نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.42K videos
93 files
9.12K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
زنی تنها ۱
@Naqdagin
🎧زنی تنها؛ زندگی و شعرِ #فروغ_فرخزاد (۱/۳)

🍂 از فروغ فرخزاد چه می‌دانید؟ چرا شناخت شعر فروغ بستگی زیادی به زندگی شخصی‌اش دارد؟ در این شماره از «چنین شد»، از زندگی پرماجرای فروغ فرخزاد، شعر او و البته نامه‌هایش می‌شنوید.


#پادکستکش #زنان #خیالپرسه



🌾 @Naqdagin
زنی تنها ۲
@Naqdagin
🎧زنی تنها؛ زندگی و شعرِ #فروغ_فرخزاد (۲/۳)

🍂 شعر فروغ فرخزاد چه ویژگی‌هایی دارد؟ چرا از نظر منتقدان، سه دفتر شعر اول او چندان اعتباری ندارند؟ آیا معاشرت با ابراهیم گلستان در غنای شعر فروغ در دو دفتر آخر تأثیر داشت؟ در بخش دوم این شماره‌ی چنین، درباره‌ی این‌ها و احوالات دیگر از زندگی شخصی فروغ می‌شنوید.


#زنان #خیالپرسه


🌾 @Naqdagin
زنی تنها ۳
@Naqdagin
🎧زنی تنها؛ زندگی و شعرِ #فروغ_فرخزاد (۳/۳)

🍂 در بخش سوم و پایانی، داستان زندگی و شعر فروغ را به پایان می‌بریم. با سپاس از یلدا علایی برای خوانش نامه‌های فروغ فرخزاد.


🗄پست‌‌ مرتبط
📻 زنی تنها (قسمت یکم - قسمت دوم)
📺 روانکاویِ فروغ فرخزاد

#زنان #خیالپرسه


🌾 @Naqdagin
یک پنجره برای دیدن
@Naqdagin
🎧 تحلیلِ «یک پنجره برای دیدن»
از
کتاب «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» #فروغ_فرخزاد

مدرسه ادبیات


#نقد_ادبی #شعرانه


🌾 @Naqdagin
🍁 از مغاک عصر ظلمت
— ام‌آری‌آیِ به‌اصطلاح «مغزِ» حکومت اسلامی

✍️ #شیرین_کریمی

#بیژن_عبدالکریمی، در یک گفت‌وگو با اظهاراتی درباره‌ جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی»، درست در نقطه‌ی مقابل این جنبش موضع می‌گیرد و در کنار سرکوب‌گرانش می‌ایستد.

🌐 مطالعهٔ متن کامل
زمان مطالعه: ۱۳ دقیقه
🔖 ۲۵۸۲ واژه

🗄 پست مرتبط:
📺 مغالطه‌ٔ عبدالکریمی کجاست؟
📕توّاب اهل فلسفه (تبارشناسی تیپ تواب)
📕کارمندان حکومت آخوندی متحد شوید!
📕معجون نهیلیسم اخلاقی و دن‌کیشوتیسم (دلبستگان نظم مستقر؛ جستجوگران معنا در سنت ایرانی-اسلامی)
📕قاعده‌ی صلاح‌الدینی: «تسلیم شوید، جان‌تان در امان است»
📻 انقلابیون محافظه‌کار؟! (محافظه‌کاران ایرانی و تناقضاتشان)



🌾 نقدآگین
🍁 از مغاک عصر ظلمت
— ام‌آری‌آیِ به‌اصطلاح «مغزِ» حکومت اسلامی

✍🏻 #شیرین_کریمی

بیژن عبدالکریمی، در یک گفت‌وگو با اظهاراتی درباره‌ جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی»، درست در نقطه‌ی مقابل این جنبش موضع می‌گیرد و در کنار سرکوب‌گرانش می‌ایستد.

✂️ برش‌هایی از متن
[...]
🍂 در ادامه اندیشه‌های اوجالان درباره‌ی «زن» به شکل حیرت‌آوری شبیه سخنان بیژن عبدالکریمی درباره‌ی «زن» در این گفت‌وگو می‌شود! آن‌هم سخنانی که عبدالکریمی خیال می‌کند بر ضد این شعار و بنابراین برضد اندیشه‌های عبدالله اوجالان می‌گوید! شباهت به‌قدری است که گویی اندیشه‌های عبدالکریمی و اوجالان از یک خاستگاه برآمده‌ یا بر یک سنّت ایستاده‌اند!

🍂 بنیان نظریه‌ی به‌اصطلاح زن‌شناسیِ اوجالان بر «اصالت ذات» متکی است: به این معنا که زن با سه صفتِ ذاتی «زایندگی»، «مادری» و «هوش عاطفی» برجسته می‌شود که نقطه‌ی پیوند زن با «طبیعت»، «خاک» و «مامِ میهن» است؛ همین ویژگی‌هاست که به زن این امکان را می‌دهد تا به حقیقت و هوش کیهانی نزدیک‌تر شود و مرد و جامعه را به عدالت و انسانیت هدایت کند.
[...]
🍂 عبدالکریمی نیز در ادامه‌ی گفت‌وگویش سخنانی می‌گوید که علاوه بر این‌که مرا به یاد مقاله‌ی آرش نراقی درباره‌ی فمینیسم در ایران می‌اندازد، به شباهتش با اندیشه‌ی عبدالله اوجالان نیز بیشتر پی می‌برم.
«زن ایرانی با مهر، فداکاری، عشق و ایثار شناخته می‌شود و حال‌آن‌که تصویر زن در جنبش‌های جدید اجتماعی در سراسر جهان به یک زن هالیوودی تقلیل پیدا کرده است و عناصری مثل عشق، فداکاری، از خودگذشتگی، رنج‌کشیدن برای دیگری، ایثار و ارزش‌های متعالی انسانی را در آن نمی‌بینیم».

🔺🔻اوجالان هم معتقد است:
«زنان یا می‌بایست در حد قداست ایزدبانوان باشند یا هرگز وجود نداشته باشند».

پس تربیت ایزدبانوان به اساسی‌ترین دغدغه‌ی فلسفی اوجالان تبدیل می‌شود، چراکه ایزدبانوان هستند که به زندگی معنا و مفهوم می‌بخشند، نه زنانی که به قول اوجالان
«اسیر در مدرنیته‌ی کاپیتالیستی برده‌ی زندگی مصرفی مانده‌اند!»

از این رو یکی‌انگاریِ شعار «زن، زندگی، آزادی» که ایرانیان آن را از بستر مبارزات آزادیخواهانه‌ی کوردها و به طور خاص از زنان کورد گرفته، مصادره به مطلوب و از آنِ خود کرده‌اند با اندیشه‌های عبدالله اوجالان بی‌معنا و عوام‌فریبانه است. شعارهای انقلابی بستر خود را می‌جویند و با خواسته‌های انقلابیون سازگار می‌شوند.
[...]
🍂 عبدالکریمی در ادامه تابناک‌ترین جمله‌اش در این گفت‌وگو را به زبان می‌آورد، گویی او شیوه‌ی «زن‌بودنِ» بعضی زنان را بهتر از سایر زنان می‌داند وقتی می‌گوید:
«پروین را زن‌تر از فروغ می‌دانم!»

همین‌جا تصور کنید من بگویم:
«عبدالکریمی را مردتر از نراقی می‌دانم!»

تردید نکنید که از نگاه برخی این حرف توهین به نراقی است! بگذریم
[...]
🍂 تک‌تک گزاره‌های این پاراگراف «حرف مفت» است، درست به همان معنایی که هری فرانکفورت در کتابش «در باب حرف مفت» در نظر دارد. عبدالکریمی دو زن را با یکدیگر مقایسه می‌کند و یکی را «زن‌تر» از دیگری می‌داند، این ترفند حقیرانه‌ی سلطه‌گران است که هنگام مواجهه با فرودست‌شدگان با بد و خوب کردن آنان، با هدف حفظ سلطه‌ی خود به کار می‌گیرند. به‌علاوه عبدالکریمی آثار #فروغ_فرخزاد را به «بیان حس جنسی زنانه» تقلیل می‌دهد! «وزش ظلمت را می‌شنوی؟».
[...]
🍂 جمله‌ی آخر که گویی اتمام حجت مرد فیلسوف با «بسیاری از» ماست دیگر جایی برای بحث نمی‌گذارد، زیرا به قول او «بعید است قدرت هضم و فهم» چنین اظهارات ژرفی را داشته باشیم! ما نمی‌توانیم بفهمیم شعار «زن، زندگی، آزادی» که از زبان ده‌ها فیلسوف برجسته‌ی جهان در حمایت از خیزش معترضان ایران بیان شد، پشتوانه‌ی حِکمی و فلسفی ندارد! اما نوم چامسکی، آنجلا دیویس، ژاک رانسیر، جودیت باتلر، آلن بدیو، اتین بالیبار، توماس پیکتی، یانیس واروفاکیس، اسلاوی ژیژک، آنتونیو نگری، جورجو آگامبن و همچنین شمار زیادی از چهره‌های دانشگاهی ایرانی در سرتاسر جهان از این جنبش پشتیبانی کرده‌اند، آیا تمام این متفکران از جنبشی حمایت کرده‌اند که پشتوانه‌ی حِکمی و فلسفی ندارد؟
[...]
🍂 اما نقدهایم به حرف‌های عبدالکریمی را با پرسشی از اهالی فلسفه به پایان می‌برم. چطور ممکن است امروز با چنین نگرش‌هایی به «زنان»، فلسفه در ایران از اساس «فلسفه» باشد؟ تا جایی که خوانده‌ام چنین نگاه‌های واپس‌گرایانه‌ای در دانش امروز فلسفه در جهان جایگاهی ندارد، در متون فلسفی امروز نمونه‌ی جمله‌هایی که از زبان عبدالکریمی، نراقی و دیگران بیان می‌شود بیشتر به نقل از برخی افراد از مغاک عصر ظلمت و به‌منظور نقد و بازخوانی و تصحیح آن‌ جملات بیان می‌شود، نه به‌مثابه‌ی بحث فلسفی و اظهار نظر درباره‌ی وضعیت زنان در دنیای امروز!

🌐 مطالعهٔ متن کامل
زمان مطالعه: ۱۳ دقیقه
🔖 ۲۵۸۲ واژه
.


#چپ_ایرانی #نقد_چپ #نقد_روشنفکران



🌾 نقدآگین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 چرا مسیحیت و اسلام خدای زن ندارند؟
— دلیلِ ریشه‌کن‌‌کردنِ الهه‌ها

🍂 #سادگورو (جاگی واسودو،‌ یوگی مشهور هندی) با اشاره به تخریبِ معابد دیوی در هند و شکار جادوگران در اروپا، سرکوب تاریخی خدایانِ زن را مورد بحث قرار می‌دهد.

🍂 او می‌گوید:
«آن سه الهه‌ای که در دوران پیشا-اسلامی عربستان دربارۀ آن صحبت می‌کنند، یک سالک، یکی از آن الهه‌ها را از آنجا برد و بعنوان شریک شیوا در معبدی هندی مستقر کرد. اما مسلمانان می‌خواستند آن الهه را نابود کنند و ۱۷ بار حمله کردند تا آن را تخریب کنند. و این اهمیتِ نابود کردن زن در جهانی‌ست که در آن زندگی می‌کنیم. چرا که اگر زنان قدرتمند شوند، همۀ ایدئولوژی‌ها و قوانین و تصورات باطل دربارۀ بهشت و... نابود می‌شود».


🍂 او استدلال می‌کند که ادیان ابراهیمی، که عمدتاً مردانه بودند، فعالانه برای حذف پرستش خدایان زن (الهه‌ها) تلاش می‌کردند؛ زیرا می‌ترسیدند توانمندسازی زنان، ساختارهای مردسالارانه آنها را تضعیف کند. تخریب مکرر معبدی در هند، نمونه‌ای از این تلاش سیستماتیک برای از بین بردن الوهیت زنانه است.

🍂 سرکوب الهه‌های زن تأثیر قابل توجهی بر فرهنگ‌های مختلف داشته‌است، به‌ویژه در مناطقی که ادیان ابراهیمی در آن گسترش یافتند؛ مانند اروپا، عربستان و آسیای مرکزی. پرستش الهه‌ها که زمانی (در اروپا، قبل از قدرت‌گیری مسیحیت) در این مناطق رواج داشت، با خشونت ریشه‌کن شد. یکی از ثمراتِ این سرکوب، «شکارِ جادوگران» در تاریخ قرون وسطی است که بسیاری از زنان به‌شکلی وحشیانه و با بهانه‌های واهی، زنده‌زنده سوزانده می‌شدند. این زنان اغلب به دلیل نشان‌دادن توانایی‌های فراتر از نقش‌های سنتی (کارهای خانه)، بعنوان جادوگر برچسب زده می‌شدند. این آزار و اذیت‌ها، نشان‌دهندۀ ترس از توانمندیِ زنان و تمایل به کنترل دانش و نفوذ زنان بوده‌است.

🍂 سادگورو تأکید می‌کند که ادیان ابراهیمی، با تمرکز بر خدای مرد و پیامبران مرد (چرا که به زنان بعنوان پیامبرانی وفادار اعتماد نداشتندبه ریشه‌کنی الهه‌ها کمک کردند. این ادیان فضایی را برای جنبۀ زنانه الوهیت فراهم نمی‌کنند و به تخریب معابد زنانه و سرکوب رهبران معنوی زن همت می‌گمارند. سادگرو این را با هند مقایسه می‌کند، جایی که معابد دیوی در هر روستایی رایج است.

🍂 تفاوت اساسیِ جهان‌نگری مرد و زن، بعنوان یکی دیگر از دلایل این سرکوب مطرح می‌شود. درحالی‌که مرد قبل از سکونت به‌دنبال رسیدن به چیزی در جای دیگری است (میل به پیشرفت و توسعۀ قلمرو)، زن به‌دنبال استقرار و یافتن آرامش در زمان حال است، ولو با کمترین امکانات. بالا-رفتن جنبۀ زنانه (الهه‌های زن)، انگیزۀ مردانه برای توسعه و پیشرفت را به چالش می‌کشد.

.


#نقد_ادیان #زنان #ادیان_ابراهیمی #ادیان_سامی #نقد_اسلام



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂 دستکم تا دو سال پس از پنجاه‌ و هفت، مدام در روزنامه‌ها و مجلات با این دسته از شعرا و نویسندگان به اصطلاح مبارز مصاحبه می‌شد و خاضعانه از آنها تقاضا می‌‌کردند که نظام‌ سیاسی و اقتصادی مطلوب برای آینده کشور و رویکرد مناسب برای رابطه با جهان را مشخص نمایند!

🍂 این موضوع به روشنی نشان می‌داد که آنها یک گروه مرجع نیرومند در جامعه ایران آن روزها و همچنین با توجه به ضعف و انزوای شاخه‌های تخصصی علوم انسانی و سیاسی، نیرومندترین بخش از جریان روشنفکری و تنها گروه موثر آن به شمار می‌رفتند. در غیر این صورت و اگر این شرایط ویژه پنجاه و هفتی بر ایران حاکم نبود، هیچ دلیل عقلانی وجود نداشت که اخوان ثالث، هوشنگ ابتهاج و غلامحسین ساعدی، مدام در روزنامه‌ها درباره الگوی مطلوب نظام اقتصادی یا روابط خارجی کشور سخن بگویند!

🍂 سیطره این دسته از "ادبای مبارز" بر جریان روشنفکری ایران، بخش مهمی از شرایطی را ایجاد می‌کرد که در آن بطور مثال صدای غلامحسین صدیقی شنیده نمی‌شد و صدایی علیه اعدام روشنفکرانی نظیر محمود جعفریان و پرویز نیکخواه برنمی‌خاست.

🍂 گرایش سیاسی این "ادبای مبارز" ترکیبی از چپ‌گرایی مارکسیستی و غرب ستیزی حقیرانه جهان سومی بود. آنها در تناقض‌ها و تضاد‌های عمیق درونی خود در ارتباط با تجدد و جامعه تکان خورده و در حال تحول آن روز ایران غرق بودند و طبعا چیزی نداشتند که به پروسه پیشرفت کشور و خوشبختی مردم هدیه کنند.

🍂 برای همین است که می‌بینید مثلا غلامحسین ساعدی از یک طرف از مطب روانپزشکی خود برای رابطه جنسی خارج از عرف با زنان و حتی همسر دوست نزدیکش سوءاستفاده می‌کند و از طرف دیگر از معشوقش می‌خواهد که چادر سیاه بر سر کرده، ترک تحصیل کند و با مردان غریبه سخن نگوید.

🍂 این روشن‌ترین بیان برای آن تناقض، سردرگمی و عقده‌های فروخورده است که اشاره کردم و به هیچ وجه منحصر به شخص ساعدی نبود و غالب این به اصطلاح روشنفکران مبارز را در بر می‌گرفت.

🍂 برخی دیگر به قدری در مصرف هروئین افراط می‌کردند که می‌بایست چند وقت یکبار عملا آنها را از جوب خیابان جمع کنند؛ دیگری در حالی تئورسین الگوی نوین زن مسلمان انقلابی به شمار می‌رفت، یک معتاد الکلی افسار گسیخته بود که دائما مرتکب خشونت خانگی می‌شد.

🍂 استعداد فکری و ذهنی آنها صرف تشفی آن عقده‌ها و تناقض‌ها و گرفتن انتقام از جامعه در حال پیشرفت آن روز می‌گردید. برای ارضای کینه‌ی افسار گسیخته‌‌ی خود از تجدد و پهلوی، از آوار کردن بدترین مصیبت‌های ممکن بر سر ملت ایران ابا نداشتند.

🍂 امروز ایران در آستانه یک انقلاب بزرگ تمدنی است. اگرچه از سرمایه اجتماعی و نفوذ این "ادبای مبارز" میزان بسیار ناچیزی باقی مانده، اما این موج بزرگ انقلاب تمدنی در راه، همین میزان ناچیز را همچون پسمانده کوچکی از برف زمستان روبیده و نابود خواهد کرد. موج بزرگ انقلاب فرهنگی ایران برای تضمین پیروزی تمام عیارش، هیچ بت کوچک و نیمه شکسته‌ای را برای مراسم جادوگری اصحاب ۵۷ باقی نخواهد گذاشت.

✍🏻 #طوس_طهماسبی


.


#آینه_تاریخ #چپ_ایرانی #نقد_چپ



🌾 @Naqdagin
📘 غرب‌زدگی: مفهومی برای دفن لیبرالیسم؟
آیا گفتمان آل احمد و شریعتی، راه بازگشت اسلام‌گرایی بود؟

🍂 این واقعیت که احیای جهان‌بینی اسلامی توسط شریعتی توانست بخش‌های گسترده‌ای از جامعه ایران را به انقلاب علیه حکومت پهلوی بسیج کند، پرسش مهمی را مطرح می‌کند: چرا مشروطه‌خواهان لیبرال در این دوره نتوانستند چنین تاثیری داشته باشند؟ چرا دیدگاه مذهبی، التقاطی و تا حدی عرفانی شریعتی بیشتر از یک برنامه سکولار و دنیوی در حمایت از حقوق برابر، حاکمیت قانون، تفکیک قوا، و استقلال ملی مورد توجه قرار گرفت؟

🍂 به هر حال، این فلسفه ضد مدرنیستی شریعتی نبود که الهام‌بخش پیروانش شد، روحانیون محافظه‌کار مدت‌ها در سیاست ایران به‌طور صریح با مدرنیته مخالفت کرده بودند. همچنین این‌گونه نبود که محتوای افکار شریعتی برای مخاطبانش به‌طور خاص منسجم باشد. علاوه بر این، استفاده شریعتی از مفاهیم مدرن از طیف وسیعی از نظریه‌های غربی فضایی وسیع برای تفسیرهای مختلف فراهم می‌کرد، بسته به پیش‌زمینه و علایق مخاطبانش.

🍂 بسیاری از پژوهشگران به استعدادهای خطابی و توانایی سخنوری شریعتی در انتقال ضرورت عمل و نیاز به بسیج سیاسی اشاره کرده‌اند. اما این مسئله بیشتر این پرسش را مطرح می‌کند که چرا قدرت اقناع او بر دیگران غلبه کرد؟ پاسخ، به باور من، در نیروی محتوایی خط مشی انتقادی هم‌زمانی نهفته است که به‌ویژه علیه لیبرال‌ها و لیبرالیسم به سبک غربی هدف‌گیری شده بود و با مردم درگیر در سراسر جهان پسااستعماری ارتباط بیشتری داشت. مهم‌ترین نماینده این نقد در ایران جلال آل احمد بود، که مقالات جدلی او بیش از هر کس دیگری در بی‌اعتبار کردن و خنثی کردن جایگزین‌های مشروطه‌خواهانه لیبرال نقش داشت.

🍂 گفتمان غرب‌زدگی به‌عنوان نقدی بر لیبرالیسم الهام‌گرفته از غرب، راه را برای احیای اسلام‌گرایی توسط شریعتی به‌عنوان بازگشتی به یک «خود اصیل» هموار کرد.

از کتاب لیبرالیسم پنهان/ حسین بنایی


.


#گزیده‌کتاب #چپ_ایرانی



🌾 @Naqdagin | @Bardiafrh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 پیامبران دروغین در طول تاریخ (+)
— چگونه مردم فریب خوردند؟


.


#نقد_ادیان #دین‌شناسی #تاریخ_ادیان



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 خلاصۀ کتابِ «روانشناسی ملال» جیمز دانکرت (+)
— راه‌حل بی‌حوصلگی انسان‌ها

🔸ملال، می‌توانیم اسمش را تنبلی، بی‌میلی و بی‌حوصلگی بگذاریم یا شاید برعکس، نوعی حس بی‌تابی و بی‌قراری برای پیدا کردن یک کار یا انجام کاری که مطمئن نیستیم بتواند رضایت ما را جلب کند.

🔸سال‌های مدید، فلاسفه، مورخان و حُکما در پی درک مسئلۀ ملال بوده‌اند. اما علی‌رغم اینکه ملال امری بسیار شایع است، تاکنون جامعۀ علمی توجه نسبتاً کمی به آن داشته است. نویسندگان کتاب روانشناسی ملال تلاش کرده‌اند تا این روند را تغییر دهند و با کمک علم روان‌شناسی، ابعاد تاریک رویارویی انسان با ملال را برایمان روشن کنند.

⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب

معرفی 00:00
مقدمه کتاب 02:12
فصل 1 - ملال، یا هر نام دیگری 09:07
فصل 2 - یک دنیای گُلدیلاکسی 08:35
فصل 3 - انگیزۀ تغییر 16:17
فصل 4 - ملال در طول زندگی 20:54
فصل 5 - یک تجربۀ پراهمیت 25:14
فصل 6 - اوجِ ملال 28:58
فصل 7 - در جستجوی معنا 31:45
فصل 8 -یک همه‌گیریِ در حال گسترش 35:02
فصل 9 - فقط با تمرکز تمام حرکت کن 38:03
نتیجه‌گیری 44:35
جملات پایانی 47:15

.


#زیست‌روان #خودشناسی #ملال #خلاصه_کتاب



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂 مصلح مسیحی پروتستان که پونصدسال پیش تفسیری از انجیل ارائه می‌داد که می‌دونست به خاطرش ممکنه تکفیرش کنند، به این فکر نمی‌کرد که اول باید بشینیم با همه علما مباحثه کنیم و بعد به یه جمع‌بندی برسیم بعد اون جمع‌بندی رو منتشر کنیم. چون تو ذهنش این جمله نقش بسته بود: «وقت نداریم».

🍂 بیش از پونزده ساله به هرکس که که ازم میپرسه چرا انقدر می‌نویسی، در حالت صحت و در حالت موت می‌نویسی، سرپا و نشسته و با دست بسته می‌نویسی، گفتم که «چون وقت ندارم». من سگ اون مصلح پروتستان هم نیستم، اما فهمیدم که چرا مهمه که بدونم وقت نداریم.

🍂 پونصدسال زمان زیادیه، انقدر که میتونه بی‌نهایت بحث و مناظره رو در خودش جا بده. اما انسانی که واقف به فانی بودن خودشه اینجوری محاسبه انجام نمیده. اون افق رو اینطور می‌بینه که جای یک Statement خالیه، و من باید پرش کنم. اینکه غلط یا درسته یا چه ایراداتی داره رو آیندگان شخم خواهند زد و درمیاورند. من فقط باید در اسرع وقت بدم بیرون، چون، و این «چون» خیلی مهم است، خود این بیانیه یک حرکت است، و این حرکت در جنگی که در آن هستیم می‌تواند نتایج را تغییر دهد.

🍂 اینکه بگی «انجیل کافی است ما نیاز به آخوند نداریم» یک بیانیه‌ست، اما بیرون دادنش یک حرکت جنگی بود، چون نوک سرنیزه رو به سمت آخوند قرار میداد‌. و کار خودش رو کرد، و خیلی‌ها بابت این بیانیه خون دادند، و خون ریختند، و خیلی چیزها فروریخت، و خیلی چیزها بنیان نهاده شد، و امروز به تمدن غربی منجر شده، که پناهگاه انسان‌هاست. حتی برای اون‌هایی که بش فحش میدن.

🍂 اگر قائل باشی که در جنگیم، که هستیم، باید برای صدور بیانیه به اندازه‌ی لحظه‌ای هم درنگ نکنی. همون‌طور که یک سرباز در تاریکی اگه بدونه دشمن از جلو میاد، در تیراندازی صرفه‌جویی نمی‌کنه، و با هم‌قطارش هم مشورت نمی‌کنه. بیانیه میتونه یک جمله باشه، میتونه یک استعفاء باشه، میتونه گفتن یه «به تو چه؟» باشه، میتونه بستن روسری به چوب و بالا بردنش باشه، میتونه جیغ زدن تو پیاده‌رو باشه، میتونه لو دادن طرز کار اشرار باشه، میتونه فروختن خود اشرار باشه، میتونه هر نوع عصیانگری باشه. مهم اینه که هرکس در هر موقعیتی در افق خودش جای چیزی رو خالی دید، پرش کنه.

🍂 الان کشور در وضعیتیه که حتی عوام بیسواد دارن از لفظ فروپاشی استفاده می‌کنند، و همیشه وقتی علائم هرج و مرج زیاد میشه، تقاضای عمومی برای یک «قلدر قابل» بیشتر میشه. ما امروز در وضعیتی هستیم که اگر اون قلدر قابل پیدا بشه، به درجه‌ای از خدایی خواهد رسید که در تاریخ ایران بی‌نظیر خواهد بود. دیگه صحبت رضاخان ۲ نیست، الان تخت قدرت و محبوبیت برای جمشید ۲ فراهم شده.

🍂 و دقیقا در چنین افقیه که جای «ما جنبه دموکراسی رو داریم» خالیه. بحث و مناظره و فلسفه‌بافی درباره اینکه آیا مردم ایران واقعا جنبه‌ش رو دارند یا ندارند (که خودش یه سوال انحرافیه، چون هیچ انسانی فارغ از ملیت جنبه‌ش رو نداره و فقط بش تن میده)، یک کار بی‌معنیه.

🍂 ما باید بی‌توجه به هر حرف و انتقادی این استیتمنت رو بندازیم جلو و اگه لازم شد بابتش خون بدیم. چون این کاریه که یک مصلح که میدونه فانیه انجام میده.‌‌ چون میدونه که وقت نداریم.

✍🏻 #اریک

.


#ایران #سیاست



🌾 @Naqdagin | @anarchonomy
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘بی‌احترامی به آرامگاه ساعدی؛ خشم یا تحریف؟!
(۱/۲)
✍🏻 #ناهید_زمانیان

🍂 بی‌احترامی به آرامگاه اشخاص مذهبی و غیر مذهبی در تاریخ پس از اسلامِ ایران، دارای پیشینه است. از بی‌احترامی به جسد کریم‌خان زند، تا از بین بردن مقبره‌ی بهاییان و شکستنِ هر ساله‌ی سنگ قبر شاملو و... همگی نشانه‌ی میزان نفرت ایرانیان نسبت به "دیگری" و گذشته‌ی خود است.

🍂 آرامگاه غلامحسین ساعدی نیز از این بلا به سلامت بیرون نیامد و پس از این اتفاق، شاهد پرخاشگری دو طیف راستگرا و چپگرا به یکدیگر بودیم. گرچه با وجود پیشینه‌ای که گفته شد، به نظر می‌رسد هیاهوی مجاهدین خلق، که دست بر قضا پسر نرگس محمدی نیز در بین آنان دیده می‌شد، شک همگان را به این سو برد که این داستان به کلی ساختگی بوده است. هم‌چنان که می‌دانیم، طیف چپ‌گرا ید طولایی در داستان‌سرایی و خلق روایت دارد. از این منظر بعید به نظر نمی‌رسد که مجاهدین خلق برای عرض اندام دست به چنین کاری زده باشند.

🍂 اما فارغ از چرایی و چگونگی ماجرا، بت‌سازی از ساعدی از سوی اهالی ادبیات و اندیشه، با تحریفِ آن‌چه که او بوده است، به ما نشان می‌دهد که هنوز ادبیات در ایران فهم نشده‌است. در میان انبوهی از آرای ارائه شده در ارتباط با این موضوع از سوی اهالی ادبیات، هیچ پرسشی مبنی بر این‌که چرا یک نویسنده‌ی ادبی در میان بخش اعظمی از ایرانیان اهل مطالعه مورد غضب قرار گرفته‌است، دیده نشد.

🍂 اما در این میان، نوشته‌ی ناصر فکوهی نماینده‌ی تام و تمام کج‌‌فهمی ادبیات در ایران بود. فکوهی آورده است که
" بی‌احترامی به قبر ساعدی جرم تلقی می‌شود و قابل تعقیب قضایی است!"

علاوه بر این نظر عجیب، او بر این موضوع تاکید کرده است که
" این اتفاق حاصل  تبدیل شدن پول و قدرت به ارزش در میان ایرانیان است!"

او می‌گوید
" تلاش ساعدی برای بیرون کشیدن مردمان این سرزمین از چنگال همین اوباشی‌گری بود!"

فکوهی نمی‌داند که این جریان، اتفاقا حاصل فقر و عدم قدرت مردمی است که خوب می‌دانند مسبب نابودی زندگی‌شان کمونیسم و فداییان خلق و مبارزات افرادی مانند ساعدی بود که خود به دامان همان دنیای سرمایه‌داری پناه بردند که آن را از مردم ایران ستاندند.

🍂 از سوی دیگر، فکوهی نمی‌داند که همین شعارهاست که وقتی به ادبیات پیوند می‌خورد، ساعدی را از ادیب به چریک سیاسی تبدیل می‌کند. این همان بیماری ادبیات است که هنوز هم دست از سر ما برنداشته.

🍂 ما می‌توانستیم به جای این شکل از نظریه‌پردازی‌های حزبی و سیاسی، پرسش خود را این‌گونه مطرح کنیم که اگر آرامگاه صادق هدایت، که اتفاقا در همان پرلاشز و نزدیک به آرامگاه ساعدی قرار دارد، مورد بی‌احترامی قرار می‌گرفت، چه طیفی از جامعه دچار خشم می‌شد؟! ناگفته پیداست که در این صورت، تقریبا همه‌ی ایرانیانی که لااقل یکی از آثار او را خوانده‌اند، بر این ماجرا خشم می‌گرفتند و نه‌تنها مریم رجوی، بلکه هیچ‌یک از نمایندگان اپوزیسیون‌ها خود را صاحب تمام و کمال او نمی‌دانستند، زیرا صادق هدایت در خلق ادبی و داستان‌هایش معنا می‌شود. درست به همین دلیل است که هیچ‌کس نمی‌تواند از این نویسنده بهره‌برداری سیاسی کند.

🍂 هدایت، با وجود آرای ضد دینی‌اش، در فرهنگی خلاصه می‌شود که " ایران" نامیده می‌شود. این مهم‌ترین مشخصه‌ی یک نویسنده‌ی ادبیِ موفق است.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘بی‌احترامی به آرامگاه ساعدی؛ خشم یا تحریف؟!
(۲/۲)
✍🏻 #ناهید_زمانیان

🍂 در ادامه برای آن‌که بدانیم ادبیات چیست و رمان‌نویس و داستان‌نویس کیست، بد نیست نگاهی کوتاه به داستایوفسکی بیندازیم.

🍂 داستایوفسکی در عین‌حال که تعلقات مذهبی داشت، قمارباز حرفه‌ای بود و مال و زندگی خود را بارها بر سر قمار باخت. به همین دلیل بود که تا پای جوخه‌ی اعدام رفت و پس از آن به مدت چهار سال به سیبری تبعید شد. اما برای کدام یک از ما مهم است که این نویسنده چگونه زیسته است؟! ما داستایوفسکی را در آثارش می‌بینیم و همین نکته‌ی ظریف است که قضاوت ما را در مورد ادبیات در نقطه‌ی درست قرار می‌دهد.

🍂 داستایوفسکی فارغ از دین و سیاست، به انسان پرداخته و از این زاویه‌ی درست، مسائل سیاسی و اجتماعی جامعه را به او نشان داده است.

🍂 او در " یادداشت‌‌های زیرزمینی" کارمند دولتِ بازنشسته‌ای را به تصویر می‌کشد که از نظام بوروکراسی بیزار و درونش پر از نفرت و خشم است، در عین‌حال که حقیقتی یگانه را به ما می‌آموزد. این کارمند دون‌پایه به ما می‌‌گوید که انسان گاه به طرز خارق‌العاده‌ای دلداده‌ی رنج است.

🍂 داستایوفسکی در این داستان پیشرفت و ترقی را به پرسش می‌گیرد اما نه در آن شکل آرمان‌گرایانه‌ی نویسندگان چپ ایرانی. او از ما می‌پرسد که آیا شادی یک توهم نیست، وقتی تنها موضوع رنج را تغییر می‌دهد؟ این نگاه آن‌ چنان فلسفی است که نمی‌توان آن را به هیچ‌یک از نحله‌های سیاسی و حزبی چسباند.

🍂 او می‌گوید ذات انسان این‌گونه است که همزمان که به عدالت و برابری فکر می‌کند، در پستوی ذهن خود با فکر به خشونت و نابرابری دچار خلسه‌ای ارضا کننده می‌شود. به تعبیری دیگر، او به لیبرالیسم هشدار می‌دهد که در کنار ایجاد رفاه و امنیت، باید واقعیت درونی انسان را بشناسد و بداند که میل به خشونت و روایت‌های نابرابری ممکن است روزی مانند هیولا از دل جامعه بیرون بزند. آیا این همان مسئله‌ای نیست که انسان اروپایی امروز به آن دچار شده است؟!

🍂 در جنایات و مکافات نیز این مهم را یادآوری می‌کند که نه فقر، و نه حتی نخبه بودن به تنهایی دارای ارزش نیست و اگر شما، به عنوان خواننده، نسبت به انسان فقیر حس شفقت و همدردی می‌کنید، باید مراقب باشید که این شفقت نباید از آن جهت باشد که فکر کنید فقر معصومیت می‌آورد، بلکه از آن جهت باید با راسکولنیکف همذات‌پنداری کنید که او نیز مانند شما یک انسان است؛ انسانی که فکر می‌‌کند بر ثروت دیگری حق تصاحب دارد.

🍂 در نهایت، وقت آن رسیده که بدانیم داستان‌نویسی که نمی‌داند هویت سیاسی و اجتماعی او باید تنها در فرم ادبی‌اش خلاصه شود، حتی زمانی که در خاک خفته‌ است نیز برای جامعه مصیبت تلقی می‌‌شود.


.


#نقد_روشنفکران #نقد_چپ #چپ_ایرانی



🌾 @Naqdagin | @nahidestan