Forwarded from گفتوشنود
کارل ساگان (Carl Sagan)، اخترشناس، کیهانشناس و نویسندهی علمی برجسته، با نگاهی علمی، شکگرایانه و در عین حال شاعرانه به جهان هستی مینگریست. او یکی از مدافعان سرسخت روش علمی و تفکر نقادانه بود و باور داشت که حقیقت باید از مسیر تجربه، شواهد و آزمایش عبور کند، نه از ایمان یا سنت. ساگان به جای آنکه مستقیماً دین را دشمن علم بداند، بیشتر نگران آن بود که باورهای دینی غیرقابل اثبات، مانع کنجکاوی علمی و درک واقعگرایانه از کیهان شوند.
در آثارش، از جمله کتاب معروف «جهانی آکنده از شیاطین» (The Demon-Haunted World)، ساگان به نقد باورهای خرافی، ادعاهای ماوراءالطبیعه و روایتهای غیرعلمی از خدا و دین میپردازد. او مینویسد که بسیاری از این روایتها، پاسخهای سادهانگارانه به پرسشهای عمیق انسان دربارهی هستیاند، در حالی که علم، هرچند دشوارتر، اما راهی قابل اعتمادتر برای رسیدن به حقیقت ارائه میدهد. ساگان دین را به عنوان پدیدهای فرهنگی و روانی میفهمید که میتواند هم نیرویی برای تسلیبخشی باشد و هم ابزاری برای کنترل.
با این حال، ساگان برخوردی خصمانه با دین نداشت؛ او حتی در آثارش، جنبههایی از حس شگفتی و احترام نسبت به رمز و رازهای کیهان را به نمایش میگذارد که شباهتهایی با حس دینی دارد. به باور او، علم نه تنها با دین در تضاد نیست، بلکه میتواند جایگزینی خردمندانه و فروتنانه برای روایتهای دینی باشد؛ روایتی که به جای «پاسخهای قطعی»، با «پرسشهای بیپایان» زنده است. نگاه ساگان به خدا، بیشتر یک پرسش باز و یک استعارهی شاعرانه بود تا یک واقعیت اثباتپذیر.
#کارل_ساگان #تفکر_انتقادی #شک_گرایی #نقد_دین #خرافه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در آثارش، از جمله کتاب معروف «جهانی آکنده از شیاطین» (The Demon-Haunted World)، ساگان به نقد باورهای خرافی، ادعاهای ماوراءالطبیعه و روایتهای غیرعلمی از خدا و دین میپردازد. او مینویسد که بسیاری از این روایتها، پاسخهای سادهانگارانه به پرسشهای عمیق انسان دربارهی هستیاند، در حالی که علم، هرچند دشوارتر، اما راهی قابل اعتمادتر برای رسیدن به حقیقت ارائه میدهد. ساگان دین را به عنوان پدیدهای فرهنگی و روانی میفهمید که میتواند هم نیرویی برای تسلیبخشی باشد و هم ابزاری برای کنترل.
با این حال، ساگان برخوردی خصمانه با دین نداشت؛ او حتی در آثارش، جنبههایی از حس شگفتی و احترام نسبت به رمز و رازهای کیهان را به نمایش میگذارد که شباهتهایی با حس دینی دارد. به باور او، علم نه تنها با دین در تضاد نیست، بلکه میتواند جایگزینی خردمندانه و فروتنانه برای روایتهای دینی باشد؛ روایتی که به جای «پاسخهای قطعی»، با «پرسشهای بیپایان» زنده است. نگاه ساگان به خدا، بیشتر یک پرسش باز و یک استعارهی شاعرانه بود تا یک واقعیت اثباتپذیر.
#کارل_ساگان #تفکر_انتقادی #شک_گرایی #نقد_دین #خرافه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤22👍6
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قربانیان آموزش ایدئولوژیک
«آموزش مذهبی و ترسوندن بچهها از شش-هفت سالگی از “آتیش جهنم” و “خشم خدا” و “اجبار به حجاب” و “چادر” و “انجام امور دینی” – مخصوصا در مدارس دخترانه – مصداق بارز کودکآزاریست. به عنوان یک دهههفتادی عرض میکنم که واقعا روح و روانم از این آموزشها آسیب دیده بود. »
این روایتی است که یکی از مخاطبان آموزشکده توانا چندی پیش در صفحه اینستاگرام این آموزشکده بیان کرده بود و در گزارشی با عنوان «خشم خدا در مدارس ایران» در این آموزشکده بازتاب یافت.
اما این محدود به یک روایت یا دو روایت خاص نیست یا محدود به دانشآموزان نیست. چنانکه چندی پیش در صفحه اینستاگرام «گفتوشنود»، روایتی بسیار کوتاه از یک آموزگار آزاداندیش بازتاب یافت که برای گردانندگان این صفحه نوشته بود:
«به دلیل باور متفاوت و تشویق دانشآموزان به مطالعه، اخراج و تهدید به برخورد قضایی شدم.»
فرض بگیریم که حتی این نوع سیاستگذاری موفق به تاثیرگذاری بر این کودکان شود. آیا آنان افرادی اهل مفاهمه بار میآیند؟
متن کامل را میتوانید در وبسایت گفتوشنود بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/victims-of-ideology-education-iran/
لینک یوتیوب:
https://youtu.be/mtZ-pk9GF30
لینک ساندکلاد:
https://on.soundcloud.com/QW2Z6ShFCRMuQ6ug6
#گفتگو_توانا #قربانیان_آموزش #آموزش_ایدئولوژیک #حقوق_بشر #تفکر_انتقادی
@dialogue1402
«آموزش مذهبی و ترسوندن بچهها از شش-هفت سالگی از “آتیش جهنم” و “خشم خدا” و “اجبار به حجاب” و “چادر” و “انجام امور دینی” – مخصوصا در مدارس دخترانه – مصداق بارز کودکآزاریست. به عنوان یک دهههفتادی عرض میکنم که واقعا روح و روانم از این آموزشها آسیب دیده بود. »
این روایتی است که یکی از مخاطبان آموزشکده توانا چندی پیش در صفحه اینستاگرام این آموزشکده بیان کرده بود و در گزارشی با عنوان «خشم خدا در مدارس ایران» در این آموزشکده بازتاب یافت.
اما این محدود به یک روایت یا دو روایت خاص نیست یا محدود به دانشآموزان نیست. چنانکه چندی پیش در صفحه اینستاگرام «گفتوشنود»، روایتی بسیار کوتاه از یک آموزگار آزاداندیش بازتاب یافت که برای گردانندگان این صفحه نوشته بود:
«به دلیل باور متفاوت و تشویق دانشآموزان به مطالعه، اخراج و تهدید به برخورد قضایی شدم.»
فرض بگیریم که حتی این نوع سیاستگذاری موفق به تاثیرگذاری بر این کودکان شود. آیا آنان افرادی اهل مفاهمه بار میآیند؟
متن کامل را میتوانید در وبسایت گفتوشنود بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/victims-of-ideology-education-iran/
لینک یوتیوب:
https://youtu.be/mtZ-pk9GF30
لینک ساندکلاد:
https://on.soundcloud.com/QW2Z6ShFCRMuQ6ug6
#گفتگو_توانا #قربانیان_آموزش #آموزش_ایدئولوژیک #حقوق_بشر #تفکر_انتقادی
@dialogue1402
👍15
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«عبد صالح یا انسان آزاد؟»
در این ویدیو دکتر باقرینیا، استاد دانشگاه اخراج.شده، با نگاهی انتقادی به نظام آموزشوپرورش جمهوری اسلامی، سند «تحول بنیادین آموزشوپرورش» را محور بررسی خود قرار داده و پرسشی اساسی را مطرح میکند: آیا هدف این نظام، پرورش انسان آزاد، خلاق و اندیشمند است یا ساختن شهروندی مطیع و وفادار به یک ایدئولوژی خاص؟
او با اشاره به تکرار عبارت «حیات طیبه» در سند مذکور، توضیح میدهد که هدف نهایی آموزش در این الگو، رساندن دانشآموز به سبک زندگی دینی و آرمانی مورد نظر نظام جمهوری اسلامی است؛ جایی که دانشآموز تراز، «عبد صالح، مؤمن، انقلابی و ولایتمدار» تعریف میشود.
باقرینیا با استناد به سخنان علی خامنهای در اردیبهشت ۱۴۰۲ که گفته بود باید «نسلی مؤمن، انقلابی، جهادگر و اهل عمل» تربیت کرد، تأکید میکند که آموزش رسمی کشور نه تنها به دنبال آموزش مهارتهای زندگی یا تربیت شهروندانی مسئول و مستقل نیست، بلکه آشکارا در خدمت بازتولید سیاسی نظام حاکم قرار گرفته است.
او در ادامه با ارجاعی فلسفی، این نگاه را با نظریه «تبارشناسی اخلاق» نیچه پیوند میزند و میگوید آنچه در مدارس ایران پرورش مییابد، نه اخلاق اربابان که اخلاق بردگان است: انسانهایی فاقد اراده مستقل، که بهجای انتخاب آگاهانه، صرفاً مطیع و تابعاند.
به گفته او، تفکر انتقادی، آموزش برای همزیستی در جامعه متنوع، شناخت حقوق فردی و آمادگی برای مشارکت اجتماعی، جایی در این سند ندارند. در مقابل، مفاهیمی چون اطاعت، جهاد و شهادت برجسته شدهاند.
باقرینیا در پایان، سند تحول جمهوری اسلامی را در تضاد آشکار با اسناد بینالمللی آموزش مانند سند ۲۰۳۰ یونسکو میداند؛ جایی که هدف آموزش، تربیت انسانهای آزاد، مشارکتجو و عدالتخواه است، نه سربازان ایدئولوژیک برای تحقق تمدن خاص اسلامی.
مرتبط:
دوره آموزشی، دموکراسی در کلاس درس:
https://tavaana.org/session-1-introduction-a-look-at-the-history-of-education-in-the-world-and-iran/
دوره آموزشی آموزش لیبرال:
https://tavaana.org/advocating_liberal_education_1/
تدریس دموکراسی:
https://tavaana.org/teachingdemocracy_textbook/
دموکراسی در آموزش:
https://tavaana.org/democracy-in-education/
آموزش مردمسالاری: راهنمایی برای آموزگاران، اثر ماتیو هیبرت
https://tavaana.org/education-for-democracy/
#مدرسه #استبداد #نظام_آموزشی #تفکر_انتقادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
در این ویدیو دکتر باقرینیا، استاد دانشگاه اخراج.شده، با نگاهی انتقادی به نظام آموزشوپرورش جمهوری اسلامی، سند «تحول بنیادین آموزشوپرورش» را محور بررسی خود قرار داده و پرسشی اساسی را مطرح میکند: آیا هدف این نظام، پرورش انسان آزاد، خلاق و اندیشمند است یا ساختن شهروندی مطیع و وفادار به یک ایدئولوژی خاص؟
او با اشاره به تکرار عبارت «حیات طیبه» در سند مذکور، توضیح میدهد که هدف نهایی آموزش در این الگو، رساندن دانشآموز به سبک زندگی دینی و آرمانی مورد نظر نظام جمهوری اسلامی است؛ جایی که دانشآموز تراز، «عبد صالح، مؤمن، انقلابی و ولایتمدار» تعریف میشود.
باقرینیا با استناد به سخنان علی خامنهای در اردیبهشت ۱۴۰۲ که گفته بود باید «نسلی مؤمن، انقلابی، جهادگر و اهل عمل» تربیت کرد، تأکید میکند که آموزش رسمی کشور نه تنها به دنبال آموزش مهارتهای زندگی یا تربیت شهروندانی مسئول و مستقل نیست، بلکه آشکارا در خدمت بازتولید سیاسی نظام حاکم قرار گرفته است.
او در ادامه با ارجاعی فلسفی، این نگاه را با نظریه «تبارشناسی اخلاق» نیچه پیوند میزند و میگوید آنچه در مدارس ایران پرورش مییابد، نه اخلاق اربابان که اخلاق بردگان است: انسانهایی فاقد اراده مستقل، که بهجای انتخاب آگاهانه، صرفاً مطیع و تابعاند.
به گفته او، تفکر انتقادی، آموزش برای همزیستی در جامعه متنوع، شناخت حقوق فردی و آمادگی برای مشارکت اجتماعی، جایی در این سند ندارند. در مقابل، مفاهیمی چون اطاعت، جهاد و شهادت برجسته شدهاند.
باقرینیا در پایان، سند تحول جمهوری اسلامی را در تضاد آشکار با اسناد بینالمللی آموزش مانند سند ۲۰۳۰ یونسکو میداند؛ جایی که هدف آموزش، تربیت انسانهای آزاد، مشارکتجو و عدالتخواه است، نه سربازان ایدئولوژیک برای تحقق تمدن خاص اسلامی.
مرتبط:
دوره آموزشی، دموکراسی در کلاس درس:
https://tavaana.org/session-1-introduction-a-look-at-the-history-of-education-in-the-world-and-iran/
دوره آموزشی آموزش لیبرال:
https://tavaana.org/advocating_liberal_education_1/
تدریس دموکراسی:
https://tavaana.org/teachingdemocracy_textbook/
دموکراسی در آموزش:
https://tavaana.org/democracy-in-education/
آموزش مردمسالاری: راهنمایی برای آموزگاران، اثر ماتیو هیبرت
https://tavaana.org/education-for-democracy/
#مدرسه #استبداد #نظام_آموزشی #تفکر_انتقادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💯20❤4👍2
Forwarded from گفتوشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دکتر حسن باقرینیا در سخنانی، با اشاره به پدیده «تجربههای نزدیک به مرگ» (Near Death Experience) آن را نه شواهدی از جهان پس از مرگ، بلکه بازتابی از واکنش مغز در شرایط بحرانی دانست. وی گفت: «وقتی مغز در شوک یا کمبود اکسیژن قرار میگیرد، مواد شیمیایی خاصی ترشح میشود که میتواند توهماتی از نور، صدا یا خروج از بدن ایجاد کند. این تجربهها اغلب بر اساس پیشزمینه فرهنگی و باورهای فرد شکل میگیرند؛ برای مثال، یک مسلمان ممکن است امامان را ببیند، درحالیکه یک مسیحی حضرت عیسی را.»
او هشدار داد: «در بسیاری از جوامع استبدادی با حکومت دینی، این تجربهها توسط حاکمان مصادره میشود تا ترس و ایمان مذهبی را به نفع خود تقویت کنند. آنها با القای اینکه بهشت دیدهشده در تجربهها همان بهشتی است که وعدهاش را میدهند، مردم را از پرسشگری دور و به فرمانبرداری احساسی سوق میدهند.»
وی در پایان تأکید کرد: «نقد این سوءاستفاده به معنای نفی معنویت نیست، بلکه دعوتی است به آگاهی، تفکر، و زیستن با چشمانی باز—نه از سر ترس از آخرت، بلکه برای ارتقاء اخلاقی و انسانی.»
#تجربه_مرگ #استبداد_دینی #باور_دینی #تفکر_علمی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
او هشدار داد: «در بسیاری از جوامع استبدادی با حکومت دینی، این تجربهها توسط حاکمان مصادره میشود تا ترس و ایمان مذهبی را به نفع خود تقویت کنند. آنها با القای اینکه بهشت دیدهشده در تجربهها همان بهشتی است که وعدهاش را میدهند، مردم را از پرسشگری دور و به فرمانبرداری احساسی سوق میدهند.»
وی در پایان تأکید کرد: «نقد این سوءاستفاده به معنای نفی معنویت نیست، بلکه دعوتی است به آگاهی، تفکر، و زیستن با چشمانی باز—نه از سر ترس از آخرت، بلکه برای ارتقاء اخلاقی و انسانی.»
#تجربه_مرگ #استبداد_دینی #باور_دینی #تفکر_علمی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍36❤6
Forwarded from گفتوشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
میراث سقراط، کابوس حکومتهای ایدئولوژیک
دکتر حسن باقرینیا، استاد دانشگاه و پژوهشگر، در این ویدئو با اشاره به میراث فکری سقراط، به نقد آموزش اخلاق در نظامهای استبدادی پرداخته است. او تأکید میکند که سقراط معتقد بود زندگی بدون بررسی و تأمل، ارزش زیستن ندارد و اخلاق را باید از طریق پرسش، اندیشیدن و شک کردن کشف کرد، نه از طریق تحمیل و تلقین.
دکتر باقرینیا روش سقراط را «دیالکتیک» یا گفتوگوی انتقادی توصیف میکند؛ گفتوگویی دوسویه و مبتنی بر پرسش، با هدف رسیدن به درکی عمیقتر، نه برای غلبه بر طرف مقابل. او این روش را در تضاد کامل با ساختارهای استبدادی میداند که اخلاق را ابزاری برای کنترل میبینند و نه بستر رشد انسانی.
وی خاطرنشان میکند که در نظامهای استبدادی، اخلاق از طریق تلقین، احساسات، تبلیغات یکسویه و تحمیل دینی آموزش داده میشود. در این فضا، شک کردن بیادبی تلقی میشود و پرسیدن نشانه گمراهی. نتیجه، شکلگیری جامعهای مطیع، بیسؤال و بیتفکر است.
دکتر باقرینیا در پایان تأکید میکند که امروز بیش از همیشه به روش سقراط نیاز داریم؛ نه فقط در کلاسهای فلسفه، بلکه در خانهها، روابط و حتی در نقد قدرت. گفتوگو، شک و شنیدن نظر مخالف ابزار رشد ما هستند، نه تهدید.
#حسن_باقری_نیا #استبداد_دینی #تفکر_انتقادی #تفکر #گفتگو #پرسشگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
دکتر حسن باقرینیا، استاد دانشگاه و پژوهشگر، در این ویدئو با اشاره به میراث فکری سقراط، به نقد آموزش اخلاق در نظامهای استبدادی پرداخته است. او تأکید میکند که سقراط معتقد بود زندگی بدون بررسی و تأمل، ارزش زیستن ندارد و اخلاق را باید از طریق پرسش، اندیشیدن و شک کردن کشف کرد، نه از طریق تحمیل و تلقین.
دکتر باقرینیا روش سقراط را «دیالکتیک» یا گفتوگوی انتقادی توصیف میکند؛ گفتوگویی دوسویه و مبتنی بر پرسش، با هدف رسیدن به درکی عمیقتر، نه برای غلبه بر طرف مقابل. او این روش را در تضاد کامل با ساختارهای استبدادی میداند که اخلاق را ابزاری برای کنترل میبینند و نه بستر رشد انسانی.
وی خاطرنشان میکند که در نظامهای استبدادی، اخلاق از طریق تلقین، احساسات، تبلیغات یکسویه و تحمیل دینی آموزش داده میشود. در این فضا، شک کردن بیادبی تلقی میشود و پرسیدن نشانه گمراهی. نتیجه، شکلگیری جامعهای مطیع، بیسؤال و بیتفکر است.
دکتر باقرینیا در پایان تأکید میکند که امروز بیش از همیشه به روش سقراط نیاز داریم؛ نه فقط در کلاسهای فلسفه، بلکه در خانهها، روابط و حتی در نقد قدرت. گفتوگو، شک و شنیدن نظر مخالف ابزار رشد ما هستند، نه تهدید.
#حسن_باقری_نیا #استبداد_دینی #تفکر_انتقادی #تفکر #گفتگو #پرسشگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍26
Forwarded from گفتوشنود
به چی فکر میکنی؟!
طرح از رضا جوزانی
جمهوری اسلامی، از همه ابزار و حتی زور برای ترویج باورها و سبک زندگی مطلوب خود استفاده میکند و تلاش میکند بر سر دسترسی مردم به اندیشههای دیگر مانع ایجاد کند.
#تفکر_اجباری #تحجر #نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_دیکتاتور #انقلاب #دیکتاتور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
به چی فکر میکنی؟!
طرح از رضا جوزانی
جمهوری اسلامی، از همه ابزار و حتی زور برای ترویج باورها و سبک زندگی مطلوب خود استفاده میکند و تلاش میکند بر سر دسترسی مردم به اندیشههای دیگر مانع ایجاد کند.
#تفکر_اجباری #تحجر #نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_دیکتاتور #انقلاب #دیکتاتور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌12💔4
Forwarded from گفتوشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
وقتی ایمان زیر ذرهبین واقعیتهای اجتماعی میرود…
در مناظرهای داغ در حیاط دانشگاه، کشیش کلیف ناکتل از وجود خدا میپرسد، اما دانشجوی جوان پاسخ را به سطحی بالاتر میبرد: «موضوع فقط خدا نیست؛ مسئله اینه که نهادهای دینی چه نقشی در رنج و سکوت جوامع ایفا میکنن.»
بحثی صریح درباره نقش کلیسا(نهادهای مذهبی)، سرکوب، دعا، اطاعت… و این سؤال مهم:
آیا دین به بهبود زندگی مردم کمک کرده، یا فقط آنها را به تحمل وضع موجود دعوت کرده؟
شما چه فکر میکنید؟
#مناظره #دین_و_جامعه #کلیسا #الهیات #خداناباور #ناباورمند #باورمند #کلیف_ناکتل #مذهب_و_قدرت #نقش_دین_در_جامعه #تفکر_نقادانه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
وقتی ایمان زیر ذرهبین واقعیتهای اجتماعی میرود…
در مناظرهای داغ در حیاط دانشگاه، کشیش کلیف ناکتل از وجود خدا میپرسد، اما دانشجوی جوان پاسخ را به سطحی بالاتر میبرد: «موضوع فقط خدا نیست؛ مسئله اینه که نهادهای دینی چه نقشی در رنج و سکوت جوامع ایفا میکنن.»
بحثی صریح درباره نقش کلیسا(نهادهای مذهبی)، سرکوب، دعا، اطاعت… و این سؤال مهم:
آیا دین به بهبود زندگی مردم کمک کرده، یا فقط آنها را به تحمل وضع موجود دعوت کرده؟
شما چه فکر میکنید؟
#مناظره #دین_و_جامعه #کلیسا #الهیات #خداناباور #ناباورمند #باورمند #کلیف_ناکتل #مذهب_و_قدرت #نقش_دین_در_جامعه #تفکر_نقادانه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍20💯4
Forwarded from گفتوشنود
«سوگیری اقتدار» و سلطه باورهای رسمی
در حکومتهای مذهبی
سوگیری اقتدار (Authority Bias) یکی از خطاهای شناختی مهم است که بر پایه گرایش ذهن انسان به اعتماد بیشازحد به گفتهها یا دستورات افراد صاحب قدرت یا جایگاه شکل میگیرد. در این خطا، فرد نه بر اساس شواهد و استدلال منطقی، بلکه صرفاً به دلیل موقعیت و نفوذ گوینده، به یک ادعا یا دستور تن میدهد. این مکانیسم روانی در بسیاری از شرایط اجتماعی و سیاسی بهکار گرفته میشود و میتواند بستر پذیرش بیچونوچرای ایدهها و تصمیمات نادرست را فراهم کند.
در حکومتهای مذهبی، سوگیری اقتدار نقشی پررنگ و چندلایه دارد. وقتی رهبران دینی یا سیاسی در جایگاه «نمایندگان خدا» یا «مفسران حقیقت مطلق» معرفی میشوند، هرگونه سخن یا فرمان آنها فراتر از نقد و پرسش قرار میگیرد. در چنین نظامهایی، مردم از کودکی آموزش میبینند که سخن روحانیون یا صاحبان قدرت مذهبی را نه بهعنوان نظر شخصی، بلکه بهمثابه کلامی مقدس یا قطعی بپذیرند. این وضعیت باعث میشود حتی ادعاهایی غیرعقلانی یا ضدعلمی، تنها به دلیل نسبتدادن به اقتدار دینی، گسترده پذیرفته شوند.
یکی از پیامدهای مستقیم سوگیری اقتدار در حکومتهای مذهبی، سلب توانایی تفکر انتقادی از شهروندان است. برای مثال، اگر یک مرجع دینی حکم به حرام یا حلال بودن یک رفتار اجتماعی بدهد، بسیاری از پیروان بدون بررسی منطقی، آن را اجرا میکنند. در تاریخ معاصر، نمونههای متعددی از فتاوای مذهبی یا احکام حکومتی وجود دارد که موجب محدودسازی آزادیهای فردی و اجتماعی شدهاند، اما جامعه به دلیل سوگیری اقتدار، کمتر جرئت پرسشگری در برابر آنها را داشته است.
این سوگیری همچنین ابزار قدرتمندی برای سرکوب دگراندیشی در اختیار حکومتهای مذهبی قرار میدهد. هر صدای مخالف، بهسادگی بهعنوان «مخالفت با اقتدار» یا حتی «مخالفت با خدا» معرفی میشود و مشروعیت خود را از دست میدهد. بدینترتیب، سوگیری اقتدار بهطور همزمان هم در خدمت اطاعت کورکورانه از رهبران است و هم به حذف صدای مخالفان کمک میکند. این وضعیت، جامعه را در چرخهای از تکرار و تثبیت اقتدار نگه میدارد که گسستن از آن دشوار است.
برای مقابله با اثرات مخرب سوگیری اقتدار، آگاهیبخشی و تقویت فرهنگ پرسشگری ضروری است. جوامعی که یاد میگیرند اقتدار را نسبی ببینند و آن را به محک عقل، علم و اخلاق بسنجند، کمتر در دام این خطا گرفتار میشوند.
#خطای_شناختی
#سوگیری_اقتدار
#تفکر_انتقادی
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
«سوگیری اقتدار» و سلطه باورهای رسمی
در حکومتهای مذهبی
سوگیری اقتدار (Authority Bias) یکی از خطاهای شناختی مهم است که بر پایه گرایش ذهن انسان به اعتماد بیشازحد به گفتهها یا دستورات افراد صاحب قدرت یا جایگاه شکل میگیرد. در این خطا، فرد نه بر اساس شواهد و استدلال منطقی، بلکه صرفاً به دلیل موقعیت و نفوذ گوینده، به یک ادعا یا دستور تن میدهد. این مکانیسم روانی در بسیاری از شرایط اجتماعی و سیاسی بهکار گرفته میشود و میتواند بستر پذیرش بیچونوچرای ایدهها و تصمیمات نادرست را فراهم کند.
در حکومتهای مذهبی، سوگیری اقتدار نقشی پررنگ و چندلایه دارد. وقتی رهبران دینی یا سیاسی در جایگاه «نمایندگان خدا» یا «مفسران حقیقت مطلق» معرفی میشوند، هرگونه سخن یا فرمان آنها فراتر از نقد و پرسش قرار میگیرد. در چنین نظامهایی، مردم از کودکی آموزش میبینند که سخن روحانیون یا صاحبان قدرت مذهبی را نه بهعنوان نظر شخصی، بلکه بهمثابه کلامی مقدس یا قطعی بپذیرند. این وضعیت باعث میشود حتی ادعاهایی غیرعقلانی یا ضدعلمی، تنها به دلیل نسبتدادن به اقتدار دینی، گسترده پذیرفته شوند.
یکی از پیامدهای مستقیم سوگیری اقتدار در حکومتهای مذهبی، سلب توانایی تفکر انتقادی از شهروندان است. برای مثال، اگر یک مرجع دینی حکم به حرام یا حلال بودن یک رفتار اجتماعی بدهد، بسیاری از پیروان بدون بررسی منطقی، آن را اجرا میکنند. در تاریخ معاصر، نمونههای متعددی از فتاوای مذهبی یا احکام حکومتی وجود دارد که موجب محدودسازی آزادیهای فردی و اجتماعی شدهاند، اما جامعه به دلیل سوگیری اقتدار، کمتر جرئت پرسشگری در برابر آنها را داشته است.
این سوگیری همچنین ابزار قدرتمندی برای سرکوب دگراندیشی در اختیار حکومتهای مذهبی قرار میدهد. هر صدای مخالف، بهسادگی بهعنوان «مخالفت با اقتدار» یا حتی «مخالفت با خدا» معرفی میشود و مشروعیت خود را از دست میدهد. بدینترتیب، سوگیری اقتدار بهطور همزمان هم در خدمت اطاعت کورکورانه از رهبران است و هم به حذف صدای مخالفان کمک میکند. این وضعیت، جامعه را در چرخهای از تکرار و تثبیت اقتدار نگه میدارد که گسستن از آن دشوار است.
برای مقابله با اثرات مخرب سوگیری اقتدار، آگاهیبخشی و تقویت فرهنگ پرسشگری ضروری است. جوامعی که یاد میگیرند اقتدار را نسبی ببینند و آن را به محک عقل، علم و اخلاق بسنجند، کمتر در دام این خطا گرفتار میشوند.
#خطای_شناختی
#سوگیری_اقتدار
#تفکر_انتقادی
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍14❤2
Forwarded from گفتوشنود
در برابر شستوشوی مغزی در مدارس چه میتوان کرد؟
سیستم آموزشی نظام اسلامی ساخته شده تا فرزندان را از همان کودکی در قالب اعتقادی خاصی فرم دهد.
بخش بزرگی از این قالب اعتقادی، دشمنی و دگرستیزی است. در این سیستم چیزهایی مانند نفرت و کینه یا انتقامجویی از مهمترین ارزشها محسوب میشوند. انسان مطلوب از نگر این سیستم فردی همواره خشمگین و عبوس است که آرزو و شعار مرگ و نابودی برای دیگران را آموخته است. کتابهای درسی، مراسم صبحگاهی، شعارهای روی دیوارها، و بعضی معلمین گزینششده، همه در خدمت این هدفاند. در مقابل جایگاه اندیشه مستقل، هنر و موسیقی، دگرپذیری و همزیستی مسالمتآمیز، و پرورش شخصیت سالم در مدارس ایران خالی است.
اما این پایان کار نیست. خانه میتواند پادزهر تلقینهای اعتقادی و مذهبی در مدرسه باشد. پدر و مادر میتوانند با گفتگو، پرسشگری و معرفی روایتهای گوناگون، ذهن کودک را از یکصدایی رسمی بیرون بکشند. کودک میتواند بیاموزد که انسانها میتوانند راه زندگی خود را بر اساس اصول عقلی و اخلاقی که خود برگزیدهاند انتخاب کنند.
راه دیگر، شبکههای غیررسمی یادگیری است: کتاب، فیلم، موسیقی و فضای مجازی. حتی شکلهای تازهای از آموزش خانگی خصوصی یا جمعی میان دوستان و خانوادهها میتواند امکان یادگیری سالمتر را فراهم کند، جایی که کودکان در فضایی امن با ارزشهای همزیستی و آزاداندیشی آشنا شوند.
خانه و جمعهای دوستانه میتوانند جایی باشند که کودک با روایتهای گوناگون آشنا شود و بیاموزد که ارزش او یادیگران به عنوان یک انسان به عقائد دینیشان گره نخورده است، بلکه هر انسانی، از جمله او دارای ارزش ذاتی و است و حق دارد در امنیت و خوشبختی زندگی کند. وقتی او از کودکی تجربه گفتوگو میان ایدهها را داشته باشد، به جای تعصب، به همزیستی و مدارا خو میگیرد.
فرقهها میکوشند ذهن کودک را در یک صدا محصور کنند. راه چاره این است: گشودن پنجرهها به صداهای دیگر، و پرورش نسلی که از تفاوت نهراسد، بلکه آن را فرصتی برای شناخت و بهزیستی بداند.
#شستشوی_مغزی #دگماتیسم #آموزش_ایدئولوژیک #آزاد_اندیشی #تفکر_انتقادی #پرسشگری #گفتگو_توانا
@Dualogue1402
در برابر شستوشوی مغزی در مدارس چه میتوان کرد؟
سیستم آموزشی نظام اسلامی ساخته شده تا فرزندان را از همان کودکی در قالب اعتقادی خاصی فرم دهد.
بخش بزرگی از این قالب اعتقادی، دشمنی و دگرستیزی است. در این سیستم چیزهایی مانند نفرت و کینه یا انتقامجویی از مهمترین ارزشها محسوب میشوند. انسان مطلوب از نگر این سیستم فردی همواره خشمگین و عبوس است که آرزو و شعار مرگ و نابودی برای دیگران را آموخته است. کتابهای درسی، مراسم صبحگاهی، شعارهای روی دیوارها، و بعضی معلمین گزینششده، همه در خدمت این هدفاند. در مقابل جایگاه اندیشه مستقل، هنر و موسیقی، دگرپذیری و همزیستی مسالمتآمیز، و پرورش شخصیت سالم در مدارس ایران خالی است.
اما این پایان کار نیست. خانه میتواند پادزهر تلقینهای اعتقادی و مذهبی در مدرسه باشد. پدر و مادر میتوانند با گفتگو، پرسشگری و معرفی روایتهای گوناگون، ذهن کودک را از یکصدایی رسمی بیرون بکشند. کودک میتواند بیاموزد که انسانها میتوانند راه زندگی خود را بر اساس اصول عقلی و اخلاقی که خود برگزیدهاند انتخاب کنند.
راه دیگر، شبکههای غیررسمی یادگیری است: کتاب، فیلم، موسیقی و فضای مجازی. حتی شکلهای تازهای از آموزش خانگی خصوصی یا جمعی میان دوستان و خانوادهها میتواند امکان یادگیری سالمتر را فراهم کند، جایی که کودکان در فضایی امن با ارزشهای همزیستی و آزاداندیشی آشنا شوند.
خانه و جمعهای دوستانه میتوانند جایی باشند که کودک با روایتهای گوناگون آشنا شود و بیاموزد که ارزش او یادیگران به عنوان یک انسان به عقائد دینیشان گره نخورده است، بلکه هر انسانی، از جمله او دارای ارزش ذاتی و است و حق دارد در امنیت و خوشبختی زندگی کند. وقتی او از کودکی تجربه گفتوگو میان ایدهها را داشته باشد، به جای تعصب، به همزیستی و مدارا خو میگیرد.
فرقهها میکوشند ذهن کودک را در یک صدا محصور کنند. راه چاره این است: گشودن پنجرهها به صداهای دیگر، و پرورش نسلی که از تفاوت نهراسد، بلکه آن را فرصتی برای شناخت و بهزیستی بداند.
#شستشوی_مغزی #دگماتیسم #آموزش_ایدئولوژیک #آزاد_اندیشی #تفکر_انتقادی #پرسشگری #گفتگو_توانا
@Dualogue1402
👍22❤2
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در جمهوری اسلامی، بهرهگیری از روایتهای ماورایی و نسبت دادن قدرتهای مافوق بشری به روحانیون یا چهرههای مذهبی، به ابزاری کارآمد برای تثبیت اقتدار دینی و سیاسی تبدیل شده است.
این روایتها ــ که اغلب بر پایه داستانهای تخیلی، کرامات غیرقابلباور و معجزات ساختگی بنا میشوند ــ نه تنها عقلانیت و نقدپذیری را تضعیف میکنند، بلکه با ایجاد نوعی هاله قدسی پیرامون افراد، آنها را از دایره پرسش و پاسخگویی خارج میسازند.
چنین رویکردی، در عمل نوعی مهندسی ذهنی جامعه است؛ زیرا بهجای دعوت مردم به تفکر، بر ترس، تسلیم و ایمان کور تکیه دارد.
این سازوکار قدسیسازی، نه دین را تقویت میکند و نه معنویت میسازد، بلکه اعتماد عمومی را از میان میبرد و زمینه را برای تداوم استبداد فکری و سیاسی هموار میسازد.
#قدسی_سازی #جعل_روایت #خرافه #کرامات #معجزه #خردگرایی #جزم_اندیشی #تفکر_انتقادی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در جمهوری اسلامی، بهرهگیری از روایتهای ماورایی و نسبت دادن قدرتهای مافوق بشری به روحانیون یا چهرههای مذهبی، به ابزاری کارآمد برای تثبیت اقتدار دینی و سیاسی تبدیل شده است.
این روایتها ــ که اغلب بر پایه داستانهای تخیلی، کرامات غیرقابلباور و معجزات ساختگی بنا میشوند ــ نه تنها عقلانیت و نقدپذیری را تضعیف میکنند، بلکه با ایجاد نوعی هاله قدسی پیرامون افراد، آنها را از دایره پرسش و پاسخگویی خارج میسازند.
چنین رویکردی، در عمل نوعی مهندسی ذهنی جامعه است؛ زیرا بهجای دعوت مردم به تفکر، بر ترس، تسلیم و ایمان کور تکیه دارد.
این سازوکار قدسیسازی، نه دین را تقویت میکند و نه معنویت میسازد، بلکه اعتماد عمومی را از میان میبرد و زمینه را برای تداوم استبداد فکری و سیاسی هموار میسازد.
#قدسی_سازی #جعل_روایت #خرافه #کرامات #معجزه #خردگرایی #جزم_اندیشی #تفکر_انتقادی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤6👍3👌1
Forwarded from گفتوشنود
بهرام مشیری، نویسنده، پژوهشگر تاریخ، و از روشنفکران برجسته و منتقد دین و دیکتاتوری درگذشت. او شب یکشنبه ۹ نوامبر ۲۰۲۵ (برابر با دوشنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۴ به وقت تهران) در بیمارستان هوگ ارواین در ایالت کالیفرنیا، بر اثر خونریزی مغزی چشم از جهان فروبست.
مشیری که متولد ۲ فروردین ۱۳۲۶ بود، سالها با تولید و اجرای برنامههایی چون «سرزمین جاوید» در رسانههای برونمرزی، به نقد خرافات، دینسالاری و استبداد پرداخت. سخنان تند و صریح او در نقد ساختارهای فکری و فرهنگی سنتی، نقشی مهم در شکستن تابوهای ذهنی و دینی در میان بسیاری از مخاطبان فارسیزبان داشت.
او با نگاه نقادانهاش به تاریخ و دین، از جمله چهرههایی بود که در فضای فکری ایرانیان خارج از کشور، بر گسترش گفتوگوهای آزاد درباره اندیشه، تاریخ و انسانگرایی تأثیری چشمگیر گذاشت. به همین دلیل، همواره مورد غضب حکومت جمهوری اسلامی قرار داشت و در مقاطعی نیز با تهدیدهای جانی و سوءقصد روبهرو شد.
تلویزیون «سرزمین جاوید»، رسانهای که سالها پایگاه اندیشه و فعالیت مشیری بود، با انتشار اطلاعیهای درگذشت او را چنین اعلام کرد:
«با اندوهی ژرف و دلی آکنده از غم، درگذشت استاد بهرام مشیری – نویسنده، روشنفکر، تاریخشناس، منتقد دین و استبداد، آزادیخواه، برنامهساز سرزمین جاوید، و از پیشگامان اندیشه آزادی، را به آگاهی عموم میرسانیم... نام و یاد استاد بهرام مشیری، این اندیشمند آزاده و فرزند راستین ایرانزمین، در تاریخ فرهنگ و آزادیخواهی ایران جاودان خواهد ماند.»
درگذشت بهرام مشیری، بیتردید رویدادی تلخ و جبرانناپذیر برای جامعه روشنفکران، کنشگران آزادیخواه، و دوستداران اندیشه نقادانه است. میراث او در دفاع از خرد، آزادی، و روشنگری، همچنان الهامبخش نسلهایی از ایرانیان خواهد بود.
#بهرام_مشیری #تفکر_نقاد #نقد_دین #آزاداندیش #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
بهرام مشیری، نویسنده، پژوهشگر تاریخ، و از روشنفکران برجسته و منتقد دین و دیکتاتوری درگذشت. او شب یکشنبه ۹ نوامبر ۲۰۲۵ (برابر با دوشنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۴ به وقت تهران) در بیمارستان هوگ ارواین در ایالت کالیفرنیا، بر اثر خونریزی مغزی چشم از جهان فروبست.
مشیری که متولد ۲ فروردین ۱۳۲۶ بود، سالها با تولید و اجرای برنامههایی چون «سرزمین جاوید» در رسانههای برونمرزی، به نقد خرافات، دینسالاری و استبداد پرداخت. سخنان تند و صریح او در نقد ساختارهای فکری و فرهنگی سنتی، نقشی مهم در شکستن تابوهای ذهنی و دینی در میان بسیاری از مخاطبان فارسیزبان داشت.
او با نگاه نقادانهاش به تاریخ و دین، از جمله چهرههایی بود که در فضای فکری ایرانیان خارج از کشور، بر گسترش گفتوگوهای آزاد درباره اندیشه، تاریخ و انسانگرایی تأثیری چشمگیر گذاشت. به همین دلیل، همواره مورد غضب حکومت جمهوری اسلامی قرار داشت و در مقاطعی نیز با تهدیدهای جانی و سوءقصد روبهرو شد.
تلویزیون «سرزمین جاوید»، رسانهای که سالها پایگاه اندیشه و فعالیت مشیری بود، با انتشار اطلاعیهای درگذشت او را چنین اعلام کرد:
«با اندوهی ژرف و دلی آکنده از غم، درگذشت استاد بهرام مشیری – نویسنده، روشنفکر، تاریخشناس، منتقد دین و استبداد، آزادیخواه، برنامهساز سرزمین جاوید، و از پیشگامان اندیشه آزادی، را به آگاهی عموم میرسانیم... نام و یاد استاد بهرام مشیری، این اندیشمند آزاده و فرزند راستین ایرانزمین، در تاریخ فرهنگ و آزادیخواهی ایران جاودان خواهد ماند.»
درگذشت بهرام مشیری، بیتردید رویدادی تلخ و جبرانناپذیر برای جامعه روشنفکران، کنشگران آزادیخواه، و دوستداران اندیشه نقادانه است. میراث او در دفاع از خرد، آزادی، و روشنگری، همچنان الهامبخش نسلهایی از ایرانیان خواهد بود.
#بهرام_مشیری #تفکر_نقاد #نقد_دین #آزاداندیش #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔54🕊5❤2👎1👌1
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی ایمان زیر ذرهبین واقعیتهای اجتماعی میرود…
در مناظرهای داغ در حیاط دانشگاه، کشیش کلیف ناکتل از وجود خدا میپرسد، اما دانشجوی جوان پاسخ را به سطحی بالاتر میبرد: «موضوع فقط خدا نیست؛ مسئله اینه که نهادهای دینی چه نقشی در رنج و سکوت جوامع ایفا میکنن.»
بحثی صریح درباره نقش کلیسا(نهادهای مذهبی)، سرکوب، دعا، اطاعت… و این سؤال مهم:
آیا دین به بهبود زندگی مردم کمک کرده، یا فقط آنها را به تحمل وضع موجود دعوت کرده؟
شما چه فکر میکنید؟
#مناظره #دین_و_جامعه #کلیسا #الهیات #خداناباور #ناباورمند #باورمند #کلیف_ناکتل #مذهب_و_قدرت #نقش_دین_در_جامعه #تفکر_نقادانه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
وقتی ایمان زیر ذرهبین واقعیتهای اجتماعی میرود…
در مناظرهای داغ در حیاط دانشگاه، کشیش کلیف ناکتل از وجود خدا میپرسد، اما دانشجوی جوان پاسخ را به سطحی بالاتر میبرد: «موضوع فقط خدا نیست؛ مسئله اینه که نهادهای دینی چه نقشی در رنج و سکوت جوامع ایفا میکنن.»
بحثی صریح درباره نقش کلیسا(نهادهای مذهبی)، سرکوب، دعا، اطاعت… و این سؤال مهم:
آیا دین به بهبود زندگی مردم کمک کرده، یا فقط آنها را به تحمل وضع موجود دعوت کرده؟
شما چه فکر میکنید؟
#مناظره #دین_و_جامعه #کلیسا #الهیات #خداناباور #ناباورمند #باورمند #کلیف_ناکتل #مذهب_و_قدرت #نقش_دین_در_جامعه #تفکر_نقادانه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤16👍10👌3
Forwarded from گفتوشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔹️عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، استاد سابق دانشگاه مفید و حوزه علمیه قم که اخیراً اظهارات بحثبرانگیزی داشته، در واکنش به انتقادات سید محمد خاتمی و دیگر بزرگان اصلاحات تأکید کرد: «من عضو هیچ جریان سیاسی از جمله اصلاحطلبان نیستم و از هیچ شخصیتی تبعیت نمیکنم.»
🔸️اعتراض خاتمی به سخنان اردستانی
محمدعلی ابطحی در این باره نوشت: آقای خاتمی بحث سخنان آقای اردستانی را پیش کشید. اعتراض داشت که چرا این مباحث را و این ادبیات را در این شرایط به کار گرفته است. دوستان جلسه که دوستان آقای اردستانی هم بودند نیز گلایه داشتند که محتوا و ادبیات آقای اردستانی بیشتر از هر چیز به تفکر آرام نواندیشی دینی، آسیب زده میزند.
🔹️همچنین پس از تهدید و واکنشهای منفی از سوی مداحان حکومتی و برخی معممهای تندرو، اردستانی در پیامی در کانال تلگرامی خود خبر داد:
تا اطلاع ثانوی جلسات هفتگی به صورت عمومی برگزار نخواهد شد.
#سلیمانی_اردستانی #آزاداندیش #تفکر_انتقادی #حکومت_فقهی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🔹️عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، استاد سابق دانشگاه مفید و حوزه علمیه قم که اخیراً اظهارات بحثبرانگیزی داشته، در واکنش به انتقادات سید محمد خاتمی و دیگر بزرگان اصلاحات تأکید کرد: «من عضو هیچ جریان سیاسی از جمله اصلاحطلبان نیستم و از هیچ شخصیتی تبعیت نمیکنم.»
🔸️اعتراض خاتمی به سخنان اردستانی
محمدعلی ابطحی در این باره نوشت: آقای خاتمی بحث سخنان آقای اردستانی را پیش کشید. اعتراض داشت که چرا این مباحث را و این ادبیات را در این شرایط به کار گرفته است. دوستان جلسه که دوستان آقای اردستانی هم بودند نیز گلایه داشتند که محتوا و ادبیات آقای اردستانی بیشتر از هر چیز به تفکر آرام نواندیشی دینی، آسیب زده میزند.
🔹️همچنین پس از تهدید و واکنشهای منفی از سوی مداحان حکومتی و برخی معممهای تندرو، اردستانی در پیامی در کانال تلگرامی خود خبر داد:
تا اطلاع ثانوی جلسات هفتگی به صورت عمومی برگزار نخواهد شد.
#سلیمانی_اردستانی #آزاداندیش #تفکر_انتقادی #حکومت_فقهی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤28👎7👍1
Forwarded from گفتوشنود
🔶باروخ اسپینوزا تنها یک فیلسوف در میانه کتابهای غبارگرفته نیست، او یک «شورشیِ آرام» علیه زنجیرهای ذهنی بشریت بود. در جهانی که جزماندیشی (Dogmatism) با تکیه بر ارعاب و خرافه، حقیقت را در انحصار خود میپنداشت، اسپینوزا با تیغ عقل، پیوند میان «دین نهادینه» و «قدرت سیاسی» را کالبدشکافی کرد. در ادامه به بررسی اهمیت میراث او در نبرد با انسداد فکری میپردازدیم.
🔶جزماندیشی؛ زندانی برای پتانسیل انسانی
جزماندیشی صرفا داشتن یک باور محکم نیست، بلکه ناتوانی در زیر سوال بردن آن است. اسپینوزا به درستی درک کرده بود که نظامهای جزمی (سیاسی یا مذهبی) از «ترس» به عنوان ابزاری برای حکومت بر تودهها استفاده میکنند. وقتی تفکر انتقادی خاموش شود، انسانها به «بندگیِ داوطلبانه» تن میدهند و زنجیرهای خود را به نام «سعادت» میبوسند. اسپینوزا با مطرح کردن مفهوم «خدا یا همان طبیعت» (Deus\ sive\ Natura)، واسطههای مقدس را حذف کرد و نشان داد که حقیقت نه در متون کهن، بلکه در قوانین لایتغیر طبیعت و از طریق شهود عقلی قابل دستیابی است.
🔶تفکر انتقادی راهی به سوی آزادی
از نظر اسپینوزا، بزرگترین دشمن آزادی، جهل است. تفکر انتقادی در فلسفه او یک تمرین ذهنی ساده نیست، بلکه راهی برای رسیدن به «شادی پایدار» است. او معتقد بود: هیچ عقیدهای نباید به صرف «مقدس بودن» از تیغ نقد مصون بماند و حقیقت با اکثریت آرا تعیین نمیشود، بلکه محصول تلاشی فردی برای فهم ضرورتهای هستی است.
برخلاف دیکتاتورها که نقد را عامل بیثباتی میدانند، اسپینوزا در «رساله الهی-سیاسی» استدلال کرد که حکومتی که جلوی اندیشه آزاد را بگیرد، خود را به سوی فروپاشی میبرد.
🔶تکفیر اسپینوزا توسط جامعه یهودی آمستردام و ممنوعیت آثارش، بهای گزافی بود که او برای «آزاداندیشی» پرداخت. اما او ثابت کرد که جزماندیشی شاید بتواند زبانها را ببندد، اما هرگز نمیتواند بر ذهنهای بیدار غلبه کند.
امروز میراث اسپینوزا به ما یادآوری میکند که تفکر انتقادی تنها راه نجات از ورطه تعصب و تنها ابزار برای ساختن جامعهای است که در آن «انسان، گرگ انسان نباشد»، بلکه همکار او در مسیر فهم جهان باشد.
#تفکر_انتقادی #خرد_نقاد #جزم_اندیشی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🔶جزماندیشی؛ زندانی برای پتانسیل انسانی
جزماندیشی صرفا داشتن یک باور محکم نیست، بلکه ناتوانی در زیر سوال بردن آن است. اسپینوزا به درستی درک کرده بود که نظامهای جزمی (سیاسی یا مذهبی) از «ترس» به عنوان ابزاری برای حکومت بر تودهها استفاده میکنند. وقتی تفکر انتقادی خاموش شود، انسانها به «بندگیِ داوطلبانه» تن میدهند و زنجیرهای خود را به نام «سعادت» میبوسند. اسپینوزا با مطرح کردن مفهوم «خدا یا همان طبیعت» (Deus\ sive\ Natura)، واسطههای مقدس را حذف کرد و نشان داد که حقیقت نه در متون کهن، بلکه در قوانین لایتغیر طبیعت و از طریق شهود عقلی قابل دستیابی است.
🔶تفکر انتقادی راهی به سوی آزادی
از نظر اسپینوزا، بزرگترین دشمن آزادی، جهل است. تفکر انتقادی در فلسفه او یک تمرین ذهنی ساده نیست، بلکه راهی برای رسیدن به «شادی پایدار» است. او معتقد بود: هیچ عقیدهای نباید به صرف «مقدس بودن» از تیغ نقد مصون بماند و حقیقت با اکثریت آرا تعیین نمیشود، بلکه محصول تلاشی فردی برای فهم ضرورتهای هستی است.
برخلاف دیکتاتورها که نقد را عامل بیثباتی میدانند، اسپینوزا در «رساله الهی-سیاسی» استدلال کرد که حکومتی که جلوی اندیشه آزاد را بگیرد، خود را به سوی فروپاشی میبرد.
🔶تکفیر اسپینوزا توسط جامعه یهودی آمستردام و ممنوعیت آثارش، بهای گزافی بود که او برای «آزاداندیشی» پرداخت. اما او ثابت کرد که جزماندیشی شاید بتواند زبانها را ببندد، اما هرگز نمیتواند بر ذهنهای بیدار غلبه کند.
امروز میراث اسپینوزا به ما یادآوری میکند که تفکر انتقادی تنها راه نجات از ورطه تعصب و تنها ابزار برای ساختن جامعهای است که در آن «انسان، گرگ انسان نباشد»، بلکه همکار او در مسیر فهم جهان باشد.
#تفکر_انتقادی #خرد_نقاد #جزم_اندیشی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤6👌3👍1🕊1
Forwarded from گفتوشنود
علیرضا شیرمحمدعلی
قربانی «تقدس ساختگی» برای سرکوب تفکر نقاد
خردادماه یادآور زخمی عمیق بر پیکر عدالت و انسانیت است؛ سالگرد جانباختن علیرضا شیرمحمدعلی، جوان ۲۱ سالهای که در نظام قضایی جمهوری اسلامی، نه تنها از حق آزادی بیان محروم شد، بلکه در نهایت جان خود را در زندان فشافویه از دست داد.
علیرضا در تیرماه ۱۳۹۷ به اتهام واهی «توهین به مقدسات»، «توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی» و «تبلیغ علیه نظام» به ۸ سال حبس محکوم شد؛ حکمی که توسط قضات مرگ جمهوری اسلامی صادر شد.
او تنها نانآور خانوادهاش بود که به دلیل فعالیت در فضای مجازی، به کام مرگ فرستاده شد.
حقیقت پشت اتهام «توهین به مقدسات»
پرونده علیرضا شیرمحمدعلی، مشتی نمونه خروار از سوءاستفاده از مفاهیم مذهبی برای اهداف امنیتی است. در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی، اتهاماتی نظیر «توهین به مقدسات»، به جای آنکه مبنای فقهی یا اخلاقی داشته باشند، ابزاری کارآمد برای حذف منتقدان و ایجاد مصونیت آهنین برای ارکان حاکمیت است. با قدسیسازیِ تصمیمات و نهادهای حکومتی، هرگونه تفکر نقادانه به مثابه «کفر» یا «توهین» تلقی شده و بهانه لازم را برای سرکوب، بازداشت و پروندهسازی فراهم میکند.
جنایت در فشافویه؛ فراتر از یک قتل ساده
علیرضا بارها نسبت به فقدان «اصل تفکیک جرایم» هشدار داده بود. طبق قوانین بینالمللی حقوق بشر (از جمله حداقل قوانین استاندارد سازمان ملل برای رفتار با زندانیان)، نگهداری زندانیان عقیدتی در کنار محکومان جرایم خطرناک، نقض آشکار امنیت زندانی است. او که برای انتقال به زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده بود، در نهایت در خرداد ۱۳۹۸ توسط دو زندانی خطرناک (جرایم قتل و مواد مخدر) در فشافویه با ضربات چاقو به قتل رسید.
این جنایت، نه یک اتفاق تصادفی، بلکه ماحصل قصور سیستماتیک و عامدانه دستگاه قضایی و امنیتی است که با بیتوجهی به جان زندانیان سیاسی، عملا بستر را برای حذف فیزیکی آنها توسط دستنشاندگان خود فراهم کرد.
علیرضا شیرمحمدعلی تنها یک نام نیست؛ او آینه تمامنمای جوانانی است که قربانیِ فقدان رواداری و سیستم سرکوبی شدند که «مقدسات» را بهانهای برای خاموش کردن هر صدای حقطلبی کرده است. یاد او برای مقابله با فراموشی، در حافظه تاریخی ایران باقی خواهد ماند.
#علیرضا_شیرمحمدعلی #توهین_به_مقدسات #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
قربانی «تقدس ساختگی» برای سرکوب تفکر نقاد
خردادماه یادآور زخمی عمیق بر پیکر عدالت و انسانیت است؛ سالگرد جانباختن علیرضا شیرمحمدعلی، جوان ۲۱ سالهای که در نظام قضایی جمهوری اسلامی، نه تنها از حق آزادی بیان محروم شد، بلکه در نهایت جان خود را در زندان فشافویه از دست داد.
علیرضا در تیرماه ۱۳۹۷ به اتهام واهی «توهین به مقدسات»، «توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی» و «تبلیغ علیه نظام» به ۸ سال حبس محکوم شد؛ حکمی که توسط قضات مرگ جمهوری اسلامی صادر شد.
او تنها نانآور خانوادهاش بود که به دلیل فعالیت در فضای مجازی، به کام مرگ فرستاده شد.
حقیقت پشت اتهام «توهین به مقدسات»
پرونده علیرضا شیرمحمدعلی، مشتی نمونه خروار از سوءاستفاده از مفاهیم مذهبی برای اهداف امنیتی است. در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی، اتهاماتی نظیر «توهین به مقدسات»، به جای آنکه مبنای فقهی یا اخلاقی داشته باشند، ابزاری کارآمد برای حذف منتقدان و ایجاد مصونیت آهنین برای ارکان حاکمیت است. با قدسیسازیِ تصمیمات و نهادهای حکومتی، هرگونه تفکر نقادانه به مثابه «کفر» یا «توهین» تلقی شده و بهانه لازم را برای سرکوب، بازداشت و پروندهسازی فراهم میکند.
جنایت در فشافویه؛ فراتر از یک قتل ساده
علیرضا بارها نسبت به فقدان «اصل تفکیک جرایم» هشدار داده بود. طبق قوانین بینالمللی حقوق بشر (از جمله حداقل قوانین استاندارد سازمان ملل برای رفتار با زندانیان)، نگهداری زندانیان عقیدتی در کنار محکومان جرایم خطرناک، نقض آشکار امنیت زندانی است. او که برای انتقال به زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده بود، در نهایت در خرداد ۱۳۹۸ توسط دو زندانی خطرناک (جرایم قتل و مواد مخدر) در فشافویه با ضربات چاقو به قتل رسید.
این جنایت، نه یک اتفاق تصادفی، بلکه ماحصل قصور سیستماتیک و عامدانه دستگاه قضایی و امنیتی است که با بیتوجهی به جان زندانیان سیاسی، عملا بستر را برای حذف فیزیکی آنها توسط دستنشاندگان خود فراهم کرد.
علیرضا شیرمحمدعلی تنها یک نام نیست؛ او آینه تمامنمای جوانانی است که قربانیِ فقدان رواداری و سیستم سرکوبی شدند که «مقدسات» را بهانهای برای خاموش کردن هر صدای حقطلبی کرده است. یاد او برای مقابله با فراموشی، در حافظه تاریخی ایران باقی خواهد ماند.
#علیرضا_شیرمحمدعلی #توهین_به_مقدسات #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔8🕊5
Forwarded from گفتوشنود
از دل سنت دینی، در برابر تعصب
نقد تعصب دینی همیشه از بیرون دین برنخاسته است. گاه تیزترین پرسشها و تردیدها دقیقا از جایی سر برآوردهاند که سنت، تقدس و اقتدار دینی در آن ریشه دارد؛ از زبان دیندارانی که با متن دینی زیستهاند اما آن را ملک طلق جزماندیشان نمیدانند.
این پرونده گفتوشنود روایت پنج چهره است: چهار چهره از ایران و حوزههای علمیه شیعی و یک چهره از جهان اسلام با داستانی مشابه. نعمتالله صالحی نجفآبادی، علیاکبر حکمیزاده، حیدرعلی قلمداران، ابوالفضل برقعی و نصر حامد ابوزید، هر یک از جایگاهی متفاوت و با تهور در برابر جمود، خرافه، غلو، تکفیر و اقتدار مذهبی ایستادند. هر یک نیز بهایی برای افکار و گفتارشان پرداختند؛ به حاشیه رانده شدند، با تکفیر و طرد روبرو شدند، هدف خشونت و ترور قرار گرفتند یا به تبعید مجبور شدند. در نگاه خشکاندیش و بسته نهادهای دینی، چنین صداهایی تهدید و برهمزننده دستگاه سنتی به نظر میآید و تحمل نمیشود.
این پنج روایت یادآور میشود که سنت دینی یکدست و خاموش نیست. در دل همان سنت نیز کسانی بودهاند که ایمان را با اطاعت بیچونوچرا یکی نگرفتهاند. کسانی که اهمیتشان نه در درستی باور و اعتقادشان بلکه در تلاشی است که برای زدودن تعصب از چهره دین، ایستادگی علیه قرائت رسمی و تمامیتخواه و دعوت باورمندان به پرسشگری به جای خشونتورزی کردهاند.
تجربه زندگی بشر نشان میدهد که دین از جوامع رخت برنمیبندد. پس آنچه باید مهار شود، قرائتهای خشونتآمیز و نفرتپراکن از ادیان و باورهاست. از اینرو است که «از دل سنت دینی، در برابر تعصب» باورمندان را دعوت به دیدن تفاوتها و پرسیدن میکند.
کتابچه «از دل سنت دینی، در برابر تعصب» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
https://dialog.tavaana.org/collections-2/
#سنت #نقد_دین #روشنگری #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نقد تعصب دینی همیشه از بیرون دین برنخاسته است. گاه تیزترین پرسشها و تردیدها دقیقا از جایی سر برآوردهاند که سنت، تقدس و اقتدار دینی در آن ریشه دارد؛ از زبان دیندارانی که با متن دینی زیستهاند اما آن را ملک طلق جزماندیشان نمیدانند.
این پرونده گفتوشنود روایت پنج چهره است: چهار چهره از ایران و حوزههای علمیه شیعی و یک چهره از جهان اسلام با داستانی مشابه. نعمتالله صالحی نجفآبادی، علیاکبر حکمیزاده، حیدرعلی قلمداران، ابوالفضل برقعی و نصر حامد ابوزید، هر یک از جایگاهی متفاوت و با تهور در برابر جمود، خرافه، غلو، تکفیر و اقتدار مذهبی ایستادند. هر یک نیز بهایی برای افکار و گفتارشان پرداختند؛ به حاشیه رانده شدند، با تکفیر و طرد روبرو شدند، هدف خشونت و ترور قرار گرفتند یا به تبعید مجبور شدند. در نگاه خشکاندیش و بسته نهادهای دینی، چنین صداهایی تهدید و برهمزننده دستگاه سنتی به نظر میآید و تحمل نمیشود.
این پنج روایت یادآور میشود که سنت دینی یکدست و خاموش نیست. در دل همان سنت نیز کسانی بودهاند که ایمان را با اطاعت بیچونوچرا یکی نگرفتهاند. کسانی که اهمیتشان نه در درستی باور و اعتقادشان بلکه در تلاشی است که برای زدودن تعصب از چهره دین، ایستادگی علیه قرائت رسمی و تمامیتخواه و دعوت باورمندان به پرسشگری به جای خشونتورزی کردهاند.
تجربه زندگی بشر نشان میدهد که دین از جوامع رخت برنمیبندد. پس آنچه باید مهار شود، قرائتهای خشونتآمیز و نفرتپراکن از ادیان و باورهاست. از اینرو است که «از دل سنت دینی، در برابر تعصب» باورمندان را دعوت به دیدن تفاوتها و پرسیدن میکند.
کتابچه «از دل سنت دینی، در برابر تعصب» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
https://dialog.tavaana.org/collections-2/
#سنت #نقد_دین #روشنگری #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌8❤5
Forwarded from گفتوشنود
میشل دو مونتنی
جستارگر خودشناسی و شکگرایی در عصر تحول
میشل دو مونتنی (۱۵۳۳–۱۵۹۲)، فیلسوف و نویسنده فرانسوی، با ابداع قالب «جستار» تحولی در ادبیات و اندیشه اروپا ایجاد کرد. او با نگاهی نقادانه به سنتهای رایج زمانه، تمرکز خود را از موضوعات انتزاعی به سمت «خودشناسی» و تجربه زیسته فردی تغییر داد.
مونتنی با تکیه بر شکگرایی، هرگونه جزماندیشی را به چالش میکشید. او معتقد بود که دانش بشری محدود است و تعصب، ریشه اصلی بسیاری از تضادهای اجتماعی و خشونتها میان انسانهاست؛ از اینرو، مدارا را فضیلتی ضروری میدانست.
یکی از ستونهای اصلی اندیشه او، پذیرش «تغییرپذیری» طبیعت انسانی است. مونتنی بر این باور بود که انسان موجودی ناپایدار است و شناخت این ناپایداری، به جای ایجاد هراس، باید منجر به فروتنی و درک بهتر دیگران شود.
او در جستارهایش، از جزئیات روزمره تا بزرگترین مفاهیم فلسفی را با صداقتی کمنظیر بررسی کرد. هدف او از این کاوش، رسیدن به یک زندگی «طبیعی» و آرام بود؛ زندگیای که در آن انسان، به جای سرکوب غرایز، به توازن و خودآگاهی دست یابد.
مونتنی معتقد بود که «خوب زیستن» به معنای یادگیری هنر زندگی کردن و پذیرش مرگ به عنوان بخشی از مسیر هستی است.
او هرگونه تلاش برای رسیدن به کمال مطلق را غیرواقعبینانه میدانست و بر اهمیت زندگی در لحظه تاکید داشت.
اندیشه مونتنی دعوتی است به «آزادی اندیشه» و رهایی از بندهای تعصب. او با نگاهی واقعگرایانه و انسانی، به ما میآموزد که چگونه با پذیرش نقصهای بشری و تکیه بر تجربه فردی، در جهانی متغیر، با آرامش و خرد شخصی زیست کنیم.
#میشل_دو_مونتنی
#خودشناسی #انسانگرایی #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
جستارگر خودشناسی و شکگرایی در عصر تحول
میشل دو مونتنی (۱۵۳۳–۱۵۹۲)، فیلسوف و نویسنده فرانسوی، با ابداع قالب «جستار» تحولی در ادبیات و اندیشه اروپا ایجاد کرد. او با نگاهی نقادانه به سنتهای رایج زمانه، تمرکز خود را از موضوعات انتزاعی به سمت «خودشناسی» و تجربه زیسته فردی تغییر داد.
مونتنی با تکیه بر شکگرایی، هرگونه جزماندیشی را به چالش میکشید. او معتقد بود که دانش بشری محدود است و تعصب، ریشه اصلی بسیاری از تضادهای اجتماعی و خشونتها میان انسانهاست؛ از اینرو، مدارا را فضیلتی ضروری میدانست.
یکی از ستونهای اصلی اندیشه او، پذیرش «تغییرپذیری» طبیعت انسانی است. مونتنی بر این باور بود که انسان موجودی ناپایدار است و شناخت این ناپایداری، به جای ایجاد هراس، باید منجر به فروتنی و درک بهتر دیگران شود.
او در جستارهایش، از جزئیات روزمره تا بزرگترین مفاهیم فلسفی را با صداقتی کمنظیر بررسی کرد. هدف او از این کاوش، رسیدن به یک زندگی «طبیعی» و آرام بود؛ زندگیای که در آن انسان، به جای سرکوب غرایز، به توازن و خودآگاهی دست یابد.
مونتنی معتقد بود که «خوب زیستن» به معنای یادگیری هنر زندگی کردن و پذیرش مرگ به عنوان بخشی از مسیر هستی است.
او هرگونه تلاش برای رسیدن به کمال مطلق را غیرواقعبینانه میدانست و بر اهمیت زندگی در لحظه تاکید داشت.
اندیشه مونتنی دعوتی است به «آزادی اندیشه» و رهایی از بندهای تعصب. او با نگاهی واقعگرایانه و انسانی، به ما میآموزد که چگونه با پذیرش نقصهای بشری و تکیه بر تجربه فردی، در جهانی متغیر، با آرامش و خرد شخصی زیست کنیم.
#میشل_دو_مونتنی
#خودشناسی #انسانگرایی #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤12👌1
Forwarded from گفتوشنود
«جرات اندیشیدن داشته باش»
کانت و میراث روشنگری
ایمانوئل کانت (۱۷۲۴–۱۸۰۴)، فیلسوف آلمانی، از کلیدیترین چهرههای فلسفه مدرن است که با تاکید بر توانایی عقل، مسیر تفکر بشری را تغییر داد. او در مقاله تاثیرگذار خود با عنوان «روشنگری چیست؟»، این جنبش را خروج انسان از «نابالغی خودخواسته» تعریف کرد و آن را به عنوان عصری نو در تاریخ عقلانیت معرفی نمود.
کانت در این مقاله، شعار معروف روشنگری را چنین اعلام میکند: «جرات اندیشیدن داشته باش!» (Sapere aude). از دیدگاه او، این فراخوان دعوتی است به استقلال فکری و استفاده از قدرت عقل فردی برای رهایی از قیمومتهایی که دیگران یا سنتهای جزمی بر ذهن انسان تحمیل کردهاند.
او تاکید داشت که ناتوانی در استفاده از عقل بدون هدایت دیگری، نشانه ضعف اراده است، نه ضعف فهم. کانت معتقد بود که هر انسان باید مسئولیت اندیشه خود را بر عهده بگیرد و برای فهم جهان، به جای تکیه بر مرجعیت بیرونی، بر تحلیلهای منطقی خویش تکیه کند.
کانت در اخلاق خود نیز مفهوم «کرامت انسانی» را پیریزی کرد. او استدلال میکرد که انسان باید همیشه به عنوان «هدف» در نظر گرفته شود، نه وسیلهای برای تحققِ اهداف دیگران. این اصل، پایهای برای اخلاق مدرن و حقوق بشر شد که بر حق هر فرد برای خودمختاری تاکید دارد.
در نظام فلسفی کانت، عقل نه تنها ابزاری برای شناخت جهان است، بلکه قانونگذار اصلی در حوزه اخلاق نیز به شمار میرود. او باور داشت که انسان از طریق پیروی از «امر مطلق» که بر پایه عقل استوار است، میتواند به شکلی آزادانه و مسئولانه، قانونی جهانی برای رفتارهای اخلاقی خود وضع کند.
اندیشه کانت دعوتی به بلوغ فکری است. او به ما میآموزد که روشنگری یک وضعیت ایستا نیست، بلکه فرآیندی مداوم برای کسب آزادی فکر است. با تکیه بر شعار او، انسانِ مدرن یاد میگیرد که شجاعت رویارویی با حقیقت و مسئولیت شکلدهی به دنیای اخلاقی خویش را داشته باشد.
#روشنگری #خردگرایی #کانت #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
کانت و میراث روشنگری
ایمانوئل کانت (۱۷۲۴–۱۸۰۴)، فیلسوف آلمانی، از کلیدیترین چهرههای فلسفه مدرن است که با تاکید بر توانایی عقل، مسیر تفکر بشری را تغییر داد. او در مقاله تاثیرگذار خود با عنوان «روشنگری چیست؟»، این جنبش را خروج انسان از «نابالغی خودخواسته» تعریف کرد و آن را به عنوان عصری نو در تاریخ عقلانیت معرفی نمود.
کانت در این مقاله، شعار معروف روشنگری را چنین اعلام میکند: «جرات اندیشیدن داشته باش!» (Sapere aude). از دیدگاه او، این فراخوان دعوتی است به استقلال فکری و استفاده از قدرت عقل فردی برای رهایی از قیمومتهایی که دیگران یا سنتهای جزمی بر ذهن انسان تحمیل کردهاند.
او تاکید داشت که ناتوانی در استفاده از عقل بدون هدایت دیگری، نشانه ضعف اراده است، نه ضعف فهم. کانت معتقد بود که هر انسان باید مسئولیت اندیشه خود را بر عهده بگیرد و برای فهم جهان، به جای تکیه بر مرجعیت بیرونی، بر تحلیلهای منطقی خویش تکیه کند.
کانت در اخلاق خود نیز مفهوم «کرامت انسانی» را پیریزی کرد. او استدلال میکرد که انسان باید همیشه به عنوان «هدف» در نظر گرفته شود، نه وسیلهای برای تحققِ اهداف دیگران. این اصل، پایهای برای اخلاق مدرن و حقوق بشر شد که بر حق هر فرد برای خودمختاری تاکید دارد.
در نظام فلسفی کانت، عقل نه تنها ابزاری برای شناخت جهان است، بلکه قانونگذار اصلی در حوزه اخلاق نیز به شمار میرود. او باور داشت که انسان از طریق پیروی از «امر مطلق» که بر پایه عقل استوار است، میتواند به شکلی آزادانه و مسئولانه، قانونی جهانی برای رفتارهای اخلاقی خود وضع کند.
اندیشه کانت دعوتی به بلوغ فکری است. او به ما میآموزد که روشنگری یک وضعیت ایستا نیست، بلکه فرآیندی مداوم برای کسب آزادی فکر است. با تکیه بر شعار او، انسانِ مدرن یاد میگیرد که شجاعت رویارویی با حقیقت و مسئولیت شکلدهی به دنیای اخلاقی خویش را داشته باشد.
#روشنگری #خردگرایی #کانت #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍8❤2👌1
Forwarded from گفتوشنود
در برابر شستوشوی مغزی در مدارس چه میتوان کرد؟
سیستم آموزشی نظام اسلامی ساخته شده تا فرزندان را از همان کودکی در قالب اعتقادی خاصی فرم دهد.
بخش بزرگی از این قالب اعتقادی، دشمنی و دگرستیزی است. در این سیستم چیزهایی مانند نفرت و کینه یا انتقامجویی از مهمترین ارزشها محسوب میشوند. انسان مطلوب از نگر این سیستم فردی همواره خشمگین و عبوس است که آرزو و شعار مرگ و نابودی برای دیگران را آموخته است. کتابهای درسی، مراسم صبحگاهی، شعارهای روی دیوارها، و بعضی معلمین گزینششده، همه در خدمت این هدفاند. در مقابل جایگاه اندیشه مستقل، هنر و موسیقی، دگرپذیری و همزیستی مسالمتآمیز، و پرورش شخصیت سالم در مدارس ایران خالی است.
اما این پایان کار نیست. خانه میتواند پادزهر تلقینهای اعتقادی و مذهبی در مدرسه باشد. پدر و مادر میتوانند با گفتگو، پرسشگری و معرفی روایتهای گوناگون، ذهن کودک را از یکصدایی رسمی بیرون بکشند. کودک میتواند بیاموزد که انسانها میتوانند راه زندگی خود را بر اساس اصول عقلی و اخلاقی که خود برگزیدهاند انتخاب کنند.
راه دیگر، شبکههای غیررسمی یادگیری است: کتاب، فیلم، موسیقی و فضای مجازی. حتی شکلهای تازهای از آموزش خانگی خصوصی یا جمعی میان دوستان و خانوادهها میتواند امکان یادگیری سالمتر را فراهم کند، جایی که کودکان در فضایی امن با ارزشهای همزیستی و آزاداندیشی آشنا شوند.
خانه و جمعهای دوستانه میتوانند جایی باشند که کودک با روایتهای گوناگون آشنا شود و بیاموزد که ارزش او یادیگران به عنوان یک انسان به عقائد دینیشان گره نخورده است، بلکه هر انسانی، از جمله او دارای ارزش ذاتی و است و حق دارد در امنیت و خوشبختی زندگی کند. وقتی او از کودکی تجربه گفتوگو میان ایدهها را داشته باشد، به جای تعصب، به همزیستی و مدارا خو میگیرد.
فرقهها میکوشند ذهن کودک را در یک صدا محصور کنند. راه چاره این است: گشودن پنجرهها به صداهای دیگر، و پرورش نسلی که از تفاوت نهراسد، بلکه آن را فرصتی برای شناخت و بهزیستی بداند.
#دگماتیسم #آموزش_ایدئولوژیک #آزاد_اندیشی #تفکر_انتقادی #گفتگو_توانا
@Dualogue1402
سیستم آموزشی نظام اسلامی ساخته شده تا فرزندان را از همان کودکی در قالب اعتقادی خاصی فرم دهد.
بخش بزرگی از این قالب اعتقادی، دشمنی و دگرستیزی است. در این سیستم چیزهایی مانند نفرت و کینه یا انتقامجویی از مهمترین ارزشها محسوب میشوند. انسان مطلوب از نگر این سیستم فردی همواره خشمگین و عبوس است که آرزو و شعار مرگ و نابودی برای دیگران را آموخته است. کتابهای درسی، مراسم صبحگاهی، شعارهای روی دیوارها، و بعضی معلمین گزینششده، همه در خدمت این هدفاند. در مقابل جایگاه اندیشه مستقل، هنر و موسیقی، دگرپذیری و همزیستی مسالمتآمیز، و پرورش شخصیت سالم در مدارس ایران خالی است.
اما این پایان کار نیست. خانه میتواند پادزهر تلقینهای اعتقادی و مذهبی در مدرسه باشد. پدر و مادر میتوانند با گفتگو، پرسشگری و معرفی روایتهای گوناگون، ذهن کودک را از یکصدایی رسمی بیرون بکشند. کودک میتواند بیاموزد که انسانها میتوانند راه زندگی خود را بر اساس اصول عقلی و اخلاقی که خود برگزیدهاند انتخاب کنند.
راه دیگر، شبکههای غیررسمی یادگیری است: کتاب، فیلم، موسیقی و فضای مجازی. حتی شکلهای تازهای از آموزش خانگی خصوصی یا جمعی میان دوستان و خانوادهها میتواند امکان یادگیری سالمتر را فراهم کند، جایی که کودکان در فضایی امن با ارزشهای همزیستی و آزاداندیشی آشنا شوند.
خانه و جمعهای دوستانه میتوانند جایی باشند که کودک با روایتهای گوناگون آشنا شود و بیاموزد که ارزش او یادیگران به عنوان یک انسان به عقائد دینیشان گره نخورده است، بلکه هر انسانی، از جمله او دارای ارزش ذاتی و است و حق دارد در امنیت و خوشبختی زندگی کند. وقتی او از کودکی تجربه گفتوگو میان ایدهها را داشته باشد، به جای تعصب، به همزیستی و مدارا خو میگیرد.
فرقهها میکوشند ذهن کودک را در یک صدا محصور کنند. راه چاره این است: گشودن پنجرهها به صداهای دیگر، و پرورش نسلی که از تفاوت نهراسد، بلکه آن را فرصتی برای شناخت و بهزیستی بداند.
#دگماتیسم #آموزش_ایدئولوژیک #آزاد_اندیشی #تفکر_انتقادی #گفتگو_توانا
@Dualogue1402
👍17❤4👌1
Forwarded from گفتوشنود
چرا هنوز در بند داستانهای دینی هستیم؟
پرسش هراری
یووال نوح هراری مثالی مشهور دارد: اگر به یک میمون بگویید «این موز را به من بده، بعد از مرگت باغی بیپایان از موز خواهی داشت»، او حتی لحظهای به این وعده اعتنا نمیکند. چون تنها آنچه پیش رویش است را میفهمد. اما انسان موجودی استثنایی است؛ ما توانایی بینظیری در باور به داستانهای جمعی داریم. همین ویژگی باعث شده است که در طول تاریخ، به روایتهایی دل ببندیم که اغلب واقعیتی بیرونی ندارند، اما زندگی ما را شکل دادهاند.
دین از برجستهترین این روایتهاست. پرسشهای بزرگ انسان از منشأ جهان و معنای رنج گرفته تا سرنوشت پس از مرگ همواره ذهن بشر را مشغول کردهاند. دینها برای این پرسشها پاسخهایی ساده، روشن و داستانوار عرضه کردهاند. همین سادگی، آرامش میآورد، امید میبخشد و زندگی را معنادار میسازد. دین همچنین توانسته است میلیونها نفر را متحد کند، به جوامع هویت ببخشد و بنیانهای اخلاقی و قانونی را تقویت کند.
اما روی دیگر سکه را نباید نادیده گرفت. زمانی که این داستانها به «حقیقت مطلق» بدل میشوند، راه پرسشگری بسته میشود. تاریخ مملو از نمونههایی است که ایمان بیچونوچرا به روایتهای مقدس، سرچشمهی جنگهای خونین، تعصب کور، نفرت از دیگری و مقاومت در برابر علم و آزادی بوده است. قدرت داستان، اگر بیمهار شود، میتواند از معنا و همبستگی، به ابزار سرکوب و خشونت تبدیل گردد.
امروز پرسش هراری همچنان بهجا است: چرا هنوز در بند این داستانها ماندهایم؟ آیا وعدهی بهشتی در دوردست، ما را از ساختن جهانی بهتر و انسانیتر در همینجا و همین امروز باز نمیدارد؟ فراموش نکنیم که حکومتهای توتالیتر مذهبی نیز از همین روایتها برای تحکیم قدرت خود بهره میبرند؛ با وعدهی پاداش اخروی و تهدید مجازات الهی، اطاعت میخواهند و اعتراض را گناه مینامند.
شاید زمان آن رسیده باشد که ارزش «موزی که در دست داریم» را دریابیم: توانایی اندیشیدن، عشق ورزیدن و ساختن آیندهای واقعی. آیندهای که به جای دل بستن به داستانهای دینی، بر شجاعت رویارویی با حقیقت استوار باشد.
#تفکر_نقاد #هراری #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پرسش هراری
یووال نوح هراری مثالی مشهور دارد: اگر به یک میمون بگویید «این موز را به من بده، بعد از مرگت باغی بیپایان از موز خواهی داشت»، او حتی لحظهای به این وعده اعتنا نمیکند. چون تنها آنچه پیش رویش است را میفهمد. اما انسان موجودی استثنایی است؛ ما توانایی بینظیری در باور به داستانهای جمعی داریم. همین ویژگی باعث شده است که در طول تاریخ، به روایتهایی دل ببندیم که اغلب واقعیتی بیرونی ندارند، اما زندگی ما را شکل دادهاند.
دین از برجستهترین این روایتهاست. پرسشهای بزرگ انسان از منشأ جهان و معنای رنج گرفته تا سرنوشت پس از مرگ همواره ذهن بشر را مشغول کردهاند. دینها برای این پرسشها پاسخهایی ساده، روشن و داستانوار عرضه کردهاند. همین سادگی، آرامش میآورد، امید میبخشد و زندگی را معنادار میسازد. دین همچنین توانسته است میلیونها نفر را متحد کند، به جوامع هویت ببخشد و بنیانهای اخلاقی و قانونی را تقویت کند.
اما روی دیگر سکه را نباید نادیده گرفت. زمانی که این داستانها به «حقیقت مطلق» بدل میشوند، راه پرسشگری بسته میشود. تاریخ مملو از نمونههایی است که ایمان بیچونوچرا به روایتهای مقدس، سرچشمهی جنگهای خونین، تعصب کور، نفرت از دیگری و مقاومت در برابر علم و آزادی بوده است. قدرت داستان، اگر بیمهار شود، میتواند از معنا و همبستگی، به ابزار سرکوب و خشونت تبدیل گردد.
امروز پرسش هراری همچنان بهجا است: چرا هنوز در بند این داستانها ماندهایم؟ آیا وعدهی بهشتی در دوردست، ما را از ساختن جهانی بهتر و انسانیتر در همینجا و همین امروز باز نمیدارد؟ فراموش نکنیم که حکومتهای توتالیتر مذهبی نیز از همین روایتها برای تحکیم قدرت خود بهره میبرند؛ با وعدهی پاداش اخروی و تهدید مجازات الهی، اطاعت میخواهند و اعتراض را گناه مینامند.
شاید زمان آن رسیده باشد که ارزش «موزی که در دست داریم» را دریابیم: توانایی اندیشیدن، عشق ورزیدن و ساختن آیندهای واقعی. آیندهای که به جای دل بستن به داستانهای دینی، بر شجاعت رویارویی با حقیقت استوار باشد.
#تفکر_نقاد #هراری #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤18👌6👍1