نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.42K videos
93 files
9.12K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘قرآن و الهیات سیاسی (۱۹)
— بازسازی قدسی قدرت و نفی سکولاریسم

3️⃣ کشمکش‌های درونی ⚔️

🔻بسیاری از شخصیت‌ها درگیر نبردهای درونی‌اند:

✔️ یحیی تعمیددهنده: پس از بشارت آمدن مسیح، در زندان تردید می‌کند و می‌پرسد:
«آیا تو همان هستی که باید بیاید؟» (لوقا ۷:۱۹).


✔️ عیسی: در باغ جتسیمانی می‌گوید:
«پدر، اگر ممکن است، این جام را از من بگذر، اما نه خواست من، بلکه خواست تو» (متی ۲۶:۳۹) – دعایی پر از اضطراب و تسلیم.


✔️ یونس نبی: فرار می‌کند، ناراضی است از رحمت خدا برای نینوا، و در پایان با خدا مجادله می‌کند (یونس ۴) – نه پیامبری قهرمان، بلکه انسانی در کشمکش دائمی.

✔️ شائول/پولس رسول: پیش‌تر آزاردهنده‌ی مسیحیان؛ در جاده دمشق با تجلی مسیح مواجه می‌شود. پس از آن، دچار تعارضی همیشگی میان جسم و روح، شریعت و فیض می‌گردد (رومیان ۷:۱۵-۲۵).

✔️ مریم مجدلیه: با گذشته‌ای مبهم و تاریک، ولی رابطه‌ای نزدیک با عیسی؛ او اولین کسی‌ست که قیام را می‌بیند، اما جامعه‌ی آن زمان شهادتش را خوار می‌شمارد — تنش میان تجربه روحانی و جایگاه اجتماعی.

4️⃣ پایان‌های باز

🔻پایان‌هایی که نه با نتیجه‌گیری قاطع، بلکه با ابهام یا دعوت به تأمل تمام می‌شوند:

✔️ کتاب یونس: با سوال خدا به یونس درباره خشمش پایان می‌یابد؛ هیچ پاسخی از یونس نمی‌شنویم. (یونس ۴:۱۱)

✔️ انجیل مرقس (برخی نسخه‌ها): پایان در آیه ۸ فصل ۱۶، جایی که زنان از ترس فرار می‌کنند و به کسی چیزی نمی‌گویند – پایانی ناگهانی و سکوت‌آمیز.

✔️ کتاب جامعه: نتیجه‌گیری نهایی‌اش مبهم است؛ نوعی پذیرش واقع‌گرایانه، نه امید قطعی: «از هر چیز لذت ببر، اما بدان که خدا داوری خواهد کرد».

✔️ کتاب ایوب: ایوب درستکار و بی‌گناه همه‌چیزش را از دست می‌دهد: دارایی، فرزندان، سلامتی. او با دوستانش به جدل می‌افتد، از رنجش شکایت می‌کند و حتی عدالت خدا را زیر سؤال می‌برد. در پایان، خدا با او سخن می‌گوید، اما نه پاسخ روشن می‌دهد، نه دلایل را شرح می‌دهد. تنها بر عظمت راز هستی تأکید می‌شود. ایوب در سکوت فرو می‌رود و در نهایت، زندگی‌اش دوباره برکت می‌گیرد: فرزندان نو، دارایی دوچندان. اما هرگز نمی‌دانیم که آیا ایوب همان انسان پیشین است؟ آیا ذهنش آرام یافته یا تنها تن به تقدیر داده؟ این پایان، با سکوتی پرمغز، ما را با پرسشی وجودی رها می‌کند: آیا بازسازی بیرونی، التیام درونی را نیز تضمین می‌کند؟

🔺ویژگی‌هایی مثل شخصیت‌های چندلایه، پرسش‌های بی‌پاسخ، و ساختار دراماتیک نه‌تنها در کتاب مقدس عبری، بلکه در روایت‌های عهد جدید نیز عمداً برای ایجاد تفکر، جدال ذهنی، و مشارکت خواننده در تفسیر طراحی شده‌اند. این ویژگی‌ها دقیقاً آن چیزی هستند که بسیاری از محققان ادبیات دینی آن را «روایت گشوده» یا «دعوت به تفسیر جمعی» می‌نامند.

(ادامه دارد)


🌾@Naqdagin
📘قرآن و الهیات سیاسی (۲۰)
— بازسازی قدسی قدرت و نفی سکولاریسم

✳️ عیسی (۳)
🟥 از گفت‌وگو تا فرمان (۱)
تفاوت ساختاریِ روایت دینی در انجیل و قرآن

۱. تفاوت در راوی و خاستگاه صدا: از انسانِ تاریخی تا کلامِ مطلق

الف) انجیل: چندصدایی انسانی و روایت در دل تاریخ

🔸انجیل‌ها از زبان خدا سخن نمی‌گویند؛ بلکه روایت‌هایی‌اند که از سوی انسان‌ها و جوامع مؤمن پدید آمده‌اند. چهار انجیل رسمی (متی، مرقس، لوقا، یوحنا) نه تنها نویسندگانی انسانی دارند، بلکه زمینه‌ای تاریخی، فرهنگی و الهیاتی نیز در پس هرکدام‌شان دیده می‌شود.

🔸در این متون، عیسی سخن می‌گوید، پاسخ می‌دهد، پرسش می‌کند، داستان تعریف می‌کند، مَثَل می‌آورد؛ گویی وارد صحنه تئاتری شده‌ایم که بازیگران آن مردم، شاگردان، فریسیان و خود عیسی هستند.

🔸خداوند در اناجیل کمتر به‌طور مستقیم سخن می‌گوید. خدا در پس‌زمینه است؛ و عیسی در مرکز صحنه به‌عنوان معلم، شفادهنده، واعظ و همراه مردم
قرار دارد.

🔸در این ساختار، زبان انجیل بیشتر دیالوگی و انسانی است. عیسی در کوچه و بازار، در کنار فقرا و گناهکاران، حرف می‌زند، می‌بخشد، می‌پرسد و مهربانی می‌ورزد. روایت انجیل، «چهره انسانی از خدا» را در مرکز دارد.

🔸راویان این متون، انسان‌هایی‌اند که خود در معرض تردید، تجربه، خطا، ایمان و امید بوده‌اند. حتی عیسی، شخصیت محوری این متون، نه چون خدای بر تخت نشسته، بلکه به‌مثابه انسانی تاریخی و پر از حس‌‌های زنده ظاهر می‌شود. او پرسش می‌پذیرد، درد می‌کشد، اشک می‌ریزد و تنهایی را تجربه می‌کند.

🔸در روایت‌های انجیل، اساساً گفت‌وگومحور، مشارکتی و درگیر با زندگی روزمره‌اند. تجربه دینی در اینجا محصول مواجهه انسانی با «امر الوهیِ حاضر در زندگی‌»ست، نه اطاعت از فرمانی آسمانی.


ب) قرآن: صدای مطلق و راوی یگانه در فرازِ تاریخ

🔸برخلاف اناجیل، مولف قرآن به‌صراحت کلمات خود را کلامِ مستقیم خداوند معرفی می‌کند. و ادعا این است که نه‌تنها نویسنده‌ یا تدوین‌گر انسانی ندارد، بلکه پیامبر نیز صرفاً ناقل وحی‌ای در حد ضبط صوتی‌ست بدون هیچ نوعی از دخالت ناخودآگاهِ انسانی‌ (علی‌رغم نمودهای آشکار و متعدد از سوگیری الله به‌سوی منافع و امیالِ شخصی محمد):

🔸در قرآن، صدا از آنِ خداوند متکلم است؛ خدایی که بی‌زمان و بی‌مکان، از بالا و بی‌چون‌وچرا فرمان می‌دهد و تفسیر نهایی هر چیز سخن او خواهد بود. نه تردیدی هست، نه «گفت‌وگویی اصیل»؛ بلکه صدایی واحد، مطلق، قاطع و فرمان‌روا بر سراسر متن حاکم است.

🔸حتی آنجا که دیالوگ‌هایی میان پیامبران و قومشان نقل می‌شود، باز هم این نقل قول از دریچه‌ای الاهی و کنترل‌شده روایت می‌گردد. خداوند هم نویسنده است، هم ناظر، هم داور و هم فیلترکننده‌ی معنا.


۲. جایگاه مخاطب: از انسانِ دعوت‌شونده تا بردۀ مکلف به اطاعت محض
مشارکت انسانی در انجیل / انفعال تکلیفی در قرآن

الف) مخاطب اناجیل: هم‌سخن، نه مطیع

مخاطب در انجیل نه یک "مکلَّف بی‌چهره"، بلکه انسانی خاص، با نام، تجربه، تردید، درد، و انتخاب است. عیسی با افراد متنوع روبه‌رو می‌شود: زناکاران، باج‌گیران، دیوانگان، کودکان، بیگانگان. حضور مخاطب در متن، زنده و تعامل‌محور است. مثال‌ها بسیارند که عیسی با زنی زناکار، مأمور مالیات، سامری ناپاک، یا شاگرد شکاک وارد گفت‌وگو می‌شود.

✖️او نه تحقیر می‌کند و بر وحشت ایجاد کردنِ مدام با توصیف پر جزئیاتِ عذاب‌های جهنم و عذاب‌های اقوام سابق تکیه می‌کند، نه حکم می‌راند، نه ترورِ مخالفان را عادی‌سازی می‌کند و حکمِ خدا جا می‌زند، نه غنائم جنگی و زنان مختلف را سهم خاص خود می‌داند، نه تازیانه می‌زند و تازیانه‌زدن را خواست و حکم خدا معرفی می‌کند، نه دهان مستان را می‌بوید تا به زمین افکندشان، نه به‌صلیب کشیدن مخالفانِ خود و بریدنِ دست‌وپایشان به‌خلاف هم را (وفق قرآن) فرمانِ و خواستِ خدای پدر جا می‌زند،

🔻بلکه می‌پرسد، می‌بخشد، و دعوت می‌کند
:

او در برابر پیلاتس سکوت می‌کند، چون قدرت تحمیل ندارد. ایمان را تحمیل نمی‌کند، بلکه در دل تجربه‌های انسانی می‌کارد.

در این ساختار، انسان مدام در حال انتخاب و سنجش است؛ دین نه یک قانون، که یک گفت‌وگوی درونی و دعوتی آزادانه است.

ب) مخاطب قرآن: فرمان‌برِ جمعی، هدف هشدار

🔺در مقابل، مخاطب قرآن معمولاً «به‌صورت جمعی» مورد خطاب قرار می‌گیرد: «یا أیها الناس»، «یا أیها الذین آمنوا»، «یا ایها الکافرون». فرد، در این زبان، بیشتر یک عضو از توده‌ای مکلف است تا یک شخصیت یکتا. رابطه‌اش با خداوند، رابطه‌ی «بنده با مولی» است، نه «انسان با معلم یا نجات‌بخش».

(ادامه دارد)


🌾@Naqdagin
📘قرآن و الهیات سیاسی (۲۱)
— بازسازی قدسی قدرت و نفی سکولاریسم

✳️ عیسی (۴)
🟥 از گفت‌وگو تا فرمان (۲)
تفاوت ساختاریِ روایت دینی در انجیل و قرآن

🔺🔺«اطاعت، خوف، تقوا، و تمکین» مفاهیمی کلیدی‌اند
. بهشت در قرآن، نه چونان «هدیه‌ای به عاشقان» یا «مکانی درونی حاصل از نگاهی لطیف»، بلکه «مزدِ و سود تجارتی تماما مادی و جسانیِ بردگانِ مطیع و مجاهدانِ مرگ‌پرست و خون‌افشان» است. مخاطب قرآن «باید بترسد، «باید گوش دهد، و باید تبعیت کند، و باید جان و مال خود را در راه بسط امت رسول‌الله و قدرتِ اولی‌الامر (امام و خلیفه) فدا کند و باید به‌قتل برساند و کشته شود».

🔺مخاطب قرآن موجودی‌ست که باید اطاعت کند، از عذاب و چهرۀ خدای عذاب‌گر در دنیا و جهنمش بترسد، و «اخلاق بردگی و خوی اطاعت‌گری» تا عمق استخوانش درونی شود.

🔺حضور مخاطب در قرآن بیشتر انفعالی است؛
رابطه او با مولف قرآن، رابطه‌ی بنده با فرمانروای مطلق است، نه انسان با معلم یا دوست یا معشوق. زبان قرآن برای مخاطب نه‌تنها عبرت‌گیرنده، بلکه هشداری، شدیدا تهدیدگر و تکلیف‌گذار نیز هست:
«فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ» (بقره ۲۴)



۳. فرم و گفتمان متن: از تاریخ‌نویسی انسانی
تا خطابه‌ی آسمانی

الف) انجیل: روایتِ تجربه‌ی زیسته

🔸انجیل‌ها از نظر ساختار، بیشتر به یک زندگینامه‌ یا تاریخ دینی شباهت دارند. خواننده با شخص عیسی از تولد تا مرگ و رستاخیز همراه می‌شود. مکان‌ها، شخصیت‌ها، سیاست‌ها، فرهنگ و مناسبات اجتماعی همه در خدمت تصویر انسانی و قابل لمس از تجربه‌ی دین‌اند.

🔸این سبک روایت، دین را در دل تاریخ و میان انسان‌ها نشان می‌دهد، نه بیرون از آن. با زبان ساده، با تصویرسازی ملموس، و با دیالوگ‌هایی انسانی، اناجیل بستری می‌سازند برای تجربه دینی در دل رنج‌های واقعی.

🔸مکان‌ها، شخصیت‌ها، فضای جغرافیایی و سیاسی (روم، فریسیان، معبد، اورشلیم) همگی در بستر واقع‌گرایانه آمده‌اند [در مقایسه با قرآن که عملا مکان‌های اصلی نیز بسیار گم‌اند. مشخص نیست که ار مکه چرا فقط یک بار نام برده می‌شود، یا مختصاتی از آن آمده که با مکۀ تاریخی نمی‌خواند. مسجدی‌الاقصی مشخص نیست نام چه مسجدی بوده و به کجا اشاره دارد؟].

🔸سبک انجیل با تصویرسازی، جزئیات انسانی، و گفت‌وگوهای طبیعی، زیست-جهانی انسانی می‌سازد که خواننده را درگیر تجربه‌ای واقعی از مواجهه با خدا در قالب یک انسان می‌کند.

ب) قرآن: ساختار خطابه و بلاغت قدرت

🔸ساختار قرآن ترتیب زمانی خطی ندارد و خطی و روایی نیست؛ موج‌وار، و پراکنده است. یک سوره ممکن است هم داستان، هم حکم شرعی، هم تهدید، هم تمثیل، و هم تاریخ را درهم بیامیزد. این ساختار، بیشتر یادآور یک خطابۀ کلیسایی‌ست تا یک تاریخ بشری.

🔸پیامبران قرآن اغلب شخصیت‌هایی اسطوره‌ای‌اند؛ الگوهایی صامت و مجسمه‌گون، نه انسان‌هایی زنده
. «عواطف و افکارِ شخصی» آنان در پسِ پشتِ عظمتِ وظیفه‌‌محوری و اطاعت مطلق‌شان محو می‌شود. پیامبر اسلام در قرآن کمتر دچار تردید یا تنهایی می‌شود، و بیشتر چون فرمانده‌ای مأمور و مقتدر ظاهر می‌گردد. برخلاف عیسی که از پدر می‌نالد: «خدایا، چرا مرا ترک کردی؟»، محمدِ قرآنی می‌شنود: «وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ».


🔲 روایت دینی، شکل‌دهنده‌ی نسبت انسان و قدرت

🔻متن دینی فقط «وسیله‌ی محضِ» انتقال پیام نیست؛ بلکه خودش «فرم‌دهنده‌ی رابطه‌ی انسان با امر متعالی» است. از همین‌رو، تفاوت انجیل و قرآن تنها در محتوا نیست، بلکه در فرم، ساختار، و راوی نیز ریشه دارد:

▪️اناجیل: بطور خلاصه «انسان‌محور، دامن‌زننده به گفت‌وگو، تاریخی، دعوت‌محور» بوده‌اند. خدا در انجیل بیشتر شبیهِ «یک دوست و همراه» است تا «فرمانروا». این ساختار، زمینه‌ساز نوعی الهیاتِ سکولار، آزاد، و شخصی بوده‌است.

▪️قرآن: بطور خلاصه «اقتدارمحور، تک‌صدا، قانون‌مدار، و بالاسری». خدا در قرآن «آمر، قاضی، عذاب‌دهنده و میرغضب، جلادی داعشی با تاکید مکرر بر اجرای احکامی چون شلاق و صلیب و قطع دست و پا به خلاف، و مولای مطلق و قاهر» و «نقض‌کنندۀ مدام اولیاتِ اخلاقی»، برای «پیشبردِ امیال و اهداف فرد حاکم» است. این فرم، دینی می‌سازد با یک نظام «تمامیت‌خواه و شمول‌گرا»، عمیقا مطلوب نظام‌های سیاسی «خلیفگی/امت-امامتی»، و نظم شریعت‌محوری ستبر که با اساسِ ایدۀ سکولاریسم تعارض ذاتی دارد.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
تازه‌کاران مراقبه
همه‌شان می‌نشینند،
کمر راست، چشم بسته،
لب فروبسته،
گویی بودا خواهد آمد.

اما بودا آمد و رفت.
در همان قاشق سوپ داغ.
در خندهٔ آن «زنِ روسپی».


روسپی و روشن‌ضمیر
زاهدان گفتند: «گناه است!»
من اما خوابیدم کنار او.
زیباترین خطبه را
بدنش بر پوستِ شب نوشت.

آیا آن لذت
از چشمِ بودا پنهان بود؟


مرگ
می‌پرسی بعد از مرگ چه خواهد شد؟
همین‌جا بنشین. همین حالا بمیر.
اگر توانستی بمانی،
آن‌وقت درباره‌ی بعدش حرف بزن.


درباره‌ی حقیقت
حقیقت را می‌خواهی؟
به این فنجان چای نگاه کن.
گرم است، بخارش بالا می‌رود.
اگر از این هم ساده‌تر بخواهی، برو!


🔸#ایکیو_سوجون (Ikkyū Sōjun) یکی از برجسته‌ترین و در عین حال غیرمتعارف‌ترین استادان ذن در تاریخ ژاپن.

🔸ایکیو در سال ۱۳۹۴ میلادی در حومهٔ کیوتو به دنیا آمد. گفته می‌شود که او فرزند نامشروع امپراتور گو-کوماتسو و یک زن درباری بود. در پنج‌سالگی از مادرش جدا شد و به معبد آنکوکو-جی سپرده شد تا به‌عنوان یک آکولیت (شاگرد مذهبی) تربیت شود. در آنجا، آموزش‌هایی در زمینهٔ فرهنگ و زبان چینی دریافت کرد و نام «شوکن» را گرفت. در سیزده‌سالگی به معبد کنین-جی در کیوتو رفت تا زیر نظر استاد بوتتسو به تحصیل ذن بپردازد. در این دوره، او شروع به نوشتن اشعاری کرد که از نظر فرم غیرسنتی بودند و در آن‌ها به‌طور آشکار از رهبری معبد کنین-جی انتقاد می‌کرد. او از ساختار اجتماعی و فقدان تمرین واقعی ذن در اطراف خود ناامید شده بود.

🔸ایکیو به‌خاطر سبک زندگی غیرمتعارف و نقدهای تندش از ساختارهای رسمی ذن و بودیسم، شهرت داشت. او به‌جای پیروی از قواعد سخت‌گیرانهٔ معابد، زندگی‌ای آزادانه و سرشار از هنر، شعر، و حتی ارتباط با مردم عادی را برگزید. اشعار او، که اغلب در قالب هایکو بودند، بازتابی از درک عمیق او از زندگی، مرگ، و معنویت بودند.

📻 عارفۀ تن‌باز و عارفان معاصر
📕چرخش بدورِ دایرۀ زندگی و خدا
📗من هرگز خدا را ندیدەام!
📺 در باب پوچی
📺 مناظرۀ نیچه با شوپنهاور
📺 فلسفه آلبر کامو: شور زیستن در جهانی بی‌معنا

.


#شعرانه #معنویت #شعر #ذن #ذن_بودیسم #بودیسم #دیانت #ادیان



🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 آیا انسان آفریده شد یا تکامل یافت؟ (+)
— علم یا دین؟ مناظره داروین با پاپ فرانسیس!

🔸در این مناظره، چارلز داروین و پاپ فرانسیس روبه‌روی هم قرار می‌گیرند تا درباره‌ی خلقت انسان، نظریه تکامل، ایمان، علم، و معنای هستی گفت‌وگو کنند. از کتاب منشأ گونه ها تا کتاب مقدس، تضاد میان علم و مذهب.

⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب

00:00 چرا علم ؟ چرا مذهب ؟
07:40 خلقت انسان از نظر داروین
11:59 خلقت از نظر پاپ فرانسیس
16:47 به بشریت چه کمکی کردین؟
18:55 دستاورد های پاپ فرانسیس

📺 از کشیشی پرشور تا بی‌خدایی قاطع
📻 علم و دین: پنج پرسش: یک - دو - سه - چهار - پنج - شش - هفت - هشت - نه - ده - یازده
.


#نقد_ادیان #داروین #فلسفه #تاریخ #مناظره #علم #دین #آگاهی


🌾@Naqdagin
📺 وقتی ذهن نقاد «مبشر مسیحی» را آچمز کرد

🔸در مناظره‌ای داغ در حیاط دانشگاه، کشیش کلیف ناکتل از وجود خدا می‌پرسد، اما دانشجوی جوان پاسخ را به سطحی بالاتر می‌برد:
«موضوع فقط خدا نیست؛ مسئله اینه که نهادهای دینی چه نقشی در رنج و سکوت جوامع ایفا می‌کنن».

بحثی صریح درباره نقش کلیسا (نهادهای مذهبی)، سرکوب، دعا و اطاعت… و این سؤال مهم: آیا دین به بهبود زندگی مردم کمک کرده، یا فقط آن‌ها را به تحمل وضع موجود دعوت کرده؟

🔸دینی که مبلغان مذاهب بدان می‌خوانند، پذیرشِ یک‌‌مشت آموزه‌های کلیشه‌ایِ تاریخی‌ بر مبنای یکسری کتب است که آن‌ها صبح‌وشام، بدون حتی دیدی انتقادی و آزاد، تکرار کرده‌اند و از حفظ شده‌اند. چنین دینی بیشتر از آنکه روشنگر و آزادی‌بخش باشد، در نقش نظم‌دهنده برای بشر عامی، و در عین حال ابزار کنترل و سرکوب برای قدرت‌ها عمل می‌کند؛ ولو بهترین آموزه‌های اخلاقیِ ممکن نیز در خود جمع کرده‌باشد، نه اینکه مثل وجوهِ داعشی قرآن و اسلام، خود بخش مهمی از عقب‌ماندگی جامعه و سرکوبِ روزمرۀ بخش‌های بزرگ و مختلفی از مردم باشد.

🔸اینکه از میان این همه آخوند، یکی حسین‌علی منتظری می‌شود، و مابقی سرِ خود را در آخوری که حکومت برای آن‌ها می‌ریزد، فرو می‌کنند و دم بر نمی‌آورند و منکرهای بزرگ و معروف‌ها در نظرشان به اموری سطحی و فقهی جابجا شده‌است، دقیقا بدین خاطر است که دین در نزد آن‌ها نه امری زنده و روح‌مند و حاصل از تامل و جستجوی فردی، معطوف به اخلاقِ انسانی و جهان‌شمول، بلکه مشتی آموزه و قصه و قاعدۀ فقهیِ قابل حفظ‌کردن و نمایش است، که با آن می‌توان به خیال خود مشخص کرد چه کسی چه مقدار دیندار است و هم‌شکل ما، و چه کسی چه مقدار از دین خارج شده و مرتد شده و از هم‌شکلان ما خارج شده، و در نتیجه نجس است مثل سگ و خوک و مدفوع، و باید او را تکفیر کرد، تا حس کرد ما از عده‌ای دیندارتریم و دین‌مان را خیلی جدی گرفته‌ایم!

📺 از کشیشی پرشور تا بی‌خدایی قاطع
📺 مناظره داروین با پاپ فرانسیس!

.


#نقد_ادیان #دین_تاریخی #شریعت #آخوندیسم



🌾@Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 چگونه به آن نقطهٔ منحصربه‌فرد رسیدیم، نقطه‌ای که به نظر من، مسیحیت را به استثنایی در میان ادیان تبدیل می‌کند؟

🎙#اسلاوی_ژیژک

🔸همه‌چیز از «کتاب ایوب» آغاز شد. همان‌طور که می‌دانیم، اوضاع ایوب به‌شدت خراب می‌شود. او همه‌چیزش را از دست می‌دهد: خانه‌اش، خانواده‌اش، دارایی‌هایش، و الخ. سه دوست ایوب به دیدنش می‌آیند و هرکدام می‌کوشند مصائب او را توجیه کنند اما عظمت ایوب در این است که معنای عمیق‌تری که دوستانش می‌گویند را قبول نمی‌کند. و هنگامی که در پایان کتاب ایوب، خدا خودش ظاهر می‌شود، حق را به ایوب می‌دهد و می‌گوید هرچه که دوستانِ الهیدان ایوب گفتند، نادرست است. و هر آنچه که ایوب می‌گفت، درست است: در فجایع هیچ معنایی وجود ندارد.

✍🏻 ترجمهٔ #حسین_متقی
@philosophyinthetoilet

🎦 بخشی از فیلم «راهنمای ایدئولوژی برای منحرفان»

📺 پیترسون: «عیسی خداست!»
📕فریاد بر خدای پدر یا نوزاد سخنگو؟
📕دو ایوب، دو سنت، دو سرنوشت
📺 ماتریالیسم و الهیات (یکم | دوم | سوم | چهارم)
📺 در بابِ اسلام (یکم | دوم)

.


#نقد_ادیان #فلسفیدن



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 کمال حیدری، مرجعِ محصور

کتاب‌های زیاد
آن‌ها کوهی از کتاب بر سر هم چیده‌اند،
و خودشان در زیر آن‌ها مدفون‌اند.
من کتاب‌ها را می‌سوزانم
تا در آتش‌شان چای بجوشانم.
دانش، اگر تو را آزاد نکند،
تنها زندانی نرم‌تر است.


✍🏻 #ایکیو_سوجون (Ikkyū Sōjun) یکی از برجسته‌ترین و در عین حال غیرمتعارف‌ترین استادان ذن در تاریخ ژاپن.


🔸هرچند اگر کلیتِ دستگاه مرجعیت اسلامی و دستگاه پاپی مسیحی (که یکی از بنیادهای جنگ‌های خونینِ و ادامه‌دارِ مذهبی و تکفیر و تنجیس و خشونت با دیگری‌ها به‌اسم خدا و امر قدسی و شریعت بوده‌‌‌است) با مشیِ فیلسوفان، یا حتی در میان ادیان، با بودیسم (که مکتب‌محور است و استادمدار و غیرمتمرکز) مقایسه شود، از عواملِ مهمِ انحاطِ «معنویت و تفکر و دیانتِ اصیل» تلقی می‌شود، اما در مقایسه میانِ دستگاه پاپی مسیحیتِ کاتولیک و مرجعیت شیعه، علی‌رغم اینکه دومی نامتمرکزتر از اولی‌ست، چون دومی بر محور مذهب و دینی قدرت‌‌ساخته/‌قدرت‌محور با فقهیات ستبر و در ذیل حکومتی دینی‌‌ای‌ست که از دانشگاه تا حوزه را در زیر مداخلاتِ ویران‌گرِ خود دارد، می‌بینیم که بعد از ۱۴۰۰ سال، هنوز هم مرجعی گشوده به دیگری‌ها و با روحیۀ جوانانۀ پژوهشگری و شجاعتِ بیانِ تحقیقات خود، امکان بروز و ظهور آزادانۀ معارفِ خود را ندارد، چه رسد که بخواهد مثل پاپ‌ِ‌های متاخرِ مسیحیان، پیش‌گامِ پذیرش بسیاری حقوق و حقایقِ جهان مدرن در میان دین‌داران شود.

🔸اگر روحی جویندۀ حقیقت و گشوده به دیگری‌ها مثل آیت‌الله کمال حیدری، در غرب بود، بی‌شک به مقام پاپی می‌رسید، ولی در این‌جا از حسادت و تنگ‌نظریِ موجود در اسلام و تشیع سنتی، خصوصا از آن‌جا که صنف آخوند شدیدا با قدرت ممزوج شده و قدرت را به تسخیر خود درآورده و خود نیز در تسخیرِ شدیدِ امیالِ آن است، در حصر و بایکوت و تکفیر گرفتارش کرده‌اند و جامعه را از معارف او محروم ساخته‌اند و سببِ کند شدنِ حرکت جامعه به سمت جلو شده‌اند. تا در عصر رقابتِ هوش مصنوعی‌ها و فتح مریخ، ما هنوز درگیر آن باشیم که حق داریم زنانِ ناباور به حجابِ حکومتی (و نه حتی اسلامی) را در ماشین و غیرماشین با «چشم‌چرانی اسلامی» رصد و جریمه‌ کنیم؟ یا حق داریم کسی که جاده را در اعتراضی سیاسی بسته، به‌عنوان محارب و دشمن رسول‌الله بکشیم و قاتلِ مردمِ معترض را به‌عنوان شهید وطن جا بزنیم؟ آیا حق داریم برقِ مردم را ببریم و بگوییم خودشان فکری به حال خود کنند، درحالی‌که سه دهه به‌اسم برق، از هسته‌ای گفتیم و کشور را در زیر شدیدترین تحریم‌های اقتصادی و فلاکت و فقر گسترده بردیم؟

🔸ساده‌زیستیِ واقعی، ساده‌زیستی‌ای‌ست که زیستِ دیگری‌ها را در جامعه‌ات ساده کنی. کار دشواری نیست، فقط باید پا و دست درازت را از گلوی‌شان برداری و از دولتِ همه‌جا حاضرِ خودمقدس‌ساز به یک دولتِ کوچکِ غیرقابل‌ِ دیده‌شدن بدل شوی که مانع رشد و شکوفایی اقتصاد و فرهنگ نشوی.

🔸باید بفهمی دولت و سیاست قرار نیست اقتصاد و فرهنگ را بسازد، بلکه همینکه خراب نکند و شر نرساند، بالاترین هنرش است! همینکه مانع از از ارتباط آزاد و سادۀ مردم با همدیگر (شبکه‌های اجتماعی و ان‌جی‌اوها و احزاب) و با روشنفکران و عالمانِ مستقل داخلی و خارجی، و با سرمایه‌‌ها و اقتصادهای دنیا نشود، شاهکار کرده‌است.

🔸ساده‌زیستی‌ای که زیستِ اقشار مختلف جامعه را دشوارتر و عذاب‌آورتر از دیروز کند، بیشتر از نوعی «خودسرکوبیِ نمایشی» حاصل‌شده، و به‌دنبال بهشت و سعادتی خیالی پس از مرگ است. کسانی که به‌اسم سعادت خیالی پس از مرگ، زندگی مردم را به جهنمِ غم و حسرت و افسوس و افسردگی و یاس بدل می‌کنند، دربانانِ دوزخ‌اند، نه عالمِ دین و گسترندگانِ معنویت.
خدای زاهدان
خدای زاهدان در معبد زندانی است
و هر شب قربانی می‌طلبد.

خدای من در ساقه‌ی بامبوست،
در بخار چای،
در لبخند روسپی،
و در سکوت نیمه‌شب.
او چیزی نمی‌خواهد،
فقط هست.



📺 علوی بروجردی اصلاح‌طلب و حصر کمال حیدری
📺 حصر آیت‌الله کمال حیدری
📺 کمال حیدری: از سرکوبِ علامه طباطبایی می‌گوید

📺 کمال حیدری: خمس/ولایت فقها برمبنای «دروغ مصلحتیِ» غیبت صغری
📺 امام زمان یا غلو بزرگ؟
📺 امامت جایی در قرآن ندارد
📺 کمال حیدری: «قرآن اصلی» دست ما نیست!
📺 آیت‌الله حیدری: قرآن ۱۰۲۴۳ اختلاف دارد
📺 اشکالات صرف و نحوی قرآن

📻 پروسۀ تولید امام زمان
📺 روحانیت شیعه و فوکویاما
📺 قصۀ امام زمان و تحریفات
📺 مهدی قراره بیاد؟
📺 داستان امام زمان از تولد تا ظهور
📻 سنگ محک مدعیان
📻 مهدویت در ترازو
📻 رهبر فراپیر مخفی

.


#آخوندیسم #نقد_شیعه #حکومت_اسلامی #شعرانه #ذن #ذن_بودیسم



🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 جشنِ خداحافظیِ دخترانِ دبیرستانی

🔸جامعۀ ایرانی پس از جنبشِ تاریخیِ «زن، زندگی، آزادی» به عقب برنخواهد گشت؛ تقلای امر محال نکنید و بیشتر از این هزینۀ عبث به خودتان و مردم و دینِ تاریخی‌شان بار نکنید. باید فکری برای حوزه‌ها و دروس‌شان و تصحیح تعریفِ دین‌داری در عصر مدرن کنید.

🔸باید درک کنید دین‌داری مساویِ التزام به تمامیتِ شریعت‌ نیست و شریعت نیز مساویِ حجابِ اجباری و منعِ بهره‌گیری از هنرهای مختلف انسانی؛ و حجاب نیز برای فرد نامعتقد به اسلام یا حتی مسلمانِ نامعتقد به حجاب، با زورِ جریمه و تهدید، از آغازِ تاریخیِ حکمش نبوده‌است؛ در جهانِ امروز که به هیچ روی نمی‌تواند باشد.

🔸هر ثانیه که بیشتر در مقابل فهم مقاومت کنید و بخواهید جامعه را با زور از آنچه هست و می‌خواهد، بازدارید، خاکش بیشتر به چشمِ دین می‌رود. کسی که واقعا درد دین و معنویت داشته‌باشد و دلسوزِ روحِ دیانت باشد، مقابل زور و تحمیل و بدنام‌کردنِ دین با سیاست‌های غلط و بی‌مبنا و شکست‌خورده، محکم‌تر و پرشورتر می‌ایستد، نه آنکه با زورگویان و منفعت‌طلبانِ سیاست‌مدار که پشتِ نقابِ مذهب مخفی شده‌اند، همراه شود.


.


#جامعه #حکومت_اسلامی



🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 زبان فارسی و فرهنگ بیمار ایرانی
— نقد گفته‌های مهدی خلجی

🎙#اشکان (یوتیوب فلسفه و دانش)

🔸در این ویدئو نگاهی داشتم به صحبت‌های اخیر آقای مهدی خلجی در مورد خلیج فارس، نام ایران و مسئله زبان فارسی.

🔸آقای خلجی تلاش دارد به عنوان یک آسیب‌شناس و درمانگر اجتماعی جامعه ایران را بررسی کند، البته بدون هیچ شناخت دقیقی از تاریخ و فرهنگ ایرانی. ایشان صرفا با تمسک به تعمیم‌های باطل تلاش دارد که جامعه و فرهنگ ایرانی را بیمار، خودشیفته، روان‌گزیده، عصبی، و... بداند. البته این نوع ادعاهای گزاف، بدون روش‌شناسی علمی و بر مبنای نوعی حقد و کینۀ بیمارگونه، به همه‌ی فرهنگ‌های ملل دنیا قابل تعمیم است.

.


#نقد_روشنفکران #چپ_ایرانی



🌾 @Naqdagin | @fargasht22
زبان فارسی و فرهنگ بیمار ایرانی
@Naqdagin
🎧زبان فارسی و فرهنگ بیمار ایرانی
— نقد گفته‌های مهدی خلجی

🎙#اشکان (یوتیوب فلسفه و دانش)

🔸در این ویدئو نگاهی داشتم به صحبت‌های اخیر آقای مهدی خلجی در مورد خلیج فارس، نام ایران و مسئله زبان فارسی.

🔸آقای خلجی تلاش دارد به عنوان یک آسیب‌شناس و درمانگر اجتماعی جامعه ایران را بررسی کند، البته بدون هیچ شناخت دقیقی از تاریخ و فرهنگ ایرانی. ایشان صرفا با تمسک به تعمیم‌های باطل تلاش دارد که جامعه و فرهنگ ایرانی را بیمار، خودشیفته، روان‌گزیده، عصبی، و... بداند. البته این نوع ادعاهای گزاف، بدون روش‌شناسی علمی و بر مبنای نوعی حقد و کینۀ بیمارگونه، به همه‌ی فرهنگ‌های ملل دنیا قابل تعمیم است.

.


#نقد_روشنفکران #چپ_ایرانی #ایران



🌾 @Naqdagin | @fargasht22
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘بودیست بودا را می‌کشد، شیعه مغزش را!
— مقایسه‌ای میان «رهایی از اسطوره» در ذن و «اسارت در انتظارِ» تشیع
(۱/۲)
📺 کلیپ

ظهور امام زمان علیه السلام در زمان ترامپ

منادی #امام_زمان: خدا هر چه بخواهد همان خواهد شد

🔺یکی از جمعه‌های این چهار سال خواهد آمد از عشقش به شکارِ ترامپ و تخلیۀ عقدۀ حقارتِ شیعیان. اگر نیامد هم استاد(!) راهِ فرار را باز گذاشت با شارلاتانیِ فوق‌العاده. اگر همین باور سوپرخرافی را مردم کنار بگذارند بعد از ترامپ و به رئیس‌جمهور بعدیِ آمریکا نچسبند که در دوران او خواهد آمد، اوضاع‌شان بسی دگرگون‌ خواهد شد. شر همین ولایت فقیه و نیابت از امامِ غایب اگر کنده‌شود، مهمترین مانعِ توسعۀ اقتصادی و دموکراسی در ایران به تاریخ می‌پیوندد و کنار می‌رود.

🔻ذهن بشر، از آن زمان که به خود آگاه شد، همواره درگیر دو وسوسه‌ی بنیادین بوده است: یکی میل به حقیقت، و دیگری ترس از آن:
▪️اولی انسان را وامی‌دارد که حجاب‌ها را بدرد، از میان برود و به ذات اشیا نظر کند.
▪️دومی، او را وا‌می‌دارد که از حقیقت بگریزد، آن را در چهره‌ی معشوقی، خدایی، منجی‌ای، یا متنی قدسی فروبکاهد و نفس خود را از مسئولیت رها کند.

🍂 در این دوگانه، ذن بودیسم راهی را برگزیده که هر مؤمن سنتی، هر مجتهد فقیه و هر منتظر جمعه‌های تاریک، از آن هراسان است: پاره‌کردن تصویرِ بودا به‌مثابه منجی، راهنما یا خدایگان نجات. در یکی از افشاگرانه‌ترین آموزه‌های ذن آمده است:
"اگر بودا را در راه دیدی، او را بکش."

🔺نه از سر نفرت؛ بلکه برای آن‌که حقیقت را با بودا اشتباه نگیری.

🔺🔺در ذن، بودا شخص نیست، که بیداری است. اگر تو، خود، بیدار نشوی، هزاران بودا هم بر تو ظاهر شوند، جملگی سراب‌اند. پس بودا را بکش. تصویرش را، نامش را، آموزه‌اش را. و خود، در آتش تجربه‌ی مستقیم، بسوز.

🍂 در نقطه‌ی مقابل این نگاه رهایی‌بخش، تشیع دوازده‌امامی نشسته است. آیینی که در اصل خود شوری عدالت‌طلبانه داشت و روحی معترض، اما به‌مرور زمان در پی غیبت امام، به آیینی انتظارمحور، منجی‌گرا، و شخصیت‌پرست بدل شد. در این دستگاه، نجات به بازگشت مردی خاص، در زمانی نامعلوم، مشروط شده است. فرد مؤمن، نه مسئول بیداری خویش، که موظف به اطاعت، دعا، توقیع، خمس، و وفاداری کور به «سلسله‌ای از واسطه‌ها»ست.

🍂 آن‌جا که بودایی در لحظه‌ی دیدن اسطوره، خنجر می‌کشد؛ شیعه، در لحظه‌ی نیاز به بیداری، به جمعه چشم می‌دوزد. یکی در برابر اسطوره می‌ایستد؛ دیگری مغز خود را قربانی آن می‌کند.

🍂 ذهن شیعی، به‌ویژه در سنت فقاهتی، به‌شدت شخص‌گرا، اقتدارمحور و منتظر موعود است. نه تنها حقیقت در «تجربه‌ی فردی» کشف نمی‌شود؛ بلکه تجربه‌ی فردی اساساً «خطرناک، بدعت‌آلود، و انحرافی» تلقی می‌شود؛ تصوف سرکوب می‌شود؛ عرفان مشکوک است؛ خلسه، مگر با اجازه‌ی فقیه، بی‌اعتبار است. و در این نظام، شخصی‌ترین لحظات ایمان، سیاسی می‌شوند؛ فقاهتی، سازمانی، و نهادی: نماز، باید با اجتهاد فقیه سازگار باشد. عشق، در چارچوب شرع معنا می‌گیرد. حتی دعا، بدون توسل به امام و امام‌زاده‌ها و نایبان امام، مستجاب نیست.

🔷 ذِن، نجات را از اسطوره می‌گیرد؛ تشیع، آن را به اسطوره می‌سپارد

و این است تفاوت بنیادین این دو نگاه. در یکی، حقیقت همان‌جاست که تویی.
در دیگری، حقیقت همان‌جاست که «او» بازگردد. بودیست، مغز خود را فعال می‌کند؛ شیعه، مغزش را تسلیم می‌کند. بودیست، می‌جنگد با بودا؛ شیعه، در غیبت مهدی، خود را ذبح می‌کند.

🔻در دنیایی که انسان معاصر از اسطوره‌ها خسته شده، از بت‌ها، از نجات‌های بیرونی، از منجی‌های آخرالزمانی، ذِن می‌گوید:
«همین لحظه، همین‌جا، بدون بودا، بدون ولی، بدون فقیه، بیدار شو.»


🔻و دین فقاهتی تشیع، همچنان می‌گوید:
«بزودی، همین جمعه، همین آیندۀ نزدیک، با بازگشت کسی دیگر، تو نجات خواهی یافت. کمی صبر کن و منتظر باش و عجله نکن».


(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘بودیست بودا را می‌کشد، شیعه مغزش را!
— از «رهایی از اسطوره» در ذن تا «اسارت در انتظارِ» تشیع
(۲/۲)
🔸تعبیر ذن‌بوداییِ مشهور «اگر بودا را دیدی، او را بکش» چکیده‌ای رادیکال از فلسفه‌ی «ضدتقدس‌سازی، ضدشخص‌گرایی» و تمرکز بر «تجربه‌ی بیداری» در مکتب ذن (Zen) است. این جمله نخستین بار توسط Linji Yixuan، از استادان ذن چینی قرن نهم میلادی،
[فاصلۀ عقلی - معنویِ آخوند شیعه در سال ۲۰۲۵ تازه با این بودیست و استاد ذن، بیش از یک هزاره است!!! آن‌وقت انتظار داریم وضع‌مان اینی نباشد که هست؟ و حکومتی مشابه با چین و ژاپن بر ایران حکمران باشد]

گفته شد و هدفش رد هرگونه وابستگی ذهنی و روانی به نمادهای بیرونی، حتی خود بودا بوده‌است.

🔺🔻معنای دقیق:
«اگر حتی بودا پیش چشمت ظاهر شد و به‌جای بیداری، موانع نجات و آزادی شد، او را نیز باید رها کنی؛ نه آن‌که تقدیسش کنی.»

🔸ذن بر این باور است که حقیقت (Satori یا Kenshō) نه از طریقِ «آموزه‌ها، متون یا شخصیت‌ها»، بلکه از طریق «تجربه‌ی مستقیم و زیسته» حاصل می‌شود. بودا نه یک «وجود خارجی مقدس»، که سمبلی‌ست برای بیداری درونی.

🔺در تضاد آشکار، سنت شیعه‌ی دوازده‌امامی مفهوم «نجات» را به ظهور ابر-پیرمردی عجیب‌وغریب با حدودِ ۱۲۰۰ سال سن، برای قرونِ متمادی غایب، و مأمور در آخرالزمان (مهدی) گره می‌زند، که قرار است در جمعه‌ای مقدس بازگردد و عدالت را برقرار کند. این انتظار، به تعبیر انتقادی، نوعی تعلیق معنویت بر ظهور قدرت است.

🔻تمایز اساسی

💬 ذن می‌گوید:
«اگر چیزی درونت بیدار نشد، بیرونت نجات نخواهد یافت.»

💬 تشیع می‌گوید:
«اگر مهدی نیاید، جهان اصلاح نمی‌شود.»

💬در ورژن خیلی نواندیشانه و به همان میزان مهمل و پارادوکسیکال:
«اگر خود را اصلاح کنیم، امام زمان هم می‌آید و جهان را اصلاح می‌کند؛ امام زمان به‌خاطر گناهکاری ما شیعیان است که بیش از یک هزاره مخفی شده و نمی‌آید و جهان را با شمشیر و قدرت‌های ماوراءالطبیعیِ خود اصلاح نمی‌کند».


✴️ سه نکته‌ی انتقادی:
1️⃣ در ذن، وابستگی به شخصیت مقدس حتی اگر خود بودا باشد، نوعی بت‌سازی است؛ در تشیع، شخصیت غایب، نه‌تنها بت نمی‌شود، بلکه بتی بی‌بدیل و منجی نهایی قلمداد می‌شود.
2️⃣ ذن، معنویت را امری درونی، فردی و همین‌جا و اکنون می‌داند؛ تشیع، آن را به آینده، به شخص، و به واقعه‌ای تاریخی حواله می‌دهد.
3️⃣ ذن دعوت به بی‌واسطگی در تجربه‌ی حقیقت می‌کند؛ تشیع،🔗 واسطه‌گراترین ساختار قدسی در میان ادیان ابراهیمی‌ست (امام، نائب‌الامام، علما، فقها...).👉

💬 نقل قولی دیگر از ذن:
«بودا را بکش. بودیسم را بکش. اجدادت را بکش. تنها آنگاه آزاد خواهی شد تا ببینی.» — *Seung Sahn Sunim*, استاد کره‌ای ذن

👈 ذن، رهایی را در قتل اسطوره‌ها می‌داند؛
👈 تشیع، نجات را در انتظار ظهور اسطوره‌ای نهایی می‌بیند.

🔺این تفاوت نه صرفاً کلامی، بلکه نشانه‌ی دو فهم بنیادین از دین است: یکی تجربه‌گر، ضدشریعت، و آزاد؛ دیگری نهادی، مشروط، و آینده‌نگر.


📺 علامه طباطبایی/حیدری: امام نه این جمعه، هیچ جمعه‌ای نخواهد آمد!
📺 کمال حیدری: خمس/ولایت فقها برمبنای «دروغ مصلحتیِ» غیبت صغری
📺 امام زمان یا غلو بزرگ؟
📺 امامت جایی در قرآن ندارد
📺 کمال حیدری: «قرآن اصلی» دست ما نیست!
📺 آیت‌الله حیدری: قرآن ۱۰۲۴۳ اختلاف دارد
📺 اشکالات صرف و نحوی قرآن

📺 کمال حیدری پاپ می‌شد اگر
📺 حصر آیت‌الله کمال حیدری
📺 کمال حیدری و سرکوبِ طباطبایی

📻 پروسۀ تولید امام زمان
📺 روحانیت شیعه و فوکویاما
📺 قصۀ امام زمان و تحریفات
📺 مهدی قراره بیاد؟
📺 داستان امام زمان از تولد تا ظهور
📻 سنگ محک مدعیان
📻 مهدویت در ترازو
📻 رهبر فراپیر مخفی

.


#نقد_شیعه #نقد_ادیان #بودیسم #ذن_بودیسم #امام_زمان #انتظار #شاید_این_جمعه_بیاید #ابوعلی_شیبانی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 معارف عمیق و راه‌گشای مکتبِ امام صادق و امام باقر

برای حل بحران بی‌برقی در بهار و تابستان و بی‌گازی در پاییز و زمستان چه کنیم؟

برای توقف بدل شدن پول ملی با حکومت آخوندهای وراج و پر-رو به مادونِ پِهِن چه کنیم؟

برای کاهش آمار طلاق و مهاجرت و افزایش آمار ازدواج چه کنیم؟

برای افزایش سرعت اینترنت هندلی-فیلتری و گرانِ آخوندی چه کنیم؟

برای رفع تحریم و اختلاس‌های مافوق جهادی(!) حاصل از آن چه کنیم؟

برای حل مشکل ناباروری، خشکسالی و سیل چه کنیم؟

برای بی‌کاری و بی‌عقلی و کله‌پوکی آخوندها چه کنیم؟

برای حل بحران اعتیاد و مسکن و ازدواج جوانان و فاجعهٔ کودک‌همسری چه کنیم؟

برای تبدیل شدن پرایدِ فرغون، قاتل ایرانیان، به یک ماشین با حدقل‌های استاندارد جهانی در کیفیت و قیمت چه کنیم؟

تمدن نوین اسلامی و علوم انسانی اسلامی را چگونه پایه‌گذاری کنیم؟

🔺پاسخ معجزه‌گون همهٔ پرسش‌ها و مشکلات در همین کلیپ ارزشمنده که باید به بازوتون، کف دستتون، مختون یا هر جای خودتون (یا جی‌اف‌تون) که دوست داشتید و راه داشت ببندید!😅😭😂

🗄 مرتبط
📻 مسموم‌سازی ذهن از کودکی

.


#نقدخند #آخوندیسم #حکومت_اسلامی #نقد_شیعه



🌾@Naqdagin