه و شهید حسن نصرالله و شهید سنوار!
اگر فقط یک خویشکاری برای فیلسوف در تمام عمرش ضروری باشد، ایجاد وضوح ذهن و کمک به تدقیق واژههای بظاهر بدیهی و مشابه در اذهان است.
فیلسوف ایدئولوگ نیست که رگبار اسامی و واژگان بیربط و با فاصلههای کهکشانی را با تارهای زبان به هم ببافد و مثل علی شریعتی، بدنبال پیشبردِ اهداف سیاسی بچرخد و هر شخصیت تاریخی و باوری را در جهت هدف ایدئولوژیک خود استخدام کند، ولو با انواع مسخ و تحریف آشکار.
برای انسان ایرانی، ضروریست که از ذهنیت شاعرانه، حسی، اسطورهای و شعارزده که برای سالها در آن شرطی شده، فاصله بگیرد و بتواند واقعبینانه و با صبر و حوصلهای بسیار، ناخودآگاه تاریخی خود را که به جهنم امروز و عقبماندگیِ تاریخیاش از لحاظ بلوغ فکری-سیاسی منجر شده، روانکاوی کند. تفکر چپ متاسفانه دقیقا همین «عدم بلوغ» را تقدیس و تشدید کرد و مشکلاتِ تاریخی ما را به عامل خارجیِ استعمار و غرب فرافکنی کرد.
برای مثال، یک ایرانی باید دقیقا بفهمد تئوری امامت و ولایت چه باگها و مغالطاتِ درشتی داشته و برای چه اهدافی و توسط چه کسانی ساختهوپرداخته شده و چرا مدتهاست که نهتنها جواب نمیدهد، بلکه عملا مانع از حرکت انسان ایرانی به سمت توسعه و آزادی و دموکراسی و تفکر شدهاست؟
چرا قصۀ ابوبکر و عمر و عثمان که «حق علی» را غصب کردند و «طرح الهی»ای، مشابه فرهایزدی پادشاهانِ ایرانی و ارثیبودن سلطنت، ساختهشد؟ این «ابردروغهای مبارزاتی» علیه نظام خلیفگی، چرا هیچ جایی در نهجالبلاغه و حتی نصّ صریح قرآن ندارد؟ چرا علی در نهجالبلاغه، حتی یک بار هم به حقّ الاهی خود و خاندانش و غدیر ارجاع نمیدهد؟
چرا ایدۀ نصبِ الاهیِ امام و پادشاه، و اینکه زمین بیحجت نمیماند و هر دوران حجت و پادشاهی آسمانی وجود دارد، نمیتواند تاریخِ ملل مختلف را توضیح دهد؟ چرا حتی ایدۀ نبوت و اینکه کسانی از آسمان برگزیده میشوند تا بشریت را به سمت مفاهیمی مافوق عقل هدایت کنند، یک ایدۀ محلیست که توان پوشش کرۀ زمین و تاریخ بلند بشریت را ندارد، و بهعبارتی، کل تاریخ انسانِ نقیضِ این باور تئولوژیک خاورمیانهایست؟
چرا امامان شیعه که این همه از علم و عصمت و مقام الوهیشان توسط شیعه لاف زده شده، حتی یک کتاب هم تالیف نکردهاند و سخنان شفاهیشان دربارۀ جهان و پزشکی و تاریخ و حتی دینشناسی (مثلا مسیحیت و یهودیت)، پر از اشکالاتِ اساسیست؟
«نیابت امام زمانِ خیالی و خدا شده در نامیرایی» و «ولایت مطلقۀ فقیه»، مثل «بهاییت و بابیت» از دل این تاریخِ بیپرسش و دینخویی زاده شد که بهخاطر فضای بستۀ حاکم بر کشورهای مسلمان، امکان طرح پرسش و نقد نصوص اصلی فراهم نبود، و یک مسلمان فرقۀ ایکس به مسلمانِ فرقۀ ایگرگ کمترین رحمی نمیکرد و هر یک در تکفیر و کشتن دیگری، حسّ لذت و ثواب بیشتری میکردند تا رفتن به جهاد با کفار مسیحیِ و مغولی و چینی قدرتمند!
ولیفقیه که توسط خبرگان انتخاب میشود اما، معجونی از دو خصم تاریخی بود: نصبِ الهی امام بعنوان صاحبِ کل زمین(!) و انتخابِ این امامِ مطلقِ فراسوی احکام اسلام صاحب قدرت تاسیس و صاحب جان، مال و ناموس بشریت، توسط شورایی بیبنیادتر از سقیفه و با کمکِ جدیِ فردِ شیادی چون هاشمی رفسنجانی، آن هم خلافِ نصّ صریح خمینی که هرگونه نقلقولی از او بدونِ امضا و صوتش دروغزنی بر اوست!
کار فیلسوف، طرح پرسش مداوم و نشاندادنِ جهلها و خطاهای شناختی و تناقضهای ذهنی انسان برای فهم پیچیدگی واقعیت است. فیلسوف باید افشاگر حقیقتنماهایِ جماعتِ سوفیست و تئولوژیست و اسطورهپردازان و ایدئولوژیستها باشد.
قطارکردن اسامی و لفظِ عوامفریبانۀ «شهید» را پشتِ یکسری اسم آوردن، و مشروطهخواهانِ ملیگرا را با امتگرایانِ فرقهاندیش یا بنیانگذار مجاهدین خلق (خسارتبارترین و خشنترین و پرتناقضترین حزب ایرانی)، یا کسی که با وقاحت وجود تمدنِ ایرانی را نفی کرد (نصرالله) جمع بستن، بیشتر به حلولِ روح شریعتیِ مسحور ایدئولوژی و سخنوریِ خود میماند، منتها بهشکل کاریکاتوری محافظهکار و وابسته به قدرت سیاسی.
.
#چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘مهر تاییدِ آخوندهای شیعه بر کشورگشاییِ اعراب
(۱)
🔶مشارکت حسنین در فتوحات اسلامی
۱- علامه شریف قرشی، مورخ بزرگ و عالم شیعی عراقی، موسس مکتب امام حسن، از شاگردان امام خوئی بود که تحقیقات جامعی دربارۀ سیرۀ ائمۀ شیعه انجام داد. بعنوان نمونه، کتاب موسوعۀ سیره اهل بیت، صحیفۀ صادقیه و حیات امام باقر و جواد.
🔻علامه شریف قرشی در کتاب حیات امام حسن ج۱ص۹۶ مینویسد:
ج۱ص۲۰۱:
- مشارکت حسن و حسین بن علی در فتوحات اسلامی در حمله اعراب به ایران به اصفهان، گرگان و طبرستان، در کتب زیادی وارد شده. منجمله:
🍂 برخی از مورخین نیز این مهم را ذکر نکردند. برخی علمای شیعه «تقیه کردند» و در مشارکت حسنین در جنگ علیه ایران تشکیک کردند و این واقعه تاریخی را در کتبشان ذکر نکردند تا ایرانیان از حسنین متنفر نشوند. ولی برخی از علمای شیعه که ایرانی نبودند و لزومی برای تقیه نداشتند، مشارکت حسنین در فتوحات را تایید و این تشکیکات را رد کردند:
۲- هاشم معروف حسنی، عالم بزرگ شیعه در لبنان، قاضی شرعی در لبنان و مشاور در محکمه عالی، در کتاب مشهور خود بنام سیره ائمه اثنی عشر ج۲ص۱۵ مینویسد:
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @pajhooheshgar
(۱)
🔶مشارکت حسنین در فتوحات اسلامی
امام حسن بیش از تمام مسلمین از فتوحات اسلام خوشحال بود
۱- علامه شریف قرشی، مورخ بزرگ و عالم شیعی عراقی، موسس مکتب امام حسن، از شاگردان امام خوئی بود که تحقیقات جامعی دربارۀ سیرۀ ائمۀ شیعه انجام داد. بعنوان نمونه، کتاب موسوعۀ سیره اهل بیت، صحیفۀ صادقیه و حیات امام باقر و جواد.
🔻علامه شریف قرشی در کتاب حیات امام حسن ج۱ص۹۶ مینویسد:
«اسلام همچون جنگجویی از مکه قیام کرد، بازوانش قوی و هیکلش بلند بود و دیگر سرزمینها را فتح کرد.
امام حسن شاهد فتوحات اسلامی بود. فتوحاتی که ستون شرک را نابود کرد و قدرت ملحدین را در هم شکست. قلوب مسلمین با این فتوحات شاد شد و امام حسن ع از همگان خوشحالتر و از همگان مسرورتر بود».
ج۱ص۲۰۱:
«امام حسن ع در زمان فتوحات اسلامی، در اوج جوانی و تقریبا بیست ساله بود. سن و سالی که آدمی انرژی زیادی دارد. پس امام حسن ع به میدان جهاد وارد شد و به مجاهدین اسلام پیوست و در فتوحات اسلامی شرکت کرد.
مجاهدین اسلام، شخصیت محمد ص را در امام حسن ع میدیدند. مجاهدین به یاری الله پیروز شدند و امام حسن ع ازین فتوحات و از توسعۀ اسلام و انتشار دین جدش، بسیار خوشحال و خرسند بود.
امام حسن ع در فتح افریقا و فتح طبرستان (ایران) شرکت داشت و به برکت حضور او مسلمانان پیروز شدند و پرچم اسلام را برافراشتند.
او همچنین با این عمل خود نشان داد که نسبت به حکومت، نسبت به آن اختلافاتی که با پدرش داشتند، کینهای ندارد و این درس بزرگیست برای احزاب سیاسی که نزاعات سیاسی و حزبی را باید به مصلحت نظام و کشور اسلامی کنار گذاشت».
- مشارکت حسن و حسین بن علی در فتوحات اسلامی در حمله اعراب به ایران به اصفهان، گرگان و طبرستان، در کتب زیادی وارد شده. منجمله:
تاریخ اصبهان از ابونعیم اصبهانی، تاریخ جرجان از حافظ حمزه سهمی، فتوحات اسلامی کامل ابن اثیر، تاریخ طبری، فتوح البلدان بلاذری، تاریخ ابن خلدون، بدایت و نهایت ابن کثیر.
🍂 برخی از مورخین نیز این مهم را ذکر نکردند. برخی علمای شیعه «تقیه کردند» و در مشارکت حسنین در جنگ علیه ایران تشکیک کردند و این واقعه تاریخی را در کتبشان ذکر نکردند تا ایرانیان از حسنین متنفر نشوند. ولی برخی از علمای شیعه که ایرانی نبودند و لزومی برای تقیه نداشتند، مشارکت حسنین در فتوحات را تایید و این تشکیکات را رد کردند:
۲- هاشم معروف حسنی، عالم بزرگ شیعه در لبنان، قاضی شرعی در لبنان و مشاور در محکمه عالی، در کتاب مشهور خود بنام سیره ائمه اثنی عشر ج۲ص۱۵ مینویسد:
«امام حسن و حسین ع در دوران خلافت عثمان در برخی از فتوحات اسلامی علیه افریقا و ایران شرکت داشتند.
جمعی از مورخین کوتاهی و اهمال کردند و مشارکت حسنین در فتوحات اسلامی را در کتبشان ذکر نکردند. مثلا شرکت در فتح افریقا و طبرستان (ایران).
این مورخین دراین کار کوتاهی کردند همانطور در موارد دیگر نیز کوتاهی کردند ولی کوتاهی و اهمال آنها، دلیل تشکیک در این وا*قعه تاریخی نمیشود»
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @pajhooheshgar
Wikipedia
فتوحات مسلمانان
فتوحات مسلمانان که فتوحات اسلامی نیز نامیده میشوند؛ در دوره محمد پیامبر دین اسلام جنگهایی بود که صورت گرفت و مهمترین فتح آن زمان فتح مکه و گسترش اسلام در سرزمین حجاز (نیمه غربی جزیره العرب) بود. فتوحات اسلامی از زمان خلفای راشدین آغاز شد و تا دوره عثمانیان…