نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.44K videos
93 files
9.15K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘اپوزیسیون و تمسک کور به ایده‌های شکست‌خوردۀ شاپور بختیار
— به من بگو ایده‌هایت کدامند؟ تا بگویم چطور رفتار خواهی کرد

✍🏻 #ف_امیرفرهنگ


#اپوزیشنقد #نقد_چپ #چپ_ایرانی #ایران

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
🍂 #سلمان_رشدی که قرار است جایزه صلح اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان آلمان در سال ۲۰۲۳ را دریافت کند، جمعه ۲۸ مهر در یک نشست خبری در نمایشگاه کتاب فرانکفورت آلمان گفت، نگران وضعیت سیاسی کنونی جهان است، اما نمی‌خواهد امید خود را از دست بدهد.

🍂 او افزود: «جهان در وضعیت خوبی نیست، اما به طور غیرمنطقی، من همچنان خوش‌بین هستم. نوشتن نوعی خوش‌بینی است».

🍂 به گزارش خبرگزاری آلمان، رشدی گفت، با این حال، او از آنچه حماس در اسرائیل انجام داد و همچنین از واکنش اسرائیل «مملو از وحشت» است.

🍂 رشدی که آشکارا از اظهار نظر صریح درباره جنگ اسرائیل با حماس در غزه طفره می‌رفت، گفت، در مجموع، نظر مشخصی در این‌‌باره ندارد و صرفاً «با مرگ افراد بی‌گناه» مخالف است.

🍂 قرار بود در نمایشگاه کتاب فرانکفورت، بنیاد «لیت‌پروم» که برای حمایت از نویسندگانی در «جنوب جهان» پدید آمده، به خاطر رمان «تفصیل ثانوی» جایزه ویژه‌اش را به عدنیه شبلی، نویسنده فلسطینی اهدا کند، اما به دلیل جنگ حماس و اسرائیل، یورگن بوس، مدیر نمایشگاه کتاب فرانکفورت اعلام کرد، این جایزه در فرصت دیگری به شبلی اهدا می‌شود.

🍂 رشدی گفت، امیدوار است که به تعویق افتادن اهدای این جایزه ادبی، به‌معنای لغو آن نباشد. او یک بار دیگر به کنایه گفت: «من بیش از حد خوشبین هستم».

🍂 بیش از ۶۰۰ نویسنده سرشناس در جهان از جمله عبدالرزاق قرنح، برنده نوبل ادبی در سال ۲۰۲۱ و ارنی آرنو، برنده نوبل ادبی در سال ۲۰۲۲ در نامه‌ای به نمایشگاه کتاب فرانکفورت از عدنیه شبلی، نویسنده فلسطینی حمایت کرده و از برگزارکنندگان خواسته‌اند که به «احساسات و عواطف فلسطینی‌ها» در چارچوب آثار ادبی فضایی اختصاص دهند.

🍂 مخالفان اما می‌گویند، اهدای جایزه به عدنیه شبلی، به بحث‌ها درباره اشغالگری اسرائیل در شرایط خطیر کنونی دامن می‌زند و ممکن است زمینه‌ساز مخالفت‌هایی با اسرائیل شود.

🍂 رشدی گفت: «هر کس باید بتواند در مورد هر چیزی بنویسد. تنها سوال باید این باشد که نوشته خوب است یا بد. هر چیز دیگری به‌معنای مرگ هنر است. ادبیات نباید نقش از پیش تعیین‌شده داشته باشد. کتاب‌ها برای این نیستند که به مردم بگویند به چه چیزی فکر کنند، بلکه قرار است مردم را وادار به تفکر کنند».

🍂 رشدی در ادامه یادآوری کرد: «و این همان چیزی‌ست که کتاب‌ها را برای دیکتاتوری‌ها و رژیم‌های استبدادی بسیار خطرناک می‌کند: ادبیات می‌تواند نشان دهد که جهان چقدر غنی و پیچیده است – این برخلاف جهان‌بینی تنگ‌نظران، متعصبان و مستبدان است».

🍂 کتاب جدید رشدی که درباره سوءقصد سال گذشته به اوست، قرار است در آوریل سال آینده منتشر شود. این کتاب که «چاقو؛ اندیشه‌هایی پس از تلاش برای قتل» نام دارد، در ۲۵۶ صفحه در انتشارات پنگوئن رندوم در آمریکا منتشر می‌شود. این ناشر اوایل سال جاری میلادی رمان «شهر پیروزی» رشدی را که پیش از حمله تکمیل شده بود، منتشر کرد.

🍂 مراسم اهدای جایزه جایزه صلح اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان آلمان یکشنبه ۳۰ مهر در کلیسای سنت پل فرانکفورت برگزار خواهد شد. هدف این جایزه نشان دادن تعهد تجارت کتاب به «درک بین‌المللی بین ملت‌ها و فرهنگ‌ها» است.


#خیالپرسه
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 چرا ادبیات بر سیاست مقدم است؟
— سخن کِن فالت، فرانسوی‌ترین نویسندۀ انگلیس

🖌#ترجمه: #صدوقی_پور

🍂 #کن_فالت (Ken Follett - زاده ۵ ژوئن ۱۹۴۹ در ولز بریتانیا) نویسنده بریتانیایی رمان‌های پرفروش است.

🍂 فالت ابتدا به تحصیل فلسفه در دانشگاه لندن پرداخت. پس از فارغ‌التحصیلی خبرنگاری جراید را پیشه نمود. در بیست و هفت سالگی با رمان «سوراخ سوزن پا» به عرصه نویسندگی گذاشت. کسب جایزه «ادگار»، باعث فروش فوق‌العاده این رمان شد. پس از آن رمان‌های دیگری نوشت که به همان اندازه موفق بودند.

🍂 در آثار او، ردپای واقعیت‌های تاریخی به چشم می‌خورد. هرچند جزئیات را او خود به داستان می‌افزاید.

🍂 همه آثار وی در صدر جداول فروش بین‌المللی قرار دارند و به زبانهای گوناگون ترجمه شده‌اند. او گاه، داستانی را بر طبق سفارش قبلی می‌نگارد؛ برای مثال، داستان «بر بال عقاب‌ها» که شرح فرار دو آمریکایی زندانی در ایران زمان محمدرضا پهلوی، به اتهام فساد مالی، در بحبوحهٔ انقلاب ۱۳۵۷ ایران است را بر اساس سفارش رئیس آنان در موسسه «ای دی اس» نگاشته است.


#خیالپرسه
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
📗آیا تفکر اصیل می‌تواند تروریستی باشد؟

✍🏻
#علیرضاموثق

🌐 مطالعۀ متن کامل در سایت «ایران‌لیبرال»| یا مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۱۲ دقیقه
🔖 ۲۴۴۷ واژه

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @iran_liberal
📗آیا تفکر اصیل می‌تواند تروریستی باشد؟

✍🏻
#علیرضاموثق

🍂 به تعبير اريک فروم، انسان قبل از خوردن ميوهٔ خرد و به تبع آن، قبل از وقوف بر تفاوت و تمايز میانِ خود با ديگر موجودات هستى، هنوز احساس تشخص و تفرد نداشت و با کائنات و طبيعت هم‌ذات‌پندارى و احساس وحدت داشت. در آغوش مادر طبيعت بود؛ بسان کودکى در زهدان مادر. هنوز بند نافش از اين زهدان بريده و از نظر روانى، به شکلى تنها و منفرد، به جهان، پرتاب نشده بود؛ اگر چه از نظر جسمى در جهان بود.

🍂 به‌تدريج با رشد عقل و مآلاً با درک تمايزات و کوچکى خود در مقابل جهان خارج که شبیه به اقيانوسى انسان را احاطه کرده‌است و با درک نيروهاى غيرقابل کنترل و غيرقابل پيش‌بينىِ موثر بر سرنوشتِ خود، احساس ترس از اين امر و احساس اضطراب و تنهايى، بر رنج‌هايش افزوده شد.

🍂 وقتى انسان خود را با جهان يکى بداند، تنها و در معرض تهديد جهان نيست؛ چون هنوز «ديگرى» وجود ندارد، اما وقتى از لحاظ ذهنى، خود را از جهان جدا ديد، رنج عظيمِ تنهايى و اضطراب ناشى از تهديد جهان خارج، آغاز مى‌شود. در حالت وحدتِ انسان با جهان، فى الواقع و در اعماق وجودِ انسان، چالش انسان با جهانِ بيرونى، قضيه‌اى خانوادگى و ناشى از تنش میان پاره‌هاى مختلف يک وجود است و نه جنگ با «ديگرى و بيگانه». انسان پس از اين، مکانيزم‌هايى روانى را براى تسکين اين رنجِ سهمگين و برایِ امکان بقاء طراحى مى کند؛ مثل ذوب شدن در قبيله يا خانواده يا مليت يا دين، و کشتن عامل رنج (یعنی فردیت و تشخص).

🍂 با ذوب شدنِ «فردیت» و از میان رفتن آن که با اشیاء و موجودات و جهان تمایز دارد و در میان آنها دچار تهدید و رنج تنهایی و ترس می‌گردد، فی‌الواقع واقعیت و جهان پیرامونی، یعنی منبع رنج، موقتأ در ذهن انسان مکتوم و پوشیده می‌شود و از میان می‌رود. چنین انسانی زهدان امن و تاريک مادر را جستجو مى کند که در پيوستگىِ وجودى با آن و در سپهرش، هنوز فرديت و تشخصى نداشت و به دنبال آن، جهانى غير از او وجود نداشت تا عامل تهديدش باشد.

🍂 مکانيزم ديگر برای تسکین رنج‌های مدنظر خودشيفتگى است. در مکانيزم نخست، فرد خودش را ذوب در ديگرى (مثل قبيله، ايدئولوژى، دين، تشکيلات و پيشوا) مى‌کند و خودِ متفاوت و مستقلش را از ميان مى‌برد، اما در خودشيفتگى، «ديگرى» و «جهان» را از بين مى‌برد و از طریق تورم نفس، خودش را «خود-جهان» مى‌کند و «ديگری-جهان» که عامل تهديد و ترس و اضطراب است را از بين مى‌برد. موضوع و متعلقِ خودشيفتگى، مى‌تواند يک ويژگىِ جسمى، شغل، علم، فرزند، عقيدهٔ مذهبی، هنر و به طور کلى، متعلقات فردى يا اجتماعی انسان باشد.

🍂 «ديگرى»، براى «انسان خودشيفته» اگر هم اهميتى داشته باشد، نه به جهت حقوق و نيازهاى يک موجود متمايز و بى‌همتا و لذت بردن از گشودگى به روى ديگرى و يا لذت بردن از نثار کردن است که معلولِ قوت و فربهىِ وجودی می‌باشد، بلکه به جهت امتداد و انعکاس نفس انسان خودشيفته بودن و به اعتبار تعلقش به فرد خودشيفته است؛ حتى اگر موضوع، «مقولهٔ حقيقت» باشد.

🍂 فرد خودشيفته، داورى عينى و تخيلش را به تناسب رشد و شدت خودشيفتگی‌اش، يعنى به تناسب ضخامتِ حجابِ نفسِ متورمش که ميان او و جهان عينى قرار مى‌گيرد، از دست مى‌دهد. انسان خودشیفته به تناسب میزان رشد خودشیفتگی‌اش، توانش براى اینکه بتواند با تخيل «خودش را به جاى ديگرى بگذارد و به تبع آن، رنج و نيازهایِ واقعى او را درک کند»، کاهش مى‌يابد.

🌐 مطالعۀ متن کامل در سایت «ایران‌لیبرال»| یا مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۱۲ دقیقه
🔖 ۲۴۴۷ واژه

#فلسفیدن #نقد_اسلام #زیست‌روان

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @iran_liberal
حتا خوش‌فکرترین چپ‌ها (غیر امثال عابد توانچه که پدیده‌هایی نادرند)، در درک رجحان توجه به حقوق ملت (در ذیل دولت-ملت)، بر حقوق دیگر ملل عضو سازمان ملل، سخت می‌لنگند و نمی‌توانند کامن سنس جامعه و کنشگران غیرچپ، در وضعیت ویژۀ ایرانِ گروگان بنیادگراییِ «غرب/اسرائیل‌»ستیزانه را بفهمند؛ حتا نمی‌توانند شعارهای شعوری بلوچ‌ها، چون «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» را بفهمند و سانسور نکنند.

به‌همین‌ خاطر، دور افتاده‌اند و به هر که خلاف این مد چپ جهانی، بر رجحان امر ملی، بنا به بضاعت محدود ایرانیان و اقتصاد توجه، سخن می‌گوید، انگِ «فاشیست»، «ناسیونالیست» و... می‌چسبانند، و اسمش را هم مقابله با راست و نولیبرالیسم و ارزش‌های شیطانی می‌گذارند.

اخلاق امری ماوراءالطبیعی، یا کالای لوکسی برای پز روشنفکری (والاتر بودن من بعنوان کسی که هوای همۀ جهانیان را دارم و اخلاقی‌ترم -بیشتر هم در حد زبان و ادعا؛ چراکه در عمل، همۀ ما ناچار به اقتصاد توجه هستیم-) نیست؛ بلکه (حداقل در وضعیت حاد و بس بحرانی‌‌‌ای که ایرانیان گرفتارش‌اند) یک امر طبیعی برای بقا و بهروزی من (به‌مثابه حیوان اجتماعی) و گروه‌های نزدیک به من است.

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📗اشارات و تنبیهات (۵۴)
(۱/۲)
1️⃣ دکتر #احمد_زیدآبادی

🍂 اگر حماس برای جلوگیری از حملۀ زمینی ارتش اسرائیل به نوارغزه، نیروهای خود را از این منطقه بیرون بکشد و با واگذاری کنترل باریکه به دولت خودگردان، کادر خود را به نقطه‌ای دیگر از دنیا منتقل کند، آیا مصیبتی رخ می‌دهد؟

🍂 در سال ۱۹۸۱ هنگامی که آریل شارون به قصد نابودی نیروهای مسلح فلسطینی در جنوب لبنان، بیروت را به محاصره درآورد. یاسرعرفات (رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین) چون مقاومت در برابر ارتش اسرائیل را برای لبنانی‌ها و فلسطینی‌ها پرهزینه دید، حاضر به خارج کردن نیروهای خود از لبنان و انتقال آنها به تونس شد.

🍂 حال چه عیبی دارد حماس هم برای نجات مردم نوارغزه، فرمول مشابهی را مطرح کند؟ لطفاً اصولگرایان تندخو، قدری اعصاب خود را در برابر این پیشنهاد کنترل کنند! هر اتهامی که در این باره بچسبانند، یادشان باشد که جانبِ امام حسن را هم خواهد گرفت!

🍂 فلسفۀ سیاست، صیانت از جان و مال و آسایش مردم از تهدید و خطر است و نه به خطرانداختن جان و مال و زندگی مردم برای حفظ موقعیت یک فرد یا یک گروه یا یک دولت! فهم و عمل به همین یک نکته است که سیاستمدار صادق و حقیقی را از نوع بدلی آن سوا می‌کند.

2️⃣ #علیرضاموثق

🍂 در خصوص نکات مورد اشاره توسط دکتر احمد زیدآبادی در یادداشت کوتاه جدیدش پیرامون مناقشۀ اسرائیل-فلسطین، نکات و ملاحظاتی به نظرم می‌رسد که به اختصار بیان می‌کنم:

۱) من با کلیت رأی دکتر زیدآبادی (بعنوان فردی متخصص در حوزۀ «اسرائیل و خاورمیانه»)، در راستای جلوگیری از افزایش بلادلیل مصائب طاقت‌فرسای ملت بی‌‌گناه و مظلوم فلسطین، همدلم و آن را توصیه‌ای دلسوزانه، عقلانی و اخلاقی می‌دانم.

۲) اما در این یادداشت می‌خواهم به دکتر زیدآبادی یادآور شوم که هنوز هم اسلام، و به تبع آن، حکومتِ آخوندی-اسلامی و مسلمانان واقعی را نمی‌شناسد و به همین دلیل، خود را مسلمان می‌نامد. اسلام از آغاز و ماهیتاً یک ایدئولوژی سیاسیِ توتالیتر بود که مفهوم «خداوند» را به استخدام ارادهٔ قدرت و حکومت و سلطه درآورد. در ادامه و در روند تاریخیِ بسطِ اسلام، هر فرقه و شعبه، در مفهومی طیفی، هرچه بیشتر اسلامی بود، بیشتر «مستبد و توتالیتر و سلطه‌گر و دیگری‌ستیز و قدرت‌طلب» بود و لذا تعارضش با «عقلانیت و عدالت و اخلاق و آزادی» بیشتر بود.

🍂 وفق تاریخ اسلام، اختلاف بر سر «قدرت سیاسی و حکومت»، از لحظهٔ فوت محمد‌بن‌عبدالله آغاز شد و شیعیان با برساختن مفهوم «امامت و ولایت»، قدرت سیاسی و حکومت را حقّ خود می‌دیدند؛ حقی که در «غدیر خم» و از مجرای «ژن خوب الهی»، از جانب الله و توسط محمد‌بن‌عبدالله به آنها به ارث رسیده‌بود.

🍂 فلسفۀ سیاست در اسلام، برخلاف نظر دکتر زیدآبادی، «صیانت از جان و مال و آسایش مردم از تهدید و خطر» نیست؛ روح توتالیتر و مستبدِ اسلام، با فاشیسم و هیتلر سازگار است و نه با لیبرال‌دموکراسی و گاندی؛ به همین جهت، مسلمانانی که به شکل «کلاژگون و صوری و نااصیل»، بین اسلام با آزادی و عدالت، کمی سازگاری ایجاد کرده‌بودند نیز، در هجومِ طوفانِ اسلامِ راستین، منکوب و دفن شدند.

🍂 فلسفه سیاست در «دنیای مدرن»، ربطی به اسلام (قرآن و سنت نبوی) ندارد؛ در اسلام، نه «فلسفۀ سیاست» وجود دارد، نه مبنای آن، یعنی «مصحلت عمومی» و «صیانت از جان، مال و آسایش مردم از تهدید و خطر». در اسلام «حقوق ملت» که مفهومی برای زمانۀ مدرن است، هیچ جایگاهی ندارد، بلکه «حق‌الناس» در ذیل «امت-امامت» بر مبنای آپارتاید و تبعیض ساختاری‌ معنا دارد که وفق آن، حقوق زن/مرد، کافر/مسلمان و برده/آزاد با یکدیگر برابر نیست.

🍂 دکتر زیدآبادی در ادامۀ یادداشت خود، فلسفۀ سیاست را مخالف «به خطرانداختن جان و مال و زندگی مردم برای حفظ موقعیت یک فرد یا گروه یا دولت» می‌داند، اما این تعریف از سیاست نیز، منطبق بر اسلام نیست. وفقِ اسلام (قرآن و سنت نبوی)، بر هم زدن ازدواج یک زوج جوان توسط محمدبن‌عبدالله (به‌مثابه پیشوای سیاسی) برای عشق دوران پیری، سپس سکس با تازه‌عروس سابق، علی‌رغم حرمت جدی نگاه جنسی به عروس (ولو همسر پسرخوانده باشد) در عرف عرب آن زمان، یا دروغ گفتن خود الله به مسلمانان در مورد کم بودنِ عدۀ سپاه مقابل، با وجودِ تمام خطرات جانیِ این دروغ، طبق آیهٔ ۴۳ سورهٔ انفال، مجاز است. در اسلام، زندگی یا حیات دنیوی، دارای ارزش بالذات نیست، و از سویی، «جهاد ابتدایی» یکی از ارکان مهمّ اسلام است. مسلمانان مکرراً به «جهاد با اموال و انفس» فرا خوانده‌ شده‌‌اند و با وعدۀ غنائم دنیوی (از جمله کنیزها و بردگان)، یا در صورت مرگ، رسیدن به حوریان و غلمان‌های بهشتی، جان‌ها و اموالشان توسط الله (در واقع، محمد‌بن‌عبدالله به‌مثابه قدرت مستقر و مدعی انحصاریِ سخنگویی حقیقت مطلق) خریداری شده و خرج اهداف و جاه‌طلبی‌های پیشوا و حاکم سیاسیِ وقت می‌شود.

(ادامه دارد)

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📗اشارات و تنبیهات (۵۴)
(۲/۲)
✍🏻 #علیرضاموثق

۳) دکتر احمد زیدآبادی در نوشتۀ اخیرش، ضمن ارائۀ پیشنهادی برای جلوگیری از حملۀ ارتش زمینی اسراییل به نوار غزه، گریزی به ماجرای «صلح حسن‌بن‌علی و معاویه» زده‌است و تلویحاً، این دومین امام شیعه را شخصیتی دانسته که به این دلیل تن به صلح با معاویه داده‌است که «از جان و مال و ناموس مردم صیانت کند»، نه به این دلیل که موقعیت فردی و خانوادگی‌اش را حفظ و تقویت کند.

🍂 فی‌الواقع، اسلام از موانع جدی رشد و باروری «تفکر اصیل» و نیز «واقع‌بینی و استدلال‌گرایی»‌ست؛ به همین سبب، افرادی مثل دکتر عبدالکریم سروش و دکتر بیژن عبدالکریمی و دکتر احمد زیدآبادی، به هر میزان که از آموزه‌ها و احکام اسلام عدول می‌کنند و فاصله می‌گیرند، بزرگ می‌شوند، و به‌ هر میزان که به تبعیت از آموزه‌ها و احکام اسلام، تن می‌دهند، کوچک می‌مانند و تفکر در آنها ممتنع می‌شود و به انواع مغالطات ابتدایی و زبان‌پریشی‌‌ مبتلا شده و امکان گام برداشتن به جلو و فراروی در جاده «عقلانیت و معنویت»، از آنها سلب می‌شود.

🍂 مسلمین (و بطور جدی‌تر شیعیان)، از جمله دکتر زیدآبادی، چونان جنینی کور در پیلۀ ضخیم عقاید فرقه‌ای و غلو‌آمیز موروثی‌شان حبس شده‌اند و به‌جای تقلا برای رخنه کردنِ پیله در جهت فراروی و وارد شدن به زندگی واقعی، با پیچیدگی‌های غیرقابل احصا و وسعت بی‌حدش، پیله را چون نقطۀ غایی حیات خود می‌پرستند و به هر دستی که بخواهد راه خروج از صغارت آنان را مهیا کند، بعنوان دستی نجس و کافر (پوشانندۀ حقایق ازلی-ابدیِ در مالکیت موروثی این جنینان در تفکر)، چنگ می‌اندازند و لگد می‌زنند. در نظر تنگِ آنها، میان شخصیت‌های بزرگ در تاریخ بلندِ جهان، کسی برتر از محمد‌بن‌عبدالله و علی‌بن‌ابی‌طالب و حسین‌بن‌علی و مابقی حاملان «ژن خوب الهی»، قابل تصور نیست، چه رسد به امکان تصدیق.

🍂 به لحاظ معرفت‌شناختی، خطا و به لحاظ اخلاقی، ناروا و به لحاظِ روانشناختی، خودشیفتگی‌ای غیربهینه است که این چنین، برای متعلقاتِ دینیِ خودمان پپسی باز کنیم و بزرگانِ دین و مذهب و فرقۀ خودمان را تخمِ دو زردۀ عالَمِ امکان ببینیم و کثیری از بزرگانِ مؤمن و ملحدِ تاریخ را نادیده بگیریم.

🍂 گفتگو با مسلمین واقعی ناممکن است، ولی گهگاهی لازم است که غرور کاذب و کاخ توهماتشان را با سنگ واقعیت‌ها مورد هدف قرار داد و برج و باروی حماقت‌شان را با مغلطه‌یابی و ذکر واقعیت‌های تلخِ نقیض، به لرزه درآورد.

🍂 شخصیت دین‌خو، تا آخرین لحظۀ عمرش، در خیالات خام کودکانه و فرقه‌ای‌ غوطه‌ور است و بی‌ارجاع مکرر به خدایگانِ قبیله، آن هم با انواع کاسه‌کلک‌بازی و برخورد گزینشی با تاریخ در جهت تحریف، نمی‌تواند دمی نفس بکشد. زیدآبادی هم برای اینکه نهیبی به حکومت آخوندی-اسلامی بزند، از امام دوم خود مایه گذاشته و اینطور وانمود می‌کند که حسن‌بن‌علی، برخلاف شیعیانِ بنیادگرا و قبیلۀ آخوندها، در جناح مردم بوده‌است؛ درحالی‌که «صلح حسن با معاویه»، بیشتر مشابه حکایت «صلح یک آقازادۀ عافیت‌طلب با فردی سیاس» بوده‌است؛ نه حکایت انسانی که تحت هر شرایطی، منفعت مردم را به منفعت شخص و خانواده‌اش ترجیح می‌دهد.

🍂 مفاد قرداد صلح حسن و معاویه، با تصور «شخصیتی عافیت‌طلب» از حسن بن علی، تطابق منطقی بیشتری دارد؛ به‌خصوص که می‌دانیم، او در شرایطی وارد مذاکرات صلح با معاویه شد که سپاهی ۷۰ هزار نفری را تحت فرمان خود داشت.

🔻مفاد صلح حسن‌بن‌علی با معاویه‌ به قرار زیر بود:

اولاً) بیت‌المال کوفه که موجودی آن ۵ میلیون درهم است، به حسن‌بن‌علی داده شود؛

ثانیاً) معاویه، سالیانه ۲ میلیون درهم برای حسن‌بن‌علی بفرستند؛

ثالثاً) امتیازات و بخشش‌ها و هدیه‌های بنی‌هاشم، بیشتر از بنی‌امیه باشد؛

رابعاً) دارابجرد (منطقه‌ای در اطراف شیراز) باید خراج و مالیاتش به بنی‌هاشم اختصاص یابد‌.

🍂 فی‌الواقع، حسن‌بن‌علی، یک عضو طبقۀ اشراف و فردی صاحب‌نفوذ بود که «مصلحت» مردم را به‌راحتی، با دریافت «چند میلیون درهم بیت‌المال از کوفه» و ایضاً، دریافتِ «سالانه دو میلیون درهم باج از معاویه»، سودا کرد که این از طبعِ تاجرپیشه‌ای چون دونالد ترامپ حکایت می‌کند (از مشابهت هر دو در تنوع‌طلبی جنسی و حبّ شدیدشان به نساء می‌گذرم که حسن‌بن‌علی را حتا در لسان علی‌بن‌ابی‌طالب، به «مِطلاق» (زیاد طلاق‌دهنده) مشهور ساخته بود و این نیز مؤید مطابقت «شخصیت عافیت‌طلب» با واقعیت زیست او دارد).

🍂 تنها توجیه قابل تصور که دکتر زیدآبادی می‌تواند برای این پایمال کردن واضحِ «مصلحت مردم» توسط پیشوا و امام خود جور کند، این است که با تقلید از آخوندهای کاسه‌کلک‌باز در مواجه با «برهان شر» بگوید، «حتماً حکمت و مصلحتی خفی و پنهان در این مصلحت‌سوزی‌ها وجود داشته‌است که عقل ناقصِ ما بدان راهی ندارد» و اینگونه، به مغلطۀ «توسل به جهل» متمسک شود.


#نقد_اسلام #نقد_شیعه

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📗ما هیچ، ما نگاه!

✍🏻
#علیرضاموثق

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📗ما هیچ، ما نگاه!

✍🏻
#علیرضاموثق

1️⃣ تاکنون، چقدر به کوچکی خویش تأمل کرده‌ایم؟ آیا توانسته‌ایم بر اضطراب ناشی از نگریستن به این واقعیت، یعنی بر اضطراب ناشی از نگریستن به شدت کوچکی خویش، غلبه کنیم؟

🍂 هر کدام از ما، یک نفر از حدود هشت میلیارد انسان زنده بر روی یک سیاره از هشت سیاره در مدار یک ستاره از سیصد میلیارد ستاره، در یک کهکشان از دویست میلیارد کهکشان در کیهان هستیم.

🍂 کمی بر این اعداد دقت و تمرکز کنیم! حیرت‌آور نیست؟

🍂 این کوچکی، البته فقط از نظر فیزیکی نیست؛ ما در حوزهٔ «دانش و معرفت» نیز لاجرم بسیار کوچکیم؛ ما نه تنها خیلی از دانستنی‌ها را نمی‌دانیم، بلکه بسیاری امور را اساساً نمی‌توانیم بدانیم؛ حدود دانایی ما، بس تنگ است؛ انسان حکیم، نه تنها می‌داند که چقدر نمی‌داند، بلکه می‌داند که چه اموری اساسا نادانستنی‌ست.

2️⃣ مفهومی که به نحو ضمنی در گزارهٔ «خدا وجود دارد»، مندرج است، این است که «ما خدا نیستیم»، و مفهومی که منطقا از گزاره‌های «خدا وجود دارد» و «ما خدا نیستیم» و «خدا خیلی بزرگ است»، استنتاج می‌شود، این است که «ما خیلی کوچکیم»؛ اما دین‌ورزی و دین‌داری ما در طول تاریخ، همواره و عموما، «شعار» بوده‌است؛ همواره و عموما، با توهم و خودشیفتگی، به‌جای خداوند نشسته‌ایم و به تفرعن معرفتی دچار شده‌ایم و با توهم، ذهن خدا را تقریر کرده‌ایم.

🍂 واقعیت این است که ما انسان‌ها، فقط در یک ویژگی، به اندازهٔ خداوند بزرگ هستیم و آن ویژگی، «توهم و خودشیفتگی»ست؛ یعنی نه «علم و خوبی ما»، بلکه فقط «توهم و خودشیفتگی ما» به اندازهٔ خداوند بزرگ است.

3️⃣ آقایان یک کتاب و چند حدیث و روایت زده‌اند زیر بغلشان و مدعی می‌شوند که خداوند، در فلان جا خشمگین شد و در بهمان جا، شاد شد و حتی وفق مندرجات آن کتابشان (یعنی قرآن)، از ۱۹ عدد بودن دروازه‌بان‌های جهنم نیز ابراز دانایی می‌کنند!

🍂 شما این حد از دانایی را از کجا آورده‌اید؟ شما چطور به حاقّ حقیقت و معنای هستی و به افکار و ارزش‌ها و احکام و اهداف و عواطف خداوند دسترسی پیدا کرده‌اید؟ واقعاً خجالت نمی‌کشید از اینکه خودتان را «مؤمن و خداپرست» می‌نامید؟

🍂 همین توهم و خودشیفتگی‌ست که شما را به انحطاطی کشانده که هر از چندی، توأم با تلاوت قرآن، مشغول سلاخی و آتش زدن برادران دینی خود در خاورمیانه هستید و به جان هم افتاده‌اید؛ یعنی به خودتان هم رحم نمی‌کنید، وای به حال دیگران! والا اگر الان قدرت داشتید، زن و بچهٔ غربی‌های کافر را وفق فقه اسلامی، به کنیزی گرفته بودید. یعنی خدا می‌داند که اگر قدرت آمریکا که بسی ظلم و جنایت در کارنامۀ خود دارد، دست شما بود، چه کارها که نمی‌کردید؟ البته می‌شود با توجه به سوابق تاریخی‌تان، حدس زد که چه کارهایی می‌کردید؛ همان کارهایی که اعراب صدر اسلام و یا امثال تیمور لنگ کردند که حتی یک رکعت از نمازش قضا نمی‌شد!

🍂 این توهم و تفرعن و جهلِ مقدس است که می‌گوید: «خداوند می فرماید که...» و مآلاً، به تقریرِ ذهن و افکار و ارزش‌ها و احکام و عواطف و اهداف خدا می‌پردازد و مشتی گزارۀ تاریخی و یا احکامِ عصرِ «حجر-حجاز-وایکینگی» چون شلاق و قصاص و قطع دست و پا و به صلیب کشیدن و یا قوانین ارث و دیات در یک نظامِ مردسالار و استبدادی را در دهانِ خدا (یا «رازِ رازها») می‌گذارد و مقدس‌شان می‌بیند و لذا به تبع آن، اصلاح و تغییرشان را با سدّ سکندر مواجه می‌کند. می‌دانیم که بودا (بر فرض وجود تاریخی)، چندان در مورد خدا وراجی نکرده‌‌است و خود را سخنگوی انحصاری خدایی خاص و دارای امتیازات ویژه نمی‌دانسته‌است. حال وقتی به تاریخ می‌نگریم، باید در نظر بگیریم، چرا میزان بلایای خونین و مصائبی که پیروان ادیان ابراهیمی، فقط در نقطه کوچکی چون اورشلیم، یا پیروان فرق مختلف اسلامی، در خاورمیانه، سر همدیگر آورده‌اند، قابل قیاس با بوداییان نیست؟ تا دریابیم، این میوه‌های متعدد چرکین و گندیده و خون‌بار، به ریشه‌ای مرده و فاسد (تصوراتی به‌‌شکل بنیادین، خطاناک و تاریخی و منحط، در بابِ ماهیت حقیقت و امر معنوی و الوهی، و روش مواجۀ عقلانی با آن) بازمی‌گردد.


#فلسفیدن #نقد_ادیان
➖➖➖

🌾 @Naqdagin