فلسفۀ اسپینوزا ۱
@Naqdagin
🎧 فلسفۀ #اسپینوزا، جلسه اول
— متنخوانی «کتاب اخلاق» اسپینوزا
🎙دکتر #محمدتقی_طباطبایی
#درسگفتار #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— متنخوانی «کتاب اخلاق» اسپینوزا
🎙دکتر #محمدتقی_طباطبایی
#درسگفتار #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📗بهبهانۀ روز جهانی منع خشونت علیه زنان
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 آیا تاکنون شنیدهاید که در طول تاریخ، یک زن با قمه و چاقو، به یک مرد تجاوز کند و سپس او را با خشونت و سبوعیت به قتل برساند؟ اگر هم باشد، بسیار نادر است و بهنسبت مردها شایع نیست.
🍂 هرچه فکر میکنم، یک پایه و عاملِ مهم در خصوص شرورِ عالم سیاست و جامعه را «ساختار جنسی مردانه و تنشها و فزونطلبیها و خشونتها و تکانههای آن» میبینم؛ شاید بیجهت نیست که در فرهنگ ما، تا این حد از فحشهای کافدار استفاده میشود و مآلا آن عضو خاص، بهعنوان مظهرِ خشونت و سلطهگری و قدرتجویی و افتخارِ مردانه، به همۀ عالم و آدم حواله میشود!
🍂 در فیلم «سنگ صبور» به کارگردانیِ عتیق رحیمی (که البته فیلم بدساختیست)، یک دیالوگ کلیدی وجود دارد. گلشیفته فرهانی که خود قربانی خشونت و نظام مردسالار است، در میانۀ جنگ و خشونت طالبان در افغانستان، نقل به مضمون میگوید: «مردها اگر عشق بازی بلد بودند، اینقدر باهم نمی جنگیدند!».
🍂 گویا سیاست در یک فرآیند طولانی و تاریخی، کاملا به تستوسترون و سازمان جنسیِ مردانه آلوده شدهاست و اکنون چون یک نرمافزارِ ویروسی، حتی در ذهن زنهای سیاستمدار، آثار تخریبیِ خود را عملیاتی میکند و مآلا قربانی میگیرد؛ دنیا باید زنانهتر شود و نیمۀ زنانۀ مردها (هنر و شعر و موسیقی و رقص و عشق و ظرافت و لطافت) تقویت شود تا جهان جای بهتری برای زندگی شود.
🍂 از اینکه در نسل جدید، مردها بعضاً زیر ابرو برمیدارند، خوشحالم؛ بگذار این ابهت خشن و پشمالو و شبهگوریل و توهم و قدرتِ پوشالی و خشنِ مردانه که به آن پُز میدهند و مآلا در فحشهایشان، از عبارت «فلانی زنصفت است یا از زن کمتر است یا شبیه به زن است» استفاده میشود، فرو بریزد.
🍂 غرب هم هنوز نیاز به پالایش دارد و آنچنان که باید، زنانه نشدهاست؛ در آمریکا هنوز یک زن رئیس جمهور نشدهاست و ترامپ که مجدد خیز برداشته برای برگشت به قدرت، کاملا تجسم «آلت تناسلی مردانه» است و دائم در حال نعوذ و تکانهای انفجاریست که به وجه لطیف و ظریف زنانۀ زندگی، با خشونت تجاوز میکند؛ پوتین و دیگر قدرتمندان تخریبگر و جنگگستر جهان نیز چنیناند. در چین نیز این رهبر نرِ حزب کمونیست است که معین میکند، در دورهای ۳۶ ساله که مصلحت میدانسته، زنان تنها «یک بچه» بیاورند، و در زمانی دیگر که این نر مصلحت بداند، در خانه بمانند و بیشتر بچه بیاورند!
🍂 تمدن بشری در دورهای از تاریخ، برای غلبه بر خشونت طبیعت، به غلبۀ وجه مردانه نیاز داشت، اما اینک به زمان رهایی از غلبه مردانگی رسیدهایم و نوبت به غلبۀ زنانگی رسیدهاست.
🍂 نمیخواهم در اینجا، از این منظر وارد تحلیل اسلام و تصویرِ نرینه و خشن و زمختی که از خدا و امر قدسی ارائه کرده و نظامِ حقوقیِ نرینهسالار و خشونتهایِ ساختاریاش (از جمله در توصیف جهنم و شکنجههای متنوع و سادیستیک آن و وعدۀ حوریان نارپستان و غلمانهای نوجوان در توصیفات بهشت، و نیز سبک عزاداریها و زنجیرزنیها و قمهزنیهای شیعیان) بشوم؛ لذا در نقدِ وجه معرفتی آن توقف میکنم؛ برای اهل تفکر و تحقیق، همین اشارات کافیست.
#زنان #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 آیا تاکنون شنیدهاید که در طول تاریخ، یک زن با قمه و چاقو، به یک مرد تجاوز کند و سپس او را با خشونت و سبوعیت به قتل برساند؟ اگر هم باشد، بسیار نادر است و بهنسبت مردها شایع نیست.
🍂 هرچه فکر میکنم، یک پایه و عاملِ مهم در خصوص شرورِ عالم سیاست و جامعه را «ساختار جنسی مردانه و تنشها و فزونطلبیها و خشونتها و تکانههای آن» میبینم؛ شاید بیجهت نیست که در فرهنگ ما، تا این حد از فحشهای کافدار استفاده میشود و مآلا آن عضو خاص، بهعنوان مظهرِ خشونت و سلطهگری و قدرتجویی و افتخارِ مردانه، به همۀ عالم و آدم حواله میشود!
🍂 در فیلم «سنگ صبور» به کارگردانیِ عتیق رحیمی (که البته فیلم بدساختیست)، یک دیالوگ کلیدی وجود دارد. گلشیفته فرهانی که خود قربانی خشونت و نظام مردسالار است، در میانۀ جنگ و خشونت طالبان در افغانستان، نقل به مضمون میگوید: «مردها اگر عشق بازی بلد بودند، اینقدر باهم نمی جنگیدند!».
🍂 گویا سیاست در یک فرآیند طولانی و تاریخی، کاملا به تستوسترون و سازمان جنسیِ مردانه آلوده شدهاست و اکنون چون یک نرمافزارِ ویروسی، حتی در ذهن زنهای سیاستمدار، آثار تخریبیِ خود را عملیاتی میکند و مآلا قربانی میگیرد؛ دنیا باید زنانهتر شود و نیمۀ زنانۀ مردها (هنر و شعر و موسیقی و رقص و عشق و ظرافت و لطافت) تقویت شود تا جهان جای بهتری برای زندگی شود.
🍂 از اینکه در نسل جدید، مردها بعضاً زیر ابرو برمیدارند، خوشحالم؛ بگذار این ابهت خشن و پشمالو و شبهگوریل و توهم و قدرتِ پوشالی و خشنِ مردانه که به آن پُز میدهند و مآلا در فحشهایشان، از عبارت «فلانی زنصفت است یا از زن کمتر است یا شبیه به زن است» استفاده میشود، فرو بریزد.
🍂 غرب هم هنوز نیاز به پالایش دارد و آنچنان که باید، زنانه نشدهاست؛ در آمریکا هنوز یک زن رئیس جمهور نشدهاست و ترامپ که مجدد خیز برداشته برای برگشت به قدرت، کاملا تجسم «آلت تناسلی مردانه» است و دائم در حال نعوذ و تکانهای انفجاریست که به وجه لطیف و ظریف زنانۀ زندگی، با خشونت تجاوز میکند؛ پوتین و دیگر قدرتمندان تخریبگر و جنگگستر جهان نیز چنیناند. در چین نیز این رهبر نرِ حزب کمونیست است که معین میکند، در دورهای ۳۶ ساله که مصلحت میدانسته، زنان تنها «یک بچه» بیاورند، و در زمانی دیگر که این نر مصلحت بداند، در خانه بمانند و بیشتر بچه بیاورند!
🍂 تمدن بشری در دورهای از تاریخ، برای غلبه بر خشونت طبیعت، به غلبۀ وجه مردانه نیاز داشت، اما اینک به زمان رهایی از غلبه مردانگی رسیدهایم و نوبت به غلبۀ زنانگی رسیدهاست.
🍂 نمیخواهم در اینجا، از این منظر وارد تحلیل اسلام و تصویرِ نرینه و خشن و زمختی که از خدا و امر قدسی ارائه کرده و نظامِ حقوقیِ نرینهسالار و خشونتهایِ ساختاریاش (از جمله در توصیف جهنم و شکنجههای متنوع و سادیستیک آن و وعدۀ حوریان نارپستان و غلمانهای نوجوان در توصیفات بهشت، و نیز سبک عزاداریها و زنجیرزنیها و قمهزنیهای شیعیان) بشوم؛ لذا در نقدِ وجه معرفتی آن توقف میکنم؛ برای اهل تفکر و تحقیق، همین اشارات کافیست.
#زنان #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘چین میخواهد زنان خانه بمانند و فرزند به دنیا بیاورند
— منتشره در اکونومیست
🖌 #ترجمه #مسعودیوسف_حصیرچین
🍂 در چین هر پنج سال یک بار، کنگرۀ ملی زنان برگزار میشود. مانند جلسۀ سالانۀ پارلمان یا خود جلسات پنج سال یک بار حزب کمونیست، گردهمآیی زنان هم برنامۀ…
— منتشره در اکونومیست
🖌 #ترجمه #مسعودیوسف_حصیرچین
🍂 در چین هر پنج سال یک بار، کنگرۀ ملی زنان برگزار میشود. مانند جلسۀ سالانۀ پارلمان یا خود جلسات پنج سال یک بار حزب کمونیست، گردهمآیی زنان هم برنامۀ…
Telegram
نقدآگین
📘چین میخواهد زنان خانه بمانند و فرزند به دنیا بیاورند
— منتشره در اکونومیست
🖌 #ترجمه #مسعودیوسف_حصیرچین
🍂 در چین هر پنج سال یک بار، کنگرۀ ملی زنان برگزار میشود. مانند جلسۀ سالانۀ پارلمان یا خود جلسات پنج سال یک بار حزب کمونیست، گردهمآیی زنان هم برنامۀ پرزرق و برقیست که روی فرشهای قرمز و زیر لوسترهای شیک تالار بزرگ خلق در پکن برگزار میشود. اندک افرادی توجهی به آن میکنند، اما در رویداد امسال که در اواخر اکتبر برگزار شد، تغییرات ظریفِ ادبیات مسئولان ارشد برخی نظرات را به خود جلب کرد. ظاهراً این تفاوتها، تأیید کنندۀ تغییر نظر دولت دربارۀ نقش زنان در جامعه بودند.
🍂 دههها بود که در تمام جلسات این کنگره، مسئولان تعهد دولت به برابری جنسی را تکرار میکردند؛ معمولاً هم با همان صراحتی که جیانگ زمین، رهبرِ وقت چین، برای اولین بار در سال ۱۹۹۵ استفاده کرد، اما در سخنرانی افتتاحیۀ امسال، دینگ شوییشیانگ این عبارتهای همیشگی را حذف کرد - آنها را حتی به شکل دیگری هم نگفت.
🍂 آقای دینگ، از اعضای کمیتۀ پولیتبورو، گروه ارشد تصمیمگیری حزب، توصیههایی خطاب به زنان داشت. آنان باید فلسفۀ شی جینپینگ، رهبر چین، را بخوانند و «درک درستی از ازدواج، عشق، زایمان و خانواده به دست بیاورند».
🍂 آقای شی البته در رویداد دیگری در ۳۰ اکتبر، در سخنرانیاش خطاب به رهبران «فدراسیون زنان تمام چین»، ارگانی تحت رهبری حزب، از «سیاست بنیادین برابری جنسیتی ملی» یاد کرد، اما از حضور زنان در محل کار یا دولت چیزی نگفت؛ شاید به این دلیل که در میان ۲۴ عضو پولیتبورو هیچ زنی وجود ندارد.
🍂 اکثر سخنرانی آقای شی دربارۀ باروری و خانواده بود. او گفت «باید فرهنگ ازدواج و فرزندآوری جدیدی را رواج دهیم» و افراد را تشویق کرد تا «داستانهای خوبی دربارۀ سنتهای خانوادگی بگویند». صحبتهایی که با دید محافظهکارانهاش نسبت به جامعه جور درمیآید. در گذشته، آقای شی دربارۀ اهمیت «همسران و مادران خوب» گفتهاست و هنجارهای اجتماعی پدرسالارانه را ترویج کردهاست.
🍂 اخیراً اما آقای شی و اطرافیان تماماً مذکرش، کمی مستأصل به نظر میآیند. چین دچار افول جمعیتی شده و همین مسئله، رشد اقتصادی این کشور را کند میکند و برای برعکس کردن این روند، زنان این کشور باید نوزادان بیشتری به دنیا بیاورند. سال پیش، برای نخستین بار از دهۀ ۱۹۶۰ به این سو، جمعیت این کشور کاهش یافت (افول جمعیت حاضر در بازۀ سن کار این کشور در سال ۲۰۱۲ آغاز شد). دولت سخت در تلاش است تا این روند را برگرداند. در سال ۲۰۱۶، سیاست تک فرزندی را که در چند دهۀ گذشته بر این کشور حکمفرما بود، حذف کرد و در سال ۲۰۲۱، سیاست هر زوج سه فرزند را اتخاذ کرد.
🍂 اما جوانان هنوز تمایلی به ازدواج و فرزندآوری ندارند. روز به روز، زنان بیشتری هنجارهای جنسیتی را انکار و سبکهای زندگی مستقل را انتخاب میکنند. بسیاری از جوانان، هم مرد و هم زن، به سختی میتوانند شغل پیدا کنند؛ چه برسد به اینکه خانهای بخرند و تشکیل خانواده بدهند.
🍂 مشوق فرزندآوری، مانند یارانۀ نقدی و بخشودگی مالیاتی، زوجها را قانع به فرزندآوری و پذیرفتن هزینههایش نکردهاست. میانگین تعداد زایمانها به ازای هر زن، بسیار پایینتر از مقدار لازم برای حفظ جمعیت است. همین حالا، چین بهسرعت پیر میشود و بار خدمات سنگین و سنگینتر میشود.
🍂 زنان چینی برای فهمیدن اینکه برابری جنسیتی، دیگر در میان اولویتهای حزب نیست، نیازی به تجزیه و تحلیل ادبیات مسئولان ندارند. از سال ۲۰۱۲ که آقای شی، قدرت را به دست گرفت، وضعیت روز به روز بدتر شدهاست. تازهترین شاخص شکاف جنسیتی جهانیِ مجمع اقتصاد جهانی که پیشرفت به سوی برابری میان زنان و مردان را میسنجد، چین را در جایگاه ۱۰۷ در میان ۱۴۶ کشور قرار میدهد. امتیاز چین در چندین حوزه افت کرده است، از جمله دستاوردهای آموزشی، توانمندسازی سیاسی و سلامت.
🍂 وضع دیگر کشورهای بزرگ بدتر است، اما سقوط چین در رتبهبندی، ظاهراً عمدی و نتیجۀ تلاش برای عقب راندن زنان به نقشهای سنتی است. الیویا چئونگ از مدرسۀ «مطالعات شرق و آفریقا» در دانشگاه لندن میگوید، چشمانداز آقای شی بسیار منفیبافانه است. به گفتۀ او «از نظر شی جینپینگ، اساساً زنان مانند باقی چینیها هستند: ریسکهایی که باید کنترل شوند و منابعی که باید آنها را برای رسیدن به رویای چینی مهار کرد».
#زنان #روشیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @yusefmasoud
— منتشره در اکونومیست
🖌 #ترجمه #مسعودیوسف_حصیرچین
🍂 در چین هر پنج سال یک بار، کنگرۀ ملی زنان برگزار میشود. مانند جلسۀ سالانۀ پارلمان یا خود جلسات پنج سال یک بار حزب کمونیست، گردهمآیی زنان هم برنامۀ پرزرق و برقیست که روی فرشهای قرمز و زیر لوسترهای شیک تالار بزرگ خلق در پکن برگزار میشود. اندک افرادی توجهی به آن میکنند، اما در رویداد امسال که در اواخر اکتبر برگزار شد، تغییرات ظریفِ ادبیات مسئولان ارشد برخی نظرات را به خود جلب کرد. ظاهراً این تفاوتها، تأیید کنندۀ تغییر نظر دولت دربارۀ نقش زنان در جامعه بودند.
🍂 دههها بود که در تمام جلسات این کنگره، مسئولان تعهد دولت به برابری جنسی را تکرار میکردند؛ معمولاً هم با همان صراحتی که جیانگ زمین، رهبرِ وقت چین، برای اولین بار در سال ۱۹۹۵ استفاده کرد، اما در سخنرانی افتتاحیۀ امسال، دینگ شوییشیانگ این عبارتهای همیشگی را حذف کرد - آنها را حتی به شکل دیگری هم نگفت.
🍂 آقای دینگ، از اعضای کمیتۀ پولیتبورو، گروه ارشد تصمیمگیری حزب، توصیههایی خطاب به زنان داشت. آنان باید فلسفۀ شی جینپینگ، رهبر چین، را بخوانند و «درک درستی از ازدواج، عشق، زایمان و خانواده به دست بیاورند».
🍂 آقای شی البته در رویداد دیگری در ۳۰ اکتبر، در سخنرانیاش خطاب به رهبران «فدراسیون زنان تمام چین»، ارگانی تحت رهبری حزب، از «سیاست بنیادین برابری جنسیتی ملی» یاد کرد، اما از حضور زنان در محل کار یا دولت چیزی نگفت؛ شاید به این دلیل که در میان ۲۴ عضو پولیتبورو هیچ زنی وجود ندارد.
🍂 اکثر سخنرانی آقای شی دربارۀ باروری و خانواده بود. او گفت «باید فرهنگ ازدواج و فرزندآوری جدیدی را رواج دهیم» و افراد را تشویق کرد تا «داستانهای خوبی دربارۀ سنتهای خانوادگی بگویند». صحبتهایی که با دید محافظهکارانهاش نسبت به جامعه جور درمیآید. در گذشته، آقای شی دربارۀ اهمیت «همسران و مادران خوب» گفتهاست و هنجارهای اجتماعی پدرسالارانه را ترویج کردهاست.
🍂 اخیراً اما آقای شی و اطرافیان تماماً مذکرش، کمی مستأصل به نظر میآیند. چین دچار افول جمعیتی شده و همین مسئله، رشد اقتصادی این کشور را کند میکند و برای برعکس کردن این روند، زنان این کشور باید نوزادان بیشتری به دنیا بیاورند. سال پیش، برای نخستین بار از دهۀ ۱۹۶۰ به این سو، جمعیت این کشور کاهش یافت (افول جمعیت حاضر در بازۀ سن کار این کشور در سال ۲۰۱۲ آغاز شد). دولت سخت در تلاش است تا این روند را برگرداند. در سال ۲۰۱۶، سیاست تک فرزندی را که در چند دهۀ گذشته بر این کشور حکمفرما بود، حذف کرد و در سال ۲۰۲۱، سیاست هر زوج سه فرزند را اتخاذ کرد.
🍂 اما جوانان هنوز تمایلی به ازدواج و فرزندآوری ندارند. روز به روز، زنان بیشتری هنجارهای جنسیتی را انکار و سبکهای زندگی مستقل را انتخاب میکنند. بسیاری از جوانان، هم مرد و هم زن، به سختی میتوانند شغل پیدا کنند؛ چه برسد به اینکه خانهای بخرند و تشکیل خانواده بدهند.
🍂 مشوق فرزندآوری، مانند یارانۀ نقدی و بخشودگی مالیاتی، زوجها را قانع به فرزندآوری و پذیرفتن هزینههایش نکردهاست. میانگین تعداد زایمانها به ازای هر زن، بسیار پایینتر از مقدار لازم برای حفظ جمعیت است. همین حالا، چین بهسرعت پیر میشود و بار خدمات سنگین و سنگینتر میشود.
🍂 زنان چینی برای فهمیدن اینکه برابری جنسیتی، دیگر در میان اولویتهای حزب نیست، نیازی به تجزیه و تحلیل ادبیات مسئولان ندارند. از سال ۲۰۱۲ که آقای شی، قدرت را به دست گرفت، وضعیت روز به روز بدتر شدهاست. تازهترین شاخص شکاف جنسیتی جهانیِ مجمع اقتصاد جهانی که پیشرفت به سوی برابری میان زنان و مردان را میسنجد، چین را در جایگاه ۱۰۷ در میان ۱۴۶ کشور قرار میدهد. امتیاز چین در چندین حوزه افت کرده است، از جمله دستاوردهای آموزشی، توانمندسازی سیاسی و سلامت.
🍂 وضع دیگر کشورهای بزرگ بدتر است، اما سقوط چین در رتبهبندی، ظاهراً عمدی و نتیجۀ تلاش برای عقب راندن زنان به نقشهای سنتی است. الیویا چئونگ از مدرسۀ «مطالعات شرق و آفریقا» در دانشگاه لندن میگوید، چشمانداز آقای شی بسیار منفیبافانه است. به گفتۀ او «از نظر شی جینپینگ، اساساً زنان مانند باقی چینیها هستند: ریسکهایی که باید کنترل شوند و منابعی که باید آنها را برای رسیدن به رویای چینی مهار کرد».
#زنان #روشیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @yusefmasoud
فلسفۀ اسپینوزا ۲
@Naqdagin
🎧 فلسفۀ #اسپینوزا، جلسه دوم
— متنخوانی «کتاب اخلاق» اسپینوزا
🎙دکتر #محمدتقی_طباطبایی
#درسگفتار #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— متنخوانی «کتاب اخلاق» اسپینوزا
🎙دکتر #محمدتقی_طباطبایی
#درسگفتار #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
رساله در اصلاح فاهمه از اسپینوزا.pdf
1.2 MB
📓رسالۀ «در اصلاح فاهمه»
— بهترین راه برای رسیدن به شناخت حقیقی چیزها
✍🏻 #باروخ_اسپینوزا
🖌 #ترجمه #اسماعیل_سعادت
🍂 اثری ناتمام که در ١۶٧٧ (سالِ درگذشت اسپینوزا) توسط نزدیکان اسپینوزا، پس از مرگ وی، به همراه دیگر اثر مهم او، اخلاق، به چاپ رسید. هدف اسپینوزا در نگارش این کتاب، تدوین روشی فلسفی یا بهطور دقیقتر، ایجاد راهی برای درست اندیشیدن است تا ذهن (فاهمه) انسانی دچار خطا نشود و حقایق را بهصورت واضح و متمایز شناسایی کند.
🍂 این رساله در ۱۵ فصل کوتاه و ۱۱۰ بند تدوین شدهاست. متن بهواقع صورت یادداشتها و تأملاتی را دارد که نویسنده بنا داشته از آنها برای تألیف کتابی مبسوط دربارۀ فاهمه بهره برد.
🍂 مؤلف در این رشته تأملاتِ چکیده و موجز، به مسائلی چون آن چیزها که اغلب مردم آنها را مطلوب میشمارند، حقیقت و خیر اعلا، قواعد زندگی، حالات چهارگانۀ ادراک و بهترین حالت از میان این حالات، ابزارهای فاهمه و تصورات حقیقی، روش حقیقی شناخت، توهمات، تصورات غلط، تصورات مشکوک، حافظه و فراموشی، روش، شرایط تعریف، وسایل شناخت چیزهای سرمدی، و قوّۀ فاهمه و خصوصیات آن پرداختهاست.
#فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بهترین راه برای رسیدن به شناخت حقیقی چیزها
✍🏻 #باروخ_اسپینوزا
🖌 #ترجمه #اسماعیل_سعادت
🍂 اثری ناتمام که در ١۶٧٧ (سالِ درگذشت اسپینوزا) توسط نزدیکان اسپینوزا، پس از مرگ وی، به همراه دیگر اثر مهم او، اخلاق، به چاپ رسید. هدف اسپینوزا در نگارش این کتاب، تدوین روشی فلسفی یا بهطور دقیقتر، ایجاد راهی برای درست اندیشیدن است تا ذهن (فاهمه) انسانی دچار خطا نشود و حقایق را بهصورت واضح و متمایز شناسایی کند.
🍂 این رساله در ۱۵ فصل کوتاه و ۱۱۰ بند تدوین شدهاست. متن بهواقع صورت یادداشتها و تأملاتی را دارد که نویسنده بنا داشته از آنها برای تألیف کتابی مبسوط دربارۀ فاهمه بهره برد.
🍂 مؤلف در این رشته تأملاتِ چکیده و موجز، به مسائلی چون آن چیزها که اغلب مردم آنها را مطلوب میشمارند، حقیقت و خیر اعلا، قواعد زندگی، حالات چهارگانۀ ادراک و بهترین حالت از میان این حالات، ابزارهای فاهمه و تصورات حقیقی، روش حقیقی شناخت، توهمات، تصورات غلط، تصورات مشکوک، حافظه و فراموشی، روش، شرایط تعریف، وسایل شناخت چیزهای سرمدی، و قوّۀ فاهمه و خصوصیات آن پرداختهاست.
#فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘فروغی، نخستین لیبرالِ مشروطهخواه
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 محمدعلی فروغی، ذُکاءالمُلک، از نخستین نسلِ لیبرالهای ایرانی بود که عموماً فرنگیمآب و مشروطهخواه بودند. جنبش مشروطیت، در نخستین گام و حرکتِ خود، یک جنبشِ لیبرالِ سیاسی بود که خواستِ لیبرالی از ساختار سیاسی ایران داشت. فروغی، بیتردید وارثِ مشروطیتِ لیبرال در عصر پسامشروطه بود که تلاش کرد آرمانهای مشروطه را در نظام سیاسی جدید، پیش ببرد.
🍂 فروغی، بیشک چهرهٔ شاخصِ نظریِ لیبرالیسمِ مشروطه ایرانی است که در افکار و اندیشهها و در رسالهها و بیانات، در مقامِ یک روشنفکرِ لیبرالِ مشروطهخواهِ وطندوست ظاهر شد. سزاست او را در میان نسلِ نخستِ لیبرالهای ایرانی، مهمترین و برجستهترین روشنفکرِ لیبرال بدانیم. فهم و برداشتِ فروغی از سیاست و قدرت، بهسادگی لیبرال بود.
🍂 به گواهِ قلمِ ذکاءالملک، دریافتِ فروغی از مشروطیت، همان دریافتِ لیبرالیستی، یعنی حقسالار و آزادیخواه، بود. رسالهٔ «حقوق اساسی؛ یعنی آداب مشروطیتِ دوَل» در ۱۲۸۶ را میتوان نخستین رسالهٔ لیبرالِ ایرانی نام داد که در دفاع از مشروطیتِ لیبرال نوشته شد. در این رساله، هیچ سخنی از لیبرالیسم و استشهادی به لیبرالها نیست، اما آسان میتوان دریافت که روح و جوهر رساله، لیبرالی است.
🍂 لُبّ لباب رساله، همان «حکومتِ قانون» است که مهار بر قدرت و لگام بر دولت میزند و بنای قانونش نه بر شرع و سُنت، که بر حقوقِ اساسیِ ملت است. نخستین ادعای فروغی در رساله، یک ادعای عمیقاً لیبرال است: «حقوق اساسی، تعیین اساسِ دولت را میکند». و تأسیس اساسِ دولت، «حقّ ملت است و بس». وظیفهٔ دولت، در رساله، «حفاظت از حقوق افراد» و به این معنا، «نگهبانی از عدل» است. افراد ملت، در برابر قانون برابرند. فصلِ نخستِ حقوقِ اساسی، آزادی است و آزادی، اختیار به میل است. آنچه رسالهٔ فروغی از دولتِ مشروطه در نظر دارد، «دموکراسی پارلمانی» است که بر حکومتِ ملی، یعنی حقّ مردم در حاکمیت، و انفصال دولت استوار است. دموکراسی مشروطه، سلطنتی یا جمهوری، هرچه هست قدرتِ مشروطه است.
🍂 دفاع جانانه و هواخواهی تمامعیار فروغی از لیبرالیسمِ مشروطه، در میانِ مشروعهخواهی و دینپرستی، اقتدارگرایی و ولایتاندیشی، افراطگرایی چپ و مسلک اشتراکی، گُم شد؛ رسالهٔ حقوق اساسی، در میان هیچیک از اینها مخاطب نداشت، امّا اندیشه و نظر لیبرالی فروغی هم در سیاستورزی خود او گُم شد.
🍂 مشی کلانِ فروغی، اصلاحطلبانه بود؛ اصلاحطلبی او در سیاستورزی، بیشتر عملگرایانه و محافظهکارانه پیش رفت و سازش و مُدارا با ارباب قدرت روا داشت. فروغی کوشید دستِ همکاری و تعامل به نظام اقتدارگرای پهلوی دهد که هیچ میانهای با لیبرالیسم نداشت. به سبب همین همکاری و تعامل، که از عملگرایی و محافظهکاری او برمیخواست، توانست به مقامات و مناصب بالا در نظام پهلوی برسد.
🍂 فروغی اما کوشید در مقامِ قدرتِ هرچند محدود خود، بیشترین خدمت را به ملت برساند و در حد توانش، آرمانِ مشروطه را پیش ببرد. خصوصاً آنکه پهلوی در توسعهباوری و آبادگری و سازندگی با مشی و نظر فروغی سازگار و موافق بود. علت سازش فروغی با شاهان پهلوی، همین بود که عزمِ توسعه، آبادی و ساختن را در آنان میدید و این با مشروطیت هم تناسب داشت، فروغی اما در سیاستورزی خود کمتر توانست یک دولتمردِ لیبرال باشد. وی در سیاستورزی، بیشتر جانبِ عملگرایی و محافظهکاری را گرفت؛ میسّر و مقدور نبود که از مجرای سلطنتِ اقتدارگرا، چندان سیاستورزیِ لیبرال را پیش برد. هرچند این سیاست، پرفایده بود، اما به آرمانی که رساله در نظر داشت، ختم نشد.
🍂 به واسطهٔ همین همکاری و تعامل با قدرت اما، در سُنت روشنفکریِ قدرتپرهیز، طرد شد. بسیاری از روشنفکران ایرانی که با قدرت ستیز داشتند و سلوک چپروانه داشتند، فروغی را به جهت همکاری با دولت استبدادی، کنار گذاشتند. به این جهت، روشنفکریِ فروغی در سیاستورزی او به محاق رفت و فراموش شد.
🍂 مسلک اشتراکی، به دریافت لیبرالی فروغی بهایی نمیداد، و سیاست را در مبارزه با قدرت تعریف میکرد و در اندیشهٔ خود، جایی برای «حقوق اساسی» نداشت. مشروعهخواهی و روحانیت که بنایش بر شرعپرستی و تکلیفاندیشی بود، فروغی را کافر و گمراه میدید. فروغی، طرد شد و تاریخ ایران تاریخ او نبود. امروز هم به بهانهٔ همان همکاری و تعامل، فروغی از سوی سلطنتطلبها مصادره میشود، بیآنکه سخنی از باورهای مشروطهخواه او برود.
#آینه_تاریخ #ایران #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 محمدعلی فروغی، ذُکاءالمُلک، از نخستین نسلِ لیبرالهای ایرانی بود که عموماً فرنگیمآب و مشروطهخواه بودند. جنبش مشروطیت، در نخستین گام و حرکتِ خود، یک جنبشِ لیبرالِ سیاسی بود که خواستِ لیبرالی از ساختار سیاسی ایران داشت. فروغی، بیتردید وارثِ مشروطیتِ لیبرال در عصر پسامشروطه بود که تلاش کرد آرمانهای مشروطه را در نظام سیاسی جدید، پیش ببرد.
🍂 فروغی، بیشک چهرهٔ شاخصِ نظریِ لیبرالیسمِ مشروطه ایرانی است که در افکار و اندیشهها و در رسالهها و بیانات، در مقامِ یک روشنفکرِ لیبرالِ مشروطهخواهِ وطندوست ظاهر شد. سزاست او را در میان نسلِ نخستِ لیبرالهای ایرانی، مهمترین و برجستهترین روشنفکرِ لیبرال بدانیم. فهم و برداشتِ فروغی از سیاست و قدرت، بهسادگی لیبرال بود.
🍂 به گواهِ قلمِ ذکاءالملک، دریافتِ فروغی از مشروطیت، همان دریافتِ لیبرالیستی، یعنی حقسالار و آزادیخواه، بود. رسالهٔ «حقوق اساسی؛ یعنی آداب مشروطیتِ دوَل» در ۱۲۸۶ را میتوان نخستین رسالهٔ لیبرالِ ایرانی نام داد که در دفاع از مشروطیتِ لیبرال نوشته شد. در این رساله، هیچ سخنی از لیبرالیسم و استشهادی به لیبرالها نیست، اما آسان میتوان دریافت که روح و جوهر رساله، لیبرالی است.
🍂 لُبّ لباب رساله، همان «حکومتِ قانون» است که مهار بر قدرت و لگام بر دولت میزند و بنای قانونش نه بر شرع و سُنت، که بر حقوقِ اساسیِ ملت است. نخستین ادعای فروغی در رساله، یک ادعای عمیقاً لیبرال است: «حقوق اساسی، تعیین اساسِ دولت را میکند». و تأسیس اساسِ دولت، «حقّ ملت است و بس». وظیفهٔ دولت، در رساله، «حفاظت از حقوق افراد» و به این معنا، «نگهبانی از عدل» است. افراد ملت، در برابر قانون برابرند. فصلِ نخستِ حقوقِ اساسی، آزادی است و آزادی، اختیار به میل است. آنچه رسالهٔ فروغی از دولتِ مشروطه در نظر دارد، «دموکراسی پارلمانی» است که بر حکومتِ ملی، یعنی حقّ مردم در حاکمیت، و انفصال دولت استوار است. دموکراسی مشروطه، سلطنتی یا جمهوری، هرچه هست قدرتِ مشروطه است.
🍂 دفاع جانانه و هواخواهی تمامعیار فروغی از لیبرالیسمِ مشروطه، در میانِ مشروعهخواهی و دینپرستی، اقتدارگرایی و ولایتاندیشی، افراطگرایی چپ و مسلک اشتراکی، گُم شد؛ رسالهٔ حقوق اساسی، در میان هیچیک از اینها مخاطب نداشت، امّا اندیشه و نظر لیبرالی فروغی هم در سیاستورزی خود او گُم شد.
🍂 مشی کلانِ فروغی، اصلاحطلبانه بود؛ اصلاحطلبی او در سیاستورزی، بیشتر عملگرایانه و محافظهکارانه پیش رفت و سازش و مُدارا با ارباب قدرت روا داشت. فروغی کوشید دستِ همکاری و تعامل به نظام اقتدارگرای پهلوی دهد که هیچ میانهای با لیبرالیسم نداشت. به سبب همین همکاری و تعامل، که از عملگرایی و محافظهکاری او برمیخواست، توانست به مقامات و مناصب بالا در نظام پهلوی برسد.
🍂 فروغی اما کوشید در مقامِ قدرتِ هرچند محدود خود، بیشترین خدمت را به ملت برساند و در حد توانش، آرمانِ مشروطه را پیش ببرد. خصوصاً آنکه پهلوی در توسعهباوری و آبادگری و سازندگی با مشی و نظر فروغی سازگار و موافق بود. علت سازش فروغی با شاهان پهلوی، همین بود که عزمِ توسعه، آبادی و ساختن را در آنان میدید و این با مشروطیت هم تناسب داشت، فروغی اما در سیاستورزی خود کمتر توانست یک دولتمردِ لیبرال باشد. وی در سیاستورزی، بیشتر جانبِ عملگرایی و محافظهکاری را گرفت؛ میسّر و مقدور نبود که از مجرای سلطنتِ اقتدارگرا، چندان سیاستورزیِ لیبرال را پیش برد. هرچند این سیاست، پرفایده بود، اما به آرمانی که رساله در نظر داشت، ختم نشد.
🍂 به واسطهٔ همین همکاری و تعامل با قدرت اما، در سُنت روشنفکریِ قدرتپرهیز، طرد شد. بسیاری از روشنفکران ایرانی که با قدرت ستیز داشتند و سلوک چپروانه داشتند، فروغی را به جهت همکاری با دولت استبدادی، کنار گذاشتند. به این جهت، روشنفکریِ فروغی در سیاستورزی او به محاق رفت و فراموش شد.
🍂 مسلک اشتراکی، به دریافت لیبرالی فروغی بهایی نمیداد، و سیاست را در مبارزه با قدرت تعریف میکرد و در اندیشهٔ خود، جایی برای «حقوق اساسی» نداشت. مشروعهخواهی و روحانیت که بنایش بر شرعپرستی و تکلیفاندیشی بود، فروغی را کافر و گمراه میدید. فروغی، طرد شد و تاریخ ایران تاریخ او نبود. امروز هم به بهانهٔ همان همکاری و تعامل، فروغی از سوی سلطنتطلبها مصادره میشود، بیآنکه سخنی از باورهای مشروطهخواه او برود.
#آینه_تاریخ #ایران #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
نقدآگین
📺 پژوهشی در قرآن (۱۰) 🎙دکتر #ساسان_توسلی ❓تحریف لفظی بایبل (برخلاف نصّ قرآن) از کی در جهان اسلام مطرح شد؟ 🔸از رازی (الاهیدان) و غزالی تا عبدو عقیدهای بر تحریف بایبل نداشتند 🗄پست مرتبط 📕قرآن از تحریف لفظی سخنی نمیگوید 📕کتاب اخلاقی؟ (پروفسور ریچارد داوکینز)…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 پژوهشی در قرآن (۱۱)
🎙دکتر #ساسان_توسلی
🔸اشتباه قرآن در داستان سامری و هارون و موسا و سخن گفتن از قومی بهنام سامری، یک زمانپریشیِ ۵ قرنیست
🔸نسبت دادن «صلیب کشیدن» به فرعون طبق قرآن، یک زمانپریشی اساسیست
🔸انکارِ «به صلیب کشیده شدن» عیسا مسیح، یکی از خطاهای جدی تاریخی قرآن است که دکتر عبدالکریم سروش نیز تصدیق میکند این موضوع را بعنوان یکی از موارد بسیار متواتر تاریخی و مورد اتفاق همه (غیرمسلمانان)
❓انکار به صلیب کشیده شدن عیسا، چگونه بنیاد مدعایِ الوهی بودن منشأ قرآن را با چالشهای جدی مواجه میکند؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙دکتر #ساسان_توسلی
🔸اشتباه قرآن در داستان سامری و هارون و موسا و سخن گفتن از قومی بهنام سامری، یک زمانپریشیِ ۵ قرنیست
🔸نسبت دادن «صلیب کشیدن» به فرعون طبق قرآن، یک زمانپریشی اساسیست
🔸انکارِ «به صلیب کشیده شدن» عیسا مسیح، یکی از خطاهای جدی تاریخی قرآن است که دکتر عبدالکریم سروش نیز تصدیق میکند این موضوع را بعنوان یکی از موارد بسیار متواتر تاریخی و مورد اتفاق همه (غیرمسلمانان)
❓انکار به صلیب کشیده شدن عیسا، چگونه بنیاد مدعایِ الوهی بودن منشأ قرآن را با چالشهای جدی مواجه میکند؟
🗄پست مرتبط
📕قرآن از تحریف لفظی سخنی نمیگوید
📕بشارتتراشی مسلمانان (قسمت یکم) (قسمت دوم) (قسمت سوم)
🔪 قربانی انجام شد؛ علاج، آغاز!
📻 اسحاق و ایفیگنیا؛ تطورات دو روایت باستانی از «قربانی فرزند»
📺 نام محمد در بایبل؟ (قسمت یکم) (قسمت دوم) (قسمت سوم)
📺 طبق قرآن، بایبل عبری و بایبل مسیحی تحریف نشدهاند
.
#بازنگری #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘اسلام تاریخی؛ مسیری معنوی یا ایدئولوژیِ خلیفهگری؟
✍🏻#اریک
🍂 فاصله کسانی که برای اولینبار سیره نبوی رو مکتوب کردند تا بگن محمد که بود، چه میگفت و چه کرد؟ با خود محمد، به اندازه فاصله ماست با مظفرالدینشاه! این رو نه در مدرسه به شما گفتند، نه خانوادۀ مذهبیتون بتون گفت، نه اون کچلهای عارفی که همهچیز رو براتون با شعر توضیح میدادند.
🍂 در فاصلهای که اونها با محمد داشتند، هیچچیز نبود، غیر از خلافت. اگه دربارهش از لفظ دو قرن سکوت استفاده کنیم، اغراق نکردیم، اما در فاصله بین مظفرالدینشاه و ما، کتاب بود و مدرسه بود و روزنامه بود و رادیو بود و تلویزیون بود و ماهواره بود و اینترنت بود و واتساپ و تلگرام هم بود و با وجود همه اینها، در دریایی از قصهها و افسانهها و خیالبافیها درباره عصر قاجار دست و پا میزنیم!
🍂 میشه گفت هیچ خانواده ایرانی رو نمیتونید پیدا کنید که حداقل یک برداشت کاملا غلط و یا کاملا معکوس واقعیت، از دوره قاجار نداشته باشه؛ تقریبا هیچ خانواده ایرانی رو پیدا نمیکنید که تصور نکنه اگه الان امیرکبیر زنده بود، اوضاع مملکت خیلی بهتر بود! دقیقا با وجود کتاب، مدرسه، رادیو و تلویزیون، ماهواره و اینترنت، دچار این اعوجاجهای فکری شدیم.
🍂 دوباره در این مقایسه دقیق بشید:
در دوره دویست و پنجاه سالهای که کنترل روی روایت وجود داشت، ولی به دلیل تحولات تکنولوژیک، قدرت مستقر در اعمال کنترل موفق نبود، با سونامی مهملات مواجه شدیم؛ در دویست و پنجاه سالی که هیچ تحولی نبوده و قدرت مستقر در اعمال کنترل کاملا موفق بوده، حجم مهمل چقدر بوده؟ این رو یک جور سادهتر هم میشه پرسید: چطور ممکن بود دو قرن بعد از محمد، نوشت که چه کسی بود و چه گفت و چه کرد؟ بدون اینکه تأیید کنندۀ روایت قدرت مستقر وقت باشه؟
🍂 این سوال، تئوریکه و میشه جواب تئوریک هم بش داد، ولی اون بیرون علائم فراوانی هست که میشه بدون نیاز به نظریهپردازی جواب سوال رو داد: از مایندست و منش مسلمان امروز، این نتیجه حاصل میشه که قدرت مستقر اون زمان تونسته بوده کنترل رو اعمال کنه، یا این نتیجه حاصل میشه که نتونسته؟ مسلمانانی که میبینید، مورد پسند کسی هستند که وحی دریافت میکرده، یا مورد پسند یک امپراتورند؟
#بازاندیشی #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @anarchonomy
✍🏻#اریک
🍂 فاصله کسانی که برای اولینبار سیره نبوی رو مکتوب کردند تا بگن محمد که بود، چه میگفت و چه کرد؟ با خود محمد، به اندازه فاصله ماست با مظفرالدینشاه! این رو نه در مدرسه به شما گفتند، نه خانوادۀ مذهبیتون بتون گفت، نه اون کچلهای عارفی که همهچیز رو براتون با شعر توضیح میدادند.
🍂 در فاصلهای که اونها با محمد داشتند، هیچچیز نبود، غیر از خلافت. اگه دربارهش از لفظ دو قرن سکوت استفاده کنیم، اغراق نکردیم، اما در فاصله بین مظفرالدینشاه و ما، کتاب بود و مدرسه بود و روزنامه بود و رادیو بود و تلویزیون بود و ماهواره بود و اینترنت بود و واتساپ و تلگرام هم بود و با وجود همه اینها، در دریایی از قصهها و افسانهها و خیالبافیها درباره عصر قاجار دست و پا میزنیم!
🍂 میشه گفت هیچ خانواده ایرانی رو نمیتونید پیدا کنید که حداقل یک برداشت کاملا غلط و یا کاملا معکوس واقعیت، از دوره قاجار نداشته باشه؛ تقریبا هیچ خانواده ایرانی رو پیدا نمیکنید که تصور نکنه اگه الان امیرکبیر زنده بود، اوضاع مملکت خیلی بهتر بود! دقیقا با وجود کتاب، مدرسه، رادیو و تلویزیون، ماهواره و اینترنت، دچار این اعوجاجهای فکری شدیم.
🍂 دوباره در این مقایسه دقیق بشید:
در دوره دویست و پنجاه سالهای که کنترل روی روایت وجود داشت، ولی به دلیل تحولات تکنولوژیک، قدرت مستقر در اعمال کنترل موفق نبود، با سونامی مهملات مواجه شدیم؛ در دویست و پنجاه سالی که هیچ تحولی نبوده و قدرت مستقر در اعمال کنترل کاملا موفق بوده، حجم مهمل چقدر بوده؟ این رو یک جور سادهتر هم میشه پرسید: چطور ممکن بود دو قرن بعد از محمد، نوشت که چه کسی بود و چه گفت و چه کرد؟ بدون اینکه تأیید کنندۀ روایت قدرت مستقر وقت باشه؟
🍂 این سوال، تئوریکه و میشه جواب تئوریک هم بش داد، ولی اون بیرون علائم فراوانی هست که میشه بدون نیاز به نظریهپردازی جواب سوال رو داد: از مایندست و منش مسلمان امروز، این نتیجه حاصل میشه که قدرت مستقر اون زمان تونسته بوده کنترل رو اعمال کنه، یا این نتیجه حاصل میشه که نتونسته؟ مسلمانانی که میبینید، مورد پسند کسی هستند که وحی دریافت میکرده، یا مورد پسند یک امپراتورند؟
#بازاندیشی #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @anarchonomy
نقدآگین
1️⃣ یک دیپلماتِ سابقِ #حکومت_اسلامی برخی از ما حزباللهیها، تفکر صهیونیستی داریم. ساختن وطن و دولت بنا بر عقیده، امری صهیونیستی است؛ وطن بنا بر سکونت است و نه عقیده. 2️⃣ #علیرضاموثق 🍂 این دیپلماتِ سابقِ حکومتِ ولایتِ مطلقهٔ فقیه، هنوز درک نکرده که تفکر…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
1️⃣ سخنان قابل تأملِ ترکی الفیصل آل سعود
2️⃣ جواد ظریف
3️⃣ #علیرضاموثق
🍂 چقدر رقتانگیز و حقارتآمیز است که هم در تکلمِ صحیح انگلیسی، وزیر خارجۀ تاریخیترین کشور جهان، از عربستان عقبافتادهتر است و سوژه انواع برنامۀ طنز و کمدی، هم وزیر خارجۀ سابق که حداقل به انگلیسی مسلط است، حداقلی از عقلانیت و انصاف که در این سخنان وجود دارد را نتوانسته بروز دهد و مثل گذشته، بیش از مقامِ «مالهکشی و علاجگری» گندهای #حکومت_اسلامی و نیروهایش، شأنی برای خود قائل نیست و درنتیجه، قتل عام کور و وحشیانه و آدمربایی کودکان و پیران و توریستهای خارجی (از تایلند تا اروپا) -که مشخص بود، بهشدتی چند برابر، دودش به چشم مردم فلسطین میرود و هیچ سودی در مقابلۀ نظامی در چنین معادلۀ نابرابری نیست- را ماله میکشد.
🍂 مثل این است که بگوییم چون حجاببانها خلاف قانون و مهمتر از آن، عقل و اخلاق عرفی و مدرن عمل میکنند و عکس و فیلمِ (بهاصطلاح «ناموسِ») ملت را بیاجازه میگیرند، برخورد خشن تا سر حد کتک زدن و آدمربایی و قتلشان، قابل فهم است! برای برخورد با اقدام غیرقانونی و غیراخلاقی، نمیتوان دچار «استاندارد دوگانه» شد و بسادگی، به هر روش غیراخلاقی تن داد و آن را توجیه کرد؛ بعد هم که قدرتِ بهمراتب بالاتر، در مقابل چنین برخوردی، واکنشی فاجعهبارتر نشان داد، جایگاهِ گذشتۀ «مظلومِ معصوم» خود را نیز طلب کرد و انتظار حمایت فراگیر داشت و مردم و روشنفکران جهان را بابت بیتفاوتی بینظیرشان محکوم کرد. درست در همینجاست که این سخنرانی، سطح عقلانیت بالاتر سعودیها را نشان میدهد. بیچاره فلسطینیان که گرفتار گروهی وابسته به حکومتی با این سطح نازل از عقلانیت و شعور شدهاند که هر گرهی را میخواهد با دندانهای پوسیدهاش باز کند و هر بحرانی را بهجای حل، بدل به بحرانی مضاعف میکند.
🍂 پیشتر و بعد از سر آمدن فرصت عمل به بندهای برجام و متعاقباً برگشت تحریمها، گفتم که در خصوص نحوۀ پاسخهای ما به چالشها، الگویِ «جام زهر» در کنار الگویِ «نوشدارو پس از مرگ سهراب»، در فرهنگِ ما ریشهای کهن دارد؛ بدین معنی که ما در مواجهه با چالشها، معمولاً یا پاسخهایِ بهنگام و مناسب و موفق و خلاقانه نمیدهیم و نهایتاً، پس از مرگ سهراب و فرصتسوزی و شکستِ مطلق، به فکرِ نوشدارو میافتیم و یا در دقیقۀ نود و پس از پرداختِ هزینههایِ غیرضروری و اجتنابپذیر و گزاف، پاسخی نامتناسب با وضعیت موجود میدهیم. بهنحو معمول، یا مطلقاً به اهدافِ خویش نمیرسیم و یا بسیار پرهزینه و گران (نه با کمترین هزینۀ ممکن، بلکه با بیشترین هزینۀ ممکن) به اهداف خویش میرسیم؛ عموماً بهینه و فرصتشناسانه عمل نمیکنیم؛ بیجهت خود را در بلا میاندازیم و آنقدر در بیابان بیآب و علف راه میرویم که مجبور به خوردن گوشت میت از بابِ اضطرار شویم!
🍂 در این میان، رفتار و عملکرد جمهوری اسلامی و حاکمان و مسئولان کشوری و لشکریِ ما در مورد مناقشۀ اسراییل-فلسطین نیز مثل سایر مناقشهها، از جمله مناقشه با عربستان (که در صدد برانداختن آل سعود بودیم و حال اسم خیابان شیخ نمر را سرنگون کردهایم(!) و برای دیدار با سعودیها صف میکشیم)، از همین دو الگو تبعیت میکند و این یعنی خسارت و اتلافِ محض نیروها و فرصتها و منابع محدود.
🍂 سیاست یک تخصص است؛ نه جایی که هر شتری با از بر کردن شعارهای حکومتی ایدئولوژیک و تمسک به یکسری ظواهر، بتواند به مقامات بالای یک کشور برسد و سرنوشت دهها میلیون انسان به دست او بیافتد. برای یک دندان کشیدن ساده، به بهترین متخصص رجوع میکنیم، اما برای امر پیچیدۀ حکمرانی که با سرنوشت میلیونها انسان سر و کار دارد، بدونِ وجود احزاب و اصناف و سندیکاها (که نقش دانشگاههای سیاسی جامعه را دارند)، با چینش یکسری آخوند بی سواد و هنر در شورای نگهبان، میخواهیم به سوئیس برسیم! درحالیکه هر سال، از عربستان سعودی و ترکیه و کشورهای منطقه نیز عقبتر میافتیم.
#ویدیو_تحلیل
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
2️⃣ جواد ظریف
کشتن کسی را توجیه نمیکنم و از دست رفتن جان انسانها نتیجه مطلوبی ندارد. کسی را به اجبار به شهرکها نبردهاند. شهرکنشینان خودشان داوطلب هستند که آنجا بروند. شاید سرباز اسرائیل به اجبار بجنگد اما شهرکنشین داوطلب است. داوطلبانه بعنوان نیروی اشغالگر در آنجا مستقر شدند. طوری سخن نگویید انگار افرادی بودند که پولی نداشتند و به آنجا رفتهاند. یک کودک، پیرزن، پیرمرد حتما غیرنظامی محسوب میشود، اما شهرکنشینی بحث دیگری است. اصل شهرکها غیرقانونی و اشغالی است، هدف این شهرکها هم حفظ اشغال است. فرض کنید در زمان جنگ عراقیها افراد عراقی را در مناطق مختلف خوزستان ساکن میکردند. آیا باید حقوق افرادی که سرزمین ما را گرفتهاند را رعایت میکردیم؟! دل هر آدمی میسوزد که یک کودک یا پیرمردی کشته و دستگیر شود، اما بیاییم از این زاویه هم به موضوع نگاه کنیم.
3️⃣ #علیرضاموثق
🍂 چقدر رقتانگیز و حقارتآمیز است که هم در تکلمِ صحیح انگلیسی، وزیر خارجۀ تاریخیترین کشور جهان، از عربستان عقبافتادهتر است و سوژه انواع برنامۀ طنز و کمدی، هم وزیر خارجۀ سابق که حداقل به انگلیسی مسلط است، حداقلی از عقلانیت و انصاف که در این سخنان وجود دارد را نتوانسته بروز دهد و مثل گذشته، بیش از مقامِ «مالهکشی و علاجگری» گندهای #حکومت_اسلامی و نیروهایش، شأنی برای خود قائل نیست و درنتیجه، قتل عام کور و وحشیانه و آدمربایی کودکان و پیران و توریستهای خارجی (از تایلند تا اروپا) -که مشخص بود، بهشدتی چند برابر، دودش به چشم مردم فلسطین میرود و هیچ سودی در مقابلۀ نظامی در چنین معادلۀ نابرابری نیست- را ماله میکشد.
🍂 مثل این است که بگوییم چون حجاببانها خلاف قانون و مهمتر از آن، عقل و اخلاق عرفی و مدرن عمل میکنند و عکس و فیلمِ (بهاصطلاح «ناموسِ») ملت را بیاجازه میگیرند، برخورد خشن تا سر حد کتک زدن و آدمربایی و قتلشان، قابل فهم است! برای برخورد با اقدام غیرقانونی و غیراخلاقی، نمیتوان دچار «استاندارد دوگانه» شد و بسادگی، به هر روش غیراخلاقی تن داد و آن را توجیه کرد؛ بعد هم که قدرتِ بهمراتب بالاتر، در مقابل چنین برخوردی، واکنشی فاجعهبارتر نشان داد، جایگاهِ گذشتۀ «مظلومِ معصوم» خود را نیز طلب کرد و انتظار حمایت فراگیر داشت و مردم و روشنفکران جهان را بابت بیتفاوتی بینظیرشان محکوم کرد. درست در همینجاست که این سخنرانی، سطح عقلانیت بالاتر سعودیها را نشان میدهد. بیچاره فلسطینیان که گرفتار گروهی وابسته به حکومتی با این سطح نازل از عقلانیت و شعور شدهاند که هر گرهی را میخواهد با دندانهای پوسیدهاش باز کند و هر بحرانی را بهجای حل، بدل به بحرانی مضاعف میکند.
🍂 پیشتر و بعد از سر آمدن فرصت عمل به بندهای برجام و متعاقباً برگشت تحریمها، گفتم که در خصوص نحوۀ پاسخهای ما به چالشها، الگویِ «جام زهر» در کنار الگویِ «نوشدارو پس از مرگ سهراب»، در فرهنگِ ما ریشهای کهن دارد؛ بدین معنی که ما در مواجهه با چالشها، معمولاً یا پاسخهایِ بهنگام و مناسب و موفق و خلاقانه نمیدهیم و نهایتاً، پس از مرگ سهراب و فرصتسوزی و شکستِ مطلق، به فکرِ نوشدارو میافتیم و یا در دقیقۀ نود و پس از پرداختِ هزینههایِ غیرضروری و اجتنابپذیر و گزاف، پاسخی نامتناسب با وضعیت موجود میدهیم. بهنحو معمول، یا مطلقاً به اهدافِ خویش نمیرسیم و یا بسیار پرهزینه و گران (نه با کمترین هزینۀ ممکن، بلکه با بیشترین هزینۀ ممکن) به اهداف خویش میرسیم؛ عموماً بهینه و فرصتشناسانه عمل نمیکنیم؛ بیجهت خود را در بلا میاندازیم و آنقدر در بیابان بیآب و علف راه میرویم که مجبور به خوردن گوشت میت از بابِ اضطرار شویم!
🍂 در این میان، رفتار و عملکرد جمهوری اسلامی و حاکمان و مسئولان کشوری و لشکریِ ما در مورد مناقشۀ اسراییل-فلسطین نیز مثل سایر مناقشهها، از جمله مناقشه با عربستان (که در صدد برانداختن آل سعود بودیم و حال اسم خیابان شیخ نمر را سرنگون کردهایم(!) و برای دیدار با سعودیها صف میکشیم)، از همین دو الگو تبعیت میکند و این یعنی خسارت و اتلافِ محض نیروها و فرصتها و منابع محدود.
🍂 سیاست یک تخصص است؛ نه جایی که هر شتری با از بر کردن شعارهای حکومتی ایدئولوژیک و تمسک به یکسری ظواهر، بتواند به مقامات بالای یک کشور برسد و سرنوشت دهها میلیون انسان به دست او بیافتد. برای یک دندان کشیدن ساده، به بهترین متخصص رجوع میکنیم، اما برای امر پیچیدۀ حکمرانی که با سرنوشت میلیونها انسان سر و کار دارد، بدونِ وجود احزاب و اصناف و سندیکاها (که نقش دانشگاههای سیاسی جامعه را دارند)، با چینش یکسری آخوند بی سواد و هنر در شورای نگهبان، میخواهیم به سوئیس برسیم! درحالیکه هر سال، از عربستان سعودی و ترکیه و کشورهای منطقه نیز عقبتر میافتیم.
#ویدیو_تحلیل
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘فروغی، نخستین لیبرالِ مشروطهخواه ✍🏻 #رضا_زمان 🍂 محمدعلی فروغی، ذُکاءالمُلک، از نخستین نسلِ لیبرالهای ایرانی بود که عموماً فرنگیمآب و مشروطهخواه بودند. جنبش مشروطیت، در نخستین گام و حرکتِ خود، یک جنبشِ لیبرالِ سیاسی بود که خواستِ لیبرالی از ساختار سیاسی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂 همواره این پرسش را داشتهام که چرا چپِ انترناسیونال ایرانی، در چند دهۀ اخیر، اینقدر از واژۀ «ایران» منزجر است؟ پیشترها فرق داشت [برگردید به تجربههای تاریخی پیش از ۵۷]. از نویسنده و فعالهای اخیر بگیر تا هنرمند و مابقی؛ گویی یک قاچ لیمو بگذاری جلوی گربه؛ با انزجار دور میشود. با ظهور کالتهایِ جدیدالتاسیس، این نفرت تئوریزه نیز شده. گویی «ایران» نامِ رمزِ «ستمِ مضاعف» است! برای چه؟ برای اینکه صحبت از «ایران» محول شده به «راستِ فاشیستِ ایرانی»؟ تقسیم وظایفِ نانوشته است لابد!
🍂 تجربههای جهانی، چنین چیزی به ما نمیگویند: از رادیکالترین چپهای ایتالیایی و شیلی تا ژاپنی؛ مثلا پازولینی خود را یک ایتالیایی میدانست و یک رنسانسشناس قهار بود. بلوکیو تاریخشناسِ تواناییست. پاتریشیو گوسمان چهل و اند سال آزگار است از شیلی میگوید، از دشتها و کوهها و سنتهایش؛ او در آثارش با تبحر تاریخ سرزمیناش-شیلی- را سینمایی میکند. شیندو و آداچی در ژاپن، مدام در سرزمینشان سفر میکردند و همه جا میگفتند «ژاپن». آنوقت نویسندۀ چپگرایی همچون #شاهرخ_مسکوب در دهۀ هفتاد، مورد تحقیر بود با القابی چون «چپِ ناسیونالیست»(!). احتمالا چون به تاریخ «ایران» علاقه داشت. تنها در اواخر دهۀ هشتاد و دهۀ نود بود که نام او به میان آمد. شاید بخاطر اینکه -فیالمثل- اضطرارِ فهمِ شاهنامه به میان آمد و جیبِ دانشِ چپ ایرانی خالی بود [آدمی نمیرود دنبالِ فهمِ چیزی که از آن متنفر است]. در درسگفتارهایشان میگفتند بروید فلان کتابِ مسکوب را بخوانید، برای فهم مدرنِ فلان کتاب فارسی.
🍂 مخلص کلام: اگر از ابتذال راست ایرانی منزجر هستیم، گمانهزنی کنیم دربارۀ خاستگاه این ابتذال؛ شاید این خاستگاه لزوما و تماما درونیِ راست نباشد.
#نقد_چپ #چپ_ایرانی #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @poster_cinematography
🍂 تجربههای جهانی، چنین چیزی به ما نمیگویند: از رادیکالترین چپهای ایتالیایی و شیلی تا ژاپنی؛ مثلا پازولینی خود را یک ایتالیایی میدانست و یک رنسانسشناس قهار بود. بلوکیو تاریخشناسِ تواناییست. پاتریشیو گوسمان چهل و اند سال آزگار است از شیلی میگوید، از دشتها و کوهها و سنتهایش؛ او در آثارش با تبحر تاریخ سرزمیناش-شیلی- را سینمایی میکند. شیندو و آداچی در ژاپن، مدام در سرزمینشان سفر میکردند و همه جا میگفتند «ژاپن». آنوقت نویسندۀ چپگرایی همچون #شاهرخ_مسکوب در دهۀ هفتاد، مورد تحقیر بود با القابی چون «چپِ ناسیونالیست»(!). احتمالا چون به تاریخ «ایران» علاقه داشت. تنها در اواخر دهۀ هشتاد و دهۀ نود بود که نام او به میان آمد. شاید بخاطر اینکه -فیالمثل- اضطرارِ فهمِ شاهنامه به میان آمد و جیبِ دانشِ چپ ایرانی خالی بود [آدمی نمیرود دنبالِ فهمِ چیزی که از آن متنفر است]. در درسگفتارهایشان میگفتند بروید فلان کتابِ مسکوب را بخوانید، برای فهم مدرنِ فلان کتاب فارسی.
🍂 مخلص کلام: اگر از ابتذال راست ایرانی منزجر هستیم، گمانهزنی کنیم دربارۀ خاستگاه این ابتذال؛ شاید این خاستگاه لزوما و تماما درونیِ راست نباشد.
#نقد_چپ #چپ_ایرانی #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @poster_cinematography
نقدآگین
📘چین میخواهد زنان خانه بمانند و فرزند به دنیا بیاورند — منتشره در اکونومیست 🖌 #ترجمه #مسعودیوسف_حصیرچین 🍂 در چین هر پنج سال یک بار، کنگرۀ ملی زنان برگزار میشود. مانند جلسۀ سالانۀ پارلمان یا خود جلسات پنج سال یک بار حزب کمونیست، گردهمآیی زنان هم برنامۀ…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM