ادب‌سار
12.6K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
💫
در من رخنه کن
من را بدر از لابلای ورق‌های کتابم
بگذار چون پیچکی بر تو برویم
بگذار نور را
از لابلای برگ‌های درهم جان تو بیابم
و در این استیصال تنفس کنم...

#فرنوش_حمیدی
@AdabSar
💫

از دیده‌ی سنگ خون چکاند غم تو
بیگانه و آشنا نداند غم تو

دَم دَر کِشَم و غمت همه نوش کنم
تا از پَسِ من به کس نماند غم تو

#ابوسعید_ابوالخیر
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

🔅پیام شما


🔶 پیش‌نوشت:
پس از آوردن برابرهای پارسیِ واژه‌ی «ضبط»(در t.me/AdabSar/9935 و t.me/AdabSar/9987)، ،یکی از همراهان همیشگی ادبسار، پژوهشی را از "مجید روهنده" در باره‌ی این واژه فرستاده‌اند که بی هیچ داوری در پی می‌آید.
شما نیز اگر دیدگاهی در این زمینه دارید می‌توانید بفرستید تا با دیگر هَموَندان هَمرسانی شود

🔸واژه ضبط، زبت، زفت ، زبتگر
۱. لغت ایرانی زبت-زفت که عرب آنرا ضبط می‌نویسد به معنای «مواظبت، نگهداری» است مثلن می‌گویند: «خودتو زفت کن» که معنای آن «خودتو جموجورکن» است.
لغت زبت که در زبان روسی به شکل «زبوت забота« و در لیتوانی به شکل «ژبت žẽbti« در همین معنا (care) به کار می‌رود از ریشه PIE پیشاهندواروپایی ǵab- یا ǵāb- به معنای to look after ساخته شده و با لغت انگلیسی keep و لغت دانمارکی kope و لغت آلمانی kapfen و لغت هلندی kapen هم‌ریشه است.
براین اساس لغت نوساز «زبتگر» همتای لغت عربی «ضباط» و لغت لاتین «recorder» است.
بدینسان روشن میشود که واژگان ایرانی زپت(توقیف، مصادره، تصرف) و زبت-زفت (نگهداری کردن) از دو ریشه جداگانه به دست آمده اند که عرب هردو را به شکل «ضبط» مینویسد و از آن واژگان جعلی «انضباط منضبط ضابطه مضبوط ضباط» را به دست آورده است. دانستنی است لغت عربی «ضبط» به معنای «تنظیم، تطبیق» است.

*نکته*
نگاهداشتن-نگاهداری =نگاه بر چیزی داشتن- پاییدن چیزی با چشم
نگهداشتن-نگهداری (نیک+دار+ی) =نیک دربرگرفتن- رسیدگی کردن
نگرداشتن-نگرداری (نـ=فرو-فرود+گیر=بگیر) =واساندن- درگیرآوردن.
مثال:
الف- خودرو را نگر-اش دار=خودرو را واسونش-متوقفش کن
ب- کتاب را نگردار= کتاب را بگیر

۲. لغت ایرانی زپت که عرب آنرا ضبط مینویسد به معنای توقیف-تصرف است مثلن میگویند «پاسبانها اموال دزدان را زپت کردند و به شهربانی بردند». لغت زپت در زبان روسی به شکل زهفت-زخفت захват (زза=بیش-پیش+خفتxvat =قاپیدن grip) به کار میرود. شکل کهن خفت در روسیه لغت هفت hvatiti به معنای چنگ زدن ربودن grab catch است. (захват=за+хватить)
لغت زپت در جمهوری چک به شکل zabavit به معنای ضبط توقیف مصادره confiscate در آلبانی به شکل zaptim به معنای اشغال occupation در ارمنستان به شکلզավթում zavt’um به معنای تصرف seizure در باسک به شکل jabetu به معنای تسخیرcapture و در کروواسی به شکل zaptiti به معنای دستگیری arrest به کار میرود.
بدینسان روشن میشود که واژگان ایرانی زپت (توقیف مصادره تصرف) و زبت-زفت (نگهداری کردن) از دو ریشه جداگانه به دست آمده اند که عرب هردو را به شکل «ضبط» مینویسد و از آن واژگان جعلی انضباط منضبط ضابطه مضبوط ضباط را به دست آورده است. دانستنی است لغت عربی ضبط به معنای تنظیم تطبیق است.

یادآوری: لغت ورافتاده پاسبان همتای خوبی برای لغت جاافتاده پلیس بود که میشد آنرا به شکل پاسبانها جمع بست «پلیسها غلط است» ولی چون پلیس لغتی بیگانه است به جای آن لغت پاسورpAsvar را نشاندند که سپس پیشنهاد دادند آنرا به شکل «پاس ور» بنویسند چون دریافتند که لغت پاسور همشکل با لغت پاسورpAsor (بازی ورق) است.


مجید روهنده
فرستنده: Am Sa
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
💠🔷🔹🔹
@AdabSar
«دو گیتی نیابد دل مرد لاف
که بپراگند خواسته بر گزاف
🌸🌼🌸
ستوده کسی کو میانه گزید
تن خویش را آفرین گسترید
🌺🌸🌺
شما را جهان‌آفرین یار باد
همیشه سر بخت بیدار باد
🌼🌺🌼
جهاندارمان باد فریادرس
که تخت بزرگی نماند به کس»
#فردوسی
🌸🌻🌸
امید به هفته‌ای دلکش، پیش‌رو.

فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💠🔷🔹🔹
💫

بندی به پای دارم و باری گران به دوش

در حیرتم که شـُـهره به بی‌بندوباری‌ام!


#غلامرضا_شکوهـی
@AdabSar
💫

دیگر به مغز شاعری‌ام خون نمی‌رسد
این‌شب، دل‌ غزل‌‌زده‌ام را چه می‌کند؟

با فال‌ و قرص ‌خواب ‌و غزل‌ حل ‌نمی‌شود
این‌ شعر تا سحر بشود سکته‌ می‌کند

#علی_اکبر_رشیدی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی
«کیان» و «کیانا»، بخش نخست

👑 "کیان"، نام پسرانه‌ی ایرانی، خوش‌آوا، کهن و کهنگی‌ناپذیر است.


🌳🌳 تبارشناسی نام:
👑 "کی" ریشه‌ی این نام است که در اوستایی "کاوی/کَوی"(شهیدی مازندرانی و برهان قاطع)، در پهلوی "کَی"(عمید) و در پارسی امروز "کِی" و پیشوند نام پادشاهان کیانی بود. پادشاهان کیانی کی‌کُواد یا کی‌غباد(کی‌قباد)، کی‌کاووس، کی‌خسرو و کی‌لهراسب بودند. برخی کیومرس را هم از پادشاهان کیانی می‌دانند. کیانیان به پهلوانی و سواره جنگیدن نامور بودند.

👑 به باور بیشتر کهن‌نگاران(مورخان)، کیانیان پس از پیشدادیان به پادشاهی رسیدند و از آن‌رو که در زمان آن‌ها کهن‌نگاری(تاریخ‌نویسی) نبود، داستان آن‌ها با افسانه درآمیخت. شماری گمان می‌کنند کیانیان همان مادها بودند ولی از آن‌جا که پایتخت کیانیان شهری در تبرستان بود، درباره‌ی درستی این گمان نمی‌توان داوری کرد.


📖📖 آرِش‌ها(معانی):
🤴🏻 "کیان" به مانَـک(معنی) پادشاهان، آمیخته از کی+ان نشانه‌ی چندینه(جمع) است. "کی" به ماناک پادشاه است. (نام‌های ایرانشهری)

🤴🏻 "کیان" در پارسی پهلوی "کَیان" بود.(عمید) این نام را "در خور پادشاهی" نیز چمیده‌اند(معنی کرده‌اند).(فرهنگ نام‌ها)

👨🏻‍🏫 #مهرداد_بهار "کی" و "کیان" را فرزانه و دانشمند چمید.

🇮🇷 "کیان" امروز به چم مرز و بوم، آب و خاک، سرزمین و یکپارچگی کشوری است.

🏕 "کیانی" امروز نام یکی از دودمان‌های بزرگ بختیاری است.

🤴🏻 "کی" به چمار(معنی) شاه شاهان و برترین شاهان بود و به پادشاهی که در زمان خود از دیگر شاهان تواناتر بود، گفته می‌شد.(برهان قاطع)
#نظامی نیز با شاه شاهان هم‌رای(موافق) است:
- رفتند "کیان" و دین‌پرستان
مانده‌ست جهان به زیردستان!

💫 #دهخدا نوشته است این نام در بلندی و ارج از کیوان که نام بلندترین ستاره است، گرفته شد.

برنام(لقب) "کی" را "زال"، پدر "رستم" به "غباد" داد که به چم تبارمند(اصیل) است.(مجمل التواریخ، برهان قاطع، القصص)

🌟 #عطار نیز در جایی "کی" را به چم "مهادین"(اصیل) آورده:
- خوشستی زندگانی و کی استی
اگرنه مرگ ناخوش در پی استی!

در برهان قاطع، آنندراج، رشیدی و سروده‌ای از #زرتشت_بهرام "کی" به چم پاک آمده:
- شدستم بی‌شک و بی‌شبهه بر وی
پذیرفتم مر او را از دل "کی"!

در سروده‌ای از #خاقانی "کیان" به آرِش(معنی) بزرگان، مهتران و سروران است:
- در خاک خفته‌اند "کیان" گر نه مرد و زن
کردندی از پرستش، تو ملک را شعار!

🌲 در "روضه‌الصفا" گفته شده "کی" در پهلوی به ماناک "چنار نیز بود.

💎 "دمشقی" نیز "کی را درخشان و پر بها می‌داند.


📚📚 شاهنامه چه می‌گوید؟
💎 #فردوسی در #شاهنامه "کی" را به چم(معنی) شاه آورده:
- بزرگی من از پارس آرم به ری
نمانم کس این پس بود نام "کی"!

💎 "کیان" به ماناک پادشاهان بزرگ:
- بپرسیدشان از "کیان" جهان
وز آن نامداران و فرخ‌مهان!
فردوسی

💎 "کیان" به مانک فر و شکوه:
- چنین تا برآمد بر این سالیان
همی تافت از شاه فر "کیان"!
فردوسی

💎 "کیان" به چمار تاگ(تاج) پادشاهی:
- به سر برنهادش کلاه "کیان"
ببستش کیانی کمر بر میان!
فردوسی


👑👑 تاگ(تاج) کیانی، تاگ ویژه‌ی پادشاهان قاجار بود که به دستور فتحعلی شاه ساخته شد. این تاگ از آبگین(الماس)، اوزمبورت(زمرد)، یاکند(یاقوت) و مروارید ساخته شده و اکنون در گنجینه‌ی گوهرهای نَـفانی(موزه جواهرات ملی) تهران نگهداری می‌شود. در فرتور(عکس) پیوست، تاگ کیانی(راست)، محمدعلی شاه قاجار(چپ بالا) و مظفرالدین‌شاه قاجار(چپ پایین) با تاگ کیانی دیده می‌شوند.
goo.gl/dCGHDi

👸🏻👸🏻 نام زیبا و دخترانه‌ی "کیانا"، وابسته به "کیان" و نامی درخور برای دختران(نام‌های ایرانشهری) و به مانک وابسته به پادشاهان یا دودمان کیانی است. همچنین می‌توان آن را کیان+ا(پسوند نام‌ساز) دانست.

👸🏻👸🏻 "کیان" و "کیانا" در زبان سریانی به ماناک پرهام(طبیعت)، سرشت و گوهر هر چیز، هریک از آخشیج(عنصر)های چهارگانه(آب، باد، خاک و آتش) است که در سروده‌ای از #خسروی بازنمایی شده است:
- همه آزادگی و همت تو
قهر کرده است مر "کیانا" را!


🇮🇷🇮🇷 چند نام ایرانی هم‌آوا:
👧🏻 کی‌ناز، کیان‌دخت، کیادخت، کی‌دخت، کیان‌رخ، کیارخ، کی‌رخ، کیاچهر، کیان‌چهر، کیابانو، کیان‌بانو، و...
👦🏻 کیافر، کی‌بد، کیازاد، کیارش، کیان‌فر، کیانوش، کی‌منش، کیامهر، کیان‌مهر و...

برای فرزندانمان نام‌های زیبا و برازنده‌ی ایرانی برگزینیم
گردآوری و نگارش: #پریسا_امام_وردی

#نام_پسرانه_ایرانی #کیان
#نام_دخترانه_ایرانی #کیانا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻نابغه = Genius، فَرهوش، تیزهوش، باهوش، هوشمند، اَبـَرهوشمند، هوشیار، بَرآمده، نامی، سَرآمد، مَرد برجسته، گـُربُز
🔻نبوغ = فَرهوشی، تیزهوشی، هوشمندی، هوش سرشار، هوشیاری، بَرآیی، برجستگی
🔻نوابغ = هوشیاران، فَرهوشان، سَرآمدان

نمونه:
🔺«نبوغ» به سطحِ بالای کارکردِ عقلانیت یا خلاقیت اطلاق می‌شود =
«فَرهوشی» به تَرازِ بالای کارکردِ خردمندی یا نوآوری گفته می‌شود

🔺غالبِ هنرمندانِ معلول از نبوغ خیلی بالایی متمتعند =
بیشترِ هنرمندانِ کم توان از تیزهوشی بسیار بالایی برخوردارَند

🔺«خیام« یکی از نوابغ ایران است =
خیام یکی از سَرآمدان ایران است

🔺داشتن طفل نابغه یک رویا نیست و هر طفلی می‌تواند نابغه باشد =
داشتن کودک باهوش یک تیناب نیست و هر کودکی می‌تواند فَرهوش باشد

گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#نابغه #نبوغ #نوابغ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

رفتم که از دیوانه‌بازی دست بردارم
تا اَخم کردم مطمئن شد دوستش دارم

واکرد درهای قفس را، گفت: مختاری
ترجیح دادم دست روی دست بگذارم

بیزارم از وقتی که آزادم کند، ای وای!
روزی که خوشحالش نخواهد کرد آزارم

این‌پا و آن‌پا کرد، گفتم دوستم دارد
اما نگو سر در نمی‌آورده از کارم

از یال‌وکوپالم خجالت می‌کشم اما
بازیچه‌ی آهو شدن را دوست می‌دارم

با خود نشستم موبه‌مو یادآوری کردم
از خواب‌های روز در شب‌های بیدارم

من چای می‌خوردم، به‌نوبت شعر می‌خواندند
تا صبح عکس سایه و سعدی به دیوارم!


#مهدی_فرجی
@AdabSar
👍1
💫

گفت:
بعد از من به دنبال کس دیگری بگرد...

کاش
بعد از رفتنِ او پای گشتن داشتم!


#علی_صفـری
@AdabSar
💫

چیره‌دستان می‌ربایند آنچه هست
می‌بُرند آنگه ز دزدِ کاه، دست!

دزد اگر شب گرمِ یغماکردن است
دزدیِ حُکّام، روزِ روشن است!

#پروین_اعتصامی
@AdabSar
1
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی
«کیان» و «کیانا»

✍🏼 بخش دوم،
چند دیدگاه درباره‌ی نام و دودمان کیانی

📚📚 درباره‌ی نام و واژه‌ی "کی" و "کیان" سخن فراوان است که در اینجا به دو دیدگاه کوتاه می‌پردازیم.

📖📖 #دهخدا نوشته است: «در اوستا، "کوی" یاد شده، از گات‌ها برمی‌آید که "کوی" به معنی پادشاه و امیر و فرمانده است. بسا این کلمه در گات‌ها در مورد شهریاران و امیران دیویسنا (مخالف آیین زرتشت) نیز به کار رفته و هم این عنوان به شهریار معاصر و حامی زرتشت یعنی گشتاسب داده شده. در دیگر قسمت‌های اوستا، گاهی به معنی امیر ستمکار و گمراه‌کننده استعمال شده و گاه نیز عنوان یکی از پادشاهان کیانی است. در "ودای" هندوان این کلمه در مورد ستایشگران دیوان (خدایان هند) به کار رفته است. و نیز "کوی" در اوستا نام طایفه‌ای است از پیشوایان کیش آریایی که آیین آنان غیر آیین زرتشتی بود و زرتشت از ایشان گله می‌کند. بنابر آنچه گفته شد "کوی" اساسا عنوان و لقبی بوده و بعد به عنوان اطلاق عام به خاص به یک سلسله مخصوص (که در داستان‌های ایرانی پس از سلسله پیشدادی ذکر می‌شود) اطلاق گردید. از برخی موارد اوستا مستفاد می‌شود که این عنوان از همان عهد باستانی به خاندان مخصوص (کیانی) تخصیص یافته، چه در بند ۷۱ زامیادیشت از کیقباد، کی‌اپیوه، کی‌کاوس، کی‌آرش، کی‌پشین ، کی‌ویارش، کی‌سیاوش یاد شده و در بند بعد آمده که کیانیان همه چالاک و پهلوان و پرهیزکار و بزرگ‌منش و بی‌باکند.»

📖📖 #مهرداد_بهار در "جستاری چند به فرهنگ ایران" نوشته است: «کیانیان در اوستا نام خانوادگی سلسله‌ای سلطنتی نیست، اما در عهد ادبیات میانه ایرانی، در متن‌های پهلوی، افراد این خاندان پادشاهانی شمرده می‌شوند که بعد از پیشدادیان به فرمانروایی ایران رسیده‌اند. کیانیان (در اصل کَیان یا کَویان) جمع واژه "کَی"، به معنای حکیم و دانشمند می‌باشد.»

برای فرزندانمان نام‌های زیبا و برازنده‌ی ایرانی برگزینیم

#نام_پسرانه_ایرانی #کیان
#نام_دخترانه_ایرانی #کیانا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👍1
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


❗️یادآوری:
چندی پیش «میلاد فرخ‌وند» از همراهان ارجمند ادبسار، در پیامی به‌رسایی برابرهای پارسی واژه‌ی «غرق» را فَرانمودند(در این پیام t.me/AdabSar/8763).
در دنباله، گفتنی است به‌جای «غرق» می‌توان «فرو» نیز گفت که روشنگری آن در پی می‌آید.

🔻غرق = غوت، تَکابِش، تکاب، مردن در آب، فراگرفتن، بی‌نیازگردیدن
🔻غریق = فروشده، تَکابیده، فرورفته، غوته‌خورده
🔻غرقاب = تَکاب، تَرَنگ، آب‌ژرف، گرداب
🔻غرق‌شدن = خپه(خفه)شدن در آب، فرورفتن در آب، فروشدن در آب، فروشدن، فرورفتن، تَکابیدن، تکابِش
🔻غرق‌کردن = تَکاباندن، فروکردن، در آب فروکردن
🔻غرقگاه = دُردور، فروشدنگاه، غوته‌گاه، تکاب
🔻غرقه = فروشده، فرورفته، غوته، تَکابیده
🔻غرقه به خون = خون‌آلود، فرو دَر خون
🔻غریق‌ها = فروشدگان، غوته‌خوردگان، تَکابیدگان
🔻نجات‌غریق = تکابیده‌بان، تکابیده‌یار، تکاب‌یار، آب‌رَهان

نمونه:
🔺تایتانیک در اقیانوس غرق شد =
تایتانیک در اَبَردریا فرو شُد
تایتانیک در ژرف‌دریا فرو رفت

🔺موجها او را غرق کردند =
خیزاب‌ها او را فروبردند
در خیزاب‌ها فرو رفت

🔺در بحر تفکر غرق بود =
در دریای اندیشه فرو بود/فرو رفته بود

🔺من غرق شادی‌ام =
من فرو در شادی‌ام
من در شادی فرورفته‌ام

🔺او چطور مُرد؟ در دریا غرق شد!
او چگونه مُرد؟ در دریا فرو شد! =


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#غرق #غریق #نجات_غریق #غرقه #غرقاب #غرقگاه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

سر از بهشت درآرم، فریب اگر بگذارد
فریب آن دو نگاه نجیب اگر بگذارد

سر ِسلامت از این باغ می‌برم به‌در، آری
مرا به حال خودم عطر سیب اگر بگذارد

عجیب نیست اگر با من ِغریب بماند
بهانه‌های عجیب و غریب اگر بگذارد

نخست خواند به عشق و سپس سپرد به این دو
که من اگر بپسندم، رقیب اگر بگذارد

به چشم خسته‌ی من نیز خواب می‌رسد، اما
شب فراق، دل بی‌شکیب اگر بگذارد

به کفر خویش بهم می‌زنم زمین و زمان را
خدای عشق مرا بی‌نصیب اگر بگذارد

#سجاد_رشیدی_پور
@AdabSar
💫

برگی شده
افتاده‌ام از شاخه به کویی

چون باد مرا می‌بری، امّا به چه سویی؟


#یاسر_قنبرلـو
@AdabSar
💫

با تو نگفته بودم
از گریه‌های هر شب

عشقت(اِشغت) نشسته بر دل
جانم رسیده بر لب

#محمدمهدی_سیار
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی
«گلنار»

🌺🌺 نام دخترانه‌ی زیبای "گلنار"، نامی است که در دودمان‌ها و بوم‌های ایرانی فراوانی بیشتری دارد و به مانک گل درخت انار است. "گلنار"، گل انار یا "گلنار"، سرخ رنگ و زیباست که کاربرد درمانی دارد.

🌺🌺 "گلنار"، نام آمیخته از گل+نار(کوتاه شده‌ی نام پارسی انار) است. پیش‌تر در یادداشتی کاربرد "گل" در نام‌های ایرانی، پیشینه و دگرگونی‌های آن را بررسی کرده‌ایم که می‌توانید در این پیوند بخوانید:
t.me/AdabSar/8391
میوه‌ی "انار" (در آذری "نار" و در کردی "هنار") نیز در ادب ایران همچون دیگر میوه‌های سرخ‌رنگ، نماد دلدادگی، زیبایی تن و روی دلدار، شادابی و برانگیزانندگی است.
- "نار" پستان صنمی شاخ "انار"
سرکش از بوسه و آبی ز کنار!
#جامی

🌺🌺 "گلنار" در سروده و ادب ایران برای همانندسازی رخ دلدار بسیار دیده می‌شود.
- به "گلنار" ماند همی چهر تو
ز شادی بخندد دل از مهر تو!
فردوسی

🌺🌺 "گلنار"، همچنین به گل سرخ بزرگ و سد(صد)برگ نیز گفته می‌شود و گاه کنایه از مِی است:
- چند خواهی ز آهوی سیمین
گاو زرین که می‌خورد گلنار!
#خاقانی

🌺🌺 گاه "گلنار" برای همانندسازی به رنگ سرخ‌اش بکار رفته:
- بماندش دو "گلنار" خندان نژند
بجوشید پولادش اندر پرند!
فردوسی

🌺🌺 "گلنار"، در #شاهنامه #فردوسی در کنار اینکه به دلداران همانند شده، نام یکی از کنیزان زیبارخ اردوان اشکانی است که اردوان او را بسیار دوست داشت.
- که "گلنار" بُد، نام آن ماه‌روی
نگاری پر از گوهر و رنگ و بوی!

او به اردشیر پاپکان(بابکان) ساسانی دل باخت و شب‌هنگام با کمند از کاخ بیرون و نزد اردشیر رفت. پس از آنکه ستاره‌شناسان پادشاه شدن اردشیر را پیش‌بینی کردند، "گلنار" با گوهرهای فراوانی که از گنجینه‌ی اردوان برگرفته بود نزد اردشیر رفت و با هم به پارس گریختند.
- فرستادشان نزد "گلنار"، شاه
بدان تا کند اختران را نگاه
چو گلنار بشنید آوازشان
سخن گفتن از اختر و رازشان...

- سخن چون ز "گلنار" از آنسان شنید
شکیبایی و خامشی برگزید!

_ جهانجوی چون روی گلنار دید
همان گوهر سرخ و دینار دید!

🌺🌺 در شماری از ویرایش‌های شاهنامه نام او "کلباد"(گونه‌ای از "گلباد" به چم "دارای بوی گل") و "کیار" است. یونانیان او را "ارته‌دخت" نامیده‌اند. برای آشنایی با "ارته" به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/5553

🇮🇷🇮🇷 چند نام ایرانی هم‌آوا:
👧🏻 گلبن، گلبانو، گلدیس، گل‌بهار، گل‌شید، گلگو، گیلنار، هنار و...
👦🏻 گلباد، گوشیار، گلشاه، خشایار، مادیار، مازیار، زانیار، هوریار و...

برای فرزندانمان نام‌های زیبا و برازنده‌ی ایرانی برگزینیم
گردآوری و نگارش: #پریسا_امام_وردی

#نام_دخترانه_ایرانی #گلنار
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔹گزیده‌گویی!

در روزگاری زندگی می‌کنیم که پیشرفت روزافزون فناوری‌ و شتاب بالای نوآوری و نویابی‌های آدمی، به‌ناچار مردمان را به‌سوی کم‌گویی و گزیده‌گویی کشانده است و دیگر زمان و پروایی برای شنیدن و خواندن پرگویی‌ها و پرچانه‌گی‌های همیشگی، برای کسی نمانده است.
به دیگر سخن، امروزه کمینه‌گرایی(مینیمالیسم) اندک‌اندک جای بیشینه‌گرایی(ماکسیمالیسم) را در میان مردمان گرفته است و گزافه‌گویی نیست اگر بگوییم همین برخوردهای ساده و دوری از رودربایستی‌ها، می‌تواند زندگی را ساده‌تر و پیوندها را دوستانه‌تر گرداند.

برای نمونه، پیش از این اگر می‌خواستیم کسی را از مرگ کسی آگاه کنیم، برایش این‌چنین می‌نوشتیم:
- «معرف حضور مبارک و انورتان هست که حاج‌حسن‌آقا به مرگ مفاجات بدرود حیات گفته و از دنیای فانی به‌سوی دار باقی شتافته و روی در نقاب خاک کشیده است!»
اگر گزارش را به‌درستی بررسی کنیم، تنها آگاهی سودمندی که در آن پیدا می‌کنیم این است:
- «حسن مُرد!»

از همین‌روست که از دیرباز تاکنون، خردمندان و بزرگان، همواره مردمان را به کم‌گفتن و گزیده‌گفتن سِپارش کرده‌اند و «نظامی»، چامه‌سرای بزرگ ایرانی نیز چنین می‌سراید:
کم گوی و گزیده گوی چون دُر
تا ز اندک تو جهان شود پُر
یک دست گل دماغ‌پرور
از خرمن صد(سَد) گیاه بهتر

#مجید_دری
#پیام_پارسی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

دوباره نیمه شب است و خودت که می‌دانی
من و خیال تو و این سکوت طولانی

گرفته جای سرانگشت مهربانت را
دو رود جاری اشک از نگاه بارانی

شب است و بغض من و وحشت از نیامدنت
هزار فکر محال و خیال شیطانی

که زیر گوش دلم هی مدام می‌خوانند
کسی گرفته دلت را، کسی که پنهانی..

کسی که زل زده‌ای جای من به چشمانش
کسی که در شب چشمت گرفته مهمانی

گرفته دست تو را و گمان کنم داری
برای او غزل عاشقانه می‌خوانی

گمان کنم که به چشمش ستاره می‌بخشی
که گرچه ماه منی، از شبم گریزانی

خدا نکرده اگر عاشقش... زبانم لال!
مگر تو عاشق من...؟ هه، چه عشق ارزانی!

خدا کند که همین لحظه پشت در باشی
نگو که پای دلش...نه! بگو نمی‌مانی!

شب است و مثل من از دست تو نمی‌گذرد
شبی که بی من و غم‌های من، تو خندانی!

#نيلوفر_عاكفيان
@AdabSar
💫

باز کن پنجره را
من تو را خواهم برد
به سر رود خروشان حیات
آب این رود به سرچشمه نمی‌گردد باز
بهتر آن است که غفلت نکنیم از آغاز
باز کن پنجره را
صبح دمید...

#حمید_مصدق
@AdabSar