نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.42K videos
93 files
9.12K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 اسرائیل از ۷ اکتبر خبر داشت، مثل آمریکا از ۱۱ سپتامبر! (+)

🎙دکتر #مهدی_مطهرنیا

🔸این کلیپ صوتِ بخشی از نشستِ «سوریه و ایران ـ دیروز، فردا» است که در انجمن جامعه‌شناسی ایران (گروه جامعه‌شناسی سیاسی با همکاری گروه آینده‌پژوهی و اندیشکده آینده اندیشی سیمرغ باریخ) برگزار شده‌است.

ترساندن از تجزیۀ ایران پس از ج.ا یک پروپاگاندای دروغ است، همانطور که در ۵۷ با وجود اینکه سیاستمداری جز بازرگان نبود، این توهم رخ نداد. بی‌دلیل نیست که آمریکا از ادعای اعراب بر جزایر سه‌گانه حمایت نمی‌کند. ایران شریک استراتژیک آمریکا در آینده‌ای نه‌چندان دور خواهد بود، کنار ژاپن، استرالیا و کانادا.



🗄پست مرتبط
📺 تحلیل و پیش‌بینی عجیب از جنگ اسرائیل و ایران در زمان دولت ابراهیم رئیسی
📻 تحلیلِ سرنوشت تلخ ارتش اسد
📻 آیندۀ روابط ایران با آمریکا (قسمت یکم | قسمت دوم)
📻 عواقب جنگ با اسرائیل

.


#سیاست #خاورمیانه #آمریکا



🌾 @Naqdagin
🍂 آمریکا نیرو و تجهیزاتی در افغانستان ریخته‌بود که مجموعش از کل داراییهای ارتش بعضی کشورا بیشتر بود، اما یه صبح تا ظهر براش کافی بود تا همه رو جمع کنه و ببره (اینکه چیزهایی رو باقی گذاشت بخاطر محاسبه‌گری کاپیتالیستی این ارتشه؛ چون دائم در حال چرتکه انداختن بین سود/هزینه‌ و صرفه‌ست. اون‌‌ اقلام باقی‌مانده، به توصیۀ حسابدارای ارتش رها شدن، نه به توصیۀ درجه‌دارها. در سیستم غربی، حسابدار آدم قدرتمندیه).

🔺این رو میتونید مقایسه کنید با وضعیت تخلیه نیروها و تجهیزات روسیه، که نه‌تنها یک وضعیت آشوب بود، بلکه چند روز طول کشید. یه عده از سربازها داشتند در میرفتند، و یه عده دیگه داشتند خودشون رو ازون سر مملکت میرسوندند به بندر تا جا نمونند. هواپیمای ترابری باندازه کافی نیست، یا ظرفیت ندارند، یا جایی برای فرود ندارند. کشتی‌ها باندازه کافی نیست، یا آماده نیستند، یا باید طی‌الارض کنند تا به بندر امن برسند. بستن چمدان‌ها، و پک کردن پدافندها انقدر طول می‌کشه که تحریرالشام از آسمان ازشون فیلم می‌گیره، و خیلی چیزها، از جمله مهمات رو هم نمی‌تونند جمع کنند، و به اسراییل می‌سپارند که منهدم‌شون کنه! و این وضعِ «همچنان دومین ارتش بزرگ دنیا»ست. این فاصله دومین ارتش بزرگ دنیا، با آمریکاست. بقیه، که با دومین ارتش بزرگ دنیا هم فاصله زیاد دارند، باید چه تخمینی از فاصله کشورشون با آمریکا داشته باشند؟ آیا این تخمین رو همیشه در ذهن دارند؟

🔺فایدۀ این تخمین فاصله، بت‌سازی از آمریکا نیست. فایدش برداشت دقیق‌تر از فیزیک دنیاست: «اگر آمریکا که در لجستیک، فاصله حیرت‌انگیز از همه دیگران دارد، در برابر بسیاری از مسائل به مشکل می‌خورد، تکلیف ما در برابر همان مسائل چیست؟».

🔻این سوال وقتی مهم‌تر میشه که بضاعت اجتماعی هم داخلش قرار بگیره

فرض کنید در یک ایالت آمریکا سیل شدیدی اومده، شبیه همونی که والنسیا رو در اسپانیا فلج کرد. ارتش آمریکا میتونه در یک صبح تا ظهر محموله‌ای از کالاهای ضروری رو به اون منطقه ارسال کنه که معادل مصرف یک سال یک کشوره. اما چیزی که به همین ارتش کمک می‌کنه، اینه که همه وانت دو دیفرانسیل دارند! و خیلی‌هاشون قایق بادی دارند! و این یعنی لازم نیست بخشی از کار رو ارتش انجام بده، مردم انجام میدن. در جایی مثل ایران نه تنها دولت به شدت ضعیفه، بلکه مردم هم هیچ بضاعتی ندارند (در غزه به دلیل در هم فرو رفتگی کشاورزی و شهرنشینی، الاغ زیاد هست برای جابجایی. طوری که خلبان اسراییلی مهارت الاغ‌زنی رو هم به لیست مهارت‌هاش اضافه کرده. اما در شهرهای ایران حتی گاری و الاغ هم در دسترس نیست). بنابراین نسخه صحیح‌تر اون سوال اینه که:
«تکلیف ما در برابر همان مسائل، که برای ما درد بیشتری دارد، چیست؟».


🔺اما مردم رو در حال پاسخ به این سوال می‌بینید؟ نه. چون مردم دوست دارند با قصه‌ها زندگی کنند. اونا حس می‌کنند واقعیت زود پیرشون می‌کنه و دوست ندارند زود پیر بشن. قصه آدم رو جوان نگه می‌داره. قصۀ «خدا صبرش زیاده، جواب اینارو هم میده یه روز» آدم رو جوان نگه میداره. قصۀ «ما همه با هم هستیم» آدم رو جوان نگه میداره. قصۀ «مردم در اوج سختیها هم شب یلدا رو کنار هم خوش میگذرونند» آدم رو جوان نگه میداره. قصه‌ها برای اینه که بگن فیزیک دنیا حرومزاده‌ست، ولی یه چیزهای دیگه‌ای هم هست که گوش فیزیک رو می‌پیچونه!

🍂 دنیای واقعی حامل همۀ اینهاست. هم حامل شهروند والنسیا که ناگهان میفهمه نه دولتش بضاعتی که فکر می‌کرد رو داره و نه خودش بضاعتی که لازم بود داشته باشه رو داره، و عصبانی شده و به پادشاه هیچ‌کاره فحش میده، هم حامل شهروند بنگلادشی که همون شکل از سیل روستاش رو می‌بلعه، ولی با تکیه بر قصه‌های حاکم بر همون روستا تحملش می‌کنه، کمی گریه می‌کنه، کمی بعد میخنده، به کسی اعتراضی نداره، و کمی بعدتر به زندگی ادامه میده، و هیچ کاری برای اینکه چنین اتفاقی دیگه رخ نده انجام نمیده، چه فردی و چه جمعی. هر دو داخل همین دنیای فیزیکی زندگی می‌کنند، و شاید هر دو به یک اندازه عمر کنند.

🍂 ابر بارا‌ن‌زا به اینکه درک قورباغه‌ها از بارونی که قراره بریزه روی سرشون با درک میمونهای بالای درخت از همون بارون کاملا متفاوته، اهمیت نمیده. طبیعت اجازه میده کور در کنار بینا زندگی کنه. فیزیک دنیا، معتادان قصه‌ها رو می‌بلعه. اما اجازه میده زندگی کنند و بعد میبلعه.

🔺پس وقتی برق و گاز قطعه، و همه‌چیز برای همه‌کس کم اومده، جوری که به سازمانهای حکومتی هم نمی‌رسه، نباید سریع بگی «در حال تجربه فروپاشی کامل هستیم». چون دنیای فیزیکی قراره اجازه بده مردمت که غرق قصه‌ها هستند، از سیل هم بگذرند و زنده بمونند و گریه کنند و دوباره بخندند و بعد بلعیده بشن. دنیای فیزیکی قراره بشون رحم نکنه، ولی اینجوری نیست که بتونی بگی همین الان پردۀ بی‌رحمی بالا رفت و نمایش شروع شد! قراره کند، بی‌صدا، و باحوصله باشه.

✍🏻#اریک


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 در قرآن مجازاتِ اعدام نداریم! (+)
— صدها حکم داریم که خلافِ عقل و قرآن است

🔸حجت‌الاسلام #عبدالرحیم_سلیمانی (عضو مجمع مدرسین حوزه) در بخشی از سخنان خود به تفاوت منابع مورد استناد خود و منابعی که در فقه و حوزه استفاده می‌شود، پرداخت:
این صد‌ها حکم اعدام فکر می‌کنید از کجا آمده‌است؟ حداکثر به «خبر واحد» تکیه دارد؛ «خبر واحد» اصطلاحی‌ست در حوزه که تنها به نقل از یک فرد که به نیکی شناخته می‌شود استناد می‌کند.

آنچه در سخن در حوزه و فقه، منبع به حساب می‌آید کتاب و سنت و اجماع و عقل است اما در عمل کتاب و عقل هیچ جایگاهی ندارد؛ آنچه عملا به عنوان منبع مورد استفاده قرار می‌گیرد، اجماع، شهرت و خبر واحد است که با پشتوانه این ۳ منبع، ما در فقه صد‌ها حکم اجماعی داریم، که ثابت می‌کنم و کرده‌ام که خلاف قرآن و عقل است.

سیر منابع مورد تایید به ترتیب، فطرت، عقل، قرآن و سنت است، و سنت در اینجا به معنای خبر واحد نیست.


🔺سپس او به نقدِ معقول‌دانستنِ «خبر واحد» و «شهرت» و «اجماع» در حوزه‌های علمیه می‌پردازد.


.


#نواندیشی #نقد_شیعه #حکومت_اسلامی #حوزه_علمیه #فقه #آخوندیسم



🌾 @Naqdagin
نقدآگین
#نظرسنجی ۳۷
فارق از باور/عدم باور به ملیت/مذهبی خاص (باورتان را لحظاتی در پرانتز قرار دهید و بی‌طرفانه داوری کنید)، بنظرتان اگر الگوی دختران ایرانی، کدام‌یک معرفی می‌شد، با خشونت‌های حکومتی کمتر و تنش‌ها و موانع کمتری در جهت توسعه‌یافتگی مواجه بودیم؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقدآگین
#نظرسنجی ۳۷
فارق از باور/عدم باور به ملیت/مذهبی خاص (باورتان را لحظاتی در پرانتز قرار دهید و بی‌طرفانه داوری کنید)، بنظرتان اگر الگوی دختران ایرانی، کدام‌یک معرفی می‌شد، با خشونت‌های حکومتی کمتر و تنش‌ها و موانع کمتری در جهت توسعه‌یافتگی مواجه بودیم؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘چه کسی رژیم‌های سیاسیِ امثال اسد و صدام حسین را تا دندان مسلح کرد؟

✍🏻 #طوس_طهماسبی

🍂 دهه‌های بیست تا پنجاه میلادی برای کشورهای مصر، سوریه، عراق و لبنان میان‌پرده‌ای کوتاه از صلح و آسودگی در تاریخ طولانی و خونبار خاورمیانه بود. مردمِ این کشورها معمولا از این دوران به عنوان عصر طلایی یا روزگار خوش نام می‌برند، همانگونه که اکثریت مردم ایران از "زمان شاه" یاد می‌کنند. پس از آن اما، تندبادِ سیاهی که همان ناسیونالیسم چپگرا و غرب ستیز عربی باشد، این کشورها را درنوردید و مغاک سهمگین جنگ و کشتار و سرکوب زیر پای آنها دهان باز کرد.

🍂 اما این طوفان سیاه برای درهم پیچیدن طومار منطقه به یک عامل کمکی کلیدی نیاز داشت که او را مسلح کرده و دستش را از سلاح‌های سنگین و مدرن پر نماید. مصر و سوریه و عراق (تا دهه هفتاد میلادی) پولی در بساط نداشتند. این اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بود که برای ضربه زدن به بلوک غرب و فلج کردن سیاست منظقه‌ای آن، حکومت‌های شبه‌فاشیست بعثی و ناصری را تا دندان مسلح کرده و سیل سلاح و جنگ‌افزار سنگین را به روی آنها گشود.

🍂 مطابق محاسبه ژنرال سعد شاذلی (رئیس ستاد ارتش مصر) در جنگ یوم کیپور، سلاح‌هایی که شوروی تنها تا سال هفتاد و سه به مصر، سوریه و عراق تحویل داده، شامل ۷ هزار تانک، هزار و ۸۰۰ هواپیمای جنگی، ۱۸ هزار قبضه سلاح توپخانه‌ای و ۱۵۰ شناور رزمی می‌شود. سلاح‌هایی که از سال هفتاد و سه تا پایان دهه هشتاد میلادی به سوریه، عراق و لیبی تحویل داده شده، قطعا از این میزان بیشتر بوده است.

🍂 این در شرایطی بود که شوروی نیمی از بهای سلاح‌ها را تخفیف می‌داد و برای نیمی دیگر به این کشورها وام بلند مدت پرداخت می‌کرد. بخش اعظم این وام‌ها، هیچ‌گاه بازپرداخت نشدند. سیاست مخرب و جنگ‌افروزانه امپراتوری شیطانی شوروی، روند طبیعی موازنه قوا در منطقه را مختل نموده و رابطه طبیعی میان توسعه و رشد اقتصادی با قدرت نظامی را از میان برد. در نتیجه، دیوانه‌های خون‌اَشامی همچون صدام، اسد و قذافی بدون آنکه مجبور باشند اولویت را به توسعه و رفاه کشورشان بدهند، همواره می‌توانستند مطمئن باشند که شوروی دست آنها را تقریبا به رایگان با انبوهی سلاح‌های سنگین پر خواهد کرد

🍂 در یک شرایط طبیعی و متوازن و بدون حضور امپراتوری جهنمی شوروی، عراق و سوریه و مصر و لیبی هرگز در شرایطی قرار نداشتند که بتوانند چندین جنگ منطقه‌ای به راه انداخته و میلیون‌ها نفر را به کام مرگ بکشند.

🍂 اما داستان چهار جنگ‌افزاری که در تصاویر قرار داده‌ام چیست؟ پس از شکست سریع و حیرت‌‌آور ارتش سوریه در جنگ سه روزه دره بقاع در سال هشتاد و دو که پیشتر دو بار در این صفحه درباره آن نوشته‌ام، رژیم اسد در وحشت و تزلزلی عمیق فرو رفت. تمام نیروی پدافند و جنگنده‌های آن با تکنولوژی جدید جنگ الکترونیک، فقط ظرف چند ساعت نابود شده بود.

🍂 اسد را گویی صاعقه زده بود. او نمی‌دانست که چه اتفاقی افتاده یا این دیگر چه نوع جنگی است. زمانی که آندروپوف هنگام تشیع جنازه برژنف در مسکو او را بسیار آشفته دید، برایرحفظ تنها دوست باقیمانده شوروی در جهان عرب، به اسد قول داد که شوروی به خاطر سوریه، برای اولین بار خطوط قرمز محکم خود درباره عدم صدور برخی سلاح‌ها را شکسته و دمشق را با مدرن‌ترین سلاح‌ها که تا به حال به هیچ کشوری فروخته نشده مجهز خواهد کرد.

🍂 پس از آن سیل تسلیحات مدرن به سوی رژیم اسد سرازیر شد و ارتش سوریه در اواخر دهه هشتاد میلادی قدرتمندترین دوران تاریخ حیاتش را تجربه کرد.

🍂 در میان چهار سلاح ویژه به سوریه صادر شد که در لیست صادرات نبودند. شرایط به قدری خطیر بود که مسکو برای نخستین بار از قوانین محکم خود در زمینه عدم صدور سطوحی از جنگ‌افراز‌ها تخطی کرد: این چهار جنگ‌افزار عبارت بودن از موشک‌های بالستیک دقیق توچکا، راکت‌اندازهای توپخانه‌ای سنگین اوراگان، سیستم مدافند موشکی ارتفاع بالای سام یازده بودک و نسخه ویژه‌ای از جنگنده میگ بیست و سه با شناسه ام ال دی که به طور انحصاری برای ارتش شوروی طراحی شده بود.


.


#روشیعه #نظامی #سیاست #نقد_چپ #شوروی #روسیه #کمونیسم #محور_مقاومت


🌾 @Naqdagin
📘کنترلِ روحِ انسان: تفتیش عقیده و برده‌داری
— آخوندیسم از مسیحیت تا اسلام
(۱/۲)
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی

🍂 در حال ترجمۀ کتاب «سویه‌های تاریک کلیسا» هستم. مو بر بدن آدمی سیخ می‌شود از اینکه وقتی دینی دولتی شود و یا به ابزار قدرت تبدیل شود، چه جنایت‌ها که مرتکب نمی‌شود. با خواندن این سطور است که می‌توان زیبایی جهان پاگانیِ کلاسیک و سکولار امروز را درک کرد و پاس داشت.

🍂 هیچ تلاش سازمان‌یافته‌ای از سوی یک دین برای کنترل مردم و محدود کردن معنویت آنها بیش از تفتیش عقیده مسیحی اینقدر با بی رحمی همراه نبوده‌است.

🔻تفتیش عقیده که در چارچوب قانونی کلیسا شکل گرفت، به‌طور عمده سعی داشت تا با استفاده از ترس، مردم را به اطاعت وادار کند. همانطور که فرانسیسکو پنا، بازپرس مشهور، در سال ۱۵۷۸ بیان کرد:
«هدف اصلی از محاکمه و اعدام، نجات روح متهم نیست، بلکه دستیابی به خیر عمومی و ایجاد ترس در دیگران است»


🍂 تفتیش عقیده جان‌های بی‌شماری از انسان‌ها را در اروپا و سراسر جهان گرفت، زیرا این حرکت در پی مبلغان خود در نقاط مختلف جهان گسترش یافت. در کنار استبداد تفتیش عقیده، روحانیون همچنین توجیه مذهبی برای عمل برده‌داری ارائه کردند.

🍂 در دوران قرون وسطی، تسلط کلیسا بر روح مردم به حدی بود که هیچ‌گونه اعتراضی نسبت به آموزه‌های آن پذیرفته نمی‌شد. کلیسا به‌عنوان تنها منبع معتبر شناخت خدا، به‌طور مداوم بر مردم تحمیل می‌کرد که هیچ گونه بحث یا مناظره‌ای درباره‌ خدا جایز نیست. همان‌طور که بازپرس برنارد گویی گفته بود:
افراد عادی نباید با بی‌باوران بحث کنند، بلکه «باید شمشیر خود را تا جایی که ممکن است در شکم آن‌ها فرو کنند».


🍂 در زمانی که ایده‌های نوینی درباره معنویت در حال ظهور بودند، کلیسا به‌طور قاطع اصرار داشت که تنها راه مجاز برای شناخت خدا، از طریق آموزه‌های خود است. پاپ اینوسنت سوم نیز اعلام کرده بود:
«هر کسی که سعی کند دیدگاه شخصی خود را از خدا که با آموزه‌های کلیسا در تضاد باشد، تفسیر کند، باید بی‌رحمانه سوزانده شود».


🍂 کلیسا برای تأسیس نهادی که قادر به اجرای پایبندی به اقتدار خود باشد، به قانون کلیسای خود روی آورد. در سال ۱۲۳۱، پاپ گریگوری نهم تفتیش عقیده را به‌عنوان یک دادگاه مستقل و جداگانه از اسقف‌ها و پیشوایان تأسیس کرد. مدیران این دادگاه‌ها، یعنی بازپرسان، تنها به پاپ پاسخگو بودند. این تغییر به معنی جایگزینی اصول حقوقی رایج همچون «بی‌گناه تا زمانی که جرم ثابت شود» با «گناهکار تا زمانی که بی‌گناهی خود را ثابت کند» بود. به قول معروف اصل بر برائت نبود بلکه بر دنائت بود.

🍂 با وجود محاکمات ظاهری، رویه‌های تفتیش عقیده هیچ‌گونه فرصتی برای متهم جهت اثبات بی‌گناهی او باقی نمی‌گذاشت. در این روند، هر کسی که حتی به‌طور مشکوک به بدعت متهم می‌شد، محکوم می‌شد. به متهم هیچ‌گونه حق مشاوره داده نمی‌شد و هیچ‌گونه جزئیاتی در مورد زمان یا مکان بدعت‌های مظنون یا نوع بدعت‌های او ارائه نمی‌شد. دوستی با یک بدعت‌گذار محکوم نیز جرم محسوب می‌شد. تنها چاره فرد متهم تجدیدنظر نزد پاپ در رم بود که آنقدر بی‌فایده بود که حتی به‌عنوان یک شوخی تلقی می‌شد. راهب برنارد دلیسیو در این باره گفته بود:
«..اگر سنت پیتر و سنت پل خود متهم به بدعت می‌شدند، هیچ حق دفاعی برای خود آنها نیز ممکن نبود».


🍂 بازپرس‌ها به‌سرعت ثروتمند شدند. آنها رشوه و جریمه‌هایی از ثروتمندانی دریافت می‌کردند که تلاش می‌کردند از اتهام بدعت‌گذاری بگریزند. تفتیش عقیده تمام اموال و دارایی‌های بدعت‌گذاران ادعایی را مصادره می‌کرد. از آنجایی که شانس اثبات بی‌گناهی بسیار کم بود، نیازی به انتظار برای محکومیت نبود تا اموال متهم مصادره شود. برخلاف قوانین روم که بخشی از اموال را برای وارثان نزدیک محکوم محفوظ می‌داشت، در تفتیش عقیده هیچ چیزی برای وارثان باقی نمی‌ماند.

🍂 پاپ اینوسنت سوم توضیح داده‌بود که خدا فرزندان را برای گناهان پدرانشان مجازات می‌کند. بنابراین، مگر اینکه فرزندان خود برای محکومیت والدین خود به‌طور داوطلبانه اقدام می‌کردند، آنها نیز بی‌خانمان می‌شدند. بازپرس‌ها حتی به مردگان نیز اتهام بدعت‌گذاری می‌زدند، گاهی تا ۷۰ سال پس از مرگشان. آنها استخوان‌های بدعت‌گذاران ادعایی را نبش قبر می‌کردند و می‌سوزاندند، و سپس اموال آنها را از وارثان مصادره می‌کردند.

🔻دستگاه تفتیش عقیده به‌ندرت بخشی از پول‌های جمع‌آوری‌شده را با دادگاه‌های اسقفی یا دولت‌های مدنی تقسیم می‌کرد و یا آنطور که قرار بود، آن را صرف ساخت کلیسا می‌کرد. یک مورخ می‌نویسد که:
«تفتیش عقیده غالباً تمام منابع را برای خود تصاحب می‌کرد، حتی بخشی از آن را به مقامات تفتیش عقیده در رم نمی‌داد».


(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin | @nasaksara
📘کنترل روح انسان: تفتیش عقیده و برده‌داری
— آخوندیسم از مسیحیت تا اسلام
(۲/۲)
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی

🍂 تفتیش‌گران حتی برای تغذیۀ قربانیان نیز تمایلی به پرداخت نداشتند و از خانواده‌ها یا جوامع می‌خواستند که این هزینه‌ها را پرداخت کنند. می‌توان گفت اشتیاق تفتیش عقیده در هر منطقه‌ای متناسب با فرصت‌های مصادرۀ اموال بود.

🍂 پاپ مارتین پنجم دستور داد که روستای فراتسلی‌ها (ماگنالاتا) با خاک یکسان شود و تمام سکنه آن بقتل برسد، اما همان‌طور که فرقه فرانسیسکن‌ها تعالیم فرانسیس را رها کردند، برخی از آنان بعنوان تفتیش‌گر منصوب شدند. اگرچه کلیسا آشکارا از فساد و حرص تفتیش عقیده حمایت نمی‌کرد، اما هیچ اقدامی برای جلوگیری از آن نداشت.

🍂 دستگاه تفتیش عقیده با قربانیان خود بی‌رحمانه رفتار می‌کرد. همان فردی که هم دادستان بود و هم قاضی، تصمیم نهایی را می‌گرفت. در سال ۱۲۴۴ شورای ناربون دستور داد که در محکومیت بدعت‌گذاران، هیچ‌کس (نه شوهر به خاطر همسرش، نه زن به خاطر شوهرش و نه پدر به خاطر فرزندان بی‌دفاع خود) نباید از مجازات معاف شود و هیچ حکمی به دلیل بیماری یا پیری تخفیف داده نشود. هر حکمی، حتی برای مجازات‌های سبک، شامل شلاق زدن می‌شد.

🍂 از میان مجازات‌ها، زیارت‌ها کم‌سخت‌ترین حکم به‌شمار می‌رفت. با این حال، چنین توبه‌هایی که باید به‌صورت پیاده انجام می‌شد، می‌توانست سال‌ها طول بکشد، و در این مدت ممکن بود خانواده فرد توبه‌کننده نابود شوند.

🍂 «بردوش کشیدن صلیب» یا «مجازات تحقیرآمیز» که بسیار سنگین‌تر از زیارت‌ها بود، از توبه‌کنندگان خواسته می‌شد که صلیب‌های بزرگ زرد رنگی را در جلو و پشت خود بپوشند که آن‌ها را در معرض تمسخر عمومی قرار می‌داد و هر تلاشی برای کسب روزی را غیرممکن می‌کرد. حکم رایج‌تر، حبس ابد بود که معمولاً با رژیم غذایی فقیرانه‌ای از نان و آب همراه بود، و گاهی به‌معنای نگهداری فرد در زنجیر یا حبس انفرادی بود. امید به زندگی در زندان‌های تفتیش عقیده بسیار کوتاه بود.

🍂 سخت‌ترین حکم، سوزاندن بر روی چوبه آتش، به کسانی داده می‌شد که یا در توبه قبلی خود شکست خورده بودند، یا دوباره به بدعت برگشته بودند، یا از اعتراف به جرم خود امتناع می‌کردند. اگرچه کلیسا از اواخر قرن چهارم و دوباره در سال ۱۰۲۲ در اورلئان شروع به کشتن بدعت‌گذاران کرده بود، اما قوانین پاپ در سال ۱۲۳۱ تصریح می‌کردند که بدعت‌گذاران باید با آتش بمیرند. سوزاندن مردم تا حد مرگ از نظر فنی باعث می‌شد که از ریختن حتی یک قطره خون جلوگیری شود. سخنان انجیل یوحنا به‌عنوان تأیید این مجازات تعبیر می‌شد:
اگر کسی در من نماند، مانند شاخه‌ای بیرون انداخته می‌شود و خشک می‌شود و مردم آن‌ها را جمع می‌کنند و در آتش می‌اندازند و می‌سوزانند.


🍂 بدون تردید، ظالمانه‌ترین جنبۀ نظام تفتیش عقیده، روشی بود که از طریق آن اعترافات استخراج می‌شد: اتاق شکنجه. شکنجه از سال ۱۲۵۲ که توسط پاپ اینوسنت چهارم مجاز شد، تا سال ۱۹۱۷ که قانون جدید حقوقی به‌اجرا درآمد، همچنان بعنوان گزینه‌ای قانونی برای کلیسا باقی ماند.

🍂 اینوسنت چهارم تأخیرهای نامحدود را برای تضمین اعترافات مجاز کرد و به تفتیش‌گران اجازه داد هر زمانی که بخواهند متهمان را شکنجه کنند. اگرچه متن قانونی شکنجه تکراری را منع می‌کرد، اما تفتیش‌گران به راحتی با ادامه شکنجه، از این قانون فرار می‌کردند و هر فاصله‌ای را که ایجاد می‌کردند، بعنوان «تعلیق» می‌نامیدند. در سال ۱۲۶۲، به تفتیش‌گران و دستیارانشان اختیار داده‌شد که بطور پنهانی یکدیگر را از جنایات خونریزی تبرئه کنند. آن‌ها بسادگی توضیح می‌دادند که متهم بدلیل شکستن گردنش توسط شیطان مرده‌است! بنابراین، با مجوزی که خود پاپ اعطا کرده بود، تفتیش‌گران توانستند عمق وحشت و ظلم را کشف کنند.

🍂 تفتیش‌گران که لباس‌های سیاه پوشیده و کلاه سیاه به سر داشتند، تقریباً از هر کسی اعتراف می‌گرفتند. آنان هر وسیله‌ای را برای وارد کردن درد به بدن اختراع کرده بودند. بسیاری از این دستگاه‌ها با شعار «تنها جلال برای خدا» حک شده بودند!

🍂 شکستن اندامهای بدن، بالابر و شکنجه آب از رایج‌ترین روش‌ها بودند. قربانیان به چربی خوک یا روغن آغشته می‌شدند و زنده زنده کباب می‌شدند. کوره‌هایی که در آلمان نازی در قرن بیستم برای کشتن مردم استفاده شدند، نخست توسط تفتیش عقیده در اروپای شرقی بکار گرفته شدند.

🍂 قربانیان تفتیش عقیده را گاهی در چاهی پر از مار می‌انداختند یا زنده به گور می‌کردند. یکی از شکنجه‌های بویژه وحشتناک شامل قرار دادن یک ظرف بزرگ پر از موش روی شکم برهنه قربانی بود. سپس آتشی زیر ظرف روشن می‌شد و باعث می‌شد موش‌ها وحشت‌زده شده و به داخل شکم فرو روند. اگر قربانی بدون اعتراف این درد وحشتناک را تحمل می‌کرد، زنده‌زنده روی چوبۀ آتش سوزانده می‌شد. معمولاً در سوزاندن‌های عمومی جمعی که به آن «اتو-فه» می‌گفتند.



🌾 @Naqdagin
🔔 زیستن چون یک دهقان
— خطابه‌ای برای جوان: در بابِ تلاش‌های تالستوی در سادگی و معنا

▪️جایی برای اندیشمندان تازه‌نفسی است که گمان می‌کنند حرفی برای شنیده شدن دارند.

🎙ارائه‌دهنده: پیمان جعفرپور | کارشناس ارشدِ ادبیات روس

📆 زمان برگزاری: جمعه ۳۰ آذر‌ماه، ساعت ۱۸

📌 مکان برگزاری: گوگل‌میت (آنلاین) - فایل‌ صوتی (آفلاین)

✔️جهت ثبت‌ نام می‌توانید با آیدی زیر در تلگرام در ارتباط باشید:
@praxispress


.


#خبر_نقدآگین #ادبیات #تولستوری



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM