Forwarded from ادبسار
از «دستها» گفتن هم گذشتهام
بگذار محکم بغلت کنم
بگذار در سینهات گم شوم
من
جایی جز بین بازوانت ندارم!
#فرنوش_حمیدی
@AdabSar
بگذار محکم بغلت کنم
بگذار در سینهات گم شوم
من
جایی جز بین بازوانت ندارم!
#فرنوش_حمیدی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
زندگی! روزهای خوبت هم
مثل این شعر تلخ و دلگیرند
قبل رفتن فقط بلندم کن
شاعران ایستاده میمیرند
#رویا_ابراهیمی
@AdabSar
زندگی! روزهای خوبت هم
مثل این شعر تلخ و دلگیرند
قبل رفتن فقط بلندم کن
شاعران ایستاده میمیرند
#رویا_ابراهیمی
@AdabSar
🌱🕊 @AdabSar
yon.ir/Adabsar01
🕊 آشنایی با جشنهای ایرانی
🕊 بخش نخست - بهمنگان، جشن خردورزی
🕊🌱 "جشن بهمنگان" یا "جشن بهمنجه" در "بهمنروز" از بهمنماه برابر با دوم بهمن در ایران باستان برگزار میشد. بهمنگان از واژهی اوستایی "وهومنه" وهو(خوب)+منه(من، منش و اندیشه) درست شده است. وهومنه، وهومن، وهمن و سپس بهمن و بهمنش به چم بهترین اندیشه، اندیشهی نیک، منش نیک و من نیک است و بهمنگان جشنی در ستایش درستکاری است. بهمن در آیینهای کهن ایران یکی از ویژگیهای ایزد یکتاست.
"فرهنگ مهر" در نیپیک(کتاب) "فلسفه زرتشت" نوشته است که شش فرشتهی اهورامزدا، هریک پاسدار زیستبوم(محیط زیست)، جانواران و آدمیان بودند که نخستین آنها فرشتهی وهومن یا بهمن پاسدار جانوران سودمند، تندرستی و نیکاندیشی در روی زمین بود. از این رو در جشن بهمنگان ایرانیان بیش از هر جشن و آیین دیگری از کشتن و آسیب رساندن به جانوران پرهیز میکردند.
🕊🌱 بر پایهی باورهای کیش زرتشتی، زرتشت پیامبر ایرانی برای دریافت پیامهای اهورامزدا از فرشتهی وهومن یاری میگرفت. در "گاتها" آمده است که زرتشت به یاری او پیامبر شد. بر پایهی این باورها نیکوکاران در سرای وهومن یا همان بهشت جای دارند. در نسک(کتاب)های دینکرد و بندهش نوشته شده که وهومن نخستین آفریدهی خداست. از این رو نخستین روز هر ماه(اورمزد) نام پروردگار است و روز دوم ماه وهومن/بهمن نام دارد. ایشمَه(خشم)، آز (بیشخواهی و اندیشهی نادرست) و اَکوُمَن(اندیشهی بد و اهریمنی) دیوهایی هستند که امشاسپند بهمن با آنان میستیزد. او در جهان مینوی(معنوی) نماد منش نیک اهورامزدا و در جهان ماتکیک(مادی) پاسبان جانوران سودمند است ولی با آدمیان نیز سروکار دارد. چرا که اندیشهی نیک در هستی آدمی و کار او جایگاه بهسزایی دارد.
🕊🌱 »خروس» نشان ویژهی اين روز بود. زیرا باور داشتند كه از ميان جانوران خروس همانند سروش(از فرشتگان خدا) با بانگ هوشياری و بيداری خود نویدبخش روزی روشن با انديشهای روشن و سپيد است. همچنین رنگ سپید رنگ ویژه و گل یاسمن سپید گل ویژهی بهمن و جشن بهمنگان بود. این جشن پیش از تازش مغولان در ایران فراگیر بود. در زمان صفویان نیز برخی از آیینهای آن زنده شد.
🕊🌱 جشن بهمنگان از جشنهایی است که در چامه و ادب ایرانی نیز نمود بسیاری داشته است.
اورمزد و بهمن و بهمنجنه فرخ بود
فرخت باد اورمزد و بهمن و بهمنجنه
منوچهری
فرخش باد و خداوندش فرخنده کناد
عید فرخنده و بهمنجنه و بهمنمه را
فرخی
رسم بهمن گیر و از سر تازه کن بهمنجنه
ای درخت ملک بارت عز و بیداری تنه
منوچهری
🕊🌱 بهمنگان در ایران نماد مردان نیکاندیش بود و بسیاری گمان میبرند که روز مرد و پدر در ایران برابر با جشن بهمنگان باشد. در این یادداشت میتوانید دربارهی گزینش روزی ایرانی برای مردان و پدران بیشتر بخوانید:
https://t.me/AdabSar/10523
📜 بخش دوم یادداشت بهمنگان را بخوانید:
https://t.me/AdabSar/12822
✍🏼 #پریسا_امام_وردی
#جشن_های_ایرانی #بهمنگان #جشن_بهمنگان
______________
📚 برگرفته از:
۱- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۲- التفهیم "ابوریحان بیرونی"
۳- اصل و نسب دینهای ایرانیان باستان #عبدالعظیم_رضایی
۴- گاتها #ابراهیم_پورداود
۵- فرهنگ ایران باستان #ابراهیم_پورداود
۶- جشنها و آیینهای شادمانی در ایران #ابوالقاسم_آخته
🌱🕊 @AdabSar
yon.ir/Adabsar01
🕊 آشنایی با جشنهای ایرانی
🕊 بخش نخست - بهمنگان، جشن خردورزی
🕊🌱 "جشن بهمنگان" یا "جشن بهمنجه" در "بهمنروز" از بهمنماه برابر با دوم بهمن در ایران باستان برگزار میشد. بهمنگان از واژهی اوستایی "وهومنه" وهو(خوب)+منه(من، منش و اندیشه) درست شده است. وهومنه، وهومن، وهمن و سپس بهمن و بهمنش به چم بهترین اندیشه، اندیشهی نیک، منش نیک و من نیک است و بهمنگان جشنی در ستایش درستکاری است. بهمن در آیینهای کهن ایران یکی از ویژگیهای ایزد یکتاست.
"فرهنگ مهر" در نیپیک(کتاب) "فلسفه زرتشت" نوشته است که شش فرشتهی اهورامزدا، هریک پاسدار زیستبوم(محیط زیست)، جانواران و آدمیان بودند که نخستین آنها فرشتهی وهومن یا بهمن پاسدار جانوران سودمند، تندرستی و نیکاندیشی در روی زمین بود. از این رو در جشن بهمنگان ایرانیان بیش از هر جشن و آیین دیگری از کشتن و آسیب رساندن به جانوران پرهیز میکردند.
🕊🌱 بر پایهی باورهای کیش زرتشتی، زرتشت پیامبر ایرانی برای دریافت پیامهای اهورامزدا از فرشتهی وهومن یاری میگرفت. در "گاتها" آمده است که زرتشت به یاری او پیامبر شد. بر پایهی این باورها نیکوکاران در سرای وهومن یا همان بهشت جای دارند. در نسک(کتاب)های دینکرد و بندهش نوشته شده که وهومن نخستین آفریدهی خداست. از این رو نخستین روز هر ماه(اورمزد) نام پروردگار است و روز دوم ماه وهومن/بهمن نام دارد. ایشمَه(خشم)، آز (بیشخواهی و اندیشهی نادرست) و اَکوُمَن(اندیشهی بد و اهریمنی) دیوهایی هستند که امشاسپند بهمن با آنان میستیزد. او در جهان مینوی(معنوی) نماد منش نیک اهورامزدا و در جهان ماتکیک(مادی) پاسبان جانوران سودمند است ولی با آدمیان نیز سروکار دارد. چرا که اندیشهی نیک در هستی آدمی و کار او جایگاه بهسزایی دارد.
🕊🌱 »خروس» نشان ویژهی اين روز بود. زیرا باور داشتند كه از ميان جانوران خروس همانند سروش(از فرشتگان خدا) با بانگ هوشياری و بيداری خود نویدبخش روزی روشن با انديشهای روشن و سپيد است. همچنین رنگ سپید رنگ ویژه و گل یاسمن سپید گل ویژهی بهمن و جشن بهمنگان بود. این جشن پیش از تازش مغولان در ایران فراگیر بود. در زمان صفویان نیز برخی از آیینهای آن زنده شد.
🕊🌱 جشن بهمنگان از جشنهایی است که در چامه و ادب ایرانی نیز نمود بسیاری داشته است.
اورمزد و بهمن و بهمنجنه فرخ بود
فرخت باد اورمزد و بهمن و بهمنجنه
منوچهری
فرخش باد و خداوندش فرخنده کناد
عید فرخنده و بهمنجنه و بهمنمه را
فرخی
رسم بهمن گیر و از سر تازه کن بهمنجنه
ای درخت ملک بارت عز و بیداری تنه
منوچهری
🕊🌱 بهمنگان در ایران نماد مردان نیکاندیش بود و بسیاری گمان میبرند که روز مرد و پدر در ایران برابر با جشن بهمنگان باشد. در این یادداشت میتوانید دربارهی گزینش روزی ایرانی برای مردان و پدران بیشتر بخوانید:
https://t.me/AdabSar/10523
📜 بخش دوم یادداشت بهمنگان را بخوانید:
https://t.me/AdabSar/12822
✍🏼 #پریسا_امام_وردی
#جشن_های_ایرانی #بهمنگان #جشن_بهمنگان
______________
📚 برگرفته از:
۱- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۲- التفهیم "ابوریحان بیرونی"
۳- اصل و نسب دینهای ایرانیان باستان #عبدالعظیم_رضایی
۴- گاتها #ابراهیم_پورداود
۵- فرهنگ ایران باستان #ابراهیم_پورداود
۶- جشنها و آیینهای شادمانی در ایران #ابوالقاسم_آخته
🌱🕊 @AdabSar
🌱🕊 @AdabSar
goo.gl/19jb1M
🕊 آشنایی با جشنهای ایرانی
🕊 بخش دوم و پایانی - آیینهای بهمنگان
🕊🌱 جشن بهمنگان جشنی فراگیر در ایران باستان و جشنی در ستایش نیکاندیشی و پاسداری از جانوران بود. آیینهای این جشن پس از هزارانسال دستخوش دگرگونیهای فراوانی شد.
🕊🌱 پوشیدن جامهی سپید یکی از آیینهای کهن جشن بهمانگان بود. ایرانیان با این کار نمادین از هرگونه ناپاکی و آلودگی بیزاری میجستند. سپس به دیدار یکدیگر میرفتند و گلهای یاسمن سپید به یکدیگر پیشکش میکردند. در جشن بهمنگان نوشیدن شیر، نوشیدنیهای گیاهی و خوردن گیاهان نیک شمرده میشد. از آنجا که این روز نماد نگهداری از جانوران بود آیین نَبُر یا پرهیز از خوردن گوشت از آیینهای این روز بود ولی با گذر زمان دستخوش دگرگونیهایی شد. زیرا بیرونی در «التفهیم» نوشته است که به هنگام بهمنگان در خراسان مهمانی بزرگی میدهند و آشی به نام دانگو از هر دانه خوراکی، گوشت، تره و سبزی میپزند. در پختن این آش هر کس یا خانواده دانگ(سهم) داشت و برای فراهم کردن آن میکوشید. این کار نمادی از همکاری گروهی بود. شاید نام دانگو از همین آیین دانگی گرفته شده است. هرچند "دانکو" نیز به چم بنشن است که میتواند همان "دانگو" باشد.
ابوریحان بیرونی نوشته است: ایرانیان در این روز گل بهمن زرد و سپید را با شیر میخوردند و باور داشتند که این کار فراموشی را از میان برده و به یادهورزی(تقویت حافظه) میانجامد. مردم پارس(شیراز کنونی) نیز از بُنشَن(حبوبات) و گوشت خوراک میپختند و با شیر میخوردند تا بر بیماری فراموشی چیره شوند.
در این آیینها ایرانیان پس از خوردن و آشامیدن از آفریدگار برای دادههایش سپاسگزاری میکردند.
اسدی توسی در نیپیک «لغت فرس» نوشته است که ایرانیان باستان در جشن بهمنجنه خوراکی آمیخته از بهمن سپید، ماهی، ماست و تره میخوردند.
گیاهان بهمن سرخ، زرد و سپید گیاهانی همچون هویج بودند که آن را با شیر میآمیختند و خوراکی نیروبخش و گندزُدای(ضدعفونیکنندهی) تَن درست میکردند.
بر پایهی نوشتههای بیرونی چیدن گیاهان از کنار رودخانهها و جویها، روغن گرفتن از گیاهان، سوزاندن و دود کردن گیاهان گندزدا از دیگر آیینهای بهمنگان بود. او ریشهی این آیین را از جاماسب، وزیر گشتاسب میدانست ولی امروز نویسندگان در درستی آن شک دارند زیرا در زمان باستان این ماه بسیار سرد بود و گیاهی از زمین نمیرویید مگر در بخشهای خوش آبوهوا و کمابیش گرم!
🕊🌱 بهمنگان میتواند روزی نمادین در ستایش خردورزی و اندیشه، دوستی با زیستبوم و زندگی بر پایهی همیاری آدمیان باشد. باورها و آیینهای افسانهای و نمادین بهمنگان چشماندازی از زندگی در آشتی و جهانی آرام را به باورمندانش مینمایاند.
📜 بخش نخست یادداشت بهمنگان را بخوانید:
https://t.me/AdabSar/12821
✍🏼 #پریسا_امام_وردی
#جشن_های_ایرانی #بهمنگان #جشن_بهمنگان
______________
📚 برگرفته از:
۱- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۲- التفهیم "ابوریحان بیرونی"
۳- اصل و نسب دینهای ایرانیان باستان #عبدالعظیم_رضایی
۴- گاتها #ابراهیم_پورداود
۵- فرهنگ ایران باستان #ابراهیم_پورداود
۶- جشنها و آیینهای شادمانی در ایران #ابوالقاسم_آخته
🌱🕊 @AdabSar
goo.gl/19jb1M
🕊 آشنایی با جشنهای ایرانی
🕊 بخش دوم و پایانی - آیینهای بهمنگان
🕊🌱 جشن بهمنگان جشنی فراگیر در ایران باستان و جشنی در ستایش نیکاندیشی و پاسداری از جانوران بود. آیینهای این جشن پس از هزارانسال دستخوش دگرگونیهای فراوانی شد.
🕊🌱 پوشیدن جامهی سپید یکی از آیینهای کهن جشن بهمانگان بود. ایرانیان با این کار نمادین از هرگونه ناپاکی و آلودگی بیزاری میجستند. سپس به دیدار یکدیگر میرفتند و گلهای یاسمن سپید به یکدیگر پیشکش میکردند. در جشن بهمنگان نوشیدن شیر، نوشیدنیهای گیاهی و خوردن گیاهان نیک شمرده میشد. از آنجا که این روز نماد نگهداری از جانوران بود آیین نَبُر یا پرهیز از خوردن گوشت از آیینهای این روز بود ولی با گذر زمان دستخوش دگرگونیهایی شد. زیرا بیرونی در «التفهیم» نوشته است که به هنگام بهمنگان در خراسان مهمانی بزرگی میدهند و آشی به نام دانگو از هر دانه خوراکی، گوشت، تره و سبزی میپزند. در پختن این آش هر کس یا خانواده دانگ(سهم) داشت و برای فراهم کردن آن میکوشید. این کار نمادی از همکاری گروهی بود. شاید نام دانگو از همین آیین دانگی گرفته شده است. هرچند "دانکو" نیز به چم بنشن است که میتواند همان "دانگو" باشد.
ابوریحان بیرونی نوشته است: ایرانیان در این روز گل بهمن زرد و سپید را با شیر میخوردند و باور داشتند که این کار فراموشی را از میان برده و به یادهورزی(تقویت حافظه) میانجامد. مردم پارس(شیراز کنونی) نیز از بُنشَن(حبوبات) و گوشت خوراک میپختند و با شیر میخوردند تا بر بیماری فراموشی چیره شوند.
در این آیینها ایرانیان پس از خوردن و آشامیدن از آفریدگار برای دادههایش سپاسگزاری میکردند.
اسدی توسی در نیپیک «لغت فرس» نوشته است که ایرانیان باستان در جشن بهمنجنه خوراکی آمیخته از بهمن سپید، ماهی، ماست و تره میخوردند.
گیاهان بهمن سرخ، زرد و سپید گیاهانی همچون هویج بودند که آن را با شیر میآمیختند و خوراکی نیروبخش و گندزُدای(ضدعفونیکنندهی) تَن درست میکردند.
بر پایهی نوشتههای بیرونی چیدن گیاهان از کنار رودخانهها و جویها، روغن گرفتن از گیاهان، سوزاندن و دود کردن گیاهان گندزدا از دیگر آیینهای بهمنگان بود. او ریشهی این آیین را از جاماسب، وزیر گشتاسب میدانست ولی امروز نویسندگان در درستی آن شک دارند زیرا در زمان باستان این ماه بسیار سرد بود و گیاهی از زمین نمیرویید مگر در بخشهای خوش آبوهوا و کمابیش گرم!
🕊🌱 بهمنگان میتواند روزی نمادین در ستایش خردورزی و اندیشه، دوستی با زیستبوم و زندگی بر پایهی همیاری آدمیان باشد. باورها و آیینهای افسانهای و نمادین بهمنگان چشماندازی از زندگی در آشتی و جهانی آرام را به باورمندانش مینمایاند.
📜 بخش نخست یادداشت بهمنگان را بخوانید:
https://t.me/AdabSar/12821
✍🏼 #پریسا_امام_وردی
#جشن_های_ایرانی #بهمنگان #جشن_بهمنگان
______________
📚 برگرفته از:
۱- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۲- التفهیم "ابوریحان بیرونی"
۳- اصل و نسب دینهای ایرانیان باستان #عبدالعظیم_رضایی
۴- گاتها #ابراهیم_پورداود
۵- فرهنگ ایران باستان #ابراهیم_پورداود
۶- جشنها و آیینهای شادمانی در ایران #ابوالقاسم_آخته
🌱🕊 @AdabSar
@AdabSar
هیچکس چون تو حریف لب خاموشم نیست
جز صدای سخن عشقِ تو در گوشم نیست
آه از این غربت نزدیک و از آن حسرت دور
عشق در سینهی من هست و در آغوشم نیست
آن چنان مست خیال تو میافتم هرشب
که حواسم به تن خستهی بیهوشم نیست
تشنهام تشنه و بالای سرم کاسهی آب
ماهِ روی تو در این آب که مینوشم نیست
هستی و نیستی آنقدر که جز عطری دور
هیچ در حافظهی خالی تنپوشم نیست
تا میآیم سر دل وا کنم از تو انگار
جز سرانگشت تو روی لب خاموشم نیست
#اصغر_معاذی
@AdabSar
هیچکس چون تو حریف لب خاموشم نیست
جز صدای سخن عشقِ تو در گوشم نیست
آه از این غربت نزدیک و از آن حسرت دور
عشق در سینهی من هست و در آغوشم نیست
آن چنان مست خیال تو میافتم هرشب
که حواسم به تن خستهی بیهوشم نیست
تشنهام تشنه و بالای سرم کاسهی آب
ماهِ روی تو در این آب که مینوشم نیست
هستی و نیستی آنقدر که جز عطری دور
هیچ در حافظهی خالی تنپوشم نیست
تا میآیم سر دل وا کنم از تو انگار
جز سرانگشت تو روی لب خاموشم نیست
#اصغر_معاذی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
برندارم دل ز مهرت دلبرا تا زندهام
وَرچه آزادم، تورا تا زندهام من بندهام
مهر تو با جان من پیوسته گشت اندر ازل*
نیست روی رستگاری زو مرا تا زندهام
#سنایی
#چکامه_پارسی
*ازل= اَسَر
@AdabSar
برندارم دل ز مهرت دلبرا تا زندهام
وَرچه آزادم، تورا تا زندهام من بندهام
مهر تو با جان من پیوسته گشت اندر ازل*
نیست روی رستگاری زو مرا تا زندهام
#سنایی
#چکامه_پارسی
*ازل= اَسَر
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
❇ شکیبایی ❇
🔸فردوسی بزرگ
به هر کار مشتاب ای نیکبخت
بهویژه به خون زآنکه کاریست سخت
گرفتن ره دشمن اندر گریز
مفرمای و خون زبونان مریز
گر آری به کف دشمن پر گزند
مکُش در زمان بازدارَش به بند
توان زنده را کشتن اندر که باز
نکردهست کس کشته را زنده باز
🔸🔸🔸
سری را که باشی بر او پادشاه
به تیزی بریدن نباشد روا
🔸🔸🔸
پسندی و همداستانی کنی
که جان داری و جانسِتانی کنی
🔸🔸🔸
نه والا بود خیره خونریختن
نه از شاه با بنده آویختن
🔸🔸🔸
گزافه مفرمای خونریختن
دگر جنگ را لشکر انگیختن
کسی را که خونریختن پیشه گشت
دل دشمن از وی پُر اندیشه گشت
🔸🔸🔸
بریزند خونش بر آن هم نشان
که او ریخت خون سر سرکشان
🔸🔸🔸
مريزيد خون از پی تاج و گنج
که بر کس نماند سرای سپنج
🔸🔸🔸
روانت مرنجان و مگذار تن
ز خونریختن باز کش خویشتن
سپهبد که با فر یزدان بود
همه خشم او بند و زندان بود
چو خونریز گردد بمانَد نژند
مکافات یابد ز چرخ بلند
چنین گفت موبد به بهرام نیز
که خونِ سر بیگناهان مریز
چو خواهی که تاج تو ماند بهجای
مبادی جز آهسته و پاکرای
نگه کن که تاج با سر چه گفت
که با مغزت ای سر خِرد باد جفت
چنین است فرمان یزدان و رای
که هر کس ببُرد سر بیگناه
سرش را ببُرند بی ترس و باک
سپارند ناپاکدل را به خاک
🔸🔸🔸
تو دانی که تاراج و خونریختن
چو با بیگنه مردم آویختن
مهانِ سر افراز دارند شوم
چه با شهر ایران چه با شهر روم
#فردوسی
#چکامه_پارسی
فرستنده #ناصر_منصوری
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
❇ شکیبایی ❇
🔸فردوسی بزرگ
به هر کار مشتاب ای نیکبخت
بهویژه به خون زآنکه کاریست سخت
گرفتن ره دشمن اندر گریز
مفرمای و خون زبونان مریز
گر آری به کف دشمن پر گزند
مکُش در زمان بازدارَش به بند
توان زنده را کشتن اندر که باز
نکردهست کس کشته را زنده باز
🔸🔸🔸
سری را که باشی بر او پادشاه
به تیزی بریدن نباشد روا
🔸🔸🔸
پسندی و همداستانی کنی
که جان داری و جانسِتانی کنی
🔸🔸🔸
نه والا بود خیره خونریختن
نه از شاه با بنده آویختن
🔸🔸🔸
گزافه مفرمای خونریختن
دگر جنگ را لشکر انگیختن
کسی را که خونریختن پیشه گشت
دل دشمن از وی پُر اندیشه گشت
🔸🔸🔸
بریزند خونش بر آن هم نشان
که او ریخت خون سر سرکشان
🔸🔸🔸
مريزيد خون از پی تاج و گنج
که بر کس نماند سرای سپنج
🔸🔸🔸
روانت مرنجان و مگذار تن
ز خونریختن باز کش خویشتن
سپهبد که با فر یزدان بود
همه خشم او بند و زندان بود
چو خونریز گردد بمانَد نژند
مکافات یابد ز چرخ بلند
چنین گفت موبد به بهرام نیز
که خونِ سر بیگناهان مریز
چو خواهی که تاج تو ماند بهجای
مبادی جز آهسته و پاکرای
نگه کن که تاج با سر چه گفت
که با مغزت ای سر خِرد باد جفت
چنین است فرمان یزدان و رای
که هر کس ببُرد سر بیگناه
سرش را ببُرند بی ترس و باک
سپارند ناپاکدل را به خاک
🔸🔸🔸
تو دانی که تاراج و خونریختن
چو با بیگنه مردم آویختن
مهانِ سر افراز دارند شوم
چه با شهر ایران چه با شهر روم
#فردوسی
#چکامه_پارسی
فرستنده #ناصر_منصوری
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
بر زمین افتاد شمشیرت ولی چون جنگ بود
بر تو میشد زخمها زد، بر من اما ننگ بود
با خودم گفتم بگیرم دست یا جان تو را
اختلافِ حرفِ دل با عقل صدفرسنگ بود
گر چه دستت را گرفتم باز هم قانع نشد
تا نبخشیدم تورا دل همچنان دلتنگ بود
چون در آغوشت گرفتم خنجرت معلوم کرد
بر زمین افتادنِ شمشیر خود نیرنگ بود
من پشیمان نیستم اما نمیدانم هنوز
دل چرا در بازیِ نیرنگها یکرنگ بود
در دلم آیینهای دارم که میگوید به آه
در جهانِ سنگدلها کاش میشد سنگ بود
#فاضل_نظری
@AdabSar
بر زمین افتاد شمشیرت ولی چون جنگ بود
بر تو میشد زخمها زد، بر من اما ننگ بود
با خودم گفتم بگیرم دست یا جان تو را
اختلافِ حرفِ دل با عقل صدفرسنگ بود
گر چه دستت را گرفتم باز هم قانع نشد
تا نبخشیدم تورا دل همچنان دلتنگ بود
چون در آغوشت گرفتم خنجرت معلوم کرد
بر زمین افتادنِ شمشیر خود نیرنگ بود
من پشیمان نیستم اما نمیدانم هنوز
دل چرا در بازیِ نیرنگها یکرنگ بود
در دلم آیینهای دارم که میگوید به آه
در جهانِ سنگدلها کاش میشد سنگ بود
#فاضل_نظری
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
Forwarded from ادبسار
💫
آنچه در من نهفته دریاییست
کی توان نهفتنم باشد
با تو زین سهمگین توفانی
کاش یارای گفتنم باشد
#فروغ_فرخزاد
#چکامه_پارسی
@AdabSar
آنچه در من نهفته دریاییست
کی توان نهفتنم باشد
با تو زین سهمگین توفانی
کاش یارای گفتنم باشد
#فروغ_فرخزاد
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💃 @AdabSar 💃
🔥 آشنایی با جشنهای ایرانی
🔥 جشن نوسره
🔥💃 "جشن نوسره" یکی از جشنهای پرشمار ایران باستان بود که در روز پنجم بهمن و پنج روز پیش از جشن بزرگ سده برگزار میشد.
#جشن_نوسره پیشوازی برای جشن سده بود و ایرانیان با برگزاری "نوسره" خود را برای برگزاری جشن سده آماده میکردند.
افروختن آتش، سرور و شادمانی، نیایش و ستایش اهورامزدا از آیینهای "جشن نوسره" بود.
🔥💃 همچنین در گاهشمار باستانی، روز پنجم از هر ماه خورشیدی، "سپندارمذ روز" یا "سپندارمزد روز" نام داشت که در آیینهای پارسیان باستان این روز در هر ماه ویژهی گرامیداشت زنان، سبزکنندگان زمین و زایش زمین(رویش گیاهان و باروری) بود.
🔥💃 برجستهترین ویژگیهای #جشن_های_ایرانی پیوند آنها با پدیدههای زیستی و کیهانی، مهربانی با زیستبوم(محیط زیست) و انجام آیینهایی برای پاسداشت آن بود.
جشنهای ایرانی، جشنهایی شاد، یکپارچه و میهنی بوده و فراتر از گوناگونی باورها، اندیشهها، دین، بوم و زبان برگزار میشدند.
💃 @AdabSar 💃
🔥 آشنایی با جشنهای ایرانی
🔥 جشن نوسره
🔥💃 "جشن نوسره" یکی از جشنهای پرشمار ایران باستان بود که در روز پنجم بهمن و پنج روز پیش از جشن بزرگ سده برگزار میشد.
#جشن_نوسره پیشوازی برای جشن سده بود و ایرانیان با برگزاری "نوسره" خود را برای برگزاری جشن سده آماده میکردند.
افروختن آتش، سرور و شادمانی، نیایش و ستایش اهورامزدا از آیینهای "جشن نوسره" بود.
🔥💃 همچنین در گاهشمار باستانی، روز پنجم از هر ماه خورشیدی، "سپندارمذ روز" یا "سپندارمزد روز" نام داشت که در آیینهای پارسیان باستان این روز در هر ماه ویژهی گرامیداشت زنان، سبزکنندگان زمین و زایش زمین(رویش گیاهان و باروری) بود.
🔥💃 برجستهترین ویژگیهای #جشن_های_ایرانی پیوند آنها با پدیدههای زیستی و کیهانی، مهربانی با زیستبوم(محیط زیست) و انجام آیینهایی برای پاسداشت آن بود.
جشنهای ایرانی، جشنهایی شاد، یکپارچه و میهنی بوده و فراتر از گوناگونی باورها، اندیشهها، دین، بوم و زبان برگزار میشدند.
💃 @AdabSar 💃
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
#روزشمار نیاکان(۶بهمن)
۱۴۵۹ سال پیش و چهار روز پیش از برگزاری #جشن_سده انوشیروان دادگر در نشستی که با بزرگان ایران برای آگاهی از چگونگی برگزاری جشن سده داشت، گفت:
میخواهد برای هر روستای ایران یک دهگان(دهقان) برگزیند که خویشکاریاش(وظیفهاش) سروسامان دادن کارهای روستا، گردآوری خراج سالیانه، شناسانیدن(معرفی) سرباز در زمان نیاز، پرورش اسب برای فروش به ارتش، میانجیگری میان مردم و... است و چنین کسی باید هم برزگر باشد هم دارای زمین(خرده مالک) که با دردسرهای هر دو گروه آشنا باشد
و همچنین دادگر، راستگو، راست کردار و مردمی.
و خویشکاری میهنیاش کوشش برای افزایش درآمد روستاها، گزارش فرآوردههای کشاورزی، ناخرسندیها، ستمگری و زورگویی کشوریان به مردم و... به نمایندگان پادشاه است.
این آیین کارآمد کمکم بخشی از فرهنگ روستاهای ایران شد و بنیادگزار آن که از سوی باستاننگاران فرنام(لقب) دادگر گرفت از فرمانروایانی بود که کوشید به درد دل مردم برسد و کارهای شایستهی بسیاری برای پیشبرد شهریگری(تمدن) و گسترش داد ایرانی انجام داد.
یاد و نامش گرامی و راهش پررهرو باد
فرستنده #کوروش_آریاویج
برگرفته از تاربرگ «تاریخ ایرانیان در این روز»
نوشتهی #نوشیروان_کیهانی_زاده
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
#روزشمار نیاکان(۶بهمن)
۱۴۵۹ سال پیش و چهار روز پیش از برگزاری #جشن_سده انوشیروان دادگر در نشستی که با بزرگان ایران برای آگاهی از چگونگی برگزاری جشن سده داشت، گفت:
میخواهد برای هر روستای ایران یک دهگان(دهقان) برگزیند که خویشکاریاش(وظیفهاش) سروسامان دادن کارهای روستا، گردآوری خراج سالیانه، شناسانیدن(معرفی) سرباز در زمان نیاز، پرورش اسب برای فروش به ارتش، میانجیگری میان مردم و... است و چنین کسی باید هم برزگر باشد هم دارای زمین(خرده مالک) که با دردسرهای هر دو گروه آشنا باشد
و همچنین دادگر، راستگو، راست کردار و مردمی.
و خویشکاری میهنیاش کوشش برای افزایش درآمد روستاها، گزارش فرآوردههای کشاورزی، ناخرسندیها، ستمگری و زورگویی کشوریان به مردم و... به نمایندگان پادشاه است.
این آیین کارآمد کمکم بخشی از فرهنگ روستاهای ایران شد و بنیادگزار آن که از سوی باستاننگاران فرنام(لقب) دادگر گرفت از فرمانروایانی بود که کوشید به درد دل مردم برسد و کارهای شایستهی بسیاری برای پیشبرد شهریگری(تمدن) و گسترش داد ایرانی انجام داد.
یاد و نامش گرامی و راهش پررهرو باد
فرستنده #کوروش_آریاویج
برگرفته از تاربرگ «تاریخ ایرانیان در این روز»
نوشتهی #نوشیروان_کیهانی_زاده
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔹"قلم" واژهای بیگانه است که در زبان فارسی به چند چَم(معنی) بهکار میرود:
۱. واژهی سُریانی تازیشده و ابزاری است که با آن مینویسند: کِلک، خامَک، خامِه، خودنویس، خودکار
۲. استخوان ساگِ(ساق) دست یا پا: نَی استخوان، شَتالَنگ، آرنج(در دست)
۳. کالا
۴. شماره
۵. ابزاری برای کندن و هموارکردن: Stylus، سنگخرَاش، آگُس، کـَندار
🔻قلمتراش = خامِهتراش
🔻قلم حجاری = Stylus، سنگخَراش، آگُس، کـَندار(ابزاری برای کندن و هموارکردن)
🔻قلمخورده = کِلکخورده، زُدوده
🔻قلمدان = خامِهدان، خامَکدان، کِلکدان
🔻قلم دوات = خامه آمِه(آمِه=دوات نویسندگی)
🔻قلمدوش = شانهسوار
🔻قلمزدن = کِلکزدن، نیک نوشتن
🔻قلمزن = کِلکزن، خامَکدَست، نویسنده، نِگارگر
🔻قلمشدن = بریده شدن، شکستن
🔻قلمکردن = دوپارهکردن، شکستن
🔻قلم کشیدن = بریدن، زُدودن، نادیده گرفتن
🔻قلممو = خامهمو، مویینخامه
🔻قلمیشدن = کِلکیشدن، نوشتهشدن
🔻قلمیکردن = کِلکیکردن، نوشتن، یادداشتکردن
🔻اهل قلم = نویسنده، نویسندگان، نویسکاران
🔻سیاه قلم = سیاه خامَک، سیاه خامه
🔻یکقلم = همه، همگی، یکجا، یکبار، یکباره، یکسره
🔻اقلام = خامهها، کِلکها، نمونهها، کالاها، ریزِ کالاها
🔻اقلامی از = نمونههایی از
🔻اقلام صادراتی = کالاهای فرستنی، ریزِ کالاهای فِرِستَنی
🔻اقلام وارداتی = کالاهای آوردنی، ریزِ کالاهای آوَردَنی
✍️نمونه:
🔺قلم را در قلمدان قرار دادم =
کلک را در کلکدان نهادم/ گذاشتم/هِشتَم/ جای دادم
🔺قلم در قلمدان قرار دارد =
خامه در خامهدان است/جای دارد
🔺قلم در قلمدان قرار گرفت =
خودکار در جاخودکاری جای گرفت/ نهاده شد
🔺سفارش رسید، ولی چند قلم کسری داشت =
سِپارش رسید، ولی چند کالا/دانه کمبود داشت
🔺فلانی یکقلم صدهزار تومان جنس خرید =
بَهمانی یکجا سَدهزارتومان کالا خرید
🔺اسمش از لیست قلم خورده بود =
نامش از پِهرست زدوده شده بود
🔺قلمِ توانایی دارد =
خامهی توانایی دارد
نویسندگی توانایی دارد
نویسندهی توانایی است
🔺بعضی از اقلام افزایش بها داشتند =
برخی از کالاها افزایش بها داشتند
🔺از ارتفاع سقوط کرده و جفت پاهایش قلم شده بود =
از بلندی افتاده بود و جفت پاهایش شکسته بود
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#قلم #اقلام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔹"قلم" واژهای بیگانه است که در زبان فارسی به چند چَم(معنی) بهکار میرود:
۱. واژهی سُریانی تازیشده و ابزاری است که با آن مینویسند: کِلک، خامَک، خامِه، خودنویس، خودکار
۲. استخوان ساگِ(ساق) دست یا پا: نَی استخوان، شَتالَنگ، آرنج(در دست)
۳. کالا
۴. شماره
۵. ابزاری برای کندن و هموارکردن: Stylus، سنگخرَاش، آگُس، کـَندار
🔻قلمتراش = خامِهتراش
🔻قلم حجاری = Stylus، سنگخَراش، آگُس، کـَندار(ابزاری برای کندن و هموارکردن)
🔻قلمخورده = کِلکخورده، زُدوده
🔻قلمدان = خامِهدان، خامَکدان، کِلکدان
🔻قلم دوات = خامه آمِه(آمِه=دوات نویسندگی)
🔻قلمدوش = شانهسوار
🔻قلمزدن = کِلکزدن، نیک نوشتن
🔻قلمزن = کِلکزن، خامَکدَست، نویسنده، نِگارگر
🔻قلمشدن = بریده شدن، شکستن
🔻قلمکردن = دوپارهکردن، شکستن
🔻قلم کشیدن = بریدن، زُدودن، نادیده گرفتن
🔻قلممو = خامهمو، مویینخامه
🔻قلمیشدن = کِلکیشدن، نوشتهشدن
🔻قلمیکردن = کِلکیکردن، نوشتن، یادداشتکردن
🔻اهل قلم = نویسنده، نویسندگان، نویسکاران
🔻سیاه قلم = سیاه خامَک، سیاه خامه
🔻یکقلم = همه، همگی، یکجا، یکبار، یکباره، یکسره
🔻اقلام = خامهها، کِلکها، نمونهها، کالاها، ریزِ کالاها
🔻اقلامی از = نمونههایی از
🔻اقلام صادراتی = کالاهای فرستنی، ریزِ کالاهای فِرِستَنی
🔻اقلام وارداتی = کالاهای آوردنی، ریزِ کالاهای آوَردَنی
✍️نمونه:
🔺قلم را در قلمدان قرار دادم =
کلک را در کلکدان نهادم/ گذاشتم/هِشتَم/ جای دادم
🔺قلم در قلمدان قرار دارد =
خامه در خامهدان است/جای دارد
🔺قلم در قلمدان قرار گرفت =
خودکار در جاخودکاری جای گرفت/ نهاده شد
🔺سفارش رسید، ولی چند قلم کسری داشت =
سِپارش رسید، ولی چند کالا/دانه کمبود داشت
🔺فلانی یکقلم صدهزار تومان جنس خرید =
بَهمانی یکجا سَدهزارتومان کالا خرید
🔺اسمش از لیست قلم خورده بود =
نامش از پِهرست زدوده شده بود
🔺قلمِ توانایی دارد =
خامهی توانایی دارد
نویسندگی توانایی دارد
نویسندهی توانایی است
🔺بعضی از اقلام افزایش بها داشتند =
برخی از کالاها افزایش بها داشتند
🔺از ارتفاع سقوط کرده و جفت پاهایش قلم شده بود =
از بلندی افتاده بود و جفت پاهایش شکسته بود
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#قلم #اقلام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🌸🌺🌼🌺🌸🌺🌼🌺🌸🌺🌼🌺🌸
دگر پرسشی برگشاد از نهفت
به دانا-«ستوده کدام است؟»-گفت
چنین داد پاسخ که: شاهی که تخت
بیاراید و زور یابد ز بخت
اگر دادگر باشد و نیکنام
بیابد ز گفتار و کردار کام
بدو گفت کاندر جهان مستمند
کدام است بدروز و ناسودمند؟
چنین داد پاسخ که درویش زشت
که نه کام یابد نه خرمبهشت
بپرسید و گفتا که: بدبخت کیست
که هموارهش از درد باید گریست؟
چنین داد پاسخ که: دانندهمرد
که دارد ز کردارِ بد روی زرد
امید که در این هفته:
تورا پاکْیزدان نگهدار باد
دلت شادمان بخت بیدار باد
#فردوسی
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌺🌸🌼🌸🌺🌸🌼🌸🌺🌸🌼🌸🌺
دگر پرسشی برگشاد از نهفت
به دانا-«ستوده کدام است؟»-گفت
چنین داد پاسخ که: شاهی که تخت
بیاراید و زور یابد ز بخت
اگر دادگر باشد و نیکنام
بیابد ز گفتار و کردار کام
بدو گفت کاندر جهان مستمند
کدام است بدروز و ناسودمند؟
چنین داد پاسخ که درویش زشت
که نه کام یابد نه خرمبهشت
بپرسید و گفتا که: بدبخت کیست
که هموارهش از درد باید گریست؟
چنین داد پاسخ که: دانندهمرد
که دارد ز کردارِ بد روی زرد
امید که در این هفته:
تورا پاکْیزدان نگهدار باد
دلت شادمان بخت بیدار باد
#فردوسی
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌺🌸🌼🌸🌺🌸🌼🌸🌺🌸🌼🌸🌺
Forwarded from ادبسار
💫
دانی كه نوبهار جوانی چهسان گذشت؟
زود آنچنان گذشت كه تیر از كمان گذشت
#مشفق_کاشانی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
دانی كه نوبهار جوانی چهسان گذشت؟
زود آنچنان گذشت كه تیر از كمان گذشت
#مشفق_کاشانی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
هی شاخهبهشاخه پس بیفتد، بهتر
اصلا وسط قفس بیفتد، بهتر
وقتی که پرنده فکر پروازش نیست
بگذار که از نفس بیفتد، بهتر!
#قاسم_پهلوان
@AdabSar
هی شاخهبهشاخه پس بیفتد، بهتر
اصلا وسط قفس بیفتد، بهتر
وقتی که پرنده فکر پروازش نیست
بگذار که از نفس بیفتد، بهتر!
#قاسم_پهلوان
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔷پارسیگویی هماره جایگزینکردن واژهای پارسی بهجای واژهی بیگانه نیست. گاهی میتوان با واگویِشِ درستِ واژه، پارسی را پاک سُخَنید.
بسیاری از واژهها پارسیاند ولی بهگونهای نادرست و با زبانی بیگانه بازگو میشوند.
در پی شماری از این واژهها را میآوریم و امید داریم که شما نیز در پربارترکردن این پِهرِست یاریمان کنید.
#انجدان= اَنگُدان، از گیاهان دارویی، نام روستایی نزدیک کاشان
#بدرقه= پادَرِه، پادَرهه(=راهنما)، بِه دَرگَهِ(=میزبان تا درگاه دنبال میهمان میرفته است، بَدرَهه)
#بدرقهکردن= به دَرگَه شدن، بَدرَهِه کردن
#بذله= بَزلَه، شوخ
#بربط= بَربوت، بَربَت، (فرهنگ عمید آن را برگرفته از Barbitos یونانی دانسته است)
#بربطسرای= بَربَتسرای، بَربَتنواز
#بیهق= بیهگ
#طوق= توغ، چنبره، پَرگَر، گردنبند، یارِه
#عراق= اراک(نام کشور)
#قائن= کاین(نام شهر)
#قائنات= کاین، شهرستان کاین
🔹شماری دیگر از این واژگان:
t.me/AdabSar/9292
t.me/AdabSar/9353
t.me/AdabSar/9495
t.me/AdabSar/9756
t.me/AdabSar/10402
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔷پارسیگویی هماره جایگزینکردن واژهای پارسی بهجای واژهی بیگانه نیست. گاهی میتوان با واگویِشِ درستِ واژه، پارسی را پاک سُخَنید.
بسیاری از واژهها پارسیاند ولی بهگونهای نادرست و با زبانی بیگانه بازگو میشوند.
در پی شماری از این واژهها را میآوریم و امید داریم که شما نیز در پربارترکردن این پِهرِست یاریمان کنید.
#انجدان= اَنگُدان، از گیاهان دارویی، نام روستایی نزدیک کاشان
#بدرقه= پادَرِه، پادَرهه(=راهنما)، بِه دَرگَهِ(=میزبان تا درگاه دنبال میهمان میرفته است، بَدرَهه)
#بدرقهکردن= به دَرگَه شدن، بَدرَهِه کردن
#بذله= بَزلَه، شوخ
#بربط= بَربوت، بَربَت، (فرهنگ عمید آن را برگرفته از Barbitos یونانی دانسته است)
#بربطسرای= بَربَتسرای، بَربَتنواز
#بیهق= بیهگ
#طوق= توغ، چنبره، پَرگَر، گردنبند، یارِه
#عراق= اراک(نام کشور)
#قائن= کاین(نام شهر)
#قائنات= کاین، شهرستان کاین
🔹شماری دیگر از این واژگان:
t.me/AdabSar/9292
t.me/AdabSar/9353
t.me/AdabSar/9495
t.me/AdabSar/9756
t.me/AdabSar/10402
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸