رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن)
برای امروز ... این ذره ذره گرمی خاموشوارِ ما یکروز بیگمان سر میزند جایی و خورشید میشود! شعر از سیاوش کسرایی درباره پیوستگی فلسفه و شعر و کاربرد آن در گفتگوی فلسفی قبلا در مقاله ای اشاراتی داشتم؛ اینکه شعر پرمایه را می توان بعنوان محتوای کندوکاو…
آشفته خوابتان
ای غوکها که موجْ برآشفته خوابتان
وافکنده در تلاطمِ شطِّ شتابتان
خوش یافتید این خزهٔ سبز را پناه
روزی دو، گر امان بدهد آفتابتان
دم از زلال خضر زنید و مسلّم است
کز این لجنکدهست همه نان و آبتان
بیشرمتر ز جمع شمایان نیافرید
ایزد که آفرید برای عذابتان
کوتاهبین و تنگنظر، گرچه چشمها
از کاسهخانه جَسته برون چون حبابتان
در خاک رنگ خاکی و در سبزه سبزرنگ
رنگِ محیط بوده، هماره، مآبتان
از بیخ گوش نعرهزنانید و گوش خلق
کر شد ازین مُکابرهٔ بیحسابتان
یک شب نشد کز این همه بیداد بس کنید
وین سیم بگسلد ز چُگور و رَبابتان
تسبیح ایزد است به پندار عامیان
آن شومْشیونِ چو نَعیب غُرابتان
هنگام قول، آمرِ معروف و در عمل
از هیچ مُنکَری نبود اجتنابتان
بسیار ازین نفير نفسگیرتان گذشت
کو افعیای که نعره زند در جوابتان
داند جهان که در همهٔ عمر بوده است
روزی ز بال پشّه و خون ذُبابتان
جز جیغ و ویغ و شیون و فریاد و همهمه
کاری دگر نیامده از شیخ و شابتان
تکرار یک ترانه و یک شومْنوحه است
سر تا به سر تمامِ سطورِ کتابتان
چون است و چون که از دل گندابهٔ قرون
ناگه گرفته است تب انقلابتان؟
وز ژاژِ ژنده، خنده به خورشید میزند
شمع تمامْکاستهٔ نیمتابتان
مانا گمان برید که ایزد به فضل خویش
کرده ست بهر فتح جهان انتخابتان
یا خود زمان و گردش افلاک کرده است
بر جملهٔ ممالک مالکْرِقابتان
گر جمع «مادران به خطا»، نامتان نهیم
هرگز نکردهایم خطا در خطابتان
نی اصلتان بهقاعده، نی نسلتان درست
دانسته نیست سلسلهٔ انتسابتان
جز این حقیقتی که یکی ابر جادُوی
آورد و برفشاند بر این خاک و آبتان
پروردتان به نمنم بارانِ خویشتن
تا برگذشت حد نصیب از نصابتان
این آبگیر گند که آبشخور شماست
وین سان بوَد به کام ایاب و ذهابتان
سیلی دمنده بود ز کهسار خشم خلق
کاینگونه گشته بسترِ آرام و خوابتان
تسبیحتان دعای بقای لجنکدهست
بادا که این دعا نشود مستجابتان
ای مشت چَنگلوک زمینگیرِ پشّهخوار
شرمآور است دعوی اوج عقابتان
گاهی درون خشکی و گاهی درون آب
تا چند ازین دوزیستنِ کامیابتان؟
چون صبح روشن است که خواهد ز دست رفت
فردا، عنانِ دولتِ پا در رکابتان
چندان که آفتاب تموزی شود پدید
این جلبکان سبز نگردد حجابتان
این آبگیر عرصهٔ این جنگ و دار و گیر
گردد بخار و سر دهد اندر سرابتان
و آنگاه، دیوْبادِ دمانی رسد ز راه
بِپْراکَنَد به هر طرفی با شتابتان
وز یال دیوْباد درافتید و در زمان
بینم خموش و خسته و خرد و خرابتان
وین غوكجامههای چو دستارِ تازیان
یک یک شود به گردنِ نازک طنابتان
وان مار را گمارَد ایزد که بِشْکَرَد
آسودگیطلبْ تنِ خوش خورد و خوابتان
وز چشم مار رو به خموشی نهید و مار
باری درین مُجاوَبه سازد مُجابتان.
نک خوابتان به پهنهٔ مرداب نیمشب
خوش باد تا سحر بدمد آفتابتان
با این همه گزند که دیدیم دلخوشیم
تا بو که خلق درنگرد بینقابتان.
محمدرضا شفیعی کدکنی
هشتگ #کاوشگری_ادبی را در کانال جستجو کنید.
پ.ن
می توانید کاوشگری چندجانبه روی متن ها داشته باشید. پیشنهاد می کنم در بررسی متن، نگاه نقادانه را هم لحاظ کنید. به ویژه لازم است در تعابیر استعاری، ویژگی های ادبیات دوستدار حیوانات را در نظر داشته باشیم.
#الهام_فخرایی
📌لطفا بازنشر کنید
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
ای غوکها که موجْ برآشفته خوابتان
وافکنده در تلاطمِ شطِّ شتابتان
خوش یافتید این خزهٔ سبز را پناه
روزی دو، گر امان بدهد آفتابتان
دم از زلال خضر زنید و مسلّم است
کز این لجنکدهست همه نان و آبتان
بیشرمتر ز جمع شمایان نیافرید
ایزد که آفرید برای عذابتان
کوتاهبین و تنگنظر، گرچه چشمها
از کاسهخانه جَسته برون چون حبابتان
در خاک رنگ خاکی و در سبزه سبزرنگ
رنگِ محیط بوده، هماره، مآبتان
از بیخ گوش نعرهزنانید و گوش خلق
کر شد ازین مُکابرهٔ بیحسابتان
یک شب نشد کز این همه بیداد بس کنید
وین سیم بگسلد ز چُگور و رَبابتان
تسبیح ایزد است به پندار عامیان
آن شومْشیونِ چو نَعیب غُرابتان
هنگام قول، آمرِ معروف و در عمل
از هیچ مُنکَری نبود اجتنابتان
بسیار ازین نفير نفسگیرتان گذشت
کو افعیای که نعره زند در جوابتان
داند جهان که در همهٔ عمر بوده است
روزی ز بال پشّه و خون ذُبابتان
جز جیغ و ویغ و شیون و فریاد و همهمه
کاری دگر نیامده از شیخ و شابتان
تکرار یک ترانه و یک شومْنوحه است
سر تا به سر تمامِ سطورِ کتابتان
چون است و چون که از دل گندابهٔ قرون
ناگه گرفته است تب انقلابتان؟
وز ژاژِ ژنده، خنده به خورشید میزند
شمع تمامْکاستهٔ نیمتابتان
مانا گمان برید که ایزد به فضل خویش
کرده ست بهر فتح جهان انتخابتان
یا خود زمان و گردش افلاک کرده است
بر جملهٔ ممالک مالکْرِقابتان
گر جمع «مادران به خطا»، نامتان نهیم
هرگز نکردهایم خطا در خطابتان
نی اصلتان بهقاعده، نی نسلتان درست
دانسته نیست سلسلهٔ انتسابتان
جز این حقیقتی که یکی ابر جادُوی
آورد و برفشاند بر این خاک و آبتان
پروردتان به نمنم بارانِ خویشتن
تا برگذشت حد نصیب از نصابتان
این آبگیر گند که آبشخور شماست
وین سان بوَد به کام ایاب و ذهابتان
سیلی دمنده بود ز کهسار خشم خلق
کاینگونه گشته بسترِ آرام و خوابتان
تسبیحتان دعای بقای لجنکدهست
بادا که این دعا نشود مستجابتان
ای مشت چَنگلوک زمینگیرِ پشّهخوار
شرمآور است دعوی اوج عقابتان
گاهی درون خشکی و گاهی درون آب
تا چند ازین دوزیستنِ کامیابتان؟
چون صبح روشن است که خواهد ز دست رفت
فردا، عنانِ دولتِ پا در رکابتان
چندان که آفتاب تموزی شود پدید
این جلبکان سبز نگردد حجابتان
این آبگیر عرصهٔ این جنگ و دار و گیر
گردد بخار و سر دهد اندر سرابتان
و آنگاه، دیوْبادِ دمانی رسد ز راه
بِپْراکَنَد به هر طرفی با شتابتان
وز یال دیوْباد درافتید و در زمان
بینم خموش و خسته و خرد و خرابتان
وین غوكجامههای چو دستارِ تازیان
یک یک شود به گردنِ نازک طنابتان
وان مار را گمارَد ایزد که بِشْکَرَد
آسودگیطلبْ تنِ خوش خورد و خوابتان
وز چشم مار رو به خموشی نهید و مار
باری درین مُجاوَبه سازد مُجابتان.
نک خوابتان به پهنهٔ مرداب نیمشب
خوش باد تا سحر بدمد آفتابتان
با این همه گزند که دیدیم دلخوشیم
تا بو که خلق درنگرد بینقابتان.
محمدرضا شفیعی کدکنی
هشتگ #کاوشگری_ادبی را در کانال جستجو کنید.
پ.ن
می توانید کاوشگری چندجانبه روی متن ها داشته باشید. پیشنهاد می کنم در بررسی متن، نگاه نقادانه را هم لحاظ کنید. به ویژه لازم است در تعابیر استعاری، ویژگی های ادبیات دوستدار حیوانات را در نظر داشته باشیم.
#الهام_فخرایی
📌لطفا بازنشر کنید
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
🔥3❤2👍2
اعلان
برای دوستانی که در دو هفته اخیر درباره ثبتنام کلاس و دوره ... سوال کرده بودند
فعلا اجازه بدید از کلاس و دوره جاری بیاموزیم!
بعدتر و به زودی با آموخته ها و تمرکز بیشتر برای تازه کردن و شریک شدن جهان مان، کنار هم خواهیم بود، به طور خاص این پاییز رو دوست داشتم با دوره "فلسفه من در کلاس من" ویژه معلم ها شروع کنم. محتوا و بستر کلاس هم در طی تابستان فراهم و برنامه ریزی شده بود، اما کمی شکیبایی کنیم.
تا زود
ماناباشید و مسرور
الهام فخرایی
@RadioP4C
@RadioP4C
برای دوستانی که در دو هفته اخیر درباره ثبتنام کلاس و دوره ... سوال کرده بودند
فعلا اجازه بدید از کلاس و دوره جاری بیاموزیم!
بعدتر و به زودی با آموخته ها و تمرکز بیشتر برای تازه کردن و شریک شدن جهان مان، کنار هم خواهیم بود، به طور خاص این پاییز رو دوست داشتم با دوره "فلسفه من در کلاس من" ویژه معلم ها شروع کنم. محتوا و بستر کلاس هم در طی تابستان فراهم و برنامه ریزی شده بود، اما کمی شکیبایی کنیم.
تا زود
ماناباشید و مسرور
الهام فخرایی
@RadioP4C
@RadioP4C
👏3
🔻جشن ارغوانی مهرگان؛ ضحاک و کاوه
(جشنهای ایرانی برای کودکان)
کودکان را با آیین ها و رسوم ملی میهنی آشنا کنیم.
قدمت این جشن به دو هزار سال قبل و الهه میترا یا مهر برمیگردد. ایرانیان باستان در روز همنام ماه یعنی شانزدهم مهر، جشن مهرگان را برگزار میکردند.
آنها باور داشتند که #کاوه_آهنگر در روز #مهرگان علیه #ضحاک قیام کرد. در همین روز بود که فریدون توانست ضحاک را شکست دهد و بر تخت پادشاهی بنشیند.
چرا جشن مهرگان؟
مهر یا میترا در زبان فارسی به معنای «فروغ، روشنایی، دوستی، پیوستگی، پیوند و محبت» است. نقطه مقابل آن #دروغ، دروغگویی، پیمانشکنی و نامهربانی کردن است. جشن مهرگان برای سپاسگزاری از خداوند و محکم کردن دوستیها و مهرورزی میان انسانها برگزار میشده است.
ایرانیهای باستان در این روز لباسهایی به رنگ ارغوانی میپوشیدند یا با این رنگ لباسهایشان را میآراستند و دور هم جمع میشدند.
تزئینهای مخصوص مهرگان
گل “همیشه شکفته” با چند شاخه از ... ... [ادامه مطلب را در این لینک بخوانید؛ ویژه کاربران دوره "طرحدرسهای جشنهای ایرانی برای کودکان و نوجوانان"]
برای لینک اشتراک دوره به پشتیبانی پیام دهید.
@Asist_RadioP4C
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید؛ از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#کاوشگری_فرهنگی
#کاوشگری_تاریخی
#کاوشگری_طبیعی
#جشن_های_ایرانی
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
(جشنهای ایرانی برای کودکان)
کودکان را با آیین ها و رسوم ملی میهنی آشنا کنیم.
قدمت این جشن به دو هزار سال قبل و الهه میترا یا مهر برمیگردد. ایرانیان باستان در روز همنام ماه یعنی شانزدهم مهر، جشن مهرگان را برگزار میکردند.
آنها باور داشتند که #کاوه_آهنگر در روز #مهرگان علیه #ضحاک قیام کرد. در همین روز بود که فریدون توانست ضحاک را شکست دهد و بر تخت پادشاهی بنشیند.
چرا جشن مهرگان؟
مهر یا میترا در زبان فارسی به معنای «فروغ، روشنایی، دوستی، پیوستگی، پیوند و محبت» است. نقطه مقابل آن #دروغ، دروغگویی، پیمانشکنی و نامهربانی کردن است. جشن مهرگان برای سپاسگزاری از خداوند و محکم کردن دوستیها و مهرورزی میان انسانها برگزار میشده است.
ایرانیهای باستان در این روز لباسهایی به رنگ ارغوانی میپوشیدند یا با این رنگ لباسهایشان را میآراستند و دور هم جمع میشدند.
تزئینهای مخصوص مهرگان
گل “همیشه شکفته” با چند شاخه از ... ... [ادامه مطلب را در این لینک بخوانید؛ ویژه کاربران دوره "طرحدرسهای جشنهای ایرانی برای کودکان و نوجوانان"]
برای لینک اشتراک دوره به پشتیبانی پیام دهید.
@Asist_RadioP4C
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید؛ از شما برای خواندن و بازنشر این مطلب سپاسگزارم
#کاوشگری_فرهنگی
#کاوشگری_تاریخی
#کاوشگری_طبیعی
#جشن_های_ایرانی
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻بی تفاوتی یا کنشگر بودن؟
حقیقت یا جایزه؟
شما اگر به جای این خانم بودید، چه میکردید؟
شما اگر به جای نویسنده و کارگردان بودید، چه سوژههایی را انتخاب می کردید؟
شما اگر به جای نویسنده و کارگردان بودید، در برابر سوژههای جاری چه میکردید؟
مفاهیم: آزادگی، ثروت، شهرت، جایگاه، جایزه، نان، داوری اخلاقی، استدلال اخلاقی، سکوت، بی تفاوتی، کنشگری، خشونت و ...
📌لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم
پ.ن
تا آخر ببینید. نظر شخصی من اینست که این سوژهها برای امروز بیشتر شبیه شوخی به نظر میرسد، هر چند تماشای آزادگی و برتریاش همیشه تماشایی است.
#الهام_فخرایی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
حقیقت یا جایزه؟
شما اگر به جای این خانم بودید، چه میکردید؟
شما اگر به جای نویسنده و کارگردان بودید، چه سوژههایی را انتخاب می کردید؟
شما اگر به جای نویسنده و کارگردان بودید، در برابر سوژههای جاری چه میکردید؟
مفاهیم: آزادگی، ثروت، شهرت، جایگاه، جایزه، نان، داوری اخلاقی، استدلال اخلاقی، سکوت، بی تفاوتی، کنشگری، خشونت و ...
📌لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم
پ.ن
تا آخر ببینید. نظر شخصی من اینست که این سوژهها برای امروز بیشتر شبیه شوخی به نظر میرسد، هر چند تماشای آزادگی و برتریاش همیشه تماشایی است.
#الهام_فخرایی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍6
Forwarded from رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن) (الهام فخرایی)
درس های فلسفه سیاسی برای کودکان: امبرتو اکو
عنوان بحث: دشمن عزیز
گروه سنی ۱۲ سال به بالا
متن مورد بحث در حلقه گفتگو:
امبرتو اکو فیلسوف ایتالیایی می نویسد: “دشمن داشتن نه تنها برای شناسایی هویت خود بلکه به منظور یافتن معیارهای سنجش نظام ارزشی خود، از خود کردن آن نظام و نمایاندن قابلیت هایمان ضروری است. پس در غیبت دشمن باید آن را خلق کنیم. ببینید کله پوستی ها با چه دست و دل بازی ای هر غیر عضو گروهشان را دشمن می خوانند! آنچه در خور تامل است نه امر تقریبا طبیعی دشمن سازی این و آن، بلکه روند خلق دشمن و خبیث سازی وی است.”
حالا متن را به روش معمول به بحث بگذارید.
می توانید با توجه به مهارتی که دارید، جنبه های روانشناختی و عاطفی را هم بررسی کنید:
پرسش ها:
ایا تا به حال از کسی آن قدر بدشان آمده که او را دشمن خود بدانند؟
این کار چه کمکی به آنها کرده است؟
آیا شده بعدها با همان شخص دوست شده باشند؟
از دست دادن این دشمن چه کمکی به آن ها کرده است؟
آیا شده شکست های مان را تقصیر دشمن مان بیندازیم؟ مثلا وقتی در بازی شکست میخوریم.
آیا امکان دارد یک شهر با شهر دیگر دشمن باشند؟ ... [ادامه در اینجا]
در همین رابطه بخوانید:
درسهای فلسفه سیاسی: چه کسی شهر را نجات می دهد؟
مجله نقد کتاب کودک و نوجوان
#فلسفه_سیاسی
#الهام_فخرایی
#کنشگری_مدنی
#دیگری_سازی
#حلقه_کندوکاو
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
عنوان بحث: دشمن عزیز
گروه سنی ۱۲ سال به بالا
متن مورد بحث در حلقه گفتگو:
امبرتو اکو فیلسوف ایتالیایی می نویسد: “دشمن داشتن نه تنها برای شناسایی هویت خود بلکه به منظور یافتن معیارهای سنجش نظام ارزشی خود، از خود کردن آن نظام و نمایاندن قابلیت هایمان ضروری است. پس در غیبت دشمن باید آن را خلق کنیم. ببینید کله پوستی ها با چه دست و دل بازی ای هر غیر عضو گروهشان را دشمن می خوانند! آنچه در خور تامل است نه امر تقریبا طبیعی دشمن سازی این و آن، بلکه روند خلق دشمن و خبیث سازی وی است.”
حالا متن را به روش معمول به بحث بگذارید.
می توانید با توجه به مهارتی که دارید، جنبه های روانشناختی و عاطفی را هم بررسی کنید:
پرسش ها:
ایا تا به حال از کسی آن قدر بدشان آمده که او را دشمن خود بدانند؟
این کار چه کمکی به آنها کرده است؟
آیا شده بعدها با همان شخص دوست شده باشند؟
از دست دادن این دشمن چه کمکی به آن ها کرده است؟
آیا شده شکست های مان را تقصیر دشمن مان بیندازیم؟ مثلا وقتی در بازی شکست میخوریم.
آیا امکان دارد یک شهر با شهر دیگر دشمن باشند؟ ... [ادامه در اینجا]
در همین رابطه بخوانید:
درسهای فلسفه سیاسی: چه کسی شهر را نجات می دهد؟
مجله نقد کتاب کودک و نوجوان
#فلسفه_سیاسی
#الهام_فخرایی
#کنشگری_مدنی
#دیگری_سازی
#حلقه_کندوکاو
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍3👏2
Khanian
Music Editor
دل مردن
تقدیم به همه نوجوان های وطنم
پ.ن
نویسنده متن و راوی جمشید خانیان است، اما دوست دارم نام خودم را هم اضافه کنم؛ انگار که این متن یک بیانیه است یا ادای دین!
شما چطور؟
#جمشید_خانیان
#الهام_فخرایی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
تقدیم به همه نوجوان های وطنم
پ.ن
نویسنده متن و راوی جمشید خانیان است، اما دوست دارم نام خودم را هم اضافه کنم؛ انگار که این متن یک بیانیه است یا ادای دین!
شما چطور؟
#جمشید_خانیان
#الهام_فخرایی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤3😢1
🔻چطور اوباش مجازی ناکام می مانند؟
در گفتمان اینترنت، ترول یا اوباش مجازی، افرادی هستند که با رفتار مخرب به دنبال جلب نظر کاربرها، هستند. ایجاد تشنج، بیان مطالب تحریککننده و توهینآمیز، ارسال پیامهای خارج از موضوع با هدف تحریک سایر کاربرها به سمت احساسات دلخواه آنها، روش رایج ترول ها است.
ترول در فضای مجازی، معمولا فردی بی نام و نشان است که هویت اصلیاش را پنهان کرده و در یک جامعهی آنلاین، مانند انجمنهای گفتگو، اتاقهای گفتگو، وبلاگ، تالارها، وب نوشتها یا تارنماهای کاربر-محور پیام ارسال میکند.
تشخیص نهایی اینکه چه نوشتهای محصول ترول ها است و چه کاربری جزو اوباش اینترنتی محسوب میشود، معمولا دشوار نیست.
اما نکته مهم اینکه اوباشیگری اینترنتی یک رفتار است و اوباش اینترنتی هم لزوماً این رفتار را تمام مدت بروز نمیدهند. بنابراین "ترول" یک برچسب قطعی نیست، بلکه مقطعی و وابسته به موقعیت و نقشی که کاربر ایفا میکند، به کار میرود.
یکی از رایجترین شیوههای اوباشیگری در اینترنت، استفاده از مغالطه #حمله_به_شخص است. به این معنی که در بحث با کاربری دیگر به جای آنکه استدلال او را تحلیل و نادرستی اش را اثبات کنیم یا درستی نظر خودمان را نشان دهیم، نیت و شخصیت طرف مقابل را زیر سؤال برده یا با انگ زدن و فحاشی او را تحریک به مقابله به مثل کنیم.
نمونههای دیگری هم از اوباش اینترنتی وجود دارد که به صورت برنامهریزی شده و فرمایشی وارد عمل میشوند. هدف این گروه اشاعه اطلاعات اشتباه یا دیس اینفورمیشن به صورت نظام مند در حوزه ای خاص است. مهمترین ویژگی این دسته، گروهی عمل کردن است. به این معنا که به صورت جمعی و پیوسته، اخبار جعلی را متناسب با هدفی که منافعشان را تامین میکند، منتشر میکنند و در قالب گفتگو، صرفا به تکرار مدعا بدون ارائه استدلال میپردازند. این گروه خلاف قبلیها ممکن است، آداب ظاهری را رعایت کنند و حتی از کلمات و جملات شبه آکادمیک استفاده کنند. اما وجه اشتراک هر دو گروه در جهل و جعل آگاهانه، بیتوجهی و عدم تعهد به حقیقت است.
راهکار:
«اوباش را نادیده بگیرید!»
( Don't feed the troll)
اصطلاح شناخته شدهای که پیشنهاد میکند در مواجهه با اوباش اینترنتی، همه کاربرها مشارکتهای ترول را نادیده بگیرند.
اوباش اینترنتی با ایجاد تشنج و تحریک بقیه تلاش میکنند تا توجه و مخاطب جلب کنند، هدف اوباش، بحث سازنده یا نقد نیست. بنابراین با پاسخ دادن مؤدبانه، استدلال و درخواست توضیح نمیتوانید رفتار آنها را تغییر دهید، بلکه از لحاظ روانی و عملی به ادامه رفتار تشویق و منافعشان تامین میشود. درواقع آنها از راه فحاشی و اشاعه اخبار جعلی تغذیه میکنند!
نکته جالب اینکه در زبان و فرهنگ فارسی هم فارغ از فضای وب و گفتمان ترول، به خاموش ماندن در برابر این گروه توصیه شده است. بنابراین فرقی نمیکند که ترول با فعالیت یا فحاشی شما را ترغیب به مقابله میکند، در هر صورت آنها را نادیده بگیرید.
#الهام_فخرایی
📌لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم
پ.ن
برای مشاهده ویدئوی آموزشی مغالطه #حمله_به_شخص روی هشتگ کلیک کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
در گفتمان اینترنت، ترول یا اوباش مجازی، افرادی هستند که با رفتار مخرب به دنبال جلب نظر کاربرها، هستند. ایجاد تشنج، بیان مطالب تحریککننده و توهینآمیز، ارسال پیامهای خارج از موضوع با هدف تحریک سایر کاربرها به سمت احساسات دلخواه آنها، روش رایج ترول ها است.
ترول در فضای مجازی، معمولا فردی بی نام و نشان است که هویت اصلیاش را پنهان کرده و در یک جامعهی آنلاین، مانند انجمنهای گفتگو، اتاقهای گفتگو، وبلاگ، تالارها، وب نوشتها یا تارنماهای کاربر-محور پیام ارسال میکند.
تشخیص نهایی اینکه چه نوشتهای محصول ترول ها است و چه کاربری جزو اوباش اینترنتی محسوب میشود، معمولا دشوار نیست.
اما نکته مهم اینکه اوباشیگری اینترنتی یک رفتار است و اوباش اینترنتی هم لزوماً این رفتار را تمام مدت بروز نمیدهند. بنابراین "ترول" یک برچسب قطعی نیست، بلکه مقطعی و وابسته به موقعیت و نقشی که کاربر ایفا میکند، به کار میرود.
یکی از رایجترین شیوههای اوباشیگری در اینترنت، استفاده از مغالطه #حمله_به_شخص است. به این معنی که در بحث با کاربری دیگر به جای آنکه استدلال او را تحلیل و نادرستی اش را اثبات کنیم یا درستی نظر خودمان را نشان دهیم، نیت و شخصیت طرف مقابل را زیر سؤال برده یا با انگ زدن و فحاشی او را تحریک به مقابله به مثل کنیم.
نمونههای دیگری هم از اوباش اینترنتی وجود دارد که به صورت برنامهریزی شده و فرمایشی وارد عمل میشوند. هدف این گروه اشاعه اطلاعات اشتباه یا دیس اینفورمیشن به صورت نظام مند در حوزه ای خاص است. مهمترین ویژگی این دسته، گروهی عمل کردن است. به این معنا که به صورت جمعی و پیوسته، اخبار جعلی را متناسب با هدفی که منافعشان را تامین میکند، منتشر میکنند و در قالب گفتگو، صرفا به تکرار مدعا بدون ارائه استدلال میپردازند. این گروه خلاف قبلیها ممکن است، آداب ظاهری را رعایت کنند و حتی از کلمات و جملات شبه آکادمیک استفاده کنند. اما وجه اشتراک هر دو گروه در جهل و جعل آگاهانه، بیتوجهی و عدم تعهد به حقیقت است.
راهکار:
«اوباش را نادیده بگیرید!»
( Don't feed the troll)
اصطلاح شناخته شدهای که پیشنهاد میکند در مواجهه با اوباش اینترنتی، همه کاربرها مشارکتهای ترول را نادیده بگیرند.
اوباش اینترنتی با ایجاد تشنج و تحریک بقیه تلاش میکنند تا توجه و مخاطب جلب کنند، هدف اوباش، بحث سازنده یا نقد نیست. بنابراین با پاسخ دادن مؤدبانه، استدلال و درخواست توضیح نمیتوانید رفتار آنها را تغییر دهید، بلکه از لحاظ روانی و عملی به ادامه رفتار تشویق و منافعشان تامین میشود. درواقع آنها از راه فحاشی و اشاعه اخبار جعلی تغذیه میکنند!
نکته جالب اینکه در زبان و فرهنگ فارسی هم فارغ از فضای وب و گفتمان ترول، به خاموش ماندن در برابر این گروه توصیه شده است. بنابراین فرقی نمیکند که ترول با فعالیت یا فحاشی شما را ترغیب به مقابله میکند، در هر صورت آنها را نادیده بگیرید.
#الهام_فخرایی
📌لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم
پ.ن
برای مشاهده ویدئوی آموزشی مغالطه #حمله_به_شخص روی هشتگ کلیک کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👏3❤1
این روزها در خواندن شاهنامه رسیدیم به اینجا:
سپاه اندر ایران پراگنده شد
زن و مرد و کودک همه بنده شد
همه در گرفتند ز ایران پناه
به ایرانیان گشت گیتی سیاه
دو بهره سوی زاولستان شدند
به خواهش بر پور دستان شدند
که ما را ز بدها تو باشی پناه
چو گم شد سر تاج کاووس شاه
دریغست ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود
همه جای جنگی سواران بدی
نشستنگه شهریاران بدی
کنون جای سختی و رنج و بلاست
نشستنگه تیزچنگ اژدهاست
کسی کز پلنگان بخوردست شیر
بدین رنج ما را بود دستگیر
کنون چارهای باید انداختن
دل خویش ازین رنج پرداختن
ببارید رستم ز چشم آب زرد
دلش گشت پرخون و جان پر ز درد
چنین داد پاسخ که من با سپاه
میان بستهام جنگ را کینه خواه
زاولستان: زادگاه رستم
سیستان و بلوچستان امروزی
#زاهدان
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#کاوشگری_ادبی
#شاهنامه_بخوانیم
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
سپاه اندر ایران پراگنده شد
زن و مرد و کودک همه بنده شد
همه در گرفتند ز ایران پناه
به ایرانیان گشت گیتی سیاه
دو بهره سوی زاولستان شدند
به خواهش بر پور دستان شدند
که ما را ز بدها تو باشی پناه
چو گم شد سر تاج کاووس شاه
دریغست ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود
همه جای جنگی سواران بدی
نشستنگه شهریاران بدی
کنون جای سختی و رنج و بلاست
نشستنگه تیزچنگ اژدهاست
کسی کز پلنگان بخوردست شیر
بدین رنج ما را بود دستگیر
کنون چارهای باید انداختن
دل خویش ازین رنج پرداختن
ببارید رستم ز چشم آب زرد
دلش گشت پرخون و جان پر ز درد
چنین داد پاسخ که من با سپاه
میان بستهام جنگ را کینه خواه
زاولستان: زادگاه رستم
سیستان و بلوچستان امروزی
#زاهدان
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#کاوشگری_ادبی
#شاهنامه_بخوانیم
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
😢4👍2
🔻موضوعات بحرانی و کودکان (۱)
موقعیت: موضوعاتی وجود دارد که مایلید درباره آن با کودکان صحبت کنید، مواردی که برای شما مهم است، مساله روز است، بچه ها درباره اش سوال دارند و ...، اما تردید دارید که این گفتگو کار درستی است یا نه.
راهکار:
موضع تان را مشخص کنید.
چرا میخواهید درباره اش گفتگو کنید؟
آیا فقط مي خواهيد اطلاع رساني کنید یا گفتگو؟
مواجهه شما در کدام دسته کاوشگری قرار می گیرد؟
برای جواب دادن، نیازمند اطلاعات نظام مند هستید؟ یا صرفا ناشی از یک میل شخصی و بی نیاز از رجوع به سیستم دانشی، مهارتی و ارزشی خاصی است؟
از خودتان بپرسید:
- میخواهم بچه ها چه مفهومی را درک و تمرین کنند؟
برای شروع به مفاهیم مرتبط بیندیشید: مثلا همدلی، پذیرش، جبر، تقدیر، انتخاب، مقاومت، داشته ها و بودها، کنشگری، کنار آمدن، ایمنی، آگاهی و ...
- نگاهم اجتماعی است یا میخواهم درباره احساسات شخصی آنها گفتگو کنیم؟
پاسخ هر کدام از این پرسش ها میتواند مجوز ورود شما به این موضوع باشد یا برعکس به کلی آن را بی اعتبار کند.
این پاسخها نوع کاوشگری و ساختار و هدف بحث یا گفتگوی شما را تعیین میکنند. ضمنا مانع از این خواهند شد که خلاف اهداف تعیین شده گفتگو را هدایت کنید.
توجه داشته باشید که محتوای گفتگو با کودک منهای ۹ سال نباید مبتنی بر فجایع و مفاهیم منفی و بطور کلی کاهش حس امنیت کودک باشد.
اگر این کار را انجام دادهاید، احتمالا بازخوردها و عواطف منفی روحی و روانی کودک را شاهد بوده اید.
بنابراین شکل درست ورود به بحث چه در گفتگوهای معمولی و چه در اجتماع پژوهشی فلسفی، مبتنی بر مفاهیم و برای زیر ۹ سال تاکید بر مفاهیم مثبت است.
حتما فعالیتی برای برون ریزی عاطفی کودک و نوجوان در نظر بگیرید. فعالیت ها باید به شکل نمادین و فعالانه انجام شود.
برای روشنگری و اطلاعات دادن، می توانید از تجربه های نمادین استفاده کنید. گفتگو درباره شخصیت ها و داستان های الهام بخش یکی از گزینه ها است.
مواجهه میدانی، فقط در صورتی که یک زنجیره انسانی امن وجود داشته باشد، پیشنهاد می شود. در غیر این صورت، وقتی کنترل یا پیش بینی پیامدها در اختیار شما نیست، آسیب زا است.
هر موضوع یا مفهوم منفی صرفا یک نقطه شروع است. پیشنهاد می کنم در نقطه شروع متوقف نشوید. واقع بین باشید، اما هیجان خواری را ترویج نکنید. بلکه با تامل و بررسی بیشتر برای در حرکت بودن و پیشروی در فهم و عمل، در طول یک بازه زمانی برنامه ریزی و اقدام کنید.
#الهام_فخرایی
📌لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم
برای خواندن مطالب مرتبط روی هشتگ #موضوعات_بحرانی کلیک کنید.
#مفاهیم_منفی
#والدگری
#تسهیلگری
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
موقعیت: موضوعاتی وجود دارد که مایلید درباره آن با کودکان صحبت کنید، مواردی که برای شما مهم است، مساله روز است، بچه ها درباره اش سوال دارند و ...، اما تردید دارید که این گفتگو کار درستی است یا نه.
راهکار:
موضع تان را مشخص کنید.
چرا میخواهید درباره اش گفتگو کنید؟
آیا فقط مي خواهيد اطلاع رساني کنید یا گفتگو؟
مواجهه شما در کدام دسته کاوشگری قرار می گیرد؟
برای جواب دادن، نیازمند اطلاعات نظام مند هستید؟ یا صرفا ناشی از یک میل شخصی و بی نیاز از رجوع به سیستم دانشی، مهارتی و ارزشی خاصی است؟
از خودتان بپرسید:
- میخواهم بچه ها چه مفهومی را درک و تمرین کنند؟
برای شروع به مفاهیم مرتبط بیندیشید: مثلا همدلی، پذیرش، جبر، تقدیر، انتخاب، مقاومت، داشته ها و بودها، کنشگری، کنار آمدن، ایمنی، آگاهی و ...
- نگاهم اجتماعی است یا میخواهم درباره احساسات شخصی آنها گفتگو کنیم؟
پاسخ هر کدام از این پرسش ها میتواند مجوز ورود شما به این موضوع باشد یا برعکس به کلی آن را بی اعتبار کند.
این پاسخها نوع کاوشگری و ساختار و هدف بحث یا گفتگوی شما را تعیین میکنند. ضمنا مانع از این خواهند شد که خلاف اهداف تعیین شده گفتگو را هدایت کنید.
توجه داشته باشید که محتوای گفتگو با کودک منهای ۹ سال نباید مبتنی بر فجایع و مفاهیم منفی و بطور کلی کاهش حس امنیت کودک باشد.
اگر این کار را انجام دادهاید، احتمالا بازخوردها و عواطف منفی روحی و روانی کودک را شاهد بوده اید.
بنابراین شکل درست ورود به بحث چه در گفتگوهای معمولی و چه در اجتماع پژوهشی فلسفی، مبتنی بر مفاهیم و برای زیر ۹ سال تاکید بر مفاهیم مثبت است.
حتما فعالیتی برای برون ریزی عاطفی کودک و نوجوان در نظر بگیرید. فعالیت ها باید به شکل نمادین و فعالانه انجام شود.
برای روشنگری و اطلاعات دادن، می توانید از تجربه های نمادین استفاده کنید. گفتگو درباره شخصیت ها و داستان های الهام بخش یکی از گزینه ها است.
مواجهه میدانی، فقط در صورتی که یک زنجیره انسانی امن وجود داشته باشد، پیشنهاد می شود. در غیر این صورت، وقتی کنترل یا پیش بینی پیامدها در اختیار شما نیست، آسیب زا است.
هر موضوع یا مفهوم منفی صرفا یک نقطه شروع است. پیشنهاد می کنم در نقطه شروع متوقف نشوید. واقع بین باشید، اما هیجان خواری را ترویج نکنید. بلکه با تامل و بررسی بیشتر برای در حرکت بودن و پیشروی در فهم و عمل، در طول یک بازه زمانی برنامه ریزی و اقدام کنید.
#الهام_فخرایی
📌لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم
برای خواندن مطالب مرتبط روی هشتگ #موضوعات_بحرانی کلیک کنید.
#مفاهیم_منفی
#والدگری
#تسهیلگری
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👏1
اعلان شماره چهار #کوچینگ
"قابل توجه اعضای دوره کوچینگ تابستان از ایران"
با توجه به اختلال اینترنت و عدم دسترسی برخی نوجوان ها به محتوای دوره
لطفا برای توافق و تصمیم گیری در مورد چگونگی ادامه دو هفته باقی مانده از دوره حتما با ذکر نام خانوادگی نوجوان به شماره تماسی که در اختیار دارید یا اکانت من پیامک دهید.
به تدریج و در اولین فرصت هماهنگی لازم انجام خواهد شد.
سپاس
الهام فخرایی
@RadioP4C
@RadioP4C
"قابل توجه اعضای دوره کوچینگ تابستان از ایران"
با توجه به اختلال اینترنت و عدم دسترسی برخی نوجوان ها به محتوای دوره
لطفا برای توافق و تصمیم گیری در مورد چگونگی ادامه دو هفته باقی مانده از دوره حتما با ذکر نام خانوادگی نوجوان به شماره تماسی که در اختیار دارید یا اکانت من پیامک دهید.
به تدریج و در اولین فرصت هماهنگی لازم انجام خواهد شد.
سپاس
الهام فخرایی
@RadioP4C
@RadioP4C
🔻متن کاوی
در ستایش گوناگونی
و نگوییم که شب چیز بدی است.
و نگوییم که شب تاب ندارد خبر از بینش باغ.
و بیاریم سبد
ببریم این همه سرخ، این همه سبز.
صبحها نان و پنیرک بخوریم.
و بکاریم نهالی سر هر پیچ کلام.
و بپاشیم میان دو هجا تخم سکوت.
و نخوانیم کتابی که در آن باد نمیآید
و کتابی که در آن پوست شبنم تر نیست.
و کتابی که در آن یاختهها بی بعدند.
و نخواهیم مگس از سر انگشت طبیعت بپرد.
و نخواهیم پلنگ از در خلقت برود بیرون.
و بدانیم اگر کرم نبود، زندگی چیزی کم داشت.
و اگر خنج نبود، لطمه میخورد به قانون درخت
و اگر مرگ نبود، دست ما در پی چیزی میگشت.
و بدانیم اگر نور نبود، منطق زنده پرواز دگرگون می شد.
و بدانیم که پیش از مرجان، خلائی بود در اندیشه دریاها.
و نپرسیم کجائیم،
بو کنیم اطلسی تازه بیمارستان را.
و نپرسیم که فواره اقبال کجاست؟
و نپرسیم چرا قلب حقیقت آبی است.
و نپرسیم پدرهای پدرها چه نسیمی، چه شبی داشتهاند.
پشت سر نیست فضایی زنده،
پشت سر مرغ نمیخواند.
پشت سر باد نمیآید.
پشت سر پنجره سبز صنوبر بسته است.
پشت سر روی همه فرفرهها خاک نشسته است.
پشت سر خستگی تاریخ است.
پشت سر خاطره موج به ساحل صدف سرد سکون میریزد.
سهراب سپهری
مفاهیم:
جامعه، جامعه رویانی، مدارا، تسامح، تنوع، تکثر، گوناگونی، یکسان سازی، توقف، تهدید، فرصت، رشد، منابع انسانی، گذر، بخشودن، آینده، پویایی، پذیرش، تعصب، تبعیض و ...
می توانید جامعه ایران یا سایر کشورهایی که از موهبت و مهارت تنوع فرهنگی و قومی برخوردار هستند را به بحث بگذارید و همزمان کاوشگری چندجانبه داشته باشید.
برای توضیح درباره چگونگی کار با این متن، هشتگ #کاوشگری_ادبی را در کانال جستجو کنید. در کاوشگری های فلسفی همیشه می توانید متن را با وقایع روز مرتبط کنید. متن در معنای فلسفی فقط نوشته و آنچه مکتوب شده نیست.
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
در ستایش گوناگونی
و نگوییم که شب چیز بدی است.
و نگوییم که شب تاب ندارد خبر از بینش باغ.
و بیاریم سبد
ببریم این همه سرخ، این همه سبز.
صبحها نان و پنیرک بخوریم.
و بکاریم نهالی سر هر پیچ کلام.
و بپاشیم میان دو هجا تخم سکوت.
و نخوانیم کتابی که در آن باد نمیآید
و کتابی که در آن پوست شبنم تر نیست.
و کتابی که در آن یاختهها بی بعدند.
و نخواهیم مگس از سر انگشت طبیعت بپرد.
و نخواهیم پلنگ از در خلقت برود بیرون.
و بدانیم اگر کرم نبود، زندگی چیزی کم داشت.
و اگر خنج نبود، لطمه میخورد به قانون درخت
و اگر مرگ نبود، دست ما در پی چیزی میگشت.
و بدانیم اگر نور نبود، منطق زنده پرواز دگرگون می شد.
و بدانیم که پیش از مرجان، خلائی بود در اندیشه دریاها.
و نپرسیم کجائیم،
بو کنیم اطلسی تازه بیمارستان را.
و نپرسیم که فواره اقبال کجاست؟
و نپرسیم چرا قلب حقیقت آبی است.
و نپرسیم پدرهای پدرها چه نسیمی، چه شبی داشتهاند.
پشت سر نیست فضایی زنده،
پشت سر مرغ نمیخواند.
پشت سر باد نمیآید.
پشت سر پنجره سبز صنوبر بسته است.
پشت سر روی همه فرفرهها خاک نشسته است.
پشت سر خستگی تاریخ است.
پشت سر خاطره موج به ساحل صدف سرد سکون میریزد.
سهراب سپهری
مفاهیم:
جامعه، جامعه رویانی، مدارا، تسامح، تنوع، تکثر، گوناگونی، یکسان سازی، توقف، تهدید، فرصت، رشد، منابع انسانی، گذر، بخشودن، آینده، پویایی، پذیرش، تعصب، تبعیض و ...
می توانید جامعه ایران یا سایر کشورهایی که از موهبت و مهارت تنوع فرهنگی و قومی برخوردار هستند را به بحث بگذارید و همزمان کاوشگری چندجانبه داشته باشید.
برای توضیح درباره چگونگی کار با این متن، هشتگ #کاوشگری_ادبی را در کانال جستجو کنید. در کاوشگری های فلسفی همیشه می توانید متن را با وقایع روز مرتبط کنید. متن در معنای فلسفی فقط نوشته و آنچه مکتوب شده نیست.
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍2❤1
Bella Ciao Farsi ~ Musico.IR
Unknown Artist ~ Musico.IR
🔻کاوشگری چندجانبه درباره برابری
با ترانه "خاک این گندم"
گفتگو و #کاوشگری_هنری یکی از محرکهای شناختی است که می توانید آن را با انواع کاوشگری ها ترکیب کنید.
قطعه پیشنهادی الهام گرفته از آهنگ مشهور "بلاچو" یا "خداحافظ ای زیبا" است که در زمان جنگ جهانی دوم توسط پارتیزان ها خوانده میشد. به تدریج این آهنگ به نماد مبارزه آزادی خواهانه پارتیزان ها تبدیل شد.
بلا چاو در اصل ترانه ای بود که کارگران فصلی مزارع گندم و زنان دهقان شالیزارهای ایتالیا از اواخر قرن نوزدهم با متنهای مختلفی زمزمه میکردند. مضمون این ترانه، جوانی زودگذر و سختی کار در مزارع بود.
آهنگ را بشنوید و درباره حسی که از آن دریافت می کنید، با هم گفتگو کنید.
مفاهیم:
عدالتخواهی، آزادگی، خشونت، بیتفاوتی، عدالت، همبستگی، برتری، برابری، #قانون، برتری نژادی، قومی، طبقاتی، جورج فلوید و ...
#الهام_فخرایی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
با ترانه "خاک این گندم"
گفتگو و #کاوشگری_هنری یکی از محرکهای شناختی است که می توانید آن را با انواع کاوشگری ها ترکیب کنید.
قطعه پیشنهادی الهام گرفته از آهنگ مشهور "بلاچو" یا "خداحافظ ای زیبا" است که در زمان جنگ جهانی دوم توسط پارتیزان ها خوانده میشد. به تدریج این آهنگ به نماد مبارزه آزادی خواهانه پارتیزان ها تبدیل شد.
بلا چاو در اصل ترانه ای بود که کارگران فصلی مزارع گندم و زنان دهقان شالیزارهای ایتالیا از اواخر قرن نوزدهم با متنهای مختلفی زمزمه میکردند. مضمون این ترانه، جوانی زودگذر و سختی کار در مزارع بود.
آهنگ را بشنوید و درباره حسی که از آن دریافت می کنید، با هم گفتگو کنید.
مفاهیم:
عدالتخواهی، آزادگی، خشونت، بیتفاوتی، عدالت، همبستگی، برتری، برابری، #قانون، برتری نژادی، قومی، طبقاتی، جورج فلوید و ...
#الهام_فخرایی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
🔥2
Forwarded from رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن) (الهام فخرایی)
درس های فلسفه سیاسی برای کودکان: چه کسی شهر را نجات می دهد؟
(درباره کتاب "فیل ماکارون")
الهام فخرایی
هر جایی که پای حق و حقوق و مسئولیت وسط می آید، می توان مباحث فلسفه سیاسی را هم چاشنی اش کرد. اما اینکه نویسنده ای تا این اندازه مستقیم و در عین حال درست به مساله شهر، حقوق مدنی، فردی و … و مناسب برای کودکان پرداخته باشد، تحسین برانگیز است.
مشکل شهر
در کتاب” فیل ماکارون” یا noodlephant با فیلی دوست داشتنی آشنا می شویم که عاشق ماکارونی است. غذایی که اغلب بچه ها دوستش دارند و بنابراین خیلی خوب می توانند با شخصیت اصلی داستان همراه شوند.
شهری که “جیکوب کریمر” توصیف می کند، یک مشکل اساسی دارد:
در این شهر فقط و فقط کانگوروها حکومت و قانون وضع میکنند. آن هم قانون های عجیب و غریبی که اصلا با عقل جور در نمیآید و صرفا منافع کانگوروها را حفظ می کند
مثلا “شنا در دریا فقط مخصوص کانگوروها است” یا “فقط آنها حق بازدید از باغ پروانه ها را دارند”. از همه مهمتر “فقط کانگوروها می توانند قانون وضع کنند”. هر کسی هم که از دستوراتشان سرپیچی کند، بلافاصله دستگیر و به باغ وحش منتقل می شود.
البته در این شهر علاوه بر کانگوروها و فیل ماکارون، انواع و اقسام حیوانات زندگی می کنند و از آنجایی که حریف کانگوروها نمی شوند، با شرایط کنار آمده اند.
مثلا به جای شنا در دریا از شلنگ آب برای خنک شدن استفاده می کنند یا به جای بازدید از باغ پروانه ها، شب پره های دور تیر چراغ برق را تماشا می کنند! همین اندازه طنزآمیز ولی قابل درک.
بله، اهالی شهر جیکوب کریمر در برابر کانگوروها در انفعال کامل هستند
با این حال سعی می کنند با امکانات باقی مانده اوقات خوشی داشته باشند. دور هم جمع می شوند. مهمانی می گیرند و خلاصه خودشان را از تک و تا نمی اندازند.
تا اینکه یکی از کانگوروها فیل را موقع خرید لوازم پخت و پز مهمانی می بیند و قانون جدیدی وضع می کند:
“فیل ها فقط باید خار و خاشاک بخورند”.
جالب نیست؟ انگار تحت هیچ عنوان نباید آب خوش از گلوی فیل ها پایین برود.
خب، حالا فیل داستان ... [ادامه در اینجا]
در همین رابطه بخوانید:
درسهای فلسفه سیاسی: دشمن عزیز
مجله برنامه فلسفه برای کودکان
#فیل_ماکارون
#فلسفه_سیاسی
#کنشگری_مدنی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
(درباره کتاب "فیل ماکارون")
الهام فخرایی
هر جایی که پای حق و حقوق و مسئولیت وسط می آید، می توان مباحث فلسفه سیاسی را هم چاشنی اش کرد. اما اینکه نویسنده ای تا این اندازه مستقیم و در عین حال درست به مساله شهر، حقوق مدنی، فردی و … و مناسب برای کودکان پرداخته باشد، تحسین برانگیز است.
مشکل شهر
در کتاب” فیل ماکارون” یا noodlephant با فیلی دوست داشتنی آشنا می شویم که عاشق ماکارونی است. غذایی که اغلب بچه ها دوستش دارند و بنابراین خیلی خوب می توانند با شخصیت اصلی داستان همراه شوند.
شهری که “جیکوب کریمر” توصیف می کند، یک مشکل اساسی دارد:
در این شهر فقط و فقط کانگوروها حکومت و قانون وضع میکنند. آن هم قانون های عجیب و غریبی که اصلا با عقل جور در نمیآید و صرفا منافع کانگوروها را حفظ می کند
مثلا “شنا در دریا فقط مخصوص کانگوروها است” یا “فقط آنها حق بازدید از باغ پروانه ها را دارند”. از همه مهمتر “فقط کانگوروها می توانند قانون وضع کنند”. هر کسی هم که از دستوراتشان سرپیچی کند، بلافاصله دستگیر و به باغ وحش منتقل می شود.
البته در این شهر علاوه بر کانگوروها و فیل ماکارون، انواع و اقسام حیوانات زندگی می کنند و از آنجایی که حریف کانگوروها نمی شوند، با شرایط کنار آمده اند.
مثلا به جای شنا در دریا از شلنگ آب برای خنک شدن استفاده می کنند یا به جای بازدید از باغ پروانه ها، شب پره های دور تیر چراغ برق را تماشا می کنند! همین اندازه طنزآمیز ولی قابل درک.
بله، اهالی شهر جیکوب کریمر در برابر کانگوروها در انفعال کامل هستند
با این حال سعی می کنند با امکانات باقی مانده اوقات خوشی داشته باشند. دور هم جمع می شوند. مهمانی می گیرند و خلاصه خودشان را از تک و تا نمی اندازند.
تا اینکه یکی از کانگوروها فیل را موقع خرید لوازم پخت و پز مهمانی می بیند و قانون جدیدی وضع می کند:
“فیل ها فقط باید خار و خاشاک بخورند”.
جالب نیست؟ انگار تحت هیچ عنوان نباید آب خوش از گلوی فیل ها پایین برود.
خب، حالا فیل داستان ... [ادامه در اینجا]
در همین رابطه بخوانید:
درسهای فلسفه سیاسی: دشمن عزیز
مجله برنامه فلسفه برای کودکان
#فیل_ماکارون
#فلسفه_سیاسی
#کنشگری_مدنی
#یک_کتاب
#یک_پیشنهاد
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
🔥2🙏1
🔻 "راست روشن" وزیر
(درس های فلسفه سیاسی برای کودکان و نوجوانان)
در این جستارها به زبانی ساده به مفاهیم سیاسی و اجتماعی می پردازیم.
گفتگو درباره قطعه های پیشنهادی یکی از انواع محرک های گفتگوی فلسفی است که می توانید با توجه به موضوعات و مسائل روز جهان مورد استفاده قراردهید.
در قطعه زیر برخی از این مفاهیم را بازیابی و معرفی می کنیم:
📌قطعه پیشنهادی: وزارت "راست روشن"
در هفت پیکر می خوانیم که "بهرام گور" مدتی برای استراحت، از اداره مملکت فاصله می گیرد و آن را به وزیرش "راست روشن" می سپارد.
اما وقتی باز می گردد، متحیر می ماند که چه بر سر مردم و مملکت آمده؟!
اما بخوانیم که "راست روشن" با همکاری قاضی چه کرده بود و چه باوری داشت:
دیو باشد، رعیت گستاخ
چون گذاری، نهند پای فراخ
جهد آن کن که از سیاست خویش
نشکنی رونق ریاست خویش
نفریبی به آشنائی کس
کس خود تیغ خودشناسی و بس
شه به امید ماست باده پرست
من قلم دارم و تو تیغ به دست
از تو قهر آید و ز من تدبیر
هر که گویم گرفتنی است، بگیر
محتشم را به مال، مالش کن
بی درم را به خون، سگالش کن
نیک و بد هر دو هست، بر تو حلال
از بدان، جان ستان، ز نیکان، مال
خوار کن خلق را به جاه و به چیز
تا بمانی به چشم خلق عزیز
چون که رعیت، زبون و خوار بود
ملک، پیوسته برقرار بود
تا به حدی، خواری از حد برد
هیچکس را به هیچ کس نشمرد
در ستمکارگی، پی افشردند
میگرفتند و خانه میبردند
در ده و شهر ، جز نفیر نبود
سخنی جز، گرفت و گیر نبود
تا در آن مملک به اندک سال
هیچکس را نه ملک ماند و نه مال
همه را راست روشن از کم و بیش
راست و روشن ستد به رشوت خویش
از زر و گوهر و غلام و کنیز
در ولایت نماند کس را چیز
اوفتاد از کمی نه از بیشی
محتشمتر کسی به درویشی
خانهداران ز جور خانه بران
خانه خویش مانده بر دگران
شهری و لشگری ز جان بستوه
همه آواره گشته کوه به کوه
در نواحی نه گاو ماند و نه کشت
دخل را کس فذالکی ننوشت
چون ولایت خراب شد حالی
دخل شاه از خزانه شد خالی
جز وزیری که خانه بودش و گنج
حاصل کس نبود جز غم و رنج
منظومه هفت پیکر
نظامی گنجوی
این نمونه را می توانید برای نوجوان ها در قالب یک طرح درس پیاده کنید. از آنها بخواهید نمونه های واقعی را در اخبار روز نقاط مختلف جهان با هم مقایسه کنند.
مفاهیم:
اختلاس، عدالت، امانت، وزارت، رعیت، مسئولیت، امتیاز، مقام، رانت، آزادگی، دادخواهی، زنهار خواری، بی تفاوتی، انفعال، خاموشی، عدل، شرع، عرف، قانون مداری، فلسفه سیاسی، دموکراسی، برابری، قانون، قانون مندی، فلسفه اخلاق، درستی، خوب، بد و ...
می توانید درباره تبارشناسی برخی از واژه ها نیز با بچه ها گفتگو کنید.
پرسش از شما
- چرا جای این ادبیات در کتاب های درسی و زندگی روزمره ما خالی است؟ اگر باشد، چه کمکی به ما می کند؟
- به نام وزیر دقت کردید؟
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#سواد_سیاسی
#فلسفه_سیاسی
#کاوشگری_ادبی
#کاوشگری_اجتماعی
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
(درس های فلسفه سیاسی برای کودکان و نوجوانان)
به مناسبت روز نظامی 🍃
شاعر چیرهدست ایران که سرود:
"همه دنیا تن است و ایران دل
نیست گوینده زین قیاس خجل"
در این جستارها به زبانی ساده به مفاهیم سیاسی و اجتماعی می پردازیم.
گفتگو درباره قطعه های پیشنهادی یکی از انواع محرک های گفتگوی فلسفی است که می توانید با توجه به موضوعات و مسائل روز جهان مورد استفاده قراردهید.
در قطعه زیر برخی از این مفاهیم را بازیابی و معرفی می کنیم:
📌قطعه پیشنهادی: وزارت "راست روشن"
در هفت پیکر می خوانیم که "بهرام گور" مدتی برای استراحت، از اداره مملکت فاصله می گیرد و آن را به وزیرش "راست روشن" می سپارد.
اما وقتی باز می گردد، متحیر می ماند که چه بر سر مردم و مملکت آمده؟!
اما بخوانیم که "راست روشن" با همکاری قاضی چه کرده بود و چه باوری داشت:
دیو باشد، رعیت گستاخ
چون گذاری، نهند پای فراخ
جهد آن کن که از سیاست خویش
نشکنی رونق ریاست خویش
نفریبی به آشنائی کس
کس خود تیغ خودشناسی و بس
شه به امید ماست باده پرست
من قلم دارم و تو تیغ به دست
از تو قهر آید و ز من تدبیر
هر که گویم گرفتنی است، بگیر
محتشم را به مال، مالش کن
بی درم را به خون، سگالش کن
نیک و بد هر دو هست، بر تو حلال
از بدان، جان ستان، ز نیکان، مال
خوار کن خلق را به جاه و به چیز
تا بمانی به چشم خلق عزیز
چون که رعیت، زبون و خوار بود
ملک، پیوسته برقرار بود
تا به حدی، خواری از حد برد
هیچکس را به هیچ کس نشمرد
در ستمکارگی، پی افشردند
میگرفتند و خانه میبردند
در ده و شهر ، جز نفیر نبود
سخنی جز، گرفت و گیر نبود
تا در آن مملک به اندک سال
هیچکس را نه ملک ماند و نه مال
همه را راست روشن از کم و بیش
راست و روشن ستد به رشوت خویش
از زر و گوهر و غلام و کنیز
در ولایت نماند کس را چیز
اوفتاد از کمی نه از بیشی
محتشمتر کسی به درویشی
خانهداران ز جور خانه بران
خانه خویش مانده بر دگران
شهری و لشگری ز جان بستوه
همه آواره گشته کوه به کوه
در نواحی نه گاو ماند و نه کشت
دخل را کس فذالکی ننوشت
چون ولایت خراب شد حالی
دخل شاه از خزانه شد خالی
جز وزیری که خانه بودش و گنج
حاصل کس نبود جز غم و رنج
منظومه هفت پیکر
نظامی گنجوی
این نمونه را می توانید برای نوجوان ها در قالب یک طرح درس پیاده کنید. از آنها بخواهید نمونه های واقعی را در اخبار روز نقاط مختلف جهان با هم مقایسه کنند.
مفاهیم:
اختلاس، عدالت، امانت، وزارت، رعیت، مسئولیت، امتیاز، مقام، رانت، آزادگی، دادخواهی، زنهار خواری، بی تفاوتی، انفعال، خاموشی، عدل، شرع، عرف، قانون مداری، فلسفه سیاسی، دموکراسی، برابری، قانون، قانون مندی، فلسفه اخلاق، درستی، خوب، بد و ...
می توانید درباره تبارشناسی برخی از واژه ها نیز با بچه ها گفتگو کنید.
پرسش از شما
- چرا جای این ادبیات در کتاب های درسی و زندگی روزمره ما خالی است؟ اگر باشد، چه کمکی به ما می کند؟
- به نام وزیر دقت کردید؟
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#سواد_سیاسی
#فلسفه_سیاسی
#کاوشگری_ادبی
#کاوشگری_اجتماعی
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👏3👍1
Forwarded from آدابِ سرباختن
اندکی از همه چیز
هی میخواهم از صبح چیزی برای روز دختر بنویسم. برای دخترهای نوجوانم که هربار گپوگفت و دیدنشان، شوق دوبارهٔ زندگی به من میبخشد، برای سارینا اسماعیلزاده و آن آگاهی و فهم غریب و تازهاش، برای شور زندگی جاری شده در جانها و خیابانها، برای شجاعت بینظیری که در مشتهای گرهکردهشان و در صدای رسایشان هویدا شده، برای مادرهای جوانی که عمرشان را گذاشتهاند پای آگاهی و بالندگی کودکانشان و مخصوصا دخترها. چیزی باید مینوشتم و تقدیم میکردم به مادر سارینا اسماعیلزاده، که چنین دختر آگاه و زندهای تربیت کرده بود. متنفرم از این فعل زشت بود. و همین فعل بود نگذاشت بنویسم تا شب شد.
همینطور که چند روز است میخواهم چیزی برای مرضیه، شاگرد افغانستانیام بنویسم که در بمبگذاری دوزخیان در مدرسهاش، در حاشیه کابل، پرپر شد. برای مرضیه که عاشق نوشتن است (نمیخواهم از فعل بود استفاده کنم) و آرزو داشت روزی یک رمان بنویسد.
ساعتهای زیادی به این صفحه از دستخط مرضیه خیره شدم که در آن لیست آرزوهایش (بعد، خط زده و نوشته اهداف) را نوشته است. مگر میتوانم دیگر آرزوی سفر به شهرهای جهان دور و نزدیک را داشته باشم؟ مگر میتوانم دیگر به نوشتن رمان فکر کنم؟ همهٔ رمانهای جهان فدای آن خندهٔ مهربان تو دخترجان. مگر میتوانم چیزی بنویسم و مرثیه نشود؟
کاشکی به الیف شافاک دسترسی داشتم و ازش میخواستم برای این طرفدار شهیدش، متنی بنویسد؛ اما حالا نه از سر ناچاری که از سر اندوهی صمیمانه، از همهٔ شما دوستان نویسندهای که این صفحه را دنبال میکنید، تقاضا میکنم به یاد مرضیه و آرزویش که نوشتن رمان است، اگر میتوانید یک داستان تک صفحهای و بدون استفاده از فعل بود، بنویسید و مرا هم منشن کنید تا با هم یک رمان خلق کنیم و به نام مرضیه، تقدیمش کنیم به او، فقط به او که آفتاب است.
رمان مرضیه میتواند اینگونه آغاز شود:
اندکی از همه چیز
در این عکس همه دارند میخندند. معلوم نیست به عکاس یا به حرف بامزهای که یک نفر از توی جمعیت زده. در عکس بعدی چند بچه دارند از تنه یک درخت بالا میروند. درخت احتمالا درخت سیبی، چیزی باشد. شاید هم بچهها نه از پی چیدن میوه که میروند توپشان را از لای شاخههای درخت بیاندازند پایین. در یکی دیگر از عکسها مردی جنازه دخترش را که چهقدر سبک شده است، داخل آمبولانس بالا کرده و گریه میکند. انگار تازه یادش آمده باشد که فاصله مدرسه تا شفاخانه، که خیلی کوتاه است؛ باید آن شب کل شهر را با آمبولانس میرفته تا گریهاش بند بیاید...
#مرضیه
#افغانستان
#هزاره
#StopHazaraGenocide
رضا عبدی
هی میخواهم از صبح چیزی برای روز دختر بنویسم. برای دخترهای نوجوانم که هربار گپوگفت و دیدنشان، شوق دوبارهٔ زندگی به من میبخشد، برای سارینا اسماعیلزاده و آن آگاهی و فهم غریب و تازهاش، برای شور زندگی جاری شده در جانها و خیابانها، برای شجاعت بینظیری که در مشتهای گرهکردهشان و در صدای رسایشان هویدا شده، برای مادرهای جوانی که عمرشان را گذاشتهاند پای آگاهی و بالندگی کودکانشان و مخصوصا دخترها. چیزی باید مینوشتم و تقدیم میکردم به مادر سارینا اسماعیلزاده، که چنین دختر آگاه و زندهای تربیت کرده بود. متنفرم از این فعل زشت بود. و همین فعل بود نگذاشت بنویسم تا شب شد.
همینطور که چند روز است میخواهم چیزی برای مرضیه، شاگرد افغانستانیام بنویسم که در بمبگذاری دوزخیان در مدرسهاش، در حاشیه کابل، پرپر شد. برای مرضیه که عاشق نوشتن است (نمیخواهم از فعل بود استفاده کنم) و آرزو داشت روزی یک رمان بنویسد.
ساعتهای زیادی به این صفحه از دستخط مرضیه خیره شدم که در آن لیست آرزوهایش (بعد، خط زده و نوشته اهداف) را نوشته است. مگر میتوانم دیگر آرزوی سفر به شهرهای جهان دور و نزدیک را داشته باشم؟ مگر میتوانم دیگر به نوشتن رمان فکر کنم؟ همهٔ رمانهای جهان فدای آن خندهٔ مهربان تو دخترجان. مگر میتوانم چیزی بنویسم و مرثیه نشود؟
کاشکی به الیف شافاک دسترسی داشتم و ازش میخواستم برای این طرفدار شهیدش، متنی بنویسد؛ اما حالا نه از سر ناچاری که از سر اندوهی صمیمانه، از همهٔ شما دوستان نویسندهای که این صفحه را دنبال میکنید، تقاضا میکنم به یاد مرضیه و آرزویش که نوشتن رمان است، اگر میتوانید یک داستان تک صفحهای و بدون استفاده از فعل بود، بنویسید و مرا هم منشن کنید تا با هم یک رمان خلق کنیم و به نام مرضیه، تقدیمش کنیم به او، فقط به او که آفتاب است.
رمان مرضیه میتواند اینگونه آغاز شود:
اندکی از همه چیز
در این عکس همه دارند میخندند. معلوم نیست به عکاس یا به حرف بامزهای که یک نفر از توی جمعیت زده. در عکس بعدی چند بچه دارند از تنه یک درخت بالا میروند. درخت احتمالا درخت سیبی، چیزی باشد. شاید هم بچهها نه از پی چیدن میوه که میروند توپشان را از لای شاخههای درخت بیاندازند پایین. در یکی دیگر از عکسها مردی جنازه دخترش را که چهقدر سبک شده است، داخل آمبولانس بالا کرده و گریه میکند. انگار تازه یادش آمده باشد که فاصله مدرسه تا شفاخانه، که خیلی کوتاه است؛ باید آن شب کل شهر را با آمبولانس میرفته تا گریهاش بند بیاید...
#مرضیه
#افغانستان
#هزاره
#StopHazaraGenocide
رضا عبدی
آدابِ سرباختن
اندکی از همه چیز هی میخواهم از صبح چیزی برای روز دختر بنویسم. برای دخترهای نوجوانم که هربار گپوگفت و دیدنشان، شوق دوبارهٔ زندگی به من میبخشد، برای سارینا اسماعیلزاده و آن آگاهی و فهم غریب و تازهاش، برای شور زندگی جاری شده در جانها و خیابانها، برای…
🔻فکرتان هست؟!
برای #مرضیه
نمیدانم رمان مرضیه چطور شروع خواهد شد، (فکرتان هست که قرار نیست از "بود" و زمان گذشته استفاده کنم) اما شاید این طور بنویسد:
دخترک همانطور که بالای بام نشسته بود، گرهی را که به موهایش زده بود، باز کرد. باد پیچید لابلای موها و موها پیچیدند به رویش ... عطر هوا را بیشتر حس کرد، پوستش خنک شد.
دوباره یادش افتاد که تا باز شدن مکتب چند روز بیشتر نمانده است. زنها و دخترها باید با برقع بیرون میرفتند. سختش بود اما دلش برای مکتب تنگ شده بود. همه چیز را از پیش آماده کرده بود و دلش میشد تا زودتر در کتابچهاش بنویسد. در کتاب خط بکشد و داستانهای تازه در کتابخانه بخواند.
تازه به جز اینها معلمش هم بود که دوباره برایشان از فیلمها، موزیمها، نویسندهها و مشاهیر حرف بزند. تمام تابستان کارش همین بود که دیگرها اینجا بنشیند و خیالبافی کند. هر بار خودش را میگذاشت به جای یکی از آنها.
مثلا همین حالا وانمود میکرد نوجوانیِ الیف شافاک است که روی پشت بام خانه نشسته و منظره کابل را وقت غروب تماشا میکند. از فکرش یک لبخند بزرگ روی لبش نشست.
بعد همه اینها را در کتابچهاش نوشت.
از راه زینه که پایین میرفت گوشهایش تیز شنیدن صدای اخبار شد:
حق رفتن به مکتب از دختران سلب شد!
#الهام_فخرایی
پ.ن
- معادلهای افغانستانی را دوست نازنینم سرکارخانم زینب بیات پیشنهاد دادند.
فکرتان هست: حواستان هست
رویش: صورتش
دلش میشد: دلش می رفت
کتابچهاش: دفترش
موزیم: موزه
دیگرها: عصرها
زینه: راه پله
#مرضیه
#افغانستان
#هزاره
#StopHazaraGenocide
شما هم برای مرضیه بنویسید و برای معلمش بفرستید. داستان مرضیه را در صفحه معلمش رضا عبدی بخوانید.
بازنشر: هشت مارس؛ روز جهانی زن
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
برای #مرضیه
نمیدانم رمان مرضیه چطور شروع خواهد شد، (فکرتان هست که قرار نیست از "بود" و زمان گذشته استفاده کنم) اما شاید این طور بنویسد:
دخترک همانطور که بالای بام نشسته بود، گرهی را که به موهایش زده بود، باز کرد. باد پیچید لابلای موها و موها پیچیدند به رویش ... عطر هوا را بیشتر حس کرد، پوستش خنک شد.
دوباره یادش افتاد که تا باز شدن مکتب چند روز بیشتر نمانده است. زنها و دخترها باید با برقع بیرون میرفتند. سختش بود اما دلش برای مکتب تنگ شده بود. همه چیز را از پیش آماده کرده بود و دلش میشد تا زودتر در کتابچهاش بنویسد. در کتاب خط بکشد و داستانهای تازه در کتابخانه بخواند.
تازه به جز اینها معلمش هم بود که دوباره برایشان از فیلمها، موزیمها، نویسندهها و مشاهیر حرف بزند. تمام تابستان کارش همین بود که دیگرها اینجا بنشیند و خیالبافی کند. هر بار خودش را میگذاشت به جای یکی از آنها.
مثلا همین حالا وانمود میکرد نوجوانیِ الیف شافاک است که روی پشت بام خانه نشسته و منظره کابل را وقت غروب تماشا میکند. از فکرش یک لبخند بزرگ روی لبش نشست.
بعد همه اینها را در کتابچهاش نوشت.
از راه زینه که پایین میرفت گوشهایش تیز شنیدن صدای اخبار شد:
حق رفتن به مکتب از دختران سلب شد!
#الهام_فخرایی
پ.ن
- معادلهای افغانستانی را دوست نازنینم سرکارخانم زینب بیات پیشنهاد دادند.
فکرتان هست: حواستان هست
رویش: صورتش
دلش میشد: دلش می رفت
کتابچهاش: دفترش
موزیم: موزه
دیگرها: عصرها
زینه: راه پله
#مرضیه
#افغانستان
#هزاره
#StopHazaraGenocide
شما هم برای مرضیه بنویسید و برای معلمش بفرستید. داستان مرضیه را در صفحه معلمش رضا عبدی بخوانید.
بازنشر: هشت مارس؛ روز جهانی زن
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
با ارسال و پیشنهاد مطالب، به آگاهی بخشی بیشتر کمک می کنیم.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
👍5❤3
رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن)
🔻ثبت نام کوچینگ خصوصی پاییز برنامه ریزی برای رشد و توسعه فردی ویژه نوجوان به مدت یک فصل گروه سنی "سیزده تا هجده سال" خصوصی آنلاین + غیر حضوری این دوره یک سرمایه گذاری ویژه برای رشد شخصیت #نوجوان ها است. شروع دوره: ۲۵ شهریور ماه چیزهایی که در مدرسه…
اعلان پایانی #کوچینگ
ویژه نوجوانها
دوره سه ماهه کوچینگ که در تابستان شروع کردیم، امروز تمام شد. ضمن سپاس از همراهیتان، لطفا وقت بگذارید و چند خطی درباره دریافتی که از این دوره داشتید، تغییراتی که تجربه کردید و هر نکتهای که به عنوان بازخورد لازم میدانید، بنویسید و برای اکانت پشتیبانی ارسال کنید. 👇
@Asist_RadioP4C
سپاس
الهام فخرایی
#کوچینگ
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
ویژه نوجوانها
دوره سه ماهه کوچینگ که در تابستان شروع کردیم، امروز تمام شد. ضمن سپاس از همراهیتان، لطفا وقت بگذارید و چند خطی درباره دریافتی که از این دوره داشتید، تغییراتی که تجربه کردید و هر نکتهای که به عنوان بازخورد لازم میدانید، بنویسید و برای اکانت پشتیبانی ارسال کنید. 👇
@Asist_RadioP4C
سپاس
الهام فخرایی
#کوچینگ
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
آینههای روبرو
مشغول گوش دادن به فایل صوتی یکی از اساتید هستم، مجری نشست توضیح میدهد که ایشان یکی از پژوهشگران برجسته در حوزه آثار فکری فلان فیلسوف هستند.
مشتاقانه منتظرم سخنرانی شروع شود ...
سخنران اینطور شروع میکند:
"این فیلسوف یکی از چیزترین چهرههای فلسفه است!"
(به خودم میگویم که خب پیش میآيد، یک لحظه احتمالا کلمه مناسب به ذهنش نرسیده)
کمی بعدتر میگوید:
"خیلی از متفکرها رو میشناسم که آثار این فیلسوف رو به عنوان یه کتابی چیز میکنند که عمق داره!"
و بعدتر:
"این فیلسوف در نقد کردن همیشه آداب رو رعایت میکنه و اینطور نیست که چیز کنه! میدونید که چیز کردن در ایران خیلی رایج هست ..."
احوال من= ؟!
فایل را متوقف میکنم.
به نظرم آدمی که خوب فکر میکند، میتواند خوب حرف بزند و بنویسد
هر سهی اینها روی هم تاثیر دارند و هر کدام آینه دیگریاند و ای کاش در مدرسه و دانشگاه به جای خیلی از واحدهای مندرآوردی و بیحاصل، مهارتهای لازم و اساسی را آموزش میدادند.
پ.ن
این متن را گمانم دو سال پیش در کانال یادداشتهای شخصیام نوشتم، اما با شنیدن برخی نطقهای رسمی ماهها و هفتههای اخیر، به نظرم رسید شاید به آن استاد فلسفه که شرحش رفت، زیادی سخت گرفتهام. هم به خودش و هم به آنها که شنونده سخنرانیاش ماندند.
خودتان مقایسه کنید:
«این منطقه دارای یک تمدنی است که به بلندای تاریخ جلوههای تمدنی فرهنگی در این منطقه از جلوههای روشن منطقه ماست، لذا ما منطقهی دارای تمدن هستیم.»
#الهام_فخرایی
#یادداشت
#شخصی_نوشت
#نقد_فرهنگی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4c
@RadioP4c
مشغول گوش دادن به فایل صوتی یکی از اساتید هستم، مجری نشست توضیح میدهد که ایشان یکی از پژوهشگران برجسته در حوزه آثار فکری فلان فیلسوف هستند.
مشتاقانه منتظرم سخنرانی شروع شود ...
سخنران اینطور شروع میکند:
"این فیلسوف یکی از چیزترین چهرههای فلسفه است!"
(به خودم میگویم که خب پیش میآيد، یک لحظه احتمالا کلمه مناسب به ذهنش نرسیده)
کمی بعدتر میگوید:
"خیلی از متفکرها رو میشناسم که آثار این فیلسوف رو به عنوان یه کتابی چیز میکنند که عمق داره!"
و بعدتر:
"این فیلسوف در نقد کردن همیشه آداب رو رعایت میکنه و اینطور نیست که چیز کنه! میدونید که چیز کردن در ایران خیلی رایج هست ..."
احوال من= ؟!
فایل را متوقف میکنم.
به نظرم آدمی که خوب فکر میکند، میتواند خوب حرف بزند و بنویسد
هر سهی اینها روی هم تاثیر دارند و هر کدام آینه دیگریاند و ای کاش در مدرسه و دانشگاه به جای خیلی از واحدهای مندرآوردی و بیحاصل، مهارتهای لازم و اساسی را آموزش میدادند.
پ.ن
این متن را گمانم دو سال پیش در کانال یادداشتهای شخصیام نوشتم، اما با شنیدن برخی نطقهای رسمی ماهها و هفتههای اخیر، به نظرم رسید شاید به آن استاد فلسفه که شرحش رفت، زیادی سخت گرفتهام. هم به خودش و هم به آنها که شنونده سخنرانیاش ماندند.
خودتان مقایسه کنید:
«این منطقه دارای یک تمدنی است که به بلندای تاریخ جلوههای تمدنی فرهنگی در این منطقه از جلوههای روشن منطقه ماست، لذا ما منطقهی دارای تمدن هستیم.»
#الهام_فخرایی
#یادداشت
#شخصی_نوشت
#نقد_فرهنگی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4c
@RadioP4c
👍2❤1👏1
متن کاوی درباره #وطن
آه ایران عزیز!
سرزمین زرخیز!
تو چه زیبا هستی!
چه فریبا هستی!
از دو سر بر دریا
راه خود باز کنی
سر به دریا زدهای
پا به دریا کردی
توی دریاهایت
هست نعمت بسیار
توی دریای خزر
یا که در آب خلیج
که بُوَد نام دلانگیزش فارس
نام زیبایِ مقدّس
که برازندهتر از هر نامی است
تا جهان باقی و دریا و خلیجی باقیست
آه ایران عزیز!
دادهای جای در آغوش خود
این مردم خوب
مردمی خوب و صبور
عاشق میهن خود
عاشق کشور ایران عزیز
سرزمین زرخیز!
سرزمینی که به فرهنگ جهان خدمت کرد
به هنر رونق داد علم و دانش گسترد
مولوی، سعدی و حافظ پرورد
زاد فردوسی را
زاد و پرورد به دامن، خیّام
زاد بیرونی را، بوعلی سینا را
این زمین پاکان
زادگاه مردان
خاک پاک #ایران
نهراسیم برای حفظت ز خطر یا مشکل
آه ایران عزیز!
گروه سنی: دبستان
برای توضیح درباره چگونگی کار با این متن، هشتگ #کاوشگری_ادبی را در کانال جستجو کنید. در کاوشگری های فلسفی همیشه می توانید متن را با وقایع روز مرتبط کنید. متن در معنای فلسفی فقط نوشته و آنچه مکتوب شده نیست.
#الهام_فخرایی
تکمیلی:
«خلیج فارس» بیش از دو هزار سال است که از زمان امپراتوری هخامنشی (۵۵۰-۳۳۰ پیش از میلاد) مورد استفاده قرار میگیرد. نام این خلیج در متون لاتین و یونانی نیز از نام "پارس" گرفته شده؛ امپراتوری بزرگی که ایران امروزی را در بر میگرفت.
نام «خلیج فارس» همواره پابرجا خواهد ماند.
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
آه ایران عزیز!
سرزمین زرخیز!
تو چه زیبا هستی!
چه فریبا هستی!
از دو سر بر دریا
راه خود باز کنی
سر به دریا زدهای
پا به دریا کردی
توی دریاهایت
هست نعمت بسیار
توی دریای خزر
یا که در آب خلیج
که بُوَد نام دلانگیزش فارس
نام زیبایِ مقدّس
که برازندهتر از هر نامی است
تا جهان باقی و دریا و خلیجی باقیست
آه ایران عزیز!
دادهای جای در آغوش خود
این مردم خوب
مردمی خوب و صبور
عاشق میهن خود
عاشق کشور ایران عزیز
سرزمین زرخیز!
سرزمینی که به فرهنگ جهان خدمت کرد
به هنر رونق داد علم و دانش گسترد
مولوی، سعدی و حافظ پرورد
زاد فردوسی را
زاد و پرورد به دامن، خیّام
زاد بیرونی را، بوعلی سینا را
این زمین پاکان
زادگاه مردان
خاک پاک #ایران
نهراسیم برای حفظت ز خطر یا مشکل
آه ایران عزیز!
گروه سنی: دبستان
برای توضیح درباره چگونگی کار با این متن، هشتگ #کاوشگری_ادبی را در کانال جستجو کنید. در کاوشگری های فلسفی همیشه می توانید متن را با وقایع روز مرتبط کنید. متن در معنای فلسفی فقط نوشته و آنچه مکتوب شده نیست.
#الهام_فخرایی
تکمیلی:
«خلیج فارس» بیش از دو هزار سال است که از زمان امپراتوری هخامنشی (۵۵۰-۳۳۰ پیش از میلاد) مورد استفاده قرار میگیرد. نام این خلیج در متون لاتین و یونانی نیز از نام "پارس" گرفته شده؛ امپراتوری بزرگی که ایران امروزی را در بر میگرفت.
نام «خلیج فارس» همواره پابرجا خواهد ماند.
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍4❤1
آری یا نه؟
من متخصص علوم سیاسی نیستم، اما سعی می کنم مهارت های تفکر را تمرین و تمرین کنم و به عنوان فردی دانش آموخته و علاقه مند به این حوزه، این روزها سعی میکنم با چشمها و گوش های بازتری اطرافم را تحلیل کنم.
به نظرم این روزها، شاهد یکی از بهترین دوران هایی هستیم که "خردپذیری ارتباطی" در جامعه بیشتر نمود پیدا کرده، هر چند هنوز نمی توانم با قطعیت بگویم که در کجای شیب رو به قله قرار داریم.
هابرماس بحثی دارد که هر وقت یک گروه یا دقیقتر، جامعه به فهم متقابل برسند، میتوانند عمل متقابل هم داشته باشند و با گفتگو در حوزههای مهم اجتماعی و سیاسی تغییر و کنش ایجاد کنند و اوضاعی که در آن واقع شدهاند را به چالش بکشند.
اما این توانایی لزوما از دل رخدادهای بزرگ درنمی آید، ما بارها و بارها در طول زندگی روزمره فرصت نه گفتن و نقد داریم و اگر درست عمل و تمرین کرده باشیم، مهارت خودتاملی را کسب میکنیم و آن وقت، در بزنگاهها درست تر تصمیم میگیریم. نه اینکه تصمیمهای دیگری و دیگران را نیازموده، بپذیریم و اجرا کنیم.
مثال بزنم: آخرین بار که شاهد نادیده گرفتن حقوق دیگری بودید، چه واکنشی نشان دادید؟ اعتراض کردید؟ نقد کردید؟ کنش یا واکنشی داشتید؟ یا نه، نقد، اعتراض، کنش و واکنش شما فقط محدود به مواردی بوده که منافع شما مستقیما تهدید شده؟ یا حتی در این موارد هم نه؟
خودتاملی و تمرین مداوم کمک میکند تا در بزنگاهها تصمیم درست بگیریم و توانایی تولید و بازتولید دیدگاه های بدیل را داشته باشیم و تسلیم روابط قدرت نشویم؛ حالا این روابط قدرت میخواهد رئیس اداره باشد، معلم مدرسه باشد، فلان اندیشمند، سلبریتی یا حتی یک آزارگر خیابانی یا... باشد و آن که سرکوب میشود، ما باشیم یا دیگری. اگر درست تمرین کرده باشیم، تسلیم نمیشویم و دیدگاههای بدیل میسازیم.
اینجاست که گوش به زنگ و دنباله رو جریان غالب نمی شویم، غالبی که برای هر کسی می تواند متفاوت باشد، مثلا من دلبسته فلان هستم و تو دلبسته بهمان و گاهی حتی بدون اینکه بخواهیم یا بدانیم و بدون آزمودن، با هم برخورد می کنیم، حذف می کنیم، دور می شویم یا به شکل دو خط موازی، امکان ارتباط و گفتگو را از دست می دهیم.
به جای اینها بهتراست معیارها را جستجو کنیم. معیار بخواهیم و تا می توانیم سوال مطرح کنیم و شرایط دیگر، گزینه های دیگر و جواب های ممکن دیگر را مطرح و بررسی کنیم و به این ترتیب به سلامت یا با آسیب کمتر به مطلوب برسیم.
#الهام_فخرایی
پ.ن
متن را از آرشیو سال گذشته کانال یادداشتهای شخصی ام برداشتم. اما از قرار هنوز تاریخ انقضای متن نرسیده است!
#شخصی_نوشت
#نقد_فرهنگی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4c
@RadioP4c
من متخصص علوم سیاسی نیستم، اما سعی می کنم مهارت های تفکر را تمرین و تمرین کنم و به عنوان فردی دانش آموخته و علاقه مند به این حوزه، این روزها سعی میکنم با چشمها و گوش های بازتری اطرافم را تحلیل کنم.
به نظرم این روزها، شاهد یکی از بهترین دوران هایی هستیم که "خردپذیری ارتباطی" در جامعه بیشتر نمود پیدا کرده، هر چند هنوز نمی توانم با قطعیت بگویم که در کجای شیب رو به قله قرار داریم.
هابرماس بحثی دارد که هر وقت یک گروه یا دقیقتر، جامعه به فهم متقابل برسند، میتوانند عمل متقابل هم داشته باشند و با گفتگو در حوزههای مهم اجتماعی و سیاسی تغییر و کنش ایجاد کنند و اوضاعی که در آن واقع شدهاند را به چالش بکشند.
اما این توانایی لزوما از دل رخدادهای بزرگ درنمی آید، ما بارها و بارها در طول زندگی روزمره فرصت نه گفتن و نقد داریم و اگر درست عمل و تمرین کرده باشیم، مهارت خودتاملی را کسب میکنیم و آن وقت، در بزنگاهها درست تر تصمیم میگیریم. نه اینکه تصمیمهای دیگری و دیگران را نیازموده، بپذیریم و اجرا کنیم.
مثال بزنم: آخرین بار که شاهد نادیده گرفتن حقوق دیگری بودید، چه واکنشی نشان دادید؟ اعتراض کردید؟ نقد کردید؟ کنش یا واکنشی داشتید؟ یا نه، نقد، اعتراض، کنش و واکنش شما فقط محدود به مواردی بوده که منافع شما مستقیما تهدید شده؟ یا حتی در این موارد هم نه؟
خودتاملی و تمرین مداوم کمک میکند تا در بزنگاهها تصمیم درست بگیریم و توانایی تولید و بازتولید دیدگاه های بدیل را داشته باشیم و تسلیم روابط قدرت نشویم؛ حالا این روابط قدرت میخواهد رئیس اداره باشد، معلم مدرسه باشد، فلان اندیشمند، سلبریتی یا حتی یک آزارگر خیابانی یا... باشد و آن که سرکوب میشود، ما باشیم یا دیگری. اگر درست تمرین کرده باشیم، تسلیم نمیشویم و دیدگاههای بدیل میسازیم.
اینجاست که گوش به زنگ و دنباله رو جریان غالب نمی شویم، غالبی که برای هر کسی می تواند متفاوت باشد، مثلا من دلبسته فلان هستم و تو دلبسته بهمان و گاهی حتی بدون اینکه بخواهیم یا بدانیم و بدون آزمودن، با هم برخورد می کنیم، حذف می کنیم، دور می شویم یا به شکل دو خط موازی، امکان ارتباط و گفتگو را از دست می دهیم.
به جای اینها بهتراست معیارها را جستجو کنیم. معیار بخواهیم و تا می توانیم سوال مطرح کنیم و شرایط دیگر، گزینه های دیگر و جواب های ممکن دیگر را مطرح و بررسی کنیم و به این ترتیب به سلامت یا با آسیب کمتر به مطلوب برسیم.
#الهام_فخرایی
پ.ن
متن را از آرشیو سال گذشته کانال یادداشتهای شخصی ام برداشتم. اما از قرار هنوز تاریخ انقضای متن نرسیده است!
#شخصی_نوشت
#نقد_فرهنگی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4c
@RadioP4c
👍11