Forwarded from ادبسار
👩🏻🕊 @AdabSar
🔸هرگز خموش نمانید
✍🏼 نویسنده: #بهناز_شوشتری
بازنویسی و برگردان #پیام_پارسی : #ادبسار
تا زمانی که رویدادی آشکار نشود و آماری از آن در دست نباشد، آسیب همبودین(اجتماعی) بهشمار نمیرود و بیراهکار و چاره رها میشود.
میخواهم بگویم در برابر پرخاشگری و بدرفتاری خاموش نمانیم. پنداره(مفهوم)هایی چون «آبروداری» و «نیکنهادی»(نجابت) در برابر بدرفتاری ساختهی هازمان(جامعه) مردسالار است. کُرپان(قربانی) پرخاشگری گناهکار نیست.
اگر کسی را میشناسیم که پدر یا همسرش با او بدرفتاری و پرخاشگری میکنند، بباورانیمَش که به پاسوَر(پلیس) زنگ بزند. او را به بردباری فرانخوانیم و باور کنیم با خاموشماندن در برابر پرخاشگری به بازآفرینی آن یاری میرسانیم و چرخهاش را میچرخانیم.
باور کنیم پرخاشگری آسیبهای برگشتناپذیری بر تن و روان زنان برجای میگذارد و تا هنگام مرگ بر زندگیشان خدشه میاندازد.
اگر سدا(صدا)ی زد و خورد همسایه را شنیدیم کمترین کار این است که در بزنیم و یادآوری کنیم که سدایتان ما را میآزارد. نپنداریم که زدوخورد آنها در خانهشان نهانی(خصوصی) است و ما نبایستی پادرمیانی کنیم. کنشگران هودهی(حقوق) زنان باور دارند که کار خویشیک ساستاری است(امر شخصی سیاسی است). بدین ماناک(معنی) که یک نهادهی خویشیک که آروین هَنباز(موضوع شخصی که تجربه مشترک) بسیاری از زنها میشود دیگر یک نهادهی خویشیک نیست، یک پرسمان ساستاریک(مسئله سیاسی) است که باید برایش دنبال چاره و راهکار گشت.
ما میپنداریم بدرفتاری برای همسایه است و هیچگاه با ما بدرفتاری نمیشود و یا هماره بدرفتاری را وامیزنیم(انکار میکنیم).
باور کنیم مای بدرفتاریدیده، تنها کُرپان هستیم نه گناهکار. ولی اگر در برابر ستمی که به ما روا میشود خاموش بمانیم، این چرخه دنبالهدار میشود و آنگاه گناهکاریم.
تاکنون در برابر جُکها، فرتور(عکس)ها، سخنرانیهایی که زنان را ناتوان، سست، سُهِشگر(احساساتی) و دست و پاچلفتی میداند نبودهایم؟!
تاکنون ندیدهایم کسی در خیابان به یک رانندهی زن تنها برای زن بودنش بددهانی کند؟!
تاکنون برای زن بودنمان خوار نشدهایم؟!
تاکنون برای زن بودنمان آزادیها و هودههایمان را از دست ندادهایم؟!
تاکنون رانندگان، رهگذران و مردان بسیاری در فَرابَر(تاکسی)، فروشگاهها و خیابان به ما دستدرازی نکردهاند؟!
تاکنون استاد دانشگاه یا پرورنده(مربی) یا سرپرست(رییس)مان با گفتار آمیزشی/کامِشی(جنسی) آزارمان نداده است؟!
تاکنون برای پوششمان خوار نشدهایم؟!
و...
اگر اینها بخشی از آروین(تجربه) ماست پس ما هم یک "بدرفتاریدیده" هستیم. پس بدرفتاری تنها برای همسایه نیست!
زنی که به گناه کشتن همسرش در بند بود به روانشناس گفته بود در همهی زمانی که به دست شوهرم کتک میخوردم آرزو میکردم کسی به بهانهای زنگ خانه را بزند تا کتک خوردنم پایان یابد.
برای دگرگونی و درمان یک آسیب از آشکار کردن آن نترسیم.
goo.gl/pxoYzU
👩🏻🕊 @AdabSar
🔸هرگز خموش نمانید
✍🏼 نویسنده: #بهناز_شوشتری
بازنویسی و برگردان #پیام_پارسی : #ادبسار
تا زمانی که رویدادی آشکار نشود و آماری از آن در دست نباشد، آسیب همبودین(اجتماعی) بهشمار نمیرود و بیراهکار و چاره رها میشود.
میخواهم بگویم در برابر پرخاشگری و بدرفتاری خاموش نمانیم. پنداره(مفهوم)هایی چون «آبروداری» و «نیکنهادی»(نجابت) در برابر بدرفتاری ساختهی هازمان(جامعه) مردسالار است. کُرپان(قربانی) پرخاشگری گناهکار نیست.
اگر کسی را میشناسیم که پدر یا همسرش با او بدرفتاری و پرخاشگری میکنند، بباورانیمَش که به پاسوَر(پلیس) زنگ بزند. او را به بردباری فرانخوانیم و باور کنیم با خاموشماندن در برابر پرخاشگری به بازآفرینی آن یاری میرسانیم و چرخهاش را میچرخانیم.
باور کنیم پرخاشگری آسیبهای برگشتناپذیری بر تن و روان زنان برجای میگذارد و تا هنگام مرگ بر زندگیشان خدشه میاندازد.
اگر سدا(صدا)ی زد و خورد همسایه را شنیدیم کمترین کار این است که در بزنیم و یادآوری کنیم که سدایتان ما را میآزارد. نپنداریم که زدوخورد آنها در خانهشان نهانی(خصوصی) است و ما نبایستی پادرمیانی کنیم. کنشگران هودهی(حقوق) زنان باور دارند که کار خویشیک ساستاری است(امر شخصی سیاسی است). بدین ماناک(معنی) که یک نهادهی خویشیک که آروین هَنباز(موضوع شخصی که تجربه مشترک) بسیاری از زنها میشود دیگر یک نهادهی خویشیک نیست، یک پرسمان ساستاریک(مسئله سیاسی) است که باید برایش دنبال چاره و راهکار گشت.
ما میپنداریم بدرفتاری برای همسایه است و هیچگاه با ما بدرفتاری نمیشود و یا هماره بدرفتاری را وامیزنیم(انکار میکنیم).
باور کنیم مای بدرفتاریدیده، تنها کُرپان هستیم نه گناهکار. ولی اگر در برابر ستمی که به ما روا میشود خاموش بمانیم، این چرخه دنبالهدار میشود و آنگاه گناهکاریم.
تاکنون در برابر جُکها، فرتور(عکس)ها، سخنرانیهایی که زنان را ناتوان، سست، سُهِشگر(احساساتی) و دست و پاچلفتی میداند نبودهایم؟!
تاکنون ندیدهایم کسی در خیابان به یک رانندهی زن تنها برای زن بودنش بددهانی کند؟!
تاکنون برای زن بودنمان خوار نشدهایم؟!
تاکنون برای زن بودنمان آزادیها و هودههایمان را از دست ندادهایم؟!
تاکنون رانندگان، رهگذران و مردان بسیاری در فَرابَر(تاکسی)، فروشگاهها و خیابان به ما دستدرازی نکردهاند؟!
تاکنون استاد دانشگاه یا پرورنده(مربی) یا سرپرست(رییس)مان با گفتار آمیزشی/کامِشی(جنسی) آزارمان نداده است؟!
تاکنون برای پوششمان خوار نشدهایم؟!
و...
اگر اینها بخشی از آروین(تجربه) ماست پس ما هم یک "بدرفتاریدیده" هستیم. پس بدرفتاری تنها برای همسایه نیست!
زنی که به گناه کشتن همسرش در بند بود به روانشناس گفته بود در همهی زمانی که به دست شوهرم کتک میخوردم آرزو میکردم کسی به بهانهای زنگ خانه را بزند تا کتک خوردنم پایان یابد.
برای دگرگونی و درمان یک آسیب از آشکار کردن آن نترسیم.
goo.gl/pxoYzU
👩🏻🕊 @AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
yon.ir/AdabSar01
🔸بدرفتاری با زنان
نام بدرفتاری با زنان که میآید و با دیدن نوار نارنجی، ناخودآگاه گمانمان به سوی مشتهای گرهشده میرود، به دادوفریاد، زدوخورد و کبودیها و زخمهایی که با چشم دیده میشود.
با خود میاندیشیم که ما کجا و این بدرفتاریها کجا؟ میان خودمان و اینهمه سنگدلی فرسنگها دوری و جدایی میبینیم. ولی تا زن نباشی درنمییابی که بدرفتاری همیشه به کبودی و زخم و آماس(ورم) نمیفَرجامد، گاه به خشم فروخوردهای میانجامد که جایش برای همیشه درد میکند و هرگز هم دیده نمیشود.
بدرفتاری با زنان گونههای بسیاری دارد که دانستنش نیاز به کندوکاو ندارد. همین که سر بچرخانیم و در رفتوآمدها و گپوگفتهای روزانهمان ریز بنگریم نمونههایش را فراوان خواهیم دید
زمانی که در خودرو نشستهایم و رانندگی بد دیگران را به زنبودنشان پیوند میدهیم
زمانی که دربارهی پوشش یک زن داوری میکنیم و هَتا آن را به بدکارهبودنش پیوند میدهیم
زمانی که روشهای دستوپاگیر خودمان را به خورد همسر و دخترمان میدهیم و روزبهروز دستوپایشان را بیشتر میبندیم
...و اینچنین است که میشویم یکی از همانهایی که بودنشان برای زنان و دختران زیانآور است و خودآگاه و ناخودآگاه به تن و روانشان آسیب میزنیم.
کدامیک از ما میتواند بگوید که هرگز زن و دختری را از گزینش آزادانهی پوششاش، برگزیدن آزادانهی کار و آیندهاش و داشتن شادی دلخواهش باز نداشته است؟
در برابر چشمان ما هر روز بدرفتاریهای بسیاری با زنان روی میدهد که تنها شکنجه و کشتهشدنش رسانهای میشود و تنها با کبودی و شکستگی میتوان در دادگاه دادخواهی کرد، ولی در برابر آزارهای روانی چون گرفتن آزادیهای رَوا، چشمچرانی، چند همسری، جدا کردن زن از کودک، دوستان و خویشاوندانش، کوچکشماری و مرد را برتر دانستن و... از زن هیچپشتیبانیای نمیشود و این زنان هستند که تا سالیان سال رنج این سرکوبها را به دوش میکشند و خاموش میمانند.
کاش امروز را، تنها همین امروز را به امید داشتن جهانی نارنجی، کمی بیشتر دربارهی بدرفتاری با زنان بخوانیم، ببینیم، بشنویم و بیندیشیم.
#مجید_دری
#پیام_پارسی
#نه_به_بدرفتاری_با_زنان #زن #زنان
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
yon.ir/AdabSar01
🔸بدرفتاری با زنان
نام بدرفتاری با زنان که میآید و با دیدن نوار نارنجی، ناخودآگاه گمانمان به سوی مشتهای گرهشده میرود، به دادوفریاد، زدوخورد و کبودیها و زخمهایی که با چشم دیده میشود.
با خود میاندیشیم که ما کجا و این بدرفتاریها کجا؟ میان خودمان و اینهمه سنگدلی فرسنگها دوری و جدایی میبینیم. ولی تا زن نباشی درنمییابی که بدرفتاری همیشه به کبودی و زخم و آماس(ورم) نمیفَرجامد، گاه به خشم فروخوردهای میانجامد که جایش برای همیشه درد میکند و هرگز هم دیده نمیشود.
بدرفتاری با زنان گونههای بسیاری دارد که دانستنش نیاز به کندوکاو ندارد. همین که سر بچرخانیم و در رفتوآمدها و گپوگفتهای روزانهمان ریز بنگریم نمونههایش را فراوان خواهیم دید
زمانی که در خودرو نشستهایم و رانندگی بد دیگران را به زنبودنشان پیوند میدهیم
زمانی که دربارهی پوشش یک زن داوری میکنیم و هَتا آن را به بدکارهبودنش پیوند میدهیم
زمانی که روشهای دستوپاگیر خودمان را به خورد همسر و دخترمان میدهیم و روزبهروز دستوپایشان را بیشتر میبندیم
...و اینچنین است که میشویم یکی از همانهایی که بودنشان برای زنان و دختران زیانآور است و خودآگاه و ناخودآگاه به تن و روانشان آسیب میزنیم.
کدامیک از ما میتواند بگوید که هرگز زن و دختری را از گزینش آزادانهی پوششاش، برگزیدن آزادانهی کار و آیندهاش و داشتن شادی دلخواهش باز نداشته است؟
در برابر چشمان ما هر روز بدرفتاریهای بسیاری با زنان روی میدهد که تنها شکنجه و کشتهشدنش رسانهای میشود و تنها با کبودی و شکستگی میتوان در دادگاه دادخواهی کرد، ولی در برابر آزارهای روانی چون گرفتن آزادیهای رَوا، چشمچرانی، چند همسری، جدا کردن زن از کودک، دوستان و خویشاوندانش، کوچکشماری و مرد را برتر دانستن و... از زن هیچپشتیبانیای نمیشود و این زنان هستند که تا سالیان سال رنج این سرکوبها را به دوش میکشند و خاموش میمانند.
کاش امروز را، تنها همین امروز را به امید داشتن جهانی نارنجی، کمی بیشتر دربارهی بدرفتاری با زنان بخوانیم، ببینیم، بشنویم و بیندیشیم.
#مجید_دری
#پیام_پارسی
#نه_به_بدرفتاری_با_زنان #زن #زنان
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🍀🌼☘️🌺🌱🌸🍃🌻🌿🌼☘️🌺🌱
سرِ مایهی مردِ سنگ و خِرَد
ز گیتی بیآزاری اندر خورَد
اگر خود بمانی به گیتی دراز
ز رنجِ تن آید به رفتن نیاز
یکی ژرفدریاست بُنْ ناپدید
درِ گنجِ رازش ندارد کلید
از او چند یابی فزون بایدت
همان خورده یک روز بگْزایَدَت
#فردوسی
آرزو دارم که:
تو را خانومان باید آبادتر
دلِ دوستدارانِ تو شادتر
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌸🌱🌺☘️🌼🌿🌻🍃🌸🌱🌺☘️🌼
سرِ مایهی مردِ سنگ و خِرَد
ز گیتی بیآزاری اندر خورَد
اگر خود بمانی به گیتی دراز
ز رنجِ تن آید به رفتن نیاز
یکی ژرفدریاست بُنْ ناپدید
درِ گنجِ رازش ندارد کلید
از او چند یابی فزون بایدت
همان خورده یک روز بگْزایَدَت
#فردوسی
آرزو دارم که:
تو را خانومان باید آبادتر
دلِ دوستدارانِ تو شادتر
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌸🌱🌺☘️🌼🌿🌻🍃🌸🌱🌺☘️🌼
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
🔥جشن آذرگان
به نام خداوند کیوان و هور
سخن آرَمَت نو از این جشن و سور
پس از کار و کردارِ فرخ سرشت
که شد جایگاهش سرای بهشت
همان آفریدون که دادارِ پاک
بدادش توان بر سر اَژدَهاک
پس از جشن فرخندهی مهرگان
که شادی به بار است با صد نشان
بیامد ز دشتی یلی پُرخِرَد
بیاورد جشنی که اندر خورَد
روان و خِرَد پاک و هم مینوی
ز زردشت باید که آن بشنوی
بیامد بیاراست در ماه تَش
فروزان و برپا و پیروزهوش
بگفتا: گرایید زآتش به مِهر
زدایید تاریکی از جان و چِهر
سرای سپنجی گهِ کینه نیست
رهِ رستگاری جز اندیشه نیست
از آن چار عنصر* که ایرانیان
به باور بیاورده اندر میان
به روز نهم آتش افروختند
دل از هر تباهی فرودوختند
ز گلها بکرد او یکی را گزین
سواری همه زرّ زیبا به زین
بنامید: گردان سوی آفتاب
همه جان او چشم و روشن به تاب
چو بیند ستاره به شب در فراز
که دم بَرزَند زآسمان هم به ناز
به زیر افکنَد چشم و در دل دژم
همه چشم گریان به درد از ستم
نهان دیده بیدار تا بامداد
دهد آفتابش دگر جان و داد
دلش برفروزد چو جان هم به مِهر
شود هستیاش یکسره چشم و چِهر
بخواند به هستیِ خود این سرود
به عشق و به مِهر و به ایران درود
سراینده و فرستنده #زهرا_عیدی
#جشن_آذرگان #آذرگان
#چکامه_پارسی
*عنصر= آخشیج
@AdabSar
🔥جشن آذرگان
به نام خداوند کیوان و هور
سخن آرَمَت نو از این جشن و سور
پس از کار و کردارِ فرخ سرشت
که شد جایگاهش سرای بهشت
همان آفریدون که دادارِ پاک
بدادش توان بر سر اَژدَهاک
پس از جشن فرخندهی مهرگان
که شادی به بار است با صد نشان
بیامد ز دشتی یلی پُرخِرَد
بیاورد جشنی که اندر خورَد
روان و خِرَد پاک و هم مینوی
ز زردشت باید که آن بشنوی
بیامد بیاراست در ماه تَش
فروزان و برپا و پیروزهوش
بگفتا: گرایید زآتش به مِهر
زدایید تاریکی از جان و چِهر
سرای سپنجی گهِ کینه نیست
رهِ رستگاری جز اندیشه نیست
از آن چار عنصر* که ایرانیان
به باور بیاورده اندر میان
به روز نهم آتش افروختند
دل از هر تباهی فرودوختند
ز گلها بکرد او یکی را گزین
سواری همه زرّ زیبا به زین
بنامید: گردان سوی آفتاب
همه جان او چشم و روشن به تاب
چو بیند ستاره به شب در فراز
که دم بَرزَند زآسمان هم به ناز
به زیر افکنَد چشم و در دل دژم
همه چشم گریان به درد از ستم
نهان دیده بیدار تا بامداد
دهد آفتابش دگر جان و داد
دلش برفروزد چو جان هم به مِهر
شود هستیاش یکسره چشم و چِهر
بخواند به هستیِ خود این سرود
به عشق و به مِهر و به ایران درود
سراینده و فرستنده #زهرا_عیدی
#جشن_آذرگان #آذرگان
#چکامه_پارسی
*عنصر= آخشیج
@AdabSar
🍂🔥🍁 @AdabSar
🔥🍂 آشنایی با جشنهای ایرانی
🔥🍁 جشن آذرگان - بخش نخست
این آتش گرم و روشن و پاک
وین بال گشوده سوی افلاک
گه اوج گرفت و گاه بنشست
بنشست ولی نرفت از دست!
#توران_شهریاری
🔥🍂 "جشن آذرگان"، یکی از جشنهای آتش در ایران، در آذر روز از آذرماه یا نهم آذر در ایران باستان برگزار میشد. "آذر" به چمار(معنی) آتش است و در ایران باستان، ایزد آذر، ایزد نگهبان همهی آتشها و جانشین خورشید بر روی زمین بود. "جشن آذرگان" از جشنهای بزرگ و گروهی ایران بود و همچون نوروز و مهرگان گرامی شمرده میشد. آتش، یکی از چهار آخشیج(عنصر) پاک و برتر از آب، خاک و باد بود.
🔥🍂 "ابوریحان بیرونی" در "آثارالباقیه" نوشته است که زرتشت این روز را روز هماندیشی گروهی برای کارهای جهان و نیایش گروهی در آتشکدهها دانسته است.
🔥🍂 ایرانیان در این روز همچون دیگر جشنها سر و روی میپیراستند و جامهی پاک یا نو میپوشیدند. آتشکدهها را آذینبندی کرده، در آن نیایش، آفرینگان خوانی و پایکوبی میکردند، چوب خوشبو میسوزاندند و در کنار هم خوراک میخوردند. سپس پارهای آتش از آتشکده به خانهها میبردند، آتشی برای روشنی و گرمای خانه میافروختند، تا پایان زمستان آن را روشن نگه میداشتند و مایهی نیکفرجامی میدانستندش. گفته شده در این روز آتشی در بامها هم افروخته میشد.
🔥🍂 آتش مایهی گرمی و روشنی خانهها، هوشیاری روان، شیوایی زبان و نماد آگاهی و اندیشهورزی بود. آتش، نهتنها در ایران باستان که در میان تیرههای گوناگونی از مردم جهان پدیدهای سپند و مَهَند(مقدس و مهم) بود.
🔥🍂 در نسک(کتاب) "بندهش" هر گل از آن یکی از ایزدان یا فرشتگان است و گل آذرگون که به آن آذریون و گل آتشین هم میگویند، از خانوادهی گل آفتابگردان، نماد ویژهی جشن آذرگان و از آن ایزد آتش است. گروهی هم این باور را برساختهی موبدان ساسانی میدانند.
🔥🍂 نام آذرآبادگان(آذربایجان) از آتش گرفته شده؛ زیرا در این سرزمین آتشکدههای فراوانی بود که امروز ویرانهی برخی از آنها برجاست.
امروز، جشن آذرگان در کرمان، یزد، شیراز، تهران و چند شهر دیگر برگزار میشود. جشنهای اردیبهشتگان، شهریورگان، آذرگان، سده و سوری، جشنهای آتش در ایران هستند.
🔥🍂 فرتور(عکس) پیوست، گل آذریون از تیرهی آفتابگردان است:
goo.gl/45lF2F
🔥🍂 با واژهی "آذر" آشنا شوید:
T.me/AdabSar/7491
✍🏼 #پریسا_امام_وردیلو
________________
📚 برگرفته از:
۱- یسنا
۲- یشتها #ابراهیم_پورداود
۳- فرهنگ اساتیری ایران بر پایه متون پهلوی #خسرو_قلی_زاده
۴- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۵- زروان #فریدون_جنیدی
۶- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
________________
#جشن_های_ایرانی #جشن_آذرگان #آذرگان
🍂🔥🍁 @AdabSar
🔥🍂 آشنایی با جشنهای ایرانی
🔥🍁 جشن آذرگان - بخش نخست
این آتش گرم و روشن و پاک
وین بال گشوده سوی افلاک
گه اوج گرفت و گاه بنشست
بنشست ولی نرفت از دست!
#توران_شهریاری
🔥🍂 "جشن آذرگان"، یکی از جشنهای آتش در ایران، در آذر روز از آذرماه یا نهم آذر در ایران باستان برگزار میشد. "آذر" به چمار(معنی) آتش است و در ایران باستان، ایزد آذر، ایزد نگهبان همهی آتشها و جانشین خورشید بر روی زمین بود. "جشن آذرگان" از جشنهای بزرگ و گروهی ایران بود و همچون نوروز و مهرگان گرامی شمرده میشد. آتش، یکی از چهار آخشیج(عنصر) پاک و برتر از آب، خاک و باد بود.
🔥🍂 "ابوریحان بیرونی" در "آثارالباقیه" نوشته است که زرتشت این روز را روز هماندیشی گروهی برای کارهای جهان و نیایش گروهی در آتشکدهها دانسته است.
🔥🍂 ایرانیان در این روز همچون دیگر جشنها سر و روی میپیراستند و جامهی پاک یا نو میپوشیدند. آتشکدهها را آذینبندی کرده، در آن نیایش، آفرینگان خوانی و پایکوبی میکردند، چوب خوشبو میسوزاندند و در کنار هم خوراک میخوردند. سپس پارهای آتش از آتشکده به خانهها میبردند، آتشی برای روشنی و گرمای خانه میافروختند، تا پایان زمستان آن را روشن نگه میداشتند و مایهی نیکفرجامی میدانستندش. گفته شده در این روز آتشی در بامها هم افروخته میشد.
🔥🍂 آتش مایهی گرمی و روشنی خانهها، هوشیاری روان، شیوایی زبان و نماد آگاهی و اندیشهورزی بود. آتش، نهتنها در ایران باستان که در میان تیرههای گوناگونی از مردم جهان پدیدهای سپند و مَهَند(مقدس و مهم) بود.
🔥🍂 در نسک(کتاب) "بندهش" هر گل از آن یکی از ایزدان یا فرشتگان است و گل آذرگون که به آن آذریون و گل آتشین هم میگویند، از خانوادهی گل آفتابگردان، نماد ویژهی جشن آذرگان و از آن ایزد آتش است. گروهی هم این باور را برساختهی موبدان ساسانی میدانند.
🔥🍂 نام آذرآبادگان(آذربایجان) از آتش گرفته شده؛ زیرا در این سرزمین آتشکدههای فراوانی بود که امروز ویرانهی برخی از آنها برجاست.
امروز، جشن آذرگان در کرمان، یزد، شیراز، تهران و چند شهر دیگر برگزار میشود. جشنهای اردیبهشتگان، شهریورگان، آذرگان، سده و سوری، جشنهای آتش در ایران هستند.
🔥🍂 فرتور(عکس) پیوست، گل آذریون از تیرهی آفتابگردان است:
goo.gl/45lF2F
🔥🍂 با واژهی "آذر" آشنا شوید:
T.me/AdabSar/7491
✍🏼 #پریسا_امام_وردیلو
________________
📚 برگرفته از:
۱- یسنا
۲- یشتها #ابراهیم_پورداود
۳- فرهنگ اساتیری ایران بر پایه متون پهلوی #خسرو_قلی_زاده
۴- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۵- زروان #فریدون_جنیدی
۶- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
________________
#جشن_های_ایرانی #جشن_آذرگان #آذرگان
🍂🔥🍁 @AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
"عصر" واژهای بیگانه است که در زبان پارسی با دو چم بهکار میرود.
۱. زمانی از روز، که پس از میانهی روز است:
🔻عصر = پسین، پَسینگاه، پس از نیمروز، ایوار، ایواره، شام، شامگاه، شامداد، شبانگاه
🔻عصرانه = چاشت، چاشت پَسین، چاشت شامگاهی
🔻عصر بهخیر = پَسین خوش، شام خوش
✍نمونه:
🔺از صبح تا عصر با هم بودیم =
از بام تا شام با هم بودیم
از بامگاه تا پَسینگاه با هم بودیم
🔺تا عصر طول خواهد کشید =
تا شبانگاه به درازا خواهد کشید
تا پس از نیمروز به درازا خواهد کشید
🔺شما را برای خوردن عصرانه به منزلمان دعوت میکنم =
شما را برای خوردن چاشت/ چاشتِ پَسین به خانهمان فرا میخوانم
🔺عصر بخیر رفقا =
پَسین خوش دوستان
🔺ز هر دژ به گوش آید آوای کوس
ز «ایوار» تا گاهِ بانگِ خروس(بهار)
۲. چرخهای از دیروک(تاریخ)، که ویژگی آن ریسهای(مجموعهای) از رویدادهای وابسته به هم است:
🔻عصر = زمانه، زمان، روزگار، دورَک
🔻عصر اتم = دورَکِ اتم
🔻عصر باستان = زمانهی باستان، روزگار باستان
🔻عصر حجر = دورک سنگی، روزگار سنگی
🔻عصر حجر جدید = دورک نوسَنگی، روزگار نوسَنگی
🔻عصر حجر قدیم = دورک پارینهسنگی، زمان پارینهسنگی
🔻عصر طلایی = دورَک زرین
🔻عصر فناوری = زمانهی فناوری
✍نمونه:
🔺«نارسیسم» از علائم روانرنجوری عصر ماست =
«خودشیفتگی» از نشانههای روانرنجوری روزگار ماست
🔺ما در عصر فناوری اطلاعات زندگی میکنیم =
ما در زمانهی فناوری دادهها زندگی میکنیم
🔺در عصر یخبندان خیلی از حیوانات مردند =
در دورَکِ یخبندان بسیاری از جانوران مردند
🚩ویرایش شد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#عصر #عصرانه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
"عصر" واژهای بیگانه است که در زبان پارسی با دو چم بهکار میرود.
۱. زمانی از روز، که پس از میانهی روز است:
🔻عصر = پسین، پَسینگاه، پس از نیمروز، ایوار، ایواره، شام، شامگاه، شامداد، شبانگاه
🔻عصرانه = چاشت، چاشت پَسین، چاشت شامگاهی
🔻عصر بهخیر = پَسین خوش، شام خوش
✍نمونه:
🔺از صبح تا عصر با هم بودیم =
از بام تا شام با هم بودیم
از بامگاه تا پَسینگاه با هم بودیم
🔺تا عصر طول خواهد کشید =
تا شبانگاه به درازا خواهد کشید
تا پس از نیمروز به درازا خواهد کشید
🔺شما را برای خوردن عصرانه به منزلمان دعوت میکنم =
شما را برای خوردن چاشت/ چاشتِ پَسین به خانهمان فرا میخوانم
🔺عصر بخیر رفقا =
پَسین خوش دوستان
🔺ز هر دژ به گوش آید آوای کوس
ز «ایوار» تا گاهِ بانگِ خروس(بهار)
۲. چرخهای از دیروک(تاریخ)، که ویژگی آن ریسهای(مجموعهای) از رویدادهای وابسته به هم است:
🔻عصر = زمانه، زمان، روزگار، دورَک
🔻عصر اتم = دورَکِ اتم
🔻عصر باستان = زمانهی باستان، روزگار باستان
🔻عصر حجر = دورک سنگی، روزگار سنگی
🔻عصر حجر جدید = دورک نوسَنگی، روزگار نوسَنگی
🔻عصر حجر قدیم = دورک پارینهسنگی، زمان پارینهسنگی
🔻عصر طلایی = دورَک زرین
🔻عصر فناوری = زمانهی فناوری
✍نمونه:
🔺«نارسیسم» از علائم روانرنجوری عصر ماست =
«خودشیفتگی» از نشانههای روانرنجوری روزگار ماست
🔺ما در عصر فناوری اطلاعات زندگی میکنیم =
ما در زمانهی فناوری دادهها زندگی میکنیم
🔺در عصر یخبندان خیلی از حیوانات مردند =
در دورَکِ یخبندان بسیاری از جانوران مردند
🚩ویرایش شد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#عصر #عصرانه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🇮🇷✨ @AdabSar
#روزشمار نیاکان - پیروزی ایرانیان در «زادروز روشنایی و گرمی» و بازسازی یک فرمانروایی ایرانی با گام نهادن پیروزمندانهی "مرداویز زیاری" به اسپادانا(اصفهان)
در آغازین روزهای ماه دسامبر سال ۹۳۱ ترسایی(میلادی) یا آذرماه ۳۱۰ خورشیدی، مرداويز زياری فرمانروا و رهبر مردم مازندران، گيلان، گرگان، کاسپین(قزوین) و ری پس از بیرون راندن سپاه عباسیان از کاشان، همدان و چند شهر دیگر و در هم کوبیدن آنان در نبردی که در ۴۹ گز(کیلومتر)ی اسپادانا رخ داد، به این شهر درون شد و اسپادانا را پایتخت ایران نامید. مرداویز زیاری یک ایراندوست، هوادار نوزایی و از بانیان خودایستایی/خودسالاری (استقلال) ایران بود.
در همين روز مرداويز در میان مردم اسپادانا که برای پیشواز او گرد آمده بودند، گفت که من و یارانم برای پاسداری از ميهن شمشير برداشته و جان خود را در دست گرفتهایم. در زادروز روشنایی و گرمی [روز جشن اذرگان در نهم آذر] كه روزی خوش برای ايرانيان بود، در نزدیکی اسپادانا سپاهیان عباسی را بشستيم و از ایران بگریزاندیم. من از دیلمان برخاستهام. از ميان مردمی شکستناپذير. هيچكس برای دشمنیاری(خیانت به کشور) و دغاکاری گذشتهی خود کیفر نمیشود. ولی از این پس، کیفر دشمنیاری مرگ است.
از اين پس به پارسی سخن بگویید و همهی آیینها و جشنهای گذشته را كه برماند(میراث) فرهنگی ما است، به همان شیوه پاس بدارید و برگزار کنید. ترس و دروغ را از خود دور سازيد كه مايهی همهی بدبختیها است. من یک مسلمان هستم و برگزاری آیینهای میهنی بر پاد(مخالف) اسلام نیست. اگر آیینها و زبان خود را پاس بداریم، ایرانی میمانیم.
پایبندی به گفتار نیک، کردار نیک و اندیشهی نیک اندرز نياكانمان است كه پیشینه و بزرگی خود را بر پايهی آن استوار داشته بودند و هرگاه كه از چارچوب آن برون شدند، آسيب ديدند. من امسال جشن سده را در این شهر برپا میدارم تا یادآور سه آموزهی کهن ما باشد.
در اين گردهمایی، ياران و پيروان مرداويز همچون برادران بويه در کنار او بودند و پس از مرگ مرداويز سراسر ايران را آزاد کردند، بغداد را گرفتند، کیش گروهی(شیعه) را آیینمند(رسمی) کردند، و پادشاه(خلیفه) روشگرایان(سنیها) را دستنشانده خود كردند.
نوشتهاند که مردوايز درسال ۹۳۵ ترسایی و چهار سال پس از گام نهادن به اسپادانا، در همين شهر به دست کارگران بیگانه و برای سختگیری فراوانی که به آنان داشت، کشته شد. این شهر در سال ۶۴۱ به دست تازیان افتاده بود.
درباره مرداویز نوشتهاند که او جاهپرست نبود. او شیفتهی ایران بود و فرمانروایانی که چون خودش آرمان آزادی ایران را داشتند، برمیگزید. یک نمونهی آن نصر سامانی، فرمانروای فرارود(ماوراءالنهر) خراسان و اَپاختر خوربَری(شمالغربی) ایران بود.
برگرفته از تارنمای #نوشیروان_کیهانی_زاده
بازنویسی به پارسی پاک: ادبسار
🇮🇷✨ @AdabSar
#روزشمار نیاکان - پیروزی ایرانیان در «زادروز روشنایی و گرمی» و بازسازی یک فرمانروایی ایرانی با گام نهادن پیروزمندانهی "مرداویز زیاری" به اسپادانا(اصفهان)
در آغازین روزهای ماه دسامبر سال ۹۳۱ ترسایی(میلادی) یا آذرماه ۳۱۰ خورشیدی، مرداويز زياری فرمانروا و رهبر مردم مازندران، گيلان، گرگان، کاسپین(قزوین) و ری پس از بیرون راندن سپاه عباسیان از کاشان، همدان و چند شهر دیگر و در هم کوبیدن آنان در نبردی که در ۴۹ گز(کیلومتر)ی اسپادانا رخ داد، به این شهر درون شد و اسپادانا را پایتخت ایران نامید. مرداویز زیاری یک ایراندوست، هوادار نوزایی و از بانیان خودایستایی/خودسالاری (استقلال) ایران بود.
در همين روز مرداويز در میان مردم اسپادانا که برای پیشواز او گرد آمده بودند، گفت که من و یارانم برای پاسداری از ميهن شمشير برداشته و جان خود را در دست گرفتهایم. در زادروز روشنایی و گرمی [روز جشن اذرگان در نهم آذر] كه روزی خوش برای ايرانيان بود، در نزدیکی اسپادانا سپاهیان عباسی را بشستيم و از ایران بگریزاندیم. من از دیلمان برخاستهام. از ميان مردمی شکستناپذير. هيچكس برای دشمنیاری(خیانت به کشور) و دغاکاری گذشتهی خود کیفر نمیشود. ولی از این پس، کیفر دشمنیاری مرگ است.
از اين پس به پارسی سخن بگویید و همهی آیینها و جشنهای گذشته را كه برماند(میراث) فرهنگی ما است، به همان شیوه پاس بدارید و برگزار کنید. ترس و دروغ را از خود دور سازيد كه مايهی همهی بدبختیها است. من یک مسلمان هستم و برگزاری آیینهای میهنی بر پاد(مخالف) اسلام نیست. اگر آیینها و زبان خود را پاس بداریم، ایرانی میمانیم.
پایبندی به گفتار نیک، کردار نیک و اندیشهی نیک اندرز نياكانمان است كه پیشینه و بزرگی خود را بر پايهی آن استوار داشته بودند و هرگاه كه از چارچوب آن برون شدند، آسيب ديدند. من امسال جشن سده را در این شهر برپا میدارم تا یادآور سه آموزهی کهن ما باشد.
در اين گردهمایی، ياران و پيروان مرداويز همچون برادران بويه در کنار او بودند و پس از مرگ مرداويز سراسر ايران را آزاد کردند، بغداد را گرفتند، کیش گروهی(شیعه) را آیینمند(رسمی) کردند، و پادشاه(خلیفه) روشگرایان(سنیها) را دستنشانده خود كردند.
نوشتهاند که مردوايز درسال ۹۳۵ ترسایی و چهار سال پس از گام نهادن به اسپادانا، در همين شهر به دست کارگران بیگانه و برای سختگیری فراوانی که به آنان داشت، کشته شد. این شهر در سال ۶۴۱ به دست تازیان افتاده بود.
درباره مرداویز نوشتهاند که او جاهپرست نبود. او شیفتهی ایران بود و فرمانروایانی که چون خودش آرمان آزادی ایران را داشتند، برمیگزید. یک نمونهی آن نصر سامانی، فرمانروای فرارود(ماوراءالنهر) خراسان و اَپاختر خوربَری(شمالغربی) ایران بود.
برگرفته از تارنمای #نوشیروان_کیهانی_زاده
بازنویسی به پارسی پاک: ادبسار
🇮🇷✨ @AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻عطسه = اَتسِه، اَشنوسه، شَنوسَک
🔻عطسهزدن = اَتسهژدن، شنوسیدن
✍ واژهی "عطسه" اگرچه تازی است، ولی از روی آوای این کار ساخته شده است.
این واژه برابر و هماهنگ با آواز "اتس" است که از دهان بیرون میآید و نه از ریشههای زبان سامی. بر این پایه میتوان این واژه را با نوشتار "اَتسه" بهکار برد.
در پارسی بدان "اشنوسه" میگفتند که آن هم از راه شنیدن آوای این کار پیدا شده بود.
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#عطسه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻عطسه = اَتسِه، اَشنوسه، شَنوسَک
🔻عطسهزدن = اَتسهژدن، شنوسیدن
✍ واژهی "عطسه" اگرچه تازی است، ولی از روی آوای این کار ساخته شده است.
این واژه برابر و هماهنگ با آواز "اتس" است که از دهان بیرون میآید و نه از ریشههای زبان سامی. بر این پایه میتوان این واژه را با نوشتار "اَتسه" بهکار برد.
در پارسی بدان "اشنوسه" میگفتند که آن هم از راه شنیدن آوای این کار پیدا شده بود.
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#عطسه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
مپرس شادی من حاصل از کدام غم است
که پشت پردهی عالم هزار زیر و بم است
زیان اگر همهی سود آدم از دنیاست
جدال خلق چرا بر سر زیاد و کم است
اگر به ملک رسیدی جفا مکن به کسی
که آنچه کاخ تو را خاک میکند ستم است
خبر نداشتن از حال من بهانهی توست
بهانهی همهی ظالمان شبیه هم است
کسی بدون تو باور نکرده است مرا
که با تو نسبت من چون دروغ با قسم است
تو را هوای به آغوشِ من رسیدن نیست
وگرنه فاصلهی ما هنوز یک قدم است
#فاضل_نظری
@AdabSar
مپرس شادی من حاصل از کدام غم است
که پشت پردهی عالم هزار زیر و بم است
زیان اگر همهی سود آدم از دنیاست
جدال خلق چرا بر سر زیاد و کم است
اگر به ملک رسیدی جفا مکن به کسی
که آنچه کاخ تو را خاک میکند ستم است
خبر نداشتن از حال من بهانهی توست
بهانهی همهی ظالمان شبیه هم است
کسی بدون تو باور نکرده است مرا
که با تو نسبت من چون دروغ با قسم است
تو را هوای به آغوشِ من رسیدن نیست
وگرنه فاصلهی ما هنوز یک قدم است
#فاضل_نظری
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
هر ثانيه در سرش پر از تنهايیست
هر گوشهی باورش پر از تنهايیست
يک نيمهی قلبِ ساعتم شنزار است
يک نيمهی ديگرش پر از تنهايیست!
#پیمان_سپهری
@AdabSar
هر ثانيه در سرش پر از تنهايیست
هر گوشهی باورش پر از تنهايیست
يک نيمهی قلبِ ساعتم شنزار است
يک نيمهی ديگرش پر از تنهايیست!
#پیمان_سپهری
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
دلم گرفته به دلتنگیِ شبانه قسم
به گیسوان سیاه تو روی شانه قسم
تو بهترین غزل عاشقانه را با چشم
سرودهای به غزلهای عاشقانه قسم
درختهای کهنسال با رسیدن تو
جوان شدند به شادابی جوانه قسم
خلاف عامهى مردم به عشق پابندم
به سنگهای شکیبای رودخانه قسم
فداییان غم عشق و کشتگان فراق
نمردهاند به غمهای جاودانه قسم
#سجاد_سامانی
@AdabSar
دلم گرفته به دلتنگیِ شبانه قسم
به گیسوان سیاه تو روی شانه قسم
تو بهترین غزل عاشقانه را با چشم
سرودهای به غزلهای عاشقانه قسم
درختهای کهنسال با رسیدن تو
جوان شدند به شادابی جوانه قسم
خلاف عامهى مردم به عشق پابندم
به سنگهای شکیبای رودخانه قسم
فداییان غم عشق و کشتگان فراق
نمردهاند به غمهای جاودانه قسم
#سجاد_سامانی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
از جهان بهرهی ما راز دلی بود، آن نیز
در سر کوی تو از دست به ناگاه افتاد!
#نثار_گرمارودی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
از جهان بهرهی ما راز دلی بود، آن نیز
در سر کوی تو از دست به ناگاه افتاد!
#نثار_گرمارودی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
کسانی هستند که فرهنگ ایرانی را گرامی میدارند، ولی فرهنگهای بومی را خوار میپندارند. من نمیدانم آن فرهنگ ایرانی که در چشم خاماندیشان پسند است، کدام است؟
#میرجلال_الدین_کزازی
🇮🇷 @AdabSar 🇮🇷
#میرجلال_الدین_کزازی
🇮🇷 @AdabSar 🇮🇷
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻نظم = سامان، هماهنگی، سازماندهی، آرایش، رایش، رَستک، ایوسانی، سَهمان، آراستن، آراستگی، دِهناد
🔻نظم(در برابر نثر) = چامه، سَرواد، سرود
🔻نظم داد = سامان داد، بِسامانید
🔻نظمدادن = ساماندهی، هماهنگی، سیچیدن، سیجیدن، وابراستن، نِهیدن، رایِنیدن
🔻نظمدهنده = سامانگر، سازوَر، رایِنیتار، نِهِشگر، آراینده
🔻نظمیافتن = سامانیافتن
🔻ناظم = سامانگر، نِهِشگر، سازوَر، آراینده، یارسالار(در آموزشگاه)، سراینده
🔻بینظم = نابسامان، درهمریخته، بیسرشته
🔻بینظمی = نابسامانی، بیسامانی، اَسَهمانی
🔻عدم نظم = نابسامانی، بیسامانی، اَسَهمانی
✍نمونه:
🔺تقارن علامت نظم است =
یکسنجی نشانهی سامان است
🔺تلاش کرد کارش را با نظم انجام دهد =
کوشید کارش را با آراستگی انجام دهد
🔺نظم خاصی بر کارش حکمفرما بود =
هماهنگی ویژهای بر کارش چیره بود
🔺این کارخانه را باید نظم داد
باید این کارخانه را ساماندهی کرد
🔺بینظمی را تحمل نمیکرد =
نابسامانی را برنمیتافت
🔺رودکی "کلیله و دمنه" را به نظم درآورد =
رودکی "کلیله و دمنه" را به چامه درآورد
🔺بهعنوان نظمدهنده، محیط کار را نظم داد و نظم آن را حفظ کرد =
از روی سامانگری، کارگاه را بِسامانید و سامان آن را پاس داشت
همچون سامانگر، کارگاه را سامان داد و سامان آن را نگاه داشت
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#نظم #ناظم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻نظم = سامان، هماهنگی، سازماندهی، آرایش، رایش، رَستک، ایوسانی، سَهمان، آراستن، آراستگی، دِهناد
🔻نظم(در برابر نثر) = چامه، سَرواد، سرود
🔻نظم داد = سامان داد، بِسامانید
🔻نظمدادن = ساماندهی، هماهنگی، سیچیدن، سیجیدن، وابراستن، نِهیدن، رایِنیدن
🔻نظمدهنده = سامانگر، سازوَر، رایِنیتار، نِهِشگر، آراینده
🔻نظمیافتن = سامانیافتن
🔻ناظم = سامانگر، نِهِشگر، سازوَر، آراینده، یارسالار(در آموزشگاه)، سراینده
🔻بینظم = نابسامان، درهمریخته، بیسرشته
🔻بینظمی = نابسامانی، بیسامانی، اَسَهمانی
🔻عدم نظم = نابسامانی، بیسامانی، اَسَهمانی
✍نمونه:
🔺تقارن علامت نظم است =
یکسنجی نشانهی سامان است
🔺تلاش کرد کارش را با نظم انجام دهد =
کوشید کارش را با آراستگی انجام دهد
🔺نظم خاصی بر کارش حکمفرما بود =
هماهنگی ویژهای بر کارش چیره بود
🔺این کارخانه را باید نظم داد
باید این کارخانه را ساماندهی کرد
🔺بینظمی را تحمل نمیکرد =
نابسامانی را برنمیتافت
🔺رودکی "کلیله و دمنه" را به نظم درآورد =
رودکی "کلیله و دمنه" را به چامه درآورد
🔺بهعنوان نظمدهنده، محیط کار را نظم داد و نظم آن را حفظ کرد =
از روی سامانگری، کارگاه را بِسامانید و سامان آن را پاس داشت
همچون سامانگر، کارگاه را سامان داد و سامان آن را نگاه داشت
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#نظم #ناظم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
Forwarded from ادبسار
💫
خوشا دردی که درمانش تو باشی
خوشا راهی که پایانش تو باشی
خوشا چشمی که رخسار تو بیند
خوشا ملکی که سلطانش تو باشی
#فخرالدین_عراقی
@AdabSar
خوشا دردی که درمانش تو باشی
خوشا راهی که پایانش تو باشی
خوشا چشمی که رخسار تو بیند
خوشا ملکی که سلطانش تو باشی
#فخرالدین_عراقی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
.
حسابدار= شماردار، شمارگر
حسابداری= شمارداری، شمارگری
#پارسی_پاک
ـ…………………
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
حسابدار= شماردار، شمارگر
حسابداری= شمارداری، شمارگری
#پارسی_پاک
ـ…………………
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar